یک سری اشتباهات در روزهای ابتدایی زندگیمشترک مانند بها دادن به رسوم تجملاتی، فراموشکردن قولها، پنهانکاری و … بهشدت چالش زاست
شروع زندگیمشترک میتواند برای هر دختر و پسری یک نقطه عطف به سمت آرامش، شادی، موفقیت و هدفمندتر شدن زندگیاش باشد. دوران عقد میتواند یکی از هیجانانگیزترین، خاصترین و از همه مهمتر، خاطرهانگیزترین دورههای زندگی یک زن و مرد باشد اما گاهی دختر و پسرهایی که تازه ازدواج کردهاند، مرتکب اشتباهاتی میشوند که شیرینیهای این دوران را به تلخی تغییر میدهد. البته وقتی دو نفر از دو خانواده و فرهنگ متفاوت کنار هم قرار گرفتهاند، کاملا طبیعی است که در بعضی از موضوعات با یکدیگر همنظر نباشند و حتی اختلاف سلیقههایشان دردسرساز شود اما از این اشتباهات چالشزا در دوران عقد چه میدانید؟
فراموشکردن قولها
بهطور معمول در مراسم خواستگاری، دو نفر به یکدیگر قولها و تعهداتی میدهند. در صورتی که بعد از عقد یکی از دوطرف به تعهدات خود پایبند نماند، انتظارات طرفمقابل تحقق نمییابد. در نتیجه دلخوری و کدورت ایجاد و باعث مشاجره میشود. این تعهدات ممکن است مربوط به موضوعاتی مانند مسائل ارتباطی، خانوادگی یا مالی باشد. بنابراین زن و شوهرها در اولین روزهای زندگیمشترک نباید اعتماد طرفمقابل به خودشان را به راحتی از دست بدهند چراکه به دست آوردن دوبارهاش، اگر نشدنی نباشد به طور قطع دشوار خواهد بود.
تجملاتیشدن
متاسفانه این روزها آنقدر به رسم و رسوم و تشریفات ازدواج و برگزاری مراسم آن توسط بعضی تازه عروس و دامادها بها داده میشود که اهداف مهمتر برای شروع زندگیمشترک فراموش میشود. دغدغه تدارک بهترین مراسم جشن ازدواج و مهمانیها و … فشار اقتصادی و اضطراب روانی زیادی به زوج ها و خانوادههایشان وارد میکند. چه بسا این فشارها یا به توافق نرسیدن بر سر رسومی خاص، عاملی برای ایجاد درگیری و اختلافات جدی و بالا گرفتن دعوا در دوران عقد شود.
مخفیکردن اطلاعات حال و گذشته
برخی افراد در زمان خواستگاری یا حتی دوران عقد برای جلب نظر طرفمقابل، اطلاعات مهمی از زندگی حال یا گذشته خود را مخفی نگه میدارند. این اطلاعات ممکن است شامل مسائلی همچون سابقه کیفری، وجود روابط جدی یا ازدواج ناموفق، اختلاف در دیدگاه مذهبی، وجود بیماری خاص، مصرف مواد و … باشد. پنهانکاری یا دروغ گفتن درباره این مسائل تنها در یک زمان محدود امکانپذیر است و افشا شدن واقعیت در دوران عقد با رفتن زیر یک سقف، اعتماد طرفمقابل را برای شروع زندگی از بین میبرد.
مقایسه همسر با دیگران
گاهی اوقات زوج ها در این دوره با نیت تغییر شخصیت و رفتارهای طرفمقابل، حل مشکلات، ادب کردن دیگری و … شروع به مقایسه کردن همسر خود با افراد دیگر و زندگی دیگران میکنند. این مسئله میتواند به سرکوب طرفمقابل و از بین بردن اعتماد به نفس او ختم شود. دایم اسم زن یا شوهر دیگران را بردن و تمجید از آنها، نتیجه مناسبی نخواهد داشت جز ناامیدی از ازدواج و احساس تحقیر شدن. نفرت پیدا کردن از فردی که دایم با او مقایسه میشود، دوری و مشاجرات پیدرپی و بینتیجه هم از دیگر آسیبهای چنین مقایسههایی است.
