بداخلاقی کودک به چه علت است؟

بداخلاقی کودک به چه علت است؟

بداخلاقی کودک به چه علت است؟

تقریباً همه کودکان وقتی نوپا هستند دم دمی مزاج هستند. خشم مزاج در کودکانی که خیلی کوچک هستند و نمی‌توانند عصبانیت و ناامیدی خود را با کلمات بیان کنند طبیعی است. آن‌ها یک قسمت طبیعی از رشد کودک هستند و بیشتر در بچه‌های سنین ۲ تا ۳ سال اتفاق می‌افتد. خشم مزاج از غر زدن و ‌گریه گرفته تا جیغ زدن، لگد زدن، ضربه زدن و نفس کشیدن متغیر است. کودکان حتی ممکن است خود را به زمین بیاندازند و دندان‌های خود را فشار دهند، لگد و مشت بزنند. این انفجار‌های احساسی باعث آزاد شدن انرژی و همچنین جلب توجه می‌شوند.

دلایل بروز احساس خشم چیست؟

احساسات خیز به معنای غرق شدن احساسات فرزند شما است. این بدان معنی است که آن‌ها به کمک شما نیاز دارند. کودکان احساس استقلال و کنترل بر محیط خود را می‌خواهند. گاهی اوقات وقتی آن‌ها چیزی را امتحان می‌کنند مانند اینکه خودشان سعی می‌کنند ظرفی را باز کنند، اگر قادر به انجام این کار نباشند ممکن است بیش از حد توانایی داشته باشند. احساس خشم در دوره‌ای معمول است که کودکان یاد می‌گیرند صحبت کنند و به طور کلی می‌توانند بیش از آنچه که می‌توانند درک کنند.

پرهیز از احساس خشم چگونه است؟

سعی کنید به فرزندتان کنترل و انتخاب بیشتری نسبت به چیز‌های کوچک یاد بدهید. این ممکن است نیاز به استقلال را برآورده کند و خلسه‌ها را از بین ببرد. کودک خود را به استفاده از کلمات تشویق کنید نه اینکه جیغ بزند. مواردی را که نمی‌خواهید کودک شما آن‌ها را لمس کند دور از دسترس خود قرار دهید تا احتمال بروز مشکلات در مورد آن‌ها کاهش یابد. این امر همیشه امکان پذیر نیست به خصوص در خارج از خانه که نمی‌توان محیط را کنترل کرد. کودک خود را طوری تنظیم کنید که وقتی کودک شما در حال بازی یا تلاش برای تسلط بر یک کار جدید است، موفق شود. اسباب بازی‌ها و بازی‌های مناسب سن را برای آنها خریداری کنید. قبل از اینکه به سراغ کار‌های پر چالش بروید با یک کار ساده شروع کنید.

چه موقع از مشاور کمک بگیریم؟

بیشتر کودکان تا سن ۵ سالگی مرحله خشم را پشت سر می‌گذارند. اگر احساس خستگی کودک شما بیشتر شدید یا مخرب شود، این ممکن است نشانه یک مسئله بزرگتر مانند استرس، مسئله خانوادگی یا یک مشکل سلامتی یا رشد باشد.

اگر این خشم ماندگار شود چه می‌شود؟

دلهره در کودک افزایش می‌یابد

کودک خود و یا دیگران را زخمی می‌کند یا در هنگام عصبانیت اموال را از بین می‌برد

کودک نفس خود را حفظ کرده و غش می‌کند یا در هنگام ورم احساس تشنج می‌کند

احساس خشم همراه است با کابوس‌های مکرر، نافرمانی شدید، برگشت آموزش توالت، سردرد یا معده درد، امتناع از غذا خوردن یا رفتن به رختخواب، اضطراب شدید، بدخلقی مداوم یا چسبیدن به والدین

 

منبع: www.pregnancybirthbaby.org.au

5 روش برای آموزش قدردانی کردن به کودکان

5 روش برای آموزش قدردانی کردن به کودکان

5 روش برای آموزش قدردانی کردن به کودکان

قدرشناسی یکی از هفت ویژگی فرزندپروری موثر است و یک ماده اصلی برای ایجاد تواضع است ، که یک عنصر اساسی در رشد کودک است.

