عاقبت شوم فروش عکس‌های سیاه 2 دختر

۳پسر که دختران ۱۳ و ۱۵ ساله را به دام شیطانی انداخته و آزار داده‌اند در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه می‌شوند.

رسیدگی به این پرونده با شکایت ۲ دختر نوجوان آغاز شد. سارینا ۱۵ ساله و دوستش آیدا ۱۳ ساله که به پلیس آگاهی رفته بودند از ۳ پسر جوان شکایت کردند.

عاقبت شوم فروش عکس‌های سیاه 2 دختر

فروش عکس‌های سیاه

سارینا در تشریح جزئیات شکایتش گفت: من در خانواده فقیری زندگی می‌کنم. پدرم بیکار و معتاد است و من همراه مادر و خواهرهایم به سختی زندگی‌مان را می‌گذرانیم. مدتی قبل در اینستاگرام با پسر جوانی به نام آرش آشنا شدم. او از من خواست تا عکس‌های خصوصی‌ام را برایش ارسال کنم و در عوض به من پول بدهد. من هم چندین عکس برایش ارسال کردم و وقتی ماجرا را به دوستم آیدا گفتم او هم گفت حاضر است عکس‌هایش را در فضای مجازی ارسال کند و در عوض پول بگیرد.

وی ادامه داد: من عکس‌های آیدا را نیز برای آرش و دو نفر از دوستانش ارسال کردم و آنها قول دادند در عوض به ما 9 میلیون تومان پول بدهند اما به قولشان عمل نکردند.

آزار سیاه

دختر نوجوان گفت: من چند بار با آرش و دوستانش تماس گرفتم تا پولم را بدهند اما آنها با من قرار ملاقات گذاشتند و خواستند تا سر قرار بروم و پول را به من بپردازند. به همین خاطر من و آیدا با هم سر قرار رفتیم و سه پسر جوان ما را به خانه‌شان در غرب تهران دعوت کردند تا آنجا با هم تسویه حساب کنیم اما وقتی به آنجا رسیدیم یکباره دست و پای ما را بستند و ما را آزار دادند. آنها تهدید کردند اگر در این باره به کسی حرفی بزنیم عکس‌ها را پخش می‌کنند و آبرویمان را می‌برند.

بازداشت ۳ شیطان

 به‌دنبال اظهارات دختر نوجوان، مأموران به ردیابی سه پسر جوان پرداختند و آرش و 2 دوستش را بازداشت کردند اما آنها مدعی شدند دو دختر جوان را نمی‌شناسند.

3 متهم در ادامه بازجویی‌ها و در مواجهه حضوری پذیرفتند دو دختر را به خانه‌شان دعوت کرده‌اند اما مدعی شدند با میل دختران نوجوان با آنها رابطه برقرار کرده‌اند.

در دادگاه

نخستین جلسه تحقیق درباره این پرونده در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد.

 در این جلسه سارینا و آیدا برای سه پسر اشد مجازات را خواستند.

آنها گفتند: این سه جوان به بهانه تسویه حساب ما را به خانه‌شان کشاندند و بی‌رحمانه آزار دادند و ما برای آنها اشد مجازات می‌خواهیم.

سپس سه پسر یک به یک از خود دفاع کردند و اتهام آزار 2 دختر نوجوان را نپذیرفتند. آرش گفت: سارینا وقتی در اینستاگرام با من آشنا شد، عکس‌های خصوصی خودش و دوستش را برای من ارسال ‌کرد.

آخرین بار هم آنها همراه هم به خانه ما آمدند اما آنها قصد اخاذی از ما را داشتند  ولی چون مبلغ ۹ میلیون تومانی را که از ما خواسته بودند به آنها ندادیم به دروغ چنین شکایتی را علیه ما مطرح کردند. بنا به این گزارش؛ با ادعای متهمان، قرار شد تحقیق درباره این پرونده تکمیل شود که با تکمیل تحقیقات، متهمان در دادگاه از خود دفاع می‌کنند.

عاقبت شوم فروش عکس‌های سیاه 2 دختر

۳پسر که دختران ۱۳ و ۱۵ ساله را به دام شیطانی انداخته و آزار داده‌اند در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه می‌شوند.

