«ازدواج آسان» به سبک عروس همه فن حریف

این روزها خانواده‌هایی که جوانی در آستانه ازدواج دارند،‌ به این فکر می‌کنند که با هزینه‌های کمرشکن ازدواج چه کنند، آن هم خرید‌های ایستگاه‌های اول ازدواج. از هزینه برگزاری مراسم‌ گرفته تا اجاره یک مسکن و خرید جهیزیه. والدین دوست دارند روزی دختر یا پسرشان را در لباسی عروسی یا دامادی ببینید و به این فکر می‌کنند آیا این آرزو سرانجام رنگ حقیقت به خودش خواهد گرفت؟

هر چند در سه سال گذشته به لطف ویروس منحوس کرونا (تنها نکته مثبت این بیماری همه‌گیر) سبک و سیاق ازدواج‌های تجملاتی به شکل میناتوری‌اش تغییر ماهیت داد، اما در آن ایام هم برخی ازدواج‌ها زیاد آسان هم نبود. حال ازدواج آسان به چه معناست؟ آیا تنها با یک عقد و بدون تشریفات خاص باید سر خانه و زندگی رفت یا باید از هزینه‌های جاری ازدواج زد؟ یا آیاهای دیگری هم وجود دارد؟ نظر شما چیست؟

بگذارید به ماجرای ازدواج آسان «فرزانه» و «یاسر» بپردازیم، ازدواجی که با همکاری و همیاری خانواده‌ نه تنها مشکلات مراسم ازدواج را  به سبک خودشان حل کردند، بلکه حالا وقتی فرزانه و یاسر به ثمره عشقشان که سه فرزند پسر به نام‌های «محمدحسین»، «علی‌‌عباس» و «علی‌رضا» است، نگاه می‌کنند لبخند رضایت و شادی در چشمانشان موج می‌زند. راهی که می‌تواند برای ایام پساکرونا برای عروس و دامادهای آینده الگو باشد، با هم داستان ازدواج این زوج را بخوانیم: 

در اینجا پای مسجد در میان است

ماجرا از یک مسجد در محله نظام‌آباد تهران شروع شد، جایی که ۲ پسر از دبستان، پاتوقشان مسجد محل بود و روزهای زیادی را در کنار هم در آن مسجد سپری کردند. چه روزها و ماه‌هایی گذشت تا اینکه روزی یاسر کاسه دلش لبریز شد و برای فرهاد رفیق ۲۰ ساله‌اش  درد دل کرد: هر کجا خواستگاری می‌رود، دختر با ایمان خوب پیدا نمی‌کند، وقتی به زندگی رفقا نگاه می‌کنم می‌بینم بعضی‌هایشان به مشکل خوردند بعد از زمان کوتاهی زندگیشان به جدایی ختم شده است، من هم می‌خواهم ازدواج کنم اما هنوز مردد هستم و ترس از آینده سد جلوی راهم است. فرهاد هم بی‌مقدمه گفت: از آنجایی که خواستگارهایی برای خواهرم می‌آیند، ما هم درگیر چنین مسائلی هستیم. همین جمله وسط بحث کافی بود که یاسر با دستش به کتف فرهاد بزند و بگوید: فرهاد! مگر تو خواهر داری؟!


مراسم عقد در ازدواج آسان 

آب‌وهوا سؤال خواستگاری نبود

به هفته نشد، یاسر در حالی که دسته گلی در دست داشت،‌ همراه با خانواده به خواستگاری خواهر فرهاد رفت، البته از آنجایی که آقا یاسر متولد شهریورماه سال ۱۳۵۹ بود و فرزانه خانم هم متولد بهمن‌ماه سال۱۳۶۲؛ هر دو نفرشان ۳۰ سال را رد کرده بودند، برای مراسم خواستگاری آبدیده شده بودند و سؤالات تغییرات آب‌وهوا و تاریخ سیاست را از هم نپرسیدند! فرزانه در همان جلسه اول گفت: دین و ایمان به همراه خوش اخلاقی طرف مقابل برای من خیلی مهم است. البته درباره مادیات هم اعتقاد دارم خدا بعد از ازدواج به ما می‌رساند. یاسر هم از خودش گفت که بعد از سربازی، به سرکار رفته است و اکنون هم تکنسین یک شرکت دانش بنیان است و می‌خواهد از همان ابتدا مستقل باشد و روی پای خودش بیاستد.

از هر انگشت عروس یک هنر می‌ریزد

فرزانه هم برای آقای خواستگار گفت که به شدت اجتماعی است و در مدرسه‌ای مشغول به کار است، کارشناس فیزیک است و کارشناسی‌ارشد علوم تربیتی دارد و برای کنکور دکتری آماده می‌شود. عضو تیم کوهنوردی است. دوره مربی‌گری ورزش رزمی کاراته را می‌بیند و آزمون دان ۲ را دارد. در آموزشگاه خیاطی طراحی و دوخت آموزش می‌دهد. در خیریه‌ای برای بانوان مبتلا به ایدز کلاس خودکفایی مالی بر پایه خیاطی دارد و با دانشگاه‌های مختلف تهران به سفرهای جهادی مناطق محروم می‌رود. به شدت به احکام مقید است و دوست دارد همسر آینده‌اش همراه و همیار او باشد. (البته فرزانه بعد از ازدواج، بهترین کار برای یک مادر را تربیت بچه‌هایش می‌داند، برای همین فعلاً قید حضور در اجتماع را زده است، چون هدف بزرگ‌تری دارد). 

عروس از نوع کم‌خرج مگر می‌شود

به هر حال از آنجایی که سرنوشت و دست تقدیر همراه فرزانه و یاسر بود، در اولین جلسه خواستگاری مهرشان بر دل یکدیگر افتاد و ساده‌زیستی هر دوی آن‌ها منجر شد که به راحتی از ایستگاه‌های ازدواجی که در آغاز زندگی داشتند عبور کنند.

ایستگاه اول، خرید نشان برای مراسم بله برون؛ عروس خانم قبل از اینکه به طلافروشی برود، از آقا داماد پرسید بودجه شما برای خرید چقدر است؟ آقا داماد  خیلی تلاش کرد از پاسخ دادن طفره برود، اما  وقتی دید فرزانه خیلی سمج است، یک رقمی را مطرح کرد و گفت حتی می‌تواند بالاتر از این رقم هم خرید کند. وقتی آن‌ها به مغازه طلافروشی رفتند فرزانه یک انگشتر ساده را انتخاب کرد، انگشتری که رقمش بسیار پایین‌تر از رقم پیشنهادی آقا داماد بود.

 

چادرت را از کربلا آورده‌ام

ایستگاه دوم، خرید چادر سفید؛ برای مراسم بله‌برون بود که رسم است برای عروس خانم،‌ چادر سفید بیاورند تا در مراسم عقد یا عروسی‌اش سر کند. اما ماجرای خرید چادر عروسی فرزانه به کربلای معلی کشیده شد،‌ آن هم قبل از گرفتن جواب بله از او به سبک انتخاب آقا فرهاد! چرا که در همان گیرودار خواستگاری فرهاد به پیاده‌روی اربعین رفت، او هر سال آشپز یک موکب در نزدیکی کربلا است، در آن سال به نیت انتخاب شریک زندگی‌اش یک چادر ساده سفید به سلیقه خودش خرید. با این حال وقتی فرزانه شنید که چادر سفید عروسی‌اش از کربلا رسیده است، به نشانه تبرک گرفت. چادری که شاید خیلی از عروس‌ها انتخابش نکنند! 

داماد دلش حلقه متبرک می‌خواست

ایستگاه چهارم، مراسم مهربرون؛ پدر فرزانه اکنون وکیل است، او قبل از اینکه بازنشسته شود، مدیر یکی از بانک‌ها بود. ۲ پسر (دوقلو) و ۲ دختر نتیجه زندگی پدر و مادر فرزانه است که همگی آن‌ها با ناز و نعمت بزرگ شدند. از آنجایی که فرزانه معتقد بود زندگی با سادگی‌هایش زیباست، پدرش را متقاعد کرد مهریه‌اش را ۱۴ سکه قرار دهد.

ایستگاه پنجم،‌ خرید حلقه؛ فرزانه باز هم حلقه بسیار ساده‌ای را انتخاب کرد و فرهاد انگشتر عقیقی که از نجف برای خودش خریده بود به نیت تبرک دست کرد. 

