اشتباه مدیریت زندگی خود را گردن والدینتان نیاندازید

 اولین میهمانی مفصل را در پیش داشت و قرار بود در نقش تازه عروس در میان قوم‌وخویش آقا داماد خوش بدرخشد. دلش می‌خواست حالا که قرار است محک بخورد، هرچه سلیقه در چنته دارد رو کند. همه‌چیز برای میهمانی فردا شب مهیا بود. از کفش و لباس گرفته تا گلِ سر و هرچیز که فکرش را بکنید. اما مکالمه‌ صبح روز میهمانی برخلاف سایر خوش‌وبش‌ها و دل و قلوه دادن‌هایش با شاه داماد، حسابی کفری اش کرد. ناسلامتی برای خودش صاحب‌نظر بود و یک پا خوش سلیقه. یک جمله از طرف مادر داماد به عروس خانم که شاید مادرانه بود و از سر دلسوزی اما حسابی مخرّب!« مامانم گفته بهت بگم اون لباسی که با هم رفتیم خریدیم بپوش!» احساس کرد تمام غرورش رابا تکه سنگی شکسته اند. صدای خُرد شدن آن را با همه وجود می‌شنید. دلش می‌خواست نه سیخ بسوزد نه کباب. گوشی را بردارد و در کمال ادب بگوید:« ببخشید مامان جان! من فردا به میهمانی نمی آیم.» شاید برای خیلی از جوان‌ها حفظ احترام والدین و علاقه به‌همسر یک دوراهی سخت باشد و در چنین شرایطی که سلیقه مادرشوهر و عروس متفاوت است تصمیم‌گیری برای چگونه مطرح کردن حرف دل، چند سال از عمر، کم کند! بالاخره هم حکایت عشق به مادر است و احترام به او و هم حساب دلدادگی به دختری که قرار است یک عمر با او هم مسیر و همراه باشد.

*تقویت روابط نجات بخش است

 شاید ریشه بسیاری از دخالت‌ها در ضعف ارتباط زن و شوهر باشد. ضعفی که دیده شدن آن در روابط زوجین اجازه هرگونه دخالت و یا به زبان بهتر پادرمیانی را به اطرافیان می‌دهد. یک پادرمیانی که اگر دلسوزانه باشد می‌تواند کارساز و مشکل‌گشا شود و چنانچه از روی تدبیر و درایت انجام نشود ضررهای جبران‌ناپذیری به زندگی فرزندان وارد خواهد کرد و شاید تقویت روابط زوجین با شیوه‌های مختلف بتواند عروس خانم‌ها و آقا دامادها را از این مهلکه نجات دهد.

* چرا و چگونه حریم زوجین شکسته می شود؟

«نرگس نهاوندیان»؛ کارشناس مسائل خانواده، درمورد دخالت والدین در زندگی فرزندان می‌گوید:«چندمورد اساسی مطرح است، یکی این‌که خود والدین شاید با هدف مشخصی  هم این کار را انجام نمی‌دهند و تنها از روی دلسوزی است و اگر بخواهیم از منظر طرحواره درمانی آن را مطرح کنیم شاید پدر، مادر، خواهر و یا برادر هنوز احساس می‌کنند که باید مراقب فرزندشان باشند، حتی وقتی فرزند ازدواج می‌کند و بچه‌دار می‌شود و چه‌بسا پس‌از آن! دیگر اینکه گاهی فرزند خودش این شخصیت را دارد. یعنی دوست دارد و اجازه می‌دهد دیگران در امور زندگی او دخالت کنند. شخصیتی دارد که دوست دارد یکی مدام دنبال او باشد و زندگی‌اش را جمع‌وجور کند. همچنین گاهی فرزندان و به‌خصوص دختر خانم‌ها هر اتفاق ریز و درشتی را به مادر و خواهر خود توضیح می‌دهند و دوست دارند از تجربیات آنان استفاده کنند. اما باید بدانند که تجارب پدر، مادر، خواهر، برادر و یا هم‌سن و سالان آن‌ها تجربه‌هایی محدود است که تنها یک شخص و در یک زندگی کسب کرده است، بنابراین نمی‌تواند آن‌طور که می‌خواهد به او کمک کند و بیش‌از آن‌که کمک‌کننده باشد مخرب است و باعث فاصله بیشتر میان زوجین می‌شود.»

*جر و بحث و حرف اضافه ممنوع! سربسته حرف بزنیم

این کارشناس و مشاور امور خانواده مطرح کردن هر شبهه و سوالی در جمع خانواده را سبب سوگیری آن‌ها و درنتیجه دخالتشان در امور زندگی زوجین معرفی می‌کند و می‌گوید:« هرگونه حرفی که ما به خانواده منتقل می‌کنیم نظر آن ها را نسبت‌به زوج مقابل تغییر می‌دهد و می‌تواند سبب دخالت طرفین شود. مثلاً شخص با همسرش اختلاف‌نظر دارد و در جروبحث میانشان حرف‌های خوبی به‌هم نمی‌زنند.فرض کنید این‌ حرف ها به خانواده منتقل شود و دو روز بعد روابط زوجین به شکل قبل برگردد. آن ها تمام اتفاقات پیش‌آمده را فراموش می‌کننداما آیا برای مادری که شنونده این اختلاف بوده است شرایط به همان شکل قبل برمی‌گردد؟ قطعاً شنیده‌ها و گفته‌ها بر روی رفتار او نسبت‌به عروس و یا داماد اثر می‌گذارد و بسیاری از روابط دچار مشکل می‌شوند. بنابراین گستره درد دل کردن باید به‌گونه‌ای باشد که تنها برون‌ریزی داشته باشیم و سربسته حرف بزنیم. دنبال راهکار نباشیم و درد دل ها حالت غیبت پیدا نکند.» او معتقد است خانواده هم نباید به‌دنبال شنیدن حرف‌های فرزندشان باشند و چنانچه مشکلی می‌بینند باید او را به مشاور ارجاع دهند.

* اطلاعات اضافه یعنی باز شدن مسیر مداخله   

نهاوندیان ریشه برخی دخالت‌ها را نزدیکی خانواده‌ها و فرزندانشان به‌ یکدیگر می‌داند و می‌گوید:« در قدیم نزدیکی محل سکونت بیشتر بود اما امروزه داشتن ارتباط تلفنی هم این فاصله‌ها را نزدیک کرده و گاهی افراد به‌محض آن‌که از خواب بیدار می‌شوند گوشی تلفن را برمی‌دارند و گزارش روزانه‌ خانواده را به یکدیگر می‌دهند.» او معتقد است ارتباط و صمیمیت،خوب، لازم و ضروری است اما هر اطلاعاتی را نباید در اختیار دیگران قرار داد و حتماً لازم است فرد نفع و ضرر خود و همسرش را در نظر بگیرد. به‌طور مثال اگر کسی بگوید لباست چقدر قشنگ است، نیازی نیست بگوییم این را از فلان جا خریدم و فلان قیمت. کافیست تشکر کنیم. درواقع ما وقتی اطلاعات بیشتر به اطرافیانمان می‌دهیم، به‌دنبال آن مسیر دخالت را نیز باز کرده‌ایم.

