با تله‌ای که شما را تا مرز سقوط می‌برد، آشنا شوید!

تله‌های زندگی یا طرحواره‌ها ساختار‌هایی شناختی هستند که باور‌ها و تصوراتی را در فرد نسبت خود و جهان اطرافش شکل داده و منجر به ادراک و به‌کارگیری اطلاعات در زندگی می‌شوند.

این تله‌ها عموما باعث می‌شوند که افراد مبتلا به آن‌ها تصویری ناخوشایند از خود داشته باشند، اما مسیری را انتخاب کنند که این تصویر نامطلوب از خود را تقویت کند. تاکنون ۱۸ تله زندگی یا طرحواره منفی مورد شناسایی روان‌شناسان قرار گرفته است که یکی از آن‌ها تله وابستگی است.

با تله‌ای که شما را تا مرز سقوط می‌برد، آشنا شوید!با تله‌ای که شما را تا مرز سقوط می‌برد، آشنا شوید!

افراد مبتلا به تله وابستگی در ابعاد مختلف زندگی مطابق توصیه و خواست دیگران زندگی کرده و قادر به تصمیم‌گیری برای زندگی خود نیستند. این افراد احساس کودکی درمانده را دارند که به دنبال راهنمایی دیگران به مثابه یک بزرگ‌تر هستند.

به گزارش جامعه ۲۴ افراد وابسته احساس می‌کنند به تنهایی قادر به مراقبت از خود نیستند و اگر تنها بمانند آسیب می‌بینند. آن‌ها خود را برای حل مشکلات‌شان بی‌کفایت و ناکارآمد می‌دانند و از استقلال کافی برای اداره امور خود برخوردار نیستند.

در شدیدترین حالت مبتلایان به این تله باور دارند که توان تامین لباس، غذا یا سرپناه را برای خود نداشته و در جزئی‌ترین مسائل زندگی روزمره خود توان تصمیم‌گیری ندارند. آن‌ها از تغییر شرایط و تجربه موقعیت‌های جدید فرار کرده و از شرایط جدید آشفته می‌شوند.

بعد اول شامل بی کفایتی است، بدین معنی که چنین بیمارانی، به خود برای تصمیم گیری‌های روزانه و عادی اعتماد ندارند و نمی‌توانند کار‌های جدید را به تنهایی انجام دهند؛ زیرا به این اعتقاد دارند که همیشه باید کسی کنار آن‌ها باشد و راهنمایشان کند. افراد دارای تله وابستگی باور دارند که نمی‌توانند از عهده مسائل زندگی‌شان برآیند و در واقع به دنبال احساس بی‌کفایتی آن‌ها همواره در جستجوی افرادی هستند که بتوانند از آن‌ها برای ادامه زندگی کمک گرفته و در واقع به آنان وابسته شوند.

افرادی که وابستگی پیدا می‌کنند معمولا والدین، یا افراد نزدیک مانند همسر، خواهر و برادر یا درمانگران هستند؛ بنابراین باور اصلی این افراد آن است که من بی‌کفایت هستم و برای ادامه زندگی باید به دیگران وابسته باشم. این باور آن‌ها با حس ترس و ناامیدی همراه بوده و نسبت به تصمیم‌گیری‌های خود اعتماد ندارند و همواره در تردید به سر می‌برند.

با تله‌ای که شما را تا مرز سقوط می‌برد، آشنا شوید!با تله‌ای که شما را تا مرز سقوط می‌برد، آشنا شوید!

این افراد همچنین از مدیریت امور مالی خود، سفر کردن به تنهایی، پذیرش مسئولیت‌های اضافی مانند ارتقای شغلی ناتوان بوده و در چنین اموری اعتماد به نفس کمی دارند آن‌ها نیاز به فرد دارند که بر کار آن‌ها نظارت کرده و از او کمک بگیرند.

افراد مبتلا به تله وابستگی بدرفتاری، اطاعت محض، عدم پیشرفت و محرومیت را به جان می‌خرند و در هراس از اینکه فرد مورد نظرشان را از دست بدهند بسر می‌برند، چنین ترسی باعث می‌شود این افراد جرات اعتراض و ابراز خشم در زمان‌های مقتضی را نداشته باشند. عزت نفس پایین و ناراحتی درونی از وابستگی به دیگران موضوعی است که این افراد به آن آگاه بوده و رنج می‌برند.

