ماشین‌کنترلی یا بازی فکری؛ به بچه‌ها انتخاب درست را یاد بدهیم

یکی از موضوعاتی که در دسته تربیت اقتصادی بچه ها قرار می گیرد، «انتخاب کردن» است. بچه ها از همان دوره کودکی باید روش درست برگزیدن را یاد بگیرند تا در آینده بتوانند در مسائلشان انتخابی درست داشته باشند.

 در دوران گذشته خانواده‌ها حتی تصور این را هم نمی کردند که بچه های قد و نیم قدشان که شاید از نظر آنها اصلا عقل‌رس هم نباشند، می‌بایست انتخاب کردن را در زندگی یاد بگیرند، درحالیکه الان والدین از کودکی به فکر این هستند که چطور به بچه هایشان حق انتخاب را یاد بدهند تا در بزرگسالی بتوانند انتخاب های درستی بکنند.

شاید از خیلی از دانشجوها ، بچه محصل ها یا کارمندان امروز سوال کنید که انتخاب درستی برای رشته تحصیلی خود داشته اند، بگویند که آن دوره نتوانستند درست کنند. از خیلی زوجین که در مرحله طلاق هستند اگر علت طلاقشان را بپرسید، شاید بگویند که درست انتخاب نکرده اند. پس می بینید که انتخاب چقدر در زندگی بچه ها اثرگذار است.

مدل تربیتی درست این روزها می‌گوید که بچه ها می بایست درست انتخاب کردن را از کودکی بیاموزند و در کنار آن طعم شکست در انتخاب هایشان را هم بچشند. انتخاب می تواند به بچه ها عزت نفس، حس مسئولیت پذیری، قدرت ذهنی ، خودمختاری فردی بدهد. وقتی کودک یاد بگیرد که در شرایط انتخاب است حتی اگر یک انتخاب پیش پا افتاده به نظر شما مثل انتخاب ماکارانی یا همبرگر باشد، باز هم قدرت تفکر ، انتخاب، قبول مسئولیت در او شکوفا می شود.

کودکانی که دارای والدینی سخت گر و انتخاب گر و یا در جهت عکس آسانگیر هستند، در انتخاب های آینده شان دچار مشکلات زیادی می شوند و همین است که ما بزرگسالان زیادی را می بینیم که حتی برای یک انتخاب ساده نیز عاجزند تا چه رسد انتخاب رشته تحصیلی، دانشگاه، همسر ، محل زندگی و خیلی انتخاب های دیگر.

**انتخاب درست داشتن

انتخاب درست داشتن یکی از اصلی ترین موضوعات تربیت اقتصادی بچه ها و به طور کلی سبک زندگی آنها است. پس خیلی باید والدین بدان دقت کنند که از کودکی بچه ها در موقعیت های مختلف انتخاب کردن قرار بگیرند البته این بدین معنی نیست که ما آنها را واقعا در شرایط سخت قرار بدهیم اما مثلا انتخاب اینکه ناهار امروز ماکارانی باشد یا همبرگر؟ یا اینکه برای تفریح به کوه بروند یا پارک؟ سینما را بیشتر دوست دارند یا تئاتر؟ اینها خود موقعیت هایی است که ما برای تفکر بیشتر و پرورش قدرت انتخاب بچه ها فراهم می کنیم.

والدین آگاه برای تفریحات آخر هفته حتما از بچه ها نظرسنجی می کنند ، نه اینکه خودشان جایی را انتخاب کنند و چه بچه ها دوست داشته باشند و چه نداشته باشند با آنها مجبور به همراهی باشند. البته این بدین معنی نیست افسار زندگی دست بچه ها بیافتد. خیر در برخی موقعیت ها می توان چنین امکانی را برای بچه ها قائل شد.

برای اینکه چنین امکانی در اختیار بچه ها قرار بگیرد، چند راهکار می توان به والدین ارائه داد:

1-کمک کنید به خوبی ها و بدی‌های انتخابش فکر کند

برای اینکه قدرت انتخاب را در فرزندتان ایجاد کنید، می توانید علاوه براینکه یک دو راهی یا چند راهی در جلوی پای او بگذارید، در کنارش هم به او بگویید که هر کدام از راه هایی که انتخاب می کند چه خوبی ها وچه بدی هایی دارد و آنها را با هم مقایسه کند . 

به طور مثال اگر دوست دارد در فروشگاه هم ماشین کنترلی بخرد و  هم بازی فکری، کمکش کنید که فکر کند هر کدام به چه درد او می خورد و کدام الان در این موقعیت بیشتر به کارش می آید.

اینطور بچه یاد می گیرد در موقعیت های دیگر زندگی در سنین بالاتر هم اهم و مهم کند و بتواند لیستی از مزایا و معایب و خوب و خوبتر تهیه کند تا ببیند ترازوی کدام سنگین تر است.

2-نتایج آینده انتخابش را از الان برایش ترسیم کنید

یکی دیگر از روش های قدرت انتخاب و آموزش آن به بچه ها این است که دورنمای آن انتخاب را ببینند. مثلا اگر همین مثالی که زدیم اگر قرار است به کمک آن بازی فکری در یک مسابقه فکری شرکت کند، ولی ماشین کنترلی فقط برای خواسته دلش است ، به او یادآور شوید که اگر بازی فکری را نخرد توی مسابقه هم نمی تواند شرکت کند.

چنین چیزی برای انتخاب هایی مثل ازدواج وانتخاب همسر بسیار کارآمد است با رعایت نکردن این موارد است که افراد دست به انتخاب هایی می زنند که در آینده شرایط مبهمی دارد و آنها را به پشیمانی می رسد چرا که زمان انتخاب به آینده آن فکر نکرده اند.

 

3-انتخاب نهایی را به عهده خودش بگذارید

برخی خانواده ها مدعی می شوند که همیشه بچه هاشان خودشان انتخاب می کنند اما در بطن زندگی شان که بروید، می بینید ظاهر امر از بچه ها نظرسنجی کردند اما در واقع کار خودشان را پدر و مادر می کنند. اینطور می شود که بچه ها تصور می کنند اصلا انتخاب هایشان به کارشان نمی آید و اصلا اهمیتی ندارد به همین دلیل در بزرگسالی و در موقعیت های اجتماعی هم که آنها قرار می گیرند باز هم تصور می کنند، انتخابشان ارزشی ندارد به طور مثال در مبحث رأی گیری به راحتی می گویند رأی ما چه ارزشی دارد و چرا باید رای دهیم چرا که تصوراین را ندارند که رأیی که می دهند و حتی یک رای می تواند در انتخاب سرنوشت کشورشان اثرگذار باشند.

بنابراین والدین آگاه وقتی از بچه ها برای کاری و خریدی نظرسنجی می کنند و به آنها انتخاب می دهند در نهایت هم درست است که آنها را برای یک انتخاب بهتر کمک می کنند اما انتخاب نهایی را به عهده بچه ها می گذارند حتی اگر انتخاب اشتباهی هم باشد، این آزمون و خطا را می کنند تا بچه ها گاهی طعم شکست را هم بچشند.

بنابراین دست از کنترل انتخاب های بچه ها بردارید و مدام به آنها دستورات مختلف ندهید تا بتوانند راحت انتخاب کنند، بهتر است بچه حرف شنویی نداشته باشید تا یک بچه مطیع که در آینده هم مدام به دنبال گرفتن دستور از دیگران است.

 

4-به کودکان وظایفی بدهید

یکی دیگر از راه های پرورش قدرت انتخاب، مسئولیت دادن به بچه ها است . مسئولیت یک کار را تا انتها به فرزندتان بسپرید مثلا به او بگویید این هفته دوست دارد یک  گل را نگهداری کند یا یک کاردستی زیبا بکشد و تا انتها کار را به او بسپرید. هرگز تصور نکنید کودک شما متوجه نمی شود ، تا پایان مسئولیتی که به او داده اید، او را تشویق کنید.