رسیدگی به این پرونده با شکایت ۲ دختر نوجوان آغاز شد. سارینا ۱۵ ساله و دوستش آیدا ۱۳ ساله که به پلیس آگاهی رفته بودند از ۳ پسر جوان شکایت کردند.

عاقبت شوم فروش عکس‌های سیاه 2 دختر

فروش عکس‌های سیاه

سارینا در تشریح جزئیات شکایتش گفت: من در خانواده فقیری زندگی می‌کنم. پدرم بیکار و معتاد است و من همراه مادر و خواهرهایم به سختی زندگی‌مان را می‌گذرانیم. مدتی قبل در اینستاگرام با پسر جوانی به نام آرش آشنا شدم. او از من خواست تا عکس‌های خصوصی‌ام را برایش ارسال کنم و در عوض به من پول بدهد. من هم چندین عکس برایش ارسال کردم و وقتی ماجرا را به دوستم آیدا گفتم او هم گفت حاضر است عکس‌هایش را در فضای مجازی ارسال کند و در عوض پول بگیرد.

وی ادامه داد: من عکس‌های آیدا را نیز برای آرش و دو نفر از دوستانش ارسال کردم و آنها قول دادند در عوض به ما 9 میلیون تومان پول بدهند اما به قولشان عمل نکردند.

آزار سیاه

دختر نوجوان گفت: من چند بار با آرش و دوستانش تماس گرفتم تا پولم را بدهند اما آنها با من قرار ملاقات گذاشتند و خواستند تا سر قرار بروم و پول را به من بپردازند. به همین خاطر من و آیدا با هم سر قرار رفتیم و سه پسر جوان ما را به خانه‌شان در غرب تهران دعوت کردند تا آنجا با هم تسویه حساب کنیم اما وقتی به آنجا رسیدیم یکباره دست و پای ما را بستند و ما را آزار دادند. آنها تهدید کردند اگر در این باره به کسی حرفی بزنیم عکس‌ها را پخش می‌کنند و آبرویمان را می‌برند.

بازداشت ۳ شیطان

 به‌دنبال اظهارات دختر نوجوان، مأموران به ردیابی سه پسر جوان پرداختند و آرش و 2 دوستش را بازداشت کردند اما آنها مدعی شدند دو دختر جوان را نمی‌شناسند.

3 متهم در ادامه بازجویی‌ها و در مواجهه حضوری پذیرفتند دو دختر را به خانه‌شان دعوت کرده‌اند اما مدعی شدند با میل دختران نوجوان با آنها رابطه برقرار کرده‌اند.

در دادگاه

نخستین جلسه تحقیق درباره این پرونده در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد.

 در این جلسه سارینا و آیدا برای سه پسر اشد مجازات را خواستند.

آنها گفتند: این سه جوان به بهانه تسویه حساب ما را به خانه‌شان کشاندند و بی‌رحمانه آزار دادند و ما برای آنها اشد مجازات می‌خواهیم.

سپس سه پسر یک به یک از خود دفاع کردند و اتهام آزار 2 دختر نوجوان را نپذیرفتند. آرش گفت: سارینا وقتی در اینستاگرام با من آشنا شد، عکس‌های خصوصی خودش و دوستش را برای من ارسال ‌کرد.

آخرین بار هم آنها همراه هم به خانه ما آمدند اما آنها قصد اخاذی از ما را داشتند  ولی چون مبلغ ۹ میلیون تومانی را که از ما خواسته بودند به آنها ندادیم به دروغ چنین شکایتی را علیه ما مطرح کردند. بنا به این گزارش؛ با ادعای متهمان، قرار شد تحقیق درباره این پرونده تکمیل شود که با تکمیل تحقیقات، متهمان در دادگاه از خود دفاع می‌کنند.

ماجرای آزارجنسی 2 دختر نوجوان به دست 3 پسر

دو دختر نوجوان که بابت پول عکس‌های خصوصی خود را برای چند مرد فرستاده و سپس مورد آزار آنان قرار گرفته‌اند با شکایت به دادگاه خواستار مجازات متهمان شدند.

رسیدگی به این پرونده با شکایت دو دختر نوجوان آغاز شد. سارینا ۱۵ ساله و دوستش آیدا ۱۳ ساله که به پلیس آگاهی رفته بودند از سه پسر جوان شکایت کردند.

