خودزشت‌پنداری؛ دردسرهای یک اختلال ذهنی جدی

در یکی از بررسی‌هایی که به‌تازگی محققان آمریکا انجام داده‌اند، دریافته‌اند ۵۵درصد زنان و ۴۲درصد مردان حداقل از یک مورد از ظاهر خود ناراضی هستند. درجه نگرانی مردم از ظاهر و بدن‌شان بسیار متغیر است و از یک نارضایتی جزئی شروع شده تا به نوعی اختلال ذهنی جدی به‌ نام «خودزشت‌انگاری» منتهی می‌شود. افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، نمی‌توانند با افراد دیگر جامعه تعاملات اجتماعی برقرار کنند و البته این افراد بیشتر مواقع به مشکلات ذهنی دیگری چون اختلال‌های غذاخوردن و وسواس اجباری هم مبتلا هستند.

پیامدهای نارضایتی از بدن

نگرانی درخصوص تصویر بدنی فقط در سطح باقی نمی‌ماند و روی بسیاری از جنبه‌های زندگی‌ افراد اثر منفی می‌گذارد.

مثلا، فرد لاغری را در نظر بگیرید که دایم نگران وزن خود است. او ممکن است به سراغ رژیم‌های غذایی سخت برود و دایم از این رژیم غذایی به رژیم دیگر در نوسان باشد. یا حتی احتمال دارد، نگران لباس‌هایی باشد که می‌پوشد. البته نگران‌کننده‌ترین اثر عدم رضایت از بدن در این افراد، اثر منفی این نارضایتی روی روابط‌شان با دیگران و البته سلامت ذهنی‌شان است. گاهی‌اوقات این افراد نمی‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کرده یا در موقعیت‌های اجتماعی حاضر شوند. آنها معمولا به مرور به افسردگی و اضطراب مبتلا می‌شوند.

البته این وضعیت زمانی‌که فرد نگاه مثبتی به تصویر بدنی خود دارد هم صدق کرده و اثر مثبتی روی سلامت ذهن و جسم او می‌گذارد.

خودزشت‌پنداری؛ دردسرهای یک اختلال ذهنی جدی/ این پنج ترفند را بکار بگیرید

محققانی که در این زمینه فعالیت می‌کنند، به دنبال راه‌حل‌های مناسبی برای تغییر ذهنیت این افراد درمورد بدن‌شان هستند. زیرا تغییر ظاهر هرگز نمی‌تواند تصویر بدنی این افراد را تغییر دهد. مثلا این سناریو را در نظر بگیرید:

فردی که از تصویر بدنی خود رضایت ندارد، برای بهبود ظاهر خود موهایش را کوتاه می‌کند (البته برخی از این افراد خود را به زحمت انداخته و به سراغ جراحی‌های بی‌مورد زیبایی می‌روند). پس از گذشت یکی، دو هفته فرد و البته اطرافیانش به این ظاهر جدید عادت می‌کنند و دوباره آن تصویر بدنی منفی با قدرت قبل بازمی‌گردد. در واقع فردی که به اختلال «خودزشت‌انگاری» مبتلاست، مدتی پس از هربار تغییر ظاهر خود، دوباره به همان حس اولیه بازمی‌گردد. به همین دلیل است که محققان می‌گویند برای داشتن حس خوب از بدن خود باید جنبه‌های شناختی و احساسی فرد تغییر کند.

ترفندهایی برای داشتن تصویر بدنی مثبت

برای اینکه بتوان تصویر بدنی مثبت در ذهن خود ایجاد کرد، چند ترفند ساده زیر به‌کار می‌آیند:

۱. توجه به ارزش‌ها

بارها شنیده‌ایم که نباید خوب یا بد بودن کتاب‌ها را از روی جلد آنها قضاوت کنیم، اما خود ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که به ظاهر افراد بسیار اهمیت می‌دهد و اگر بخواهیم به‌طور کل به ظاهر خود توجه نکنیم، عجیب و غریب به نظر می‌رسیم. با اینحال باید بر اساس مقدار انرژی و زمانی‌ که داریم و با توجه به ارزش‌های خود به ظاهرمان برسیم.

