زندگی با محدودیت موفقیت بدون مرز

به بهانه حضور «غانم المفتاح» در افتتاحیه جام جهانی، درباره آدم‌هایی که نیمی از تن یک انسان معمولی را دارند ولی خودشان را نباختند و اکنون برای میلیون‌ها نفر، الهام‌بخش هستند
 آدم‌ها گاهی یکدیگر را به علت بی‌کفایتی در یک کار «بی‌دست‌و‌پا» خطاب می‌کنند بدون این‌که بدانند در بیمارستان‌ها نوزادانی بدون دست و پا متولد می‌شوند. دلایل زیادی برای این نوع تولد وجود دارد که یکی از آن‌ها سندروم نادر ژنتیکی «تترا آمیلیا» است که طبق پژوهش‌های سال 2011 احتمال بروز آن در حدود یک در هر 71هزار بارداری است. مبتلایان به تترا، علاوه بر فقدان دست و پا ممکن است در دیگر قسمت‌های بدن مانند جمجمه، صورت، اندام‌های تناسلی، لگن خاصره و … ناهنجاری‌هایی داشته باشند. این سندروم زمانی شکل می‌گیرد که پدر‌و‌مادر هر دو نسخه‌ای از این ژن جهش‌یافته را به فرزند منتقل کنند. بیشتر این نوزادان بعد از تولد، جان خود را از دست می‌دهند و بعضی وارد چرخه زندگی می‌شوند. بشر از گذشته با این مشکل مواجه بوده است و روش‌هایی مانند غربالگری جنین را برای پیشگیری از این مشکل ارائه داده‌ ولی هنوز این مسئله به طور کامل درمان نشده است. اوضاع افرادی که بدون دست‌و‌پا متولد می‌شوند، یکسان نیست. بعضی از آن‌ها از همان کودکی گوشه‌گیر می‌شوند و شکست را می‌پذیرند. بعضی دیگر از تفاوت‌شان با دیگران ترسی به دل راه نمی‌دهند و برای این که پیشرفت کنند هزار برابر معمولی‌ها تلاش می‌کنند و به یک انسان الهام‌بخش تبدیل می‌شوند. انسان‌هایی که می‌توانند به بقیه تکانی بدهند، برای آن‌ها انگیزه‌بخش باشند و به همه شهامت زنده بودن و زندگی کردن بدهند. درخشش «غانم المفتاح» جوان قطری که با «مورگان فریمن» بازیگر معروف آمریکایی اجرای بخشی از افتتاحیه جام‌جهانی 2022 قطر را به عهده داشت، باعث شد تا در پرونده امروز زندگی‌سلام درباره زندگی او و 2فردی که تنها با نیمی از تن یک انسان معمولی زندگی می‌کنند ولی شگفت‌انگیز عمل کرده‌اند، بگوییم. غانم به سندروم «پسرفت دمی» مبتلاست که راه رفتنش را محدود می‌کند و او را در وضعیت جسمی مشابه با افراد مبتلا به سندروم تترا قرار داده است.