افراط و تفریط در ارتباط با خانواده همسر
درست است که بعد از عقد، دو نفر با یکدیگر ازدواج کردهاند اما قرار نیست در این دوره به هر دلیل و با هر بهانهای مدام منزل خانواده همسر باشند. ارتباط زیاد و افراطی میتواند روی خانواده همسر و فرد را به یکدیگر باز کند و این قضیه به اختلاف و ناراحتی زیادی منجر شود. از طرفی اصلا رفتوآمد نداشتن و بیمحلی کردن هم درست نیست. بهتر است که زوج ها با تدبیر مناسب و بر اساس عرف و فرهنگ بین خودشان، میزان این ارتباطها را درست مدیریت کنند. دور بودن یکی از دو نفر و حضور فیزیکی نداشتن در طولانی مدت باعث میشود شناخت کمتری از هم کسب کنند. همچنین ممکن است به سرد شدن ارتباط عاطفی آنها منجر و در نتیجه باعث بروز اختلافات و دعوا در دوران عقد شود.
شوخیهای نا بجا
دو نفر وقتی که ازدواج میکنند، قرار نیست ابتدای راه با شوخیهای بیمعنی که تصور میکنند نشان دهنده صمیمیت است، وارد ارتباط شوند. اینگونه رفتارها تا زمانی که شناخت درست و کافی از شخصیت و اخلاق طرف مقابل کسب نکرده اید، منطقی به نظر نمیرسد.
نویسنده : فریبا البرز| کارشناسارشد مشاورهخانواده
چطور با خانمم که فریب اش دادند، آشتی کنم؟
خراسان/ مدتهاست در این فکر هستم که من، همسرم را خیلی دوست داشتم و او هم مرا خیلی دوست داشت، برایم سوال است آیا کسی یا کسانی خانمم را فریب دادند که حالا با من قهر کرده است و آشتی نمیکند؟ البته میدانم و اطمینان دارم همسرم زنی ساده و زودباور بود. چه کنم برای آشتی کردن؟
این که شما و همسرتان یکدیگر را دوست داشتید و دارید، به عنوان یک مولفه مثبت خیلی خوب است ولی توجه داشته باشید دوست داشتن به تنهایی ضامن بقای زندگی مشترک نیست. علاوه بر آن زوج ها نیازمند داشتن یک سری مهارتها هستند تا بتوانند در فراز و نشیبهای زندگی در کنار یکدیگر بر مشکلات فائق آیند. در ادامه نکاتی را متذکر میشوم.
نگویید که خانمم را فریب دادند
در پاسخ به سوالتان در خصوص احتمال فریب دادن همسرتان باید عرض کنم که بهتر است اولا از منفینگری و بدبینی پرهیز کنید و ثانیا به جای سلب مسئولیت از خود و جستوجو برای یافتن مقصر یا مقصران بیرونی، عملکرد و ضعفهای خودتان و دلایلی را که باعث قهر همسرتان شده است ، مورد بررسی قرار دهید زیرا معمولا اوضاع نابسامان درون خانواده و روابط متشنج بین زن و شوهر زمینه بروز مشکلات بعدی را فراهم میکند. بنابراین نگویید که خانمم را فریب دادند.
زمینه یک آشتی پایدار را فراهم کنید
اگر قرار باشد بعد از آشتی و برگشت همسرتان شما دو نفر با همان سبک و رویه قبلی زندگی کنید، احتمال بروز مجدد همین وضعیت و حتی شدیدتر زیاد است. شایسته است که ابتدا زمینههای بروز مشکلات را شناسایی کنید و برای رفع آنها اقدامات و تغییرات لازم را انجام دهید.
مهارتهای خود را تقویت کنید
داشتن مهارتهای ارتباطی موثر، توجه به تفاوتهای فردی زن و مرد، تعدیل سطح انتظارات، درک متقابل، پرهیز از رفتارهای تلافیجویانه، پرهیز از مقایسه و داشتن گذشت و … از مواردی هستند که باعث کاهش تعارضات و افزایش میزان رضایتمندی از زندگی زن و شوهری میشوند. بنابراین سعی کنید با فراگیری این موارد از بروز مجدد مشکلات پیشگیری کنید.
مسئولیتپذیری را تمرین کنید
از شرایط پیش آمده به عنوان یک فرصت استفاده و با مرور اتفاقات گذشته، نقش خودتان را در ایجاد این وضعیت مشخص کنید زیرا اگر شما بتوانید به مرحلهای برسید که با شناسایی نقاط قوت و ضعفهای خود، آنها را به درستی پوشش دهید زمینه ایجاد دلگرمی در همسرتان فراهم میشود.
