حامین مدیا/ تاثیر اختلاف فرهنگی دو خانواده در زندگی
تکنیک های ساده برای به حرف آوردن همسر کم حرف
واقعیت این است که بسیاری از آقایان نمی توانند پا به پای همسرانشان صحبت کنند و در این مقوله که فوق العاده برای خانم ها حیاتی است کم می آورند! وقتی یکی از طرفین میل زیادی به حرف زدن داشته باشد و دیگری خیلی اهل گفت و گو نباشد، داستان ناخوشایندی آغاز می شود. چون چنین فضایی برای همسری که راحت حس هایش را بیان می کند، آزاردهنده می شود و مرتب از اینکه طرف مقابلش اشتیاق چندانی برای شنیدن حرف هایش ندارد و حتی گاهی او را پرحرف و پرچانه خطاب می کند، احساس سرخوردگی و ناکامی می کند.
دکتر سامرند سلیمی، روان پزشک، عضو کمیته های آموزش و درمان انجمن روان پزشکان ایران در این باره می گوید: عدم انتخاب درست یکی از مهم ترین علت هایی که باعث می شود، اعضای خانواده یا زن و شوهری با هم گفت و گو نکنند، انتخاب اشتباه و بدون شناخت همدیگر است. این افراد بررسی ای انجام نداده اند تا متوجه شوند اساس فضای مشترکی برای گفت و گو و علایق مشترکی دارند؟ آیا حرفی دارند به هم بزنند که برای هر دو طرف جالب باشد؟ وقتی افراد بدون این بررسی ها با هم ازدواج می کنند، بعد از مدتی ممکن است متوجه شوند دو دنیای کاملا متفاوت دارند.
هر حرفی که یکی از آنها می زند، برای دیگری جذابیت ندارد یا حتی می تواند آزاردهنده و بی ربط باشد. بنابراین طبیعتا پس از مدتی همان شعله گفت و گوهای اندک اولیه بین زوج هم خاموش می شود. به همین دلیل است که توصیه می کنیم قبل از جاری شدن عقد ، دختر و پسر مجال چندماهه برای گفت و گو و بحث داشته باشند تا متوجه شوند اصلا حرفی برای گفتن با هم دارند یا نه؟ پدیده جدید، حرف جدید این روزها تلاش زیادی می شود که شبکه های اجتماعی به عنوان عامل اصلی کاهش زمان گفت و گو میان اعضای خانواده معرفی شود. اما من معتقد نیستم که صرفا این شبکه ها باعث کاهش میزان گفت و گوی اعضای خانواده شده اند.
به هر حال یک خانواده سالم، خانواده ای است که هر پدیده جدیدی را برای افزایش ارتباط و صمیمیت بین اعضا به خدمت بگیرد. در چنین خانواده ای، هر اتفاقی که می افتد، نمی تواند یک تهدید ترسناک باشد و در خانواده های با روابط مغشوش و آشفته است که هر پدیده ای در حد حرف یک همسایه هم می تواند در آنها بحران های بزرگ ایجاد کند. گفت و گوی دفاعی یکی دیگر از آفت های ارتباط بین افراد خانواده، گفت و گوی دفاعی است، به جای شنیدن حرف ها از منظر دیگران. یکی از کارهایی که یک زن و شوهر خوشبخت و سالم باید انجام دهند، این است که وقتی مثلا طرف مقابل به آنها می گوید به نظر من خانه ما خیلی تمیز نیست، به جای اینکه به شدت به فاز دفاعی بروند و بخواهند به او ثابت کنند که اشتباه می کند و خانه تمیز است، تمام وظایف خود را در خانه درست انجام می دهد و… لحظه ای تامل کند و بیندیشد که چه اتفاقی افتاده که همسر من تمام تلاش هایم برای مرتب نگه داشتن خانه را نمی بیند؟ این کم حرفی نشانه چیست؟ گاهی کم شدن زمان صحبت بین اعضای خانواده، نشانه بارز یک نارضایتی مزمن در زندگی مشترک یا زندگی خانوادگی است.
وقتی فردی از موضوع یا موضوعاتی در زندگی ناراضی است، بارها درخواست و تلاش می کند تا مشکلات را حل کند اما طرف مقابل هیچ عکس العملی برای بهبود اوضاع نشان نمی دهد، کم کم احساس ناراحتی می کند سعی می کند صحبت، بحث و مجادله نکند و چون احتمالا دیگر برایش قابل تصور نیست که تغییری صورت بگیرد. به همین دلیل معمولا می بینیم بین زوج هایی که تا مدتی مدام با هم بحث و جدل می کردند به مروز زمان فضایی آرام حکمفرما می شود که یکی از طرفین آنقدر خسته شده که دیگر حوصله گفت و گو و مباحثه و امیدی به حل مسائل ندارد. کی با هم حرف بزنیم؟ در دنیای مدرن، بیشترین زمان و فضایی که زوج ها برای گفت و گو دارند، ساعت های پایانی شب است که از سر کار بر می گردند و روزهای آخر هفته. من فکر می کنم اگر قرار باشد از این پدیده های اجتماعی چند سال اخیر، یکی را از دلایل کم شدن فضای گفت و گو بین اعضای خانواده بدانیم، بتوانیم به سریال های ماهواره ای اشاره کنیم. یادمان باشد خانواده سالم، خانواده ای است که اعضای آن یا هنگام شام یا بعد از آن، زمانی هرچند کوتاه را برای گفت و گو اختصاص دهند.
مهارت های ارتباطی با شوهر کم حرف
اما آنچه بیش از پیش هویدا است این است که مردان تمایل کمتری به گفت و گو دارند و به نسبت گاهی فرزندان پسر از آنها الگو گیری می کنند. معمولاً نوع گفت و گوی زنان، گفت و گوی آزاد است و این موضوع اغلب باعث می شود که مردان دنبال حرف را نگیرند. پس برای اینکه شوهرتان با شما درد دل کند این راهبرد ها را به کار گیرید: زمان مناسبی را برای گفت و گو انتخاب کنید: این مسئله بسیار مهم است. شما ممکن است که بسیار علاقه مند باشید که بعد از بازگشت از کار، با شوهرتان صحبت کنید، اما او در آن موقع به آرامش نیاز دارد. پس بهترین راه این است که بعداً گفت و گو کنید. در مقابل سکوت شوهرتان سکوت نکنید: گاهی اوقات سکوت مرد باعث ایجاد احساس ناکامی و عصبانیت در زن می شود. برای اجتناب از این موقعیت، هنگامی که شوهرتان پاسخ نمی دهد سکوت نکنید.
به او بگویید: «می توانی به من بگویی چرا برای تو سخت است که به من بگویی به چه فکر می کنی؟». جزئیات را بپرسید: سؤالات دقیق بپرسید. این گونه سؤال نکنید که «امروز کار چطور بود؟»، زیرا او می تواند در یک کلمه جواب بدهد که عالی بود یا افتضاح بود. در مقابل، از جزئیات کارش سؤال کنید. مشخص تر شدن سؤال باعث می شود که او با احتمال بیشتری به سؤال شما به طور جزئی و با دقت پاسخ بدهد. مراقب اشاره های غیرکلامی تان باشید: اگر هنگام صحبت کردن شوهرتان، کتاب ورق بزنید، کار را برای اینکه شوهرتان ساکت بماند آسان کرده اید.
