روانشناسی رابطه پدر و دختر، تاثیرش در بزهکاری بچه!

روانشناسی رابطه پدر و دختر، تاثیرش در بزهکاری بچه!
پدران و دختران پیوند منحصر به فردی دارند. نه تنها رابطه یک دختر با پدرش تجربه کودکی او را شکل می‌دهد، بلکه بر نحوه تعامل او با مردان در سال‌های بزرگسالی او تاثیر می‌گذارد. در این مقاله روانشناسی رابطه پدر و دختر را بررسی می‌کنیم.

روانشناسی رابطه پدر و دختر، تاثیرش در بزهکاری بچه!
 
پدران و دختران پیوند منحصر به فردی دارند. نه تنها رابطه یک دختر با پدرش تجربه کودکی او را شکل می‌دهد، بلکه بر نحوه تعامل او با مردان در سال‌های بزرگسالی او تاثیر می‌گذارد. در این مقاله روانشناسی رابطه پدر و دختر را بررسی می‌کنیم.
اگر پدری در زندگی دختر خود غایب، یا نامنظم باشد، باعث می‌شود که دخترش احساس اعتماد به نفس پایینی داشته باشد و به طور کلی در اعتماد به مردان به مشکل بربخورد. 
تحقیقات نشان داده است زنانی که از روابط حمایتی و صمیمانه‌تر با پدران خود لذت می‌برند، در مقایسه با زنانی که پیوندهای متضاد یا سمی دارند، کمتر تحت استرس قرار می‌گیرند و دیدگاه مثبت‌تری نسبت به زندگی دارند.

روانشناسی رابطه پدر و دختر، ویژگی‌های یک پدر کامل

حالا ببینیم یک پدر چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد تا بتواند با دخترش یک رابطه پدر دختری قوی ایجاد کند.روانشناسی رابطه پدر و دختر، تاثیرش در بزهکاری بچه!

نسبت به زنان الگوی نگرش محترمانه داشته باشید

یک پدر خوب، جوک‌های جنسیتی تعریف نمی‌کند و در مورد زنان بی‌احترامی انجام نمی‌دهد. او این هوش را دارد که بفهمد در صورت انجام این کار، تصویر دخترش از خود آسیب خواهد دید.

برای دختران برای رسیدن به اهدافش الهام‌بخش باشید

یک پدر باید دخترش را تشویق کند که رویاهایش را دنبال کند و به او نشان بدهد که به موفق شدن او ایمان دارد. 
دختران معمولا برای راهنمایی و حمایت به پدر و مادر خود نگاه می‌کنند، بنابراین پدران باید هر زمان که ممکن است برای الهام بخشیدن به دختران خود تلاش کنند.به او بیاموزید که او یک شریک محترم است 
پدری که با دخترش (و مادر دخترش) با احترام رفتار می‌کند، پیامی واضح می‌فرستد که زنان سزاوارند تا مردها با آن‌ها رفتاری خوب و شایسته داشته باشند.  
اگر یک دختر به حمایت مثبت و رفتار محبت‌آمیز در خانواده و به‌ویژه از سوی پدرش عادت داشته باشد، کمتر احتمال دارد که در کنار مردهایی قرار بگیرد که به او توهین می‌کنند.روانشناسی رابطه پدر و دختر، تاثیرش در بزهکاری بچه!

برای دخترتان وقت بگذارید

یک پدر باید برای دخترش وقت بگذارد، مهم نیست چقدر مشغول است. یکی از مهم‌ترین کارهایی که یک پدر می‌تواند انجام دهد این است که به سادگی به فرزندانش نشان بدهد که در اطراف آن‌ها حضور دارد. 
او باید تلاش کند تا در رویدادهای خاص در مدرسه بچه‌ها و به‌ویژه دخترش شرکت کند، دخترش را درگیر گفتگو کند و به همه زمینه‌های زندگی او علاقه‌مند باشد. 
این کارها باعث افزایش عزت نفس دختر می‌شود و به او می‌فهماند که فردی ارزشمند است.روانشناسی رابطه پدر و دختر، تاثیرش در بزهکاری بچه!

