درخواست طلاق به‌خاطر سادگی همسر

مرد جوان شش ماه پس از مراسم عروسی به بهانه اینکه همسرش زنی ساده و شهرستانی است و دوستانش لهجه او را مسخره می‌کنند تقاضای طلاق داد.
اوایل هفته زوجی جوان به یکی از شعبه‌های دادگاه خانواده مراجعه کرده و در انتظار رسیدن نوبت بررسی پرونده‌شان بودند. وقتی منشی دادگاه آنها را به داخل شعبه فرا خواند قاضی که با مطالعه پرونده تا حدودی در جریان مشکلات آنها قرار گرفته بود رو به مرد جوان به نام آرمین کرد و گفت: اینطور که من متوجه شدم شما درخواست جدایی داده‌اید. شما تازه 6 ماه است ازدواج کرده‌اید دلیل این درخواست چیست؟
آرمین از جایش بلند شد و گفت: جناب قاضی من و این خانم در دانشگاه با هم آشنا شدیم او دختری شهرستانی و از خانواده‌ای ساده و سنتی است که برای ادامه تحصیل به تهران آمده و رفتارش کاملاً بچگانه و ساده بود. اوایل آشنایی و دوستی این رفتار برایم جذاب بود چون برخلاف برخی دخترها هفت‌خط و فریبکار نبود و همین سادگی و بی‌شیله‌پیله بودنش مرا جذب کرد.
 وقتی پیشنهاد ازدواج دادم و خانواده‌ها نیز قبول کردند با هم ازدواج کردیم، ما هنوز درسمان تمام نشده و دانشجو هستیم اما الان مشکل من با همسرم این است که آنطور که من می‌خواهم رفتار نمی‌کند.
 من فکر می‌کردم مونا بعد از ازدواج و زندگی در تهران کمی رفتارش معتدل‌تر شود و از این همه سادگی دست بردارد چندبار به او گفتم وقتی با دوستانم بیرون می‌رویم یا به خانه ما می‌آیند با لهجه شهرستانی صحبت نکن، سؤالات کودکانه نپرس کمی اطلاعاتت را درباره مسائل بالا ببر تا اطرافیان تو را دست نیندازند اما او قبول نمی‌کند.
 واقعاً خسته شدم او با من خیلی فرق دارد. جناب قاضی رفقای من اغلب بلاگر هستند و به روز زندگی می‌کنند اما همسر من مثل یک زن ۵۰ ساله رفتار می‌کند مثل مامانم همش به من می‌گوید این کار را بکن این کار را نکن. مدام می‌گوید این لباس را نپوش، سیگار نکش، اینجا نرو و… لطفاً حکم طلاق ما را صادر کنید من دیگر نمی‌خواهم در جمع دوستانم مورد تمسخر قرار بگیرم. 
مونا در همین موقع دستش را بالا آورد و در حالی که اجازه صحبت می‌خواست، گفت: آقای قاضی من می‌گویم سیگار نکشد چون برای سلامتی‌اش ضرر دارد. می‌گویم مثل دوستانش لباس‌های جلف نپوشد چون او دیگر متأهل است و باید رفتارش مردانه باشد.
 به او می‌گویم من نمی‌توانم مثل برخی از این بلاگرها آرایش کنم و لباس بپوشم چون از سبک زندگی آنها خوشم نمی‌آید اما حالا می‌بینم که آرمین مرا نمی‌خواهد. بهتر است این زندگی با حکم طلاق تمام بشود تا من هم از دست رفتار‌های بچگانه او راحت بشوم.
 آرمین مرد زندگی نیست اگر همین الان دوستانش من را تأیید کنند نظرش عوض می‌شود و من بهترین زن دنیا می‌شوم اما چون دوستانش به او گفته‌اند این چه زنی است گرفته‌ای، دلش را زده‌ام. جناب قاضی من هم موافق طلاق هستم حتی مهریه هم نمی‌خواهم دیگر خسته شده ام. 
قاضی گفت: رفتار شما نشان می‌دهد که برای ازدواج هنوز آمادگی نداشته‌اید ولی با این حال باید دو ماه به کلاس‌های مشاوره بروید اگر مشکلتان حل نشد آن وقت حکم طلاق را صادر می‌کنم. یادتان باشد زندگی مشترک نیاز به همفکری و همراهی زن و شوهر با هم دارد.
نظر مشاور درباره این پرونده ظلاق
در این پرونده می‌بینیم که سن کم، انتخاب هیجانی و احساسی، نبود ثبات شخصیتی و درک متقابل و تضاد فکری، از عوامل اصلی جدایی زوج‌های جوان در این روزهاست.
مشاهده می‌کنید که در این پرونده آرمین در یک حال وهوای دیگر زندگی می‌کند و مونا هم خواسته‌های دیگری دارد. این تضاد فکری سبب شده است که زوج جوان همدیگر را درک نکنند و نسبت به کوچک‌ترین مسأله‌ای در زندگی مشترکشان با هم به اختلاف بخورند و همین مسأله قطعاً سبب می‌شود که آنها از نظر عاطفی از یکدیگر فاصله بگیرند و در نهایت به  مرحله طلاق عاطفی برسند که سبب جدایی آنها می‌شود.قبل از ازدواج این زوج جوان باید در خصوص تمام مسائل زندگی مشترکشان با هم گفت‌و‌گو و این تضاد‌ها را شناسایی و بر اساس صداقت و درستی همه چیز را بیان می‌کردند.
مشکل اصلی آنها این است که فکر می‌کردند می‌توانند همدیگر را تغییر بدهند اما زندگی به شرط تغییر یک امر اشتباه است. زوج‌های جوان باید تضاد‌های بین خودشان را شناسایی و تلاش کنند آنها را تبدیل به نقاط قوت خود کنند نه اینکه دنبال جدایی باشند.
 امیرحسین صفدری، کارشناس حوزه خانواده

تکنیک های ساده برای به حرف آوردن همسر کم حرف

واقعیت این است که بسیاری از آقایان نمی توانند پا به پای همسرانشان صحبت کنند و در این مقوله که فوق العاده برای خانم ها حیاتی است کم می آورند! وقتی یکی از طرفین میل زیادی به حرف زدن داشته باشد و دیگری خیلی اهل گفت و گو نباشد، داستان ناخوشایندی آغاز می شود. چون چنین فضایی برای همسری که راحت حس هایش را بیان می کند، آزاردهنده می شود و مرتب از اینکه طرف مقابلش اشتیاق چندانی برای شنیدن حرف هایش ندارد و حتی گاهی او را پرحرف و پرچانه خطاب می کند، احساس سرخوردگی و ناکامی می کند.

