کنترل خشم، ترس و حسادت در کودک پیش دبستانی

زندگي با کودکي در سن پيش‌دبستاني دسته کمي از لذت بردن از يک ترن هوايي ندارد! در لحظاتي از بازي کردن با عروسک مورد علاقه‌اش لذتي وصف ناپذير مي‌برد و در لحظه‌اي بعد از اينکه برادر کوچکترش او را گرفته، به شدت ناراحت و خشميگن مي‌‌شود و دقيقا در همان لحظات است که خشم خود را بر سر عروسک خالي مي‌کند! در واقع طي يک بازه زماني که ممکن است بيش از 5 دقيقه نيز به طول نينجامد، کودکي که در سن پيش‌دبستاني قرار دارد از حالتي تؤام با خنده به خردسالي گريان تبديل مي‌شود. شايد بارها اين پرسش را از خود مطرح کرده باشيد که چرا فرزندم تا اين حد تلاطم روحي دارد؟ واقعيت اين است که اين دسته از کودکان، منظور کودکاني که در سن پيش دبستاني قرار دارند درک عميق تر و عاطفي تري از امور نسبت به بزرگترها ندارند بلکه آنها هنوز نياموخته اند که حس و حال عاطفي شان را چگونه و در چه قالبهاي پذيرفته شده اجتماعي بروز دهند، از اين رو واکنش سريع و بدون فکر را بهترين راه خلاص کردن خود از فشارهاي عصبي مي بينند. رشد عاطفي کودک بلافاصله پس از تولد او آغاز مي‌شود. مطالعات مختلفي در اين زمينه صورت گرفته که نشان مي‌دهند نوزادان تازه به دنيا آمده توانايي نسبي در درک رنج، نگراني و رضايتمندي دارند و چندان جاي تعجب ندارد که بگوييم کودک نوپا مي‌تواند مجموعه‌اي از واکنش‌ها نظير خشم، عصبانيت، لذت و ترس را تا پيش از نخستين سال تولدش بروز دهد. حسادت و حس گناه نيز تا دو سالگي نمايان مي‌شوند. به تدريج و همزمان با رشد کودک و رسيدن به سن پيش‌دبستاني، وظيفه والدين در ياري رساندن به او بيش از هر زمان ديگري مي‌شود تا کودک بتواند درک کامل‌تري از احساسات و واکنش‌هايي که بروز مي‌دهد داشته باشد. در واقع والدين به او کمک مي‌کنند تا بتواند برچسب‌گذاري دقيقي بر هر يک از رفتارهايش کند. اين کار به آرام ساختن کودک در مواقعي که دچار تنش‌هاي حسي و عاطفي مي‌شود کمک قابل توجهي مي‌کند. مطالعات نشان مي‌دهد کودکاني که در دوره پيش‌دبستاني توانايي بيشتري در مديريت احساساتشان داشته باشند، در آينده و زماني که وارد محيط آموزشي رسمي‌تري نظير مدرسه مي‌شوند، بهتر مي‌توانند با هم سن و سالانشان ارتباط برقرار کرده و در عين حال رفتارهاي تؤام با خشم و ناراحتي کمتري نيز از خود بروز دهند. به اين موارد دقت کنيد و اگر کودکي در سن پيش‌دبستاني داريد

موارد زير را تا حد امکان دنبال نماييد:

کودک خشمگين را به حال خود رها نکنيد، خشم او را خنثي کنيد خشم از جمله احساسات تند و سختي است که کنترل آن براي کودک به مراتب دشوارتر از ساير احساسات است زيرا در حين بروز خشم، آدرنالين قابل توجهي در بدن ترشح مي‌شود که در نتيجه آن ضربان قلب افزايش چشمگيري يافته و به دنبال آن پالس‌هاي تند و سريعي نيز به مغز ارسال مي‌شود. به همين دليل معمولا کودکي که در اين وضعيت قرار مي‌گيرد اگر پيشتر نياموخته باشد که چگونه بر خشمش غلبه کند، رفتارهايي نظير گازگرفتن و لگد زدن را از خود بروز مي‌دهد.

