تصویر زندگی/ مجرد بودن گاهی اوقات به شما احساس رهایی و قدرت میدهد. در زندگی آزادی عمل بیشتری دارید و لازم نیست نگران باشید که شریک زندگی شما چه احساسی دارد یا چطور فکر میکند. اما گاهی اوقات مجرد بودن باعث میشود فکر کنید به کسی و جایی تعلق ندارید و احساس ناامیدی و تنهایی کنید. اگر به هر دلیلی مجرد زندگی میکنید، با نکاتی که در ادامه میخوانید میتوانید با احساسات ناخوشایند ناشی از مجرد بودن کنار بیایید.
مجرد بودن و احساسات ناخوشایند
افراد به دلایل مختلفی ممکن است به صورت مجردی زندگی کنند. گاهی اوقات این یک تصمیم اختیاری است و گاهی اوقات اجباری. هر شرایطی نکات مثبت و منفی خودش را دارد و مجرد بودن هم از این قاعده مستثنی نیست. گاهی اوقات مجرد بودن احساسات ناخوشایندی مثل تنهایی، مورد بیتوجهی واقع شدن و ناامیدی ایجاد میکند.
مجرد بودن اگر انتخاب شخصی باشد، شاید کمتر این احساسات ناخوشایند را به دنبال داشته باشد ولی زمانی که به دلایل مختلف مجبورید تنها زندگی کنید، هجوم احساسات منفی بیشتر میشود.
برای اینکه در این شرایط احساس بهتری داشته باشید، این نکات را به خاطر بسپارید.
دیدگاه خود را تغییر دهید
پیدا کردن روشی برای کنار آمدن با تنهایی و داشتن احساس بهتر دربارهی مجردی، نه تنها برای سلامت ذهن شما مهم است بلکه برای سلامت جسم شما هم اهمیت دارد. احساساتی مثل تنهایی میتواند تأثیرات جدی و مخربی روی سلامت و نشاط فرد داشته باشد.
احساس تنها ماندن، احساس بدون پشتیبان بودن و تنهایی، سطح ایمنی بدن را کاهش میدهد، باعث خواب ناآرام میشود، سلامت قلب و عروق را تحت تأثیر قرار میدهد و مشکلات مرتبط با سلامت روان را افزایش میدهد.
دیدگاهی که نسبت به وضعیت روابط خود دارید میتواند نقش مهمی در احساس شما نسبت به مجرد بودن داشه باشد. تحقیقات نشان داده است که کسانی که داوطلبانه مجرد بودن را انتخاب کردهاند یا آن را یک وضعیت داوطلبانه و نه تحت اجبار برای خود در نظر میگیرند، کمتر احساس تنهایی میکنند.
تصورات اشتباه و گزارههای نادرستی که دربارهی مجرد بودن وجود دارد، ممکن است یکی از دلایل ایجاد احساسات ناخوشایند در افراد مجرد باشد. این تصورات نادرست به شرح زیر هستند؛
کلیشههایی که فرد مجرد را بهعنوان فردی غمگین، تنها، نامطمئن و ناراضی معرفی میکند.
فشار اجتماعی برای پیدا کردن شریک زندگی و شروع یک خانواده و فرزنددار شدن
مجردی بهعنوان منبعی برای فردگرایی در نظر گرفته میشود.
مردان جوان تمایل دارند مجرد باشند چون میخواهند برای برقراری روابط متعدد، آزاد باشند.
زنان جوان مجرد میمانند چون فکر میکنند برای اینکه شریک زندگی کسی باشند، مطلوب نیستند.
افرادی که مجرد هستند در برقراری ارتباط مشکل دارند.
مجردها به دلیل اینکه تمایل ندارند به کسی متعهد باشند، مجرد میمانند.
افراد، مجرد میمانند تا هر کاری خواستند بکنند.
به جای تمرکز کردن روی کلیشههای بیاساس، دیدگاه خود را دربارهی مجرد بودن تغییر دهید. به جای تمرکز روی جنبههای منفی مجرد بودن، از رهایی و فرصتی که به شما میدهد استفاده کنید.