جشن عقد و مزه نماز جماعت

ایستگاه ششم، جشن عقد؛ از آنجایی که فرزانه شنیده بود هنگام خطبه محرمیت کسی نباشد، با حضور پدر و مادرها پیش یک روحانی رفتند و خطبه عقد جاری شد. روز بعد به دفترخانه رفتند و برای اینکه بستگان ناراحت نشوند، یک مراسم عقد صوری هم گرفتند. فرزانه می‌خواست مراسم عقدش را نیز ساده برگزار کند، اما پدر عروس،‌ برای مراسم عقد اولین دخترش مهمانان درجه یک (عمه،‌ عمو، دایی و خاله) را برای ناهار در تالار دعوت کرد و عروس خانم به نظر پدرش احترام گذاشت. منتها شرط کرد هنگام نماز ظهر، صدای اذان در سالن پخش شود و نماز جماعت هم برگزار شود که با همکاری تالار این خواسته عروس خانم اجابت شد.


اقامه نماز عروس خانم در تالار پذیرایی

تدبیر پدرانه برای آغاز زندگی فرزند

چند ماهی از عقد آن‌ها گذشت. فرزانه و یاسر چند باری سفر دو نفره رفتند و فرزانه خیلی خوشحال بود که پدرش اجازه داده است تا قبل از عروسی بیش‌تر با رفتارهای یاسر آشنا شود. او امروز این تدبیر پدرش را ستایش می‌کند، چون با همین شناخت، از بگومگوهای عروس و داماد بعد از حضور در خانه مشترک در امان ماندند.

جسورانه‌ای برای سرویس طلای عروس

یک ماه آخر مانده به عروسی فرزانه دید که یاسر برای تأمین ودیعه مستاجر خانه‌شان به مشکل خورده است و حتی صحبت از رفتن به خانه مستاجری در میان آمد، تصمیم گرفت بی‌خیال خرید سرویس طلای عروسی شود. او در اینجا توانست شوهرش را متقاعد کند که از سرویس بدلی زیبا و ساده  برای مراسم استفاده کند، اینطوری نه دل کسی را می‌شکست و نه مجبور به تحمل سرزنش‌ها و پاسخگویی به کسی بود، در عوضش به خانه خودشان بروند. البته این راز هیچ وقت در خانواده‌ها برملا نشد.

عروس هم خیاط بود، هم آرایشگر 

فرزانه که مدرک طراحی و دوخت داشت و دست به خیاطی‌اش خوب بود، لباس عروسش را خودش دوخت تا در عین زیبایی و سادگی پوشیدگی مدنظر او را داشته باشد. روز عروسی که رسید فرزانه به آرایشگاه نرفت، چون خودش و همسرش مخالف داشتن آرایش خانم در خارج منزل بودند. او در تالار پیش از رسیدن مهمانان، خودش را آرایش کرد و در پایان مراسم هم آن را پاک کرد.

اعتقاد دارند در فامیلشان خط‌شکنی کردند!

داماد هم کت‌وشلوار دامادی نگرفت و او نیز یک آرایشگاه معمولی رفت؛ یعنی به عنوان داماد به آرایشگاه نرفت. فیلمبردار و عکاسی هم نداشتند و تنها چند عکس با دوربین برای یادگاری انداختند. از ماشین عروس هم خبری نبود و این عروس و داماد به آژانس به تالار رفتند. این بار نیز مانند مراسم عقد، با پخش صدای اذان، فرشی وسط تالار پهن شد و اولین کسی که برای خواندن نماز پیش قدم شد، عروس مجلس بود و به تبعیت از فرزانه، بقیه هم برای خواندن نماز آمدند. این زوج خط‌شکن ما کم‌ترین حد منو برای غذای عروسی را انتخاب کردند تا اولین‌ مراسم عروسی این شکلی را در فامیلشان الگوسازی کرده باشند. وقتی هم عروسی تمام شد یاسر و فرزانه می‌خواستند آژانس بگیرند که دیگر فامیل‌ها نگذاشتند و با ماشین یکی از اقوام به خانه عشقشان رفتند. 

سخت‌گیری‌های پدرانه برای آقا داماد

وقتی داستان فرزانه و یاسر به اینجا رسید، از آنجایی که عروس پدرشوهرش را خیلی دوست دارد، زبان به تمجید از پدر شوهرش گشود : وقتی از ۲۰ سالگی آقا یاسر سرکار رفت، پدرشوهرم نگذاشت پسرش حقوقش را خرج کند و با حقوق‌های او، برایش خانه‌ای گرفت. البته آقا یاسر در همان ایام عقد گفت از آنجایی که دوست داشتم زودتر مستقل شوم، چشمم را بر روی تمام خواسته‌های جوانی بستم. اینکه ما اول زندگیمان خانه داشتیم ماجرایش به این مسأله بر می‌گردد.


فرزانه و یاسر بعد از به دنیا آمدن  فرزندشان

فرزانه و یاسر چند سالی است که سروسامان گرفته‌اند و به امید روزهای پر از موفقیت و شادکامی برای فرزندانشان روزگار می‌گذراند. آن‌ها به اطرافیان نشان دادند می‌توان در میان بدعت‌های نامطلوب مراسم ازدواج، خلاف جهت حرکت کرد و موفق بود.  

اشتباه مدیریت زندگی خود را گردن والدینتان نیاندازید

 اولین میهمانی مفصل را در پیش داشت و قرار بود در نقش تازه عروس در میان قوم‌وخویش آقا داماد خوش بدرخشد. دلش می‌خواست حالا که قرار است محک بخورد، هرچه سلیقه در چنته دارد رو کند. همه‌چیز برای میهمانی فردا شب مهیا بود. از کفش و لباس گرفته تا گلِ سر و هرچیز که فکرش را بکنید. اما مکالمه‌ صبح روز میهمانی برخلاف سایر خوش‌وبش‌ها و دل و قلوه دادن‌هایش با شاه داماد، حسابی کفری اش کرد. ناسلامتی برای خودش صاحب‌نظر بود و یک پا خوش سلیقه. یک جمله از طرف مادر داماد به عروس خانم که شاید مادرانه بود و از سر دلسوزی اما حسابی مخرّب!« مامانم گفته بهت بگم اون لباسی که با هم رفتیم خریدیم بپوش!» احساس کرد تمام غرورش رابا تکه سنگی شکسته اند. صدای خُرد شدن آن را با همه وجود می‌شنید. دلش می‌خواست نه سیخ بسوزد نه کباب. گوشی را بردارد و در کمال ادب بگوید:« ببخشید مامان جان! من فردا به میهمانی نمی آیم.» شاید برای خیلی از جوان‌ها حفظ احترام والدین و علاقه به‌همسر یک دوراهی سخت باشد و در چنین شرایطی که سلیقه مادرشوهر و عروس متفاوت است تصمیم‌گیری برای چگونه مطرح کردن حرف دل، چند سال از عمر، کم کند! بالاخره هم حکایت عشق به مادر است و احترام به او و هم حساب دلدادگی به دختری که قرار است یک عمر با او هم مسیر و همراه باشد.

*تقویت روابط نجات بخش است

 شاید ریشه بسیاری از دخالت‌ها در ضعف ارتباط زن و شوهر باشد. ضعفی که دیده شدن آن در روابط زوجین اجازه هرگونه دخالت و یا به زبان بهتر پادرمیانی را به اطرافیان می‌دهد. یک پادرمیانی که اگر دلسوزانه باشد می‌تواند کارساز و مشکل‌گشا شود و چنانچه از روی تدبیر و درایت انجام نشود ضررهای جبران‌ناپذیری به زندگی فرزندان وارد خواهد کرد و شاید تقویت روابط زوجین با شیوه‌های مختلف بتواند عروس خانم‌ها و آقا دامادها را از این مهلکه نجات دهد.