با دخترتان فعالیت‌های مشترک داشته باشید

فعالیت‌های سالم مانند پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری راهی عالی برای ساختن خاطرات زیبا و آموزش این موضوع به دخترتان است که ورزش یک عادت مهم است. تناسب اندام به او کمک می‌کند تا تصویر بدنی خوبی داشته باشد. 
این تصویر خوب وقتی او به یک نوجوان تبدیل می‌شود، یک دارایی واقعی خواهد بود.

پیوسته عاشق، اما محکم باشید

دخترانی که محبت و تایید پدران خود را دریافت نمی‌کنند، احتمالا در نوجوانی و بزرگسالی آن را در جایی دیگر و از سوی افرادی دیگر جستجو می‌کنند و این موضوع ممکن است منجر به وابستگی ناسالم به مردان شود. 
پدران می‌توانند با بیان اینکه دخترانشان چقدر خاص و دوست‌داشتنی هستند، از این اتفاق جلوگیری کنند.
آن‌ها باید در عین حال سطح مناسبی از نظم و انضباط را حفظ و مرزهای محکم را حفظ کنند.یک پدر باید بداند چه زمانی باید عذرخواهی کند
هیچ پدری نمی‌تواند همیشه کامل باشد. وقتی کار اشتباهی انجام می‌دهید، درباره آن توضیح دهید، دفعه بعد بهتر عمل کنید و به دخترتان بگویید که از کار اشتباهتان متاسفید
مثلا اگر به طور تصادفی فراموش کرده‌اید که باید او را به سینما می‌بردید، یک گردش دیگر برنامه‌ریزی کنید. از دخترتان عذرخواهی کنید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

همیشه با همسرتان خوب رفتار کنید، حتی اگر جدا شده‌اید

یک پدر خوب همیشه با همسرش رفتار خوبی دارد، حتی اگر از او جدا شده باشد.
اگر دختری شاهد رفتار بد پدرش با مادرش باشد، پیام‌های منفی یا متناقضی در مورد نحوه ارتباط زن و مرد با یکدیگر دریافت خواهد کرد. حتی اگر از همسرتان جدا شده‌اید، همیشه رفتار پسندیده‌ای داشته باشید.روانشناسی رابطه پدر و دختر، تاثیرش در بزهکاری بچه!

دخترتان را به سفرها و گردش‌های ویژه ببرید

اجازه دهید دخترتان احساسی خاص داشته باشد. چطوری؟ با اختصاص دادن زمانی برای بیرون بردن او به طور منظم. 
یک گردش ساده در یک پارک، یا یک پیک‌نیک کافی است تا به او نشان دهید که به اندازه کافی برایتان در اولویت قرار دارد. 
از فرصت استفاده کنید و به او نشان دهید که مردان باید با زنان با احترام و وقار رفتار کنند. 

به او نشان دهید که مردان می‌توانند با جنبه زنانه خود راحت باشند

حتی اگر یک مرد کاملا سنتی هستید، خوب است هر چند وقت یک‌بار جنبه‌های لطیف و ملایم خود را نشان دهید. 
به دخترتان در کودکی‌اش اجازه دهید ناخن‌هایتان را لاک بزند. چرا که نه؟! همچنین باید احساس محبت خود را از طریق کلمات و حرکات محبت‌آمیز به او نشان دهید. این کار به او اجازه می‌دهد تا با دید متعادلی نسبت به شیوه‌های مختلف رفتار مردان بزرگ شود.روانشناسی رابطه پدر و دختر، تاثیرش در بزهکاری بچه!