کاری کنید که خوشبختی را در کنارتان احساس کند
در پایان ضمن توصیه به انجام مشاوره حضوری، یادآوری میکنم که تنها به آشتی کردن با همسرتان فکر نکنید بلکه تلاش کنید با ایجاد تغییرات مد نظر وی شرایطی ایجاد کنید که بتواند اعتماد کند و با میل و رغبت به زندگی شما برگردد. سپس به گونهای او را درک کنید که خوشبختی را در کنار شما احساس کند. در این صورت حتی اگر فرضیه شما مبنی بر ساده بودن همسرتان یا بحث فریب او وجود داشته باشد، مطمئن باشید خودش در برابر آن مقاومت کافی و مدیریت صحیح را خواهد داشت و دیگر نیازی نیست شما نگران باشید.
نویسنده : دکتر حسین محرابی | روان شناس و مدرس دانشگاه
چگونه آتش بس را در دعوای زن و شوهری اعلام کنیم؟
بیا نی نی/ اختلافات و جرو بحث های کوچک در بسیاری از خانواده ها وجود دارد، افراد در قدیم، دعوای زن و شوهر را نمک زندگی می دانستند اما وای به روزی که این جر و بحث های ساده منجر به خشونت کلامی و یا فیزیکی شود.
در رابطه هایی که این نوع خشونت ها وجود دارد، کوچکترین رفتار نسنجیده اوضاع زندگی را وخیم تر می کند. تصور یک رابطه بدون اختلاف و دعوا تقریبا غیر ممکن به نظر می رسد، نکته مهم مدیریت اختلافات زناشویی است زیرا در زندگی مشترک به خاطر تفاوت های زن و مرد، اختلافات فرهنگی، پرورش در دو محیط جداگانه و… امری طبیعی و اجتناب ناپذیر است.
در این بخش از خانواده راهکارهایی را ارائه کرده ایم که در پایان بخشیدن به دعوا و اختلافات زناشویی بسیار موثر هستند.
نیاز به تنهایی و خلوت
پس از دعوای مفصل با همسرتان شاید نیاز به داشتن زمانی برای خلوت کردن با خود داشته باشید. ممکن است برای دور بودن از برخوردهای غیر منتظره به هنگام عصبانیت نیاز به تنهایی را در خود احساس کنید. فکر کردن در تنهایی موجب استحکام طولانی تر رابطه می شود.
با اینکه به همراهی همسرتان در تمام لحظات نیاز دارید اما ممکن است بودن او در این لحظه موجب بدتر شدن شرایط شود. از همسرتان بخواهید که مانع از خلوت شما نشود. به افکار خود سر و سامان دهید و به فکر تلافی و انتقام نباشید.
عشق ورزیدن
به جای نشان دادن خشم خود به همسرتان، مهربان و خوش رو باشید و دوست داشتن خود را به او نشان دهید. کلمات محبت آمیز در رابطه مانند معجزه عمل می کنند. اگر فردی حس کند که دیگر در قلب همسرش جایی ندارد زندگی تلخ می شود.
البته هنگامی که همسرتان هنوز عصبانی است این رفتارها تاثیری ندارند بلکه باید مدتی از دعوای شما بگذرد و فضا آرامتر شود. پس از آرام شدن شرایط، به آرامی و با لحنی پر از مهر با او صحبت کنید تا همسرتان متوجه اهمیت خود در زندگی شما شود و بداند که نیت شما بهبود روابط تان است نه ادامه دادن دعوا و اختلاف.
یاد آوری نکردن گذشته
در مورد اشتباهات یکدیگر در گذشته صحبت نکنید زیرا موجب بدتر شدن وضعیت می شود. مسائلی که در گذشته رخ داده اند ارتباطی به زمان حال ندارند و نباید دوباره مطرح شوند.
شاید با سرزنش و تحقیر همسرتان درمورد اشتباهات گذشته او، در دعوای امروز موفق شوید اما این رفتار شما در رابطه شما فاجعه به بار می آورد زیرا همسرتان احساس می کند برای تحقیر او دست به هر کاری می زنید. پیروز شدن در دعوا نباید منجر به جدایی و پایان یک رابطه شود.