قدرشناسی کردن از افراد خانواده حتی کودکان کار بسیار مهمی است که می توان در تمام طول سال انجام داد. مخصوصاً فصل بهار که شروع سال جدید است ، فرصتی خارق العاده برای نشان دادن قدرشناسی از فرزندانمان است. با این حال ، قدردانی کردن کاری است که به طور طبیعی اکثر مردم انجام نمیدهند. در صورتی که، قدردانی کردن یک پاسخ برای دریافت آنچه خدا در زندگی ما به ما داده است میباشد. ما به عنوان والدین ، باید این کار را به فرزندان خود بیاموزیم.

آیا به یاد دارید که پدر و مادرتان هر زمان چیزی را دریافت کردید به شما گفتند: “بگویید متشکرم”

برای پرورش قلب سپاسگزاری در خود و فرزندانمان کار و توجه لازم دارد ، اما چند تغییر در عادت ها و نگرش های ما میتواند به ما کمک کند تا شکرگزاری را در زندگی خود پرورش دهیم.

1. قدردانی کودکان را با استفاده از لنزهای قدرشناسی آموزش دهید

فرزندان شما آینه کاری شما هستند. آیا شما از یک ذهنیت قدرشناسانه صحبت می کنید و عمل می کنید؟ قدرشناسی به ذهن شما فرصتی می دهد تا دوباره بازسازی شود. وقتی در شرایط دشواری قرار دارید یا حتی زندگی روزمره را پشت سر می گذارید، این جمله را برای خود تکرار کنید: “آیا روش دیگری برای بررسی این مسئله وجود دارد؟” از طریق “لنز سپاسگزار” به شرایط خود نگاه کنید. ناگهان کارهای خانه بیشتر از اینکه به دردسرهای روز شما تبدیل شود به فرصتی برای خدمت تبدیل می شود. دشواری هایی از قبیل کشمکش های مالی می تواند به فرصت های رشد یا فرصت هایی برای ثبت نام سپاسگزارانه از آنچه شما دارید تبدیل شود. نگاه کردن به موقعیت ها از طریق این دریچه سپاس می تواند کل دیدگاه ، تجربه و نگرش شما را تغییر دهد.

 

2- آلبوم عکس قدردانی

از چیزهایی که در طول سال از آنها سپاسگزار هستید عکس بگیرید و یک آلبوم عکس یا دفترچه یادداشت قدردانی درست کنید. از هر یک از اعضای خانواده بخواهید از چیزهایی که به خاطر آنها سپاسگزار هستند (یا می توانند سپاسگزار باشند) عکس به اشتراک بگذارند. شما می توانید به همه افراد خانواده (پیر و جوان) خود مأموریت دهید تا از چیزهایی که به خاطر آنها سپاسگزار هستند ، حتی کارهای بسیار کوچک ، عکس بگیرند و یک نمایش و آگهی (آلبوم دیجیتال ، چاپی یا روی صفحه) برای روز سال نو تهیه کنند .

 

3- تابلو پوستر قدردانی

یک چالش خانوادگی را مطرح کنید و به یک چیز متفاوت برسید که خانواده شما در طول یک روز هر روز از آن سپاسگزار است. هر روز چیزی را که خانواده شما از آن سپاسگزار هستند انتخاب کنید و آن را روی یک تکه پوستر با رنگ های مختلف بنویسید. اعضای خانواده می توانند به نوبت در آن روز مشارکت کنند ، و یکی دیگر از اعضای خانواده وظایف کاتبی را بر عهده بگیرد. بگذارید بچه هایتان هنگام نوشتن مطالب هنری و خلاق باشند. نکته اصلی در اینجا این است که به 365 چیز مختلفی که خود و خانواده تان از آنها سپاسگزار هستید، بیایید و کمی وقت بگذارید تا در مورد شکرگذاری آن چیزها تأمل کنید.

4- با پیاده روی سپاسگزاری کنید

برای پیاده روی وقت بگذارید ، نفس های عمیق بکشید و بگذارید ذهن شما در مورد چیزهایی که از آنها ممنون هستید تأمل کند. به اطراف خود نگاه کنید و از آنچه می بینید ، تجربه می کنید یا به خاطر می آورید قدردانی کنید.