برای بهتر شدن گفت و گو سعی کنید حالت چهره تان خنثی باشد، بدنتان آرام و لحن صدایتان نه بسیار بلند باشد، نه بسیار آرام. در ضمن تماس چشمی برقرار کنید. علایق مشترکتان را توسعه دهید: زوج هایی که همه توجه شان را بر بچه ها یا کارشان متمرکز می کنند، اغلب درمی یابند که بسیار کم با همدیگر صحبت می کنند.
شرکت در فعالیت های متفاوت و جدید، از جمله پیاده روی ومسافرت همراه با همسرتان باعث می شود که شما به مقدار بسیار بیشتری با همدیگر صحبت کنید. با دقت گوش دهید: هنگامی که شوهرتان صحبت می کند، به حرف های او توجه کنید و اجازه ندهید ذهن تان منحرف شود. مهارت های گوش فرادادن فعال را به کار ببرید. چیزی را که شوهرتان می گوید به بیان خودتان بازگو کنید. هنگام صحبت کردن او، مخالفت نکنید و وسط حرف هایش نپرید.
چرا برخی زنان مطلقه تنها زندگی می کنند؟
خانواده اساسیترین و نهادیترین بنیادی است که نابترین و خالصترین روابط را میتوان بین اعضای آن مشاهده کرد. این نهاد عاطفی کانون اصلی رشد و تعالی انسان است. دختران و پسران جوان برای یافتن مونسی که آنها را درک کند و یار صمیمی آنها باشد به ازدواج و تشکیل خانواده روی میآورند. اما گاهی زن و مرد به جای اینکه پناه و پشتیبان یکدیگر باشند، به علت عدم تفاهم و درک کافی به تنش و درگیری دچار میشوند و در صورت ادامه این درگیریها بنیان خانواده آنها از هم فرو میپاشد و ضربههای بزرگی به افراد جامعه وارد میشود. از بزرگترین پیامدهای این مشکل این است که 80 درصد زنان بعد از طلاق دوباره ازدواج نمیکنند؛ این موضوع خود مشکلات بیشتری را برای افراد بهخصوص جامعه بهوجود میآورد.
** ترجیح تجرد به تشنجهای ازدواج ناموفق
طلاق معمولا زمانی اتفاق میافتد که میان زوجین به مدت طولانی، ناسازگاری و تنش وجود داشته باشد و دو طرف دیگر قادر به تحمل این درگیریها و شرایط نامناسب زندگی نباشند. به همین دلیل بعد از جدایی تا مدتهای طولانی برای آنها مشکلات عاطفی فراوانی بهوجود میآید. عدم اعتماد و یادآوری دردسرها و مشکلات ناشی از زندگی زناشویی قبلی سبب میشود تا زنان به سمت ازدواج دوباره نروند و زندگی مجردی را به متأهل بودن ترجیح دهند و از حس امنیت، داشتن خانواده ، فرزند و زندگی زناشویی خود را محروم سازند. دنیا 31 ساله، کارشناس پرستاری میگوید: 2 سالی میشود که از همسرم جدا شدهام. در این مدت چند خواستگار با شرایط تقریبا مناسب داشتهام، اما ترس از مشکلات و سختیهای زندگی قبلی مانع از ازدواج من شده است.من تنهایی را به زندگی پرتنش ترجیح میدهم.
** آنطور که دلم میخواهد، زندگی میکنم
در گذشته زنان هویت خود را در همسردار بودن و زیر سایهی مردان میدیدند، اما امروزه برخی زنان به علت توانمندی در عرصهی کار و استقلال مالی دیگر خود را در سایهی مردان نمیبینند، بلکه خود را همتراز و در کنار آنها میپردازند. از طرف دیگر در گذشته عدم ازدواج به نوعی ننگ محسوب میشد اما در شرایط فعلی با توجه به افزایش جمعیت مجرد، آنها دیگر مورد سرزنش واقع نمیشوند. به همین دلیل افراد بعد از ناکامیهای حاصل از این شکست عاطفی و حس بینیازی مالی ترجیح میدهند دیگر از مردان بهطور کامل اطاعت نکنند. بنابراین جامعه را به سمت فروپاشی بنیان خانواده و یا حتی عدم تشکیل این نهاد اجتماعی سوق میدهد. مینا 33 ساله کارشناس مدیریت بازرگانی میگوید: 3 سال است که از همسرم جدا شدهام و به علت درآمد بالایی که دارم ترجیح میدهم به صورت مجردی، آن طور که میخواهم زندگی کنم. دکتر سعیده امینی، جامعهشناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی دربارهی ازدواج نکردن 80 درصد از زنان مطلقه میگوید: استقلال مالی زنان، افزایش جمعیت مجردها و برخی قوانین حمایت از مجردها از جمله قانون تک والدی را از مهمترین دلایل این موضوع است.
** وقتی گذشته و حال مانع زندگی مشترک در آینده میشود
شرایط و زندگی پردردسر و نا امن قبل از طلاق؛ استقلال و حس بینیازی مالی زنان مطلقه آنان را به سمت عدم اطاعت از مردان و مقاومت با ازدواج دوباره ترغیب میکند. هنگامی که آنها میتوانند بیشتر کارهای روزمره و زندگی را خودشان با اختیار کامل انجام دهند و حتی در صورت نیاز و علاقه میتوانند فرزند خوانده داشته باشند کمتر به سمت ازدواج مجدد میروند شاید با فرهنگسازی و ایجاد قوانینی در خصوص استحکام بنیان خانواده از ترویج زندگی مجردی جلوگیری کرد.
ترفند پاک کردن لکه های مداد از دیوار
برای پاکسازی لکه های مداد رنگی از روی دیوار شما به جوش شیرین و خمیر دندان نیاز دارید.
چطور:
2 قاشق غذاخوری جوش شیرین را در نصف لیوان آب ولرم بریزید و حل کنید ، پارچه ای را داخل این محلول بزنید و روی لکه ها بکشید تا کمرنگ شوند. در مرحله بعدی مقداری خمیر دندان روی پارچه بزنید و روی لکه ها بکشید تا تمام لکه ها محو شوند ( دقت کنید که خمیر دندان ژله ای نباشد
با همسر «حساس و زود رنج» چه کنیم؟
زودرنجی پدیدهای است چندوجهی که ریشه در مسائل گوناگونی دارد. کم نیستند خانوادههای نوپایی که هنوز مدت کوتاهی از زندگیشان نگذشته به خاطر مسائلی پیش پا افتاده و تنها به دلیل حساسیت یکی از زوجین و زودرنجی وی از موضوعات و تنشهایی که به هر حال در همه خانوادهها پیش میآید، به سراغ جدایی میروند و به همین راحتی کانون گرم یک خانواده به دلیل ضعف شخصیتی یک فرد، حال زن باشد یا مرد تبدیل میشود به جولانگاهی که نتیجهاش چیزی نیست جز جدایی. ریشههای زودرنجی را در کجا باید جستجو کرد؟
فرقی نمیکند آدمهای زودرنج خانم باشند یا آقا، چراکه با کمال تعجب پدیده زودرنجی را حتی بیشتر میتوان در میان آقایان مشاهده کرد تا در میان خانمها. به همین علت هم دیگر نمیتوان روحیه حساس خانمها را بهانه کرد و زودرنجی را به آنها نسبت داد. البته زودرنجی ریشههای متنوع و گستردهای دارد. در خانوادههایی که فرزندانشان را لوس و پرافاده بار میآورند پدیده زودرنجی بسیار شایع است.