*به نام مشورت دخالت نکنیم/اهمیت حضور مشاور جدی است!

وی مراجعه به مشاور به‌عنوان یک فرد سوم در زندگی زوجین را امری مؤثر می داند و می گوید:« مشورت با یک کارشناس متخصص در این زمینه به‌عنوان فردی که از منظر بالا، بدون هیچ‌گونه پیش‌فرضی و بی قصد و غرض به ماجرا نگاه می‌کند بسیار مؤثر است. همچنین مشاور به دلیل داشتن تخصص و مواجهه با پرونده‌های فراوان، توانایی این را دارد که در مسئله موردنظر در حد مطلوب اطلاعات بگیرد و راهکار مناسب ارائه دهد. او تأکید می کند خانواده‌ها دقت داشته باشند که گاهی فرزندانشان فقط یک گوش شنوا می‌خواهند! گوشی که تنها درد دل‌هایشان را بشنود و نیازی به ارائه راهکار ندارند؛ راهکاری که در نهایت ممکن است منجر به دخالت شود. اما در جایی‌که فرزندان نیاز به راهنمایی دارند و می‌گویند «من چکار کنم؟» و یا این‌که« شما چه  فکر می‌کنید؟» در این‌جا والدین می‌توانند وارد مشورت شده و راهکار موردنظر خود را ارائه دهند، البته بدون پیگیری. یعنی فرزند بخواهد آن را انجام می‌دهد و نخواهد  انجام نمی‌دهد. والدین تنها در جایگاه بزرگ‌تر بودن نظرشان را ارائه می‌دهند و به‌هیچ‌وجه نباید خودشان برای حل امور فرزندان پیش‌قدم شوند که این مسئله قطعاً دخالت محسوب می‌شود. وی در پایان برای پیشگیری از بسیاری مشکلات در زندگی مشترک نقش مشاوره‌های پیش‌از ازدواج را بسیار پررنگ دانست.

*پدرانه هایی که راهگشاست

در گعده های صمیمانه پدر و فرزندی که به بهانه خواندن خطبه عقد برای شروع یک مسیر پر پیچ و خم برپا می شود، رهبر معظم انقلاب به عنوان  پدری مهربان حرف های دلسوزانه می زنند که بسیار راهگشاست. مثل این جملات؛ «باید جوان‌ها را هدایت کرد اما در جزئیات امور آن‌ها نباید خیلی دخالت کرد که زندگی برای آن‌ها مشکل شود. مبادا بعضی‌ها با دخالت‌های خودشان، بعضی‌ها ها با کم ظرفیتی و خوی بچگی خودشان این بنای مستحکم را با اندک چیزی متزلزل کنند. اگر دیدند دخالت‌های آن‌ها دارد این زن و شوهر را نسبت‌به هم دل‌چرکین می‌کند دیگر اجازه ندارند دخالت کنند. بزرگ‌ترها اگر می‌خواهند این جوان‌ها راحت زندگی کنند باید آن‌ها را نصیحت کنند و هدایت نمایند اما دخالت نباید بکنند. بگذارند زندگی‌شان را بکنند. مبادا خدای نکرده بزرگ‌ترها بیایند پیش یکی از زوجین از آن دیگری بدگویی کنند. یک چیزی بگویند دلخوری درست کنند. بلکه باید بزرگ‌ترها سعی کنند بیشتر این‌ها را به‌هم نزدیک نمایند و دل‌هایشان را به‌هم متصل تر کنند. والدین نقش زیادی در ایجاد محبت دارند. والدین دختر و پسر باید دائماً همتشان این باشد که این را نسبت‌به دیگری با محبت کنند. اگر هم چنانچه یک چیزی دیدند از طرف مقابل که برایشان خوشایند نبود آن را برای فرزند خودشان ذکر نکنند. بگذارند این دو با یکدیگر روزبه‌روز مأنوس تر و بامحبت‌تر باشند. پدر و مادرها باید سعی کنند محبت زن و شوهرها را، این بچه‌هاشان را، جوان‌هایی را که ازدواج می‌کنند تأمین کنند. گاهی ممکن است یک دل‌خوری‌هایی پیش بیاید. پدر و مادرها که تجربه دار تر هستند، بزرگ‌تر هستند، عاقل‌تر هستند، نگذارند که این دلخوری‌ها به دلسردی یه زن و شوهر جوان از هم منتهی شود.

*حریم خانواده محترم است

یادمان باشد صمیمیت در زندگی عاشقانه مرد و زن  حرف برای گفتن فراوان دارد. صمیمیتی که اگر بنا شود حصاری محکم و نفوذناپذیر می‌شود و امنیتی وصف‌ناپذیر به کانون خانواده هدیه می‌دهد و آن را گرم و گرم‌تر می‌کند. یک راهکار مهم برای ایجاد صمیمیت باز نکردن سفره‌ دل پیش هر کسی است.خانم‌ها و آقایانی که هرجا می‌نشینند، زبان به درد دل می‌گشایند و به‌اصطلاح سفره دلشان را پهن می‌کنند از دخالت اطرافیان ایمن نیستند. شاید میان تمام نظرها و پیشنهادات چندتایی سازنده و دلسوزانه باشد اما یک راهکار اشتباه کافی است تا مسیر هموار زندگی را به معبری صعب‌العبور مبدل کند. پس تا می‌توانید با درایت و هوشمندی حریم خانواده را محترم بشمارید و حرف‌های دلتان را پیش خودتان نگه دارید.

*  مطلع عشق

در این مجال پای درسی از مطلع عشق نشستیم . این صفحه هر هفته میهمان نگاه گرم شماست.

چرا مردان نمی توانند مانند زنان احساسات خود را بروز دهند؟

این باور رایج وجود دارد ک زنان احساسات خود را صریح تر از مردان بروز می دهند. البته همه ی آدم ها مانند هم نیستند و برخی مردان می توانند بسیار احساسی باشند و احساس خود را به راحتی بیان کنند. با این حال، محققان سعی کرده اند که متوجه شوند چرا مردان مثل زنان احساسات خود را بروز نمی دهند.

مردان احساسات را مانند زنان تجربه می کنند

چرا مردان نمی توانند مانند زنان احساسات خود را بروز دهند؟

«احساس می کنم اهمیتی برایش ندارد.» این جمله ای است که از زن ها زیاد شنیده می شود، زمانی که بازخوردی از احساسات شریک زندگی شان نمی گیرند. اما آیا واقعاً اینگونه است؟ گرچه آمارها نشان می دهد زنان بیشتر مستعد افسردگی و اضطراب هستند، مشکلات روحی مردان را هم تحت تأثیر قرار می دهند.

آیا می دانستید بیش از ۳۰ درصد مردان در مقطعی از زندگی خود افسردگی را تجربه می کنند؟  و نزدیک به ۹ درصد از مردان از تجربه ی روزانه ی حس افسردگی یا اضطراب خبر داده اند. علیرغم انتظارات اجتماعی از مردان برای پنهان کردن احساسات خود، توجه به اهمیت رسیدگی به مشکلات مرتبط با سلامت روان در مردان امری ضروری است. حالا می خواهیم ببینیم مردان چرا احساسات خود را پنهان می کنند.

