چه کنیم بچه‌ها اینقدر «هله‌هوله» نخورند؟

با این همه خوراکی‌هایی که دم دست بچه‌ها قرار دارد، چطور نو‌جوانان و بچه‌ها و والدین می‌توانند کاری کنند که غذا‌های ناسالم یا “هله‌هوله‌”ها اینقدر جذاب نباشد؟

مشکل چاقی کودکان چقدر جدی است؟

در بریتانیا، بیش از یک کودک از هر پنج کودکی که دوران ابتدایی را شروع می‌کند، اضافه وزن دارد یا چاق است و این نسبت تا شروع دوره دبیرستان به یک نفر از هر سه دانش‌آموز می‌رسد.

به سادگی فکر می‌کنیم، چون نوجوانان سوخت‌و‌ساز سریع‌تری نسبت به بزرگسالان دارند پس اشکالی ندارد که سر راه مدرسه یک بسته شکلات یا یک پاکت چیپس بخرند و بخورند.

به نظر دکتر سیمون استینسون، پژوهشگر علوم تغذیهٔ بنیاد تغذیهٔ بریتانیا: “شواهد نشان می‌دهد که پسر‌های چاق بالای چهار سال هر روز بین ۱۴۰ تا ۵۰۰ کالری اضافی مصرف می‌کنند و دختران در همین سن بین ۱۶۰ تا ۲۹۰ کالری در روز؛ چاقی می‌تواند به سلامت جسمی و ذهنی کودک صدمه بزند و خطر بیماری‌هایی مانند فشار‌خون بالا و مشکلات تنفسی را بیشتر کند و هم‌چنین زمینه مناسبی برای آسیب‌های ناشی از زورگو‌یی قلدر‌ها و کمبود اعتماد به نفس باشد”.

بنا به نظر دکتر نیکلاس ویلکینسون، ازدانشگاه لیدز رژیم غذایی ناسالم و نامناسب در کودکی بر وضعیت بدنی فرد در بزرگسالی اثر می‌گذارد. او می‌گوید: “نوعی فنوتیپ ضعیف و ناتوان وجود دارد که زمانی شکل می‌گیرد که در کودکی غذای کافی و مناسب خورده نشده باشد. یعنی شما با سیستم سوخت‌و‌ساز دیگری رشد می‌کنید، به طوری که با مقدار مواد غذایی کمتر می‌توانید به زندگی ادامه دهید. این فنوتیپ برای عبور از شرایط دشواری که در آن بزرگ شده‌اید به شما کمک می‌کند، اما در طولانی‌مدت به بدن شما آسیب می‌زند”.

هانا ویت‌تیکر، متخصص تغذیه‌ٔ کودکان به اهمیت رفع این مشکل در سال‌های آغازین زندگی کودک اشاره می‌کند: “وقتی کودکی حدود ۵ سال دارد و اضافه وزن دارد، اصلاح این وضعیت در آینده خیلی سخت خواهد بود، چون سلول‌های چربی در بدن او شکل گرفته اند و به رشد خود ادامه می‌دهند”.

کدام کودکان بیشتر در معرض خطر هستند؟

دکتر استینسون توضیح می‌دهد: “بچه‌های مناطق محروم انگلستان دو برابر بیشتر در معرض چاقی قرار دارند تا بچه‌هایی که در مناطق مرفه زندگی می‌کنند؛ برای خانواده‌هایی که درآمد خیلی کمی دارند مخارج رژیم غذایی سالم حدود سه‌چهارم از درآمد آن‌ها را می‌بلعد و غذا‌هایی که کمتر سالم باشند، ارزان‌تر هستند. فضای مناطق محروم طوری است که فروشگاه‌های فست‌فود بیشتر در دسترس هستند و امکان کمی برای فعالیت بدنی بچه‌ها وجود دارد”.

چطور بچه‌ها را تشویق کنیم تا غذای سالم بخورند؟

۱. از کودکی اجازه دهید با غذا بازی کنند

بچه‌ها را باید تشویق کرد تا با امتحان کردن میوه و سبزی‌هایی که طعم آن را نمی‌شناسند آن‌ها را بشناسند و این بخشی از تلاش برای تجربه‌های تازه باشد. مثلا به بچه‌ها بگویید: “این را اگر بخورم چه صدایی می‌دهد؟ ” و این کار باعث می‌شود بچه‌هایی که دیدگاه‌های سرسختانه‌ای در مورد مواد‌غذایی دارند و حتی می‌گویند “من حاضر نیستم آن را بچشم” هم آن را امتحان کنند.

۲. مواد غذایی جدید را جایی جز سر میز غذا به بچه‌ها معرفی کنید

دکتر ویلکنسون می‌گوید به جای اینکه ساعت‌ها در آشپزخانه وقت صرف کنید تا غذای جدیدی بپزید و آخرش هم فرزندتان آن را نپسندد و از آن رو برگرداند، بهتر است هر از گاهی مقدار کم و کوچکی از خوراکی جدید به او بدهید مثل کمی سبزی یا شاید تکه‌ای میوه که پیش از آن نچشیده باشد. “واکنش بچه‌ای که آن را دوست نداشته باشد این است که بگوید اه… و آن را تف کند بیرون! این موقعیت کمتر برای والدین آزارنده و برخورنده است اگر سر میز غذا نباشد”.