در چنين مواردي اين بسته 6 گانه را پياده کنيد:

1. با بياني ساده با کودک خشمگين خود صحبت کرده و از او بخواهيد درباره چيزي که موجب عصبانيتش شده حرف بزند مثلا بگويد: به نظر عصباني مي‌آيي؟ مثل اينکه دوستت مداد تو را برداشته؟

2. احساساتش را تأييد کنيد. مثلا بگوييد: من هم اگر جاي تو بودم عصباني مي‌شدم

3. برايش توضيح دهيد که ضربه زدن يا کارهايي شبيه آن راه درستي براي غلبه بر خشم و عصبانيت نيست

4. از او بپرسيد: فکر مي‌کني حالا که اين کار را انجام دادي، ديگران و به خصوص دوستي که عليه او موضع گرفتي درباره تو چطور فکر مي‌کنند؟

5. عواقبي براي کار اشتباهش در نظر بگيريد، مثلا کمي از امتيازاتي که برايش در نظر مي‌گرفتيد کم کنيد

6. زماني که کودک آرامش خود را پيدا کرد او را به عذرخواهي از دوستش تشويق کنيد.

او را با انواع ترس‌هايش مواجه سازيد چيزهاي زيادي وجود دارند که مي‌توانند عامل ترس و وحشت کودک شوند. اين موارد از يک سگ گرفته تا جاروبرقي با آن صداي خاصش و در نهايت حضور در پيش‌دبستاني. حتي برخي از کودکان از ديدن حشرات از جمله مگس وحشت مي‌کنند. کارشناسان به والدين توصيه مي‌کنند که اين دسته از ترس‌ها را جدي بگيرند زيرا از ديد کودک بسيار واقعي و قابل لمس هستند.

با گفتن جملاتي نظير «پسرم، ديوانه شدي؟! مگر پشه هم مي‌تواند آسيبي به تو وارد کنه؟!» نه تنها تأثير مثبتي بر کاستن از ترس کودک ندارد بلکه بر اضطراب و احساس تنهايي‌اش نيز مي‌افزايد. در مقابل بايد بر روي رفتارهايي متمرکز شويد که به کاستن از ناراحتي و عصبانيت او منجر مي‌شود. مثلا زنبور و درد ناشي از آن را پرواز زيباي پروانه مقايسه کنيد. به او بگوييد که هر دو اين حشرات گرچه يکي در ظاهر نيش دردناکي دارد اما هر دو زيبا، رنگارنگ و مهم براي گرده افشاني گلها هستند. همچنين با بياني ساده به کودک توضيح دهيد که وقتي جارو برقي نمي‌تواند يک جعبه کبريت را در خود فرو ببرد، چطور مي‌تواند يک کودک را ببلعد!

