نشانه‌های بزرگ شدن در یک خانواده سمی

کسانی که در یک محیط سمی رشد کرده‌اند ممکن است دائماً احساس کنند که همیشه به اندازه کافی خوب نیستند یا حتی بی‌ارزش‌اند.

نشانه‌های بزرگ شدن در یک خانواده سمی

 

کج خلقی، اضطراب، پنهان کردن احساسات واقعی و اعتماد به نفس پایین – متأسفانه برخی والدین همه ی این ویژگی های منفی را به فرزندان خود انتقال می دهند. خودبیتی و بی تفاوتی آن ها نسبت به احساسات فرزندان شان تأثیر عظیمی بر کودکی آن ها دارد. در نتیجه، کودک شروع به انتفاد از خود می کند، احساس درماندگی می کند و در زندگی اجتماعی خود با مشکل رو به رو می شود.

۱- می ترسید دیگران شما را بازی دهند

این امر زمانی رخ می دهد که در یک خانواده سمی از شیوه ی بازی دادن (Manipulation) برای کنترل اعضای خانواده استفاده می شود. انجام مداوم این رفتار طبیعی نیست و تبدیل به آزار عاطفی می شود. این امر می تواند باعث کم شدن اعتمادتان به دیگران شود و شما را از برقراری رابطه با دیگران بازدارد. احساس مداوم بازی داده شدن از سوی خانواده ی خود می تواند باعث شکل گیری شخصیت دوری گزین یا اجتنابی در فرد نیز شود.

۲- در تعاملات اجتماعی و اعتماد به دیگران با مشکل رو به رو هستید

وقتی کسی در یک شرایط پرتنش، با انواع آزارهای روانی مانند بازی دادن (Manipulation) بزرگ شده باشد، این امر اثر خود را بر روی او می گذارد. برخی والدین ممکن است نتوانسته باشند حمایت لازم را از فرزند خود داشته باشند و در حالتی دیگر، ممکن است شخص در خانواده ای زندگی کرده باشد که در آن احساس می کرده همیشه باید مراقب باشد. بعدها کنار گذاشتن احساساتی که در چنین شرایطی دائماً مجبور به تجربه ی آن ها هستید، دشوار خواهد بود. و در نهایت ممکن است در اعتماد به دیگران و در میان گذاشتن افکار و احساسات خود با آن ها با مشکل رو به رو شوید.

مشکلات دلبستگی دشوارند. تجربه ی مداوم آزار فیزیکی و عاطفی، بدرفتاری و غفلت، سبب می شود فرد تعریف خود را از روابط پیدا کند. این افراد ممکن است درک نکنند که یک ارتباط سالم و محبت آمیز چگونه است. آن ها همیشه به طور ناخودآگاه این انتظار را دارند که اطرافیان شان از کاه کوه بسازند، پرتوقع باشند، به خاطر چیزی سرزنش شان کنند یا آن ها را از خود ناامید کنند.

۳- با شکست هایتان سخت کنار می آیید

کسانی که در یک محیط سمی رشد کرده اند ممکن است دائماً احساس کنند که همیشه به اندازه ی کافی خوب نیستند یا حتی بی ارزش اند. ممکن است والدین شان همیشه انتظارات بالایی از آن ها داشتند و اگر توقع شان را برآورده نمی کردند، آن ها را سرزنش می کردند. این افراد اعتماد به نفس پایینی پیدا می کنند و خودمراقبتی ندارند. به همین دلیل کوچک ترین اشتباه یا شکستی می تواند آن ها را وحشت زده و بدخلق کند.

۴- از خود هویت شخصی ندارید

«اعتماد به نفس» خانوادگی مثبت عنصری اساسی در بحث سلامت روان است. این امر به اهمیت احساس دوست داشته شدن و تعلق داشتن است. اگر رابطه ی والدین با فرزند آزارگرانه باشد، ممکن است فرزند رفته رفته با دنیای درونی خود، هویت و اعتماد به نفسش دچار مشکل شود. این امر پیامدهای منفی ای همچون اضطراب و حتی افسردگی دارد.

۵- خیلی از خود انتقاد می کنید

کمبود اعتماد به نفسی که والدین سمی عامل ایجاد آن هستند، باعث می شود فرزند احساس کند احمق و بی ارزش است و لیاقت به دست آوردن چیز بهتری را ندارد. این افراد در هر کاری خود را مورد انتقاد قرار می دهندو دودل و مردد می شوند. آن ها پذیرفته اند که به خوبی دیگران نیستند، امری که به لحاظ روانی آن ها را آزار می دهد، اما قدرت تغییر این وضعیت را ندارند، چون حمایت روانی لازم را دریافت نمی کنند.

زنی که فکر می کرد روح ندارد!

اندیشیدن یعنی بودن. البته همه با این قضیه معروف دکارت موافق نیستند. برخی افراد مبتلا به یک اختلال عصبی-روانی بسیار نادر نمی‌توانند وجود خود را درک کنند. این بیماری به توهم کوتارد یا سندرم مرده متحرک معروف است.

اغلب آن‌هایی که از از توهم کوتارد رنج می‌برند خود را اجسادی متحرک می‌دانند. برخی دیگر فکر می‌کنند روح‌هایی بی‌بدن هستند که برای همیشه زنده خواهند ماند.

در هر صورت، بیمارات مبتلا به توهم کوتارد واقعیتی عمیقاً مخدوش را تجربه می‌کنند. آن‌ها در این واقعیت وجود بدن و نیازهای روزمره خود را انکار می‌کنند. یکی از عواقب شایع این باور، خودگرسنگی است.

کشف اولین مورد این بیماری به سال ۱۸۸۰ برمی‌گردد، زمانی که عصب‌شناس فرانسوی ژول کوتارد (Jules Cotard) به نوع جدیدی از افسردگی اشاره کرد. نشانه‌های این افسردگی عبارت بودند از «مالیخولیای مضطربانه، ایده‌های نفرین یا طرد شدن، عدم حساسیت به درد، توهمات وجود نداشتن بدن خود، و توهمات جاودانگی.»

بیمار او یک «پیرزن» ۴۳ ساله بود که ادعا می‌کرد مغز، عصب، معده و حتی روح ندارد. او نیز از خوردن اجتناب می‌کرد زیرا خود را نامیرا می‌دانست. چند هفته بعد از درمان با آریپیپرازول، داروی شیزوفرنی، علائم او روبه بهبودی گذاشتند.

امروزه برخی دانشمندان گمان می‌برند که توهم کوتارد بیماری مستقلی نیست، بلکه یکی از نشانه‌های مشکلی عمیق‌تر است؛ مانند دوقطبی بودن، شیزوفرنی، افسردگی، یا سابقه طولانی اعتیاد یا تشنج.

بیماری شگفت انگیز این زن ۴۳ ساله: فکر می کرد روح ندارد!

 

کوتارد (راست) اولین بیمار (چپ) سندرم کوتارد را در ۱۸۸۰ کشف کرد.

