با تخم شربتی موهای خود را تقویت کنید!

تخم شربتی مواد بسیار مغذی دارد ابتدا ترکیبات و ویتامین های آن را معرفی می کنیم سپس ببنیم چگونه به تقویت مو کمک میکند و طریقه استفاده از ان برای تقویت مو چگونه است و شیوه مصرف خوراکی آن چگونه باشد بهتر است .دانه خشک تخم شربتی یک منبع گیاهی بسیار خوبی از پروتئین است پروتئین برای رشد سالم مو، و پروتئین کافی در رژیم غذایی ممکن است رشد مو آهسته و ریزش مو شود بسیار مهم است نیروگاهی از مواد مغذّی همچون امگا ۳، فیبر، منگنز، کلسیم و فسفر است. حیرت انگیز است که این دانه های کوچک چنین فواید بزرگی دارند. تخم شربتی به رفع بسیاری از مشکلات همچون ضعف و کمبود انرژی، اضافه وزن و ریزش مو کمک می کند. اکنون بیشتر با این ماده ی جادویی و فواید آن برای افزایش رشد مو آشنا خواهیم شد.

گیاه تخم شربتی دانه های ریز قهوه ای تیره یا سفیدرنگی دارد و جزئی از خانواده ی نعناییان است. این گیاه بومی آمریکای مرکزی است و از زمان های دور، در این مناطق از آن به عنوان یک غذای کامل استفاده می شد اما مردم جهان هر روز بیشتر به فواید آن پی می برند و استفاده از آن به عنوان غله ای کامل در سراسر جهان رو به افزایش است.

تخم شربتی چه مواد ارزشمندی دارد؟

این دانه ها منبعی غنی از اسیدهای چرب امگا ۳ هستند که بدن قادر به تولید آن ها نیست و باید آن ها را از مواد غذایی دریافت کند. این اسیدهای چرب ضروری برای سلامت دستگاه گردش خون، کاهش التهاب بدن و حفظ سلامت پوست و مو لازم هستند. میزان آنتی اکسیدان موجود در تخم شربتی هم بسیار بالا است. این دانه ها سرشار از پروتئین، سدیم، فسفر و منگنز و البته فیبر هستند. تخم شربتی منبع خوبی از روی، مس، کلسیم، آهن و ویتامین های A، B و C هم است.

تخم شربتی چگونه به رشد مو کمک می کند؟

• تخم شربتی از ۲۳ درصد پروتئین تشکیل شده است. مو هم از پروتئینی به نام کراتین تشکیل شده است. مصرف تخم شربتی به بهبود سلامت و تقویت مو کمک می کند و تارهای مو را ضخیم تر می کند و به مو حجم می دهد.

• مس و روی از مواد معدنی مهم موجود در تخم شربتی هستند. مس از نازک شدن مو جلوگیری می کند و روی هم به بازسازی موهای آسیب دیده و جلوگیری از عفونت پوست سر کمک می کند.

• تحقیقات نشان می دهند کمبود امگا ۳ در بدن موجب افزایش ریزش مو می شود. این اسیدهای چرب ضروری، فولیکول های مو را تحریک می کنند و در نتیجه، باعث افزایش رشد مو می شوند. تخم شربتی کمبود اسید چرب امگا ۳ در بدن را جبران و به کنترل ریزش مو کمک می کند. این دانه ی کوچک باعث افزایش درخشندگی مو هم می شود.

• کمبود آهن یکی از دلایل اصلی ریزش مو در زنان است. مصرف تخم شربتی کمبود آهن بدن را جبران می کند، جریان خون را بهبود می بخشد و رشد مو را افزایش می دهد.

• تخم شربتی به بهبود خواب هم کمک می کند. خواب کافی به کاهش استرس کمک می کند. نداشتن استرس هم به معنای خداحافظی با مشکلات پوستی است. چگونه از تخم شربتی برای رشد مو استفاده کنیم؟ تخم شربتی پس از قرار گرفتن در مایعاتی همچون آب یا شیر، مایع را جذب می کند و پس از جذب مایع، حجم آن تقریباً ۴ برابر بیشتر می شود و یک پوشش ژله ای در اطراف آن ایجاد می شود. تخم شربتی برای اضافه کردن به پودینگ ها، برشتوک ها و فالوده ها عالی است. ار راه های مختلف می توانید از آن استفاده کنید.

مصرف خوراکی تخم شربتی

• یک قاشق چای خوری تخم شربتی را به یک لیوان آب یا شربت آبلیمو اضافه کنید. ۱۰ دقیقه صبر کنید تا دانه ها لعاب دار شوند. سپس، آن را بنوشید. این نوشیدنی هم شما را برای مدتی سیر نگه می دارد و هم در عین کم کالری بودن، مواد مغذّی لازم را به بدن شما می رساند.

• می توانید تخم شربتی را آسیاب کنید و به کیک ها و نان های خود اضافه کنید.

• می توانید مقداری از آن را در برشتوک های خود بریزید و هر روز صبح از فواید این دانه های مغذّی بهره مند شوید.

• خوردن تخم شربتی بهترین راه برای استفاده از حداکثر فواید آن است. ۲ قاشق چای خوری از ژل آن را به فالوده های خود اضافه کنید تا دیگر از کدر شدن موهای خود شکایت نکنید.

استفاده از تخم شربتی بر روی مو

• ۲ قاشق چای خوری تخم شربتی را در یک فنجان آب بریزید و ۱۰ دقیقه صبر کنید تا لعاب دار شوند. سپس، یک قاشق چای خوری آب لیمو به آن اضافه کنید و خوب هم بزنید. سر خود را با این مواد بشویید تا موی خود را تقویت و درخشان کنید. • یک قاشق چای خوری تخم شربتی را به ۱/۴ فنجان شیر بادام یا شیر نارگیل اضافه کنید. ۱۰ دقیقه صبر کنید. زمانی که لعاب دار شد، آن را به تمام قسمت های سر بمالید و بگذارید ۱۰ دقیقه روی سر بماند. سپس، آن را با یک شامپوی ملایم بشویید. این ماسک از ریزش مو جلوگیری می کند و موجب سلامتی بیشتر موی شما می شود.
نویسنده: نرگس رضاپور

آیا سفلیس در بارداری به جنین صدمه وارد می کند

آیا سفلیس در بارداری به جنین صدمه وارد می کند

آیا سفلیس در بارداری به جنین صدمه وارد می کند

 دوران بارداری برای والدین، می تواند لذت بخش و هیجان انگیز باشد. اما در میان این هیجانات استرسهایی در خصوص سلامت بارداری نیز وجود خواهد داشت. این بسیار مهم است که از سلامت بارداری اطمینان حاصل کرده و از مسائل و بیماریهای بهداشتی بارداری که توسط پزشک متخصص ارائه می گردد آگاه باشید. سفلیس در طول بارداری بسیار جدی است اما خبر خوب این است، کارهایی وجود دارد که می توان با انجام دادن آنها از خطر بروز هر مشکلی یا کاهش آن پیشگیری کرد.

آیا سفلیس در طول بارداری به جنین صدمه وارد می کند
سیفلیس یک عفونت مسری ناشی از ترپونما پالیدوم است و در درجه اول از طریق تماس جنسی منتقل می شود. به هرحال اگر یک مادر مبتلا به سفلیس باشد این امکان برای مبتلا شدن نوزاد هم وجود دارد. سفلیس مادرزادی منجر به انتقال باکتری از طریق جفت به نوزاد می شود. انتقال در هر مرحله از بارداری امکان پذیر است و می تواند منجر به مرگ جنین یا مشکلاتی از قبیل چند عضوی شود. این عفونت می تواند روی گوش، چشم، کبد، مغز استخوان، پوست، استخوانها و قلب تاثیراتی را در پی داشته باشد.  همچنین سفلیس می تواند خطر مرده زایی را افزایش دهد.
 
