چرا برخی افراد از ازدواج کردن می‌ترسند؟

ازدواج مسئله‌ای است که به بررسی و تفکر بسیار نیاز دارد. همین موضوع باعث ترس جوان‌ها می‌شود.

اصلا جای تعجب ندارد که مسئله ازدواج برای برخی افراد ترسناک باشد. شما به طور علنی، در برابر دوستان، خانواده، قانون، و خدا متعهد می‌شوید تا در بیماری و سلامتی و هر شرایطی، تا زمان مرگ، کنار همسر خود باقی بمانید.

ممکن است در آینده شرایط بد شود و شما تصمیم به طلاق بگیرید. اما طلاق گرفتن نه تنها به طور بالقوه ناراحت کننده است و حتی به بعضی افراد احساس شرم می‌دهد، بلکه هزینه بر نیز هست و طرفین، اغلب برای مدتی طولانی درگیر آن هستند. بعلاوه، اگر زوجین فرزند نیز داشته باشند، شرایط دشوارتر هم می‌شود.

در اینجا چندی از ترس‌هایی که در خصوص مسئله ازدواج ممکن است پیش بیاید را از زبان خانمی که در شرف ازدواج است می‌خوانیم:

من نامزد خود را دوست دارم. او باهوش و بامزه است. شغل خوبی دارد و دارای قلب مهربانی است. ما کاملاً یکدیگر را دوست داریم. البته هیچ کس بی عیب نیست! شغل او آنقدر‌ها هم امن نیست. او بیشتر پول جمع می‌کند و کمتر خرج کننده است. گاهی اوقات لجباز است و اکثرا زود عصبانی می‌شود.

قبل از تعهد به ازدواج با این مرد، سوالاتی وجود دارد که این خانم باید از خود بپرسد:

چقدر احتمال دارد او برای دوره‌های طولانی بیکار باشد؟ این مشکل چقدر جدی خواهد بود؟

صرفه جویی می‌تواند یک مزیت باشد، اما وقتی به خست برسد می‌تواند مشکل ساز شود. اگر برعکس این هم باشد، یعنی شما تمایل به خرج کردن و بخشندگی زیاد داشته باشید، در واقع دارای یک مشکل خاص هستید. با توجه به همه این موارد، تا چه حد پیش بینی می‌کنید که تمایل او به پول جمع کردن و خرج نکردن آن، مشکلی در ازدواج شما ایجاد کند؟

برخی از افراد لجباز در تغییر عقیده خود دیر عمل می‌کنند؛ اما در نهایت، در مواقعی که نظر درست اهمیت دارد و به وضوح در اشتباه هستند نظر خود را عوض می‌کنند. سایر افراد لجباز، اغلب بر حفظ موقعیت خود اصرار دارند، حتی اگر به وضوح اشتباه کنند. این موضوع می‌تواند کلافه کننده باشد و در طولانی مدت شما را خسته کند. نامزد شما کدام یک از این افراد است؟

برخی از افرادی که زود جوش می‌آورند و عصبانی می‌شوند، تنها لب‌های خود را جمع کرده و هنگام عصبانیت آه می‌کشند. از سوی دیگر، افرادی هستند که هنگام عصبانیت، اغلب از نظر روانی و حتی بدنی از طرف مقابلشان سوء استفاده می‌کنند.

برخی از افراد تنها بعد از عروسی، خلق و خوی واقعی خود را نشان می‌دهند. بنابراین، روند خلق و خوی فرد مقابل را در طول رابطه آشنایی، به خوبی بررسی کنید. فکر می‌کنید پرخاشگری او تا چه حد می‌تواند مشکل ساز باشد؟

با توجه به پاسخ‌های شما به این سوالات و البته مزایای قابل توجه این رابطه که ذکر کردید، آیا عقل و قلب شما، شما را به اندازه کافی قانع می‌کنند تا جواب مثبت بدهید؟

ترس کودکمان را چگونه برطرف کنیم؟

ترس احساسی است که در همه انسان‌ها با اشکال مختلف ظاهر می‌شود، نحوه برخورد با ترس در کودکان به دلیل سن خاص آن‌ها بسیار مهم است.

فاطمه کوهپایه زاده، متخصص روانشناسی، و مدرس دانشگاه علوم پزشکی بیان کرد: خیلی از ما عقیده داریم با قرار دادن کودک در رابطه با چیزی که باعث ترسش میشود، باعث ریختن ترس کودک می‌شویم. اما انچه در حقیقت می‌ریزد، اعتماد کودک به ماست. کودک بی پناه، تنها ما را ناجی خود می شناسد. ما قرار است دنیای امنی برای فرزندمان مهیا کنیم.

