همسرِ محمدحسن راستگو 6 روز بعد از او درگذشت

همسرِ محمدحسن راستگو 6 روز بعد از او درگذشت

بیا نی نی/ شش روز پس از درگذشت حجت‌الاسلام محمدحسن راستگو، همسر این کارشناسِ حوزه تعلیم و تربیت نیز دارفانی را وداع گفت.
همسر حجت‌الاسلام راستگو، به فاصله چند روز بعد از فوت او، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. این کارشناس، پژوهشگر و مجری حوزه تعلیم و تربیت، دوم آذر به علت سکته مغزی درگذشت.
بسیاری از مخاطبان تلویزیون در دهه ۶۰، این روحانی را که اجرای یک برنامه برای کودکان و نوجوانان را برعهده داشت، با عنوان «عمو راستگو» می‌شناختند.

همسرم بهداشت خود را رعایت نمی کند، چه باید بکنم؟

همسرم بهداشت خود را رعایت نمی کند، چه باید بکنم؟

مشاوره 24/ سوال: سلام. من ۲۶ و اقامون ۳۴ سال هستن. من خیلی همسرمو دوست دارم زندگیمم دوست دارم ولی اقامون اصلا به خودش نظافتش به هیچ وجه نمیرسه یعنی بیشتر وقتا ازش حالم بهم میخوره گاهی وقتا که به خودش میرسه انقدر بوسش میکنم که تشویق بشه اما متاسفانه اصلا و یکسره مادرشوهرم میگه تو تمیز براش ببر لباساشو بشور بهش بگو مسواک بزنه تشویقش کن میگم خوب گوش نمیکنه چکار کنم میگه از وقتی داماد شده شلخته کثیف شده حالا من درحرفهای مادرشوهرم چی بهش بگم چی جوابی بگم و چکار کنم که شوهرمم تمیز باشه؟

مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی )
  با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز مادر شوهر شما جوری در مورد همسرتون صحبت می کنند که انگار بچه ای تحویل شما داده اند و این بچه هیچ مسئولیتی در مورد نظافت شخصی خودش نداره!!! از همه مهمتر چشم پوشی ایشان از وظیفه خودشان در کوتاهی های تربیتی می باشد که نمی توان آن را از نظر دور داشت. با این وجود اگر در مقابل رفتارهای خوب ایشون تشویق صورت میگیره در مقابل این رفتارهای نامناسب و عدم رعایت بهداشت با پیامد آن مواجه شوند و از بعضی امتیازات در زندگی زناشویی محروم بشوند. شاید این گونه تغییراتی در رعایت بهداشت ایشون حاصل بشود.

دلارام جمعیان ( روانشناس بالینی،دانشگاه علامه طباطبایی تهران)
با سلام خدمت شما دوست عزیز من متوجه احساستون به این مسئله شدم اما لازمه که دوتا نکته رو از هم جدا کرد، یکی اینکه الان مسئله عدم نظافت همسرتون هست که میتونه رو جنبه‌هایی از زندگی مشترکتون و ابعاد عاطفیتون اثربگذاره تا اینکه مسئله این باشه که مادرهمسرتون چی فکر میکنن و چی میگن، اگر بخواییم به بعد اول ریشه‌ای بپردازیم، عدم شکل گیری بینش در بخشی از هسته شخصیت همسرتون دیده میشه تا حدی که گویا از ایشون انگار کودکی ساخته که نیاز به مراقبت و تذکر دارند، بنابراین میتونه این ویژگی با یک سری از رفتارهای خاصِ دیگه در ابعاد دیگه‌ای از زندگی اجتماعی، شغلی و… ایشون تاثیر بگذاره با توضیحات شما، همسرتون نیاز به کمک تخصصی رواندرمانی دارند و این بررسی و داشتن انتظلر تغییر حتما میبایستی با خودشون جلو بره. بهتون پیشنهاد میکنم در قالب گفتگویی انعطاف پذیر به دور از برچسب عدم نظافت زدن به ایشون متقاعدشون کنید به روانشناس هردو مراجعه فرمایید تا روند تغییر این بعد شخصیتون رو شروع و کنترل کنند موفق باشید

۷ راه مهم برای نجات رابطه زناشویی ظرف دو دقیقه

۷ راه مهم برای نجات رابطه زناشویی ظرف دو دقیقه

بیا نی نی/ برخی از افراد معتقد هستند به محض ازدواج با فردی که آن را دوست داریم، این عشق در طول زندگی تداوم خواهد یافت؛ اما این مسأله با واقعیتی که با آن سر و کار داریم، متفاوت است؛ چرا که حفظ عشق و رابطه زناشویی با مجموعه‌ای از چالش‌ها روبروست.