۳. به اندازهٔ هر وعدهٔ غذایی توجه کنید

دکتر ویت‌تیکر می‌گوید: “برچسب‌های مواد غذایی به ما اطلاعاتی از کیفیت غذا می‌دهند، اما در رستوران‌های فست‌فود نزدیک مدارس معمولاً چنین چیزی به چشم نمی‌خورد. کسب‌و‌کار‌های کوچک معمولاً برچسب مقدار مواد‌غذایی موجود بر محصولات خود ندارند. از این رو وقتی به سوپر‌مارکت کوچک سر خیابان می‌روید چطور ممکن است بتوانید چنین اطلاعاتی به دست بیاورید؟ “

او پیشنهاد می‌کند که والدین و بچه‌ها تصور و تخمینی ازاندازه هر وعده غذایی داشته باشند. او می‌گوید: “چیزی مثل یک پاکت بزرگ چیپس ممکن است تمرین خوبی برای شما باشد که مقدار مناسب یک وعده برای هر سن را تعیین کنید و اگر این کار را نکنید به راحتی ممکن است جلوی تلویزیون بنشینید و بدون اینکه حواس‌تان باشد دو یا سه وعده از آن را بخورید. ما نیاز داریم که الگو‌های آگاهانه‌تری در مورد خوردن داشته باشیم، هر چند به هر حال وسوسه در این میان نقش دارد، اما خوب است که هر چه می‌خورید، به اینکه چه می‌خورید و چقدر می‌خورید آگاه باشید”.

چه کنیم بچه‌ها اینقدر «هله‌هوله» نخورند؟

۴. نمونهٔ خانگی غذا‌های بیرون را درست کنید

اگر شما و فرزندتان غذا‌های بیرون را دوست دارید، راهی برای تغییر دستور تهیه آن‌ها پیدا کنید. ویت‌تیکر می‌گوید: “حتی غذای چینی با سس کاری یا رشته‌فرنگی را فکر کنید چطور می‌شود کمی تغییرش داد؟ چطور می‌شود چربی آن را کم کرد، یا کاری کرد که نمک و شکر و چربی اشباع شده کمتری داشته باشد؟ “به جای اینکه آخر هفته غذای بیرون سفارش دهید؛ با همه مواد غذایی که در خانه دارید چیزی درست کنید. با این کار در ذهن فرزند خود معنای تازه‌ای از “غذای راحت” می‌سازید.

دکتر ویلکینسون می‌گوید: “برای خیلی از ما انواع هله‌هوله‌ها و غذا‌های ناسالم یادگار‌هایی از دوران خوش و آسودهٔ کودکی‌ست، اما لازم است که در نسل بعدی این ارتباط را بشکنید. باید تصمیم بگیرید که آن را تغییر دهید و غذای‌های جدیدی برای خودتان پیدا کنید و این کار آسان نخواهد بود؛ این کار برخلاف جریان آب شنا کردن است”.

۵. بچه‌ها را در آشپزی مشارکت دهید

دکتر ویلکینسون می‌گوید: “بچه‌ها را تشویق کنید که با شما آشپزی کنند. “وقتی ببینند در آشپزخانه چه خبر است، به آن بیشتر اعتماد می‌کنند. اگر غذا را با دست خودشان درست کنند، بیشتر به آن اهمیت می‌دهند و دوست دارند این کار را ادامه دهند و بیشتر این کار را امتحان کنند”.

چه کنیم بچه‌ها اینقدر «هله‌هوله» نخورند؟

۶. خانه را با شکم پر ترک کنید

اطمینان پیدا کنید که فرزند نوجوان‌تان پیش از بیرون رفتن از خانه چیزی برای خوردن داشته باشد. حتی اگر کمی نان یا غلات کم‌شیرینی برای صبحانه یا مقداری میوه برای پیش از برگشتن به خانه باشد. همین کار ساده به آن‌ها کمک می‌کند که بتوانند جلوی وسوسه‌ٔ هله‌هوله‌ها بایستند.

چه کنیم بچه‌ها اینقدر «هله‌هوله» نخورند؟

۷. همه‌با هم… پشتیبان هم باشید

وقتی پای آشپزی و رژیم غذایی به میان می‌آید خیلی مهم است که والدین الگو‌های خوبی در این زمینه باشند. دکتر ویت‌تیکر می‌گوید: “در کلینیک ما در مورد چگونگی رژیم غذایی متعادل و برنامهٔ پیشنهادی سیستم خدمات بهداشت ملی بریتانیا (ان اچ اس) برای ایجاد و پیروی از رژیم غذایی سالم گفتگو می‌کنیم”. اعضای دیگر خانواده که با فرزندان در تماس هستند هم می‌توانند در این زمینه کمک کنند. “ما نیاز داریم که همه با هم در این کار مشارکت کنیم. از پرستاران خانگی بچه‌ها تا پدر‌بزرگ‌هایی که به عنوان “جایزه” به بچه‌ها هله‌هوله و خوراکی‌های ناسالم می‌دهند؛ و سر‌انجام… به خودتان مرخصی بدهید

