راه حل برای کودکانی که مشکل دوستیابی دارند؟

راه حل برای کودکانی که مشکل دوستیابی دارند؟

حامی هنر زندگی/ دوست‌یابی برای کودکان دبستانی همیشه آسان نیست. بسیاری از مادرانی که کودکان دبستانی دارند نگران این موضوع هستند که چرا فرزندشان نمی‌تواند در مدرسه به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کند و با همسن‌و‌سالان خود دوست شود. مهارت دوست‌یابی در کودکان دبستانی یکی از مهم‌ترین مهارت‌های دوران کودکی محسوب می‌شود. کودکان در جریان دوستی و بازی‌هایی که با یکدیگر انجام می‌دهند از لحاظ رشد اجتماعی نیز پیشرفت می کنند. در حقیقت دوستی لازمه رشد مناسب کودکان محسوب می شود و کودکانی که مهارت کافی در این زمینه ندارند در آینده با مشکلات بیشتری درارتباطات اجتماعی مواجه خواهند شد. در ادامه این مقاله به ارائه نکاتی پرداخته‌ایم که مطالعه آن به شما کمک می کند بتوانید به فرزند خود در دوست‌یابی کمک کنید.

فرایند رشد اجتماعی کودکان 
از نظر روانشناسی 5 مرحله از رشد اجتماعی وجود دارد که بر مهارت دوست‌یابی در کودکان تاثیر می گذارد. این مراحل دقیقا پشت سرهم قرار ندارند و برخی زودتر از دیگران می توانند به هر یک از مراحل رشد اجتماعی دست یابند. در ادامه به هر یک از این مراحل اشاره کرده ایم

– مرحله اول 3 تا 7 سالگی؛ در این مرحله کودکان که در سنین زیر مدرسه قرار دارند تنها قادر به انجام دوستی‌های لحظه ای می‌باشند. آن ها تنها به صورت موقت با همسن‌وسالان خود که در مجاورتشان قرار می‌گیرند شروع به بازی می‌کنند.

– مرحله دوم 4 تا 9 سالگی؛ در این مرحله کودکان نوعی رابطه دوستی برقرار می کنند که به آن دوستی های یک طرفه گفته می شود. در واقع کودک در این سن با کسانی که به او کمک می کنند تا به اهداف خود برسد رابطه دوستی برقرار می کند.

– مرحله سوم 6 تا 12 سالگی؛ در این سنین کودک قادر به برقراری دوستی‌های متقابل است. یعنی دوستی‌هایی که دو طرف می توانند به نیازها و خواسته‌های یکدیگر اهمیت و پاسخ دهند. البته در این سنین هنوز دوستی متقابل به رشد کافی نرسیده است. کودکان دبستانی نهایتا تا این مرحله از رشد اجتماعی را طی می کنند.

– مرحله چهارم 11 تا 15 سالگی؛ در این سنین افراد می توانند دوستی های حمایتگرانه را با یکدیگر داشته باشند.

– مرحله پنجم 12 سالگی به بعد؛ در این دوران افراد روابط دوستانه ای با دیگران برقرار می کنند که طرفین هم زمان برای استقلال فردی یکدیگر نیز اررزش و اهمیت قائل هستند. آن ها احساسات  و علائق مشترکشان را در اختیار یکدیگر قرار می‌دهند و روابط عمیق تری را شکل می دهند.

نقش والدین در پرورش مهارت دوست‌یابی در کودکان
راهکارهای علمی زیادی وجود دارند که به شما می آموزند چگونه به فرزندتان کمک کنید تا در دوست‌یابی مشکل کم تری داشته باشد و این کار را با آسانی و رضایت بیشتری انجام دهد. موارد زیر تعدادی از این راهکارها را به شما معرفی می‌کند
– برای این که مهارت دوست‌یابی در فرزندتان پرورش یابد او را تشویق کنید تا در فعالیت‌های فوق برنامه مدرسه خود شرکت کند. این فعالیت‌ها می‌تواند شامل برنامه‌های ورزشی یا کلاس‌های هنری باشد که به کودکان این فرصت را می دهد در فضایی دوستانه و غیر درسی تعاملات مثبت بیشتری با یکدیگر داشته باشند.
– برنامه ای ترتیب دهید تا فرزندتان بتواند در فضاهای بیرون از مدرسه و با نظارت شما با دوستان خود ملاقات کند. در واقع  لازم است که شما برای فرزندتان فرصت‌هاای بیشتری برای تعامل و بازی با همسن‌وسالانش فراهم کنید.
– از فعالیت‌هایی که فرزندتان برای دوستی با همسن‌وسالانش انجام می‌دهد حمایت کنید و او را به خاطر رفتارهای دوستانه‌ای که با دیگران انجام می دهد به صورت کلامی و غیر کلامی تشویق کنید.
– در انتخاب مدرسه فرزندتان دقت بیشتری به عمل بیاورید و تلاش کنید مدرسه ای را انتخاب کنید که فعالیت‌های فرهنگی متنوع تری در آن انجام می شود و معلمان و مدیران آموزشی برای درگیر کردن بچه‌ها در فرایند اموزشی بیشتر تلاش می کنند.

چه زمانی باید به مشاور کودک مراجعه کنیم؟
گاه برخی کودکان با وجود تمام تلاش های والدین‌شان نمی توانند با همسن های خود ارتباط برقرار کرده و یا دائم رفتارهای نابهنجاری از خود نشان می‌دهند. این کودکان معمولا با پرخاشگری، گریه های بی مورد، انزوا و گوشه گیری، خجالتی بودن، بد قلقی در جمع ها، ارتباط فقط با بزرگسالان و… شناسایی می‌شوند.

بوسیدن کودک و در آغوش کشیدن او بدون رضایتش ممنوع!

بوسیدن کودک و در آغوش کشیدن او بدون رضایتش ممنوع!

کودکت/ شاید شما هم از آن دسته افرادی هستید که با دیدن کودکی در خیابان دستی بر سرش می‌کشید یا گونه‌اش را می‌بوسید، اگر اینطور است، بهتر است این مقاله را مطالعه کنید. همه دوست دارند روابطشان را با دیگران مدیریت و کنترل کنند و معمولا کسی رابطه‌ای را که در آن نادیده گرفته می‌شود یا حقوقش پایمال می‌شود تحمل نمی‌کند. اما گوشزد کردن این نکات به دیگران کمی سخت است و ریشه این ناتوانی تا حد زیادی در عادت‌هایی است که در کودکی شکل گرفته‌اند. بوسیدن کودک و در آغوش کشیدن او بدون اجازه و رضایتش یکی از رفتارهایی است که در آن حریم شخصی کودک نادیده گرفته می‌شود و این احتمال را به وجود می‌آورد که او در آینده در روابطش دچار مشکل شود.

حریم شخصی و بوسیدن کودک
عباراتی مانند «یه بوس به خاله بده» یا «عمو رو بوس کن» جملات آشنایی‌اند که معمولا بزرگ‌ترها به کودکان می‌گویند و فکر می‌کنند این کار باعث رشد و گسترش روابط اجتماعی کودک می‌شود، اما در حقیقت حریم شخصی و حق انتخاب او را نادیده می‌گیرند. پس بهتر است، به جای اینکه کودک را تحت فشار قرار دهید، به او حق انتخاب و کنترل کردن روابطش را یاد دهید.

می‌توانید رفتارهای جایگزین مثل دست دادن یا دست تکان دادن را به کودک آموزش دهید تا هر زمان با کسی مواجه شد، به جای بغل یا بوس، با او دست دهد. به کودک یاد دهید در روابطش، قبل از بغل کردن یا بوسیدن کسی، ابتدا از او اجازه بگیرد. با این کار نه تنها یاد می‌گیرد به حریم شخصی دیگران احترام بگذارد، بلکه این حق را برای خودش نیز قائل خواهد شد.

تسلط و احترام به بدن و روابط کودک
همان‌طور که گفته شد، بسیاری از مشکلاتی که افراد در بزرگسالی در روابط خود تجربه می‌کنند، ریشه در کودکی‌شان دارد. بوسیدن و در آغوش کشیدن کودک بدون رضایت و میلش هرگز درست نیست. آموزش تسلط و احترام به بدن یکی از مهم‌ترین آموزش‌هایی است که باید از کودکی در روش تربیتی خود در نظر داشته باشید.
بعضی افراد معتقدند، برای نشان دادن علاقه، بوسیدن و در آغوش کشیدن کودک بدون در نظر گرفتن خواست او هیچ اشکالی ندارد. احتمالا این دسته از افراد حساسیت شما را نسبت به این موضوع درک نمی‌کنند. بهتر است به آن‌ها توضیح دهید که  هیچ‌کس حق ندارد به حریم خصوصی فرد دیگر، هر چقدر هم کم‌سن باشد، تجاوز کند. کودک هم انسان است و نسبت به بدن خود احساسات و عقایدی دارد، بنابراین بدون اجازه هرگز نمی‌توان او را بوسید یا بغل کرد.