این افراد به دلیل اینکه در خانوادههایی بزرگ شدهاند که به تکتک خواستههایشان جامه عمل پوشانده میشده، وقتی به زندگی مشترک هم پای میگذارند زودرنجی را به عنوان میراث خانوادگی وارد فضای زندگیشان میکنند. اما دسته دیگری از زودرنجی در میان زوجین ارتباط دقیقی با استرسها و اضطرابهای درونی فرد دارد. این نوع زودرنجی که بیشتر در میان آقایان دیده میشود، معمولا در شرایطی اتفاق میافتد که مرد در محیط کار تحت شرایط پراسترسی قرار دارد که این مسائل در روحیهاش تاثیر منفی میگذارد بنابراین وقتی به منزل میآید با کوچکترین تلنگری آشفته میشود و کانون خانواده را تلخ میکند.
دسته دیگر زودرنجی به دلیل نداشتن اعتماد به نفس کافی در میان زوجین است. در این زودرنجی که در میان خانمها بیشتر دیده میشود، کافی است به عنوان مثال آقا از جثه و هیکل خانمش کوچکترین انتقادی کند. این موضوع آنچنان برای خانم گران تمام میشود که سریعا موضوع را به دل میگیرد و تا چند روز از همسرش دلخور و آزرده میشود.
به دنبال راهکار اگرچه برخی از عوامل زمینهساز زودرنجی را درمیان زوجین به سختی میتوان حل کرد، اما در هر صورت برای بسیاری از این موارد میتوان راهکارهایی را در پیش گرفت تا به نوعی پیشگیری کرد.
ـ در بیان انتقادها بخصوص از خانمها شدیدا جانب احتیاط را رعایت کنید. به عنوان مثال اگر میخواهید به ظاهر همسرتان انتقاد کنید بهتر است که با این جمله بحث را آغاز کنید که آیا بهتر نیست یک برنامه ورزشی برای هر دو نفرمان پیاده کنیم که هم تناسب انداممان را بهتر کنیم و هم روحیه هر دو بهتر شود؟ قرار نیست همیشه انتقادها را مستقیم بیان کرد. برخی اوقات تاثیری که یک انتقاد غیرمستقیم در بر دارد به مراتب بیشتر از انتقادهای مستقیم است.
ـ بعضی از آقایان به دلیل استرس دچار زودرنجی میشوند یعنی آقایی که تا دیروز از موضوعی به هیچ وجه دلخور نمیشده و به قول معروف ظرفیت بالایی داشته، حال امروز از کوچکترین موضوعی ناراحت میشود. معمولا این نوع زودرنجیها را باید با دلجویی و کالبدشکافی موضوع و حتی در برخی اوقات تنها گذاشتن آقا به حال خودش حل کرد. در این شرایط برخی آقایان دوست دارند تنها باشند تا کمی فکر کنند. پس بهتر است برخی اوقات آنها را به حال خود واگذاشت تا بتوانند خود را پیدا کنند.
ـ نیازهای عاطفی همسرتان را به طور کامل پاسخ دهید. برخی اوقات زودرنجی علامتی از سوی همسر است تا به نوعی بیمهری همسرش را به وی بفهماند. پس این موضوع را به دقت مدنظر قرار دهید و همیشه همسرتان را از نظر عاطفی سیراب کنید تا کمبودی از این لحاظ نداشته باشد
ـ حساسیتهای همسرتان را شناسایی کنید و به آنها احترام بگذارید. با وی هرگز لجاجت نکنید بلکه او را به نوعی درک کنید. سیاست همسرداری حکم میکند که ابتدا از رنجش خاطر پیشگیری کنید و سپس به فکر تعدیل حساسیتها باشید از این رو بهتر است در ابتدا از بروز این نوع حساسیتها پرهیز کنید.
نویسنده: دکتر شاهد فدائیفرد
تاثیر مشکلات اقتصادی بر خانواده چیست و چگونه از این مشکلات رها شویم؟
مشکلات اقتصادی تاثیر بسزایی بر سطح رفاه و ارتباط بین اعضای خانواده می گذارد. از آنجا که تامین کوچکترین نیازهای فردی ، تامین سلامت و ساده ترین تفریحات نیاز به هزینه پول دارد ، بنابراین فشار اقتصادی میتواند در تمام ابعاد زندگی موثر واقع شود.
شاید با خودتان تصور کنید که میتوانید بدون هزینه در طبیعت یا پارک قدم بزنید و لذت ببرید ولی برای همین قدم زدن نیاز به خرید کفش و لباس و کلاه یا حتی ضد آفتاب برای نسوختن پوستتان دارید دارید بنابراین بدون پول حتی نمیتوانید از قدم زدن در طبیعت لذت ببرید.
فشارهای اقتصادی بعد مختلف زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد و حتی در کوتاه مدت میتواند فشار روانی زیادی بر خانواده وارد کند.
ادامه پیدا کردن فشارهای اقتصادی در طولانی مدت میتواند حتی منجر هب فروپاشی خانواده یا طلاق عاطفی شود.
با وجودی که بهترین روش برای مقابله با فشارهای اقتصادی همکاری تمامی اعضای خانواده برای افزایش درامد خانواده است ولی میتوانید با استفاده از راهکارهایی که در ادامه مقاله به آن می پردازیم ، برای غلبه بر مشکلات روانی ان در خانواده کمک بگیرید.
تاثیر مشکلات اقتصادی بر خانواده
پیامدهای مشکلات اقتصادی در خانواده بسیار شدید و گسترده است و میتواند در تمام ابعاد زندگی نمایان شود و خانواده را از نظر روحی و جسمی تضعیف کند.
مهم ترین تاثیر مشکلات اقتصادی بر خانواده عبارتند از:
کاهش سلامت روان
اولین تاثیر مشکلات اقتصادی بر خانواده فشار روانی زیاد است. مخارج و هزینه های خانواده که به دلیل مشکلات مالی امکان تامینشان وجود ندارد یا عدم توانایی پرداخت اقساط میتواند حجم فشار روانی زیادی در خانواده بوجود بیاورد.