حتی وقتی هر کاری از دست‌تان بر آمده را هم کرده باشید، باز هم کار آسانی نیست. بهترین راه این است که نفس عمیقی بکشید، اما دست نکشید، فقط یادتان باشد که آدم‌های زیادی هستند که در موقعیت شما هستند. دکتر ویلکینسون می‌گوید: “خودتان را سرزنش نکنید، چون این کار واقعاً سخت است… اگر برای شما سخت است برای هر کس دیگری هم سخت است و همینطور برای کل جامعه چنین است”.

حاشیه نشینی زنان در 6 برنامه توسعه

گزارش مرکز پژوهش های مجلس نشان می دهد احکام مربوط به زن و خانواده در 6 برنامه توسعه کشور فاقد چشم انداز، ساز و کار و  شفافیت بوده و نتیجه اش بروز تناقضات در اجرا، فقدان اجماع گفتمانی و برخورد سلیقه ای و شعاری دولت ها شده است؛ چالش هایی که باید منتظر رفع آن در برنامه هفتم بود.  
در کنار اذعان بسیاری از کارشناسان و مسئولان فعلی و سابق و اسبق، حالا مرکز پژوهش‌های مجلس هم در گزارشی تحلیلی، غفلت از حوزه زنان و خانواده در برنامه‌های کلان کشور و به طور خاص، شش برنامه توسعه را تایید کرده است؛ برنامه‌هایی که از نظر کمیت قابل دفاع است اما با نقص‌های بسیاری مواجه بوده است.
مسئله ای که روی میز حکمرانی نیست
فارغ از محکوم کردن جدی اغتشاشات اخیر، اما همه مسئولان، از روسای قوا گرفته تا نمایندگان مجلس و دیگر مسئولان دولت و حاکمیت، شنیده شدن صدای اعتراضات و پاسخ به مطالبات را یک اصل و ضرورت برای کشور برشمرده اند؛ مطالباتی که طبق ارزیابی کارشناسان، بخش عمده آن مربوط به حوزه زنان است و یک مصداقش هم صحبت های «فاطمه قاسم‌پور» رئیس فراکسیون زنان مجلس که گفته است: «زنان، مطالبات حقوقی و اجتماعی متنوعی در سطح جامعه دارند؛ مسائلی که گفتمان اصیل انقلاب برای آن پاسخ‌های جدی دارد البته متأسفانه به طور شایسته‌ای به این مسائل نپرداختیم، مسئله زنان روی میز حکمرانی ما نیست…» (گفت‌وگوی تفصیلی با خبرگزاری مهر-15 آبان 1401).
مهر تایید مرکز پژوهش ها
در کنار این اظهارنظرهای فردی، مرکز پژوهش های مجلس هم بر این دیدگاه مهر تایید زده است تا جای تردیدی نباشد که در کنار همه اقدامات و برنامه‌های حمایتی در حوزه زنان و رشد و ارتقای جامعه بانوان کشور طی دهه های گذشته، نگاه سیاست گذاری و برنامه‌ریزی در این حوزه، مشکلات بسیاری داشته و رضایت بخش نبوده است. این مرکز در گزارش «تحلیل و ارزیابی محتوایی برنامه های شش گانه توسعه در حوزه زنان و خانواده» هم این ادعا را اثبات کرده است. گزارشی که همین هفته گذشته، روی پایگاه اطلاع‌رسانی این مرکز قرار گرفت و بررسی‌اش داده های مهمی را در اختیار ما قرار می دهد.
فراوانی کمی احکام در 6 برنامه
از نگاه آماری، تعداد احکام مربوط به حوزه زنان و خانواده در شش برنامه توسعه کشور کم نبوده است: 8 حکم در برنامه اول، 18 حکم در برنامه دوم، 11 حکم در برنامه سوم، 24 حکم در برنامه چهارم، 12 حکم در برنامه پنجم و 30 حکم در برنامه ششم. نگاهی به جزئیات این برنامه ها هم نشان می دهد که در احکام ابلاغی، به بسیاری از ابعاد حوزه زنان و خانواده توجه شده است، از جمله: تسهیل و حمایت از اشتغال زنان و حرفه آموزی آن‌ها، ورزش و اوقات فراغت بانوان، حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر زنان، آموزش دختران، تسهیلات حقوقی قضایی برای زنان و… . اما چه سود که ایرادات جدی در تدوین این احکام، سبب شده امروز بانوان، یعنی حدود نیمی از جمعیت کشور، حمایت‌ها از خود و پاسخ به مطالباتشان را، ناکافی بدانند.
9 چالش احکام حوزه زنان و خانواده
اما پاسخ این سوال را هم  که «چرا احکام حوزه زنان و خانواده در برنامه های توسعه، به نوعی ناکارآمد بوده است؟» می توان در گزارش مرکز پژوهش های مجلس پیدا کرد. این مرکز در گزارش خود، چالش های برنامه های توسعه در این زمینه را این طور فهرست کرده است:
 1. کاربرد واژگان مبهم، سیال و قابل تفسیر، از جمله «عدالت جنسیتی»، «توانمندسازی زنان سرپرست خانوار»، «حفظ قداست خانواده»، «حفظ شئونات خانواده»، «تسهیل امور حقوقی زنان» و …
 2. نبود شفافیت در رویکرد و اقدام‌ها؛ مصداقش در موضوع توانمندسازی زنان سرپرست خانوار است که فقدان شفافیت در نوع اقدام‌ها و مدل توانمندسازی مدنظر قانون‌گذار در کنار ایرادهای متن قانون، موجب به نتیجه نرسیدن مسئله پس از گذشت 6 سال شده است.
 3. روشن نبودن سازوکار تولی گری و نحوه همکاری دستگاه‌ها؛ علی رغم تعدد ساختارها و نهادهای سیاست‌گذار و تصمیم ساز در حوزه زنان و خانواده در برخی از برنامه‌های توسعه، نهاد و دستگاه مشخصی مکلف به اجرای برنامه ها و اقدامات نشده و از عبارت کلی دولت نام برده شده است.
4. نادیده گرفتن برخی گروه ها و اقشار آسیب پذیر یا موضوعات؛ برخی از موضوعات و گروه‌های اجتماعی مانند زنان روستایی و عشایر، دختران مجرد در سن تجرد قطعی، زنان کارآفرین، مادران شاغل، زنان سالمند، خانواده های دارای چندقلو، در این برنامه ها نادیده گرفته شده اند. علاوه بر آن برخی مسائل نوپدید به مرور زمان از جمله، چالش‌های پیش روی مادران شاغل در زمینه نگهداری فرزندان و هماهنگی مسئله کار و فرزندپروری، مسئله حضانت کودکان پس از طلاق، زنانه شدن سالمندی، گرایش جوانان به زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی، زنان زندانی و … .
و فهرست بلند دیگری از چالش ها:
5. کلی نگری و تکلیف به تدوین برنامه های جامع
6. عدم طراحی اهداف و شاخص‌های عملیاتی و اجرایی مبتنی بر واقعیت‌های اجتماعی
7. عدم انسجام و یکپارچگی  احکام و مواد مرتبط با حوزه زنان و خانواده
8. بی توجهی به چندبعدی بودن حوزه زنان و خانواده
9. فقدان اجماع گفتمانی در حوزه زنان و خانواده و نسبت این دو مفهوم با یکدیگر؛ اهمیت این چالش نیاز به مرور توضیح مربوط به آن در گزارش منتشر شده دارد: این عدم اجماع به بارزترین شکل، خود را در موضوع مشارکت اقتصادی زنان و اشتغال آن‌ها منعکس کرده است، به نحوی که رویکرد دولت از لزوم هماهنگی مشارکت اقتصادی زنان با موضوع تحکیم خانواده، در برنامه اول و دوم توسعه، به «برابری در فضای اشتغال و موقعیت اقتصادی» و تشویق به آن در برنامه چهارم است اما در برنامه پنجم سیاست عدم تشویق اشتغال زنان مدنظر قرار می گیرد و در بر نامه ششم هم به هیچ یک از اشکال اشتغال زنان پرداخته نمی شود که نشان دهنده فقدان رویکرد مستمر و پایدار در این حوزه است .
احکام کلی، برخوردهای سلیقه ای، تناقضات متعدد
تحلیل های مرکز پژوهش های مجلس درباره این مشکلات هم قابل توجه است:
* متأسفانه در حوزه سیاست زنان، چشم انداز دقیق، متقن و تعریف شده ای شکل نگرفته و این مسئله سبب شده هر دولتی بر اساس اهداف و شعارهای خود به حوزه زنان بپردازد.
* در حوزه سیاست زنان فاقد راهبرد، الگوی کلان و نقشه راه مورد اجماع هستیم و همین مسئله منجر به شکل گیری تناقضات متعدد در مسیر اقدام‌ها و برخورد سلیقه ای با حوزه زنان و خانواده شده است.
* در حوزه سیاست خانواده نیز علی رغم پرداختن به این موضوع در تمامی برنامه های توسعه به نظر می رسد اقدام مشخص و عملیاتی چندانی مورد توجه نبوده و بیشتر به احکام کلی در این حوزه بدون توجه به ضرورت سیاست‌گذاری بر محورهای تأثیرگذار برآن پرداخته شده است.
* برنامه های توسعه در حوزه زنان و خانواده فاقد مبانی نظری منسجم و پیوسته بوده و بیشتر برگرفته از رویکرد دولت‌های مستقر و دیدگاه مدیران بخشی سیاسی – اجرایی و برنامه ریز  بوده است. 
 