کش ندادن دعوا
دعوا را ادامه ندهید، شاید دعوا و اختلاف نظر در مورد اعتقادات و باورها دلپذیر باشد اما موجب تلخ شدن روابط عاطفی میان شما و همسرتان می شود. ادامه دادن به اختلافات تاثیر مخربی بر روی روابط زناشویی می گذارد، بنابراین هر چه سریعتر به دعوا و اختلاف خود خاتمه دهید.
عیب جویی نکردن
عیب جویی و سرزنش کردن همدیگر در دعوا راه حل مناسبی برا حل مشکل نیست، این کار تنها موجب تشدید اختلاف می شود و شما و همسرتان درصدد دفاع از خود برمی آئید.
مواجهه با مشکلات
از مشکلات خود فرار نکنید و با آنها روبه رو شوید زیرا ممکن است شما را مضطرب کنند و اگر از آنها دوری کنید بالاخره روزی خود را نمایان می کنند؛ بنابراین بهتر است یک بار برای همیشه با یک راه حل مناسب به آن پایان دهید. دعوا و اختلاف در هر رابطه ای اجتناب ناپذیر است.
بودن شما در کنار یکدیگر نشان می دهد که دلایل مختلفی برای دوست داشتن هم وجود دارد به همین دلیل نباید اجازه دهید که تفاوت ها موجب قضاوت های نادرست و یک طرفه شما شوند، به طور یقین شما هم دوست ندارید که به خاطر اختلاف نظرهای کوچک زندگی خود را پایان دهید.
تحلیل و ریشه یابی مشکلات
مشکل خود را تحلیل و ریشه یابی کنید تا راه حلی برای پایان دادن سریع به دعوا و اختلاف را پیدا کنید. اگر ریشه مشکلات خود را ندانید نمی توانید راه حلی مناسبی را پیدا کنید. لحظه ای دست از اختلاف و بگو و مگو بردارید و با یکدیگر صحبت کنید . بدون شتاب زدگی و با دقت در مورد مشکل خود فکر کنید تا در کمال آرامش به یک راح حل مناسب برسید.
فراموش نکردن عشق و علاقه
حتی اگر اختلاف شما بسیار شدید بود نباید جایگاه همسرتان را فراموش کنیدزیرا هنوز هم همسر خود را بیش از هر چیز در دنیا دوست دارید و او برای شما بسیار ارزشمند است.
بنابراین دعوا و اختلافات نباید موجب خشک شدن عشق شما نسبت به هم شود. خاطرات شیرین و فوق العاده خود را به یکدیگر یادآوری کنید تا از شدت کدورت و دلخوری کاسته شود. عشق شما نسبت به هم از طولانی شدن دعوا جلوگیری می کند.
گفتگوی مسالمت آمیز
هیچ دعوایی نمی تواند با یک گفتگوی سالم و خوب ادامه پیدا کند. با آرامش با همسرتان صحبت کنید و عصبانیت او را کم کنید. غرور خود را کنار بگذارید و اشتباه خود را بپذیرید. اگر اشتباه از همسرتان است با او صحبت کنید و به جای اثبات خود برای متقاعد کردن او، از دلایل به وجود آمدن این مشکل صحبت کنید و به یک توافق مشترک برسید.
نظاره گر بودن
در این روش شما بدون هیچ حرف احساسات همسرتان را تائید می کنید و درک خود از مسائل را به او گوشزد می کنید. این کار از تشدید عصبانیت او جلوگیری می کند.
انتقاد کردن موجب تحریک و عصبانیت بیشتر همسرتان در هنگام دعوا می شود و در این شرایط همسرتان موضع دفاعی می گیرد؛ دفاع کردن خود موجب می شود که فرد عصبانی با مطرح کردن گذشته ها و خاطرات ناخوشایند، دوباره جر و بحث را شدیدتر کند.
عذرخواهی کردن
برخی افراد برای اینکه منظور همدیگر را به درستی متوجه نمی شوند دچار سوءتفاهم می گردند که آسیب زیادی به زندگی می زند. به همین دلیل با کم کردن غرور و تکبر از به وجود آمدن دعوا و حرف های اشتباه خود عذرخواهی و اظهار تاسف کنید.
شاید معذرت خواهی یکی از سخت ترین راه حل ها باشد اما همه افراد توانایی ابراز آن را دارند و گفتن آن چیزی از شخصیت انسان کم نمی کند.