علائم ابتلا به تله وابستگی

تسلیم شدن: در این بعد فرد از دیگران می‌خواهد که به جای او در امور زندگیش تصمیم‌گیری کند تصمیماتی که می‌تواند مهم‌ترین امور زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد، این افراد از تصمیم‌گیری و تحمل نتایج بد و خوب ناشی از تصمیم‌گیری‌ها گریزان هستند و در برابر تصمیمات دیگران تسلیم می‌شوند. شما از دیگران می‌خواهید که برای شما تصمیمات مهمی بگیرند. به این ترتیب شما یاد نمی‌گیرید که تصمیم بگیرید و چیز‌های خوب و بد ناشی از تصمیم گیری را تجربه کنید

اجتناب: افراد وابسته به دلیل عدم امنیت و اعتماد نسبت به دستاورد‌ها و امکان موفقیت خود از یادگیری موارد جدید پرهیز کرده و حتی اگر موارد جدید را بیاموزند از آن استفاده نمی‌کنند.

علل ایجاد تله وابستگی

تله وابستگی هم مانند سایر تله‌های زندگی ریشه در کودکی و نوع برخورد اطرافیان و به‌ویژه والدین با کودک دارد. داشتن والدینی که بیش از حد از کودک خود مراقبت کرده یا او را کنترل می‌کنند به نحوی که اجازه تصمیم‌گیری‌های متناسب با سن را به او نمی‌دهند می‌تواند یکی از علل شکل‌گیری تله وابستگی در فرد باشد. این والدین به فرزند خود آزادی عمل کافی برای رسیدن به استقلال را نمی‌دهند.

والدین بی‌توجه نیز به همان اندازه دسته اول برای افتادن فرزندشان در تله وابستگی زمینه‌سازی می‌کنند این کودکان از سنین بسیار پایین به حال خود رها می‌شوند و در مواردی نقشی فراتر و سنگین برای سن خودشان را برعهده می‌گیرند اگر چه این کودکان به ظاهر مستقل هستند، اما با وابستگی‌های جدی نیز مواجه می‌شوند. علت این موضوع نیز شکست این گروه از کودکان در برخی تصمیم‌گیری‌هاست که برای سن و سال او زود است این شکست‌ها باعث می‌شود که کودک احساس بی‌کفایتی کرده و به تدریج برای عدم تکرار اشتباه و شکست به اطرافیان خود وابسته شود.

 باید به این نکته توجه کرد که همه افراد در هنگام تولد به والدین خود وابسته بوده و برآورده ساختن نیاز‌های اولیه آن‌ها مانند غذا، پوشاک و مسکن باعث پرورش احساس امنیت در آنان می‌شود. افرادی که هرگز چنین امنیتی را تجربه نکنند و در وضعیت یا مرحله وابستگی قرار نگیرند برای طی مراحل رسیدن به استقلال دچار مشکل شده و نهایتا در تله وابستگی گیر می‌افتند.

نشانه‌های تله وابستگی در روابط عاشقانه

نگاه و باور افراد مبتلا به تله وابستگی نسبت به شریک عاطفی خود مانند نگاه کودک به والد است. او شریک عاطفی خود را قوی می‌داند فردی که توانایی مراقبت از او را داشته و حتی از این کار لذت می‌برد. افراد وابسته شریک عاطفی خود را در تصمیم‌گیری‌ها تنها گذاشته و تسلیم محض او هستند درواقع همه مسئولیت زندگی و رابطه بر عهده طرف مقابل است و هزینه همه چیز با اوست. در واقع فرد مبتلا به وابستگی، این وضعیت و تله ذهنی خود را به زندگی بزرگسالی و روابط عاشقانه خود می‌آورد به نحوی که فرد مقابل احساس می‌کند به جای شریک عاطفی نقش والد طرف دیگر را برعهده دارد. از سوی دیگر افراد وابسته در روابط عاشقانه و زندگی مشترک آزادی، غرور و اعتماد به نفس خود را بیش از پیش از دست می‌دهند.