در نهایت در زمینه انتخاب دادن به بچه ها واقع گرا باشید، از چراها و ای کاش های بی دلیل بپرهیزید، کسب قدرت انتخاب از سوی بچه ها نیاز به شناخت رفتار کودک توسط والدین دارد ، لازم است که شما رفتارهای کودک خود را بررسی کرده و بشناسید تا در زمینه تقویت قدرت انتخاب بچه ها اثرگذار باشید.

 

 

کج خلقی در کودکان

کج خلقی در کودکان

کج خلقی در کودکان

متأسفانه وقتی کودک نوپا دارید، عصبانیت یک واقعیت زندگی است. در اینجا نحوه جلوگیری از آنها و نحوه مقابله با آنها آورده شده است.

چه زمان کج خلقی کودک شروع می شود؟

کج خلقی می تواند از 12 ماهگی شروع شود و بعد از 3 یا 4 سالگی ادامه یابد. اگرچه اغلب در سال دوم یا سوم کودک رخ می‌دهد.

چرا کج خلقی اتفاق می‌افتد؟

• ناامیدی کودک از توانایی های محدود خود در بیان احساسات و برقراری ارتباط با کلمات

• لزوم اعلام استقلال

• احساس عدم کنترل

• داشتن محدودیت های خیلی کم یا خیلی زیاد

• گرسنگی، خستگی، تحریک بیش از حد و کسالت

 

چطور با عصبانیت کودک مقابله کنیم؟

بنابراین اگر دلیل قابل تشخیصی برای عصبانیت کودک نوپا وجود نداشته باشد اما به نظر می رسد که در حال دمیدن است. احتمالاً با یکی از این استراتژی های رام کردن عصبانیت، موفقیت بیشتری خواهید داشت.

 

• فرزندتان را بخندانید:

خنده انواع مواد شیمیایی حس خوب را در مغز آزاد می کند و عوامل استرس زا را خفه می کند  پس یک کار احمقانه انجام دهید. به عنوان مثال، اگر کودک شما برای تعویض پوشک ثابت نمی ایستد یک پوشک تمیز روی سر خود بگذارید. اگر از نوشیدن شیر خودداری کرد، یک موز بردارید و با تلفن تماس بگیرید. بهترین چیز در مورد خندیدن یک کودک نوپا این است که آنقدرها هم سخت نیست.

• آهسته صحبت کنید:

از تلاش برای فریاد زدن کودک نوپا که جیغ می کشد خودداری کنید و در عوض با صدایی آرام و ملایم با او زمزمه کنید. (نکته: این فقط در صورتی جواب می دهد که او به شما نگاه کند.) به محض اینکه کودک نوپا متوجه می شود که دارید صحبت می کنید، احتمالاً ساکت می شود تا بفهمد چرا اینقدر آرام صحبت می کنید. فقط مطمئن شوید که چیزی آرام‌بخش می‌گویید، مانند: «متاسفم که خیلی عصبانی هستی. چرا پیاده روی نمی کنیم؟» با این حال اغلب به این ترفند اعتماد نکنید در غیر این صورت ممکن است از کار بیفتد.

• واکنش نشان ندهید:

می‌داند که وقتی گریه می‌کند یا سر و صدا می‌کند مورد توجه قرار می‌گیرد. بنابراین اگر به نظر می رسد که اینطور است و تا زمانی که کودک شما استرس خاصی به نظر نمی رسد، سعی کنید زمانی که او ادامه می دهد واکنش نشان ندهید و به کاری که انجام می دهید ادامه دهید. شما حتی می توانید زمزمه کنید یا با صدای بلند آواز بخوانید تا او واقعاً پیام را دریافت کند. تا زمانی که او کاری انجام نمی دهد که می تواند برای اطرافش یا خودش مضر باشد این می تواند یک راه بسیار موثر برای کاهش تنش باشد.

• کودک را در آغوش بگیرید:

تکیه بر قدرت لمس شما می تواند آرامش بخش باشد به خصوص که از دست دادن کنترل می تواند برای یک بچه کوچک ترسناک باشد. پس کوچولوی خود را بلند کنید و محکم اما آرام بغلش کنید.

• از تنبیه بدنی بپرهیزید:

این هرگز ایده خوبی نیست اما به ویژه در زمانی که احساسات در حال افزایش است و شما در خطر از دست دادن کنترل هستید، خطرناک است.

 

ایمن نگه داشتن فرزندتان در زمان عصبانیت

اگر کودک شما از نظر فیزیکی خارج از کنترل است (ضربه زدن، ضربه زدن)، به مکان امنی بروید. او را محکم بلند کنید (بدون کشیدن یا کشیدن). اگر در یک مکان عمومی هستید او را به بیرون یا ماشین خود ببرید. اگر این عملی نیست، کودک خود را محکم در آغوش بگیرید تا از آسیب رساندن به خودش جلوگیری کنید. (بعضی از کودکان نوپا وقتی محکم در آغوش گرفته می شوند آرام می شوند. همچنین اگر در کنترل خشم خود مشکل دارید یا به نظر نمی رسد که نمی توانید عصبانیت های کودک نوپای خود را کنترل کنید با پزشک کودک خود یا پزشک خود صحبت کنید.

 

منبع:

www.whattoexpect.com

5 اشتباه والدین برای بازی با کودکان

رعايت پروتکل ‌هاي بهداشتي باعث‌ شده تا اين روزها، والدين اصلي‌ترين همبازي‌ کودکان شوند، نقش پدر و مادرها در بازي کودکان بايد چگونه باشد؟
 

 امروزه همه روان شناسان کودک بر اين موضوع اتفاق نظر دارند که مهم‌ترين و موثرترين راه براي برقراري ارتباط با کودک، تربيت بهتر و نفوذ در دنياي ساده و زيباي کودکي،  بازي است و پدر و مادر به عنوان اولين همبازي‌ هاي کودک پررنگ ‌ترين نقش را در فرايند رشد ذهني، رواني، جسمي و مهارت ‌هاي زندگي به عهده دارند. خانه‌نشين شدن کودکان در اين روزها، بسته ‌شدن پارک‌ها و … نقش والدين در اين زمينه را مهم‌تر کرده است. در اين بين، پدر و مادري که مي‌خواهند با فرزند خود مشغول بازي شوند بايد به اين موضوع آگاهي داشته باشند که نمي‌توان هر فعاليتي را بازي ناميد بلکه بازي بايد يک سري ويژگي‌ها داشته باشد. همچنين در اين مطلب از رايج‌ترين اشتباهات والدين در زمان بازي با کودکان خواهيم گفت.