ممکن است به دلیل فشارهای اجتماعی باشد

چرا مردان نمی توانند مانند زنان احساسات خود را بروز دهند؟

جالب است که از قرار معلوم عبارت رایج «مرد باش» نقش مهمی در این رفتار دارد. این عبارت که «مواجهه ی شجاعانه تر با یک موقعیت» معنی می شود، تنها یک فشار اجتماعی است که برداشت ها از مردانگی را دستخوش تحریف می کند.

پژوهش صورت گرفته توسط یک خیریه ی مختص به سلامت مردان به نام Movember نشان داد نردیک به یک سوم مردان  خود را برای مردانه نشان دادن خودشان تحت فشار می بینند. این میزان در میان مردان ۱۸ تا ۳۴ ساله به مراتب بیشتر و ۴۷ درصد است. درک این تأثیرات اجتماعی می تواند به ما در غلبه بر موانعی که بر سر راه سلامت روان مردان وجود دارد، کمک کند.

مردان اغلب نشانه های آشکار کمتر از مشکلات روحی بروز می دهند و احتمال آنکه درباره ی این مشکلات صریح و بی پرده صحبت کنند، کمتر است. زنان زمانی که احساس افسردگی می کنند، اغلب ناراحتی خود را نشان می دهند یا احساسات خود را به زبان می آورند. اما مردان در وضعیت مشابه معمولاً نشانه های خشم، زودرنجی یا پرخاشگری از خود بروز می دهند. با درک این تفاوت های جنسیتی در ابراز چالش های مرتبط با سلامت روان خود، می توانیم آن ها را بهتر شناسایی و حل و فصل کنیم.

مردان احساسات خود را به زبان نمی آورند و این امر به آن ها آسیب می زند.

صرفاً نحوه ی ابراز احساسات خود را بلد نیستند

چرا مردان نمی توانند مانند زنان احساسات خود را بروز دهند؟

هیچکس به مردان توضیح نداده چطور احساسات خود بروز دهند. انتظارات اجتماعی و تجربه های دوران کودکی اغلب به مردان یاد می دهد که سرسخت و بی احساس باشند، امری که باعث می شود آن ها ندانند احساسات خود را چطور ابراز کنند.

در حالی که زنان ممکن است دلشکستگی خود را به زبان آورند، مردان اغلب رنج خود را پنهان می کنند و خویشتندار به نظر می رسند. این فشار اجتماعی می تواند آسیب پذیری را برای مردان تبدیل به امری چالشی کند چرا که این مسأله یک تابو شمرده می شود. در نتیجه، ممکن است سلامت عاطفی مردان آسیب ببیند. با ترویج صحبت بی پرده درباره ی سلامت روان و شکستن کلیشه ها، می توانیم به مردان کمک کنیم احساس راحتی کنند و توانایی ابراز احساسات شان را بیابند.

امری عصب شناختی است

چرا مردان نمی توانند مانند زنان احساسات خود را بروز دهند؟

جشم پینه ای، بخشی از مغز که نیمکره های چپ و راست را به هم متصل می کند، در زنان بزرگ تر از مردان است، امری که توانایی احساس و تفکر همزمان را بیشتر می کند. به همین دلیل، زنان می توانند همزمان احساس و فکر کنند.

مردان اما اغلب احساسات خود را از افکارشان جدا می کنند، امری که باعث تردید آن ها برای صحبت درباره ی موضوعات احساسی می شود. گرچه این امر ممکن است صحبت درباره ی مسائل حساس را دشوار کند، اما شناخت و درک این تفاوت های جنسیتی از اهمیت زیادی برخوردار است.

۶ نشانه همسر بی‌مسئولیت که باید جدی بگیرید

با مطالعه این ۶ نکته می‌توانید همسر بی مسئولیت خودتان را بهتر بشناسید.

مسئولیت پذیری یکی از ویژگی‌های شخصیتی است که می‌تواند در طول زندگی افراد شکل بگیرد. برخی دیگر نیز روی رشد و تقویت این ویژگی درونی کار می‌کنند. با این حال، افرادی نیز وجود دارند که از این ویژگی برخوردار نیستند، مانند شوهران بی مسئولیت که در زندگی مشترک به انجام کاری توجه ندارند. اگر می‌خواهید آن‌ها را بشناسید باید با نشانه‌های شوهر بی مسئولیت آشنا شوید. این ۶ نکته را دنبال کنید تا بدانید با چه کسی ازدواج کرده اید!

شوهر شما هیچ کاری در خانه انجام نمی‌دهد

اگر تمام اعضای خانواده برای انجام کارهای خانه با هم همکاری می‌کنید، اما همسرتان حتی وقتی به او تذکر می‌دهید هیچ کاری نمی‌کند یعنی بی مسئولیت است.

او از بچه‌ها مراقبت نمی‌کند

مطمئنا روزهایی وجود دارد که نمی‌توانید مراقبت کودک یا حیوان خانگی خود باشید. با این حال اگر همسر شما در چنین مواقعی به شما کمک نکند، یعنی فرد بی مسئولیتی است. کنار فردی بی مسئولیت زندگی کردن سخت است، زیرا همیشه باعث اذیت و ناراحتی شما خواهد شد. با این حال اگر بتوانید با او صحبت کنید و مسئولیت‌های کوچکی به او بسپارید تا این ویژگی را در درون خود تقویت کند، می‌توانید به زندگی با او امیدوار باشید. در غیر این صورت بهتر است برای یافتن راه حلی دست به کار شوید.

۶ نشانه همسر بی‌مسئولیت که باید جدی بگیرید

از نشانه‌های شوهر بی مسئولیت، دیر رسیدن همیشگی همسر شما است

این که گاهی همسر شما دیر می‌رسد، طبیعی است. نباید به او خرده بگیرید، زیرا بعضی از کارها غیر قابل پیش بینی هستند و امکان دیر رسیدن همیشه وجود دارد. اما اگر همسرتان همیشه دیر می‌رسد، یا دیر حاضر می‌شود، یا برای شرکت در هر برنامه‌ای به ویژه برنامه‌های فرزندتان نیز دیر می‌کند، بدانید که او فرد مسئولیت پذیری نیست. وقت شناس بودن خیلی مهم است و وقتی کسی چنین عبارتی را در دایره لغات خود ندارد، زندگی کردن با او تلف کردن زمان با ارزشی است که در زندگی دارید.

همه کارهای شوهرتان را خودتان انجام می‌دهید

یک مرد بی مسئولیت توانایی انجام کارهایش را دارد، اما اگر کاری انجام نمی‌دهد و به دیگران تکیه می‌کند یا در هیچ برنامه‌ای سهمی ندارد، او یک فرد غیر مسئول است. فقط کارهای پیچیده و سخت نیست که ممکن است او از انجام آن شانه خالی کند، بلکه اگر حتی هنگام غذا خوردن بشقاب خودش را بر نمی‌دارد، بدانید که فرد مسئولیت پذیری نیست. مشکل این مردان تنها خودخواهی و بی مسئولیتی است.