بسیاری از روابط به سبب عللی که بی ارزش به نظر می‌رسند، با شکست روبرو می‌شوند؛ اما در حقیقت توجه به این موارد می‌تواند در امر تداوم ازدواج بسیار مهم باشد. اکنون ما در اینجا به برخی از پیشنهاد‌های ساده‌ای که می‌تواند در حفظ رابطه زناشویی کمک کند و مهمتر آنکه انجام آن بیشتر از دو دقیقه زمان نخواهد برد، اشاره خواهیم کرد:

۱- چشم انداز مثبتی داشته باشید

پس از گذشت چندین سال، ازدواج‌ها و روابط زناشویی به سمتی می‌رود که در وهله نخست، علتی که زن و شوهر‌ها همدیگر را انتخاب کرده اند، رو به فراموشی می‌رود و بجای آن، تمرکز بر روی مسائلی صورت خواهد گرفت که آن‌ها را اذیت می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد هرچه از زمان ازدواج بیشتر می‌گذرد، احتمال اینکه برای کار‌های روزمره تان بجای دلایل مثبت، دلایل منفی بیاورید، بیشتر می‌شود و این مسأله می‌تواند پیامد‌های ناگواری را به همراه داشته باشد. برای همین در طول روز تلاش کنید تا بر روی نکات مثبت تمرکز کنید.

به طور مثال، بجای آنکه فکر کنید همسرتان ظروف کثیف را به دلیل تنبلی در سینک ظرفشویی می‌گذارد، به این فکر کنید که او در محل کار خود بسیار خوب تلاش می‌کند. به دنبال نکات مثبت هر چند کوچک در کار‌های روزانه باشید.

۲- پیروزی‌ها را جشن بگیرید

پیروزی‌های تان را هر چند کوچک هم که باشد جشن بگیرید. پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس و دانشگاه روچستر ۴ روش مختلف را که زن و شوهر‌ها معمولا به اخبار خوب پاسخ می‌دهند، مورد بررسی قرار دادند. آن‌ها دریافتند افرادی همسران ناامید و یا بدون واکنش (در برابر آنها) دارند، از میزان شادی کمتری در زندگی خود برخوردار هستند. همچنین آن‌ها در کمال تعجب دریافتند افرادی نیز که همسرانی داشتند که از آن‌ها بی سر و صدا حمایت می‌کرد، آن‌ها نیز از شادی کمتری در روابط زناشویی خود برخوردار بودند.

به همین خاطر، دفعه بعدی که خبر خوبی از شریک زندگی تان دریافت می‌کنید، آن را به شکلی درست همراه با یک وعده غذایی خاص جشن بگیرید تا نشانگر آن باشد که چقدر از دستاورد‌های همسرتان به شگفت آمده اید.

۳- اظهار قدردانی کنید

همه ما دوست داریم تا از تلاشهایمان قدردانی شود. همه ما خواهان تقدیر و ابراز سپاس و تحسین هستیم. اذعان و قدردانی به آنچه همسرتان انجام می‌دهد، از امور مهم در زندگی به شمار می‌رود.

گاهی اوقات، تهیه دفتری روزانه برای انجام قدردانی، کاری مفید به شمارمی رود. شما و همسرتان می‌توانید آنچه را فکر می‌کنید باید در خصوص کار‌های طرف مقابل که در آن روز انجام داده، مورد قدردانی واقع شود، در آن یادداشت کنید. زن و شوهر‌هایی که این قدردانی متقابل را در زندگی حفظ می‌کنند، کمتر دچار جدایی می‌شوند.

۴- با دیدن همسرتان هیجان زده شوید

هنگامی که برای مدتی از شریک زندگی خود دور هستید، زمانی که او را دوباره می‌بینید، هیجان زده شوید. در صورتی که شرکای زندگی با دیدن همدیگر شگفت زده شوند، این مسأله می‌تواند به پیوند دوباره آن‌ها کمک کند.