موارد و درمان توهم کوتارد

شایع است که مبتلایان به این اختلال توهماتی پوچ‌گرایانه را تجربه کنند. در برخی موارد، بیمار از توجه به سلامت فیزیک خود دست کشیده و حتی دارایی‌های مادی خود را به دیگران بخشیده است.

یکی از بیماران باور داشت که افراد شروری می خواهند او را بکشند. او پس از بستری به پزشکان گفت که مرده است و «معده‌اش کار نمی‌کرد، کبدش تجزیه شده بود، مغزش فلج گشته بود، و خونی در صورتش وجود نداشت.» او ادعا می‌کرد صداهایی در گوشش به او می‌گویند شیطان است، و بدون هیچ حرکتی در تخت خود باقی مانده بود.

حدود صد نفر با این بیماری تا به حال در پژوهش‌ها شناسایی شده‌اند. یک مقاله مروری در سال ۲۰۱۸ دریافت که سه نفر از هر چهار مبتلا به این بیماری عقیده دارند ویروس‌ها یا حشراتی بدن آن‌ها را از درون می‌خورند. یک بیمار ۳۵ ساله فکر می‌کرد که در مغزش کرم وجود دارد.

تا به امروز، اطلاعات بسیار کمی از توهم کوتارد و علت همپوشانی علائم آن با اختلالات دیگر در اختیار داریم. تقریباً ۹۰ درصد بیماران علائم افسردی دارند و ۶۵ درصد از اضطراب رنج می‌برند. کسری از بیماران نیز هذیان‌های شنیداری یا بینایی گزارش می‌دهند.

هرچند خبر خوب این است که برخی از این علائم وحشتناک را می‌توان به‌طور موثر درمان کرد. داروهای ضد روان‌پریشی و ضد افسردگی، روان‌درمانی و حتی درمان با ضربه‌های شوک تشنجی، از روش‌هایی هستند که نتایج مثبت داشته‌اند.

در بهترین حالت، بیماران مبتلا به سندرم کوتارد می‌توانند تنها در عرض دو هفته درمان دارویی از واقعیت مخدوش خود رها شوند.

چند توصیه برای مقابله با افسردگی پس از زایمان

«اضطراب مادر» یا «افسردگی مادر» از جمله شایع‌ترین عوارض زایمان است که از هر پنج زن یک نفر را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 به نقل از هندوستان تایمز، این دو اختلال خُلقی که با بهداشت روان مادر مرتبط هستند به طور کلی غربالگری نشده و درمان نمی‌شوند و در صورت عدم درمان می‌توانند منجر به پیامدهای نامطلوب جدی برای مادر و حتی فرزند او شوند.

چند توصیه برای مقابله با افسردگی پس از زایمان

در ادامه به برخی از توصیه‌های درمانی رایج برای این اختلالات می‌پردازیم.

یک متخصص در این باره می‌گوید: افسردگی و اضطراب به خودی خود از بین نمی‌روند اما با انجام بعضی از روش‌ها، امید برای درمان آن‌ها وجود دارد از جمله اینکه:

– بحث در مورد مسائل و مشکلات با یک روانشناس یا مشاور می‌تواند راه‌حل‌هایی را برای کمک به کاهش و مدیریت افسردگی یا اضطراب در مادران به همراه داشته باشد.

– به مادرانی که دچار این اختلال هستند توصیه می‌شود با دیگر زنانی که به تازگی مادر شده‌اند، ارتباط برقرار کنند.

– مشاور، معمولا از مادران می‌خواهد که برای خودشان وقت بگذارند.

– در زمان‌های فراغت فعالیت‌هایی را که از انجام آن‌ها لذت می‌برند مانند گوش دادن به موسیقی، خواندن کتاب یا تماشای یک فیلم مورد علاقه را انجام دهند.

– به زنانی که تازه مادر شده‌اند توصیه می‌شود که واقع‌بین باشند. لازم نیست همه کارها را دقیق و کامل انجام دهند بلکه فقط کاری را که می‌توانند و فشار زیاد از حد بر آنها تحمیل نمی‌کند، انجام دهند و بقیه را رها کنند.

– متخصصان همچنین به مادران می‌گویند که برای مراقبت از نوزاد یا در انجام کارهای خانه از دیگران درخواست کمک کنند.

– به مادر توصیه می‌شود زمانی که کودک استراحت می کند، او نیز استراحت کند. خواب کافی به همان اندازه که برای کودک مهم است برای مادر نیز حیاتی است.

– همچنین به مادران گفته می‌شود که با خانواده و دوستان خود وقت بگذرانند.

– به علاوه چندین دارو می توانند افسردگی و اضطراب را به طور موثر درمان کنند و برای زنان باردار، مادران شیرده و نوزادانشان بی خطر هستند. مشورت با یک پزشک می‌تواند در این زمینه کمک‌کننده باشد.

خانواده، جامعه و ارائه‌دهنده های مراقبت‌های بهداشتی اولیه، نقشی حیاتی در کمک به مادران برای عبور از این مرحله از اضطراب و افسردگی دارند و با ارائه کمک‌های مورد نیاز و جلوگیری از بدترین پیامدهای آن، این روند را متوقف می‌کنند.

نازنین بیاتی هم موهایش را زرد عقدی کرد!

نازنین بیاتی، بازیگر پرکار ایرانی که در سینما و شبکه نمایش خانگی بسیار او را دیده‌ایم، در جدیدترین حضورش، در قسمت سوم فصل دوم برنامه گفتگو محور مهمونی دیده شد.

او در این برنامه پیراهن سفید و شال آبی را با جلیقه‌ای طرح جین ست کرده بود که خرجکار طرحدار و رنگارنگی بر لبه‌ی آن به چشم می‌خورد. نکته‌ی جالب توجه استایل بیاتی، موهای بلوند او بود که چهره‌ای متفاوت و جدید برای مخاطبان به نمایش گذاشت.

نازنین بیاتی هم موهایش را زرد عقدی کرد!

 

افسردگی پس از زایمان را چطور درمان کنید؟

افسردگی پس از زایمان را چطور درمان کنید؟

بسیاری از خانم‌ها بعد از زایمان به دلایل مختلف دچار افسردگی پس از زایمان می‌شوند. این مشکل روانشناختی باید به سرعت تشخیص داده شده و درمان شود زیرا می‌تواند مادر و کودک، هردو را تحت تاثیر قرار دهد. تحریک احساسات بعد از زایمان تا حدی طبیعی است و انتظار میرود که رخ دهد. بسیاری از مادران پس از زایمان دچار احساس تشویش می شوند.  با هم برخی دلایل بروز افسردگی پس از زایمان و راههای درمان آن را می‌خوانیم. 

افسردگی پس از زایمان چیست و به چه علت بوجود میآید؟

حداقل 60 تا 80 درصد مادران پس از زایمان دچار گرفتگی خلق ” “Baby Blues می شوند که نوعی افسردگی خفیف است و چند روز تا یک هفته پس از زایمان ادامه می یابد ولی هیچگاه بیش از 2 هفته طول نمی کشد. مادرانی که دچار این ناراحتی می شوند ممکن است زیاد گریه کنند و مضطرب و تحریک شده به نظر برسند و یا حتی قادر به خوابیدن نباشند. اکثراً پس از کمی استراحت و هنگامیکه اطرافیان آنها را در نگهداری از نوزاد یاری دهند و یا حتی پس از یک گریۀ طولانی متعاقب استرس و هیجان زایمان، احساس بهتری خواهند داشت.