بنابراین اگر شما دچار سفلیس بوده یا مشکوک به آن هستید، مراقبتهای بهداشتی وجود دارد که با درنظر گرفتن آنها در طول بارداری از مبتلا شدن نوزاد به سفلیس مادرزادی در طول بارداری جلوگیری می کند.   
 
آزمایش سفلیس در طول بارداری
در ابتدا، اگر بیماری سفلیس در شما تشخیص داده نشده است اما شک دارید که به آن مبتلا هستید یا نه ، بنابراین دادن آزمایش و مراقبتهای بهداشتی اولیه ضروری است. 
 
بعضی از نشانه های سفلیس در طول بارداری یا قبل از آن عبارتند از:
وجود زخمهایی بدون درد که معمولا 3 هفته بعد از قرار گرفتن در معرض آلودگی در اندامهای تناسلی، دهان یا مقعد ظاهر می شوند . معمولا زخم پس از 4 تا 6 هفته پس از ظاهر شدن بهبود پیدا می کند. اما این بهبود موقتی است و در صورت عدم درمان آن، این بیماری وارد مرحله بعدی خود می شود.
 
2 تا 10 هفته بعد از التیام زخم، سفلیس ثانویه می تواند رشد خود را آغاز کند. در طول سفلیس ثانویه ممکن است بیمار بثورات پوستی، تب، سردرد، کاهش وزن، گلودرد، کاهش وزن و علائم آنفولانزا را تجربه می کنند.
 
سفلیس ثانویه بعد از گذشت  یک تا دوماه به سفلیس پنهان تبدیل می شود. در طول سفلیس پنهان، علائم ممکن است تا چندین سال ناپدید شوند.
 
بعد از سفلیس پنهان، بیماری وارد مرحله بعدی از سفلیس می شود. و بیمار در این مرحله که سفلیس ثالثیه هم نام دارد، علائم عصبی و ضایعات قلبی و عروقی را تجربه می کند.  
 
خبر خوب این است که سفلیس به راحتی با آنتی بیوتیک درمان می شود. به هرحال، درمان آن قبل از بارداری چنانچه مبتلا به سفلیس هستید یا حتی به آن شک دارید، بسیار مهم است. میزان عفونت در طول بارداری در صورت سفلیس درمان نشده به صد در صد می رسد و همین امر 40 درصد منجر به مرگ نوزاد متولد نشده می شود. در نوزادانی که زنده متولد می شوند علائم ابتداییی سفلیس در طول 2 سال اول زندگی، خود را نشان می دهد. و نشانه های بعدی در طول دو دهه اول زندگی ظاهر می شوند. اگر سفلیس در ابتدا تشخیص داده شود، درمان آن با آنتی بیوتیکهای مناسب راحت انجام شده و می توانید بارداری خود را به خوبی و خوشی ادامه دهید. 
 
مراقبت های دوران بارداری و سفلیس در دوران بارداری
اگر وجود سفلیس در شما تایید شده است و به طور منظم تحت درمان هستید، خطر سفلیس مادرزادی در نوزاد کاهش پیدا می کند. اما می توانید اقدامات دیگری نیز جهت حفظ سلامت خود و نوزاد خود در نظر بگیرید:  
 
اطمینان حاصل کنید که متخصص زنان شما از وجود یا عدم سفلیس اطمینان پیدا کرده است.
از مراقبتهای دوران بارداری آگاهی پیدا کنید
 به شکل منظم آزمایشات و سونوگرافی های خود را انجام دهید. مراقبتهای دوران بارداری برای تشخیص هر نوع مشکل و بیماری در نوزاد در تمام کشورها به شکل قانونی انجام می شود. اگر نوازادی از مادرش مبتلا به سفلیس شده باشد،درمان زود هنگام آن خطرات ناشی از زایمان بچه مرده و تاثیرات طولانی مدت سفلیس در نوزاد را کاهش می دهد. 
به تستها و آزمایشات خود ادامه دهید مگر آنکه دکتر درمان دیگری به شما پیشنهاد دهد. درمانهای سنتی سفلیس که پیش از دوران بارداری در نظر گرفته شده است، در طول بارداری بی خطر و موثر است. 
 
با درمان مناسب و مراقبتهای خوب دوران بارداری شانس مبتلا شدن نوزاد به سفلیس از بین می رود. بنابراین به مادران آلوده به سفلیس پیشنهاد می شود تا نوزاد خود را به شکل منظم مورد آزمایش قرار دهند تا هنگامیکه نتیجه قطعی آزمایش منفی باشد. 
 
هیئت تحریریه بیا نی نی

کودکانی که به تنهایی بانی هیئت شده‌اند

 بچه ها و دنیایشان شگفت انگیزند، محبت کردنشان، ساده فکرکردن و ساده انجام دادنش قابل تامل است. در محبت کردن بچه‌ها تکلف و ریا و تجمل و غرور راهی ندارد و چه محبتی خالص‌تر و پاک‌تر از محبت بچه‌ها به امام حسین علیه السلام و بچه هایش. محبتی که این روزها در جای جای سرزمین مان حتی با لیوان آبی یا موکبی کوچک خود را نشان می‌دهد، کافی است به سادگی از کنار این محبت های ساده بچه‌ها نگذریم . آگاهی و تشویق را چاشنی این محبت کنیم، آن وقت خواهیم دید این خادمان کوچک امروز، چه بزرگانی برای فردا می‌شوند. در ادامه گوشه‌ای از این خلوص بچه‌های آمیخته در محبت  اهل بیت(ع) می آید که دیدنش خالی از لطف نخواهد بود. 

حسینه‌ای که بچه‌ها اداره اش می‌کنند 

هیات محبان بین الحرمین بلوار فردوس تهران، به پیشنهاد بچه ها و بانیان هیات، حسینه ای برای کودکان راه انداخته است. حسینیه ای متفاوت که خود بچه‌ها اداره اش می‌کنند. مداد رنگی و آبرنگ و گواش و کاغذهای دیواری همه را بزرگ ترها تهیه کردند و دختری دوازده سیزده ساله نقاشی می‌کشد و بچه‌هایی که به حسینیه می‌آیند آن‌ها را به دلخواه رنگ می‌کنند.


حسینه کودکان هیات محبان بین الحرمین که بچه ها آن را اداره می‌کنند

چند نفری دیگر از بچه ها، میزبان کودکان سه تا ده سال هستند و  وقت سینه زنی بزرگ ترها، بچه ها در حسینیه سینه می زنند و به روش خود برای امام حسین علیه السلام عزاداری می‌کنند.

ن
حسینه کودکان هیات محبان بین الحرمین که بچه ها آن را اداره می‌کنند

جمعی که هم مهمانان و هم میزنابانش کودک هستند و بزرگ ترهای هیات از دور مراقبشان هستند، اما اجازه داده اند جمع کودکانه شان حس مسئولیت را، آن هم در مراسم مهمی مثل عزاداری برای امام حسین علیه السلام تجربه کنند.

این موکب‌های بی‌ریا

در شهرک فرهنگیان همدان  هم یکی از موکب های بی ریا برپاست که و بچه‌ها با دو چهارپایه و یک کلمن شربت خنک  و لیوان های یک بار مصرف، به عزاداران حسینی خدمت می‌کنند و تشنگی شان را رفع.  یک پرچم یا حسین زینت بخش خادمی این بچه‌هاست.


ایستگاه صلواتی بچه‌ها در شهرک فرهنگیان همدان

 

مشق معرفت دبستانی ها

«بفرمائید داخل مدرسه، امروز رو مهمان حضرت قاسم علیه السلام هستید» این جمله یک دانش آموز از شش هفت دانش آموزی است که در خیابان ایستاده اند و رهگذران را به داخل مدرسه لقمان حکیم محله حکیم آباد اشکذر دعوت می‌کنند تا میزبانشان باشند.