به کودک درباره علت طبيعي پارس کردن سگها توضيح دهيد و بگوييد که پارس کردن اين حيوانات جداي از آنکه نوعي ابزار براي برقراري ارتباط با اطرافيان است، در ميان بسياري از جانوران ديگر و در قالب صداهايي ديگر وجود دارد. حسادت کودک را رام کنيد حسادت احساس طبيعي است که نه تنها در کودکان نوپا و پيش‌دبستاني بلکه در انسان‌هاي بالغ نيز بروز مي‌کند. مشکل همواره درخصوص کودکان است و اينکه آنها نمي‌توانند درک درستي از حسادت داشته باشند و به همين دليل شما به عنوان والدين کودک نيز نبايد چنين انتظاري را از او داشته باشيد. در مقابل اگر در چنين مواقعي از کودکي که به چيزي يا کسي حسادت کرده سؤالي بپرسيد نهايتا اين جواب را خواهيد شنيد: «دوستم ديوانه است!» و يا «دوستم به جاي اينکه با هم بازي کنيم، با عروسک‌هايش بازي مي‌کند» درحالي که حسادت کودک بر شما کاملا واضح و روشن است اما او نمي‌تواند درک درستي از اين موضوع داشته باشد. پس بهتر است با چنين عباراتي با او صحبت کنيد: «من مي‌دانم که خيلي دوست داري مثل دوستت اتاق اختصاصي داشته باشي و همين مسأله موجب شده که کمي نسبت به او حسود شوي». در ادامه نبايد کودک را با گفتن اين عبارات تنها بگذاريد بلکه اگر مي‌خواهيد تأثيرگذاري کاملي را احساس کنيد، پيشنهاداتي ارايه کنيد. اگر مي‌توانيد اتاق کودکانتان را براي مدتي هم که شده پارتيشن بندي کنيد تا کودک يا کودکانتان احساس استقلال بيشتري کنند. اگر متوجه شديد که کودک نسبت به نوزاد تازه به دنيا آمده احساس حسادت مي‌کند، به آرامي توضيح دهيد که نوزاد به جهت محدوديتهاي حرکتي زيادي که دارد فعلا نمي‌تواند خيلي از کارهايش را به تنهايي انجام دهد و به همين دليل به کمک اطرافيان نياز زيادي دارد و «تو» از جمله کساني هستي که مي‌تواني به او کمک کني

تناسب سنی چقدر در موفقیت ازدواج مؤثر است؟

فردي با داشتن حدود 10 سال سن بيشتر، به طور طبيعي از تجارب بيشتري برخوردار است و يا لااقل چنين احساسي دارد که من چون ده سال بزرگ‌ترم پس تجربيات بيشتري در اختيار دارم؛ لذا اين احتمال وجود دارد که برخي اوقات تحمل خامي‌ها، بي‌تجربگي‌ها و کندي همسرش را در باره مسايل زندگي نداشته باشد. تفاوت سن بلوغ جنسي دختر و پسر حدود 4 سال است، پس بهتر است که تفاوت سن آن‌ها در ازدواج نيز چنين باشد، مگر اينکه واقعاً شرايط ديگر آن قدر مناسب باشد که بتوان از اين مسأله صرف‌نظر کرد و همسري با سن مساوي برگزيد. به نقل از فارس، ازدواج و تشکيل خانواده يکي از موضوعات حساس‌، مهم و سرنوشت‌ساز دوران زندگي است؛ چنين تصميمي نيازمند آگاهي، دقت، هوشياري و مشورت با افراد با تجربه است؛ چرا که غفلت، بي‌توجهي، بي‌دقتي و اشتباه در اين زمينه يک عمر پشيماني و درد و رنج توانفرسا را به دنبال خواهد داشت.

ازدواج نبايد بر پايه احساسات، عوامل سطحي و زودگذر، بلکه بر پايه‌ها و معيارهاي عقلاني و منطقي بنا و استوار شود. در نظر گرفتن معيارهاي صحيح براي انتخاب همسر و ازدواج، ضامن ثبات و استحکام اين بناي مقدس است. تحقيقات نشان مي‌دهد؛ مشکلات بسياري از خانواده‌ها و حتي اختلافاتي که منجر به طلاق مي‌شود، ريشه در انتخاب نادرست و تصميم نسنجيده آن‌ها براي ازدواج دارد. با توجه به اين مسأله، اين سؤال مطرح مي‌شود که رعايت تناسب سني در امر خطير انتخاب همسر چقدر مي‌تواند به سهم خود در استحکام و ماندگاري اين بناي مقدس مؤثر واقع شود؟

واحد شبهه‌شناسي مرکز مطالعات و پاسخگويي به شبهات حوزه علميه قم در يادداشتي اينچنين پاسخ مي‌دهد:

انتخاب همسر، يکي از مهمترين و سرنوشت ساز‌ترين انتخاب زندگي هر فرد است. براي انتخاب همسر بايد دو دسته معيار را مدنظر قرار داد؛

معيارهاي اصلي نظير ايمان و تدين، اخلاق نيک، شرافت و نجابت خانوادگي، سلامت جسمي و رواني.