درمان تله وابستگی

مراجعه به یک روان درمان گر بهترین گزینه برای درمان این تله زندگی است. یکی از مهم‌ترین روش‌های درمان این تله روان‌درمانی است. درمان شناختی رفتاری کمک می‌کند که فرد رفتار‌های جدید را یاد بگیرد و علاوه بر آن با آگاهی نسبت به تله وابستگی و شناسایی رفتار‌های مرتبط با آن می‌تواند این رفتار‌ها را کنترل کند.

از سوی دیگر این موارد می‌تواند در درمان و کاهش نشانه‌های تله وابستگی در فرد کمک کننده باشد.

دلایل شکل‌گیری تله وابستگی در فرد

– تهیه لیستی از موقعیت‌ها و مسئولیت‌هایی که برای انجام آن‌ها به دیگران نیاز دارید.

– تهیه لیستی از موقعیت‌ها و چالش‌هایی که از آن‌ها فرار می‌کنید.

– ضمن پذیرش تله وابستگی به تدریج خود را به سمت پذیرش مسئولیت‌های بیشتر سوق دهید، اما از کسی درخواست کمک نکنید.

– در انجام کار‌ها مداومت کرده و در صورت شکست تسلیم نشده و فرار نکنید، بلکه علت شکست‌ها را بررسی کرده و به عنوان تجربه مورد استفاده قرار دهید.

شش درس خارق‌العاده استایل که از آنجلینا جولی یاد گرفته‌ایم

برای بسیاری از مردم، آنجلینا جولی بسیار فراتر از یک بازیگر بااستعداد است. تمام کارهایی که او برای ایجاد تغییر مثبت در دنیا انجام می‌دهد، نشانگر قلب مهربان اوست. اما جدا از کارهای خیریه و از خود گذشتگی های او، ما می‌توانیم از این زن زیبا درس‌هایی را در رابطه با استایل یاد بگیریم. آنجلینا جولی چه زمانی که در مراسم جوایز اسکار حاضر می‌شود و چه زمانی که برای خریدهای روزانه به خیابان می‌رود، همیشه ظاهر فوق‌العاده‌ای دارد و نمی‌شود از او چشم برداشت.

ما لباس‌های آنجلینا جولی را به دقت مورد بررسی قرار داده‌ایم تا بفهمیم او از چه قوانینی پیروی می‌کند که همیشه ظاهر فوق‌العاده‌ای دارد. در ادامه به شما خواهیم گفت به چه نتایجی دست پیدا کرده‌ایم.

کفش‌های هم‌رنگ پوست

آنجلینا جولی معمولاً کفش‌های هم‌رنگ پوست می‌پوشد؛ گاهی کفش‌های پاشنه‌بلند به رنگ بژ که آن‌ها را با لباس‌های شب ست می‌کند و گاهی هم کفش‌های سبک و راحتی بژ که معمولاً از آن‌ها در سفر استفاده می‌کند. این ترفند، ساده اما هوشمندانه است: کفش‌هایی با رنگ نزدیک به پوست موجب می‌شوند پاهای شما بلندتر به نظر برسند و با رنگ پوست شما تلفیق می‌شوند. برای بهره‌گیری از این ترفند باید به دنبال کفش‌هایی باشید که رنگ آن‌ها به رنگ پوست شما نزدیک است.

شش درس خارق‌العاده استایل که از آنجلینا جولی یاد گرفته‌ایم

استفاده از رنگ‌های مشکی، سفید و رنگ‌های پاستلی

یکی دیگر از عواملی که باعث شده آنجلینا جولی در هر شرایطی خوش استایل باشد، رنگ لباس‌هایی است که او انتخاب می‌کند. کمتر پیش می‌آید که او را با لباس‌هایی ببینیم که خیلی رنگی هستند یا رنگ روشنی دارند. بیشتر اوقات او لباس‌هایی کلاسیک با رنگ مشکی یا سفید می‌پوشد یا از لباس‌های خاکستری، بژ یا لباس‌هایی با رنگ‌های پاستلی استفاده می‌کند. این رنگ‌ها زیبایی طبیعی آنجلینا جولی را بیشتر منعکس می‌کنند و موجب می‌شوند او در هر شرایطی خوش‌لباس باشد.