بچه ها در یک کلاس نان رابسته بندی می‌کنند و در کلاس دیگر بسته بندی وسایل صبحانه را انجام می‌دهند ، شوق و اصرار بچه‌ها و  موکب مدرسه‌ای شان آدم را یاد پیاده روی اربعین و موکب هایش می‌اندازد.


موکبی برپا شده در مدرسه لقمان حکیم محله حکیم آباد اشکذر

ایستگاه صلواتی دهه نودی‌ها

ایستگاه صلواتی، قرار نیست بزرگ باشد و پر و پیمان. همین که بچه‌های دهه نودی با نیت‌های پاک و دست‌های کوچک شان، دلشان می‌خواهد از عزاداران امام حسین علیه السلام پذیرایی کنند و آن را با آب و شربت و سیاه پوش کردن گوشه ای از کوچه شان انجام می‌دهند، قشنگ و قابل تقدیر است. کاری که این روزها دهه نودی های خیابان ذوالفقار 4 شهر رامهرمز، برای پذیرایی همسایه ها انجام می دهند و میزنانی شان را می‌کنند.


دهه نودی های خیابان ذوالفقار 4 شهر رامهرمز

بخشنده تر از حاتم طایی

دو پسربچه از روستای میان آب از توابع شوش دانیال، روستایی که بیشتر اوقات کم آبی جزو جدانشدنی از زندگی مردم آن است، با یک تخته و دو آجر و پارچ و لیوان های پلاستیکی ایستگاه صلواتی راه انداخته اند و روی حاتم طایی را سفید کرده اند از بخشندگی.


ایستگاه صلواتی دو کودک در روستای میان آب شوش دانیال

 سه خادم کوچک و سه روز چوپانی

اما بعضی از بچه ها هم دلشان می‌خواهد کاری بیشتر انجام دهند و پولی در بساط ندارند، اما جنم شان برای کار کردن زیاد است. مثل  این سه کودک که سه روز چوپانی را به جان خریدند  و با دستمزدشان پرچم خریدند و در کوچه برای امام حسین علیه‌السلام خیمه عزا زدند و با چای و شیرکاکائو از عزاداران حسینی پذیرایی کردند.

موکبی با چادر مادر

کودکان در حاشیه شهر بجنورد که قلبشان برای امام حسین علیه السلام و یارانش می تپید، می‌خواستند موکب داری کنند اما چادری نداشتند تا برپا کنند. مادرشان که از نیت بچه ها خبردار شد، چادرش را به آن ها داد و حالا آنها با چادر مادر، موکب زده اند و در آن از عزاداران حسینی با چای پذیرایی می‌کنند و چه خوب خدمتی است، خادمی کردن برای این تبار محترم.  موکب

خوابی چنین میانه میدانم آرزوست

اما  بچه‌ها که عشق به امام حسین علیه السلام در قلبشان موج می زدند، فقط با زدن موکب و در پی خیمه ای علم کردن صحنه های زیبا و آموزنده خلق نمی کنند، نمونه اش همین خادم نوجوان موکب حسینی مسجد عمار ارومیه است که کار فقط جسمش را خسته کرده و شیرین و آرام در میان همهمه هیات خوابش برده است. 

 

ترفندهای پاک‌کردن انواع لکه از روی لباس

می‌دونستین که نحوه پاک کردن لکه روغن با لکه چای و سس گوجه‌فرنگی فرق داره؟ با دونستن چندتا ترفند می‌تونین این لکه‌ها رو به راحتی پاک کنین و نگران خراب شدن لباس‌تون هم نباشین.

انتخاب اسم؛ معنی اسم «امیرعباس» چیست؟

نام زیبای پسرانه‌ای را برایتان تدارک دیده‌ایم که حتما از آشنایی با آن و معنای دلنشین آن خوشحال می‌شوید. شاید آنقدر از آن خوشتان بیاید که این نام را برای فرزند نورسیده‌اتان یا به نزدیکانتان که به تازگی صاحب فرزند شده‌اند معرفی کنید. این نام پسرانه که ریشه‌ی عربی دارد از ترکیب دو نام زیبا تشکیل شده است: امیر + عباس. در بخش‌هایی جداگانه به معنای هر نام می‌پردازیم تا معنای آن‌ها را بدانیم و با آگاهی بیشتر این نام را انتخاب کنیم.
بخش اول: “امیر” امیر نامی پسرانه با ریشه‌ی عربی است که مترادف موارد زیر می‌باشد: پادشاه، حاکم، حکم‌ران، خان، خدیو، رئیس، ژنرال،سرلشکر، سلطان، شاه، شیخ، فرمانده.

گو ای گزیده ٔ ملک هفت آسمان 
ای خسرو بزرگ و امیر بزرگوار.

امیر به هرآنکسی گفته می‌شد که شخصیتی بزرگ و بزرگوار داشت یا سپهسالار و سردار بزرگی بود و معمولا در ابتدای نام‌ها می‌آمد و از جلال و شکوه آن فرد خبر می‌داد. امیر نام مقدسی است که لقب امیرالمومنین، امام‌علی (ع)، امام اول شیعیان نیز هست.

بخش دوم:“عباس”، عباس نیز نام پسرانه با ریشه‌ی عربی است که نام بسیار عزیز و بزرگواری است که نشان‌دهنده‌ی شجاعت و دلاوری و قدرت است. عباس نامی است که در ایران و کشورهای مسلمان برای پسران انتخاب می‌شود. مشهورترین فردی که به این نام در تاریخ وجود دارد. ابوالفضل العباس است. عباس نام حضرت ابوالفضل(ع)، برادر امام حسین(ع) است که به جنگاوری، و قدرت زیاد مشهور بوده است و در واقعه‌ی کربلا دلاورانه جنگید و به شهادت رسید. عباس معنایی همچون شیر غران دارد، خشمگین و باصلابت که هیچ دشمنی در برابرش تاب مقاومت ندارد. ازجمله افراد دیگری که عباس نام داشتند: شاه عباس یکم، شاه صفوی
شاه عباس دوم، و شاه عباس سوم صفوی هستند و در آخر شاه عباس میرزا، شاه قاجار را می‌توان نام برد.
درکنار هم قرار گرفتن این دو نام یک نام زیبا، مقدس، و باشکوه را می‌سازد که انتخاب آن توسط شما می‌تواند نشان‌دهنده‌ی ارادت شما به معصومین و اولیای خداوند باشد و به خاطر معانی با صلابتی که دارد، به شخصیت فرزندتان شان و مرتبه والایی ببخشد.ترکیب دو اسم امیر و عباس (پادشاه و شجاع)

معنی اسم امیرعباس در ثبت احوال
(به مجاز) امیر شجاع و دلاور، پادشاه و حاکم چون شیر.

ترکیب دو اسم امیر و عباس:
امیر: فرمانروا، پادشاه، سردار،  کسی که فرمانروا بر قومی باشد پادشاه، درجه‌ای پایین تر از پادشاه، حاکم، فرمانده سپاه سردار، سپهسالار .
عباس: عبوس و خشمگین، شیر بیشه که شیران از او بگریزند، (به مجاز) بسیار شجاع و دلیر، لقب برادر امام حسین علمدار شجاع صحرای کربلا

هر چیزی که دل تنگتان می خواهد، نذری دهید!

صدای طبل و عزاداری برای ابا عبدالله می آید؛  در خانه نشسته است. پنجره را باز گذاشته تا صدای هیئتی که از اول محرم بر سر کوچه شان به پا شده است را بشنود. دلش هوای روز هایی را می‌کند که پای بیرون رفتن را داشت و می توانست در میهمانی امام حسین(ع) شرکت کند. هوای روزهایی که هر چقدر در توانش بود نذری می‌داد تا اندکی در ثواب این روزها شریک باشد. 