در واقع ما انسان‌ها شکل و اندازه‌های متفاوتی داریم. برخی جثه‌ای کوچک داریم و برخی دیگر جثه‌هایمان درشت‌تر است و باید بدانیم که افراد الزاما به‌ خاطر ظاهر دیگران با آنها در تعامل نیستند و عوامل دیگری غیر از ظاهر موجب ارتباط بین مردم می‌شود. همچنین باید یادمان باشد، اگر بیشتر وقت و انرژی خود را برای ظاهر خود خرج کنیم، وقت و انرژی کمتری برای بودن کنار خانواده، دوستان و البته سرگرمی‌های مورد علاقه خواهیم داشت.

۲. تمرین قدردانی و شکرگزاری درباره بدن

تا به حال پیش آمده که به آینه نگاه کنید و به‌جای انتقاد از خود، شکرگزاری کنید؟ وقتی روی آن بخش از بدن خود که رضایت دارید، توجه نشان می‌دهید چه احساسی پیدا می‌کنید؟ بنابه گفته محققان، شکرگزاری در خصوص بدن، تصویر بدنی‌مان را بهبود می‌بخشد. اما این کار را چگونه باید انجام داد؟

وقتی صدای انتقادی درونی‌تان به شما می‌گوید، «کاشکی بینی‌ام کوچکتر بود؟»، فورا به آن صدا پاسخ دهید، «من عاشق موهایم هستم». وقتی این کار را بارها انجام دهید،‌ به‌مرور صدای انتقادی درونی‌تان ساکت می‌شود. بنابراین برای انجام این کار، فهرستی از ویژگی‌های فیزیکی‌تان که آنها را دوست دارید، تهیه کرده و از آنها قدردانی کنید.

خودزشت‌پنداری؛ دردسرهای یک اختلال ذهنی جدی/ این پنج ترفند را بکار بگیرید

۳. تمرکز روی عملکرد بدن

بدن ما چیزی بیش از نمای بیرونی است. این بدن با عملکردهای مهم خود، حیات ما را موجب می‌شود و اجازه می‌دهد، دنیا را آنگونه که باید تجربه کنیم. بنابراین اگر به‌ جای ظاهر بدن، به عملکردهای آن توجه کنیم، گام مفیدی درخصوص مثبت فکرکردن به بدن خود برداشته‌ایم.

از جمله عملکردهای مهم بدن باید به تنفس، خواب، پیاده‌روی، ترانه خواندن و هر کار دیگر که بدن می‌تواند انجام دهد اشاره کرد. اگرچه بسیاری از مردم از بدن‌شان رضایتی ندارند یا حتی با بدن‌شان در جنگ دایمی‌اند، بدن هرگز به‌عمد کاری نمی‌کند که ما را از زندگی باز دارد.

یکی از روش‌هایی که موجب می‌شود به بدن‌مان و قابلیت‌هایمان توجه نشان دهیم،‌ نوشتن و تفکر است. بدین‌ترتیب که فهرستی از ۱۰ عملکرد مهم بدن خود یادداشت کنید و ببینید هر کدام از این قابلیت‌های بدن‌تان چقدر در حال خوب و رفاه‌تان در زندگی موثر هستند. این روش باعث می‌شود حس خوبی به خودتان داشته باشید و کمتر به سراغ بخش ظاهری بدن‌تان بروید. می‌توانید این فهرست را همیشه در دسترس داشته باشید و هر روز به آن نگاهی بیندازید. با این روش، پس از مدتی احساس مثبت و رضایت از بدن‌تان در شما تثبیت می‌شود.

۴. فیلترسازی مراقبتی

بخش مهمی که برای ایجاد تصویر بدنی مثبت ضروری‌ است، فیلتر هرچیزی است که باعث عدم رضایت از بدن‌تان می‌شود. در اینجا می‌توان به تمام آن رسانه‌هایی اشاره کرد که برای فروش محصولات صنایع مد و زیبایی براساس مدهای جدید، مدام ظاهر و بدن شما را نشانه گرفته‌اند. معمولا این گونه تبلیغ‌ها موجب توجه بیش از حد افراد به ظاهرشان می‌شود که ممکن است در نهایت به نارضایتی آنها از بدن‌شان منجر شود. بنابراین بهتر است رسانه‌هایی را که دایما از این دست تبلیغ‌ها دارند از زندگی خود حذف کنید.

