قبل از طلاق این توصیه ها را در ارتباط با کودکان جدی بگیرید

قبل از طلاق این توصیه ها را در ارتباط با کودکان جدی بگیرید

کودکت/ یکی از سؤالاتی که والدین قبل از طلاق با آن مواجه‌اند این است که چه سنی برای کودکان بهترین زمان برای جدایی آن‌هاست. اگرچه سن دقیقی نمی‌توان تعیین کرد، اما زمانی را که کودکان انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به این اتفاق نشان می‌دهند باید جزو عوامل مؤثر در نظر گرفت. اگر در حال ورود مراحل طلاقید، ۱۰ نکته مهم وجود دارد که باید آن را به خاطر بسپارید.

کودک چقدر به والدین وابسته است؟
کودکانی که وابستگی زیادی به هر دو والد دارند سخت‌تر با طلاق آن‌ها کنار می‌آیند، زیرا فکر می‌کنند باید به هر دوی آن‌ها وفادار بمانند. به خاطر داشته باشید که کودکان حق دارند بعد از طلاق ارتباطشان را با والدین حفظ کنند. در صورتی که کودک وابستگی زیادی به شما و همسرتان دارد، لازم است درباره حضانت او حتما با هم به توافق برسید، بهتر است حضانت اشتراکی داشته باشید.

آیا اخیرا کودک واقعه ناگوار دیگری را تجربه کرده است؟
غم و اندوه ناشی از طلاق، با همان قوت و شدتی که بر والدین تاثیر می‌گذارد، کودکان را هم آشفته می‌کند. اگر کودک اخیرا عزیزی را، مثلا فرد مورد علاقه‌ یا حتی حیوان دوست‌داشتنی‌اش، از دست داده یا خانه یا مدرسه‌اش عوض شده است، طلاق در این وضعیت تاثیر مخرب و عمیق‌تری خواهد گذاشت.

کودک شاهد چه میزان و شدتی از اختلاف والدین بوده است؟
قرار گرفتن در معرض اختلافات شدید والدین جدایی را برای کودکان آسان‌تر نمی‌کند، اما تاحدودی از تاثیرات مخرب آن می‌کاهد.

طلاق چه تاثیرات کوتاه مدت و بلند‌مدتی بر ثبات اقتصادی کودکان بر جا می گذارد؟
براساس آمار و ارقام، کودکان و زنان بعد از طلاق بیشترین آسیب را از نظر اقتصادی و مالی می‌بینند. بهتر است، قبل از طلاق، توانایی‌های مالی خود را از نظر تامین مخارج و نیازمندی‌های ضروری کودک مانند هزینه‌های خانه، مدرسه، غذا و لباس بسنجید و ببینید مانند گذشته قادر به برآورده کردن انتظارات آن‌ها در این زمینه هستید یا نه.

آیا کودک نقل مکان یا تغییر مدرسه را تجربه می‌کند؟
 واضح است که جابه‌جایی مدرسه ممکن است تمام تغییرات در جریان طلاق را تشدید کند. قبل از طلاق، میزان وابستگی کودک به مدرسه و همکلاسی‌هایش را ارزیابی کنید و بررسی کنید که تغییر محل سکونت و مدرسه ممکن است چه تاثیراتی بر روابط کودک  داشته باشد.

آیا کودک به دلیل طلاق والدین دوستانش را از دست می‌دهد؟
هرچه قبل از طلاق درباره تجربه‌های احساسی و عاطفی کودکان اطلاعات بیشتری داشته باشید، می‌توانید به آن‌ها کمک کنید تا احساس انزوا و جداماندگی کمتری داشته باشند.

توانایی هر یک از والدین در سازگاری با شرایط جدید بعد از طلاق
بعد از طلاق، از خودتان مراقبت کنید تا توانایی و انعطاف‌پذیری‌تان را به فرزندتان نشان دهید.

توانایی شما در همکاری با همسرتان
نشان دادن تمایل به مشارکت مؤثر با همسر سابقتان می‌تواند احساس ثبات را به کودک منتقل کند. سعی کنید به خاطر فرزندتان از غرور دست بکشید و از موضع خودتان کوتاه بیایید و کاری کنید که به نفع فرزندتان است.

زمان سازگاری هر کودک با کودک دیگر متفاوت است
نحوه مواجهه و برخورد کودکان با طلاق با یکدیگر متفاوت است. اگر کودکی دارید که در مقابل تغییر مقاومت می‌کند، باید بدانید که احتمالا تجربه سختی را  پشت سر خواهید گذاشت.

سن کودکان
سن کودک یکی از عوامل مهم در سازگاری با طلاق والدین است. بچه‌های کوچک‌تر معمولا خاطرات کمتری از زندگی با والدین دارند و راحت‌تر می‌توانند با تحولات پیش رو سازگار شوند.
۱۰ نکته‌ای که در این مقاله به آن‌ها پرداخته شد به هیچ وجه جنبه قطعی ندارند و در جهت حمایت از طلاق یا بر ضد آن نیستند. این شمایید که باید در نقش پدر و مادر درباره طلاق تصمیم بگیرید و ببینید آیا این تصمیم به نفع خانواده و فرزندان شماست یا نه، این موضوع کاملا به اراده و انتخاب شما و همسرتان بستگی دارد.
اگر به این نتیجه رسیدید که طلاق تاثیرات مخربی بر وضعیت روحی فرزندانتان دارد، حتما قبل از طلاق همراه با خانواده در جلسات مشاوره و روان‌درمانی شرکت کنید. متخصص می‌تواند به شما کمک کند تصمیمتان را درباره طلاق بازنگری کنید، روابطتان را بهبود ببخشید و در مسیر تغییرات جاری، گام‌های مؤثرتری بردارید

