ساعتی در جمع نخستین زنان بدلکار سینمای ایران

ساعتی در جمع نخستین زنان بدلکار سینمای ایران

ایران/ عاشق کارهای خفن و هیجان انگیزند. ‌مهیّج ترین کار، چپ کردن ماشین و سوختن میان شعله‌های آتش است. می‌گویند از اینکه می‌توانیم کارهایی را انجام بدهیم که خیلی‌ها از انجام آن ناتوان هستند خوشحالیم و بدلکاری دیگر فقط برای مردان نیست. نسرین سرپرست گروه سوار ماشین می‌شود تا صحنه تصادف را اجرا کنند. همه از استاد فتحی می‌خواهند تا به آنها هم اجازه بدهد بدلکاری تصادف با ماشین را اجرا کنند. با اشاره استاد ماشین با سرعت جلو می‌آید.
آرزو قدم زنان به ماشین نزدیک می‌شود و در یک لحظه خودش را روی کاپوت پرت می‌کند. همه نگاه‌ها به او دوخته می‌شود. بعد از برخورد با محافظ مقابل شیشه جلو نقش بر زمین می‌شود. صدای تشویق بقیه بچه‌ها و لبخند استاد حکایت از موفقیت او در اجرای این حرکت دارد. باران شروع به باریدن می‌کند و دختران گروه بدلکاری خیبر برای صحنه پرت شدن از ماشین در حال حرکت آماده می‌شوند.
پارک آبشار محل قرار ما در یک روز سرد پاییزی است؛ جایی در غرب تهران و با چشم‌انداز زیبای دریاچه شهدای خلیج فارس. کارکنان جایگاه پمپ بنزین و مردمی که برای قدم زدن آمده‌اند هم با دقت کارهای آنها را تماشا می‌کنند. کمی دورتر مادر نسرین آنها را از داخل ماشین زیر نظر دارد. نسرین به مادرش اشاره می‌کند و می‌گوید: «خیلی دوست دارم خودم هم در تصادف با ماشین باشم اما نمی‌خواهم مادرم نگران شود.»
مخالفت خانواده با بدلکاری حرف مشترک همه دختران گروه است. می‌گویند پدر و مادر و اطرافیان با این کارمان مخالفت می‌کردند اما وقتی از نزدیک صحنه‌های بدلکاری و امنیت آن را دیدند کم کم راضی شدند. کرونا هم حریف‌شان نشده است و دختران مشتاق در هوای سرد پاییزی با ماسک به نوبت صحنه تصادف را اجرا می‌کنند.
«همه رشته‌های ورزشی را امتحان کرده‌ام اما هر رشته را قبل از مسابقات کشوری رها می‌کردم و سراغ ورزش دیگری می‌رفتم. همین باعث تعجب همه شده بود ولی من دنبال هیجان بودم و بدلکاری همان گمشده‌ام بود.» این را نسرین تیموری می‌گوید. سرپرست ۲۷ ساله گروه دختران بدلکار خیبر که دو سال قبل توانست این گروه را تشکیل دهد و در پروژه‌های مختلف سینمایی حضور داشته باشد. قبل از تشکیل گروه تنها بانوی بدلکار بود. می‌گوید بهترین رکورد بدلکاری را در سریال سلمان فارسی به ثبت رسانده است: «این بهترین و خفن‌ترین رکورد بود. سوار بر اسب داخل چاله سقوط کردم. من باید از روی اسب پرت می‌شدم. برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران یک بدلکار زن این صحنه را اجرا کرد. در سریال نهنگ آبی هم تصادف با ماشین داشتم که با سرعت بالا روی زمین