به دخترتان یادآوری کنید که از درون و بیرون زیباست

هیچ اشکالی ندارد که به دخترتان بگویید زیباست، اما یادتان باشد به او بگویید که چقدر برای توانایی‌های فکری و شخصیت او ارزش قائل هستید. 
این کار باعث می‌شود که او برای ادامه زندگی به ظاهرش تکیه نکند و به نظر دیگران درباره چهره و بدنش ارزش زیادی قائل نشود، در عوض روی رفتار و شخصیتش کار کند. 

آیا به کلینیک بیا نی نی سر زده‌اید؟ در این بخش می‌توانید متخصص مورد نظر خود را پیدا کنید. 

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟
کودکانی که در خانواده خود دچار آسیب و اختلال در عملکرد می‌شوند، اغلب برای یادگیری همان مرزها و رفتارهایی که برای افراد دیگر بدیهی به نظر می‌رسد، بسیار تلاش می‌کنند. در این مقاله به عوارض ترومای دوران کودکی می‌پردازیم.

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟

کودکانی که در خانواده خود دچار آسیب و اختلال در عملکرد می‌شوند، اغلب برای یادگیری همان مرزها و رفتارهایی که برای افراد دیگر بدیهی به نظر می‌رسد، بسیار تلاش می‌کنند. در این مقاله به عوارض ترومای دوران کودکی می‌پردازیم.
همانطور که کودک در حال رشد و تکامل است، به مراقبان خود به عنوان نمونه‌هایی از نحوه تعامل با دنیای اطراف خود نگاه می‌کند. اگر مراقبان او به شیوه‌های ناکارآمد یا ناسالم رفتار کنند، این احتمال وجود دارد که کودکان یاد بگیرند که از همان رفتارهای ناسالم تقلید کنند.

روش‌هایی که پدر و مادر، یا مراقبان ما برای تعامل با یکدیگر دارند، دیدگاه ما را نسبت به جهان و اطرافیانمان شکل می‌دهد که به نوبه خود بر سه ساختار اساسی تاثیر می‌گذارد.

بازگشت به دوران کودکی و نوجوانی و تحلیل این دوره، معمولا علت رفتار بزرگسالان را روشن می‌کند.
روش‌هایی که پدر و مادر، یا مراقبان ما برای تعامل با یکدیگر دارند، دیدگاه ما را نسبت به جهان و اطرافیانمان شکل می‌دهد که به نوبه خود بر سه ساختار اساسی تاثیر می‌گذارد: 1- احساس ما از خود، 2- نحوه برقراری ارتباط و 3- نحوه ایجاد روابط.
ما معمولا این الگوها را تا بزرگسالی تکرار می‌کنیم، مگر اینکه خودآگاهی بیشتری نسبت به رفتارهایمان ایجاد کنیم.

عوارض ترومای دوران کودکی
در ادامه به 10 مورد از عوارض ترومای دوران کودکی که در روابط بزرگسالان ظاهر می‌شود، می‌پردازیم:

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟

1- ترس از رها شدن
کودکانی که توسط پدر، یا مادر نادیده گرفته یا رها شده‌اند، اغلب در بزرگسالی با ترس از رها شدن دست و پنجه نرم می‌کنند.
در حالی که ترس اساسی این است که شریک زندگی‌شان در نهایت آن‌ها را ترک کند، این افکار اغلب خود را در موقعیت‌های روزمره نشان می‌دهند، مانند ترسیدن زمانی که همسر به تنهایی از خانه بیرون می‌رود، یا ناتوانی در تسکین خود در صورت ترک اتاق در حین مشاجره.
این ترس اغلب به صورت حسادت یا در موارد شدید، مالکیت ظاهر می‌شود.

2- تحریک‌پذیر شدن، یا به راحتی از دیگران آزرده‌خاطر شدن
وقتی در محیط‌هایی بزرگ می‌شویم که اغلب مورد انتقاد قرار می‌گیریم، یا شاهد انتقاد از دیگران هستیم، می‌آموزیم که این یک راه طبیعی برای ابراز نارضایتی در روابط است.
ما می‌آموزیم که نقص‌ها و ویژگی‌های ما غیرقابل تحمل هستند و این عدم تحمل را به شرکای خود یا اطرافیانمان نشان می‌دهیم.

