پروانه‌وار مراقبت خواهیم کرد

گذری بر تاریخ فیلم‌های سینمایی و تمرکز بر پوشش بازیگران زن و مرد در کشورهای غربی و اروپایی این موضوع را مشخص می‌کند که حیا و عفت به عنوان یک موضوع بلامنازع در سراسر جهان مطرح بوده است تا اینکه در سال ۱۸۹۷ یعنی حدود ۱۲۵ سال پیش دانشوران صهیونیست بعد از تسلط بر جوامع مسیحی پروتکل‌هایی را با هدف تفرقه‌افکنی و استیلا بر مردمان جهان نقشه راهی را ترسیم کردند. در اولین پروتکل این‌گونه می‌آید که هدف وسیله را توجیه می‌کند و برای رسیدن به هدف، از هر وسیله‌ای استفاده کنیم خوب است. در جای دیگر از پروتکل بیان می‌شود عفت و ناموس را به وسیله قهرمانان، آموزگاران و در کل آموزش و پرورش از مغزها بیرون آورید که این چیزها در اجتماع مفهومی ندارد.
از طرفی اندیشمند فرانسوی فرانتس فانون می‌گوید: هر چادری که دور انداخته شود افق جدیدی را که برای استعمار ممنوع است و برای او می‌گشاید و پس از دیدن هر چهره بی‌حجابی، امید‌های حمله‌ور شدن استعمار ده‌برابر می‌شود.
پس نتیجه می‌شود اینکه موضوع حجاب و عفاف علاوه بر موضوعات اجتماعی و الهی یک موضوع امنیتی و سیاسی است. برای حفظ موضوعات اجتماعی، امنیتی، سیاسی و … محیط خانه، مدرسه و جامعه باید کنترل شود.
شاید به‌جرئت بتوان گفت مهمترین عامل حجاب و عفت رفتار پدر با دختر و مادر با پسر خانواده است. به عبارتی، سبک زندگی و تربیتی درون خانه باید اصلاح شود. در خانواده‌ای که پدر در آن جایگاه واقعی و اصلی خود را حفظ کند و در عین اقتدار ارتباطی عاطفی با دختر خود داشته باشد، درک متقابلی از حیا و حجاب رشد می‌کند. وقتی درون خانواده شأن مادر حفظ می‌شود و مادر به پسرش عشق می‌ورزد، درک متقابلی از عفت و ناموس در درون ایشان نهادینه می‌شود و البته رسیدن به هردو موضوع وابسته به ارتباط محترمانه و منطقی بین پدر و مادر خواهد بود. این مدل سبک تربیتی است که در دل آن فرزندانی در این مرز و بوم تربیت می‌شوند که دختران و مادران تمام سرزمین را ناموس خود می‌دانند و در این راه خونشان را نثار می‌کنند.
در همه وصایای شهدا تأسی به حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) و حفظ حجاب و عفاف مطرح می‌شود. این روزها در رسانه‌ها و فضای مجازی می‌بینیم که در جنگ اوکراین دختران این سرزمین با فروش عکس‌های برهنه خود به جبهه مقاومتشان کمک می‌کنند و به این شیوه تحقیرآمیز افتخار می‌کنند و ما الگو‌هایی در این سرزمین داریم که برای پایین آوردن جنازه یک دختر برهنه خرمشهری سه کماندوی ارتشی به شهادت می‌رسند تا جنازه دختر برهنه را از بالای دکل به پایین آورند.
ادبیات، برنامه‌های تربیتی و آموزشی را از تنذیر و تهدید به سمت روشنگری و تربیت صحیح خانواده سوق دهیم تا دختران و پسرانی به جامعه تحویل داده شوند که به تعبیر فرمایش رهبر معظم انقلاب، حجاب و وقار و متانتشان باعث سنگین شدن کفه آبرو و احترام آن‌ها باشد.
بی‌حجابی از انحراف بینش صحیح شکل می‌گیرد. حرکت در مسیر دوگانگی و ایجاد دو جبهه مختلف بین افراد کم‌حجاب و چادری به بینشی رسیده‌ایم که این روزها دختران چادری را از دیگران جدا و واژه‌های «ما» و «آن‌ها» را بر زبان‌ها جاری می‌کند.

این در حالی است که به فرمایش شهید سلیمانی، همه دختران این سرزمین دختران ما هستند. جامعه تا کفر را نشناسد به حق دست نخواهد یافت. شیوه قیام حضرت ابراهیم آموزشی صحیح در این حوزه است. ابتدا آنچه منکر بود معرفی کرد: ستاره، ماه و خورشید نمی‌توانند خدا باشند. سپس بت‌ها را شکست و گفت خدایان شما نمی‌توانند از خودشان دفاع کنند. الان ما در این مرحله هستیم. باید بت مانند سلبریتی‌ها پوشیدن و شبیه بتمن‌ها و تتلو‌ها ظاهر شدن را بشکنیم. شکستن این بت‌ها جز با شناخت صحیح شاکله پوشالی آن‌ها امکان‌پذیر نیست.
تربیت صحیح در خانه و الگوپذیری مناسب در مدرسه و جامعه، زنان مردآفرینی را تحویل اجتماع می‌دهد که زیبایی خود را در تعهد و تخصص و زیبایی اندیشه می دانند.
ملیحه غیور – مدیر مشارکت‌های بانوان حفظ ارزش‌های دفاع مقدس استان خراسان

8 عاملی که رابطه شما و خانواده همسرتان را شکرآب می کند

ازدواج دختر و پسر تنها پیوند ۲ نفر نیست بلکه پیوند ۲ خانواده است؛ یعنی پدر و مادر ما چنان در ما درونی شده اند و پدر و مادر همسرمان چنان در او درونی شده اند که انگار ۲ خانواده با هم ازدواج می کنند، نه یک نفر با یک نفر. خانواده مهم ترین عامل شکل گیری شخصیت هستند که گاهی می تواند پایه به وجود آمدن مشکلات ارتباطی با خانواده همسر باشد. در ادامه به رایج ترین عواملی که باعث اختلاف با خانواده همسر می شود، اشاره می کنیم. امیدواریم با آگاهی از آن ها از رابطه دلنشینی با خانواده همسرتان برخوردار شوید.

برداشت های اشتباه به دلیل باورهای غیرمنطقی

برخی افراد هنوز بر اساس شنیده ها و دیده ها یا قالب های فکری و باورهای قدیمی شان، نگاه متعصبانه و سوگیرانه ای نسبت به اقوام همسرشان دارند و رابطه خود با آنان را بسان کارد و پنیری می بینند که هرگز صحیح نیست کنار هم قرار گیرند. رابطه نه چندان شیرین مادرشوهر و عروس ، داماد و پدرزن یا باجناق ها و جاری ها داستانی قدیمی است که موجب حساسیت برخی افراد شده و موجب تیرگی روابط آنان می شود. این ذهنیت های از پیش تعیین شده را از بین ببرید و افراد را براساس شخصیت و عملکردشان قضاوت کنید.