معيارهاي فرعي و ترجيحي مانند تناسب در زيبايي، تناسب سني، تناسب تحصيلي، تناسب جسمي و جنسي، تناسب اقصادي، تناسب فرهنگي- اجتماعي و هماهنگي روان‌شناختي. تناسب سني نيز يکي از ملاک‌هاي فرعي و ترجيحي است که رعايت آن موجب تفاهم عاطفي، روحي، فکري، اجتماعي و جنسي بيشتر مي‌شود و اختلاف سني ممکن است باعث عدم درک و تفاهم، بازي کردن نقش والد/کودک، احساس ضعف و حقارت، ناهماهنگي در ارضاي نيازهاي عاطفي و جنسي و مانند آن شود.

مقدمه ازدواج

پيوند بين دو انسان و دو خانواده است که اجزاء اصلي و اساسي آن زن و مرد است و هر قدر بين اين اجزاء و عناصر هماهنگي، تناسب و سنخيت بيشتري باشد، آن پيوند استوارتر، مستحکم‌تر، پرثمرتر و لذت بخش‌تر خواهد شد. علم و تجربه گوياي آن است که علت اساسي بيشتر ناهنجاري‌ها و ناسازگاري‌هاي زندگي زناشويي، عدم تناسب و ناهماهنگي بين زن و شوهر است. بنابراين، شناخت اموري که موجب هماهنگي و تناسب بين زوجين است، ضروري و لازم است. يکي از اموري که در آن هماهنگي و تناسب لازم است سن زوجين است.

تناسب سني در ازدواج در انتخاب همسر دو دسته معيار را بايد مد نظر قرار داد:

الف) معيارهاي اصلي و کليدي؛ معيارهاي اصلي، آن دسته از ملاک‌هايي هستند که وجود شان براي يک زندگي موفق و رسيدن به کمال حتما لازم است و اين معيارها عبارتند از: دينداي، اخلاق حسنه، تدين، نجابت و اصالت خانوادگي و سلامت جسمي و رواني.

ب) معيارهاي و فرعي و ترجيحي: نظير تناسب سن، تناسب در زيبايي، تناسب تحصيلي، تناسب فرهنگي، تناسب اقتصادي و… . پس تناسب سني نيز يکي از ملاک‌هايي است که به سهم خود موجب کمال و موفقيت ازدواج مي‌شود، تفاوت سن بلوغ جنسي دختر و پسر حدود 4 سال است. پس بهتر است که تفاوت سن آن‌ها در ازدواج نيز چنين باشد. مگر اينکه واقعاً شرايط ديگر آن قدر مناسب باشد که بتوان از اين مسأله صرف‌نظر کرد و همسري با سن مساوي برگزيد؛ ولي به هر حال تفاوت سني نکته‌اي حائز اهميت است.

آثار و پيامدهاي مثبت تناسب سني تناسب سني بين زن و شوهر

موجب تفاهم عاطفي، روحي، فکري، اجتماعي و جنسي بيشتر مي‌شود. همديگر را بهتر درک خواهند کرد و در نتيجه در زندگي زناشويي کمتر دچار اختلاف و مشکل خواهند شد. تناسب سني موجب تناسب بيشتر در توانايي‌هاي جسمي خواهد بود و اين امر باعث مي‌شود که توقع بيش از حد از همديگر در مورد فعاليت هاي جسمي نداشته باشند.