ماجرای آزارجنسی 2 دختر نوجوان به دست 3 پسر

سارینا در تشریح جزئیات شکایتش گفت: من در خانواده فقیری زندگی می‌کنم. پدرم بیکار و معتاد است و من و مادر و خواهرهایم به سختی زندگی‌مان را می‌گذرانیم. مدتی قبل در اینستاگرام با پسر جوانی به نام آرش آشنا شدم. او از من خواست عکس‌های خصوصی‌ام را برایش ارسال کنم و در عوض پول بگیرم. من هم چندین عکس برایش ارسال کردم و قرار شد پول بدهد، مقداری هم پول به حسابم واریز کرد.

او گفت اگر بتوانم از دختران عکس بگیرم و برای آنها بفرستم پول بیشتری به من می‌دهد. من که در اینستاگرام با آیدا آشنا شده بودم، موضوع را به او گفتم. آیدا هم قبول کرد. او از خودش عکس گرفت و برای من فرستاد من هم برای آرش و دوستانش فرستادم و قرار شد 9 میلیون تومان به من بدهد. این پول می‌توانست زندگی من و آیدا را تغییر دهد؛ اما آرش و دوستانش به قول‌شان عمل نکردند.

دختر نوجوان گفت: چند بار با آرش و دوستانش تماس گرفتم تا پولم را بدهند. آنها با من قرار ملاقات گذاشتند و خواستند سر قرار بروم تا پول را بپردازند. به همین خاطر من و آیدا با هم سر قرار رفتیم و سه پسر جوان ما را به خانه‌شان در غرب تهران دعوت کردند تا آنجا با هم تسویه‌حساب کنیم. وقتی به آنجا رسیدیم یکباره دست و پای ما را بستند و ما را آزار دادند. آنها تهدید کردند اگر در این باره به کسی حرفی بزنیم، عکس‌ها را پخش می‌کنند و آبرویمان را می‌برند.

به دنبال اظهارات دختر نوجوان، ماموران به ردیابی سه پسر جوان پرداختند و آرش و دو دوستش را بازداشت کردند. آنها مدعی شدند دو دختر نوجوان را نمی‌شناسند.

سه متهم در ادامه بازجویی‌ها و در مواجهه حضوری پذیرفتند دو دختر را به خانه‌شان دعوت کرده‌اند اما مدعی شدند با میل دختران نوجوان با آنها رابطه برقرار کردند.

در ادامه نخستین جلسه تحقیق درباره این پرونده در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد. در این جلسه سارینا و آیدا برای سه پسر ارشد مجازات خواستند.

آنها گفتند: پسران جوان به بهانه تسویه‌حساب ما را به خانه‌شان کشاندند و تجاوز کردند.

سپس سه پسر یک به یک از خود دفاع کردند. آنها اتهام آزار دو دختر نوجوان را نپذیرفتند.

آرش گفت: سارینا وقتی در اینستاگرام با من آشنا شد، عکس‌های خصوصی خودش و دوستش را برایم ارسال ‌کرد. آخرین بار هم آنها همراه هم به خانه ما آمدند و من و دوستانم با میل خودشان با آنها رابطه برقرار کردیم؛ اما آنها قصد اخاذی از ما را داشتند. چون مبلغ ۹ میلیون تومانی را که از ما خواسته بودند، ندادیم به دروغ شکایتی علیه ما مطرح کردند.

با ادعای متهمان، قرار شد تحقیق درباره این پرونده تکمیل شود. با تکمیل تحقیقات متهمان در دادگاه از خود دفاع می‌کنند.

بد پوششی و بی‌ حجابی ارزان!

بدپوششی و بی‌حجابی بسیار کم هزینه‌تر و با تنوع بسیار بیش‌تری امکان پذیر است! این یک تضاد در عملکرد و گفتار سیاست‌های کشور است که باید سریعا حل شود.

خلأها و ضعف‌هایی که در جامعه امروز ما برای معرفی پوشش اسلامی و حتی تولید البسه اسلامی وجود دارد، موجب قدرت‌نمایی و تاخت و تاز بیش از پیش فرهنگ و پوشش وارداتی غربی شده است. برای موفقیت در عرصه فرهنگی باید قدرتمند و جذاب ظاهر شد تا از یک مصرف‌کننده به تولیدکننده تبدیل شده و خود مولد باشیم نه مقلد که این مهم می‌تواند راهکاری برای جلوگیری از نفوذ فرهنگی باشد.