آموزش مهربانی به کودکان با روش هایی تاثیر گذار

آموزش مهربانی به کودکان با روش هایی تاثیر گذار

کودکت/ شاید تربیت کودک مهربان دغدغه بسیاری از والدین باشد، به‌خصوص والدینی که کودک پرخاشگر و لجباز دارند. در این مقاله کودکت، از زبان یک مادر درباره آموزش مهربانی به کودک صحبت خواهد شد.
«پسرم، از ۱۲ ماهگی تا ۲۴ ماهگی، حدود ۵۰ کودک را گاز گرفته است. این موضوع بسیار ناراحت‌کننده است، حدود ۵۰ کودک بی‌گناه آسیب دیدند و ما به مدت یک سال روی این مسئله تمرکز کردیم و روش‌های مختلف را برای حل آن امتحان کردیم.
پسرم مثل بقیه همسالانش دوست دارد بدود، خاک‌بازی کند، کاردستی درست کند، بخندد و البته گاز بگیرد. اوایل، فکر می‌کردیم این فقط یک رفتار موقتی است و به مرور زمان کمرنگ می‌شود. برای اینکه مانع این کار شویم، قاطعانه به کودک نه گفتیم و عواقب کارش را به او گوشزد و کودک آسیب‌دیده را آرام کردیم و روش‌های دیگری به جای جویدن و گاز گرفتن به او معرفی کردیم. اما هیچکدام از این روش‌ها فایده‌ای نداشت.
سعی کردیم حدود ۸۰ درصد از روابط اجتماعی را، که بقیه کودکان در آن‌ها حضور داشتند، حذف کنیم. اما گاز گرفتن کودک بی‌وقفه ادامه داشت، رفتاری غیر‌قابل پیش‌بینی بود و اطرافیان از این موضوع تحت فشار بودند. من همچنان از پرخاشگری و عصبانیت کودکم در تعجب بودم.»
البته این مشکلات و احساسات فقط درباره گاز گرفتن کودکان مطرح نیست؛ شاید جزو پدر و مادر‌هایی هستید که با بد‌خلقی، لجبازی و پا‌فشاری‌های بی‌دلیل کودک یا لگد زدن و ضربه زدن او دست به گریبانید یا فرزندی دارید که مدام سایرین را با خشونت کلامی اذیت می‌کند. حتما از این رفتار کودک کلافه شده‌اید و مدام در حال پیدا کردن راه‌ حل‌هایی هستید که او را در مسیر درستی هدایت کنید. روش‌های مختلفی برای آموزش مهربانی به کودکان وجود دارد که در ادامه به مهم‌ترین آن‌ها اشاره خواهد شد.

همدلی
یکی از بهترین راه‌های کنترل رفتار‌های نا‌پسند و پرخاشگرانه و آموزش مهربانی به کودکان ایجاد و تقویت حس همدلی در آن‌هاست. همدلی توانایی شناخت احساسات و عواطف دیگران است. باید کاری کنید تا کودک بفهمد رفتارهای نامناسبش به دیگران آسیب می‌زند و موجب آزار آن‌ها می‌شود. ایجاد همدلی به عنوان یکی از روش‌های آموزش مهربانی به کودکان باعث می‌شود کودک خودش را کنترل کند و به سایرین آسیب نرساند. در واقع، والدین مسئولیت و وظیفه بزرگی دارند، چون آن‌ها الگوهای اولیه فرزندانشان هستند. والدین می‌توانند همدلی را با کلام، رفتار و اعمالشان نشان دهند. کودکان مدام روی رفتار والدینشان تمرکز دارند و به‌نوعی رفتار آن‌ها را بازتاب می‌دهند. بنابراین، هر آنچه کودکان در خانه تجربه می‌کنند نقش مهمی در آموزش همدلی به کودکان دارد.

راهنمای گام به گام آموزش همدلی
آموزش مهربانی به کودکان و ایجاد همدلی در آن‌ها راه‌حل آسانی برای کنترل رفتار منفی نیست، اما راه‌حلی مهم است. یادگیری همدلی نیاز به صرف زمان زیادی دارد و کودک باید این آموزش‌ها را در زندگی واقعی همراه با پدر و مادر و اطرافیان بیاموزد. والدین می‌توانند از این روش‌ها برای آموزش همدلی استفاده کنند:

۱ـ فرزندتان رفتاری منفی از خود نشان می‌دهد.
۲ـ حد و مرزها را مشخص کنید. برای مثال به او بگویید:
ما اجازه نداریم بقیه را بزنیم
۳ـ با استفاده از رفتار و کلمات، همدلی خود را نسبت به کودک آسیب‌دیده بیان کنید. برای مثال به کودک بگویید:
این رفتار تو به دوستت آسیب می‌رسونه و اون رو ناراحت می‌کنه
نوازش کردن کودک آسیب‌دیده به‌نوعی نگرانی شما را نسبت به او نشان می‌دهد.
۴ـ به کودک فرصتی بدهید تا رفتار همدلانه شما را تقلید کند. برای مثال به او بگویید:
منتظرم تا مهربونیت رو ببینم
به نظر می‌رسه دوستت به کمک نیاز داره
آموزش مهربانی به کودکان و تقویت همدلی با روش دیگری هم امکان‌پذیراست. قبل از اینکه کودک رفتار منفی انجام دهد و برخورد بدی با دیگران داشته باشد، با این تمرین می‌توان جلوی پرخاشگری او را گرفت. این تمرین را در خانه انجام دهید. کودک به کمک این تمرین می‌تواند احساسات دیگران را درک کند و نسبت به آن‌ها واکنش نشان دهد.
به کودک تصاویر کودکانی را با هیجانات مختلف مثل غمگین، شاد، وحشت‌زده و خشمگین نشان دهید.
به کودک کمک کنید تا  هیجانات را نام‌گذاری کند.
به کودک کمک کنید تا نحوه صحیح برخورد با هیجانات را تمرین کند.
با ترکیبی از روش‌های اول و دوم می‌توانید، به مرور زمان، همدلی را به کودک آموزش دهید.
برای آموزش مهربانی به کودکان و تقویت احساس همدلی در آن‌ها، باید در نقش والدین، الگوی مناسبی از رفتار‌های پسندیده برای فرزندتان باشید.