این کار را می توانید به تنهایی یا به صورت خانوادگی انجام دهید. شما می توانید بچه های کوچک را به خاطر اینکه در طول پیاده روی از آنها سپاسگزار باشید. با بچه های بزرگتر ، می توانید از طریق لنزهای سپاسگزاری درباره چیزهایی که می توانید در زندگی خود مشاهده کنید صحبت کنید. درباره این واقعیت بحث کنید که گاهی اوقات تمایل داریم تا وقتی چیزها را از دست نمی دهیم متوجه آنها نشویم. چگونه شما و خانواده می توانید با استفاده از پیاده روی های سپاسگزاری فرهنگ سپاسگذاری را در خانه خود ایجاد کنید؟

 

5- سپاسگزاری را برای اعتبارات نوردی ما به کودکان بیاموزید

در پایان یک فیلم ، اسامی افرادی را که در ساخت فیلم سهیم بوده اند و به آن اعتبار داده اند نشان می دهد. به همین ترتیب ، ما افراد زیادی داریم که در زندگی ما سهیم بوده اند. کدام افراد برای سرمایه گذاری در شما وقت گذاشته اند؟ چه کسی شما را با گفتار یا عمل تشویق کرده است؟ چه کسی روی شما تأثیر گذاشته است؟ کمی وقت بگذارید و در مورد آن افراد در زندگی خود صحبت کنید. با یادداشت ، متن یا تماس تلفنی از آنها تشکر کنید. به افراد موجود در زندگی خود بگویید که چگونه بخشی از “اعتبارات کلان” شما بوده اند.

 

منبع: www.focusonthefamily.com

3 قانون آموزش همدلی به بچه‌ها

3 قانون آموزش همدلی به بچه‌ها

3 قانون آموزش همدلی به بچه‌ها

همدلی را با همدردی اشتباه نگیرید. قرار نیست که کودکتان یاد بگیرد که با گریه هر کس به گریه بیافتد و با خنده دیگران بیخودی بخندد. همدلی به این معنا است که فرد بتواند دنیا را از چشم فردی که با او در ارتباط است ببیند و به‌طرف مقابل خود نشان بدهد که احساسات او را درک می‌کند. درواقع آموزش همدلی خود سه بخش دارد:

1. شناختن احساس‌های خود:
کسی که نتواند احساس‌های خودش را بشناسد، ‌نمی‌تواند احساسات دیگران را هم تشخیص دهد یا وقتی آن احساس را درک نکند،‌ نمی‌تواند عکس‌العمل مناسبی هم از خود نشان دهد
.

فکر نکنید که شناخت احساسات خیلی ساده و بدیهی است. یک امتحان ساده: برگه‌ای کاغذ بردارید و نام احساس‌هایی که می‌شناسید را روی آن بنویسید. چند مورد را می‌توانید فوری یادداشت کنید؟ احتمالا، چند مورد محدود به ذهنتان می‌رسد. اما ما در زبان فارسی لغات بسیاری برای ابراز احساسات خود داریم که ‌ممکن است کودک با آن‌ها آشنا نباشد. در نتیجه، ‌وقتی رنجیده است ممکن است فکر کند عصبانی است یا وقتی دلشوره دارد نتواند آن را درست بیان کند. برای آموزش احساس‌های مختلف:

  •  از پوسترها و کتاب‌های مخصوص این کار استفاده کنید. با استفاده از شکلک‌های موجود در این پوسترها و کتاب‌ها،‌ انواع احساس‌ها را برای فرزند خود توضیح بدهید و او را تشویق کنید در توصیف حال خود از آن‌ها به‌درستی استفاده کند. 
  •  در مورد احساس‌ها با کودک خود صحبت کنید. وقتی می‌پرسید در مدرسه چه خبر بود،‌ به چند اتفاق ساده بسنده نکنید. احساس او را جویا شوید: «خب وقتی معلم اول‌ازهمه اسم تو رو خوند تو چه حسی داشتی؟ می‌دونم یه جوری بود، ‌اما بهم بگو اسم احساسی که داشتی چی بود؟ بذار کمکت کنم، یه نگاه به لیست دیروزمون بنداز و بگو کدوم احساس بیشتر به حالی که داشتی می‌خوره».

2. تشخیص احساسات دیگران:
وقتی افراد بتوانند احساس‌های خود را به‌خوبی شناسایی کنند، ‌می‌توانند راحت‌تر احساس‌های دیگران را حدس بزنند یا تشخیص بدهند. برای تشخیص احساسات دیگران، ما معمولا دو منبع خوب داریم: ‌یکی رفتار و حالات ظاهری،‌ (مانند حالت چهره، لحن صدا و طرز قرار گرفتن بدن یا حرکت دادن دست‌ها هنگام صحبت کردن) است که فرد از خود نشان می‌دهد و دیگری، موقعیت و اتفاقی است که افتاده است. مثلا همه افراد، وقتی عزیزی را از دست می‌دهند، خیلی غمگین می‌شوند،‌ وقتی حقشان ضایع می‌شود،‌ عصبانی و آزرده می‌شوند،‌ وقتی مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند،‌ می‌رنجند و شاید خشمگین هم می‌‌شوند و … وقتی می‌خواهید به فرزندتان بیاموزید که چه طور احساسات دیگران را تشخیص بدهد،‌ به هر دو منبع اشاره‌کنید. بگذارید در این مورد چشم بینا و حساسی داشته باشد
.