مدیریت نادرست در معرفی خانواده به همسر

سامان دادن رابطه های 2 خانواده با عضوهای جدید که همان عروس و داماد هستند، بی هیچ تردیدی به عهده پسر و دختر جوان خانواده هاست، اما گاهی پسران و دختران از سر ناآگاهی و بی تجربگی و گاه به تقلید از سبک زندگی دیگران یا تحت تاثیر گفته ها و شنیده هایشان، سعی می کنند از همان روز اول گربه را دم حجله بکشند تنها با این گمان اشتباه که شاید امنیت زندگی مشترکشان را تضمین کنند. به همین دلیل با همسرشان بحث می کنند و برای تکمیل شناخت وی از اعضای خانواده شان شروع به ذکر وقایع و حقایقی می کنند که شاید بیان آن ها و دانستن آن ها چندان لازم و ضروری نیست و به این ترتیب با ذهنیتی از پیش تعیین شده فرد جدید را با خانواده شان آشنا می کنند. همچنین ممکن است، عضو جدید به گونه ای به خانواده معرفی شود که چندان مناسب و مساعد نیست.

وابستگی های شدید به خانواده

وابستگی های افراطی فکری، عاطفی و مالی به خانواده، معمولا مشکلات عجیب و غریبی را در برخورد با خانواده همسر به وجود می آورد. وابستگی یک یا هر 2 طرف به خانواده هایشان مشکل ساز است و باعث می شود 2 طرف به بیراه بروند و به جای سر و سامان دادن به خانواده خود، برای برقراری رابطه با خانواده هایشان با یکدیگر رقابت کنند.

نپذیرفتن فرهنگ متفاوت همسر

هر خانواده ای با روش خاص خود، قوانین منحصر به فرد، شیوه های تربیتی و شیوه های مقابله ای ویژه در برخورد با مشکلات عمل می کند. طبیعی است وقتی اعضای 2 خانواده ای که قوانین شان با هم متفاوت است، بخواهند با هم وصلت کنند مشکلاتی ایجاد شود؛ برای مثال بی تردید تلاقی خانواده ای که در آن حمایت و پشتیبانی در نهایت است و خانواده ای دیگر که استقلال و فردگرایی در آن بسیار مورد تاکید است، باعث مشکلاتی می شود که دامن هر 3 خانواده را می گیرد. در قدم اول برای جلوگیری از ایجاد اختلاف با خانواده همسر، زوج های جوان باید این تفاوت فرهنگ ها را بپذیرند.

پرتوقعی از خانواده همسر

اگر توقع دارید مادر همسرتان به هنگام رفتن شما به محل کار از فرزندانتان نگهداری کند، اگر توقع دارید پدر همسرتان همیشه به فکر وضعیت مالی زندگی شما باشد یا اگر خواهان آن هستید که خانواده همسرتان همیشه مطیع و فرمان بر خواسته های شما باشند و… باید بگوییم این راه که می روید به ترکستان است! پرتوقعی و انتظارات رنگارنگ بی پایان عروس و داماد از خانواده های همسر یا خانواده ها از عروس و داماد، مانعی بزرگ بر سر راه روابط سالم و مثبت است. پرتوقعی چیزی نیست جز سوءاستفاده از محبت و لطف دیگران. با توقعات نابجا، دیگران را مجبور می کنیم یا به توقعات نابجای، ما پاسخ دهند یا قطع رابطه و محبت و صمیمیت کنند، در این صورت، هیچ گاه حالت سومی را برای خود و دیگران باقی نمی گذاریم.

انتقادهای پی در پی و بی موقع

انتقادهای نابجا و نابخردانه یا بدکلامی از جمله رفتارهای نامطلوبی است که مانند سم مهلکی عمل می کند و باعث کدورت، ناراحتی و دل چرکینی می شود. انتقادی که امیدی به پذیرش و برخورد مناسب و درست با آن نیست مطرح شدنش چه سودی دارد؟! حرف های خیرخواهانه بی موقع یا از سر دلخوری و کینه همیشه آسیب زاست مگر آن که به قصد تلنگر زدن به دیگری استفاده شود که آن هم زمان و مکان خاصی برای بیان دارد.

توهین به خانواده همسر

معمولا هر فردی همسرش را فردی مستقل از خانواده اش می بیند، اما این در حالی است که او به دلیل سال ها زندگی با خانواده اش نمی تواند منکر رابطه عمیق عاطفی و حساسیت خود نسبت به آن ها شود به همین دلیل با مشاهده کوچک ترین انتقادی راجع به خانواده اش برافروخته می شود و واکنش نشان می دهد چراکه اعتراض همسر، گله و شکایت و انتقاد از عامل شکل گیری شخصیت فرد معنا می شود که تحمل این واقعیت را برای او سخت و دشوار می کند.

تحمل کردن کینه های پنهان

کینه های پنهان یکی از مهم ترین عوامل در تیرگی روابط است. اگر کینه ها را ریشه یابی کنیم قطعا متوجه عقده ها، حسادت ها و حقارت هایی از درونمان می شویم که به گونه ای کاملا ناهوشیار، رفتار و کلاممان را هدایت می کنند. اگر ما از درون از چیزی رنج نبریم یا آن که از کودکی احساسات یا ادراکات منفی و دردناکی نسبت به خود نداشته باشیم، هرگز از حرف و عمل دیگران هر چند تحقیرآمیز و ناراحت کننده، آنقدر رنجیده خاطر نمی شویم که دچار کینه توزی شویم. اعتماد به نفس پایین و خودپنداره منفی عامل اصلی کینه ورزی است.
نویسنده: رضا آذریان ، کارشناس ارشد مشاوره

خطرات آلودگی هوا برای مادران باردار

خطرات آلودگی هوا برای مادران باردار

خطرات آلودگی هوا برای مادران باردار

به گزارش سلامت نیوز به نقل از سلامانه، محققان معتقدند مادران بارداری که در شهرهای آلوده زندگی می‌کنند، روزانه هوای آلوده زیادی را استنشاق خواهند کرد و این آلودگی به اندازه استعمال سیگار بر سلامت جنین، مخصوصا سلامت سیستم تنفسی او، تاثیر منفی می‌گذارد.

به گزارش هلث‌دی نیوز،دکتر ماتیلدا، سرپرست این تحقیقات از دانشکده پزشکی نیویورک سیتی می‌گوید: «ابتلا به اختلالات تنفسی مانند آسم در نوزادان به‌خاطر استنشاق هوای آلوده توسط مادران آنها، به‌دلیل ایجاد اختلال در سیستم تنفسی در دوران جنینی، وجود خواهد داشت».

از این رو به مادران باردار، مخصوصا در 3 ماهه دوم بارداری توصیه می‌شود که تا می‌توانند در معرض هوای آلوده قرار نگیرند. اگر امکان زندگی در شهری با هوای پاک‌تر برای آنها وجود دارد، حتما این کار را بکنند.