برای رسیدن به اهداف خود تمرکز کنید
اگر مجرد بودنتان، باعث ناامیدی و ترس میشود، سعی کنید اهداف دیگری در زندگی داشته باشید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید. داشتن اهداف دیگر در زندگی به شما کمک میکند که اعتمادبهنفس و قدرت بیشتری در خودتان احساس کنید. این هدف میتواند موفقیت در مسائل کاری، پرداختن به یک سرگرمی جانبی، رسیدگی به خانواده، تلاش برای حفظ سلامت جسمی یا سایر چیزهایی باشد که همیشه در زندگی دوست داشتید به آن برسید.
کارهایی که میتوانید امتحان کنید عبارتاند از؛
شرکت کردن در کلاسهای آموزشی یا ثبت نام در برنامههای تحصیلی برای گرفتن مدارک بالاتر تحصیلی
داشتن دفترچه یا ژورنالی برای پیگیری کردن کارهایی که دوست دارید انجام دهید
یاد گرفتن یک زبان جدید یا پرداختن به یک سرگرمی جدید مثلا کارهای هنری
هدف از پیدا کردن یک هدف تازه در زندگی این است که زمان و انرژی خود را صرف تلاش برای موفقیت کنید و به شرایط تأهل خود فکر نکنید. این روش نه تنها باعث میشود به احساس رضایت از زندگی دست پیدا کنید بلکه کمک میکند که خودتان را بهتر بشناسید و دقیقا بدانید که از شریک آیندهی زندگی خود چه میخواهید.
خودتان را مقایسه نکنید
زمانی که با مجرد بودن خود کنار نیامدهاید و از اینکه مجرد هستید احساس ناراحتی میکنید، معمولا دیدن دوستان و اقوامی که روابط خوبی دارند و تنها نیستند، میتواند ناراحتکننده باشد. اما همیشه مهم است که هرگز خودتان را با دیگران مقایسه نکنید؛ فرقی نمیکند که اقوام شما باشند، دوست نزدیک و حتی دوستانی که در شبکههای مجازی دارید.
هیچکدام از ما از جزئیات زندگی و روابط دیگران باخبر نیستیم. آنچه در پستهای شبکههای اجتماعی، یک رابطهی بینقص و عالی به نظر میرسد، ممکن است در زندگی واقعی کاملا متفاوت باشد و شما فقط به خاطر یک ظاهر زیبا، حقیقت زندگی خود را تلخ و سیاه میکنید.
علاوه بر این، اگر رابطه و زندگی مشترک برای یک نفر دیگر نتیجهی مثبتی داشته، به این معنا نیست که برای شما هم نتیجهی خوبی دارد یا لزوما به آن نیاز دارید. به جای اینکه خودتان را درگیر مقایسه کردنهایی کنید که معمولا بیپایه و اساس است، روی پیدا کردن شادی در زندگی خودتان تمرکز کنید؛ شادی و خوشبختی که وابسته به وجود دیگران نباشد.
روی روابط دیگر سرمایهگذاری کنید
فراموش نکنید که سایر روابط شما، مثلا روابطی که با والدین، دوستان و همکاران دارید، به اندازهی شریک زندگی میتواند در ایجاد احساس خوب در شما نقش داشته باشد. به عبارت دیگر، وقتی احساس کنید که از طرف افراد دیگر در زندگی خودتان، حمایت اجتماعی دریافت میکنید، برای حفظ سلامت روان شما مهم است.