۵- از کلمه «ما» استفاده کنید.

استفاده از ما (بجای من) در گفتار و توصیف ازدواج و زندگی به عنوان یک تیم و نه دو فرد مجزا، سبب ایجاد جبهه‌ای متحد می‌گردد که ترفندی روانشناختی را برای نزدیک شدن زن و شوهر ایجاد می‌کند.

۶- کار‌های کوچک را کوچک نشمارید

باید بدانی حتی برخی کار‌های کوچک نیز می‌تواند به حفظ رابطه زناشویی کمک کند؛ پس کار‌های کوچکی را که زمانی هم نمی‌برند، انجام دهید. به طور مثال به همسرتان نشان دهید که به او فکر می‌کنید و خواهان آن هستید که خوشبخت باشد.

۷- به شریک زندگی تان نشان دهید، او در اولویت شماست

زمانی که شریک زندگی تان صحبت می‌کند، به سخنان او گوش دهید و مشغول چندین کار دیگر نباشید. اگر خواهان صحبت با شماست، آن را به تعویق نیاندازید؛ چرا که نشان دادن این مسأله که به همسرتان توجه دارید و رابطه تان برای شما مهم است، امری دشوار نیست.

با شوهری که دست بزن دارد چگونه برخورد کنیم؟

با شوهری که دست بزن دارد چگونه برخورد کنیم؟

بیا نی نی/ همسر آزاری در واقع کتک زدن همسر، ضرب و شتم همسر که در بیشتر مواقع کتک خوردن زنان به وسیله مردان است، نامیده می شود. دلایل اصلی که برای همسر آزاری مشهود است، به غیر از دلایل اخلاقی و فرهنگی یک دلیل واضح به نام دلیل اقتصادی دارد.
در واقع به هر میزان که شرایط اجتماعی و اقتصادی سخت تر و بغرنج تر باشد، مردم و مخصوصاً مسئول یک زندگی در این شرایط سخت تحمل رنج و مسئولیت بیشتری داشته باشد، قطعاً فشار روانی نیز به همان میزان بیشتر خواهد شد.

دلایل روانی کتک زدن همسر
1. دلیل کتک کاری آقایان: قدرت نمایی بیمارگون
قدرت نمایی بیمارگون ریشه در فرهنگ و اجتماعی دارد که به اشتباه این تصور غلط و بی اساس را بر روی ذهن فرد جا میاندازد که برای اثبات خود و یا همچنین بیان برتری خود و یا از بین بردن هر تنشی لازم است به صورت بیمارگون این رفتار را انجام بدهد و قدرت جسمانی خود را ثابت کند.

2. سادیسم و یا دیگر آزاری
سادیسم نوعی اختلال روانی است که به واسطه این اختلال و بیماری روانی فرد احساس میکند اگر به فرد دیگری که در این مورد همسر میتواند باشد، آزار و آسیب برساند احساس آرامش می کند و میل به انجام رفتارهای مخرب و آسیب رسان دارد که میتواند در مواردی حتی به زد و خوردهای طولانی و یا مرگ نیز منجر شود.
 
3. نداشتن مهارت های ارتباطی و کلامی
مهارت های ارتباطی به معنای ایجاد برقراری ارتباط بین دو نفر به ساده ترین و ممکن ترین شکل آن که آسیب کلامی و یا دلخوری آن در کمترین حد باشد و همچنین افراد بتوانند منظور و مفهوم حرف خود را نیز به بهترین شکل بیان کنند.
از این رو ارتباط های کلامی و رفتاری نیازمند نوعی آموزش و مهارت است که به واسطه آن افراد شبیه انسان های اولیه با یکدیگر رابطه برقرار نکنند و در صورت بروز خشم خود به یکدیگر حمله نکنند و به یکدیگر آسیب نرسانند.

4. دستاوردهای رشد و پیشرفت یکی از علل کتک کاری آقایان
در واقع یکی از دستاوردهای رشد و پیشرفت، رساندن بهترین مفهوم در ارتباط های کلامی است که بتواند بار احساساسی بالایی را نیز در بر بگیرد. در واقع وقتی ناراحت، خشمگین، عصبانی، شاد و هیجان زده هستیم، بتوانیم در غالب کلمات تمام احساس خود را به نحوی بیان کنیم که دیگران بتوانند از احوالات ما درک پیدا کنند.