این روانشناس درباره جملاتی که با بار منفی به کودک منتقل می‌شوند، گفت: اشتباه دیگر، نفی احساس کودک است. جملاتی نظیره: این که ترس نداره، نترس هیچی نیست، قول میدم هیشکی زیر تختت نیست، لوس بازی در نیار، باید شجاع باشی، بزرگ شدی نباید بترسی… تنها به کودک این پیام را میدهد هیچ کسی احساسات او رو نمیفهمد و یا او اشتباه احساس میکند، بنابراین اضطراب به ترس اضافه می‌شود.

وی در پاسخ به سوال این که چرا کودکان می‌ترسند، اظهار داشت:

کودکان با سه ترس طبیعی به دنیا می‌آیند؛

۱. ترس از هر پدیده جدید و تازه، که میتوان در برخی از نوزادان و کودکان ان را مشاهده کرد.

٢. ترس از صدای بلند که باعث وحشت در کودکان و نوزادان می شود.

٣. ترس از خالی شدن ناگهانی زیر پا و به دنبال ان احتمالا ترس از بلندی

انسان بین ٢ تا ٥ سالگی ترس از حیوانات کوچک و تاریکی را تجربه میکند.

٦ تا ٩ سالگی ترس از حوادث طبیعی مثل طوفان رعد و برق و حتی باران و برف

٩ تا ١٢ سالگی ترس از بیماری و مرگ

١٣ تا ١٦ سالگی قضاوت و نظر مردم برای نوجوان اهمیت ویژگی را پیدا میکند.

کوهپایه زاده به تبیین ترس‌های کودکان و نوجوانان پرداخت و اضافه کرد: به طور کلی کودکان و نوجوانان انسانی در مسیر تکامل خود این ترس‌ها را تجربه میکنند که شدت و ضعف ان در کودکان متفاوت است.
کودکان تا هفت سال بسیار تخیلاتی هستند و فرق بین تخیل و واقعیت را نمیدانند. بنابراین دیدن کارتون یا شنیدن داستان میتواند باعث ترس در کودکان شود.
بازی‌های کامپیوتری دلیل دیگر ترس و کابوس در کودکان است. ترساندن یا تهدید کودک از خدا، جهنم، پلیس، لولو و … تاثیر بدی در کودک دارد. کودکانی که بیشتر از بقیه کودکان می‌ترسند میتوانند زمینه ارثی وسواس یا اضطراب را داشته باشند.

با ترس کودکان چه کنیم؟

کوهپایه زاده در پاسخ به سوال بالا گفت: اولین قدم تایید ترس کودک است. “می دونم می‌ترسی” این جمله مهر تایید بر احساس کودک است. هرگز احساس کودک را نفی نکنید.
قدم بعدی صحبت با کودک است. بگذارید در مورد ترسش با شما صحبت کند. بپرسید چه کمکی می‌توانید انجام دهید؟
به کودک اطمینان دهید شما مراقبش هستید. با هم در را قفل کنید. با هم زیر تخت را چک کنید. چراغ اتاق خواب و راهرو را روشن بگذارید. اگر از تنها خوابیدن میترسد، مدتی را کنار تختش بخوابید بدون انکه دستش را بگیرید.
کودک را به بهانه ترس هرگز به رختخوابتان نیاورید. در صورت ادامه پیدا کردن ترس، با روانشناس مشورت کنید.

عادت های ارتباطی آقایان که خانم‌ها را عصبانی می‌کند!

 ایجاد ارتباط کلامی درست برای پیشرفت یک زندگی موفق بسیار ضروری است، درحالی که بسیاری از زوج‌های جوان یا این مهارت را ندارند و یا در مورد آن دچار مشکل هستند.
 دکتر باربارادی آنجلیس، روان‌شناس، مشاور روابط و نویسنده در زمینه رشد شخصی است. آثار این نویسنده یکی از پر فروش‌ترین کتاب‌های روانشناسی است که در سراسر جهان به بیش از بیست زبان مختلف ترجمه و به چاپ رسیده است. از مهم‌ترین کتاب‌های این نویسنده دو کتاب «راز‌هایی درباره زنان که هر مردی باید بداند» و «راز‌هایی درباره مردان که هر زنی باید بداند» است که در ایران با ترجمه خانم سمیه موحدی فرد منتشر شده است.
دکتر آنجلیس در مقدمه این کتاب می‌گوید: «یکی از اهداف من برای نگارش این کتاب درک بهتر خودمان است تا بدین ترتیب به توانایی منحصر به فردمان در داشتن احساسات عمیق افتخار و از آن‌ها استقبال کنیم و عشق سرشار و بی چشم داشت و همدلی را جایگزین جدایی و کدورت کنیم.» در این مطلب برشی کوتاه از کتاب «راز‌هایی درباره زنان» تقدیم به شما کاربران گرامی خواهد شد که در رابطه بین مرد و زن و بهبود زندگی زناشویی اهیمت بسیار زیادی دارد.