افتادم و در یکی دیگر از سریال‌ها از ماشین بیرون پریدم. تا قبل از من هیچ وقت این فرصت دراختیار بانوان قرار نمی‌گرفت که بتوانند در فیلم‌های سینمایی بدلکاری کنند و کارگردان‌ها باور نداشتند که دخترها هم می‌توانند این کار را انجام بدهند. حتی کار به جایی می‌رسید که یک ساعت با کارگردان صحبت می‌کردم و تعهد می‌دادم که اجازه بدهند صحنه بدلکاری فیلم را من انجام بدهم و باز نمی‌شد. بعد حالا تهیه  کننده‌ها و کارگردان‌ها تماس می‌گیرند و برای پروژه‌های بدلکاری از من و بچه‌های گروه دعوت می‌کنند.»
هدف مشترک ما این است که قدرت بانوان را نشان دهیم و ثابت کنیم در هیچ کاری کم نمی‌آوریم. نسرین از حمایت‌های علیرضا فتحی استاد بدلکاری ایران برای تشکیل گروه بدلکاری دختران و افتخارات اعضای این گروه می‌گوید: «تا ۴ سال قبل نمی‌دانستم رشته‌ای به‌نام بدلکاری وجود دارد. در یک همایش با این رشته آشنا شدم و با علاقه دنبال کردم. تمرینات را زیر نظر استاد فتحی ادامه دادم و به‌عنوان اولین دختر در فیلم‌ها و سریال‌های ایران بدلکاری کردم. دو سال قبل ایده تشکیل گروه دختران بدلکار را به استاد فتحی دادم و او هم استقبال و حمایت کرد. شروع به استعدادیابی کردم و این بچه‌ها را که هر کدام در رشته‌های مختلف رزمی و موتورسواری مقام‌های کشوری و آسیایی و حتی جهانی دارند جمع کردم. چالش زیادی داشتم اما درنهایت موفق شدم.»
مهشید دوست دارد در رقابت‌های رزمی بدون هوگو و نقاب تا حد مرگ مبارزه کند. می‌گوید در بدلکاری متوجه می‌شوی با بقیه آدم‌ها یک فرق مهم داری. سال‌ها در رشته رزمی «موی تای» و «کیک بوکسینگ» فعالیت کرده و یکی از بهترین‌ها در این دو رشته است: «تا ۶ ماه قبل از اینکه با بدلکاری در فضای مجازی آشنا شوم در رشته‌های رزمی فعالیت می‌کردم و عاشق مبارزات رزمی داخل رینگ هستم. هیجان را خیلی دوست دارم. برای همین وارد گروه دختران بدلکار شدم. این رشته هیچ ترسی ندارد و اتفاقاً هیجان دارد.»
آرزو هم نظر مهشید را تأیید می‌کند. ۲۳ سال دارد و از یک سال قبل وارد این گروه شده است. او هم در رشته‌های رزمی و موتورسواری فعالیت کرده وعلاقه زیاد به کارهای هیجانی، او را وارد عرصه بدلکاری کرد. هنوز هیجان بعد از پرت شدن از ماشین در صدایش موج می‌زند: «خیلی حس خوبی دارد وقتی از ماشین در حال حرکت بیرون می‌پری. خیلی‌ها که این صحنه را می‌بینند تصور می‌کنند کار خطرناکی است درحالی که ما با ایمنی کامل و زیر نظر مربی این کار را انجام می‌دهیم. در فیلم خواب زده‌ها بدلکاری کردم و دوست دارم در این رشته یک بار هم که شده صحنه آتش گرفتن را بازی کنم. باور کنید خیلی هیجان داره.»