قصه کودکانه «قورخارَک»

قصه کودکانه «قورخارَک»

خراسان/ «قورخارک» کنار برکه نشسته بود و قورباغه‌ها را نگاه می‌کرد و خودش را می‌خاراند. قورخارک، قورباغه کوچکی بود که از آب می‌ترسید و برای همین هیچ‌وقت داخل آب نمی‌رفت. یک روز که پشتش خیلی می‌خارید، رفت و زیر درخت نشست و شروع به مالیدن پشت خود به تنه‌ درخت کرد.
 سنجاب کوچولو از بالای درخت به قورخارک گفت: «تو چرا این‌قدر خودتو می‌خارونی؟ نکنه خودتو نمی‌شوری!» قورخارک گفت: «خودمو نمی‌شورم برای این‌که از آب می‌ترسم! حالا می‌شه بیایی و پشتم رو بخارونی؟» سنجاب کوچولو سرش را تکان داد و گفت: «نه، نمی‌خارونم تا بری توی آب و خودت رو بشوری. تو قورباغه‌ای و قورباغه‌ها نباید از آب بترسند. ببین چقدر قورباغه تو آبه.»
 قورخارک از درخت دور شد. کنار برکه چشمش به مار فیش فیشو افتاد. مار فیش فیشو نیشش را در آورده بود و داشت به او نزدیک و نزدیک تر می‌شد. مار جلوتر آمد و قورخارک عقب عقب رفت.  قورخارک ترسیده بود اما نمی‌توانست تصمیم بگیرد که چه کاری بکند. قورباغه‌های دیگر که داخل آب برکه بودند و قورخارک و فیش فیشو را می‌دیدند، داد زدند: «قورخارک زود باش! بپر تو آب»
مار با دیدن قورباغه‌های دیگر، دمش را تکان داد و به قورخارک نزدیک تر شد. قورخارک خیلی ترسیده بود. قورباغه‌ها دوباره فریاد زدند:  «بپر تو آب…» قورخارک نگاهی به آب و بعد به مار انداخت و چشمانش را بست و یک دفعه داخل آب پرید. آب به اطراف پاشید. قورخارک سرش را بیرون آورد و دست‌هایش را تکان داد. کمی زیر آب رفت اما خیلی زود دوباره بالا آمد. وقتی روی آب آمد چشمش به مار افتاد که از آن جا دور می‌شد.کمی بعد با این که مار رفته بود اما قورخارک از آب بیرون نیامد، او داخل برکه مانده بود و داشت شنا می‌کرد. قورخارک آن‌قدر از آب خوشش آمده بود که تندتند می‌گفت:  «قورقور… آب چقدر خوبه!»
نویسنده: عارفه رویین

آموزش همه چیز به کودک را چگونه از خانه شروع کنیم؟

آموزش همه چیز به کودک را چگونه از خانه شروع کنیم؟

بیا نی نی/ آموزش هر چیزی به کودکان ممکن است کمی دشوار باشد.به عنوان مثال ؛ گرامر زبان انگلیسی ، ریاضیات و… .

اما آمیختن بازی و امتحانات کوتاه به عنوان بخشی از یادگیری به ساده و سریع ترشدن آن کمک میکند به عنوان مثال ، برای پیشرفت در لغات ، میتوانید حروف الفبا را در تعدادی کاغذ نوشته و آن ها را درون ظرفی قرار دهید.از هر یک از کودکان بخواهید که یکی از آن ها بردارند و با توجه به حروف خود ، حداکثر کلمات را بگویند.

تدریس در خانه
والدین نقش مهمی را در عملکرد فرزندان شان در مدرسه ایفا میکنند. اولین قاعده ی مهم تدریس در منزل این است که باید قاطع باشید.بخشی از آموزش شامل یادگیری فرزندتان می شود. برای این کار لازم است که موارد زیادی را رعایت کنید ، این مقاله را برای دریافت اطلاعات کافی بخوانید.
 
چگونه به طرز موثرتری مطالعه کنیم؟
در واقع ، مطالعه ، تنها شامل انجام صحیح تکالیف ، حفظ کردن ، پیروی از برنامه و غیره نیست. یادگیری مهم ترین بخش قضیه است. گرفتن نمره ی کامل و قبول شدن در امتحانات بدون یادگیری میتواند تنها بر تلف کردن وقت و زحمت بیهوده دلالت داشته باشد. زحمتی که برای مطالعه میگذارید باید به یادگیری ختم شود برای یادگیری بیشتر ، خواسته های خود را بیشتر کنید ، این کار به افزایش دانش شما کمک خواهد کرد.
 
 دریافت پاداش و ارزیابی
همه ما برای فوق العاده بودن در کاری نیاز به نوعی تشویق و تایید داریم ؛ هر کودک میتواند پیشرفت کند ، اگر تشویق شود. در واقع دانش آموز میتواند پس از انجام تکلیف به خود پاداش دهد. به عنوان مثال ؛ خوردن غذا در رستوران یا تماشای فیلم مورد علاقه . تصدیق و تشویق در قالب پاداش ، کودکان را وادار به مطالعه با تمرکز کامل و اثر بخشی بیشتر می کند.

داشتن نشانه های مثبت در مکان مطالعه
تابلوی نشانه ها با کلمات مثبت و دلگرم کننده ، ناخودآگاه فرد را تحریک کرده و و پتانسیل یادگیری را در فرد افزایش میدهد. شاید لازم باشد که به یک تخته ی کوچک به همراه چند جمله ی مثبت فکر کنید. جملاتی مثل :
من منابع زیادی برای موفقیت زیاد دارم
هر کاری که من انجام میدهم شایسته ی بهترین نتایج است
یادگیری ساده و آسان است
من میتوانم
 
ابزار های مناسب مطالعه را داشته باشید
همه ی وسایل مورد نیاز در مدرسه در خانه نیز باید مورد استفاده قرار گیرند قبل از شروع به درس خواندن، مطمین شوید که تمام وسایل مورد نیاز در دسترس تان هستند ، ب ه عنوان مثال ، کتاب ها ، ماژیک ، نمودار و لوازم نوشتن. اگر لوازم در دسترس نباشند ، در حین مطالعه مجبور به بلند شدن و آوردن آن ها میشوید که قطعا موجب اختلال در مطالعه خواهد شد. اطمینان حاصل کنید که تمام ابزار لازم به راحتی در دسترس هستتند.
 
 یک مکان مناسب جهت مطالعه را انتخاب کنید
قبلا درمورد مطالعه ی موثر خوانده ایم . در اینجا یک رویکرد متفاوت برای بهبود کارآیی و تاثیر بیشتر زمان مطالعه را به شما میگوییم. البته که داشتن محیطی مثبت و جذاب حائز اهمیت خواهد بود . و همانطور در بالا مشاهده کردید کودکان برای بالابردن اثربخشی شان به نشانه های مثبت احتیاج دارند علاوه بر آن ، داشتن محیطی جداگانه و مخصوص مطالعه ، که کاملا از حواس پرتی های طبیعی دور باشد ، به طور خودکار اثربخشی و تلاش در دانش آموزان را افزایش میدهد. محدوده ی مطالعه میتواند اتاق خواب ، اتاق مطالعه ، بالکن یا هر جای دیگری که محیط خوبی را ایجاد میکند ، باشد.
 