دکتر سامرند سلیمی، روان پزشک، عضو کمیته های آموزش و درمان انجمن روان پزشکان ایران در این باره می گوید: عدم انتخاب درست یکی از مهم ترین علت هایی که باعث می شود، اعضای خانواده یا زن و شوهری با هم گفت و گو نکنند، انتخاب اشتباه و بدون شناخت همدیگر است. این افراد بررسی ای انجام نداده اند تا متوجه شوند اساس فضای مشترکی برای گفت و گو و علایق مشترکی دارند؟ آیا حرفی دارند به هم بزنند که برای هر دو طرف جالب باشد؟ وقتی افراد بدون این بررسی ها با هم ازدواج می کنند، بعد از مدتی ممکن است متوجه شوند دو دنیای کاملا متفاوت دارند.

هر حرفی که یکی از آنها می زند، برای دیگری جذابیت ندارد یا حتی می تواند آزاردهنده و بی ربط باشد. بنابراین طبیعتا پس از مدتی همان شعله گفت و گوهای اندک اولیه بین زوج هم خاموش می شود. به همین دلیل است که توصیه می کنیم قبل از جاری شدن عقد ، دختر و پسر مجال چندماهه برای گفت و گو و بحث داشته باشند تا متوجه شوند اصلا حرفی برای گفتن با هم دارند یا نه؟ پدیده جدید، حرف جدید این روزها تلاش زیادی می شود که شبکه های اجتماعی به عنوان عامل اصلی کاهش زمان گفت و گو میان اعضای خانواده معرفی شود. اما من معتقد نیستم که صرفا این شبکه ها باعث کاهش میزان گفت و گوی اعضای خانواده شده اند.

به هر حال یک خانواده سالم، خانواده ای است که هر پدیده جدیدی را برای افزایش ارتباط و صمیمیت بین اعضا به خدمت بگیرد. در چنین خانواده ای، هر اتفاقی که می افتد، نمی تواند یک تهدید ترسناک باشد و در خانواده های با روابط مغشوش و آشفته است که هر پدیده ای در حد حرف یک همسایه هم می تواند در آنها بحران های بزرگ ایجاد کند. گفت و گوی دفاعی یکی دیگر از آفت های ارتباط بین افراد خانواده، گفت و گوی دفاعی است، به جای شنیدن حرف ها از منظر دیگران. یکی از کارهایی که یک زن و شوهر خوشبخت و سالم باید انجام دهند، این است که وقتی مثلا طرف مقابل به آنها می گوید به نظر من خانه ما خیلی تمیز نیست، به جای اینکه به شدت به فاز دفاعی بروند و بخواهند به او ثابت کنند که اشتباه می کند و خانه تمیز است، تمام وظایف خود را در خانه درست انجام می دهد و… لحظه ای تامل کند و بیندیشد که چه اتفاقی افتاده که همسر من تمام تلاش هایم برای مرتب نگه داشتن خانه را نمی بیند؟ این کم حرفی نشانه چیست؟ گاهی کم شدن زمان صحبت بین اعضای خانواده، نشانه بارز یک نارضایتی مزمن در زندگی مشترک یا زندگی خانوادگی است.

وقتی فردی از موضوع یا موضوعاتی در زندگی ناراضی است، بارها درخواست و تلاش می کند تا مشکلات را حل کند اما طرف مقابل هیچ عکس العملی برای بهبود اوضاع نشان نمی دهد، کم کم احساس ناراحتی می کند سعی می کند صحبت، بحث و مجادله نکند و چون احتمالا دیگر برایش قابل تصور نیست که تغییری صورت بگیرد. به همین دلیل معمولا می بینیم بین زوج هایی که تا مدتی مدام با هم بحث و جدل می کردند به مروز زمان فضایی آرام حکمفرما می شود که یکی از طرفین آنقدر خسته شده که دیگر حوصله گفت و گو و مباحثه و امیدی به حل مسائل ندارد. کی با هم حرف بزنیم؟ در دنیای مدرن، بیشترین زمان و فضایی که زوج ها برای گفت و گو دارند، ساعت های پایانی شب است که از سر کار بر می گردند و روزهای آخر هفته. من فکر می کنم اگر قرار باشد از این پدیده های اجتماعی چند سال اخیر، یکی را از دلایل کم شدن فضای گفت و گو بین اعضای خانواده بدانیم، بتوانیم به سریال های ماهواره ای اشاره کنیم. یادمان باشد خانواده سالم، خانواده ای است که اعضای آن یا هنگام شام یا بعد از آن، زمانی هرچند کوتاه را برای گفت و گو اختصاص دهند.

