۸ راهکار مفید برای کنترل استرس در کودکان

مدت‌هاست که اخبار درگیری، جنگ، بیماری و گرانی سرخط رسانه‌هاست و احساساتی مانند غم، ترس، خشم و اضطراب را در افراد شدت داده است. در این میان، کودکان بیش از آنچه به نظر می‌رسد تحت فشار هستند. با به کارگیری این راهکارها به آرامش فرزندانتان کمک کنید.
 وقتی درگیری یا جنگ به سرفصل خبرها تبدیل می‌شود، البته اغلب به این شکل است، احساساتی مانند ترس، غم، خشم و اضطراب در افراد ایجاد می‌شود. کودکان هم که همیشه به والدین خود نگاه می‌کنند تا احساس امنیت خود را حفظ کنند، متوجه این احساسات می‌شوند. اگر نگران سلامت روحی و احساس امنیت و آرامش در فرزند خود هستید، در اینجا نکاتی را در مورد حمایت از کودکان و حفظ آرامش آنها مطرح می‌کنیم:

۱- سعی کنید متوجه شوید که آنها چه می‌دانند و چه احساسی دارند
زمان و مکانی را انتخاب کنید که بتوانید راجع به این موضوعات صحبت کنید؛ به کودکتان احساس راحتی در صحبت کردن و آزادی بیان بدهید؛ مثلا در طول خوردن غذا. سعی کنید قبل از خواب در مورد چنین موضوعاتی صحبت نکنید.

یک نقطه شروع خوب این است که از فرزندتان بپرسید که چه می‌داند و چه احساسی دارد. احتمال دارد کودک شما اطلاعاتی داشته باشد اما علاقه‌ای به صحبت در مورد آن نداشته باشند؛ برخی دیگر ممکن است در سکوت نگران باشند. در مورد بچه‌های کوچکتر، نقاشی کشیدن، داستان خواندن و کارهایی از این قبیل برای باز کردن سر صحبت بهتر است.

بچه‌ها می‌توانند اخبار را از طرق مختلف دریافت کنند، بنابراین مهم است که آنچه را می‌بینند و می‌شنوند بررسی کنید. این فرصتی است برای اطمینان دادن به آنها و تصحیح هرگونه اطلاعات نادرستی که ممکن است به صورت آنلاین، در تلویزیون، در مدرسه یا در گپ و گفت‌های دوستانه شنیده باشند.

یک جریان مداوم از تصاویر و تیترهای ناراحت کننده می‌تواند باعث شود احساس کنیم که این بحران در اطراف ما رخ داده و خیلی نزدیک است. کودکان کوچکتر ممکن است بین تصاویر روی صفحه و واقعیت شخصی خود تمایز قائل نشوند و ممکن است باور داشته باشند که در معرض خطر فوری قرار دارند، حتی اگر کیلومترها از درگیری دور باشند. بچه‌های بزرگ‌تر ممکن است چیزهای نگران‌کننده‌ای را در رسانه‌های اجتماعی دیده باشند و از چگونگی تشدید رویدادها بترسند.

بچه‌ها نشانه‌های عاطفی خود را از بزرگسالان می‌گیرند، بنابراین سعی کنید هیچ ترسی را بیش از حد با کودک خود در میان نگذارید.

مهم این است که نگرانی‌های آنها را کوچک نشان ندهید و نادیده نگیرید. اگر سؤالی پرسیدند که ممکن است به نظر شما زیاده‌روی باشد، مانند «آیا همه ما قرار است بمیریم؟»، به آنها اطمینان دهید که این اتفاق نمی‌افتد، سپس سعی کنید آنچه را شنیده‌اند و دلیل نگرانی آنها در مورد آن اتفاق را بپرسید.

حتما احساسات آنها را تصدیق کنید و به آنها اطمینان دهید که هر آنچه احساس می‌کنند طبیعی است. با توجه کامل به حرف‌هایشان گوش کنید و به آنها یادآوری کنید که هر زمان که بخواهند می‌توانند با شما یا بزرگسال مورد اعتماد دیگری صحبت کنند.

۲. اطلاعات بچه‌ها را آرام و متناسب با سن نگه دارید
کودکان حق دارند بدانند در دنیا چه می‌گذرد، اما بزرگسالان نیز مسئولیت دارند که آنها را از ناراحتی در امان نگه دارند. شما بهتر از هر کسی فرزندانتان را می‌شناسید. از زبان مناسب آنها استفاده کنید، واکنش‌های آنها را تماشا کنید و به سطح اضطراب آنها حساس باشید.

حتی اگر خودتان نسبت به حوادثی که در حال رخ دادن است احساس غم یا نگرانی داشته باشید، طبیعی است. اما به خاطر داشته باشید که بچه‌ها نشانه‌های عاطفی خود را از بزرگسالان می‌گیرند، بنابراین سعی کنید هیچ ترسی را بیش از حد با کودک خود در میان نگذارید. آرام صحبت کنید و مراقب زبان بدن خود، مانند حالات چهره، باشید.

به یاد داشته باشید که اشکالی ندارد اگر برای هر سؤالی پاسخ نداشته باشید. می‌توانید بگویید که باید پاسخ آن را جستجو کنید. در مورد فرزندان بزرگتر می‌توانید با هم سرچ کنید و در همین حال هم استفاده از سایت‌ها و اطلاعات معتبر را به آنها یاد دهید. توضیح دهید که برخی از اطلاعات آنلاین دقیق نیستند و یافتن منابع قابل اعتماد مهم است.

۳. حس همدردی را پرورش دهید
درگیری اغلب می‌تواند تعصب و تبعیض را به همراه داشته باشد، چه علیه یک قوم باشید چه یک کشور. وقتی با فرزندان خود صحبت می‌کنید، از برچسب‌هایی مانند «افراد بد» دوری کنید و در عوض از آن به عنوان فرصتی برای تقویت حس همدردی و ترحم استفاده کنید، مثلا در مورد خانواده‌هایی که مجبور به ترک خانه‌های خود هستند با مهربانی گفت‌وگو کنید.

حتی اگر درگیری در یک کشور دور اتفاق می افتد، می تواند معضلاتی به همراه بیاورد. بررسی کنید که فرزندانتان قلدری را تجربه نکرده و یا در آن مشارکت نداشته باشند. اگر در مدرسه به آنها توهین شده یا مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند، آنها را تشویق کنید تا به شما یا بزرگسالی که به آنها اعتماد دارند، بگویند.

به فرزندان خود یادآوری کنید که همه سزاوار امنیت در مدرسه و جامعه هستند. قلدری و تبعیض همیشه اشتباه است و هر کدام باید سهم خود را در گسترش مهربانی و حمایت از یکدیگر انجام دهیم.

۴. روی کمک کردن تمرکز کنید
برای کودکان مهم است که بدانند مردم با اعمال شجاعانه و مهربانی به یکدیگر کمک می‌کنند. داستان‌های مثبت را پیدا کنید، مانند گروه‌های داوطلب کمک و فعالیت‌های خیریه؛ احساس انجام کاری برای کمک، هر چقدر هم که کوچک باشد، اغلب می‌تواند آرامش زیادی به ارمغان بیاورد. ببینید آیا فرزندتان مایل است در انجام اقدامات داوطلبانه شرکت کند یا خیر. شاید آنها بتوانند نقاشی بکشند یا شعری برای صلح بنویسند، یا شاید شما بتوانید در جمع‌آوری کمک مالی مشارکت کنید.

۵. به گفت‌وگویتان دقت کنید
مطمئن شوید که گفت‌وگوی شما و فرزندتان در حالت ناراحتی پایان نگیرد و او را با پریشانی رها نمی‌کنید. سعی کنید سطح اضطراب آنها را با تماشای زبان بدن آنها ارزیابی کنید. دقت کنید که آیا آنها از لحن معمول خود استفاده می‌کنند و تنفس آرامی دارند؟ به آنها یادآوری کنید که برایتان مهمند و هر زمان که احساس نگرانی می‌کنند حاضرید گوش دهید و حمایت کنید.

۶. از توجه کردن به کودک غافل نشوید
همانطور که اخبار درگیری ادامه دارد، باید به بررسی وضعیت فرزندتان ادامه دهید تا ببینید وضعیت او چگونه است. چه احساسی دارد؟ آیا آنها سؤال یا چیز جدیدی دارند که مایلند در مورد آنها با شما صحبت کنند؟ اگر کودک شما نگران یا مضطرب به نظر می‌رسد، چه اتفاقی در حال رخ دادن است، مراقب هرگونه تغییر در نحوه رفتار یا احساس او باشید، مانند معده درد، سردرد، کابوس یا مشکلات خواب.
کودکان واکنش‌های متفاوتی به رویدادهای نامطلوب دارند و برخی از نشانه‌های ناراحتی ممکن است چندان آشکار نباشند. کودکان کوچکتر ممکن است بیشتر از حد معمول به شما بچسبند؛ نوجوانان ممکن است غم و اندوه یا عصبانیت شدید بروز دهند. بسیاری از این واکنش‌ها فقط برای مدت کوتاهی دوام می‌آورند و واکنش‌های طبیعی به رویدادهای استرس‌زا هستند. اگر این واکنش ها برای مدت طولانی ادامه داشته باشد، ممکن است کودک شما به حمایت متخصص نیاز داشته باشد.