از خودکشی چندباره تا موفقیت‌های بی‌حد و مرز
چه کسی؟ نیک وویچیچ
نیک وویچیچ یک سخنران انگیزشی معروف در دنیاست. او بدون دست و پا متولد شده ولی با سخنرانی‌های انگیزه‌بخش خود، زندگی میلیون‌ها نفر در جهان را متحول کرده است. او می‌گوید: «موضوع اصلی که سعی در پخش آن در سراسر دنیا دارم تبدیل دیوارها و موانع به درهاست.»
مشکلات و سختی‌هایی که تحمل ناپذیر بودند
نیک وویچیچ فرزند دوم یک خانواده استرالیایی است، بدون دست‌و‌پا و به کمک زائده کوچکی که به جای پا در بدنش دارد، راه می‌رود. در 12سالگی به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت می‌کند و روزهای سختی را می‌گذراند تا به 29 سالگی برسد. او درباره این روزها می‌گوید: «بعد از مهاجرت از این که باید در جایی تازه، بدون هیچ دوست و آشنایی از صفر شروع کنم، می ترسیدم. در هواپیما با خواهر و برادرم لهجه آمریکایی را تمرین می‌کردیم تا وقتی با هم کلاسی‌های تازه خود صحبت می‌کنیم، آن‌ها ما را دست نیندازند. گرچه نمی‌توانستم شکل غیرمعمول بدنم را عوض کنم، اما می‌توانستم لهجه‌ام را تغییر بدهم. بعدها فهمیدم که بیشتر آمریکایی‌ها لهجه استرالیایی را دوست دارند. این سفر، نخستین دگرگونی عمده زندگی من بود.» محدودیت‌های نیک نسبت به دیگر دانش‌آموزان مدرسه روز‌به‌روز بیشتر به چشم می‌آمد و هربار مورد تازه‌ای به فهرست ناراحتی‌های او اضافه می‌شد. نیک 2بار خودکشی کرد ولی زنده ماند. سومین باری که تصمیم گرفت زندگی‌اش را تمام کند به این فکر کرد که پدر، مادر و برادرش از نبود او به چه اندازه ناراحت می‌شوند و بعد از تصمیمش منصرف شد.
نقش مهم والدین نیک در درخشش او
شاید اگر نیک در خانواده دیگری متولد می‌شد سرنوشت دیگری در انتظارش بود و او را به عنوان یک سخنران انگیزشی بزرگ نمی‌شناختیم. والدین نیک همیشه سعی می‌کردند با گفتن جملات انگیزه‌بخش و عاشقانه، اعتمادبه‌نفسش را بالا ببرند و به او می‌گفتند از بابت داشتنش خوشحال هستند. این امید و انگیزه باعث شد نیک پیشرفت کند و با همین محدودیت‌ها در 21 سالگی، 2مدرک کارشناسی در رشته‌های حسابداری و برنامه‌ریزی مالی بگیرد. ورزش‌هایی مانند شنا، موج‌سواری و گلف را به طور جدی دنبال کند و از هر موقعیتی که می‌توانست برای او نقطه ضعفی باشد یک فرصت بسازد. در کنار این امیدها، نیک در جوانی عاشق شد و در حالی که حلقه نامزدی را در دهانش گذاشته بود از همسرش «کانایی میاهارا» درخواست ازدواج کرد. کانایی درباره این که چطور به نیک پاسخ مثبت داده است، می‌گوید: «به محض دیدن نیک به این نتیجه رسیدم که او، همان مرد رویاهای من است. هر آن‌چه از مرد زندگی‌ام می‌خواستم در وجود نیک به خوبی دیدم و عاشقش شدم.» نیک اکنون پدر دو دختر دوقلو و دو پسر است که در سلامت کامل به دنیا آمدند.
نوشتن کتاب «بی‌‌حد و مرز»، «توقف‌ناپذیر باش» و «مهارناشدنی»
زندگی نیک وویچیچ پر از شگفتی است و همین باعث شد تا او بخشی از زندگی خود را در کتابی به نام «زندگی بی‌حد و مرز» چاپ کند. عرضه این کتاب در دنیا با استقبال فوق‌العاده‌ای مواجه شد و در ایران هم نشرهای مختلفی این کتاب را ترجمه کردند. او در این کتاب از مواجهه با مشکلاتش که چندین برابر انسان‌های عادی بوده، نوشته است و این که چطور توانسته از پس آن‌ها بربیاید. این استقبال باعث شد تا او دوباره دست به قلم شود و از قدرت اراده بنویسد. «توقف‌ناپذیر باش» و «مهارناشدنی» از دیگر کتاب‌هایی ا‌ست که به قلم نیک به چاپ رسیده و در ایران هم ترجمه شده است. نیک به ایران هم سفر کرده است و موسسه و سایتی دارد که به محض ورود به آن با «OBSTACLES =OPPORTUNITIES» به معنی موانع مساوی فرصت‌هاست، برخورد می‌کنید.