* چرا و چگونه حریم زوجین شکسته می شود؟

«نرگس نهاوندیان»؛ کارشناس مسائل خانواده، درمورد دخالت والدین در زندگی فرزندان می‌گوید:«چندمورد اساسی مطرح است، یکی این‌که خود والدین شاید با هدف مشخصی  هم این کار را انجام نمی‌دهند و تنها از روی دلسوزی است و اگر بخواهیم از منظر طرحواره درمانی آن را مطرح کنیم شاید پدر، مادر، خواهر و یا برادر هنوز احساس می‌کنند که باید مراقب فرزندشان باشند، حتی وقتی فرزند ازدواج می‌کند و بچه‌دار می‌شود و چه‌بسا پس‌از آن! دیگر اینکه گاهی فرزند خودش این شخصیت را دارد. یعنی دوست دارد و اجازه می‌دهد دیگران در امور زندگی او دخالت کنند. شخصیتی دارد که دوست دارد یکی مدام دنبال او باشد و زندگی‌اش را جمع‌وجور کند. همچنین گاهی فرزندان و به‌خصوص دختر خانم‌ها هر اتفاق ریز و درشتی را به مادر و خواهر خود توضیح می‌دهند و دوست دارند از تجربیات آنان استفاده کنند. اما باید بدانند که تجارب پدر، مادر، خواهر، برادر و یا هم‌سن و سالان آن‌ها تجربه‌هایی محدود است که تنها یک شخص و در یک زندگی کسب کرده است، بنابراین نمی‌تواند آن‌طور که می‌خواهد به او کمک کند و بیش‌از آن‌که کمک‌کننده باشد مخرب است و باعث فاصله بیشتر میان زوجین می‌شود.»

*جر و بحث و حرف اضافه ممنوع! سربسته حرف بزنیم

این کارشناس و مشاور امور خانواده مطرح کردن هر شبهه و سوالی در جمع خانواده را سبب سوگیری آن‌ها و درنتیجه دخالتشان در امور زندگی زوجین معرفی می‌کند و می‌گوید:« هرگونه حرفی که ما به خانواده منتقل می‌کنیم نظر آن ها را نسبت‌به زوج مقابل تغییر می‌دهد و می‌تواند سبب دخالت طرفین شود. مثلاً شخص با همسرش اختلاف‌نظر دارد و در جروبحث میانشان حرف‌های خوبی به‌هم نمی‌زنند.فرض کنید این‌ حرف ها به خانواده منتقل شود و دو روز بعد روابط زوجین به شکل قبل برگردد. آن ها تمام اتفاقات پیش‌آمده را فراموش می‌کننداما آیا برای مادری که شنونده این اختلاف بوده است شرایط به همان شکل قبل برمی‌گردد؟ قطعاً شنیده‌ها و گفته‌ها بر روی رفتار او نسبت‌به عروس و یا داماد اثر می‌گذارد و بسیاری از روابط دچار مشکل می‌شوند. بنابراین گستره درد دل کردن باید به‌گونه‌ای باشد که تنها برون‌ریزی داشته باشیم و سربسته حرف بزنیم. دنبال راهکار نباشیم و درد دل ها حالت غیبت پیدا نکند.» او معتقد است خانواده هم نباید به‌دنبال شنیدن حرف‌های فرزندشان باشند و چنانچه مشکلی می‌بینند باید او را به مشاور ارجاع دهند.

* اطلاعات اضافه یعنی باز شدن مسیر مداخله   

نهاوندیان ریشه برخی دخالت‌ها را نزدیکی خانواده‌ها و فرزندانشان به‌ یکدیگر می‌داند و می‌گوید:« در قدیم نزدیکی محل سکونت بیشتر بود اما امروزه داشتن ارتباط تلفنی هم این فاصله‌ها را نزدیک کرده و گاهی افراد به‌محض آن‌که از خواب بیدار می‌شوند گوشی تلفن را برمی‌دارند و گزارش روزانه‌ خانواده را به یکدیگر می‌دهند.» او معتقد است ارتباط و صمیمیت،خوب، لازم و ضروری است اما هر اطلاعاتی را نباید در اختیار دیگران قرار داد و حتماً لازم است فرد نفع و ضرر خود و همسرش را در نظر بگیرد. به‌طور مثال اگر کسی بگوید لباست چقدر قشنگ است، نیازی نیست بگوییم این را از فلان جا خریدم و فلان قیمت. کافیست تشکر کنیم. درواقع ما وقتی اطلاعات بیشتر به اطرافیانمان می‌دهیم، به‌دنبال آن مسیر دخالت را نیز باز کرده‌ایم.

*به نام مشورت دخالت نکنیم/اهمیت حضور مشاور جدی است!

وی مراجعه به مشاور به‌عنوان یک فرد سوم در زندگی زوجین را امری مؤثر می داند و می گوید:« مشورت با یک کارشناس متخصص در این زمینه به‌عنوان فردی که از منظر بالا، بدون هیچ‌گونه پیش‌فرضی و بی قصد و غرض به ماجرا نگاه می‌کند بسیار مؤثر است. همچنین مشاور به دلیل داشتن تخصص و مواجهه با پرونده‌های فراوان، توانایی این را دارد که در مسئله موردنظر در حد مطلوب اطلاعات بگیرد و راهکار مناسب ارائه دهد. او تأکید می کند خانواده‌ها دقت داشته باشند که گاهی فرزندانشان فقط یک گوش شنوا می‌خواهند! گوشی که تنها درد دل‌هایشان را بشنود و نیازی به ارائه راهکار ندارند؛ راهکاری که در نهایت ممکن است منجر به دخالت شود. اما در جایی‌که فرزندان نیاز به راهنمایی دارند و می‌گویند «من چکار کنم؟» و یا این‌که« شما چه  فکر می‌کنید؟» در این‌جا والدین می‌توانند وارد مشورت شده و راهکار موردنظر خود را ارائه دهند، البته بدون پیگیری. یعنی فرزند بخواهد آن را انجام می‌دهد و نخواهد  انجام نمی‌دهد. والدین تنها در جایگاه بزرگ‌تر بودن نظرشان را ارائه می‌دهند و به‌هیچ‌وجه نباید خودشان برای حل امور فرزندان پیش‌قدم شوند که این مسئله قطعاً دخالت محسوب می‌شود. وی در پایان برای پیشگیری از بسیاری مشکلات در زندگی مشترک نقش مشاوره‌های پیش‌از ازدواج را بسیار پررنگ دانست.

*پدرانه هایی که راهگشاست

در گعده های صمیمانه پدر و فرزندی که به بهانه خواندن خطبه عقد برای شروع یک مسیر پر پیچ و خم برپا می شود، رهبر معظم انقلاب به عنوان  پدری مهربان حرف های دلسوزانه می زنند که بسیار راهگشاست. مثل این جملات؛ «باید جوان‌ها را هدایت کرد اما در جزئیات امور آن‌ها نباید خیلی دخالت کرد که زندگی برای آن‌ها مشکل شود. مبادا بعضی‌ها با دخالت‌های خودشان، بعضی‌ها ها با کم ظرفیتی و خوی بچگی خودشان این بنای مستحکم را با اندک چیزی متزلزل کنند. اگر دیدند دخالت‌های آن‌ها دارد این زن و شوهر را نسبت‌به هم دل‌چرکین می‌کند دیگر اجازه ندارند دخالت کنند. بزرگ‌ترها اگر می‌خواهند این جوان‌ها راحت زندگی کنند باید آن‌ها را نصیحت کنند و هدایت نمایند اما دخالت نباید بکنند. بگذارند زندگی‌شان را بکنند. مبادا خدای نکرده بزرگ‌ترها بیایند پیش یکی از زوجین از آن دیگری بدگویی کنند. یک چیزی بگویند دلخوری درست کنند. بلکه باید بزرگ‌ترها سعی کنند بیشتر این‌ها را به‌هم نزدیک نمایند و دل‌هایشان را به‌هم متصل تر کنند. والدین نقش زیادی در ایجاد محبت دارند. والدین دختر و پسر باید دائماً همتشان این باشد که این را نسبت‌به دیگری با محبت کنند. اگر هم چنانچه یک چیزی دیدند از طرف مقابل که برایشان خوشایند نبود آن را برای فرزند خودشان ذکر نکنند. بگذارند این دو با یکدیگر روزبه‌روز مأنوس تر و بامحبت‌تر باشند. پدر و مادرها باید سعی کنند محبت زن و شوهرها را، این بچه‌هاشان را، جوان‌هایی را که ازدواج می‌کنند تأمین کنند. گاهی ممکن است یک دل‌خوری‌هایی پیش بیاید. پدر و مادرها که تجربه دار تر هستند، بزرگ‌تر هستند، عاقل‌تر هستند، نگذارند که این دلخوری‌ها به دلسردی یه زن و شوهر جوان از هم منتهی شود.