وقتی شوهر شما هرگز به تعهدات خود پایبند نیست

غیرقابل اعتماد بودن برای هرکسی آزاردهنده و به شدت ناراحت کننده است. اگر شوهرتان متعهد می‌شود تا با شما همکاری کنید، اما هرگز به ضرب‌الاجل‌ها و تعهدات خود پایبند نیست باید بدانید که با یک فرد غیر مسئول ازدواج کرده اید.

ولخرجی‌های بی مورد از نشانه‌های شوهر بی مسئولیت است

پس از ازدواج، مهم است تا پول بیشتری پس انداز کنید و مصارف غیر ضروری خود را کم کنید. اگر شوهرتان خرید می‌کند و بیهوده پول خرج می‌کند، باید به او تذکر بدهید. باید به او بگویید که باید صورت حساب‌های ضروری را پرداخت کنید. اگر همسر شما به مصارف خانه شما دقت نمی‌کند، بدانید که فردی بی مسئولیت است.

سلیقه ضایع شوهرم، آبروی‌مان را برده است

خانمی ۳۳ ساله‌ام. زندگی خوبی با شوهرم داریم و یکدیگر را دوست داریم. مشکل اصلی من، سلیقه ضایع شوهرم است که آبروی‌مان را می برد. او وسایل و چیزهایی را برای خانه انتخاب می‌کند که از مد رفته یا اصلا قشنگ نیست. چه کار کنم که هم ناراحت نشود و هم این مشکل حل شود؟
پاسخ مشاور
مخاطب گرامی، متاسفانه تصور بیشتر مردم از همسر، کسی است که دقیقا آن چیزی باشد که ما دلمان می‌خواهد. تمام رفتارها، نظرات و سلیقه‌اش باید همان گونه باشد که خودمان می‌پسندیم. واقعیت امر این‌گونه آرمانی نیست. ما فردیت افراد را فراموش می‌کنیم. اصلا قرار نیست دو نفر عینا مانند یکدیگر باشند. بله، زمان ازدواج بهتر است دو نفر از نظر فرهنگی، اعتقادی و … با یکدیگر هم کفو باشند اما همین کفویت الزاما شباهت صددرصدی دوطرف نیست. با این مقدمه، چند توصیه به شما داریم.
    به شوهرتان نگویید آبروی‌مان را بردی
گفته‌اید مشکل اصلی من، سلیقه ضایع شوهرم است که آبروی‌مان را برده است. گفتن این جمله به شوهرتان، ماجرا را به یک بحران تبدیل می‌کند. برعکس باید به او بگویید که تو را دوست دارم حتی با تفاوت سلیقه‌ها. نکته مهم این است که زن و شوهر نباید اختلافات سلیقه‌ای را در حوزه محبت و صمیمیت بین خودشان دخالت دهند چراکه این اختلاف‌نظرها در همه خانواده‌ها هست و نباید منجر به بحران و کدورت شود.
    او را از سلیقه‌تان مطلع کنید
ویژگی‌های زنان و مردان  را بشناسید. بسیاری از اختلاف سلیقه‌ها با همسرتان از جنسیت شما نشئت می‌گیرد و همان‌طور که می‌دانید ساختار فیزیکی و روان‌شناختی مرد و زن متفاوت است و طبعا نگاه آن‌ها به موضوعات فرق می‌کند. با این حال، فرصت‌هایی فراهم کنید تا سلیقه شما را کشف کند. در زمان مناسب از علایق‌تان صحبت کنید و همچنین هنگامی که همسرتان طبق سلیقه شما رفتار می‌کند، از او تشکر کنید تا این رفتار در او تقویت شود. توصیه می‌شود که مثلا برای خرید وسایل خانه، با هم مشورت کنید و حتما از او بخواهید که این کار را  باهم انجام دهید.
    برای ضایع‌بودن سلیقه‌اش، سخت‌گیری  نکنید
هنگام اختلاف سلیقه، گفت‌وگو  کنید تا به توافق برسید. گاهی این اختلاف سلیقه بین زوج ها مربوط به مسائل اساسی و مهم است که باعث تعارض بین آن‌ها می‌شود. در این موقع حل خوب یک مسئله می‌تواند کشتی زندگی را به ساحل آرامش برساند. برای حل یک مسئله؛ این مراحل را در نظر داشته باشید: زمان و مکان مناسبی را برای گفت‌وگو انتخاب کنید تا بتوانید با آرامش با هم صحبت کنید؛ بیان اختلاف سلیقه‌ها در حضور دیگران نباشد؛ مسئله‌تان را روشن و واضح تعریف کنید؛ راه‌حل‌هایی را که به ذهن‌تان می‌رسد، بیان کنید؛ برای خرید بعضی وسایل طبق سلیقه‌اش هرچند از نظر شما ضایع است، سخت‌گیری نکنید؛ بهترین راه‌حلی  که بیشترین سود و کمترین هزینه را دارد و مورد توافق هر دو طرف است، انتخاب کنید و هر دو به اجرای آن متعهد شوید و در این مسیر یاریگر یکدیگر باشید.
نویسنده : فریبا البرز| ‌ کارشناس‌ارشدمشاوره‌خانواده 

چطور بعد از طلاق همسرم را فراموش کنم؟

 مردی هستم 42 ساله. پرستارم و به تازگی با دو فرزند از همسرم جدا شدم و سطح اقتصادی خوبی دارم. فرزند بزرگم با من است. همیشه در فکر هستم و اعصابم خراب است. چه کار کنم بتوانم همسرم را فراموش کنم؟

پاسخ مشاور

در پیام شما، احساس نگرانی و ناآرامی به چشم می خورد. قابل درک است که فروپاشی یک زندگی مشترک، احساسات ناراحت کننده ای را به دنبال دارد. چالش های مردان بعد از طلاق اگر به مسئله طلاق از دید حقوقی نگاه شود، پایان زندگی مشترک است اما مسائل عاطفی آن، ناخودآگاه تا مدت ها در ذهن باقی می ماند. بعد از جدایی برای بیشتر مردان، یک دوره تضاد، دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید ایجاد می شود. تضاد از این رو که مرد طلاق گرفته در درستی کاری که انجام داده، مردد است و همیشه با این سوال که آیا می توانسته کار بهتری انجام دهد یا نه مواجه است. مرد در عین حال که از همسر سابق خوشش نمی آید، همزمان به او احساس مثبتی هم دارد چون ممکن است بعضی جنبه های وجود او را که در گذشته دوست داشته، هنوز هم دوست داشته باشد.

احساسات بد مردان بعد از طلاق

پس از جدایی، گاهی اوقات مرد احساس تاسف می کند چون فکر می کند می توانسته بهتر رفتار کند یا احساس شرم در او به وجود می آید به این دلیل که در امر مهم ازدواج شکست خورده است. احساساتی نظیر ناامیدی، یاس، افسردگی، کاهش اعتماد به نفس و زیر سوال بردن توانایی ها و قابلیت های شخصی بعد از متارکه در برخی مردان شکل می گیرد. به طور کلی در دوره پس از طلاق، خشم و تاسف، عشق و نفرت در هم می آمیزد.