سبک درس خواندن
هیچ قانونی برای مطالعه ی سریع و سخت وجود ندارد اغلب والدین دوست دارند که سبک یادگیری مورد علاقه خود را به فرزندانشان تحمیل کنند. انجام این کار اشتباه است ؛ چراکه هر شخصی سبک یادگیری خود را دارد.

با ویژگی های سبک یادگیری فرزند خود آشنا شوید
یادگیری جنبشی
دانش آموزانی که از طریق حرکت یاد میگیرند را یادگیرندگان جنبشی می نامند. این دقیقا همان چیزی است که به عمق چیزها مربوط میشود ، بدقت بررسی کردن ، تحقیق و غیره. سوالات زیادی را میپرسند ، چگونه این اتفاق افتاد؟ چرا آسمان آبی است؟ چرا آب شور است؟ و غیره .چنین کودکانی بسادگی توسط حقایق و اثبات شدن یاد میگیرند. اگر چیزی به درستی به آن ها مفهوم ویا اثبات نشود ، قادر به درک یا یادآوری آن نیستند با این حال ، این گونه کودکان میتوانند در هنر پیشرفت فراوانی داشته باشند ولی متاسفانه دانش آموزان که بسیار جنبشی هستند ، در مدرسه با شیوه آموزش سنتی بسیار مبارزه می کنند.
 
 آموزش تصویری
این نوع یادگیری به کودک با استفاده از نگاه کردن به تصاویر ، یاد میدهد. افرادی که یادگیری بصری دارند ، حافظه ی خیلی خوبی دارند و بسادگی تصاویر را به خاطر می آورند.تصاویر در مغز این کودکان ، مانند تصاویری است که در سی دی یا یواس بی دخیره میکنید آن ها تصاویر را به سرعت دیده و سپس آن را به خاطر می سپارند و هیچگاه از خاطر آن ها پاک نخواهد شد.به طور شگفت انگیزی 40 درصد از کودکان یادگیری بینایی دارند.
 
یادگیری شنوایی
یادگیری از طریق گوش نیز نامیده میشود. این یادگیرندگان صدا و موسیقی را بهتر بیاد می آورند. با این حال ، آن ها از خواندن لذت نمیبرند. از آنجا که این کودکان تجسم نیافته اند ، تنها با یادآوری واقعیت های مهم که قبلا شنیده اند به یاد می آورند. یادگیرندگان شنیداری حتی با گذشت سال ها ، تنها با شنیدن صدای افراد، آن ها را به یاد می آورند.
 
فعالیت زیر را جهت شناسایی سبک یادگیری فرزندتان انجام دهید
از کودکانتان بپرسید که به هنگام شنیدن نام سگ یا گربه ، یاد چه میافتند ؟ میتوانید همین سوال را از بزرگسالان نیز بپرسید. بعضی ها صدای سگ را به خاطر می آورند ، این بدان معنی است که آن ها یادگیر شنوایی دارند برخی ممکن است تصویر سگ را در ذهن بیاورند ، این نشان میدهد که آنان یادگیرندگان بصری هستند.
همچنین ممکن است تعدادی روی تلفظ کلمه ی سگ فکر کنند، ( بزرگسالان یا کودکان در حال رشد) ، این گروه نیز تحت آموزش بصری طبقه بندی میشوند و کسانی که دندان تیز و یا جنس پوست سگ را به یاد آوردند ، یادگیرندگان جنبشی می باشند.
ما سه سبک یادگیری را دیدیم، و باید دانست که هرکودک سبک یادگیری خاص خود را دارد. برای همه یک شیوه و سبک آموزشی کاربرد ندارد برای یادگیری چیزهای مختلف ، ترکیبی از سبک ها بسیار حائز اهمیت است، به عنوان مثال ، غیر ممکن است که تمام اطلاعات لازم در جلسه ی امتحان ، فقط با یادآوری صداها بدست بیاید.
 
مشارکت والدین
طبق مطالعات ، فرزندان والدین یا مراقبانی که به صوت قابل ملاحظه ای در آموزش مدرسه مشارکت دارند نسبت به کودکان دیگر عملکرد بهتری را از خود نشان داده اند.درگیری والدین عملکرد تحصیلی کودک را افزایش داده و موج ایجاد نگرش مثبت در کودکان میشود.

چگونه مشارکت داشته باشیم؟
اول ، هر روز با کودک تان حرف بزنید و زمان کافی را برای این کار بگذارید
از تلاش های آن ها به رغم نمره ی پایین و یا متوسط قدردانی کنید.
ارتباط مثبت با معلمان و والدین دوست فرزندتان داشته باشید.
اهمیت و ارزش تحصیلات را به او یاد دهید.
توجه کافی برای حل تمام مسائل مدرسه بگذارید.

چه جمله‌هایی را نباید به فرزندتان بگویید؟

چه جمله‌هایی را نباید به فرزندتان بگویید؟

چه جمله‌هایی را نباید به فرزندتان بگویید؟

این آرزوی هر پدر و مادری است که فرزندانش زندگی موفقی داشته باشند و به همین خاطر هم هست که همیشه یک مشت نصیحت و راهکار ریز و درشت آماده دارند و بسته به موقعیت‌‌های مختلف یکی از آن راهکارهای دست اولشان را رو می‌‌کنند به خیال اینکه می‌‌تواند به بچه‌‌ها در راه پر پیچ و خم زندگی کمک شایان توجهی کند! 
این نصیحت‌‌ها و راهکارها حتما در کوتاه‌‌مدت اثر مساعد و موافقی دارند. اما درنهایت منجر به افسردگی و موفقیت کم‌‌تر می‌‌شوند. در ادامه چندتا از جمله‌‌هایی که نباید به فرزندتان بگویید را می‌خوانید. نگران نباشید ما جمله جایگزین را نیز به شما پیشنهاد میکنیم.
 

