انتخاب همسر ایده ال با دانستن این نکات

در این مقاله می‌خواهیم با جواب برخی از سوال‌ها در مورد انتخاب همسر و عشق و محبت آشنا شویم و ببینیم رابطه دو نفر بر اساس چه مبنا‌هایی ممکن است شکل بگیرد و ادامه یابد. عشق و محبت، پدیده‌ای است که از روزگاران دور، ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. در این زمینه اغلب یک سوال مطرح می‌شود و آن این که چرا دو نفر همدیگر را دوست دارند؟ 
  انتخاب شریک زندگی مناسب باید براساس ملاک‌های عقلانی و صحیح صورت گیرد در این مطلب به موضوع روش انتخاب همسر ایده ال پرداخته ایم.
یکی از مهمترین تصمیمات هر شخص انتخاب شریک زندگی می‌باشد. انتخاب همسر امری بسیار حساس و نیازمند بررسی‌های زیادی است در این مطلب همراه با ما شوید تا درباره ملاک‌های انتخاب همسر ایده ال بیشتر بخوانید.

انتخاب همسر ایده ال

در این مقاله می‌خواهیم با جواب برخی از سوال‌ها در مورد انتخاب همسر و عشق و محبت آشنا شویم و ببینیم رابطه دو نفر بر اساس چه مبنا‌هایی ممکن است شکل بگیرد و ادامه یابد. عشق و محبت، پدیده‌ای است که از روزگاران دور، ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. در این زمینه اغلب یک سوال مطرح می‌شود و آن این که چرا دو نفر همدیگر را دوست دارند؟ و چرا می‌خواهند تا آخر عمر با هم زندگی مشترک داشته باشند؟

دانشمندان حوزه‌های گوناگون به نوعی به تحلیل این پدیده در انسان پرداخته‌اند و سرانجام به این نتیجه رسیده‌اند که این سوال یک جواب واحد ندارد.

جذب شدن به انعکاس خودمان در بیرون!

جستجوی فردی که انعکاسی از ما باشد از شایع‌ترین تئوری‌هایی است که به عنوان دلیل انتخاب همسر بیان می‌شود. به این مفهوم که در فرد مقابل چیزی که در خودمان نیز وجود دارد، ما را به طرف او جذب می‌کند. در حقیقت در این نوع عشق انسان در جستجوی “خودی دیگر” است.

منی که بتواند تصویر مرا، چون آیینه در خود انعکاس دهد. منی که برایم آشناست و برایم امنیت به همراه می‌آورد.

گاهی نیز در جستجوی آیینه‌ای هستیم که “خود ایده آل ” را به ما بازگرداند. اگر به عنوان مثال “هدفمند بودن ” جزو ایده‌آل‌های ما باشد، اینکه بتوانیم عشق فردی هدفمند را به خود معطوف کنیم، برایمان تائیدی است از تصویری که می‌خواهیم از خودمان داشته باشیم.

در حقیقت، ما در این نوع عشق، در جستجوی نگاهی هستیم که ما را در آن تصویری که دوست داریم از خود داشته باشیم تائید کند.

البته باید گفت در اغلب عشق‌ها، به میزانی این مولفه به چشم می‌خورد. هر فردی در رابطه با معشوق تا حدی در جستجوی بازسازی نگاهی است که از خود دارد. نگاه تائید کننده دیگری برای ما نمودی است که چقدر با “ایده‌آل‌هایمان” منطبق هستیم.

ولی زمانی که عشق تنها به این جنبه خلاصه شود، می‌تواند نمودی از شخصیت شکننده فرد عاشق باشد که بدون نگاه مثبت معشوق تمام روانش متزلزل می‌شود.

تفاوت‌های فردی در عشق و انتخاب همسر ایده ال

در عشق تفاوت‌های فردی دو نفر است که ایجاد کننده احساس کشش بین آن دو نفر می‌شود. در اینجا دیگر شخص در جستجوی همتای خود نیست، بلکه در جستجوی کسی است که جایگزین یک سری فقدان‌های وجودی‌اش شود. به عنوان مثال فرد تنبل ممکن است عاشق فردی بسیار زبر و زرنگ شود.

عامل اصلی این کشش یافتن ابعادی است که فرد در خود نمی‌تواند ایجاد کند.

به گفته روانشناسان در بسیاری موارد این تفاوت نه تنها می‌تواند با گذشت زمان جذابیت خود را از دست بدهد، بلکه حتی ممکن است به صورت عامل اختلاف طرفین بروز کند. یعنی جنبه‌هایی که در اول ارتباط عامل اصلی انتخاب فرد بوده‌اند، به مرور زمان برای فرد عاشق به صورت ضعف‌هایی غیر قابل تحمل درمی‌آیند تا جایی که می‌توانند جدایی دو فرد را باعث شوند.

توجه کنید که این دو نوع گرایش (کشش به فرد مشابه و یا متفاوت) می‌توانند به طور هم‌زمان در یک فرد وجود داشته باشد.

در حقیقت روان انسان به دلیل پیچیدگی‌ که دارد، قادر است در خود چنین تناقضاتی را هم جا بدهد.

شباهت روانی در ازدواج

متاسفانه شباهت زیاد ساختار روانی، می‌تواند مانع دوام رابطه عاطفی باشد. به عنوان نمونه، اگر در طرفین، نیاز به تسلط و مدیریت در همه زمینه‌ها به یک شدت وجود داشته باشد، احتمال این که بین این دو فرد نزدیکی عاشقانه دوام پیدا کند کم است.

