عوامل موثر بر رضایت زناشویی

عوامل موثر بر رضایت زناشویی

حامی هنر زندگی/ رضایت زناشویی یکی از عوامل تعیین کننده در پیش بینی میزان صمیمیت یک رابطه عاشقانه و ماندگاری آن یا میزان درگیری زوجین و پایان یک رابطه است. در واقع زوج‌هایی که احساس رضایت از زندگی زناشویی خود دارند، در روابط خود ثبات بیشتری داشته و برای حل کردن مشکلات و تعارض‌های زندگی مشترک خود بیشتر از دیگران، تلاش می‌کنند. رضایت زناشویی ابعاد جسمی، جنسی و عاطفی را در بر می‌گیرد و با رفاه اقتصادی و اجتماعی و عوامل فرهنگی مرتبط است. عدم رضایت زناشویی با افزایش تنش و درگیری بین زن و شوهر همراه است که در نهایت ممکن است به طلاق عاطفی یا جدایی زوجین منجر شود. با توجه به نقش مهم رضایت زناشویی در بهزیستی روانی افراد، افزایش انگیزه، بازدهی عملکردی یا شغلی و سلامت عمومی بدن در این مقاله قصد داریم به بررسی عوامل مهم در کسب رضایت در زندگی زناشویی بپردازیم. 

اهمیت رضایت زناشویی در زندگی مشترک
رضایت در زندگی زناشویی نقش مهی در سلامتی روانی شما ایفا می‌کند و شاهرگ اساسی برای حیات یک رابطه است. رضایت زناشویی با فراهم شدن نیازهای عاطفی و جنسی همچنین برآورده شدن انتطارات زوجین از یکدیگر کسب می‌شود. در واقع زن و مرد با وجود تمام چالش‌ها و فراز و نشیب‌های زندگی مشترک به رضایت نسبی از ازدواج خود دست یافته‌اند. در صورت وجود رضایت زناشویی، زوجین با قبول مسئولیت‌ها نقش خود را به خوبی ایفا می‌کنند و هر دو طرف برای رسیدن به رویاها و اهداف زندگی خود با یکدیگر مشارکت می‌کنند. رضایت در زندگی مشترک همچنین باعث افزایش صمیمیت، حس همدلی و از خود گذشتگی، تعهد و احترام متقابل می‌شود.

عوامل تعیین کننده در رضایت زناشویی
به صورت کلی سه عامل وجود دارد که نوع نگرش به رابطه و رضایت زناشویی را در افراد کنترل می‌کند. از این سه عامل یکی مربوط به فرد، دیگری مربوط به محیط و عامل سوم مدیریت ارتباطی زوجین است.

عوامل فردی
عوامل فردی، مجموعه‌ای از رفتارها و ویژگی‌هایی را در بر می‌گیرد که به خود فرد و نوع نگرش او بستگی دارد. در این دسته شریک فرد به اندازه خود فرد اهمیت ندارد بلکه پویش‌های روانی و نحوه تفکر و رفتارهای فرد بیشترین اهمیت را داراست. از عوامل موثر در این زمینه می‌تواند به پاتولوژی و شخصیت فرد، باورهای مذهبی و اجتماعی، سلامت روان، سلامت جسمانی و سن اشاره کرد. 
۱. ویژگی‌های شخصیتی: ویژگی‌های شخصیتی معمولا برآیندی از تربیت و ساختار زیستی افراد هستند که می‌توانند باعث سازگاری و ناسازگاری افراد شوند. این ویژگی‌ها در صورت ناهنجار بودن، در جلسات مشاوره روانشناسی می‌تواند تغییر یافته و صفات سازگار جایگزین آن‌ها شود. 
۲. ویژگی‌های جسمانی: ویژگی‌های جسمانی یکی دیگر از مسائلی ست که افراد را درگیر خود می‌کند. ممکن است فردی معلولیتی داشته باشد و به دلیل معلولیت خود نتواند حداقل اعتماد به نفس کافی را داشته باشد. این تعارض به وجود آمده در فرد می‌تواند سازگاری او را برای زندگی زناشویی پایین بیاورد. 
۳. سلامت روان: سلامت روان را می‌توانیم اصلی‌ترین عامل در رضایت زناشویی بعد از مهارت‌های حل  تعارض در نظر گرفت. افرادی که سلامت روان بالاتری دارند به طور کلی اضطراب بیمارگونه را کمتر تجربه می‌کنند و ارتباط صمیمی‌تر و سالم تری با همسر خود برقرار می‌کنند.

عوامل محیطی
عوامل محیطی مثل میزان درآمد و توان اقتصادی، فرزندان، جامعه و فرهنگ حاکم هر کدام می‌توانند بر رضایت زناشویی اثر داشته باشند.
۱. فرهنگ و محیط: فرهنگ و محیط هر کدام به شکلی می‌تواند روی رضایت زناشویی تاثیر گذار باشد. فرهنگ می‌تواند فاکتوری به نام حمایت اجتماعی را ایجاد کند. البته حمایت اجتماعی بر خلاف تصور ما همیشه خوب نیست و می‌تواند مخرب باشد و به صورت دخالت اطرافیان در زندگی زناشویی باشد.
۲. وضعیت اقتصادی: وضعیت اقتصادی بدون شک نمی‌تواند به تنهایی عامل بالا رفتن رضایت زناشویی شود اما درصورت نامساعد بودن وضعیت اقتصادی، زوجین سطوح پایین‌تر رضایت در زندگی مشترک را تجربه خواهند کرد. معمولا تعارضات زناشویی در زمانی که اوضاع اقتصادی نامساعد هست، بیشتر می‌باشد.
۳. فرزندان: نگهداری از فرزندان نیاز به صرف انرژی بسیار زیادی دارد. زوجین ممکن است به دلیل صرف این انرژی، نتوانند برای زندگی زناشویی خود وقت گذاشته و این امر می‌تواند در نهایت رضایت از زندگی مشترک را پایین آورد.