5. زندگی پر از رنج گذشته
اگر به گذشته افرادی که مدام در حال پرخاشگری، توهین و تحقیر دیگران هستند نگاهی بیندازیم، بی شک آنها را در رنج عمیقی خواهیم دید که دستاورد، کتک خوردن ها، تحقیر شدن ها و نادیده گرفته شدن ها است.

چرا مردان همسران خود را کتک می زنند ؟
نحوه برخورد صحیح با مردی که زنش را کتک می زند
این موضوع را با ذکر مثالی آغاز و بررسی می نماییم:
خانمی ۳۱ ساله هستم. ۴ سال است ازدواج کرده‌ام و یک فرزند دارم. شوهرم در مورد خانواده‌اش خیلی تعصب دارد. او دست بزن هم دارد. در مشاجره‌ها نمی‌تواند خودش را کنترل کند. لطفا راهنمایی‌ام کنید.
با توجه به اینکه گفته‌اید همسرتان دست بزن دارد، ممکن است اختلالات روانی و عصبی داشته باشد. بیشتر افرادی که به چنین اختلالاتی دچار هستند، درباره این مشکل خود آگاهی ندارند
و افرادی هم که آگاه هستند قبول نمی‌کنند و آن را کتمان می‌کنند. بنابراین در بیشتر موارد باید زوجین با تدبیر و حوصله به منظور کمک به همسرشان و تغییر رفتارهای او تلاش کنند.

1. شناسایی رفتارهای حساسیت برانگیز برای رفتار با کتک کاری شوهر
با توجه به اینکه ۴ سال از شروع زندگی مشترکتان گذشته است و گفته‌اید همسرتان خیلی تعصب دارد، ممکن است خودتان با رفتارهای اشتباه، حساسیت‌های همسرتان را بیشتر کرده‌اید.
شما می‌توانید با شناسایی رفتارهایی که حساسیت همسرتان را بیشتر می‌کند و باعث عصبانیت او می‌شود، تا حد امکان از انجام آن‌ها خودداری کنید. با این حال، اگر احساس می‌کنید همسرتان دچار بدبینی بیش از حد معمول است، کارهایی انجام ندهید که موجب تشدید بدبینی او شود.

2. خودداری از پنهان کاری‌های مصلحت آمیز برای مقابله با شوهری که دست بزن دارد
توصیه می‌شود در همه حال با شوهرتان صادق باشید و از پنهان کاری‌های مصلحت آمیز خودداری کنید. هرچند ممکن است راستگوییتان در کوتاه مدت موجب افزایش ناآرامی بین شما شود اما سرانجام مناسبتری خواهید داشت. این نکته به شدت به همسران افراد متعصب توصیه می‌شود.
در خور ذکر است پنهان کاری و برملا شدن واقعیت پس از مدتی باعث افزایش بدبینی یا‌‌ همان تعصب‌های بی‌جای مرد خواهد شد و مشکلات بیش تری در پی خواهد داشت.

3. در رفتار با شوهری که دست بزن دارد به خواسته‌های غیر منطقی عمل نکنید
به بعضی خواسته‌های غیر منطقی شوهرتان عمل نکنید. توجه داشته باشید اگر شما به خاطر حفظ زندگی مشترک، حاضر باشید هر خواسته غیر منطقی شوهرتان را انجام دهید، این روال به تدریج طبیعی می‌شود و ممکن است روزی از این وضعیت خسته شوید که امکان تغییر تا حد زیادی کاهش یافته باشد.
البته لازم به ذکر است نباید با لجبازی و رفتارهایی به دور از ادب از انجام خواسته شوهرتان سرباز بزنید بلکه با گفت‌و‌گو در یک موقعیت مناسب، می‌توانید او را قانع کنید که خواسته‌اش منطقی نیست.