شما می‌توانید باهم تنفس شکمی انجام دهید و به کاهش استرس کمک کنید:

۵ نفس عمیق بکشید یه این شکل که برای ۵ ثانیه نفس را از طریق بینی به داخل بکشید و ۵ ثانیه از دهان خارج کنید. در طول این تنفس شکم شما بزرگ و کوچک می‌شود.

۷. سیل اخبار را محدود کنید
مراقب باشید که فرزندانتان چقدر در معرض اخبار قرار دارند، کودکان کوچکتر را از دیدن صحنه‌های ناراحت کننده و خشن دور کنید. با بچه‌های بزرگتر، در مورد اینکه چقدر زمان صرف اخبار می‌کنند و به چه منابع خبری اعتماد دارند صحبت کنید. تا حد امکان سعی کنید حواس‌پرتی‌های مثبتی مانند بازی کردن یا پیاده‌روی با هم ایجاد کنید. قبل از خواب برای بچه‌های کوچکتر قصه‌های آرام و شاد بخوانید.

۸. مراقب خودت باش
اگر شما در مدیریت استرس و اضطراب خود موفق باشید، می‌توانید بهتر به فرزندانتان کمک کنید. کودکان واکنش شما به اخبار را متوجه خواهند شد، بنابراین به آنها کمک می‌کند تا بدانند شما آرام هستید و اوضاع را تحت کنترل دارید.

اگر احساس اضطراب یا ناراحتی می‌کنید، برای خود وقت بگذارید و با سایر اعضای خانواده، دوستان و افراد مورد اعتماد تماس بگیرید. سعی کنید به جای اینکه دائما آنلاین باشید، زمان‌های مشخصی را در طول روز برای دنبال کردن اخبار مشخص کنید و تا جایی که می‌توانید، برای انجام کارهایی که به شما کمک می‌کند آرامش داشته باشید، وقت بگذارید.

شاه‌کلید موفقیت «فرشته حسینی»؛ 6 سال پیش گفته بود که روزی یک بازیگر معروف می‌شوم!

برنده دیپلم افتخار بهترین نقش مکمل زن در جشنواره فیلم‌فجر، 6 سال پیش گفته بود که روزی یک بازیگر معروف می‌شوم او چطور به‌هدفش دست یافت؟
 در جشنواره فیلم فجر امسال، دیپلم افتخار بهترین نقش مکمل زن به «فرشته حسینی» بازیگر افغانستانی فیلم «دسته دختران» اهدا شد. بعد از این اتفاق، ویدئوی کوتاهی از صحبت‌های او در شبکه‌های اجتماعی پربازدید شد که در سال 94 گفته بود: «من یک روزی، یک بازیگر معروف خواهم شد، این هدف من است. البته من دارم سخت تلاش می‌کنم برای هدفم و مطمئن هستم که به آن می‌رسم». به همین بهانه می‌خواهیم از داشتن دیدگاه درست برای دستیابی به اهداف‌مان یا به‌عبارت دیگر همان موفقیت بگوییم. چیزی که به نظر می‌رسد «فرشته حسینی» از آن بهره برده است. او با شناخت درست از خودش، توانمندی‌هایش، علایقش و البته هدف‌گذاری کوتاه و بلندمدت، حالا برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر مکمل زن در معتبرترین جشنواره فیلم کشورمان شده است.

 «حسینی» و شاه‌کلید افزایش اعتمادبه‌نفس
یکی از دغدغه‌های همیشگی انسان در سرتاسر زندگی، تلاش برای رسیدن به خواسته‌های مختلف است. این چالش از طرفی می‌تواند انسان را سرشار از اعتماد به نفس و راضی از زندگی کند و از طرف دیگر ناامیدی و سرخوردگی را به همراه آورد. این دو روی سکه را شانس و اقبال نیست که تعیین می‌کند بلکه نوع نگاه و رفتار ما در این زمینه است که اهمیت زیادی دارد. «فرشته حسینی» در این ویدئو گفته که من مطمئنم روزی بازیگر معروفی می‌شوم و باور داشتن به همین جمله، شاه‌کلید افزایش اعتمادبه‌نفس او در مسیر سخت برای موفقیت شده است.
 جهت‌دادن اهداف به زندگی
سال 94، فرشته حسینی برای خودش هدف‌گذاری کرده است. اهدافِ مختلف در زندگی از ارزش یکسانی برخوردار نیستند؛ گاهی هدف روزانه‌ ما رسیدگی به یک گلدان، برای کمک به رشد و پرباری بیشتر آن است و گاهی انتخاب یک راه و رشته به منظور ایجاد هویت شغلی و کسب درآمد. منظور از ارزش در این جا مهم بودن یا نبودن اهداف مختلف نیست بلکه منظور جایگاه هدف است به لحاظ تأثیری که بر شخصیت و زندگی فرد خواهد گذاشت. خواسته‌های ما در طول روز، ماه و سال، واژه‌ هدف را تفسیر می‌‌کنند و به رفتار ما جهت می‌دهند.
 تصورات اشتباه درباره سخت تلاش‌کردن
ما می‌توانیم در جایگاه خیال‌پردازانه به خواسته‌های مختلف فکر کنیم؛ خود را در رسیدن به این خواسته‌ها تصور کنیم و برای آن جشن بگیریم. اما خارج از دنیای خیال و دقیقاً در جایی که زندگی می‌کنیم، نیاز به بازنگری منطقی داریم. لازم است تمام تصورات و خواسته‌ها را با نگاه انتقادی و بر اساسِ ظرفیت و توانمندی‌های موجود بررسی کنیم. ما نیاز داریم به قول کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» از توهم بدن شناگر آگاه باشیم و بدانیم که فرم زیبای بدن شناگران حرفه‌ای به دلیل تمرینات سختی نیست که انجام می‌دهند بلکه آن ها به دلیل تناسب اندامی که داشتند، وارد این حرفه شده‌‌اند! منظور از این خطای فکری، بیان این نکته است که فقط با سخت تلاش کردن، قرار نیست به هر هدفی برسیم! در انتخاب هدف، توجه به ظرفیت‌ها و جایگاهی که داریم، اهمیت بالایی دارد. «فرشته حسینی» هم هرچند گفته که من برای هدفم سخت تلاش می‌کنم پس بازیگر معروفی می‌شوم اما او این جمله را بعد از این‌که سال‌ها تئاتر کار کرده، خاک صحنه خورده و ظرفیت خودش را شناخته، مطرح کرده است.
 غافل‌نشدن از هدف‌گذاری‌های بلندمدت
اهداف کلی و بلند مدت، جایگاه خود را دارند اما در برنامه‌ریزی‌ها، باید به هدف‌های روشن، زمان‌بندی‌شده و در دسترس تبدیل شوند. این که مثلاً در شغل خود بهترین فردِ موجود شویم، می‌تواند یک هدف و آرمان قابل توجه باشد اما در هنگام برنامه‌ریزی باید به قدم‌های کوچکی که ما را در این مسیر قرار می‌دهند، توجه کنیم و آن‌ها را در برنامه‌های روزانه و سالانه خود قرار دهیم. با این حال، نباید از داشتن هدف‌های بلندمدت غافل شد. چیزی که خانم «حسینی» حواسش به آن هم بوده است و در کنار تلاش برای هنرنمایی در سریال‌ها و فیلم‌های مختلف، هدف معروف شدن را هم در برنامه قرار داده و حالا می‌توان ادعا کرد که به خواسته‌اش رسیده است.

 
نویسنده : آسیه بشردوست| کارشناس روان‌شناسی

سرسختی تنها راه موفقیت است؟

اگر به روانشناسی علاقه‌مند باشید، احتمالاً نام آنجلا دارک‌ورث برایتان آشناست؛ دارک‌ورث در سال ۲۰۱۵ کتابی نوشت با عنوان «سرسختی: قدرت اشتیاق و پشتکار»، کتابی بسیار پرفروش که هم او را به شهرت رساند و هم ایده‌هایش را رواج داد.

اگر به روانشناسی علاقه‌مند باشید، احتمالاً نام آنجلا دارک‌ورث برایتان آشناست؛ دارک‌ورث در سال ۲۰۱۵ کتابی نوشت با عنوان «سرسختی: قدرت اشتیاق و پشتکار»، کتابی بسیار پرفروش که هم او را به شهرت رساند و هم ایده‌هایش را رواج داد. اصل حرف دارک‌ورث ساده بود و حتی بدیهی به نظر می‌رسید: رمز موفقیت سرسختی است. باید بتوانید برای مدتی طولانی روی موضوعی تمرکز کنید و بی‌خیال نشوید، اما وقتی پای پژوهش‌های دقیق به میان بیاید، این ایده پرطرفدار چیز چندانی برای گفتن ندارد.

