زنگ‌ خطر در روابط زناشویی

زنگ‌ خطر در روابط زناشویی

بیا نی نی/ برخی از رفتارها ممکن است در ابتدا به عنوان یک رفتار ساده و عادی قلمداد شوند؛ اما وقتی طولانی مدت ادامه پیدا می‌کنند و تبدیل به عادت می‌شوند نتیجه‌ای را به بار می‌آورند که ایده‌آل هیچ رابطه‌ای نخواهد بود.
ناراحتی‌، دلگیری‌، حرف‌های ناگفته، حسادت، دلتنگی‌ و احساسات پاسخ داده نشده از دلایل به وجود آمدن سردی و فاصله در روابط هستند و انقدر ادامه پیدا می‌کنند تا رابطه را به جدایی می‌رسانند. اگر هوشیار باشیم می‌توانیم قبل حاد شدن موضوع، متوجه سیگنال‌های منفی شویم و با کمک همسر، رابطه خود را نجات دهیم. اگر این موارد را به میزان‌های نوشته شده که در ادامه می‌خوانید، در خود یا همسرتان مشاهده نمی‌کنید یعنی هنوز به درجه‌ی قرمز نرسیدید. برای حل موضوعات در هر مرحله‌ای می‌توانید از مشاوران روابط و خانواده کمک بگیرید.

۱. از دست دادن جذابیت‌ همسرتان برای شما یا بالعکس
گاهی دیگر همسرمان برای ما جذابیت گذشته را ندارد و خودِ ما بیشتر از او، نگران این موضوع هستیم. احساس می‌کنیم به یک روال عادی و فرساینده در زندگی دچار شدیم که دیگر هیچ جذابیتی در زندگی با همسرمان وجود ندارد.

۲. دقتی به رفتارهای ظریف همسرمان نمی‌کنیم یا او دیگر دقتی در رفتارهای ما ندارد
این موضوعات در حسادت‌ها، ناراحتی‌ها و دلخورهای لحظه‌ای پیش می‌آید که ممکن است با یک جمله محبت‌آمیز برطرف شوند؛ اما چون دیگر حوصله کافی نداریم به رفتارهای ظریف همسرمان دقت کنیم، پاسخ مناسب را به احساسات و رفتارهای او نمی‌دهیم بنابراین فاصله و سردی میان ما ایجاد می‌شود.

۳. از بروز احساسات دوری می‌کنیم
نه تنها دیگر خیلی وقت است که در واقع احساس خوبی از او در قلب ما نیست؛ بلکه از گفتن و بروز دادن احساسات خوب نیز دوری می‌کنیم. اگر هم همسرمان از مهر و محبت خود به ما بگوید باز هم حرفی برای گفتن نداریم.

۴. شما یا همسرتان زمان بیشتری را بیرون از خانه می‌گذرانید
دوست داریم که کمتر در خانه باشیم و احتمال گفت و گو با همسرمان را کم می‌کنیم. برای مثال ترجیح می‌دهیم، دوستانمان را در رستوران ملاقات کنیم یا برای انجام کارهای شخصی به کافه و کتابخانه می‌رویم. در این مورد شخص می‌کوشد تا جایی که می‌تواند دیر به خانه بازگردد؛ زیرا از وجود احساسات درونی خویش عمیقاً ناراحت است و از مواجه با شریک عاطفی خود دوری می‌کند.

۵. زمان کمتری را برای یکدیگر می‌گذاریم
دیدارهای دو نفره دیگر الویت‌های اول ما نیست و به علت کارهایی که ممکن است کم اهمیت‌ نیز باشند، دیدارهای خود با همسرمان را لغو می‌کنیم. دیگر از وقت گذراندن با او احساس خوشحالی و رضایت نمی‌کنیم.

۶. هر موضوع ثابت و پایدار بین روجین، متزلزل می‌شود
موضوع‌های پایدار شامل مواردی می‌شوند که گفته یا ناگفته بین خود و همسرمان برقرار است. مانند میزان ساعاتی که بیرون از خانه هستید (ساعات خاص)، برنامه‌های تفریحی آخر هفته (به طور مداوم)، مسافرت‌های فصلی. یکی از مهم‌ترین نکاتی که باید به عنوان زنگ خطر رابطه خود به یاد داشته باشید متزلزل شدن و لغو بی مورد برنامه‌های ثابت زندگی مشترک‌ است.

۷. گفت و گوها دیگر نتایج خوبی نخواهند داشت
موضوعاتی وجود دارند که با یک‌بار گفت و گو درباره‌ آنها به نتیجه نمی‌رسیم و این در هر رابطه‌ای طبیعی است؛ اما اگر هیچ گفت و گویی در هیچ زمینه‌ای به نتیجه نمی‌رسد و تنها دل‌زده تر از یکدیگر می‌شوید از موارد نگران کننده است.
منیع: بست‌لایف

همسرم کم حرف و ساکت است

همسرم کم حرف و ساکت است

مشاوره 24/ سوال: سلام. من ۲۶ و همسرم ۳۶سال و ده سال ازدواج کردیم. شوهر من خیلی ساکت اما من پر انرژی و تقریبا پر حرف بودم که به دلیل سکوت ایشون الان انرژی و حرف زدنم افت کرده….به نظرتون چیکار کنم و چه مدل شوخی بکنم که ایشون یک کم حرف بزنن توی خونه و شوخی کنن… دائم سرشون توی گوشیه حتی وقتی مهمان داریم مخصوصا خانواده ی من…هرچی بهشون میگم برو یک کم صحبت کن میگه چی بگم …خب مهمون دلخور میشه دیگه از این بی احترامی….و مسئله دوم اینکه جدیدا شوهرم سرویس از محلمون به شهرستان قبول میکنه ولی من اصلا این کار رو دوست ندارم آخه هم نمیدونم مسافراش زنن یا مرد مسیر طولانی تقریبا ۴۰ دقیقه و هم کار خطرناکیه…. چجوری بهش بگم من این کار رو دوست ندارم و نرو….ممنون میشم اگه راهنمابیم کنید.

مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی )
  با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز هر کدوم از ما انسانها دارای ویژگیها و خصایص مختلفی هستیم و نمیشه انتظار داشت که همه مثل ما باشند و مثل ما رفتار بکنند. همسر شما نیز به نظر می رسد بر خلاف شما فردی درون گرا هستند و کمتر میل دارند با دیگران ارتباط برقرار کنند. چه خوبه که به این تفاوتها احترام بگذارید و این ویژگی ایشون رو بپذیرید. با پذیرش این موضوع و احترام به ایشان می توان تشویق به تغییراتی هر چند ناچیز نمود. این کار با یادگیری مهارتهای ارتباطی تا حدی می تواند صورت پذیرد. در مورد موبایل هم چه خوبه قوانین مشخصی داشته باشید و در ساعتهای خاصی استفاده از اون صورت بگیرد. اما در مورد سرویس محلی که دارند به دیده مثبت نگاه بکنید و بدونید که برای رفاه بیشتر شما و خانواده این کار رو انجام می دهند و در صورتیکه تا الان مشکلی نداشته اند به ایشان اعتماد بکنید و مخالفتی نداشته باشید.مشاوره مهارت های فردی