*حریم خانواده محترم است

یادمان باشد صمیمیت در زندگی عاشقانه مرد و زن  حرف برای گفتن فراوان دارد. صمیمیتی که اگر بنا شود حصاری محکم و نفوذناپذیر می‌شود و امنیتی وصف‌ناپذیر به کانون خانواده هدیه می‌دهد و آن را گرم و گرم‌تر می‌کند. یک راهکار مهم برای ایجاد صمیمیت باز نکردن سفره‌ دل پیش هر کسی است.خانم‌ها و آقایانی که هرجا می‌نشینند، زبان به درد دل می‌گشایند و به‌اصطلاح سفره دلشان را پهن می‌کنند از دخالت اطرافیان ایمن نیستند. شاید میان تمام نظرها و پیشنهادات چندتایی سازنده و دلسوزانه باشد اما یک راهکار اشتباه کافی است تا مسیر هموار زندگی را به معبری صعب‌العبور مبدل کند. پس تا می‌توانید با درایت و هوشمندی حریم خانواده را محترم بشمارید و حرف‌های دلتان را پیش خودتان نگه دارید.

*  مطلع عشق

در این مجال پای درسی از مطلع عشق نشستیم . این صفحه هر هفته میهمان نگاه گرم شماست.

7 سوال مهم که هر خانمی باید از شریک زندگیش بپرسد!

شناخت نامناسب از طرف مقابل از اشتباهات نابخشودنی رابطه ها محسوب می شود. برای رسیدن به شناخت کافی از طرفی که قرار است با او زیر یک سقف زندگی کنید باید بدانید که چه سوالاتی را چه زمانی باید از شریک زندگی تان بپرسید.

7 سوال مهم برای تقویت رابطه که هر خانمی باید از شریک زندگیش بپرسد!

شناخت نامناسب از طرف مقابل از اشتباهات نابخشودنی رابطه ها محسوب می شود. برای رسیدن به شناخت کافی از طرفی که قرار است با او زیر یک سقف زندگی کنید باید بدانید که چه سوالاتی را چه زمانی باید از شریک زندگی تان بپرسید.

۷ سوال که به تقویت رابطه شما و شریک زندگی تان کمک می‌کند

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که در رابطه می‌‌توانیم مرتکب شویم این است که به اندازه کافی و در زمان درست از یکدیگر سوالات درستی نپرسیم. با پرسیدن سوالات درست می‌توانید بفهمید شریک زندگی تان چه چیزی از شما و زمانی که با شما سپری می‌کند می‌خواهد. پس اگر فکر می‌کنید نمی‌دانید همسرتان از شما چه می‌خواهد شاید وقتش رسیده که با این سوالات شروع کنید:

۷ سوال که به تقویت رابطه شما و شریک زندگی تان کمک می‌کند

سوالات مهم زوجین

۱. «الان چطور می‌تونم بهت کمک کنم؟»

اگر دیدید کمی وقت آزاد دارید چرا آن دقایق را به عنوان حرکتی محبت آمیز نثار جفتتان نکنید؟ بسیاری از ما چیزهای زیادی در دست داریم که یک جفت دست اضافی می‌تواند تفاوت زیادی در به انجام رساندن کارها ایجاد کند. به علاوه، انجام دادن کارها با همدیگر می‌تواند پیوند میان شما و شریک عاطفی تان را محکم‌تر کند.

۷ سوال که به تقویت رابطه شما و شریک زندگی تان کمک می‌کند

2. «چطور می‌تونم بهت نشون بدم که دوستت دارم؟»

اکثر افراد در گفتن این دو کلمه کوچک خوب هستند اما همان‌طور که می‌دانید کارهایی که انجام می‌دهید صدایشان از این جمله عاشقانه هم بلندتر است. شاید محبوبتان از شما یک بوسه یا کمک در باغبانی بخواهد. درخواست او هرچه باشد، پیشنهاد شما برای ابراز عشق باعث می‌شود شریک زندگی تان احساس کند برایتان عزیز است.

۷ سوال که به تقویت رابطه شما و شریک زندگی تان کمک می‌کند

۳. «چیز «کوچکی» در مورد من هست که دوست داشته باشی تغییرش بدم؟»

بله، این می‌تواند جرقه یک مکالمه جدی و چالش برانگیز باشد، اما با تاکید بر کلمه «کوچک» می‌توانید بار این جمله را به میزان قابل توجهی سبک کنید. گاهی اوقات ما ناخودآگاه کارهایی انجام می‌دهیم که شریک زندگی مان را ناراحت می‌کند اما آنقدر آزاردهنده نیست که او در شرایط عادی درباره‌اش به ما بگوید. با پرسیدن این سوال می‌توانید از بدل شدن یک آزار کوچک به موضوعی بزرگ جلوگیری کنید.

۷ سوال که به تقویت رابطه شما و شریک زندگی تان کمک می‌کند

۴. «جای خاصی هست که دلت بخواد بری؟»

شاید در موقعیتی نباشید که بتوانید به مسافرت‌ های پرخرج بروید. اما بسیار خوشایند است که به کسی که دوستش دارید این پیشنهاد را بدهید که به جایی بروید که او دوست دارد با شما برود؛ حتی جایی نسبتا نزدیک. همچنین می‌توانید اگر حوصله و بودجه اش را دارید برای یک تعطیلات بزرگ‌تر برنامه ریزی کنید. این یک راه عالی برای انتظار کشیدن برای چیزی است که قرار است باعث شادی شما دو نفر شود.

۷ سوال که به تقویت رابطه شما و شریک زندگی تان کمک می‌کند

۵. «چه چیزی تو زندگی مشترک ما خوشحالت می‌کنه؟»

این سوال باعث می‌شود که محبوبتان به همه چیزهایی که در رابطه با شما از آن لذت می‌برد فکر کند. حتی صحبت کردن در مورد شادی ها عمق بیشتری به رابطه می‌بخشد و باعث می‌شود شما دو نفر احساس نزدیکی بیشتری کنید.

۷ سوال که به تقویت رابطه شما و شریک زندگی تان کمک می‌کند

۶. «کاری هست که بتونم انجام بدم تا حس کنی بیشتر دوستت دارم؟»

این سوال حساس ممکن است شریک زندگی تان را دست کم برای لحظاتی از حرف زدن عاجز کند اما حتی اگر رابطه خوبی داشته باشید، مطمئنا کسی که با او در رابطه هستید می‌تواند به چیزی فکر کند که باعث قوی تر شدن عشقتان شود.

۷ سوال که به تقویت رابطه شما و شریک زندگی تان کمک می‌کند

۷. «دوست داری چه کاری با هم انجام بدیم که تا حالا هرگز نکردیم؟»

این سوال می‌تواند ایده‌هایی برای به هیجان آوردن هر دوی شما ایجاد کند. می‌توانید ایده های مختلف را با هم بررسی کنید تا وقتی که به ایده مجذوب کننده ای برسید. به یاد داشته باشید که انجام کارهای جدید با شریک زندگی تان باعث می‌شود به یکدیگر احساس نزدیکی کنید.

۷ تکنیک تضمین‌کننده موفقیت ازدواج

۷ تکنیک تضمین‌کننده موفقیت ازدواج
روابط زن و شوهر از نظر روانشناسی و همچنین داشتن ارتباط موثر یکی از حیاتی ترین مسائلی است که همسرتان بعد از ازدواج از شما انتظار دارد.

۷ تکنیک تضمین‌کننده موفقیت ازدواج
به نقل از شما نیوز: روابط زن و شوهر از نظر روانشناسی و همچنین داشتن ارتباط موثر یکی از حیاتی ترین مسائلی است که همسرتان بعد از ازدواج از شما انتظار دارد. پس از ازدواج، زن و شوهر باید نسبت به هم قابل اعتماد و راستگو باشند، حتی وقتی که به مسائل بسیار کوچک و بی ربط مربوط می شود.

نکاتی که در روابط زن و شوهر از نظر روانشناسی باید رعایت کرد

۷ تکنیک تضمین‌کننده موفقیت ازدواج
چگونه می توان با همسر خود ارتباطی موثر و پایدار داشت؟ در اینجا ۷ باید و نباید در روابط زن و شوهر از نظر روانشناسی برای برقراری ارتباطی مستحکم و قوی جمع آوری کرده ایم:

۱. احترام گذاشتن به نظرات همدیگر

پس از ازدواج و زندگی مشترک، باید در مورد انتظارات خود از یکدیگر و همچنین نحوه برقراری ارتباط، افکار و ایده های خود در هنگام مواجهه با چالش های زندگی صحبت کنید.