ایده سرسختی از کجا پیدا شد؟
تصوری وجود دارد مبنی بر اینکه تقویت «سرسختی» دانش‌آموزان – یعنی تشویق آن‌ها به مبارزه قاطعانه با مشکلات پیش‌رو، به‌جای تسلیم‌شدن- راه مطمئن و مؤثری برای بهبود عملکرد درسی آن‌ها یا کاستن از وقفه‌های تحصیلی طولانی است.‌ای بسا تعجب کنید اگر بفهمید شواهد مؤید این ایده چقدر اندکند؛ با این حال احتمالاً چیزی خلاف این را شنیده‌اید. سرسختی همه‌جا هست. حالا که این مطلب را می‌خوانید، مشخصاً بیش از یک دهه است این مفهوم به سوگلی دنیای آموزش بدل شده است. سرسختی ایده جذاب و پرکششی است: مژده موفقیت می‌دهد، سنجش‌پذیر است و می‌توان تقویتش کرد.

شهرت و محبوبیت سرسختی تا حد زیادی مرهون کار آنجلا داک‌ورث، مبدأ و مبلغ اصلی این مفهوم است. آنجلا داک‌ورث برنده جایزه مک‌آرتور و استاد روانشناسی اجتماعی در دانشگاه پنسیلوانیاست. او چندین سال است که درباره اهمیت سرسختی ادعا‌های جسورانه‌ای می‌کند؛ ادعا‌هایی که در اظهارات افراد صاحب‌نام دیگری نیز تکرار شده‌اند. داک‌ورث، در سخنرانی تد در سال ۲۰۱۳ از میان شیوه‌های گوناگون، سرسختی را راهی تازه برای نگاه به معضل قدیمی پیشرفت تحصیلی در مدرسه معرفی می‌کند: «چیزی که در حوزه آموزش سنجیدنش را خوب آموخته‌ایم، آی‌کیو است، اما اگر عملکرد خوب در مدرسه و زندگی به چیزی بسیار فراتر از توانایی یادگیری سریع و آسان بستگی داشته باشد چه؟»

او در جایی دیگر هم ادعای مشابهی می‌کند. داک‌ورث در گفتگو با نیویورک تایمز می‌گوید: «گروه پژوهشی من دریافته است که معیار سرسختی بر آی‌کیو، نمرات اس. ای. تی (یکی از آزمون‌های استاندارد برای ورود به دانشگاه)، تناسب بدنی و هزاران معیار دیگری رجحان دارد که به ما کمک می‌کنند موفقیت افراد در موقعیت‌های خاص را از قبل پیش‎بینی کنیم.» کتاب پرفروش او در سال ۲۰۱۶ با نام «سرسختی: قدرت اشتیاق و پشتکار»، چنان جمله مبالغه‌آمیزی روی جلد خود دارد که ناشران دیگر مگر در خواب نظیرش را ببینند. در این جمله ستایش‌آمیز، دنیل گیلبرت استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد، با اشتیاق می‌گوید: «روانشناسان ده‌ها سال است که دنبال رمز موفقیت می‌گردند، اما داک‌ورث آن را یافته است.» توجه کردید؟ رمز موفقیت!

آزمون سرسختی با یک فرم ۱۰ سؤالی
می‌توانید میزان سرسختی خودتان را ظرف سه دقیقه با پرکردن فرمی ۱۰ سؤالی در وبسایت داک‌ورث اندازه بگیرید؛ فقراتی که باید جواب دهید چنین چیز‌هایی است: «من هر کاری را که شروع کنم به پایان می‌رسانم»، «من سخت‌کوشم، هرگز دست از تلاش نمی‌کشم»، «ایده‌ها و پروژه‌های جدید گاهی حواس من را از ایده‌ها و پروژه‌های قبلی پرت می‌کند» و «من در حفظ تمرکزم روی پروژه‌هایی که تمام‌کردن‌شان بیش از چند ماه طول می‌کشد مشکل دارم.» در هر مورد، باید یکی از این گزینه‌ها را علامت بزنید: «بسیار شبیه من است»، «اصلاً شبیه من نیست» یا چیزی میان این دو؛ پس از این کار، وبسایت نمره سرسختی شما را محاسبه می‌کند. نمره من ۴/۲ از ۰/۵ شد؛ الگوریتم که ظاهراً تحت تأثیر قرار نگرفته بود، به اطلاعم رساند نمره‌ام بسیار پایین است. این آزمون‌ها در لایه‌های زیرین خود دو «عامل فرعی» دیگر سرسختی را هم اندازه می‌گیرند: یکی پشتکار، به معنی دلسردنشدن در برابر شرایط دشوار و دیگری ثبات رأی به معنی از این شاخه به آن شاخه نپریدن (گاهی به آن اشتیاق نیز می‌گویند.)

داک‌ورث و همکارانش تلاش کرده‌اند میان نمره سرسختی افراد با دستاورد‌های مختلف زندگی‌شان پیوندی بیابند و بررسی کنند که آیا سرسختی می‌تواند موفقیت را، بهتر از معیار‌های مرسوم‌تر پیش‌بینی کند یا نه. داک‌ورث در سخنرانی تد خود می‌گوید سرسختی به طور خاص برای «کودکانی که در خطر ترک‌تحصیل هستند» اهمیت دارد؛ یعنی سرسختی فقط مربوط به کسانی نیست که در پی موفقیت در «موقعیت‌های بسیار چالش‌برانگیز» هستند، بلکه به درد افرادی که چندان ممتاز یا ماهر نیستند هم می‌خورد. به کمک  برخی رسانه‌ها این تصور در جامعه رایج شد که داک‌ورث چیز جدید و جالبی کشف کرده است.

سرسختی تنها راه موفقیت است؟

سرسختی یا وظیفه‌شناسی؛ مسئله این است
ظاهراً داک‌ورث هرگز به صراحت ادعا نکرده که راهی مطمئن برای افزایش سرسختی پیدا کرده است. او در بخشی از سخنرانی‌اش در مراسم تد می‌گوید: «والدین و معلم‌ها هر روز از من می‌پرسند چطور بچه‌ها را سرسخت بار بیاورم؟ چگونه به آن‌ها بیاموزم که وجدان کاری داشته باشند؟ چطور در درازمدت باانگیزه نگهشان دارم؟ پاسخ صادقانه‌ام این است که نمی‌دانم.» او سخنرانی‌اش در مراسم تد را در آوریل ۲۰۱۳ انجام داد، و پنج ماه بعد در ۴۳سالگی، جایزه مک‌آرتور را به‌خاطر «روشنگری درباره نقشی که توانایی‌های ذهنی و ویژگی‌های شخصیتی در پیشرفت تحصیلی ایفا می‌کنند»، دریافت کرد.

هنوز شواهدی وجود ندارد که ادعا‌های قاطعانه او را درباره ثمربخش‌بودن سرسختی ثابت کند. با گذشت تقریباً دو دهه از شروع پژوهش‌های او، هنوز ثابت نشده که سرسختی مفهوم حقیقتاً سودمندی است که چیزی بیش از آنچه می‌دانیم پیش‌روی‌مان می‌گذارد، یا از هر راهی می‌توان تقویتش کرد. همانطور که داک‌ورث و همکارانش نیز در اولین مقاله‌شان درباره سرسختی اذعان کرده‌اند، روانشناسان شخصیت قبلاً مفهومی شبیه به سرسختی را معرفی کرده بودند: وظیفه‌شناسی.

وظیفه‌شناسی یکی از پنج عامل مدل محبوب «اوشن» است. براساس این مدل، همه ما از این صفات «پنج‌گانه بزرگ» سنجش‌پذیر و نسبتاً گویا برخورداریم: تجربه‌پذیری، وظیفه‌شناسی، برون‌گرایی، تطبیق‌پذیری و روان‌رنجوری. این مدل بر روان‌شناسی شخصیت بسیار تأثیر گذاشته است. تأثیر آن تا حدی به‌خاطر این است که مدل اوشن پرسش‌های مفیدی را طرح کرده که بعد‌ها پژوهشگران به بررسی آن‌ها پرداخته‌اند؛ پرسش‌هایی از این دست که گوناگونی این صفات شخصیتی تا چه اندازه حاصل طبیعت و تا چه اندازه حاصل تربیت هستند (فراتحلیلی که در سال ۲۰۱۵ انجام شد نشان داد که در بروز این صفات، عوامل ژنتیکی ۴۰درصد و عوامل محیطی ۶۰درصد نقش دارند.) یا اینکه آیا صفات شخصیتی مختلف ارتباطی با موفقیت در کار، روابط شخصی و سایر موقعیت‌ها دارند یا خیر و اگر جواب مثبت است، این ارتباط تا چه حد است.

از قرار معلوم، داک‌ورث خیلی زود متوجه شد که ایده سرسختی‌اش شباهت‌های خاصی با وظیفه‌شناسی دارد، و به نوعی «رقیب» آن است. اگر مشخص شود سرسختی عملکرد تحصیلی را پیش‌بینی می‌کند، اما (برای مثال) این پیش‌بینی فقط یک‌سوم پیش‌بینی وظیفه‌شناسی باشد، احتمالاً بی‌اهمیت تلقی می‌شود. او و همکارانش در مقاله نخست‌شان در سال ۲۰۰۷ اینطور نظریه‌پردازی کردند که آنچه سازه جدیدشان می‌سنجد اندکی متفاوت است: «سرسختی با ابعاد مختلف وظیفه‌شناسی برای پیشرفت هم‌پوشانی دارد، اما تفاوتش با وظیفه‌شناسی این است که به‌جای تأکید بر جدیت کوتاه‌مدت، بر تاب‌آوری بلندمدت تأکید می‌کند.»