عوامل ارتباطی
عوامل ارتباطی معمولا با آموزش و یادگیری قابل تغییر هستند  و می‌توانند ارتقا پیدا کنند. بالاتر رفتن ابزارها و مهارت‌های ارتباطی می‌تواند در نهایت عوامل محیطی را نیز در سیطره خود قرار دهند.

1. روش‌های حل تعارض: روش‌های حل تعارض شاید مهم‌ترین فاکتور برای رضایت در زندگی زناشویی باشد. در ابتدای زندگی زناشویی معمولا رویکرد افراد نسبت به همسر خود، تحمل مشکلات و سختی هاست بدون اینکه در مورد ناراحتی‌ها و دغدغه‌های خود صحبت کنند. اما تلاش نکردن برای حل آن‌ها معمولا توان افراد تحلیل می‌برد و شرایط را برای دعوایی تمام عیار فراهم می‌کند. 

2. مهارت‌های ارتباطی: توانایی ارتباط صحیح با همسر و مهارت‌های ارتباطی بالا عاملی مهم در رضایت زندگی مشترک است. در واقع زوج‌هایی که از این مهارت برخوردار هستد، می‌توانند به خوبی با یکدیگر تعامل برقرار کنند، در مورد نیازها و خواسته هایشان صحبت کنند و در صورت پیش آمدن مشکل و تعارض به خوبی مسائل را حل کنند. 

3. کیفیت رابطه جنسی: رابطه جنسی یکی از ابعاد ارتباطی بسیار مهم و تاثیر گذار در رضایت زناشویی زوجین است. افرادی که می‌توانند در مورد خواسته ها و نیازهای جنسی خود به طور شفاف با یکدیگر حرف بزنند و در طول رابطه می توانند نیازهای فرد دیگر را در الویت قرار دهند اغلب از رضایت زناشویی بالاتری برخوردارند.

نشانه های وجود رضایت زناشویی در ارتباط با همسر 
وجود ویژگی‌های خاصی در رابطه با همسر به ما نشان می‌دهد که هیجانات مثبت در زندگی مشترک غلبه بیشتری دارند و رضایت زناشویی بالاتر است. از جمله این ویژگی‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

1- برخورداری از قدرت پذیرش 
بسیار اهمیت دارد که پس از ازدواج بتوانید همسر خود را به عنوان یک شخص منحصر به فرد در نظر بگیرید و او را با تمام ویژگی‌های مثبت و منفی که دارد بپذیرید. توجه داشته باشید که ما پس از ازدواج نمی‌توانیم ویژگی‌های شخصیتی همسرمان را مطابق میل خود تغییر دهیم و از او فردی باب میلمان بسازیم. تلاش دائمی برای تغییر همسر همواره زندگی مشترک را درگیر تنش و اختلاف می‌کند و آسیب‌های روانی مختلف از جمله تهدید اعتماد به نفس را برای فرد مقابل به بار می‌آورد.

2- پایبندی و تعهد کافی 
متعهد بودن زوجین یکی از مهم‌ترین عواملی است که در داشتن یک زندگی موفق و رضایت بخش به افراد کمک می‌کند. افراد متعهد در واقع تصمیم گرفته‌اند با وجود تمام سختی‌ها و مشکلات احتمالی در کنار یکدیگر بمانند و هرگونه بحرانی را در کنار هم پشت سر بگذارند. این امر با ایجاد حس اعتماد و امنیت بنیان خانواده را محکم کرده و رضایت زناشویی بالاتری را رقم می‌زند.

3- تداوم داشتن عشق 
حفظ کردن رابطه عاشقانه پس از آغاز زندگی مشترک و با وجود تمام روزمرگی‌ها هنری است که بسیاری از زن و شوهرها از وجود آن بی بهره هستند. غرق شدن در کار یا تربیت فرزندان و در پی آن بی‌توجهی به احساسات یکدیگر به طور خاموش سطح رضایتمندی زوجین از زندگی مشترک را کاهش می‌دهد و منجر به بروز تنش‌های گوناگون در رابطه می‌شود. اگر احساس می‌کنید که از نظر عاطفی از همسر خود فاصله گرفته‌اید و دیگر نمی‌توانید همانند سابق رابطه‌ای توام با عشق با او داشته باشید کمک گرفتن از یک روانشناس متخصص در حیطه زوج درمانی می‌تواند در بازسازی رابطه و پیشگیری از مشکلات جدی تر در آینده بسیار موثر باشد.

4- برخورداری از مهارت همدلی 
برخورداری از مهارت همدلی در هر نوع رابطه بین فردی بسیار مهم است و در احساس صمیمت و نزدیکی نقش بسزایی دارد. همدلی به این معنا است که بتوانید گاهی خود را جای همسرتان بگذارید و تلاش کنید دنیا را از زاویه چشم او نگاه کنید. این امر باعث می‌شود که فرد مقابل احساس کند در رابطه بیشتر درک می‌شود و احساساتش از جانب همسرش قابل پذیرش هستند. بررسی‌ها نشان می‌دهند افرادی که همسران همدل تری دارند اغلب از رابطه زناشویی خود احساس رضایتمندی بیشتری می‌کنند.

5- داشتن رویکرد حل مسئله برای حل تعارض‌ها 
داشتن رویکرد حل مسئله به این معناست که شما هنگام برخورد با مشکلات زندگی به جای غرق شدن در احساسات و هیجانات منفی بتوانید ذهن خود را آرام کرده و به دنبال گزینه‌های موجود برای حل مشکل بگردید. افرادی که از توانایی کمتری برای حل مسئله برخوردارند اغلب درگیر هیجانات شدیدی نظیر خشم و غم می‌شوند و نمی‌توانند به راحتی از مشکلات زندگی عبور نمایند. همین مسئله می‌تواند هرگونه تعارض کوچکی را به یک بحران تبدیل کرده و کیفیت زندگی زناشویی را به طور کل تحت تاثیر قرار دهد.