پریسا تا دوسال قبل فوبیای ارتفاع داشت و روی چهارپایه هم نمی‌رفت. اما حالا در صحنه‌های بدلکاری از ارتفاع ۹ متری می‌پرد. می‌گوید مقابله کردن با ترس لذت دارد: «دو سال قبل بود که توسط یکی از دوستانم با نسرین آشنا شدم. او دختر بدلکار سینما بود و کارهای او را در فیلم‌های سینمایی دیده بودم. به این حرفه علاقه‌مند شدم و در کنار او تمرین کردم. پدرم مخالف بود اما وقتی علاقه‌ام را دید چند بار سر فیلمبرداری آمد و از ایمنی کار اطمینان پیدا کرد و اجازه داد. خیلی دوست دارم صحنه پرش از خودرو و آتش گرفتن را اجرا کنم. وقتی صحنه آتش گرفتن را بدلکاری می‌کنی به جنگ ترس بزرگ می‌روی و این خیلی لذت دارد.»
بهاره و شکیلا کم سن‌ترین اعضای گروه هستند که با وجود جثه کوچک، صحنه‌های تصادف با ماشین را بخوبی اجرا می‌کنند. بهاره ۱۷ سال دارد و از ۱۵ سالگی عضو گروه شده است: «ژیمناستیک، پارکور، رزمی و بدنسازی کار می‌کنم واز دوسال قبل هم با بچه‌های گروه در فیلم‌های سینمایی و سریال‌ها بدلکاری می‌کنم. بهترین لحظه‌ها در همین صحنه‌های بدلکاری رقم می‌خورد؛ جایی که خیلی‌ها از عهده آن برنمی‌آیند اما تو آن را  به بهترین شکل انجام می‌دهی.»
موهایش را در سینما و بدلکاری سفید کرده و امروز با آموزش دادن به جوانان عاشق بدلکاری، آنها را وارد این حرفه می‌کند. می‌گوید اگر ۵۰ درصد امکانات و تجهیزاتی که بدلکاران دنیا دارند در اختیار ما بود بدلکاران ما بهترین صحنه‌ها را خلق می‌کردند. علیرضا فتحی استاد بدلکاری است که بدلکاران بسیاری زیر نظر او آموزش دیده‌اند. دوسالی است که تیم دختران بدلکار را هدایت می‌کند و معتقد است شجاعت بانوان در بدلکاری بیشتر از مردان است و او به این شجاعت افتخار می‌کند: «در سینمای ایران سال‌ها بود که لباس زنانه تن بدلکاران مرد می‌کردیم تا آنها صحنه مربوط به تصادف یا سقوط زن بازیگر را بدلکاری کنند. اما این دختران امروز بخوبی این صحنه‌ها را حتی بهتر از مردها اجرا می‌کنند. در یکی از سریال‌های آقای سیروس مقدم صحنه افتادن کمد روی بازیگر زن را با کمک یکی از همین بچه‌ها اجرا کردیم. من درخواست تکرار دادم و آقای مقدم ‌گفت خطرناک است اما من به کار این بچه‌ها ایمان دارم و این صحنه را دوباره تکرار کردیم.
با این همه متأسفانه بدلکاری درآمد زیادی در سینمای ایران ندارد چون هنوز این حرفه بخوبی شناخته و جا نیفتاده نشده است. اینجا ضعیف‌ترین امکانات را در اختیار بدلکار قرار می‌دهند. به طور مثال برای چپ کردن ماشین، اوراق‌ترین ماشین را در اختیار بدلکار قرار می‌دهند درحالی که بدلکار های خوب دنیا حاضر نمی‌شوند حتی پشت فرمان این ماشین بنشینند.»
دختران بدلکار با خنده از کنده شدن کفش‌های یکی ازبچه‌ها در لحظه پریدن از خودرو می‌گویند و منتظر می‌مانند تا نوبت خودشان شود.