مهارت های ارتباطی با شوهر کم حرف

اما آنچه بیش از پیش هویدا است این است که مردان تمایل کمتری به گفت و گو دارند و به نسبت گاهی فرزندان پسر از آنها الگو گیری می کنند. معمولاً نوع گفت و گوی زنان، گفت و گوی آزاد است و این موضوع اغلب باعث می شود که مردان دنبال حرف را نگیرند. پس برای اینکه شوهرتان با شما درد دل کند این راهبرد ها را به کار گیرید: زمان مناسبی را برای گفت و گو انتخاب کنید: این مسئله بسیار مهم است. شما ممکن است که بسیار علاقه مند باشید که بعد از بازگشت از کار، با شوهرتان صحبت کنید، اما او در آن موقع به آرامش نیاز دارد. پس بهترین راه این است که بعداً گفت و گو کنید. در مقابل سکوت شوهرتان سکوت نکنید: گاهی اوقات سکوت مرد باعث ایجاد احساس ناکامی و عصبانیت در زن می شود. برای اجتناب از این موقعیت، هنگامی که شوهرتان پاسخ نمی دهد سکوت نکنید.

به او بگویید: «می توانی به من بگویی چرا برای تو سخت است که به من بگویی به چه فکر می کنی؟». جزئیات را بپرسید: سؤالات دقیق بپرسید. این گونه سؤال نکنید که «امروز کار چطور بود؟»، زیرا او می تواند در یک کلمه جواب بدهد که عالی بود یا افتضاح بود. در مقابل، از جزئیات کارش سؤال کنید. مشخص تر شدن سؤال باعث می شود که او با احتمال بیشتری به سؤال شما به طور جزئی و با دقت پاسخ بدهد. مراقب اشاره های غیرکلامی تان باشید: اگر هنگام صحبت کردن شوهرتان، کتاب ورق بزنید، کار را برای اینکه شوهرتان ساکت بماند آسان کرده اید.

برای بهتر شدن گفت و گو سعی کنید حالت چهره تان خنثی باشد، بدنتان آرام و لحن صدایتان نه بسیار بلند باشد، نه بسیار آرام. در ضمن تماس چشمی برقرار کنید. علایق مشترکتان را توسعه دهید: زوج هایی که همه توجه شان را بر بچه ها یا کارشان متمرکز می کنند، اغلب درمی یابند که بسیار کم با همدیگر صحبت می کنند.

شرکت در فعالیت های متفاوت و جدید، از جمله پیاده روی ومسافرت همراه با همسرتان باعث می شود که شما به مقدار بسیار بیشتری با همدیگر صحبت کنید. با دقت گوش دهید: هنگامی که شوهرتان صحبت می کند، به حرف های او توجه کنید و اجازه ندهید ذهن تان منحرف شود. مهارت های گوش فرادادن فعال را به کار ببرید. چیزی را که شوهرتان می گوید به بیان خودتان بازگو کنید. هنگام صحبت کردن او، مخالفت نکنید و وسط حرف هایش نپرید.

چالش اختلاف سیاسی در زندگی مشترک

این روزها بعضی از زن‌و‌شوهرها که نظرات سیاسی متفاوتی دارند به‌خاطر چند اشتباه قابل پیشگیری، پای مشکلات جدی را به زندگی‌شان باز می‌کنند
مباحثه درباره شرایط این روزهای کشور، گاهی جایش را در خلال گفت‌و‌گوهای زن و شوهرها پیدا می‌کند. در این شرایط اگر زن یا شوهری با همسرش اختلاف نظرهایی داشته باشد، ممکن است جروبحث‌شان بالا بگیرد و پای چالش‌های جدی را به زندگی‌شان باز ‌کنند. یک سری اشتباهات در چنین بحث‌هایی به خصوص بین زن و شوهر وجود دارد که قابل پیشگیری است وگرنه موضوع را به بیراه می کشاند و حتی ممکن است باعث دلخوری یا … شود. در ادامه، نکاتی در همین باره مطرح خواهد شد.