شوق با من بودن را در شوهرم نمی بینم

شوق با من بودن را در شوهرم نمی بینم

مشاوره 24/ سوال: با عرض سلام. من ۲۶ و شوهرم ۳۴ سال داریم و سه ساله ازدواج کردیم. شوهرم یه مرد لجباز و مغرور هست. جوری که اگه من سلام کنم بهش اونم سلام میده ندم اونم نمیده. یکی بهش بخندم اونم یکی. حرف نزنم اونم. یکی دو بار تو بحث مون ناخودآگاه گریم گرفت چن باری گفته گریتو درمیارم. ازون موقع تصمیم گرفتم این کارو نکنم و غرورمو نشکنم. تنهایی نمیزاره برم بیرون. این رو هم بگم و خیلی به شدت به خانوادش تعصب و تذهیب داره از بس که دیگه ازشون بدم میاد برا اینکه بخاطر اونا تو روم وایمیسه طرفداری میکنه. اینم بگم مادرش هم مثل اینه واسه برادراش و هم خوناش. ازش دلم سرد شده چون حس میکنم دوسم نداره. به روم نمیارم. فقط خونواده و بچه هاشو میدونه. من چه رفتاری کنم با این آقا

شیما برمه ( روانشناس بالینی و مشاور خانواده)
با سلام به شما دوست عزیز توضیحاتتون رو‌خوندم و متوجه ناراحتی شما از شرایطی که در اون قرار دارین هستم ،فقط یه موردی وجود داره ایا اینکه همسرتون قبل از ازدواج هم لجباز بودن یا بعد از ازدواج رفتارشون تغییر کرد ؟ در ادامه باید بگم درسته که از همسرتون ناراحت هستین ولی بهتره به جای لجبازی کردن و یا دعوا و بحث و قهر و یا حتی سکوت کردن روش های دیگه رو استفاده کنید ، به طور مثال باید ببینید ایا اونقدر همسرتون و زندگی کنار ایشون رو دوست دارید که حاضر باشین برای بهبود شرایط زندگیتون تلاش کنید حتی اگر یه نفره این کارو لازم باشه انجام بدین ، با توجه به شرایطی که دارین بهتره در یک فرصت مناسب با همسرتون صحبت کنید و ناراحتی و‌ دلخوری هایی که از ایشون دارید رو‌ بهش بگین و البته قبلش بهشون بگید که چقدر خودش و زندگیتون رو‌ دوست دارین مثلا یه سری موارد هست که منو ناراحت میکنه و خواستم باهات در میون بگذارم تا با هم حلش کنیم، بلکه درگیری های فکری و ناراحتیم کمتر بشه، سعی کنید به این شکل موضوع رو‌ مطرح کنید و اجازه بدین همسرتون هم صحبت کنه و نظرات و یا ناراحتی هاش رو بیان کنه ، تا بتونید با هم به یک توافق و راه حل مشترک برسید ولی اگر همچنان احساس کردین نمیتونید مشکلاتتون را تنهایی حل کنید بهتره به اتفاق هم به یک زوج درمانگر برای بررسی دقیقتر مراجعه کنید. به امید روزهای بهتر برای شما

مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی )
  سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز با توجه به روحیات همسرتون که در هر کاری قصد مقابله به مثل رو دارند چه خوبه که شما عشق و احترام و محبت رو به ایشون نثار بکنید تا با مقابله به مثل ایشون شما هم عشق و محبت و احترام رو ببینید. فراموش نکنیم همه آدمها علاوه بر خصوصیات مثبت خصوصیات منفی رو هم دارند و هیچ کس نه به طور کامل خوب و هیچ کس هم به طور کامل بد نیست. بنابراین به ویژگیهای مثبت ایشون بیشتر توجه کنید حتما خوبیها و نکات مثبت بیشتری رو خواهید دید. چقدر خوبه که شما هم سعی می کنید عزت نفس خودتون رو حفظ کنید. رفتار با جرات و حفظ عزت نفس همیشه نتایج خوبی به بار آورده. خوشبخت و سرفراز باشید.

شوهرم می خواهد مهریه‌ام را ببخشم!

شوهرم می خواهد مهریه‌ام را ببخشم!

خراسان/ یک سال پیش طلاق گرفتم و چند ماه بعدش با پسر مجردی آشنا شدم که خیلی به من ابراز علاقه می‌کرد. به همین دلیل، چهار ماه پیش با او ازدواج کردم. با کمک مادرم یک خانه رهن و مقداری وسایل تهیه کردیم. حالا این پسر به من می‌گوید که دوستم ندارد. مدام خواهش می‌کند مهریه 150 سکه‌ای ام را ببخشم تا از زندگی‌ام برود بیرون. نمی‌خواهم به زور پیش من بماند اما دوستش دارم و نمی‌خواهم دوباره شکست بخورم.
پاسخ
ازدواج پیوندی پایدار، عمیق، رسمی و مبتنی بر اختیار است. مشکلات زیادی ممکن است در مسیر با هم بودن یک زن و شوهر به وجود بیاید. متغیرها و عوامل گوناگونی ثبات ازدواج را تهدید می‌کند و ممکن است حیات یک رابطه را به خطر اندازد و با وجود عنصر انتخاب، به طلاق ‌انجامد. چهار مولفه می‌توانند موجب ناکارآمدی سیستم زناشویی شوند: ضعف مهارت‌های حل مسئله، وجود آسیب‌شناسی روانی، وجود مزاج‌های دشوار و ناهمخوانی شخصیتی که این عوامل  زمینه بی ثباتی را در زندگی مشترک ایجاد می‌کنند. مخاطب گرامی، هرچند در پیامک خود اشاره نکردید که آیا از ازدواج قبلی فرزندی هم داشته‌اید یا نه؟ تفاوت سنی شما با همسر جدیدتان چقدر هست؟ و … ، با این حال چند توصیه به شما داریم.
 شاید ازدواج مجددتان با هیجان‌زدگی همراه بوده است
از منظر روان‌شناسی فاصله زمانی بین دو زندگی بعد از طلاق، باید نزدیک یک سال باشد. اشاره کردید چند ماه بعد از طلاق‌تان، مجدد با پسری مجرد آشنا شدید و ازدواج کردید. بنابراین تا زمانی که شما پس از طلاق به بازسازی عاطفی و شناختی نرسیده اید، نباید اقدام به ازدواج مجدد می‌کردید زیرا شما با ورود به رابطه بعدی به دنبال جبران تمام کمبودها و ناکامی‌های رابطه قبلی‌تان بوده‌اید و احتمالا ازدواج جدیدتان با هیجان‌زدگی همراه بوده است. باید شما سهم خود را در به بن بست رسیدن رابطه قبلی می‌شناختید و خود را از لحاظ شخصیتی و شناختی بازسازی می‌کردید که این زمان بعد از جدایی قبلی باید حدود یک سال طول می‌کشیده است.
 علت سرخوردگی شوهرتان را جویا شوید
دلایل شوهرتان از بی‌میلی به ادامه زندگی‌مشترک را جویا شوید. شاید یکی از دلایل همسرتان تفاوت سنی زیاد باشد یا تفاوت‌های شخصیتی یا مزاجی مثل بی‌ثباتی هیجانی، حساسیت بیش از اندازه نسبت به انتقاد و ….
 عاشق بودن شوهرتان کافی نبوده
در پیامک‌تان گفته‌اید با پسر مجردی آشنا شدم که خیلی به من ابراز علاقه می‌کرده و کاش می دانستید که عاشق بودن لازمه خوشبخت شدن نیست. او ممکن است عاشق شما باشد اما این بدان معنا نیست که برای تشکیل خانواده آماده است. این مورد با ترس از تعهد فرق می‌کند چون خیلی از مواقع یک مرد از حل کردن مسائل فرار نمی‌کند، او فقط آمادگی‌های روانی، عاطفی، مالی و … برای وارد شدن به زندگی مشترک را نداشته است. این مسائل هم باید بررسی شود.
 برای طلاق عجله نکنید
شاید مسئله‌ای وجود دارد که باعث درگیری طولانی مدت بین شما شده است. بهتر است یک مرحله به عقب برگردید و ببینید آیا واقعا چیزی وجود دارد که باعث درگیری طولانی مدت شما دو نفر و بر هم زدن عشق‌تان شده باشد ؟ در صورت امکان به رفع آن بپردازید. همچنین شاید شما برای ازدواج‌تان هدف منطقی نداشته‌اید و همسرتان تحت تاثیر جو عاطفی و هیجانی ازدواج کرده است و حالا تحت تاثیر جو اجتماعی خواهان جدایی است. هرچه که هست، نباید برای طلاق عجله کرد و طبیعتا بخشیدن مهریه در این شرایط، نیاز به بررسی مسئله به صورت دقیق و با وسواس زیاد توسط یک زوج درمانگر متعهد و متخصص دارد.
نویسنده : حسین شرافتی | دانشجوی دکترای روان‌شناسی