انتقاد یک خبرگزاری از بدپوششی و بی‌حجابی ارزان!

بی‌توجهی به بحث عفاف و حجاب از سوی دستگاه‌های متولی این امر و عدم برنامه‌ریزی صحیح در این زمینه به طور قطع آثار زیانبار بسیاری خواهد داشت که نتیجه آن انحطاط فرهنگی و ارزش‌های اخلاقی و سست شدن بنیان خانواده‌ها خواهد بود.مخاطبان خبرگزاری فارس پویشی را با عنوان تولید، واردات و توزیع لباس‌های بدحجاب ممنوع شوددر سامانه فارس من ثبت کرده اند.

ثبت کننده پویش «مهرداد دادخواه» از اصفهان، گفت:«وضعیت فروش لباس‌های مناسب به قدری بد شده است که یک خانم محجبه به سختی می‌تواند یک شلوار بلند و بدون پارگی، یک مانتوی جلو بسته و بلند و … پیدا کند. بدپوششی و بی‌حجابی بسیار کم هزینه‌تر و با تنوع بسیار بیش‌تری امکان پذیر است! این یک تضاد در عملکرد و گفتار سیاست‌های کشور است که باید سریعا حل شود.

برای مقابله با هر جرم یا ناهنجاری ابتدا باید ابزار انجام جرم را از بین برد. مثلا برای مقابله با اعتیاد قبل از اینکه به فکر درمان معتاد باشیم در مرزها از ورود مواد مخدر جلوگیری می‌کنیم و برای مقابله با حمله‌های مسلحانه، ورود و خرید و فروش انواع سلاح را غیرقانونی می‌کنیم ولی متاسفانه در مسئله پوشش، نه با تولید کننده کاری داریم نه با وارد کننده و فقط به مردم می‌گوییم این کار را انجام دهید و آن کار را انجام ندهید؛ تمام فشار در کف جامعه است.

مقابله با متخلف در این امر واجب و لازم است ولی اول باید ابزار جرم را از سطح کشور پاک کرد. تولید، واردات و توزیع (فروش) هرگونه لباس کوتاه، شلوارهای کوتاه، لباس‌های پاره، مانتوهای بی‌دکمه و آستین کوتاه باید متوقف شود. برای فعالیت باید از تولیدکننده و وارد کننده شروع کرد. مغازه دارها قشر ضعیف‌تری هستند تا اجرا شدن طرح کمتر آسیب ببینند؛ هنگامی که تولید و واردات به طور کامل ممنوع شد، بعد از یکی، دوماه توزیع و فروش درکلیه فروشگاه‌ها ممنوع شود. دراین خصوص قانون کاملأ شفاف عمل کند.»

زن‌ معتاد یک سال با جسد دختر ۶ساله‌اش زندگی کرد

«یک‌سال در کنار جسد دخترم زندگی کردم و هر وقت دلم برای باران تنگ می‌شد، سراغ پیکرش در یخچال خانه می‌رفتم.» این گفته‌های زن معتادی است که متهم شده دختر ۶ ساله‌اش را خفه کرده و جسدش را در یخچال خانه مخفی کرده بود.

زن‌ معتاد یک سال با جسد دختر ۶ساله‌اش زندگی کرد

سی‌ام مهر امسال جسد دختری 6 ساله در یخچال خانه یک قاچاقچی موادمخدر در شهرری پیدا شد. فریبا ۳۵ ساله مادر او و هاشم قاچاقچی ۳۲ساله متواری و تحت تعقیب بودند. تا اینکه و چهارشنبه هفته گذشته هنگام بازگشت به محل قتل بازداشت شدند.

هاشم در تحقیقات اولیه مدعی بود رقبایش بچه را کشته‌اند تا او را قاتل جا بزنند، اما مادر کودک می‌گفت با دستان خودش فرزندش باران را کشته و هاشم بیگناه است. این زن در ادامه تحقیقات ادعای عجیبی را مطرح کرد. همچنین پدر باران هم با حضور در دادسرای شهرری برای همسر سابقش قصاص و برای همدست او مجازات قانونی خواست.