چگونه می‌توان به رضایت زناشویی دست یافت؟
بسیاری از زوج‌ها در آرزوی رسیدن به رضایت در زندگی مشترک هستند؛ آرزویی که با تلاش و برنامه ریزی دست یافتنی است. داشتن انتظارات واقع بینانه از ازدواج و افزایش مهارت‌های زندگی زناشویی مانند توانایی حل تعارض‌ها، افزایش آگاهی در مورد تفاوت‌های جنسیتی، مهارت گفت و گوی موثر بین زوجین، ابراز صحیح احساسات و توجه به نیازهای عاطفی همسر، مهارت‌های لازم برای برقراری رابطه جنسی لذتبخش و… می‌تواند راهگشا باشد. از آن جایی که روابط جنسی نقش مهمی در رضایت در زندگی زناشویی ایفا می‌کند مشاوره جنسی به شما کمک می‌کند تا این روابط را از حالت یکنواختی معمول خارج کنید و نیازهای جنسی همسرتان را به خوبی ارضا کنید.

توصیه هایی برای افزایش رضایت زناشویی 
در کنار مراجعه به متخصصین زوج و خانواده رعایت برخی نکات کلی در زندگی زناشویی می‌تواند به شما کمک کند تا سطح رضایتمندی کلی خود را ارتقا ببخشید. از جمله مهم ترین نکات در این زمینه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.
– تلاش کنید گاهی از زاویه چشم همسرتان به دنیا نگاه کنید و به او نشان دهید او را درک می‌کنید.
– برای احساسات فرد مقابل ارزش قائل باشید و از طریق واکنش‌های کلامی و غیر کلامی به همسرتان نشان دهید که به احساساتش اهمیت می دهید.
– به زبان بدن خود دقت کنید. گاهی اوقات انجام کارهای ساده‌ای نظیر برقراری ارتباط چشمی هنگام صحبت کردن یا فشردن دست‌ها هنگامی که فرد مقابل غم و رنجی را با ما در میان می‌گذارد می‌تواند تاثیر شگرفی بر بهبود روابط بگذارد.
– با وجود تمام تفاوت‌ها تلاش کنید برای عقاید یکدیگر احترام بگذارید.
– دست از تلاش برای تغییر شخصیت یکدیگر بردارید. سعی کنید یکدیگر را همان طور که هستید بپذیرید.
– در ارتباط با یکدیگر ذهن خوانی نکنید و در حین گفت و گو بیشتر بر افکار و احساسات خودتان تمرکز کنید.
– خواسته‌ها و نیازهایتان را به طور واضح با یکدیگر در میان بگذارید و انتظار نداشته باشید دیگری از خلال رفتارهایتان به آن‌ها پی ببرد.

سوالات متداول 
– آیا نارضایتی زناشویی به معنی نارضایتی در رابطه جنسی است؟ 
خیر، رضایت زناشویی به معنای رضایتمندی کلی از رابطه با همسر و تشکیل زندگی مشترک است که می‌تواند ابعاد مختلفی را در بر بگیرد. نارضایتی جنسی تنها یکی از ابعاد مهمی است که می‌تواند رضایت زناشویی را تحت تاثیر قرار دهد. در حقیقت رضایت زناشویی تنها به رابطه جنسی محدود نمی‌شود و می‌تواند مسائل گوناگونی را در بربگیرد.

با شوهری که دست بزن دارد چگونه برخورد کنیم؟

با شوهری که دست بزن دارد چگونه برخورد کنیم؟

بیا نی نی/ همسر آزاری در واقع کتک زدن همسر، ضرب و شتم همسر که در بیشتر مواقع کتک خوردن زنان به وسیله مردان است، نامیده می شود. دلایل اصلی که برای همسر آزاری مشهود است، به غیر از دلایل اخلاقی و فرهنگی یک دلیل واضح به نام دلیل اقتصادی دارد.
در واقع به هر میزان که شرایط اجتماعی و اقتصادی سخت تر و بغرنج تر باشد، مردم و مخصوصاً مسئول یک زندگی در این شرایط سخت تحمل رنج و مسئولیت بیشتری داشته باشد، قطعاً فشار روانی نیز به همان میزان بیشتر خواهد شد.

دلایل روانی کتک زدن همسر
1. دلیل کتک کاری آقایان: قدرت نمایی بیمارگون
قدرت نمایی بیمارگون ریشه در فرهنگ و اجتماعی دارد که به اشتباه این تصور غلط و بی اساس را بر روی ذهن فرد جا میاندازد که برای اثبات خود و یا همچنین بیان برتری خود و یا از بین بردن هر تنشی لازم است به صورت بیمارگون این رفتار را انجام بدهد و قدرت جسمانی خود را ثابت کند.

2. سادیسم و یا دیگر آزاری
سادیسم نوعی اختلال روانی است که به واسطه این اختلال و بیماری روانی فرد احساس میکند اگر به فرد دیگری که در این مورد همسر میتواند باشد، آزار و آسیب برساند احساس آرامش می کند و میل به انجام رفتارهای مخرب و آسیب رسان دارد که میتواند در مواردی حتی به زد و خوردهای طولانی و یا مرگ نیز منجر شود.
 
3. نداشتن مهارت های ارتباطی و کلامی
مهارت های ارتباطی به معنای ایجاد برقراری ارتباط بین دو نفر به ساده ترین و ممکن ترین شکل آن که آسیب کلامی و یا دلخوری آن در کمترین حد باشد و همچنین افراد بتوانند منظور و مفهوم حرف خود را نیز به بهترین شکل بیان کنند.
از این رو ارتباط های کلامی و رفتاری نیازمند نوعی آموزش و مهارت است که به واسطه آن افراد شبیه انسان های اولیه با یکدیگر رابطه برقرار نکنند و در صورت بروز خشم خود به یکدیگر حمله نکنند و به یکدیگر آسیب نرسانند.

