خیانت‌های فناوری به ذهن انسان

استفاده بیش از حد از نرم‌افزارهای مسیریاب، دفترچه‌تلفن گوشی‌های همراه و … باعث کاهش حافظه کوتاه‌مدت، اختلال در هوش و … می شود
 این روزها تقریبا همه ما، هیچ شماره تلفنی را حفظ نیستیم، برای رفتن به هرجایی و پیدا کردن نشانی از ذهن‌مان کمک نمی‌گیریم، برای همه قرار ملاقات‌هایمان یک آلارم می‌گذاریم و … . حالا سوال این است که آیا استفاده بیش از حد ما از فناوری روی عقل و ذهن‌مان تاثیر منفی دارد یا نه؟ باید چه کنیم؟ در ادامه و از منظر روان‌شناسی به این موضوع می‌پردازیم.
 اختلال در هوش و انزوای‌ اجتماعی
در تحقیقات اخیر محققان به این نتیجه دست یافته‌اند که استفاده مداوم از فناوری‌های دیجیتال تاثیر قابل توجهی بر عملکرد و رفتار مغز دارد که شامل افزایش علایم کمبود توجه، اختلال در هوش عاطفی و اجتماعی، اعتیاد به فناوری، انزوای اجتماعی، اختلال در رشد مغز و اختلال در خواب می شود.
 کاهش حافظه کوتاه‌مدت
به‌طور کلی فناوری می‌تواند تاثیر منفی یا حتی مثبت بر فعالیت‌های مغزی داشته باشد؛ فناوری با تغییر ساختارهای مغزی می‌تواند تاثیر قابل توجهی بر فعالیت‌های روزانه ما بگذارد. به‌طور مثال ذخیره کردن شماره دیگران در تلفن‌همراه باعث شده است افراد از حافظه خود برای نگهداری آن‌ها استفاده نکنند و همین موضوع می‌تواند بعد از مدتی حافظه کوتاه مدت فرد را تا حدود زیادی کاهش دهد.
 تاثیرات کوتاه‌مدت استفاده از فناوری‌های هوشمند
تلفن‌ همراه به عنوان یکی از پراستفاده‌ترین فناوری‌ها می‌تواند تاثیرات بسیار زیادی بر فعالیت‌های مغزی و رفتار فرد داشته باشد. این تاثیرات را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: تاثیرات بلند مدت و کوتاه مدت. تلفن‌ همراه با ایجاد طول موج کوتاه باعث بی‌خوابی‌های مکرر و  در پی آن  کاهش عملکردهای مغزی در طول روز می‌شود. همچنین این فناوری با استفاده از فضاهای مجازی الگو و معیارهای واحدی برای زیبایی، خوشحالی، هوش و … به فرد ارائه می‌دهد، در نتیجه فرد را به سمت  کمال‌گرایی، کمبود اعتماد به نفس، افسردگی و اضطراب می‌کشاند و عملکرد روزانه فرد را به شدت کاهش می‌دهد.
 تاثیرات بلند‌مدت استفاده از فناوری‌های هوشمند