در این شرایط حتی اگر کششی هم بین دو فرد ایجاد شود، بعد از پایان مراحل اولیه کشش و محبت و با شروع زندگی واقعی، با هم وارد یک “جنگ قدرت” خواهند شد که در آن هر کدام سعی می‌کند قوانین خود را به دیگری تحمیل کند.

یا به عنوان مثال اگر در هر دو این نیاز وجود داشته باشد که دیگری برایش نقش والد و حمایت کننده را ایفا کند و خود نتواند این نقش را برای او بازی کند، باز هم امکان تداوم رابطه عاطفی کاهش خواهد یافت.

در چنین رابطه‌ای، هر دو طرف احساس ناکامی و محرومیت می‌کنند. زیرا نه چیزی که انتظار دارند بر آورده می‌شود و نه خود می‌توانند پاسخگوی نیاز طرف مقابل باشند.

همزیستی بر اساس نیاز روانی

برای درک همزیستی بر اساس نیاز روانی و بر اساس نقشی که طرفین در یک رابطه بازی می‌کنند، مثال زیر را عنوان می‌کنیم:

رابطه‌ای را فرض کنید که در آن یکی از طرفین (مثلا زن) احتیاج مداوم به انتقاد کردن و کوچک کردن دیگری دارد و طرف مقابل در نقشی که دارد کاملا احساس رضایت می‌کند، زیرا نقشی است که از کودکی به او اهدا شده است و با گذشت زمان، رل “قربانی بودن” برایش نقش حیاتی پیدا کرده است.

زمانی که تحقیر می‌شود، می‌تواند به دیگران از اخلاق و بر خورد زنش شکایت کند و با دادن رل قربانی به خود، دلسوزی دیگران را برانگیزد.

این رابطه، رابطه‌ای است که شانس ادامه‌اش زیاد است. زیرا هر کدام از طرفین به گونه‌ای به دیگری نیاز دارد.

در حقیقت این “دیگری” به او یاری می‌دهد که سناریوی ارتباطی مورد نیازش را به اجرا در بیاورد. یعنی تا زمانی که طرفین قبول کنند به بازی نقششان ادامه بدهند، این رابطه ادامه پیدا خواهد کرد،ولی همین که یکی از دو طرف به دلایلی (مثلا به دنبال یک روان درمانی) تصمیم به تغییر نقشش بگیرد، زوج متزلزل خواهد شد.

رابطه بر اساس نیاز به ترمیم رابطه‌های گذشته

وقتی دو نفر با هم برخورد می‌کنند، از نظر روانی هیچ کدامشان دست نخورده نیستند و احتمال دارد روابط عاطفی متعددی را در گذشته تجربه کرده باشند.

یعنی تجربیات مثبت و منفی که در زندگی و در گذشته داشته‌اند ساختار روانی آن‌ها را شکل داده است.

سرخوردگی‌ها، تجربیات دردناک و جراحات ترمیم نیافته، جزوی از این تجربیات هستند.

گذشته افراد یکی از عواملی است که در چگونگی انتخاب و برقراری رابطه‌های عاطفی تاثیر می‌گذارد.

در حقیقت، ما با برقراری رابطه‌های عاطفی جدید، در مواردی سعی در بازیابی و بازسازی رابطه‌هایی هستیم که در گذشته به نوعی در ما جراحاتی بر جای گذاشته‌اند.

در حقیقت هر رابطه جدید، برای ما به گونه‌ای تلاشی است برای اینکه بتوانیم دوباره آن رابطه را تجربه و به نوعی ترمیم کنیم.

داشتن رابطه شبیه رابطه قدیمی

در موضوع انتخاب همسر ایده ال یکی از دلایل این که مشاهده می‌کنیم بسیاری از اشخاص خود را در رابطه‌ای شبیه به روابط قبلی‌شان قرار می‌دهند، این است که سیستم روانی به‌این شکل سعی دارد به نوعی با دوباره زندگی کردن آن رابطه جراحت روانی بر جا مانده را ترمیم بخشد و بدین گونه باعث ترمیم بخش دردناک و جایگزینی آن با “تجربه رضایت روانی” شود.

این جستجوی “تصویری از رابطه‌های عاطفی گذشته”، تا حدی عادی است، ولی زمانی مشکل ایجاد می‌کند که در فرد اضطراب‌های شدید که ناشی از “ترس از فقدان یا از دست دادن است” بیدار کند.

این اضطراب می‌تواند تاثیر زیادی بر کیفیت رابطه بگذارد و از عمیق شدن آن جلوگیری کند. زیرا ما دیگر فرد مقابل را آنچنان که هست، با تمام ضعف‌ها و قوت‌هایش، نمی‌بینیم.

بلکه او برایمان تبدیل به ابزاری می‌شود که توسط آن، رابطه‌های گذشته مان را بیدار و زندگی کنیم.

عامل دیگری که در انتخاب‌های عشقی ما تأثیر می‌گذارد به “تاریخچه خانواده‌ای که در آن به دنیا آمده و بزرگ شده‌ایم”، برمی‌گردد.

در حقیقت “مکانیسم‌های روابط خانوادگی” به نوعی به ما منتقل می‌شود و به عنوان عاملی می‌تواند تعیین کننده اعمال و انتخاب‌های ما باشد.

ما برای اینکه بتوانیم رابطه‌ای عاطفی سالم برقرار کنیم، در بعضی موارد لازم است که این مکانیسم‌های روانی را بشناسیم و به این ترتیب بتوانیم از این منحنی‌های بسته‌ای که رابطه‌های گذشته و تاریچه خانوادگی مان به ما تحمیل کرده‌اند خارج شویم.