تسلط بر بدن و اثرات آن در آینده
به کودک آموزش دهید بدون اجازه او کسی حق بوسیدن یا بغل کردنش را ندارد. این آموزش باعث می‌شود کودک به مهارت «نه گفتن» هم مجهز شود. بسیاری از بزرگسالان توانایی مخالفت کردن با خواسته‌های دیگران را ندارند. آموزش این مهارت از سنین پایین و با یاد دادن این نکته که هر کس باید روابطش را با دیگران مدیریت کند شروع می‌شود.
بسیاری از افراد نمی‌دانند بوسیدن کودک بدون اجازه او کار درستی نیست. پس در نقش مادر یا پدر این رفتار را گسترش دهید. ممکن است بعضی افراد از دیدن واکنش شما ناراحت شوند، اما عقب‌نشینی نکنید و بدانید کارتان کاملا درست است.

در آخر
کودک هم مانند هر انسانی حقوقی دارد و باید فضای شخصی او حفظ شود. پس به حریم شخصی و فضای خصوصی او احترام بگذارید و اجازه ندهید از دوران نوزادی و کودکی برای معاشرت با دیگران تحت فشار قرار گیرد. بوسیدن کودک بدون خواست و رضایت او علاوه بر اینکه ممکن است به لحاظ روانی به کودک آسیب بزند، از نظر بهداشتی هم کار صحیحی نیست. پس به خاطر داشته باشید، این بار که دوست یا آشنایی بدون اجازه کودکتان را بوسید یا بغل کرد، محترمانه اما محکم، از او بخواهید برای این کار ابتدا از کودک اجازه بگیرد.

سوالات تست هوش کودکان

سوالات تست هوش کودکان

حامی هنر زندگی/ تست هوش کودک یکی از انواع تست‌هایی است که می‌تواند توانایی‌های ذهنی کودک را تا حد زیادی مشخص کند. با این حال انجام تست‌های هوش ایراداتی نیز دارند و صرفاً بخشی از توانایی‌های ذهنی کودک را در نظر می‌گیرند. همچنین معمولاً نیاز به همکاری کودکان وجود دارد و کودکان نیز به دلیل جدی نگرفتن آزمون، نبود تمرکز حواس و خسته شدن یا متوجه نشدن منظور پرسشگر، نمی‌توانند سوالات را به درستی پاسخ دهند. با وجود این در تست هوش زیر، مهارت‌های کودک شما را در زمینه‌های مختلف مورد بررسی قرار می‌دهد و علاوه بر این، والدین می‌توانند خودشان بر اساس رفتارهای کودک به این سوالات پاسخ دهند و نیازی به جلب همکاری کودک نیست. در صورتی که در پایان انجام تست، IQ کودک شما پایین ارزیابی شد، لازم است که از مشاوره روانشناسی بهره مند شوید تا بتوانید علل آن را ارزیابی کرده و هوش کودک خود را ارتقا دهید.
 

انجام تست هوش کودک
برای انجام این تست، رفتارهای کودک خود را در نظر بگیرید و به هر یک از سوالات زیر با یکی از عبارات (همیشه، اغلب، گاهی، هرگز)، پاسخ دهید. عبارت (همیشه)، به این معناست که جمله صد در صد، کودک شما را توصیف می‌کند و (هرگز) به این معناست که این جمله به هیچ عنوان کودک شما را توصیف نمی‌کند. همچنین (اغلب) به معنای تایید 70 درصدی عبارت و (گاهی) نیز 30 درصد نشان دهنده موافقت شماست. توجه داشته باشید که در این آزمون سوال درست و غلطی وجود ندارد و صرفاً رفتار کودک شماست که اهمیت دارد. در نتیجه سعی کنید صادقانه و با دقت به سوالات پاسخ دهید. 

تست هوش کودک | هوش کلامی
1. فرزندم نسبت به داستان‌ها علاقه بسیاری دارد و کتاب قصه‌ها را دوست دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

2. فرزندم از گفتگو و بحث لذت می‌برد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

3. فرزندم از بازی‌هایی که لازم است چیزی را به حافظه بسپارد خوشش می‌آید.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

4. فرزندم از عبارات معماگونه، مطالب آهنگین و هرگونه کلام پیچیده‌ای خوشش می‌آید.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

هوش ریاضی و منطقی
5. فرزندم بسیار سوال می‌کند.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

6. کودک من از بررسی کردن پدیده‌های مختلف و ایجاد یک شکل خاص در آن‌ها لذت می‌برد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

7. کودک من به بررسی الگوهای مختلف در پدیده‌ها علاقه دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

8. فرزندم از حل کردن مسائل لذت می‌برد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

9. کودک من به انجام بازی‌هایی مثل تولید کاردستی علاقه دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

10. کودکم بازی کردن با اعداد را دوست دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

تست هوش کودک | هوش فضایی
11. کودکم کنار هم قرار دادن اجزای مختلف یک شی یا باز کردن آن‌ها از همدیگر را دوست دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

12. فرزند من نقاشی کشیدن را دوست دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

13. کودکم از بازی کردن با پازل و تهیه شکل کامل آن لذت می‌برد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

14. کودک من قادر است با خلاقیت، چیزهای جدیدی تولید کند.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

15. فرزند من اغلب اوقات خیالبافی می‌کند.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

16. فرزندم به تماشای فیلم‌ها و تصاویر مختلف علاقه دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

هوش بدنی
17. کودک من از انجام فعالیت‌های جسمانی لذت می‌برد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

18. کودکم به رقصیدن و حرکات موزون علاقه دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

19. کودکم معمولا در اطراف خانه و اتاقش مشغول جنب و جوش است.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

20. فرزند من در صحبت کردن از حرکات دست و سر (زبان بدن) استفاده می‌کند.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

21. کودک من برای شناسایی اشیا آن‌ها را لمس می‌کند.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

22. کودکم از بازی‌هایی که در آن‌ها نقش دیگری را بازی می‌کند لذت می‌برد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

23. کودکم از تجربیاتی که قرار است در آن‌ها چیزی را لمس کند مثل بازی در شن و ماسه یا دریا لذت می‌برد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

تست هوش کودک | هوش موسیقیایی
24. فرزندم آواز خواندن را دوست دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

25. کودکم به راحتی وزن و ریتم آهنگ‌ها را به خاطر می‌سپارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

26. فرزند من به اسباب بازی‌هایی که مربوط به ابزار موسیقی هستند علاقه دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

27. فرزندم گوش دادن به موسیقی را دوست دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

28. کودک من می‌تواند (متناسب با سن خود) آهنگ‌هایی را تولید کند.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

29. فرزند من در صورت شنیدن موسیقی واکنش مثبتی از خود نشان می‌دهد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

30. گاهی اوقات دیده‌ام که فرزندم آهنگ‌ها را زمزمه می‌کند و یا سوت می‌زند.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

هوش طبیعت
31. کودک من راجع به حیوانات اهلی صحبت می‌کند و در مورد آن‌ها کنجکاو است.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

32. کودک من دوست دارد گیاهان و حیوانات اهلی‌اش را با خود به مدرسه ببرد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

33. کودک من مجموعه‌ای از از سنگ‌ها، صدف‌ها، حشرات (یا هر چیز طبیعی دیگری) دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

34. معمولاً کودکم را در حال مشاهده پرندگان، ابرها یا سایر پدیده‌های طبیعی می‌بینم.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

35. کودکم علاقه دارد که پدیده‌های موجود در طبیعت (مثل سنگ)، را با خود به کلاس درس ببرد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

36. کودکم به محیط بیرون از خانه مثل گردش و سفر علاقه بسیاری دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

تست هوش کودک | هوش بین فردی
37. فرزند من به بازی کردن با دوستانش علاقه دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

38. فرزندم به راحتی با دیگران گفت‌وگو می‌کند.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

39. فرزند من دوستان صمیمی زیادی دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

40. فرزندم توانایی رهبری کردن دیگران را دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

41. فرزندم می‌تواند فعالیت‌های مختلف را نظم ببخشد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

42. فرزندم از انجام فعالیت‌های گروهی بیشتر از کارهای انفرادی لذت می‌برد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

43. کمک کردن به دیگران از علاقه مندی‌های کودک من است.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

هوش درون فردی
44. کودکم بازی‌های فردی را به کارهای جمعی ترجیح می‌دهد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

45. فرزندم به ارضاء غرائز خودش مثل گرسنگی، تشنگی و خستگی اهمیت زیادی می‌دهد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

46. کودکم علائق خودش را بدون توجه به محیط اطراف دنبال می‌کند.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

47. فرزند من فکر کردن به مسائل مختلف را دوست دارد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

48. برای فرزندم مهم است که یک فضای شخصی و خصوصی برای خودش داشته باشد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

49. فرزندم ترجیح می‌دهد کارهای انفرادی را انجام دهد تا کارهای گروهی

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

50. فرزندم دوست دارد کارهای شخصیش را خودش بدون کمک انجام دهد.