هیاهوی بسیار برای سرسختی!
به این ترتیب، سرانجام مفهوم سرسختی به کجا می‌رسد؟ جامع‌ترین پاسخی که می‌شود به این پرسش داد، فراتحلیلی است که در سال ۲۰۱۷ انجام شده و با عنوان «هیاهوی بسیار برای سرسختی» توسط مارکوس کرده و همکارانش منتشر شده است؛ کرده روانشناس اصلاح‌طلبی است که به‌شدت نسبت به سوءاستفاده از آمار برای حمایت از ایده‌های خام حساس است. او خود را موظف می‌داند یافته‌های پرسش‌برانگیزی را که در حوزه کاری‌اش با آن‌ها مواجه می‌شود، به نقد بکشد و علاقه ویژه‌ای به عملکرد تحصیلی و کاری دارد.

کرده و همکارانش می‌گویند، سرسختی و وظیفه‌شناسی هر دو ظاهراً مفهوم یکسانی را می‌سنجند؛ بنابراین معتقدند محبوبیت سرسختی نتیجه مغالطه تفاوت الفاظ است که بر اثر آن مردم تصور می‌کنند، دو چیز که در حقیقت یکی هستند، فقط به این خاطر که نام‌های متفاوتی دارند، با هم فرق دارند. به عبارت دیگر، اگر داک‌ورث پژوهشی منتشر کرده بود که نشان می‌داد وظیفه‌شناسی تا حدی می‌تواند موفقیت تحصیلی را پیش‌بینی کند، سایر پژوهشگران با بی‌علاقگی نگاهی می‌انداختند و می‌گفتند «خب، اینکه معلوم است، خودمان می‌دانستیم»، اما داک‌ورث، با ارائه مفهومی به ظاهر تازه با عنوانی فریبنده، از ایده‌ای که مدت‌ها قبل در ادبیات این بحث موجود بوده است، نهایت استفاده را می‌برد (بی‌آنکه تصور شود به نوعی ابهام‌آفرینی عمدی دست زده است.) ان. پی. آر در سال ۲۰۱۶ گزارش داد که داک‌ورث در پاسخ به این انتقاد گفته است «ترجیح می‌دهم سرسختی را عضوی از خانواده وظیفه‌شناسی بدانم، اما عضوی که قدرت پیش‌بینی مستقلی برای خود دارد.»

در مورد تربیت‌پذیری سرسختی باید گفت شواهد زیادی که حاکی از اقدامات قابل‌اعتماد و مقیاس‌پذیر برای تقویت وظیفه‌شناسی یا سرسختی باشد وجود ندارد، اما این امر به این معنی نیست که وظیفه‌شناسی در تمام عمر بی‌تغییر باقی می‌ماند. برنت رابرتز، شخصیت‌شناس پیشرو نوشته است: «خوشبختانه مطالعات فراوانی نشان می‌دهند که میزان وظیفه‌شناسی با بالارفتن سن تغییر می‌کند؛ و نه‌تن‌ها تغییر می‌کند، بلکه معمولاً به‌سوی بهترشدن می‌رود؛ یعنی بیشتر می‌شود… مسلماً تغییر آرام و فزاینده در طول تجربیات زندگی خوب است، اما ممکن است برای پدر و مادری که نوجوانی «بی‌انگیزه» دارند تسلی‌خاطر چندانی نباشد.»

وقتی به داک‌ورث ایمیل زدم و گفتم ظاهراً شواهد اندکی وجود دارد که ثابت کند، سرسختی یا وظیفه‌شناسی به‌آسانی تربیت‌پذیرند، پاسخ داد مقصودش این نیست که می‌شود این خصوصیات را «یک‌شبه» تغییر داد، بلکه بیشتر امیدوار است که بتوان با تلاش درازمدت به این هدف دست یافت.

هوش فرد ۹۰ برابر سرسختی تأثیر دارد
در ژوئیه ۲۰۲۰، پژوهش مهمی در مجله روانشناسی اجتماعی و علم شخصیت به چاپ رسید. محققان این پژوهش به این نتیجه رسیدند که «هوش فرد در موفقیت تحصیلی ۴۸ تا ۹۰ برابر و در موفقیت کاری و شغلی ۱۳ برابر بیشتر از سرسختی نقش دارد.» ضمناً وظیفه‌شناسی نیز دوبرابر بیشتر از سرسختی در پیش‌بینی موفقیت مؤثر بوده است. این پژوهش، روی‌هم‌رفته این ادعا را تقویت می‌کند که سرسختی اگرچه در برخی حوزه‌های بسیار ویژه می‌تواند مفید باشد، در حالت کلی مفهوم چندان کارآمدی برای پیش‌بینی موفقیت یا شکست افراد نیست، یا دست‌کم نسبت به ابزار‌هایی که از پیش برای این منظور در اختیار داشته‌ایم مزیتی ندارد. به این ترتیب، پرسشی بدیهی مطرح می‌شود: آیا سرسختی همان چیزی است که مدارس باید بر آن تمرکز کنند؟ چون، به هر حال مدیران مدارس گزینه‌های دیگری هم دارند که به سراغ‌شان بروند. آنطور که کرده و همکارانش در فراتحلیل خود اشاره می‌کنند، «مهارت‌ها و عادت‌های درس‌خواندن، سازگار شدن با دانشگاه و مشارکت کلاسی خیلی بیشتر از سرسختی با عملکرد و تداوم تحصیلی مرتبط هستند و گواه معتبری وجود دارد که ثابت می‌کند می‌توان با مداخلاتی جایگاه محصلان را در این موارد (به‌ویژه در مهارت‌ها و عادات درس‌خواندن) بهبود بخشید؛» این همان گواهی است که درباره سرسختی در دست نداریم. جذابیت این حرف‌ها خیلی کمتر از سرسختی است؛ مثلاً اگر درباره موضوع «اهمیت و بهبودپذیری مهارت‌های درس‌خواندن» سخنرانی کنید، حتماً صندلی‌های زیادی خالی می‌ماند.

همه این‌ها دلیل محکمی است برای تردید در این ادعا که آموزش سرسختی – یا هر اقدام مشابهی- واقعاً می‌تواند گام مثبتی در جهت حل مشکل همه‌گیر نابرابری آموزشی به شمار رود، اما من یک قدم فراتر می‌روم: شاید منصفانه نباشد که بچه‌های معصوم را وادار به تمرکز روی سرسختی کنیم. چنین کاری نشان می‌دهد که در کمان از عملکرد نابرابری و تداوم‌یافتن آن در جامعه تا چه حد متعصبانه است.

رواج مبالغه‌آمیز سرسختی شاید به دلیل این وعده وسوسه‌انگیزش باشد که ما را از دردسر‌های فراوان نجات می‌دهد. تلاش جدی برای کاستن از بی‌عدالتی‌های زندگی کودکان محروم احتمالاً مستلزم وضع برنامه‌های اجتماعی گسترده‌تر و بلندپروازانه‌تری برای بازتوزیع است، اما برخلاف آنها، سرسختی راه‌حلی فوری و بی‌زحمت است.

۶ استراتژی کارآمد برای باانگیزه ماندن در دوران کرونا

۶ استراتژی کارآمد برای باانگیزه ماندن در دوران کرونا

بیا نی نی/ همانگونه که ویروس کرونا از نوع دلتا در جهان اوج گرفته است، بسیاری از افراد مانند دانشجو‌ها یا کارمندان هستند که از راه دور تحصیل و یا کار می‌کنند که این مسئله می‌تواند تمرکز روی یک کار را دشوار کند و یا انگیزه را از انسان بگیرد، ولی هر طور شده، باید خود را با شرایط جدید وفق دهیم.

اغلب افراد، مسئولیتی را که به عهده گرفته‌اند، درک می‌کنند و همیشه خود را در مسیر مسئولیتشان نگه می‌دارند، اما برخی از افراد با دیدن شرایط دشوار کرونا و تأثیرات آن بر اجتماع، انگیزه خود را از دست می‌دهند.

در ادامه، چند نکته ساده برای داشتن انگیزه در مدت شیوع ویروس کرونا آورده شده است.

اهداف روزمره کوچکی را برای خودتان معین کنید

مهم‌ترین مسئله‌ای که در این دوران می‌تواند به هر کسی کمک کند این است که تشخیص دهد این روزها، روز‌های عادی نیستند و طبیعی است که کسی نتواند بهره‌وری بالایی داشته باشد و این مسئله هیچ ایرادی ندارد.

۶ استراتژی کارآمد برای باانگیزه ماندن در دوران کرونا

تعیین اهداف روزانه می‌تواند به شما کمک کند تا روز خود را تا حد ممکن پربار کنید، اما فراموش نکنید که این اهداف باید واقع‌بینانه باشند، زیرا اهداف خیلی بزرگ می‌توانند غیر معقول باشند. به همین منظور، اهداف خیلی کوچکی تعیین کنید که می‌توانید آن‌ها را به راحتی از فهرست خود خارج کنید.