نکات مهم در مورد معیار‌های انتخاب همسر مناسب و ازدواج

پس از بررسی‌های فوق در مورد معیار‌های انتخاب همسر مناسب باید توجه کنید که انتخاب کردن همسر برای تشکیل زندگی باید با دقت و منطق باشد. حتی بسیاری از افراد به خاطر ترس از تنها ماندن و یا فرار از محیط خانواده عجولانه تصمیم به ازدواج می‌گیرند و بدون شناخت کافی وارد زندگی مشترک با فردی می‌شوند که هیچ تفاهمی با او ندارند. نکته‌ی دیگری که لازم است به آن توجه کنید سنجش افراد بر اساس پیش بینی رفتار‌های آینده آن‌ها است. همسری که برای خود انتخاب می‌کنید بعد‌ها پدر و یا مادر فرزند شما می‌شود؛ بنابراین ویژگی‌های شخصیتی فرد مورد نظر خود را برای والد خوب بودن نیز حتما پیش از ازدواج در نظر بگیرید.

جست‌و‌جوی همسر با آگهی‌خیابانی!

پربازدید شدن تصویر یک آگهی برای پیدا کردن همسر در خیابان‌های پایتخت، بهانه‌ای شد تا از فرایند معرفی و شناخت برای ازدواج بگوییم.

«پسری هستم ۲۶ ساله، خوش‌تیپ،. قد ۱۸۰، کارگر ساده با حقوق شش میلیون تومان، دارای ماشین و منزل شخصی، جهت ازدواج با یک دوشیزه یا خانم زیبا نیازمندم… شماره تماس برای ملاقات…». به‌تازگی تصویری از یک آگهی با عنوان آگهی ازدواج در شبکه‌های اجتماعی پربازدید شده است که در آن، پسری ۲۶ ساله با توضیحاتی درباره خودش که در ابتدای همین مطلب خواندید، روش عجیبی را برای پیدا کردن همسر و انتخاب او در پیش گرفته است.

با توجه به این‌که ازدواج، یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های زندگی و تاثیرگذارترین اتفاقی است که در سرنوشت هر فرد رقم می‌خورد، ضرورت دارد فرایند معرفی و شناخت همسر و در نهایت انتخاب کردن او با رعایت ملاحظاتی انجام شود. در ادامه چند نکته درباره این شیوه خواستگاری و متن این آگهی مطرح می‌شود.

این روش برای یافتن‌همسر درست نیست

قبل از هر چیز باید گفت پیمان مقدس ازدواج، شأنی بالاتر از آن دارد که با چنین آگهی‌هایی به دنبال آن باشیم. از آن گذشته، معمولا افرادی که آمادگی‌های لازم برای ازدواج را دارند و به پختگی مد نظر رسیده‌اند، از این طریق به درخواست‌های ازدواج پاسخ مثبت نمی‌دهند؛ بنابراین این روش برای یافتن همسر درست نیست و توصیه هم نمی‌شود.

ضرورت شناخت خود برای انتخاب همسر

پیشنهاد می‌شود برای انتخاب شریک زندگی، شخص ابتدا خودش را به خوبی بشناسد و مطمئن شود در زمینه‌های رشد جسمانی، رشد اجتماعی، رشد مالی و رشد عاطفی یا استقلال روانی، آمادگی شروع زندگی مشترک را دارد. بعد از آن به ملاک‌هایش برای انتخاب همسر فکر کند؛ می‌توان این ملاک‌ها را در چند طبقه دسته‌بندی کرد: ملاک‌های ظاهری، ملاک‌های مربوط به وضعیت خانوادگی طرف مقابل، ملاک‌های مربوط به وضعیت اجتماعی او، ملاک‌های مالی، ملاک‌های عقیدتی و مذهبی و ملاک‌های اخلاقی. در هر دسته از این ملاک‌ها می‌توان مشخص کرد کدام موارد برای شخص ضروری و مهم هستند و باید حتما در طرف مقابلش وجود داشته باشند و کدام موارد چندان ضروری نیستند و اگر هم نباشند، مشکل‌ساز نمی‌شوند. در این صورت فرد دقیقا متوجه می‌شود خودش چگونه است و می‌خواهد طرف مقابلش چگونه باشد و بهتر می‌تواند دست به انتخاب بزند.

زیبایی، معیاری ناکافی برای انتخاب همسر

با توجه به نکات مطرح شده، به نظر می‌رسد ملاک‌هایی که در این آگهی آمده‌اند، کافی نیستند و خیلی از موارد، نادیده گرفته شده است. به طور مثال، این فرد درباره ملاک‌هایی که برای همسر آینده در نظر گرفته، فقط به زیبا بودن اشاره کرده است! معیاری که تقریبا سلیقه‌ای محسوب می‌شود و برای ازدواج ناکافی به نظر می‌رسد. اشاره کردن به نیاز نداشتن به جهیزیه هم حس خوبی در دختران ایجاد نمی‌کند و اگر هم فرد واقعا چنین رویکردی دارد، مطرح کردن آن در چنین آگهی ضروری به نظر نمی‌رسیده است. به طور کلی، اشاره نکردن این فرد به ملاک‌هایش برای انتخاب همسر در این آگهی، اگر در جلسه خواستگاری هم وجود داشته باشد که دور از انتظار نیست، یک نقطه ضعف و مانعی برای انتخاب اصولی همسر به حساب می‌آید.