   ويژگي‌ هاي يک بازي خوب
اصلي‌ترين نکته اين است که بازي بايد  آزادانه انتخاب شود و خوشايند کودک باشد.  گاهي شاهد کودکاني هستيم که بازي را براي رضايت خاطر والدين انجام مي‌دهند، در حالي که خودشان به بازي که انجام مي‌دهند علاقه چنداني ندارند. مانند کودکي که به اصرار والدين به سراغ تمرين‌ هاي سخت ژيمناستيک مي‌رود يا پدري که به خاطر علاقه ‌اش به توپ فوتبال، به زور در خانه با مبل‌ها دروازه درست مي‌کند تا با فرزندش مسابقه فوتبال بدهد! در چنين شرايطي کودک به بازي به عنوان يک تکليف و وظيفه نگاه مي‌کند نه بازي که خود انتخاب کرده و از آن لذت ببرد. از ديگر ويژگي‌هاي بازي خوب اين است که واقعيت ‌گريز يعني به دور از مسائل و اتفاقات واقعي باشد مانند کودک ۵ ساله‌اي که قطعه چوبي را اسب مي‌پندارد و سوار بر آن به اين سو و آن سوي خانه مي‌دود، بازي ‌هايي که در آن تخيل کودک گاهي او را سوار بر هواپيماي خيالي کرده و گاه کوسه‌اي شناور در دريا. والدين در چنين شرايطي بايد با کودک همراهي کنند نه اين که با خنده و تمسخر يا نگراني به بازي او نگاه کنند.
   اشتباهات رايج پدر و مادرها براي بازي با کودکان
بازي براي کودک فعاليتي شادي‌آور و نوعي پاداش است که مي‌تواند در کنار اين شور و نشاط، کارکردهاي متفاوت تربيتي هم در پي داشته باشد که در مطلب ديگري به آن خواهيم پرداخت. آن ‌چه مهم است، نقش اساسي و مهم والدين در بازي کودکان به عنوان تسهيل‌گر است که گاهي يک سري اشتباهات، دستيابي به اين کارکردهاي تربيتي را کم رنگ يا حتي غيرممکن مي کند.
 نتيجه بازي را مهم جلوه مي‌دهيد
والدين موظف هستند شرايط مناسبي را براي بازي ‌هاي فرزندان خود فراهم  کنند. در هر نقش و جايگاهي که قرار داريم، وظيفه اصلي ما محافظت از سلامت جسم و روان کودک است. گاهي ديده مي‌شود والدين بيشتر به نتيجه بازي علاقه ‌مند هستند تا فرايند بازي، اين رفتار والدين منجر به ايجاد کمال‌گرايي در کودک مي‌شود و مانع بزرگي براي لذت بردن در بازي ‌هاي کودکانه است.
 هميشه اسباب ‌بازي گران‌ قيمت مي‌خريد
اشتباه ديگر پدر و مادرها در انتخاب و خريد اسباب ‌بازي ‌هاي گران ‌قيمت است. تهيه اسباب‌ بازي گران ‌قيمت براي کودک در ابتداي امر جذابيت زيادي دارد ولي پس از مدت بسيار کوتاهي آن ابزار براي کودک بدون استفاده خواهد بود و کودک ديگر سراغ آن نخواهد رفت. بسياري از بازي‌ها که هرگز براي کودک خسته‌ کننده نبوده و هميشه ايجاد نشاط و لذت مي‌کند، گران‌ قيمت نيستند و نيازي نيست که هميشه، گران‌ترين و خاص‌ترين اسباب‌ بازي را براي کودک‌تان بخريد. به جاي آن، چندين اسباب‌بازي بخريد و مطمئن باشيد هر کدامش، فوايدي براي ذهن و جسم کودک خواهد داشت.
 بازي‌ هاي سنتي را بي‌فايده مي‌دانيد
نکته بعدي اين است که بعضي والدين جوان معتقدند که بازي‌هاي سنتي ديگر جايگاهي در زندگي مدرن امروزي ندارد در حالي که بخش عظيمي از اختلالات در يادگيري کودکان يا کمبود توجه و تمرکز کودک به نوع بازي‌ هاي او برمي‌گردد. در گذشته بازي ‌هايي مثل هفت‌ سنگ، الک دولک، يک قل دو قل، يک کلاغ چهل کلاغ، قايم باشک، گرگم به هوا و … کمک شاياني به هماهنگي چشم و دست، ايجاد تمرکز، کمک به تقويت حافظه شنيداري يا ديداري و … مي‌کرد که  امروزه با حذف و جايگزيني نرم‌افزارهاي بازي و بازي ‌هاي مجازي به افزايش اين اختلالات در کودکان دامن زده شده است. البته بازي ‌هاي رايانه اي هميشه بي‌فايده و مضر نيستند بلکه با همراه‌ کردن اين بازي‌ها در کنار بازي‌ هاي سنتي مي‌توان کمک موثري براي تقويت توانمندي‌ هاي جسماني، رواني و اجتماعي و به روز شدن کودکان کرد.
 حواس ‌تان به حالت رواني کودک نيست
نکته ديگر، توجه به حالت ‌هاي عاطفي و رواني کودک است که گاهي والدين بدون توجه به آن، کودک را وادار به بازي مي‌کنند. وادار کردن کودکاني که خسته و کم‌ حوصله هستند به بازي هاي پرتحرک و رقابتي، ممکن است منجر به ايجاد رفتارهاي پرخاشگرانه در کودک شود. در حالي ‌که بازي‌هاي آرام و به دور از صحنه رقابت مي‌تواند به کودک کمک کند تا از خستگي و بي ‌حوصلگي وي کاسته شود و آرامش رواني خود را بازيابد.
 بازي را وقت تلف ‌کردن مي‌دانيد
برخي از والدين بازي ‌هاي کودکان را وقت تلف کردن مي‌دانند و مرتب به آن‌ها يادآوري مي‌کنند که با بازي کردن، فرصت‌ هاي آموزشي خود را از دست مي‌دهند در حالي که کودکان تا ۱۱ سالگي از طريق بازي‌ ها، بهتر و عميق‌ تر خيلي از چيزها را ياد مي‌گيرند به گونه‌اي که بسياري از کارشناسان آموزش و پرورش  توصيه مي‌کنند مفاهيم آموزشي که از طريق بازي به کودکان آموزش داده مي‌شود، يادگيري عميق‌تر و سريع‌تري را در او ايجاد مي‌کند.
نکته| به ياد داشته باشيد سرگرم‌ کردن کودکان با حداقل وسايل موجود و جذاب علاوه بر آن‌ که نشان دهنده توانايي والدين در پرورش آن‌هاست، مي‌تواند لحظات شاد و خاطره ‌انگيزي را  براي کودکان به خصوص در اين روزهاي کرونايي و ضرورت قرنطينه ‌خانگي به ارمغان آورد.

نويسنده : سمانه تعليم ‌دهنده | کارشناس ‌ارشد مشاوره توان ‌بخشي

عباراتی که والدین هرگز نباید به کودک بگویند

عباراتی که والدین هرگز نباید به کودک بگویند

بدونیم/ روانشناسان خانواده معتقدند که حتی یک جمله ناغافلانه می تواند تاثیر منفی بسیار قوی بر ذهن یک کودک بگذارد. به همین دلیل بسیار مهم است که وقتی با کودک در تعامل هستید روی جملاتی که به او می گویید دقت کنید و از گفتن بعضی جملات خاص شدیدا پرهیز کنید.
وقتی هم سن تو بودم همه کارهایم را خوب انجام می دادم
پدر و مادر برای بچه ها از بدو تولد تا ۶ سالگی حکم خدا را دارند: آن ها همه چیز را می دانند، آن ها به کودک کمک می کنند تا نگرش خود نسبت به دنیا را شکل دهند. عبارات خاص بین والدین و فرزند رقابت ایجاد می کنند. به عنوان مثال: هیچوقت نمی تونی منو بگیری، هر کاری که تو انجام می دهی من بهترش را انجام می دهم. بچه هایی که با این جملات بزرگ می شوند تمام سعی خود را می کنند تا ثابت کنند که می توانند چقدر خوب باشند. درست است که این مسئله آن ها را در رسیدن به هدفشان ترغیب می کند اما مشکل اینجاست که آن ها هدفشان این باشد که نه به خاطر خودشان بلکه بخاطر تحت تاثیر قرار دادن والدینشان به جایی برسند. این بچه ها وقتی بزرگ می شوند هیچوقت برای چیزهایی که در زندگی بدست آورده اند خوشحال نخواهند بود. خوشحالی آن ها وابسته به تایید والدینشان است.
تو میمون کوچولوی من هستی
وقتی این کلمات را برای کودک به کار می بریم آن ها را تبدیل به موجودی غیرانسانی می کنیم. به یک عروسک که هر چه دلمان خواست می توانیم با او انجام دهیم. در ابتدای زندگی، کودک این کلمات را مثبت تعبیر می کند چون به شما اعتماد کامل دارد. حتی اگر چیز بدی هم بگویید به دلیل اعتمادی که به شما دارند سعی می کنند آن را تکرار کنند. بنابرای باید بسیار مراقب کلماتی که به کار می برید باشید. بهتر است که وقتی او را خطاب قرار می دهید به جای اسم های مستعار بامزه نامش را به زبان بیاورید. در واقع کودک با نام اصلی خود به دنیا معرفی می شود، با نام اصلی خود خودش را در دنیا می شناسد و با نام اصلی خود درک می کند که چقدر در دنیا به عنوان یک شخصیت ارزش دارد.
دوستت در امتحان بهتر از تو بود
اکثر والدین نیات درستی دارند. آن ها اغلب به کودکانشان می گویند: نگران نباش برای من هم همین اتفاق افتاد اما ببین الان خوبم. آن ها این جملات را به کار می برند چون نمی توانند فراموش کنند وقتی پدر و مادر خودشان با توبیخ کردنشان به خاطر اینکه به خوبی دیگران نیستند آن ها را ناامید می کردند. جمله ای که می تواند تجربه ای آزار دهنده برای کودک باشد و تلخی ان را حتی تا دوران نوجوانی هم به دوش بکشد این است: چرا او در امتحان بهتر از تو بود؟ آن ها از شخصی که با او قیاس شده اند متنفر می شوند. بچه ها از اینکه با دیگران مقایسه شوند به شدت بدشان می آید و این مسئله باعث می شود که کودک همیشه خودش را با دیگران مقایسه کند و این رفتار سالمی نیست.
اگر یکبار دیگر این کار را انجام دهی دیگر دوستت نخواهم داشت
عبارت مشابه آن این است: اگر این کار را انجام دهی خیلی دوستت دارم. این نحوه صحبت کردن کودک را همیشه نگران این مسئله می کند که همیشه باید خوب باشد و هیچ اشتباهی مرتکب نشود. کودک تقلا می کند که ببیند والدینش دقیقا چه چیزی از او می خواهند و امیال و آرزوهای درونی خودش را نادیده می گیرد. وقتی این اتفاق بیفتد او دیگر بچه نیست چون لازمه بچگی بیخیالی و سبکبالی است. این ذهنیت که همیشه خود را در رده دوم اهمیت قرار دهد به آسانی تا دوران نوجوانی هم همراه او می ماند.