   انتظارات به حق از تغییر رویکردها در تدوین برنامه هفتم 
شورای فرهنگی و اجتماعی زنان و خانواده دیروز با حضور دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل جلسه داد. جلسه ای که به گزارش بیا نی نی، با موضوع تدوین مواد قانونی در حوزه زنان و خانواده  برای الحاق به برنامه هفتم توسعه تشکیل و مقرر شد کارگروهی در این خصوص تشکیل شود  و پیشنهادهایش را در اسرع وقت ارائه کند. 
انتظار این است که این کارگروه، برای ارائه پیشنهادهای خود، گزارش مرکز پژوهش های مجلس و چالش های شش برنامه توسعه در حوزه زنان را هم مدنظر قرار دهد و امیدواریم پیشنهادهایی را ارائه کند که راهبردهای این مرکز پژوهشی هم در آن لحاظ شود:
– اجماع و تعیین چشم انداز و راهبرد، شاخص‌ها و راهکارهای عملیاتی، تحت عنوان الگوی سوم زن (اشتغال زنان، حقوق زنان، اوقات فراغت زنان، آموزش زنان به ویژه دختران بازمانده از تحصیل و محتوای متناسب با تفاوت های جنسیتی)
– تعیین دقیق اقدامات به همراه شاخص‌های عملیاتی
– توجه به اقشار و گروه های مختلف اجتماعی و مسائل نوپدید در حوزه زنان و خانواده
– پرهیز از آرمان‌گرایی و خودداری از ارائه شاخص‌های غیرواقع بینانه
– توجه به چندبعدی و فرابخشی بودن ح
وزه زنان و خانواده و پرهیز از نگاه تک‌بعدی
– استفاده از واژگان شفاف و مورد اجماع
 نویسنده: مصطفی عبدالهی

کلاس اولی ها را چگونه برای رفتن به مدرسه آماده کنیم؟

 برخی کودکان به دلیل وابستگی‌های عاطفی شدید در روز نخست مدرسه، نمی‌توانند از مادر جدا شوند و این وضعیت در آن هایی که تجربه رفتن به مهدکودک و پیش دبستانی را ندارند، بیشتر مشاهده می‌شود، بنابراین در برخی موارد کودک حاضر به جدایی از مادر نیست. به گزارش تسنیم، آماده سازی کلاس اولی‌ها برای رفتن به مدرسه، نقش بسیار مهمی در کاهش اضطراب آن ها دارد و روانشناسان روش‌های مختلفی را برای آماده سازی آن ها پیشنهاد می‌کنند. نسرین امیری درباره آماده سازی کلاس اولی‌ها برای رفتن به مدرسه گفت:‌ مادر باید از چند روز مانده به مدرسه، کودک را برای پذیرش ذهنی این مسئله آماده کند به عنوان مثال صبح‌ها رأس ساعت 7 تا 7:30 کودک را بیدار کند و مسیر خانه تا مدرسه را با یکدیگر بروند تا او به این شرایط عادت کند. وی افزود: اگر این امکان فراهم است، مادر به همراه کودک به فضای مدرسه برود و بخش‌‌های مختلف را به او معرفی کند تا در روز اول مهر، کودک در فضایی قرار بگیرد که برایش آشناست و اضطراب قرار گرفتن در محیط جدید و جدایی از مادر او را آزار ندهد. این روانشناس ادامه داد: مادر باید در رابطه با کلاس درس، معلم و همکلاسی‌ها با فرزندش صحبت کند و به او ارتباط‌گیری با همسالان را آموزش دهد تا کودک به آسانی بتواند با همسالان خود دوست شود؛‌ بهتر است در چند روز نخست مدرسه مادر فرزندش را همراهی کند؛ یعنی او را به مدرسه ببرد و پس از تعطیلی نیز به دنبالش بیاید. وی با اشاره به این که تشویق کودک برای حضور در مدرسه می‌تواند مانع از اضطراب و ترس او شود،‌افزود:‌ انتخاب کیف،‌کفش و لوازم تحریر مدرسه با سلیقه کودک و نمایش هر روز آن ها چند روز مانده به شروع مدرسه ، می‌تواند علاقه کودک را افزایش دهد. این روانشناس تأکید کرد: مادر می‌تواند با تعریف از مدرسه و فضاسازی مثبت آن در ذهن کودک، از ترس او برای حضور در مدرسه بکاهد.

چرا برخی نوجوان‌ها یک روز عاشق و روز دیگر فارغ می‌شوند؟

مدتی پیش با چند نفر از دوستانم که بچه‌های کودک و نوجوان دارند، میهمانی برپا کردیم و بعد از مدت‌ها دور هم نشستیم. آنقدر که حرف از بچه‌ها بود از خودمان یادمان رفته بود اما چند نکته در بین صحبت‌های دوستانم ذهنم را خیلی درگیر کرد. یکی از رفقایم می‌گفت که پسر نوجوانش کلافه اش کرده، چون مدام عاشق می‌شود. عاشق این هنرپیشه و آن خواننده، این بازیگر و آن شخصیت کارتونی. 