شش درس خارق‌العاده استایل که از آنجلینا جولی یاد گرفته‌ایم

لباس پوشیدن به سبک زنان قدرتمند

وقتی مبحث لباس پوشیدن زنان قدرتمند یا اصطلاحا Power dressing مطرح می‌شود، آنجلینا جولی بسیار الهام‌بخش است. اصطلاح power dressing به معنای لباس پوشیدن به حالتی است که به زنان کمک می‌کند در جنبه‌های شغلی، حرفه‌ای و سیاسی، قدرت خود را منعکس کنند. جولی به خوبی می‌داند که در دنیای قدرت، سیاست و تجارت چه جلوه‌ای از خود نشان دهد. او برای دستیابی به این اهداف، دامن یا کت با شلوارهای پارچه‌ای می‌پوشد و آن‌ها را با اکسسوری‌های ساده و مینیمالیستی ست می‌کند. او گاهی از این استایل برای مراسم‌های فرش قرمز هم استفاده می‌کند، اما در این مواقع به جای کت‌های رسمی و اداری، بلوزهای جذاب ابریشمی می‌پوشد.

شش درس خارق‌العاده استایل که از آنجلینا جولی یاد گرفته‌ایم

میکاپ مناسب

تکنیک میکاپ مورد علاقهٔ آنجلینا جولی، خط چشم نازک، آرایش چشم اسموکی، مژه های بسیار بلند و البته پوست سالم و درخشان است. برای رژ لب، او از رنگ‌های قرمز آلبالویی، زرشکی، صورتی روشن و مرجانی استفاده می‌کند. ترکیب پوست درخشان، لب های قرمز، چشم‌های اسموکی و آرایش موی کمی نامرتب، استایل منحصر به فرد آنجلینا جولی را شکل می‌دهد؛ استایلی که باعث شده او به هر جایی که وارد می‌شود، توجه همه را به خود جلب کند.

شش درس خارق‌العاده استایل که از آنجلینا جولی یاد گرفته‌ایم

جواهراتی که زیبایی او را برجسته می‌کنند

در زندگی روزمره و مناسبات کاری، جولی عاشق انداختن گوشواره‌های ساده و زیباست، اما وقتی نوبت به مراسم‌های فرش قرمز می‌رسد، او همه را شگفت‌زده می‌کند. او برای این که لباس‌های شب خود را کامل کند، معمولاً از گوشواره‌های باریک و بلندی استفاده می‌کند که روی شکل چشم‌های او تأکید می‌کنند و باعث می‌شوند گردن او بلندتر به نظر برسد. در سال 2009، جولی در مراسم اسکار یک جفت گوشوارهٔ گلابی مانند زمردی انداخته بود که همه را شگفت‌زده کرد.

شش درس خارق‌العاده استایل که از آنجلینا جولی یاد گرفته‌ایم

اما این تنها موقعیتی نبود که انتخاب اکسسوری جولی سروصدای زیادی به پا کرد. در سال 2021، این بازیگر با یک اکسسوری غیرمعمول روی فرش قرمز حاضر شد و تمام توجهات را به خود جلب کرد – این اکسسوری یک چین کاف طلایی بود؛ نوعی از اکسسوری که به لب و چانه وصل می‌شود.

لباس شب بی‌نقص

«الهه ی یونانی» شاید بهترین تعبیر از استایل فرش قرمز مورد علاقهٔ آنجلینا جولی باشد. این هنرپیشه معمولاً لباس‌های بلندی را انتخاب می‌کند که باعث می‌شوند او حتی باریک تر از چیزی که هست به نظر برسد. این لباس ها معمولاً دارای کمر تنگ و تنها یک شانه می باشند و معمولاً در قسمت بالا تنه دارای تا خوردگی، و در قسمت پایین تنه کاملا صاف هستند؛ لباس‌هایی با پارچه ی ابریشمی زیبا و یا لباس‌هایی که با کریستال یا سنگ تزئین شده اند. اگر به لباس‌های فرش قرمزی جولی در طول سال های گذشته نگاه کنیم، تنوع فوق‌العاده‌ای از پارچه ها و رنگ‌ها را مشاهده می کنیم، اما این استایل «الهه ی یونانی» همیشه جزو انتخاب های او بوده است.