۷ تکنیک تضمین‌کننده موفقیت ازدواج
شاید در ابتدا این کار غیرعملی به نظر برسد، اما زمانی که با چالش های زندگی روبرو می شوید، واقعاً برایتان مفید خواهد بود.

وقتی درباره مجموعه قوانین زندگی مشترک خود بحث می کنید، به عنوان یک همسر و یک انسان با دیدگاه ها و نظرات یکدیگر آشنا می شوید و اگر به یکدیگر علاقه مند هستید، این قوانین را با احترام انجام می دهید و در نهایت با همسرتان به توافق و تفاهم خواهید رسید.

۲.هنگام صحبت درباره توقعات خود، آنها را به عنوان یک آرزو مطرح کنید

شاید برای شما چالش برانگیز باشد که انتظارات و توقعات زندگی تان را به همسرتان منتقل کنید و این باعث می شود همسرتان احساس ناچاری و اجبار کند. درست است که برای تحکیم پیوند زن و شوهر پس از ازدواج، باید احساس مسئولیت کنید و سعی کنید انتظارات همسرتان را برآورده کنید، اما شاید بهتر باشد در بیان خواسته های خود کمی مهربان تر و با ملاحظه تر عمل کنید.

۷ تکنیک تضمین‌کننده موفقیت ازدواج
به عنوان مثال، در حین صحبت با شریک زندگی خود، می توانید انتظارات و خواسته های خود را در قالب یک تمایل یا علاقه بیان کنید. یکی از نکات مهم روابط زن و شوهر از نظر روانشناسی همین است، و اگر به این شکل خواسته هایتان را بیان کنید، همسرتان نیز حسی مشابه خودتان در مورد این درخواست‌های زندگی مشترک خواهد داشت.

در میان گذاشتن انتظارات خود با همسرتان در قالب یک آرزو، آنها را تشویق می کند تا در دستیابی به این اهداف در زندگی مشترک با شما همراه شوند.

۳.برای حل مشکلاتتان با هم گفتگو داشته باشید

عدم ارتباط کلامی یکی از موقعیت های نامطلوبی است که زن و شوهر با آن مواجه می شوند و اینگونه به روانشناسان بیان می کنند که فقط برای مدت کوتاهی در طول روز با یکدیگر گفتگو داشته اند. اما با صحبت کردن با شریک زندگی خود، می توانید او را بهتر درک کنید، از طرز فکر او آگاه شوید و از تصمیم گیری های عجولانه جلوگیری کنید.

۷ تکنیک تضمین‌کننده موفقیت ازدواج
علیرغم ارتباط مکرر تلفنی یا اینترنتی، تحقیقات روانشناختی نشان داده است که بسیاری از زن و شوهرها نتوانسته اند با همسر خود ارتباط کلامی موثری برقرار کنند و در نتیجه ازدواج آنها ممکن است به ناسازگاری و طلاق ختم شود. برای حل مشکلات زناشویی و خانوادگی خود سعی کنید از روش ارتباط دوستانه، فردی و حضوری استفاده کنید.

در حالی که برقراری ارتباط مؤثر با همسرتان از طریق این ابزارها و فناوری‌های ارتباطی بسیار راحت است، اما تأثیر و اثر گذاری آن‌ها به اندازه یک گفتگوی رو در رو نیست.

۴.آستانه تحمل و صبر خود را افزایش دهید

۷ تکنیک تضمین‌کننده موفقیت ازدواج
شما و همسرتان لزوماً فقط به این دلیل که در یک رابطه هستید مالک یکدیگر نیستید. مهم است به خاطر داشته باشید که اگر اخیراً ازدواج کرده اید، طبیعی است که اختلاف نظرهای زیادی داشته باشید، زیرا شما و همسرتان در حال حاضر اختلاف فکری زیادی دارید. ظرفیت بیشتر برای تحمل و صبر در ازدواج مستلزم این است که به همسرتان اجازه دهید موقعیت های زندگی اش را به عنوان فردی مستقل، خودش مدیریت کند.

وابستگی عاطفی میزان اعتماد و سازش زوجین را ارزیابی می کند و اگر به همسرتان اعتماد داشته باشید، در نتیجه تا حد زیادی می توانید زندگی مشترک موفقی همراه با سازش و شکیبایی داشته باشید.

۵.هیچگاه با گله و شکایت، گفتگو با همسرتان را شروع نکنید

همه دوست دارند که مورد توجه و محبت شریک زندگی خودشان قرار بگیرند و از حمایت عاطفی همسرشان برخوردار شوند، به خصوص زمانی که در زندگی زناشویی خود با مشکلاتی روبرو هستند.

۷ تکنیک تضمین‌کننده موفقیت ازدواج
هنگامی که شما و شریک زندگی تان چالش ها و مشکلات مهمی را در رابطه خود تجربه می کنید، اگر برای بیان احساس ناراحتی خود با دید منفی با مشکلات برخورد کنید و تصور کنید که شریک زندگی شما دلیل اصلی این مشکلات است، باید بگوییم که این رویکردی کاملا اشتباه و غلط است. زیرا این کار همسر شما را تحقیر می کند و باعث می شود او احساس بی اهمیتی کند و ممکن است برای حفظ آرامش شما سکوت کند و یا حتی شاید با خودش فکر کند بهتر است برای طلاق تصمیم بگیرد .

۷.همیشه نسبت به احساسات یکدیگر توجه کنید

طبق مطالعات روابط زن و شوهر از نظر روانشناسی، تقاضای طلاق اغلب در خانواده‌هایی اتفاق می‌افتد که توجه چندانی به احساسات یکدیگر ندارند. آنها آسایش و رفاه خود را بر حل چالش های موجود در زندگی مشترک خود اولویت می دهند و به مسائل شخصی خود توجه بیشتری می کنند. آنها اختلافات خود را از هم مخفی می کنند و با ظاهری بهتر و غیر واقعی از آنچه در واقع اتفاق افتاده است، برای همسرشان آشکار می کنند.

۷ تکنیک تضمین‌کننده موفقیت ازدواج
اگر به احساسات همسرتان اهمیت می دهید، یعنی می توانید احساسات، باورها و انتظارات او را شناسایی کنید. اگر در این زمینه حساسیت بیشتری داشته باشید، می توانید از طریق تصمیم گیری ها و مشکلات مربوط به زناشویی، ارتباط موثرتری با همسرتان برقرار کنید. بر اساس مطالعات انجام شده در مجله روانشناسی شخصیت، موفق ترین و راضی ترین زوج ها کسانی هستند که آشکارا به تفاوت های شخصی خود با یکدیگر می پردازند و دارای هوش هیجانی بالایی هستند. هوش هیجانی یا هوش عاطفی به افراد کمک می کند تا احساسات و عواطف همسرشان را بهتر درک کنند.

وقتی همسرتان به شما می گوید «به نظر می رسد عصبانی هستی»، در واقع او ازحالات چهره، زبان بدن و رفتار ساکت و سرد شما متوجه این رفتار شما شده است. ما اغلب این کار را در روابط خود با همسرمان انجام می دهیم، اما به ندرت آن را یک مهارت ارتباطی می دانیم.

مطالعات نشان می دهد که زنان دارای هوش هیجانی بالاتری نسبت به مردان هستند. علاوه بر این، زنان احساسات و عواطف بیشتری را برای قوی نگه داشتن ازدواج و زندگی مشترک خود صرف می کنند.

این افکار، احساسات و رفتارها، زن و شوهر را متعهد می کند که برای رفع نیازهای عاطفی طرف مقابل با یکدیگر همکاری کنند. “مسئولیت عاطفی” مستلزم داشتن همدلی در رابطه شماست.

همانطور که شریک زندگی خود را تشویق می کنید تا در مورد احساسات، نگرانی ها، اضطراب، خشم و ناامیدی های خود صحبت کند، از او بپرسید که چگونه می توانید به او کمک کنید تا احساس بهتری در او ایجاد کنید.

این ۱۰ نشانه می‌گوید هنوز برای ازدواج تان زود است!