توصیه هایی برای مدیریت شرایط فعلی تان

فرصت کافی به خود بدهید. زمان زیادی از طلاق شما نگذشته بنابراین طبیعی است که هنوز شرایط روحی مناسبی نداشته باشید. گذشت زمان در بهبود شما تاثیر گذار است.

از سرزنش خود دست بردارید. مطمئنا شما زمانی که تصمیم به طلاق گرفتید، دلایل خاص و موجه خود را داشته اید. سعی کنید دوباره آن ها را به یاد آورید. دلیلی ندارد از همسر سابق خود یک موجود بی عیب و نقص در ذهن تان بسازید.

حاصل زندگی گذشته شما دو فرزند است که هم اکنون یکی از آن ها با شما زندگی می کند. او حق دارد حداقل در زندگی فعلی خود احساس آرامش کند. مسئولیت این امر مهم با شماست.

با حفظ روحیه خود، اوقات شادی را برای فرزندتان ایجاد کنید. نگران قضاوت های اطرافیان خود نباشید و یادتان باشد آن چه دیگران درباره شما فکر می کنند، به خودشان مربوط است و قرار نیست زندگی شما را تحت تأثیر قرار دهد.

به خودتان هم توجه بیشتری داشته باشید. ورزش، تفریح و سرگرمی های مناسب برای خود تولید کنید تا مشکلاتی که گفته اید، قابل حل باشد.

با شوهر لجباز و مغرور چه کنیم؟

خانمی۳۳ساله‌ام. ازهمسرم ۸ سال بزرگترم. در ابتدای ازدواج دوستش داشتم و به او محبت می‌کردم اما بتدریج رفتارهایی نشان داد که سرد شدم. بسیار لجباز و عصبی است کمی هم غرور دارد با توجه به سنش چه کنم که رابطه‌ای خوب با او داشته باشم و همدیگر را درک کنیم. تصویر با شوهر لجباز و مغرور چه کنیم؟

پاسخ مشاور

 اول باید جواب این سوال را به خودتان بدهید که چه شد که با او ازدواج کردید؟ یعنی دانستن اینکه در ازدواج با وی چه می‌خواستید مسئله مهمی است. می‌خواستید مادرش باشید…! معمولاً یکی از دلایلی که خانم‌ها با پسرهای کم سن وسال‌تر از خود ازدواج می‌کنند، پاسخ گفتن به حس مادرانه‌شان است. به عبارتی به لحاظ ذهنی شما برای او حکم مادر را دارید و او نقش پسر شما را دارد، بنابراین لجبازی یک پسر در مقابل دستورات یا خواسته‌های مادر امری طبیعی به نظر می‌رسد و لذا موضوع نباید خیلی بغرنج باشد.

اما مسئله این است که در عالم واقعیت وی همسر شماست و باید در کار‌ها با شما مشورت کند و از طرفی تامین نیازهای عاطفی و هیجانی شما هم به عهده اوست. به عبارتی قرار نیست که فقط شما مراعات او را بکنید و فقط شما خود را با رفتارهای او وفق دهید.

زناشویی رابطه‌ای دو طرفه است

رابطه زناشویی یک رابطه متقابل است که در آن هر دو نفر در کنار یکدیگر نیازهای خود را برآورده و در این راستا خدماتی را هم به همدیگر ارائه می‌کنند مثلاً شما انجام امور منزل را به عهده دارید و همسرتان مسئولیت تامین مخارج مالی. لذا او هم به اندازه شما باید نگران این رابطه باشد و برای بهبود آن تلاش کند. در نتیجه مسئله‌ای که در رابطه شما باید پررنگ شود این است که شما همسر او باشید نه مادرش! اگرچه نگفته‌اید که چند وقت از ازدواجتان می‌گذرد ولی به نظر می‌رسد در این مدت شما بیشتر برای او مادر بوده‌اید تا همسر.

به خودتان اطمینان داشته باشید

مسئله مهم دیگر اطمینان به خود است. اینکه شما بزرگ‌تر از او هستید می‌تواند جنبه مثبت هم داشته باشد که از همسرتان تجربه بیشتری در مدیریت رابطه‌تان دارید اما این زمانی مثبت می‌شود که شما به خود مطمئن باشید. سعی کنید در ارتباط با او محکم باشید و تا می‌توانید فراموش کنید که بزرگ‌تر از او هستید. تصور کنید اگر هم سن او یا کوچک‌تر بودید چطور رفتار می‌کردید، گهگاهی هم به این شیوه رفتار کنید. خیلی از مردهای بزرگ‌تر از همسر شما هم، هستند که لجباز یا عصبی باشند، پس لجباز بودن ارتباطی به تفاوت سنی ندارد.

مرد لجباز مردی است قدرت طلب که می‌خواهد بزرگی خود را اثبات کند. گاهی اجازه دهید همسرتان بزرگ باشد یا نزد بقیه او را بزرگ کنید. دوست داشتن مشروط، ممنوع این را هم فراموش نکنید که حتماً نباید همسرتان‌‌ همان فردی باشد که شما انتظار دارید یا دوستش دارید. یعنی همسر شما می‌تواند گاهی لجبازی کند یا عصبانی شود و شما هنوز او را دوست داشته باشید. به عبارتی دوست داشتن را مشروط نکنید.

اما غرور…

غرور از اعتماد به نفس ضعیف و شکننده می‌آید یعنی کسی مغرور است که خودباوری کمی دارد و غرور نوعی سد دفاعی برای حفظ اعتماد به نفس نداشته است. اگر کاری کنید که اعتماد به نفس همسرتان زیر سوال برود، غرورش بیشتر می‌شود.

شایع ترین علل اختلاف و درگیری بین زوجین

اختلاف و درگیری بین زوجین اغلب به دلیل چیزهای کوچک و بی ارزش شروع می شود ولی میتواند مشکلات بزرگتری را به دنبال داشته باشد. زوجینی در این میان موفق هستند که دعوایشان را به سمت سازنده بودن پیش ببرند و به علت ناراحتی بیندیشند و متوجه شوند کدام کارها باعث ایجاد ناراحی همسرشان شده یا ریشه واقعی شکایت او در چیست.
در این گونه موارد میتواند گفت که دعوا یکی از بهترین ابزارها برای بهبود اشکالات موجود در رابطه و حفظ استحکام رابطه محسوب می شود. 
دعوا بین زوجین نشان دهنده مکانیسم دفاعی ناخودآگاه شماست و نشان میدهد به چه چیزی اهمیت می دهید یا چه چیزی را واقعا می خواهید. 
اگر هر دو نفر شما بتوانید از دعواهای پیش آمده برای بهبود رابطه استفاده کنید و ضعف ها و نقایص خودتان را برطرف کنید ، زندگیتان رو به بهبود خواهد رفت و به مرور دعواهای کمتری بینتان ایجاد خواهد شد و به نوعی سازگاری و درک متقابل خواهید رسید.