من رو سرافکنده نکن
بچه هایی که مدام این جمله را از والدین خود می شنوند دائما می خواهند به دیگران نشان دهند که آنچه آن ها فکر می کنند درست است. و هنگامی که مورد توجه مثبت قرار می گیرند نمی دانند که چگونه باید با آن کنار بیایند. ممکن است فرار کنند یا مخفی شوند. این بچه ها حس می کنند که هیچ انتخابی در زندگی ندارند و همیشه باعث سرافکندگی پدرومادرهایشان هستند. اگر شما از آن دسته والدینی هستید که این جمله را زیاد به کار می برید باید بدانید که زخم عمیقی بر احساس او وارد می کنید.
لنگه پدرت/مادرت هستی
گفتن این جمله با عصبانیت نشان می دهد که والدین روابط خوبی با هم ندارند و می خواهند که این سرخوردگی را روی فرزندشان تخلیه کنند. این گونه والدین می خواهند که به نوعی نارضایتی های خود را بیرون بریزند بنابراین از طریق صحبت هایی که با بچه دارند آن را بروز می دهند. طبیعتا تمام شنیده های کودک در این شرایط منفی هستند و برای مدت زمان طولانی در ذهن او حک می شود. به عنوان مثال اگر به کودک بگویید “مثل پدرت لجبازی” چیزهایی که در ذهن او می گذرد این است : نمی خواهم مثل پدرم باشم، او لجباز است، پدر بد است. همینطور کودک با این افکار منفی به زندگی خود ادامه می دهد.
اگر غذایت را نخوری بزرگ نمی شوی
خانم جوانی را می شناسم که می گفت وقتی کودک بود جمله ای که پدر و مادرش به او می گفتند این بود: اگر غذا نخوری شب غذا به سراغت می آید و تو را می خورد. درست است که این جمله کمی احمقانه است اما از آن پس او فوبیای انواع غذاها را داشت. این جملات باعث خیلی از مسائل احساسی در ارتباط با غذا می شود. همچنین مسائلی چون مشکلات وزن، خودآگاهی و خیلی مشکلات دیگ…
اگر درست رفتار نکنی تو را به عمو می سپارم
این جمله باعث می شود کودک فکر کند تنها زمانی که باب میل والدینش رفتار کند برایش ارزش قایل می شوند. گفتن این جمله مثل این می ماند که به کودک می گوییم: خودت نباش، باید هر طور که ما تایید می کنیم رفتار کنی. این بچه ها که دائما با این جملات بزرگ می شوند نمی دانند که از زندگی چه می خواهند و به جای آن همیشه سعی می کنند دیگران را راضی و خشنود سازند.
بعدا تنبیهت می کنم
این جمله به کودک می فهماند که والدین این حق را دارند هر کاری که دوست داشته باشند با فرزندشان انجام دهند و احساسشان بی ارزش است. آن هابه پدر و مادرشان به چشم یک رئیس و ناظر نگاه می کنند نه به چشم یک نگهبان مهربان و همیشه از ترس تنبیه شدن سعی می کنند کاری را انجام دهند که پدرومادر دوست دارند.
نمی خواهم ببینمت یا نمی خواهم صدایت را بشنوم
این جمله یعنی: زندگی من را خراب کردی، می خواهم ناپدید شوی، اصلا نباید وجود داشته باشی. طبیعتا کودک همیشه احساس گناه می کند و تصور می کنند که دلیل ناراحتی پدر و مادرشان هستند.
بنابراین نتیجه می گیریم که قبل از به زبان آوردن جمله ای باید بسیار مراقب باشیم. همه این جملات عواقب عمیقی در زندگی شخص خواهد داشت. کودکان بار دردناک این جملات را تا پایان عمر با خود حمل می کنند. وقتی نمی توانید خودتان گفته هایتان را کنترل کنید باید فردی را به عنوان شاهد در نظر بگیرید. باید در بهبودی رفتار خود تلاش کنید تا توانسته باشید در بهبودی زندگی کودکتان کاری کرده باشید.

سبزیجات و کودکان

سبزیجات و کودکان

خراسان/ اگر فکر می‌کنید سبزیجات  دلیل درگیری شما و فرزندتان سر میز شام است و نگران سلامتی فرزند‌تان هستید باید بگویم شما تنها مادری نیستید که از این داستان همیشگی عذاب می‌کشید.کودکان و سبزیجات می‌توانند یک ترکیب پیچیده باشند. هر مادری معتقد است در صورتی که بتواند فرزندش را به خوردن سبزیجات ترغیب کند ، کودک  سالم‌تری خواهد داشت. با این حال حتما خوب می‌دانید خوردن سبزیجات و لذت بردن از آن برای  کودکان واقعاً دشوار است.
 چرا خوردن سبزیجات برای  کودکان سخت است؟
بسیاری از  کودکان تمایلی به خوردن سبزیجات ندارند، اغلب آن‌ها معمولا تحت فشار و به اجبار تن به خوردن سبزیجات می‌دهند.اما دلیل علاقه نداشتن کودکان به خوردن سبزیجات به زمان نوزادی برمی‌گردد. ما با علاقه برای مزه‌های شیرین به دنیا آمده‌ایم. اگر خوب فکر کنید اولین غذای نوزاد شیر مادر است که دارای قندهای طبیعی از جمله لاکتوز است.برای همین است که عادت دادن به خوردن  سبزیجات در  کودکان کاری  دشوار است ، زیرا طعم تلخ ، ترش و پیچیده‌تری نسبت به شیر مادر دارد.آشنایی با خوردن سبزیجات  و اضافه کردن آن به برنامه غذایی کودک‌تان  نیاز به صبر و  راهکارهای جدیدی دارد.
 آیا کودکان واقعاً برای سالم بودن به سبزیجات احتیاج دارند؟
کار مهم سبزیجات چیست؟ چرا برای خوردن سبزیجات در کودکی تاکید می‌شود؟ دلیل آن این است که مواد مغذی مورد نیاز برای رشد در کودکی را می‌توان از طریق خوردن سبزیجات تامین کرد.سبزیجات و میوه‌ها دارای مواد مغذی مشابهی هستند بنابراین کودک شما با مصرف  انواع  سبزیجات می‌تواند مواد مغذی مورد نیاز خود را دریافت کند.
 خوردن لذت بخش سبزیجات در کودکان 
  طعم‌دار کردن 
سبزیجات نباید بدمزه یا بی طعم باشند. اگر فرزند شما با خوردن آن‌ها مشکل دارد ، در نحوه سرو و آماده سازی آن‌ها ترفند جدیدی  ارائه دهید.از افزودن ادویه جات ترسی نداشته باشید.  سبزیجات را با کره تفت دهید یا آن‌ها را با پیاز داغ یا پنیر ترکیب کنید.حتی می‌توانید یک سالاد خوشمزه با مقداری میوه خشک و آجیل درست کنید و یک طعم جدید و هیجان انگیز را به کودک‌تان پیشنهاد دهید.
 ترکیب با غذاهای آشنا 
سبزیجات را در کنار  غذاهای مورد علاقه او بگذارید. سرو سبزیجات در کنار غذاهایی که کودک شما با آن‌ها آشناست و آن‌ها  را دوست دارد ، احتمال این‌که سبزیجات را امتحان کند بیشتر می‌کند. غذاهای جدید یا ناآشنا می تواند برای کودک شما ترسناک باشد.
  پاداش و تنبیه ممنوع 
بسیاری از مادرها فکر می‌کنند که باید برای تشویق به خوردن سبزیجات در کودکان روش پاداش و تنبیه را به‌ کار بگیرند. مثلا« اگر کلم بروکلی نخوری ، امشب هیچ سهمی از دسر نخواهی داشت.» (تنبیه)
«اگر  همه سبزیجات خودت را بخوری! می توانی دسر بخوری.» (پاداش)
 اما باید بدانید  این  روش اشتباه است . این کار شما، غذا خوردن  را برای کودک سخت‌تر می‌کند و زمینه را برای رفتارهای مشکل ساز در غذا خوردن به‌وجود می‌آورد.