تفاوت نظر به‌ خودی خود مشکل‌زا نیست اما …
وقتی دو نفر با هم ازدواج کرده‌اند و زیر یک سقف زندگی می‌کنند، کاملا طبیعی است که در برخی امور با یکدیگر تفاوت فکری و سلیقه‌ای داشته باشند. این تفاوت‌ها از ابعاد ساده‌ای مثل رنگ مورد علاقه تا مسائل پیچیده‌تری را می‌تواند شامل شود . به طور کلی، این مسئله به خودی خود مشکل تولید نمی‌کند، مشکل از آن جا نشئت می‌گیرد که زوج ها شیوه بحث کردن درست درباره اختلاف عقیده را بلد نباشند. در چند وقت اخیر به دلیل چالش‌های سیاسی موجود در جامعه، بحث‌ها و اظهارنظرها و عقاید در این باره به درون خانواده‌ها و میان زوج ها هم وارد شده است؛ مسئله‌ای که باعث و بانی ایجاد آن و موارد بعدش، دست هیچ‌کدام از آن‌ها نیست اما گاهی یکی از آن ها برای اثبات درست بودن نظرش، دست به هر کاری می‌زند!
    هدف کوبیدن طرف مقابل نیست
زن و شوهرها برای گفت‌و‌گو درباره هر موضوعی که درباره اش اختلاف نظر داشته باشند، باید بدانند که با
به کارگیری مهارت‌های ساده‌ای می‌توان از تبدیل گفت‌و‌گو به جروبحث و ناراحتی طرف مقابل جلوگیری کرد. گاهی اوقات ما فراموش می‌کنیم که برای چه ازدواج کرده‌ایم و یادمان می رود که هدف از زندگی، عشق و علاقه است نه کوبیدن طرف‌مقابل! توجه به همین نکته ساده در گفت‌وگوهایی با محتوای سیاسی، شأن زوج ها را حفظ خواهد کرد.
    از احساسات و عواطف‌تان بگویید
اگر متوجه شدید که همسرتان با شما اختلاف عقیده دارد، با او صحبت کنید، منظور صحبت‌های روزمره همیشگی نیست. صحبت‌هایی درباره احساسات و عواطف و ترس‌ها، دلشوره‌ها و نگرانی‌ها. چیزی که شاید خیلی کم بین زوج ها رد و بدل می‌شود و معمولا در چنین مواقعی، صحبت نمی‌کنند بلکه دعوا می‌کنند و می‌جنگند تا دیگری را مغلوب کنند! به همین دلیل است که وقتی بحث بین تفاوت عقاید سیاسی در زندگی مشترک باشد، معمولا بلوایی سر هیچ و پوچ ایجاد می شود.
    موضوع اختلاف را به‌طور دقیق مشخص کنید
معمولا در بحث‌های سیاسی، موضوع گفت‌وگو دقیقا معلوم نیست. به همین دلیل است که آن قدر بحث به حاشیه می‌رود که فراموش می‌کنیم حرف سر چه چیزی بوده و نتیجه می‌شود دلخوری و جوی ناآرام و متلاطم در رابطه زن و شوهری. بنابراین اگر بنا دارید درباره یک موضوع باهم صحبت کنید، هربار یک موضوع را مشخص کنید تا بحث به بیراهه نرود.
    پای ویژگی‌های شخصیتی طرف مقابل را وسط نکشید
یکی از اشتباهات بعضی زن‌و‌شوهرها در زمان گفت‌وگو درباره مسائل سیاسی، این است که به یک‌باره شروع می‌کنند به گله‌گذاری از شخصیت همسر. مثلا به او می‌گویند: «این دفعه هم مثل همیشه، فقط داری لجبازی می‌کنی»، «درک یک مسئله ساده رو به بحران تبدیل می‌کنی» و… . بعدازآن هم تمام مسائلی را که از اوایل ازدواج باعث ایجاد کینه و کدورت شده است، مطرح و تصور می‌کنند نباید هیچ فرصتی را برای بیان ناراحتی‌های خود از دست بدهند. در حالی که این کار، مشکلی را به مشکلات اضافه خواهد کرد!
    ادب را رعایت کنید
به این نکته دقت کنید کسی که روبه‌روی شما قرار گرفته، همکار یا دوست و فامیل نیست. قرار نیست بدون هیچ ملاحظه و دقتی، هرچه خواستید به زبان بیاورید. او همسر شماست و قرار است همیشه جانب ادب و احترام حفظ شود حتی اگر بیشترین اختلاف عقیده را داشته باشید.
    حواس‌تان به حرمت خانواده‌ها باشد
شما دو نفر با هم اختلاف عقیده دارید پس قرار نیست به خانواده های یکدیگر بی احترامی و توهین کنید. اعتقادات و باورهای خانواده‌ها را نشانه نگیرید و مسخره نکنید. گفتن این جملات که تو هم دقیقا مثل پدر یا مادرت فکر می‌کنی، افکار اشتباه آن‌ها در ذهنت رسوخ کرده و…، زندگی‌تان را با چالش مواجه خواهد کرد. این کارها ابدا شما را به نتیجه دلخواه نمی‌رساند.
نویسنده : فریبا البرز| ‌ کارشناس‌ارشد مشاوره‌خانواده

مادرزنم دنبال طلاق دخترش است

جوانی هستم 27 ساله با مدرک دیپلم. شغل ثابت ندارم و اوضاع مالی خودم و خانواده ام ضعیف است. دو سال است که ازدواج کرده ام. من و همسرم همدیگر را دوست داریم؛ ولی به دلیل بی پولی و بیکاری هنوز نتوانستم وسایل زندگی ام را فراهم کنم و عروسی بگیرم. مادرزنم قصد دارد طلاق دخترش را بگیرد. از این موضوع خیلی عذاب می کشم. لطفا راهنمایی ام کنید.
پاسخ مشاور
این که شما و همسرتان یکدیگر را دوست دارید خیلی خوب است و در هر زندگی مشترکی باید این رابطه صمیمی بین زن و شوهر وجود داشته باشد ولی غیر از بحث علاقه و دوست داشتن، یک سری واقعیت هایی نیز در زندگی هست که همه زوج های جوان باید به آن ها توجه کافی داشته باشند. یکی از این موارد داشتن شغل و قدرت تامین هزینه های زندگی مشترک و استقلال اقتصادی است.

این که شما با 27 سال سن و گذشت دو سال از ازدواج تان هنوز نتوانسته اید شغلی داشته باشید و مقدمات عروسی تان را فراهم کنید نشانه خوبی نیست و احتمالا مادر همسرتان هم از تحقق این امر ناامید شده است و از روی اجبار تصمیم به جداشدن دخترش گرفته است وگرنه هیچ مادری طلاق را برای دخترش خوب نمی داند. این که شما از این موضوع معذب هستید به تنهایی مشکلی را حل نمی کند؛ بلکه باید اقدام عملی برای رفع این معضل بکنید.

البته علت این که چرا تا این مرحله نتوانسته اید کار مناسبی پیداکنید برای ما بیان نکرده اید؛ ولی بهتر است با مشاوره گرفتن از اطرافیان و انجام مشاوره شغلی و حرفه ای، هدف خود را مشخص کنید و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید و اقدام مناسب را انجام دهید. سطح انتظاراتتان را تعدیل کنید اگر برای انتخاب شغل معیارهای سختی در نظر گرفته اید، بهتر است آن ها را تعدیل کنید تا بتوانید با توجه به توانایی ها و تخصص خود کار مناسب پیدا کنید.

اگر در رابطه با کار مورد نظرتان آرمانی فکر می کنید و این امر احتمال دستیابی شما را محدود می کند بهتر است با حداقل ها و از سطوح اولیه شروع کنید و سپس به دنبال پیشرفت و توسعه باشید. از خانواده همسرتان فرصت بخواهید اگر زندگی خود را دوست دارید تصمیم قطعی بگیرید و با فرصت خواستن از خانواده همسرتان برای خود یک موقعیت بسازید و توجه داشته باشید که باید از این موقعیت حداکثر استفاده را ببرید و با اقدامات عملی و جدی خود به خانواده همسرتان ثابت کنید که انگیزه و پشتکار لازم را دارید و همه تلاش خود را برای رفع این مشکل به کار می گیرید. 