وقتی از او پرسیدم چطور با این مسئله ارتباط برقرار می‌کند، پاسخ داد: کاری نمی‌توانم بکنم سعی می‌کنم شرایط سنی اش را درک کنم اما وقتی هم دل به دلش می‌دهیم، تا آن سر دنیا می‌خواهد برای دیدن فرد مورد علاقه اش ما را ببرد. اما به هرحال هر چند وقت یک بار یک شکست عشقی می‌خورد و مدتی در خودش فرو می‌رود، دو مرتبه یک نفر دیگر الگو یا عشقش می شود و همان آش و همان کاسه می‌شود.

صحبت از عشق برای همه گروه های سنی جذابیت دارد اما وقتی دوستم درباره پسرش صحبت  می‌کرد، همه ما نگران شده بودیم. حتی یکی از دوستان می‌گفت: اصلا نمی‌تواند چنین چیزی را تحمل کند و  اگر بچه‌اش در این شرایط قرار بگیرد، قلم پایش را خورد می‌کند! از این اصطلاح همه ما خنده مان گرفت اما واقعا چنین چیزی ممکن نیست و حتی اگر باشد، باعث واکنش‌های منفی از سوی نوجوان می‌شود که اوضاع را وخیم تر می‌کند.

دو مرتبه دوستم ادامه داد و از همه تقاضای کمک کرد تا نظرشان را بگویند ، حتی می‌گفت: «قدیم ها کجا اینطور بود مگر ما جرئت چنین ابراز وجودهایی را جلوی پدر و مادرهایمان داشتیم، بچه تا به سنی می‌رسید که کسی را می‌توانست دوست داشته باشد، یا او را شوهر می‌دادند یا زن!» یکی دیگر از دوستانم می‌گفت: «الان دوره و زمانه تغییر‌کرده، نمی‌شود نوجوان هجده ساله را که عاشق شده، زن داد! همه به ریشمان می‌خندند . بعد تازه زنش هم بدهیم، دو روز بعد پشیمان می‌شود، آنوقت چکار کنیم؟»

باز این دوستم که در چالش پسرش قرار گرفته بود از دیگران پرسید که آیا باید با این بچه همراه شود یا جلویش بایستد. ما همه در فکر فرو رفتیم، شاید تعدادی هم یاد نوجوانی خودمان افتاده بودیم و سر پرشوری که همه در دوره نوجوانی با آن تغییرات هورمونی دارند. اما واقعا با نوجوانی که به واسطه تغییرات هورمونی و عاطفی مدام دچار تغییر حالت می‌شود و ممکن است عاشق شده و روز بعد فارغ می شود، چه کار می‌توان کرد؟ بهترین نحوه رفتار با نوجوانی که به قول خودش شکست عشقی خورده ، چیست؟


عشق دوره نوجوانی اگر به خوبی هدایت شود، به صراط مستقیم خواهد رسید

*عشق دوره نوجوانی از چه جنسی است و چه نشانه‌هایی دارد؟

تغییرات کودکان با رسیدن به دوره نوجوانی شدت و سرعت بیشتری می‌گیرد، این تغییرات شامل تفاوت های شدید جسمی و روانی می‌شود که باعث می‌شود بچه ها حالت‌های دگرگون و متنوعی را در وجودشان تجربه کنند. از تمایل به استقلال طلبی و پیوستن به گروه دوستان تا علاقه بیشتر به بیرون از منزل همه باعث می‌شود که اتفاقات جدیدی را تجربه کنند و جنس مخالف را طور دیگری ببینند، طوری که یک  مرتبه باعث علاقه زیادشان شود، چیزی که تا قبل از آن اصلا تجربه اش نکرده اند و باعث حس و حال خوبشان می‌شود.

طبق گفته روان شناسان این حالت عشق نوجوانی بیادماندنی‌ترین خاطره برای نوجوان است و نحوه مواجهه والدین با این پدیده باید هدایت‌گر باشد تا مقابله کننده.

«سید محمد متفقی روانشناس» در این‌باره می‌گوید: «نخستین نکته ای که والدین باید در نظر بگیرند این است که عشق دوره نوجوانی پدیده ای کاملا طبیعی و شایع است که اگر با درک و اطلاعات درست از سوی والدین پاسخ داده نشود، بچه‌ها این دوره حساس را با بحران های زیاد می‌گذرانند. نکته دوم این است که والدین باید شرایط دوره نوجوانی و علائم این عشق ها را بشناسند تا بتوانند سلامت روانی فرزندانشان را تأمین کنند. والدینی که در این زمینه آگاهی ندارند هم لازم است که مطالعه کنند و هم به مشاور نوجوان مراجعه داشته باشند.

نوجوانی که علاقه زیاد به تنهایی و استقلال از خانواده پیدا کرده، بی‌قرار است یا دچار تغییرات ناگهانی رفتاری شده و در صحبت‌هایش به ازدواج علاقه نشان می‌دهد، گاه اُفت شدید تحصیلی او گزارش می‌شود، هیچ تمرکزی بر مسائل روزمره ندارد و حتی کشمکش و درگیری با خانواده پیدا می‌کند، شاید عاشق شده باشد.پدر و مادر باید آنقدر تیزبین باشند که کوچکترین تغییر رفتار فرزندشان را در نظر بگیرند و به جای درگیری با او، رابطه شان را صمیمی‌تر کنند تا نوجوان به آن‌ها اعتماد کند».