افسردگی و ناراحتی بعد از زایمان

اگر ناراحتی و تنگی خلق پس از حدود 2 هفته بر طرف نشود ممکن است علت آن افسردگی بعد از زایمان باشد. 10 تا 20 درصد از مادران پس از زایمان دچار تابلوی کامل بالینی افسردگی می شوند که ممکن است از 2 هفته تا یکسال به طول بیانجامد. در رابطه با علت این اختلال هنوز کارشناسان به یک نظریه قطعی نرسیده اند اما جملگی بر این امر که مجموعه ای عوامل هورمونی، بیوشیمیایی، محیطی، روانشناسی و ژنتیک در ایجاد آن دخالت دارد متفق القولند. اُفت سطح هورمون ها بلافاصله پس از زایمان نیز ممکن است تا حدی بر این امر مؤثر باشد.

احساس شعف از تولد نوزاد خیلی سریع از بین می رود و جای خود را به مسئولیتـهای متـعددی می دهد که بر عهدۀ والدین است. مراقبت از نوزاد در عین حال که موجب خرسندی است، ممکن است فشار زیادی بر آنهایی که بخصوص برای اولین بار مادر شده اند، وارد آورد.

آیا من در معرض ابتلا به افسردگی پس از زایمان هستم؟

بعضی از خانم ها بیشتر از سایرین در معرض این اختلال هستند. شما نیز در صورتیکه واجد شرایط زیر باشید در این دسته قرار دارید:

  • سابقۀ ابتلا به افسردگی یا سایر اختلالات روانی در خود فرد یا افراد خانواده و یا بروز حملات اضطراب در دوران بارداری

  • بارداری بدون برنامه ریزی قبلی

  • عدم حمایت همسر

  • وجود مشکلات زناشویی

  • وجود مشکلات مالی

  • بروز تغییر جدی در زندگی همزمان با تولد نوزاد نظیر نقل مکان یا از دست دادن شغل

  • سابقۀ وجود سندرم پیش از قاعدگی شدید

  • وجود عوارض مامایی

  • سابقۀ مشکلات شدید دراوان کودکی نظیر تجاوز جنسی یا از هم پاشیدگی خانواده.

با این حال به خاطر داشته باشید که صرف وجود این عوامل دلیل بروز افسردگی پس از زایمان نیست. بسیاری از خانم ها که دارای چندین عامل خطرزا هستند هرگز دچار افسردگی نمی شوند و بالعکس افرادی نیز با یک یا دو عامل خطرزا و یا حتی بدون هیچ گونه عامل خطرزا به افسردگی شدید مبتلا می شوند.

نوزاد در آغوش مادر

چگونه می توانم بفهمم که دچار افسردگی پس از زایمان شده ام؟

پزشک شما بهتر از هر فرد دیگر تشخیص خواهد داد که شما دچار این اختلال شده اید یا خیر. خودتان نیز ممکن است متوجه علائمی بشوید که عبارتند از:

  • بی خوابی

  • تمایل به گریه یا اندوه شدید که تمام روز ادامه داشته باشد

  • کاهش علاقه نسبت به انجام بسیاری از فعالیت ها

  • اشکال در تمرکز حواس

  • تغییر اشتها

  • اضطراب

  • اختلالات خلق و تحریک پذیری

  • احساس گناه شدید

  • حملات پانیک (علائم آن عبارتند از افزایش تعداد ضربانات قلب، سرگیجه، منگی، احساس وقوع یک اتفاق ناگوار)

  • افکار خودکشی

مهم است که تفاوت بین تغییرات طبیعی احساسات بدنبال تولد نوزاد را با حالاتی که نیاز به درمان و حمایت های بعدی دارد، بدانید. این تنها احساس شما نیست که نشان می دهد اشکالی وجود دارد بلکه شدت و تعداد دفعات آن احساس و مدتی که طول می کشد بسیار حائز اهمیت است. به عبارت دیگر بسیاری از مادران جدید در طول ماه های اول پس از تولد نوزاد احساس اندوه و اضطراب دارند. ولی اگر شما تمام روز در حال گریه کردن هستید و این حالت چند روز متوالی طول می کشد و نیز دچار حملات پانیک می شوید، حتماً باید به پزشک مراجعه کنید.

مادر افسرده بعد از به دنیا آوردن نوزاد

در صـورتیـکه قبلاً دچار افسـردگی پس از زایمان شده‌اید، چگونه میتوانید از وقوع مجدد آن پیشگیری کنید؟

آیا قبلاً دچار افسردگی پس از زایمان شده‌اید؟ در این صورت شانس ابتلا شما در هر بار بارداری 50–50 است بنابراین بهتر است خود را برای این احتمـال آماده سـازید. آمادگی به شما قدرت می‌بخشد وضعیت را بهتر کنترل کنید و احتمال عود را نیز کاهش داده در صورت بروز علائم، از شدت آنها می‌کاهد.

بر طبق نظریۀ Karen Kleiman که مؤسس و مدیر “مرکز استرس های پس از زایمان” در آمریکاست، شما می توانید در دوران بارداری اقدامات مهمی انجام دهید تا احتمال بروز این بیماری را با شدت قبل کاهش دهید:

  • با تمام پزشکان و دست اندکارانی که در دفعۀ قبل به شما کمک کردند تماس بگیرید. این افراد ممکن است شامل پزشک شخصی شما، درمانگر شما و یا روانپزشک شما باشند. موضوع را با آنها در میان بگذارید و راه حلی را برگزینید که مورد موافقت همه باشد. اگر افسردگی شما با دارو کاملاً درمان شده است می توانید بلافاصله بعد از زایمان از همان داروها استفاده کنید. نشان داده شده است که این عمل احتمال عود را به نحو شگرفی کاهش می دهد. بعضی از خانم ها ترجیح می دهند که صبر کنند و احساسات خود را بسنجند و فقط در صورت بروز علائم دارو مصرف کنند. با این حال زمانی که علائم بروز می کنند هر چه مدت زمان احساس بد بیشتر باشد درمان بیماری سخت تر خواهد بود.

  • با همسر خود در رابطه با مشکل خود صحبت کنید. آنچه را که دفعه قبل باعث کمک به شما شده است و نیز آنچه را که به شما کمک نکرده است با او در میان بگذارید. یک برنامۀ حمایتی ایجاد کنید. چه کسی باید به شما کمک کند؟ مادر؟ مادر شوهر؟ پرستار بچه؟ سایر دوستان یا اعضای خانواده؟

  • از بروز هر گونه خستگی یا استرس بپرهیزید. استراحت کافی، غذای مناسب و ورزش را فراموش نکنید.

  • برای فعالیت های خود محدودیتی قائل شوید. از کار بیش از حد بپرهیزید، چه در دوران بارداری و چه پس از زایمان. فعالیت بیش از حد شما را خسته می کند و احتمال بروز افسردگی را افزایش میدهد.