تعیین اهداف کوچک‌تر که به طور عملی در یک روز قابل انجام دادن هستند، می‌توانند به شما در حفظ مسیر کمک کنند. بنابراین، سعی کنید یک فهرست کوتاه از کار‌هایی که توانایی مدیریت آن‌ها در یک روز دارید را تهیه کنید.

 زمان خود را در طول روز به کار و استراحت اختصاص دهید

وقتی در خانه کار می‌کنید، عوامل زیادی از جمله سریال‌های تلویزیونی، اینترنت و …، شما را وسوسه می‌کنند و به این ترتیب، کار کردن به یک فعالیت دشوار تبدیل می‌شود و در این میان، برخی از افراد هستند که به دلیل داشتن وقت زیاد، مدام کار اصلی خود را عقب می‌اندازند.

تعیین زمان کار و زمان استراحت می‌تواند به شما در مدیریت تعادل کار و زندگی سالم در خانه کمک کند و برخی از افراد با در نظر گرفتن ۸ ساعت کار در خانه و با در نظر گرفتن ساعت استراحت و ناهار به بهترین شکل، زمان کاری خود را مدیریت می‌کنند و بعد از ساعت کاری خود، به فعالیت‌های داخل خانه می‌پردازند و استراحت می‌کنند، اما ممکن است، برخی ساعت دیگری را انتخاب کنند که در آن زمان پربارتر هستند.

یکی از مزایای کار در خانه این است که می‌توانید به راحتی ساعت کاری و یا استراحت خود را تنظیم کنید، اما مهم‌ترین نکته این است که بتوانید ساعت کاری و ساعت استراحت خود را از هم جدا کنید. بنابراین، برای کار، استراحت، فیلم دیدن و یا بازی کردن خود برنامه‌ریزی و سعی کنید در روز‌های هفته به آن برنامه پایبند باشید.

بهره‌وری خود را با فاصله اجتماعی بالا ببرید

عده زیادی از افراد در اجتماع وجود دارند که با تعامل داشتن با دوستان و همکاران خود می‌توانند بهروه‌وری بیشتری داشته باشند، اما قرنطینه‌ها و همچنین، ترس از بیماری باعث شده است تا این تعامل‌ها چندان ادامه‌دار نباشند.

در این میان، فناوری به کمک انسان‌ها آمده است؛ به نحوی که خیل زیادی از اپلیکیشن‌های ارتباط آنلاین و حتی اپلیکیشن‌های برگزاری جلسه وجود دارند که می‌توانید از آن‌ها برای برقراری ارتباط با فاصله اجتماعی استفاده کنید.

دور همی‌های مجازی با دوستانتان تنظیم کنید

فاصله‌گذاری اجتماعی می‌تواند سخت‌ترین جنبه این بیماری همه‌گیر برای بسیاری از افراد باشد و وقت نداشتن برای جمع شدن با دوستان می‌تواند از نظر احساسی روی افراد تأثیر بگذارد، اما فاصله اجتماعی به این معنا نیست که شما باید به طور کامل با یک زندگی اجتماعی خداحافظی کنید.

شما می‌توانید با دوستان خود دورهمی‌های مجازی تنظیم کنید و به طور مرتب، با آن‌ها در ارتباط باشید و کار‌هایی که نمی‌توانید کنار هم انجام دهید را در جلسات مجازی خود انجام دهید.

۶ استراتژی کارآمد برای باانگیزه ماندن در دوران کرونا

سلامت روان خود را در اولویت قرار دهید

وقتی ذهن شما پر از اضطراب است، داشتن انگیزه می‌تواند تقریبا غیر ممکن باشد و وقتی این استرس غیر قابل کنترل باشد، هر گونه تکنیک کاری نمی‌تواند انگیزه شما را حفظ کند.

خودمراقبتی می‌تواند به شما کمک کند تا سلامت روان خود را در این مدت مدیریت کنید. بنابراین، اطمینان حاصل کنید که کمی ورزش روزانه منظم داشته باشید، هنگام خوردن وعده‌های غذایی، از محل کار خود دور شوید و استراحت و یک برنامه خواب طبیعی داشته باشید.

 با بازدهی پایین خود کنار بیایید

ممکن است بعضی از روز‌ها تمرکز نداشته باشید، اما فراموش نکنید که زندگی هیچکس در حال حاضر عادی نیست.

در این میان، ممکن است گاهی اوقات برای شما روز خوبی باشد و انگیزه بالایی داشته باشید و روز‌های بدی هم داشته باشید که انگیزه شما را خواهند کُشت.

وقتی کار کردن غیر ممکن به نظر می‌رسد، آن کار‌هایی که باید در آن روز انجام دهید را اولویت‌بندی کنید و ابتدا کار‌هایی که مهم‌تر هستند را انجام دهید و اگر نتوانستید که کار‌های با اولویت پایین را انجام دهید، ایرادی ندارد، آن‌ها را به روز بعد موکول کنید.

این روز‌ها که اغلب افراد از منزل به کار می‌پردازند، همه خود را با شرایط وفق می‌دهند و در پی این هستند تا جدیدترین راه‌های ارتباطی با دوستان و خانواده خود را داشته باشند.

اگرچه باانگیزه ماندن در این ایام می‌تواند بسیار مشکل باشد، اما شما می‌توانید با تنظیم برنامه‌های واقع‌بینانه و اختصاص دادن وقت برای مراقبت از خود، به خودتان کمک کنید تا انگیزه داشتن برای شما کمی آسان شود.

اگر فرزندتان را از تاریکی ترسانده‌اید حتما این مطلب را بخوانید

من فرزندم را از تاریکی ترسانده ام؛ چه کار کنم؟

بیا نی نی/ ناما وینستون می‌گوید: من از بچگی با فیلم‌ها و کتاب‌های ترسناک بزرگ شدم و از آن زمان ژانر وحشت را دوست داشتم؛ اما این به این معنی است که من هنوز در ۴۴ سالگی از تاریکی وحشت دارم. به همین خاطر، تا به حال در تاریکی مطلق نبوده ام.

 

 

من فرزندم را از تاریکی ترسانده ام؛ چه کار کنم؟

اما اکنون فهمیده ام که این موضوع روی فرزندم تاثیر گذاشته است. او نمی‌تواند از مهمانی‌های شبانه با دوستانش یا اردو‌های شبانه مدرسه لذت ببرد، مگر این که داخل اتاق چراغ روشن باشد؛ حتی چراغ راهرو هم برای غلبه بر ترسش کافی نیست.
این طور نیست که من او را در معرض چیز‌های ترسناک قرار داده باشم، اما قطعاً عادت‌های ترس از قرار گرفتن در تاریکی را به او آموخته ام. ما در اتاق خواب خود با چراغ روشن، و در خانه با چند چراغ می‌خوابیم. من هرگز او را به شجاع بودن در تاریکی تشویق نکرده ام.
اگر بخواهم از خودم دفاع کنم، می‌گویم وقتی او حدوداً سه ساله بود، من یک مادر مجرد بودم و شب، باعث عصبی شدن من می‌شد؛ زیرا مسئولیت حفظ امنیت همه، به عهده من بود.
عادت‌ها کم کم منجر به این وضعیت شدند و من می‌دانم که برطرف کردن این مشکل به عهده من است؛ اما چگونه؟

چرا مردم از تاریکی می‌ترسند

من فرزندم را از تاریکی ترسانده ام؛ چه کار کنم؟

دکتر خانواده، میشلا سورنسن از سیدنی، می‌گوید به هراس واقعی از تاریکی، نوکتوفوبیا گفته می‌شود. ترس‌ها و فوبیا‌ها در کودکان بسیار شایع هستند.
هرچه کودک بزرگ‌تر می‌شود، تخیل او نیز رشد می‌کند. در مراحل اولیه رشد تخیل، کودکان اغلب می‌توانند در تشخیص واقعیت و خیال مشکل داشته باشند. این موضوع، اساس بسیاری از ترس‌ها است.
نوکتوفوبیا یکی از شایع‌ترین هراس‌های کودکی است. به نظر می‌رسد این ترس، ناشی از کاهش ورودی بصری باشد که در تاریکی تجربه می‌کنیم و منجر به بیش فعالی سایر حواس مانند صدا و لمس می‌شود.
این موضوع می‌تواند باعث ایجاد یک واکنش خیالی در کودکان شود و به آن‌ها اضطراب و ترس وارد کند. این بیماری اغلب در حدود ۳-۴ سالگی شروع می‌شود و با بزرگتر شدن کودک برطرف می‌شود.
دکتر سورنسن می‌گوید: تعداد کمی از کودکان این ترس را پشت سر نمی‌گذارند. این بیماری در دوران نوجوانی و بزرگسالی ادامه پیدا می‌کند و می‌تواند بسیار ناتوان کننده باشد.
دلیل این، می‌تواند متفاوت باشد و اغلب شامل چند عامل است. با این حال، یک عامل موثر این است که والدین نیز از تاریکی هراس دارند. ابراز این ترس در مقابل کودک می‌تواند این رفتار را تقویت کرده و به فوبیای ماندگار منجر شود.