چند سال خادم امام مهربانی‌ها بود. اما حالا می‌گوید توانش را ندارد. دلش هوای روزهایی را کرده که با نذری دادن احساس سبکی می کرد. با خودش می‌گوید: «همه چیز گران شده است. دیگر نمی‌توانم نذری بدهم.» صدای عزاداری نزدیک تر می شود. به نظر می رسد دسته ای از عزادار ها در حال آمدن به کوچه هستند.

دلش طاقت نمی آورد. نمی تواند همینطور دست روی دست بگذارد. از جایش بلند می شود. تصمیم تازه ای گرفته است. شربت خاکشیری درست می‌کند. با خود می‌گوید هوا گرم است. این شربت عطش عزاداران اباعبدالله را بر طرف می‌کند. چادرش را  سر می‌کند. لنگ لنگان به سمت در می رود. هیئت عزاداران را می‌بیند. اندکی بعد چهره های عزاداران را بعد از نوشیدن شربت ها که می‌بیند، اشک شوق می ریزد و از تصمیمش احساس رضایت می‌کند.

با هر امکانات و وسعی که دارید، می توانید نذری بدهید

مردم کشورمان از سالیان دور به مناسبت های مختلف با نیت ها و خواسته های گوناگون نذری می دادند. شاید شما هم یکی از افرادی باشید که قصد داشتید نذری بدهید اما با کمی بالا و پایین در ذهن تان از نیت خود پشیمان شده اید. شاید با خودتان گفتید حتما باید غذا نذری بدهید. یا با خودتان حساب و کتاب کرده اید که حداقل باید 100 پرس غذا بدهید تا نذرتان درست باشد و مورد اجابت قرار بگیرد.

اما باید بدانید که اشتباه می کنید. این میهمانی اباعبدالله است. نذری دادن روش ها و اشکال متنوعی دارد و همه می‌توانند با توجه به وسع، سلیقه و زمان شان در آن شریک باشند.

شما می توانید به جای 100 یا هزاران پرس غذا، همان غذایی که برای خودتان درست می‌کنید را نذری بدهید. چطوری؟ قطعا تا به حال این کار را کرده اید یا به ذهن تان رسیده است. یک پرس یا چند پرس غذا را به چند نفر از همسایه هایتان بدهید. همین چند پرس خودش ثواب و برکت زیادی برای شما به همراه دارد. نیازی نیست حتما هزاران پرس غذا نذری بدهید.

با یک مشت برنج نذری بدهید و ثواب کنید

در زمان قاجار  که سنت نذری دادن به اوج خود رسیده بود، افرادی که توانایی نذری دادن نداشتند، با ریختن مشتی برنج در پلوی نذری یا مقداری گوشت یا حبوبات در خورشت، در مراسم نذری شریک می‌شدند. 

هرچه دل تنگتان می خواهد نذری بدهید

فرقی نمی کند چه چیزی نذری می دهید، مهم این است که بیکار ننشینید. شما می توانید انواع شربت، چای، شیر، شیر کاکائو، آبمیوه، خرما، بیسکوئیت، میوه، بستنی، کیک، حلوا، شله زرد،  انواع آش و غیره نذری دهید.

برخی ها یک فلاسک آب در مغازه شان قرار می دهند تا رهگذاران تشنه ای که از آن نزدیکی ها می گذرند را سیراب کنند. برخی دیگر نذر می‌کنند که زباله های مراسم های عزاداری را جمع کنند.

برخی دیگر به نانوایی ها می روند و یک یا چند نوبت از پخت نان را نذری می دهند. 

برخی از مردم نذری های خود را در مساجد و هیئت ها توزیع می کنند و برخی در خیابان ها، خانه های سالمندان، موسسات خیریه و مراکز بهزیستی و … کمک می کنند.فرقی نمی کند شما چه چیزی یا چه جایی نذری می دهید، مهم نیتی است که پشت این عمل خیر وجود دارد. 

 

نذر لباس مشکی

نذری که حتما نباید خوراکی و غذا باشد. شما می‌توانید در این ایام با تهیه لباس مشکی و عزاداری یا حتی یک عدد روسری یا پیراهن بین نیازمندانی که توانایی تهیه لباس مشکی عزاداری ندارند، نذری بدهید.

نذر خون برای امام حسین(ع)

نیاز به خون از همه گرو ه‌های خونی یک نیاز همیشگی است.عزاداران اباعبدالله می‌توانند با اهدای خون خود با عنوان نذر نجات دهنده جان بیماران نیازمندی باشند که در این روزها به دلیل کمبود پلاکت چشم انتظار هم‌نوعان خود هستند. در شهرهای مختلف از ابتدای محرم تا آخر ماه صفر پویش هایی با عنوان پویش حسینی نذر خون راه اندازی می شود. می توانید نذر تان را به این شکل ادا کنید. البته حواستان باشد که خدایی نکرده خودتان کم خون نباشید.

نذر خوش اخلاقی

فارغ از ماه محرم و صفر و ماه مبارک رمضان، می‌توانیم در هر روز از سال مهربانی به هم نوعان مان نذری دهیم. بهتر کار کردن در هر شغلی که هستیم. منصف بودن در هر عرصه ای که قرار داریم. کمی حوصله به خرج دادن در هر کاری که بر عهده مان قرار می دهند. مسئولیت پذیر بودن در هر جایگاهی که قرار داریم.

همه این ها می تواند نذری باشد که با انجام آن می‌توانید به دنیای اطراف مان محبت و صفا و مهربانی هدیه کنیم. هر لحظه و ساعت زندگی‌مان را می‌توانیم نذر کنیم. نذر برای بهتر بودن با هم نوعان مان. نذر مهربانی. نذر کنیم که با مردم مان خوش اخلاق‌تر برخورد کنیم و هر کس از کنار مان رد شد، به او اخم نکنیم. به همین راحتی می‌توانید در نذری دادن سهیم شوید.

اگر شما هم یکی از از همان افرادی هستید که تا به حال با فکر و خیال‌های بزرگ تصمیم به نذری داشتن داشته اید و پشیمان شده اید، دست به کار شوید. با هر چیزی که فکرش را هم نمی‌کنید می توان در میهمانی ابا عبدالله سهیم شوید. 

بارداری و خرید لباس عید نوروز

بارداری و خرید لباس عید نوروز

بارداری و خرید لباس عید نوروز

 روزهای آخر اسفند ماه، همواره برای ما ایرانیان همراه با شادی و نشاط فراوان به همراه داشته است. بسیاری از فروشگاه ها و مراکز خرید بزرگترین حراج های خود را در این زمان از سال برگزار می کنند تا بتوانند خریداران بیشتری جذب کنند.

مسلما همه ما از خرید شب عید خاطره های بسیاری داریم و خرید لباس نو را جزو سنت دیرینه جهت آماده شدن برای جشن عید نوروز می دانیم.

اگر شما باردار هستید و خیلی علاقه دارید که در این جشن باستانی، همراه سایرین به خرید سال نو بروید، اما فکر می کنید که نمی توانید به دلیل تغییراتی فیزیکی چند ماه اخیر، لباس شیک و نو بخرید، به شما می گوییم که در اشتباه هستید. در این مقاله سعی می شود تا توصیه هایی برای انتخاب لباس در دوران بارداری ارایه کنیم.

 

خرید در فروشگاه ها و بازارهای شلوغ

یکی از عوارض بارداری، افسردگی است و بسیاری از زنان باردار از تغییرات فیزیکی ناراحت هستند، اما باید بدانید که این تغییرات موقتی هستند و بر طرف می شوند برای رهایی از حس افسردگی از خانه بیرون بروید و در خریدهای شب سال نو با خانواده یا دوستان خود همراه شوید.