یکی از علامت‌هایی که نشان می‌دهد هنوز آمادگی ازدواج کردن را ندارید این است که راز‌هایی دارید که از طرف مقابل‌تان پنهان می‌کنید.
‎ ازدواج یکی از بزرگترین تعهدات در زندگی هر دختر و پسری است. در این مطلب علامت‌هایی را می‌گوییم که نشان می‌دهند شما هنوز آماده‌ی ازدواج کردن نشده‌اید.

با این ده علامت، هنوز آمادگی ازدواج را ندارید:
ازدواج یکی از بزرگ‌ترین تعهدات در زندگی است. طبیعی است که با تصور اینکه قرار است باقی عمرتان را با یک نفر دیگر سپری کنید، کمی مضطرب شوید و حتی بترسید، اما این احساسات در چه حدی نشاندهنده‌ی چیزی فراتر از این‌ها هستند؟

از ازدواج کردن وحشت دارید:
اگر فکر اینکه بقیه زندگی‌تان، یا دست کم ۱۰ تا ۲۰ سال آینده را با تنها یا یک نفر دیگر شریک شوید، شما را پر از احساس ترس و وحشت می‌کند پس هنوز آمادگی ازدواج کردن را ندارید.

از طرف مقابل خوش‌تان می‌آید، اما عاشقش نیستید:
اگر قرار است با کسی ازدواج کنید تنها به این دلیل که فکر می‌کنید همسر خوبی برای شما و مادر یا پدر خوبی برای فرزندتان خواهد بود، اما عاشقش نیستید و واقعاً او را دوست ندارید، پس باید به طور جدی تجدید نظر کنید تا ببینید آیا واقعاً آماده‌ی ازدواج، مخصوصاً با این فرد هستید.

چیز‌هایی را از همدیگر پنهان می‌کنید:
یکی از علامت‌هایی که نشان می‌دهد هنوز آمادگی ازدواج کردن را ندارید این است که راز‌هایی دارید که از طرف مقابل‌تان پنهان می‌کنید. این راز‌ها می‌تواند شامل این باشد که با چه کسی بیشتر وقت می‌گذرانید، وضعیت مالی‌تان چطور است یا گهگاه مواد مصرف می‌کنید؟

فکر می‌کنید طلاق، چیز بدی نیست:
اگر با این نگرش در حال ازدواج کردن هستید که اگر اوضاع خوب نبود، مسئله‌ای نیست، طلاق می‌گیریم؛ پس این علامت خوبی نیست، یعنی شما هنوز برای متعهد شدن و قبول مسئولیت آماده نیستید.

باور‌ها و عقاید شما هیچ تناسبی با هم ندارند:
اگر در باور‌ها و عقایدتان، تفاوت‌های اساسی با هم دارید، زندگی مشترک‌تان با دردسر‌هایی روبرو خواهد شد که احتمالاً به راحتی نخواهید توانست آن‌ها را رفع کنید. یک نمونه‌ی بارز می‌تواند تفاوت در شیوه‌ی تربیت و پرورش بچه‌ها باشد.

تنها برای مدت کوتاهی است که طرف مقابل‌تان را می‌شناسید:
اگر مدت کوتاهی که با طرف مقابل‌تان آشنا شده‌اید، پس هنوز آماده نیستید که تصمیم جدی برای ازدواج بگیرید و فرقی هم نمی‌کند چند سال دارید. برای شناختی نسبتاً دقیق از همدیگر و گرفتن تصمیم قطعی برای ازدواج، باید زمان بیشتری را صرف نمایید.

به طور مکرر در مورد موضوعاتی خاص با هم مشاجره می‌کنید:
اگر هنوز نتوانسته‌اید در مورد موضوعاتی که بین شما به بحث کشیده می‌شوند، جوری به توافق برسید که هر دوی شما راضی باشید و احساس کنید طرف مقابل درک‌تان کرده و مسئله برطرف شده باشد، پس به احتمال زیاد آماده‌ی ازدواج کردن نیستید. اتفاقاً فرصت خوبی است که بسنجید آیا می‌توانید بین خودتان یا با کمکی از بیرون، مشکلات خود را حل کنید یا نه؟ به هر حال مهارت حل مسئله، مهارتی بسیار مهم و ضروری در زندگی مشترک است.

به خاطر احساس گناه، ترس یا خشنود کردن یک نفر دیگر ازدواج می‌کنید:
ممکن است به خاطر فرار از احساس گناه یا اینکه نمی‌خواهید احساسات یک نفر دیگر را جریحه دار کنید یا زیر قول‌تان بزنید، تن به ازدواج بدهید. گاهی زن یا مرد ازدواج می‌کنند، چون به اشتباه فکر می‌کنند این، تنها فرصت دوست داشتن است یا عشق و علاقه‌ای که هم اکنون دارند، بهترین عشق‌شان است. ازدواج کردن به منظور راضی و خشنود کردن هر کس دیگری غیر از خودتان، کاری کاملاً غیرعاقلانه و نادرست است.

شما در واقع عاشق کسی هستید که فکر می‌کنید طرف مقابل‌تان خواهد شد، نه آن کسی که الان هست:
اگر امیدوارید که بعد از ازدواج چیز‌هایی در طرف مقابل‌تان تغییر کند، پس آماده ازدواج با او نیستید. مثلاً ممکن است فکر کنید بعد از ازدواج نظر نامزدتان در مورد بچه دار شدن تغییر کند و دیگر از بچه دار شدن فراری نباشد؛ یا شاید هم فکر کنید بعد از ازدواج، دیگر مواد مصرف نخواهد کرد. واقعیت این است که آدم‌ها ندرتاً تغییر می‌کنند و این خیالات که ازدواج کردن، فرد مورد علاقه‌تان را تغییر می‌دهد، معمولاً علامت این است که آمادگی ازدواج کردن را ندارید.

تعهدات ازدواج و زندگی مشترک را قبول ندارید، اما در این مورد به طرف مقابل‌تان چیزی نگفته‌اید:
اگر خواهان زندگی مشترک بدون اصول و تعهدات هستید، پس چرا می‌خواهید ازدواج کنید؟ اگر واقعاً به روابط آزاد و بدون قید و شرط عقیده دارید بهتر است زندگی مجردی را انتخاب کنید. قبل از هر گونه اقدامی حتماً در این مورد با طرف مقابل‌تان مفصلاً صحبت کرده و همه‌ی عقایدتان را رو کنید.