همچنین به سراغ رسانه‌های اجتماعی مشاهیری که به‌طور مرتب در زمینه مد و زیبایی تبلیغ می‌کنند نروید، به‌ویژه اگر در تلاش ایجاد تصویر بدنی مثبت از خود هستید. درضمن بیشتر این رسانه‌ها باعث می‌شوند که بدن خود را با دیگران مقایسه کنید. یادتان باشد که اینگونه مشاهیر برای تبلیغات باید خوب به نظر برسند.

برخی از مجلات و نشریات هم همین اثر منفی را روی تصور شما از بدن‌تان می‌گذارند. بنابراین برای سلامت روح و روان‌تان و داشتن تصویر بدنی مثبت از این منابع اضطراب‌آور دوری کنید.

۵. تعیین اهداف جدید ورزشی و غذایی

حفظ عادت‌های سالم (ورزش و رژیم غذایی مناسب) می‌تواند روی تصویر بدنی‌تان اثر مثبتی داشته باشد. اما اگر برای داشتن ظاهر و بدن دلخواه، تصمیم می‌گیرید ورزش کنید یا غذای سالم بخورید، این رفتارها برایتان سخت می‌شوند و حتی ممکن است آنها را به چشم تنبیه ببینید. اما با خود فکر کنید، اگر غذای سالم مصرف کرده و ورزش را به یکی از عادات سالم زندگی‌تان تبدیل کنید، سلامت بدن‌تان تضمین می‌شود و می‌توانید از این عادت‌های سالم لذت ببرید. در نتیجه این موضوع باعث می‌شود حس بدی هم به ظاهر و بدن‌تان نداشته باشید.

با توجه به چند ترفند ساده فوق می‌توانید تصویر مثبتی از بدن‌تان داشته باشید و به دام اختلال «خودزشت‌انگاری» و پیامدهای آن نیفتید.

منبع:

https://psyche.co/guides/how-to-love-your-body-for-what-it-does-not-what-it-isnt

به چه علت در دوران بارداری پوستمان تیره می‌شود؟

به چه علت در دوران بارداری پوستمان تیره می‌شود؟

به چه علت در دوران بارداری پوستمان تیره می‌شود؟

ایجاد لکه‌ها در پوست تیره‌تر در دوران بارداری رایج است و وضعیتی به نام ملاسما یا کلواسما نام دارد. ملاسما گاهی اوقات به عنوان ماسک بارداری نیز شناخته می‌شود زیرا لکه‌ها معمولاً در اطراف لب بالایی، بینی، استخوان گونه و پیشانی به شکل ماسک ظاهر می‌شوند. همچنین ممکن است لکه‌های تیره روی گونه‌ها، در امتداد خط فک یا روی ساعد و سایر قسمت‌های بدنتان که در معرض نور خورشید هستند ایجاد شود. علاوه بر این پوستی که قبلاً رنگدانه بیشتری داشت مانند نوک سینه، کک و مک، اسکار و پوست اندام تناسلی شما ممکن است در دوران بارداری حتی تیره‌تر شود. این امر همچنین در مناطقی که اصطکاک رایج است مانند زیر بغل و داخل ران شما اتفاق می‌افتد.

علت وجود ملاسما چیست؟

ملاسما ممکن است در اثر تغییرات هورمونی در دوران بارداری ایجاد شود که باعث افزایش موقتی در میزان ملانین تولید شده در بدن شما می‌شود. ملانین ماده طبیعی است که به مو، پوست و چشم‌ها رنگ می‌دهد و قرار گرفتن در معرض نور خورشید نیز نقش موثری دارد. زنانی که رنگ‌های تیره‌تری دارند بیشتر از زنان با پوست روشن‌تر به ملاسما مبتلا می‌شوند. همچنین اگر ملاسما در خانواده شما وجود داشته باشد احتمال ابتلا به آن بیشتر است.

آیا تیرگی‌های پوست به ملاسما مربوط می‌شود؟

همان افزایش تولید ملانین که باعث ایجاد لکه‌های ملاسما در صورت شده باعث ایجاد خط سیاه یا خط تیره‌ای می‌شود که ممکن است متوجه آن روی شکم خود شوید. خط سیاه احتمالاً چندین ماه پس از زایمان به رنگ قبل از بارداری خود محو می‌شود اما ممکن است به طور کامل ناپدید نشود.