با این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نه

امروزه افسردگی بیماری است که در بین مردم بسیار افزایش یافته است و هر فرد می تواند با انجام یک تست ساده روانشناسی میزان افسردگی خود را تشخیص دهد.

افسردگی از بیماری های بسیار شایع در بین افراد است اما این بیماری زمانی ناهنجار تلقی می شود که در عملکرد عادی و به هنجار ما را مختل کند و طولانی مدت بشود . آمار نشان داده است که حدود ۱۷ درصد از مردم در طول زندگی یک دوره افسردگی حاد پیدا می کنند .

با این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نهبا این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نه

در افسردگی ۴ مجموعه نشانه و علامت وجود دارد:

همیشه گریه می کنید

از بارزترین خصوصیات افسردگی غم و اندوه و شاد نبودن است که سبب درگیری شدن ما و ایجاد احساس ناامیدی می شود. افسردگی زمانی به وجود می آید که برای هر موضوع کوچکی گریه می کنیم و به خودکشی فکر کنیم. علاوه بر این، دیگر شادی و شعفی در کارهایی که موجب رضایت و خشنودی ما می شدند احساس نمی کنیم.

اعتماد به نفس ندارید

کم شدن اعتمادبه نفس ، نالایق و ناشایست دانستن خود ، سرزنش خود به دلیل خطاها ، احساس نا امیدی ، تردید برای انجام هر کاری برای بهبود حال خود ، از دست دادن انگیزه ، توانایی نداشتن برای یک شروع تازه ، تحلیل رفتن حافظه ، فراموشی مطالب همه از علائم افسردگی هستند.

خسته هستید

با این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نهبا این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نه

نشانه های جسمانی و فیزیکی مانند تغییر اشتها و اختلال خواب، خستگی، بی جان و بی رمق بودن از علائم و نشانه های افسردگی است. در دوران افسردگی افراد بیشتر به فکر خود هستند و ممکن است مشکل کوچک خود را بزرگ کنند و نگران سلامتیشان باشند و در مورد رویدادهای بیرونی بی تفاوت باشند.

انگیزه لازم را ندارید

با این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نهبا این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نه

برای ادامه زندگی و رسیدن به اهداف انگیزه ای نداریم و نمی توانیم کاری برای خود راه اندازی کنیم و به فعل پذیر بودن تمایل داریم ، در حالت افسردگی ما دچار بی ابتکاری و پیگیری نکردن و استمرار در کارها می شویم.

همانطور که در این بخش از بیا نی نی می خوانید اگر می خواهید بدانید افسرده هستید یا خیر لازم نیست تمامی این علائم در شما وجود داشته باشد بلکه اگر علائمی زیاد موجود در این 4 دسته در ما باشد، گرفتار افسردگی شده ایم. با توجه به تست زیر و جواب دادن صادقانه به این 21 سوال شما می توانید به افسردگی و یا عدم افسردگی تان و درجه افسردگی خود پی ببرید.

سوالات و تست برای تشخیص میزان افسردگی

۱. آیا از خودتان ناراحتید ؟

0- خیر ، از دست خودم ناراحت نیستم.

1. از دست خودم ناراحت هستم.

2. از خودم بدم می آید.

3. از خودم نفرت دارم.

۲. احساس می کنید بدتر از دیگران هستید ؟

0- این احساس را ندارم.

1. به خودم نسبت به ضعف ها و اشتباهات، ایراد می گیرم.

2. به دلیل خطاهایم همیشه خود را سرزنش می کنم.

3. هر چیز اتفاق بدی رخ دهد من خودم را سرزنش می کنم.

۳. افکار خودکشی در سر دارید ؟

0- هیچ فکری برای از بین بردن خودم در سر ندارم.

1. افکار خودکشی دارم ولی به آن ها عمل نمی کنم.

2. دلم می خواهد خود را از بین ببرم.

3. اگر می توانستم حتما خودم را از بین می بردم.

با این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نهبا این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نه

۴. آیا زیاد گریه می کنید ؟

0- بیش از معمول گریه نمی کنم .

1.بیشتر از گذشته گریه می کنم.

2.همیشه گریه می کنم .

3.در گذشته می توانستم گریه کنم ولی حالا با آن که می خواهم، نمی توانم.

۵. آیا احساس رضایت به شما دست می دهد.؟

0. مانند گذشته احساس رضایت (لذت)می کنم.

1.مانند گذشته از چیزها لذت نمی برم.

2.از هیچ چیزدیگری احساس رضایت نمی کنم.

3.احساس نارضایتی از همه چیز دارم و کسالت به من دست می دهد.

۶. آیا احساس تقصیر و گناه می کنید ؟

0- احساس تقصیر و گناه خاصی نمی کنم.

1.برخی اوقات احساس تقصیر و گناه می کنم .

2.بیشتر اوقات احساس تقصیر و گناه می کنم.

3. همیشه احساس تقصیر و گناه می کنم.

۷. آیا احساس غم در زندگی دارید ؟

0. خیر ،احساس غم نمی کنم.

1. بله ، احساس غم می کنم.

2. بله ، همیشه غمگینم و نمی توانم از آن خلاص شوم.

3. بسیار غمگین و افسرده ام به صورتی که طاقتم تمام شده است.

۸. آیا به آینده امیدوارید؟

0- به آینده ناامید نیستم.

1. نسبت به آینده احساس ناامیدی دارم.

2.احساس می کنم چیزی برای انتظارنشستن ندارم.

3.آینده امیدوار کننده نیست و در آن چیز مثبتی رخ نمی دهد.

با این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نهبا این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نه

۹. آیا احساس آدم های شکست خورده را دارید؟

0- احساس آدم های شکست خورده را ندارم.

1. احساس می کنم از افراد عادی جامعه شکست خورده ترم.

2.وقتی به زندگی گذشته ام نگاه می کنم، شکست زیادی را می بینم.

3.احساس می کنم کاملا شکست خورده هستم.

۱۰. احساس مجازات در زندگی دارم؟

0.احساس نمی کنم که مجازات می شوم.

1. احساس می کنم که مجازات می شوم .

2. در انتظار مجازات شدن هستم.

3.احساس می کنم که دارم مجازات می شوم.

۱۱. آیا نسبت به گذشته زود رنج تر هستید ؟

0- زودرنج تر از معمول نیستم.

1. بیش از گذشته حساسم و زود رنجیده خاطر می شوم.

2.من همیشه احساس رنجش و تحریک پذیری می کنم.

3.احساس می کنم دیگر چیزی نمی تواند مرا برنجاند و تحریک پذیرم کند.

۱۲. آیا نسبت به دیگران علاقه دارید ؟

0- علاقه ام را نسبت به دیگران از دست نداده ام و به دیگران علاقه مند هستم .

1. نسبت به دیگران کمتر از گذشته علاقه مند هستم.

2.علاقه ام را به دیگران بیشتر از گذشته از دست داده ام.

3. دیگر به کسی علاقه ای ندارم.

با این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نهبا این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نه

۱۳. اشتهای شما چگونه است ؟

0- اشتهایم بدتر از گذشته نیست.