در ادامه به بررسی ده مشکل اساسی می‌پردازیم که به رابطه عاشقانه زن و مرد صدمات جدی وارد می‌کند و به دنبال آن پیشنهاداتی برای حل بحران ارائه می‌کنیم.

مرد‌هایی که مبهم صحبت می‌کنند و کارهای‌شان سرشار از ابهام است
این دسته از آقایان کسانی هستند که وقتی از آن‌ها سوالی پرسیده می‌شود، پاسخ درست و مشخصی نمی‌دهند و درواقع از هر چیزی که تعهد کلامی بدهد، بیزارند. چنین مردی معمولا با ابهام صحبت می‌کند و رفتار‌های غیرواقعی دارد. توجه داشته باشید که مرد اسرارآمیز شخصیت آزار دهنده‌ای برای همسرش دارد؛ زیرا هیچگاه نمی‌تواند نسبت به افکار و احساسات او مطمئن باشد. گاه ممکن است این میزان از مبهم بودن برای مرد نوعی مکانیسم امنیتی باشد؛ زیرا مرد‌ها به صورت ذاتی دوست ندارند مرتکب اشتباه شوند و گاه به صورت ناخودآگاه در گفتگو مبهم می‌شوند تا بتوانند از خود محافظت کنند.
دومین دلیل مبهم بودن آقایان می‌تواند ناشی از سیاستی باشد که برای حفظ غرور و منیّت خود در پیش می‌گیرند. مثلا اگر مرد در مورد موضوعی اطلاعات کاملی را به همسر خود ارائه نکند، همسرش نمی‌تواند او را برای انجام نشدن آن کار سرزنش کند. بهترین راه حل برای خروج از این بحران روراست بودن است. سعی کنید همسرتان را دشمن خود ندانید؛ بلکه به او به چشم همراه نگاه کنید تا در مورد هر موضوعی به یک عقیده مشترک برسید.

مرد‌هایی که از بحث در مورد مسائل اجتناب می‌کنند
چنین مردانی معمولا دوست دارند صحبت کردن را به تأخیر بیاندازند و همواره فرصتی برای فکر کردن درباره موضوع می‌خواهند. گاه ممکن است همسرشان را در جریان آخرین کارهای‌شان هم قرار ندهند. در چنین شرایطی زن‌ها سردرگم و بلاتکلیف می‌مانند؛ درنتیجه همواره کلی مسائل حل نشده و رها شده میان شما باقی می‌ماند. برای گریز از این وضعیت بهتر است وقتی همسرتان نیاز دارد با شما در مورد موضوعی صحبت کند، اجتناب نکنید و یا با حواله دادن به آینده او را در وضعیتی بلاتکلیف قرار ندهید. اگر در آن لحظه تمایلی به گفتگو ندارید، ابتدا به همسرتان توجه کنید و به نیاز او پاسخ بدهید؛ سپس زمان مناسب و دقیقی را برای بحث کردن انتخاب کنید و در ارائه اطلاعات دست و دل باز باشید.

مرد‌هایی که ساکت و عبوس می‌شوند
بعضی از آقایان وقتی همسرشان دارد درباره احساساتش با او صحبت می‌کند، می‌نشینند و خوب گوش می‌دهند؛ اما وقتی نظرشان را می‌پرسند، چیزی نمی‌گویند و گویی حرف همسر خود را اصلا نشنیده‌اند. در این صورت مرد به یک شبح تبدیل می‌شود که در زندگی حضوری شبیه به نبودن دارد. ممکن است این رفتار در آقایان ناشی از احساس نگرانی یا مقصر بودن و یا سردرگمی باشد؛ بنابراین نمی‌توانند در این لحظه صحبت کنند و سکوت را ترجیح می‌دهند.
آقایان! بهتر است بدانید در این لحظات سکوت بدترین کاری است که می‌کنید تا جایی که ممکن است رفتار شما گستاخانه و توهین‌آمیز به نظر برسد و این احساس را به همسرتان بدهد که برای شما اهمیتی ندارد. در چنین شرایطی می‌توانید به جای سکوت کردن بگویید: «حرف‌های تو را شنیدم. می‌خواهم چند لحظه درباره آن فکر کنم.» تلاش کنید به نوعی با همسرتان ارتباط برقرار کنید، به او نزدیک شوید و بخواهید تا سوالش را تکرار کند.