در غیر این‌صورت، در روزهای آلوده در و پنجره‌های خانه را ببندند. از ترددهای غیرضروری در سطح شهر خودداری کنند. هنگام خروج از منزل از ماسک‌های فیلتردار کمک بگیرند. در منزل از دستگاه‌های تصفیه هوا، به‌خصوص در اتاق خواب استفاده کنند. میوه و سبزی تازه بیشتری در طول روز بخورند تا سموم واردشده احتمالی از بدنشان دفع بشود. مصرف شیر روزانه که دفع‌کننده سموم از بدن است را هم فراموش نکنند.
 
منبع: سلامت نیوز

۱۰ روش مفید برای مقابله با بی‌خوابی در کودکان

۱۰ روش مفید برای مقابله با بی‌خوابی در کودکان

۱۰ روش مفید برای مقابله با بی‌خوابی در کودکان

بی خوابی اصطلاحی است که برای توصیف یک اختلال خواب استفاده می‌شود که در آن فرد به سختی به خواب می‌رود. بی‌خوابی دوران کودکی ممکن است در دوران نوزادی ایجاد شود و در برخی موارد ممکن است تا نوجوانی ادامه یابد. کودکان مبتلا به بی‌خوابی دائماً در به خواب رفتن مشکل دارند یا خیلی زود از خواب بیدار می‌شوند و ممکن است دوباره به خواب نروند. بی‌خوابی در کودکان ممکن است برای کوتاه مدت (حاد) که برای چند روز تا چند هفته طول می‌کشد یا طولانی مدت (مداوم یا مزمن)ادامه یابد. برای آشنایی با علل، تشخیص، عوارض و راه‌های درمان بی‌خوابی در کودکان ادامه مطلب را بخوانید.

بی خوابی در کودکان به چه علت به وجو می‌آید؟

بی خوابی می‌تواند یک بیماری اولیه باشد یا ممکن است نشانه‌ای از یک وضعیت پزشکی باشد. در زیر دلایلی وجود دارد که ممکن است در ایجاد بی‌خوابی در دوران کودکی نقش داشته باشد:

اختلالات سلامت روان یا استرس عاطفی:

کودکان در شرایط استرس‌زا در خانه یا مدرسه ممکن است با خواب دست و پنجه نرم کنند. علاوه بر این اختلالات روانی موجود مانند اضطراب یا افسردگی ممکن است کودکان را مستعد ابتلا به اختلالات خواب مانند بی‌خوابی کند.

عوارض جانبی دارو‌ها:

برخی دارو‌ها مانند استروئید‌ها و دارو‌های ضد افسردگی ممکن است باعث تغییر در الگوی خواب کودک شوند.

رفتار‌ها یا تداعی‌های مربوط به زمان خواب:

کودکانی که به تماشای بیش از حد صفحه نمایش، خوابیدن با والدین و عدم گذراندن زمان آرام قبل از خواب عادت دارند ممکن است مشکلاتی در به خواب رفتن داشته باشند.

عوامل محیطی:

یک محیط آرام برای یک خواب خوب و بدون وقفه لازم است. کودک شما ممکن است نتواند در محیط‌های پر سر و صدا یا گرم بخوابد.

مصرف کافئین:

نوشیدنی‌های کافئین دار مانند نوشابه‌های گازدار، قهوه و نوشیدنی‌های انرژی‌زا ممکن است با الگو‌های خواب تداخل داشته باشند و کودک شما را بیدار نگه دارند. از این رو ممکن است از دادن چنین نوشیدنی‌هایی به فرزندان خود اجتناب کنید.

سایر شرایط پزشکی:

برخی شرایط پزشکی مانند آپنه انسدادی خواب، سندرم پای بی‌قرار، ADHD و عفونت‌ها ممکن است خطر ابتلا به بی‌خوابی را در کودک افزایش دهند.

بی خوابی در کودکان چه علائمی دارد؟

  • خستگی مداوم
  • امتناع از خواب یا تلاش برای به خواب رفتن
  • بیدار شدن مکرر در شب و ناتوانی در بازگشت به خواب
  • خواب آلودگی در طول روز، چرت زدن یا به خواب رفتن در مدرسه
  • مشکلات تمرکز و حافظه
  • ناتوانی در تمرکز بر وظایف تحصیلی، روابط خانوادگی و تعاملات اجتماعی
  • مسائل رفتاری (بیش فعالی) و اختلالات خلقی
  • بداخلاق یا اغلب احساساتی بودن
  • پرخاشگر بودن
  • فقدان انگیزه و ناتوانی در تصمیم‌گیری

بی خوابی در کودکان چه عوارضی دارد؟

  • اختلالات روانپزشکی مانند اضطراب و افسردگی
  • سیستم ایمنی ضعیف و عفونت‌های مکرر
  • افزایش سطح استرس و مشکلات عاطفی
  • تمرکز، حافظه و عملکرد تحصیلی ضعیف
  • رفتار‌های نامناسب مانند مسائل خلقی و پرخاشگری

بی خوابی در کودکان را چگونه درمان کنیم؟

اصلاح روال خواب:

شامل ایجاد برنامه‌ای برای توسعه فعالیت‌های مرتبط با خواب مثبت مانند داشتن برنامه روتین قبل از خواب و عدم تماشای صفحه قبل از خواب است. برای ایجاد ریتم‌های شبانه‌روزی سالم باید روال‌های خواب ثابتی از جمله چرت زدن را ایجاد کنید.

درمان شناختی رفتاری برای بی‌خوابی:

این یک درمان ساختاریافته برای بی‌خوابی است که بر شناسایی افکار و رفتار‌هایی که به الگو‌های خواب آسیب می‌زند جایگزین می‌کند.

دارو‌ها:

درمان دارویی معمولاً آخرین مرحله درمان است زیرا اکثر دارو‌ها عوارض جانبی دارند و برای استفاده در کودکان تأیید نشده‌اند. هرگز نباید دارو‌های خواب بدون نسخه را به کودک بدهید و آن‌ها را فقط طبق دستور پزشک مصرف کنید. پزشک ممکن است تنها زمانی دارو‌ها را توصیه کند که سایر درمان‌ها نتیجه مثبتی نداشته باشند. ملاتونین یک داروی رایج است که برای بی‌خوابی در کودکان تجویز می‌شود.

چگونه با بی‌خوابی کودکان مقابله کنیم؟

یک برنامه روتین خواب تنظیم کنید:

کودکان عمدتاً به دلیل اختلال در الگوی خواب مشکلات خواب دارند. از این رو داشتن یک برنامه خواب ثابت ممکن است اکثر مشکلات خواب را حل کند.

ساعات خواب کافی داشته باشید:

کل ساعات خواب در روز (۲۴ ساعت) شامل چرت زدن است. بنابراین چرت زدن را در برنامه خواب کودک ادغام کنید. شما می‌توانید در مورد تعداد ساعات خواب روزانه مورد نیاز کودک برای سن خود اطلاعاتی به دست‌آورید.