همیشه  3   اغلب  2     گاهی    1     هرگز 0

 

پاسخ و تفسیر تست هوش کودک
اکنون پاسخ‌های خود را به این ترتیب نمره گذاری کنید. سوال‌هایی که در پاسخ آن‌ها از عبارت (هرگز) استفاده کرده‌اید (عدد صفر)، (گاهی) عدد (۱)، اغلب عدد (۲) و همیشه عدد (۳) را به عنوان امتیاز سوال در نظر بگیرید. امتیازاتی که در هر گروه به دست آورده‌اید را با هم جمع کنید.

مهارت‌های کلامی
کودک شما در این دسته می‌تواند بین ۰ تا ۱۲ نمره کسب کند و به میزانی که نمره او بالاتر باشد، نشان دهنده توانایی هوش کلامی بالاتر است. به طور کلی هوش کلامی به معنای این است که کودک شما تا چه حد می‌تواند از کلمات استفاده کند. معمولاً افرادی که هوش کلامی بالایی دارند به کتابخوانی علاقه‌مند هستند و توانایی بالایی برای سخنرانی، تدریس، توضیح نقطه نظرهای خود و اقناع دیگران و نویسندگی دارند.

هوش ریاضی
کودک شما می‌تواند بین ۰ تا ۱۸ نمره از توانایی‌های هوش ریاضی به دست آورد و به میزانی که نمره‌اش به عدد ۱۸ نزدیک‌تر باشد به این معناست که توانایی او در مسائل منطقی و ریاضی بالاتر است. افرادی که هوش ریاضی بالایی دارند توانایی منطقی قوی نیز دارند. این افراد قادرند به مسائل مختلف، از دیدگاه منطقی نگاه کنند و راه حل‌های مناسبی را برای آن‌ها پیدا کنند. انجام آزمایش‌های عملی یا حل کردن مسائل ریاضی برای این افراد جذابیت بالایی دارد. توانایی انتزاع کردن در این افراد بالاتر است و به خوبی می‌توانند مسائل مختلف را تجسم کنند.

هوش فضایی
کودک شما می‌تواند در دسته توانایی‌های فضایی، بین صفر تا ۱۸ نمره کسب کند. به میزانی که نمره کودک شما به صفر نزدیک‌تر باشد، توانایی‌های فضایی در وی ضعیف تر و به میزانی که به عدد ۱۸ نزدیکتر باشد از نظر هوش فضایی قوی‌تر است. افرادی که هوش فضایی بالایی دارند قدرت بسیاری در تجسم پدیده‌ها، جهت یابی و فهم نقشه‌ها، نمودارها و عکس‌ها دارند. معمولاً این افراد در هنرهای تجسمی مثل مجسمه سازی یا معماری بسیار قوی هستند. آن‌ها به راحتی می‌توانند الگوها، نمودارها و نقشه‌ها را تفسیر کنند.

هوش بدنی-جنبشی
نمره هوش بدنی-جنبشی، می‌تواند بین صفر تا ۲۱ باشد و به میزانی که به عدد ۲۱ نزدیک تر است به معنای بالاتر بودن توانایی بدنی-جنبشی فرد است. افرادی که هوش بدنی بالایی دارند، در فعالیت‌های مثل ورزش یا رقص بسیار توانمند هستند. هماهنگی اجزای بدن این افراد بسیار بالاست و در واکنش نشان دادن چالاک هستند. افرادی که هوش بدنی بالایی دارند، از هماهنگی چشم و دست مطلوبی برخوردارند و به همین خاطر در ساختن چیزها با دستشان بسیار توانمند عمل می‌کنند. این افراد می‌توانند رقصنده، هنرپیشه، راننده یا حتی جراح بسیار قوی شوند.

هوش موسیقیایی
کودک شما می‌تواند بین صفر تا 21 نمره، از هوش موسیقیایی کسب کند. نمراتی که به ۲۱ نزدیک‌تر هستند، نشان دهنده هوش موسیقیایی بالا و هر چقدر نمره کودک شما از ۲۱ کمتر باشد، نشان دهنده پایین بودن هوش موسیقیایی اوست. این افراد معمولاً توانایی بالایی در پیدا کردن ریتم موسیقی‌ها دارند؛ آن‌ها معمولا در نواختن سازهای موسیقی و آهنگسازی مهارت دارند و به راحتی می‌توانند نظم موجود در قطعات موسیقی را پیدا کنند. آن‌ها صداها را به خوبی می‌شناسند و حافظه شنیداری قوی دارند در نتیجه تفاوت در صداها را به خوبی تشخیص می‌دهند.

هوش طبیعت گرا
کودک شما می‌تواند حداقل صفر و حداکثر ۱۸ نمره از این مجموعه به دست بیاورد. افرادی که هوش طبیعی بالایی دارند، معمولاً رابطه خوبی با طبیعت برقرار می‌کنند. آن‌ها به گیاهان، موجودات زنده یا حتی اشیای بی جان موجود در طبیعت، مثل انواع سنگ‌ها علاقه نشان می‌دهند. این افراد معمولاً جزئی نگر هستند و به خوبی می‌توانند نکات ریز موجود در هر مسئله را بررسی کنند.

هوش بین فردی
می‌توان بین ۰ تا ۲۱ نمره، از هوش بین فردی برای کودکتان در نظر گرفت. به میزانی که نمره هوش کودک شما در این طبقه، به ۲۱ نزدیک‌تر باشد هوش بین فردی در کودک شما بالاتر است. افرادی که هوش بین فردی بالایی دارند معمولاً به خوبی با دیگران ارتباط برقرار می‌کند و می‌توانند رهبر خوبی برای سایرین باشند. آن‌ها معمولا در دسته هوش کلامی نیز نمره بالایی دریافت می‌کنند. این افراد در سنجش هیجانات، انگیزه، تمایلات و منظور اطرافیانشان توانایی بالایی دارند. آن‌ها می‌توانند در آینده سیاستمدار، مشاور، فروشنده یا رهبر بسیار خوبی باشند.

هوش درون فردی
کودک شما می‌تواند بین صفر تا ۱۸ نمره در گروه هوش درون فردی به دست بیاورد و به میزانی که نمره او به صفر نزدیک تر باشد یا از ۱۸ دورتر باشد، نشان دهنده ضعیف بودن هوش درون فردی اوست. افرادی که هوش درون فردی بالایی دارند شناخت بسیار خوبی از خود و احساساتشان دارند و می‌توانند به خوبی خود را در شرایط مختلف مدیریت کنند. این افراد معمولا در تست هوش هیجانی نیز نمره بالایی به دست می‌آورند.

مراجعه به متخصص
توجه داشته باشید که این سوالات نوعی ارزیابی کلی هستند و به طور قطع وضعیت هوشی کودک شما را نشان نمی‌دهند. در این شرایط لازم است از یک روانشناس برای دریافت ارزیابی‌های دقیق‌تر و حرفه‌ای‌تر کمک بگیرید. ما در مرکز مشاوره روانشناسی حامی هنر زندگی این امکان را برای شما فراهم کرده‌ایم تا بتوانید به صورت تلفنی به بررسی بیشتر میزان هوش کودک خود بپردازید. همچنین می‌توانید با انجام دیگر تست‌های روانشناسی خودتان و کودکتان را در زمینه‌های مختلفی مورد سنجش قرار دهید.

سوالات متداول
1.آیا در این تست ممکن است که کودک در چند دسته نمره بالایی داشته باشد؟
بله، استعدادهای هر فرد متفاوت است و قطعا کودکان در بیشتر از یک زمینه توانمند هستند. با این حال می‌توانید با کمک گرفتن از یک مشاور برای نقاط قوت و ضعف کودکتان برنامه ریزی کنید.
2. آیا این تست نمره کلی ندارد؟
خیر در این تست، هوش کودک در ابعاد مختلف بررسی می‌شود.

توصیه به مادران، از فوتبال کمک بگیرید!

توصیه به مادران، از فوتبال کمک بگیرید!

خراسان/ 4 توصیه به مادرانی که دوست دارند رابطه خود با پسران‌شان را به کمک موضوعات مورد علاقه او تقویت کنند
  همه ما از اهمیت تقویت رابطه بین فرزندان و والدین با خبر هستیم. در این بین به صورت معمول رابطه مادر و دختر و پدر و پسر به واسطه نقش‌پذیری بیشتر فرزندان از والد هم‌جنس خود، در فرایند رشد می‌تواند خود به خود تقویت شود. اما در مقابل داستان رابطه فرزندان با والد غیرهم‌جنس، به صورت معمول پیچیدگی‌های بیشتری دارد. در این مطلب در پی مرور نکاتی هستیم که می‌تواند کمک کند تا مادران با استفاده از موضوعات مورد علاقه پسرشان رابطه خود را با او بهبود ببخشند.
 