اگر چه ما به شما توصیه می کنیم به مراکز خرید بروید، اما به شما توصیه می کنیم ازرفتن به مکان های پرازدحام و بسیار شلوغ که می تواند سلامت شما یا جنین را به خطر بیاندازد پرهیز کنید.

 

لباس تونیک بخرید

اگر شما به دنبال خرید لباس برای مهمانی هستید می توانید لباس های تونیک بخرید که هم گشاد هستند و هم بلند. و با شلواری گشاد و هم رنگ می توانید شیک و زیبا شوید. اگر شما برای پوشش خود از چادر استفاده می کنید تونیک بلند و شلوار جایگزین ماناسبی برای مانتو زیر چادر است.

اگر علاقه دارید تا برجستگی شکم خود را پنهان کنید، رنگ تونیک را تیره مانند مشکی، قهوه ای یا زرشکی انتخاب کنید و شلوار خود را می توانید کرم، مشکی یا قهوه ای روشن انتخاب کنید.

 

مانتو

امروزه مانتوهای بسیار زیبا و شیکی برای زنان باردار طراحی شده اند که به راحتی می توان آن ها را خریداری کرد. برخی از مانتوهای گشاد همانطور که می توانند بارداری را تا حدی پنهان کنند، می توانند به همان میزان هم زیبا باشند که بعد از بارداری هم مورد استفاده قرار بگیرد.

شما می توانید از مانتوهای  دو تکه استفاد کنید. به طوری که روی این مانتو مانند شنل است و دامن بلند و گشادی دارد. این مانتو می تواند دو زنگ باشد، برای مثال شما می توانید قسمت بالایی مانتو را آبی یا نیلی رنگ و دامن را سفید انتخاب کنید.

برخی دیگر از مانتوها که قسمت جلوی آن ها دکمه خور نیست نیز برای زنان باردار بسیار مناسب است.

کفش

مسلما بسیاری از زنان باردار حس کرده اند که پاهای آن ها نیز بزرگتر از قبل شده است، از اینرو به شما توصیه می کنیم که حتما کفش های راحت خریداری کنید. کفش های عروسکی که مطابق با مد روز هستند امروزه بسیار در بازارها دیده می شوند که برخی از آن ها بسیار راحت هستند.

اما اگر شما همیشه عادت به پوشیدن کفش های پاشنه بلند داشته اید و علاقه دارید تا در مهمانی های عید نوروز همچنان از کفش های مجلسی پاشنه دار استفاده کنید، به شما توصیه می کنیم تا از پوشیدن کفش های پاشنه بلند پرهیز کنید و کفش هایی با پاشنه های سه سانتی خریداری کنید که هم از زیبایی کفش های پاشنه دار برخوردار هستند و هم راه رفتن با آن ها راحت است.

 

 


منصوره فراهانی

 


 

دختر محجبه و موزیسین خادم هیئت قاسم ابن الحسن

سال‌هاست که از دنیای نوجوانی فاصله گرفته‌ام. برای همین اضطراب دارم که با نوجوان‌ها چطور مواجه شوم و باب گفت‌وگو را باز کنم. دنیای نوجوان‌های این روزها برایم پر از اصطلاحات عجیب و علاقه‌مندی‌های غریب است. بالاخره دل را به دریا می‌زنم  بین نوجوان های هیئت می‌روم .اینجا مسجد جامع قاسم ابن الحسن (ع)؛ جایی‌که قرار است «برنا» هیئت نوجوانان را برگزار کند. برنا بخش نوجوان واحد خانوادهٔ مؤسسهٔ مصاف است که پاتوق دهه‌هشتادی‌ها را با نام «پاتوق آیینه‌ها» راه انداخت و محبوب نوجوانان زیادی شد.

بسته‌های فرهنگی این محفل رنگ و بوی دیگری دارد. «نی خیزران»است که نامه‌ای داخلش گنجانده شده و آینه‌ای کوچک از آن آویزان است که رویش «احلی من العسل» حک شده. همین جمله یعنی اینجا محفل قاسم ابن الحسن (ع) است و ارادتمندان نوجوانش.

هدایای هیئت قاسم ابن الحسن (ع) که هنگام ورود به عزاداران تقدیم می‌شود

خادم هیئت سوژه می‌شود

از ویژگی‌های جالب این هیئت این است که تمام خادمان و افراد اجرایی مراسم، نوجوانان کم‌سن و سالی هستند که احتمالاً فکر می‌کنید کار خاصی بلد نیستند. اما نظم هیئت، هدایای زیبا، عکاسی حرفه‌ای و… می‌گوید که اتفاقاً کار را باید به همین‌ها سپرد و به خانه رفت!

«آیسان» را از بین خادمان هیئت برای مصاحبه انتخاب می‌کنم. با حجاب کامل و لبخندی بزرگ روبه‌رویم می‌نشیند. متانتش باعث می‌شود سنش بیشتر به نظر برسد. ولی ۱۶ سال بیشتر ندارد. می‌گویم «از اولش بگو!». شروع می‌کند: «از طریق پدرم با مصاف و واحد خانواده آشنا شدم. مدتی برای مشاورهٔ تحصیلی و فردی به آنجا می‌رفتم. بعد مشاورم من را به مؤسسه معرفی کردند تا به‌عنوان نیروی اجرایی فعالیت کنم. از همان موقع دوستان محجبهٔ زیادی پیدا کردم. اما در هنرستان‌مان تنها فرد چادری هستم.».

آیسان، نوجوان موزیسین که خادم هیئت قاسم ابن الحسن (ع) است.

شاخی که به حق روی سرم سبز شد

با وضعیت حجاب در مدارس بیگانه نیستم. ولی انتظار ندارم که در مدرسه‌ای فقط یک نفر چادری باشد. از رشتهٔ تحصیلی‌اش می‌پرسم و از جوابش شاخ درمی‌آورم. در هنرستان، موسیقی می‌خواند. از بچگی به موسیقی علاقه داشته و چندین سال است که تار می‌زند. می‌گوید: «از توصیهٔ رهبر که فرمودند موسیقی‌ای باید ساخته شود که با فطرت انسانی مطابقت داشته باشد و انسان را به خدا برساند، فهمیدم که حجابم با موسیقی هیچ مغایرتی ندارد.». بنابراین وقتی حجاب را انتخاب می‌کند، تصمیم می‌گیرد موسیقی را ادامه دهد. حالا می‌فهمم که چرا آیسان تنها چادری هنرستان است!

تحول پدر، مقدمهٔ تحول دختر می‌شود

پدر آیسان قبلاً اعتقادات مذهبی و سیاسی بسیار متفاوتی داشته. تا اینکه حدود ۴ سال پیش به کلی تغییر کرد و مذهبی شد. همین موضوع باعث گرایش آیسان به مسائل مذهبی می‌شود. او می‌گوید: «سخنرانی اساتید را دربارهٔ حجاب گوش دادم. بعد هم سفری به کربلا داشتم که باعث علاقه‌مندی بیشتر من به مسائل سیاسی و مذهبی شد. اما وقتی به امامزاده صالح (ع) می‌رفتم مادرم می‌گفتند نرو. دوست نداشتند زیاد در این محیط‌ها باشم. چند بار اطاعت کردم و از خدا خواستم ایشان در این مسائل با من نرم‌تر بشوند. بعد کم‌کم توانستم رضایتشان را برای حضور در چنین مکان‌ها و مراسم‌هایی جلب کنم.».