جدیدترین مدل های گوشواره هندی 2020

جدیدترین مدل های گوشواره هندی 2020

آکا ایران/ طلا یکی از زیور آلات می باشد که اکثر خانم ها عاشق آن ها هستند. از جمله زیور آلات، گوشواره را میتوان نام برد که زینت دهنده ی گوش میباشد. گوشواره و بدلیجات هندی طرفداران زیادی دارد و همیشه مورد استقبال خانم ها قرار میگیرد. این گوشواره ها در طرح های متنوع و رنگهای شاد و زیبا عرضه می شوند بعضا با نگین ها و یا آویز هایی تزئین شده اند که نمود آنها را بیشتر می کند
مجموعه ای از زیباترین و جدیدترین مدل گوشواره های هندی را برای شما عزیزان گردآوری کرده ایم. تصاویر را ورق بزنید 

به بهانه هفته تربیت اسلامی؛ در عصر فردگرایی فرزندانمان را چگونه تربیت کنیم؟

به بهانه هفته تربیت اسلامی؛ در عصر فردگرایی فرزندانمان را چگونه تربیت کنیم؟

جام جم/ کتابفروشی‌ها پر است از کتاب‌های مربوط به کودک و نوجوان. چه آنها که کودکان بخوانند و چه کتاب‌هایی مربوط به والدین. حالا سال‌هاست بچه‌ها هم برای خودشان کتابفروشی اختصاصی دارند. آنها سهمشان از کتابخانه‌ها را برداشته‌اند و میز و صندلی و قفسه‌های رنگین خودشان را دارند. با این همه اما کتاب‌هایی که پیشتر هم اسمشان را شنیده‌ایم هنوز کارکردشان را میان این همه کتاب حفظ کرده‌اند. لیست زیر مروری است بر کتاب‌هایی در حوزه تعلیم و تربیت.

  کتاب‌های شهید مطهری
«تعلیم و تربیت در اسلام»، نام مجموعه‌ای از آثار شهید استاد مطهری است که در قالب یک کتاب منتشر شده است. استاد در این مجموعه نوشتار بر آن است جایگاه هسته‌ عقل توام با معنویت را در ساخت رکن اصلی جامعه یعنی خانواده بگوید.
 برخلاف بسیاری از مکاتب تعلیمی و تربیتی که مجزا به خانواده یا فرد می‌پردازد، این اثر شهید بر معرفی خانواده و فرد و ارتباط آن با یکدیگر اشاره دارد. مجموعه کتاب‌های دیگر استاد همانند «انسان کامل»، «آزادی معنوی»، «فطرت و طبیعت»، «فلسفه اخلاق» و «گفتارهایی در اخلاق اسلامی» پس از این آثار ،جدی‌ترین نوشتار شهید مطهری در حوزه تربیت است.

  کتاب فردوسی
شاهنامه یکی از کتاب‌های فراموش شده حوزه‌ تعلیم و تربیت است. کتابی که پیشتر در بسیاری از خانه‌های ایرانی پیدا می‌شد و حالا تا حدودی به دست فراموشی سپرده شده است. بیراه نیست اگر شاهنامه را یکی از معدود کتب تربیت انسان بر پایه‌ آموزه‌های دینی و اسلامی دانست.  
در کنار ادبیات فاخر، روایت هوشیاری و بیداری و وطن‌پرستی و تعبد به اصول اخلاقی اسلامی و انسانی را در جای‌جای شاهنامه می‌توان دید. به‌عنوان‌مثال، رستم خواب‌آلود غافل از دنیا در خوان اول که با جسوری رخش نجات پیدا می‌کند در خوان هفتم به رستم هوشیار و عاقل تبدیل می‌شود که از پس دیو برمی‌آید. بازگشت ادبیات فاخر که تاریخ و فرهنگ و دین را با یکدیگر پیوند زده می‌تواند کمک بسیار زیادی به پاسداشت کانون خانواده‌ ایرانی کند.

  کتاب‌های استاد صفایی حائری
استاد مرحوم علی صفایی حائری یا همان عین صاد را بسیاری با نوشتار جذاب و البته دقیقش می‌شناسند. او یکی از معدود متفکران مسلمانی بود که ادبیات را وارد امر تعلیم و تربیت کرد و با شناخت به حوزه جذاب ادبیات از تعلیم و تربیت گفت. «مسئولیت و سازندگی»، «تربیت و کودک و نظام اخلاقی اسلام» بخشی از این آثار است. «تربیت و کودک» استاد صفایی حائری را می‌توان یکی از معدود آثار دقیق روان‌شناسی کودک و نحوه‌ مواجهه عملی با کودک عصر فناوری دانست.