در ادامه مقاله درباره شایع ترین علل اختلاف و درگیری بین زوجین با هم صحبت میکنیم:
شایع ترین علل اختلاف و دیگری بین زوجین
اگر بحث و دعوایی بین شما در گرفت برای این که مانع از فرو رفتن طرف مقابل در لاک دفاعی شوید از کلمات همیشه و هرگز در جملاتتان استفاده نکنید. شما ناراحتی خودتان را باید درباره یک موضوع خاص بیان کنید نه این که به کل شخصیت و رفتار همسرتان توهین کنید.  این نوع گفتمان اغلب به خاطر احساس درماندگی در مورد نیازها یا توجه به درخواست های شما ایجاد می شود. 
متهم کردن یکدیگر به دروغگویی
دعواهایی که به دلی دروغ یا فریب ایجاد می شود تبدیل به مشکلات بزرگتری خواهد شد.  زوجینی که باخودشان فکر میکند برای گفتن حرفشان باید  صبر کنند تا طرف مقابل حالش خوب شود یا فقط بخشی از واقعیت را به او می گویند احساس اعتماد شریک زندگیشان را از بین می برند. 
بهترین زوجین آنهایی هستید که همه چیز را هم می گویند و جای خالی باقی نمی گذارند.
اگردر دعوای شما صحبت از دروغ های کوچک و بزرگ به میان آمده است نباید آن را پشت گوش بیندازید تا تبدیل به مشکلات بزرگتر و غیر قابل حل شود و تاثیر ماندگاری بر زندگی شما بگذارد. شما باید با ادعای همسرتان روبرو شوید و پاسخ صادقانه ای به او بدهید و دست از پنهان کاری بردارید. 

تشبیه شریک زندگی به والدین
همه ما شباهت  هایی با والدینمان دارید که میتواند تبدیل به موضوعی حساس شود زمانی که هنگام دعوا به شباهت های شریکتان با والدینش اشاره میکند معمولا در جهت کوبیدن او استفاده می شود نه تعریف و تمجید از او. این کار شما باعث می شود همسرتان به جای گوش دادن وارد فاز حمله شود و دعوایتان مخرب تر و سخت تر شود و بی نتیجه به اتمام برسد به جای این که او را با تشابه به والدینش سرزنش کنید ، از او یا خودتان بپرسید مشکل واقعی چیست و درباره حل مشکلتان صحبت کنید تا ناراحتی دوباره در این مورد بینتان ایجاد نشود. 

دعوا مقابل دیگران
یکی از مخرب ترین رفتارهای زوجین این است که در مقابل دیگران احترام هم را حفظ نکنند ، یکدیگر را تحقیر کنند یا حتی وارد درگیری های کلامی با هم شوند. مشکلات بین زوجین باید بین خودشان حل شود و ورود هر یک نفر بیشتر باعث مخرب تر شدن مشکلات خواهد شد.

دخالت والدین
یکی از مخرب ترین رفتارهای والدین بعد از ازدواج فرزندانشان این است که به استقلال زندگی انها احترام نمی گذارند و میخواهند در تصمیم گیری های شخصی انها دخالت کنند یا آن ها را نصیحت نمایند. برخی از زوجین هم شخصیت وابسته ای دارند و قبل از  هر تصمیمی با والدین خود تماس می گیرند و بدون مشورت آنها کاری نمی کنند.
به عقیده متخصصین ، این رفتار نشان دهنده عدم بلوغ فرد است. زوجینن باید بدانند که زندگیشان حریم شخصی آنها محسب می شود و باید استقلال فکری خود را حفظ کنند و تصمیم گیری های خود را بدون دخالت والدین به سرانجام برسانید مگر در مواقع خاص که میدانید  در تخصص یکی از آنها است و بعد از مشورت با همسرتان  برای تصمیم گیری بهتر میتوانید از راهنمایی فرد استفاده کنید.


محکوم کردن یکدیگر
یکی از تله هایی که زوجین را به سمت اختلافات و دعوای بیشتر سوق می دهد ، محکوم کردن یکدیگر است . اگر به خاطر خراب شدن تعطیلات یا دیر رسیدن به مهمانی شام یکدیگر را سرزنش میکنید احتمالا در این تله گرفتار شده اید. زن و شوهر همیشه باید در یک تیم باشند و نسبت به هم مسئولیت پذیر باشند نه این که در مقابل هم قرار بگیرند و یکدیگر را محکوم کنند.
اگر توقع دارید شریک زندگی شما همواره شما را خوشحال کند یعنی باروهای غلط و توقع بیجا دارید. به جای این که هنگام بروز مشکل یکدیگر را مقصر بدانید و با هم بحث کنید به این فکر کنید که از چه موضوعی ناراحتید و چه اشتباهی رخ داده است و چطور میتوانید شرایط فعلی را بهبود دهید و برای پیشگیری از تکرار آن در آینده چاره ای بیندیشید. 
اگر زمانی که شریک زندگیتان اشتباهی انجام میدهد ، به سرعت به او  می گویید ، من به تو گفته بودم … یعنی در حال محکوم کردن او هستید. سرزنش کردن شما فقط موانع بیشتری در رابطه شما ایجاد می کند پس طعنه زدن را کنار بگذارید و یک گفتگوی محترمانه و صادقانه را در پیش بگیرید.
یکی از علل اختلاف و درگیری بین زوجین محکوم کردن یکدیگر است

دعوا بر سر امور روزمره 
یکی از عوامل تشدید درگیری بین زوجین همین امور روزمره است مثلا شاید ناراحتید که شریک زندگیتان هیچوقت ظرفها را نمی شوید یا سرویس بهداشتی را تمیز نمی کند. شاید مشکلتان فشار کارهای روزمره باشد یا شاید عدم قدردانی شریک زندگیتان ، این درگیری ها معمولا راهی برای به دست گرفتن کنترل و قدرت و تسلط در رابطه است.
اگر فشار کارهای روزمره برایتان زیاد است تقسیم کار کنید و اگر نیاز به احساس ارزشمند بودن دارید در این مورد با شریک زندگیتان صحبت کنید. 

درگیری های مالی
درگیری های مالی از طرق مختلف میتواند به ازدواج شما ضربه بزند به خصوص اگر یکی از زوجین پرخرج و تجملاتی باشد و دیگری صرفه جو ، یا این که با کمبود درآمد مواجه باشید که فشار دائمی بر رابطه تان وارد میکند.
احساس ناامنی مالی میتواند باعث بروز درگیری بین زوجین شود.
داشتن منابع مالی کافی به افراد احساس رفاه و امنیت می دهد به همین دلیل هر گونه احساس کمبود مالی میتواند باعث از بین رفتن احساس امنیت  شده و منجر به بروز دعواهایی عمیق در زوجین شود.

نیاز جنسی متفاوت
نیاز جنسی متفاوت و احساس کمبود یکی از  زوجین در این زمینه میتواند زمینه ساز دعواهای زیادی در زندگی شود که به ظاهر هیچ ربطی به رابطه جنسی ندارند. 
ولی اخلاف در نیاز جنسی و سرکوب شدن این نیاز در یکی از زوجین باعث تضعیف اعتماد به نفس در هر دو نفر خواهد شد به خصوص اگر یکی از زوجین رابطه جنسی را به زمانی که باید در آغوش گرفته شود و احساس محبت کند مرتبط بداند و این محبت را در طور روز و خارج از رابطه جنسی دریافت نکند و سعی کند نیازش را به درآغوش کشیده شدن و محبت جسمی در قالب رابطه جنسی برآورده کند. 