از پدر باران می‌ترسیدم

فریبا ۳۵ ساله خمار است و باورش نمی‌شود که فرزندش را کشته و فریاد می‌زند اعتیادم به شیشه زندگی خودم و بچه‌ام را نابود کرد. در حاشیه جلسه بازجویی از زن جوان با او گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

باران با تو زندگی می‌کرد؟

سه بچه داشتم. بعد از جدایی از همسرم، پسر و دختر نوجوانم با پدرشان زندگی می‌کردند و باران پیش من بود

معتادی؟

شیشه و هروئین مصرف می‌کنم. پدر باران هم معتاد و خلافکار بود و این بدبختی را او سرم آورد.

از آشنایی‌ات با هاشم بگو؟

هاشم سه سال از من کوچک‌تر است. او معتاد و قاچاقچی و رفیق شوهرم بود. درپی رفت‌وآمدهایش به خانه‌مان به هم علاقه‌مند شدیم. سه سال قبل که از شوهرم جدا شدم هاشم من و باران را به خانه‌اش در شهرری برد. گاهی با او برای فروش مواد می‌رفتم.

از شب قتل باران بگو.

یکی از شب‌های مهر سال گذشته زمانی که هاشم برای فروش مواد بیرون رفته بود، ساعت ۲۳ و ۱۰‌دقیقه شب، شیشه و قرص زیادی مصرف کرده و دچار توهم شدید شده بودم. باران بازیگوش بود و گریه می‌کرد که باید با او بازی کنم، حالم خوب نبود و حوصله‌اش را نداشتم. هر کاری کردم نرفت تا بخوابد که عصبانی شده و کنترلم را از دست دادم و با دستانم گلویش را گرفته و خفه‌اش کردم.

بعد چه شد؟

به خود آمدم و فهمیدم مرده است. بالای سرش نشسته و گریه کردم و بعد جسد را بغل کردم. جسدش را به اتاقش برده و پتو رویش انداختم. ساعت ۳ بامداد هاشم به خانه آمد و سراغ بچه را گرفت، گفتم که او خوابیده است. صبح سراغ بچه رفتم و فریاد زدم او در خواب مرده است. گفتم اگر پدرش بفهمد مرا خواهد کشت. با هاشم خواستیم جسد را بیرون برده و دفن کنیم که نشد. اگر جسد در خانه می‌ماند بو می‌گرفت و همسایه‌ها می‌فهمیدند. آن را در نایلون و پتو گذاشته و در یخچال خانه گذاشتیم. در این یک‌سال وقتی دلم برای باران تنگ می‌شد سراغ جسدش در یخچال می‌رفتم و گریه می‌کردم.

کسی به نبود باران شک نکرد؟

همسایه‌ها سراغش را می‌گرفتند که می‌گفتم خانه پدرش است. این اواخر برای این‌که شک نکنند، دختری هم سن باران که فرزند دوست معتادم بود را به خانه‌مان آورده و حتی در کوچه با بچه‌ها بازی می‌کرد تا آن‌ها تصور کنند باران است. یک پلیس آمد تا جاساز هاشم را پیدا کند که از ترس فرار کردیم.

بعد از فرار کجا رفتی؟

چند روز در تهران نزد دوستان‌مان بودیم و بعد به شهری در استان مرکزی که زادگاه هاشم بود رفتیم. یک ماه بعد از فرارمان بازگشتیم وسایل برداریم که بازداشت شدیم.

ماجرای دستنوشته‌ها چه بود؟

در دفترچه اول طوری نوشتم که در آن از عذابم درباره قتل بگویم. دفترچه دوم را هم خودم نوشتم که اگر هاشم مرا لو داد، قتل را گردن او بیندازم.

پشیمانی؟

خیلی. کاش آن شب خودم را هم می‌کشتم تا این عذاب تمام‌ می‌شد.