عدم توانایی برای تامین خواسته ها و نیازهای اعضای خانواده میتواند منجر به ناکامی و سرخوردگی شود و سرپرست خانواده را در شرایط نامطلوبی قرار بدهد و احساس ناتوانی و ناکارآمدی داشته باشد و خودش را برای ایجاد این شرایط نامطلوب سرزنش کند.
افکار منفی از جمله ناکامی و سرخوردگی در کنار فشار روانی ، سلامت روان اعضای خانواده را تهدید میکند و منجر به بروز بیماری هایی از جمله اضطراب، افسردگی و بیماری های روان تنی در خانواده می شود.
کاهش سلامت جسمی
یکی از مباحت مهم در مخارج مالی خانواده تامین هزینه های سلامت است از جمله خرید مواد غذایی سالم و مناسب که تمام نیاز های بدن به مواد معدنی و ویتامین ها را تامین کند ، چکاپ های دوره ای ، معاینات دندان پزشکی، درمانی بیماریهای مختلف و غیره همه نیاز به تامین مالی دارند.
مشکلات مالی در اولین قدم مانع از خرید مواد غذایی مناسب برای تامین نیازهای بدن می شود و سلامت بدن را کاهش داده و سیستم ایمنی را تضعیف کرده ، استخوان ها و دندان ها را تخریب میکند. از سویی دیگر مشکلات کمبود تغذیه ای منجر به افزایش بیماری های جسمی و بیماری های روانی می شود و نیاز به درمان و دارو در افراد را بیشتر میکند که تامین هزینه های درمانی بر فشار مالی خانواده می افزاید و مجددا فرد را در معرض سرخوردگی ، فشار روانی ، ناتوانی در پیگیری مسائل سلامت و بیماری های جدید قرار می دهد.
تضعیف ارتباط با فرزندان
فشارهای روانی ناشی از فشارهای اقتصادی بر والدین باعث بدخلقی و بدرفتاری ان ها با یکدیگر و فرزندانشان می شود و حتی انرژی لازم برای صرف وقت و تفریح با فرزندانشان نخواهند داشت.
انرژی روانی والدینی که درگیر مشکلات اقتصادی هستند ، صرف حل این مشکلات و تامین معاش می شود و دیگر انرژی ای برای صحبت کردن و تعامل با فرزندانشان ندارند. همین امر تاثیر زیادی بر کاهش کیفیت ارتباط با فرزندان ، رشد اجتماعی و اخلاقی آن ها دارد و ترتبیت کودکان از نظر جسمی ، روحی و اخلاقی با مشکلات زیادی روبرو می شود.
از بین رفتن کانون خانواده
عدم توانایی در تامین معاش خانواده باعث می شود زوجین به این نتیجه برسند که نمیتوانند در کنار هم زندگی کنند و رابطه شان را پایان بدهند. معمولا تبعات ثانویه مشکلات اقتصادی که منجر به احساس شکست و ناکامی در خانم می شود و تصور میکند که میتوانسته موقعیت بهتری برای ازدواج داشته باشد و تاثیر روانی آن در مردان که فکر میکنند ضعف مدیریت مالی همسرشان باعث بروز این مشکلات شده است میتواند اختلاف در محیط خانواده را تشدید کند.
علاوه بر احساس ناکامی ، استرس هم میتواند باعث کاهش ظرفیت روانی افراد وپرخاشگری شود که ناسازگاری در رابطه را افزایش میدهد.
خانواده ای که دچار مشکلات اقتصادی است ، اعضایش صبر و تحمل کمری دارندو در مقابل مشکلات به سرعت واکنش می دهند.
اعتیاد
احتمال درگیر شدن با اعتیاد در مردانی که با مشکلات اقتصادی دست به گریبان هستند بیشتر است ، مردان سعی میکنند با پناه بردن به سیگار ، مواد مخدر یا الکل ، استرس و فشار روانی ناشی از مشکلات اقتصادی را برای خودشان قابل تحمل کنند ولی بروز اعتیاد به این مواد ، خود باعث بروز مشکلات مالی بیشتر برای خانواده می شود.
راهکارهای رهایی از مشکلات اقتصادی
برای رهایی از مشکلات اقتصادی باید یکسری تصمیم گیری های جدی و تغییر مسیر های جدید برای زندگی خود در نظر بگیرید و تا حد ممکن گرفتار شدن خودتان را در مشکلات اقتصادی کاهش دهید.
ازدواج به وقت مناسب
تشکیل خانواده و ازدواج نیاز به یکسری پیش شرط درد که مهم ترین آنها شرایط مالی مناسب ، منبع درآمد ثابت و توان اداره زندگی است. هر مردی که میخواهد ازدواج کند باید بداند مخارج یک زن دو برابر یک مرد است و از سویی دیگر مشکلات اقتصادی اثرات نامطلوبی روی خانواده و حتی رابطه عاطفی زن و شوهر می گذارد.
اگر قبل از رسیدن به ثبات مالی لازم برای زندگی ازدواج کنید بعد از شروع زندگی متوجه می شوید که از عهده تامین بسیاری از مخارج بر نمی آیید. شما که نمیتوانید همیشه روی تامین مخارج زندگی توسط والدین یا دریافت کمک های مالی به صورت مداوم حساب کنید. کمک مالی گرفتن از والدین باعث بروز مشکلات بیشتری در زندگی می شود که کوچکترین آن ها دخالت والدین در زندگی شما است.
برنامه ریزی برای تولد فرزندان
زمانی که زوجین توانستند از پس هزینه های زندگی دو نفره شان برآیند و احساس کردند پول اضافه کافی برای تامین مخارج یک نفر دیگر را دارند میتوانند برای فرزند آوری برنامه ریزی کنند در غیر اینصورت مشکلات زیادی برای خانواده ایجاد خواهد شد.
حمایت از خانواده
اعضای خانواده باید همیشه حامی یکدیگر باشند تا خانواده بتواند به بهره وری و کارکرد مناسب برسد. اعضای خانواده در مواجهه با مشکلات مالی باید با همکاری هم برای برطرف کردن مشکل مالی اقدام نمایند. علاوه بر این که برای تامین نیازهای مالی خانواده باید به دنبال یافتن شغل و کسب درآمد باشند باید هزینه های غیر ضروری و تجمل گرایی را تا مدتی کنار بگذارند تا بتوانند منابع مالی خانواده را برای صرف هزینه های ضروری مدیریت کنند.
مدیریت بحران مالی
در شرایطی که خانواده در بحران مالی به سر می برد اعضای خانواده نمیتوانند بدون مشورت و احساسی تصمیم بگیرند. در شرایط بحران مالی خانواده نیاز به همفکری و تصمیم گیری های عقلانی دارند تا نیازهای اساسی خانواده تامین شود و برای بیرون آمدن از مشکلات مالی در زمینه مشاوره اقتصادی و مدیریت بحران از جمله های روانشناختی و مدیریت احساسات ، آموزش ببینند و مطالعه کنند.