1.اشتهایم مانند گذشته خوب نیست.

2.اشتهایم خیلی کم شده است.

3.نسبت به هیچ چیز اشتها ندارم.

۱۴. آیا تغییر وزن داشته اید ؟

0- به تازگی وزنم زیاد کم نشده است.

1.بیش از 5/2 کیلو وزنم کم شده است.

2.بیش از 5 کیلو وزنم کم شده است.

3.بیش از 10 کیلو وزنم کم شده است.

۱۵. نگران سلامتیتان هستید ؟

0.بیش از معمول نگران سلامتم نیستم.

1. درباره مسائل جسمی مانند دردها، ناراحتی معده یا یبوست نگرانم.

2. درباره مسائل جسمی خیلی نگرانم طوریکه نمی توانم فکرم را از آن دور کنم .

3.آنقدر در مورد مسائل جسمی نگرانم که نمی توانم درباره چیز دیگری فکر کنم.

۱۶. تغییری در میل جنسی شما ایجاد نشده است ؟

0- به تازگی هیچ تغییری را در میل جنسی ام احساس نکرده ام.

1.از گذشته کمتر میل جنسی دارم.

2. میل جنسی ام بسیار کم شده است.

3. میل جنسی ام را از دست داده ام.

با این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نهبا این تست بفهمید، دچار افسردگی هستید یا نه

۱۷ . آیا در تصمیم گیری دچار مشکل شده اید ؟

0- به خوبی گذشته، می توانم تصمیم گیری کنم.

1. تصمیم گیری ها را بیشتر از گذشته به تعویق می اندازم.

2. تصمیم گیری نسبت به گذشته، برایم مشکل تر است.

3. به هیچ وجه قادر به تصمیم گیری نیستم.

۱۸ .آیا از ظاهر خود راضی هستید ؟

0- قیافه ام بدتر از گذشته نیست .

1.نگران پیر و زشت به نظر رسیدن هستم .

2. تغییرات دائمی به وجود آمده در ظاهرم مرا زشت جلوه می دهد.

3. باور دارم که قیافه ام زشت است.

۱۹. آیا برای رسیدن به کارهایتان تلاش می کنید ؟

0- به خوبی گذشته می توانم به کارهایم برسم.

1. تلاش بیشتری برای شروع کارها، باید انجام دهم.

2. برای انجام کارها، باید به خودم فشار زیادی بیاورم.

3. اصلا نمی توانم به کاری دست بزنم.

۲۰ . مانند گذشته می توانید بخوابید ؟

0- به خوبی گذشته می توانم بخوابم.

1. به خوبی گذشته نمی توانم بخوابم.

2. یک تا 2 ساعت زودتر از گذشته برمی خیزم و دیگر نمی توانم بخوابم.

3.چند ساعت زودتر از گذشته برمی خیزم و دیگر نمی توانم بخوابم.

۲۱. آیا از گذشته بیشتر خسته می شوید ؟

0- بیشتر از گذشته خسته نمی شوم.

1.از گذشته سریع تر خسته می شوم .

2.تقریبا از انجام هر کاری خسته می شوم.

3.آنقدر خسته ام که نمی توانم دست به هیچ کاری بزنم.

درجه افسردگی شما

شماره جواب تست ها را با هم جمع کنید تا عددی به دست آورید ، با توجه به نمره ای که به دست آورده اید ،میزان افسردگی تان را می توانید بسنجید و سپس برای درمان آن به روان پزشکان مراجعه کنید تا سلامت روان خود را به دست آورید و از افسردگی خلاص شوید.