عدم لجبازی
ممکن است بارها برای شما اتفاق افتاده باشد که در دعوای خانوادگی شما مقصر نبوده اید اما می دانید که بخشش در این موارد چقدر مهم و موثر است. اگر به زندگی و همسر خود علاقه مند هستید موضوعات کوچک را بزرگ و مشکل جلوه ندهید.
تا زمانیکه که احساسات منفی رو دور نریزید نمی توانید ذهن خود را برای آشتی آماده کنید. نگه داشتن تمام مسائل و افکار منفی در ذهن تبدیل به عقده های درونی می شود که در آینده موجب بروز مشکلات بعدی خواهند شد، در نتیجه شما دوباره آنها را مطرح خواهید کرد و آشتی های شما از عمیق تر شدن مشکلات جلوگیری نخواهد کرد.
به جای اینکه سرپوشی روی مشکلات گذشته بگذارید آنها را با همسرتان مطرح کنید و با گوش دادن به احساسات او علت روز دعوا و مشکلات را ریشه یابی و حل کنید.
رفتارهای کوچک اما مناسب هنگام بروز دعوا و اختلاف
لبخند زدن:
شاید گفتن این روش کمی دور از ذهن و عجیب باشد اما شوخی کردن و لبخند زدن، رشی بسیار موثر برای پایان دادن یا تغییر مسیر دعوا است.
توضیح دادن:
هرگز توقع نداشته باشید که همسرتان ذهن شما را بخواند، برای درک همسرتان از دیدگاه شما، اطلاعات لازم را به او توضیح دهید.
تاکید کردن:
با قرار دادن خود به جای همسرتان احساس او را حدس بزنید تا بفهمد که شما به او توجه دارید. مثلا بگویید:«می دانم که الان چقدر ناراحت هستی؟»
کنترل خشم:
عصبانیت روشی برای رسیدن به خواسته ها استاما اگر به اندازه ای باشد که از بحث عاقلانه و اصولی جلوگیری کند باید بحث را متوقف کرده و به زمان دیگری موکول کنید.
واضح صحبت کردن:
منظور خود را به طور واضح و به دور از ابهام گویی بیان کنید تا همسرتان معنا و مفهوم صحبت های شما را کامل درک کند.
گوش دادن:
مهمترین نکته برای ارتباط خوب و مناسب، گوش دادن است. به سخنان همسرتان بدون قضاوت و حدس و گمان گوش دهید و اجازه دهید صحبت های خود را کامل کند و میان حرف های او سخن نگوئید.
کـنکاش کردن:
با بیان سوالاتی متوجه شوید که منظور حرف های همسرتان را به درستی متوجه شده اید.
زن عاشق فضای مجازی خطاب به همسرش: فالوورهایم برایم مهم هستند
ایران/ زن عاشق فضای مجازی خطاب به همسرش:من نمیتوانم مثل زنهای سنتی، بوی پیاز داغ بدهم. فالوورهایم برایم مهم هستند
در گزارش زیر ماجرای اختلاف یک زوج جوان را می خوانید.
شاید تصویر ما از حضور زوجها در دادگاه خانواده زن و شوهرانی باشد که تا لحظه صدور حکم طلاق نیز باهم درگیر هستند و جز ابراز ناراحتی و بیان مشکلات یکدیگر حرفی ندارند. اما داستان زندگی پریسا و پرهام تا حد زیادی متفاوت است. حضورشان در طبقه دوم دادگاه خانواده نه با داد و فریادی همراه است و نه کسی آنها را همراهی میکند. هرکدام به گونهای که انگار نمیخواهند زمان را از دست بدهند با تلفن همراهشان سرگرم هستند. البته پرهام گهگاهی تلفنش زنگ میخورد و خیلی آهسته پاسخ میدهد اما پریسا فقط در حال رد و بدل کردن پیامهایی است که برای سرعت بخشیدن به آن ناچار است اغلب مواقع از انگشتان هر دو دستش استفاده کند!