فتح همه چیز، فقط با 2 دست!
چه کسی؟ غانم المفتاح
«غانم المفتاح» جوان 20 ساله‌ قطری‌ شبیه هم‌سن‌و‌سال‌های خود نیست. او یک اختلال ژنتیکی نادر دارد و با نیمی از تن خود زندگی می‌کند. غانم با دستانش و با ویلچر حرکت کرد، درس خواند، تلاش کرد و آموخت تا این که به یکی از افراد فعال جامعه قطر و سپس جهان تبدیل شد. او اکنون سفیر حسن نیت کشور قطر است.
هیچ درمانی برای «غانم» وجود ندارد
«غانم» از زمان تولد به سندروم «پسرفت دمی» مبتلا بود. نقصی که استخوان خاجی و دنبالچه در بدن وجود ندارد و با بدشکلی مهره‌های کمر روی رشد بدن تاثیر می‌گذارد. احتمال ابتلا به این سندروم در یک به 60 هزار تولد زنده است. نوزادان مبتلا به این سندروم با مشکلاتی مانند کمبود روده یا مثانه، بی‌اختیاری ادرار و مدفوع مواجه هستند. در گذشته که دسترسی به خدمات پزشکی کمتر بود، هر دو پای این نوزادان را در لگن به‌طور کامل قطع می‌کردند اما امروزه قطع عضو در زانو انجام می‌شود تا حرکت آسان‌تر و نشستن بهتر باشد. بعضی از کودکان مبتلا به سندروم پسرفت دمی از پاهای مصنوعی برای راه رفتن استفاده می‌کنند و بعضی از آن‌ها با کمک دستان خود، راه می‌روند. در سال 2012 «اسپنسر وست» مبتلا به این سندروم فقط با استفاده از دستان خود از قله کلیمانجارو بالا رفت و آن را فتح کرد. مادر غانم در دوران بارداری به دیابت مبتلا بوده و یک جهش ژنتیکی هم درباره پسرش اتفاق افتاده است. وقتی غانم به دنیا آمد پدرش در جست‌وجوی درمان او به کشورهای زیادی سفر کرد ولی پزشکان متفق‌القول بودند که هیچ درمانی برای او وجود ندارد و تنها باید بدن و قلبش را ایمن نگه دارد.
تلاش‌های ستودنی «غانم» که شبکه‌های اجتماعی را ترکاند
وقتی غانم بزرگ شد و خواست در مدرسه ثبت نام کند، مدارس از پذیرش او خودداری کردند. مادر غانم تصمیم گرفت برای او و هم سالانش مدرسه‌ای باز کند. بزرگ‌تر که شد نام او را در باشگاه شنا الغرافه نوشت و تلاش زیادی برای پیوستن او به تیم ملی قطر کرد اما موفق نشد. غانم اهل فوتبال است و با دست در زمین مسابقه می‌دود و اغلب تیم‌هایی که در آن حضور دارد به دلیل سرعت نفوذ بین بازیکنان تیم مقابل و به ثمر رساندن گل، برنده بازی می‌شوند. او در حساب‌های کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی ویدئو و تصاویر تاثیرگذار خود را به اشتراک می‌گذارد و حتی زندگی عادی او در این فضا، بسیار اثربخش شده است. غانم مرحله به مرحله پیش ‌رفته است و اکنون انجمن ویلچر «غانم الرابه» را تاسیس کرده که در آن برای نیازمندان به صورت خیرخواهانه ویلچر تهیه می‌شود. زندگی معجزه‌وار این پسر در میان برنامه‌های آموزشی قطر هم گنجانده شده است و دانش‌آموزان در مبحث مهارت‌های زندگی، درباره چالش‌ها و قدرت اراده او در مراحل مختلف زندگی می‌خوانند. حتی وزارت آموزش و ‌پرورش کویت هم داستان غانم را در برنامه درسی کلاس هشتمی‌های خود اضافه کرده است.
من معمولی‌ام و عاشق غلبه بر چالش‌ها
چه کسی؟ لیندسی هیلتون
لیندسی هیلتون بدون دست و پا به دنیا آمد اما اکنون او یک ورزشکار کراس فیت و بازیکن راگبی است که می‌خواهد به دنیا نشان دهد محدودیت‌ها فقط ساخته ذهن هستند. او 37 ساله و اهل هالیفاکس یکی از شلوغ‌ترین بندرهای کاناداست. تمریناتش را در یک باشگاه ورزشی کوچک انجام می‌دهد و می‌تواند وزنه 45کیلوگرمی را با کمک زنجیر، تسمه و نوارچسب‌ها بالای سر بیاورد.
بدون دست، بدون پا؛ بدون مشکل!
لیندسی عاشق شنا، فوتبال و هاکی روی چمن است اما از دوران دبیرستان به طور جدی راگبی را دنبال می‌کند و تمام تمرکزش را برای پیشرفت در این رشته گذاشته است. او می‌گوید: «وقتی مردم تلاش نمی‌کنند مرا دیوانه می‌کنند، من نمی‌توانم در این حقیقت که دست و پا ندارم غرق شوم زیرا هیچ چیزی وجود ندارد که نتوانم نتیجه آن را تغییر دهم. من چالش و غلبه بر چالش را دوست دارم. این عجیب نیست که من به باشگاه می‌روم، هرکسی اگر بخواهد می‌تواند این کار را انجام دهد. وقتی چیز جدیدی را امتحان می‌کنید هرگز نمی‌دانید که چه اتفاقی خواهد افتاد. من به یاد می‌آورم که بچه بودم و مردم به من خیره می‌شدند یا سوالات زیادی می‌کردند. مطمئنم که به نظر مردم منحصربه فرد بودم اما برای خودم عادی بود و این راهی بود که همیشه رفتم.» لیندسی وقتی کوچک بود از دست‌وپای مصنوعی استفاده می‌کرد اما دیگر در کارهای روزانه از آن‌ها استفاده نمی‌کند، زیرا به عقیده خودش فقط به آن‌ها عادت کرده بود و تنها جلوی سرعت او در انجام کارها را می‌گرفتند.
مبارزه و رقابت؛ انگیزه هیلتون برای موفقیت
لیندسی پای ثابت شرکت در مسابقه‌های بین‌المللی کراس فیت(یک ورزش ترکیبی برای تناسب اندام) است و برای این مبارزه‌ها حداقل چهار بار در هفته تمرین‌های طاقت‌فرسا انجام می‌دهد تا بدنش همیشه روی فرم باشد. او یک روش منحصربه‌فرد برای انجام کارهایش دارد. به کسی که با یک دست کاری را انجام می‌دهد، نگاه می‌کند و بعد انجام همان کار را توسط کسی که یک یا دو پایش را از دست داده است، تماشا می‌کند. سپس با ترکیب آن‌ها به این فکر می‌کند او چگونه می‌تواند این کار را انجام دهد. لیندسی ویدئوهایی از تمرینات خود در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارد، زیرا فکر می‌کند می‌تواند الهام‌بخش کسانی باشد که شرایطی مشابه او دارند تا کار جدیدی را آغاز کنند. او می‌گوید: «من نمی‌خواهم به عنوان کسی که دست و پا ندارد، خوب باشم. من می‌خواهم خوب باشم. فقط می‌خواهم فعال باشم و فوق‌العاده رقابتی هستم. این چیزی است که من را نگه می‌دارد.» لیندسی اکنون مربی راگبی در یک دبیرستان محلی است که قرار است به تیم‌های باشگاهی بپیوندد.
نویسنده : اکرم انتصاری | روزنامه‌نگار
منابع این پرونده: محتویات، espn.com،  nickvujicic.comو …