کودک تنها

می‌گویید: روی آینده تمرکز کن. حواست به نتیجه کار باشه

جمله جایگزین: در لحظه زندگی (یا کار) کن

تمرکز کامل و شدید داشتن کار سختی است. تحقیقات نشان داده که ذهن ما تمایل دارد 50% از زمان بیداری‌‌مان را برای خودش در افکار مختلف پرسه بزند و مدام حواسمان را پرت کند. و وقتی در این مواقع ما یا در گذشته‌‌ها غرق می‌‌شویم یا به آینده می‌رویم و با کلی نگرانی برمی‌‌گردیم. حاصل این افکار پرسه زننده چیزی جز احساسات منفی مثل عصبانیت، پشیمانی و استرس نیست.

ذهن که دائما تلاش می‌‌کند بر آینده تمرکز داشته باشد، (از گرفتن نمرات خوب در امتحانات پایان ترم تا رفتن به دانشگاه) مستعد اضطراب و ترس بیشتری خواهد بود. درحالی که ذره‌‌ای استرس می‌‌تواند نقش مشوق را بازی کند. اما در مقابل استرس‌‌های مزمن و طولانی مدت به سلامت و همچنین توانایی‌‌های فکری و ذهنی مثل توجه و حافظه آسیب می‌‌رساند. در نتیجه، تمرکز بیش از حد بر آینده، درواقع می‌‌تواند عملکرد ما را مختل کند.
اگر بچه‌‌ها یاد بگیرند که چطور در لحظه اکنون زندگی کنند، بیشتر احساس خوشبختی کرده و عملکردشان هم بهتر می‌‌شود. و وقتی فرد خوشحال باشد، سرعت یادگیری‌‌اش بالا می‌‌رود، خلاقانه‌‌تر فکر می‌‌کند و حل مشکلات برایش آسان‌‌تر می‌‌شود. تحقیقات نشان داده که احساس خوشحالی و خوشبختی، کارایی انسان را حتی تا 12% بالاتر می‌‌برد. همچنین احساسات مثبت شما را در برابر استرس منعطف‌‌تر کرده و کمک می‌‌کند بهتر با چالش‌‌ها و شکست‌‌ها برخورد کنید و بتوانید خیلی سریع‌‌تر به حالت عادی برگردید.
قطعا این موضوع که بچه‌‌ها هدفی داشته باشند و برای رسیدن به آن تلاش کنند، برایشان خیلی خوب است. اما به جای اینکه مدام به آن‌‌ها گوشزد کنید که حواسشان به لیست کارهای انجام دادنی باشد، کمکشان کنید تا روی وظیفه یا مکالمه‌‌ای که الان درحال انجام آن هستند، تمرکز داشته باشند.

 

صحبت کردن با فرزند

می‌گویید: استرس همیشه هست. به خودت فشار بیار و جا نزن

جمله جایگزین: یاد بگیر خیلی به خودت سخت نگیری

بچه‌‌ها در سنین نوجوانی احساس اضطراب دارند، نگران نمره‌‌هایشان هستند و برای داشتن رتبه خوب بین همکلاسی‌‌ها تحت فشار قرار دارند. بسیار ناراحت کننده است که در برخی مناطق بچه‌‌ها از روی استرس دست به خودکشی می‌‌زنند.
راهی که ما بزرگترها برای زندگی کردن پیش گرفته‌‌ایم، به بچه‌‌ها این حس را القا می‌‌کند که استرس بخش اجتناب ناپذیر یک زندگی موفق است. ما مصرف کافئین را کم کرده و برای روزهایمان بیش از حد ممکن برنامه‌‌ریزی می‌‌کنیم. همیشه داریم با تمام سرعت پیش می‌‌رویم تا جایی که خستگی ما را از پا دربیاورد و شب‌‌ها خودمان را با قرص خواب و آرام بخش‌‌های دیگر راهی بستر می‌‌کنیم.
درکل این سبک زندگی نمی‌‌تواند الگوی خوبی برای بچه‌‌ها باشد. جای تعجب نیست که نتایج تحقیقات نشان داده بچه‌‌هایی که والدینشان شدیدا درگیر کار هستند، بیشتر از همسالان‌‌شان در مدرسه، خود را از پا در می‌‌آورند.
متخصصان به والدین پیشنهاد می‌‌کنند، مهارت‌‌هایی را به بچه‌‌هایشان آموزش دهند که بتوانند با کمک آن‌‌ها در مقابل شرایط استرس‌‌زا مقاوت نشان داده و سریع به حال عادی و آسودگی برگردند. وقتی ما نمی‌‌توانیم شرایط زندگی و کاری را که در مدرسه و محیط کار با آن مواجهیم، تغییر دهیم، پس باید به سراغ تکنیک‌‌هایی مثل مدیتیشن و یوگا برویم تا بتوانیم بهتر از پس فشارهای پیش‌‌رو برآییم. این راه‌‌ها به بچه‌‌ها کمک می‌‌کند تا یاد بگیرند دستگاه عصبی پاراسمپاتیک «استراحت و هضم» (به عنوان نقطه مقابل پاسخ «جنگ یا گریز») به کار ببرند.
 

صحبت کردن و تربیت فرزند

می‌گویید: مشغول باش!