دقایقی بعد منشی دادگاه با خواندن نامشان، آنها را آگاه میکند که باید وارد محکمهای شوند که ممکن است حکم آن مانع بودنشان در کنار یکدیگر شود…
بعد از ورود به شعبه، پریسا و پرهام هر دو با سلامی به فاصله 3 صندلی در یک ردیف نشستند و قاضی که مرد میانسالی بود، با بررسی دادخواستشان رو به پریسا کرد و گفت: خودت توضیح بده ببینم چه شده که تصمیم به جدایی گرفتی؟
پریسا پاسخ داد: اجازه بدهید از ابتدا بگویم. من و پرهام از طریق فضای مجازی با هم آشنا شدیم و پس از 3 ماه که فکر میکردیم همدیگر را شناختهایم و به هم علاقهمند شدهایم تصمیم به ازدواج گرفتیم. 3 ماه بعد خیلی عاشقانه زیر یک سقف رفتیم و زندگی مشترکمان را آغاز کردیم و بعد از 6 ماه هم به این نتیجه رسیدیم که دیگر نمیتوانیم زندگی مشترکمان را ادامه دهیم…
در این میان پرهام حرفهای پریسا را قطع کرد و گفت: چرا کامل توضیح نمیدهی؟! چرا نمیگویی که در این 6 ماه ما چند ساعت با هم صحبت کردیم و چند مرتبه بیرون رفتیم؟!
پریسا پاسخ داد: تو صبح تا عصر سر کار هستی و از ابتدا هم میدانستی که من عاشق فضای مجازیام و دوست دارم بیشتر وقتم را در آنجا بگذرانم. اما تو نه تنها من را درک نکردی، بلکه در این مدت تلاش کردی تا همین دلخوشی را هم از من بگیری…
پرهام رو به قاضی گفت: جناب قاضی! من پریسا را دوست دارم واقعاً قصدم گرفتن دلخوشی او نیست اما وابستگی او به فضای مجازی کاسه صبرم را لبریز کرده. او یک پنجم وقتی را که برای پیگیری دنبال کنندههایش میگذارد برای ساختن زندگیمان صرف نمیکند. حتی همین چند دقیقه پیش هم که پشت در اتاق شما بودیم یک لحظه از گوشیاش جدا نشد. انگار نه انگار که زندگیمان در حال نابودی است.
قاضی نگاهی به پریسا کرد و پرسید: آیا همسرت درست میگوید؟!
پریسا جواب داد: نمیگویم وابسته نیستم اما پرهام هم خیلی اغراق میکند. من نمیتوانم از دوستانم در فضای مجازی دل بکنم و مثل زنهای خانهدار سنتی مدام بوی پیاز داغ بدهم و بچهداری کنم؛ زندگی از نگاه من این شکلی نیست.
قاضی گفت: یعنی هنوز هم خطر نابودی زندگیات را حس نکردهای؟! هنوز متوجه نشدی که دوستانت در آن فضا واقعی نیستند و فقط با ظاهر زیبا فریبت میدهند. هنوز متوجه غیرواقعی بودن زندگی آدمهای آنجا نشدهای؟!
در ادامه پرهام به پریسا گفت: اگر نمیتوانی خودت را اصلاح کنی و به خاطر زندگیمان دست از این اخلاقت برداری، بهتر است دیگر با هم ادامه ندهیم و من زندگی خودم را داشته باشم و تو هم با فضای مجازی زندگی کنی.
پریسا هم که از لحن و گفتار پرهام جا خورده بود، گفت: چه بهتر. من خیلی مشتاق ادامه زندگی با تو نیستم و بهتر است همین پیشنهادی را که دادی عملی کنیم.
قاضی از هردو نفر خواست تا سکوت کنند و بعد از چند لحظه گفت: مشکل شما حاد نیست و فعلاً شما را به مشاوره ارجاع میدهم تا بعد از چند جلسه مشاوره در مورد حکمتان تصمیم بگیرم.
امیرحسین صفدری کارشناس خانواده
متأسفانه این روزها توجه جوانها به فضای مجازی بیشتر از فضای حقیقی شده و همین عامل مشکلاتی را به وجود آورده که در برخی از آنها میبینیم که افراد ناچار به جدایی میشوند.
در زندگی مشترک اولویت زندگی زوجین در ابتدا باید زندگی واقعیشان باشد و باقی مسائل در اولویتهای بعدی قرار بگیرد. در غیر این صورت با مشکلاتی چون؛ عدم اولویتبندی، نداشتن هدف در زندگی، عدم مسئولیتپذیری، عدم وفاداری و تعهد روبهرو میشوند. ضمن اینکه اگر این زوج پیش از ازدواج شناخت کافی از علایق یکدیگر پیدا کرده بودند به طور قطع در همان ابتدا یا با آن کنار میآمدند یا ارتباطشان به ازدواجی بی حاصل و سطحی ختم نمیشد.