نوجوانی که وقت خودرا صرف علم آموزی و کسب مهارت می کند، کمتر فرصت پرداختن به تخیلات و عشق های واهی را پیدا می‌کند

*مدیریت عشق های نوجوانی

نوع رفتار والدین با نوجوان ، مدیریت کردن یا نکردن این دست عشق ها را تعیین می‌کند. والدینی که در این شرایط فرزندشان را ترد می‌کنند یا مدام با هم درگیر هستند، نوجوان را بیشتر به سمت این عشق جذب می‌کنند اما والدینی که آگاهانه با نوجوان صمیمی  و همراه می‌شوند، می‌توانند بحران های این دست عشق ها را کنترل کنند. 

متفقی در این‌باره می‌گوید: «عشق دوران نوجوانی باید با کمک والدین کنترل شود،پس رفتار والدین اینجا خیلی مهم است که در کنار نوجوان باشند نه در مقابلش، درکش کنند و از صحبت کردن درباره او  نهراسند . برخی والدین معتقدند که اگر درباره این مسائل با فرزندشان صحبت کنند، حرمت‌های بینشان از بین می رود. در حالیکه این تفکر کاملا اشتباه است. شما هرچه بیشتر با فرزندتان تعامل و تبادل نظر کنید، قدم های بعدی او را بهتر می‌توانید مراقبت کنید. پس قدم اول صمیمی بودن و دوم صحبت درباره این مسائل است.»

*بلوغ، تنهایی، عشق های نوجوانی

طبق تحقیقات بلوغ زودرس بچه‌ها می‌تواند عامل عشق در دوره نوجوانی باشد. نوجوانی که در حال طی کردن دوره بلوغ است از سوی والدین باید خیلی مراقبت شود تا ذهنش درگیر عشق و ارتباطات جنسی نباشد. والدین در منازلشان باید زمینه را از هر حیث در دیدن و شنیدن محتواهای مستهجن و نامناسب سن نوجوان پاک کنند. والدینی که هر محتوایی از ماهواره و فیلم‌ها  را در اختیار فرزندانشان قرار می‌دهند، نباید انتظار بالغ نشدن زودهنگام فرزندشان را داشته باشند. بچه‌ای که هر تصویری را دیده و شنیده، قطعا عاشق اولین فردی که در دسترش قرار می‌گیرد یا شاید هم افراد غیرقابل دسترس چون سلبریتی‌های داخلی و خارجی می‌شود.

متفقی درباره تنهایی بچه های امروز و عاشق شدنشان توضیح می‌دهد: «بی تعارف بچه‌های امروز خیلی تنها هستند، اغلب پدر و مادر هر دو کار می‌کنند و این هم عیب نیست اما تنها بودن زیاد آنها باعث می‌شود که بچه ها دنبال سرگرمی‌های زیادی برای صحبت یا محبت کردن بگردند و با اولین نگاه و لبخند مجذوب جنس مخالف شوند  و در نهایت هم درگیری یک رابطه عاطفی که مشخص نیست انتهایش چه آسیب‌هایی دارد. برخی خانواده ها هم قضیه را خیلی ساده برگزار می‌کنند، مثلا می‌گویند: «بگذار عاشق شود، مگه ما نشدیم، آخرش همه اینها می‌گذرد و یک انتخاب درست می‌کنند یا چشم و دلشان سیر می‌شود! این هم یک نگاه اشتباه است چرا که در پس این عاشق شدن‌ها هزار آسیب و فتنه نهفته است».


اهمیت مهارت آموزی در دوره نوجوانی

*وظایف والدین در برابر مدیریت عشق های نوجوانی

درست است که همه ما می‌دانیم عشق‌های نوجوانی باعث اذیت و گاه بحران در بین فرزندانمان می‌شود اما این را هم باید در نظر بگیریم که این عشق ها منبع آگاهی و یادگیری بچه ها در این سنین می‌شود ، فقط کافی است که بدانیم چطور با آنها برخورد کنیم و روش صحیح در ارتباط بچه ها با این عشق ها را نشانشان دهیم. اما چطور؟

-درباره احساسات نوجوانتان صحبت کنیم

پیشتر اشاره کردیم که صمیمت والدین بحران دوران نوجوانی را کمتر می‌کند. متفقی می‌گوید: «گاه ممکن است به واسطه یک عشق نوجوانمان دچار مشکل و بحران بشود، بهتر است به جای جبهه گرفتن در برابر بچه‌ها و نشان دادن همه چیز دانی ، درباره احساساتشان صحبت کنید و در کنارشان باشید. حتی اگر در ارتباط با فردی هم قرار گرفته اند، سعی کنید آن فرد را بشناسید و با او ارتباط برقرار کنید. بنابراین از صحبت درباره احساسات آنها خجالت نکشید تا بتوانید درباره درست و غلط کارشان بهتر نظر بدهید.»