امام زمان خواسته‌اند اینجا باشم

آیسان، این موزیسین نوجوان، می‌گوید: «حضورم را در این محیط مدیون پدرم هستم. اما قطعاً امام زمان (عج) خواسته‌اند که اینجا باشم. هیئت مسیر و هدفم را به‌شدت تغییر داده. از وقتی وارد هیئت شده‌ام، دغدغه‌ام این شده که کاری برای امام زمانم بکنم و خدمتی به زائران و عزاداران.».

او دوست دارد یک هیئت برای موزیسین‌ها تأسیس کند و دوستانش و کسانی را که میانهٔ خوبی با مذهب ندارند، زیر پر و بال خود بگیرد. در انتها نیز به پدر و مادرها توصیه می‌کند: «در هیئت اصلاً نگران بچه‌هایتان نباشید. در این دوره و زمانه جایی سالم‌تر از هیئت پیدا نمی‌شود. هر جایی که بچه‌هایتان را رها کنید، قطعاً با نوعی از فساد مواجه می‌شوند. بهترین جا زیر علم امام حسین (ع) است.».

رونوشت به طراحان مد و لباس حجاب

ساغر را وقتی مشغول عکاسی است شکار می‌کنم. نسبت به بقیهٔ بچه‌های اجرایی تیپ متفاوتی دارد. ۱۹ساله است و می‌گوید مدت زیادی نیست که باحجاب شده. البته موضوع گزارش من حجاب نیست. ولی او دوست دارد در این باره صحبت کند. مانعش نمی‌شوم: «همیشه عقایدی داشتم، هرچند خیلی پررنگ نبود. اما اصلاً در قید حجاب نبودم و هر جور لباسی می‌پوشیدم. از محرم پارسال دلم خواست محض امتحان با حجاب به حسینیه بروم. کم‌کم هر روز فرم‌های مختلف پوشش را امتحان می‌کردم. چون به ظاهرم خیلی اهمیت می‌دهم، برایم مهم بود که بهم بیاید. اما دیدم ضمن اینکه حجاب بهم می‌آید، با آن احساس راحتی می‌کنم. کم‌کم موضوع خیلی برایم عمیق و مهم شد. با خودم گفتم شاید واقعاً این راه درست است و من نباید با تعصب به آن نگاه کنم.».

لحظه‌ای که ساغر را پیدا کردم

انتخاب حجاب برایم سخت بود

ساغر که از یک تلاطم ذهنی و چالش عمیق به سلامت گذر کرده و حالا خودش را در آرامش می‌بیند دربارهٔ انتخابش به تفصیل برایم می‌گوید: «به همهٔ جوانبش فکر کردم. خیلی مطالعه کردم. اولش خیلی برایم سخت بود که دیگر نمی‌توانم مثل قبل به خودم برسم، با آن تیپ‌ها بگردم، موهایم را درست کنم، شلوار کوتاه و زاپ‌دار بپوشم و… به خودم گفتم «عیبی ندارد؛ تمرین کن!».

چالش فکری دیگرم واکنش اطرافیان و خصوصاً دوستانم بود. چند بار سعی کردم با دوستانم درباره‌اش حرف بزنم. مسخره‌ام کردند و گفتند «ساغر جوگیر شده!».

در کنار این‌ها حرف‌های دیگری می‌شنیدم، هیئت می‌رفتم و آدم‌های متفاوتی را می‌دیدم. احساس می‌کردم حالم در این محیط‌ها بهتر است. بیشتر خودم هستم و بیشتر وقت دارم به خود اصلی‌ام فکر کنم، نه به ظاهرم.بعد از این‌ها برای اولین بار به کربلا رفتم. اما روز آخر آنقدر از حجاب خسته شده بودم که گفتم دیگر نمی‌توانم و موهایم را باز کردم.».

حجاب سبک زندگی است، نه صرفاً پوشش

حجاب، عفاف و حیا، ابعاد یک ماجرا هستند که متأسفانه بعضی‌ها صرفاً به بخش پوشش آن توجه می‌کنند. این را در انتقادات بسیاری از افراد می‌توان دید. ساغر هم در این باره گله‌ای مشابه دارد: «وقتی برگشتیم تهران به روزهایی که حجاب داشتم فکر می‌کردم. برای من صرفاً یک نوع پوشش نبود، یک اخلاق و سبک زندگی بود. حس می‌کردم وقتی حجاب دارم باید یک چیزهایی را رعایت کنم. مثلاً مدل حرف زدنم، گرم نگرفتن بیش از حد با پسرها و…؛ حس می‌کردم حجابم ایجاب می‌کند دست‌کم برای زیر سؤال نبردن این پوشش، بعضی رفتارها را انجام ندهم. چون خودم به این خاطر زده شده بودم که افراد باحجابی را می‌دیدم که این چیزها را رعایت نمی‌کردند. به این فکر کردم که شاید من فقط قسمت بد ماجرا را دیده‌ام. هستند محجبه‌هایی که رفتارشان هم درست است.».

در قلب آن تصمیم بزرگ

وقتی آیسان از روزهای سردرگمی‌اش می‌گوید، اضطرار آن روزها را می‌توان در چشم‌هایش دید: «خیلی به این چیزها فکر کردم. یک دوست محجبه دارم که خیلی با او صحبت می‌کردم. نهایتاً یک شب به دوستم گفتم تصمیم گرفته‌ام باحجاب باشم. از آن به بعد به طور عجیبی دایرهٔ آدم‌های اطرافم تغییر کرد و دیدم آن موقعیت چقدر از من دور بوده. قبلاً به خاطر محیطی که در آن بودم، مدام با حاشیه‌های مختلف درگیر می‌شدم و اصلاً وقت نداشتم به خودم فکر کنم. هدفم خوش‌گذراندن بود. ولی در محیط جدید فرصت کردم فکر کنم که اصلاً چرا در این دنیا هستم و می‌خواهم به کجا برسم. بعد هدف‌هایم را مشخص کردم و آرامشم بسیار بیشتر شد.».

یک‌شبه نمی‌توان به حجاب رسید

حجاب چیزی نیست که یک‌شبه به آن برسی و ناگهان تصمیم بگیری. نیاز به مطالعه، پیش‌زمینه و البته مقاومت دارد. آیسان با این نکته موافق است: «شاید اگر مادرم مذهبی نبودند، هیچ‌وقت محجبه نمی‌شدم و انتخابم این بود که موهایم معلوم باشد، اما رفتارم خوب باشد. چون جز مادرم و خانواده‌اش رفتار درست را در این قشر ندیده بودم. مذهبی‌هایی که من در جامعه با آنها مواجه شده بودم بیشتر از اینکه چیزی یادم بدهند، من را زده کرده بودند.».

به این فکر می‌کنم که چند ساغر و آیسان دیگر در ایران و حتی دنیا هستند که اگر در معرض آگاهی، اطلاعات و رفتار درست قرار بگیرند، مسیرشان تغییر می‌کند…

عشق به حسین (ع) نوجوانان را با هر ظاهر و تفکری به هیئت می‌کشاند

آموزش، آموزش، آموزش!

در مسائل فرهنگی و مغزافزاری رسانه و آموزش حرف اول را می‌زند، که ما در هر دو نیاز به تلاش بسیار بیشتر داریم. ساغر معتقد است: «در مدارس اصلاً آموزش نیست و رفتار درستی با بچه‌ها نمی‌شود. بچه‌ها یا زده می‌شوند، یا جذب چیزهای دیگر می‌شوند. کسی فلسفهٔ زن بودن یا مرد بودن را درست به بچه‌ها نمی‌آموزد. آنها ناگهان وارد جامعه‌ای می‌شوند که افراد بالغش هم آموزش ندیده‌اند. با ذهن خالی نمی‌توان درست و غلط را تشخیص داد. به همین خاطر هر چیزی که رنگ و لعاب بیشتری داشته باشد وارد مغز بچه، و تبدیل به سبک زندگی او می‌شود. ما بچه را بدون هیچ آموزش و آمادگی به جامعه‌ای می‌فرستیم که از هر طرف مورد هجمه است و انتظار داریم هیچ اتفاقی برایش نیفتد و سالم بماند.».