از جمله تاثیرات بلند مدت استفاده از تلفن‌های همراه می‌توان به کاهش توجه فرد در کارهای روزانه، کاهش هوش فرد(به این دلیل که بیشتر داده‌ها به صورت آماده و بدون هیچ کوششی به فرد می‌رسد) و … اشاره کرد. علاوه بر این، استفاده از این فناوری می‌تواند بر توانایی دیداری فرد تاثیر منفی بگذارد.
 استفاده از فناوری فوایدی هم دارد
باید توجه داشت که استفاده از فناوری می‌تواند تاثیر مثبتی هم بر عملکرد فرد و حتی مغز او بگذارد. پژوهشگران زیادی در این زمینه به تحقیق پرداخته‌اند و نتایج پژوهش‌های آن‌ها نشان می‌دهد که استفاده از بازی‌های رایانه ای و سایر ابزارهای آنلاین مثل جست‌وجو در اینترنت برای یافتن اطلاعات باعث افزایش قابل توجه فعالیت‌های مغزی به ویژه در افراد مسن می‌شود. در نتیجه از این طریق می‌توان از بیماری‌هایی همچون زوال مغزی جلوگیری کرد. همچنین استفاده از فناوری‌های مربوط به زبان‌آموزی می‌تواند تاثیر چشمگیری بر وضعیت زبان آموزی کودکان بگذارد.
 رموز استفاده مفید از فناوری
در نتیجه می‌توان گفت که استفاده از فناوری‌های جدید همزمان مزایا و معایبی دارد بنابراین افراد با استفاده برنامه‌ریزی شده از این فناوری‌ها می‌توانند به نتایج بسیار رضایت بخشی در زمینه‌های مختلف برسند. اما چطور می‌توان برنامه‌ریزی مناسبی برای استفاده مفید از فناوری داشت؟
 بعضی از شماره‌ها، حداقل شماره نزدیکان‌تان را حفظ کنید و گاهی بدون استفاده از دفترچه تلفن گوشی و با کمک حافظه‌تان با آن‌ها تماس بگیرید، مثلا از مسیریاب‌های هوشمند چند روز در ماه استفاده نکنید تا ذهن‌تان، فعال‌تر بماند.
 قبل از هر کاری اهداف خود را مشخص کنید. شما از فناوری چه می‌خواهید؟! به طور مثال اگر شما یک فعال در زمینه محیط‌زیست هستید، سعی کنید در فضای مجازی بیشتر افرادی را که در این زمینه فعالیت دارند، دنبال کنید.
 استفاده از فناوری را به ساعات خاصی محدود کنید. به طور مثال سعی کنید از فناوری در ساعات پایانی روز استفاده نکنید تا در شما بی‌خوابی ایجاد نکند.
سعی کنید علاوه بر کتاب‌های آنلاین، بازی‌های آنلاین یا ارتباطات آنلاین، در دنیای حقیقی هم به این فعالیت ها بپردازید.
 برای فرار از تنبلی مغز در پی ظهور فناوری‌های جدید، سعی کنید بازی‌های حافظه مثل حفظ بازه خاصی از اعداد یا اسامی را برای خود طراحی کنید.