نویسنده :  مهسا کسنوی خبرنگار

فواید بازی های فکری برای کودکان

فواید بازی های فکری برای کودکان

بیا نی نی/ روانشناسان و پژوهشگران تأکید فراوانی بر فواید بازی های فکری دارند. این موضوع درمورد کودکان نیز صدق می‌کند. اما قطعا برای همه‌ی والدین این پرسش مطرح می‌شود که فایده بازی فکری برای کودکان که در سنینی پر جنب و جوش هستند، چیست؟
آیا مزایای بازی فکری برای کودک تنها معطوف به آرام نشستن آن‌ها و آسایش والدین است یا این بازی‌ها فی‌نفسه برای کودک نیز سودمند هستند؟ حقیقت این است که فراوانی فواید بازی های فکری برای کودک امری اثبات شده است که جنبه‌های گوناگون ذهنی، جسمی، فردی و اجتماعی دارد.
اهمیت بازی فکری برای کودکان و همچنین بزرگسالان
مغز کارکردهایی بیش از تفکرِ صرف دارد. درحقیقت، امپراطور بدن ما همین مجموعه‌ی حدودا 1500 گرمی است که با بیلیون‌ها یاخته‌ی عصبی (نورون) ـ و بسیاری بخش‌ها و اجزای ظریف دیگرـ کلیه‌ی اندام‌ها و کارکردهای بدن را تحت فرمانروایی دارد. آیا از یک فرمانروای بیمار و ضعیف می‌توان انتظار عملکردی مناسب و مؤثر داشت؟! ما با انجام فعالیت‌های گوناگون نظیر بازی های فکری مغزمان را نیز ورزیده می‌کنیم.
فلسفه‌ی فواید بازی های فکری برای کودکان و بزرگسالان از جهاتی مشابه و از جهاتی متفاوت است. عمده فعالیت‌های ما جزء روزمرگی‌ها و کارهای عادی زندگی هستند. همانطور که برای سلامت و تقویت جسم علاوه بر این فعالیت‌های عادی، ورزش‌ها و فعالیت‌هایی جانبی درنظر گرفته می‌شود، برای مغز نیز باید چنین تدابیری داشت.
کارکرد و فایده بازی فکری همین تقویت و بهبود عملکرد مغز است که در تمام ابعاد زندگی ما تأثیر دارد. ضروری است که این تقویت از نخستین سال‌های زندگی و در خلال رشد وجود داشته باشد. از آنجا که پرورش مغز در سال‌های نخست زندگی، امری تعیین‌کننده است، فواید بازی های فکری برای کودکان نیز بسیار حساس‌تر و محوری‌تر می‌شود.

3 فایده مهم بازی های فکری برای بچه ها
اینک زمان صحبت از تأثیرات شگفت‌انگیز و مزایای بازی فکری برای کودک است. باید خاطرنشان کرد که بازی‌های فکری با توجه به رده‌ی سنی کودکان یا نوجوانان سطح‌بندی دارند.
اگر بازی فکری مناسب سن کودک شما نباشد (بالاتر یا پایین‌تر از رده سنی او باشد)، کارایی لازم را نخواهد داشت. در هنگام خرید باید به این نکته و صد البته به روحیات و علایق فرزند توجه کرد.

فایده بازی های فکری برای رشد ذهنی کودک
مهم‌ترین فواید بازی های فکری برای کودکان عبارتند از:


اول: فواید بازی های فکری برای رشد ذهنی کودک
نخستین و برجسته‌ترین تأثیری که از بازی های فکری انتظار می‌رود، بهبود رشد مغزی و کارکرد ذهنی کودک است. درست است؛ هدف طراحان بازی فکری همین است و بازی های فکری دقیقا چنین کارکردهای ذهنی دارند و در زمینه‌های زیر باعث بهبود عملکرد مغز و ذهن می‌شوند.
1. افزایش تمرکز، توجه و ادراک: افزایش و تقویت این سه مهارت ذهنی، از جمله فواید بازی های فکری برای کودکان است که نقشی اساسی و مبنایی در رشد همه‌جانبه‌ی کودک خواهد گذاشت. اگر این قوا در ذهن کارایی لازم را نداشته باشند، هرگونه آموزش در سال‌های بعدی با شکست مواجه خواهد شد. جالب اینجاست که جنبه‌ی سرگرمی بازی ها برای کودکان، برجسته‌تر است و آنان معمولا احساس نمی‌کنند در حال تقویت مهارت‌ها و آموزش و یادگیری هستند.
یک نکته‌ی مهم در این رابطه، تأثیری است که می‌توان از بازی های فکری استاندارد و مناسب، برای بهبود تمرکز و ادراک کودکان بیش فعال داشت. ازسوی کارشناسان معمولا توصیه می‌شود برای تمرین تمرکز و توجه در این دسته از کودکان، حتما از بازی های فکری مدد گرفته شود.
2. درک بهتر مفاهیم درسی با استفاده از بازی های فکری: از جمله مهم‌ترین فواید بازی‌های فکری برای کودکان که از نظر والدین و مربیان نیز بسیار موردنیاز است، کمک به آموزش و عمیق‌تر کردن فرایند یادگیری است. اگر در مدارس به نقش بازی‌های فکری در یادگیری توجه شود، فرایند آموزش نیز تسریع و تسهیل می‌شود.
3. تقویت تخیل و افزایش خلاقیت: از فواید بازی های فکری برای کودکان این است که مؤثرترین نقش را در تقویت تخیل و خلاقیت کودکان دارند. بازی های فکری مجالی عالی برای کودک فراهم می‌کنند تا از ذهن خود کمک بگیرد و حقایقی را با تجزیه و تحلیل ذهن خود، کشف کند. قطعات یک پازل ساده را در نظر بگیرید؟ می‌دانید ذهن کودکتان چه فعالیت‌های گسترده‌ای انجام می‌دهد تا او آن پازل را بچیند؟