فرمول تبدیل معمولی ها به خارق‌العاده‌ها

موفقیت از راه‌ها و به اشکال مختلفی به دست می‌آید اما جالب این جاست که بیشتر افراد موفق خصوصیات بسیار مشابهی دارند 
   «بیل گیتس» در ایجاد یک امپراتوری نرم‌افزاری موفق است که روش استفاده ما از رایانه را تغییر داده است. «وارن بافت»(دهمین فرد ثروتمند جهان) در سرمایه گذاری و ایجاد کسب و کارهای بلندمدت موفق است. «گاندی» در هدایت هند و استقلال از بریتانیا موفق بود. «رونالدو» و «مسی» در دنیای فوتبال و از لحاظ کسب تعداد توپ طلا، بی‌رقیب هستند. موفقیت از راه‌ها و شکل های مختلفی به دست می‌آید. جالب این جاست که بیشتر افراد موفق خصوصیات بسیار مشابهی دارند. طبق اعلام یک موسسه تحقیقاتی در کانادا، مواردی که در ادامه با آن‌ها آشنا می‌شوید، ویژگی‌های مشترک افراد موفق است. شایان ذکر است که این فهرست ترتیب خاصی ندارد.البته قرار نیست با رسیدن به این ۷ ویژگی الزاما موفق شوید . شاید شما کسی باشید که یک بخش جدید به این فهرست اضافه می کند. 