نویسنده : فاطمه محمدی | ‌کارشناس‌ارشد روان‌شناسی بالینی

مدام در فکر انتقام از نامردی هستم که باعث خیانت خانمم به من شد

حدود 10 سال پیش، یک اتفاق بسیار تلخ در زندگی ‌مشترکم افتاد که هنوز بعد از این همه سال، نتوانستم با آن کنار بیایم. خانمم به من خیانت کرد و من متوجه شدم. البته بعد از آن زمان، دیگر هیچ وقت خطا نکرد اما من نتوانستم با این ماجرا کنار بیایم. مدام در فکر انتقام از نامردی هستم که باعث خیانت خانمم به من شد. چه کنم؟
مخاطب ‌گرامی، زندگی ‌مشترک با یک همسر خیانتکار شاید یکی از سخت‌ترین کارهایی باشد که تا به حال مجبور به انجام آن بوده‌اید اما شما توانسته‌اید سال‌ها با شرایط موجود کنار بیایید و به همسرتان فرصت تازه‌ای بدهید. بی‌شک درایت در رفتار و برخورد مناسب شما در طول این زمان می‌تواند راه را بر تکرار خیانت ببندد تا زخمی دیگر بر پیکر زندگی‌تان وارد نشود که خوشبختانه همین‌ طور هم شده است. اما در ادامه، چند توصیه به شما با توجه به مسائلی که مطرح کردید، دارم.
   خاطرات گذشته را کنار بگذارید
مدت زمان زیادی از آن واقعه می‌گذرد بنابراین سعی نکنید تمام زمان خود را صرف تلاش برای آوردن یک دلیل مناسب در آن اتفاق بکنید. بلکه تلاش کنید روند زندگی‌تان را به جلو سوق دهید. نگران نباشید که خانواده‌تان چه فکری در این باره خواهند کرد. شما نباید اجازه دهید این زخم کهنه دوباره باز و برای زندگی مشترک تان دردسر ساز شود.
   به زندگی ‌تان صدمه نزنید
با وجود گذشت چندین سال از آن اتفاق هرچند ممکن است با بی رحمی در رفتار، دور کردن او از چیزهایی که دوست دارد، بد دلی و بدبینی به همسرتان و … برای تلافی کردن احساس خوبی داشته باشید اما مطمئن باشید که این رفتارها شما را به جایی نمی‌رساند. هر چند آسیب دیده‌اید و گاهی احساس سردی می‌کنید ولی نباید کاری کنید که او مدام خود را مواخذه کند و احساس شرمندگی داشته باشد یا هر دوی شما حس تلخی درباره  با هم  بودن داشته باشید. همین حس پشیمانی و جبران در رفتار همسرتان گام مهمی در تلاش برای ادامه روند زندگی است پس به زندگی‌تان صدمه نزنید و تمام تلاش خود را برای ایمن کردن زندگی مشترک به کار بگیرید.
    انتقام گرفتن مشکلی را حل می‌کند؟
در پیامک‌تان گفته‌اید مدام در فکر انتقام از نامردی هستم که باعث خیانت خانمم به من شد. سعی کنید بیش از حد روی شخص سوم تمرکز نکنید چون با این افکار نه تنها شما آسیب می‌بینید بلکه نمی‌توانید درباره همسر یا زندگی فعلی‌تان فکر کنید. گذشته را رها کنید. اکنون به فکر ساختن زندگی جدیدتان باشید و شانسی دیگر به خود و همسرتان بدهید و به جای فکر کردن به افکار منفی و تلافی کردن برای بهبود رابطه تلاش کنید. بی شک تلافی کردن واقعیت موضوع را عوض نمی‌کند. مهم این است که همسر شما اشتباهات گذشته را تکرار نکرده و از گذشته خود پشیمان است.
    زندگی ‌مشترک‌ تان را صمیمی‌تر کنید
برای شناخت همدیگر وقت صرف کنید اما این بار باید قوانین و اهداف جدیدی برای خود و رابطه‌تان تعیین کنید. شما باید مهارت‌های جدید بیاموزید تا با استفاده از آن‌ها، زندگی سالم و صمیمی تازه‌ای را شروع کنید. فراموش نکنید هیچ وقت برای داشتن یک زندگی ایده آل دیر نیست، آرام آرام پیش بروید و روند پیشرفت را ارزیابی کنید. با توجه به نکات مطرح شده در پیام‌تان، بهتر است شما و همسرتان به صورت جداگانه به مشاور خانواده مراجعه کنید. بی شک وقتی رابطه‌ای به مشکل برمی‌خورد، هر دو طرف رابطه تقصیراتی دارند. حتی ممکن است یکی از ایرادهایی که به شما وارد می‌شود، بی توجهی به نشانه‌های حاکی از خیانتکاری همسرتان در گذشته باشد و … .