وقتی بزرگسالان از تاریکی می‌ترسند، چه کار کنیم؟

من فرزندم را از تاریکی ترسانده ام؛ چه کار کنم؟

وقتی ترس والدین بر ترس فرزندشان تأثیر منفی می‌گذارد، دکتر سورنسن به آن‌ها پیشنهاد می‌دهد تا برای کمک به خود و هم چنین فرزندشان، از یک متخصص کمک بگیرند.
روان شناس بالینی، تامارا کاونت، مستقر در آدلاید و رئیس فعلی انجمن روانشناسی استرالیا، می‌گوید: کمک‌های حرفه‌ای یکی از بهترین روش‌ها برای درمان ترس یا فوبیا در افراد در هر سنی است.
اولین کاری که ما در بررسی‌ها انجام خواهیم داد این است که ببینیم اوضاع کلی چه طور است و تعیین می‌کنیم که آیا مشکل بالینی است یا یک ناامیدی کلی در زندگی است. ما می‌توانیم این موضوع را با تعیین این که ترس فرد چه قدر ناتوان کننده است ثابت کنیم.
آیا فرد می‌تواند بخوابد؟ آیا او می‌تواند شب‌ها که تاریک است، در خانه راه برود و یک لیوان آب بنوشد یا به دستشویی برود؟ آیا حتی در طول روز هم مشکل دارد؟

من فرزندم را از تاریکی ترسانده ام؛ چه کار کنم؟

خانم کاونت می‌گوید: درمان از مرحله تشخیص به بعد، به خود فرد بستگی دارد. ما آن چه را که باعث ترس می‌شود مشخص می‌کنیم. برای اکثر افرادی که نگران تاریکی هستند، این مسئله مربوط به کمبود بینایی و در نتیجه عدم کنترل است.
آن‌ها می‌ترسند چه چیزی در تاریکی کمین کرده باشد؟ یک مزاحم؟ یک شخصیت ساختگی از یک فیلم؟
هنگامی که کاملا مشخص شود ترس برای چه وجود آمده و شخص، دقیقا از چه چیزی یا چه کسی می‌ترسد، کار با راهکار‌هایی برای رفع آن آغاز می‌شود.

از بین بردن ترس از تاریکی

من فرزندم را از تاریکی ترسانده ام؛ چه کار کنم؟

خانم کاونت توضیح می‌دهد: استراتژی ها، مربوط به آرام کردن ترس هستند؛ مربوط به تغییر سیستم اعتقادی کسی است که ترسش بی اساس است و به او یاد می‌دهد می‌تواند اوضاع را تحت کنترل خودش قرار دهد.
من مردم را تشویق می‌کنم واقع بین باشند و در لحظه ترس به خود بگویند می‌توانند به راحتی مشکلشان را حل کنند و قرار نیست همیشه در حالت درماندگی بمانند.
خانم کاونت هم چنین در صورت لزوم، درمان با قرار گرفتن در معرض بیماری را پیشنهاد می‌کند.
روش “قرار گرفتن در معرض بیماری” یعنی به بدن خود یاد بدهید که امنیت دارد؛ با بیشتر قرار گرفتن در معرض ترس ها، ذهن به آن‌ها عادت می‌کند و ترس از بین خواهد رفت.
خانم کاونت می‌گوید که بیشتر افرادی که فوبیا دارند، احتمالاً منبع دیگری از اضطراب نیز دارند؛ بنابراین استفاده از تکنیک‌های آرام سازی می‌تواند به کاهش اضطراب کلی فرد کمک کند.

کمک به والدین برای کمک به فرزندانشان

من فرزندم را از تاریکی ترسانده ام؛ چه کار کنم؟

دکتر سورنسن توصیه می‌کند:

  • درباره ترس فرزندانتان محترمانه صحبت کنید. از زبان مثبت و مناسب سن آن‌ها استفاده کنید و آرام باشید. آخرین چیزی که می‌خواهید این است که کودک شما از ترس و نگرانی خود احساس شرمندگی کند و خجالت بکشد.
  • به آن‌ها اطمینان ببخشید که در امنیت هستند. از گفتن جملاتی مانند “بگذارید هیولا‌های زیر تخت را چک کنم” خودداری کنید و در عوض توضیح دهید که هیچ چیز در زیر تخت زندگی نمی‌کند و اتاق خواب آن‌ها فضای امنی است.
    اگر احساس می‌کنید که به دلیل ترس خود نمی‌توانید این کار را انجام دهید، از کمک حرفه‌ای گرفتن برای خانواده، شرمسار نباشید.

ترس باید کالبدشکافی شود. این به روند کار کمک می‌کند. مثلا اگر فرزندتان هنگام شب فیلمی را دید که صحنه ترسناکی داشت، در اینترنت پشت صحنه فیلم را جستجو کنید و به او نشان بدهید تا بداند که آن صحنه واقعی نبوده و جایی برای ترس و نگرانی وجود ندارد.

نقش اعتماد به نفس و تعیین اهداف در زندگی چیست؟

نقش اعتماد به نفس و تعیین اهداف در زندگی چیست؟

بیا نی نی/ یکی از ارزشمندترین اقداماتی که در هنگام تعیین اهداف می‌توانید انجام دهید پرسیدن این سؤال است که چه چیزی شما را در رسیدن به هدفتان محدود می‌کند.

چه عاملی تعیین‌کننده سرعت دستیابی به هدف شما است یا اینکه آیا به طور کلی، از چه طریق  می تواند رشد شخصی خود را بدست آورد؟

توانایی شما در شناسایی مرحله ای که باعث محدودیتتان می شود ، یکی از بهترین راه‌های جلوه هوش و مجموعه‌ای برای ایجاد اعتماد به نفس است و ظرفیت شما برای از بین بردن این مرحله محدودکننده یکی از بهترین نمایش‌های صلاحیت کلی شما در دستیابی به آن چیز‌هایی است که می‌خواهید.

ساختن اعتماد به نفس یک امر حیاتی است

در مطالعه هر آنچه در مورد پیشرفت و موفقیت شخصی نوشته شده یا گفته شده است، نتیجه‌ای که من گرفتم این بود که سطح اعتماد به نفس شما احتمالاً عامل مهم در هر کاری است که انجام می‌دهید.

نقش اعتماد به نفس و تعیین اهداف در زندگی چیست؟

وقتی اعتماد به نفس کافی داشته باشید، تقریباً هر چیزی را امتحان خواهید کرد و در این میان، از آنجا که موفقیت عمدتاً به متوسط‌ها یا احتمالات مربوط است، هرچه بیشتر تلاش کنید احتمال دستیابی شما به موفقیت نیز بیشتر خواهد بود.

کار‌های بیشتری را امتحان کنید

با تعیین اهداف، امتحان کردن کار‌های بیشتر، انجام فعالیت‌های بیشتر و بررسی فرصت‌های بیشتر، احتمال موفقیت شما به طرز چشمگیری افزایش می‌یابد، اما تنها قدم محدودکننده واقعی که ممکن است داشته باشید، سطح اعتماد به نفس شماست.

وقتی به جایی برسید که کاملاً به خودتان اعتقاد داشته باشید، موانعی که در دنیای خارجی شما وجود دارد هم نمی توانند مانع شما شوند.

موانع اصلی موفقیت همیشه در ذهن فرد وجود دارند و این محدودیت‌ها در شرایط خارجی افراد وجود ندارند و در این میان، شما با افزایش اعتماد به نفس می توانید در نبرد درونی خودتان پیروز شوید و در این صورت، در نبرد بیرونی هم پیروز خواهید شد.

ایده‌های بزرگ برای پیشرفت شخصی

من سه ایده مهم برای ایجاد اعتماد به نفس یاد گرفته‌ام.

اول، همیشه مسئولیت کامل نسبت به خود و هر آنچه هستید و خواهید بود، در زندگی را بپذیرید.

دوم، بپذیرید که فقط با رفتن به سراغ یک کار و یادگیری چیز‌هایی که برای بهتر شدن باید بدانید، می‌توانید وضعیت خود را تغییر دهید و سومین ایده، تعیین اهداف با خطوط زمانی برای چیز‌هایی که می‌خواهید و سپس تلاش روزانه برای تحقق بخشیدن به این اهداف است.

ما خودمان خرابکاری می‌کنیم

تمایل طبیعی ما این است که سخت کار کرده تا زمانی که روش یا تکنیکی را پیدا کنیم که برای ما، چه در زندگی، کار یا روابط مفید باشند، اما بعد از مدتی، به یک دلیل، بی‌درنگ آن تکنیک را کنار می‌گذاریم و به رفتار قبلی خود برمی‌گردیم و کار‌های خود را بدون هیچ الگویی انجام می‌دهیم.

یک برنامه تمرینی ذهنی برای رشد فردی، مانند تعیین اهداف و تفکر مثبت، بسیار شبیه یک برنامه تمرین فیزیکی است.

اگر انتظار دارید که برنامه ذهنیتان واقعاً برای شما مفید باشد، باید به طور مداوم، هر روز آن را  تمرین کنید و آن را برای مدت نامحدود نیز ادامه دهید.