30 روش مهم برای ایجاد علاقه میان همسران

دانش و مهارت خود را با مطالعه کتاب‌هایی در مورد انتخاب همسر، نحوه ارتباط با دیگران و شرکت در جلسات مشاوره و آموزش خانواده، افزایش دهید.
هرگز همسر خود را با زن یا مرد دیگر مقایسه نکنید.
از رفتارهای مطلوب همسرتان تشکر کرده و او را تشویق کنید.
از تصمیمات نادرست، نامناسب و منفی و شکل‌گیری افکار منفی اجتناب کنید.
سعی کنید در طول زندگی خود، نقاط مثبت و قوی خود را به‌ویژه دررابطه بین خودتان و همسرتان ایجاد و زیاد کنید.
بدون تعصب، اشکالات و ضعف‌های خودتان را مشاهده و حل کنید؛ یعنی به‌جای توجه به نیمه خالی، نیمه پر لیوان را ببینید.
توازن انتظارات مهم است. انتظارات غلط از سوی طرف مقابل، عشق را کاهش می‌دهد.

در مواردی که غم و اندوه و افسردگی یا خشم‌تان شدید و غیرعادی است حتما به متخصص مراجعه کنید.
فکر کردن به یک زندگی شاد و موفق، مسئولیت‌پذیری، ازبین‌بردن موانع و نگاه کردن به عوامل ایجاد روابط سالم.
همه چیز را می‌توان برای عشق استفاده کرد؛ از کلمات، کار، پخت‌وپز، شست‌وشو، تماشای تلویزیون و بازی با بچه‌ها.
شما گاهی فرصت دارید تلویزیون، این جعبه جادویی را ببینید؛ همسرتان هم همین‌طور. شما به دیدن سریال علاقه دارید و او به دیدن مستند. این یک تفاوت است و شما می‌توانید این تفاوت را به فرصت تبدیل کنید. شما فقط باید تصمیم بگیرید، فکر کنید و انجام دهید. هیچ راز دیگری وجود ندارد.
برای ایجاد روابط دوستانه با اعضای خانواده تلاش کنید؛ همدردی، تفکر، همکاری و مشورت با یکدیگر در موضوعات مختلف، شکل‌های ایجاد این روابط دوستانه است.
زن یا شوهرتان را به‌عنوان نزدیک‌ترین و وظیفه‌پذیرترین فرد زندگی‌تان در نظر بگیرید و او را به‌عنوان همسر حمایت کنید.
زمان‌های خوب خود را در ذهن داشته باشید.
همسر خود را در روزهای اول آشنایی به یاد آورید. یک لیست از کارهای دونفره لذتبخش تهیه کنید. برای این کارها برنامه‌ریزی و سعی کنید آنها را همیشه تکرار کنید. می‌توانید لیست‌تان را به‌روز کنید.
بیان عشق مهم است. اگر یک زن از ناحیه شوهرش احساس خوبی و عشق و محبت نداشته باشد، او انگیزه نخواهد داشت که فرزندانش را دوست داشته باشد و حتی وظایف زنانه‌اش را انجام دهد.

مشورت با یکدیگر و اجتناب از یکجانبه‌گرایی در برنامه‌ریزی برای فعالیت‌های اجتماعی، اوقات‌فراغت و بازدید از خانواده مهم است.
هر زمانی که ممکن است، رابطه کلامی و عاطفی با همسر و اعضای خانواده خود ایجاد کنید.
زنان بیشتر از صحبت‌کردن با شوهرشان لذت می‌برند، بنابراین مردان باید به طور فعال به حرف‌های همسرشان گوش کنند و به‌طور مناسب پاسخ دهند.
روابط‌تان را با یادگیری مهارت‌های ارتباطی مانند گوش‌دادن به یکدیگر، احترام به نظرات و عقاید هم، همکاری با یکدیگر و مشاوره، بهتر کنید.
سعی کنید کل خانواده، به‌خصوص همسرتان را گرم و صمیمانه در آغوش بگیرید.
کمک به همسرتان، عشق‌ورزیدن، دوست‌داشتن عاشقانه و احساس امنیت در عشق مهم است.
گاهی اوقات، در فضای محرمانه، محبت‌آمیز و محترمانه، رفتار یکدیگر را ارزیابی کنید و از یکدیگر بپرسید که باید چه انجام شود تا روابط شما بهتر و پرجنب‌وجوش‌تر شود.
هدیه دادن به هم را مهم بدانید.

چیزهایی که به نوعی بیان محبت هستند تأثیر زیادی بر افزایش محبت دارند. یکی از اینها می‌تواند هدیه‌ای هرچند ناچیز و ارزان باشد. در مخالفت یا سوء‌تفاهم، به‌جای تعصب یا سوء‌تفاهم، مشکل را شناسایی و راه‌حل خود را پیدا کنید. 
برای رسیدن به امنیت روانی و عاطفی روابط زناشویی، یکپارچگی، پذیرش، انصاف و اعتماد متقابل، اولویت‌تان باشد.
همیشه در برخورد با مشکلات خانوادگی خود را در موقعیت طرف دیگر قرار دهید و با پذیرش مسئولیت‌های خود و شناخت انتظارات متقابل، حل اختلافات را دنبال کنید. به تنهایی تصمیم نگیرید.
شما باید احساس کنید که با همسرتان کامل می‌شوید و دو قسمت از وجود یک شخص هستید. بنابراین زمانی که طرف دیگر حضور ندارد تصمیم نگیرید. با هم همکاری کنید و تصمیم بگیرید؛ در مورد همه چیز، چه کوچک و چه بزرگ.
روز یا هفته یا یک وقت خاص را برای بحث در مورد مسائل و مشکلات و به‌اصطلاح درددل با همسرتان اختصاص دهید.
صحبت از هر چیزی تنها در زمان خودش باشد، نه هنگام شام یا خواب.
در صورت بروز سوء‌تفاهم و سوء‌رفتار، آن را در اسرع وقت حل‌وفصل کنید تا به یک اتفاق مخرب تبدیل نشود.
با همسرتان مهربان باشید.
خوش‌اخلاقی در خانواده باعث می‌شود که کانون خانواده گرم‌تر شود.
انتظارات غیرواقعی از همسر و ازدواج را ترک کرده و از نگرش‌های آرمانی و رویایی اجتناب‌ کنید.