  تخصص و برتری |   برای افراد موفق مهم نیست که چه شغلی دارند! هیچ شغلی به نظر آن‌ها کوچک و بی‌اهمیت نیست و افراد موفق برای برتری در آن شغل تلاش می‌کنند. آ‌ن‌ها به دنبال افزایش تخصص در حرفه‌شان هستند و می‌دانند که رسیدن به موفقیت با خودش پول به‌همراه دارد.
 شنونده عالی  |   همه می‌خواهند یک گوینده عالی باشند اما چه تعداد از مردم تلاش می‌کنند که شنوندگان عالی باشند؟ افرادی که گوش می‌دهند در زندگی موفق می‌شوند چراکه می‌توانند نیازهای دیگران را بشنوند و درک کنند و انرژی خود را روی برآورده کردن این نیازها متمرکز کنند. سریع‌ترین راه برای تبدیل شدن به یک مکالمه خوب این است که خوب گوش کنید و بعد فکر و تامل، حرف نزنید.
کنترل خود |  افراد موفق به ندرت کنترل خود را از دست می‌دهند. آن‌ها دچار هراس یا خشم کور نمی‌شوند. آن‌ها یاد گرفته‌اند که احساسات خود را کنترل کنند و خودآگاه(یا ناخودآگاه) خود را در وضعیتی مدبرانه قرار دهند و آن‌ها می‌دانند که نمی‌توانند افراد دیگر یا آن چه را برایشان اتفاق می‌افتد  تغییر دهند اما می‌توانند نحوه واکنش و احساس‌شان به آن را تغییر دهند. یکی دیگر از نشانه‌های خودکنترلی این است که با وجود احساسی که به آن دارید، کار درست را انجام دهید.
چندین نقشه راه |  افراد خارق‌العاده همیشه آماده هستند. آن ها نه تنها یک پلن B، بلکه یک پلن  C، D،E  و F هم دارند. آدم‌های موفق به صورت ذهنی احتمالات را تمرین و تجسم می‌کنند تا زمانی که موقعیت واقعی رخ می‌دهد، مغز آن‌ها «به یاد بیاورد» چه کاری باید انجام دهند. افرادی که موفق هستند کنترل را در دست دارند. آن‌ها می‌دانند که همیشه یک راهی برای موفق شدن وجود دارد. آن‌ها احساس نمی‌کنند که قربانی ژنتیک، تاریخ یا شرایط خود شده‌اند و واقعاً معتقدند که گذشته، آینده را تعیین نمی‌کند. آن‌ها خودشان فیلم نامه زندگی خود را می‌نویسند.
 شجاع بودن |  همه ما عبارت «بدون ریسک؛ بدون پاداش» را شنیده‌ایم اما چند نفر از ما واقعاً ریسک لازم را برای به دست آوردن پاداشی که می‌خواهیم، انجام می‌دهیم؟ تعداد زیادی از افراد حاضر به انجام ریسک در زندگی نیستند اما کسانی که این کار را انجام می‌دهند، شانس موفقیت‌شان بیشتر می‌شود. افراد موفق، شهامت شروع کردن و شهامت ادامه دادن را دارند. آن‌ها از خراب کردن پل‌های پشت سر نمی‌ترسند البته اگر این کار به معنای حرکت به جلو و اصولی باشد.
 بخشنده |   افراد موفق بخشنده‌های سخاوتمندی هستند. آن‌ها این «راز» را می‌دانند و به آن اعتقاد دارند که هرچه بیشتر بدهید، بیشتر دریافت خواهید کرد. آن‌ها بر اساس این اصل عمل می‌کنند: «شما به هر آن چه در زندگی می‌خواهید، خواهید رسید اگر به افراد دیگر کمک کنید تا به آن چه می‌خواهند برسند.» اگر تا به حال به این راز توجه نکرده‌اید، باید فوری شروع کنید. پول تنها چیزی نیست که می‌توانید ببخشید. شما می توانید زمان، تخصص و … بدهید. به دنبال راه‌هایی برای باز کردن درها به روی مردم باشید.
 اشتیاق |  یک نشانه قطعی از افراد  خارق‌العاده، اشتیاق آن ها  به زندگی خود است. آن‌ها صبح با هیجان از خواب بیدار می‌شوند زیرا می‌دانند که این روز آن‌ها را یک قدم به رسیدن به رویای خود نزدیک می‌کند. افراد موفق تمایل دارند مدیر و رهبر باشند زیرا دیگران جذب شور و شوق آن‌ها می‌شوند و این باعث افزایش انگیزه‌شان برای تلاش بیشتر خواهد شد.
مترجم : فرنگیس یاقوتی| ‌ منبع: embracepossibility.com