با فوتبال آشنا شوید
داشتن شناخت از موضوعات مورد علاقه فرزند اهمیت زیادی در تقویت رابطه دارد. با توجه به علایق پسرتان،تلاش کنید اطلاعاتی کسب کنید. اگر به فوتبال علاقه‌مند است، سعی کنید از قوانین فوتبال اطلاعاتی حداقلی داشته باشید، تیم مورد علاقه و بازیکنان محبوب فرزندتان را شناسایی کنید و از زمان بازی‌های حساس تیم مورد علاقه‌اش اطلاع داشته باشید. اگر فرزندتان اهل بازی‌های رایانه‌ای است، به همین ترتیب از بازی‌های مورد علاقه او، قوانین بازی که دوست دارد و اصطلاحات تخصصی آن اطلاعات کسب کنید.
 در زمان پخش بازی‌ها او را همراهی کنید
زمانی که با موضوع مورد علاقه فرزندتان آشنا شدید، آن وقت متوجه خواهید شد که فرصت‌های زیادی در اختیار شماست تا به کمک آن‌ها، توجه خود به فرزندتان را نشان دهید. اما منظور از فرصت‌ها و بهره بردن از آن‌ها چیست؟ به عنوان مثال وقتی می‌دانید تیم مورد علاقه فرزندتان بازی حساسی دارد، با فراهم کردن شرایطی خوب برای تماشای فوتبال و تهیه تنقلات، می‌توانید مطمئن باشید که پسرتان تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
 فرصت تمرین به او بدهید
بعد از کسب اطلاع و نشان دادن توجه می‌توانید در قدم سوم، سراغ فراهم کردن فرصت برای انجام فعالیت‌های مورد علاقه او بروید. برای این منظور به عنوان مثال فراهم کردن امکانات برای بازی فوتبال برای پسر علاقه مند به فوتبال از سمت مادر، یکی از گزینه‌هاست. یا اگر بر فرض پسر شما عاشق موضوعی مانند آشپزی است، شرایط آشپزی کردن طبق سلیقه خودش را برایش فراهم کنید.
 با او همراه شوید و گل بزنید
قدم بعدی برای تقویت رابطه با کمک موضوعات مورد علاقه، همراه شدن در زمان عمل است. به عنوان مثال نشستن کنار پسرتان و تماشای فوتبال با او یا اگر او عاشق ساخت وسایل یا کاردستی است، همراهی او در ساخت یک کاردستی باحال. برای این‌که بتوانید همراهی بهتری با پسرتان در موضوعات مورد علاقه‌اش داشته باشید، لازم است کمی از تصورات قالبی «کارهای مردانه» و «کارهای زنانه» فاصله بگیرید. وقتی فعالیت‌ها را محدود به جنسیت نکنیم، آن وقت می‌بینیم که ما هم به عنوان مادر می‌توانیم پسرمان را در فعالیت‌های مورد علاقه‌اش همراهی کنیم و هر دو از انجام آن لذت ببریم. 
نویسنده : نرگس عزیزی | کارشناس‌ارشد مشاوره

۶ روش برای آرام کردن کودک

۶ روش برای آرام کردن کودک

نی نی سایت/ کودکان می‌توانند در یک دوره ۲۴ ساعته بیش از دو تا سه بار بهانه گیری و گریه کنند زندگی کردن با این سرو صداها ساده نیست. برای آرام کردن هم کودک و هم خودتان، این روش‌ها را امتحان کنید. پسرم، جرج همیشه گریه می‌کرد.
درست برعکس خواهر بی‌سر و صدایش ، او طوری گریه می‌کرد که انگار در شش ماه اول زندگی‌اش است. وقتی گرسنه بود، خودش را خیس کرده بود، خسته بود، حوصله‌اش سر رفته بود گریه سر می‌داد. او در یک ثانیه از یک کودک شیرین به یک کودک پر سر و صدا و نق نقو تبدیل می‌شد. صورتش قرمز می‌شد، کمرش را خم می‌کرد و دستانش را به اطراف می‌کوبید.
من تمام تلاشم را می‌کردم که با شیر دادن، تعویض پوشک و بغل کردن آرامش کنم. وقتی هیچ کدام از این روش ها جوابگو نبود، نهایتا من هم گریه می‌کردم. افکاری از قبیل «مشکل کودکم چیست؟» سریع با «مشکل من چیست؟» عوض شد. احساس درماندگی می‌کردم و بدتر از همه اینکه حس می‌کردم در وظیفه مادری‌ام که دادن آرامش به فرزندم است، شکست خورده‌ام.
دکتر رالی مک آلیستر ،پزشک خانواده از لکسینگتون کنتاکی و نویسنده کتاب «دکتر مامان؛ راهنمای یک سال اول کودک شما» می‌گوید: برای والدین جدید، فهمیدن اینکه گریه کودک به چه معناست کمی چالش برانگیز است. اگر آنها قادر به فهمیدن سریع دلیل گریه نباشند، می‌ترسند که کودک از لحاظ فیزیکی مشکلی داشته باشد.
نوزاد کوچک تسلی‌ناپذیر ممکن است به والدینش حس بی‌قدرتی بدهد. این موضوع می‌تواند برای خانم‌هایی که احساس صلاحیت می‌کنند و فکر می‌کنند قبل از مادر شدن اوضاع را تحت کنترل دارند، ناراحت کننده باشد. خبر خوب این است که شما در درک کردن و پاسخ دادن به گریه بچه بهتر خواهید شد. تا آن موقع؛ از این روش ها کمک بگیرید.

کودکتان را تکان دهید
درحالی که مرتبا در گوش دلبندتان زمزمه های آرام می‌کنید، او را در کریرش تکان دهید. مادری از بروکلین می گوید: من فرزند بهانه گیرم را را داخل آغوشی گذاشتم و او را درطول کل خانه ، آپارتمان‌ها و شهر تکان دادم. در حالی که او به عقب و جلو تکان می‌دادم ، گردگیری و آشپزی هم می‌کردم.
چرا این روش موثر است؟ دکتر کریستی ریورز، دکتر اطفالی از فورت لادردیل می‌گوید: تحقیقات نشان داده است که پاسخ دادن آرامش‌بخش مستقیم روی مغز کودک تاثیر می‌گذارد، مخصوصا وقتی او را راه ببرید یا تکان دهید. همزمان، ایجاد صدای آرام حواس پرتی مکرری ایجاد می‌کند که کودک به جای تمرکز کردن روی گریه، روی صدا تمرکز می‌کند.

برایش آهنگ بگذارید
مجبور نیستید خودتان را به لالایی خواندن محدود کنید. قصه‌ها و آهنگ‌های مختلفی را امتحان کنید تا ببینید کودکتان به کدامیک علاقه بیشتری نشان می‌دهد. یک مادر می‌گوید: من وقتی برای فرزندم قصه «مرد آهنی» را می‌گذاشتم، به محض شنیدنش شروع به خندیدن می‌کرد.
چرا این روش موثر است؟ موسیقی هم مانند تکان دادن، قادر به آرام کردن سیستم عصبی کودک می‌باشد و میزان تپش قلب و تنفس کودک را کاهش می‌دهد. قدرت صدای خود را دست کم نگیرید، حتی اگر تیلور سوییفت نیستید و صدای خوبی ندارید. دکتر ریورز می‌گوید: کودکان مخصوصا با صدای مادر خودشان آرام می‌شوند چون صدای مادر آشناست و ریتمش آرام‌بخش است.

صدای کودکتان را ضبط کنید
مادری از ایالت تنسی آمریکا می‌گوید: وقتی پسرانم کوچک بودند، صدای غرغر و گریه شان را با گوشی‌ام ضبط می‌کردم و می‌گذاشتم تا بشنوند. آنها مجذوب صدای کودک گریان می‌شدند.
چرا این روش موثر است؟ دکتر ورز می‌گوید: گاهی اوقات کودکان خیلی پریشان می‌شوند و به سختی آرام می‌گیرند. حتی هنگام کارهای آزار دهنده‌شان مثل کثیف کردن پوشک و مراقبت شدن.آنها به اصطلاح در گریه گیر می‌کنند . اما حواس پرتی ناگهانی مثل ضبط کردن صدایشان می‌تواند آن ها را از چیزی که بابتش ناراحت هستند، دور کند. او می‌گوید: کودکان آنقدر به دنیای اطرافشان علاقه دارند که معرفی کردن یک چیز جدید می‌تواند به سادگی گریه‌شان را بند بیاورد.

نور را کم کنید
مادر یک دوقلو وقتی که دید کودکانش دیگر از حد خارج شده‌اند، آنها را در اتاقی تاریک گذاشت و دریافت که این کار موثرترین روش برای آرام کردن آنهاست. این مادر اهل نیویورک می‌گوید: من چراغ ها را خاموش کردم و آن‌ها را با پستانک‌شان در تخت متحرک‌شان گذاشتم. تکان‌های تخت به آنها حس تکان‌های آغوش خودم را می‌داد و آنها در دو دقیقه خوابشان برد.
چرا این روش موثر است؟ کودکان به راحتی با صداها و نور های اطراف‌شان برانگیخته می‌شوند. دکتر ریورز می‌گوید: به هر حال نوزادان به محیط ساکت و محدود رحم عادت دارند. خاموش کردن هر نوع وسیله‌ای که باعث آشفته شدن کودک شود، او را آرام خواهد کرد.