پشیمانی بعد از طلاق؛ چند دلیل برای بازگشت به گذشته

پشیمانی بعد از طلاق؛ چند دلیل برای بازگشت به گذشته

حامی هنر زندگی/ بنظر می‌رسد پشیمانی بعد از طلاق احساسی شایع در میان اکثر زوج‌های جداشده باشد. طلاق به معنای جدایی زوجین از یکدیگر و به دلیل شکست در زندگی مشترک است. اساسا ازدواج با عشق و علاقه هر دوطرف نسبت به یکدیگر شروع می‌شود اما گاهی اوقات این عشق دوام چندانی نمی‌یابد و به طلاق و جدایی ختم می‌شود. افراد بعد از طلاق درگیر احساسات متفاوتی می‌شوند که از آن‌ها می‌توان به دلتنگی و پشیمانی اشاره کرد. آنان از این که چرا برای دوام زندگی مشترکشان تلاش کافی نکرده‌اند، دچار عذاب وجدان می‌شوند. در این مقاله قصد بررسی علل احساس پشیمانی بعد از طلاق را داریم و در پایان به نکاتی در رابطه با از بین بردن این حس در افراد اشاره می‌کنیم. اگر در حال تصمیم‌گیری راجع به طلاق هستید، می‌توانید از مشاوره قبل از طلاق کمک بگیرید.
الف) پشیمانی بعد از طلاق : نگاهِ منفی جامعه
جامعه در غالب موارد نسبت به افرادی که طلاق گرفته‌اند دید مثبتی ندارد؛ خصوصاً اگر در جامعه‌ای سنتی و پایبند به اصول کلاسیک خانواده زندگی می‌کنید. در نتیجه همین دید منفی، بعضا تنش‌های فکری با اجتماع و نهایتا فشار فکری دامن فرد مطلقه را می‌گیرد. این وضعیت در خانم‌ها شدت بیشتری دارد. یک از سنگین‌ترین اثرات این وضعیت، عذاب وجدان و پشیمانی شدید فرد است. به این ترتیب که فرد خود را به خاطر این کار ملامت و سرزنش می‌کند. 

ب) پشیمانی : تاثیر طلاق بر زندگی فرزندان
طلاق برای زندگی تمام فرزندان به خصوص کودکان تهدیدی دردناک محسوب می‌شود. چراکه از این پس به عنوان فرزندان طلاق شناخته می‌شوند. کودکان به دلیل تاثیر پذیری بالا در غالب موارد دچار عواقب منفی طلاق خواهند شد. فراتر از تمام دلتنگی‌هایی که در نتیجه طلاق برای کودک پیش می‌آید، دلتنگی پدر و مادر است. بعد از طلاق نیازهای عاطفی کودک به حضور پدر و مادر به طور کامل برطرف نمی‌شود. بنابراین جدایی ضربه عاطفی مهمی به کودکان وارد می‌آورد. پدر و مادر نیز به خاطر عشقی که به فرزند خود دارند با دیدن این شرایط دچار پشیمانی بعد از طلاق می‌شوند. 

ج) تاثیر طلاق بر ازدواج بعدی شما
اکثر افرادی که طلاق می‌گیرند در صدد ازدواج مجدد بر می‌آیند؛ درحالی که ممکن است هنوز آثار طلاق از بین نرفته باشد. ازدواج مجدد می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد اما نکته اینجاست که بعضی از افراد بدون این که آثار ناشی از جدایی و طلاق را از بین ببرند دست به ازدواج مجدد می‌زنند. افرادی که بعد از طلاق گرفتن بدون توجه به اتفاقی که افتاده و بررسی دلایل آن دوباره ازدواج می‌کنند، در غالب موارد در زندگی مشترک جدید خود نیز دچار مشکل می‌شوند. این افراد آن بخش از رفتارهای خود که در طلاق تاثیرگذار بوده را نشناخته‌اند و همین رفتارها در زندگی جدید دوباره مشکل ساز شده و فرد گرفتارپشیمانی بعد از طلاق می‌شود.

د) اهمیت وضعیت اقتصادی
طلاق به خودی خود هزینه‌های قابل توجهی دارد. جدای از آن هزینه‌های زندگی بعد از طلاق بسیار بیشتر از زندگی قبل از طلاق است. چرا که بعد از طلاق شما باید خرج دو زندگی را بپردازید. در چنین شرایطی بهترین حالتی که پیش می‌آید این است که بیشتر کار می‌کنید تا درآمد خود را افزایش دهید و بتوانید از پس مخارج بر بیایید. در چنین شرایطی ممکن است پشیمانی بعد از طلاق به افسردگی نیز منجر شود. 

ه) دلتگی بعد از طلاق
یکی دیگر از مهم‌ترین دلایل پشیمانی بعد از طلاق، احساس دلتنگی است. زنان و مردان به دلایل متعددی دچار دلتنگی بعد از طلاق می‌شوند. علاقه به همسر سابق، مرور خاطرات گذشته و… از دلایل دلتنگی است. اگر هنوز نتوانسته‌اید همسر سابق خود را فراموش کنید، می‌توانید با کمک گرفتن از یک روانشناس، مشکلات خود در زندگی سابق را ریشه یابی و برطرف کرده و سپس برای ازدواج مجدد اقدام کنید. 