4. نیاز به کمک و مشاور برای مقابله با شوهری که دست بزن دارد
اگر هیچیک از راه ها موفقیت آمیز نبود، بهتر است به جای پیدا کردن دلیل و توجیه، به بررسی خود و نوع زندگی و ماندن در آسیب خود بپردازیم تا بتوانیم راه و روش صحیح تری را برای زندگی خود و کسانی که به ما وابسته هستند، پیدا کنیم.
در واقع باید بدانیم کودکانی که در خانواده هایی از این دست رشد پیدا می کنند آسیب هایی چندین برابر کودکانی می بینند که والدینی قربانی و درخود مانده نداشته اند و مسئولیت رفتار خود را پذیرفته اند و به دنبال بهبود شرایط قدم برداشته اند

زن و شوهری که با زنبورداری 12 بچه را بزرگ کردند

زن و شوهری که با زنبورداری 12 بچه را بزرگ کردند

خراسان/ گفت‌و‌گو با زن‌وشوهری که 12 بچه دارند و از چند کندویی که برایشان به ارث رسیده یک زنبورستان با مشتری‌های خارجی ساختند.
 شاید در نگاه اول این‌طور به نظر برسد که سخت‌ترین قسمت شغل زنبورداری، در امان نبودن از نیش‌ متعدد زنبورها باشد به خصوص وقتی که زنبوردار به سمت کندوها و عسل‌هایش می‌رود اما ظاهرا این‌طور نیست. برای آشنایی بیشتر با این شغل و سختی‌هایش به سراغ خانواده‌ای رفتیم که داستان زندگی‌شان جالب است. پدر خانم مصطفوی از زنبورداران استان زنجان بوده که از همان کودکی ،دختر خود را با این کار آشنا کرده و پس ازدرگذشتش نیز برای او چندین کندوی عسل به ارث گذاشته است! برداشت و تلقی ما از ارثیه ،عمدتاً در حوزه ملک و پول است اما فاطمه مصطفوی ارثیه‌ای برایش باقی مانده که این روزها محل درآمد و گذران زندگی‌اش شده و با آن ۱۲ فرزند خود را بزرگ کرده است. ارثی که مصطفوی ۵۰ سال است به آن می‌پردازد و بعد از ازدواج با همسرش رجب‌علی شجاعی، امروز آن را در شهرستان کوهسار ادامه داده و دارای یک زنبورستان شده است. در پرونده امروز زندگی‌سلام با این خانواده و شغل‌شان بیشتر آشنا خواهیم شد.

تجربه یا کتاب؟
از خانم مصطفوی می‌خواهم به افرادی که به این شغل علاقه‌مند شده‌اند، چند توصیه داشته باشد: «به نظر من علاقه مندانی که قصد شروع زنبورداری دارند، به نوعی سال اول را باید کارآموزی کنند. آن‌ها با مشورت و آموختن از کسانی که سابقه زیادی در این شغل دارند، توانایی خود را در این کار محک بزنند. خواندن کتاب و … هم خوب است اما به قول یکی از افرادی که مدت کوتاهی با ما کار کرد، دانشی که بعدها از تجربه انجام کار در پرورش زنبور به دست می‌آید بسیار جدی‌تر از چیزی است که در کلاس‌ها یا کتاب‌ها ست اما برای شروع خوب است. برای این که نگاه منطقی تری هم به درآمد این شغل داشته باشند، باید بگویم که دست کم 60 درصد عواید فروش عسل، سود خالص است. تا سال پیش هم افرادی را می شناختم که با سرمایه 10 میلیونی، این کار را شروع کردند اما امسال هر روز قیمت‌ها زیاد می‌شود و نمی‌دانم که دقیقا با چقدر سرمایه می‌توان این کار را شروع کرد.»

تا قبل از متاهل شدن، کشاورز بودم
رجب‌علی شجاعی، متولد سال 1327 در زنجان است. او درباره نحوه آشنایی با همسرش و این‌که آیا قبل از متاهل شدن هم زنبوردار بوده یا نه، می‌گوید: «من و خانمم، فامیل دور هستیم. هر دو متولد یک ده هستیم. پدر او زنبوردار بود با 50 یا 60 سال سابقه. البته من قبل از ازدواج، کارم کشاورزی بود. سال 1348 ازدواج کردم. تا قبلش، چیز زیادی از زنبورداری نمی‌دانستم و همه فکر و ذهنم، کشاورزی بود اما بعد از متاهل شدن، با همسرم تصمیم گرفتیم تا شغل زنبورداری را به صورت تخصصی پیگیری کنیم