چگونه از بدتر شدن ملاسما در دوران بارداری جلوگیری کنیم؟

همه تغییرات در رنگدانه‌های پوستی ناشی از ملاسما معمولاً پس از زایمان به خودی خود ناپدید می‌شوند اما شما می‌توانید چند کار را برای به حداقل رساندن لکه‌های تیره روی پوست در دوران بارداری انجام دهید:

از ضدآفتاب استفاده کنید:

این بسیار مهم است زیرا قرار گرفتن در معرض اشعه ماوراء بنفش خورشید (UV) باعث ایجاد ملاسما و تشدید تغییرات رنگدانه می‌شود. این امر حتی اگر پوست تیره‌ای داشته باشید نیز صادق است. اگرچه پوست تیره ملانین (رنگدانه) بیشتری نسبت به پوست روشن دارد و به سرعت آفتاب نمی‌سوزد اما برای محافظت از شما در برابر اشعه‌های مضر UV کافی نیست. وقتی بیرون هستید در صورت تغییر رنگدانه روی بازو‌ها یک کلاه لبه پهن و همچنین یک پیراهن آستین بلند بپوشید. زمانی را که زیر نور خورشید هستید به خصوص بین ساعت 10 صبح تا 2 بعد از ظهر از پوست خود در مقابل نور خورشید محافظت کنید.

اپیلاسیون نکنید:

استفاده از موم برای از بین بردن مو می‌تواند باعث التهاب پوست شود که ملاسما را بدتر می‌کند به ویژه در مناطقی از بدن که تحت تأثیر تغییرات رنگدانه قرار دارند.

 از مرطوب‌ کننده پوست استفاده کنید:

پاک‌کننده‌ها و کرم‌های صورت که پوست شما را تحریک می‌کنند ممکن است ملاسما را بدتر کنند.

کانسیلر بزنید:

اگر لکه‌های تیره شما را آزار می‌دهد فعلاً با استفاده از آرایش آن‌ها را بپوشانید. کانسیلر با ته رنگ سفید و زرد اغلب مناسبت‌تر است. شما همچنین می‌توانید از یک متخصص پوست مشاوره بگیرید. در دوران بارداری از محصولات سفید‌کننده پوست استفاده نکنید و در صورت شیردهی قبل از شروع آن‌ها با پزشک خود صحبت کنید.

آیا ملاسما بعد از بارداری هم ادامه دارد؟

لکه‌های تیره احتمالاً ظرف یک سال پس از زایمان محو می‌شوند و پوست شما باید به سایه طبیعی خود بازگردد اگرچه گاهی اوقات تغییرات هرگز به طور کامل از بین نمی‌روند. برای برخی از زنان دارو‌های ضد بارداری حاوی استروژن (مانند قرص، چسب و حلقه واژینال) نیز می‌توانند در ایجاد ملاسما نقش داشته باشند. اگر چند ماه پس از زایمان پوست شما هنوز لکه دار است و شما را آزار می‌دهد با پزشک یا متخصص پوست در مورد گزینه‌های درمانی ملاسما صحبت کنید. اگر در حال شیردهی هستید یا قصد دارید به زودی باردار شوید به پزشک خود اطلاع دهید و قبل از استفاده از هر گونه درمان بدون نسخه با او مشورت کنید. در هر صورت با استفاده از کرم ضد آفتاب، پوشیدن لباس محافظ و دور ماندن از آفتاب به محافظت از پوست خود در برابر نور خورشید ادامه دهید.

آیا لکه‌های تیره روی پوست در دوران بارداری نشانه بیماری است؟

انواع خاصی از تغییر رنگ پوست می‌تواند نشانه سرطان پوست یا سایر مشکلات پزشکی باشد. اگر تغییراتی در رنگدانه‌های پوست و همچنین درد، حساسیت، قرمزی یا خونریزی دارید یا اگر متوجه تغییر در رنگ، شکل یا اندازه خال شدید با پزشک خود تماس بگیرید. ممکن است برای تشخیص و درمان مناسب به متخصص پوست ارجاع داده شوید.