-با نوجوانتان مبارزه نکنید، او را هدایت کنید

متفقی تأکید می‌کند: «برخی والدین به اشتباه در این دوره وارد مسابقه رقابت ، تنبیه یا حذف امتیازات بچه‌هایشان می شوند. این دسته والدین باید بدانند که با این کار باعث جذب بیشتر فرزندشان به طرف مقابل می‌شوند. بنابراین با آرامش و خونسردی بدون واکنش منفی باید از نوجوان حمایت کرد. البته این هرگز به معنای تایید رفتارشان نیست اما باید هر والدی به دوره نوجوانی خودش هم برگردد و آن را مرور کند.این دوره را همه طی کرده اند.»

-حدود رابطه و احساسات نوجوانان را به آنها آموزش بدهید

طبیعتا  پدر و مادرها نمی توانند کاری کنند تا نوجوانشان دست از عشق بردارد، اما می‌توانند کمک کنند تا این احساس تمام ابعاد زندگی اش را نگیرد و باعث افت تحصیلی یا مسائل دیگر نشود مثل اینکه با او صحبت کنند که بخشی از ذهنش را تنها درگیر این علاقه کند و به سایر جنبه‌های زندگی اش هم برسد. درهرحال علاقه های این دوره آنقدر کوتاه است که اگر با هدایت والدین همراه نشود به سرمنزل مقصود نمی‌رسد.»

-نیازهای عاطفی و روانی فرزندانتان را تأمین کنید

گاه پیش می‌آید که والدین به دلیل بی توجهی‌ها و محبت نکردن‌هایشان ، نوجوانان را به دام عشق‌هایی می‌اندازند که عاقبتی ندارد. اینجاست که خود والدین  باید در مرکز قرار بگیرند و کانون خانواده را گرم نگه دارند تا بچه ها در سنین حساس جذب افراد غریبه نشوند و اشتباه نکنند. متفقی می‌گوید: «اگر امنیت روانی در خانه تأمین باشد و والدین عشق و محبت را در خانه ساری کنند، به لحاظ عقیدتی و ایمانی بچه‌هایشان را با اهل بیت(ع) و خدا و پیغمبر(ع) آشنا کنند، بچه‌ها سیراب می‌شوند و عشق و علاقه شان به سمت و سوی درستی سوق پیدا می‌کند. همین نوجوان‌های هیئتی و مذهبی که در تکیه‌ها و مساجد ایام محرم می‌بینیم، قطعا چنین خانواده‌هایی دارند.

امام علی (ع) در نهج البلاغه می فرمایند: «دل نوجوان مانند زمین آماده است که هر بذرى در آن افشانده شود، مى پذیرد. والدینی که بچه هایشان را از لحاظ محبت و عشق سیراب می‌کنند، اعتقادات مذهبی بچه‌ها را قوی می‌کنند، آنها را مقاوم بار می‌آورند و شخصیتشان را محکم می‌کنند، آنوقت است که این نوجوان در برابر خیلی بحران ها واکسینه می‌شود و همین دلیلی براین است که برخی به راحتی این دوره را طی می‌کنند و برخی خانواده ها بحران های زیادی با فرزندانشان تجربه می‌کنند.»


هدایت نوجوان ها به سمت مسائل مذهبی

-در برابر اشتباهات نوجوانان ، انعطاف پذیر باشید

در طی مسیر دوره نوجوانی و عشق های رنگ و وارنگ آن، بچه ها اشتباه و آزمون خطا می‌کنند. پدر و مادر علی رغم همه هدایت‌ها گاه نمی‌توانند کاری بکنند اماانعطاف پذیری اینجا نقش پررنگ دارد اینکه علی رغم همه اشتباهات باز هم والدین پذیرای فرزندشان هستند و او را در آغوش می‌گیرند، این حس امنیت را همه بچه ها باید داشته باشند. البته این بدین معنی نیست که والدین همیشه هم انعطاف داشته باشند، گاه با تکرار این فرآیند شاید توقعات اشتباهی برای بچه‌ها هم شکل بگیرد که این با درایت خود والدین بهتر است حل بشود که چه زمانی انعطاف نشان دهند و چه زمانی امتیازاتی هم از بچه ها گرفته شود تا متوجه اشتباهاتشان بشوند.

امام علی (ع) می فرمایند: « هرگاه جوان را توبیخ کردى ، برخى خطاهاى او را نادیده بگیر، تا توبیخ  تو، او را به مقابله وادار نسازد.» علی‌رغم همه این موارد باز هم دیده می‌شود که نوجوان ها در این سن دچار عشق‌های عجیب و غریب و افتادن در دام‌هایی می‌شوند که والدین از پس حل آن برنمی آیند، اینجاست که پای یک مشاور باید در میان بیاید تا خانواده را راهنمایی کنند و در جلسات مختلف بتواند با نوجوان و والدینش در ارتباط قرار بگیرد.