امتیاز 0 – 28 هیچ یا کمترین حد

امتیاز 29 – 31 خفیف

امتیاز 32-39 متوسط

امتیاز 40 به بالا وخیم

اگر در آپارتمان احساس خفگی می‌کنید، این ۷ راه را امتحان کنید

 زندگی در یک فضای کوچک همواره مستلزم مصالحه بوده است. با توجه به این که بسیاری از ما اکنون به طور نامحدود از خانه کار می‌کنیم محیط اطراف‌مان حتی می‌تواند تنگ‌تر از گذشته احساس شود. پیامد‌های بالقوه سلامت روان ناشی از احساس محصور شدن در فضا به ویژه در طول بدترین پاندمی زمانی که بسیاری از افراد احساس می‌کردند در فضایی بسته قرار گرفته و دچار اضطراب و اندکی افسردگی شده بودند آشکار شد. علیرغم آن که درست است که فضا‌های جمع و جور می‌توانند احساس تنگنا هراسی یا اضطراب را در فرد تشدید کنند، اما با رویکردی مناسب نمی‌توان احساس آرامش و دنج بودن را در فضا ایجاد کرد. به عنوان یک گونه ما در فضا‌های کوچک تکامل یافته‌ایم. ما برای زندگی در خانه‌های ۲۷۸ متر مربعی تکامل نیافته‌ایم.
شاید چندان شگفت انگیز نباشد که بدانیم روش‌های علمی برای تبدیل یک فضای تنگ به مکانی شادتر و سالم‌تر وجود دارد. در ادامه به برخی از راهکار‌ها در این باره می‌پردازیم:
۱-بی نظمی را کاهش دهید
پژوهشگران دریافته‌اند که یک فضای بهم ریخته می‌تواند از نظر فیزیکی و روانی خسته کننده باشد. نتیجه مطالعه‌ای منتشر شده در سال ۲۰۱۷ میلادی در نشریه Current Psychology نشان داد که زندگی در میان بهم ریختگی با کاهش بهره‌وری و اهمال کاری مزمن مرتبط است. این یکی از مشکلاتی است که راه حلی ساده دارد. می‌توانید خانه خود را از وسایلی که به آن نیاز ندارید پاکسازی کنید و وسایلی را که می‌خواهید نگه دارید بهتر سازماندهی کنید.
سعی کنید سیستم‌های ذخیره سازی مانند قفسه‌های قابل انباشته شدن را اضافه کنید که از فضای عمودی بهره می‌برند. کشو‌ها و جعبه‌هایی که زیر مبلمان قرار می‌گیرند نیز زمانی ایده‌آل هستند که در متراژ محدود قرار دارید. هر طور که این کار را انجام دهید خلاص شدن از شر درهم و برهمی به طرز باورنکردنی رهایی بخش است، زیرا ناگهان می‌توانید کارآمدتر زندگی کنید. زمانی که وسایل زیادی دارید لذت بردن و دانستن قدر آن دشوار است زمانی که آن وسایل را به دقت مدیریت می‌کنید قدر و ارزش آن چه دارید را درک می‌کنید.
۲- ایجاد مرز‌ها
بین فضای خود و فضای دیگر افراد تفاوت و تمایز قائل شوید. این کار را می‌توان به سادگی با شناخت و احترام به مناطق تعیین شده در یک اتاق خاص یا با ایجاد یک تقسیم کننده اتاق برای حفظ حریم خصوصی انجام داد. هم چنین، اگر در حال تماس آنلاین یا تماشای تلویزیون هستید از هدفون استفاده کنید.
۳- از رنگ به نفع خود استفاده کنید
به گفته کارشناسان بهداشت روان این دید رایج که یک فضای کوچک زمانی که با رنگ‌های روشن‌تر رنگ‌آمیزی می‌شود بزرگتر به نظر می‌رسد به طور کلی صادق است، زیرا دیوار‌های رنگ پریده نور بیش‌تری را بازتاب می‌دهند و اتاق‌ها را بازتر نشان می‌دهند. با این وجود، این بدان معنا نیست که شما باید تمام دیوار‌ها را سفید نگه دارید. می‌توانید از رنگ‌هایی که قادر به بزرگتر نشان دادن فضا هستند از جمله رنگ‌های سردتر مانند رنگ آبی روشن بر روی دیوار استفاده کنید. علاوه بر این که رنگ‌های سردتر تاثیر بزرگتری دارند و آن این که با آن احساس آرامش خواهید کرد می‌توانید برای کاناپه خود رنگ‌های روشن را انتخاب کنید.
۴- آینه‌ها را اضافه کنید
آینه‌ها ابزار آزمایش شده و واقعی برای وارد کردن نور و ایجاد تصور فضای بزرگتر هستند به ویژه زمانی که روبروی پنجره آویزان می‌شوند. بهتر است در فضای خود یک یا دو مورد آینه را اضافه کنید.
۵- اشکال و بافت‌های آرامش بخش را انتخاب کنید
پژوهشگران چینی در مطالعه‌ای دریافتند که اجسام و نماد‌ها و اشکال گرد و خطوط منحنی با احساس شادی و خوشحالی مرتبط هستند و در مقابل پیکربندی‌های مورب و زاویه‌ای با احساس تهدید مرتبط می‌باشند. بدین ترتیب، خرید فرشی با طرح منحنی بیش از اشکال و طرح‌های هندسی توصیه می‌شود. به همین ترتیب، ترکیب منسوجات نرم برای مثال بالش‌های مخملی یا کرک دار می‌تواند محیط آرامش بخش تری را ایجاد کند. لمس سطوح نرم می‌تواند باعث ترشح هورمون اکسی توسین شود که اثر آرامش بخش دارد. به نوعی شما گیرنده‌های اکسی توسین را در دستان خود دارید.
۶- رایحه‌های خوب را اضافه کنید
الهام بخشیدن به خانه شما با رایحه‌ای دلپذیر می‌تواند حال و هوای شادی را ایجاد کند. نتیجه پژوهش‌های انجام شده در ایران نشان می‌دهد دارچین دارای اثرات ضد اضطراب و ضد افسردگی است. بنابراین، سعی کنید چوب دارچین و پوست پرتقال را روی اجاق گاز بجوشانید. هم چنین، می‌توانید با روشن کردن شمعی معطر یا استفاده از یک اتومایزر با یک اسانس رایحه خوشی را در فضا ایجاد کنید. رایحه‌ای را انتخاب کنید که فضا‌های باز را به شما یادآوری کند تا فضای کوچک تان بزرگتر به نظر برسد.
۷- کمی طبیعت اضافه کنید
براساس نتیجه مطالعه‌ای صورت گرفته در سال ۲۰۲۱ میلادی در دانشگاه کانکوک در کره افراد هنگام مشاهده گیاهان واقعی امتیازات بسیار بالاتری را در معیار‌های راحتی، آرامش و خلق و خوی مثبت تجربه می‌کنند. بنابراین، اگر پنجره‌ای با منظره فضای سبز داشته باشید ایده‌آل است. با این وجود، شما می‌توانید با گیاهان آپارتمانی کمی طبیعت را نیز به داخل بیاورید. هم چنین، می‌توان یک مزیت اضافه را نیز ذکر کرد: گیاهان واقعی باعث ایجاد اکسیژن در فضا می‌شوند و سبب خواهند شد تا در اتاق کم‌تر احساس گرفتگی کنید.
اگر نمی‌توانید از گیاهان واقعی مراقبت کنید حتی استفاده از عکس‌هایی از طبیعت نیز می‌تواند احساسی دلپذیر و آرامش بخش در شما ایجاد کند. هم چنین، می‌توان به صدا‌های موجود در طبیعت گوش داد از خش خش برگ‌ها گرفته تا حرکت جوی آب، آواز خواندن پرندگان یا امواج اقیانوس. نتیجه مطالعه‌ای صورت گرفته در دانشگاه چیبا در ژاپن نشان داد که قرار گرفتن در معرض صدا‌های جنگلی فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک واکنش جنگ یا گریز بدن را تحریک می‌کند و ضربان قلب را کاهش می‌دهد هم چنین، باعث ایجاد احساس راحت بودن، آرامش و خلق و خوی بهتر می‌شود. اپلیکیشن‌های بی شماری با صدا‌های مختلف طبیعت در سیستم عامل‌های اندروید و آیفون وجود دارند. در نهایت، می‌توانید از طراحی و تاثیرات حسی استفاده کنید تا فضا را برای شما بزرگ‌تر و راحت‌تر کنند. احساس کنترل بر خانه نیز باعث تقویت روانی شما می‌شود.