چرا کمک‌گرفتن از آشنایان بهتر است؟

بهتر است فرد بعد از شناخت خود و ملاک‌هایش در انتخاب همسر، برای این پیمان مادام‌العمر اقدام کند. در این راه می‌توان از افراد نزدیک و قابل‌اعتمادی که شناختی قابل قبول از فرد دارند، درخواست کرد در صورت آشنایی با خانمی که شرایط ازدواج دارد، او را معرفی کنند. طبیعتا چنین راهی بهتر از پخش آگهی و… است. همچنین می‌توان به موسسات تسهیل ازدواج و تحکیم خانواده مراجعه کرد. کارشناسان این موسسات با گردآوری اطلاعاتی از دختران و پسرانی که قصد ازدواج دارند، آن‌ها را تناسب‌سنجی و گزینه‌های مناسب را به یکدیگر معرفی می‌کنند.

خواستگارم می‌گوید در 2 طلاق قبلی‌اش مقصر نبوده است!    

خواستگارم می‌گوید در 2 طلاق قبلی‌اش مقصر نبوده است!    

خراسان/ نزدیک چهار ماه می‌شود که از شوهرم در عقد جدا شدم. به تازگی خواستگاری دارم که دو بار طلاق گرفته و می‌گوید من در هیچ‌کدام از دو طلاقم مقصر نبودم. با این حال، می‌ترسم دوباره یک طلاق دیگر در شناسنامه‌ام ثبت شود. گیج شدم. چه کنم؟
مخاطب گرامی، پس از جدایی همواره ذهن فرد نگران این است که آیا مجدد شرایط ازدواج برایم مهیا می‌شود؟ آیا در ازدواج بعدی موفق خواهم شد یا باز هم با مشکل روبه‌رو خواهم شد؟ و … . تنها چهار ماه از طلاق شما گذشته است بنابراین حق دارید که نگران و به قول خودتان در این روزها، گیج باشید. با این حال، چند توصیه به شما داریم.
 وضع روحی‌تان را سر و سامان دهید
در همین صفحه خانواده‌و‌مشاوره، بارها راجع به این‌که چه زمانی مناسب است که فرد پس از جدایی، مجدد ازدواج کند توضیح داده شده است اما بنا بر سوال شما مجدد تاکید می‌کنیم که زمان مناسب برای ازدواج بعد از طلاق، گذشت شش ماه تا یک سال از جدایی است. چون شما قید کرده‌اید حدود چهار ماه از جدایی‌تان می‌گذرد، پس لازم است در ابتدا برای سرو سامان دادن به وضع روحی و بازسازی روانی پس از شکست در ازدواج، به خودتان زمان بدهید. در صورتی که فرد قبل از پایان این موعد که گاهی به دلیل صدمات روحی بیش از این هم زمان می‌برد، اقدام به ازدواج کند، معمولا تصمیم اش یک رفتار هیجانی برای فراموش کردن ازدواج قبل یا التیام آسیب‌های روانی آن است و احتمال تکرار رفتارهای آسیب زننده یا پشیمانی وجود دارد. همان‌طور که اگر پای فرد در یک مسابقه آسیب ببیند باید مدتی آن را گچ بگیرد، با عصا راه برود و … تا از نظر جسمی خود را تقویت کند، روان ما هم بعد از بحران جدایی نیاز به مراقبت دارد.
 خواستگارتان با مهارت خودآگاهی آشنا نیست
نکته بعدی درباره خواستگارتان است که می‌گوید من مشکلی نداشتم و در دو طلاق قبلی، مقصر نبودم. معمولا یکی از نشانه‌های رشد و پختگی  فرد پس از جدایی آگاهی از سهم و ضعف مهارت‌های خود در ازدواج قبلی وپذیرفتن آن است. معمولا افرادی که قادر به پذیرفتن سهم خود در طلاق و جدایی‌شان نیستند، آمادگی برای ازدواج بعدی ندارند. هیچ فردی درزندگی‌مشترک، کامل یا بی عیب و نقص نیست اما فردی که می‌گوید من هیچ تقصیری در اتفاق تلخ و مهمی مثل طلاق نداشتم، نیازمند آموختن مهارت خود آگاهی است، یعنی شناخت بهتر خود و یافتن نقاط ضعف و قوت. با توجه به این که خواستگارتان دو بار در ازدواج شکست داشته و هنوز در پذیرفتن سهم خود مقاومت دارد، بهتر است دست نگه دارید و شتاب زده تصمیم نگیرید.
 نگاه جامع‌تری به موضوع داشته باشید
با توجه به این‌که هیچ  اطلاعاتی درباره سن خود و خواستگارتان، شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دو طرف و … به ما نداده‌اید، برای گرفتن تصمیم نهایی باید نگاه جامع‌تری به موضوع داشته باشید و حتما در این مسیر علاوه بر استفاده از راهنمایی‌های والدین از یک مشاور متعهد و خبره کمک بگیرید.
نویسنده : زهره حسینی | مشاور و دانش‌آموخته دانشگاه علامه‌طباطبایی

دیگه وقتشه به خانواده ها بگیم!

دیگه وقتشه به خانواده ها بگیم!