سر و صدا کنید
یک ترفند دیگر که توسط والدین تضمین شده است. سر و صداهای چند بسامدی تولید کنید. پنکه یا جاروبرقی را امتحان کنید. یک دستگاه صدای چند بسامدی تهیه کنید یا اپلیکیشنش را دانلود کنید.
چرا این روش موثر است؟ دکتر ریورز می‌گوید: داستانش این است که این صدا ها تقلیدی از صداهایی است که نوزاد در داخل رحم مادر به خاطر حرکت خون از بین جفت جنین می‌شنیده است. صداهای چند بسامدی شامل صداهای دیگری هم می شود مثل بازی کردن خواهر یا برادر بچه یا کنار گذاشتن ظرف‌ها. فقط مراقب باشید که صدا کم باشد. تحقیقات نشان داده است که دستگاه تولید صداهای چند بسامدی اگر صدایش خیلی زیاد باشد یا در مدت طولانی نزدیک بچه باشد، ممکن است باعث از دست دادن شنوایی کودک شود.

منظره را تغییر دهید
یک مادر می‌گوید که بچه بهانه گیرش وقتی آشفته می‌شود می‌تواند حس کند. او می‌گوید: آنگاه وقتی است که باید از همسر یا مادربزرگم کمک بگیرم. اگر نتوانستم پرستارش را عوض کنم، حداقل به مکان دیگری حرکت می‌کنم. از اتاق خواب به پاسیو یا آشپزخانه می روم و گریه فرزندم بند می‌آید. چرا این روش موثر است؟ دکتر ریورز می‌گوید: یک مکان جدید برای تمرکز شاید تنها چیزی باشد که کودک نیاز دارد تا حالش عوض شود.

استرس والدین بر کودکان چه تاثیراتی دارد؟

استرس والدین بر کودکان چه تاثیراتی دارد؟

حامی هنر زندگی/ استرس در کودکان می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد اما یکی از مهم‌ترین عوامل آن، استرس در والدین است که بر کودکان اثر می‌گذارد. در واقع کودکان به شدت تحت تاثیر استرس و فضای روانی-هیجانی والدین خود قرار می‌گیرند. به صورتی که استرس والدین در بروز، تداوم و مزمن شدن استرس درکودک نقش موثری دارد. همچنین این مسئله می‌تواند با مشکلاتی در زمینه تحصیلی، اجتماعی، جسمی و فردی در کودکان همراه گردد. با این حال باید توجه داشته باشید که ابتدا باید استرس خود را کاهش داده تا بتوانید از استرس‌های کودکتان بکاهید. در این راه بهره بردن از مشاوره روانشناسی می‌تواند به شما کمک کند تا فضای خانه را به دور از هرگونه اضطرابی کنترل کرده و به درمان استرس خود و فرزندتان بپردازید. در ادامه به بررسی بیشتر این موضوع خواهیم پرداخت پس همراه ما باشید. 

نقش پر رنگ استرس والدین بر بروز استرس در کودکان
والدین نخستین افرادی هستند که کودک پیوندی عاطفی و عمیق با آن‌ها برقرار می‌کند در نتیجه کودک به راحتی تحت تاثیر حالات روانی و عاطفی والدین خود قرار می‌گیرد. نحوه واکنش والدین به مسائل مختلف باعث شکل گیری نگرش‌های مختلف کودک نسبت به موضوعات پیرامون خود می‌شود. والدین اولین الگوهای رفتاری هستند که کودکان از آن‌ها تقلید می‌کنند. زمانی که کودک، استرس و نگرانی بیش از اندازه والدین خود را می‌بیند؛ این نگرش در او شکل می‌گیرد که دنیا نا امن می‌باشد. همچنین استرس والدین سبک دلبستگی کودک را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ در نتیجه کودک مستعد انواع بیماری‌های روانی می‌شود.

استرس والدین و مراقبت بیش از اندازه
استرس باعث می‌شود که بیش از اندازه از کودک مراقبت کنید. بسیاری از کارهایی که لازم است کودک در سطح رشدی خود انجام دهد را شما برایش انجام می‌دهید، در نتیجه کودک فرصت رشد عادی پیدا نمی‌کند و مهارت‌ها متناسب با سن کودک شکل نمی‌گیرد. بنابراین بسیاری از مسائلی که برای دیگر کودکان به آسانی قابل حل است برای فرزندتان نقش استرس زا پیدا می‌کند، چون از سطح مهارت‌های شناختی و تکنیک‌های مقابله‌ای او فراتر هستند. پس به این صورت ناخودآگاه استرس در کودک شما تزریق می‌شود.

استرس والدین و اعمال کنترل شدید بر کودکان
کودکان به طور طبیعی کنجکاو هستند. والدینی که سطح استرس بالایی دارند، چون نمی‌توانند شرایط ابهام آمیز را تحمل کنند بیشتر کودک و محیط کودک شان را تحت کنترل قرار می‌دهند. با این کنترل شدید این پیام را به کودک خود منتقل می‌کنید که با کنترل تمامی شرایط می‌توانند تا حدی امنیت بیشتری فراهم کرد. در این شرایط کودک مستعد ابتلا به اختلال اضطراب فراگیر کودکان می‌شود.

نقش استرس والدین بر عدم سازگاری اجتماعی کودکان
آغاز زندگی جمعی زمانی است که کودک به این باور رسیده باشد که ارتباط های دیگر هم امن هستند پس روابط اجتماعی او گسترده‌تر می‌شود. استرس والدین باعث می‌شود روابط محدودتری داشته باشند. پس اگر میزان استرس در شما به حدی است که باعث منع بسیاری از فعالیت‌های تفریحی و اجتماعی کودک شود، فرزندتان در آینده با مشکلات سازگاری بیشتری رو به رو خواهد شد. در این شرایط لازم است که به نکات تربیتی فرزندان خود توجه داشته باشید تا بتوانید از بسیاری مشکلات جلوگیری کنید و کودک شما از رشد اجتماعی برخوردار باشد.

استرس والدین و ناتوانی در خودتنظیمی هیجانی کودکان
زمانی که والدین قادر نباشند هیجانات و احساسات خود را به درستی مدیریت کنند، خودتنظیمی هیجانی در کودک نیز دچار اشکال می‌شود، پس کودک ممکن است علائمی مانند پرخاشگری، افسردگی، استرس و اضطراب نشان دهد. 

چسبندگی به والدین و عدم استقلال
زمانی که کودک احساس ایمنی داشته باشد به این باور می‌رسد که دنیا امن است، پس شروع به کشف دنیا می‌کند. در این شرایط کودک به این باور می‌رسد که “این منم که تغییر ایجاد می‌کنم و می‌توانم در جهان خود تصرف کنم”؛ در نتیجه وابستگی به والدین به مرور کمتر می‌شود. والدین اضطرابی در میزان سنجش خطر بزرگ نمایی می‌کنند و این به افزایش استرس در کودک و وابستگی بیش از اندازه در او دامن می‌زند و دوره اضطراب جدایی طولانی‌تر می‌شود.

استرس والدین و تاخیر در فرآیند دوست یابی بر کودکان
کودکانی که والدین آن‌ها سطوح بالایی از استرس را تجربه می‌کنند معمولا در دوست یابی نیز با مشکل مواجهه می‌شوند؛ چون مهارت‌های ارتباطی پایین تری دارند. از طرفی چون احتمال خطر را می‌دهند؛ همیشه محتاط عمل می‌کنند. معمولا در روابط نقش فعالی ندارند و توسط همسالان طرد می‌شوند. پس والدین باید به دنبال راه های کاهش و درمان استرس کودکان و همچنین استرس خودشان باشند.

سخنی با والدین
لازم است والدین نسبت به ترس‌ها و استرس‌های خود آگاه باشند. ترس‌های خودتان را بشناسید تا بتوانید آن‌ها را کنترل کنید. اضطراب و نگرانی شما باعث تزریق استرس به کودک می‌شود. زمانی که والدین سطوح بالایی از استرس را تجربه می‌کنند، نسبت به مشاهده استرس و اضطراب در کودک کمتر واکنش نشان می‌دهند، پس پیش از آن که زمینه‌های استرس را در فرزندان خود نهادینه کنید، برای درمان استرس اقدام کنید. لازم است نکات تربیتی فرزندان که توسط روانشناسان کودک ارائه می‌شوند را جدی گرفته و با مراکز مربوطه در ارتباط باشید.

سوالات متداول درباره تاثیر استرس والدین بر کودکان
موثرترین راهکار برای کاهش استرس کودکم آن هم زمانی که خودم به عنوان مادر استرس دارم چیست؟
باید بدانید تا زمانی که خودتان دچار استرس هستید به هیچ وجه نمی‌توانید استرس کودک را کاهش دهید. لازم است که ابتدا به درمان استرس خود بپردازید. در صورتی که با کاهش استرس شما کودک نیز از به مرور استرسش کمتر شد نیازی به مداخله وجود ندارد اما اگر احساس کردید که کودک حتی بعد از بهبود شما کماکان دچار استرس است باید از یک مشاور و متخصص کمک بخواهید. 