4. دستاوردهای رشد و پیشرفت یکی از علل کتک کاری آقایان
در واقع یکی از دستاوردهای رشد و پیشرفت، رساندن بهترین مفهوم در ارتباط های کلامی است که بتواند بار احساساسی بالایی را نیز در بر بگیرد. در واقع وقتی ناراحت، خشمگین، عصبانی، شاد و هیجان زده هستیم، بتوانیم در غالب کلمات تمام احساس خود را به نحوی بیان کنیم که دیگران بتوانند از احوالات ما درک پیدا کنند.

5. زندگی پر از رنج گذشته
اگر به گذشته افرادی که مدام در حال پرخاشگری، توهین و تحقیر دیگران هستند نگاهی بیندازیم، بی شک آنها را در رنج عمیقی خواهیم دید که دستاورد، کتک خوردن ها، تحقیر شدن ها و نادیده گرفته شدن ها است.

چرا مردان همسران خود را کتک می زنند ؟
نحوه برخورد صحیح با مردی که زنش را کتک می زند
این موضوع را با ذکر مثالی آغاز و بررسی می نماییم:
خانمی ۳۱ ساله هستم. ۴ سال است ازدواج کرده‌ام و یک فرزند دارم. شوهرم در مورد خانواده‌اش خیلی تعصب دارد. او دست بزن هم دارد. در مشاجره‌ها نمی‌تواند خودش را کنترل کند. لطفا راهنمایی‌ام کنید.
با توجه به اینکه گفته‌اید همسرتان دست بزن دارد، ممکن است اختلالات روانی و عصبی داشته باشد. بیشتر افرادی که به چنین اختلالاتی دچار هستند، درباره این مشکل خود آگاهی ندارند
و افرادی هم که آگاه هستند قبول نمی‌کنند و آن را کتمان می‌کنند. بنابراین در بیشتر موارد باید زوجین با تدبیر و حوصله به منظور کمک به همسرشان و تغییر رفتارهای او تلاش کنند.

1. شناسایی رفتارهای حساسیت برانگیز برای رفتار با کتک کاری شوهر
با توجه به اینکه ۴ سال از شروع زندگی مشترکتان گذشته است و گفته‌اید همسرتان خیلی تعصب دارد، ممکن است خودتان با رفتارهای اشتباه، حساسیت‌های همسرتان را بیشتر کرده‌اید.
شما می‌توانید با شناسایی رفتارهایی که حساسیت همسرتان را بیشتر می‌کند و باعث عصبانیت او می‌شود، تا حد امکان از انجام آن‌ها خودداری کنید. با این حال، اگر احساس می‌کنید همسرتان دچار بدبینی بیش از حد معمول است، کارهایی انجام ندهید که موجب تشدید بدبینی او شود.

2. خودداری از پنهان کاری‌های مصلحت آمیز برای مقابله با شوهری که دست بزن دارد
توصیه می‌شود در همه حال با شوهرتان صادق باشید و از پنهان کاری‌های مصلحت آمیز خودداری کنید. هرچند ممکن است راستگوییتان در کوتاه مدت موجب افزایش ناآرامی بین شما شود اما سرانجام مناسبتری خواهید داشت. این نکته به شدت به همسران افراد متعصب توصیه می‌شود.
در خور ذکر است پنهان کاری و برملا شدن واقعیت پس از مدتی باعث افزایش بدبینی یا‌‌ همان تعصب‌های بی‌جای مرد خواهد شد و مشکلات بیش تری در پی خواهد داشت.

3. در رفتار با شوهری که دست بزن دارد به خواسته‌های غیر منطقی عمل نکنید
به بعضی خواسته‌های غیر منطقی شوهرتان عمل نکنید. توجه داشته باشید اگر شما به خاطر حفظ زندگی مشترک، حاضر باشید هر خواسته غیر منطقی شوهرتان را انجام دهید، این روال به تدریج طبیعی می‌شود و ممکن است روزی از این وضعیت خسته شوید که امکان تغییر تا حد زیادی کاهش یافته باشد.
البته لازم به ذکر است نباید با لجبازی و رفتارهایی به دور از ادب از انجام خواسته شوهرتان سرباز بزنید بلکه با گفت‌و‌گو در یک موقعیت مناسب، می‌توانید او را قانع کنید که خواسته‌اش منطقی نیست.

4. نیاز به کمک و مشاور برای مقابله با شوهری که دست بزن دارد
اگر هیچیک از راه ها موفقیت آمیز نبود، بهتر است به جای پیدا کردن دلیل و توجیه، به بررسی خود و نوع زندگی و ماندن در آسیب خود بپردازیم تا بتوانیم راه و روش صحیح تری را برای زندگی خود و کسانی که به ما وابسته هستند، پیدا کنیم.
در واقع باید بدانیم کودکانی که در خانواده هایی از این دست رشد پیدا می کنند آسیب هایی چندین برابر کودکانی می بینند که والدینی قربانی و درخود مانده نداشته اند و مسئولیت رفتار خود را پذیرفته اند و به دنبال بهبود شرایط قدم برداشته اند