دوم: فواید بازی های فکری برای رشد اجتماعی کودک
کودک در جریان بازی‌ها، هم‌بازی دارد. از فواید بازی فکری برای کودک این است که علاوه بر هم‌بازی، هم‌فکر نیز دارد. در روند بازی های فکری کودکان در تمرکز، توجه و نتیجه‌گیری‌ها، یاری دهنده‌ی یکدیگر هستند. آنان افکار و ایده‌های خود را با هم‌سالانشان مطرح می‌کنند، به تجزیه و تحلیل یافته‌های ذهنی یکدیگر می‌پردازند و از جمع‌بندی فکرها و ایده‌های گوناگونشان به نتایجی می‌رسند.
ذکر این نکته ضروری است که نباید در رشد و تقویت مهارت‌های اجتماعی کودکان شتاب‌زده یا کمال‌گرا باشید. کودکان نیز همانند بزرگسالان افکار مستقلی دارند و ممکن است در بین آنان ناسازگاری‌ها و اختلافاتی مشاهده کنید. اتفاقا چنین رخدادهایی را می‌توان در بیشتر موارد نشانه‌ی خوبی دانست زیرا حکایت از پویایی فکری کودکان دارد.
هم‌چنین افزایش مسئولیت‌پذیری کودکان در قبال خود و همسالان و نیز تقویت روحیه‌ی پذیرش تفاوت‌ها، مدارا و مدیریت روابط از سایر فواید بازی فکری برای یچه‌ها به شمارمی‌آید.

سوم: فواید بازی های فکری برای رشد روانی و شخصیت فردی
رشد فردی زمینه‌ای برای رشد اجتماعی است. اگر می‌خواهیم فرزندانمان عملکرد نیرومندی در اجتماع داشته باشند، باید ابتدا روی زمینه‌های فردی آنان نیز تمرکز کنیم.

1. تقویت اعتمادبه‌نفس: از فواید بازی های فکری برای کودکان، رشد اعتمادبه‌نفس در آنان است. هماهنگی نوع بازی با سن و توانایی‌های کودک به طور ویژه در این مورد، مطرح است. درک توانستن، طی فرایندی که متشکل از برخی مراحل است و به حصول نتیجه می‌انجامد، از طریق بازی های فکری برای کودک فراهم می‌شود.

2. کاهش استرس: از بهترین فواید بازی های فکری که اتفاقا بزرگسالان نیز به آن توجه نشان ‌دهند، کاهش اضطراب و فشار روانی است. بازی های فکری معمولا با جلب توجهات پراکنده به سمت خود، افکار آشفته را سروسامان می‌دهند. این بازی ها در بهبود عملکرد ذهن در راستای حل مسائل نیز بسیار مؤثر هستند.

3. افزایش تعاملات مثبت میان کودک با اعضای خانواده: برخی بازی های فکری به شیوه‌ای طراحی شده‌اند که برای همه‌ی اعضای خانواده جذاب هستند. در این شرایط، کودک طی مراحل بازی، ارتباطی متقاوت با اعضای خانواده پیدا می‌کند. ممکن است طی بازی، بیان و رفع نیازهای خود را از نوع دیگری تجربه کند. مهم‌تر از آن، این‌که پذیرش مسئولیتی در بازی که می‌تواند با آن نقش یاری‌رسان را در قبال خانواده بازی کند، تجربه‌ی بی‌نظیری از توانایی برای اوست.

نتایج و فواید بازی های فکری در بلندمدت
افزایش توانایی‌های مغزی از سنین کودکی، تأثیراتی جالب توجه در سنین بزرگسالی دارد. تقویت قدرت تمرکز، توجه و ادراک در همه‌ی مراحل زندگی مورد نیاز است. همچنین افزایش سلامت روانی در کودکی اهمیت بیشتر و تأثیرات ماندگارتری دارد.
تقویت و رشد مهارت‌های فردی و اجتماعی، کودک را تبدیل به انسانی توانمند می‌کند که روزبه‌روز استقلال بیشتری می‌یابد و حس مسئولیت‌پذیری و اتکای به خود را بیشتر در خود رشد می‌دهد. فراتر از همه‌ی این‌ها، انجام بازی های فکری در سنین کودکی، سلامت پایدار مغز را چنان تأمین می‌کند که احتمال ابتلا به ناراحتی‌هایی چون آلزایمر و … در کهن‌سالی، بسیار اندک می‌شود.
سخن آخر : مطالب ذکرشده، اصلی ترین فواید بازی های فکری برای کودکان و نوجوانان هستند. هرگز نمی‌توان از اهمیت رشد روانی، فردی و اجتماعی در زندگی فرزندان غافل بود. بازی های فکری با تأثیراتی که در رشد ذهنی کودکان دارند و با تقویت انواع مهارت‌های روانی فردی و اجتماعی، نقشی مهم در توانمندی و قدرت یادگیری کودک ایفا می‌کنند. مزیت این بازی‌ها آن است که جنبه‌ی آموزشی آن در زیر لایه‌های سرگرمی پنهان است و کودک با رغبت به آن‌ها مشغول می‌شود.

9 علت مهم تشنگی زیاد کودکان

9 علت مهم تشنگی زیاد کودکان

بیا نی نی/ اکثر کودکان به نوشیدن آب تمایل دارند. این تمایلات تا حدی طبیعی است و در شرایط های گوناگون متغیر می شود. اما در مواردی عطش زیاد کودکان حاکی از وجود نوعی بیماری دارد. ما در این مقاله در خصوص بیماری هایی که منجر به احساس تشنگی زیاد در کودکان می شوند، توضیحاتی را ارائه کردیم.
نقش آب در بدن کودکان
بخش گسترده ای از بدن را آب تشکیل می دهد. به طور کلی حدود 65 درصد از بدن کودکان تا سنین بلوغ متشکل از آب می باشد.
مصرف آب برای دفع مواد زائد و حفظ عملکرد سلول های بدن امری ضروری است. با تعریق، تنفس، ادرار و مدفوع میزان بسیار زیادی آب از بدن خارج می شود. لذا تنها راه جبران آب های دفع شده، نوشیدن آب است.
در حقیقت آب بهترین مایع در راستای کنترل درست وزن گیری می باشد و درجه حرارت بدن را تنظیم می سازد. همچنین از بروز مشکلات دهان و دندان، یبوست و عفونت پیشگیری می کند.
در میان گروه های سنی مختلف دو گروه خردسالان و سالمندان در رابطه با نوشیدن آب نیاز به توجه دارند. با افزایش سن حس تشنگی رو به زوال می رود و افراد خودشان باید برای تأمین آب مورد نیاز بدن اقدام کنند. کودکان نیز احتمال دارد به دنبال فعالیت های مکرر و بازیگوشانه توجهی به احساس تشنگی نداشته باشند.
در مواردی کودکان از روی عادت تمایل به نوشیدن مایعات زیاد دارند و به دنبال آن دفع ادرار زیادی داشته باشند. در واقع تشنگی بیش از اندازه است که حاکی از نوعی بیماری یا اختلال در بدن دارد. 
کودک روزانه نیاز به نوشیدن 8 لیوان آب دارد
میزان مصرف متعادل آب توسط کودکان
میزان نیاز بدن کودکان به آب در شرایط های گوناگون متغیر است و به عواملی از قبیل نوع فعالیت، نوع غذاهای مصرفی و شرایط آب و هوایی بستگی دارد. 
حدود 80 درصد از شیر مادر را آب تشکیل می دهد. لذا نوزادان تا 6 ماهگی به موجب تغذیه از شیر مادر نیازی به مصرف آب ندارند. این نیاز به مصرف آب زمانی ضرورت می یابد که کودک علاوه بر شیر مادر از غذاهای کمکی بهره بگیرد.
لازم به ذکر است با وجود متغیر بودن نیاز انسان ها به آب، کودکان به طور متوسط روزانه به 6 الی 8 لیوان آب نیاز دارند.