با عشقت کفویت فرهنگی داری؟

بسیاری از افراد قبل از ازدواج کفویت اقتصادی را بررسی می‌کنند اما از اهمیت شباهت‌های فرهنگی غافل اند
زبان، آداب و رسوم، لهجه، لباس، سنت‌ها، سطح معاشرت‌ها، جایگاه خانواده و … چیزهایی است که باید قبل از ازدواج بررسی شود تا بعد از آن زوج ها با چالش‌های جدی مواجه نباشند. قرار نیست دو نفر اگر از دو شهر، طایفه، قومیت، نسل و… متفاوت باشند ازدواج‌شان قطعاً با شکست مواجه شود اما باید با بررسی زمینه‌های مورد مناقشه، با دید بهتری وارد مرحله بعدی زندگی‌شان شوند. گاهی رسوم خانوادگی، تفاوت‌های فرهنگی، مناسبت های اجتماعی و بدیهیات زندگی یک‌ نفر در نقطه مقابل فهم و سبک زندگی نفر دیگر است و اگر این تفاوت‌ها را قبل از ازدواج نادیده بگیرند و صرفاً بخواهند با معجزه عشق و احساس جلو بروند در بزنگاه‌های حساس زندگی مشترک، آمادگی لازم برای مدیریت شرایط را نخواهند داشت و با چالش‌های جدی مواجه می‌شوند. دخالت خانواده‌ها، فشار هنجارهایی که طی سال‌ها در افراد نهادینه شده، مشکلاتی که نقش جدید به فرد تحمیل می‌کند و خیلی موضوعات دیگر باعث می‌شود فرد مهارت شناخت و حل مسئله را از دست بدهد، احساسی یا تحت تاثیر دیگران تصمیم بگیرد و به زندگی مشترکش لطمه بخورد. متاسفانه وقتی بحث کفویت مطرح می‌شود همه شباهت‌های مالی را بررسی می کنند که در جای خودش بسیار مهم است اما این‌که یک فرد طی سال‌ها با چه عقیده و در چه شکلی بزرگ شده و شخصیتش شکل گرفته مسئله مهمی است که نادیده گرفته می‌شود. قرار نیست یک سمت ماجرا خوب باشد و آن‌ یکی بد، قرار نیست فرهنگ خانوادگی یا قومیتی یک نفر بهتر باشد و آن‌یکی سطح فرهنگی پایین‌تری داشته باشد تا بین‌شان چالش ایجاد شود. گاهی تفاوت صرف بدون برتری یک سمت، می‌تواند آزاردهنده باشد. یک نفر طی سال‌ها سبک خاصی از رفتار را یاد می گیرد و ناخودآگاه آن ‌را بهترین شیوه زندگی می‌داند و در کوتاه مدت نمی‌تواند روش زندگی‌اش را تغییر دهد. قبل از ازدواج هم نباید به امید تغییر بعد  از ازدواج با یک نفر پیمان زناشویی بست. برای همین باید این جزئیات را خوب بررسی کرد و اگر سبک زندگی و تفاوت‌های فرهنگی طرف مقابل شکاف بزرگی با منش و روش زندگی ما دارد باید با تامل بیشتری به آن ازدواج فکر کرد.     
نویسنده : سیدسورنا ساداتی|‌ روزنامه‌نگار

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

محققان پی برده‌اند هر چه می‌گذرد مردان بیشتری با استفاده از محصولات زیبایی و مراقبت از پوست، کلیشه ها را زیر پا می‌گذارند.

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

این عکس آن چیزی است که به طور سنتی وجود داشته، یعنی سلطه ی زنان بر دنیای زیبایی. حتی مردان مشهور هم وسواس زیادی درمورد روتین خودمراقبتی شان به خرج می دهند و از در میان گذاشتن آن با مردم خجالت نمی کشند.

جورج کلونی

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

جورج کلونی به طور مرتب به سونا می رود. به علاوه، از یک صابون باکیفیت برای حفظ رطوبت پوست خود استفاده می کند.

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

کوین هارت روتین مراقبت از پوست مفصلی دارد. او از یک اسکراب صورت گران قیمت استفاده می کند، صورت خود را با حوله ی داغ تمیز می کند و با یک مرطوب کننده ی گران قیمت به آن تازگی و طراوت می بخشد.


فارل ویلیامز

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

فارل ویلیامز گویی به جای پیر شدن، در حال جوان شدن است و این امر به لطف رسیدگی همیشگی او به پوستش میسر شده است. او در اینباره گفته: «مراقبت از پوستم را از تقریباً ۲۰ سال قبل شروع کردم.» روتین مراقبت از پوست او شامل استفاده از شوینده ی پوست، لایه بردار، قطره های ویتامین C و کرم مرطوب کننده می شود. و اما راز اصلی اش؟ پاک کردن تمامی این ها از صورتش با آب سرد برای بسته ماندن منافذ پوستش.


دیوید بکهام

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

دیوید بکهام جدا از سلامت فیزیکی اش، به صورت خود هم رسیدگی زیادی می کند. او یک روتین ساده اما وسواسی برای مراقبت از پوست خود دارد. بکهام روزانه چندین بار از مرطوب کننده استفاده می کند و یک کرم ضد پیری ملایم به چین و چروک های صورتش می زند.