بنابراین، در زمان مجردی روی روابط غیررمانتیک که با افراد دارید تمرکز کنید. بیشتر برای آنها وقت بگذارید. روابط خود را با اعضای خانواده حفظ کنید و با دوستان خود قرارهای دوستانه بگذارید. ایجاد روابط اجتماعی جدید و پیدا کردن دوستان جدید هم میتواند مفید باشد. به گروههای آنلاین ملحق شوید، برای مقاصدی که برایتان اهمیت دارند در کارهای داوطلبانه شرکت کنید، در باشگاههای ورزشی ثبت نام کنید و حتی میتونید گروهها و جمعهای آنلاین با موضوعات خاص مثلا کتابخوانی تشکیل دهید. از این طریق میتوانید دوستان جدیدی پیدا کنید که همفکر شما هستند. به همین ترتیب میتوانید دامنهی روابط اجتماعی خود را گستردهتر کنید و کمتر احساس تنهایی کنید.
علاوه بر همهی اینها، گسترش دادن روابط اجتماعی در نهایت ممکن است به آشنا شدن با کسی منجر شود که شریک زندگی شما شود و به هم علاقه داشته باشید.
روی مزایای مجرد بودن تمرکز کنید
مجرد بودن هم مثل قرار داشتن در یک رابطه، میتواند مزایایی داشته باشد. مثلا از فواید آن میتوان به نکات زیر اشاره کرد؛
وقت گذاشتن برای پیدا کردن رابطهی درست به این معنا است که شما احتمالا شریک زندگی مناسبتری انتخاب میکنید.
زمان بیشتری دارید برای اینکه در جهت رسیدن به اهداف خود تلاش کنید. مثلا با خیال راحت میتوانید تحصیلات خود را دنبال کنید یا به فکر ارتقاء شغل باشید.
زمان بیشتری دارید برای اینکه معیارها، نیازها و خواستههای خود را بشناسید که باعث میشود بتوانید شریک زندگی بهتری انتخاب کنید.
حرف آخر
زندگی، مسابقه نیست و لازم نیست با سرعت مشخصی به اهداف خاصی در طول زندگی برسید که بیشتر آنها از قبل و توسط جامعه تعیین شده است. بدون اینکه ازدواج کرده باشید یا رابطهی عاشقانه با کسی داشته باشید میتوانید زندگی پربار، شاد و رضایتمندانهای را تجربه کنید. اگر فکر میکنید اکنون زمان مناسبی برای متعهد شدن شما نیست و آمادگی رابطهی طولانیمدت را ندارید، هیچ ایرادی ندارد اگر مدتها مجرد بمانید.
در هر صورت مهم است که همیشه به خودتان یادآوری کنید که دوستداشتنی هستید حتی اگر کسی این نکته را به شما نگفته باشد. در نهایت هر زمانی تصمیم بگیرید که رابطهای را به طور جدی دنبال کنید، مطمئن باشید افراد مجرد زیادی هستند که با شما هم فکر و همعقیده باشند و بتوانید با آنها آشنا شوید و زندگی مشترک را شروع کنید.
هشدار: ازدواج برای این افراد ممنوع است!

به نقل از مجله دلتا: چه کسانی نباید ازدواج کنند؟ مشخصا برخی افراد مجرد میمانند زیرا خودشان این سبک زندگی را انتخاب کردهاند.
برخی افراد مجرد هستند و علت آن شرایطی است که در زندگی خود دارند. آنها شاید در رابطه بزرگ و مهمی شکست خوردهاند یا مرتبا با افراد مختلف دیدار میکنند تا بهترین فرد را پیدا کرده و هنوز هم کسی که بتوانند خوب با او سازگار و مطابق باشند را نیافتهاند. در این مطلب به این موضوع میپردازیم که چه کسانی نباید ازدواج کنند.

چه کسانی نباید ازدواج کنند
هدف از این مقاله نیست که بخواهیم همه این مردان و زنان را در یک دسته بگذاریم. با این وجود برای برخی افراد، خصوصا کسانی که بیشتر از سی سال سن دارند و به دنبال پاسخ این هستند که چرا من هنوز مجرد هستم، در اینجا پاسخهایی غیرمتعارف اورده شده است که می توانید به آن فکر کنید.

حالات تدافعی دارید
اغلب افراد در روابط بین فردی شکست را تجربه کردهاند. با گذر زمان و داشتن تجربیات دردناک، همه ما در خطر هستیم که کمی تلخ شده و حالت تدافعی به خود بگیریم.