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟

3- نیاز به فضا یا زمان زیادی برای خود
بزرگ شدن در یک محیط پر هرج و مرج، یا غیرقابل پیش‌بینی، استرس زیادی ایجاد می‌کند و اغلب سیستم عصبی مرکزی کودکان را در حالت دائمی هوشیاری قرار می‌دهد.
این کودکان در بزرگسالی برای آرام کردن این علائم اضطراب، عصبی بودن و ترس به زمان زیادی برای خود نیاز دارند.
این افراد در خانه می‌مانند؛ جایی که بتوانند محیط اطراف خود را کنترل کنند و احساس امنیت بیشتری و آرامش داشته باشند.
در موارد شدید، برخی از بزرگسالان حتی دارای ویژگی‌هایی از اضطراب اجتماعی یا حتی «آگورافوبیا» هستند.

4- نابرابری مسئولیت‌های مالی و خانگی
گاهی اوقات به دلیل ترس از وابستگی به شخص دیگر، فرد تمایلی ندارد که به شریک زندگی خود تکیه کند.
در برخی مواقع این افراد مسئولیت مالی، یا مسئولیت خانگی کاملی را در زندگی خود به عهده می‌گیرند، یا به طور کامل از شخص دیگر مراقبت می‌کنند تا جایی که این رفتار باعث می‌شود دیگران از فرد سوء‌استفاده کنند.

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟

5- ماندن در یک رابطه بسیار بیشتر از تاریخ انقضای آن
وقتی در محیط‌های ناپایدار بزرگ می‌شویم، با مراقبانی که با اعتیاد به مواد مخدر، بیماری روانی، یا حتی بیماری یا مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند، بچه‌ها اغلب احساس گناه می‌کنند.
این مشکل در بزرگسالی باعث می‌شود این افراد بسیار بیشتر تمایل داشته باشند تا در رابطه‌هایی که مناسب آن‌ها نیست باقی بمانند.
ماندن با کسی که مناسب نیست، نسبت به تنهایی احساس امنیت بیشتری به این افراد می‌دهد.

6- مشاجره یا دعوای مداوم در روابط، یا اجتناب از درگیری به هر قیمتی
همه روابط دارای تعارض هستند، اما کودکانی که در محیط‌هایی بزرگ شده‌اند که پدر و مادر همیشه در حال بحث با یکدیگر بوده‌اند، یا از هر نوع تعارض اجتناب می‌کرده‌اند، اغلب مهارت‌های لازم برای برقراری ارتباط سازنده و سالم را نمی‌آموزند.
آن‌ها در روابط خود یا در حال مشاجره مداوم هستند، یا این‌که از درگیری اجتناب می‌کنند.

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟

7- ندانستن نحوه ترمیم رابطه بعد از دعوا
وقتی یاد نگیریم چگونه تعارض را مدیریت کنیم، همچنین نمی‌دانیم چگونه یک رابطه را پس از تعارض‌های اجتناب‌ناپذیر، ترمیم کنیم.
این مشکل می‌تواند شبیه به این باشد که وانمود کنید هیچ اتفاقی نیفتاده.

شما می‌ترسید دیگران هم همان‌طور که پدر و مادر به شما صدمه زدند، به شما صدمه بزنند. برای اجتناب از این مشکل و برای این‌که احساس امنیت بیشتری داشته باشید، از داشتن رابطه اجتناب می‌کنید.

8- تک‌همسری سریالی
این مشکل اغلب به این دلایل رخ می‌دهد: ترس از آسیب دیدن دوباره، ترس از تنها ماندن، یا حتی تلاش برای اثبات این موضوع که شما شایسته عشق و محبتی هستید که در کودکی دریافت نکرده‌اید.
با هر شریک جدید، امیدهای جدیدی به وجود می‌آید تا تایید کند که شما شایسته عشقی هستید که از دست داده‌اید.