علایم باور نکردنی افسردگی

آیا چهره واقعی افراد افسرده با تصورات ما درباره مبتلایان به این اختلال شایع همخوانی دارد؟ گاهی‌اوقات نه!
هرازگاهی تصاویری از بعضی افراد که به افسردگی حاد مبتلا شدند، در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی پربازدید می‌شود که در آن بسیار خندان هستند. حتی گاهی ادعا می‌شود که آن عکس‌ها، مربوط به لحظاتی قبل از خودکشی آن‌ها به‌  دلیل افسردگی بوده ‌است. تصورات ذهنی بیشتر ما از چهره مبتلایان به این اختلال شایع روان‌شناسی، گریه کردن، ناراحتی و … است، اما آیا چهره واقعی افراد افسرده با تصورات ما درباره مبتلایان به این اختلال روان ‌شناختی همخوانی دارد؟ آیا داشتن چهره‌ای خندان هم ممکن است از علایم ابتلای یک فرد به افسردگی باشد؟ در ادامه به این سوالات پاسخ خواهیم داد.
تشخیص افسردگی کار سختی نیست
با توجه به ماهیت زندگی و موفقیت ها و شکست‌های همراه آن، بیشتر افراد جامعه در مقطعی از زندگی خود نشانه‌های افسردگی را بروز می‌دهند. از این رو از افسردگی به عنوان سرماخوردگی روانی هم یاد می‌شود. افسردگی فقط به یک علت خاص محدود نمی‌شود. گاهی این بیماری در پی ناملایمات زندگی، بیماری‌های جسمی یا دیگر عوامل محرک بروز می‌کند و گاهی هم به طور ناگهانی بدون این که با هیچ‌ یک از این موارد مرتبط باشد، ظاهر می‌شود. افسردگی به معنای روانی آن دارای نشانه‌هایی همچون احساس غم، لذت نبردن از فعالیت‌های مختلف و حتی مفرح، مشکلاتی در اشتها، خواب و وزن، احساس پوچی، نداشتن تمرکز، انزوا و گوشه‌گیری، یأس و ناامیدی و بروز احتمالی افکار خودکشی است. با توجه به نشانه‌های مطرح شده،  تشخیص افسردگی کار سختی به نظر نمی‌رسد ولی باید در نظر داشت که همیشه این نشانه‌ها واضح نیستند و در پاره‌ای از موارد می‌توانند به شکل کاملا وارونه خود را نمایان کنند.
نشانه‌ های کاملا متضاد افسردگی
تشخیص افسردگی حاد که همراه با نشانه‌های مطرح ‌شده باشد برای افراد جامعه کار راحتی است ولی گاهی برخی افراد بنا به دلایل مختلفی، نه تنها نشانه‌های کلاسیک اختلال افسردگی را نشان نمی‌دهند بلکه به شکل نشانه‌های کاملا متضاد در انظار دیگران ظاهر می‌شوند. از جمله این نشانه‌های متضاد می‌توان به خنده، حس شوخ طبعی زیاد، معاشرتی بودن و استفاده اغراق‌آمیز از طنز اشاره کرد. بنابراین این افراد به دلیل این که نشانه‌های کلاسیک افسردگی را نشان نمی‌دهند، به عنوان فرد افسرده تشخیص داده نمی‌شوند و از این منظر که مورد توجه و حمایت حرفه‌ای و اجتماعی قرار نمی‌گیرند، به شدت در معرض آسیب قرار دارند.
چرایی بروز این نشانه‌ های باورنکردنی
شاید بپرسید که چرا این افراد به ‌جای بروز نشانه‌های کلاسیک افسردگی، وارونه رفتار می‌کنند و علایمی در رفتارهایشان بروز می یابد که باورش سخت است؟ برخی از افراد بنا به دلایل مختلفی نشانه‌های افسردگی خود را پشت خنده‌های شان  پنهان می‌کنند. بعضی از افراد به دلیل نقشی که در جامعه دارند، سعی می‌کنند که با بروز نشانه‌های وارونه خود را ضعیف نشان ندهند. مانند مادری که دارای چند فرزند است و باید به آن‌ها رسیدگی کند و سعی می‌کند که با خوشحال نشان دادن خود، اوضاع را عادی جلوه دهد یا مدیری که نمی‌خواهد نزد همکارانش فردی منفعل شناخته شود و مدام در جلسات حضور دارد و راهکار ارائه می‌دهد. برخی افراد هم نمی‌خواهند که مشکل خود را بپذیرند و به منظور انکار افسردگی شان  رفتارهای وارونه نشان می‌دهند.
نشانگان وارونه افسردگی همیشگی نیست
البته ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که نشانگان وارونه همیشگی نیست و این افراد غالبا در محیط‌های خصوصی و شخصی نشانگان کلاسیک افسردگی را بروز می‌دهند. بنابراین در صورت مشاهده دقیق و مستمر نشانه‌ها و رفتارهای این افراد در محیط‌های مختلف خانوادگی، کاری، دوستانه و … دیدن نشانه‌های کلاسیک افسردگی امکان‌پذیر است، ولی متاسفانه به دلیل شدت رفتارهای معاشرتی و شادی که از سوی این افراد وجود دارد، توجهی به نشانه‌های کلاسیک نمی‌شود و فرد به تدریج در مصاف با افسردگی تنهای تنها می‌شود.
 
نویسنده : مصطفی نجمی| ‌ کارشناس ‌ارشد روان ‌شناسی

مترجم هستم اما از ترس اشتباه کار قبول نمی‌کنم

راستش هیچ کسی را جز شما برای درددل و مشورت ندارم. دختری ۲۴ ساله هستم و کار ترجمه انجام می‌دهم اما همیشه استرس دارم و می‌ترسم اشتباهی انجام بدهم و از دارالترجمه تماس بگیرند و دعوا کنند. در این حد نگرانم و مدت‌هاست کار جدیدی قبول نکرده ام.
پاسخ مشاور
با سلام خدمت شما مخاطب عزیز. ممنون که ما را برای مشورت انتخاب کرده اید. ابتدا لازم است بگویم در عصر حاضر قطعا نیمی از استرس‌های ما ناشی از ارتباط با محیط پیرامون‌مان است. مکان‌های مختلفی چون محل کار، مدرسه، خانه، خیابان و… استرس‌های مختلفی به همراه دارد اما بخش مهم و زیادی از زندگی ما با کار و محل کار در ارتباط است ،  در نتیجه بیش از هر نوع استرس با استرس محیط کار مواجه هستیم که می‌تواند تاثیر زیادی در زندگی شخصی ما داشته باشد. عوامل مختلفی در استرس شغلی تاثیر دارد از جمله نبود رابطه دوستانه در محیط کار، حجم زیاد کار و… که البته در حد طبیعی باعث ایجاد انگیزه می‌‌شود ولی اگر استرس کاری از حد طبیعی خارج شود، شبیه نکاتی که خودتان در متن پیامک اشاره کردید، صدمات جبران‌ناپذیری را به دنبال خواهد داشت. در ادامه راهکارهای منطقی و عملی برای مدیریت استرس شغلی را به شما پیشنهاد می‌کنیم.
    حواس‌پرتی را حذف کنید
سعی کنید تمام آن مواردی که شما را آشفته و حواس‌تان را پرت می‌کند، در طول کار کنار بگذارید؛ مواردی چون بررسی فضای‌مجازی، تماس تلفنی، پیغام و موارد دیگر. بر حواس‌پرتی‌ها کنترل داشته باشید. تعیین ساعت کاری و داشتن تمرکز، بسیار به شما کمک خواهد کرد و به راحتی می‌توانید بر استرس خود غلبه کنید چراکه احتمال اشتباه‌تان هم بسیار کم خواهد شد.
    استرس‌تان، احتمال اشتباه را بالا می‌برد
با وجود شرایط کاری‌تان و توضیحاتی که دادید، قطعا فشار زیادی را تحمل می‌کنید و در نتیجه با این گونه شرایط، قطعا بهره‌وری کمتری در حوزه کاری دارید. احتمالا استرس باعث می‌شود که خطاهایتان هم بیشتر شود و بعدش، خودتان را سرزنش کنید. برنامه‌ریزی برای ایجاد انگیزه و حتی حرکات نرمشی کوتاه در پشت میز به شما بسیار کمک خواهد کرد. سعی کنید در زمان انجام کار یعنی ترجمه کردن مطالب، وقفه‌ای کوتاه برای استراحت اختصاص دهید و هرزمان سرحال شدید به کار ادامه دهید. این روش تا حدودی به شما برای کاهش استرس کمک خواهد کرد.
    به دنبال اعتمادبه‌نفس گمشده‌تان باشید
گفته‌اید ،همیشه استرس دارم و می‌ترسم اشتباهی بکنم و از دارالترجمه تماس بگیرند و با من دعوا کنند. توصیه می‌کنم به جای تلاش برای مهر تایید گرفتن از اطرافیان‌تان به دنبال رفع استرس پنهان خود باشید. به نظر می رسد شما بیش از حد به نظر دیگران اهمیت می‌دهید به طوری که با کوچک‌ترین مسئله و انتقادی، دچار استرس می شوید، در صورتی که این کار بسیار طبیعی است، پس سعی کنید تمرکزتان را از تصور دیگران بیشتر روی کارتان معطوف کنید و مطمئن باشید نتیجه مثبتی خواهید گرفت. پیش داوری را هم باید کنار بگذارید. احتمال خطا در کار همه ما وجود دارد و هر مدیری، درک چنین مسئله‌ای را باید داشته باشد.
نویسنده : بنفشه دولت‌آبادی|‌ روان‌درمانگر و مشاور خانواده

برای به دست آوردن آرامش چه‌کار کنیم؟

یک‌ روانشناس گفت:‌ کسی که آرامش دارد به قدرت درونی خود پی برده است. فردی که آرامش دارد تمایل پیدا می‌کند که تحرک داشته باشد و دیگران را نیز به آرامش برساند و به افراد کمک کند.