کشاورزی و زنبورداری به هم ربط دارد
آقای شجاعی درباره تفاوت‌های شغل زنبورداری و کشاورزی هم نکات جالبی می‌گوید: «همان‌طور که احتمالا همه می‌دانند، کشاورزی کار بسیار سنگین و طاقت فرسایی است. نیاز به صبر و توان بدنی بالایی دارد و فقط افراد سختکوش هستند که در این کار موفق می‌شوند. از آن طرف، زنبورداری بیشتر به مهارت نیاز دارد تا توان بدنی. به نظر من، کار با یک حیوان، راحت‌تر از کار با زمین است! البته و در مجموع، این دو شغل شباهت‌هایی به هم دارند و بی‌ربط به هم نیستند.»

یک قانون زنبورداری که کسی خبر ندارد
خانواده شجاعی هم‌اکنون نزدیک به 100 کندوی عسل دارند که در طول سال در باغ خود از آن‌ها نگهداری می‌کنند و در فصل تابستان نیز به کوهستان‌های اطراف طالقان یا استان زنجان انتقال می‌دهند تا بتوانند محصول بهتری داشته باشند. این زنبوردار درباره سختی‌های این شغل می‌گوید: « یکی از قانون‌های زنبورداری که مردم خبر ندارند، این است که اگر می‌خواهی یک زنبور، عسل بیشتری بدهد و کیفیت محصولش بهتر باشد، باید او را بگردانی. یعنی یک جای ثابت نباشد. ما خودمان کندوها را تابستان می‌بریم سمت طالقان. زنبور را اگر شکر ندهیم و ببریم جایی که هوای خوبی داشته و گل زیاد باشد، عسل اش عطری خواهد داشت که همه به راحتی، متوجه کیفیت آن می‌شوند و نیازی به حضور متخصص در این حوزه نیست. زمستان هم که می‌شود، کندوها را می‌آوریم سمت همین زنجان خودمان. درباره این‌که شغل‌مان سخت است یا آسان هم باید بگویم که کار زنبورداری هم سخت است و هم راحت. کار جوهر انسان است و نباید عمر را با تنبلی تلف کرد.»

پدرم کندوهایش را برای من به ارث گذاشت
ارث متفاوتی به فاطمه مصطفوی، همسر رجب‌علی شجاعی رسیده است. ارثی که توانسته با بهره بردن از آن، چرخ زندگی‌شان را البته با تلاش و پشتکار بچرخاند. مصطفوی در این باره می‌گوید: «پدرم زنبوردار بود. آن زمان ما اطراف زنجان زندگی می‌کردیم. بچه که بودم، خیلی دوست داشتم که به پدرم کمک کنم و او هم از این‌که تجربیاتش را در اختیار من بگذارد، دریغ نمی‌کرد. با این که دختر بودم و سه تا برادر داشتم، اما هر وقت که از او می‌خواستم، من را با خودش به زنبورداری می‌برد. از همان کودکی یادم می‌آید که از زنبورداری خیلی خوشم می‌آمد و تصمیم داشتم که این راه را ادامه بدهم. این را هم بگویم که نمی‌دانم چرا برعکس بقیه از همان اول از زنبور نمی‌ترسیدم. از بچگی زنبور زیاد من را نیش زده، دستم، صورتم، پاهایم و … را خیلی نیش زده اما باز هم از معاشرت با زنبورها لذت می‌برم. من سه تا خواهر داشتم، سه برادر اما چون بلد این کار بودم، پدرم کندوهایش را برای من به ارث گذاشت. زمین‌های کشاورزی هم از پدرم به ارث مانده اما کندوها به من رسیده است.»