  کتاب‌های مهدی آذریزدی
برای این روزهای ما که داستان‌ها بخشی از هویت اجتماعی‌مان شده است و بچه‌ها با داستان‌ها سراغ شخصیت‌هایی چون بن‌تن و اسپایدرمن می‌روند تا شبیه آنها شوند؛ «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» به قلم استاد مرحوم آذریزدی جذابیت عجیبی دارد. کتاب‌هایی که از دهه‌ 40 شمسی جای خودشان را در کتابخانه‌های ایرانی باز کردند. یک مجموعه‌ هشت‌جلدی که هر جلد آن با تکیه‌بر داستان‌های قرآنی، 14 معصوم، کلیله‌ودمنه، مرزبان‌نامه، سندباد نامه و قابوس‌نامه، مثنوی، شیخ عطار و گلستان و ملستان نوشته‌شده است. دفتر کلیه و دمنه و قصه‌های 14 معصوم از صمیمی‌ترین داستان‌هایی است که می‌توان هر شب قبل از خواب برای فرزندان مرور کرد.

  کتاب سعدی
صدسال پیش به مدارس آن موقع یا همان مکتبخانه‌ها سر می‌زدیم کمتر دانش‌آموزی می‌دیدیم که گلستان سعدی نخواند. کتابی با نثر قوی و صدالبته آموزنده که حکمت بشری را با نثری شیرین به مخاطب عرضه می‌کند. گلستان سعدی بیش از 800 سال قبل نگاشته شده اما انتخاب موضوع، تلاش برای جذاب سازی آن و از همه مهم‌تر پند دهی با شعرهای کوتاه، این کتاب را به یکی از گرانبهاترین کتب تاریخ تربیت و فرهنگ ایرانی تبدیل کرده است. به امید روزی که گلستان‌خوانی رسم خانه‌های ما شود.