شش درس خارق‌العاده استایل که از آنجلینا جولی یاد گرفته‌ایم

 

تمام چالش‌های یک دختر جوان برای زندگی مجردی

 شاید زندگی مجردی برای خیلی از جوان‌ها نوعی فانتزی ایام شباب به حساب بیاید. شاید حس کنند یکی از راه‌های رسیدن به استقلال این باشد که مجردی در خانه‌ای اسکان یابند و به تنهایی تصمیمات زندگی روزمره را بگیرند و ادامه حیات دهند. در همین ارتباط روزنامه شهروند از زبان سیمین برادران، چالش‌های یک دختر مجرد برای اجاره‌خانه مناسب که دغدغه بزرگی برای افرادی‌ست که در این شرایط زندگی می‌کنند را بررسی کرده است.

در این گزارش آمده:

اجاره‌نشین که باشی هر سال اسباب و وسایلت را روی دوشت می‌گذاری و سری به املاک محله‌هایی می‌زنی که پولت کفاف زندگی در آنجا را بدهد. هر سال هم که ارزش پول آب برود و تورم غوغا کند، ناچاری محله به محله پایین‌تر  بروی. مجرد هم که باشی اوضاع حسابی بیخ پیدا می کند؛ توجه به میزان تاریکی خیابان در شب، پذیرش سکونت خانم مجرد از سوی مالک یا امنیت منطقه برای تردد را کنار که بگذاری، هزینه رفت‌وآمد به محل کارت را هم باید چرتکه بیندازی و سر آخر چند محله را انتخاب کنی.

تمام چالش‌های یک دختر جوان برای زندگی مجردی

صبح از خواب بیدار می‌شوی و به محله مورد نظرت سری می‌زنی تا خانه‌ای ٤٠ متری با امکانات استاندارد را اجاره کنی. کمتر مشاور املاکی زودتر از ده و نیم تا ١١ صبح قفل مغازه خود را باز می‌کند. مشکل آنجاست که تو هم باید با سرعت به همه املاکی‌های محل که در هر خیابان حداقل ٦ مشاور وجود دارد، سر بزنی و از خانه‌ها بازدید کنی، چراکه تا قبل از ساعت ١٣ کرکره مغازه‌هایشان پایین می آید و تا ساعت پنج و نیم باید سرگردان باشی که دوباره بتوانی به پرس‌وجو ادامه بدهی. البته اگر چهارشنبه باشد که تا روز شنبه بلاتکلیف هستی، چراکه از هر خانه‌ای اجازه بازدید وجود ندارد، مگر خانه تخلیه‌شده! شب‌ها هم باید تا  قبل از ساعت ٢١ پرس وجوها را کرده باشی وگرنه بعد از این ساعت باید راهی خانه شوی و برای روز آینده دوباره به خانه‌گردی بروی. بیشتر این بنگاه‌های املاک هم پس از اینکه به نتیجه نمی‌رسی شماره تماس می‌گیرند، اما شاید تنها چند درصد از این املاکی‌ها با شما تماس بگیرند. هر یک از املاکی‌ها کیس‌های متفاوتی دارند و موارد آنها هر روز با روز دیگر چه از نظر قیمت و چه از نظر امکانات متفاوت است.

قیمت بالا، امکانات کم؛ خانه مناسب مجرد

به اولین املاکی در مرکز شهر وارد شدم. آقای مشاور هیچ نگفت. دیالوگ از پیش آماده شده‌ای داشتم. با رهن و اجاره مشخص به‌دنبال خانه ٤٠ متری هستم. خانه‌ای مرتب که راحت بتوان زندگی کرد. پاسخ‌ها همه مشابه هم است. «پول بیشتری نداری؟ »

فرقی نمی‌کند چه مقدار پول داری، همیشه پولت کم است و همیشه باید پول بیشتری کنار بگذاری.