9- نگرانی از تعهد، یا اجتناب از روابط
این مشکل به خاطر پدر و مادری است که قابل اعتماد نبودند، یا شما را رها کردند که باعث می‌شود نسبت به افرادی که ادعا می‌کنند مراقب شما هستند، بی‌اعتماد شوید.
شما می‌ترسید دیگران هم همان‌طور که پدر و مادر به شما صدمه زدند، به شما صدمه بزنند.
برای اجتناب از این مشکل و برای این‌که احساس امنیت بیشتری داشته باشید، از داشتن رابطه اجتناب می‌کنید.

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟

10- تلاش برای تغییر شریک زندگی خود
بچه‌ها در تغییر دادن افرادی که مراقبشان هستند ناتوان‌اند، بنابراین یاد می‌گیرند سعی کنند به آنچه دارند بسنده کنند.
در بزرگسالی، این الگو به روابط عاطفی ما منتقل و باعث می‌شود که به تغییر شریک زندگی خود تمایل داشته باشیم تا ترس خود را از روابط، آرام کنیم.
اگر بتوانیم آن فرد را به شریک بهتری تبدیل کنیم، می‌توانیم به نوعی به خود ثابت کنیم که شایسته و توانایی داشتن یک رابطه موفق هستیم.

آیا این الگوهای رفتاری قابل تغییر هستند؟
بله! درمان می‌تواند به این روند کمک کند. بسیاری از مردم به راه‌های دیگری مانند خاطره‌نگاری روزانه، حمایت گروهی و … پناه می‌برند. اما بهترین روش، کمک گرفتن از یک مشاور است.

به کلینیک بیا نی نی سر بزنید.

آشنایی با انواع شخصیت‌ های کودکان

آشنایی با انواع شخصیت‌ های کودکان

خراسان/ مادرها گاهی در شناخت شخصیت و روحیات فرزندشان دچار مشکل می‌شوند. به این صورت که ذهنیتی که مادر از فرزند دارد با شخصیت اصلی او فاصله دارد. برای برقراری ارتباط صحیح با فرزندان بهتر است اول با نوع شخصیت آن‌ها آشنا شوید تا بتوانید بهترین برخورد را داشته باشید.
 
 گیرا و خوش برخورد
کودکی که هرگز دست از خندیدن بر نمی‌دارد و باعث خنده و انرژی مثبت در دیگران می‌شود، شخصیت گیرا و جذابی دارد و همه جذب برخورد او می‌شوند.
 خجالتی
کودکان در مقاطع زمانی مختلف دچار خجالت می‌شوند اما ما به کودکی خجالتی بودن را نسبت می‌دهیم که همیشه دوست دارد با افراد محدودی که اصولا پدر، مادر و خواهر و برادرانش هستند در ارتباط باشد. این کودکان همیشه دوست دارند در آغوش یا کنار والدین خود باشند.
 حساس و زودرنج
این کودکان همیشه از دیگران تاثیر می‌گیرند و با کوچک‌ ترین صدایی از جا می‌پرند و تعجب می‌کنند. این کودکان از ته دل دوست دارند ثابت و بی‌تغییر باشند.
 کنجکاو
صفت اخلاقی این کودکان در نام آن‌ها مشخص است. این کودکان همیشه با کنجکاوی و تعجب محیط اطراف را نظاره می‌کنند و بقیه چیزها را از دست می‌دهند. این کودکان به کمی سرگرمی، اسباب بازی یا حواس پرتی‌های دیگر در جمع نیاز دارند.
 خونسرد
کودکان خونسرد در هر موقعیت، شرایط و پیشامدی خونسرد و بی تفاوت هستند. اگر با خود تصور می‌کنید: «چقدر خوب من فرزند آرامی دارم»، باید بدانید یک کودک خونسرد و بی تفاوت دارید.
 پرهیجان و پرشور
این نوع کودکان همیشه سرشار از احساسات، تمرکز و توجه هستند. شاید گاهی نگهداری و مراقبت از این کودکان دشوار باشد اما هنگامی که بزرگ شدند، ذهن خلاق و پیچیده‌ای خواهند داشت و می‌توانند به راحتی برای هر مشکلی راه‌حل مناسبی بیابند.