اجتماعی ماندن در اوج فردگرایی
امیر مسروری / روزنامه نگار
​​​​​​​آغاز سال 2000 میلادی، روزی که جهان دور هم جمع بود تا به تماشای آغاز هزاره‌ سوم بنشیند، هیچ وقت تصور نمی‌کرد روزگاری که فناوری‌ها حرف اول را می‌زد در سیاهچال فردگرایی قرار گیرد. این روزها دنیا به جای تعامل به سمت فردگرایی و تنهایی رفته و هرکس برای حفظ جانش مجبور است از دیگران فاصله بگیرد. همان زمان که واژه‌ فاصله‌گذاری اجتماعی مطرح شد بسیاری از جامعه شناسان و روان‌شناسان بر این نامگذاری خرده گرفتند و حتی سازمان ملل این نام را تغییر داد، اما این واژه ماندگار شد. سرنوشت انسان‌ها در عصر کرونا تغییر کرد و تعامل فرزندانمان با هم نسل‌هایشان یکباره دگرگون شد. مدرسه رفتن یا نرفتن دغدغه شد و بسیاری از فرزندان خانه ماندن و یادگیری مجازی را بر حضور ریسک‌پذیر در مدرسه ترجیح دادند. والدین هم سردرگم از یک‌جانشینی، روحیه‌ جدید فرزندان را در خانه‌های مکعبی تحمل می‌کردند. قوطی کبریت‌هایی که حالا اسمش خانه‌ آپارتمانی است، تمام دنیای بچه‌هایمان شد. اتاق‌های اسباب بازی که همیشه نامنظم بود و بچه‌ها در واکنش به «تمیز کن پسرم»، قول فردا می‌دادند حالا برای این‌که در «شاد» تمیز به نظر بیاید همیشه مرتب است. کلاس‌های پشت سرهم در خانه، نبود بازی با هم نسل‌ها و زندگی سخت آپارتمان‌نشینی به ویژه اگر همسایه، صاحبخانه باشد بلای نسل پدر و مادرهای عصر کرونا شد.
اخیراً یک مرکز افکار سنجی معتبر، نتایج یک نظرسنجی میان والدین تهرانی را منتشر کرد. بیش از 68 درصد والدین نگران فرزندشان در ایام کرونا هستند. فقط 30 درصد اعلام کردند اصلاً نگرانی‌ای برای حضور فرزندانشان ندارند! نگرانی‌ای که عصر کرونا با بازی‌های مرگباری چون مومو و نهنگ آبی به وجود آورده و والدین را از خانه‌نشینی عصبی کرده است. سؤال فراموش نشود چه باید بکنیم تا فرزندانمان را نجات دهیم و تربیتی بر پایه آموز‌ه‌های اعتقادی‌مان داشته باشیم؟
پاسخ ساده است، رشد پا به پای فرزندان و مطالعه و راهنمایی از کارشناسان؛ موضوعی که به سبب پیوستگی خانواده‌های ایرانی کمتر به آن توجه می‌شود. به عنوان یک والد برایم عجیب است که فرزندم از فناوری‌ای سخن می‌گوید که جلوتر از من است. 
نبود وقت برای یادگیری بحران ایجاد کرده و از طرفی نمی‌توانیم بی تفاوت باشیم. پس بهتر است نسبت به فناوری گارد نگیریم و سراغ یادگیری و از همه مهم‌تر سواد استفاده از فناوری برویم. تا خودمان ندانیم فرزندانمان قرار است در چه دنیایی غوطه ور شوند، نمی‌توانیم به آنها امر و نهی کنیم. بماند که امر و نهی در این زمان چقدر مفید و چقدر مضر است.
نکته بعدی مطالعه است. وابستگی به فناوری اولین دشمن مطالعه کتاب‌های فیزیکی است. مطالعه و خواندن در واقع مشاهده‌ مکتوب زحمات یک نویسنده یا یک متخصص از تمام تجربیات عمرش است. چه خوب که بتوانیم این تجربه‌ها را که برایش ده‌ها و صدها سال زحمت کشیده شد، بهتر و با جذابیت بیشتر بخوانیم. ضمن این‌که وقتی فرزندانمان دست ماها کتاب می‌بینند بیشتر می‌فهمند دنیایی غیر از اتاق و آن گوشی در دستشان وجود دارد و آخرین نکته، استفاده از مشاوران و کارشناسان است. 
باید بپذیریم بافت فرهنگی خانواده‌هایمان کمتر به ما اجازه می‌دهد پای یک غریبه به زندگی ما باز شود. ما حتی برای دردهایمان «دوستان نزدیکمان» را محرم نمی‌دانیم. اما باید بپذیریم دنیای ناشناخته جدید نیازمند کمک گیری است. کرونا نشان داد آدم‌ها تنها مسؤول اعمال خود نیستند و می‌توانند در اوج فردگرایی، رفتار اجتماعی و جمعی داشته باشند. مراجعه به مشاوران و مراکز مشاوره یکی از کمک‌های این دوره برای تربیت نسلی پویا و فعال خواهد بود. هستند مراکزی در کشور که به طور رایگان یا درصد بسیار کمی هزینه کمک می‎کنند. آموزش و پرورش، بهزیستی، دانشگاه‌های علوم پزشکی و خانه‌های سلامت بهترین مراکز برای مراجعه و یادگیری است.
 البته بزرگ‌ترین کمک گیری درک متقابل است. باید بپذیریم در بحرانی به نام کرونا قرار داریم و قرار نیست تمام شود. چه خوب که بچه‌هایمان از پارکینگ و حیاط آپارتمان‌ها استفاده کنند. ساعتی که همه بیدارند در خانه ورزش کنند و همدیگر را تحمل کنیم. راز تربیت نسل جدید همین تحمل است.

مدلینگ لباس؛ شغل جدید قربانی اسیدپاشی در ایران

مدلینگ لباس؛ شغل جدید قربانی اسیدپاشی در ایران

عصر ایران/ در سال گذشته مجلس جمهوری اسلامی قانون جدیدی را برای افزایش مجازات عاملان اسیدپاشی تصویب و اعلام کرد از قربانیان چنین حوادثی حمایت بیشتری خواهد کرد.
رویترز در گزارشی تصویری به مدل شدن یکی از قربانیان اسیدپاشی در ایران پرداخته و از شغل او می گوید.
“معصومه عطایی” دختر ۳۷ ساله ایرانی یکی از قربانیان اسیدپاشی در کشور، اینک حرفه مدلینگ لباس را برای خود برگزیده است.
پدر شوهر این زن جوان، ۱۰ سال قبل و پس از طلاق او از پسرش با اسید به “معصومه” حمله کرد و باعث از بین رفتن زیبایی او شد.
اثرات سوختگی شدید روی صورت، دست و بدن این دختر وجود دارد و بینایی او از دست رفته است.