تکنیک‌های تمدد اعصاب را امتحان کنید:

ممکن است کودکتان را تشویق کنید تا قبل از خواب از یک برنامه آرام‌سازی مانند مدیتیشن و تمرین‌های تنفسی پیروی کند..

از تماشای صفحه نمایش خودداری کنید:

مطمئن شوید که کودکتان قبل از خواب از صفحه نمایش مانند تماشای کارتون استفاده نمی‌کند. زمان تماشای صفحه ممکن است ذهن آن‌ها را هیجان‌زده و آرامش را برای آن‌ها دشوار کند.

حمام آب گرم را امتحان کنید:

یک حمام گرم و آرام بخش قبل از خواب ممکن است باعث آرامش چند کودک شود و به خواب رفتن آن‌ها آسان‌تر شود.

رایحه‌ها را امتحان کنید:

رایحه‌های ملایم و آرام‌بخش اسانس‌ها ممکن است اثرات خواب‌آوری روی برخی از کودکان داشته باشند با این حال اگر کودک از بویی خوشش نمی‌آید از آن استفاده نکیند.

ترویج یک سبک زندگی سالم:

یک رژیم غذایی متعادل و یک برنامه ورزشی منظم ممکن است در ترویج عادات خواب خوب در برخی از کودکان مفید باشد.

نتیجه‌گیری:

خواب خوب باعث می‌شود کودک شاد و سالم باشد. بیشتر موارد بی‌خوابی دوران کودکی حاد هستند و ممکن است با چند راه حل در خانه خود به خود برطرف شوند. با کودک خود صحبت کنید، بررسی کنید که آیا چیزی او را آزار می‌دهد یا خیر و سعی کنید برای حل این مشکل مداخله کنید.

 

منبع:

www.momjunction.com

ماجرای کمپین از دامنم عکس نگیر!

بیا نی نی/ خانم جینا مارتین در انگلستان تلاش کرده تا کمپینی راه بیاندازد که upskirting یعنی عکس انداختن از دامن خانم‌ها جرم محسوب شود.. او وقتی خود قربانی این عکس گرفتن‌ها شده بود، گوشی فرد عکس گیرنده را به پلیس میرساند، وقتی پلیس عکس‌ها میبیند به او میگوید عکس‌های ناجوری از تو گرفته اما کاری از دست ما برنمی‌آید چون این کار جرم نیست.. برخی معتقدند عدم رعایت پوشش در جامعه باعث سیری چشم و توقف چشم چرانی در مردان میشود و در نتیجه امنیت زنان بدست می‌آید.. برخی دیگر اما معتقدند این عدم رعایت پوشش شاید سیری نگاه به صورت و موی زنان را باعث شود اما حرص و طمع ایجاد میکند نسبت به مرحله بعدی حریم زنان و این باعث میشود چشم چرانی تبدیل به بیماریِ پیچیده روانی شود و به طبع امنیت زنان هم به مخاطره بیافتد.. همراهان عزیز، بیا نی نی را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید: بیا نی نی در سروش http://sapp.ir/akharinkhabar بیا نی نی در ایتا https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5 بیا نی نی در بله https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT بیا نی نی در گپ https://gap.im/akharinkhabar

اعتیاد به شرط‌بندی، با زندگی چه می‌کند؟

 قبل‌ترها، همه‌چیز محدود به مکانی برای جمع شدن شرط‌بندان بود؛ شرط بر سر برد و باخت مسابقه، شرط‌های سیاسی و شرط‌بندی بر سر بازی! اما حالا دیگر همه‌چیز فرق کرده است. پای قمار و شرط‌بندی به سایت‌ها و صفحات مجازی رسیده و شرایط برای درگیر شدن در چنین ماجرایی، از آنچه بود، آسانتر شده است. یک گوشی تلفن دست شان می‌گیرند و خیال می‌کنند قرار است در عرض چند دقیقه میلیاردر شوند. اما به دور از اینکه چه کسانی پولدارتر می‌شوند و چه کسانی ندارتر، این‌بار می‌خواهیم از ابعاد اجتماعی و خانوادگی چنین جریانی بگوییم؛ شرط‌بندی‌های که به معنای واقعی، خانمان برانداز شده‌اند. 

به قیمت برنده بودن

راستش را بخواهید همه چیز قابل حدس و پیش‌بینی است؛ اینکه وقتی سرحال و خوشحال به خانه می‌آیند، به هر خواهشی بله می‌گویند و با روی خوش با همه افراد خانواده رفتار می‌کنند، یعنی بازی، مسابقه و یا شرط را برده‌اند و حالا حسابی سر کیف هستند. یک کیف موقت و توخالی .اما خدا نکند در دور بعدی بازی‌ها، آنچه که می‌خواستند نشود؛ آن‌وقت است که کیف‌شان حسابی ناکوک می‌شود. این رایج‌ترین حال و احوال کسانی است که خوب و بد حالشان، به برد و باخت شرط‌بندی‌شان بستگی دارد؛ موضوعی که قریب به اتفاقات افرادی که با آن‌ها معاشرت دارند، آن را تایید می‌کنند.

می‌گوید شرط کوچک و بزرگ ندارد؛ هر کسی که شرطی را ببازد، از کمترین تا بیشترین، ساعت‌ها بعد از برد و باختش، حال متفاوتی از همیشه دارد. یا خیلی خوشحال است و با همه به خوبی رفتار می‌کند یا اینکه باخته و همش در فکر و خیال است که دفعه بعدی چطور پیش برود که بازنده نباشد. این را همسر یکی از کسانی که معتاد به بازی‌های گروهی مثل مافیا است می‌گوید:« می‌دانید؟ خیلی بحث پول این میان نیست. برای همسر من، هرچه هست، تفریح و سرگرمی است اما همین سرگرمی هم می‌تواند خواب و خوراک را از آدم بگیرد. اینکه همه فکر و ذکر و زندگی‌اش، بردن در این بازی شود.» می‌گوید همه وقت‌های خالی‌اش را قرار بازی می‌گذارد؛ زمان حضورش در خانه هم، مدام از توانایی‌هایش در شکست حریف و بردن بازی تعریف می‌کند:« خلاصه اینکه همه زندگی‌مان شده است راه و روش بردن و دور زدن مسیرهای منهتی به شکست!»  مدام فیلم بازی‌های خارجی را دانلود می‌کند تا از راه و روش آن‌ها در بازی استفاده کند؛ انگار دیگر کار از یک بازی ساده گذشته است. آن‌ها آموزش می‌بینند که بتوانند برنده شوند:« قدیم‌ترها می‌گفتند برد و باخت مهم نیست؛ اصل بازی مهمه. ولی انگار حالا فقط برای بردن بازی می‌کنند.» همین شوق و یا اعتیاد به برنده شدن و همیشه برنده بودن هم همه‌چیز را خراب می‌کند؛ حتی روابط خانوادگی‌اش را. 