هنگامی که من شروع به استفاده از این اصول اثبات شده موفقیت در زندگی خود کرده و هر روز روی آن‌ها کار می‌کردم، توانستم تقریباً تغییرات معجزه‌آسایی را در هر زمینه ای از زندگی ایجاد کنم.

نقش اعتماد به نفس و تعیین اهداف در زندگی چیست؟

تعیین اهداف؛ راز موفقیت

هر زن یا مرد موفقی که من تا به حال با آن‌ها صحبت کرده‌ام یا درباره آن‌ها خوانده‌ام تقریباً به یک نتیجه رسیده‌اند.

با هر معیاری هم که حساب کنیم، استعداد و توانایی شما بیش از آن است که بتوانید در ۱۰۰ صد‌ در صد زندگی خود استفاده کنید و شما نیز می‌توانید بر روی شتاب‌دهنده پتانسیل خود قدم بگذارید و با تعیین اهداف هوشمندانه، به سرعت شروع به حرکت کنید.

بسیاری از افرادی که به برنامه‌های من گوش داده‌اند یا در سمینار‌های من شرکت کرده‌اند، دوباره به من مراجعه کرده‌اند و به من گفته‌اند که نمی‌توانند باور کنند زندگی آن‌ها با تعیین اهداف روزمره با چه سرعتی شروع به بهبود می‌کند.

برگرفته از مقاله برایان تریسی

توفانی از ایده برای حل مسائل خانوادگی

توفانی از ایده برای حل مسائل خانوادگی

خراسان/ با روش توفان فکری می‌توان مسائل کاری، خانوادگی یا فردی را سامان داد و به‌ایده‌های بکر برای شروع متفاوتی رسید
موفقیتگرهی در زندگی خانوادگی‌تان ایجاد شده، مشکلی در محل کار دارید، به دنبال یک ایده بکر برای راه‌اندازی کسب و کار هستید و چندین و چند موضوع دیگر. نمی‌دانید از کجا شروع کنید، چطور مشورت بگیرید، با چه کسانی صحبت کنید و چه ورودی به حل مسئله داشته باشید. توفان یا بارش فکری روشی است که می‌تواند به حل مشکل شما کمک کند یا ایده‌ای پیش پای شما برای یک شروع تازه قرار دهد. آدم‌های بزرگ، تیم‌های موفق و شرکت‌های پیش‌رو،  از این روش استفاده می‌کنند تا با خود بازیگوش و خیال‌پردازشان ارتباط برقرار کنند و به دنبال راه‌های تازه باشند. با توفان فکری، شما فرصت‌های جدیدی را می‌بینید که پیش از این نادیده می‌گرفتید. احساسات‌تان را کشف می‌کنید و ایده‌های به‌ظاهر ساده را صیقل می‌دهید. در این مطلب به‌سراغ این موضوع و تکنیک‌هایش رفتیم.

   چرا به دگرگونی ایده‌ها نیاز داریم؟
عملکرد موفق استارت آپ‌ها طی سال‌های اخیر نشان می دهد، لازم نیست در یک کار متخصص باشید تا موفق باشید، ماجرا از این قرار است که وقتی در کاری فعال هستید که زیاد راجع به آن می‌دانید به‌خاطر ثبات قدم در پیاده کردن تکنیک‌های قدیمی، انعطاف پذیری کمی دارید و نمی‌توانید فرصت‌های جدید را کشف کنید. برای همین است که کسب وکارهای جدید به راحتی و با توجه به نیازهای روز، کسب‌وکارهای قدیمی را عقب زده‌اند چون با ایده‌های تازه یک فضای کاری را کاملاً دگرگون کرده‌اند. خب اگربه  دنبال چنین دگرگونی هستید، توفان فکری به‌کمک شما می‌آید تا دنیا را از دریچه جدیدی ببینید واحتمال موفق شدن‌تان را بیشتر کنید.
  
بارشی بی‌امان از ایده‌ها
 
با توفان فکری، شما بارشی بی‌امان از ایده‌ها را دارید. این روش مخالفانی هم دارد اما با رعایت یک سری اصول می‌توانید یک توفان فکری اعجاب‌آور داشته باشید. توفان فکری می‌تواند فردی یا گروهی باشد. یعنی می‌توانید به‌تنهایی فکر کنید یا گروهی دورهم جمع شوید و چالشی را ارزیابی کنید اما در نهایت اصول حاکم بر ماجرا ثابت است.
 ایده‌ها را محدود نکنید| هر آن چه را به‌ذهن‌تان می‌آید، ثبت کنید. حتی اگر در ظاهر مضحک باشد. فراموش نکنید روزی ایده انتقال صدا از راه دور هم غیرممکن به‌نظر می‌رسید و امروز برای ما خیلی ساده است. هرچه ایده‌های بیشتری داشته باشید و ثبت کنید، شانس بالاتری برای پیدا کردن راه‌حل اصلی دارید. فراموش نکنید بهترین ایده‌ها شانس برابری با مضحک‌ترین‌ایده‌ها دارند و هر دو باید صیقل بخورند تا راه‌حل نهایی محسوب شوند.
انتقاد و تمسخر ممنوع|  اگر گروهی توفان فکری به راه می‌اندازید این قانون را فراموش نکنید که به‌جای تمسخر و انتقاد در اولین مواجهه با یک ایده باید درصدد بهبود و توسعه آن باشید. وقتی همه امکان ایده‌پردازی و طرح آن را داشته باشند، هم شانس پیدا کردن ایده خوب بیشتر می‌شود و هم بعد از رسیدن به راه‌حل نهایی، همه به آن پایبندی و اعتقاد بیشتری دارند؛ برای همین در عملی کردنش هم مشارکت می‌کنند.
مثل کودکان آرزو کنیم|  در توفان فکری باید با خود خلاق‌تان ارتباط برقرار کنید. ایده‌های غیرمعمول بدهید تا نتایجی غیرمتعارف و فراتر از باور به‌دست بیاورید که هیچ‌کس نزدیک آن‌هم نشده است. بنابراین باید مثل کودک رویاپردازی باشید که در حال آرزو کردن است. هدف باید در دسترس و منطقی باشد اما برای رسیدن به اهداف سخت هم می‌توان راهبردهای ممتازی تعریف کرد.
 فضای جلسه را توفانی کنید|  در جلسه گروهی همه باید یک‌بار نظر بدهند و بعد برگردید سراغ ایده‌ها تا از اول برای بهبودی و عملیاتی کردن، آن‌ها را بررسی کنید. دبیر جلسه باید ضمن احترام به همه ایده‌ها، اگر فکری چندان مدنظر جمع نیست و ایده‌پردازش روی آن تاکید زیادی دارد از اتلاف انرژی و وقت جلسه، به‌خاطر تعارف با یک‌نفر خودداری کند تا ریتم جلسه حفظ شود و توفان ایده‌ها قطع نشود.
ملزومات را فراهم کنید|  نور کافی، هوای مناسب و در گردش، نوشیدنی مناسب، تهویه خوب، تغذیه جذاب و از همه مهم‌تر کاغذ و خودکار باید در دسترس همه اعضا باشد. بد نیست همه قبل از جلسه فکر کرده باشند اما مهم این است که فکر کردن را محدود به قبل از جلسه نکنند و ایده‌های رگباری را در خود جلسه مطرح کنند.
 ترکیبی متفاوت|  برای این‌که به انبوهی از ایده‌ها برسید نیاز است آدم‌های متنوعی با تجارب و نگاه‌های متفاوت به زندگی و کار دور هم جمع کنید.
 درست شروع کنید|  باید موضوع اصلی را شفاف و دقیق مطرح کنید. اجازه ندهید بحث‌های متفرقه سیاسی، فوتبالی و… ریتم جلسه و تمرکز روی ایده‌پردازی را خراب کند.
نکاتی که گفته شد بخش کمی از اهمیت و تکنیک‌های توفان فکری بود. برای آشنایی بیشتر و تمرین آن، نیاز به مطالعه بیشتری دارید.

نویسنده: سیدسورنا ساداتی| روزنامه نگار 
 

بهترین تکنیک‌ها برای جلوگیری از عقب انداختن کار‌ها

بهترین تکنیک‌ها برای جلوگیری از عقب انداختن کار‌ها

بیا نی نی/ آیا می‌خواهید یاد بگیرید که کارهایتان را به زمان دیگری موکول نکنید؟

کیفیت مدیریت زمان شما اغلب کیفیت زندگی شما را تعیین می‌کند و توانایی‌های مدیریت زمان و مهارت‌های سازمانی شما می‌تواند عامل مهمی در موفقیت شما به عنوان یک متخصص فروش باشد.

کلید‌های اصلی مدیریت زمان

شما در قسمت فروش فقط زمانی کار می‌کنید که با یک مشتری واقعی روبه‌رو شوید. فروشندگان برتر کار‌های آماده‌سازی و سازماندهی خود را در زمانی غیر از زمان فروش انجام می‌دهند. آن‌ها از برنامه‌های مدیریت زمان و مهارت‌های سازمانی برای برنامه‌ریزی هفته‌های خود در هر آخر هفته استفاده می‌کنند، آن‌ها هر روز خود را از شب قبل برنامه‌ریزی می‌کنند.