نقش والدین در شکل گیری استرس در کودکان چگونه است؟
از همان زمان بدو تولد والدین به عنوان الگوهای فرزندان شناخته می‌شوند. اگر والدین دچار استرس باشند این مسئله به کودکان نیز سرایت می‌کند. در کنار این مسائل اعتیاد والدین، متشنج بودن فضای خانه، بی توجهی به کودک و مرگ یا بیماری در خانواده می‌تواند باعث استرس در کودک شود.

برقراری ارتباط با دیگران در دوران کرونا ؛ بایدها و نبایدها برای کودکان

برقراری ارتباط با دیگران در دوران کرونا ؛ بایدها و نبایدها برای کودکان

کودکت/ توانایی برقراری ارتباط، بویژه برقراری ارتباط با دیگران در دوران کرونا از جمله همسالان، یکی از مهارت‌های مهم و مورد نیاز در رشد اجتماعی کودکان است. کودکان نیاز دارند بتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند، با آن‌ها حرف بزنند و به حرفشان گوش دهند، با دوستانشان بازی کنند، در کارها با هم مشارکت کنند، از یکدیگر بیاموزند و مهم‌تر اینکه قادر باشند ارتباط مؤثری با اعضای فامیل، دوستان و بستگان برقرار کنند. بتوانند دوست انتخاب کنند و روش‌های حفظ و تحکیم دوستی را بیاموزند. این مجموعه مهارت‌ها و روابط به ایجاد حلقه‌ای از ارتباط‌های اجتماعی منجر می‌شود که در طول زندگی و در موقعیت‌های مختلف می‌تواند همچون حلقه حمایتی اجتماعی به آن‌ها در غلبه بر مشکلات کمک کند.
کودکان، با توجه به ویژگی‌های خلق و خویی خود، واکنش‌های متفاوتی در ارتباط با دیگران بروز می‌دهند. برخی از آنان به محض دیدن افراد دیگر لبخند می‌زنند و آماده برقراری ارتباط‌اند، برخی دیگر محتاط‌ترند و به زمان بیشتری برای برقراری ارتباط نیاز دارند و دسته‌ای دیگر فقط با حضور والدین حاضر به تعامل با دیگران‌اند.
بیشترین ارتباط کودک در دو سال اول زندگی در درجه اول با پدر و مادر و سپس بستگان درجه یک مثل والدین بزرگ‌تر، عمه، عمو، خاله و دایی و احتمالا فرزندان آنان خواهد بود.
با در نظر گرفتن ویژگی‌های فردی، کودکی که امنیت و آرامش را در ارتباط با والدین خود تجربه کرده باشد برای ارتباط با افراد دیگر آماده‌تر خواهد بود. تنش در محیط و فشار وارد کردن بر کودک برای جدا شدن از والدین در زمانی که هنوز آمادگی لازم را برای جدایی کسب نکرده ممکن است به مانعی جدی برای برقراری ارتباط کودک با دیگران تبدیل شود.
بین دو تا سه سالگی، کودک آرام‌آرام آماده برقراری ارتباط با کودکان دیگر در حضور والدین می‌شود. نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این است که این آمادگی به معنی داشتن مهارت برای برقراری ارتباط نیست، بلکه کودک کنجکاو است که بچه‌های دیگر را بشناسد و بداند آن‌ها چه می‌کنند. در این سن، اگر در کنار یکی از والدین در محیطی که کودکان دیگر حضور دارند قرار بگیرد، پس از کسب حس امنیت، آماده حضور و ‌بازی در کنار آنان خواهد بود. به این مقطع دوره بازی‌های موازی گفته می‌شود، کودکان در کنار هم و نه با هم بازی خواهند کرد. این مقطع سنی مرحله مهمی در برقراری ارتباط اجتماعی کودکان به حساب می‌آید و نقش حضور مادر در کنار کودک را پررنگ می‌کند.
در سه تا پنج سالگی، کودک به‌تدریج با همسالان خود ارتباط برقرار می‌کند. با آن‌ها همبازی می‌شود و مهارت‌های برقراری ارتباط را تمرین می‌کند. هرچه امکان تعامل با دیگران برقرار باشد و این محیط‌ها امنیت کافی داشته باشند، میل کودک به ارتباط بیشتر می‌شود.
در دوران دبستان، کودک با مهارت‌هایی که در سال‌های قبل از دبستان آموخته است زمان بسیاری را در طول روز  به ارتباط با همسالان اختصاص می‌دهد. در این ارتباط‌ها، مهارت های ارتباطیزیادی آموخته می‌شود و کودک برای ورود به دنیای بزرگسالی آماده می‌شود.
شرایط فراگیری بیماری کرونا موجب ایجاد محدودیت در ارتباط‌های اجتماعی گروهی شده است و کودکان نمی‌توانند در گروه‌های بازی، برنامه‌های مهدکودک و کلاس‌های مدرسه شرکت کنند. این موضوع موجب شده است که والدین مدام در تلاش باشند که کودکشان را سرگرم کنند و در همه فعالیت‌ها به‌نوعی در خدمت کودک باشند. کودک به‌تدریج به این شکل از فعالیت عادت می‌کند و چون مهارت لازم را برای بده بستان با کودکان دیگر کسب نمی‌کند، به‌تدریج از برقراری ارتباط با آنان می‌ترسد. برای کمک به ایجاد اندکی تغییر در وضعیت موجود، رعایت نکات زیر کمک‌کننده خواهد بود.
با استفاده از امکانات موجود مثل گوشی‌های هوشمند، امکان برقراری ارتباط مجازی مستمر در زمان‌های مناسب و مدیریت‌شده را با افراد خانواده و بستگان، به‌خصوص دوستان کودک، فراهم کنید.
با رعایت پروتکل‌های پیشگیری از ویروس کرونا، شرایط دیدار و ارتباط حضوری با یک یا دو نفر ثابت از همسالان کودک را، ترجیحا یک یا دو بار در هفته، فراهم کنید.
در زمان‌هایی که کودک با بچه‌های دیگر مشغول بازی و گفتگوست، حتی‌الامکان از دخالت کردن در ارتباط آن‌ها خودداری کنید، فقط زمانی که احساس کردید ممکن است درگیری فیزیکی ایجاد شود، دخالت کنید و مانع زد و خورد شوید.
کودک را به فضاهای باز و طبیعی ببرید و بدون ایجاد ترس، رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی را به او بیاموزید و اجازه دهید با رعایت فاصله با بزرگسالان هم وارد گفتگو شود.
در زمان‌هایی که شرایط برقراری ارتباط او با دیگران فراهم است، به کودک فرصت دهید خودش برای برقراری ارتباط تلاش کند و به او فشار وارد نکنید.
برای رعایت آداب ارتباط اجتماعی، به طور مرتب به کودک تذکر ندهید. آداب و فرهنگ ارتباطی اغلب به طور غیرمستقیم و در محیط مناسب آموخته می‌شود.
در بازی‌های مشترکی که با کودک انجام می‌دهید، نقش‌ها و مسئولیت‌ها و مهارت‌های اجتماعی را تمرین کنید.
در ایجاد محیطی پر از سرگرمی در خانه، اعتدال را رعایت کنید، اجازه دهید کودک خودش هم برای سرگرم کردن خودش تلاش کند.
به خاطر داشته باشید که برقراری ارتباط با دیگران در دوران کرونا در عین حال که جدید است و تغییرات زیادی را در زندگی روزانه همه افراد وارد کرده است، اما تقریبا برای همه خانواده‌ها مشترک است. با تبادل تجربه و همکاری، می‌توانید به یکدیگر کمک کنید تا این مرحله را با آرامش بگذرانید.

ویژگی والدینی که از نظر روانی قوی هستند

ویژگی والدینی که از نظر روانی قوی هستند

بیا نی نی/ والدین باید برای تربیت فرزندان قوی و موفق، ابتدا باید خودشان از نظر روحی و روانی قوی باشند و از انجام برخی کارها در تربیت کودکشان اجتناب کنند.
نبایدهای رفتاری بارز و مهم والدین قوی از نظر روحی
تربیت بچه هایی که در مقابل چالش های زندگی قوی باشند نیازمند این است که والدین بعضی اعمال تربیتی ناسالم که قدرت روحی بچه ها را از بین می برند کنار بگذارند.
البته کمک به بچه ها برای ساختن ماهیچه های ذهنی قوی کار آسانی نیست و نیاز به والدینی دارد که خودشان هم از نظر روحی قوی باشند. تماشای مبارزه ی بچه ها، فشار آوردن به آن ها برای مقابله با ترس هایشان و انتظار داشتن از آن ها که مسئول اشتباهاتشان باشند، سخت است اما این ها آن تجربیاتی هستند که بچه ها برای رسیدن به بزرگترین استعدادهایشان نیاز دارند.