فوتبال ببین، پولدار شو

عرشیا شانزده ساله است و عاشق فوتبال؛ تیم ایرانی و خارجی هم برایش فرقی ندارد:« پسر ما بیشتر از اینکه خودش به زمین بازی برود و فوتبال بازی کند؛ می‌نشیند مسابقات فوتبال را می‌بیند و سر برد و باخت تیم‌ها، با دوستانش شرط‌بندی می‌کند. البته حالا چند وقتی هست که کار از شرط‌بندی‌های حضوری و دوستانه گذشته و پایش به سایت‌های پیش‌بینی و شرط‌بندی باز شده است.» این را پدر عرشیا می‌گوید که مدت‌ها است با درخواست‌های مکرر عرشیا برای قرض گرفتن پول روبرو می‌شود؛ پول‌هایی که گاهی از دست می‌روند و گاهی هم برمی‌گردند، یا خودش یا چند برابرش:« کم پیش نیامده که برنده شرط‌بندی شده باشد اما اینکه شب و روزش تحلیل مسابقات شده و فقط به بردن شرط فکر می‌کند، نظم و هدف  زندگی‌اش را بر هم زده و دیگر خیلی به درس و مشقش توجهی ندارد.» اینطور که معلوم است، انگار که زیان‌های مالی، در مرحله دوم و سوم به بعد قرار می‌گیرد. در واقع آن‌چیزی که شرط‌بندی را بیشتر از هرچیزی بد جلوه می‌دهد، اعتیاد و وابستگی به آن است؛ خدانکند که چندباری هم شانس با فرد یار باشد و برنده شود. دیگر چه کسی می‌تواند مانع حضور افسارگسیخته‌اش در چنین جریان پرریسک و اعتیادآوری شود؟   

اعتیاد به شرط‌بندی، با زندگی چه می‌کند؟

وقتی که هدر می‌رود؛ پولی که ماندنی نیست!

وقت و پول؛ این دو، اصلی‌ترین دارایی‌هایی هستند که افراد برای شرکت درشرط بندی وسط می‌گذارند و اصلا تضمینی هم برای بازگشتشان وجود ندارد. غفور شیخی، جامعه شناس، شرط‌بندی را یکی از رایج‌ترین اعتیادهای این روزها می‌داند و معتقد است که می‌تواند به اندازه اعتیاد به مواد مخدر، نگران‌کننده باشد:« بسیاری از خانواده‌ها، تنها نگرانی‌شان از عضو جوان و نوجوان خانواده‌شان نسبت به اعتیاد، مصرف و اعتیاد آن‌ها به مواد مخدر است، در حالی که اعتیاد به مسائل جنسی و اعتیاد به شرط‌بندی، جدیدترین نوع خطرات برای اعضای جوان خانواده‌های ایرانی است.» جوان‌هایی که اگر ببازند، خلق‌شان تنگ می‌شود و به قول شاعر، میل سخنی با هیچ‌کس ندارند:« روزهای اول کمتر خطر می‌کنند؛ مثل مواد مخدر که کم و تفریحی می‌کشند. اما از یک‌جایی به بعد، دل و جرئت بیشتری پیدا می‌کنند. آن‌وقت است که بیشترین دارایی‌هایشان را وسط میدان می‌گذارند. اگر ببازند، امید و انگیزه‌شان به زندگی و آینده کم می‌شود و غصه پول از دست رفته‌شان را می‌خورند و اگر هم ببرند که اعتماد به نفس کاذب می‌گیرند و نسبت به افراد خانواده و جامعه، رفتار درستی نخواهند داشت.» شیخی می‌گوید ممکن است دیگر پدر و مادرشان را قبول نداشته باشند و نسبت به خواهر و برادرهایشان هم احساس بالا به پایینی داشته باشند. آن‌ها نه‌تنها پولدار نمی‌شوند که حتی دارایی‌های درونی و شخصیتی‌شان را هم از دست می‌دهند. 

 هر چه پیشتر می رود احتیاطش کمتر می شود

قرار است پولشان دو برابر و سه برابر و چند برابر شود؛ اولش هم می‌شود. همین هم معتادشان می‌کند به ادامه دادن! اما در ادامه ماجرا، ورق برمی‌گردد؛ این تجربه مشترکی از همسران این افراد که روزهای سختی را گذرانده‌اند است:« روزهای اول همه‌چی خوب بود؛ با احتیاط پیش می‌رفت و حد و حدود خودش را نگه می‌داشت اما کم‌کم به ریسک‌های بزرگ روی آورد.» این را قریب به اتفاق همسرانی می‌گویند که روزهای خوشی و ناخوشی شوهرشان در برد و باخت شرط‌بندی‌هایشان را دیده‌اند:« همین ریسک کردن‌هایش هم باعث می‌شد یک روزهایی خیلی داشته باشیم و یک روزهایی حتی توانایی خرید یک کیلو میوه را هم نداشته باشیم.»  اما انگار کنار گذاشتن شغل و غرق چنین درآمدی شدن، از بدیهی‌ترین تبعات گیر افتادن در چاله شرط‌بندی است:« دیگر سرکار نمی‌رفت؛ می‌گفت حقوق یک ماهم را اینجا یک روزه بدست می‌آورم.» راست هم می‌گویند؛ اولش هزار تومان‌شان می‌شود صد هزار تومان اما گاهی پنجاه میلیون‌شان صفر می‌شود:« خب وقتی پنجاه میلیون از دارایی خانواده‌مان را از دست می‌دهیم، همه‌چیز به هم می ریزد.اعتماد ها کم می شود و جایش را به غرولند های دائمی می دهد .در این شرایط دیگر صمیمیتی باقی نمی ماند و زوج ها کم کم از هم فاصله می گیرند.بدترین اتفاقی که ممکن است در یک زندگی مشترک بیفتد.»

این اعتیاد را جدی بگیرید

مشاوران و زوج درمان ها راهکارهای مختلفی برای ترک اعتیاد های رفتاری دارند .بسیاری از آن ها برای ترک رفتارهایی که زندگی مشترک را تهدید می کنند درمان مرحله ای را پیشنهاد می کنند .اما در مورد شرط بندی انگار همه چیز متفاوت است .«زهرا اعرابی »کارشناس و مشاور خانواده در این باره می گوید این اعتیاد درمان مرحله ای ندارد :« مسئله جدی در باره شرط بندی این است که گاهی میزان ریسک پذیری در آن به حدی می رسد که تمام ارکان خانواده را تهدید می کند.وقتی کسی اعتیاد به مواد مخدر دارد ممکن است آرام آرام و به اندازه ای که مواد مصرفی روزانه اش تامین شود اقدام به فروش لوازم خانه ،قرض گرفتن و خرج پس انداز کند اما بارها دیده ایم در یک شرط بندی با میزان ریسک بسیار بالایی یک خانواده به خاطر سهل انگاری کسی که معتاد شرط بندی شده ناگهان تا بن دندان مقروض شده و تمام دارایی خود را از دست داده است .یعنی مرحله ای در کار نبوده و این اتفاق ممکن است هر لحظه امکانات بدیهی و ابتدایی برای یک زندگی مشترک را از بین ببرد.بنابراین لازم و ضروری است که این اعتیاد جدی گرفته شود و به سرعت مورد درمان قرار بگیرد.»