برای نوشتن این مطلب از «بیا نی نی» کمک گرفته شده است

نویسنده : مارال مرادی | روزنامه ‌نگار

سه نقش بسیار مهم پدر در شکل‌گیری شخصیت دختر

سه نقش بسیار مهم پدر در شکل‌گیری شخصیت دختر

بیا نی نی/ تا جایی که یادم می‌آید در تمام دوران کودکی‌ام فشار کار پدر آنقدر زیاد بود که اغلب در طول هفته، صبح‌ها قبل از بیدارشدن ما ایشان عازم محل کار شده بودند و شب‌ها پیش از رسیدن‌شان ما خواب بودیم، اما این فشار کار هیچ وقت مانع خوش‌گذرانی و پیک‌نیک رفتن در آخر هفته‌ها و سفر‌های جذاب به نقاط دور و نزدیک در تعطیلات مناسبتی نمی‌شد.

حتی اگر زمان کم بود و امکانات مادی محدود، باز هم بابا با یک خیابان‌گردی شبانه به صرف بستنی سنتی با خامه یا فالوده شیرازی با شربت، خوب می‌توانستند برایمان خاطره‌ساز شوند. خاطره‌های شیرینی که حتی بعد‌ها در دوران دانشجویی دونفره شد وقتی که شروع هر ترم، صبح زود برای ثبت‌نام راهی می‌شدیم و در مسیر یک کله‌پاچه میهمان پدر می‌شدم، خاطره دونفره‌ای که می‌دانم تجربه مشترک من با خواهر بزرگترم نیز هست! و بعدتر‌ها که صبح به صبح، پدر در مسیر اداره مرا هم به محل کارم می‌رساندند و در راه همیشه دو واحد تعلیم و تربیت پاس می‌کردم!

همان روز‌ها که پدرم یادم دادند شخصیت من باید بزرگتر از آن باشد که برای رسیدن به خواسته‌های دنیوی دست به هر کاری بزند. همان روز‌ها که یادم دادند باید در اموری که عهده‌دار می‌شوم، هرآنچه از دستم برمیاید به بهترین نحو انجام دهم و یادم باشد مردمان دنیا بدهکار من نیستند و من همانقدر که از محیط پیرامونم طلبکار هستم باید نسبت به آن‌ها احساس وظیفه داشته باشم و درس‌های مهمتر و بزرگتری که آن روز‌ها با تمام لذتی که از هم‌صحبتی با پدر نصیبم می‌شد عمقشان را درک نمی‌کردم. این همان نقشی بود که قطعا هیچ‌کس جز پدرم نمی‌توانست آن را ایفا کند.

پدر‌ها و آموزش استقلال به دختران

دختر‌ها خواسته و ناخواسته بخشی از ویژگی‌های مادرشان را به ارث می‌برند چه در نوع پوشش ظاهری یا رفتار و گفتار، یا تفکرات و عادات و…؛ آن‌ها به مادرانشان وابسته هستند و از ایشان الگو می‌گیرند؛ درددل‌هایشان را اغلب با مادرشان مطرح می‌کنند. اما با همه وابستگی‌شان به مادر، به پدرشان احتیاج دارند. آن‌ها برای آنکه تبدیل به زنی مثل یا بهتر از مادرشان شوند به حضور فعال پدر محتاجند. مادر‌ها به دخترانشان تمام نقش‌هایی که او می‌تواند ایفا کند را می‌آموزند نقش‌هایی مثل همسری، مادری، خواهری و…، اما پدر‌ها انسان‌بودن را، مستقل بودن را و مهم‌بودن را به دخترشان یاد می‌دهند.