رفع احساس پشیمانی بعد از طلاق  | ماهی را هر وقت از آب بگیری…
برای رفع احساس پشیمانی بعد از طلاق چه باید کرد؟ اول از همه باید بگوییم که بخشی از این پشیمانی کاملا طبیعی است. چرا که طلاق یک تصمیم بسیار سخت و بزرگ است که زندگی شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اولین قدم این است که بدانید هیچ وقت برای تلاش کردن دیر نیست. در این رابطه فرقی نمی‌کند که تلاش شما نتیجه بدهد یا نه، بلکه مهم این است که تمام تلاش خود را برای بازیابی زندگی مشترکتان انجام بدهید. اگر واقعا احساس پشیمانی می‌کنید هرکاری که برای بازیابی زندگی مشترکتان ممکن و لازم است را بکنید.
این کار حتی اگر نتیجه هم ندهد بخشی از عذاب وجدان و پشیمانی بعد از طلاق شما را که ناشی از عدم تلاش برای حفط زندگی مشترک بوده را از بین می‌برد. در هر صورت اگر فرصت تشکیل دوباره زندگی مشترک قبلی فراهم شد یا نه باید خود را ببخشید چرا که زندگی هنوز ادامه دارد و نباید قبل از پایان آن، شکست را پذیرفت. اشتباهتان هرچه که بوده بپذیرید و از آن درس بگیرید.

ایجاد رابطه دوستانه با همسر سابق
برای رفع احساس پشیمانی بعد از طلاق کارهای دیگری هم می‌توانید انجام دهید. به عنوان مثال ایجاد یک رابطه دوستانه با همسرتان بعد از طلاق می‌تواند این احساس را کاهش بدهد. چنین رابطه‌ای به خصوص هنگامی که شما فرزند دارید بسیار موثر و کارآمد است. این وضعیت حتی می‌تواند آشتی با همسر و آغاز دوباره زندگی مشترک شما را به همراه داشته باشد. در چنین شرایطی به یاد داشته باشید که ازدواج مجدد همسرانی که از هم طلاق گرفته‌اند یک امر کاملا طبیعی است.
فراموش نکنید که جدایی زوجین آسیب‌های فکری متعددی را به هر دو طرف وارد می‌کند و اگر در این میان فرزندی هم باشد زندگی او نیز شدیدا تحت تاثیر طلاق قرار می‌گیرد. در این وضعیت بررسی تمامی جوانب امر واجب و ضروری است تا عملی نسنجیده و عجولانه انجام ندهید. فراموش نکنید که شما در برابر زندگی مشترکتان مسئول هستید.

تاثیر خدمات روانشناسی بر پشیمانی بعد از طلاق
پشیمانی بعد از طلاق و تمایل به رجوع برای بسیاری از افراد اتفاق می‌افتد اما مسلما کار راحتی نیست. موارد زیادی در طلاق یک زوجین تاثیر گذار هستند و مطمئنا مشکلاتی در زندگی شما بوده که تصمیم به طلاق گرفته‌اید. حال اگر قصد بازگشت دارید باید ابتدا آن مشکلات را برطرف سازید تا زندگی مشترک مجددتان با موفقیت انجام گرفته و پیش رود. با کمک گرفتن از یک فرد متخصص می‌توانید مشکلات را ریشه یابی کرده و در جهت برطرف کردن آن‌ها گام بردارید.

در دوران قاعدگی چگونه با همسرمان رفتار کنیم؟

در دوران قاعدگی چگونه با همسرمان رفتار کنیم؟

کوکا/ بسیاری از خانم ها هر ماه و از حدود یک هفته قبل از آغاز دوره پریود خود دچار علائم آزار دهنده سندرم پیش از قاعدگی می شوند و تاثیر نوسانات هورمونی روی خلق و خو، نحوه تفکر، احساس و رفتار خانم ها گاهی به قدری شدت پیدا می کند که هر مردی می تواند اثر منفی آن را روی زندگی زناشویی خود به وضوح احساس کند.
بیش از 85 درصد خانم ها ممکن است در این روزها علائمی همچون آکنه خفیف، خستگی، بد خلقی، تحریک پذیری و افسردگی را تجربه کنند و برای گذراندن آن نیاز به درک و صبوری همسرشان دارند اما متاسفانه برخی آقایان از این وضعیت به عنوان بهانه ای برای عصبی بودن همسرشان استفاده کرده و با بی تفاوتی یا بی توجهی تحمل این دوره را دشوارتر می کنند.
اگر برای زندگی زناشویی خود ارزش زیادی قائل هستید و قصد دارید تجربیات ناخوشایند دوره پریود همسرتان را برای او و همچنین خودتان کمتر کنید در ادامه مطلب با کوکا همراه باشید تا با شیوه های رفتار مناسب با همسر در دوران قاعدگی آشنا شویم.

 
چگونه با همسر خود در دوران پریود رفتار کنیم؟
1. فرار نکنید
برخی آقایان شروع اولین علائم سندرم پیش از قاعدگی را نشانه آغاز یک هفته طوفانی و پر تنش می دانند و ترجیح می دهند با دوری کردن از همسرشان و نادیده گرفتن مشکلاتی که او در این دوره با آن ها دست و پنجه نرم می کند این دوران را بگذرانند.
اگر شما نیز جزو این دسته مردان هستید احتمالا هرگز نحوه مقابله سالم با چالش های این دوره را نخواهید آموخت در حالی که اجتناب از روبرو شدن مستقیم با این مسئله چیزی جز آزار شما و انزوا و رنجش همسرتان به دنبال ندارد.
اگرچه خانم ها می توانند کارهای زیادی برای بهبود وضعیت روحی و جسمی خود در دوره پریود انجام دهند اما شما نیز باید مسئولیت واکنش و رفتارتان نسبت به این مسئله را به عهده بگیرید. بپذیرید که دوره پریود خانم ها به اندازه همه مشکلات مشترکی که در زندگی تان دارید مهم است و هرگز با شانه خالی کردن از مسئولیت های خود و فرار کردن، اوضاع را از این بدتر نکنید!

2. ارتباط موثر داشته باشید
برخی جنبه های سندرم پیش از قاعدگی به نگاه شما و همسرتان به این قضیه وابسته است.
زمانی که همسرتان پریود می شود ممکن است دست روی مسائل جزئی زندگی بگذارد که احتمالا تا یک هفته قبل برایش اهمیت چندانی نداشته اما حالا به مهم ترین مسائل زندگی اش تبدیل شده و شما آن را حساسیت بیش از حد و غیر منطقی می دانید.
طی این یک یا دو هفته مشکلات زناشویی بی اهمیت در نظرش بزرگ تر به نظر خواهند رسید و همه فیلترهایی که به او کمک می کند تا برای خودش، برای شما، رفتار بچه ها و غیره توجیهی داشته باشد ناگهان از بین می رود.
به عبارت دیگر هر مشکلی که در زندگی مشترک یا رابطه شما حل نشده باقی مانده در دوره پریود بزرگ نمایی می شود و ممکن است به شیوه ای غیر منتظره و غیر معمول از سوی او بیان شود.
بنابراین مهم است مشکلات بین تان را در طول ماه حل کرده و مسائل حل نشده برای این یک یا دو هفته باقی نگذارید.