مرد‌هایی که خواسته‌های‌شان را مطرح نمی‌کنند
چنین مردانی معمولا با زیرکی خواسته‌ها و نیازهای‌شان را از همسر خود مخفی می‌کنند و گاه به صورت ناخودآگاه می‌خواهند او را امتحان کنند. ممکن است تصور کنند که اگر همسرم من را دوست داشته باشد، به نیاز من پی می‌برد. توجه داشته باشید که همسرتان قدرت خواندن ذهن شما را ندارد؛ بنابراین شما ناامید می‌شوید و نتیجه می‌گیرید که او شخص مناسبی برای زندگی نیست. این یک راه کاملا اشتباه است. سعی کنید با بیان خواسته و نیازتان این فرصت را به همسرتان بدهید تا با برآورده کردن آن شما را خوشحال کند. وقتی درباره خواسته‌های‌تان با همسرتان صحبت می‌کنید، بیشتر به بیان جزئیات بپردازید.

مرد‌هایی که احساساتشان را سرکوب می‌کنند و ناگهان منفجر می‌شوند
این قبیل مرد‌ها معمولا افرادی خودخور هستند که تا جای ممکن واکنش نشان نمی‌دهند و ناگهان مانند یک کوره منفجر می‌شوند. معمولا مرد‌های خودخور اصرار دارند که حالشان خوب است؛ ولی ناگهان در لحظه‌ای که انتظارش را ندارید، مثل یک کوه آتشفشان فوران می‌کنند. این قبیل از آقایان نمی‌دانند چگونه باید با اضطراب و تنش‌های خود مقابله کنند. شاید در کودکی پدر و مادری داشتند که به او یاد دادند تنها راه مقابله با احساسات، فریاد و ارعاب است. بهتر است بدانید که هیچ نقطه عطف و مردانه‌ای در این حالت خاص وجود ندارد و این کار بیشتر شما را فردی ضعیف نشان می‌دهد که قادر نیست احساسات خود را کنترل کند. درمان این مسئله به تنهایی کار مشکلی است و بهتر است از یک مشاور خوب بخواهید تا به شما کمک کند. تمرین کنید درباره احساسات و نگرانی‌های‌تان قبل از انفجار و انباشته شدن، گفتگو کنید.

مرد‌هایی که وسط بحث، اتاق را ترک می‌کنند
این افراد در ابتدا همسری دوست داتشنی و مهربان به نظر می‌رسند؛ سپس در میانه بحث ناگهان ناپدید می‌شوند. فرقی نمی‌کند که درباره احساس خود توضیحی بدهند و یا با سکوت اتاق را ترک کنند، در هر حال با این کار حس رنجش، تنهایی و عصبانیت را به همسرشان می‌دهند. به نظر می‌رسد که آقایان تحمل و ظرفیت مشخصی برای این نوع بحث‌های احساسی دارند که وقتی از حد خود می‌گذرد، تحملشان تمام می‌شود و ناچار به ترک محیط می‌شوند. گاه ممکن است تصور کنند که همسرشان دارد آن‌ها را محکوم می‌کند، به همین دلیل توانایی پردازش اطلاعات را از دست می‌دهند و پا به فرار می‌گذارند.
پیشنهاد ما برای آقایان این است که وقتی در چنین موقعیتی قرار می‌گیرید، در درجه اول مهربانی را فراموش نکنید. اتاق را ترک نکنید و به همسرتان نشان بدهید که برای گفتگویی که در جریان است، اهمیت قائلید و دوست دارید موضوع را حل کنید؛ اما ترجیح می‌دهید در وقت مناسب‌تری به بحث ادامه بدهید و اصرار دارید تا حتما موضوع را حل کنید.

مرد‌هایی که بیش از حد دستور می‌دهند
این آقایان معمولا چنان در خانه دستور می‌دهند که انگار رئیس اداره هستند و یا دارند با یک کودک صحبت می‌کنند، مدام دستور می‌دهند و توقع دارند همسرشان بدون هیچ حرف و کلامی از دستوراتشان اطاعت کند. به شما هشدار می‌دهیم که این رفتار اثر مخربی بر اعتماد به نفس زن‌ها دارد؛ زیرا با این کار او را در مقابل دیگران تحقیر می‌کنید، همچون زیردستان با او رفتار می‌کنید و احساس ناخوشانیدی به او می‌دهید. چنین مردانی گاه متوجه نیستند که دارند مثل یک رئیس رفتار می‌کنند، برعکس ممکن است گمان کنند که دارند به این روش از همسر خود حمایت می‌کنند. در چنین شرایطی مهر و محبت خانم‌ها به مرور زمان سرد و کم‌رنگ می‌شود و احترام جای خود را به ترس می‌دهد. اگر دچار این بحران هستید، برای نجات زندگی خود و همسرتان هرچه زودتر به یک مشاور مراجعه کنید!