کمی پدر باشیم…

برخلاف فرشته مهربانی به نام مادر که دائم می‌خواهد از فرزندش محافظت کند و او را در دایره محدودی که قابل مراقبت است نگه دارد پدر مثل کوهی پشت فرزندش می‌ایستد و او را به حرکت‌کردن، خطر کردن و کمتر ترسیدن تشویق می‌کند. وقتی مادر به فرزندش که روی میز ایستاده می‌گوید: «مواظب باشد نیفتی!» پدر تشویقش می‌کند که «بپر! من می‌گیرمت!» همانطور که آرامش آغوش و محبت مادر جایگزینی ندارد؛ احساس پشت‌گرمی و اعتماد به نفس ناشی از حمایت پدرانه نیز هرگز قابل جایگزین‌کردن نیست.

پدری که با یک ارتباط نزدیک و محبت‌آمیز از کودکی می‌تواند به دخترش بیاموزد شخصیت او فارغ از زیبایی و جذابیت ظاهری‌اش قابل ستایش و احترام است. به‌خصوص تجربه‌ها و تفریحات خانوادگی یا پدر و دختری فرصت مناسبی است تا پدر خانواده ضمن خاطره‌ساختن برای دخترش او را با واقعیت‌های مهم زندگی آشنا کند و ارزش‌ها و اولویت‌ها را به او بشناساند. تجربه‌ها و تفریحاتی که می‌تواند مثل سفر طولانی و هزینه‌بردار باشد یا به اندازه یک کوهنوردی، قدم‌زدن و رفتن به مسجد کوتاه باشد و کم‌خرج!

پدر اولین جنس مذکر زندگی دختر

از طرفی پدر اولین شخص مذکری است که دختر در زندگی‌اش تجربه می‌کند در نتیجه، اولین برداشت از جنس مخالف، مثبت یا منفی همین‌جا محقق می‌شود. پدر می‌تواند اولین کسی باشد که به دخترش نشان می‌دهد آنچه قرار است در پس ازدواج و زندگی با یک مرد تجربه کند چقدر دوست‌داشتنی و لذت‌بخش یا تلخ و دردناک است! رفتار محبت‌آمیز و توام با احترام پدر با مادر در خانه هم صورتی مطلوب از زندگی مشترک به دخترشان ارائه می‌دهد و هم جایگاهی مناسب و درخور احترام از زن، برای او تصویر می‌کند.

از سوی دیگر گرچه دختران از تعامل با هم‌جنس خود لذت می‌برند، اما تایید و تمجید جنس مخالف برایشان جذابیت بیشتری دارد چرا که آن‌ها ویژگی‌هایی را در دختران می‌بینند و تحسین می‌کنند که خودشان فاقد آن‌ها هستند و همین مساله می‌تواند جذابیت این تحسین را در نگاه دختران دوچندان کند! برخلاف نیاز جنسی، احساس نیاز به محبت، تایید و تحسین از ابتدای تولد در وجود دختران جاری است و تامین این نیاز‌ها از جانب پدر می‌تواند تا مدت‌ها بعد از بلوغ نیز میل جنسی دختران را مهار کند. توجه و محبت صحیح و در چهارچوب پدر، نه تنها در این زمینه موثر است بلکه باعث می‌شود دختر در سنین نوجوانی و جوانی و حضور پررنگ‌تر اجتماعی، در برخورد با جنس مخالف، شخصیتی محتاج توجه نداشته باشد.

از دوران نوجوانی به بعد همیشه در موقعیت‌های مختلف پدرم این نکته را به من یادآور می‌شوند که همه تلاش‌هایشان در زندگی به خاطر فرزندانشان بوده و تا زنده هستند دوست دارند در هر مسئله‌ای که می‌توانند کمکم باشند. این حس اطمینان از حضور پشتوانه‌ای محکم و بدون چشم داشت احساسی است که حداقل برای اولین‌بار، پدر می‌تواند برای یک دختر ایجاد کند…