عطایی پس از حکم دادگاه درباره “قصاص”، پدر همسر سابقش را بخشید و زندگی جدیدی را آغاز کرد.
معصومه که در زمان حمله پدر همسر سابقش، مادر یک پسر دو ساله بود، به شدت افسرده شد و تا سال‌ها به دلیل ظاهر جدیدش تمایلی به ارتباط با دیگران و بیرون رفتن نداشت.
اینک معصومه یک مدل شناخته شده ایرانی است. لمس کردن تنها راهی است که او می‌تواند خود و استایلش را در ذهن دیگران تجسم کند. او لباس‌های سنتی ایرانی را به نمایش می‌گذارد.
مدلینگ به او کمک کرده تا خودش را بپذیرد. او می‌گوید: اگر کسی زیبایی صورتش را از دست بدهد یا نقصی در  صورتش داشته باشد به معنای زیبا نبودن آن فرد نیست. زیبایی می‌تواند در عوامل دیگری نیز خلاصه شود.
“شهرت” دلیل اصلی بسیاری از افراد برای ورود به صنعت مدلینگ است اما برای “معصومه عطایی” این کار جنگ با تنهایی، خلق زندگی مستقل، شکست استانداردهای سنتی زیبایی و الگو شدن برای کسانی است که در شرایط او هستند.
این زن جوان در تهران 38 عمل جراحی مختلف را روی پوستش انجام داده است. او 6 سال قبل و به کمک یک خیر حدود یک سال در واشنگتن دی. سی ماند و  3 عمل ناموفق جراحی را برای بازگرداندن بینایی‌اش انجام داد.

درمان‌ وی ادامه دارد. او همچنان عمل‌هایی را روی پوستش انجام می‌دهد و امیدوار است جراحی‌های بیشتر روی چشمش باعث برگشتن بینایی‌اش شود. 
معصومه عطایی بیش از 38 عمل جراحی زیبایی در تهران روی پوستش انجام داده است.
در سال گذشته مجلس جمهوری اسلامی قانون جدیدی را برای افزایش مجازات عاملان اسیدپاشی تصویب اعلام کرد از قربانیان چنین حوادثی حمایت بیشتری خواهد کرد.
قانون جدید با نام “مقابله به مثل” از برخورد شدید یا مجازات طولانی حبس برای عاملان حملات اسیدپاشی می‌گوید که با نیت “مجرمانه” یا طراحی قبلی دست به این عمل زده و به دیگران آسیب می‌زنند. در این قانون قصاص نفس یا عضو به عنوان مجازات در نظر گرفته شده است.

معصومه عطایی قربانی اسیدپاشی در زمان حمله پدر همسر سابقش مادر یک پسر دوساله بود.
معصومه عطایی کار مدلینگ را انتخاب کرده و لباس‌های سنتی ایرانی را به نمایش می‌گذارد.
این زن با کار مدلینگ خود و اعتماد به نفسش را بازیابی کرده است.

معصومه عطایی پس از حمله پدرشوهرش با اسید بینایی خود را از دست داده است.
معصومه با کار جدیدش با تنهایی می‌جنگند و مستقلانه زندگی می‌کند.

آثار شدید سوختگی با اسد روی دست‌ها و صورت معصومه به جا مانده است.
درمان پوست این زن قربانی اسیدپاشی همچنان ادامه دارد و او امیدوار است با جراحی بیشتر بینایی‌اش را به دست آورد.

چطور می توان از یائسگی زودرس جلوگیری کرد؟!

چطور می توان از یائسگی زودرس جلوگیری کرد؟!