علل مختلف تشنگی زیاد کودکان
کمبود آب در بدن
اختلال کم آبی در بدن با عنوان دهیدراسیون شناخته می شود. این واژه به معنی ناهماهنگی در میزان ورودی و خروجی آب از بدن می باشد. عارضه ی کم آبی معمولا در کودکان و بزرگسالان (65 به بالا) رخ می دهد.
به عبارتی دیگر دهیدراسیون عارضه ای است که به موجب آن مایعات بسیار زیادی از بدن دفع می شوند لذا کودک خواستار نوشیدن آب می شود. 
علت اصلی شکل گیری کم آبی در خردسالان وجود عفونت های ویروسی، باکتریایی و انگلی است. 
لازم به ذکر است اختلال دهیدراسیون با بروز تب، استفرغ و اسهال بروز می یابد.
کمبود آب در بدن با عنوان اختلال دهیدراسیون شناخته می شود
 

نارسایی احتقانی قلب
نارسایی احتقانی قلب نوعی اختلال در پمپاژ سازی خون توسط قلب است که با نشانه ی عطش های مکرر بروز پیدا می کند. این عارضه با کاهش توانایی های قلب در بازه ی زمانی طولانی شکل می گیرد و در خصوص کودکان به شدت نادر است.
با این حال در مواردی برخی کودکان دچار نارسایی قلب می شوند. انجام هر نوع فعالیتی براین قبیل کودکان ممنوع است زیرا با کوچک ترین حرکت به دلیل کارکرد ضعیف قلب، اکسیژن و خون مورد نیاز برای اعضای مختلف بدن تامین نمی گردد.
در فرایند درمان نارسایی های قلب داروهای تجویزی ادرار آور هستند. این دارو ها با هدف دفع مایع و مواد زائد از بدن طراحی می شوند. لذا  بابت احساس تشنگی کودک پس از مصرف این قبیل دارو ها نگران نباشید و به او اجازه ی نوشیدن آب بدهید.

بیماری های کلیوی
کلیه ها به طور طبیعی نوعی سیستم فیلتر هستند که در موارد بیماری ادرار های رقیقی را تولید می کنند.
در شرایطی که میزان آب ورودی به بدن و حجم دفع آب یکسان نباشد، احتمال وجود بیماری های  کلیوی وجود دارد. درواقع فرد مبتلا به اختلال کلیه، عطش و تشنگی بسیار زیادی دارد و در هنگام بول کردن احساس سوزش می کند. 
به عبارتی دیگر کلیه های آسیب دیده قادر به جذب و نگهداری از مایعات نیستند و با تکرر ادرار برای پیشگیری از کم آبی سیگنال هایی را به مغز می فرستند که کودک را به نوشیدن آب ترغیب می کند.

دیابت
امروزه دیابت نوع اول در میان کودکان زیر 20 سال رشد گسترده ای دارد. یکی از نشانه های وجود این عارضه، تشنگی بیش از حد کودکان است که در دو دسته ی شیرین و بی مزه قرار می گیرد.

دیابت شیرین یا ملیتوس 
بدن انسان در طی فرایند هایی غذاهای موجود در معده را به گلوکز مبدل می سازد و به واسطه ی آن انرژی مورد نیاز خود را تأمین می کند.
گلوکز در نوبه ی خود نوعی قند است و میزان قند خون موجود در بدن به واسطه ی انسولین تنظیم می شود. در میان اجزاهای مختلف بدن، لوزالمعده انسولین را ترشح می کند. لذا زمانی که سلول های بتای جزایر لانگرهانس در لوز المعده نابود می شوند، بدن توانایی تأمین انسولین را از دست می دهد و میزان گلوکز خون افزایش می یابد. در طی این فرایند  بیماری دیابت شکل می گیرد. 
کودکان مبتلا به دیابت به منظور تأمین سلول های بتا در راستای تنظیم سازی قند خون، انسولین تزریق می کنند.

دیابت بی مزه یا اینسیپیدوس
بدن کودک با وجود عارضه ی دیابت قادر به دفع ادرار غلیظ نمی باشد. بنابراین با دفع ادرار حجم آب بسیاری نیز از بدن او خارج می شود. 
در شکل گیری دیابت بی مزه کاهش تکثیر هورمون های ضد ادرار نقش دارند. درواقع این نوع هورمون سیگنال هایی را در خصوص آب مورد نیاز به کلیه ارسال می کند. لذا با شکل گیری دیابت و کمبود این هورمون، تکرر ادرار صورت می گیرد و موجب تشنگی کودک می شود.
از دیگر نشانه های دیابت کودکان علائمی از قبیل ادرار های مکرر، خستگی بی مورد، کاهش وزن و شب ادراری است. 
البته گاهی کودکان از سر لجبازی به دلیل حساسیت های مادر خواستار نوشیدن آب می شوند. شما به عنوان مادر برای کسب اطمینان خاطر می توانید برای گرفتن آزمایش از کودک اقدام کنید.
دیابت کودکان موجب تکرر ادرار شده و تمایل کودک به نوشیدن آب را زیاد می کند
 اختلالات تیروئیدی
یکی دیگر از عارضه هایی که موجب بروز احساس تشنگی بسیار زیاد در کودکان و حتی بزرگسالان می شود، اختلالات تیروئیدی است. 
غده ی تیروئید موظف به ترشح هورمون تیروئید است. تیروئید به دو صورت تیروئید کم کار و پر کار صورت می گیرد. این نام ها بر اساس کارکرد و فعالیت غده ی تیروئید انتخاب می شوند.
بیماری تیروئید اختلالاتی را در جذب ید به بدن، ترشح هورمون تیروگلوبین و ترشح هورمون تیروئید ایجاد می کند.
پیروی از اصول غذایی نامناسب
کربوهیدرات ماده ای غذایی است که در جذب و نگهداری آب در بدن نقش دارند. پیروی از برنامه غذایی نامناسب و عدم مصرف غذاهای حاوی کربوهیدرات موجب احساس تشنگی به خصوص در کودکان می شود.
علاوه براین، زیاده روی در مصرف نمک مانع هیدراته شدن آب در بدن می شود. این ممانعت به دلیل فعالیت طبیعی کلیه ها است. درواقع کلیه نمک و آب اضافی را همزمان با هم دفع می کند لذا زمانی که نمک موجود در بدن زیاد باشد، کلیه برای انجام روند دفع سیگنال تأمین آب را به مغز ارسال می کند.
کم خونی
با کاهش میزان گلبول های قرمز سالم در بدن، کم خونی شکل می گیرد. در مواردی فرد ابتلا به کم خونی احساس تشنگی می کند. البته لازم به ذکر است این احساس به ندرت اتفاق می افتد و علائمی از قبیل رنگ پریدگی، تعریق، افزایش ضربان قلب، ضعف و سر گیجه مولفه های اصلی کم خونی هستند.
جایگزینی برای آب در کودکان 
عده ای بر این باور هستند که آبمیوه بهترین جایگزین برای آب است. در حالی که آب میوه شیرین است و توانایی رفع تشنگی را ندارد. به علاوه به موجب مصرف متعدد آبمیوه وزن کودک به صورت نامتعادل افزایش می یابد و در آینده اختلالاتی در بدن او ایجاد می کند.
تاکنون هیچ جایگزین مناسبی برای آب یافت نشده است و برای برطرف سازی تشنگی همانا نوشیدن آب توصیه می شود.
 شیرینی موجود در آبمیوه توانایی رفع تشنگی را ندارد لذا جایگزین خوبی برای آب نیست
 اختلالات مصرف آب سرد
دمای هر ماده ی ورودی به بدن می بایست با دمای محیط سازگاری داشته باشد. نوشیدن آب خیلی سرد یا خیلی داغ مستقیما به بدن آسیب وارد می کند. 
بدن انسان با نوشیدن آب سرد، اقداماتی را در راستای افزایش دمای آب به وسیله ی انرژی انجام می دهد. مسلما در طی این فرایند انرژی بدن فرد کاهش می یابد و احساس خستگی می کند. 
از دیگر اختلالاتی که نوشیدن آب سرد در بدن ایجاد می کند، می توان به افزایش عطش، جامد شدن چربی، انقباض عروق معده، اختلال در روند هضم غذا، ایجاد حالت تهوع، درد در گلو و کاهش ضربان قلب اشاره کرد.
در طب سنتی نیز نوشیدن آب سرد منع شده است و باور بر این است که این قبیل نوشیدنی ها خطر کبد چرب را چندین برابر می کند. همچنین توصیه می شود از مصرف آب سرد پس از حمام و ورزش خودداری کنید زیرا صدمات غیرقابل جبرانی به کبد وارد می کند.