معمولاً افراد مسن‌تر قابليت انعطاف‌پذيري کمتري دارند. وقتي که دو نفر جوان با تفاوت سنّي کمتر ازدواج مي‌کنند براي دست يافتن به سازگاري تلاش مي‌کنند؛ به نظر همديگر توجه مي‌‌کنند و خود را طوري تطبيق مي‌دهند که مورد پسند ديگري واقع شوند و بدين ترتيب رضايت طرف مقابل را جلب کنند، حال آنکه با افزايش سن، انعطاف‌پذيري انسان کاهش مي‌يابد و همين امر ممکن است باعث اختلاف و ناسازگاري در زندگي مشترک شود. تناسب سني باعث شود از همديگر رو در بايستي نداشته باشند و مشکلات و خواسته‌هاي خود را راحت‌تر به همديگر منتقل کنند، اگر فاصله سنّي زياد باشد شخص بزرگتر بايد براي جذب فرد کوچکتر امتيازات زيادي بدهد و اين براي شخص بزرگتر هميشه ميسّر نيست و ممکن است باعث اختلاف شود، ولي اگر فاصله کم باشد ديگر لزومي ندارد شخص بزرگتر امتياز دهد.

آثار و پيامدهاي منفي ناهمگوني سني

عدم درک مطلوب يکديگر فردي با داشتن حدود 10 سال سن بيشتر، به طور طبيعي از تجارب بيشتري برخوردار است و يا لااقل چنين احساسي دارد که من چون ده سال بزرگ‌ترم پس تجربيات بيشتري در اختيار دارم؛ لذا اين احتمال وجود دارد که برخي اوقات تحمل خامي‌ها، بي‌تجربگي‌ها و کندي همسرش را در باره مسايل زندگي نداشته باشد. در واقع ممکن است شاهد باشد که همسرش با مسايلي دست به گريبان است، که او مدت‌ها پيش آن‌ها را پشت سر گذاشته است، و از اين وضعيت خسته شود. ممکن است اين واقعيت يا احساس زمينه‌اي فراهم کند که اين شخص ارزش لازم را به مسائل و نظريات فرد کوچک‌تر ندهد و همين مسأله زمينه عدم تفاهم و در نهايت بروز اختلافات خانوادگي را فراهم ‌آورد.

بازي کردن نقش والد

فرد بزرگتر چون تجارب بيشتري نسبت به فرد کوچک‌تر دارد، ممکن است براي همسر خود نقش والد را بازي کرده و او را امر و نهي و پند و اندرز دهد و با او مانند کودک رفتار کند. اين گونه ارتباط به مرور زمان باعث خشم و انزجار طرف مقابل و در نتيجه باعث اختلاف مي‌شود. بازي کردن نقش کودک فرد کوچک‌تر ممکن است براي همسر خود نقش کودک را بازي کند، به نصيحت‌هاي او گوش دهد و از همسرش بخواهد که به او بگويد چه بکند و چه نکند و در نتيجه مانع رشد و خلاقيت و شکوفايي‌اش شود. احساس ضعف و حقارت فرد کوچک‌تر ممکن است به همسر خود به عنوان يک الگو و آموزگار نگاه کرده و در مقابل او احساس ضعف و حقارت کند.

ناهماهنگي در ارضاي نيازها

يکي از اهداف ازدواج ارضاي نيازهاي عاطفي و جنسي است. عواطف و احساسات و نحوه ارضاي آنها در سنين مختلف متفاوت است. اگر هماهنگي عاطفي بين زن و شوهر وجود نداشته باشد، آن‌ها نمي‌توانند همديگر را از نظر عاطفي ارضا کنند. اگر زن حدود 10 سال از مرد بزرگ‌تر باشد، به طور طبيعي اميال جنسي او نسبت به مرد 24 ساله کمتر است و احتمال اختلاف نظر و عدم ارضاي جنسي مرد و بي‌ميلي زن وجود دارد و يا شايد نتواند نيازهاي عاطفي يک مرد 24 ساله را آن‌ چنان که نياز دارد، برطرف کند. عدم تناسب در توانايي‌هاي جسمي به مرور زمان و بالا رفتن سن توانايي‌هاي انسان تحليل مي‌رود و يک زن 28 ساله با توجه به مشکلات زنان مثل زايمان و… به لحاظ جسمي متناسب با يک جوان 24 ساله با نشاط و طراوت نيست و با گذشت چند سال از زندگي آثار پيري در زن ظاهر مي‌شود و ممکن است موجبات نارضايتي مرد را فراهم ‌کند؛