کریس پاین

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

کریس پاین یک ترفند زیبایی دارد که به گفته ی خودش، یک «داروی معجزه گر» است که از آن برای صورت خود استفاده می کند. او اذعان کرده که برای درمان جوش های خود از قرص آکوتان استفاده می کند. با این حال، این دارو برای جوش های مختصر توصیه نمی شود و همیشه باید از متخصص پوست مشورت گرفت.


زک افران

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

زک افران چند مدل موی معروف دارد. از مدل موی ژولیده اش در دوران حضورش در سریال «دبیرستان موزیکال» (High School Musical) تا موهای بلوند پلاتینی اش. جالب است که او برای حفظ سلامت موهایش، تنها یک کار انجام می دهد؛ اینکه یک روز در میان موهای خود را شامپو می زند.


ایسپ راکی

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

ایسپ راکی اذعان کرده از یک محصول زیبایی خاص برای داشتن پوستی صاف و یکدست استفاده می کند. او از یک تونر عنبر سائل (فندق افسونگر) برای تمیز کردن و لایه برداری پوست خود استفاده می کند. او همچنین ترجیح می دهد تنها هفته ای یک بار موهای خود را بشوید و اجازه می دهد موهایش به طور طبیعی بلند شوند.


وی

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

کره ای ها در زمینه ی تولید محصولات آرایشی و بهداشتی زبانزد دنیا هستند. وی، یکی از اعضای گروه موسیقی بی‌تی‌اِس، درباره ی روتینی که برای حفظ درخشندگی پوست خود دارد، گفته: «وقتی در هواپیما هستم با پدهای پنبه ای به صورتم تونر می زنم و دو برابر بیشتر لوسیون استفاده می کنم.»


راب لو

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

راب لو جوانی و جذابیت چهره ی خود را هنوز حفظ کرده است. و اما راز اصلی اش؟ او یک صبحانه ی تمام پروتئینی می خورد و هر جا که برود محصولات آرایشی بهداشتی اش را در سایز مسافرتی با خود می برد، از جمله شوینده ی صورت و سرم ضد پیری و ضد پف زیر چشمش.


رایان رینولدز

۱۰ سلبریتی مرد که ترفند زیبایی خود را فاش کردند

رایان رینولدز حتی زمانی که در سال های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ به عنوان جذاب ترین مرد زنده ی دنیا انتخاب شد هم هیچ روتین زیبایی خاصی نداشت. با این حال، او اذعان کرده از هر چیزی که بتواند از کشوی همسرش، بلیک لایولی پیدا کند و عنوان «مرطوب کننده» داشته باشد، استفاده می کند. البته او پذیرش پیری به جای مقابله با آن را جذاب می داند.

تیر خلاص بر صمیمیت زوج ها!

پیامدهای رعایت نکردن حریم محرم و نامحرم برای افراد متاهل، سرمنشأ بسیاری از تعارضات و درگیری‌ها در زندگی مشترک است. بعضی از همسران شکایت‌هایی در خصوص توجه نکردن همسرشان به رعایت حریم محرم و نامحرم در جمع‌های همکاران، فامیل و دوستان خانوادگی‌شان دارند و پس از چنین رفت و آمدهایی، دچار تنش و بگو مگوهای زیادی می‌شوند که نتیجه آن سردی و بی‌میلی‌شان به یکدیگر خواهد بود. این همان تیر خلاص و از بین برنده صمیمیت و گرمای زندگی مشترک است که نه تنها همسران بلکه فرزندان را هم درگیر می‌کند. در جلسات مشاوره، شکایات زیادی داریم از آمدورفت‌های دوستانه خانم ها و آقایان که متاسفانه منجر به شکل‌گیری روابط نامتعارف بین آن افراد با جنس مخالف و در نتیجه از هم پاشیدگی یک خانواده شده است. در ادامه نکاتی در همین باره مطرح خواهد شد.

اجتماعی بودن نباید با بی‌حیایی اشتباه گرفته شود

گاهی اجتماعی بودن با پر رویی و بی‌حیایی اشتباه گرفته و بسیاری از حریم‌ها در بین یک مرد و زن نامحرم به بهانه اجتماعی بودن به حاشیه رانده می‌شود. هرکدام از ما برای خودمان و خانواده‌مان باید حریم خصوصی و شخصی قائل شویم و مرز آن را با کلام، رفتار و نگاه خود در ارتباط با دیگر افراد نگه داریم. گذاشتن عکس خانوادگی بدون رعایت حدود پوشش در معرض دید دوستان، همکاران و اقوام در شبکه‌های اجتماعی، شوخی و به کار بردن الفاظ صمیمی با هر کسی به غیر از خانواده‌ و همسرمان، درددل‌های بی دلیل با برخی همکاران جنس مخالف درخصوص حریم خانوادگی و همسر و حتی کاری، ارتباط داشتن‌های بی‌دلیل با جنس مخالف خارج از فضای زندگی‌مشترک به بهانه‌های واهی و … همگی به معضل و سرمنشأ بسیاری از تعارضات و درگیری‌های خانوادگی و به هم ریختن بهداشت و سلامت روان همسران تبدیل خواهد شد.

پیامدهای چنین ارتباط ‌هایی با نامحرم

در ادامه به فهرستی از پیامدهای ارتباطات بدون رعایت حریم محرم و نامحرم، اشاره می‌شود. ایجاد مقایسه‌های بی‌ دلیل و غیر‌منطقی همسر با فردی که در قالب روابط دوستانه، همکاران و اقوام با رعایت نکردن ما در حریم نگاه، کلام و رفتار، فرصت ابراز و نمایان شدن یافته است، از پیامدهای چنین ارتباط‌هایی است. در خور ذکر است دیدن فرد مدنظر در زمان محدود نسبت به همسر و حساب شده بودن رفتار وی در ارتباط با ما در ایجاد بیماری‌های روحی و به هم ریختن بهداشت و سلامت روان به خاطر لذت نبردن از شاخصه‌های ظاهری، فیزیکی و حتی رفتاری و اخلاقی همسر در مقایسه با فرد مدنظر موثر است.