همراهی کنید و رفاقت

محمدرضا نوجوانی باوقار و سیاه‌پوش است که از شهریار آمده تا در هیئت قاسم ابن الحسن در یکی از شرقی‌ترین نقاط تهران شرکت کند. در گوشه‌ای از هیئت به گفت‌وگو می‌نشینیم. محمدرضا از همکاری، همفکری و تشویق پدر و مادرش می‌گوید که باعث شده الان او در هیئت باشد. از اینکه فاصلهٔ سنی‌شان کم است و هم‌عقیده‌اند. با هم رفیق هستند و ارتباط نزدیکی دارند. او می‌گوید: «پدر و مادرم از بچگی ما را به هیئت می‌بردند و این خیلی تأثیر داشته در اینکه چنین زمینه‌ای داشته باشم و در این فضا بمانم. اولین خاطره‌ای که در ذهنم از هیئت دارم مربوط به ۶سالگی‌ام است. به مصلای امام خمینی تهران رفته بودیم. زیارت عاشورا خوانده می‌شد که روی پای مادرم خوابم برد. باد خنکی هم می‌وزید. این یک تصویر زیبا و دلنشین است که از هیئت دارم.».

 

رفیق خوب انتخاب کنید تا عاقبت به‌خیر شوید

محمدرضا با دوستش به هیئت آمده. برای مصاحبه هم با همان دوستش می‌آید. از روحیه‌اش حدس می‌زنم دوستان زیادی داشته باشد. می‌پرسم «بهترین دوست شما کیست؟». سؤال ساده و کلیشه‌ای است و احتمالاً باید یکی دو اسم جوابش باشد. اما جواب این نوجوان غافلگیرم می‌کند. می‌گوید: «اگر بهترین رفقای آدم اهل‌بیت (ع) باشند، کمک می‌کنند که دوستان خوبی پیدا کنید. یعنی همه چیز را بسپرید به اهل‌بیت (ع)، خودشان بهترین‌ها را سر راهتان قرار می‌دهند.».  صحبتش را با اشاره به حضرت قاسم (ع) ادامه می‌دهد: «ایشان امام‌محور بوده‌اند. ایستادگی، مردانگی و ایثار ایشان باعث شد که ظهر عاشورا به میدان بروند و با دشمن امام‌شان بجنگند.».

یاد اهل‌بیت(ع) باید امتداد داشته باشد تا کل سال

خیلی از ما تجربه کرده‌ایم و دیده‌ایم که هیئت باعث عاقبت‌به‌خیری می‌شود و کمک می‌کند که افکار مثبت و حال خوب به سراغمان بیاید. محمدرضای نوجوان ما در این باره می‌گوید: «بعضی‌ها وقتی حالشان بد است به گوشه‌ای می‌روند و آهنگی گوش می‌دهند تا حالشان خوب شود. اما در محرم می‌توانیم از این فرصت استفاده کنیم، به هیئت‌ها برویم و خودمان را خالی کنیم. با اهل‌بیت (ع) آشنا شویم و دوستی کنیم.».

یاد امامان نباید فقط به دههٔ اول محرم محدود شود و بعد دوباره به همان روزمرگی روزهای عادی برگردیم. این را می‌توان در بستر هیئت‌های منظم محقق کرد. محمدرضا از یک هیئت هفتگی به نام «قدم قدم با شهدا» می‌گوید که در گلزار شهدای عباس‌آباد برگزار می‌شود و یک هیئت خانگی به نام «ضیوف‌الزهرا» که هر بار در خانهٔ یکی از دوستانش برقرار است. او معتقد است این هیئت‌ها باعث می‌شود در روزهای دیگر سال هم سبک زندگی‌شان با اهل‌بیت(ع) و شهدا آمیخته باشد.

از شیطان‌پرستی شروع شد، به مهدویت رسید

حالا جسارتم در سوژه‌یابی بین نوجوانان بیشتر شده. چرخی بین عزاداران کم‌سن و سال می‌زنم. از قضا یک محمدرضای دیگر سوژه‌ام می‌شود. تیشرت مشکی به تن دارد و بازوبند زرد «قاسم ابن الحسن» را به بازویش بسته. محمدرضا با اعتماد به نفس حرف‌هایش را شروع می‌کند: «کلاس هفتم که بودم در مدرسه‌مان از بین حدود ۲۰۰ دانش‌آموز، فقط من نماز می‌خواندم. در کلاس دینی بحث شیطان‌پرستی و جن شد. در آن سن و سال آدم خیلی کنجکاو است. در اینترنت سرچ کردم و با سخنرانی‌های آقای رائفی‌پور آشنا شدم. از همان موقع ترغیب شدم و سخنرانی‌هایشان را پیگیری کردم. چند سال بعد، روزی دوست صمیمی‌ام حرف از «پاتوق آیینه‌ها» زد و فهمیدم مربوط به بخش نوجوانان مصاف است و دیگر نمک‌گیر شدم.».

محمدرضا یا همان «یار امام زمان» که سربند زردرنگ «قاسم ابن الحسن (ع)» را به بازویش بسته

یار امام زمان بودن افتخار ماست

به نظرم بچه‌ها هر چه اعتماد به نفس، ثبات و عزت‌نفس در چنته دارند، از تربیت و سبک زندگی والدین‌شان است. محمدرضا هم احتمالاً پدر و مادری قدرتمند و البته همراه دارد. او دربارهٔ خانواده‌اش می‌گوید: «پدر و مادرم همیشه تشویقم کرده‌اند که کارهای فرهنگی و در جهت رضایت امام زمان (عج) انجام بدهم. حتی از بچگی پدرم به من می‌گفتند «یار امام زمان». ولی آن‌قدر که بچه‌ها و بستگان مسخره‌ام می‌کردند، در عالم بچگی می‌گفتم نمی‌خواهم یار امام زمان باشم. اما بزرگتر که شدم فهمیدم این یک افتخار بزرگ است.».

اینترنت و رسانه‌ها چالش ذهنی ایجاد می‌کنند

هیئت به نام نوجوانان است، اما مگر قرار است جلوی ورود عاشقان سن‌بالاتر را بگیرند؟ پناه بر خدا… به قول سخنران، «حبیب ابن مظاهر»ها هم در مراسم زیادند. اما آقای طحانی را از بین میان‌سال‌های متمایل به جوانی انتخاب می‌کنم؛ پدر ۳ دهه‌هشتادی. آقای طحانی از آنهایی است که با بچه‌هایش بچگی می‌کند و با آنها بزرگ می‌شود. کاش همه‌مان این‌طور باشیم.

او صحبت‌هایش را از اهمیت رسانه و نقش آن در زندگی بچه‌ها آغاز می‌کند: «با بچه‌هایم زیاد کارتون می‌بینم. اوایل نکات نمادشناسی را به آنها می‌گفتم که خیلی برایشان جالب بود. در این زمانه با این میزان دسترسی به رسانه، اینترنت و فضای مجازی، خواه ناخواه چالش‌های ذهنی مختلفی برای بچه‌ها ایجاد می‌شود که باید برایشان جواب داشته باشیم. وگرنه بچه‌ها به راه‌های بیهوده و بی‌سرانجام می‌روند.».