 

منبع:

www.babycenter.com

 

زنی که نامش در ستاره ناهید ثبت شد

چهار آذرماه دیگر که بیاید، یک قرن از تولد آذر اندامی در محله ساغری‌سازان رشت می‌گذرد. حتما در آن روز اهل خانه و بعدها اهالی محله دختر کوچک را که می‌دیدند، گمان نمی‌کردند روزی برسد که به علت کارهای ماندگار آذر، نامش تا آسمان هم برود و روی یکی از حفره‌های سیاره ناهید ثبت شود. می‌نویسم حتما چون وقتی آذر مدرک سال نهم را از دبیرستان فروغ رشت گرفت، پدرش با ادامه تحصیل او مخالفت کرد و قرار شد برود دانشسرا و بعد هم مثل بیشتر زنان درس‌خوانده آن دوره معلم شود. همین‌طور هم شد. آذر سال 1324 از دانشسرا فارغ‌التحصیل و در سال 1325معلم شد اما معلم نماند و داستانش همین‌جا تمام نشد. چهار سال بعد به صورت متفرقه امتحان داد و دیپلم طبیعی گرفت و سال 1331 وارد دانشکده پزشکی تهران شد. شش سال بعد، آذر اندامی خانم دکتری بود که می‌خواست تخصص زنان و زایمان بگیرد اما پس از گرفتن تخصص، وارد انستیتو پاستور شد. کمی بعد به پاریس رفت تا مدرک باکتری‌شناسی بگیرد. تا اینجا هنوز هم می‌شد داستان آذر اندامی ساده باشد، داستان تلاش بدون وقفه زنی برای یاد گرفتن. هنوز این داستان خاص نشده بود تا شروع سال‌های وبا در ایران. در سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۵ خورشیدی بیماری شبه وبای التور در ایران و بسیاری دیگر از کشورها شیوع پیدا کرد. در آن شرایط، تنها راه پیش‌گیری، تزریق واکسن وبا قبل از ابتلا به بیماری بود و در آن زمان تنها مرکز تهیه واکسن در ایران انستیتو پاستور بود که تمام امکانات آن در اختیار آزمایشگاه میکرب‌شناسی قرار گرفت. کارکنان مرکز با ریاست آذر اندامی شروع به کار کردند و سرانجام، او توانست واکسن وبای التور را بسازد. اینجا بود که داستان همه تلاش‌های او معنایی بزرگ یافت، معنایی بیشتر از یک زن موفق یا تحصیل‌کرده بودن، معنایی به اندازه جلوگیری از مرگ و میر هزاران انسان در ایران و سایر کشورهایی که این واکسن را دریافت کردند.