انتظارات غیر واقعی
گاهی اوقات زوجین در دنیای فانتزی خود سیر می کنند و هر بی توجهی را به عدم علقه طرف مقابل نسبت می دهند مثلا با خودشان می گویند اگر واقعا مرا دوست داشت می دانست چه هدیه ای برایم بخرد یا مرا به یک رستوران مناسب می برد. اگر توقع دارید شریک زندگیتان ذهن شما را بخواند یعنی دچار انتظارات غیر واقعی شده اید. 
اگر به چیزی نیاز دارید یا به چیزی علاقه دارید باید به شریک رابطه تان بگویید و به او اجازه دهید تا خواسته ها و آرزوهای شما را بداند و متوجه شود چه چیزی شما را خوشحال میکند تا بتواند در جهت آنها گام بردارید.

شیوه انتقاد نادرست
مسلما برخی از رفتار شریک زندگیتان باعث ناراحتی و عصبانیت شما می شود ولی شیوه ای که برای انتقاد و بیان ناراحتی تان استفاده میکنید اهمیت بسیار  زیادی در تکرار یا عدم تکرار این رفتار خواهد داشت.
شاید توقع دارید همسرتان همان طور که در مقابل دیگران محترم و فوق العاده رفتار میکند در مقابل شما هم چنین رفتاری داشته باشید بنابراین باید بازخورد رفتار او را بیان کنید و احساستان را در این مورد به اطلاع او برسانید تا دوباره رفتارش باعث رنجش شما نشود.
مسئله اصلی که شما را رنج می دهد و ریشه دیگر مشکلات است را پیدا کنید و سپس صادقانه در مورد احساسات خودتان بدون این که همسرتان را متهم کنید ، با هم حرف بزنی و از او بخواهید رفتاری که باعث ناراحتی شما می شود را انجام ندهد.
 
ترجیح تلویزیون و فضای مجازی به همسر
یکی از اعتیادهای عصر مدرن اعتیاد به فضای مجازی است ، قبلا سرگرم شدن با تلویزون باعث عدم توجه زوجین به هم می شد ولی حالا فضای مجازی جای تلویزیون را گرفته است. اگر بیشتر زمان کنار هم بودنتان را سرگرم تلویزیون یا فضای مجازی شوید و همسرتان احساس بی توجهی یا کم اهمیت بودن داشته باشد ، رابطه شما رو به سردی می رود.  
به عقیده متخصصان حواس پرتی یا سرگرم شدن با تکنولوژی نشان میدهد که در حال اجتناب از همسرتان هستید ، به همین علت به زوجین توصیه می کنند که برای مدتی بدون تکنولوژی با هم صحبت کنند تا مسئله ای که در حال اجتناب از آن هستند شناسایی و رفع شود. 

رفتارهای نگران کننده همسرتان را قبل از ازدواج بشناسید

وقتی فردی را به عنوان همسر آینده خود انتخاب می کنید بایستی به این نکته توجه داشته باشید که شما در زندگی مشترک با او تنها به چهره ی زیبا و موقعیت مالی مناسبش نیاز ندارید بلکه مهم تر از اینها اخلاق و رفتار اوست که زندگی زناشویی را برای شما به سمت آرامش یا شاید هم تنش هدایت می کند پس قبل از ازدواج و در دوران مشخص شده برای آشنایی بیشتر کمی زیرکانه تر به رفتار و حرکات او دقت کنید تا مبادا بعد از آغاز زندگی مشترک خود را برای انتخاب اشتباهتان سرزنش کنید. در ادامه این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی به ویژگی های فردی همسر نامناسب خواهیم پرداخت؛ ویژگی هایی که شما را باید نگران کند.

1 – محدودیت های خاص ذهنی دارد
اگر فردی که می خواهید با او ازدواج به طور کامل به شما اعتماد ندارد، پس ادامه ی راه با او هیچ فایده ای ندارد. مهم نیست چقدر به او وفادار بمانید، محدودیت های زندگی روزمره شما به زودی تبدیل به کابوس خواهد شد چرا که ذهن محدود و ناسالم او مدام شما را آزار خواهد داد پس برای رفع آن باید به مشاور مراجعه کنید.

2 – نفرت از حیوانات در او پیداست
شاید برایتان عجیب باشد ولی این مورد صرفا به دلیل اهمیت حیوانات نیست بلکه حس مهربانی نسبت به هر موجود زنده ای مطرح است، چندان نگران کننده نیست که همسرتان کسی باشد که نسبت به حیوانات حساسیت دارد اما کسی که نسبت به حیوانات وحشی است و همدلی ندارد باید مواظب او باشید!

3 – به سادگی پیمان شکنی می کند و زیر قولش می زند
پیمان شکنی یکی از موارد مهم است که باید مراقبش باشید، این دسته افراد غالبا همه چیزی را فراموش می کنند، حتی برای شکستن وعده های بزرگ می توانند در مدت کمی خود را ببخشند. چرا که این مسئله مهم برایشان اهمیتی ندارد.
 
4 – شما برایش در جایگاه اول قرار ندارید
هیچ رابطه ای یک طرفه نیس، بلکه همه چیز متقابلا صورت می گیرد، فراموش نکنید که عشق برپایه بخشش و بخشیدن و بهره بردن از اینهاست مطمئن باشید اگر برای رفتار عاشقانه تان پاسخی دریافت نکنید پشیمان می شوید، یعنی زمانی که همسرتان با رفتارش نشان می دهد که شما در درجه ی اول برای او اهمیت خاصی ندارید باید بیشتر در مورد آغاز زندگی مشترک فکر کنید. دقت داشته باشید که این مورد نباید به معنای حساسیت زیاد شما تلقی شود یعنی اگر شما بیش از حد حساس هستید نمی توانید با هر کم توجهی او به این فکر کنید که زندگی با او فایده ای نخواهد داشت.

5 – بهانه های بیش از حد می گیرد
شما بخش مهمی از رابطه هستید، بهانه گیری مداوم و همیشگی برای دور شدن از این رابطه و با شما بودن می تواند به این معنا باشد که او کار بهتری نسبت به گذراندن وقت با شما دارد. اگر عذر و بهانه او دلیل منطقی دارد که هیچ اما اگر نبودنش کنار شما در روزهای خاص به ندرت منطقی به نظر می رسد باید نگران شوید.

6 – یک دنده بودن در جروبحث ها عادت اوست
جرو بحث در یک رابطه عادی است، روابط با مصالحه هر دو طرف ایجاد و گاهی اوقات می تواند منجر به دعوا شود. اما اگر تصمیمات خود را به شما تحمیل کند و نگذارد نظر دهید، این نشان می دهد که او به درستی شما را درک نمی کند و حاضر نیست در زندگی به خاطر خواسته های شما از خواسته اش گاهی صرف نظر کند.
 