  • در شرایط مختلف، به رفتارهای متفاوتی که از روی آن‌ها می‌توان احساس دیگران را حدس زد اشاره‌کنید: ببین اون خانومه چه طور تند‌تند این‌طرف و اون طرف می‌ره. دستش رو می‌زنه روی دستش. به همه جا نگاه می‌کنه. من فکر می‌کنم داره دنبال چیزی می‌گرده و خیلی هم نگرانه. تو چی فکر می‌کنی؟-
  •  در مورد موقعیت‌های مختلفی که احساس‌های متفاوت را برمی‌انگیزند با کودک خود صحبت کنید. اتفاقاتی که برای اعضای خانواده یا دوستان و آشنایان می‌افتد،‌ می‌تواند منبع خوبی برای صحبت باشد: دیدی دیروز خاله چه قدر باذوق حرف می‌زد؟ به نظر تو هم خیلی خوشحال بود نه؟ همه‌اش در حال خندیدن بود، خب بعد از مدت‌ها دخترش داره برمی‌گرده و می‌تونن دوباره باهم زندگی کنند.
  • وقتی فیلم یا کارتون می‌بینید، در مورد احساس شخصیت‌های آن باهم صحبت کنید. در مورد این‌که چرا چنین احساسی به وجود آمده و این‌که از کجا می‌فهمید که او این احساس را دارد. نکته مهم: ‌در مواردی این کار را انجام بدهید که فرزندتان هم حوصله دارد و باعلاقه بحث را دنبال می‌کند. در غیر این صورت،‌ تماشای فیلم او را خراب نکنید و با این کار او را از این بحث دل‌زده نکنید.

3. نشان دادن این‌که طرف مقابل را درک می‌کند:‌
اگر کودک شما بتواند احساس‌های مختلف را بشناسد و آن‌ها را در دیگران تشخیص بدهد، از عهده بخش مهمی از همدلی برآمده است. اما برای نشان دادن همدلی، ‌باید بتواند به دیگری نشان بدهد که او را درک کرده و احساسش را می‌فهمد
.

  • نشان دادن درک احساسات، فرمول مشخصی ندارد. بسته به موقعیت، به روش‌های مختلفی می‌توان این درک را ابراز کرد. گاهی گرفتن دست یک نفر، ‌برای این‌که به او نشان بدهیم می‌فهمیم چه قدر ناراحت است کافی است. کلام هم در این زمینه معجزه می‌کند. عبارت‌هایی مثل: “می‌فهمم، منم توی چنین موقعیتی باشم حسابی عصبانی می‌شم” یا “آفرین، یوهو!”
  • آموزش این مرحله از همه مهم‌تر و البته دشوارتر است. باید آن‌قدر تمرین شده باشد که در موقعیت‌های مختلف،‌ کودک خودش از خلاقیت خود استفاده کند و جمله یا رفتار مناسب را انتخاب کند. قانون ندارد.

 
  • از هر موقعیتی برای تمرین استفاده کنید و به او راهنمایی‌های لازم را بدهید تا کم‌کم به‌مرورزمان در این زمینه مستقل شود.
  • بهترین راه برای چنین آموزشی، ‌این است که خودتان برایش الگو باشید. به‌خصوص در مورد خودش، ‌وقتی بااحساسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، نشان بدهید که احساسش را می‌فهمید.
  • به یاد داشته باشید که نشان دادن این‌که احساس او را درک می‌کنید،‌ بدین معنا نیست که کاری که کرده را تایید می‌کنید. اگر از روی خشم، چیزی را شکسته،‌ این‌که بگویید: «می‌فهمم چه قدر عصبانی بودی»، به این معنی نیست که شکستن را هم تایید کرده‌اید. رفتار را از احساس جدا کنید. او واقعا عصبانی بوده، چه شما این عصبانیت را به‌جا بدانید چه نه. صحبت در مورد این‌که می‌توانسته به‌جای پرخاشگری چه رفتارهای دیگری را انجام دهد،‌ بحث بعدی است.