همچنين سن بارداري به تعويق افتاده و فرد به زودي توان بارداري مطلوب را از دست مي‌دهد. احساس پشيماني پس از وقوع ازدواج و بروز مشکلات يکي پس از ديگري و علاوه بر آن طعنه‌هاي اطرافيان که تو پير دختر گرفته‌اي، زن شما بزرگتر از خودتان است و… ممکن است موجب پشيماني شده و هميشه انسان را در يک حالت نامطلوب نگه دارد. و اگر فرد از نظر معنوي هم ضعيف باشد، ممکن است دچار اضطراب و افسردگي شود.

شوهرم می‌گوید برای سرگرمی با دختران دیگر ارتباط دارم!

خانمي 27 ساله هستم و متاهل. تقريبا 4 سال از شروع زندگي‌مشترک‌مان گذشته است. چند وقت پيش به صورت اتفاقي متوجه شدم که شوهرم با چند دختر در ارتباط است. وقتي به او اعتراض کردم و گفتم که تکرار نکن، گفت که سخت نگير چون من فقط تو را دوست دارم و آن‌ها براي من، فقط سرگرمي‌اند. نمي دانم بايد چه کنم. البته دوستش هم دارم.

پاسخ
مخاطب‌گرامي، شما در شرايط سختي قرار داريد و اميدوارم هرچه زودتر موفق شويد که اين موقعيت را اصلاح کنيد. براي دست يابي به اين هدف، چند توصيه به شما دارم.
   به جاي گفتن «تکرار نکن»، احساس‌تان را بگوييد
واکنش شما به رفتار نامناسب شوهرتان اين است که از او مي‌خواهيد اين کار را نکند؛ اما اين روش پاسخگو نيست! بهتر است روش ديگري را امتحان کنيد. براي مثال قبل از اين که از همسرتان بخواهيد رفتارش را تکرار نکند، بايد درباره اين‌که دوست داريد چگونه با شما رفتار شود با او صحبت کنيد. به چند مثال توجه کنيد: «دوست دارم همسرم فقط با من رابطه عاطفي داشته باشد و نه با فرد ديگري»، «وقتي مي‌بينم با دختر ديگري در ارتباطي، بسيار ناراحت مي‌شوم»، «فکر کنم اگر به اين رفتارت ادامه بدهي، نتوانم تحمل کنم و مجبور شوم براي ادامه رابطه‌ام با تو تجديد نظر کنم»، «با وجود اين که قبلا درباره احساسم درباره ارتباطت با دخترها با تو صحبت کرده بودم ولي گويا حاضر نيستي به خواسته من توجه کني!» و  … . اين نوع گفت‌و‌گوها مبتني بر تکنيک‌هاي ارتباطي از جمله «خودآگاهي»، «بيان احساس»، «زبان من» و «جرئت‌مندي» است که جزو تکنيک‌هاي برقراري ارتباط موثر است و فراگيري آن‌ها به شما کمک مي‌کند بتوانيد در ارتباط با ديگران قدرتمند عمل کنيد.
   قوانين زندگي‌مشترک را به شوهرتان يادآوري کنيد
در خور يادآوري است که در ارتباطات بين فردي شما بايد از حقوق انساني خودتان آگاه باشيد تا بتوانيد از آن دفاع کنيد. رابطه زناشويي هم به عنوان يکي از مهم‌ترين ارتباطات بين فردي از قوانيني برخوردار است که در صورت ناديده گرفته شدن باعث از هم پاشيدن آن رابطه مي‌شود. يکي از اصول اين رابطه «وفاداري» است و اگر زيرپا گذاشته شود، پايه و ستون اين رابطه نابود مي‌شود. به همين دليل اگر يکي از طرفين چارچوب را زيرپا گذاشت بايد تذکر لازم به وي داده شود تا از تکرار آن جلوگيري شود.
   به شوهرتان، جديت‌تان را نشان دهيد
احتمالا تا الان همسر شما متوجه جديت شما درباره اين مشکل نشده است و به همين دليل در کنار گذاشتن اين عادت اهمال کاري مي‌کند. شايد ترس‌هايي در شما وجود دارد که اجازه نمي‌دهد با قاطعيت بيشتري حقوق خودتان را مطرح کنيد مانند ترس از دست دادن همسرتان يا ترس از تنهايي. براي مقابله با اين ترس‌ها بايد مهارت هايي را فرابگيريد تا بتوانيد با آن مواجه شويد. در ضمن نهايتا مي‌توانيد از همسرتان براي حضور در کلينيک مشاوره روان شناختي دعوت به عمل آوريد تا در حضور مشاور به طور اساسي‌تري به اين مسئله پرداخته شود. شايد همسرتان مسائل حل نشده‌اي با خودش دارد که لازم است درمان شود.
نويسنده : دکتر رضا يعقوبي | روان‌شناس باليني