7 – قطع مکالمه اش با شما طبیعی است
آیا تا به حال احساس کرده ایده او ناگهان مکالمه را قطع می کند؟ این رفتار ناپسند او بارها تکرار شده است؟ ساده است، اهمیت نمی دهد که چه می گویید. این عادت نشان می دهد که نظر شما برای او مهم نیست. اگر شما با چنین شخصی وارد زندگی مشترک شوید احتمالا به مشکل برخواهید خورد.

8 – دروغ گو است
اعتماد در هر رابطه ای ضروری است چون درک را تشکیل می دهد و به رشد رابطه کمک می کند. برخی دروغ ها مانند برنامه ریزی یک جشن تولد غافلگیر کننده یا هدیه دادن قابل توجیه هستند اما اشک تمساح جدا از اینهاست؛ مطمئنا منظور را خوب گرفتید. بله زمانی که حس می کنید او دروغ می گوید و به این رفتار زشت خود ادامه می دهد حتما باید به او چراغ قرمزی نشان دهید.

9 – وابستگی بیش از حد به شما دارد
زمانی که اعتماد و احترام به یکدیگر وجود دارد، رابطه خیلی زیبا می شود. همه برای خودشان به یک فضای شخصی نیاز دارند اما وابستگی و نق زدن در رابطه هرگز شکوفه نخواهد کرد. همانطور که بی توجهی رابطه را تخریب می کند وابستگی زیاد هم آزاردهنده خواهد بود و شک نکنید که بعد از مدتی شما را کلافه خواهد کرد. این رفتار در مردانی مشاهده می شود که به راحتی حسادت می کنند و شخصیت های نا امنی دارند.

10 – نفرت از خانواده
والدین گاهی اوقات موجب ناراحتی می شوند اما این ناراحتی نباید تبدیل به نفرت از آنها شود، اگر همسر آینده شما به راحتی و مدام از احساس نفرت خود به خانواده اش صحبت می کند نشانه خوبی نیست.
  
11 – سیگار کشیدن برایش لذت بخش است
اگر از او خواسته اید که سیگار کشیدن را ترک کند اما درخواست های شما برایش معنا ندارد و بدتر از آن این رفتار را با کمال افتخار در حضور شما انجام می دهد حتما به سراغ یک مشاور بروید تا راه را به شما نشان دهد چرا که این فرد در زندگی مشترک اشتباهات بزرگتری را بدون عبا انجام خواهد داد.

12 – خیلی راحت دشنام می دهد
مردی که نمی تواند خشمش را کنترل کند خطرناک است. اگر شریک زندگی تان به شما ضربه میزند و خیلی راحت دشنام می دهد از او دوری کنید. خشونت همیشه فیزیکی نیست؛ ممکن است به شکل عاطفی هم باشد. وقتی نوبت به خشونت می رسد، هیچ ویژگی دیگری شما را نگه نمی دارد.

خانمم می‌گوید به خانم‌های دیگر حتی سلام نکنم

مردی 44 ساله هستم. مدت 17 سال است که ازدواج کردم و همسرم را خیلی دوست دارم. مشکلم این جاست که اگر با خانم‌های همسایه و اهالی محل، سلام‌‌ وعلیک کنم، همسرم ناراحت می‌شود و قهر می‌کند. ایشان معتقد است چون خودش با مردها سلام و علیک ندارد، من هم نباید با خانم‌‌ها حتی سلام و علیک معمولی داشته باشم.
پاسخ مشاور
مخاطب محترم، توجه نشان دادن به حساسیت همسرتان و راهنمایی گرفتن برای این موضوع از مشاور، نشان‌دهنده اهمیت دادن شما به زندگی‌مشترک و پایداری ازدواج‌تان است. امیدوارم با نکاتی که در ادامه مطرح می‌کنم، این مسئله را مدیریت کنید تا به یک چالش جدی تبدیل نشود.
  این موضوع از اول ازدواج‌تان بوده یا به تازگی مطرح شده؟
باتوجه به این‌که هر دوی شما همدیگر را دوست دارید و زمان زیادی هم از ازدواج شما می‌گذرد، برای راهنمایی بهتر باید بدانم که آیا این موضوع از اول ازدواج یا به تازگی مطرح شده است؟ اگر از اول ازدواج مطرح بوده، باید بررسی شود که تا الان چگونه با آن برخورد می‌کردید و چه راه‌حلی به کار می‌بستید؟ اگر به تازگی این مسئله به وجود آمده و خانم‌تان چنین صحبت هایی را مطرح کرده، باید بررسی شود که علت بروز این موضوع چیست؟ بی‌وفایی یا خیانتی رخ داده است؟ و … .
 شاید ریشه مشکل در گذشته باشد
معمولاً افرادی که راجع به روابط همسرشان با جنس‌مخالف یک سری حساسیت‌هایی نشان می‌دهند که به خودی خود آن رفتار آسیب‌رسان یا مسئله‌ساز نیست، ممکن است در نتیجه آسیب گذشته فرد در زندگی شخصی باشد. مثلا مسائل درون خانواده ایشان که ممکن است موجب ذهنیت منفی راجع به مردها شود و فرد در این شرایط سعی می‌کند با کنترل زیاد روابط همسر به مراقبت یا محافظت از حریم زندگی‌مشترک خود بپردازد بنابراین به کمک و مشاوره فردی نیاز دارد تا این اضطراب یا نگرانی فرد(که به ترس ذهنی از دست دادن همسر منجر می‌شود)درمان شود.
 شاید باید اعتماد همسرتان به شما بازسازی شود
در صورتی که پس از بروز اتفاقی در زندگی‌مشترک، چنین حساسیت‌هایی رخ داده است نیازمند دریافت زوج درمانی برای کاهش حساسیت و ایجاد اعتماد مجدد بین زوج هاست. در واقع آن چه نگرانی در همسرتان ایجاد می‌کند، این است که هرچه افراد با دیگران روابط آزادانه‌تری داشته باشند، احتمال آسیب به زندگی‌مشترک هم زیادتر است. البته در پیامک شما احوال پرسی معمولی ذکر شده است که نشان دهنده این است شما هم به ‌علت علاقه به همسرتان درصدد مراقبت از حریم زندگی‌مشترک هستید در غیر این صورت روابط خارج از چهارچوب با دیگران قطعا می‌تواند زمینه‌ساز تنش یا آسیب به ازدواج باشد.
 امنیت عاطفی همسرتان
آن چه در پایان قابل توجه است، ایجاد امنیت عاطفی در همسرتان برای کاهش نگرانی و اضطراب از دست دادن شماست که با ابزار کلامی و انجام رفتارهای عاطفی از جانب شما و اطمینان خاطر به ایشان در قالب عبارات خلاقانه، مشورت و همفکری با ایشان، انجام تفریحات مشترک و … می توانید به نتیجه بهتری برسید. در صورت تداوم چالش می توانید با مراجعه به یک مشاور  راهنمایی بیشتر و بهتری بگیرید.
نویسنده : زهره حسینی| ‌ مشاور و دانش آموخته دانشگاه علامه طباطبایی