تبیان/ در جامعه فعلی ما ازدواج کردن پیچیده‌تر از قبل شده است چرا که از یک طرف خانواده‌ها همچنان بر پای بندی به سنت‌ها اصرار دارند و از طرف دیگر تغییرات سریعی که در نگاه جوانان نسبت به فرآیند آشنایی و ازدواج به وجود آمده است آنها را با سوالات و چالش‌هایی در این زمینه مواجه کرده است. یکی از این چالش‌ها به میان آمدن پای خانواده‌هاست، آن هم وقتی دختر و پسر خارج از محیط خانواده همسرشان را انتخاب کرده‎اند. دکتر محمدرضا کمن، روانشناس، مشاور ازدواج و مشاور علمی پروژه همسان گزینی به این سوال و چالش پاسخ داده‌اند.
ما باید به این سمت برویم که اگر کسی با کسی در محل کار، تحصیل، حتی فضاهای مجازی که در زندگی امروزی گریزی از آن نیست، هر آشنایی پیدا کرد، در یک فرایند درست انتخابش را پیگیری نماید. در واقع اگر کسی می‌خواهد آشنا بشود برای اینکه ببیند طرف مقابل تناسب او هست یا نه، باید فرایند آشنایی را از یک رابطه احساسی به یک رابطه عاقلانه تبدیل کند؛ این تبدیل شرایط ملاحظاتی می‌خواهد:
اول اینکه باید هر چه زودتر پای خانواده وسط کشیده بشود، حتی اگر خانواده را در این قضیه صاحب رأی ندانیم، چون نفس حضور خانواده روابط را هم کنترل و هم زمان دار می‌کند و هم از عمیق شدن احساسات قبل از بررسی‌های عاقلانه جلوگیری می‌کند. لذا از بدو آشنایی در محل کار، تحصیل، فضای مجازی و یا حتی معرفی توسط یک دوست، خانواده باید از همان ابتدا در جریان قرار بگیرند.
یک جنبه دیگر از اهمیت خانواده هم در این است که دست کم بیست و پنج درصد از اینکه دو نفر به درد ازدواج با هم می‌خورند یا نه، برمی‌گردد به اینکه آیا خانواده‌های دو طرف به هم می‌خورند یا نمی‌خورند. وقتی خانواده‌ها اصلاً  بررسی نشده‌اند، نمی‌شود در مورد تناسب برای ازدواج نتیجه‌گیری درستی کرد. اگر هم خانواده درحالیکه قلباً راضی نیستند به احساس و انتخاب جوانان پا بدهند و دو جوان با هم ازدواج کنند، به دنبال آن خانواده‌ها به جای اینکه عامل آرامش آنها باشند، می‌شوند عامل به هم خوردن آرامش آنها.
در جریان قرار دادن خانواده صرفاً به این معنا نیست که پدر، مادر یا خواهر صرفاً بدانند. بلکه به این معنی است که آنها وارد گود بشوند و طرفین همدیگر را ببینند. البته یکی از مسائلی که در این موقعیت‌ها پیش می‌آید، ممکن است این باشد که خانواده گاردهای سنتی بگیرند به این ترتیب که جوان را تحت فشار می‌گذارند تا زود جواب بدهد. در این موقعیت‌ها مشاوره می‌تواند این روند را کنترل کند و آنها را نسبت به فرایند انتخاب که فرایندی بسیار دقیق است آگاه کند. و این فرهنگ جا بیفتد که اگر بعد از مدتی دیدار و گفتگو و تحقیق و بررسی با کمک خانواده‌ها و بدون اینکه فضا برای جوانان احساسی شده باشد، جوانان به این نتیجه برسند که به درد هم نمی خورند، خانواده‌ها بپذیرند که واقعاً اتفاقی نیفتاده است. اگر خانواده در این موقعیت موثر نباشد و جوانان وارد بازی‌های احساسی بشوند و بعد هم ازدواج نکنند، ممکن است باعث شود که موارد ازدواجی آینده را با آن مورد قبلی که نسبت به او احساس پیدا کرده بود، مقایسه کند و بدون اینکه آگاه باشد به خاطر بسته نشدن پرونده آن رابطه احساسی، موقعیت‌های بعدی را هم از دست بدهد یا انتخاب درستی نداشته باشد.

شوهر سابق خواهرم به خواستگاری من آمده است!

شوهر سابق خواهرم به خواستگاری من آمده است!