ورزش برای من مثل غذا خوردن حیاتی است
گپی با تنها ورزشکار طلایی کاروان ایران در مسابقات موی تای قهرمانی جوانان جهان
اواخر مردادماه امسال ، مسابقات مویتای قهرمانی جوانان جهان با حضور بیش از ۳۰۰ ورزشکار از ۱۰۰ کشور جهان بهمیزبانی شهر «کوالالامپور» مالزی برگزار شد. بروبچههای تیم ملی ایران، با 17 مدال به کشور برگشتند که از آن میان، «فاطمه ممانی» 17ساله، تنها مدال طلای کاروان ایران از این رقابتها را برای ما بهارمغان آورد. موفقیت فاطمه و عنوان کمترشنیدهشده رشتهاش، کنجکاوم کرد. با کمی کندوکاو فهمیدم که رشته رزمی «مویتای» یا «مبارزه تایلندی»، قدمتی 2هزار ساله دارد، در سال 2017 بهطور رسمی در المپیک ثبت شده و حالا ورزشکاران بسیاری از سرتاسر جهان در این رشته رزمی جذاب با یکدیگر رقابت میکنند. در ادامه گپ من با فاطمه قهرمان را درباره رشته جذابش میخوانید.
چه شد که از مویتای سردرآوردی؟
من از 8سالگی ورزش را با رشتههای رزمی مثل «کیکبوکسینگ» و «کاراته» شروع کردم، بهعنوان استعداد برتر رزمی شناخته شدم و مقامهای مختلفی در این عرصهها کسب کردم. درواقع با رشتههای رزمی آشنا بودم و سال 98 عضو تیم ملی مویتای شدم. از آنموقع تا حالا بهطور حرفهای مویتای کار میکنم.
برای رسیدن به قهرمانی چه مسیری را طی کردی؟
راستش مسیر سختی بود چون ورزش حرفهای، تلاش و تمرین زیادی میخواهد. برای ورود به تیم ملی و رسیدن به مسابقات جهان خیلی زحمت کشیدم. پارسال جواب سالها زحمتم را با مدال طلای مسابقات جهانی تایلند، گرفتم. یادم میآید چطور در آن لحظه بیاختیار اشک میریختم. امسال هم موفق به کسب مدال طلا در مالزی شدم.
در این راه سخت چه چیزی برای ادامه دادن به تو انگیزه میبخشد؟
ورزش برای من بخشی از زندگیام شده و میتوانم بگویم مثل غذا خوردن برایم حیاتی است. گاهی وقتها که بههر دلیلی نمیتوانم تمرین کنم، حس بدی دارم و حتی عذاب وجدان میگیرم. علاقهام به این رشته و اهدافم، انگیزهای است که باعث میشود ادامه بدهم.
هیچوقت شده از رشتهات خسته شوی و بخواهی که بیخیالش شوی؟
مواقعی پیش آمده که بهدلیل آسیبدیدگی یا فشار زیاد بهناچار از تمرین دور شدم اما ناامید و خسته نمیشوم. من همیشه از ورزش کردن لذت بردهام و تأثیر مثبت زیادی در زندگیام داشتهاست.
نوجوانهای علاقهمند به رشته تو چه ویژگیهایی باید داشتهباشند؟
بهنظر من در هر ورزشی برای رسیدن به موفقیت، 40 تا 45درصد استعداد لازم است سپس تلاش فردی تأثیر میگذارد. من فکر میکنم نوجوانهای علاقهمند به مویتای بهشرط تلاش و پشتکار با هر فیزیک بدنی میتوانند در این عرصه بدرخشند و به ویژگی خاصی نیاز ندارند. البته در ورزشهای رزمی، داشتن قدرت و روحیه جنگاوری موثر است اما معنی این حرف آنچیزی نیست که مردم درباره این رشتهها و خشن شدن ورزشکارانشان میگویند؛ روحیه جنگندگی در ورزش روی شخصیت فرد و نحوه تعاملش با دیگران تأثیر منفی ندارد.
عدم تحول محیط در برابر «زن اجتماعی جدید» از مادر، «متهم» میسازد
طائب، کارشناس مسائل زنان معتقد است زن ایرانی امروز در وجوه متعددی نسبت به میراثداران خود رشد کرده و حسب تواناییهایش علاقهمند به کنشگری اجتماعی است. فهم نکردن این زن مستعد وعدم تغییر محیط برای استقبال از فعال شدن او چالشهای زیادی بهوجود میآورد.
با تغییر جایگاه زنان در جوامع مختلف و افزایش اثرگذاری این بخش از جمعیت دهکده جهانی در رویدادها و سیاستگذاریهای مختلف رفته رفته اهمیت توجه به مسئله زنان در جامعه بیش از پیش خودنمایی کرد تاجایی که نادیده گرفتن این گروه در تصمیمگیریها ناممکن شد.
این روند که در واقع فارغ از مرزهای جغرافیایی در سراسر جهان اثرگذاریهای متفاوتی داشته است ایران را هم از اواسط دهه 40 شمسی تحت تأثیر خود قرار داد تاجایی که امروز شاید لازم است از خودمان بپرسیم؛ واقعاً مهمترین مسئله زنان در جامعه کشورمان چیست و سیاستگذاران، برنامهریزان، مدیران اجرایی، پژوهشگران و محققان مسایل زنان چه چیز یا چیزهایی را میبایست در اولویت و خط اصلی کارهایشان قرار دهند؟ سؤالهایی که بدون تردید پاسخ به آنها میتواند راهگشای مهمی برای ایران باشد و بهنوعی منجر به تثبیت جایگاه بانوان خواهد شد.
این درحالی است که کیفیت زندگی بانوان ایرانزمین در 4 دهه گذشته با توجه به افزایش سطح تحصیلات در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی رشد قابلتوجهی داشته است؛ هرچند افزایش آگاهی، مطالباتی را هم برای این بخش از جامعه ایجاد کرده است که بسیاری از آنها بهعنوان خواسته طبیعی بانوان محسوب میشود و عاملی شده تا امروز با زنی متفاوت از گذشته یا نوعی «زن اجتماعی جدید» مواجه باشیم؛ زنی که خواستار و علاقمند به حضور اجتماعی و کنشگری در سطوح گوناگون جامعه است .
در این رابطه گفتوگویی با دکتر حمیده طائب، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و کارشناس مسائل زنان انجام دادیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
زن امروز ما خواستار مشارکت اجتماعی بوده و عطش زیادی برای تحصیل، اشتغال و حضور اجتماعی دارد. میل فزاینده زنان به تحرک اجتماعی را چگونه تحلیل میکنید و نیروهای تقویتکننده این اشتیاق را چه میدانید؟
حضور اجتماعی زنان را اسلام خواسته است. طبق پژوهش انجامشده با بررسی آیات قرآن، حدود 94 درصد آیات خطاب انسانی دارد و حدود 6 درصد آیات موضوعات جنسیتی و زنان را مطرح کرده است. خطاب انسانی به زن و مرد مورد نظر است. احکام اجتماعی اسلام تصریح داد که زنان باید در جامعه حضور داشته باشند.