شما فقط پول نمی بازید

تصور بسیاری از ما این است که هنگام شرط بندی کسی که بازنده می شود تنها دارایی مادی اش را از دست می دهد اما این کارشناس امور خانواده نظر دیگری دارد:«فرد بازنده مدام از اطرافیانش سرکوفت می شوند.تشنه بردن است برای همین در قمار بعدی سرمایه بیشتری را وسط می گذارد.با هر بار بازنده شدن میزان اضطراب او تشدید می شود .کم کم اعتماد بین زوج ها از بین می رود .استرس و نگرانی بین اعضای این خانواده ها حالتی مسری پیدا می کند.حتا در صورت بردن هم باز نگرانی از باخت بعدی وجود دارد.پس بنابراین در شرط بندی فرد بازنده تنها مادیات را نمی بازد بلکه چیزهای ارزشمندی مثل اعتماد دیگران و آرامش و مورد احترام بودن در بین اعضای خانواده و اطرافیانش را نیز از دست می دهد.»اعرابی می گوید این افراد باید مورد مشاوره قرار بگیرند:«شیرینی برد ها تلخی باخت ها را به طور موقت از بین می برد اما همان طور که اشاره شد شرط بندی یک تهدید تمام عیار است و این افراد باید آن را کنار بگذارند.برای این کار افراد خانواده صلاحیت مشورت دادن را ندارند و حتما این افراد به دلیل اضطراب بالایی که دارند حتما باید در جلسات مشاوره حضور داشته باشند تا برای شان روشن شود در چه نوع گرفتاری دست و پا می زنند و ممکن است چه عاقبتی در انتظار آن ها باشد.شرط بندی باید به شکل یک تهدید به آن ها معرفی شود و تنها روانشناسان مجرب هستند که می توانند این بازبینی را به صورت عقلانی و منطقی برای این افراد ایجاد کنند.»

تیشه به ریشه خود نمی زنیم ما از یک خانواده ایم

ما یک خانواده ایم؛ پس بیایید باهم یک حساب سرانگشتی داشته باشیم و ببینیم در قیل و قال این روزهای جامعه چقدر متاثر از جو حاکم عمل کرده ایم و چقدر هوای خانواده را داشته ایم؟ آیا امروز می توانیم سرمان را جلوی پلیس هایی که قوم و خویش مان هستند، بالا بگیریم و بدون آنکه شرمسار قضاوت هایمان باشیم، با آن ها چشم در چشم شویم؟

از همان روزی که حکایت مهسا امینی و اظهارنظرهای عام و خاص پیرامون فوت او در شبکه های مجازی وایرال شد، بوی خوشی از عاقبت این داستان به مشام نمی رسید. در اینجا نمی خواهیم از حال بد این روزهای جامعه و اتفاقات ناشی از آن حرف بزنیم که همه به اندازه کافی از تمام جزییات اطلاع دارند و قلبشان جریحه دار است. دراصل حرف ما بر سر حس و حال عزیزانی است که در این روزها خیلی هوای حالشان را نداشته ایم و حتی قلبشان را جریحه دار کرده ایم. بله منظورمان همان آقای پلیسی است که همیشه به وجودش در بطن خانواده افتخار کرده ایم و به او و رشادت هایش بالیده ایم اما حالا که باید مثل کوه پشت سرش بایستیم و در این وادی پرتلاطم، تنهایش نگذاریم، آنقدر متاثر از جو حاکم بر جامعه قرار گرفته ایم که بدون مراعات اخلاق و مرام، شأن و اعتبار او را زیرسوال می بریم و در کمال ناباوری به او خرده می گیریم اما آیا او به عنوان عضو عزیزی از خانواده محق این نوع واکنش های تند و ناپخته است؟

دوستی می گفت:« وقتی اینترنت ها کند شدند و شبکه های مجازی غیرقابل دسترس، به رغم تمام نگرانی ها، ته دلم حس خوشایندی داشتم. می دانستم برای من نبود اینترنت معنایی جز مشقت کار و دردسرهای ثانویه ندارد اما یک نکته مثبت حالم را خوب می کرد و آن هم عدم اشتراک گذاری پیام های توهین آمیزی بود که مستقیما پلیس را نشانه می گرفت و این هم اصلا اتفاق خوبی نبود.»

همان روز اول و در اوج انتقادات به عملکرد نیروی انتظامی بود که در گروه واتساپ فامیلی، هجمه ای از پیام های انتقادی متوجه یک مرد شد. یک پلیس، یک سرهنگ نیروی انتظامی و ماموری که تمام موهایش را در راه خدمت سفید کرده‌ بود اما متاسفانه خیلی ها مراعات حالش را نکردند. پیام های توهین آمیز فضای مجازی پی در پی در گروه بارگذاری می شدند و انگار همه فراموش کرده بودند که عزیزی از فامیل، آرام و بی صدا تمام پیام ها را می خواند و کلامی سخن نمی گوید. وقتی بعد از چندروز برای اولین بار آمد تا در اوج متانت با فامیل های عزیزش حال و احوالی کند، بغض فروخورده اش بهانه ای شد برای درد و دلی صمیمانه و تازه آن وقت بود که برخی ها به خود آمدند؛ یکسری ملایم تر شدند و یکسری به پلیس خانواده، خداقوت گفتند. انگار به خاطر آوردند که او مامور قانون است و مجری دستورات و چه بسا که اگر او و امثالش نباشند، نه امنیتی می ماند و نه آرامشی. اما صد حیف که این چینی ترک خورده را فقط می شد بند زد و قطعا او تا مدت ها، پیام های تلخ و بی مهری دوست و فامیل را فراموش نخواهد کرد.

شاید مشابه این حکایت طی سال های اخیر و در گیر و دار وقایع سیاسی برای خیلی از خانواده ها اتفاق افتاده و میان آن ها شکاف عمیقی انداخته باشد و متاسفانه چه بسیارند خواهر و برادرها و اقوام و دوستانی که سال هاست به بهانه اختلاف نظرها، یکدیگر را طرد کرده و اسباب غصه والدین و نزدیکان را فراهم کرده اند اما واقعا در این بین، پیوند عاطفی میان اعضای یک خانواده چه می شود؟ مگر می توان ریسمان های پیوند را پاره کرد و تعلقات عاطفی را کنار گذاشت؟ اصلا اصول مهرورزی و حلقه محبت میان اعضای خانواده چه می شود؟ آیا بهتر نیست گاهی کمی عقب نشینی کنیم و از دریچه طرف مقابلمان به وقایع بنگریم. این نگاه، الزاما به معنای تغییر همه باورهای شخصی ما نیست اما حداقل نگاهمان آنقدری متعادل می شود که بنیان خانواده با هر بادی به لرزه نیفتد. اگر نمی توانیم باهم حرف بزنیم و در باورهایمان به تفاهم برسیم، این مساله نباید به بغضی فروخورده تبدیل شده و اساس رابطه را زیرسوال ببرد. چه بساکه این اتفاق، اختلافات خانوادگی نسل های بعدی را پایه گذاری خواهد کرد. اختلافاتی که ما والدین مسبب آن هستیم!