اگر با زنبور رفیق شوید نیش‌تان نمی‌زند!
نیش زنبور درد زیادی دارد و معمولا هم محل گزیدگی، خیلی سریع باد می‌کند. از شجاعی می‌پرسم که آیا بعد از این همه سال کار کردن با زنبورها، باز هم او را نیش می‌زنند یا نه ؟که می‌خندد و می‌گوید: «بله که نیش می‌زنند! البته ما در زمان نزدیک شدن به کندوها، لباس مخصوص می‌پوشیم که همین کار، 80 درصد جلوی نیش زدن آن‌ها را می‌گیرد اما باز هم احتمالش هست که نیش بزنند و می‌زنند. در این بین، اگر با زنبور رفیق شوید، نیش‌تان نمی‌زند، رفاقتی که در آن حواس‌تان باشد تا او احساس خطر نکند. رفتار با زنبور، خودش اصولی دارد. باید با این حیوان، آرام برخورد کرد. اگر تند برخورد کنیم، حتما نیش می‌زند. به طور مثال، ما معمولا وسط روز کارمان را انجام می‌دهیم چون سر صبح و غروب که هوا کمی خنک می‌شود، زنبور کمی عصبی می‌شود. یکی از ویژگی‌های جالب زنبورها، نظم عجیبی است که دارند. حتی‌الامکان نباید این نظم‌شان به هم بخورد وگرنه عصبی می شوند و کنترل‌شان سخت خواهد شد.»

قبل کرونا از دیگر کشورها هم مشتری داشتیم
خانم مصطفوی که 12 فرزند دارد، درباره این‌که آیا درآمد این شغل کفاف مخارج زندگی‌شان را می‌دهد یا نه، می گوید: «الان ما نزدیک به 100 کندو داریم. چندسال پیش به علت خشکسالی و یک سری مسائل دیگر، تعداد کندوهایمان خیلی کمتر شد و طبیعتا درآمدمان هم کاهش پیدا کرد اما الان سه سال است که دوباره تصمیم گرفتیم تا بیشتر در این حوزه فعالیت داشته باشیم. هم اکنون من، شوهرم و یکی از دخترانم به صورت تمام وقت در این کار فعالیت می‌کنیم. زمانی که بخواهیم برداشت عسل از کندو  را شروع کنیم، همه بچه‌هایم به کمک ما می‌آیند چون به نیروی کار زیادی نیاز است. ما تا سال گذشته مغازه‌ای از خودمان برای فروش عسل نداشتیم چون هر فردی که یک بار از ما عسل خریده، خودش رفته و برای ما تبلیغ کرده بود بنابراین مشتری‌های زیادی داریم و چیزی برای فروش باقی نمی‌ماند. اما حالا که محصول بیشتری برداشت می‌کنیم، فروش هم داریم. هرکسی هم می‌آید، 5 یا 10 کیلو می‌خرد و به شهرش می‌برد. قبل از شیوع کرونا که تقریبا همه بازارها را کساد کرده است، از دیگر کشورها هم مشتری داشتیم. باز هم خدا را شکر، از وضعیت‌مالی مان راضی هستیم و توکل‌مان بر خداست تا دوباره بازارها مثل قدیم رونق بگیرد.»

یک صبح تا شب زنبوردارها چطور می‌گذرد؟
خانم مصطفوی درباره شغل زنبورداری و این‌که از صبح تا شب‌شان چطور می‌گذرد، می‌گوید: «کار ما شبیه به یک کارمند نیست که از صبح زود برویم سر کار و فلان ساعت، کارمان تمام شود. هر روز ما با روز دیگر فرق می‌کند. بعضی روزها لازم است فقط برای سر زدن به کندوها و بررسی‌شان، چند ساعت وقت بگذاریم اما زمان‌های برداشت عسل، باید چندین روز به صورت 24 ساعته مشغول به کار شویم. وقتی می‌خواهیم جابه‌جا شویم و کندوها را ببریم به مکان دیگری، یک خودرو کرایه می‌کنیم و کارگر می‌گیریم بنابراین کارمان خیلی زیاد می‌شود. شاید بتوانم بگویم که به طور متوسط و در شرایط عادی، برای رسیدگی به امور زنبورستان ما نصف روز کار داریم اما همان‌طور که گفتم، بعضی اوقات کارمان خیلی زیاد می‌شود. تجربه این سال‌ها باعث شده برای کارهایمان برنامه‌ریزی دقیقی داشته باشیم و بعضی زمان‌ها کارمان خیلی زیاد و بعضی روزها، کمتر است. گاهی کندوها را به بیابان می‌بریم، حتی به باغ همسایه و آشنا بردیم تا عسل باکیفیت‌تری برداشت کنیم. مثلا به آن‌ها زنگ زدم و گفتم که برای یک ماه، کندوها را می‌آورم باغ‌تان و آن‌ها هم قبول ‌کردند.»
 