حتی در بحث حجاب یک نکته پنهانی وجود دارد، مبنی بر اینکه وقتی در جامعه حضور پیدا میکنید، باید آداب پوشش را رعایت کنید. یعنی فرض و مسلم اسلام بر این قرار گرفته که زنان در جامعه حضور فعال دارند. منتها پاسخ اینکه چطور حضور پیدا کنند را طبق آداب حرف زدن و آداب پوشش و قانون، تعیین میکند.
در 40 سالی که از عمر انقلاب اسلامی میگذرد، طبق بیان امام خمینی(ره) که اسلام ناب را مطرح کردند، این نوع قرائت از اسلام مورد توجه قرار گرفته و زنان مورد توجه قرار گرفتند تا حضور اجتماعی پیدا کنند. به لحاظ تاریخی هم این ستم به زنان شده که حضور اجتماعی نداشتند و بر زن سنتمحور و نگاههایی که ریشه در سنتهای قدیم دارد؛ در ادبیات نظری تصریح میشود.
در دوران قبل از اسلام و تاریخ غیر انبیای الهی، جوامع، زن را در حاشیه و به تعبیری جنس دوم میدانستند. در واقع رویکرد غیرتوحیدی نمیخواست زن را در متن و مرکز بداند. به زبان امروز ما میگوییم که دوگانهای وجود داشته، یا رویکرد عروسکمحوری بوده یعنی نگاه مادی و ابزاری به زن وجود داشت و یا تعبیر جاهلی بوده که اصلاً زن را مایه خفت و خاری میدانست و به مثابه نیروی مؤثر اجتماعی به او نگاه نمیشد.
دشمن وظیفه براندازیاش را پیش میبرد ولی روی خلأهای ما اقدام میکند. وقتی که ما زنان را به لحاظ معرفتی آگاه و توانمند کردیم، اطراف او نیز باید با تغییرات دچار تحول شود. مثلاً اگر به زن گفتیم برو تحصیل کن باید فکر مادری و همسری او را میکردیم. یعنی زن عین مرد تحصیل میکند، اما باید برای آقایان و خانمها قوانین نوینی تدوین کنیم.
رویکرد انقلاب اسلامی به شخصیت زن در بعد اجتماعی چگونه بود و چه تغییراتی در این رویکرد ایجاد شد؟
بحث انقلاب اسلامی این بود که اساساً مدل دیگری از زن را به جامعه معرفی کند: زن در متن و مرکز که در عین حال با آداب اسلامی حرکت میکند و اهداف جامعه اسلامی که قیام لِلّه و حکومت عدل توحیدی و جهانی است را پیش ببرد. با این حساب یک مطالبه مهم زنان در بحث انقلاب اسلامی همین حضور اجتماعی مؤثر برای تمدنسازی اسلامی و گسترش جامعه جهانی است.
منتها جای گفتوگو دارد که چه شد سرعت ما جاهایی کم شده است. هرچند که اقدامهای مثبت خیلی زیاد دیدیم و دستاوردهای انقلاب اسلامی در موضوع زنان زیاد است، در زمینههای تحصیلات و بهداشت آمارها وجود دارد و در گزارش 40 سالگی انقلاب هم عنوان شد که انقلاب اسلامی در چه عرصههایی به زنان خدمت کرده است.

به ضرورت حضور زنان در تمدنسازی اسلامی اشاره کردید. وقتی زنان میتوانند این نقش را درست ایفا کنند که تمام نقشها را در بعد فردی، خانوادگی و اجتماعی در نظر داشته باشند و فقط به یک مقوله نپردازند. یکی از موضوعاتی که فعالیت اجتماعی زنان و کنشگری فرهنگی سیاسی آنها را در پی داشته، این است که به هرحال زنان مثل مردان نیاز به حل مسائل اقتصادی و نیز رشد و پیشرفت دارند. اما در کنار این یک مسئله، به نظر میرسد تجربه تاریخی زنان ما از چند دهه قبل و کمارزش شمردن زیست مادرانه یا همسرانه آنها و مظلوم واقع شدنشان در روابط خانوادگی به دلیل نداشتن قدرت اقتصادی بر این نگرشها و نیاز به حضور اجتماعیِ بیشتر آنها تأثیر داشته است. چقدر این اتفاق را در نیاز فزاینده زنان به حضور اجتماعی مؤثر میدانید؟
ما در تمام شاخصها بعد از انقلاب رشد داشتیم، اما در بحث خانواده آسیب دیدیم. این موضوع قابلیت گفتوگو دارد که چه میشود ما در عرصه حضور اجتماعی، علمآموزی و تحصیلات به خوبی پیشرفت کردیم ولی در بحث خانواده آنطور که باید، خوب عمل نکردیم. یعنی بنیان خانواده مقداری سست شده است، هم به جهت افزایش آمار طلاق و هم کاهش ازدواج و نابسامانیهایی که در نهاد خانواده با آن مواجهیم.
وقتی بررسی میکنیم مشاهده میشود انقلاب اسلامی برای زنان دستاورد زیادی داشته و آنها را متحول کرده است. حقیقتاً این جملهای که امام خمینی(ره) هم در بیاناتشان دارند که خانمها متحول شدند، اتفاق افتاده است. بررسی تاریخی ما هم همین را نشان میدهد. شما دوران قبل از انقلاب و بعد از انقلاب را به لحاظ سینما، مطبوعات و آثار فرهنگی و هنری که تولید شده و حضور زنان در این عرصهها بررسی کمی و کیفی کنید، میبینید زنان واقعاً دچار تغییر و تحول شدند. آن زن تکبعدی خانهنشین به تعبیری که قرار است چندبعدی باشد و حضور اجتماعی داشته باشد، اتفاق افتاده است.
در چنین شرایطی آیا ساختارهای اداری و فرهنگی و نیز نظام فکری فرهنگی ما برای طرف مقابل زن که مردان جامعه هستند، چنین تغییری را ایجاد کرده است؟
ما تعادل معرفتی جامعه را در حوزه زن و خانواده به هم ریختیم. وقتی زنان را رشد دادید و آنها را به لحاظ آگاهی و معرفتی ارتقا داده و حتی فرصتهای اجتماعی در اختیارشان گذاشتید، باید به حواشی آن هم توجه کنید. زن که تنها زندگی نمیکند، بلکه در نظام ارتباطی زندگی میکند. وقتی یک طرف ارتباط تغییر میکند، طرف دوم را باید متناسب با تغییر این سو تغییر دهید. اگر چنین تغییری ایجاد نشود، بین اینها چالش پیش میآید.
در این شرایط دشمن وظیفهاش را انجام میدهد که دشمنی است. او وظیفه براندازیاش را پیش میبرد ولی روی خلأهای ما اقدام میکند. وقتی که ما زنان را به لحاظ معرفتی آگاه و توانمند کردیم، اطراف او نیز باید با تغییرات دچار تحول شود. مثلاً اگر به زن گفتیم برو تحصیل کن باید فکر مادری و همسری او را میکردیم. یعنی زن عین مرد تحصیل میکند، اما باید برای آقایان و خانمها قوانین نوینی تدوین کنیم.