نویسنده : بنفشه دولت‌آبادی| ‌کارشناس ‌ارشد مشاوره‌ خانواده
 

ماجرای پسر جوانی که دلباخته زن بهترین دوستش شد

ماجرای پسر جوانی که دلباخته زن بهترین دوستش شد

خراسان/ سال 96 بود که معصومه 28 ساله همراه دوستانش در یک مهمانی شبانه شرکت کرد و در آن با پسر شیک پوش و جوانی به نام حسین آشنا شد. مدتی از دوستی معصومه و حسین گذشت و علاقه آن ها روز به روز بیشتر شد تا این که حسین پس از شش ماه تصمیم به ازدواج با معصومه گرفت و ماجرای خواستگاری را برای دختر مورد علاقه‌اش مطرح کرد.
حسین همراه خانواده اش به خواستگاری معصومه رفت و با توجه به شرایط کاری و جایگاه اجتماعی که داشت خانواده دختر جوان نیز به حسین نگاه مثبتی داشتند و راضی به این ازدواج شدند.
آخرین روزهای سال 96 بود که مراسم جشن عروسی این زوج جوان برگزار شد.در این مراسم دوستان معصومه و حسین حضور داشتند و جشن باشکوهی برگزار شد و زوج جوان به خانه بخت رفتند. حسین و معصومه دوستان زیادی داشتند که همیشه با آن ها در ارتباط بودند تا حدی که حتی دوستان مجردشان هم به خانه شان رفت و آمد داشتند.
یک سال گذشت و هیچ اختلاف و مشکلی در زندگی شان نبود و روز به روز علاقه شان به هم بیشتر می شد و همه اطرافیان از آن ها به عنوان زوج موفق صحبت می کردند.  حمیدرضا یکی از دوستان صمیمی حسین بود که با معصومه رابطه خوبی داشت و همیشه در مهمانی های آخر هفته با دختر جوانی به نام مرضیه به خانه آن ها می رفت و رابطه دوستانه عمیقی بین دختر و پسر جوان بود. رابطه حمیدرضا با همسر دوستش آن قدر نزدیک بود که حتی بعضی اوقات پسر جوان به معصومه زنگ می زد و با هم حرف می زدند تا این که پس از مدتی حمید رضا به تنهایی وارد خانه معصومه و حسین شد و از مرضیه خبری نبود که زوج جوان با دیدن حمیدرضا شوکه و پیگیر مرضیه شدند.
حمیدرضا خواست پیگیر ماجرا نباشند ولی سکوت پسر جوان باعث ناراحتی معصومه و حسین شده بود تا این که حسین برای خرید سیگار از خانه خارج شد و زنش از حمیدرضا خواست تا سکوت را بشکند و حرف بزند. پسر جوان با نگاهی عاشقانه به معصومه گفت: مرضیه شروع به بهانه گیری کرده و مدتی بود که ما اختلاف پیدا کردیم و خواست تا برای رسیدن به آرامش دوباره مدتی از هم خبر نداشته باشیم و مرا تنها گذاشت و دیگر جواب تلفن هایم را هم نمی دهد.
معصومه شروع به صحبت کرد و خواست تا حمیدرضا آرام باشد تا این که حسین وارد خانه شد و معصومه خواست تا دیگر درباره مشکل حمیدرضا صحبتی نکنند. حسین مشکوک شده بود که معصومه در آشپزخانه از اختلاف حمیدرضا و دختر مورد علاقه اش حرف زد تا شک همسرش برطرف شود و مرد جوان در ادامه به سراغ حمیدرضا رفت و شروع به صحبت و شوخی های دوستانه کرد تا جو سنگین غم و اندوه شکسته شود و با هم شروع به بازی پلی استیشن کردند.

پیامک های مرموز
همه چیز خوب پیش می رفت تا این که چندی قبل پیامک های عجیبی به دست حسین رسید، طرز نوشتار پیام ها نشان از آن داشت که طرف مقابل اطلاعات کاملی از حسین دارد و احتمال می رفت که یک زن به او پیامک می دهد.
پیامک های عاشقانه مرموز به دست حسین می رسید و حسین وقتی پیگیر ماجرا شد که چه کسی این پیام ها را می دهد به هیچ سرنخی نرسید. یک روز حمید رضا در خانه حسین مهمان بود و گوشی موبایل حسین در دستان معصومه بود که ناگهان یک پیام عاشقانه به گوشی حسین رسید و معصومه با دیدن این پیام شوکه شد. در این صحنه معصومه گوشی را به حسین داد و با تلخندی گفت که معشوقه ات پیام داده است!
حسین شوکه شد و با صدای بلند همسرش را صدا زد و تاکید کرد این شماره یک مزاحم است. فردای آن روز حمیدرضا با معصومه صحبت کرد و زن جوان شروع به درددل کرد و حمیدرضا پس از شنیدن حرف های معصومه شروع به ابراز احساسات کرد و با چرب زبانی می گفت که خودش را ناراحت نکند و به زندگی اش ادامه دهد.
مدتی گذشت و حمیدرضا در تماس های تلفنی و صحبت هایش با معصومه ادعا کرد که حسین در دوران مجردی اش شیطنت های زیادی داشته و شاید یکی از همان دختران روزهای مجردی اش بازگشته است و با صحبت هایش باعث شد روز به روز معصومه از مرد رویاهایش فاصله بگیرد. حمیدرضا از این خلأ عاطفی سوءاستفاده کرد و هر روز خودش را به معصومه نزدیک می کرد تا این که زن جوان که به رفتارهای شوهرش شک کرده بود تصمیم به جدایی گرفت.