تصورات اشتباه زوج ها درباره عشق

تصورات اشتباه زوج ها درباره عشق

خراسان/ آیا علاقه زوج ها به یکدیگر بعد از این‌که چندین سال زیر یک سقف با هم زندگی کنند، تمام می‌شود؟ 
درباره عشق و علاقه در زندگی‌مشترک، باورهای فرهنگی زیادی وجود دارد از جمله این که ازدواج باعث از بین رفتن عشق می‌شود یا رابطه همه زن و شوهرها بعد از گذشت چند سال سرد می‌شود. اما آیا واقعا عشق بعد از گذشت چند سال از شروع زندگی‌مشترک تمام می‌شود؟ پاسخ به این سوالات نیازمند داشتن یک دیدگاه چند جانبه به مسئله عشق و ازدواج است. برای مثال شاید یکی از علل این که زندگی‌های امروزی کم دوام‌تر و سست‌تر به نظر می‌آیند، تغییر سطح توقعات و آگاهی همسران به خصوص زن‌ها، درباره زندگی‌مشترک و از بین رفتن تدریجی تابوی طلاق و جدایی باشد. احتمالا چند دهه قبل، اگر زن و شوهرها از زندگی مشترک‌شان ناراضی بودند، به خاطر هنجارهای سفت و سخت اجتماعی کمتر به سمت جدایی و طلاق کشیده می‌شدند. در ادامه به تصورهای اشتباه درباره عشق در زندگی مشترک اشاره خواهیم کرد و توصیه‌هایی به زوج ها برای افزایش رضایتمندی از زندگی ‌مشترکشان خواهیم داشت. 
    عشق فقط شور و شوق نیست
آیا واقعا ازدواج و گذشت چند سال از زندگی‌مشترک، به کاهش عشق بین افراد منجر می‌شود؟ برای پاسخ به این سوال، بهتر است اشاره‌ای داشته باشیم به یک نظریه درباره عشق. عشق مفهومی انتزاعی است و بدون شک تعریف آن با استفاده از واژه‌ها یکی از دشوارترین کارهاست. این در حالی است که حتی درباره ماهیت عشق هیچ نظریه مشترک و عموماً پذیرفته شده‌ای وجود ندارد. در این میان نظریه عشق «رابرت جی استرنبرگ» بیش از دیگر نظریات مورد توجه روان‌شناسان قرار گرفته است. «استرنبرگ» نظریه‌ای ارائه داده است که در آن عشق را به شکل یک مثلث تصور می‌کند. او می‌گوید که عشق مرکب از سه بخش است: صمیمیت، شور و شوق(تمایلات) و تصمیم (تعهد). جالب است بدانید بیشتر مردم تنها مولفه شور و شوق را نشانه عشق می‌دانند و چون به صورت طبیعی در ابتدای زندگی‌مشترک این مولفه پررنگ‌تر و قوی‌تر است، این برداشت را دارند که اوایل زندگی بیشتر عاشق یکدیگر بوده‌اند و به مرور زمان از عشق آن‌ها کاسته شده است. این در حالی است که معمولا به مرور زمان دو جنبه دیگر عشق یعنی صمیمیت و تعهد پخته‌تر و قوی‌تر خواهد شد و آن‌چه تعیین کننده یک رابطه مشترک موفق است، تعادل بین این سه مولفه است.
   اوضاع دوام عشق خراب است؟
شور و شوق جنبه انگیزشی رابطه است و در واقع، آن چیزی است که باعث می‌شود زن و شوهرها برای یکدیگر جذاب و خواستنی باشند بنابراین بسیار طبیعی است که در ابتدای زندگی، بیشترین بخش رابطه زن و شوهرها را به خود اختصاص دهد. به مرور زمان و با شناخت بیشتر، زن و شوهرها در دیگر جنبه‌ها با یکدیگر صمیمیت پیدا می‌کنند. برای مثال صمیمیت عاطفی، روان‌شناختی، عقلانی، معنوی، اجتماعی و تفریحی، زیبایی‌شناختی و… یعنی زن و شوهرها بدون شور و هیجان اولیه می‌توانند در آرامش از صمیمیت چند جانبه در زندگی‌شان لذت ببرند و به این رابطه رضایت‌بخش احساس تعهد و تعلق داشته باشند. احتمالا بعد از گذشت چندین سال و گاهی چند دهه، دیگر تنها شور و هیجان نیست که برای آن‌ها لذت‌بخش است بلکه صحبت کردن با یکدیگر، درد دل کردن، کمک و همکاری کردن، تفریح کردن، در میان گذاشتن عمیق‌ترین احساسات و نیازها با یکدیگر، همدل بودن و… می‌تواند به اندازه شور و شوق اولیه برای زن و شوهرها رضایت‌بخش باشد. بنابراین همان‌طور که گفتم اوضاع دوام عشق آن‌قدرها هم بد نیست! لازم نیست با از بین رفتن شور و شوق اولیه ناامید شویم و احساس کنیم ازدواج‌مان دارد از دست می‌رود. کافی است دیدگاه متعادل‌تر و منطقی‌تری درباره عشق و دوست داشتن داشته باشیم و از باورهای منفی یا باورهای مثبت غیرواقع‌بینانه دست بکشیم.
4 توصیه‌ برای افزایش رضایتمندی در زندگی‌مشترک
تا این‌جای مطلب یاد گرفتیم عشق و دوست داشتن باید چند جانبه باشد و با کم رنگ شدن یک جنبه از آن، نباید از ازدواج‌مان ناامید شویم اما چه کار کنیم که در گذر زمان زندگی مشترک‌مان رضایت‌بخش باقی بماند؟
گفت‌و‌گو کنید |  در زندگی مشترک، تنها گفت و گوی دو نفره است که می‌تواند به حل مشکل و تعارض منجر شود اما گفت و گو کردن آداب و شرایط خاصی دارد. در یک گفت و گو شما باید هم گوینده خوبی باشید و هم شنونده خوبی. به خصوص خوب شنیدن را تمرین کنید. گفت و گو فرصتی است برای حل مسئله به گونه‌ای که تا حد امکان خواسته‌های دو طرف برآورده شود، نه این که میدانی باشد برای جنگ قدرت.
 با یکدیگر وقت بگذرانید |  کار زیاد، مشغله فرزندان و… بهانه‌های خوبی نیستند برای غافل شدن از یکدیگر. فعالیت‌های دو نفره مانند پارک رفتن، فیلم دیدن و هر فعالیتی که برای هر دوی شما جذاب است می‌تواند باعث افزایش رضایتمندی شما از زندگی مشترک شود.
 ابراز احساسات کنید |  این حرف‌ها که از ما گذشته، من با رفتارم دوست داشتنم را نشان می‌دهم و نیازی به گفتن نیست و… را فراموش کنید. با گفتن یک جمله محبت‌آمیز یا قدرشناسانه، خرید یک شاخه گل و… به همسرتان نشان دهید که چقدر به او علاقه دارید و معجزه آن را ببینید.
 مهارت‌آموزی کنید |  زندگی‌مشترک یک مهارت است و مانند هر مهارت دیگری نیازمند یادگیری است. در این باره می‌توانید به کلاس‌ها، سایت‌ها و کتاب‌های معتبر رجوع کنید. یکی از جامع‌ترین کتاب‌ها در این زمینه کتابی است با عنوان «مهارت‌های زندگی زناشویی»، نوشته «متیو مک کی» و ترجمه «دکتر شهرام محمدخانی». در هر مرحله و در هر مشکلی به یاد داشته باشید زندگی‌مشترک، بازی نیست که یک برنده و یک بازنده داشته باشد. در زندگی مشترک یا هر دو نفر می‌برند یا هر دو نفر می‌بازند. اگر همین یک نکته را در همه مراودات‌تان با همسر مدنظر قرار دهید، مشکلات‌تان  تا حد زیادی، حل خواهد شد.
نویسنده : دکتر پرستو امیری | متخصص روان‌شناسی سلامت