نمیتوان با رویکرد قدیمی که داشتید و دانشگاه را اداره میکردید، پیش بروید. چون در نهایت همه بار روی دوش زن یا مرد گذاشته میشود، آسیبی که گاهی حس میکنیم ایجاد شده و مرد را هم در نقطه مقابل به کارت بانکی تقلیل داده است، اما معلوم نیست چقدر در خانه حضور فرهنگی دارد و با خانواده در ارتباط است.
در واقع زن را در بُعد اجتماعی و علمی رشد دادیم ولی در اطراف او رشد لازم را ایجاد نکردیم، چه به لحاظ معرفتی و چه به لحاظ ساختاری. چون نگاه سیستمی نداریم و هنوز تک بعدی حرکت میکنیم. نقشه جامع فرهنگی داشتن و مهندسی فرهنگی کردن نیاز امروز ما است. وقتی یک طرف را تغییر دادید باید تغییرات پیرامونیاش را در نظر بگیرید. به هر حال یا این تغییر اساساً غلط است و باید از اول تغییر بدهیم که اینطور نیست و در مورد زن میگوییم باید در همه ساحتها رشد کند و یک زن چند بعدی است. اگر این کار را کردیم باید متناسب با او، شرایط را برایش فراهم کنیم که بهترین بازدهی و کمترین فشار و هزینهدهی را داشته باشد.
از طرف دیگر چنین موضوعی نشان میدهد که علوم انسانی ما متناسب با چنین زنی تعریف نشده است. گفتمان در علوم انسانی گفتمان توحیدی نیست، چون با اضافه کردن چند حدیث و روایت، علوم انسانی ما اسلامی نمیشود و اصلاً بافت این علم، بافت اومانیستی و انسانگرایانه است و نگاه توحیدی و خط انبیا در این علم وجود ندارد. این یک نگاه ریشهای است که ما در علوم انسانی دچار مشکلیم. افرادی که با فرمولهای گفتمان غیرتوحیدی رشد میکنند و در جامعه توحیدی میخواهند زیست کنند و طبیعی است که هدف توحیدی هم دارند به تعارض میخورند و این نوع تعارضات خود را در بستر اجتماع هم نشان میدهد.
به اعتقاد شما برای حل چنین مشکلی چه باید کرد تا علوم انسانی ما به حقیقت آمیخته با اسلام و آموزههای دینی ما باشد؟
در این دوره گذار یک نسلی باید برای بقیه متحمل سختی شوند و فشاری را تحمل کنند. ما باید در علوم انسانی واقعاً از حالت شعاری خارج شویم و اسلامی کردن علوم انسانی دغدغه شود. این یک گام مهم است که رخ نداده. یک شعارزدگی پیش آمده، سمینار و نشست برگزار میشود ولی عملاً اتفاقی نمیافتد.
در این شبکه فرهنگی، باید کار را از آموزش و پرورش شروع میکردیم، که این کار را هم نکردیم. یعنی حفظمحوری همچنان وجود دارد و آن تفکری که باید، هنوز وجود ندارد. حتی گزینههایی که به لحاظ درسی برای تفکر لازم است، خیلی محدود است و به آن خط سیر توحیدی نمیرسد. شما تاریخ را در کتابهای درسی دبستان بررسی کنید، ببینید تاریخ انبیا هست یا نه، یا حتی تاریخ ایران چقدر متفکرانه یا حتی انتقادی بررسی میشود؟ یعنی این نقشه ایران در طی دورانی کوچک شده است. این موضوع را چقدر نوجوان متوجه میشود که این نقشه چطور کوچک شد؟ اگر بگوییم همه شاهان مقتدر بودند و خوبیها را نشان بدهیم و بگوییم تو پیشینه خوبی داری، واقعیت را برای او بیان نکردیم باید نقاط منفی را هم ببینیم.
این نوع تکقطبی نگاه کردن یا اساساً تنها مثبتها را دیدن و منفیها را نادیده گرفتن، منجر به نگاه متفکرانه فرهنگی در نسلهای بعدی نمیشود. همان فردی که هیچ وقت یاد نگرفته متفکرانه با متن مواجهه داشته باشد، بعدها به دانشگاه میآید و همین روند در مورد او ادامه دارد.
در نهایت زن رشدیافتهای داریم که سطح توقع او از خودش بالا رفته، چون با اسلام آشنا شده است. یعنی اسلام نابی که امام و رهبری آن را معرفی کردهاند و الگوی سوم را ارائه دادهاند. حتی توقع جامعه را نسبت به این زن بالا میبرد. وقتی شما این همه توقع دارید و در عین حال نمیخواهید هیچ تغییری در ساختارها ایجاد کنید، مشکلات و چالشهای اساسی پیش میآید.
نمیتوان با رویکرد قدیمی که داشتید و دانشگاه را اداره میکردید، پیش بروید. چون در نهایت همه بار روی دوش زن یا مرد گذاشته میشود، آسیبی که گاهی حس میکنیم ایجاد شده و مرد را هم به کارت بانکی تقلیل داده است، اما معلوم نیست چقدر در خانه حضور فرهنگی دارد و با خانواده در ارتباط است.
پس باید مثلاً در ساختار دانشگاهی هم مدلهای غیر حضوری برای زنان تعریف کنیم که اگر شرایط حضوری نداشت، بدون اینکه تحت فشار روحی بابت قواعد دانشگاه قرار بگیرد، بتواند هم درس بخواند و هم وظایف مادری و همسریاش را انجام دهد. یا اصلاً لازم نیست همه در مدت 4 سال مدرک کارشناسی بگیرند و تخفیفاتی برای زنان قائل شویم.
وقتی این کارها را نکردیم، نتیجه این میشود که ساختار به زن فشار میآورد و او میخواهد از قافله عقب نماند و وقتی همه جلو میروند نمیخواهد عقب بماند. در نتیجه سن ازدواج بالا میرود، میل به فرزندآوری کم میشود و مسائل دیگری در بطن خانواده بروز پیدا میکند. از لحاظ گفتمانی هم وظایف مادر در ارتباط با تربیت فرزند تبیین شده و اگر این موضوع حضور اجتماعی درک نشود، در نهایت یک مادر متهم شکل میدهید که هر کوتاهی در بچه میبینید گردن مادر میافتد.
شرط قانونی شدن موتورسواری بانوان در ایران
بعد از اینکه اظهارات رییس مرکز اطلاعرسانی پلیس راهور تهران مبنی بر ممنوعیت رانندگی زنان با موتور برقی با واکنشها و انتقادهای فراوانی مواجه شد، وی مجبور شد زیر فشارهای افکار عمومی با انتشار اصلاحیهای اعلام کند: «قانون درباره موتورسواری خانمها سکوت کرده و ما هم سکوت میکنیم».