مرد‌هایی که احساسات همسرشان را مسخره می‌کنند
مرد‌هایی که احساسات همسر خود را مسخره می‌کنند، تصور می‌کنند انسان‌های بامزه‌ای هستند. هرگز صحبت‌های او را جدی نمی‌گیرند و با نیش و کنایه سخن می‌گویند. متاسفانه گاه تنها راهی که برخی از آقایان برای برخورد با احساسات همسر خود دارند، همین است. ممکن است این شوخی‌ها در ابتدا بی‌ضرر به نظر برسد؛ اما در پس این رفتار‌ها به نوعی ترس از گفتگو و بیان احساسات واقعی نهفته است.
آقایان! هرچه بیشتر به این کار ادامه بدهید، همسر شما روز به روز جدی‌تر خواهد شد و احساس می‌کند از جانب شما مورد بی‌احترامی قرار گرفته است؛ درنتیجه او را عصبانی می‌کنید. در چنین شرایطی که دوست دارید احساسات همسرتان را مسخره کنید، به خودتان یادآوری کنید که او همان زنی است که دوستش دارید. او می‌خواهد درباره موضوع مهمی با شما صحبت کند. اگر این موضوع برای شما مهم نیست، باز هم موظفید به حرف‌های کسی که دوستش دارید، با علاقه و به صورت جدی گوش کنید.

مرد‌هایی که برای مواجه نشدن با مسائل ناخوشایند، دروغ می‌گویند
برای مثال مردی که مجبور است برای تأمین زندگی تا دیروقت کار کند، به همسر خود می‌گوید: می‌خواهد با حسابدارش درباره مسائل مالی صحبت کند.
معمولا مرد‌های این چنینی بسیار حساس هستند و دوست دارند همه را از خود راضی نگه دارند. از آنجا که چنین کاری محال است، گاه به ورطه دروغ‌گویی می‌افتند تا مسائل را به نوعی سرهم کنند. زن‌ها از این کار مضطرب می‌شوند؛ زیرا منظور مرد از این دورغ‌گویی را درک نمی‌کنند و آن را به حساب مخفی کاری می‌گذارند. این راه خوبی برای راضی نگه داشتن همسرتان نیست؛ زیرا حقیقت همواره آشکار می‌شود و نتیجه‌ای جز مأیوس و عصبانی شدن نخواهد داشت. در چنین شرایطی زن‌ها احساس امنیت نمی‌کنند. لطفا دروغ نگویید! حقیقت را بگویید؛ حتی اگر از گفتن آن واهمه دارید. با همسرتان صادق باشید و مسائل را بدون پنهان کاری برای او بازگو کنید تا بتوانید از هم‌دردی و مشورت او نیز برخوردار شوید.

مرد‌هایی که همیشه بدترین شرایط را پیش‌بینی می‌کنند و از خود واکنش نشان می‌دهند
وقتی زنی به شوهرش می‌گوید می‌خواهد درباره موضوعی با او صحبت کند و مرد می‌گوید که او قصد دارد با راه انداختن یک دعوای مفصل همه روزش را خراب کند، درواقع دارد بدترین پیش‌بینی و واکنش را نشان می‌دهد. چنین مردانی در زمان حال زندگی نمی‌کنند، آن‌ها یا در گذشته به سر می‌برند یا به دنبال واکنش نشان دادن به آنچه هستند که ممکن است در آینده رخ بدهد. در چنین حالتی هر نوع مکالمه‌ای هنوز شروع نشده، خاتمه پیدا می‌کند.

این کار زن را بیش از حد عصبانی، افسرده و ناامید می‌کند. پیشنهاد ما به چنین مردی این است که لطفا در درجه اول قضاوت را کنار بگذارید. همسرتان را متهم نکنید و اجازه بدهید مکالمه در شرایطی آرام شروع شود. اغراق نکنید و اگر کمی گریه کرد، به او نگویید تو عصبی و هسیتریک هستی! لطفا در طول مدت مکالمه در زمان حال بمانید و مدام وقایع و نتایج گذشته را یادآوری نکنید. به خود و همسرتان فرصت بدهید تا اوضاع بهبود پیدا کند.