3. به الگوها دقت کنید
اگر همسرتان تنها به دلیل سندرم پیش از قاعدگی به طور مرتب و دوره ای دچار تغییرات خلق و خو می شود پس حتما الگویی برای آن وجود دارد. می توانید از تلفن، اپلیکیشن یا تقویم برای کشف و ثبت این الگو استفاده کنید.
برای این منظور احتمالا به چند ماه زمان نیاز دارید اما اگر به سلامتی رابطه زناشویی تان اهمیت می دهید توصیه می کنیم تاریخ شروع علائم، سیکل قاعدگی و علائم رفتاری و جسمی همسرتان را به دقت زیر نظر بگیرید تا الگوی مورد نظر را پیدا کنید.
ممکن است همسرتان چندان مایل نباشد تا این حد به تاریخ شروع پریود و مسائل زنانه او دقیق شوید اما بدون شک مزیت های این کار بیشتر از معایب آن می باشد.

 4. برنامه داشته باشید
وقتی زمان کافی صرف ثبت این اطلاعات کردید باید از آن ها استفاده کنید. اگرچه توجه به همسرتان در دوره قاعدگی اهمیت زیادی دارد اما مهم است به سلامتی جسمی و روانی خودتان نیز توجه کنید تا راحت تر از این دوره دشوار عبور کنید.
ممکن است تصمیم بگیرید در این مدت هر صبح مدیتیشن یا فعالیت آرامش بخش دیگری داشته باشید یا بخواهید عصرها را با کودکان خود بگذرانید تا وضعیت عاطفی و روحی شما متعادل شود یا ممکن است پیش دستی کرده و مواردی که ممکن است باعث رنجش یا تحریک همسرتان شود را از قبل برطرف کنید.
هر کاری که احساس می کنید برای خودتان و رابطه شما بهتر است انجام دهید و هر چیزی که در این دوره شما را آزار می دهد یادداشت کنید تا بعد از پایان دوره پریود همسرتان، با آرامش آن ها را با او در میان بگذارید.

5. او را درک کنید، صبور باشید
این دوره به همان اندازه که همسرتان می گوید سخت و دردناک است، اگرچه احتمالا به عنوان یک مرد نمی توانید تصور کنید گذراندن یک دوره خاص و دشوار ماهانه چگونه است و نباید وانمود کنید آن را به طور کامل درک می کنید.
برای شروع کافیست درک ساده ای از دشواری پریود داشته باشید و به همسرتان نشان دهید که در این دوره کنارش هستید و به او کمک خواهید کرد.
با این توجیه که این یک روند طبیعی است و خانم ها باید خودشان با آن کنار بیایند خود را بی تفاوت نشان ندهید بلکه سعی کنید مانند یک همسر خوب با شروع علائم سندرم پیش از قاعدگی با او همدلی کرده و به جای پرخاشگری یا جبهه گیری نسبت به او صبور بوده و به حرف هایش گوش دهید.
 
6. در امور روزمره به او کمک کنید
خانم ها معمولا حدود یک هفته قبل از شروع پریود به دلیل علائم آزار دهنده سندرم پیش از قاعدگی دچار کسالت و بی حوصلگی شده و ممکن است در انجام امور روزمره خود دچار مشکل شوند.
اگر می خواهید به همسرتان کمک کنید تا به راحتی این دوره را بگذراند چه بهتر که با کمک کردن در کارهای خانه حال او را بهتر کنید، سعی کنید قرار ملاقات های خانوادگی یا حضور در مراسم غیر ضروری را تا حد امکان کنسل کرده و در صورت نیاز لباس هایش را بشویید، آشپزخانه را تمیز کنید، خرید کرده و شام درست کنید.

بدون شک این رفتار شما تاثیر خارق العاده ای در بهبود روحیه و حال و هوای همسرتان خواهد داشت.

7. به او آرامش دهید
ارتباط عاطفی بین زوجین برای کاهش علائم دوره پریود بسیار مفید است.
بیشتر کنار همسرتان بنشینید، او را در آغوش بگیرید، حتی گرفتن دست ها نیز می تواند اثر گذار باشد. اگر با اصول ماساژ دادن آشنا هستید پشت و پاهای او را ماساژ دهید.
در عین حال فراموش نکنید خانم ها گاهی با کمی خلوت کردن حس و حال بهتری پیدا می کنند، اگر احساس می کنید به این خلوت نیاز دارد آن را از همسرتان دریغ نکنید.
 
8. از او کمک بگیرید
اگر دوست دارید به او در بهتر کردن اوضاع کمک کنید اما نمی دانید چه چیزی حالش را بهتر می کند کافیست به نحوی که احساس بیمار بودن یا ضعیف بودن به او دست ندهد در این مورد از خودش سوال کنید.
شاید دوست داشته باشد به سینما برود، یک ماشین گردی کوتاه مدت را ترجیح دهد، شاید رفتن به رستوران برای صرف شام به بهتر شدن روحیه اش کمک کند یا گاهی یک پیاده روی شبانه علائمش را تسکین دهد.
آماده کردن کیسه آب گرم یا یک بسته شکلات نیز برای بهبود روحیه و وضعیت جسمی او بسیار مفید است.

9. موارد مهم را به او یادآوری کنید
در صورتی که همسرتان در این دوره توصیه های مهم مربوط به سلامتی روحی و جسمی اش را نادیده می گیرد می توانید به او تذکر دهید، مثلا توصیه کنید از خوردن هله هوله یا مصرف مواد غذایی نا سالم پرهیز کند اما هرگز به او امر و نهی نکنید زیرا در نهایت این خودش است که تصمیم می گیرد چه می خواهد.
اگر بخشی از عادات غذایی یا سبک زندگی او نیاز به اصلاح دارد بهتر است صحبت کردن در مورد آن ها را به بعد از دوره پریود موکول کنید.

10. او را تشویق کنید
خانم ها در این دوره بسیار آسیب پذیر شده و نیاز به تایید شدن از سوی مردشان دارند.
ممکن است همسرتان احساس کند آن قدر که باید دوست داشتنی نیست، به اندازه کافی خوب نیست، جذابیتی برای شما ندارد و … باید به او بگویید چه همسر زیبا و مادر مهربانی است و این که چرا شما به شوهر او بودن افتخار می کنید.