آقای طحانی و دهه‌هشتادی‌هایش که مشغول هماهنگی برای رفتن به برنامهٔ تشییع شهدای تازه‌تفحص‌شدهٔ مدافع حرم هستند

مدیون بُرنا و پاتوق آیینه‌ها هستم

دغدغهٔ همهٔ پدر و مادرها آیندهٔ روشن برای بچه‌هایشان است. چه بهتر که از سن کم بچه‌ها را در مسیری قرار دهیم که به دردشان بخورد. یعنی اطلاعات و آگاهی درستی به بچه بدهیم. وگرنه درس خواندن به تنهایی به چه کار می‌آید؟ اگر نوجوان یاد بگیرد که وقتی بزرگ شد با چه چالش‌هایی در ازدواج، مسکن، کار، دانشگاه و… قرار است روبه‌رو شود، مواجه شدن با آن چالش‌ها و حل‌شان برایش راحت‌تر خواهد بود.

آقای طحانی در این باره می‌گوید: «بزرگ‌ترین حسن بخش برنا برای منِ پدر این بود که به سه فرزندم آگاهی، آموزش و هدف داد. به بچه‌ها گفتند «تو می‌توانی این هدف را با این مسیر و این چالش‌ها انتخاب کنی، که با داشتن علم، آگاهی و اعتقاد دینی می‌توانی از این چالش‌ها بگذری.».

پسر بزرگ من قبلاً می‌خواست دامپزشک شود. الان می‌گوید «باید IT بخوانم تا جایی بروم که تأثیرگذار باشد. دامپزشک‌شدن آن تأثیر قانع‌کننده را برایم ندارد.». من ایجاد این بینش در فرزندم را مدیون پاتوق آیینه‌ها هستم.».

باید با بچه‌هایمان حرف بزنیم

پدر ۳ دهه‌هشتادی دربارهٔ اهمیت ارتباط نزدیک و صمیمانهٔ والدین با فرزندان می‌گوید: «بعضی بچه‌ها و والدین نمی‌توانند با هم راحت باشند. پاتوق آیینه‌ها این ارتباط را آسان کرد. به بچه‌ها و والدین آگاهی داد که اگر این ارتباط حفظ و تقویت نشود چه آسیب‌هایی خواهد داشت. اگر امروز منِ پدر به مشکلات فرزندم گوش ندهم و درکش نکنم، فردا او بیرون از خانه به دنبال حل مسائلش می‌گردد و این، آسیب‌های زیادی در پی دارد. فرزندانم هم قبل از این جلسات به خاطر حجب و حیا، زیاد با ما راحت نبودند. پاتوق آیینه‌ها به من و فرزندانم کمک کرد که راحت‌تر با هم ارتباط برقرار کنیم و دربارهٔ مسائل شخصی‌شان حرف بزنیم.».

در رسانه صداها دربارهٔ دختران بلند است، اما مفاهیم نه

در جامعه و رسانه دربارهٔ دختران زیاد حرف می‌زنیم ولی ارزش و جایگاه آنها را تبیین نمی‌کنیم. آقای طحانی با اشاره به این کم‌کاری می‌گوید: «پاتوق آیینه‌ها به ما یاد داد که جایگاه دختر چقدر ویژه، والا و زیباست. یک بار بحث حجاب بود. می‌گفتند «دختر! تو از دید ما اشرف مخلوقاتی! بالاترین نعمت به یک خانواده، فرزند دختر است. حجاب فقط پوشش نیست. حجاب، آگاهی‌ای است که دختر از شخصیت و شأن خودش به دست می‌آورد. این آگاهی باعث می‌شود دختر، جایگاه اجتماعی خودش را بالاتر ببیند و حجابش را هم رعایت کند».

هیئت اهل‌بیت سرچشمهٔ نور است

خانوادهٔ طحانی هر سال محرم به هیئت‌هایی که دوست داشتند می‌رفتند. اما امسال پسرها تصمیم گرفتند برای عزاداری به مسجد بروند و باعث شدند پدرشان برای اولین بار در مسجد عزاداری کند. آقای طحانی معتقد است بچه‌ها در پاتوق آیینه‌ها به این باور رسیده‌اند و می‌گوید: «من دغدغه داشتم که تابستان برای بچه‌هایم چه کنم. یک روز فرمی جلویم گذاشتند و گفتند که می‌خواهند عضو بسیج مسجد شوند. دیدم کلی اطلاعات دربارهٔ کلاس‌های درسی، تفریحی و ورزشی‌اش جمع کرده‌اند و تمام جوانبش را سنجیده‌اند. برایم بسیار خوشحال‌کننده است که فرزندم به یک آگاهی می‌رسد که کل روزهای سال را تلاش کند تا در راه اهل‌بیت(ع) باشد، نه فقط محرم.».

روحانی مسجد با ما گل‌کوچک بازی کرد

سلمان آخرین کسی است که با او گپ می‌زنم. نوجوان محجوبی که رفتارش با ادب فراوان زیباتر شده. از خاطرات هیئتش شروع می‌کند: «مادرم از ۹-۸سالگی من را به هیئت می‌برد. در محله‌مان مسابقه‌ای برگزار می‌شد به نام «اسم‌فامیل اهل‌بیتی». به خاطر روحیهٔ اجتماعی و رقابت‌طلبی این مسابقه برایم خیلی مهم بود. تمام ۱۰ شب، زودتر از همه به مسجد می‌رفتم و کتاب‌هایی را که برای مسابقه انتخاب شده بود مرور می‌کردم.

روحانی آن مسجد یک مبلغ دینی بود که به محله‌های مختلف سر می‌زد. یک روز داشتیم گل‌کوچک بازی می‌کردیم. این روحانی آمد، عبا و عمامه‌اش را برداشت و با پیراهن مشکی محرم با ما بازی کرد. بعد از پایان بازی گفتند «نظرتان چیست که حالا برویم هیئت برای مسابقهٔ اسم‌فامیل؟». این یکی از خاطرات زیبای من از هیئت است.».

هیئت و دعا دست آدم را می‌گیرد

سلمان روحیهٔ رهبری و اثرگذاری دارد. اگرچه معمولاً این ویژگی از کودکی با انسان هست، اما سلمان بعد از دوران دبیرستان آن را در خودش تقویت کرده. او دربارهٔ اهمیت اثرگذاری می‌گوید: «خیلی از بچه‌های مذهبی، در بازهٔ دبیرستان یا بعد از ورود به دانشگاه ریزش می‌کنند. من هم در دبیرستان مدتی تحت تأثیر دوستانم و محیط قرار گرفتم. اما الحمدلله همین دعاها و حضور در هیئت‌ها دستم را گرفت و حفظم کرد.

موقع کنکور توسل کردم و چلهٔ زیارت عاشورا گرفتم که رتبهٔ خوبی کسب کردم. این دعا یک مکتب فرهنگی است. بعد دوباره چله گرفتم که در مسیری که قرار گرفته‌ام اثرگذار باشم».

پایان امیدبخش یک حضور

هیئت تمام می‌شود. نوجوان‌ها مسجد را ترک می‌کنند. الحق که تحلیل و بینش نوجوانان این دوره فراتر از حد انتظارم بود. بسیاری از ما در سن این نوجوان‌ها به کلی فارغ از این ماجرا بوده‌ایم. البته تأثیر رسانه و اینترنت را هم نمی‌توان در شکوفایی اندیشهٔ این نسل نادیده گرفت. اما چه خوب که این بچه‌ها در سن کم راه خودشان را پیدا کرده‌اند. در مسیر برگشت، اتفاقی با یکی از نوجوانان هیئت که یکی از آن نامه‌ها با نشان آیینه به دست دارد، سوار یک تاکسی می‌شویم. هوا بس ناجوانمردانه گرم است. پسرک که عرق ریختن پیرمرد راننده را می‌بیند، می‌گوید «حاجی! بیا! من دو نفر حساب می‌کنم». موقع حساب و کتاب، راننده پول خرد ندارد و پسرک می‌گوید: «حلالت حاجی. یه صلوات بفرست».