مزاحم کیست؟
حسین وقتی شنید معصومه تصمیم به جدایی دارد تلفن همراهش را پیش روی همسرش گذاشت و خواست تا جواب هایی را که به مزاحمش داده است مشاهده کند و معصومه دید که شوهرش به بیشتر پیام ها جواب نداده و برخورد سرد و قاطعانه ای داشته است. زن و مرد جوان شروع به صحبت کردند و حسین وقتی شنید در این مدت حمیدرضا داستان های عجیبی برای بدنام کردن او برای همسرش تعریف کرده است احتمال داد که این مزاحمت ها از سوی دوست صمیمی اش صورت گرفته است.
حسین به اداره پلیس رفت و از مزاحم تلفنی اش شکایت کرد و تیمی از ماموران پلیس برای تحقیقات شماره تلفن را مورد بررسی قرار دادند و به یک زن جوان رسیدند. زن جوان وقتی پلیس را پیش روی خود دید، ادعا کرد که چندی قبل یکی از دوستان قدیمی ام به نام حمیدرضا که می دانست یک سیم کارت در خانه ام دارم از من خواست آن را در اختیارش قرار دهم تا از اینترنتش استفاده کند و من هم که به او اعتماد داشتم سیم کارتی را که در خانه افتاده بود در اختیار حمیدرضا قرار دادم و دیگر نمی دانم چه اتفاقی افتاده است.
همین سرنخ کافی بود تا ماموران پلیس به سراغ حمیدرضا بروند و مرد مزاحم را که همان دوست صمیمی حسین بود، دستگیر کنند. حمیدرضا ابتدا سعی کرد خود را بی گناه معرفی کند اما وقتی در برابر مدارک پلیسی قرار گرفت و راز پیام های ارسالی اش برای حسین در تلفن همراهش فاش شد لب به سخن باز کرد.

اعترافات عاشقانه
حمیدرضا به ماموران گفت: وقتی در جشن عروسی حسین شرکت کردم در همان شب عاشق معصومه شدم و در این سال ها با نزدیک کردن خودم به حسین و همسرش سعی داشتم معصومه را به سمت خودم بکشانم اما او یک زن وفادار بود و هیچ وقت دلباخته من نشد.
وی افزود: ماجرای قهر کردن با مرضیه هم یک نقشه بود تا از نظر عاطفی، دل معصومه را بلرزانم و به سمت خودم بکشانم اما این نقشه ام به نتیجه نرسید و تصمیم گرفتم تا نقشه آخر را که ماجرای خیانت حسین بود اجرا کنم و با سیم کارتی که در اختیار داشتم شروع به مزاحمت و دادن پیام به حسین کردم و آن ها را تا یک قدمی طلاق کشاندم اما موفق نشدم.
دوست خیانتکار ادامه داد: معصومه نگاهش به من مثل یک خواهر بود اما من عاشق او بودم و دوست داشتم با هر فریب و نقشه ای که شده است او را برای خودم کنم که دستم رو شد و دستگیر شدم. بنابر این گزارش، حمیدرضا با سپردن وثیقه آزاد شد تا پس از صدور کیفرخواست در دادگاه کیفری 2 تهران محاکمه شود.