زمان کوتاه است. کاش بتوانیم هرچه زودتر دست به کار شویم و پل های ترک خورده را ترمیم کنیم. این پلیس ها لایق همراهی اند و دلبسته به مهر خانواده؛ آن هم خانواده ای به وسعت ایران…

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

6 قانون مهم که یاد می دهد چطور با همسرمان دعوا کنیم!

شاید برای شما هم پیش آمده باشد. بر سر موضوعی با همسرتان اختلاف نظر داشته باشید و آنوقت ساعت‌ها بحث کرده باشید تا مشکل‌تان را حل کنید اما نه‌تنها این بحث کمکی به اختلاف نظرتان نکرده. بلکه دلخوری‌های جدیدی برایتان پیش آمده و اختلاف‌تان هم عمیق‌تر شده! اما چه باید کرد؟! این گفت‌و گو و بحث چه قواعدی باید داشته باشد که نتیجه مطلوب ما را حاصل کند؟! نتیجه‌ای که به دلخوری های جدید منجر نشود؟! شاید اولین راه حل این باشد که بیخیال گفت‌و گو شویم و دلخوری‌ها را توی دلمان انباشته کنیم. اما اصلا سمت و سوی این راه حل نروید! دلخوری‌هایتان را اگر با شیوه درست بین خودتان حل نکنید و انباشته شود باید  فاتحه عشق و زندگی‌تان را بخوانید! 

طلبکار نباشید! 

حرف این است که گفت‌و گو کنید اما چطور؟! انتهای دعواها معمولا گفت‌وگویی صورت نمی‌گیرد. یا ختم می‌شود به داد و فریاد یا اینکه به قهر و بی‌محلی کشیده می‌شود. اصلا چرا راه دور برویم خود من وقتی دعوا می‌شود منتظر همسرم می‌مانم و او هم پیش خودش حساب و کتاب می‌کند که حق با اوست و می‌نشیند منتظر من! اما دکتر «سجاد کریمان مجد» این عادت را یک رفتار اشتباه و سمی در رابطه می‌داند. این  روانشناس و متخصص خانواده می‌گوید:«وقتی کسی سرمان داد می‌کشد و بدحالی خودش را فریاد می‌زند. قطعا حال روحی ما هم بد می‌شود و در این شرایط نمی‌توانیم گفت‌و گو کنیم! اگر گفت‌و گو کنیم احتمالا  بهش برچسب می‌زنیم «‌تو عصبی‌ای!»  قضاوت می‌کنیم« تو اشتباه میگی!»‌ و یا مقایسه‌اش می‌کنیم«‌همسر بقیه را ببین!» که این سه فاکتور می‌تواند هر گفت‌و گویی را به قهقرا بکشد! پس ما نیاز داریم با چند روش و مهارت حال بدمان را مساعد کنیم.  هر کدام از ما برای بهتر شدن حالمان روش های مخصوص خودمان را داریم! بعضی‌ها یک لیوان آب می‌خورند. بعضی‌ها چند دقیقه قدم می‌زنند. برخی دیگر یک صفحه قرآن می‌خوانند. بعضی‌ها دوبیت حافظ می‌خوانند و یا کمی سکوت می‌کنند. به هر ترتیب یک طوری شرایط‌روحی مان را مساعدتر می‌کنیم! مهم این است که فاصله ای ایجاد کنیم تا بتوانیم حرف بزنیم. مهم این است که بدانیم خودمان مسئول این هستیم که حال خودمان را بهتر کنیم. این که طلبکارانه منتظر باشیم کسی که با عصبانیت‌اش حال ما را بد کرده بیاید حال ما را خوب کند یک فکر غلط است. وقتی حال‌مان مساعدتر شد آن وقت است که می‌‍ توانیم یک گفت‌و گو را آغاز کنیم!»

 

محیط‌های سمی برای گفت‌و گو!

حالا که  زمان حرف زدن مشخص شد. حتما چند نکته را باید رعایت کنید تا بحث و گفت‌و گوی شما موثرتر باشد و پای میز مذاکره صدایتان بالا نرود و احترام‌تان حفظ شود. دکتر کریمان مجد چند توصیه اصولی برای محیط و شرایط گفت‌وگوی شما در ادامه بیان کرده است. 

  • در حین صحبت‌کردن  حتما با همسرتان تماس چشمی داشته باشید. گفت‌وگویی که در آن تماس چشمی نباشد نمی‌تواند محتوا را به معنای درست منتقل کند! 
  • مزاحم های محیطی را باید حذف کنید! اگر تلویزیونی روشن است. موبایلی دم دست است یا هر چه که تمرکز شما را در زمان گفتگو از بین می‌برد باید از محیط گفت‌وگو دور باشد تا بتوانید بدون هیچ حواس پرتی و مزاحمتی پای حرف‌های هم بنشینید! 
  • به همسرتان یادآوری کنید که میان صحبت های شما حرف نزند و اجازه بدهد شما کامل حرف بزنید و منظورتان را بگویید. سپس او صحبت کند!

 

شش قانون مهم که بحث شما را به سرانجام می‌رساند!

تا اینجا ما پی ریزی یک گفت‌وگو را انجام دادیم اما هنوز ساختمان گفت‌وگو را نساختیم. برای ساختن ساختمان گفت‌وگو شش مرحله باید اتفاق بیفتد. شش مرحله کلیدی که بحث شما را به سرانجام می‌رساند و حال زندگی‌تان را بهتر می‌کند! در ادامه این شش مرحله را از زبان دکتر سجاد کریمان مجد خواهید خواند!‌

 این جمله معجزه می‌کند

مرحله اول در یک گفت‌وگوی‌درست و کاربردی، بیان یک جمله درکی است. یعنی قبل از هرچیز باید به همسرتان یک جمله درکی بگویید که معمولا با این کلمات شروع می‌شود:«من می‌فهمم! من حواسم هست . من درک می‌کنم. من متوجه هستم. من می‌دانم من می‌‍ بینم. من می‌بینم که تو چقدر کار می‌کنی برای اینکه حال زندگی‌مان را بهتر نگه داری! من حواسم هست گاهی اوقات برای اینکه من خسته نشوم وظایف من را هم  انجام می‌دهی!»‌ فقط کافی است یک جمله درکی بگویید تا به مخاطب‌تان این احساس را منتقل کنید که شما نیامده‌اید بجنگید. آمده اید صحبت کنید و مشکلی را برطرف کنید. جمله‌ای که می‌گویید باعث می‌شود حس خوبی در همسرتان ایجاد شود و بهتر و راحت تر به صحبت‌های شما گوش بسپارد!