مطالعه روی ۱۱۰۰۰ زوج، منجر به کشف راز خوشبختی در ازدواج شد

مطالعه روی ۱۱۰۰۰ زوج، منجر به کشف راز خوشبختی در ازدواج شد

بیا نی نی/ پژوهشگران بر این عقیده هستند که طول زندگی مشترک که همواره با مهر و محبت همراه است رازی دارد آن را کشف کردند.
در ابتدا باید گفت که زندگی مشترک، سبک زندگی سختی است. هر دو نفر باید به سختی تلاش کنند و شکیبایی بسیاری داشته باشند. بهتر است در ابتدا تصویر غلطی که از سبک زندگی مشترک در ذهن خود داریم را اصلاح کنیم سپس برای ساخت زندگی مشترک منحصر به فرد خود الگوسازی کنیم. گاهی اوقات برخی افراد، زندگی مشترک را در حد یک سرگرمی و بازی می‌بینند و پذیرای مسئولیت‌های جدی در این‌باره نیستند. لازم است حتما توجه کنید؛ شخصی که ما برای زندگی مشترک انتخاب می‌کنیم بیشتر از تلاش برای ساخت رابطه‌ی ایده‌آل، مهم است. زندگی آن هم از نوع مشترک، یک عامل پویا و در حال حرکت است. پس این موضوع که شما بتوانید با الگو برداری از زندگی دیگران، نتیجه‌ی یکسان بگیرید در زندگی خود بگیرید کاملا اشتباه است و شما را دچار مشکل می‌کند. زیرا شاید یک کنش در زندگی دیگری واکنشی خوب از طرف همسر داشته باشد ولی در زندگی شما همان کنش، واکنش فاجعه باری داشته باشد.

یافته پژوهشگران درباره زندگی خوشبخت
پژوهشگران رابطه، به این نتیجه رسیدند که هر کسی در رابطه خواسته‌ها و عوامل رضایتمندی متفاوتی با دیگران دارد. در واقع این موضوع به قدری مهم است که باید در درباره‌ی آن با شریک زندگی خود وارد گفت و گو شوید. در این گفت و گوها بسنجید که آیا می‌توانید در طول زندگی، خواسته‌های شریک زندگی خود را برآورده کنید یا خیر. آیا مایل هستید در این راستا تلاش کنید یا خیر. در واقع نیازی به فداکاری همیشگی نیست. تنها بهتر است بفهمید که آیا ایده‌آل‌های او با شما یکی است یا خیر. اگر باشد، شما از ادامه زندگی با آن شخص و تلاش‌هایی که برای بهتر ساختن زندگی خود می‌کنید، لذت خواهید برد و طعم خوشبختی را می‌چشید. پژوهشگران در این‌باره می‌گویند که اگر شخصی که مناسب عقاید و سبک زندگی شما باشد را پیدا نمی‌کنید، الگوهای رفتاری خود را تغییر دهید. در یک رابطه حدود ۴۰ الی ۶۰ درصد، ما هستیم که تعیین می‌کنیم چطوری با ما رفتار شود.
منبع: بست لایف

رابطه زناشویی تان با 3 توقع از همسرتان نابود می شود!

رابطه زناشویی تان با 3 توقع از همسرتان نابود می شود!

سیمرغ/ در این متن قصد داریم به بررسی ۳ انتظار غیرواقعی خانمان‌برانداز بپردازیم که سلامت زندگی زناشویی را تهدید می‌کنند
 
توقعاتی که باعث نابودی زندگی زناشویی می‌ شود
یکی از مهم‌ترین فاکتورهایی که در مقابل «خوشبختی» قرار می‌گیرد، «توقع» است. توقعات ما معمولا به‌واسطه تربیت خانوادگی، تأثیرپذیری از دوستان و آشنایان، قصه‌های پریان یا حتی سبک فیلم‌ها و مجلات رایج در ذهنمان شکل می‌گیرند. داشتن توقع به‌خودی خود مشکلی ندارد.
وقتی ما وارد چرخه معیوب می‌شویم که این توقعات نابه‌جا و غیرمنطقی باشند. توقعات نابه‌جایی که باعث می‌شود از زندگی راضی نباشیم و دائم منتظر باشیم توهمات ذهنی ما به وقوع بپیوندد. این توقعات در مقوله ازدواج بیشتر خودش را نشان می‌دهد. هرکسی از ازدواج انتظاراتی دارد و با توقعات خاص خودش وارد زندگی مشترک می‌شود. برآورده‌ نشدن انتظارات غیرواقعی به‌دلیل ایجاد احساس اضطراب، ناراحتی و یأس می‌تواند به پایه‌های زندگی مشترک لطمه بزند و موجب برقراری خشم در رابطه زن‌ و شوهری شود.
در این متن قصد داریم به بررسی ۳ انتظار غیرواقعی خانمان‌برانداز بپردازیم که سلامت زندگی زناشویی را تهدید می‌کنند.