خراسان/ خواهری دارم که سه سال پیش بعد از این‌که خودش با یک پسر آشنا و عاشقش شد، ازدواج کرد. خانواده مخالف بودند اما من مدت‌ها تلاش می‌کردم شرایط را مدیریت کنم تا زندگی‌شان، تلخ نشود. خواهرم بعد از یک سال و نیم از انتخابش پشیمان شد و طلاق گرفت و مطمئنم که اشتباه کرد و خواهرم مقصر بود. حالا داماد سابق‌مان به خواستگاری من آمده و همه‌مان شوکه شدیم. حس خوبی به او دارم و نمی‌خواهم از دستش بدهم اما خانواده‌ام راضی نمی‌شوند.
با توجه به این که خواستگار فعلی شما همسر سابق خواهرتان است، در قدم اول پیشنهاد می کنم حتما با هم(یعنی با خواستگارتان) به جلسات مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کنید. فرایند کاملی را در این مسیر طی کنید و گام به گام با یکدیگر آشنا شوید و در جلسه‌تان درباره علت‌های مختلف مخالفت خانواده‌تان گفت‌وگو و حتی از خانواده‌تان دعوت کنید در جلسه حضور داشته باشند . پیشنهاد می‌کنم این چند موضوع را کامل بررسی کنید چون شرایط خاصی است و باید با دقت همه جزئیاتش بررسی شود. با این حال، توجه شما را به چند نکته جلب می‌کنم.
قدم اول، خودشناسی است
برای انتخاب شریک زندگی خوب اول باید خودمان را دوست داشته باشیم. انسان‌ها همواره به دنبال نجات خودشان از تنهایی هستند. اگر در شرایطی به سر می‌برید که احساس تنهایی را در شما زنده کرده  است، برای رهایی از این حس به دنبال خودتان بگردید. در ابتدای هر رابطه سالمی باید خودمان را پیدا کنیم زیرا هیچ آغوشی امن‌تر از خودمان نیست. وقتی ما خودمان را دوست داشته باشیم با مراقبت و کیفیت بهتری شریک زندگی خود را انتخاب می کنیم.
عصبانیت تان از خواهرتان را مدیریت کنید
گاهی خشم‌ها ما را از یکدیگر دور می‌کنند و اجازه نمی‌دهند برای درک یکدیگر تلاش کنیم. این خشم از ما انسان‌هایی می‌‌سازد که فقط حق را برای خودمان می‌دانیم و از شنیدن خواسته و صحبت دیگری ما را عاجز می‌کند. اگر در رابطه شما و خواهرتان موضوعی هست که برای شما عصبانی کننده است(از متن پیامک‌تان این‌طور برداشت می‌شود) حتما با خواهرتان به گفت‌وگو بنشینید. ممکن است عصبانیت شما از خواهرتان باعث شود ضعف‌های خواستگار فعلی‌تان را نبینید و همه دلیل طلاق خواهرتان را در او خلاصه کنید.
از خانواده‌تان فاصله نگیرید
الان شما و خانواده‌تان در یک نقطه ایستاده‌اید. هم شما فکر می‌کنید که تفکرتان  درباره مقصر بودن خواهرتان در ازدواجش درست است و هم خانواده‌تان فکر می‌کنند تفکرشان درست است که ازدواج شما و همسر سابق خواهرتان ازدواج موفقی نخواهد بود. بهتر است برای گرفتن تصمیم بهتر، صمیمیت را بین خود و خانواده‌تان افزایش دهید و نباید مرتکب این اشتباه بشوید که در این شرایط از خانواده‌تان فاصله بگیرید.
برای آشنایی بیشتر وقت صرف کنید
شما و خواستگار فعلی‌تان می‌توانید تعداد جلسات خواستگاری بیشتری نسبت به بقیه داشته باشید و به طور کلی زمان طولانی‌تری در فرایند شناخت یکدیگر باشید. گاهی زمان نجات دهنده است برای این‌که جلوی بعضی از آسیب‌های آینده را بگیریم یا پا به مسیری بگذاریم که کمک کننده است. هرچه که هست باید زیر نظر خانواده‌ها برای شناخت بیشتر تلاش کنید زیرا از زمانی که خواستگارتان داماد شده بود، یک سال و نیم گذشته و ممکن است که این فرد هم تغییراتی کرده باشد.
 نکته مهم:در پیامک شما اطلاعات درستی از این‌که از چه زمانی داماد سابق‌تان به شما ابراز علاقه کرده، وضعیت فرهنگی خانواده‌تان و … وجود ندارد و  درباره نظر خواهرتان هم با این وصلت چیزی نگفتید. همه این‌ها مسائلی است که برای دادن پاسخ بهتر به شما لازم است.

نویسنده : اسما صابری | روان‌شناس و نوروتراپیست

دلایل روانشناختی مجرد ماندن افراد 

دلایل روانشناختی مجرد ماندن افراد 

بیا نی نی/ برای کمک به پیشرفت هر چه زیاد یک انسان اتفاقاتی در زندگی وجود دارد که بایستی در یک دوره زمانی خاصی رخ بدهند، یکی از این اتفاقات مهم ازدواج در زمان معین برای جوانان می باشد. متاسفانه این روزها بالا رفتن سن ازدواج جوانان به یک معضل بزرگ در جامعه تبدیل شده است و از آن به عنوان مشکلات کنونی مهم جامعه یاد می شود این اتفاق دلایل متعددی همچون مشکلات اقتصادی و یا ایده آل گرا بودن جوانان و … می تواند داشته باشد.
بسیاری از افراد در جامعه ما هیچ امیدی به ازدواج کردن ندارند و احتمال تجربه ازدواج برایشان خیلی خیلی کم است از عناصر مهمی که ازدواج را میسر می کند پول، زمینه های فرهنگی و اجتماعی و … می باشد اما آیا بودن این سه عنصر برای قطعی شدن تصمیم ازدواج کافی است؟ البته که خیر. چراکه خیلی از جوانان با وجود این که نه دچار معضل فرهنگی و معضل اجتماعی شده اند و نه حتی مشکل اقتصادی دارند اما همچنان باز هم مجرد هستند و هیچ برنامه ای برای ازدواج ندارند. بنابراین به سادگی می توان نتیجه گرفت که در این مسئله عوامل دیگری نیز دخیل هستند و در پس ظاهر استدلال های افرادی که در شروف ازدواج هستند دلایل دیگری پنهان است که دانستن آنها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
ما در این بخش سعی کرده ایم این دلایل را از منظر روانشناختی بررسی کنیم با ما همراه باشید تا به دلایل روانشناختی این معضل بزرگ که در زندگی جوانان سایه سنگینی افکنده است پی ببرید.

فرار از تکرار کودکی
والدین همیشه باید به عنوان تسهیل کننده ازدواج فرزندشان باشند اما متاسفانه گاهی اوقات نیز به طور ناخواسته تبدیل به مانع ازدواج آنها می شوند. اگر بخواهیم ریشه ای نگاه کنیم موضوع به نوع رابطه پدر و مادر بر می گردد که فرزند از دوران کودکی شاهد آن بوده است به عبارتی چنانچه دوستی و تفاهم در رابطه پدر و مادر دیده شود تاثیر بسزایی در تمایل فرزند ازدواج می گذارد اما چنانچه خصومت ورزی های بسیار زیادی در رابطه والدین وجود داشته باشد تاثیرات جالبی نخواهد داشت.
بنابراین آن دسته از جوانان مجردی که بر این باورند «قادر به دل کندن از این دوران طلایی (مجردی) نیستند» و یا «ازدواج برابر با بدبختی است» مطمئناً چنین تجربه هایی را در زندگی خود داشته اند.