«چون مجرد هستی قاعدتا صاحب‌خانه‌ها کمتر می‌پذیرند خانه را دست شما بدهند، اما چون موجه هستی باید ببینم چه می‌توان کرد. باید پول بیشتری بدهی تا صاحب‌خانه هم رضایت داشته باشد. »

اولین املاک، دومین املاک و بسیاری دیگر از بنگاه ها؛ رویه همین است. به مجرد خانه با قیمت مناسب نمی‌دهند. تنها خانه‌ای را پیشنهاد می‌دهند که برای زندگی یک خانواده دو نفره مناسب نیست. پله‌های زیاد، نداشتن پارکینگ و انباری یا خانه‌ای به‌هم‌ریخته. وقتی هم به قیمت با توجه به امکانات اعتراض می‌کنی پاسخ یکی است؛ «مجرد هستی بهتر از این می‌خواهی چه کار؟ مگر مهمان داری یا کسی رفت‌وآمد دارد که برایت مهم است؟»

اما داستان مراجعه دختر مجرد به املاکی‌ها به اینجا ختم نمی‌شود.

برداشت اول: تحقیر به دلیل کمبود بودجه

مشاور: شما پول خیلی کمی داری. با این بودجه خانه‌ای ندارم. واقعا می‌خواهی با این پول یک خانه ٥٠ متری داشته باشی؟ در این محل نگرد پیدا نمی‌کنی.

مشاوران اطراف‌تان با این بودجه حداقل پنج خانه به من نشان دادند چطور می‌گویید پیدا نمی‌شود؟

مشاور: گرچه به نظر موجه می‌آیی، ولی مجردی. با این پول‌ها سمت املاک ما نیا. مگر اینکه منطقه پایین‌تر بروی. می‌خواهی برایت کنار اتوبان را هماهنگ کنم بروی بازدید. بیا خانه را ببین ضرر ندارد.

و این جاست که تو با خودت فکر می کنی مجرد که باشی، دختر که باشی باید غرامت مضاعف بپردازی بابت پیدا کردن یک سرپناه امن.

تمام چالش‌های یک دختر جوان برای زندگی مجردی

برداشت دوم؛ خانه‌های کثیف، عایدی مجردها

اما همه اینگونه نیستند. برخی خانه‌ها به مرحله بازدید هم می‌رسی. صاحب‌خانه تنها دورتادور پذیرایی را سرامیک کرده و وسط پذیرایی سیمان است. کابینت‌ها در حد آبدارخانه‌هاست. اسمش را می‌گذارند آشپزخانه ضعیف!

این خانه را با قیمت خیلی کمتر در سایت‌های نیازمندی دیده‌ام. چرا اینقدر قیمت را بالا برده‌اید؟

مشاور: «مجرد هستی باید پولی بدهی که صاحب‌خانه اعتراضی نکند. کولر و پکیج را هم خودت باید تعمیر کنی. مستاجر قبلی برای این پنجره پشه‌بند زده است. صاحب‌خانه گفته است که مستاجر بعدی باید هزینه اش را متقبل شود.»

کابینت‌ها زنگ‌زده و تعدادش هم بسیار کم است. شاید پکیج خانه هم ٢٠ سالی باشد عوض نشده. انگار صاحب‌خانه کلید را از مستاجر قبلی می‌گیرد و بدون اینکه سری بزند به بعدی می‌دهد. هیچ نظارتی بر وسایل خانه ندارد.

با دلخوری خانه را ترک می‌کنی و به بنگاه دیگری سر می‌زنی.

برداشت سوم؛ افزایش قیمت به علت افزایش متقاضی

«این همان خانه‌ای است که من دنبالش هستم. نزدیک محل کارم است و ترافیک کمی خواهم داشت.» همزمان چند نفر دیگر هم پشت‌سرم از خانه بازدید کردند و همگی مجردند.

مشاور: «خانم سریع‌تر تصمیم بگیر باید الان بیعانه بگذاری وگرنه به این افراد خانه را اجاره می‌دهم.»

به املاک سری می‌زنم تا بیعانه را بدهم و با خیال راحت اسباب‌کشی کنم.

مشاور: «خانم قیمت کمی بالاتر رفته است. مشکلی ندارید؟ آخر دو نفر پشت سر شما آمدند و حاضر شدند با قیمت بالاتر خانه را اجاره کنند.»

-رهن و اجاره هم قابل تبدیل است؟

مشاور: «اگر بخواهید تبدیل کنی باید بیشتر از عرف پول بدهی. به‌ازای ١٠میلیون، ٣٠٠هزار تومان محاسبه نمی‌شود.»

با عصبانیت املاکی را ترک می‌کنی.