اصول رفتار آقايان با همسر يائسه شان

اصول رفتار آقايان با همسر يائسه شان

بیا نی نی/ يائسگي با تغييرات زياد جسمي و همچنين عاطفي همراه است که عدم آگاهي از نحوه رفتار با اين زنان مي تواند آسيب روحي جدي براي آن ها به وجود آورد.

برخورد مناسب و رفتار صحيح با زنان يائسه
زنان در زمان يائسگي ديگر قادر به فرزندآوري نيستند و با طيف وسيعي از تغييرات جسمي و عاطفي مواجه مي شوند.
به طور معمول بيشتر خانم ها، يائسگي را در اواخر دهه 50 تجربه مي کنند و ميانگين سني آنها 51 سال است.
از نظر فيزيولوژيکي، هنگامي که تخمک گذاري متوقف مي شود، يائسگي رخ مي دهد.
از بدو تولد، تعداد محدودي تخمک داخل تخمدان هاي يک زن ذخيره مي شود. هنگامي که تخمک ها از بين مي روند و تخمک ها آزاد نمي شود ، قاعدگي متوقف و نشانه هاي يائسگي آغاز مي گردد. 
علائم جسمي ممکن است شامل گر گرفتگي ، بي خوابي ، سردرد و نوسانات خلقي باشد . با اين حال، ترکيب اين علائم و تغييرات زندگي مي تواند بسياري از علائم عاطفي را نيز به همراه داشته باشد.


حدود 80 درصد از خانم ها داروهاي بدون نسخه مصرف مي کنند.
از آنجا که يائسگي خانم ها به طور معمول در سنين بالا اتفاق مي افتد، اغلب اوقات فرزندان بزرگ شده و به خانه بخت مي روند. به اين معني که خانم هاي يائسه زمان بيشتري را در کنار همسر خود به تنهايي مي گذرانند. 

اصول رفتار آقايان با همسر يائسه شان
درک برخي چيزها براي آقايان کمي دشوارتر است، مثلا آنها نمي دانند يائسگي چطور بر روح و روان خانم تاثير مي گذارد. به همين دليل در اين بخش از خانواده پلاس بیا نی نی به چگونگي رفتار آقايان با همسر يائسه مي پردازيم: 

خود را براي بدخلقي همسرتان آماده کنيد : 
خود را براي بد اخلاقي همسر آماده کنيد، مگر اينکه با يکي از معدود زناني مواجه شويد که دچار علائم يائسگي نشده است، احتمال نوسانات روحي به دليل افزايش و کاهش هورمون هاي زنانه استروژن و پروژسترون وجود دارد. 
انعطاف پذيري کليد مقابله با نوسانات روحي است، حتي آن هايي که به نظر مي رسد هيچ تغييري نکرده اند. اگر همسرتان پيرامون موضوعي با شما بحث کرد، به جاي اينکه حالت تدافعي به خود بگيرد، به او زمان بدهيد. 