آغوش شما درمانگر فرزند معتادتان است

آغوش شما درمانگر فرزند معتادتان است

جام جم/ به مناسبت روز جهانی مبارزه با موادمخدر، اهمیت نخستین برخورد والدین در اولین لحظه آگاهی از اعتیاد فرزند را بررسی کرده ایم. تصور کنید فرزندتان را در آغوش می گیرید و حس می کنید بوی سیگار می دهد. یا به این فکر کنید جیب های لباس فرزندتان را وارسی می کنید تا لباس او را بشویید و یک نخ یا پاکت سیگار در جیب او پیدا می کنید! شاید هم یک روز در اتاق او را باز کنید و ببینید در حال کشیدن سیگار یا ماده مخدر دیگری است! واکنش شما در هریک از این موقعیت ها چیست؟ خط قرمز پررنگ اغلب والدین، مصرف دخانیات است. بنابراین واکنش آنها نسبت به این مساله بسیار مهم است و البته که اغلب واکنشی تند، آنی و قهری نشان می دهند. امروز پنجم تیرماه/ ۲۶ ژوئن، روز جهانی مبارزه با موادمخدر است. این مناسبت بهانه ای شد تا درباره دخانیات، والدین و فرزندان با دکتر حامد واحدی اردستانی، روان شناس و دکترای روان شناسی سلامت گفت وگو کنیم که حاصلش را در ادامه می خوانید.
آمارها تکان دهنده است. سن مصرف دخانیات در کشور ما به ۱۳سال رسیده است! این کاهش سن مصرف، قطعا نشانه وجود مشکلی است. نکته دیگر این که مصرف دخانیات از سوی نوجوانان و جوانان مانند گذشته، پنهانی نیست و با مصرف قلیان، به شکلی کاملا عیان دیده می شود. دکتر واحدی توضیح می دهد:«علت گرایش به مصرف مخدرها در نوجوانان و جوانان، مساله ای چند بعدی است. به این معنی که این گرایش می تواند علت زیست شناختی، روانشناختی، جامعه شناسی و فرهنگی داشته باشد. گاهی نیز همه این موارد می توانند دست به دست هم بدهند و زمینه گرایش نوجوان به مصرف مخدرها باشد.»
او ادامه می دهد:«بررسی های زیست شناختی نشان می دهد پیشینه و زمینه ژنتیک قوی در افرادی که دچار سوء مصرف مواد می شوند، وجود دارد. عوامل اجتماعی نکته دیگری در گرایش نوجوانان است که از آن جمله می توان به در دسترس بودن ماده مخدر اشاره کرد. بحث در دسترس بودن از نکته هایی است که میزان شیوع مصرف موادمخدر را افزایش می دهد. در این مورد، بحث سیاست های کلان مطرح است. برای مثال وقتی بیکاری در جامعه ای افزایش یابد، آسیب های اجتماعی بیشتر و سوء مصرف مواد نیز بیشتر می شود. عوامل فرهنگی نیز از محرک های دیگر است. در فرهنگ بعضی از جمعیت ها، مصرف مواد رایج بوده و امری پذیرفته شده است؛ حتی برای پذیرایی از مهمان یا در مراسم خاص، مخدرها به مهمانان تعارف شده و مصرف می شود.»


 تفریح نمی کنند، پناه می برند
وقتی روان شما خسته، کسل و افسرده است، از چه راهکارهایی برای عبور از این حالت کمک می گیرید؟ مطالعه؟ ورزش؟ معاشرت؟ کار؟ گریه؟ سکوت؟ کشیدن سیگار؟ بنابراین زمینه روانی گرایش به مصرف مخدرها شاید از هر عامل دیگری پررنگ تر باشد. این روان شناس توضیح می دهد: «زمانی نوجوان شروع به مصرف مخدرها می کند که نتوانسته باشد با کمک گرفتن از سازوکارهای دفاعی خودش، در برابر اضطراب به شرایط باثباتی برسد. درواقع نوجوان نتوانسته است با استفاده از روش های مقابله درون روانی خود، نابسامانی ها را سروسامان دهد. بنابراین در این شرایط نوجوان ممکن است از یک عامل بیرونی در بحث ما مخدرها کمک بگیرد. به همین دلیل مصرف موادمخدر، برای تفریح و خوشگذرانی نیست و گرایش به آن زمینه روانشناختی دارد. افراد تا زمانی که می توانند با سازوکار های دفاعی شان، به شرایط مسلط شده و به اضطراب ها غلبه کنند، به مصرف مخدرها یک عامل بیرونی به طور کلی پناه نمی برند.»