جمله جایگزین: از بیکاری لذت ببر

مردم در جوامع غربی، حتی در اوقات فراغتشان هم به جای تجربه احساسات ملایمی مثل آرامش و سکون، تمایل دارند دنبال احساسات مثبت قوی و شدید مثل هیجان بروند. درحالی که در کشورهای آسیای شرقی این موضوع کاملا برعکس است. این یعنی برنامه بچه‌‌های ما مثل بچه‌‌های غربی پر است از فعالیت‌‌های فوق برنامه‌‌ای و سفرهای کوتاه خانوادگی و زمان استراحت خیلی کمی برای آن‌‌ها باقی می‌‌ماند.
هیجان، سرگرمی و جستجوی تجربیات جدید هیچ اشکالی ندارد. اما هیجاناتی مثل استرس، با استفاده از سیستم «جنگ یا گریز» باعث خستگی فیزیولژی ما شده و به این ترتیب ناخواسته و بی‌‌خبر بچه‌‌هایمان را مجبور می‌‌کنیم بعد از مدرسه یا آخر هفته‌‌ها همه انرژی خود را بسوزانند و این باعث می‌‌شود وقتی که به انرژی بیشتری نیاز دارند، ناگهان کم بیاورند و انرژی‌‌شان ته بکشد.
علاوه بر این، تحقیقات نشان می‌‌دهد که وقتی تمرکز نمی‌‌کنیم، مغز ما ایده‌‌های درخشان بیشتری از خودش بروز می‌‌دهد. درست مثل ماجرای ارشمیدس در حمام. بنابراین، به جای اینکه برنامه بچه‌‌ها را پر کنیم از کلاس و فعالیت‌‌های تقویتی، باید زمانی را فراهم کنیم که بتوانند با وسایل خودشان تنها باشند. فرقی نمی‌‌کند که در اتاق انتظار نشسته باشند یا درحال رفتن به مدرسه باشند،بچه‌‌ها می‌‌توانند هر موقعیتی را به یک فرصت برای بازی تبدیل کنند. ممکن است فعالیت‌‌های آرامی مثل کتاب خواندن یا دراز کشیدن زیر یک درخت و زل زدن به ابرها را انتخاب کنند. کارهایی که به آن‌‌ها اجازه می‌‌دهد از نقطه‌‌ای صلح‌‌آمیزتر و متمرکزتر، به باقی زندگیشان نزدیک شوند. تعیین زمان بیکاری برای بچه‌‌ها کمکشان می‌‌کند تا خلاق‌‌تر شوند و مهم‌‌تر اینکه به آن‌‌ها یاد می‌‌دهد آرام و ریلکس باشند.
نکته مهم این است که هرگز آن‌‌ها از فرصت‌‌های یادگیری محروم نکنید یا آن‌‌ها را به چالش نکشید که چیزی یاد بگیرند؛ بلکه برنامه شلوغ و متعهد کردن آن‌‌ها چیزی است که فرصت یادگیری بازی مستقل را از آن‌‌ها می‌‌گیرد، دیگر نمی‌‌توانند با خودشان و خیالبافی‌‌هایشان تنها باشند، و یاد نمی‌‌گیرند به جای اینکه با انجام کاری خوشحال باشند، فقط با بودن و استراحت کردن شادی را حس کنند.
  

کودک تنها

می‌‌گویید: توانایی‌‌هات رو بیشتر کن

جمله جایگزین: اشتباه کن و شکست خوردن را یاد بگیر

پدر و مادرها دوست دارند که بچه‌‌هایشان را با نقاط قوت و استعدادهای ذاتی‌‌شان معرفی کنند. مثلا می‌‌گویند بچه ما «مخ ریاضی» است یا «معاشرتی» است یا «برای خودش یه پا پیکاسو» است. اما تحقیقات دانشگاه استنفورد نشان می‌‌دهد که درواقع این ذهنیت‌‌ها بچه‌‌ها را به یک شخصیت متصل می‌‌کند و باعث می‌‌شود کمتر بخواهند چیزهای جدید را امتحان کنند که شاید خیلی هم در آن‌‌ها خوب نباشند. مثلا وقتی بچه‌‌ای بخاطر ورزشکار بودن تشویق می‌‌شود، تمایل کمتری به ترک منطقه امن خودش داشته و سمت تجربه جدیدی مثل بازی در یک تئاتر مدرسه‌‌ای نمی‌‌رود. این موضوع بچه‌‌ها را مضطرب‌‌تر و افسرده‌‌تر می-کند، وقتی که با یک چالش یا شکست مواجه می‌‌شوند. چرا؟ چون باور دارند که اگر در یک منطقه مشخص با موانع مواجه شوند، یعنی برای آن فعالیت «خیلی خوب نیستند». این جمله را نباید به فرزندتان بگویید.
اما مغز ما عاشق یادگیری چیزهای جدید است. و خیلی خوب است که تا وقتی جوان هستیم از اشتباهاتمان درس بگیریم. بنابراین به جای اینکه نقاط قوت بچه‌‌ها را شناسایی کنید، به آن‌‌ها یادآوری کنید تا زمانی که تلاش کنند، می‌‌توانند هرچیزی را یاد بگیرند. تحقیقات نشان می‌‌دهد که بچه‌‌ها با دانستن این موضوع که برای پیشرفت فقط به یک تلاش کوچک اضافی نیاز دارند، در هنگام مواجه با چالش‌‌ها خوشبین‌‌تر و حتی مشتاق‌‌تر می‌‌شوند و نسبت به خود و توانایی‌‌هایشان احساس سرخوردگی کمتری می‌‌کنند.
 

کودک تنها

می‌‌گویید: ضعف‌‌هات رو بشناس . اینقدر شل و وارفته نباش.

جمله جایگزین:هوای خودت رو داشته باش!

ما خیال می‌‌کنیم که انتقاد برای بهبود و خودسازی خیلی مهم است. درحالی که خود آگاهی، مهم‌‌تر است؛ پدر و مادرها اغلب به طور تصادفی به بچه‌‌ها یاد می‌‌دهند که حسابی از خودشان انتقاد کنند! مثلا اگر مادر یا پدری به فرزندش بگوید که باید سعی کند بیشتر اجتماعی باشد، ممکن است بچه این جمله را انتقادی به شخصیت درونگرای خودش درنظر بگیرد.
اما تحقیق در مورد خود انتقادی نشان داده که این باعث تخریب خود شخص می‌‌شود. خود انتقادی توجه شما را فقط به اشتباهاتتان جلب می‌‌کند و اعتماد به نفستان را پایین می‌‌آورد. باعث می‌‌شود از شکست بترسید که این هم به عملکردتان آسیب می‌‌زند. باعث می‌‌شود خیلی راحت تسلیم شوید و تصمیم‌‌گیری را برایتان سخت می‌‌کند. خود انتقادی در هنگام مقابله با چالش‌‌ها شما را افسرده‌‌تر و نگران‌‌تر می‌‌کند.
درعوض، والدین باید باید بچه‌‌ها را به دلسوزی برای خودشان تشویق کنند. یعنی وقت شکست و ناکامی با خودشان مثل یک دوست رفتار کنند. این به این معنی نیست که بچه‌‌ها می‌‌توانند خودخواه باشند یا از زیر مشکلات شانه خالی کنند و جیم شوند. بلکه یعنی لازم نیست در حق خودشان ضعیف کشی راه بی‌‌اندازند. مثلا یک بچه خجالتی که نسبت به خودش حس دلسوزی دارد، به خودش می‌‌گوید بعضی وقت‌‌ها خجالتی بودن هم بد نیست و اینکه فقط شخصیتش به اندازه بقیه اجتماعی نیست. به این ترتیب است که می‌‌تواند برای بیرون آمدن از پوسته خودش هدف‌‌های کوچک و قابل مدیریت بچیند. این طرز فکر به او اجازه خواهد داد تا در برابر چالش‌‌ها برتری داشته باشد، مهارت‌‌های اجتماعی جدیدی کسب کند و از اشتباهاتش درس بگیرد.
 