بهعنوان مثال اگر شما توسط والدین یا پرستارانی بزرگ شده باشید که افرادی سرد یا غافل هستند شما با عدم اطمینان به محبتهای دیگران بزرگ خواهید شد. ممکن است به کسانی که علاقه زیادی به شما نشان میدهند شک کنید و به دنبال آن در جستوجوی روابطی هستید که محرکهایی از گذشته را برای شما بازسازی میکنند. کار سادهای نیست که ببینید چه زمانی حالت تدافعی به خود گرفتهاید. برای کسانی که اینگونه شخصیتی دارند بهتر است اصلا وارد هیچ رابطهای نشوند، زیرا نمیتوانند گرم و صمیمی باشند.
ترس از صمیمیت از ویژگیهای افرادی که نباید ازدواج کنند
اغلب ما وانمود میکنیم که میخواهیم همسری عاشق را برای خود پیدا کنیم اما تجربیات از عشق واقعی، فانتزیهای عاشقانه ما که از همان اوایل کودکی بهعنوان یک مکانیسم حیاتی می آموختیم را از بین بردهاند. ما تنها به دنبال کاهش تصویر فردی منفی از خودمان و کم کردن اضطرابمان هستیم.

حقیقت این است که اغلب افراد نزدیکی و محبت را تا سطح خاصی میتوانند تحمل کند. در تلاش فرد برای رسیدن به سطح عمیقتر، ما لزوما عشقی که به زبان داشتیم را دیگر نمیخواهیم.

عزت نفس کمی دارند
افراد زیادی هستند که میگویند همین حس را تجربه کردهاند. آنها باور دارند که یک رابطه خوب و کامل را بیشتر از هرچیزی میخواهند اما عقیده قویتری دارند که هیچ کس باارزشی اصلا به آنها علاقهمند نمیشود.
وقتی جذب کسی میشوند به خاطر اعتماد به نفس کمی که دارند احساسات قوی خود را دنبال نمیکنند. اگر شما هم این مشکل را دارید اول اعتماد به نفس خود را بالاتر برده و بعد به ازدواج فکر کنید.

ترس از رقابت کردن از ویژگیهای افرادی که نباید ازدواج کنند
کمبود اعتماد به نفس اغلب منجر به ترس از وارد شدن به رقابتها میشود. شما به سادگی مقابل دیگران عقبنشینی میکنید، خصوصا وقتی صحبت از ملاقات با فرد جدیدی باشد. وقتی کسی را میبینید که دوستش دارید به سادگی با خودتان فکر میکنید رقیبم از من بهتر خواهد بود.

وقتی میبینیم فرد دیگری به شخص مورد علاقه ما حسی دارد به سرعت عقب نشینی میکنیم. شما نمیخواهید با کسی وارد رقابت شوید، خصوصا اگر سنتان بالاتر رفته باشد و شروع به حمله به خودتان خواهید کرد. ترس از رقابت کردن باعث میشود نتوانید برای چیزی تلاش کنید.
اعصابم به خاطر تنبل بودنم خرد شده، چه کنم؟
خراسان/ دختری 22 ساله ام و دانشجو. یک سری علایق دارم که دوست دارم پیگیرشان شوم ولی وقتی تصمیم به انجام یک کاری میگیرم، برای انجامش آن قدر کشش میدهم که اعصاب خودم هم خرد میشود. تنبلم. این مشکل را چطور حل کنم؟
پاسخ
درباره سوالی که مطرح کردید باید خدمت تان عرض کنم که این اتفاق برای خیلی از افراد در زندگی میافتد ولی شما یک گام از دیگران جلوتر هستید چون مشکل را شناسایی کردید و تصمیم دارید برای رفع آن اقدام کنید و دنبال راهکار هستید. حتما بارها شده که باید کار مهمی انجام بدهید اما بهانه میآورید و آن را به تاخیر میاندازید یا به خود گفتهاید: «حالا خیلی وقت دارم، بعدا انجامش می دهم». شما تنها نیستید، بسیاری از ما انجام کارهای مان را به دقیقه 90 میاندازیم. این پشت گوش انداختن ها، علت دارد و با یک سری راهکارها میتوانید آن ها را رفع کنید.