والدینی که مغز بچه هایشان را برای یک زندگی معنادار، شاد و موفق پرورش می دهند، از این 13 کاری که در بخش بسیار مهم خانواده پلاس بیا نی نی خواهید خواند اجتناب می کنند.

1. آن ها از ذهنیت قربانی A چشم پوشی نمی کنند.
خط خوردن از تیم فوتبال یا مردود شدن در یک درس از فرزند شما یک قربانی نمی سازد. رد شدن، شکست خوردن و بی عدالتی بخشی از زندگی است. والدین قوی به جای این که برای بچه هایشان دلسوزی کنند و بدشانسی آن ها را خیلی بزرگ کنند، بچه هایشان را تشویق می کنند که تلاششان را بیشتر کنند. آن ها به بچه هایشان کمک می کنند تا راه هایی را یاد بگیرند که در آن با وجود شرایط و مشکلات بتوانند اقدامات مثبتی انجام دهند.

2. آن ها از روی تقصیر و گناه پدری یا مادری نمی کنند.
احساس گناه می تواند منجر به یک سری روش های ناسالم تربیتی شود. مثلا اول به درخواست نامعقول بچه می گویید ” نه ” و بعد تسلیم خواسته ی آن ها می شوید یا مثلا در روزهای تعطیل آن ها را زیادی لوس می کنید. والدین قوی می دانند که گرچه گناه ناخوشایند است اما قابل تحمل است. آن ها اجازه نمی دهند احساس گناه مانع تصمیمات عاقلانه شوند.

3. آن ها فرزند خود را در مرکز جهان قرار نمی دهند.
این کار باعث می شود زندگی شما حول محور فرزندتان بچرخد اما بچه هایی که فکر می کنند در مرکز جهان هستند، در خود فرو رفته و ذیحق بار می آیند. والدین قوی به فرزندشان یاد می دهند که او چه چیزی باید به دنیا بدهد نه این که دنیا چه چیزی باید به او بدهد.

4. آن ها اجازه نمی دهند ترس گزینه ها را به آن ها تحمیل کند.
نگه داشتن فرزندتان در یک حباب حمایتی می تواند باعث نگرانی و اضطراب زیادی در شما شود. مراقبت زیادی از بچه ها مانع رشد آن ها می شود. والدین قوی به چشم راهنما به خود نگاه می کنند، نه حامی. آن ها به بچه هایشان اجازه می دهند از خانه بیرون بروند و زندگی را تجربه کنند. حتی اگر زندگی خیلی بی رحم و ترسناک باشد.

5. به بچه هایشان اجازه نمی دهد که بر آن ها سلطه داشته باشند.
بچه هایی که به خانواده دستور می دهند که برای شام چه چیزی بخورند یا بچه هایی که تعیین می کنند که تعطیلات آخر هفته را چطور بگذرانند، زیادی به آن ها قدرت داده شده است. رئیس شدن بچه ها برای آن ها خوب نیست. والدین قوی به فرزندان اختیاراتی می دهند اما در عین حال سلسله مراتب را هم حفظ می کنند.

6. آن ها انتظار کمال مطلق ندارند.
انتظارات بالا خوب است اما انتظارات بیش از حد نتیجه ی معکوس می دهد. والدین قوی می دانند که بچه هایشان قرار نیست در هر کاری بهترین باشند. به جای این که به بچه هایشان فشار بیاورند که از همه بهتر باشند، به آن ها کمک می کنند که نمونه ی بهتری از خودشان شوند.

7. آن ها به بچه هایشان اجازه نمی دهند از مسئولیت طفره روند.
شما هیچ والدین قوی ای را پیدا نمی کنید که جملاتی مثل این را بگویند:”من نمی خواهم زحمت کارهای خانه را روی دوش بچه ها بیندازم. بچه ها فقط باید بچگی کنند.” آن ها از بچه ها انتظار دارند وارد میدان شوند تا مهارت های لازم برای یک شهروند خوب بودن را یاد بگیرند. آن ها به طور موثری به بچه هایشان یاد می دهند که مسئول اعمال و انتخاب های خود باشند و به آن ها وظایف متناسب با سنشان محول می کنند.

8. آن ها مانع رنج ها و سختی های بچه هایشان نمی شوند.
این که شاهد مبارزه ی بچه ها با مشکلات باشیم سخت است اما بچه ها نیاز دارند با مشکلات روبررو شوند و تجربیات تلخی هم داشته باشند. والدین قوی در هنگام مشکلات فرزندان کمک های لازم را به آن ها می کنند تا آن ها این اعتماد به نفس را به دست آورند که می توانند با هر مشکلی در زندگی روبرو شوند.

9. والدین قوی نسبت به احساسات بچه هایشان مسئولیتی ندارند.
وقتی بچه هایتان غمگین یا عصبانی هستند ممکن است دوست داشته باشید آن ها را خوشحال و یا آرام کنید اما تنظیم احساسات کودکان نمی گذارد آن ها مهارت های اجتماعی و عاطفی بدست آورند. والدین قوی به فرزندان آموزش می دهند که مسئول احساسات خود باشند تا برای تنظیم احساسات خود وابسته به دیگران نباشند.

10. والدین قوی مانع اشتباه کردن بچه هایشان نمی شوند.
بارها در مطالب تربیت فرزند در خانواده پلاس بیا نی نی گفته ایم که اجازه دهید بچه ها اشتباه کنند. اشتباهات بهترین معلمان در زندگی هستند. والدین قوی به فرزندان اجازه می دهند اشتباه کنند و با نتیجه ی طبیعی اعمالشان روبرو شوند.

11. والدین قوی ادب کردن را با تنبیه کردن اشتباه نمی گیرند.
تنبیه کردن برای این است که بچه به خاطر کار اشتباهی که انجام داده سختی ای را متحمل شود. ادب کردن برای این است که به بچه آموزش دهیم که چطور در آینده بهتر عمل کند و والدین قوی در حالی که عواقب را نشان می دهند، هدف نهایی شان این است که تادیب نفس را به بچه آموزش دهند تا در نهایت بچه بتواند تصمیم درستی بگیرد.

12. والدین قوی برای راحت کردن خود، میان بر نمی زنند.
تسلیم شدن در برابر خواسته ی بچه وقتی که نق می زند، و یا انجام کارهایشان، سریع و راحت استاما این میان برها بچه ها را بد عادت می کند. والدین قوی این نق زدن ها را تحمل می کنند تا بچه بد عادت نشود.

13. والدین قوی ارزش ها را فراموش نمی کنند.
در دنیای سریع امروز افراد غرق در تکالیف روزمره، کارهای خانه و تمرینات ورزشی هستند. این برنامه های گیج کننده، همراه با فشار رسانه های اجتماعی برای بهترین والدین سال شدن، باعث می شود مردم فراموش کنند که چه چیز در زندگی واقعا مهم است. والدین قوی ارزش های خود را می شناسند و زندگی را محدود به روزمرگی ها نمی کنند و بیش از حد زندگی را سخت نمی گیرند.