 فریاد، او را فراری می دهد
خونسرد و منطقی بودن گاهی غیرممکن است! به ویژه در رابطه والدین و فرزندان وقتی از فرزند، خطایی سر می زند. اما دقیقا واکنش والدین در بزنگاه ها بسیار مهم است. تصور کنید برای نخستین بار متوجه می شوید فرزند شما مخدری مصرف کرده است. واکنش شما چه باید باشد؟ دکتر اردکانی در این باره توضیح می دهد:«با توضیحاتی که درباره زمینه روانشناختی مصرف مخدرها ارائه شد؛ حالا می دانیم مصرف مخدرها علتی دارد. مساله یا خبری برای فرزند ما اتفاق افتاده است که ما از آن اطلاع نداریم. حتما در روان فرد اتفاقی افتاده که نتوانسته است با آن کنار بیاید و مشکل را برطرف کند.» او ادامه می دهد:«بنابراین به جای این که به مساله اخلاقی استفاده از مخدر بپردازیم باید مساله را تحلیل کنیم تا به علت پی ببریم. اما والدین به این دلیل که نمی توانند تکانه های خشم و اضطراب، ناشی از این اتفاق را کنترل کنند، واکنش های نامناسبی نشان می دهند. در این لحظه و با بروز واکنش های عصبی، تنها نقطه امید و کمک به فرزند را کور می کنند.»


 تکانه ها را کنترل کنیم
دوره نوجوانی خودمان را به یاد بیاوریم. حتما الگوهایی برای رفتارهای خود داشتیم؛ الگوهایی که شاید از نظر ما بسیار هم خوب بود اما از نظر والدین نه. دکتر واحدی اردکانی توضیح می دهد:«شاید فرزند شما از شخص خاصی درحال الگوبرداری است. در زندگی نوجوان شما هیچ الگویی وجود نداشته که از روی آن همانندسازی کند و بنابراین الگویی بیرون از فضای خانه را انتخاب کرده که این مساله محل سوال و اشکال است. در واقع خانواده نتوانسته آن الگوی خوب را به او بدهد. ممکن است خود شما، الگوی اصلی او بوده باشید.» او ادامه می دهد: «بهترین واکنش، کنترل و حفظ تکانه های درونی از سوی والدین و تلاش برای واکاوی علت است. این کار را هم باید متخصص (روان درمانگر) و در آرامش و رضایت نوجوان انجام شود. نکته بسیار مهم این است که در نخستین برخورد، والدین باید چه واکنشی داشته باشند.»

 ارتباط درست با خود و دنیا
والدین همیشه تلاش می کنند فرزندشان را از خطرها آگاه کرده و او را از آسیب مصون نگه دارند. این اما بخشی از ماجراست. دکتر واحدی درباره راهکارهای دور نگه داشتن نوجوانان از مخدرها می گوید: «سیاست های کلان برای محدودکردن دسترسی به نوجوانان بسیار مهم است. درحال حاضر امکان دسترسی بسیار آسان است. از سوی دیگر عواملی مانند فقر و بیکاری، افراد را به سمت تولید، توزیع و مصرف مواد سوق می دهد.»  
او اضافه می کند: «از بعد روانشناختی، اگر فرد بتواند ارتباط مناسبی با خود و دنیای بیرون داشته باشد، بسیار مهم و کمک کننده است. اضطراب به شدت روان فرد را آزار می دهد اما نمی تواند به زبان بیاورد. ارتباط درون با بیرون قطع است. بلوغ کلامی کامل نیست که بتواند حال و هوای درون را با کلمه ها بیان کند.»

 احساس به کلام بیاید
والدین می توانند به فرزند کمک کنند حالت های درونی خود را شناخته و بیان کنند. به چه شکل؟ دکتر واحدی اردکانی می گوید: «با فرزندتان حرف بزنید و باز هم حرف بزنید. اگر فرزند شما حال خوبی ندارد؛ از جمله هایی مانند «مگه من چی برات کم گذاشتم؟» و جمله های تنبیهی مانند آن استفاده نکنید. بگذارید با شما ارتباط کلامی حسی موثر برقرار کنند. هیجان های درونی باید به کلام درآیند تا به اضطراب درونی تبدیل نشود. اگر احساس به کلام درآید، فرزند شما به قدری مضطرب نخواهد شد که برای کنترل اضطراب به مخدرها روی آورد. از سوی دیگر با صحبت های درست و بجای شما می تواند به روش های کنترل درست اضطراب و تخلیه آن مسلط شود.»