اطلاعات/ یائسگی یکی از دوره‌های طبیعی زندگی زنان است که در آن قاعدگی برای همیشه متوقف می‌شود و آنان دیگر قادر به بارداری نیستند. این اتفاق معمولاً در حدود سن ۵۲ سالگی آغاز می‌شود، ولی می‌تواند در هر سنی اتفاق بیفتد. در این زمان تخمدان‌ها به میزان کمتری هورمون‌های زنانه، به خصوص استروژن را ترشح کرده که خود این تغییر هورمونی موجب برخی عوارض در زنان می‌شود.‏
اگر این اتفاق در حوالی ۴۰ سالگی رخ دهد به آن یائسگی زودرس اطلاق می‌شود و اگر یائسگی زودتر از موعد خود اتفاق بیفتد، علاوه بر این که می‌تواند بار روانی منفی برای فرد ایجاد کند، عوارض ناشی از آن نظیر بیماری‌های قلبی یا پوکی استخوان هم با شدت بیشتری رخ می‌دهد. بد نیست بدانید که میزان بروز یائسگی زودرس در جمعیت ایرانی از حد نصاب یک تا پنج درصد جهانی بالاتر است.‏
به جز ژنتیک، برخی از عوامل سبک زندگی ممکن است در شروع یائسگی تأثیر داشته باشند. سیگار کشیدن اثرات آنتی‌ استروژن دارد که می‌تواند علت یائسگی زودرس باشد. همچنین اضافه وزن و کمبود وزن، هر دو از عوامل ایجاد کننده اختلال یائسگی زودرس محسوب می‌شوند. یک رژیم گیاهخواری، عدم تمرین و عدم وجود آفتاب در طول زندگی، می‌تواند باعث ایجاد یائسگی زودرس شود. از سوی دیگر، یائسگی زودرس می‌تواند نشانه‌ای از بیماری‌های خود ایمنی مانند بیماری تیروئید و آرتریت روماتوئید باشد. در سیستم ایمنی بدن، سیستم ایمنی بخشی از بدن را به‌عنوان یک مهاجم اشتباه گرفته و به آن حمله می‌کند. التهاب ناشی از برخی از این بیماری‌ها می‌تواند تخمدان‌ها را تحت تأثیر قرار دهد‎.‎‏ ‏

درمان‌های خانگی برای ترک لب

درمان‌های خانگی برای ترک لب

اطلاعات/ با سردتر شدن و خشک شدن هوا در پاییز و زمستان، ترک لب‌ها هم شایع‌تر است. اگر شما هم با این مشکل مواجهید می‌توانید با روش‌های خانگی ترک لبتان را درمان کنید.
آلوئه ورا: از عطاری یا گل فروشی یک برگ آلوئه ورا بخرید، ژل آن را خارج کرده و به پوست صورت و لبتان بزنید. البته برخی افراد ممکن است واکنش‌های آلرژیک به آلوئه ورا را تجربه کنند، بنابراین توصیه می‌شود ابتدا ژل را روی قسمت کوچکی از پوست امتحان کنید تا از حساسیت نداشتن مطمئن شوید.‏
عسل: عسل به عنوان یک لایه بردار ملایم عمل کرده و می‌تواند به حذف پوست خشک و مرده از لب‌ها کمک کند. یک لایه نازک از عسل را با انگشت تمیز یا مقداری پنبه روی لب‌های خود بمالید. اجازه دهید برای ۲۰ تا ۳۰ دقیقه به همان حالت باقی بماند و سپس آن را پاک کنید.‏
روغن نارگیل: روغن نارگیل یک ماده نرم کننده و ضد التهاب است، از این رو، برای حفظ رطوبت در لب‌ها و پیشگیری از خشک شدن آنها گزینه خوبی محسوب می‌شود.‏
آب بنوشید: پوسته پوسته شدن لب‌ها بیشتر به دلیل کم آبی بدن است، پس نوشیدن آب را فراموش نکنید.‏
چای سبز: چای سبز سرشار از آنتی اکسیدان، مواد معدنی و پلی فنول است که التهاب را تسکین می‌دهد. یک چای سبز کیسه‌ای را در آب گرم بخیسانید. آن را به آرامی روی لب‌های خود بکشید تا پوست‌های مرده اضافی را از بین ببرد و لب‌هایتان نرم شود. ‏