خطا و اشتباهات فکری
افکاری که در آنها «هیچ یا همه» وجود دارد ناخودآگاه به «حدس زدن در مورد افکار دیگران» پرداخته و خیلی جزئی یا کلی آنها را قضاوت می کند و این اتفاق باعث می شود که احتمال مجرد ماندن افزایش پیدا کند. به عنوان مثال جملات قالبی که اکثر موارد افراد استفاده می کنند که می توان به جملاتی از قبیل «زن و شوهر های امروزی فقط در روزهای اول عاشق همند»، «مردها فقط به فکر خودشان هستند» ، «همه زن ها مثل هم هستند» اشاره کرد که مصداق بارز همین خطاهای فکری می باشند.

کمبود اعتماد به نفس و عزت نفس
رفتارها و افکار افراد تحت تاثیر عدم اعتماد به نفس و عزت نفس می باشد و این امر باعث می شود که شانس ازدواج در این افراد کاهش پیدا کند اگر برایتان جای سوال است که این اتفاق چگونه رخ می دهد؟ باید بگوییم زمانی که شما به حد کافی عزت نفس ندارید در گوشتان صدای منتقدی می پیچد که دائم به شما می گوید «هیچکس کس مرا دوست ندارد» ، «من جذابیت ندارم» ، «کدام دختری با کسی مثل من ازدواج می کند؟ ، «کدام پسری به خواستگاری کسی مثل من می آید؟» و …
در این شرایط تنها راهی که به ذهنتان می رسد این است که با افکار منفی تمامی راه های ارتباطی با اشخاص جدید را ببندید و به هر رابطه ای که با ازدواج فاصله دارد تن بدهید. پس باید بدانید زمانی که عزت نفستان کاهش می یابد به تدریج اعتماد به نفس شما نیز از بین می رود و با این شرایط شما دیگر نمی توانید به خودتان در روابط اعتماد کنید و در نتیجه رفتارهای خود را نمی توانید مدیریت کنید و دیگران را دچار سوء تفاهم خواهید کرد و احساس می کنند که شما به آنها بی اعتماد هستید و در مقابل آنها نیز اعتمادشان را نسبت به شما از دست داده و تمایلی به ارتباط با شما نخواهند داشت.

داشتن معیار ها و ملاک های بلند پروازانه
این روزها دختر خانمهای 31 سوالی که مجرد هستند مدام به شوخی می گویند که «همسر مورد نظر او را بایستی برایش بسازند» این در حالی است که تمامی واقعیت ها در پس شوخی ها نهفته اند و از همین جمله می توان وسواس آنها را تخمین زد. این دست جوانان کم نیستند که در ملاک دهی ازدواج مته به خشخاش می گذارند و وانمود می کنند که همسری که مدنظر آنهاست وجود خارجی در جهان ندارد.

ترس و وحشت از صمیمیت
هم در دوران کودکی و هم در دوران بعدی زندگی ترس های ناخودآگاهی در وجود هر شخصی ایجاد می شود. به عنوان مثال زمانی که یک دختر 30 ساله مدتها پیش با یک پسری همسن خود رابطه ای دو یا سه ساله را تجربه می کند و به واسطه دروغ هایی که در قبال وفاداری خود از او شنیده و ازدواجی ناکام داشته است.
با وجود اینکه سالها از آن ماجرا میگذرد و او غرق در روزمرگی ها و اعتبار کسب کرده خودش است که به قول خود «هیچ نیازی به یک آقا بالا سر ندارد» و البته بر این باور است که آن قضیه برای تمام شده است ولی در حقیقت اینطور نیست و در یک حالت ترس از صمیمیت به سر می برد که حتی نداشتن یک دوست صمیمی مهر تاییدی بر این ادعاست.

منزوی شدن
زمانی که شما از همه دوستان و آشنایان خود کناره می گیرید باید بدانید که کاهش تعاملات شما باعث می شود که گزینه های مناسب برای ازدواج توفیق آشنایی با شما را از دست بدهند.

ترس از دست دادن امنیت
همه افراد در زندگی خود نقطه امنی دارند چراکه همه نیازمند احساس کنترل بر زندگی هستند زمانی که تجربه تلخی در روابط خود پیدا می کنید مرزی روانی-عاطفی برای این جنبه از روابطتان متصور شده و درون آن بدون اضطراب زندگی می کنید. و بعضی اوقات به همین رویه عادت کرده و به این منطقه پناه می برید. بنابراین در همین حال به هیچ عنوان حاضر به از دست دادن امنیت ساختگی تان نخواهید شد.

عواقب و تاثیرات منفی مجرد ماندن
هر دلیلی که باعث تجرد جوانان می شود آسیب های روحی و روانی بسیاری را به دنبال دارد در ادامه این مطلب اشاره ای به چند مورد از این آسیب ها خواهیم داشت:

کاهش توانایی در تمرکز و افسردگی
افرادی که سن ازدواج آنها افزایش یافته است حالات خاصی همچون بی تفاوتی نسبت به لذت ها، وارفتگی و بی حالی، عدم تمرکز در تصمیم گیری و تفکر را که همگی از نشانه های افسردگی هستند تجربه کرده اند. در اکثر تحقیقات علمی ثابت شده است افسردگی در دختران نسبت به زنان متاهل بیشتر دیده شده است و این نیز ثابت شده که تأخیر در ازدواج منجر شده است که تمایلات طبیعی توسط این افراد نادیده گرفته شود و به مرور زمان منزوی و افسرده شوند. در واقع آن دسته از افرادی که ازدواج کرده اند کمتر مستعد ابتلا به مشکلات روانی بالاخص افسردگی هستند.