بازی‌های رایانه‌ای هووی رابطه والدین و فرزندان!؟

بازی‌های رایانه‌ای هووی رابطه والدین و فرزندان!؟

ترجمان/ معمولاً پدر و مادرها وقتی می‌بینند بچه‌شان غرق خواندن یک رمان شده، یا با دوستانش مشغول بازی است، خوشحال می‌شوند، اما به‌محض اینکه بینند فرزندشان مشغول بازی رایانه‌ای شده، احساس خطر می‌کنند. خیلی‌ها فرض می‌گیرند که بازی‌های رایانه‌ای جز ضعیف‌شدن چشم، اتلاف وقت و اعصاب‌خردی و بداخلاقی چیزی به بار نمی‌آورد. اما اگر این پیش‌فرض‌های منفی را کنار بگذاریم، خواهیم دید که این بازی‌ها برای بچه‌های امروزی فایده‌های بسیاری دارد. از تعامل و دوست‌یابی بگیرید، تا آموختن کار گروهی و هنر حل مسئله.
کارا لین، تد — یک شب، پسرهایم را صدا کردم که بیایند تا شام بخوریم، ولی هیچ پاسخی نیامد.
اعتراف: با عصبانیت رفتم توی اتاقشان و دکمۀ خاموش کنسول بازی را زدم.
انگار دنیا به آخر رسید. صفحه که سیاه شد پسرها از خشم و غیظ می‌خواستند من را بخورند. آن‌ها را سر شام آوردم. واکنشم به رفتارشان معمولاً این‌ است: «دارید عمرتان را با این بازی‌ها تلف می‌کنید».
اما آن شب تصمیم گرفتم به جای غرزدن کمی از کارشان سر در بیاورم. پرسیدم: «چرا این بازی این‌قدر برای شما مهم است؟»
خوشحالم که چنین سوالی کردم. پسرانم تعجب کردند و پرسیدند: «مامان، واقعاً دلت می‌خواهد بدانی؟»
گفتم: «بله!»
گفتند: «مامان، هر کسی را که می‌شناسیم بازی می‌کند».
شلوغش نمی‌کردند. طبق آمار انجمن سرگرمی‌های نرم‌افزاری، ۲.۵ میلیارد نفر در سراسر جهان گیمر هستند. (گیمر کسی است که بازی ویدئویی می‌کند). یعنی تقریباً یک سوم کل بشریت.
پسرهایم کمک کردند با جهانی آشنا شوم که پیش از آن چیزی درباره‌اش نمی‌دانستم، چه برسد به اینکه بدانم در آن جهان چطور بچه‌هایم را تربیت کنم. امروزه بازی ویدئویی تجربه‌ای تفریحی، تعاملی، چندجانبه و متصل است. پر است از رقابت، حل مسئله، معما و منطق. چیزهای خوبی است، نه؟ همچنین پر است از بحث، فرهنگ، تاریخ، موسیقی، هنر، گفت‌وگو و انتخاب‌های اخلاقی؛ چیزهایی که واقعاً آدم دوست دارد بچه‌اش یاد بگیرد. به علاوه، بازی ویدئویی فلسفه، راهبرد و مهارت‌های شگفت‌آوری را در خود دارد.
خواندن کتابی واقعاً خوب را تصور کنید، یا تماشای فیلمی فوق‌العاده یا رویدادی ورزشی را؛ حالا امکان دارید آن را دست‌کاری کنید، در آن مسابقه بدهید و با آن تعامل کنید. بازی ویدئویی مدرن چنین چیزی است.
پسرها همین‌طور به من بیشتر و بیشتر یاد می‌دادند. مثلاً به من گفتند که وقتی ناگهان بازی را قطع می‌کنم، تعلیق می‌شوند و گفتند: «مامان، ما مسئولیت داریم و تو مدام می‌گویی بازی را متوقف کنیم. نمی‌شود یک بازی آنلاین را متوقف کرد. مامان، جدی، نمی‌شود بازی را متوقف کرد».
بعد گفتند: «تو حقیقتاً دلمان را می‌شکنی وقتی می‌گویی «منزوی» یا «بازنده» هستیم. ما با دوستانمان در یک بازی چند بازیکنی داریم به صورت زنده بازی می‌کنیم و در حقیقت داریم با دوستان جدید و تازه‌ای هم آشنا می‌شویم».
آن روز بود که به یک خودآگاهی تکان‌دهنده رسیدم. من که در آشپزخانه مشغول پخت شام هستم خیلی از پسرهایم تنهاترم که دارند در طبقۀ بالا بازی می‌کنند. اینطور بود که بچه‎‌هایم را به‌عنوان گیمر پذیرفتم و این چیزی است که از آن روز تاکنون دارم فریاد می‌زنم: «وقت شام نزدیکه، کجای بازی هستید؟» وقتی می‌فهمم، زمان‌بندی می‌کنم و آن وقت دور هم و با آرامش خانوادگی شام می‌خوریم، همان چیزی که از اول دنبالش بودم.
یک بار پسر بزرگم، کانر، کنارم آمد و گفت: «مامان، گوش کن چه می‌گویم، چه کار بکنم که امروز از ۳ عصر به بعد کاری به کارم نداشته باشی؟» فهمیدم می‌توانم از این درخواست به نفع خود استفاده کنم. به همین خاطر یک فهرست بلندبالا تهیه کردم: تکالیف مدرسه‌ات را انجام بده و وقت نهار با مادربزرگت گرم بگیر (به صورتش نگاه کن و لبخند بزن و…)؛ حتی جمع کردن علف‌های باغچه را هم به فهرستم اضافه کردم. همه را انجام داد. گفت: «مامان، عالیه. امروز عصر تنها کاری که دوست داشتم بکنم این بود که امتیازم را بالا ببرم».
بازی ویدئویی، سطح‌ها و لیگ‌ها و جوایز مختلفی دارد و فهمیدم اگر برای او مهم است، حتماً باید برای من هم مهم باشد. این دقیقاً همان چیزی است که دکتر کریس هسکل، استادیار بالینی و مربی ورزش الکترونیک از دانشگاه ایالتی بویس دربارۀ استاد-قهرمان‌های ورزش الکترونیک خود می‌گوید. او به دنبال گیمرهایی است که اهدافی دارند و مصمم هستند سطح خود را در بازی بالا ببرند. در واقع، اکنون بسیاری از دانشکده‌ها در حوزۀ ورزش الکترونیک بورس تحصیلی می‌دهند، به علاوه هم بخش نظامی و هم دیگر صنایع از شبیه‌سازی‌هایی از جنس بازی‌های ویدئویی در کار خود بهره می‌برند.

من کم‌کم بازی ویدئویی را مانند نوعی ورزش به همراه تمرینات و ملزومات دیگر پذیرفتم. اگر بچه‌تان مشغول تمرین فوتبال یا وسط بازی بیس‌بال باشد، می‌روید وسط زمین، سرِ مربی‌اش داد بزنید که «بسه دیگه، بچه‌ام باید برود آشغال‌ها را بگذارد دم در»؟ معلوم است که نه. تصمیم گرفتم تا زمانی که بچه‌هایم اول وظایفشان را انجام می‌دهند، بگذارم بازی‌شان را بی‌وقفه ادامه دهند.

بازی ویدئویی با زبان مشترک و پویایی تیمی خود جهان را گرد هم می‌آورد. جوان‌ها به تماشای بازی دیگران می‌نشینند. من همیشه به خاطر این کار آن‌ها را سرزنش می‌کردم. اما می‌بینم همسرم هم به تماشای بازی دیگران می‌نشیند؛ او طرفدار پر و پا قرص تیم فوتبال امریکایی سان‌فرانسیسکو فورتی ناینز است. فصل گذشته، یک بازی به وقت اضافه کشیده شد و چهار و نیم ساعت طول کشید. آیا رفتم برای همسرم سخنرانی کنم و بگویم «داری مغزت را خراب می‌کنی و عمرت را تلف می‌کنی»؟ نه. گذاشتم از تماشای برنامۀ ورزشی‌اش لذت ببرد. گیمرها معمولاً بازی حرفه‌ای‌ها را تماشا می‌کنند و سعی می‌کنند قلق‌ها و نکات بازی را از آن‌ها بیاموزند.

از وقتی دربارۀ بازی با پسرهایم صحبت کردم، توانستم با برخی گیمرهای حرفه‌ای مصاحبه کنم. یکی از آن‌ها خاطرۀ یک دورهمی فامیلی را تعریف کرد که در آن همه از این طرف و آن طرف حرف می‌زدند و چیزهایی از زندگی خود می‌گفتند و سعی داشتند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. نوبت به او که می‌رسد، شروع می‌کند دربارۀ بازی‌های ویدئویی حرف می‌زند و از علاقه‌اش به آن‌ها می‌گوید. یکی از عمه‌هایش با بی‌ادبی رو به جمع می‌گوید: «چرا دربارۀ چیزهای واقعی‌ای حرف نمی‌زنید که همه آدم‌ها دوست دارند؟»

همه می‌زنند زیر خنده و از آن زمان او با هیچ کدامشان صحبت نکرده است؛ از این ماجرا بیش از ده سال می‌گذرد. دوست دارم بدانم اگر آن عمه خانم به جای انتقاد کمی کنجکاوی می‌کرد، چه اتفاقی می‌افتاد؟
حالا شاید با خود فکر کنید، «خب، او اصلاً چیزی دربارۀ بدی‌های بازی ویدئویی نگفت». حق با شماست.
درست است؛ دربارۀ ارتباط آنلاین و مسائلی از این دست نگرانی‌هایی وجود دارد و اتفاقاً به همین دلیل است که وارد شدن در زندگی فرزند گیمرمان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در خانۀ ما، من و پسرها دائم دربارۀ تعادل و رفتار آنلاین گفت‌وگو می‌کنیم. حالا که سال‌ها گذشته می‌دانم پسر کوچکم هنوز با برادرش بازی می‌کند با اینکه بیش از ۵۰۰ کیلومتر از هم فاصله دارند. این مرا دلگرم می‌کند. بازی رابطۀ آن‌ها را حفظ کرده است.
روی سخن من فقط با والدین نیست، بلکه با پدربزرگ، مادربزرگ، عمه و عمو، خاله و دایی، پدرخوانده، مادرخوانده، رفقای صمیمی، مدیران مدارس و دیگر افراد مرتبط است: کنجکاو باشید.

من راهکار ساده‌ای دارم. با بچۀ گیمر خود گفت‌وگویی را شروع کنید و این سه سوال را بپرسید.
– چه بازی‌هایی می‌کنی؟
– چرا از این بازی‌ها بیشتر خوشت می‌آید؟
– می‌شود یک وقتی که داری بازی می‌کنی، من هم تماشا کنم؟
اگر از بازی استقبال نکنیم، شاید ارتباطمان را با افرادی از دست بدهیم که بیش از همه دوستشان داریم.
نویسنده: کارا لین
ترجمۀ: نجمه رمضانی