بروید سراغ اصل مطلب!

نکته دوم این است که  باید در گفت‌وگو اصل موضوع را بگوییم ما خیلی وقت‌ها وقتی شروع به صحبت می‌کنیم برداشت خودمان را از موضوع می‌گوییم. آن چیزی را که خودمان فکر می‌کنیم درست است را می‌گوییم اما حواستان باشد برای یک نتیجه مطلوب باید دقیقا اصل موضوع را بگویید!

 احساس و افکارتان را پای میز مذاکره بیاورید!

پایه سوم یک گفت‌و گو،بیان احساس و فکرمان است. مثلا « من احساس می‌کنم تو در زندگی هیچ‌وقت من را در نظر نمی‌گیری. من فکر می‌کنم در جریان اتفاقی که رقم خورد. خودخواهانه رفتار کردی!»‌ 

شاید احساسم غلط باشد!

مسئولیت احساس و افکارمان را بپذیریم. احساس و فکر ما آدم ها الزاما همیشه درست نیست و بیان این جمله که شاید احساس من غلط باشد می‌تواند به یک گفت‌وگو کمک بسیار مهمی کند. وقتی شما از احساسات و افکارتان می‌گویید همسرتان شما را قضاوت می‌کند و  این جواب را برایتان آماده می‌کند که  «تو همیشه فکرت منفیه! تو کی احساس مثبت داشتی؟!  شما باید پیش دستی کنید و این جمله را حتما بگویید که این احساس من است و شاید غلط باشد.

نیازتان را به زبان بیاورید

 مرحله پنجم مهم‌ترین بخش یک گفت‌وگو است که معمولا ما از آن غافل هستیم! بیان نیاز و خواسته‌مان یک رکن اساسی صحبت است. وقتی گفت‌وگویی را رقم می‌زنیم قرار نیست فقط خرده بگیریم و احساس بدی را به طرف مقابل بدهیم. ما از همسرمان چه می‌خواهیم؟! اینکه چی می‌خواهیم را باید بگوییم. مثلا بگوییم:«‌ لطفا از این به بعد اینطور با من صحبت کن! لطفا این کار را انجام نده!‌ و…»‌

تشکر فراموشتان نشود!

 مرحله ششم تشکر کردن است. ممنونم از اینکه وقتت را در اختیار من قرار دادی تا مشکل‌مان را حل کنیم!  این‌ها مراحل یک گفت‌وگوی درست است. گفت‌وگویی که باعث می‌شود خشم در درون شما تثبیت نشود و بدحالی برای طرف مقابل ایجاد نشود. 

اثرات مصرف قهوه در دوران بارداری

اثرات مصرف قهوه در دوران بارداری

اثرات مصرف قهوه در دوران بارداری

به گزارش خبرگزاری آریا، شاید برخی از مادرها آهی از آسودگی بکشند و برخی دیگر فنجان های قهوه خود را در سطل زباله پرتاب کنند.

در دوران بارداری می توان قهوه نوشید؟
بحث های فراوانی در مورد نوشیدن قهوه در دوران بارداری وجود دارد و برخی از آنها می گویند کافئین موجب مشکلات قلبی در جنین یا مشکلاتی همچون سقط و نارس بودن می شود. اما پس از بررسی ها و تحقیقات فراوان مشخص شده است، یک فنجان قهوه در طول روز نه برای کسی ضرر دارد و نه یک گالن قهوه برای کسی خوب است.
 برخی از خانم ها به نوشیدن روزانه قهوه عادت دارند و ترک آن برایشان بسیار دشوار است و برخی نیز به واسطه شغلی که دارند، همچون پرستاران که فقط 5 ساعت می توانند در فاصله شیفت های خود بخوابند، قهوه مصرف می کنند. البته منظور استفاده بی رویه قهوه نیست. یک فنجان قهوه عالی در روز. آیا این افراد هنگام بارداری باید نگران نوشیدن قهوه باشند؟ آیا قرار دادن نوزاد در معرض کافئین کار درستی است؟ نه، لازم نیست نگران باشید. زنان اروپایی و آمریکایی زیادی در دوران بارداری قهوه می نوشند و کودکان آنها کاملا سالم و بی نقص هستند. البته این حرف به معنای این نیست که در این کار زیاده روی کنید.
 کالج آمریکایی پزشکی زنان و مامایی در سال 2010 میلادی اعلام کرد: «مصرف کم کافئین در طول روز (کمتر از 200 میلی گرم در روز) موجب سقط یا نارس بودن جنین نمی شود.» تحقیقات جدید نیز در تایید این اظهار نظر، گفته است کافئین فقط باعث کم شدن وزن جنین می شود.
البته وزن کم نوزادان نیز از نظر مردم یک مشکل به حساب می آید. به وزن کمتر از 2.5 کیلوگرم، کم اطلاق می شود. با اینکه بعضی از نوزادان کم وزن سالم و فقط کوچک هستند اما برخی دیگر مشکلات سلامتی نیز دارند.
تحقیقات ثابت کرده اند، با مصرف یکصد میلی گرم کافئین در روز، نوزاد حدود سه‌چهارم از 30 گرم وزن خود هنگام تولد را از دست می دهد. این برای نوزادان بزرگ و درشت مساله مهمی نیست. اما جنین های کوچک و ضعیف با از دست دادن همین میزان کم در هر روز، بسیار کوچک تر و ضعیف تر می شوند و این برای سلامتی آنها مضر است. البته نتیجه این تحقیقات قطعی نیست. زنانی که سن کمی دارند و باردار می شوند باید مراقب این مساله باشند.
در آخر باید گفت توصیه نمی کنیم در طول بارداری قهوه مصرف کنید اما اگر هوس کردید، نوشیدن یک فنجان کوچک مشکل خاصی ایجاد نمی کند و نباید از آن وحشت داشته باشید. اما برای داشتن فرزند درشت و سالم، بهتر است در دوران بارداری قهوه ننوشید.
 
منبع: خبرگزاری آریا

آپارتمان‌های نقلی وبازی‌های هیجان انگیز کودکان

بازی‌های هیجانی، باعث تخلیه هیجان و بروز نشاط و احساسات می شود که صدالبته در کودکان زیر هفت سال بسیار مهمتر است، چراکه هفت سال اول زندگی، سنی است که بروز احساسات و هیجانات خیلی اهمیت دارد و کودک را وادار به حرکت می کند.این بازی باعث تحرک بالا، هماهنگی چشم، دست و پا، دقت و تمرکز در کودکان می‌شود وهمچنین فضای خانه‌تان را پر از خنده و هیجان می‌کند.