آموزش معذرت خواهی به کودک، روش صحیح

آموزش معذرت خواهی به کودک، روش صحیح
کودکان نوپا تشخیص نمی‌دهند که چرا باید برای انجام کاری که اشتباه بوده، عذرخواهی کنند. چه این کار عمدی باشد، چه تصادفی، باید آموزش معذرت خواهی به کودک را در برنامه خود قرار بدهید.

آموزش معذرت خواهی به کودک، روش صحیح

کودکان نوپا تشخیص نمی‌دهند که چرا باید برای انجام کاری که اشتباه بوده، عذرخواهی کنند. چه این کار عمدی باشد، چه تصادفی، باید آموزش معذرت خواهی به کودک را در برنامه خود قرار بدهید.
آن‌ها باید یاد بگیرند که همدلی داشته باشند و بدانند اشتباهشان می‌تواند به دیگران آسیب برساند. در این صورت بهتر درک می‌کنند که در آینده باید چه کاری انجام دهند.

در این مقاله می‌خوانید:

  • آیا کودکان نوپا، خطای خود را درک می‌کنند؟
  • چه کارهایی می تواند متفاوت انجام شود؟
  • آموزش معذرت خواهی به کودک، چگونه همه چیز را بهتر کنیم؟
  • برای کودک نوپای خود الگو باشید
  • والدین هم کامل نیستند
  • نتیجه کلی درباره آموزش معذرت خواهی به کودک

وقتی نوبت به عذرخواهی کودک نوپا می‌رسد، به این معنی است که باید به او آموزش دهید که چگونه مسئولیت کاری را که انجام داده است، بر عهده بگیرد و نسبت به دیگرانی که به آنها ظلم کرده، همدلی کند.

دقت کنید که این جمله به این بدان معنا نیست که کودک نوپا عمدا کاری را انجام داده که به دیگران آسیب برساند، اما او باید تشخیص بدهد که برای آن عمل عذرخواهی لازم است.

آموزش معذرت خواهی به کودک، روش صحیح
آیا کودکان نوپا، خطای خود را درک می‌کنند؟
قبل از اینکه کودکان نوپا یاد بگیرند چگونه عذرخواهی کنند، ابتدا باید بفهمند چه اشتباهی انجام داده‌اند. فهمیدن اشتباه به این معنی نیست که کودکان نوپا باید نسبت به آنچه انجام داده‌اند احساس بدی داشته باشند، یا از انجام آن خجالت بکشند، به‌خصوص اگر آنچه اتفاق افتاده عمدی نبوده.

وقتی کودکان نوپا انتخاب‌های خوب را در مقابل انتخاب‌های بد درک می‌کنند، این مهارت تا آخر عمر با آن‌ها خواهد بود. هنگامی که کودکان نوپا می‌توانند این انتخاب‌ها را انجام دهند، رفتار کلی بهتری خواهند داشت.

درک درست کودکان از اشتباه به آن‌ها کمک می‌کند تا متوجه شوند که کارهایشان می‌تواند باعث شود دیگران احساسی بد داشته باشند.

بنابراین در برخورد با اشتباه کودک، اولین قدم این است که از او بپرسید فکر می‌کند چه اشتباهی انجام داده و چرا این کار اشتباه است.
اگر او نتواند به این پرسش، جواب دهد، لازم است دراین‌باره با زبانی ساده به کودک توضیح بدهید و از او بخواهید حرف‌های شما را تکرار کند.

چه کارهایی می تواند متفاوت انجام شود؟
هنگامی که کودکان نوپا مسئولیت اقدامات خود را به عهده گرفتند، گام بعدی، کمک به آن‌ها برای درک بهتر انتخاب‌ها هنگام ایجاد وضعیت مشابه در آینده است.
وقتی کودکان نوپا انتخاب‌های خوب را در مقابل انتخاب‌های بد درک می‌کنند، این مهارت تا آخر عمر با آن‌ها خواهد بود. هنگامی که کودکان نوپا می‌توانند این انتخاب‌ها را انجام دهند، رفتار کلی بهتری خواهند داشت.
اگر کودکان نوپا در نقطه‌ای نباشند که بتوانند راه حل بهتری را بیان کنند، بهتر است درباره شرایط با آن‌ها گفتگو کنید.

آموزش معذرت خواهی به کودک، روش صحیح
آموزش معذرت خواهی به کودک، چگونه همه چیز را بهتر کنیم؟
از کودک بخواهید بعد از این‌که کاری اشتباه انجام داد، ببیند برای بهتر شدن اوضاع و بهتر شدن حال کسی که به او صدمه زده، چه کاری می‌تواند انجام بدهد. از او بپرسید: «حالا چه کاری می‌توانی انجام بدهی؟» این کار کمک می‌کند تا توانایی همدلی در کودکان نوپا فعال شود.
همچنین کودکان نوپا یاد می‌گیرند چگونه بگویند: «متاسفم».
وقتی این سئوال را از از کودک نوپا می‌پرسید، ممکن است بلافاصله به عذرخواهی نپردازد.

در عوض، اگر متوجه شود که شخصی را آزار داده است، ممکن است بخواهد او را در آغوش بگیرد.
ممکن است بخواهد کار خوبی برای شخص مقابل انجام دهد. این‌ها همه شکل‌های عذرخواهی است، حتی اگر کلمات «متاسفم» یا «ببخشید» گفته نشود.

آموزش معذرت خواهی به کودک، روش صحیح
برای کودک نوپای خود الگو باشید
وقتی کودکان نوپا می‌بینند والدینشان نسبت به عملکرد خود پاسخگو هستند، می‌توانند از طریق مشاهده دلیل مهم بودن عذرخواهی را یاد بگیرند.
شما باید عذرخواهی کردن را به صورت عملی به کودک یاد بدهید. مثلا زمانی که کودک را به خاطر کاری که مسئولش نبوده، سرزنش کرده‌اید، باید از او عذرخواهی کنید. کودک باید ببیند و متوجه شود که شما هم به خاطر کارهای اشتباهتان متاسف هستید و عذرخواهی می‌کنید.

آموزش معذرت خواهی به کودک، روش صحیح
والدین هم کامل نیستند
والدین کامل نیستند. مواقعی وجود دارد که آن‌ها کارهایی را انجام می‌دهند، یا حرف‌هایی را می‌گویند که نیاز به عذرخواهی از کوچک‌ترها دارد.
هنگامی که چنین کاری انجام دهید، کودک نوپا می‌بیند که به عنوان پدر یا مادر، مسئولیت کار اشتباهی را که انجام داده‌اید، به عهده می‌گیرید.

این کار به کودکان نوپا نشان می‌دهد که وقتی کسی واقعا نسبت به کاری که انجام داده، احساس پشیمانی می‌کند و از طرف مقابل می‌خواهد که او را ببخشد، حال همه بهتر می‌شود.
به کودکان نوپا باید آموزش داده شود که وقتی مسئولیت انجام کار اشتباهی را بر عهده دارند، مهم است که عذرخواهی کنند. آنها باید یاد بگیرند که چگونه مسئولیت کارهای خود را بپذیرند و با طرف مقابل همدلی داشته باشند.

نتیجه کلی درباره آموزش معذرت خواهی به کودک
آموزش عذرخواهی به کودک، سه مرحله دارد: مرحله اول: درک کودک از اشتباهی که انجام داده. مرحله دوم: فکر کردن در این‌باره که برای جبران اشتباهش چه کاری می‌تواند انجام دهد. مرحله سوم: الگو بودن برای کودک

اگر درباره روش‌های تربیتی کودک، پرسشی دارید روانشناسان کلینیک بیا نی نی می‌توانند به شما کمک کنند.