دیدگاه سازنده «حسن یزدانی» به شکست

کشتی‌گیر کشورمان پس از بازگشت به ایران در واکنش به شکست‌اش برابر «تیلور» به نقاط ضعفش و باهوش‌تر بودن حریف اشاره کرد
 با این‌که چندین روز از باخت تلخ کشتی‌گیر محبوب کشورمان در فینال وزن ۸۶ کیلوگرم در رقابت‌های جهانی می‌گذرد، اما هنوز حرف‌و‌حدیث‌ها در این باره داغ است. روز گذشته، «حسن یزدانی» پس از بازگشت به ایران در جمع خبرنگاران با قدردانی از استقبال پرشور مردم درحالی که انتظار می‌رفت مسئولیت شکست در فینال را متوجه کادر فنی بداند، گفت: «اشتباه از خود من بود و حریفم استفاده کرد. او باهوش‌تر بود و بهتر عمل کرد. تیلور از نقاط ضعف من استفاده کرد و پیروز شد. من آن عملکردی را که می‌خواستم نتوانستم روی تشک پیاده کنم و در نهایت شکست خوردم».(منبع خبر: بیا نی‌ نی). دیدگاه این کشتی‌گیر به این شکست که شاید می‌توانست دنبال مقصران دیگری باشد، از منظر روان‌شناسی قابل بررسی است.

  پذیرش کاستی‌ها بعد از شکست
«یزدانی» با پذیرش کاستی‌های خود به استقبال شکست رفت. گرچه برخی از تحلیل‌گران مشکلات ساختاری را علت شکست او می‌دانند. البته هر دو مورد موثر بوده است اما بستگی دارد از چه زاویه‌ای نگاه کنیم. حسن یزدانی توان تغییر مشکلات ساختاری کشتی و ورزش را ندارد و فقط می‌تواند به آن چه در کنترل خود اوست، نگاه کند. او سازنده‌ترین دیدگاه به شکست را دارد و همین رویکرد، باعث خواهد شد تا انگیزه کافی برای تلاش بیشتر در او ایجاد شود.
  آقای یزدانی، دچار سرزنش خودت نشو
اما تحلیل‌گران، مدیران و اصحاب رسانه باید به مشکلات ساختاری، مربی و اردو و. .. هم بپردازند تا زمینه رشد شخصی کامل برای ورزشکاران فراهم شود. از دیدگاه شخصی و فردی، تلاش برای تغییر آن چه در کنترل ما نیست فقط باعث احساس ناکامی خواهد شد اما اگر بیش از حد علت شکست را در خود جست‌وجو کنیم، فراتر از موارد قابل تغییر، دچار سرزنش خود می‌شویم که عزت نفس را کاهش می‌دهد و فرد به شکست عادت می‌کند. در این میان شرایط روحی و روانی ورزشکاران برای شرکت در مسابقات جهانی هم بسیار مهم است چون روحیه، عامل اصلی تلاش و پیروزی است. بنابراین این که یزدانی فقط خودش را مقصر این شکست بداند، در بلندمدت آسیب‌زاست.
  تمجید تیلور نشانه ضعف نیست؟
یزدانی گفته که تیلور باهوش‌تر بود و بهتر عمل کرد. در آخر بازی تنها چیزی که مهم است این است که آیا تمام تلاش خود را به کار گرفته‌ایم یا خیر؟ آیا شرمنده خودمان هستیم یا خیر. گاهی حریف بسیار بهتر از ماست پس باید آن قدر غرور داشته باشیم که توانایی آن‌ها را تایید کنیم و این نشانه ضعف نیست بلکه قبول ضعف‌های خود است که می‌تواند باعث پیشرفت شود.