مهدی اخوان، روانشناس گفت: حال خوب یک واژه کلی است اما اگر بخواهیم از لحاظ علوم شناختی آن را تعریف کنیم به ۴ هورمون‌های شادی می‌گویند که باعث شادی فرد می‌شود.

وی ادامه داد:‌ از طرف دیگر در بحث روانشناسی زمانی که ما با مسئله‌ای مواجه می‌شویم که با خواسته‌های ما تطابق دارد باعث خوب شدن حال ما می‌شود. ثابت شده که انسان‌ها از هاله انرژی برخوردارند که رنگ آن نشان‌دهنده حال انسان هستند. در گذشته زمانی که حال انسان را می‌پرسیدند منظورشان هاله دور بدن فرد بوده است.

اخوان ادامه داد: هاله‌های انرژی با رفتارهای ما تغییر می‌کند و برای مثال دروغ گفتن آن را به هم می‌ریزد. به طور کلی زمانی که ما رفتارهایی مطابق با انرژی مثبت هاله انجام دهیم احساس خوبی خواهیم گرفت و حالمان خوب خواهد شد.

این روانشناس گفت:‌ روایتی هست که در آن خانمی که از لحاظ عرفانی پیشرفت چشمگیری داشت سنگ گران قیمتی در مسیر خود پیدا می‌کند، در ادامه راه خود به نیازمندی برخورد کرد که از او سنگ گران قیمت را خواست؛ این زن بدون دلبستگی مادی به سنگ، آن را در اختیار نیازمند گذاشت. این نیازمند بعد از رفتن خانم به رفتار سخاوتمندانه او فکر کرد و فردای آن روز زن را پیدا کرد و سنگ را به او بازگرداند. وی به آن خانم گفت که محبتی که در رفتار او بود حالش را خوب کرده است و نیازی به آن سنگ ندارد.

وی متذکر شد:‌ حال خوب بسیار مفصل است اما اگر بخواهد به صورت سلامت روانی شکل بگیرد زمانی پدید می‌آید که ما دیگر افسردگی و اضطراب نداشته باشیم. متأسفانه امکان حذف حس‌های بد از زندگی وجود ندارد در نتیجه ما برای داشتن حال خوب باید یاد بگیریم چگونه با حس‌های منفی روبه‌رو شویم و آن‌ها را کنترل کنیم.

وی گفت: از کارهایی که من سعی می‌کنم انجام دهم آن است که در انتهای هر روز یک ترازی از خود می‌گیرم و سنجش می‌کنم. انسان نباید به خود دروغ بگوید، تمامی ما در زمانی احساس حسادت یا بخل می‌کنیم که باید آن‌ها را بپذیریم و سرکوبشان نکنیم.

این روانشناس خاطرنشان کرد:‌ ما باید یاد بگیریم چگونه صفات بد خود را شناسایی کنیم تا بتوانیم آنها را بررسی کرده و کنترل کنیم. حال خوب در واقع بین درجه صفر تا صد همواره در حال تغییر است.

برای به دست آوردن آرامش چه‌کار کنیم؟

اخوان افزود: ما بحثی بین آسایش و آرامش داریم که معانی متفاوتی دارند. آسایش توسط چیزهایی مانند خانه و خودروی خوب به دست می‌آید اما از طرف دیگر آرامش از مسائل درونی شکل می‌گیرد و ربطی به محیط ندارد.

وی بیان داشت:‌انسان‌ها از لحاظ روان‌شناختی دو دسته هستند؛ عده‌ای انرژی خود را از محیط دریافت می‌کنند و دیگران انرژی را از درون خود می‌گیرند. اگر افراد بتوانند به قدرت درونی خود پی ببرند به آن حال خوب مد نظر می‌رسند.

اخوان گفت: ما باید تعریف آسایش و آرامش را در ذهن درست انجام دهیم چرا که ذهن تعریف‌پذیر است. در نتیجه تا زمانی که افراد نتوانند فرق این دو را برای خود تعریف کنند موفق نمی‌شوند که به آرامش دست پیدا کنند.

این روانشناس تصریح کرد:‌ از طرفی تنبلی با آرامش متفاوت است؛ کسی که آرامش دارد به قدرت درونی خود پی برده است و محدود به آرامیدن نمی‌شود. فردی که آرامش دارد تمایل پیدا می‌کند که تحرک داشته باشد و دیگران را نیز به آرامش برساند و به افراد کمک کند.

وی ادامه داد: برای یافتن این قدرت انسان باید به درون خود نگاه کند. اگر شما تمامی قوت‌های درونی خود را حس کنید و به آن توجه کنید می‌توانید به قدرت خود دست پیدا کنید.

این روانشناس متذکر شد:‌در روانشناسی به برقراری ارتباط با قدرت‌های درونی ذهن‌آگاهی می‌گویند که شما را در زمان حال نگه می‌گذارد. حال خوب در زمان حال وجود دارد. حضرت علی (ع) می‌فرمایند بهترین زمان‌ها، زمان حال است. شما همان‌قدر آرامش و حال خوب دارید که در زمان حال هستید. تفکر به آینده و گذشته انسان را مضطرب یا اندوهگین می‌کند.

وی افزود: پیشنهاد می‌شود در هر لحظه به کارهایی که انجام می‌دهید فکر کنید و به آن توجه داشته باشید. برای مثال هنگام میل کردن غذا به جویدن، طعم و قورت دادن آن فکر کنید. این امر نه تنها شما را در زمان حال نگه می‌دارد بلکه به سمت قدرت درونی هدایتتان می‌کند.

این روانشناس گفت: بر همین اساس است که توصیه می‌شود هنگام غذا خوردن تلویزیون نگاه نکنیم چرا که ما را از درک کردن و ارتباط گرفتن با غذای خود دور می‌کند و باعث مشکلاتی مانند چاقی می‌شود.

اخوان افزود:‌ چقدر خوب است که افراد در پایان سال با خود فکر کنند و رفتارشان را مورد بررسی قرار دهند. افراد باید ببیند در کجا حال خود را خوب نکردند و با تراز گرفتن از خود مسیر هدف سال آینده‌شان را مشخص کنند.