خواستگارم اهل رفتن به پارتی‌های شبانه است

دختری 26 ساله و خانه‌دار هستم.دانشگاه رفته‌ام و مدرک کارشناسی دارم. پسری  30 ساله از من خواستگاری کرده که عاشق من است و من هم او را می خواهم،  ولی آدمی است که به پارتی شبانه هم می‌رود و اصلا از این کارش خوشم نمی‌آید.  آیا در کنار او آرامش خواهم داشت؟
پاسخ مشاور
دختر و پسر هر چه  به لحاظ رفتاری و سلیقه‌ای بیشتر با هم تناسب داشته باشند، به یقین برای ازدواج و ادامه زندگی‌ مشترک با دردسرهای کمتری رو‌به‌رو می‌شوند، اما این‌که دنبال تشابه کامل باشیم و دایم موردهای ازدواج را پس بزنیم، اشتباه است. بهترین حالت، دقت  کردن و عاقلانه تصمیم گرفتن است. همه می‌دانیم که برای ازدواج موفق بین دو طرف باید تناسب منطقی برقرار باشد، اگر این موضوع رعایت نشود، نمی‌توان انتظار ازدواج بدون تنش را داشت . در ادامه به شما چند توصیه می کنیم.
   تفاوت‌های زیاد به آرامش منجر نمی‌شود
پرسیده‌اید که آیا در کنار او آرامش خواهم داشت؟ در پاسخ  باید گفت هر دختر و پسری که قصد ازدواج دارند، تصمیم دارند در کنار هم آرامش داشته باشند و زندگی سالمی را بسازند،بنابراین  تفاوت‌های زیاد بین دو طرف موجب آرامش نمی‌شود. ‌متاسفانه عده ای با دیدن و متوجه شدن تفاوت‌های اساسی بین خودشان باز هم ازدواج می‌کنند چون امیدوارند در  زندگی  خصوصیات اخلاقی همسر خود را تغییر دهند و آن گونه او   را بسازند که خودشان می‌خواهند.
    تناسب در چه مواردی مدنظر است؟
شما فقط به سن خودتان و خواستگارتان و پارتی رفتن او اشاره کرده‌اید،اما هم کفو  و هم تراز بودن نسبی بین دختر و پسر و خانواده‌ها در چه مواردی باید رعایت شود؟ تناسب در امور اقتصادی و اجتماعی، ظاهر دوطرف، تحصیلات، هوش و درایت، سبک ‌زندگی دوطرف، فرهنگ و مناسبات خانوادگی، اعتقادها و باورهای مذهبی، شیوه تفریح و سپری کردن اوقات ‌فراغت و …  باید بررسی شود.
    پارتی شبانه، پر از آسیب است
در پیامک‌تان گفته اید که  خواستگارتان اهل رفتن به  پارتی  های شبانه است و شما از این کار اصلا خوش‌تان نمی‌آید. باید دقت داشته باشید کسی که به قول شما پارتی می‌رود، به یک سری اصول اخلاقی پایبند نیست و به لحاظ اعتقادات مذهبی هم فرد معتقدی به حساب نمی‌آید. لطفا  تحت تاثیر احساسات یا این که بعدا این رفتارش را درست می‌کنم، تصمیم نگیرید. اگر دختری پایبند به اصول اخلاقی هستید، او گزینه‌ای مناسب برای شما نیست؛ هر قدر هم که به شما ابراز علاقه کند یا شرایطی بی‌نظیر داشته باشد. قرار نیست با جواب منفی، به او توهین شود؛ چراکه او هم به عنوان انسانی مستقل، خواسته‌ها و سلیقه‌های خود را دارد، هرچند که این خواسته ها برای روان خودش و جامعه  پر از آسیب باشد.
    درباره این رفتارش با او صحبت کرده‌اید؟
تاکنون از خواستگارتان پرسیده‌اید که همیشه می‌خواهد به پارتی برود و به آن علاقه‌مند است؟ آیا بعد از ازدواج هم،  می خواهد در پارتی شرکت کند؟ در صورتی که جوابش مثبت باشد، توصیه می‌شود که با او ازدواج نکنید. توجه داشته باشید که اختلافات مذهبی پیامدهای زیادی را به دنبال دارد از جمله اختلاف بر سر پوشش، تربیت فرزند، نحوه برگزاری مهمانی و جشن، چگونگی گذراندن اوقات ‌فراغت و …  در صورت نیاز، از یک مشاوره حضوری هم کمک بگیرید.

نویسنده : فریبا البرز| ‌ کارشناس ‌ارشد مشاوره ‌خانواده

هشدار: این اشتباهات دوران نامزدی، زندگی مشترک‌تان را نابود می‌کنند!

اثرات جبران ناپذیری که اشتباهات دوران نامزدی در زندگی مشترک می گذاردآسیب های شروع زندگی مشترک در دوران نامزدی
به جرات می توان گفت که یکی از مهم ترین آسیب هایی که در دوران نامزدی می توان به آن اشاره کرد این است که دختران و پسران در این دوره سعی می کنند که طرف مقابل خود را با دختران و پسران دیگر و حتی خواستگاران دیگر مقایسه کنند که این موضوع در صورت ادامه رابطه و شروع زندگی مشترک می توانند به عنوان یک عامل دلسردی زناشویی باشد.

اثرات جبران ناپذیری که اشتباهات دوران نامزدی در زندگی مشترک می گذاردآسیب های شروع زندگی مشترک در دوران نامزدی

به نقل از اقتصاد آنلاین: به جرات می توان گفت که یکی از مهم ترین آسیب هایی که در دوران نامزدی می توان به آن اشاره کرد این است که دختران و پسران در این دوره سعی می کنند که طرف مقابل خود را با دختران و پسران دیگر و حتی خواستگاران دیگر مقایسه کنند که این موضوع در صورت ادامه رابطه و شروع زندگی مشترک می توانند به عنوان یک عامل دلسردی زناشویی باشد.

اثرات جبران ناپذیری که اشتباهات دوران نامزدی در زندگی مشترک می گذاردآسیب های شروع زندگی مشترک در دوران نامزدی

بخاطر اینکه در این مقایسه های اولیه دختر یا پسر بلافاصله اقدام به برچسب زدن و نتیجه گیری در این زمینه می کند و فکر می کنند که دیگران از همسرشان بهتر هستند. در حالی که این برداشت سطحی و ظاهر بینی است و به خاطر اطلاع نداستن از عیب های دیگران و عدم آشنایی با نکات مثبت اخلاقی و جسمانی و غیره همسرشان است.

اثرات جبران ناپذیری که اشتباهات دوران نامزدی در زندگی مشترک می گذاردآسیب های شروع زندگی مشترک در دوران نامزدی

این گونه مقایسه ها معمولا در دختران بخاطر حساسیت های زیاد و در مردان نیز به دلیل چشم چرانی های زیاد بوجود می آید. اگر نامزدها می خواهند که در روابط خود آرامش و رضایت خاطر داشته باشند باید دست از این مقایسه و مطرح کردن این گونه مسائل بردارند.

اثرات جبران ناپذیری که اشتباهات دوران نامزدی در زندگی مشترک می گذاردآسیب های شروع زندگی مشترک در دوران نامزدی

داشتن انتظارات بی جا و فراتر از طرفیت طرف مقابل

در برخی از موقعیت ها اتفاق می افتد که دختر و پسر توقعات بالایی از هم دارند و بخاطر این مساله بار روانی سنگینی هم بر آنها حاکم می شود و آرامش روانی شان را بر هم می زند و معمولا این توقعات به خاطر نگاه سطحی داشتن به زندگی است.
دختر و پسری که می خواهند ازدواج کنند باید هوای یکدیگر را داشته باشند و نباید وارد این امور سطحی شوند، اجازه ندهند که فشار غیر منطقی به طرف مقابل وارد شود.

اثرات جبران ناپذیری که اشتباهات دوران نامزدی در زندگی مشترک می گذاردآسیب های شروع زندگی مشترک در دوران نامزدی

دخالت های ناسالم خانواده ها یا دوستان و دیگران

متاسفانه درصد زیادی از جوانان هستند که در آستانه تشکیل زندگی مشترک، با دخالت های دیگران، روابطشان سرد وتیره می گردد. زوجین جوان باید به شدت هوشیار و مواظب باشند که ممکن است این افراد در قیافه دلسوز و خیرخواه نیز ظاهر شوند.

اثرات جبران ناپذیری که اشتباهات دوران نامزدی در زندگی مشترک می گذاردآسیب های شروع زندگی مشترک در دوران نامزدی

احترام گذاشتن به والدین خود

متاسفانه مشاهده می شود که برخی از جوانان در آستانه تشکیل زندگی مشترک، رفتارهای مناسبی با والدین خودشان ندارند یا آنها را فراموش می کنند.. اگر نامزد ها به همه جوانب امور توجه داشته باشند و حق هرکس را به جای خود رعایت کنند، بسیاری از این نزاع ها و کشمکش ها میان والدین و عروس و داماد به وجود نمی آید.

اثرات جبران ناپذیری که اشتباهات دوران نامزدی در زندگی مشترک می گذاردآسیب های شروع زندگی مشترک در دوران نامزدی

زیاد شدن رفت و آمد با خانواده

هر چند که روابط دختر و پسر و خانواده هایشان باید در دوره نامزدی، خیلی گرم و صمیمی باشد؛ اما نباید که به افراط کشیده نشود. در واقع باید گفت که اگر رفت و آمدها زیاد شود، دو طرف خسته می شوند و این خستگی به محبت ها لطمه می زند؛ به خصوص اگر این دوران، طولانی بشود.

اثرات جبران ناپذیری که اشتباهات دوران نامزدی در زندگی مشترک می گذاردآسیب های شروع زندگی مشترک در دوران نامزدی

وجود خاطرات ناخوشایند در این دوران

برخی از کدورت هایی که مثلا در روابط دختر و پسر وجود داشته است یا اینکه برخی از مسایلی که بین خانواده ها در دوره خواستگاری و بله برون و تعیین مهریه و شرایط ازدواج و مهمانی ها و غیره وجود داشته، نباید به هیچ عنوان به بعد از عقد سرایت کند.