بی‌میل، بی‌تفاوت و بی‌توجه شدن به همسر در حالی‌که در کنار او باید زندگی کنیم و به او تعهد داریم، از دیگر عواقب شوخی با نامحرم است. مثل آشپزی که چون طی روز با غذاهای زیادی سر و کار دارد و هر کدام آن‌ها را مزه کرده، به غذا بی‌میل می‌شود. درگیر شدن فرزندان در تعارضات بین والدین و به هم ریختن احساس امنیت و تعلق خاطر به کانون خانوادگی هم از عواقب این اتفاق نامناسب است. بیراهه رفتن فرزندان به خصوص در سنین نوجوانی و به خطر افتادن آینده تحصیلی و شغلی آنان هم در چنین شرایطی، دور از انتظار نیست.

چند توصیه به زوج هایی که چنین مشکلی دارند انگیزه‌های همسرتان را بشناسید: چرا او به سراغ چنین رفتاری رفته است؟ آیا اختلافات شدید شما باعث این گرایش شده یا او کاملا ناآگاهانه وارد این ماجرا شده است؟ شما پیش از آن‌که برای ترک عادت همسرتان کاری کنید، باید از دلیل رو آوردن به این ماجرا باخبر شوید و آن را از میان‌ بردارید.

عوامل تقویت کننده را حذف کنید: بعد از علت‌یابی، نوبت به شناسایی تقویت‌کننده‌ها می‌‌رسد. عواملی که رفتار او را تقویت ‌می کند،‌ بشناسید.  آیا تعریف نادرست از اجتماعی بودن و اشتباه گرفتن آن با رعایت نکردن حریم، سپری کردن زمان زیادی در تنهایی، نداشتن تماس در روز با وی و بی خبری از احوالات همدیگر، نداشتن جاذبه لازم در ارتباطات‌تان و بیکاری او را به چنین دامی انداخته است؟ برای این‌که به همسرتان در ترک این وابستگی کمک کنید، باید عوامل تخفیف‌دهنده این رفتار را بشناسید. بودن در جمع‌های خانوادگی سالم، اشتغال به کار، تقویت رابطه میان شما به عنوان یک زوج و بسیاری از راه‌های دیگر می‌تواند در این زمینه به شما کمک کند.

خانواده‌تان همه زندگی‌تان باشد: دقت کنید که شما همه زندگی همسرتان باشید و همسرتان هم همه زندگی شما باشد. در ضمن همیشه در خانه برای با هم بودن، برنامه‌هایتان را از قبل سر و سامان دهید. به عنوان مثال، خانم‌ها مشغول پخت و پز و تمیز کاری نباشید، آراسته و مرتب باشید، یا آقایان پس از ورود و استراحت کوتاه، خود را در اختیار خانواده قرار دهید. از پرداختن بیش از ضرورت به تلفن و شبکه‌های اجتماعی بپرهیزید، مسائل کاری را تا حد امکان به خانه نیاورید و برای کودکان و همسر خود وقت بگذارید.

نویسنده : صدیقه معدنی| کارشناس‌ارشد روان‌شناسی

آقایان بخوانند

پذیرش این واقعیت که مرد و زن هرکدام روان‌شناسی خاص خودشان را دارند، بیانگر تفاوت‌های عمیق عاطفی، روانی و شخصیتی است. وقتی این واقعیت در کنار سایر متغیرهای شکل‌دهنده تربیت وشخصیت قرار می‌گیرد پدیدآورنده دو انسانی است که باید خصوصیات همدیگر را بشناسند و تفاوت‌های یکدیگر را درک کنند تا بتوانند فرزندی سالم را نیز تربیت کنند. ما برای این‌که مردان، شناخت بیشتری از زنان داشته باشند، چند پیشنهاد داریم؛ دفعه بعد، همین‌جا منتظر پیشنهادهایی برای بانوان باشید.

1- زنان را درک کنید
شما باید نیازهای‌شان، عواطف‌شان، شادی، ناراحتی، سرزندگی، کسالت و خوب و بدشان را درک کنید. به‌ویژه اگر مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند، باید موقعیت آنان را درک و با آنان همدلی کنید.

2- زن‌ها گفت‌وگو را دوست دارند
زن با صحبت تخلیه می‌شود. اگرچه به نظر شما او در صحبت افراط می‌کند، هرگز او را از گفتن بازندارید.


3ـ گوش دهید
اولین نشانه درک شما از زن این است که به صحبت‌هایش به دقت گوش دهید. هنگام صحبت او با دست‌هایتان بازی نکنید، روزنامه نخوانید، سرتان را بالا بیاورید و صمیمانه نگاهش کنید.

4-از قطع گفتار او خودداری کنید
با سرعت چاره‌جویی و تدبیر نکنید. زن نمی‌گوید که شما چاره‌جویی کنید بلکه می‌گوید تا مسأله را بیان کرده باشد، برای مثال: «می‌گوید سرم درد می‌کند. نگویید: برو دکتر. همدردی کنید و بگذارید به صحبتش ادامه دهد.»  زن ها گاهی دل‌شان می‌خواهد فقط حرف بزنند.

5- محبت کنید
به شکل مستمر محبت خود را به او ابراز کنید و گاهی از طریق هدیه‌دادن به مناسبت‌های مختلف (سالگرد ازدواج، تولد و…) به همسرتان، آن را عملا تایید کنید.

6- همسر خود را با القاب زیبا و پسندیده مورد خطاب قرار دهید
رسول خدا(ص) همسرش را حمیرا(گل‌سرخ) خطاب می‌کرد. همراه‌کردن نام همسرتان با صفات زیبا و با بار عاطفی مثبت باعث خشنودی‌اش‌می‌شود.