تو مسئول شادی من هستی!
ما گاهی شادی‌های اصیل زندگی را با شادی‌های ظاهری اشتباه می‌گیریم.
متاسفانه کم نیستند کسانی که خوشحالی و خوشبختی را در این می‌بینند که همسرشان آنها را به لحاظ مالی تامین کند و هروقت اراده کردند، هرچه را که خواستند بخرند و همسرشان را از این بابت تحت فشار قرار می‌دهند.
خوشبختی در تامین بی‌چون و چرای نیازهای مادی نیست. بهتر نیست که در عوض بکوشید تا به درک متقابل برسید و به نیازهای واقعی همدیگر بیشتر توجه کنید.
مثلا اگر می‌دانید که همسرتان با حرکاتی مثل آغوش‌گرفتن احساس بهتری پیدا می‌کند، چقدر خوب است که در پایان روز کاری با قلبی سرشار از عشق و صمیمیت او را در آغوش بکشید. یا مثلا اگر می‌دانید که همسرتان درست مثل بچه‌ها معمولا احساس کم‌توجهی می‌کند، می‌توانید با تشکر و قدردانی از رفتارهای محبت‌آمیزش نشان بدهید که به او توجه دارید‎.
شاد کردن همدیگر به این معنی است که در برابر یکدیگر ملاحظه‌گر باشید و همسرتان را درک کنید.
اما توجه کنید که این ملاحظه‌گری و درک متقابل به‌معنای به‌دوش‌گرفتن مسئولیت و تأمین نیازهای طرف مقابل نیست، بلکه اینجا حرف از حمایت و پشت‌گرمی است.

تا ابد به همین اندازه عاشق بمانیم‎!
کلینتون پاوِر، روان‌شناسی است که در حوزه روابط بین‌فردی مطالعات زیادی داشته. او می‌گوید: «عاشق ‌شدن نوعی جنون موقتی است، چراکه وقتی از شدت عشق سر از پا نمی‌شناسید، چشم‌تان به‌روی تفاوت‌ها و خصلت‌های به‌خصوصِ طرف مقابل‌تان بسته می‌شود.» این حرف پاور به این معنی است که در ابتدای یک رابطه همه‌‌چیزِ طرف مقابل‌ به چشم‌تان دوست‌داشتنی می‌آید و در هرصورت می‌خواهید که با او باشید.
اما هم خودمان تجربه داشتیم و هم در اطرافیان دیده‌ایم و از همه مهم‌تر اینکه علم ثابت کرده است که این فعل ‌و انفعالاتی که در مغز و قلب ما می‌افتد، پایدار نیستند و چیزی که باقی می‌ماند، زن و شوهری است که باید با واقعیت زندگی روزمره روبه‌رو شوند. این دقیقا همان‌جایی است که سختی کار شروع می‌شود‎.
طبیعی است که زوج‌ها پس از چند روز زندگی زیر یک سقف به مشکل برمی‌خورند.
شاید خصلت به‌خصوصی که قبلا برای‌تان جذاب بود یا اصلا به چشمتان نمی‌آمد، از یک‌جایی به بعد سوهان روح‌تان شود. پس فکر نکنید در ازدواج همه چیز از ابتدا تا انتها گل و بلبل است. این فکر باعث می‌شود موقع پریشانی‌ها بی‌تابی زیادی کنید.

هیچ‌کس و هیچ چیز تغییر نمی‌کند
آدم‌ها گمان می‌کنند که فردی که با آن زندگی می‌کنند تا ابد همینطور باقی می‌ماند و محال است تغییری کند. چنین انتظاری، هرچند ناخودآگاه، می‌تواند غافل‌گیرتان کند.
مثلا اگر همسرتان چندسال پس از آغاز زندگی مشترک مسیر شغلی جدیدی در پیش بگیرد یا از علایق یا هرچیز دیگری که مورد پسندتان بود و هست دور شود، آیا غافل‌گیر و آشفته نخواهید شد؟ شاید حتی با خودتان فکر کنید که همسرتان دیگر هیچ شباهتی با آدمی که با او ازدواج کردید ندارد.
پاوِر در این ‌باره تأکید دارد که «مردم با گذشت زمان رشد و تغییر می‌کنند، پس روابط‌شان نیز تغییر می‌کند.» و در همین راستا به یک نمونه واقعی اشاره می‌کند: ماجرا مربوط به دختر و پسری است که یکی‌شان ۱۹سال بیشتر نداشت و یک‌باره به‌واسطه ترفیع شغلی گرفتار سفرهای کاری و مشغله‌های پی‌درپی می‌شود، اما نامزدش از این بابت که کمتر همدیگر را می‌دیدند، احساس دلتنگی و بی‌حوصلگی می‌کرد.
هر دو نفرشان از بابت واقعیت جدیدی که بر رابطه‌شان حاکم شده بود و داشت از همدیگر دورشان می‌کرد، حال خوشی نداشتند.
طبق گفته‌های پاوِر، «مشکل اینجا بود که هیچ‌کدام‌شان در رابطه‌‌شان باهم جایی برای تغییرات فردی‌ در نظر نگرفته بودند. واقعیت این است که هیچ رابطه‌ای نمی‌تواند درست مثل اولش باقی بماند، چراکه با دو نفر آدمی مواجه هستیم که الان‌شان با زمانی که تازه باهم آشنا شده بودند، تفاوت‌هایی دارد.»