تمام چالش‌های یک دختر جوان برای زندگی مجردی

برداشت چهارم: تفکیک امکانات خانه

خانه مناسبی را پیشنهاد می‌دهند، اما اگر پارکینگ یا انباری می‌خواهید باید برای هر کدام، یک‌میلیون تومان روی اجاره بگذارید. برخی صاحب‌خانه‌ها امکانات خانه را هم می‌فروشند تا پول بیشتری به دست بیاورند.

برداشت پنجم: دردسرهای مجردی

بالاخره از یکسری خواسته‌هایت دست می‌کشی تا خانه نیمه‌مناسبی پیدا کنی.

مشاور: «مالک می‌خواهد تصویری با شما صحبت کند تا ببیند چقدر موجه هستی. لطفا تصویر مدارک شغلیت را هم برای مالک واتس‌آپ کن تا خیالش جمع شود موجه هستی و سرکار می‌روی. »

با مالک صحبت می‌کنی. شرطش این است که تنها پدر و مادرت در خانه رفت‌وآمد داشته باشند. حتی همکاران دختر هم نباید بیایند.

مالک: «تقصیر من نیست مدیر ساختمان این شرط را گذاشته است. اگر این کار را نکنی اینقدر اذیتت می‌کنند تا مجبور شوی زودتر از موعد خانه را ترک کنی و بروی. حیوان خانگی هم ممنوع است. صدای تلویزیونت را هم زیاد بالا نبر. راستی کارمند پرمشغله‌ای که زیاد خانه نیستی. درست است؟»

من اصولا خانه نیستم.

مالک: «ایرادی ندارد فقط نحوه رفت‌وآمد هم باید در قرارداد قید شود تا بعدا برای همسایه‌ها مشکلی ایجاد نشود. چون مجرد هستی و من خانه به مجرد نمی‌دهم، حالا چون املاک گفته است ایرادی ندارد. مدارکت را بفرست تا ببینم چه می‌شود انجام داد.»

تصویر واتس‌آپ را قطع می‌کنی و با بیان اینکه نیم ساعت دیگر خبر قطعی را می‌دهی بنگاه معامله املاک را ترک می‌کنی.

برداشت ششم: قانون‌های جدید مالک و مستاجر

برخی از مالکان هم قوانین جالبی برای خود دارند. یکی از آنها درخواست افزایش قیمت رهن را برای ٦ ماه دوم داشت، اما پس از اینکه بدانند تو ناچار به پذیرش هستی می‌خواهند علاوه بر مبلغ رهن، اجاره را هم برای٦ ماه دوم افزایش دهی. اما یکباره با خودت فکر می‌کنی هر چه پس‌انداز می‌کنم هر ٦ ماه یکبار توسط مالک خانه بلعیده می‌شود.

تمام چالش‌های یک دختر جوان برای زندگی مجردی

برداشت هفتم: بر بساطی که بساطی نیست

 امکانات اشتباهی را قالب می‌کنند. به اسم طبقه سوم تو را طبقه چهارم بدون آسانسور می‌کشانند. می‌گویند انباری دارد، اما پای قرارداد متوجه می‌شوی چنین امکاناتی وجود ندارد. به عنوان پارکینگ تو را به بازدید خانه می‌کشانند، اما در پاسخ می‌گویند منظورمان این است که کنار خیابان جای پارک پیدا می‌شود و تو باید از خواسته‌هایت عدول کنی.

برداشت هشتم: سلطان آپارتمان

جایی می‌رسی که خسته می‌شوی و سر قیمت با املاکی‌ها بحث می‌کنی که شما قیمت‌ها را بالا برده‌ای.

مشاور املاک: «من فردی را می‌شناسم که در همین منطقه ١٢٠ واحد دارد و یکباره ٤٠ واحد را در سایت آگهی می‌کند و قیمت منطقه را بالا می‌برد.»

برداشت نهم: کمیسیون بالا به دلیل ارزانی خانه

خانه‌ای ارزان نصیبت می‌شود و پس از بازدید با مشاور املاک تماس می‌گیری که می‌خواهی قرارداد بنویسی.