مثبت حرف زدن با کودک

می‌‌گویید: دنیا خیلی شیر تو شیره، حواست باشه که همیشه اول بشی

جمله جایگزین: با بقیه مهربون باش

تحقیقات نشان می دهد که ارتباطات اجتماعی ما از دوران کودکی مهمترین پیش‌‌بینی‌‌کننده سلامت، شادی و حتی طول عمر هستند. داشتن روابط مثبت با دیگران برای آسایش ما ضروری است، و این آسایش بر توانایی‌‌های فکری و موفقیت‌‌های نهایی ما تاثیر می‌‌گذارد.
علاوه بر این، صرف نظر از مهارت‌‌های واقعی، توانایی دوست داشتن دیگران یکی از قوی‌‌ترین پیش‌‌بینی‌‌کننده‌‌های موفقیت است. تحقیقات نشان می‌‌دهد که شما به کسانی که در اطرافتان هستند، محبت می‌‌کنید و به جای تمرکز داشتن روی خودتان، با این کار روابط حمایتی ایجاد می‌‌کنید. به این ترتیب در درازمدت هم موفق‌‌تر خواهید بود؛ تا زمانی که به خودتان اجازه ندهید از مزایای این روابط محروم بمانید.
بچه‌‌ها به طور طبیعی مهربان و دلسوز هستند. اما همین بچه‌‌ها هم رفته رفته دچار خود درگیری می‌‌شوند. بنابراین مهم است که غرایز طبیعی بچه‌‌ها را به مراقبت از احساسات دیگران تشویق کنیم و به آن‌‌ها یاد بدهیم که گاهی دنیا را از نگاه دیگران ببینند و خودشان را جای آن‌‌ها بگذارند.
درست است که آن بیرون دنیا پر از سختی است. اما اگر همه ما کمتر روی رقابت‌‌های جانگیر تمرکز کنیم و به کنار آمدن با یکدیگر اهمیت بیشتری بدهیم، از سختی دنیا هم به مقدار زیادی کم می‌‌شود.

با حاضرجوابی کودکان چه کنیم؟

با حاضرجوابی کودکان چه کنیم؟

سواد زندگی/ کودکان درگذر از سنین مختلف واکنش‌های رفتاری متفاوتی از خود بروز می‌دهند. حاضرجواب یا زبان‌درازی یکی از این واکنش‌های رفتاری است که معمولاً با گذر کودک از سن 7 سالگی به بعد رخ می‌دهد. یعنی سنی که کودکان نیاز به استقلال و خودرایی را تجربه می‌کنند. 
رفتار حاضرجوابی تا زمانی که با کلمات بی‌ادبانه و توهین‌آمیز همراه نشده باشد رفتاری طبیعی و خوشایند است که استقلال و شکل گرفتن شخصیت کودک را نشان می‌دهد. اما اگر حاضرجوابی با توهین و بی‌ادبی همراه باشد لازم است تا والدین برای اصلاح آن اقدام کنند. در این درس ضمن تعریف حاضرجوابی و بررسی دلایل آن 4 راهکار برای اصلاح و مدیریت آن ارائه می‌شود. 

حاضرجوابی در کودکان
حاضرجوابی در کودکان یک عادت رفتاری و اکتسابی در واکنش و پاسخگویی به یک موضوع است که گاهی با لحن بی‌ادبانه و شرورانه همراه است.
حاضرجوابی در سنین پایین ابزاری برای خودشیرینی کودک است؛ متأسفانه والدین به این رفتار پاسخ مثبت می‌دهند و در بسیاری از مواقع بعد از گذشتن دوران کودکی والدین نمی‌توانند حاضرجوابی را در کودکشان کنترل کنند.
البته باید به این نکته توجه کرد که «نه گفتن» گاهی اوقات یک شجاعت محسوب می‌شود و والدین در موقع حاضرجوابی فرزندانشان بر سر دوراهی قرار می‌گیرند؛ از طرفی دوست دارند کودک مستقلی داشته باشند که در برابر خواسته‌های نابجای دیگران بایستد و از طرفی هم هیچ خانواده‌ای گستاخی و بی‌ادبی را نمی‌پسندد، بنابراین لازم است والدین دلایل حاضرجوابی کودکان خود را شناسایی کنند و متناسب با این دلایل بهترین شیوه را برای تربیت خود به کار بگیرند.

دلایل حاضرجوابی در کودکان
• ازآنجاکه کودک با شروع دوسالگی، خودمختاری خویش را به حیطه آزمایش می‌گذارد که یکی از راه‌های انجام این کار، حاضرجوابی به بزرگ‌سالان است، ممکن است کودک خردسال با گفتن «نمی‌خواهم» یا «نه» می‌خواهد نشان دهد که از دستورهای شما خسته شده است و استقلال بیشتری می‌خواهد.
• ممکن است که کودکان، این خصیصه را تحت تأثیر محیط رفتاری پیرامون خود بیاموزند. زیرا کودکان در محیطی که زندگی می‌کنند یا درس می‌خوانند، اگر این‌گونه حرف زدن‌ها، عادی باشد و یا بچه‌های دیگر هم نسبت به بزرگ‌ترهای خود بی‌احترامی کنند، این کار را به‌سادگی یاد می‌گیرند.
• ممکن است که کودک، متوجه نباشد که این‌طور جواب دادن او زبان‌درازی و بی‌ادبی محسوب می‌شود. شاید فکر می‌کند فقط دارد عقیده خود را در مورد یک موقعیت خاص بیان می‌کند. گاهی اوقات، بچه‌ها دلیل خوبی برای این‌گونه رفتارها دارند اما راه مناسبی برای ابراز آن بلد نیستند.
• حاضرجوابی معمولاً روشی عادی برای کسب اعتمادبه‌نفس در کودکان است. آن‌ها به تجربه زبانی و شناخت محدودیت‌های آن به‌منظور یادگیری زبان و مهم‌تر از آن روش به‌کارگیری مهارت‌های زبانی نیاز دارند.
• ممکن است حاضرجوابی نشانه اضطراب، احساس دلسردی یا ناراحتی کودک باشد.
• درصورتی‌که کودک با والدین یا بزرگ‌ترهای خود احساس امنیت و راحتی کند، ممکن است که آن‌ها را با رفتارهایی مانند حاضرجوابی آزمایش کند. گاه، حاضرجوابی کودک نشان‌دهنده این است که کودک اطمینان دارد که بزرگ‌ترها علیرغم رفتارهای او، وی را دوست دارند.