نخستین زن پژوهشگر ایران

توی مطبخ، عطر دارچین پیچیده و نفس سماور گرم است. زن با دامن چین‌دار روی ردیف کاشی‌های آبی پهن‌شده کنار پاشویه حوض می‌چرخد و یک لالایی غریب را زمزمه می‌کند، یک لالایی که در هیچ کتابی نیامده اما گمان می‌کند هزار سال است کسی آن را توی گوش‌هایش نجوا کرده است، آن‌قدر که دیگر نمی‌پرسد کی، کجا و چطور آن را یاد گرفتم. خیلی چیزها در زندگی مثل همین لالایی‌است. آدم نمی‌داند از کجا آمده است اما احساس می‌کند همه عمر با آن‌ها زندگی کرده است و این حس همان هویت و پیشینه است که انگار مثل خون، مثل دی‌ان‌ای، از نسلی به نسلی منتقل می‌شود. 
دکتر نوشین‌دخت نفیسی این لالایی را خوب از بر شده بود، زمزمه‌ای که از پدر نامدارش سعید به او رسیده و سعید از پدرش ناظم‌الأطبا به ارث گرفته بود. در این میان، دختر میراث‌دار خوبی برای هر دوی آنان شد، چندان که بعدها لقب «نخستین زن پژوهشگر ایران» را از آن خود کرد. نوشین‌دخت خودش در جایی می‌گوید روایت راه پدرش وتماشای عملکردش، مثل لالایی‌ای بوده که هر روز در سراسر دوران کودکی با چشم‌ها و گوش‌هایش در میان گذاشته می‌شده است. اما نخستین پژوهشگر زن ایران بهار 1309 در یکی از کوچه‌های زیباشده از اقاقی و اردیبهشت به دنیا آمد و بعدها پس از پایان دوره دبیرستان در سال ۱۳۳۱ خورشیدی از دانشگاه تهران در رشته باستان‌‌شناسی فارغ‌التحصیل شد. سپس به عنوان دانشجو به کلکته رفت تا پشت میز کلاس‌هایی بنشیند که استادانش دروس فرهنگ و تمدن باستانی را تدریس می‌کنند. بعد از پایان دوره دانشگاه و گرفتن دکترا در هند هم به فرانسه می‌رود تا در آنجا دانشجوی زبان و تمدن فرانسه باشد در دانشگاه پاریس. نوشین‌دخت هم‌چنین دوره تخصصی موزه‌شناسی و کتاب‌شناسی را در یونسکو، روابط‌ عمومی را در انگلستان و ادبیات فرانسه را در پاریس می‌گذراند تا با دست پر به ایران بیاید و بشود یکی از کارمندان وزارت فرهنگ و هنر. اما کنار همه این‌ها، نوشین‌دخت کاشف یک دنیای جدید بود. دنیایی که کنج کتابخانه‌ها و در تورق متون مختلف و اسناد متفاوت و بررسی آثار محققان پیدا کرده بود، گنجی که حکم گوهر شب چراغ را برایش داشت، در تاریکی‌های ندانستن، و چه چیزی زیباتر از رمزگشایی از کلمات برای پیدا کردن روایتی تازه از موضوعی ناشناخته؟ این سرآغاز پژوهش‌های اوست، پژوهش‌هایی که اغلب در حوزه تاریخ هنر و ویژه موزه و موزه‌داری رنگ می‌گیرند. این دامنه وسیع اطلاعات او را در کنار تدریس در دانشگاه‌های مختلف ایران مانند تهران، فارابی و هنر سبب می‌شود پانزده سالی را هم در موزه‌ ایران باستان به عنوان کارشناس موزه باقی بماند. «موزه‌داری»، «حضور طبیعت در مجموعه چینی‌‌های آبی و سفید آستان شیخ صفی‌الدین در اردبیل» و «ابن‌خلدون و تیمور لنگ» از تألیف‌های این پژوهشگر محسوب می‌شود.
او حالا 10 سال است که چشم‌های جست‌وجوگرش روی کتاب‌ها و اسناد و مقالات مختلف برق نمی‌زند و آن دو ستاره روشنش خاموش‌اند اما نامش مانده است، جاودان کنار همان کلماتی که سال‌ها برای پیدا کردن و کنار هم چیدنشان در مقاله‌های بسیار کوشید.

دردسرهای جیب پنهانی زوج‌ ها!

رایج‌ترین اشتباهات زن‌و‌شوهرها در حوزه مالی که به طلاق می‌انجامد
مدیریت مسائل مالی در زندگی‌مشترک، بخش مهمی از کیفیت سیستم خانواده را در برمی‌گیرد و گاهی می‌تواند باعث منازعاتی جدی و پردردسر بین زن‌و‌شوهر شود. شاید به نظر نرسد اما یکی از عوامل طلاق، حل نشدن مشکلات بر سر مسائل مالی بین زوج هاست. ناآشنایی زوج ها با مهارت‌های مالی، آثار مخربی بر زندگی زناشویی می‌گذارد از قبیل ابتلا به افسردگی و استرس تا اضطراب و حتی بحران در زمینه روابط جنسی. هرچند یکی از دلایل اصلی به وجود آمدن این مشکلات، شرایط اقتصادی کشور است اما برای این‌که در زندگی‌مشترک چنین چالش‌هایی کمتر به وجود بیاید، لازم است اشتباهات و خطاهایی که در باورها و رفتارهای بعضی از زن و شوهرهای امروزی رایج شده، شناسایی و بعد از آن سعی بر رفع کردن‌شان شود.