خانمی 33 ساله‌ام و منتظرم از اعتیاد نجاتم بدهند

خانمی 33 ساله‌ام و منتظرم از اعتیاد نجاتم بدهند

خراسان/ خانمی ۳۳ ساله ودارای یک پسرهستم. وضع مالی‌ام خیلی خوب بود تا این‌ که درگیر اعتیاد شدم. حدود دو سالی است به گل اعتیاد دارم. ماجرای معتاد شدنم مفصل است اما حالا هر روز منتظرم یکی بیاید از اعتیاد نجاتم بدهد.  به خاطر پسرم هم که شده باید اعتیادم را ترک کنم اما نمی‌توانم. چه کنم؟
پاسخ
شما در قدم اول، باید انگیزه‌های روان شناختی خود را بازیابی کنید. گفته‌اید: «هر روز منتظرم تا یکی بیاید نجاتم بدهد» و «به خاطر پسرم هم شده باید اعتیادم را ترک کنم.» باید بپذیرید که اولین و مهم‌ترین فردی که می‌تواند شما را در فرایند ترک یاری دهد خود شما هستید. باورها، اراده و انگیزه‌های روان شناختی قوی شرط لازم(اما نه کافی) به منظور ترک اعتیاد هستند. بپذیرید که به‌رغم همه سختی‌ها، مشکلاتی که تجربه کرده‌اید، شرایط فعلی شما محصول انتخاب خودتان بوده است و هم اکنون نیز خود شما مسئولیت تغییر شرایط فعلی را بر عهده دارید. 
 از دیگران کمک بگیرید
با توجه به این که شما در سوال‌تان مطرح کردید که به ماده گل اعتیاد دارید، آگاه باشید که مصرف این نوع ماده غالبا وابستگی روانی را به دنبال دارد که به صورت وسوسه و ولع مصرف دوباره در فرد دیده می‌شود. تحقیقات مختلف نشان‌می‌دهد که در فرایند ترک، کمک افراد حامی و دلسوز، فرایند ترک و درمان را به مراتب آسا‌ن‌تر می‌کند. بنابراین به شما مخاطب گرامی‌ پیشنهاد می‌شود که با گسترش شبکه اجتماعی(اعضای خانواده، دوستان و…) خودتان را بیش از پیش برای مقابله با پدیده اعتیاد آماده کنید.
 انگیزه‌تان از ترک، پسرتان نباشد!
ترک اعتیاد به خاطر همسر، فرزند، شغل و … می‌تواند به عنوان انگیزه‌های ثانویه و مشوق بسیار راه‌گشا باشد اما به یاد داشته باشید که انگیزه اولیه و اصلی ترک مواد باید با تکیه بر باورها و انگیزه‌های درونی فرد صورت بگیرد. تحقیقات مختلف در این راستا نشان می‌دهد تکیه صرف بر انگیزه‌های ثانویه(به عنوان مثال به خاطر فرزندم ترک می‌کنم) احتمال بازگشت و عود اعتیاد را افزایش می دهد.
 محرک‌های مصرف مواد را حذف کنید
محرک‌های پیشایند، به محرک‌هایی می‌گویند که احتمال مصرف شما به مواد را افزایش می‌دهد. این محرک‌ها می تواند از یک محیط خاص، فرد، حالت  یا هیجان خاص، فشار عصبی و استرس تا دیدن ابزار آلات مواد (مثلا دیدن سیگار، استشمام بوی سیگار و…) متغیر باشد. به عبارتی متغیرهای پیشایند نقطه شروع استعمال مواد و اعتیاد در افراد درگیر اعتیاد است. بنابراین قبل از هر چیز با مدیریت و حذف این محرک‌ها فرایند تغییر و ترک مواد را برای خود آسان‌تر کنید.
 سرخوشی ناشی از گل موقتی است
سرخوشی ناشی از مصرف گل، می‌تواند مرهم و مسکنی موقتی بر آلام شما باشد و دقیقا به دلیل همین مکانیزم اثربخشی درگیر اعتیاد به گل شده‌اید. اما آگاه باشید با توجه به عوارض شدید این ماده(وابستگی روانی، توهم، تغییرات خلقی، اختلال خواب و…) گل هرگز جایگزین مناسبی برای رفع دردها و آلام روانی و جسمانی شما نیست. بنابراین با کمک یک روان‌درمانگر درباره به هیجان‌های خودتان بینش لازم را کسب کنید.
نویسنده : مصطفی نجمی | پژوهشگر اعتیاد