اثرات جبران ناپذیری که اشتباهات دوران نامزدی در زندگی مشترک می گذاردآسیب های شروع زندگی مشترک در دوران نامزدی

تمام مسایل باید بخشیده شود و دختر و پسر نیز نباید دیگر درباره دلخوری های گذشته ، حرفی بزنند. و مطرح کردن این مسایل باعث کدورت خواهد شد و باعث آسیب به صمیمیت خواهد گردید و گاهی هم منجر به ایجاد لطمه های سنگینی بر پیکره زندگی انها می شود.

اثرات جبران ناپذیری که اشتباهات دوران نامزدی در زندگی مشترک می گذاردآسیب های شروع زندگی مشترک در دوران نامزدی

طولانی شدن دوران نامزدی آسیب های دوره نامزدی

اگر دوران نامزدی و عقد بیش از حد مجاز طولانی شود، قطعا باعث بوجود آمدن برخی مشکلات خواهد شد:

  • ایجاد فشارهای روانی از طرف دیگران و خواهان توضیح درباره تاخیر عروسی
  • محدودیت های تأمین عواطف و احساسات یکدیگر و اختلال در وضعیت جسمی و روانی زوجین
  • وجود احساس بلاتکلیفی خصوصا برای دختران : آنها از اینکه همسر دارند و باید در خانه تنها باشند؛ به شدت کلافه خواهند شد.
  • خسته شدن والدین از رفت و آمد زیاد داماد؛ خصوصا در برخی فرهنگ ها اصلا این موضوع پسندیده نیست.
  • گاهی ممکن است این ارتباط ها فراتر رفته و زمینه اختلافات جدی را به دنبال داشته باشد.

ازدواج با چندمین فرزند خانواده بهتر است؟

ازدواج با چندمین فرزند خانواده بهتر است؟
شاید باورش سخت باشد، اما تحقیقات نشان می‌دهد این که یک زوج فرزند چندم خانواده خود هستند، روی احتمال موفقیت ازدواج آن‌ها اثر می‌گذارد.

ازدواج با چندمین فرزند خانواده بهتر است؟

به نقل از اقتصاد آنلاین: پیدا کردن شریک مناسب زندگی اغلب چالش برانگیز است و این موضوع کمی پیچیده‌تر می‌شود، وقتی روان شناسان اعلام می‌کنند، این که یک زوج فرزند چندم خانواده خود هستند، روی احتمال موفقیت ازدواج آن‌ها اثر می‌گذارد.

بر اساس چندین پژوهش انجام شده توسط روان شناسان، این که فرزند چندم خانواده هستید و فرزند چندم را برای ازدواج انتخاب می‌کنید، روی سلامت ازدواج‌تان ارتباط مستقیمی دارد. یکی از جدیدترین آن‌ها، توسط محققان دانشگاه مریلند، معتبرترین دانشگاه آمریکایی انجام شده است.

ازدواج با چندمین فرزند خانواده بهتر است؟

این تحقیق روی دو هزار و ۳۶۰ زوج انجام شده و می‌تواند به عنوان معیاری برای تعیین این که آیا دو نفر با هم تطابق خوبی دارند یا خیر، عمل کند. البته موضوع مهم که نباید فراموش شود و پژوهشگران تحقیق هم به آن اشاره کرده‌اند، این است که این فقط یک راهنمای کلی است و همه ازدواج‌ها و افراد از این الگو پیروی نمی‌کنند.

ازدواج با چندمین فرزند خانواده بهتر است؟

اگر شما فرزند اول خانواده هستید

بهترین انتخاب: فرزند آخر

تامل برانگیزترین انتخاب: فرزند اول

اگر شما فرزند اول باشید که با آخرین فرزند یک خانواده ازدواج کنید، شانس بسیار خوبی برای ازدواج موفق دارید. فرزند اول به فرزند آخر چیز‌های کوچکی درباره سازمان دهی و مدیریت زندگی می‌آموزد، در حالی که فرزند آخر کمک می‌کند تا فضا روشن بماند و به فرزند اول یادآوری می‌کند که همه چیز را آن قدر جدی نگیرد.

این در حالی است که وقتی فرزند اول با فرزند اول ازدواج کند، جنگ قدرت بین آن دو شکل می‌گیرد. فرزندان اول اغلب کمال‌گرا هستند و دوست دارند همه چیز طبق نظر آن‌ها انجام شود. شایان ذکر است این ازدواج محکوم به شکست نیست فقط لازم است از انتقاد کردن از طرف مقابل دست بردارید.

ازدواج با چندمین فرزند خانواده بهتر است؟

اگر شما فرزند وسط هستید

بهترین انتخاب: فرزند آخر

تامل برانگیزترین انتخاب: فرزند وسط

اگر شما فرزند وسط باشید که با فرزند آخر یک خانواده ازدواج کنید، شانس بسیار خوبی برای ازدواج موفق و پایدار دارید. فرزند وسط سازشکار است و تمایل دارد برای فرزند آخر که معمولاً از نظر اجتماعی برون‌گرا هستند، شریک خوبی باشد.

آن‌ها همچنین ارتباطات خوبی دارند، زیرا فرزندان وسط توسط فرزندان آخر تهدید نمی‌شوند، بنابراین مشکلات ارتباطی آن‌ها چندان مشکل ساز نیست. این در حالی است که فرزندان وسط اغلب در ابراز احساسات خود ناتوان هستند بنابراین بدترین انتخاب برای آن‌ها یک فرزند وسط دیگر است.

ازدواج با چندمین فرزند خانواده بهتر است؟

آن‌ها تمایلی به رویارویی با یکدیگر در خصوص مسائل ندارند، زیرا احساس می‌کنند که این کار ارزش ندارد و در عوض احساسات خود را پنهان می‌کنند. ظاهراً فرزندان وسط بهترین انتخاب را برای ایجاد یک ازدواج پایدار دارند، زیرا آن‌ها با یادگیری سازش و مذاکره با خواهر و برادر خود بزرگ می‌شوند.

ازدواج با چندمین فرزند خانواده بهتر است؟

اگر شما فرزند آخر هستید

بهترین انتخاب: فرزند اول

تامل برانگیزترین انتخاب: فرزند آخر

درباره انتخاب فرزند اول و آخر که زوج خوبی هستند، در قسمت‌های قبلی توضیح داده شد، اما ازدواج دو فرزند آخر یعنی شروع هرج و مرج به احتمال زیاد. در این زندگی باید از همان ابتدا وظایف افراد مشخص شود این که چه کسی قبض‌ها را پرداخت و چه کسی خانه را مرتب می‌کند! این زوج‌ها به راحتی می‌توانند دچار مشکلات فراوانی شوند، زیرا هر دو عادت کردند که دیگران مسئولیت رابطه را به دوش بکشند.

ازدواج با چندمین فرزند خانواده بهتر است؟

اگر شما تک فرزند هستید

بهترین انتخاب: فرزند وسط

تامل برانگیزترین انتخاب: تک فرزند

بیشتر مردم تصور می‌کنند که تک فرزند در روابط، شبیه اولین فرزند است، زیرا در نهایت آن‌ها اول هستند، اما این موضوع درست نیست. تک فرزند با فرزند اول می‌تواند زوج خوبی باشد به این شرط که تک فرزند به شکل فرزند اول عمل نکند. همچنین تک فرزند با فرزند آخر می‌تواند مشکلاتی را داشته باشد، ولی فرزندان وسط و تک فرزند با هم معمولا سازگاری خوبی دارند.

ازدواج با چندمین فرزند خانواده بهتر است؟

ناموفق‌ترین حالت زمانی است که با یک تک فرزند دیگر ازدواج می‌کنند. هر دو به نوعی عادت دارند در مرکز توجه باشند و قرار گرفتن در چنین رابطه‌ای برای هر دو نفر رقابت ایجاد می‌کند.

 شاخصه‌‌ ازدواج موفق 

ازدواج زمانی موفق محسوب می‌شه که شما با فردی ازدواج کنید که به اندازه‌ شما برای موفقیت در ازدواجش تلاش کنه!

🔸از همه مهم‌تر شما رو دوست داشته باشه و به رشد و تعالی و افزایش حرمت نفس شما کمک کنه. 
🔸وقتی کسی با این مشخصات پیدا می‌کنید، رویای تجربه کردن عشق عمیق و موفقیت کامل، در دسترس‌تون قرار می‌گیره. 

🔸اما تمام اینا بستگی به شما داره و این که چگونه همسری برای خود انتخاب می‌کنید!