مشاور: «در جریان هستید خانه به دلیل اینکه ارزان است کمیسیون چهار برابر قیمت مصوب است که باید پرداخت کنید. ایرادی ندارد؟»

خب قیمت تمام‌شده خانه در این صورت اختلاف کمی با سایر خانه‌ها دارد. چرا اینقدر زیاد؟

مشاور: «مالک خانه را ارزان داده و خودش نمی‌خواهد کمیسیون بدهد. به علاوه چون فایل انحصاری ماست و به کسی از همکاران نمی‌دهد قیمت کمیسیون بالاتر است. حتما کد رهگیری هم می‌خواهید؟»

بله، کد رهگیری باید داشته باشد.

مشاور: «برای کد رهگیری خودتان باید مبلغ را پرداخت کنید. موردی ندارد؟»

با تعجب هر چه تمام‌تر تلفن را پایان می‌دهی و می‌روی سراغ سایرین.

برداشت دهم: مراجعه به سایت‌های خرید و فروش خانه

وقتی به املاکی‌ها سر می‌زنی خانه با قیمت دلخواهت به تعداد انگشتان دست هم نیست، اما همین قیمت‌ها را در سایت‌های خرید و فروش و اجاره خانه پیدا می‌کنی. خب یک رویه هم جست‌وجو در این سایت‌هاست تا با مهندسی معکوس بتوانی املاکی خوش‌انصاف را پیدا کنی و به خانه مورد نظرت برسی. اما همه این آگهی‌ها درست نیست. وقتی با خیلی از این آگهی‌دهنده‌ها تماس می‌گیرید املاکی‌هایی هستند که قیمت‌های رویایی گذاشته‌اند، اما تنها دقایقی بعد از ثبت آگهی که تماس می‌گیرید عنوان می‌کنند که مورد موجود اجاره داده شده است و حالا روی موارد دیگر تمرکز داشته باش. برخی گمانه‌زنی‌ها اما به این نکته اشاره دارد که برخی از آگهی‌ها درست نیست و برای جلب مشتری آگهی‌های فیک زده می‌شود.

تمام چالش‌های یک دختر جوان برای زندگی مجردی

برداشت آخر؛ پیشنهاد عجیب

اما همیشه املاکی‌ها و مالکان کار را خراب نمی‌کنند. در آخرین موردی که مشاهده شد تبلیغی با یک‌سوم قیمت معمول در سایت‌های نیازمندی توجه را به خود جلب کرد.

خانه‌ای بسیار زیبا، دو خواب و با امکانات در منطقه غرب تهران با قیمت پایین. آگهی‌دهنده «شخصی» بود و فقط می‌خواست به فرد موجهی خانه را اجاره دهد. زمان بازدید هم یک ساعت مشخص در سه روز آینده عنوان شده بود. بعد از پیامی که به صاحب‌خانه درج‌شده در آگهی دادم، اصرار بر حضور به تنهایی در ساعت خاصی از بازدید داشت و عنوان می‌کرد طی چند دقیقه نزدیک ٢٠نفر تماس گرفتند و باید سر ساعت بیایی تا خانه اجاره نرود. برایم عجیب بود و به قصد پیگیری چنین مورد عجیبی روز موعود تماس گرفتم، تلفن خاموش و واتس‌آپ پاک شده بود. تصور کردم باید آگهی دروغینی باشد. پیامک دادم، اما صاحب‌خانه پس از چند ساعت با الفاظ رکیک عنوان کرد که چرا همان روز و ساعت تنهایی به محل نیامدی!!!

پلان آخر

پلان‌های بالا تنها گوشه‌ای از روایت دختر مجردی است که می‌خواهد خانه مناسبی کرایه کند. اما در این میان برخوردهای جالبی با مشاوران املاک که بعضا قدیمی محل بودند، وجود داشت. املاکی‌هایی که تمام تلاش خود را برای پیداکردن مورد مناسبی کردند و با نگرانی دنبال موارد خوب می‌گشتند و صاحب‌خانه‌هایی که سعی کردند منصفانه رفتار کنند و معتقدند با هر دست که بدهی با همان دست پس می‌گیری. این صاحب‌خانه‌ها معتقدند مستاجر خوب را باید تا سالیان زیادی در همان خانه نگه داشت تا دو طرف ماجرا منتفع شوند که البته تعدادشان کم نیست.