او را براي انجام رابطه جنسي درک کنيد : 
به طور کلي، رابطه جنسي واقعا مي تواند براي يک زن يائسه دردناک باشد. زيرا با کاهش سطح استروژن ، بافت داخل و اطراف واژن خشک و حساس تر مي شود. 
همچنين بسياري از خانم ها تمايل به رابطه جنسي را در دوران يائسگي از دست مي دهند، زيرا سطح هورمون تستوسترون يا همان هورمون مردانه ، که به شهوت جنسي کمک مي کند، مي تواند در کنار ساير هورمون ها کاهش يابد. اگر همسرتان هنگام برقراري رابطه اذيت مي شود ، اصرار زيادي نکنيد، زيرا ميل جنسي او پس از پايان يائسگي احيا مي شود. اگر درد دارد با پزشک در مورد کرم هاي استروژن واژن صحبت کنيد تا به رفع خشکي کمک کند. 
 
به او اطمينان دهيد زيبا است : 
بسياري از زنان پس از يائسگي تصور مي کنند زيبا نيستند و براي از دست دادن توانايي باروري خود ناراحت هستند. برخي ديگر ممکن است متوجه تغييرات وزن شوند. 

بدانيد علائم يائسگي هميشگي نيست : 
ممکن است فکر کنيد يائسگي اتفاق ناخوشايندي است که مي تواند هشت سال يا بيشتر طول بکشد، اما بيشتر زنان تنها حدود دو سال، نشانه هاي يائسگي را احساس مي کنند. 

اطلاعات کسب کنيد : 
علائم ناشي از يائسگي را مي توان غيرقابل پيش بيني دانست، پس ياد بگيريد که چه چيزي را دنبال کنيد.
سردرد يا گر گرفتگي مانند بيشتر علائم يائسگي، به طور ناگهان ظاهر مي شوند، بنابراين نگران نشويد. 

او را باور کنيد: 
دوران يائسگي واقعا مي تواند زمان امتحان براي شما باشد، بنابراين اگر خانم شما مي گويد بهترين کاري را که مي توانسته انجام داده است ، باور کنيد.
بعضي اوقات زنان احساس شکنندگي مي کنند و به سختي خود را در سال هاي يائسگي باور مي کنند. 

پيشنهاد کمک دهيد : 
همکاري در انجام امور منزل هنگامي که در خانه حضور داريد مي تواند به آسودگي او کمک کند. هر کاري که مي توانيد انجام دهيد تا او را از احساس افسردگي و پوچي در امان نگه داريد. 

تأييدش کنيد: 
اين دوران زمان مناسبي است که او را تحسين و حمايت کنيد البته در ستايش خود صادق باشيد. 

به ياد داشته باشيد که چرا با هم هستيد: 
در سخت ترين لحظات ، به خود يادآوري کنيد که چرا تصميم به ماندن در کنار او گرفتيد. در يک لحظه آرام و مناسب، ممکن است بخواهيد اين موضوع را با او در ميان بگذاريد. 
به او کمک کنيد تا بخوابد. بي خوابي در دوران يائسگي بسيار متداول است ، اگر خروپف مي کنيد، راهي براي جلوگيري از بيدار شدن همسر خود پيدا کنيد زيرا خواب خوب شبانه به طرز فوق العاده اي به او کمک مي کند. 

مراقب سلامتي او باشيد: 
آخر هر هفته پياده روي شبانه در اطراف درياچه را پيشنهاد دهيد. اين کار مي تواند به يک برنامه تبديل شود که هر دو شما نسبت به آن احساس خوبي داريد.
اگر همسرتان از افزايش وزن خود نگران است ، تصميم به مصرف غذاهاي سالم بگيريد.