5 دلیل مهم و ریشه اصلی این اتفاق
زمانی که به خودمان اجازه دهیم هنگام داشتن کاری، با خود فکر کنیم که همه چیز تحت کنترل است و هنوز وقت کافی برای انجام آن کار را داریم، هرگز قادر نخواهیم بود وظایف مان را سر وقت و در زمان مقرر انجام دهیم. این رفتار از پنج دلیل مهم و اصلی ریشه می گیرد: 1- ما دوست داریم کارهایی را که برایمان خوشایند نیستند به تاخیر بیندازیم. 2- میترسیم در آن کار شکست بخوریم. 3- ما به انجام کارها به سرعت و در وضعیتی پرفشار عادت کردهایم. 4- روی توانایی های مان بیش از اندازه حساب باز میکنیم. 5- ترجیح میدهیم کاری انجام ندهیم چون کارهای زیادی روی دوشمان است.
این آسیب های روانی در انتظارتان است
وقتی زمان سررسید انجام یک کار نزدیک میشود، افسرده میشویم. اگر کار امروز را به فردا بیفکنیم، فردایی که هرگز از راه نمیرسد، در نهایت حتما با استرس، ناامیدی، دوستی های شکست خورده، اعتبار از بین رفته و حجم زیادی از کارهای عقب مانده روبه رو خواهیم شد. از نگاه روان شناسی، عادت به تاخیر انداختن کارها تاثیرات منفی زیادی دارد که عبارتند از: افسردگی، کاهش عزت نفس، اضطراب و ناراحتی، استرس و افزایش باورهای غیرمنطقی به خود و تواناییهای مان.
اولین قدم برای حل مشکل تان، کشف انگیزه است
همه آن چه که شما برای حل مشکل تان به آن نیاز دارید، طراحی سیستمی برای انجام کارهاست. بسیاری از آدم ها از داشتن برنامه دوری میکنند زیرا از یک زندگی خسته کننده هراس دارند و ترجیح میدهند آزادی داشته باشند. با این حال، مهمترین عامل و اولین گام برای مدیریت مشکل تان ایجاد انگیزه در خودتان است. وقتی شروع به انجام کار جدیدی میکنید، این پرسش ساده را از خود بپرسید: «چرا این کار را انجام میدهم؟». این استراتژی به حفظ انگیزه شما کمک میکند. محمد علی کلی روزگاری گفته بود که از تمرینات هر روزه خسته کننده خود بیزار است اما او به کار سخت خود ادامه داد و فهمید که یک روتین مستمر روزانه تنها راه او برای قهرمان شدن بوده است. همچنین استراحت کردن در فواصل میان کار کردن یا مطالعه کردن هم نکته بسیار مهمی است. اگر شما روی یک موضوع واحد برای مدت زمانی طولانی متمرکز بمانید، خسته و مضطرب خواهید شد. کار کردن با دوستان یا سردسته به شما کمک میکند مسئولیت پذیری و تعهد خود را در طول کار حفظ کنید. داشتن یک رژیم غذایی سالم و ورزش کردن هم هر دو از بهترین راهکارها برای مبارزه با پشت گوش انداختن کارهاست. شما با تلفیق تمام موارد مطرح شده، به یک سیستم میرسید که در چارچوب آن به اهداف تان دست پیدا میکنید و همزمان از زندگی هم لذت میبرید. در آخر، فراموش نکنید که فلسفه تغییر براساس سه اصل اساسی شکل میگیرد: اعتماد به خود، تفکر مثبت و رابطه خوب با دیگران.
نویسنده : فهیمه میرزایی | کارشناس ارشد روان شناسی بالینی