سرهنگ علیاصغر شریفی در این زمینه اضافه کرده بود: قانون گفته هر کسی که گواهینامه موتوسیکلت دارد میتواند رانندگی کند اما هیچ خانمی گواهینامه موتوسیکلت ندارد؛ تبصره ماده 20 صدور گواهینامه موتوسیکلت برای مردان را بر عهده نیروی انتظامی گذاشته است. این سخنان اما به هر حال آغازی بود برای بازگشایی پروندهای خاک گرفته که طی چند دهه اخیر بارها مطرح و نیمهکاره و بدون نتیجه رها شده است.
منعی که وجود ندارد
اولین گام برای بررسی اینکه آیا صدور گواهینامه برای زنان ممنوع است یا خیر، بیشک رجوع به خود قانون است. بر طبق تبصره ذیل ماده ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی «صدور گواهینامه رانندگی موتوسیکلت برای «مردان» برعهده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است»؛ به بیانی از آنجاییکه کلمه «زنان» در این تبصره قید نشده است، راهنمایی و رانندگی از صدور گواهینامه موتور برای بانوان طفره میرود! شاید به همین دلیل بود که حقوقدانها در همان زمان که قانون جدید رسیدگی به تخلفات رانندگی تصویب شد، ماده ۲۰ آن را مغایر با رعایت حقوق شهروندان زن میدانستند.
فاقد وجاهت قانونی
این آییننامه حتی از سوی قوه قضاییه نیز بررسی شده است بهطوریکه اداره کل حقوقی قوه قضاییه نیز درباره دوچرخهسواری و موتورسواری بانوان در ملأ عام نظریه مشورتی صادر کرد و این اعمال را فاقد وصف مجرمانه دانست.
براساس این نظریه به دلیل اینکه برای دوچرخهسواری یا موتورسواری بانوان مجازاتی پیشبینی نشده است، صرف دوچرخهسواری یا موتورسواری بانوان فاقد وصف کیفری دانسته شده است.
شکایت بیسابقه
با تمام این تفاصیل در مرداد سال ۹۸ یکی از بانوان اصفهانی که اصرار فراوانی داشت به خاطر ممانعت راهنمایی و رانندگی از صدور گواهینامه به دیوان عدالت اداری شکایت بیسابقهای را مطرح کرد؛ شکایتی که براساس رای شعبه دیوان عدالت اداری در اصفهان، حکم «الزام پلیس راهور ناجا به صدور گواهینامه رانندگی موتوسیکلت برای زنان واجد صلاحیت» برای آن صادر شد.
در رای آن شعبه آمده بود «قید مقرر در ماده ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی که بیان کرده «صدور گواهینامه برای مردان بر عهده نیروی انتظامی است» نافی صلاحیت آن مرجع مبنی بر اختیارات و وظایف صدور گواهینامه برای زنان نیست و به عبارت دیگر اثبات شی نفی ماعدا نمیکند. از آنجا که رانندگی موتوسیکلت قائم به جنسیت نبوده و طرف شکایت تنها ارگان نظارتی موجود در کشور جهت احراز صلاحیت متقاضیان صدور گواهینامههای رانندگی است و اصل بر صلاحیت آن مرجع جهت صدور گواهینامه بوده و قید مقرر در تبصره ماده ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی نیز به معنای محرومیت زنان از رانندگی موتوسیکلت نیست.»
همان سال حجتالاسلام والمسلمین محمدکاظم بهرامی، رییس وقت دیوان عدالت اداری درباره رای «الزام راهنمایی و رانندگی به صدور گواهینامه برای خانمی که شکایت کرده بود»، به بیا نی نی گفته بود «رای مخالف این موضوع را هم در دیوان عدالت داریم و اینها رای غیرقطعی است. آرای قطعی اگر متعارض باشند، موضوع به هیات عمومی میرود. ولی چون این رای به مرحله قطعیت نرسیده طبعا زمینه آن برای اینکه به هیات عمومی برده شود، هنوز فراهم نیست.»
ورود نصفه و نیمه مجلس
این واکنشها و جنجالی که حکم دیوان عدالت صادر کرده بود نهایتا باعث شد تا مجلس نیز به این موضوع ورود پیدا کند. همان زمان فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی از نیروی انتظامی دعوت کرد در جلسهای با نمایندگان زن مجلس موضوع صدور گواهینامه موتوسیکلت برای زنان و خلأهای قانونی آن را مورد بررسی قرار دهد. این در حالی بود که برخی نمایندگان همان سال معتقد بودند موتورسواری زنان همانند دوچرخه سواری منع شرعی و قانونی ندارد.
شرع یا قانون؟
شرع و قانون دو بال رودررو در این پرونده محسوب میشوند. اینکه آیا شرع نافی صدور گواهینامه موتور برای بانوان است یا قانون؟ معصومه ابتکار، معاون امور زنان و خانواده رییسجمهوری دولت دوازدهم هم در همان سالها با اعلام اینکه بهطور خاص در زمینه ارایه گواهینامه موتوسیکلت برای زنان نشستها و مذاکراتی را برگزار کردیم، پیگیریها و مکاتباتی را نیز در این راستا انجام دادیم و به این جمعبندی رسیدیم که هیچ مغایرت قانونی در این زمینه وجود ندارد، به بیا نی نی گفته بود: «مغایرت قانونی وجود ندارد و اگر زنان تمایل و نیاز داشته باشند باید بتوانند گواهینامه موتوسیکلت دریافت کنند و اگر هم در آییننامهای مشکل یا سیاست نانوشتهای داریم، امید است که برطرف شود.» محمدمهدی تندگویان، معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در دولت دوازدهم نیز که به صراحت اظهارنظرهایش معروف است در واکنش به ممنوعیت صدورگواهینامه موتور برای زنان، با طرح این پرسش که «اگر این موضوع شرعی است چرا آن را منع میکنید؟» درباره صدور گواهینامه موتور برای زنان گفته بود: اگر این امر شرعی نیست یک بار باید این موضوع با دلایل عدم مشروعیت آن برای مردم شرح داده شود و احکام و حدود آن برای مردم مشخص شود. باید احکام را برای مردم باز کنیم. در ابتدای اسلام هم زنان مرکب سوار داشتیم و امروزه نیز موتور به عنوان مرکب امروزی محسوب میشود که حتی برای آن مسابقات جهانی هم پیشبینی شده است.»
با این وجود هنوز و بعد از ۱۲ سال این پرونده هیچ نتیجه مشخص و اجرایی خاصی را به دنبال نداشته است و زنان همچنان یا مجبورند از خیر موتورسواری بگذرند یا مانند آنچه این روزها فراوان دیده میشود، بدون اخذ گواهینامه موتورسواری کنند.
بدینترتیب به نظر میرسد این پرونده، اینبار نیز مانند دفعات قبل به نتیجهای از سوی مسوولان نرسد و زنان همچنان در حسرت دریافت گواهینامه موتور باقی بمانند، مگر آنکه عزمی جزم کنند و در قالب شکایتی قانونی از دیوان عدالت اداری بخواهند تا این آییننامه را اصلاح یا ابطال کند.
شنیون پر کار مجلسی
آموزش یک شنیون پر کار مجلسی