علل دیر آمدن همسر و نحوه مواجهه صحیح با آن

علل دیر آمدن همسر و نحوه مواجهه صحیح با آن

حامی هنر زندگی/ دیر آمدن همسر به خانه یکی از مشکلاتی است که بسیاری از خانم‌ها از آن شکایت دارند. خانه برای تمام اعضای خانواده، مکانی امن برای رهایی از فشارهای کاری و غیره است. اما برخی مردان با وجود چنین فضایی در منزل باز هم دیر به خانه می‌آیند؛ حتی زمان‌هایی که در خانه حضور دارند هم به همسر و بچه‌ها اهمیتی نداده و خود را مشغول کاری می‌کنند. در واقع این مردان مسئولیت پذیر نیستند و باید چاره ای برای این وضعیت پیدا کرد. اما گاهی دیر آمدن مرد به خانه علت‌های دیگری هم دارد که می توان با یک بررسی کوچک دلیل آن رامتوجه شد. در ادامه این مطلب درباره علل و راه‌های مقابله با دیر آمدن مرد به خانه صحبت خواهیم کرد.
دیر آمدن همسر به خانه
دیر آمدن مردان به خانه حتی اگر خانم بداند همسرش مشغله کاری دارد،یک مساله بسیار ناراحت کننده است. این موضوع در اوایل ازدواج برای خانم رنج آورتر بوده و او را حساس می‌کند. مردانی که به همسرشان علاقه دارند و برای رسالت خانه و خانواده خود تلاش می‌کنند، حتی اگر دیر به خانه بیایند هم به هر نحوی همسر خود را راضی می‌کنند. اما گاه مردان کمترین توجهی به نیازهای همسرشان نمی‌کنند و تنها انتظار دارند  که خانم خانه استقبال گرمی از او داشته باشد. اما از آن جا که زنان هسته مرکزی هر خانواده ای هستند، در ابتدا باید نقش زنان در این موضوع بررسی شود.

دلایل اصلی دیر آمدن شوهر به خانه
اغلب شوهران دلیل دیر آمدن خود را مشغولیت شغلی بیان می‌کنند اما زنان جذاب بودن محیط بیرون را دلیل دیر آمدن شوهرشان در نظر می‌گیرند. این در حالی است که در بررسی‌های انجام شده، جذاب نبودن محیط خانه و کمبود آرامش و عدم دریافت لذت از خانه اصلی ترین دلیل دیر آمدن همسر به خانه شناخته شد. به طور کلی 3 دلیل دیر آمدن مردان عبارتند از:
_مشغولیت شغلی
جذاب بودن محیط بیرون
جذاب نبودن محیط خانه

مثال آقای بانکدار
آقای بانکداری در طول روز به مدت زیادی با اعداد سر و کار دارد و اگر ذره ای بی دقتی کند، باید جوابگو باشد. او می‌گوید “وقتی به خانه می‌روم دلم می‌خواهد کمی استراحت کنم و با یک وضعیت آرام روبرو باشم، اما در خانه باید با صدای سر و صدای بچه‌ها، غرغرهای همسرم، توقعاتش و مشکلاتی که با مادرم دارد روبرو شوم. خب برای همین اخیرا چند ساعتی دیرتر به خانه می‌روم، به یک مکان ساکت رفته و فقط دراز می‌کشم. گاهی هم بیشتر در بانک مانده و دیرتر به منزل می‌روم”.

نتیجه نبود آرامش در منزل
در چنین وضعیتی که مرد نتواند آرامش لازم را از خانه دریافت کند؛ به جای خانه و همسرش، جایگزین دیگری برای خود می‌یابد. این جایگزین می‌تواند حضور بیشتر در محیط کاری، ایجاد شغل دوم، جمع‌های دوستی، ماموریت‌ها و سفرهای پی در پی، گرایش به مشروبات الکلی، مواد مخدر، برقراری ارتباطات پنهان و… باشد. معمولا زنان در این مرحله وجود مشکل را احساس کرده و برای مشاوره خانواده اقدام می‌کنند. 

دیر آمدن همسر به خانه | چگونه زنان مانع دیر آمدن همسرشان بشوند؟
برای بهتر شدن اوضاع و برآورده شدن انتظارات همسرتان بهتر است از راهکارهای مثبت و پاداش دهی استفاده نمائید. تنبیه به صورت کلی توصیه نمی‌شود.

1- در فضای خوب و با یک لحن مناسب دلیل دیر آمدن او را گوش کنید.
2- شب‌هایی که زودتر می‌آید او را تشویق کرده و به او بگویید از زود آمدنش خوشحالید یا مثلا شب‌هایی که زود می‌آید، بعضی از رفتارهای اشتباه او را ببخشید و البته از لفظ “چون شب زود آمدی اشکال ندارد” استفاده کنید.

3- مراسم شام را لذت بخش کنید. در زمان غذا خوردن و شام خوردن، به او بگوئید از این که با هم شام می‌خورید احساس خوبی دارید.
4- از او بخواهید شب‌هایی که دیرتر می‌آید، مسئولیت پذیر باشد و به شما خبر بدهد. برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه مسئولیت پذیری کلیک کنید. 

5- دیر آمدن شوهر را بهانه ای برای تحقیر، سرزنش و یا بی توجهی به او نکنید. برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه بی توجهی به شوهر کلیک کنید. 
6- به او بفهمانید که قرار نیست کنترلش کنید و زود آمدن او به خانه، نشانه تسلط بر او نیست.

نکته: این شرایط ممکن است باعث بروز دعواهایی میان زوجین شود اما بسیار مهم است که بعد از دعوا چگونه برخورد کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه اشتباهات زن و شوهر بعد از دعوا کلیک کنید. 

دیر آمدن همسر به خانه | سخن آخر
به خاطر داشته باشید که مهارت شما در ساختن خانه‌ای امن و خواستنی بسیار اهمیت دارد. اما گاهی حتی استفاده از بهترین روش‌ها نیز فایده ای ندارد، چرا که موضوع تنها مربوط به شما و خانه نمی‌شود. در این شرایط خودتان را سرزنش نکنید. تنها کافی است با دریافت مشاوره روانشناسی و خانواده ریشه‌های مشکل را پیدا کرده و در صدد حل آن برآیید. به این صورت می‌توانید از دعواهای زناشویی نیز پیشگیری کنید.

سوالات متداول
1. با دیر آمدن همسر به خانه چگونه باید برخورد کرد؟
در مرحله اول باید علت دیر آمدن همسر را مشخص کرد و به رفع آن پرداخت. اگر همسرتان به دلیل مشغولیت شغلی و تامین رفاه شما دیر به خانه می‌آید، او را درک کنید و حمایت خود را نشان دهید. دعوا و ناراحتی مشکل دیر آمدن همسر به خانه را برطرف نمی‌کند و حتی ممکن است باعث بدتر شدن شرایط  و بروز مشکلات خانوادگی نیز بشود