کارمندان بخش فروش یک شرکت قبل از روز فروش و عصر‌ها کار‌های فروش خود را برنامه‌ریزی و سازماندهی می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که چگونه جلوی تأخیر را بگیرند و ابتدا روی مهم‌ترین کار‌ها تمرکز می‌کنند. آن‌ها در مدت زمانی که مشتریان در دسترس هستند، تمرکز خود را صرف گذراندن وقت بیشتر این مشتریان می‌کنند.

بهترین تکنیک‌ها برای جلوگیری از عقب انداختن کار‌ها

چگونه به تعویق انداختن کار‌ها را متوقف کنیم؟

تعلل و تأخیر دلیل اصلی اتلاف وقت عمده در قسمت فروش است. این امر زمانی اتفاق می‌افتد که شما هر دلیل قابل تصوری را برای به تعویق انداختن خارج شدن از آنجا و رو در رو با افرادی که می‌توانند و در یک بازه زمانی معقول خرید می‌کنند، پیدا کنید.

واقعیت این است که همه تعلل می‌کنند، چون همیشه کار‌های زیادی برای انجام دادن وجود دارد و زمان کم است. این جایی است که مهارت‌های سازمانی شما به عنوان یک فروشنده به وجود می‌آید. تفاوت بین موفقیت و شکست با توجه به انتخاب آن‌ها در مورد مدیریت زمان و آنچه که به تعویق می‌اندازند، تعیین می‌شود.

بازندگان در موارد مهمی که می‌توانند تغییر قابل توجهی در زندگی آن‌ها ایجاد کند، تعلل می‌کنند. برندگان از مهارت‌های سازمانی برای تعلل در انجام کار‌ها و فعالیت‌های کم‌ارزش استفاده می‌کنند؛ کار‌هایی که تفاوت زیادی در انجام دادن یا ندادن آن‌ها دارند.

برای جلوگیری از اتلاف وقت از مهارت‌های سازمانی خود استفاده کنید

به طور کامل ۵۰ درصد از کار در هر زمینه‌ای تلف می‌شود که اکثر این اتلاف وقت‌ها معمولاً صرف حرف زدن با همکاران، استراحت برای چای یا ناهار، تلفن‌های شخصی و کاری، خرید کردن، مطالعه کردن روزنامه و یا فعالیت‌های بیهوده می‌شود.

یک فرد معمولی، به طور عادی ۳۲ ساعت در هفته کار می‌کند که در این میان، ۱۶ ساعت آن تلف می‌شود و ۱۶ ساعت دیگر صرف انجام دادن کار‌های مربوط به آن شغل می‌شود که خیلی از آن وقت صرف فعالیت‌های بی‌ارزش می‌شود؛ فعالیت‌هایی که آسان و سرگرم کننده به جای سخت و ضروری هستند.

برای غلبه بر تأخیر تصمیم جدی بگیرید

بهترین کار برای اینکه یاد بگیرید در کار‌های خود سریع باشید و آن‌ها را به تأخیر نیندازید این است که هر روزتان را از شب قبل برنامه‌ریزی کنید، کارهایتان را اولویت‌بندی کنید خیلی زود کارهایتان را از همان ابتدای صبح به اتمام برسانید.

بهترین تکنیک‌ها برای جلوگیری از عقب انداختن کار‌ها

به نظر می‌رسد هرچقدر سریع‌تر از خواب بیدار شوید و خیلی زود انجام دادن کارهایتان را جلو بیندازید، در تمام طول روز، مؤثرتر و کارآمدتر خواهید بود، بنابراین هر وقت احساس کردید که می‌خواهید کاری را عقب بیندازید، با خودتان تکرار کنید: «الآن انجامش بده.»

این کلمات به شما انگیزه می‌دهد تا کارتان را آغاز کنید و وقتی اغلب اوقات آن‌ها را تکرار کنید، این پیام را به ضمیر ناخودآگاهتان منتقل می‌کنید تا شما را در طول روز به حرکت بیندازد.

برگرفته از مقاله برایان تریسی

ترجمه از فاطمه میرزایی

چگونه با داشتن یک مشکل به موفقیت بزرگ دست پیدا کنیم؟

چگونه با داشتن یک مشکل به موفقیت بزرگ دست پیدا کنیم؟

بیا نی نی/ اگرچه رسیدن به موفقیت برای هر کسی متفاوت است، اما گاهی اوقات، مشکلات هم مانع رسیدن به آن می‌‎شوند.
  ابتدا باید به این سؤالات پاسخ دهید که شما از چه چیزی ساخته شده‌اید و چگونه قرار است به موفقیت بزرگ دست پیدا کنید؟
چه چیزی در هسته اصلی ستون‌های شخصیت شما نهفته است؟

ارکان شخصیت خود را کشف کنید

از آنجا که رفتار‌های شما نشان دهنده ویژگی های واقعی شما هستند، تنها با مشاهده چگونگی رفتارتان در هنگام بروز اشتباه، می‌توانید به آن چه که در درونتان وجود دارد پی ببرید و فاکتور‌های شخصیت خود را شکل دهید.

 
نگاهتان به شکست‌ها را مشخص کنید

زندگی, توالی مداوم مشکلات کوچک و بزرگ است که هرگز پایان نمی‌یابند و به همین دلیل است که اگرچه گاهی یک موقعیت را به سرعت رد می‌کنید, در مقابل, با یک موقعیت دیگر روبه‌رو می‌شوید.

زندگی یک روند “دو قدم به جلو و یک قدم عقب” است؛ به طوری که وقتی به یک موفقیت بزرگ برسید، به سادگی, یک نوع مشکل را با مشکلی دیگر عوض می‌کنید و در این میان، مهم نیست که چقدر باهوش و زیرک و محتاط باشید، زیرا زندگی در  هر روز، هفته و ماه, با خود چالش‌ها، مشکلات و ناملایمات گاهی دلخراش را به همراه دارد.

 

اگر مجبور نبودید در مسیر صعود مبارزه کنید، احتمالاً نمی‌توانستید به شخصی که امروز هستید، تبدیل شوید.

شاید هدف اصلی شما در زندگی و تعریف شما از موفقیت بزرگ این است که به یک شخصیت نجیب و یک انسان عالی تبدیل شده و همه چیز‌هایی شوید که قادر به تبدیل شدن به آن‌ها هستید و تنها از طریق مقابله با چالش‌هایی که به نظر می‌رسد در حال حاضر توانایی تحمل آن‌ها را ندارید، می‌توانید به این مهم دست پیدا کنید و با اطمینان بیشتری به سمت ستاره‌ها رشد کنید.

ارکان شخصیت خود را توسعه دهید و ذهنتان را آزاد کنید

ذهن خود را آزاد کنید، چراکه این نقطه شروع ایجاد موفقیت بزرگ در تجارت و زندگی شخصی شما است و خود را به حالتی برسانید که در آن آرام و خونسرد باشید و احساسات خود را کاملاً کنترل کنید و ارکان شخصیت خود را توسعه دهید.

تا حد ممکن, دید عینی و واقع بینانه به مسائل داشته باشید و به خوبی قدم بردارید و از بالا به مسائل خود نگاه کنید.

وقتی که توانستید ذهن خود را پاک کرده و ناملایمات خود را تجزیه و تحلیل کنید،  فرصت‌هایی را می‌بینید که می‌توانید بهترین استفاده را از آن‌ها داشته باشید.

چگونه با وجود مشکل به موفقیت بزرگ برسیم؟

یکی از قوانین رسیدن به موفقیت های بزرگ و مقابله با ناملایمات در زندگی این است که آزادی شما فقط به اندازه گزینه‌های خوب رشد یافته تان باشد.

شما فقط به اندازه گزینه‌هایی که دارید آزاد هستید و فقط زمانی می‌توانید کار دیگری انجام دهید که بتوانید در برخورد با وضعیت فعلی خود انعطاف‌پذیر باشید و اگر گزینه یا گزینه‌های دیگری به وجود نیامده باشد، در صورتی که تهدید به از دست دادن ناگهانی یا تغییر جهت در  قسمت خاصی از زندگی خود شوید دچار اضطراب و حتی وحشت می شوید. 

 

کلید‌های موفقیت

برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ در زندگی، باید ذهن خود را پاک کرده و ارکان شخصیت خود را کشف کنید. مقابله مؤثر با مشکلات و توانایی شما در پرسیدن سوال, ضروری‌ترین زمینه‌های موفقیت هستند، زیرا تا زمانی که سؤال می‌کنید، طیف وسیعی از گزینه‌ها و امکاناتی که پیش روی شما هستند را گسترش می‌دهید.

تا زمانی که سؤال می‌کنید، ذهن خود را آرام و خونسرد و عینی و واقع گرایانه نگه می‌دارید و اجازه نمی‌دهید که از نظر احساسی گرفتار شوید و در نتیجه, بخش های زیادی از مغز و قدرت‌های خلاقیت خود را خاموش می‌کنید.

به یاد داشته باشید که هر چقدر شرایط سخت‌تر می‌شود، افراد قوی‌تر از گذشته می‌شوند.