باورهای نادرست کلیشه‌ای
یکی از این باورهای غلط در زمینه مسائل مالی بین زوج ها ، اعتقادات کلیشه‌ای و نادرست است. مثلا این‌که یک خانم بگوید مشکلات مالی در زندگی‌مشترک به من مربوط نیست چون مسئول تامین مالی نیستم یا شوهری به همسرش بگوید که باید کل حقوقت را برای خرج‌های خانه خرج کنی، هر دو اشتباه و پرآسیب است. با همدلی و مسئولیت‌پذیری در این حوزه، پایه‌های زندگی‌مشترک تقویت خواهد شد.

 جیب پنهانی
اشتباه رایج دیگر این است که یکی از زوج ها، جیب پنهانی داشته باشد و نخواهد آن را رو کند. هرچند هرکسی حق دارد حساب مستقلی برای خودش داشته باشد؛ پس انداز کند و محل خرج آن را هم تصمیم بگیرد اما حساب مخفی که از خانواده پنهان شده باشد چیز دیگری است و نادیده گرفتن شرایط خانواده محسوب و باعث بی اعتمادی می شود.پنهان کاری شاید در مقطعی از زمان، مشکلی تولید نکند اما دیر یا زود افشا خواهد شد و برملا شدن آن حتما مشکلات بیشتری بین زن و شوهر ایجاد خواهد کرد. مثلا شوهری که به‌جای گفتن حقیقت از همسرش می‌خواهد فلان وسیله را نخرد چون پول ندارد اما بعدها  مشخص می‌شود که پول داشته، اعتماد همسرش را از دست می‌دهد که ضربه بزرگی به زندگی‌مشترک محسوب می‌شود.
 ناآگاهی از تفاوت‌های شخصیتی
نکته دیگر، درباره تاثیرات بی‌توجهی و ناآگاهی از تفاوت‌های شخصیتی زوج ها در امور مالی است. مثلا ممکن است در زندگی‌مشترک، یکی خیلی ریسک‌پذیر باشد ودیگری بسیار محافظه‌کار. بنابراین دو طرف  مدام با یکدیگر چالش خواهند داشت. پذیرفتن این مسئله باعث می‌شود تا طرف مقابل را بهتر و بیشتر درک کنند و مانع بسیاری از جروبحث‌ها خواهد شد.
 شفاف نبودن
برخی زوج ها درباره مسائل مالی، راحت و شفاف با هم صحبت نمی‌کنند. صحبت نکردن درباره خواسته‌ها و نیازهای خود و … باعث ایجاد کدورت‌های عمیق خواهد شد. توقع این که همسرمان متوجه نیازهای مالی و علایق‌مان هم شود، بی‌جاست و گفت‌و‌گو در این حوزه، ضروری است. همچنین دخیل نکردن همسر در تصمیمات مالی هم یکی دیگر از این اشتباهات است. دخالت ندادن همسر در چنین جمع‌بندی‌هایی باعث می شود ازنظرها آگاه نشود و در نتیجه درک و همکاری شکل نگیرد.
مشخص‌نکردن بودجه خانواده
تلاش برای کسب درآمد بیشتر و توکل بر خداوند، بسیار خوب و پسندیده است اما تعیین و مشخص نکردن بودجه خانواده هم یکی دیگر از اشتباهات رایج در حوزه مالی است. این مسئله، باعث می‌شود که زندگی زوج ها  در حوزه مسائل مالی با فراز و نشیب‌های زیادی روبه‌رو شود. همچنین ممکن است برای پس‌انداز هم دچار افراط و تفریط شوند. بنابراین باید زن‌و‌شوهر و حتی بقیه اعضای خانواده هر ماه یا حداقل هر سال درباره بودجه خانواده با یکدیگر صحبت کنند.
   نکته پایانی
با توجه به آن‌چه که در این مطلب درباره رایج‌ترین اشتباهات مالی زوج ها گفته شد، چیزی که کاملا مشخص بود، صمیمی‌نبودن و دور بودن زوج ها از یکدیگر علت اصلی بسیاری از آن‌ها بود. اگر زوج ها  نه به عنوان دو رقیب بلکه به عنوان دو یار در کنار هم به یکدیگر نگاه کنند حتما این قسم از پنهان‌کاری‌ها، مشورت نکردن‌ها، ندیدن همسر و … به وجود نمی‌آید یا به حداقل ممکن می‌رسد. الزاما پول بیشتر داشتن مشکل را حل نمی‌کند. خانواده‌هایی با درآمد متوسط هستند اما با مدیریت و همکاری بیشتر بین زوج ها بسیار عالی زندگی را می‌گذرانند. پس مثل همیشه بهتر است مهارت‌های ارتباط موثر را فرا بگیرید تا  بتوانید شنونده خوبی باشید و بدون کنایه زدن و شکایت پی‌در‌پی با یکدیگر گفت و‌گوی بهتری داشته باشید.
نویسنده : فریبا البرز| ‌ کارشناس‌ارشد مشاوره‌خانواده