احتمال افزایش و بروز انحرافات جنسی
زمانی که سن ازدواج فرزندان خانواده بالا میرود احتمال انحرافات نیز در آنها افزایش می یابد البته این گفته بدین معنی نیست که هر فردی که مجرد است و سن بالایی دارد در زمره منحرفان می باشد اما مقصود این است که بدانید در مقایسه با افراد متاهل، تعداد افراد منحرف از گروه مجردین بیشتر هستند. باید بدانید که نیازهای عاطفی و جنسی موضوعی نیست که بتوان به سادگی از آنها چشم پوشی کرد.

ایجاد احساس سربار شدن
در بین بعضی از دختر خانم های مجرد که سن ازدواجشان گذشته این احساس سربار بودن بسیار دیده می شود.چرا که در فرهنگ کشورمان ایران کمتر دختری به صورت مستقل و تنها زندگی می کند زمانی که سن و سال ازدواج آنها رو به بالا می رود این احساس به سرعت به سراغشان آمده و با هر اتفاق ناخوشایندی تشدید می شود.

وسواس شدید در انتخاب
با بالا رفتن سن ازدواج فرد یا درگیر وسواس در انتخاب می شود و یا به سمت تجرد قطعی سوق پیدا می کند، وسواس شدید در انتخاب تجرد دائمی به دنبال دارد. موضوع قابل توجهی که میان دختران مجرد رخ می دهد این است که اکثر آن ها میگویند:«حالا که سن ازدواجم افزایش یافته است باید به گونه ای شریک زندگی ام را انتخاب کنم که دیگران حرفی برای گفتن نداشته باشند.» این مسئله مهم باعث شده است که جوانان دچار یک ایده آل گرایی افراطی شوند و کمتر کسی را برای ازدواج بپذیرند.

راهکارهای رفع عوامل مجرد ماندن
حال که از دلایل و عواقب مجرد ماندن گفتیم در ادامه این مطلب قصد داریم مروری بر چگونگی از میان برداشتن این موانع که باعث می شوند جوانان رو به مجرد ماندن بیاورند داشته باشیم.

به چالش کشیدن صدای منتقد درونتان
چنانچه صدای منتقد درون تان را به چالش بکشید به شما کمک خواهد کرد که اعتماد به نفس و عزت نفستان را تقویت کنید و در نهایت شبکه ارتباطی شما گسترش پیدا می کند البته باید توجه کنید که این صدا از کجا نشات می گیرد. چراکه بسیاری از مواقع منشا این صداها انتقادات نابجایی است که در کودکی از والدینتان نیز شنیده اید.
فراموش نکنید که شما بالغ و بزرگسالید اگرچه تحت تاثیر دوران کودکی هستید ولی تکنیک هایی برایتان حاضر است که می توانید این تاثیرات را کاهش دهید. تکنیک هایی همچون بررسی صدای منتقد درون ، گپ و گفت با خود و فیدبک گرفتن از دوستان صمیمی درباره جذابیت خود.

حواستان به خودتان باشد
همه افراد در فراز و نشیب زندگیشان زخمهایی خورده اند که بعضی از آنها همچون یک خراش باقی مانده و به مرور زمان خود به خود بهبود پیدا می کند ولی بعضی از آنها به قدری عمیق هستند که امکان دارد عفونی شوند. تنها راهی که برای پیشگیری از این شرایط وجود دارد این است که آگاهانه به «خود» توجه داشته باشید. بدین معنی که با فکر کردن به اتفاقات گذشته و آثار آن بر روی خودتان با ترس ها و گره های روانی خود مواجه شوید و آرامش خود را به دست آورید.

رنجهایتان را بزرگ نکنید
چنانچه در زندگی خود رنج های بسیار زیاد و مهمی دیده اید با آنها مثل یک فاجعه برخورد نکنید، حتی سرکوب هم نکنید و بدانید که شما محکوم به تحمل کردن مادام العمر جراحت ها نیستید پس به جای اینکه به آنها فکر کنید تلاشتان این باشد که با توجه آگاهانه تر به آنها از بار عاطفی و غم انگیزش کاسته و قدمی برای بهبودیشان بردارید.

به دام انداختن افکار
همانطور که پیش از این درباره خطاهای فکری صحبت کردیم در این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی نیز به شما تاکید می کنیم که خطاها و اشتباهات فکری خود را تشخیص داده و در صدد اصلاح آنها بر آیید. به عنوان مثال خطا هایی همچون «هیچ و همه» گفتن را کنار بگذارید و به جای جمله «همه مردها مثل همند» سعی کنید این جمله را که «امکان دارد بعضی از مردان ویژگی های منفی داشته باشند ولی شامل همه آنها نمی شود» استفاده کنید.

محدود کردن قانون گذاری هایتان
زمانی که شما قانونگذاری می کنید و منطقه امنی برای خود ایجاد می کنید باید بدانید که این دو زمانی بهتر عمل می کنند که باعث فرصت سوزی نشوند و چنانچه اینگونه شود بایستی آنها را زیر پا بگذارید، ذهن را برای شناخت اتفاقات جدید آماده و گشوده تر کرده و سعی کنید با بررسی های معقولانه و کافی نسبت به دیگران اظهار نظر کنید.