سخن پایانی …
او همسر دوست داشتنی شما است و علائم نا خوشایند دوران پریود او را به شخص دیگری تبدیل نمی کند. هر چند ممکن است از نظر خلق و خو تا حد زیادی تغییر کرده باشد با این حال این دوره موقت است که با مراقبت درست، توجه کافی و برنامه ریزی دقیق بسیار راحت تر از آن چه فکر می کنید قابل مدیریت می باشد.
سعی کنید در این دوران احساسات منفی را کنترل کرده و عصبانیت و رنجش های خود را تا حد ممکن بروز ندهید زیرا نه تنها وضعیت شما را بهبود نمی بخشد بلکه ممکن است رابطه تان را خدشه دار کند.
با وجود همه این ها، احساسات آزار دهنده و درد جسمی دوره عادت ماهانه نمی تواند بی ادبی یا رفتار بد آگاهانه برخی خانم ها را توجیه کند. بنابراین لازم است بعد از گذراندن این روزها، با حفظ آرامش درباره مواردی که باعث رنجش شما شده با همسرتان صحبت کنید تا در آینده کنترل بیشتری روی آن ها داشته باشد.
منابع: medium – thenewsminute – allprodad

پیامدهای مقایسه همسر با دیگران

پیامدهای مقایسه همسر با دیگران

حامی هنر زندگی/ مقایسه همسر با دیگران چه عواقبی در زندگی شما خواهد داشت؟ خیلی از زنان و مردان همسرشان را با دیگری مقایسه می‌کنند. بعضی این مقایسه را راهی می‌دانند تا همسرشان تحریک شود و برای اصلاح خود و یا تغییر رفتاری اساسی تلاش بیشتری کند. درصورتی که چنین روشی نه تنها کارساز نیست بلکه بسیار آسیب‌زننده است. این کار تاثیر بسیار منفی بر همسر و همچنین روابط زناشویی شما می‌گذارد. عملکرد مقایسه‌ای، احساسات و شخصیت طرف مقابل را تخریب کرده و اعتماد به نفس او را کاهش می‌دهد. علاوه بر این باعث سردی روابط، بی‌علاقگی زن و شوهر نسبت به یکدیگر و طلاق عاطفی می‌شود. اگر این موضوع به همسر شما مربوط می‌شود، بهتر است با کمک مشاوره خانواده راه‌حلی برای آن پیدا کنید. 

مقایسه همسر با دیگران : دلایل اصلی
آیا می‌دانید  زندگی مشترک موفق چطور ساخته می‌شود؟ سطح انتظارات و خواسته‌هایتان را از خود و زندگی مشخص کنید. بعد از آن سطح توانایی‌ها، میزان امکانات در دسترس و منطقی بودن خواسته‌هایتان را ارزیابی نمایید. مسلما اگر بتوانید سطح خواسته‌ها و انتظاراتتان را با شرایط موجود هماهنگ کنید نگرانی‌ها، آشفتگی‌ها و وسواس‌های فکریتان کمتر می‌شود. عدم وجود هدف در زندگی باعث می‌شود که دست به مقایسه بزنید. به یاد داشته‌ باشید که زندگی هرکس منحصر به خودش است و نباید به خود اجازه دهید تا شرایط زندگی دیگران، روابط شما با همسرتان را تحت تاثیر قرار دهد. زمانی که همسر دیگری را از همسر خود بهتر دیدید و شروع به مقایسه کردید به این فکر کنید که خودتان با آگاهی او را انتخاب کردید و هر آدمی در کنار جنبه‌های منفی خصوصیات خوب هم دارد. تمرکز بر جنبه‌های منفی موجب رنجش بیشتر خواهد شد. 
مقایسه ظاهر همسر با دیگران
مقایسه ظاهر همسر با دیگران یکی از بزک‌ترین اشتباهات زوجین است که آسیب‌های بسیار مخربی بر زندگی مشترک وارد می‌کند. با این کار اعتماد به نفس همسرتان به تدریج از بین می‌رود و نسبت به شما سرد و دلزده می‌شود. توجه داشته باشید که ظاهر در زندگی مشترک حرف اول را نمی‌زند و آن چیزی که در پایداری زندگی زناشویی تاثیر می‌گذارد، تفاهم زوجین و برقراری ارتباط آنان با یکدیگر است. ممکن است با مقایسه ظاهر همسرتان با دیگران، به تدریج دچار طلاق عاطفی شوید. 

پیامدهای مقایسه‌ کردن همسر با دیگران
زمانی که همسر خود را با دیگری مقایسه می‌کنید وجهه او را در نظر خود پایین می‌آورید و به تدریج به او بی‌علاقه می‌شوید. سردی در روابط به تمام ابعاد زندگی کشیده می‌شود و حتی ممکن است در فرآیند تربیت فرزندان نیز تاثیرگذار باشد. از طرفی مقایسه‌های اشتباه باعث می‌شود طرف مقابل حس کند که همسرش او را همانطور که هست نپذیرفته و دیگر به او علاقه‌ای ندارد. بنابراین دچار افسردگی و سرخوردگی می‌شود. گاهی مواقع هم دست به تلافی زده و مدام ایراد می‌گیرد. تمام این‌ موارد زمینه‌ساز اختلافات و مشکلات درون‌خانواده‌ای می‌شوند؛ حریم‌ها شکسته شده و زن و مرد هر روز نسبت به هم فاصله می‌گیرند. علاوه بر این‌ها مقایسه مالی همسر با دیگران ممکن است او را تحت فشار قرار دهد و برای خارج کردن خود از این فشار به سمت رشوه‌خواری و یا ریسک‌های غیرمعقول اقتصادی برود.

مقایسه همسر با دیگران : چند راهکار عملی
برای جلوگیری از مقایسه همسر با دیگران و پیشگیری از آسیب‌های زندگی مشترک راهکارهایی وجود دارد که عبارتند از:

1. با یکدیگر همدلی کنید
برای جلوگیری از آسیب به زندگی مشترک و رابطه زناشویی، بهترین کار همدلی است. قبل از این که دیر شود و کاملا از همسر خود دلسرد شوید محبت خود را به او ابراز کنید و بگویید که قدر زحماتش را می‌دانید. این جملات شماست که به او انگیزه زندگی و کار و تلاش بیشتر می‌دهد نه مقایسه‌ها. خود را جای او بگذارید و درکش کنید. 
2. به جنبه‌های مثبت همسرتان توجه کنید
ذهن به صورت ناخودآگاه جنبه‌های مثبت زندگی دیگران را با جنبه‌های منفی زندگی خود مقایسه می‌کند. جلوی این کار را بگیرید و به‌جای آن به خوبی‌های همسر خود توجه کنید و آن‌ها را برشمارید. به زندگی خودتان بیشتر فکر کنید. اینکه چگونه درکنار یکدیگر و با سختی آن را شکل دادید. به تمام چیزهایی که همسرتان در طول ازدواج و زندگی مشترک برایتان خریده و یا زمان‌هایی که حتی با چیزهای خیلی کوچک خوشحالتان کرده فکر کنید.
به مسافرت‌ها و خوشی‌هایی که اوایل ازدواج داشتید بیاندیشید. تمام این‌ها حس خوبی در شما ایجاد می‌کنند و اگر به این‌کار ادامه دهید و استمرار داشته باشید، علاقه‌تان نسبت به یکدیگر بیشتر شده و درنتیجه تلاش بیشتری برای تغییر رفتار و شرایط می‌کنید. همچنین به جنبه‌های مثبت همسرتان متمرکز شوید؛ همان‌هایی که باعث شدند او را برای ازدواج انتخاب کنید تا یک عمر شریک زندگیتان باشد.
3. مقایسه همسر با دیگران | تشکر و قدردانی را فراموش نکنید
زمانی که همسرتان را با دیگران مقایسه می‌کنید به این معناست که از زندگی خود راضی نیستید و کمبودهای مالی و اخلاقی را در ذهن خود پررنگ می‌کنید. سعی کنید بابت تمام نعمت‌های زندگی مشترک سپاسگذار باشید. قدردانی از همسر و زحماتش شما را در تصور او مهربان کرده و دل‌ها را به هم نزدیک‌تر می‌کند. توجه به نعمت‌ها و شکرگذاری، آن‌ها را در زندگیتان بیشتر می‌کند.
4. خود را جای دیگران بگذارید
قبل از اینکه همسر خود را با دیگران مقایسه کنید، برای لحظه‌ای تصور نمایید که همسرتان هم ویژگی‌های مثبت دیگران را به روی‌تان بیاورد و شما را با اطرافیان مقایسه کند. مسلما این شرایط برای شما اصلا خوشایند نیست. اگر برای مقابله به مثل با همسرتان او را با دیگران مقایسه می‌‌کنید، این کار را تمام کنید تا او نیز عادت خود را کنار بگذارد. در غیر این صورت به مرور مشکلات و دعواهایتان بیشتر می‌شود. 
تاثیر خدمات روانشناسی بر کاهش مقایسه همسر با دیگران
مقایسه همسر با دیگران به تدریج تبدیل به یک عادت ناپسند می‌شود که حتی اگر قصد اینکار را نداشته باشید هم به طور ناخودآگاه، با هر اشتباه همسرتان او را با دیگران مقایسه کرده و سرزنشش می‌کنید. مهم نیست که همسرتان شما را با دیگران مقایسه کند یا شما او را؛ مسلما این رفتار پیامدها و عواقب جدی بر زندگی شما می‌گذارد پس باید هرچه سریع‌تر برای رفع آن چاره‌ای بیندیشید. روانشناس به شما کمک می‌کند تا این رفتار را کنار گذاشته و یا نحوه صحیح برخورد با آن را یاد بگیرید و کیفیت رابطه‌تان را بهبود بخشید. متخصصان مرکز مشاوره روانشناسی حامی هنر زندگی در خدمت شما هستند تا در این زمینه یاری‌تان کنند

احساس میکنم شوهرم مسائل مالی خودش رو از من مخفی میکنه

احساس میکنم شوهرم مسائل مالی خودش رو از من مخفی میکنه

مشاوره 24/ سوال: سلام  من ۲۳و شوهرم۲۶سالشه اصلا منظم نیست بت لباس و حموم رفتنش اهمیت نمیده بهش میگم زشته یکم به خودت برس میگه برام مهم نیست توهم نمیخوای برو یا اگه از کسی پول قرض کنه به فکر دادنش نیست باز باید من جوش بزنم حقوق که میگیره اصلا نشون من نمیده بیشتر مواقع هم میگه ندادن بعد میفهمم که دادن خیلی ناراحتم نمیدونم با این مرد چیکار کنم زود عصبی میشه همه رو فحش میده

شیما برمه ( روانشناس بالینی و مشاور خانواده)
با سلام به شما دوست عزیز توضیحاتتون رو خوندم و باید بگم متوجه ناراحتی شما از شرایطی که در اون قرار دارین هستم ، اما باید بگم شما یه سوال منسجم نپرسیدین و خیلی کلی سوال پرسیدین و نمیشه به طور دقیق پاسخ داد ولی به هر جهت و با توجه توضیحاتتون ظاهرا همسر شما ضمن اینکه فرد منظمی نیست برنامه ریزی هم در زندگیش هیچ جایگاهی نداره و مورد دیگه که وجود داره این هست که احتمالا در برخی امور مثل امور مالی نمیخواد با شما صادق باشه ، البته همه موارد ذکر شده فرضیه هستن و هیچ چیز قطعی وجود نداره چرا که باید بررسی بیشتری انجام بشه تا بتونم نظر قطعی بدم ، بهتره در یک فرصت مناسب و البته به طور جدی و‌ متفاوت تر از دفعات قبلی با همسرتون صحبت کنید و از نگرانی ها و ناراحتی هاتون به همسرتون بگید و اجازه بدین همسرتون هم نظر خودش رو بگه و با هم به یه توافقی برسید
در ادامه اگر زمانی همسرتون کار خوبی انجام میده اون عمل همسرتون و تشویق کنید و سعی کنید بیشتر جنبه های خوب رفتار همسرتون رو در نظر بگیرین تا جنبه های منفی ، و در نهایت بهتره با همسرتون صحبت کنید و هرچه سریعتر به اتفاق هم برای بهبود شرایط زندگیتون به یه متخصص زوج درمانگر مراجعه کنید . به امید روزهای بهتر برای شما

الهام متقی (زوج درمانگر،مشاوره پیش از ازدواج و فردی،مدرس مهارت های والدگری)
علت پنهان کردن و رفتارهای مقابله گرایانه همسرتون می تونه ریشه دار باشه یعنی به علت حضورش در رابطه با شما نباشه ولی می تونه هم همه این موارد تقویت بشه، چجوری؟ زمانی که شما مبدل به والدینی بشید که اون همیشه ازشون فرار میکرده مؤاخذه گر تذکر دهنده بی اعتماد بدون پذیرش والد همسرتون نباشید، به خصوص چنین والدی.مشاوره زوجین

الهام داودی (روانشناس بالینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران)
سلام. ممکنه که همسرتون از یک اختلال روانپزشکی مثل اختلال دوقطبی رنج ببرند که مهمه به روانپزشک مراجعه داشته باشند