برادر مجرد 51 ساله‌ ام بعد از فوت مادرمان افسرده شده است

برادر مجرد ۵۱ ساله‌ای دارم که تا دو هفته پیش با مادر خدا بیامرزم زندگی می‌کرد. حالا تنها شده. تا 2 هفته پیش، من به‌عنوان تنها دختر هر روز به مادر پیرم سر می‌زدم اما الان دیگر دلیلی نمی‌بینم که هر روز بروم. می‌خواهم به زندگی‌ام برسم اما برادرم خیلی اصرار می‌کند. به نظرم افسرده و بسیار وابسته شده به هر روز رفتن من و شوهرم به آن جا. می‌ترسم مثل قبل هم من و همسرم برویم، بیشتر وابسته شود و با تنهایی اش کنار نیاید. چه کنم؟
 
پاسخ مشاور
با سلام خدمت شما خواننده گرامی و عرض تسلیت بابت درگذشت مادر گرامی‌تان. قاعدتا هر شخصی مسئول زندگی خود است اما تغییر هم برای برادرتان سخت است. باتوجه با توضیحاتی که در پیامک‌تان گفتید، چند توصیه به شما دارم.
  به مرور سرزدن‌هایتان را کم کنید
گفته‌اید تا 2 هفته پیش، من به‌عنوان تنها دختر هر روز به مادر پیرم سر می‌زدم اما الان دیگر دلیلی نمی‌بینم که هر روز بروم. در این شرایط، بهترین کار به مرور کم کردن بازدید‌های‌تان از آن جاست. قطع کردن ناگهانی سرزدن به خانه مادرتان، توصیه نمی‌شود چون حس بسیار بدی به برادرتان خواهد داد. با شوهرتان برنامه‌ریزی کنید که ابتدا هفتگی و سپس ماهانه، این سرزدن‌ها را کاهش دهید.
  به برادرتان برای رفع تنهایی پیشنهاد دهید
در ادامه، پیشنهاد دادن یا ایجاد شرایطی برای رفع تنهایی برادرتان را باید مورد توجه قرار دهید. مثل ایجاد حلقه دوستی با همکاران و افراد هم سن و سال او، تشویق به فعالیت‌های اجتماعی بیشتر مثل عضو شدن در گروه‌های کوهنوردی و امثال آن‌ها، انجام خدمات عام المنفعه برای نیازمندان و … . این اتفاق باعث می‌شود که هم حس مفید بودن در ایشان افزایش پیدا کند و هم به حضور و توجه شما کمتر نیاز داشته باشد.
  شرایط محیطی را تغییر دهید
اطلاعات کافی درباره خانه مادرتان و این‌که خانواده شما چند نفر هستند، ندارم و برنامه برادرتان برای آینده را هم نمی‌دانم. با این حال، تغییر شرایط محیطی هم می‌تواند برای تغییر وضعیت برادرتان کمک کننده باشد، مثل تغییر محل سکونت. اگر امکانش هست می‌توان با تغییر خانه، عادت‌های جدیدی در خانه نو شکل داد. اگر این ممکن نیست، تغییر دکور و لوازم خانه هم می‌تواند موثر باشد.
  برادرتان را درک کنید
تنها 2 هفته از فوت مادرتان گذشته است و باید دقت کرد که سوگ فوت مادر برای ایشان بزرگ تر است چون با مادر زندگی می‌کردند. پس ابتدا مراحل سوگ باید سپری شود که این مسئله، نیاز به گذشت زمان دارد. باز هم اگر نگران حال ایشان هستید، ارجاع او به درمانگر باتجربه هم مفید خواهد بود.
نویسنده : دکتر مهدی سودآوری| روان شناس و مدرس دانشگاه