حاضرجوابی کودکان را چگونه اصلاح کنیم؟
پس‌ازآنکه توانستیم علت حاضرجوابی را در فرزندمان شناسایی کنیم نوبت به در پیش گرفتن راهی برای اصلاح آن می‌رسد. در این بخش 4 گام اساسی را برای مواجهه با حاضرجوابی کودکان و اصلاح آن توصیه می‌کنیم.

گام نخست: از واکنش با همان لحن خودداری کنید
درست است که گاهی حفظ کنترل بر خود در برابر فرزندی که دچار تغییرات کلامی و رفتاری شده و خصوصاً در حضور دیگران نسبت به ما با حاضرجوابی بی‌ادبانه پاسخ می‌دهد، سخت و دشوار است، اما به‌عنوان والدینی مسئول باید بر رفتار خود کنترل داشته باشیم و در چنین مواقعی به‌هیچ‌عنوان با همان لحن و زبان و یا با عصبانیت با فرزند خود صحبت نکنیم. درواقع شما باید سعی کنید که خودتان الگوی روشنی از بیان و رفتار مناسب و صحیح باشید. بروز خشم، فریاد زدن و کاربرد واژه‌های زشت به‌هیچ‌عنوان نمی‌تواند الگوی جالبی برای فرزندان باشد.
البته والدین نباید اجازه ادامه حاضرجوابی را به فرزند خود بدهند. برای این منظور باید از یک سری دستورالعمل‌های رفتاری استفاده کنیم. به‌عنوان‌مثال یکی از بهترین رویکردهای والدین در این مواقع، استفاده از کلمات مثبتی مانند “خوب”، “بله” و یا “حق با تو است” است. اگر حاضرجوابی‌ها حالتی لجباز گونه به خود گرفته است، به او بگویید که باید متوقف شود و به خودش و شما چند دقیقه استراحت کنید. لازم به ذکر است که نباید از عباراتی نظیر “حرف نزن یا بس کن” استفاده کنید و هنگام گفت‌وگو نیز خود را با او ازنظر فیزیکی در یک سطح قرار دهید تا بتوانید در چشمانش نگاه کنید.


گام دوم: سعی کنید به مشکل فرزندتان از دیدگاهی متفاوت نگاه کنید
هیچ‌گاه فراموش نکنید که فرزندتان همچنان در حال یادگیری اصول زندگی است و در مراحل ابتدایی یادگیری کنترل بر خود قرار دارد. دقیقاً به همین علت است که آن‌ها در بسیار از موقعیت‌ها نمی‌دانند که رویکرد درست چیست و قابلیت خودتنظیمی بالایی ندارند. بنابراین کاملاً عادی است که نتوانند با مشکلات کنار بیایند و صبر و تحمل زیادی نیز نداشته باشند. پس‌ازآن که لحن خود را در گفت‌وگو با کودکتان به‌خوبی مدیریت کردید، حالا نوبت به درک مشکل می‌رسد. در بیشتر مواقعی که یک کودک در مسیر حاضرجوابی قرار می‌گیرد، شما با نمایشی از عصبانیت نهفته، اضطراب، آسیب و یا ترس در کودک روبه‌رو هستید.
ازاین‌رو والدین باید هرروز حداقل به مدت 15 دقیقه با فرزند خود تنها باشند و به او توجه روانی ویژه‌ای نشان دهند. پدر و مادر در این بازه زمانی هرچند کوتاه می‌توانند به درک بهتری از نیازها، آرزوها و دغدغه‌های کودک دست یابند. شاید فرزندتان عاشق کشف جهان هستی باشد و شما تاکنون وی را به یک موزه ستاره‌شناسی یا منابع طبیعی نبرده باشید. به همین سادگی!

گام سوم: به کودک خود بگویید که از ناراحتی وی اطلاع دارید
باید اجازه دهید فرزندتان از آگاهی شما نسبت به شرایط مطلع شود. برای مثال می‌توانید از جمله‌ای راهگشا با این مفهوم استفاده کنید: “کاملاً مایلم حرفای تو رو بشنوم اما تا وقتی‌که این‌جوری با من حرف می‌زنی نمی‌توانم کمکت کنم”.
در ادامه توضیح دهید که برای یک گفت‌وگوی مؤثر باید هر دو طرف به آرامشی نسبی رسیده باشند، در غیر این صورت همه‌چیز بی‌فایده خواهد بود.

گام چهارم: عواقب را یادآوری کنید و انتظار احترام داشته باشید
کودک باید به‌وضوح ببیند که رعایت ادب و احترام تا چه اندازه به نفع او است. والدین نباید از هر واژه ناخوشایند و یا تغییر حالات چهره مانند همان چرخش چشم‌ها به‌سادگی گذر کنند. کودکان بسیار هوشمند هستند و به همین علت بهتر است با قوانین رفتاری مشخصی روبه‌رو شوند. حتی اگر تمایل به استمرار حاضرجوابی خود داشته باشند، بازهم باید بدانند که شما تحت هیچ شرایطی با بی‌احترامی، تندخویی و بی‌ادبی موافق نیستید.
در این‌گونه موارد، والدین باید از استراتژی تشریح عواقب استفاده کنند. بدین معنا که شما به‌عنوان پدر و یا مادری دلسوز، باید بتوانید پیامدهای رفتار نادرست و حاضرجوابی بدون مرز را به فرزندتان نشان دهید. برای نمونه مسئولیت‌های بیشتری در کمک به کارهای خانه تعریف کنید یا زمان تماشای تلویزیون، بازی‌های کامپیوتری و حضور در کنار دوستان را کاهش دهید. گفتنی است که ثبات در این امر اهمیت بسیار زیادی دارد و اصلاً نباید بی‌خیال چهارچوب‌های رفتاری و گفتاری تنظیم‌شده در محیط خانواده خود شوید.