12 بچه‌ام را راحت بزرگ کردم
کار کردن تمام وقت در زنبورستان و به دنیا آوردن 12 فرزند، اتفاق باورپذیری نیست. آن هم در روزگاری که تک فرزندی بیش از هر زمان دیگری، رواج یافته است. از مصطفوی می‌پرسم که چطور در زمان بزرگ کردن 12 فرزند، کارش را هم پیش برده است؟ پاسخ می‌دهد: «من الان 12 فرزند دارم. فقط همین قدر بگویم که کار کردن به همراه بزرگ کردن فرزندان، نیاز به صبر زیادی داشت. کارم را بلد بودم و شرایط را تحمل کردم و حالا زمان چشیدن طعم شیرین ماجراست. هر 12 بچه‌ام درس خوان و اهل کار و تلاش هستند و خدا را شکر، همه‌شان سربه راه هم شده‌اند. بچه‌هایم خیلی حرف گوش کن بودند. من خودم نمی‌دانم که چطور 12 بچه را بزرگ کردم اما راحت بزرگ کردم. بچه‌هایم با هم بزرگ شدند و همیشه بچه‌های بزرگ‌ترم حواس‌شان به کوچک‌ترها بود. خدا کمکم کرد و خودم هم تلاش کردم. البته الان بچه‌هایم هرکدام یک بچه دارند و همان یکی را به زور بزرگ می‌کنند! زمانه عوض شده و شیرینی داشتن چندین فرزند، چیزی است که نسل‌های بعد  درک نخواهند کرد.»

سختی زیاد کشیدم ولی ناامید نشدم
خانم مصطفوی بعد از این همه سال، ثابت کرده که تصمیم پدر برای به ارث گذاشتن کندوها برای او، عاقلانه و درست بوده است. او در مسیری پر فراز و نشیب، کار بزرگی کرده و حالا صاحب یک زنبورستان بزرگ در زنجان است. مصطفوی درباره این مسیر می‌گوید: «آن موقع که پدرم فوت کرد، 20 تا کندو برای‌مان ارث گذاشت. همان‌طور که گفتم یک دوره‌ای که باران خوب بود و … ، کندوها را تا 300 کندو  رساندم اما یک دوره‌ای خشکسالی شد و مجبور شدیم که تعداد کندوها را کاهش دهیم. با این حال، ناامید نشدیم و الان داریم برنامه‌ریزی می‌کنیم که دوباره تعداد کندوهایمان را افزایش دهیم. با این کار، هم درآمد خودمان بیشتر خواهد شد و هم می توانیم چندین نفر دیگر را صاحب شغل کنیم.»
 
بچه‌هایم می‌گفتند که سرپرستی هاچ را بر عهده بگیریم!
از خانم مصطفوی می‌پرسم که کارهای خانه را چطور پیش می‌برده به خصوص در روزهایی که بچه‌هایش کوچک تر بودند و طبیعتا کارهای خانه هم، وقت بیشتری از او می‌گرفته است. خودش در این باره می‌گوید: «درست است که کارهایم زیاد بود اما شوهرم خیلی در کارهای خانه کمکم می‌کرد وگرنه نمی‌توانستیم به این کار ادامه بدهیم و پیشرفت کنیم. البته بچه‌هایم هم کمک زیادی به من می‌کردند. خودشان زمان زیادی از روز را با یکدیگر سرگرم بودند، غذا درست می‌کردند، اتاق‌ها را مرتب می‌کردند و … . یادم هست که یکی از فیلم‌های مورد علاقه بچه‌هایم، هاچ زنبور عسل بود و می‌گفتند که مامان، ما باید کاری کنیم تا سرپرستی هاچ را برعهده بگیریم چون مادرش را گم کرده، اصلا تو بشو مادر هاچ! زندگی‌مان در کنار سختی‌ها، شیرینی‌هایی داشت که تلاش می‌کردم بیشتر به آن‌ها توجه کنم و همین مسئله باعث می شد تا توان بیشتری برای انجام امور روزانه‌ام داشته باشم.» 
نویسنده : مجید حسین‌زاده| روزنامه‌نگار