در حضور زنم گریه کردم، خیلی بد شد؟

در حضور زنم گریه کردم، خیلی بد شد؟

خراسان/ مشکلی برایم پیش آمد و فشار زیادی به من وارد شد. ناگهان گریه‌ام گرفت در حالی که خانمم کنارم بود. احساس می‌کنم که خیلی بد شد و این اتفاق روی نگاه و برداشت او از من تاثیر بدی خواهد گذاشت. ممکن است راهنمایی کنید؟
پاسخ
جالب است که بدانید از دیدگاه روان‌شناسی سلامت، یکی از عواملی که باعث می‌شود مردان عمر کوتاه‌تری نسبت به زنان داشته‌ باشند، سرکوب کردن احساسات و ابراز نکردن هیجانات است. در فرهنگ ایرانی بر  برخی ویژگی‌ها در مردان بسیار تاکید و برخی رفتارها بسیار نهی شده است؛ مثلا این جمله را زیاد شنیده‌اید: «مرد که گریه نمی‌کند!» الگویی که از یک مرد در ذهن افراد ساخته ‌شده، فردی است بسیار سرسخت، مقاوم و قدرتمند که می‌تواند درد را تحمل کند و در مقابل ناراحتی‌ها و رنج‌ها خویشتن‌دار باشد. در این دیدگاه مرد خوب، مردی است که مانند کوه استوار و مانند فولاد سرسخت باشد. چنین مردی نباید در برابر مشکلات کمر خم کند و صفاتی مانند گریه‌کردن و درددل کردن، صفاتی زنانه است. این ویژگی‌ها بسیار جنبه فرهنگی دارد و ممکن است در نقاط مختلف کشور و اقوام مختلف متفاوت باشد؛ اما بحث ما در این جا به صورت کلی خواهد بود. درباره این که آیا گریه ‌کردن مرد جلوی همسرش درست است یا خیر، اشاره به چند نکته را ضروری می‌د‌انم.
 ابراز هیجانات باید کنترل شده باشد
بیان احساسات برای همه انسان‌ها اعم از زن و مرد، کودک و بزرگ سال خوب است. اگر موضوعی باعث خوشحالی ما می‌شود، نباید جلوی ابراز این هیجان را که همان  لبخندزدن یا خندیدن است، گرفت. درباره هیجان‌های منفی مانند غم، اندوه و عصبانیت هم چنین است. اگر فردی دچار ناراحتی شدید است باید به او فرصت داد با گریه هیجان منفی‌اش را تخلیه کند. درباره افرادی که احساس عصبانیت می‌کنند هم همین‌طور است و این عصبانیت باید بیان شود نه این که سرکوب شود. البته باید بسیار دقت کرد که ابراز خشم و عصبانیت به فراگیری تکنیک‌هایی نیاز دارد تا به دیگران و خود فرد آسیبی وارد نکند. نکته مهم هم درباره هیجانات منفی و هم درباره هیجانات مثبت این است که ابراز این هیجانات باید کنترل‌شده باشد. خندیدن بلند و کنترل‌نشده مانند گریه و شیون، خارج از کنترل است. اشک‌ریختن و احساس پشیمانی با فریاد زدن و یقه چاک دادن متفاوت است.
 حواس‌تان به اقتدار مردانه باشد
یکی از ویژگی‌های مهم که برای مردان در زندگی مشترک سفارش شده، داشتن اقتدار است. اقتدار نه به معنای مستبد و خود رای بودن بلکه به معنای قابل تکیه بودن است. مقتدر بودن یک ویژگی است که زن‌ها بسیار دوست دارند، همسرشان داشته‌باشد. عواملی که باعث از بین‌رفتن این اقتدار شود، به رابطه زناشویی و احساسات زن به مرد لطمه می‌زند. مردی که برای مشکلات کوچک بارها مقابل همسرش گریه کند، ممکن است اقتدارش را از دست بدهد و همسرش او را قابل اتکا نداند.
 گریه‌کردن‌تان نباید زیاد تکرار شود
لازم است که زن و مرد در کنار هم احساس امنیت کنند و حتی درباره بیان احساس‌شان هم با یکدیگر راحت باشند. این اتفاق می‌تواند صمیمیت را در رابطه افزایش دهد  اما بیان احساسات منفی مانند گریه‌کردن اگر زیاد تکرار شود، صمیمیت را به نفرت تبدیل خواهد کرد. افرادی که دچار مشکلات اساسی هستند و ممکن است تا مدت‌ها درگیر افسردگی باشند و به همین دلیل زیاد گریه کنند، شایسته است با روان‌شناس در ارتباط باشند تا مشکل‌شان به صورت حرفه‌ای حل شود.
نویسنده : دکتر رضا یعقوبی | روان‌شناس بالینی

وقتی شوهرم پیش همسر اولش می رود عصبی می شوم!

وقتی شوهرم پیش همسر اولش می رود عصبی می شوم!

مشاوره 24/ سوال: سلام من ۳۰سالمه و شوهرم ۳۷ و دو فرزند دارم خانم دوم همسرم هستم. همسرم وقتی میره جا خانم اولش من خیلی افسرده میشم عصبی میشم تحمل ندارم همش دعوا و بحث میکنم کمکم کنید تا فکرم ازاد باشه همش بهم میگه تو الکی جوش میزنی و دلداریم میده ولی من باز کار خودمو میکنم میگه عاشقتم من بخاطر بچها میرم جاش نمیدونم چجوری با خودم کنار بیام لطفا کمکم کنید ممنون.

هدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی )
  با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز ما آدمها در هر لحظه زندگیمون در حال انتخاب هستیم و این انتخابها هستند که در زندگی ما سرنوشت ساز هستند و تکلیف زندگی ما رو مشخص می کنند و بایستی مسئولیت این انتخابها رو هم به عهده بگیریم و نمی توان از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کرد. شما نیز جهت زندگی مشترک تصمیم گرفتید که همسر دوم شوهرتان باشید و این انتخاب اقتضائاتی همانند اینکه تنها زن زندگی همسرتون نیستید و ایشان باید به همسر دیگرشان نیز سر بزنند دارد. همین الان نیز شما می توانید انتخاب بکنید که تصمیم دیگری برای زندگی مشترکتون بگیرید و مسئولیت و اقتضائات جدید رو به عهده بگیرید. اما تا زمانی که به این تصمیمتون پایبند هستید تمام مسئولیت و اقتضائات این تصمیم رو بپذیرید و با رفتارهای منفی تصمیم خودتون رو زیر سوال نبرید.

پرستو قندی(روانشناسی تربیتی،دانشگاه تهران)
سلام دوست عزیز واقعیت اینه که شرایطی که شما توصیف کردید واقعا آزاردهنده ست. طبیعت و سرشت هیچ زنی نمی پذیره که زندگی مشترکش و عشقش رو با کسی تقسیم کنه! شما همسر دوم شدید و با آگاهی به شرایط همسرتون، ایشون رو انتخاب کردید! و صد البته وارد شدن به زندگی مردی که همسر و فرزند داره اشتباه بسیار بزرگیه! اشاره کردید که وقتی همسر شما پیش خانم اولش می ره، شما افسرده و عصبی می شید! خب راستش کسی که افسرده و عصبانی باید بشه، شما نیستید! بلکه همسر اول این آقاست! توضیح ندادید که به اختیار خودتون این انتخاب رو داشتید و یا تحت اجبار اطرافیان و یا فرهنگ منطقه تون! به هر حال در شرایط فعلی بهتره مسؤلیت انتخابتون رو بپذیرید و با این شرایط کنار بیاید! برای تغییر حال خودتون خیلی کارها می تونید انجام بدید. روزهایی که همسرتون کنار شما نیستند برای خودتون برنامه های متنوع بچینید، مثلا می تونید یه ورزش خاص رو شروع کنید، یا مثلا اگر موسیقی لذت می برید، یادگرفتن یه ساز رو شروع کنید و با هر هنر دیگری که شما رو مشغول می کنه! و یا حتی شروع به مطالعه کنید. به هر حال شرایط شما، شرایطی ماندگاره بنابراین بهتره خودتون با چیدن برنامه های تفریحی مختلف حال خودتون رو تغییر بدید و سعی کنید به شرایط پیش اومده فکر نکنید. نکته پایانی، اگر تصور می کنید فشار عصبی زیادی در نبود همسرتون تجربه می کنید، شاید بد نباشه با روانپزشک صحبت کنید و از دارو کمک بگیرید