نویسنده : دکتر مهدی سودآوری| روان شناس و مدرس دانشگاه

موفقیت با تقویت هوش‌فضایی

آشنایی با یکی از انواع 9 گانه هوش و اصول تقویت آن که باعث افزایش چشمگیر خلاقیت، تمرکز، عملکرد مغز و… می‌شود
 در سال ۱۹۸۳، «هاوارد گاردنر» 9 گونه از هوش را این‌طور تعریف کرد: «هوش منطقی-ریاضی، هوش زبانی-کلامی، هوش جسمی-جنبشی، هوش موسیقایی، هوش طبیعت‌گرا، هوش میان‌فردی، هوش درون‌فردی، هوش فضایی-دیداری و هوش هستی‌گرا». یکی از انواع 9 گانه هوش که کمتر به آن توجه شده و می‌تواند سرعت دستیابی افراد به موفقیت را به طرز خیره‌کننده‌ای افزایش دهد، هوش فضایی است. در این مطلب، با این نوع از هوش، اهمیت و اصول تقویت آن و… بیشتر آشنا خواهید شد.
  هوش فضایی یعنی چه؟
هوش فضایی به معنای قابلیت درک اشکال و تصاویر سه‌بعدی است. به طور معمول این قابلیت، متعلق به نیمکره (لوب) راست مغز است و شامل عمل دیدن می‌شود. شناخت تصویر، درک رابطه شکل و زمینه و همچنین سازمان دهی و مدل‌سازی ساختار یک ایده به صورت تصویری از قابلیت‌های هوش فضایی به شمار می‌آید. به هوش فضایی، اغلب «تفکر دیداری» هم گفته می‌شود.
   مزایای تقویت هوش فضایی
افزایش هوش فضایی به رشد بسیاری از عملکردهای مغز از جمله بهبود تمرکز و حافظه، توانایی شناختی، تفکر هدفمندتر و خلاق‌تر شدن کمک می‌کند. افرادی که می‌توانند راه‌حل‌ها و الگوهای حل مسئله را به خوبی درک و تجسم کنند، همیشه موفق‌تر از افرادی هستند که ناچارند تمام راه‌های ممکن را برای حل مسئله در عمل آزمایش کنند تا در نهایت بتوانند آن را مدیریت کنند.
   دخترها هوش‌فضایی بهتری دارند یا پسرها؟
اگرچه بسیاری از مطالعات نشان می‌دهد که مردان در انجام کارهای فضایی، عملکرد بهتری نسبت به زنان دارند اما به این معنا نیست که پسران همیشه از هوش‌فضایی بهتری از دختران برخوردار هستند. همچنین توجه به یک سری اصول، تاثیر قابل‌توجهی روی تقویت هوش‌فضایی دارد.

   افزایش هوش‌فضایی از دوران کودکی
دانشمندان علوم مغز و اعصاب دریافته‌اند که مناطق خاصی در مغز که مسئول تفکر درباره موقعیت مکانی و روابط فضایی است، در سنین بسیار پایین یعنی در کودکی رشد می‌کند. در حقیقت، توانایی‌های فضایی در کودکان سنین پیش از دبستان می‌تواند عملکرد آینده‌شان را در یادگیری ریاضی در دبیرستان و دوره متوسطه پیش‌بینی کند. والدین می‌توانند به عنوان معلمان اول فرزندان، اصول تفکر فضایی را به کودکان خردسال و حتی کودکان نو پا آموزش دهند. نباید تصور کنیم که خیلی زود است که کودک نوپای ما با روابط فضایی آشنا شود. نشان داده شده است که نوزادان در 4 ماهگی توانایی‌های مربوط به چرخش ذهنی را دارند. توانایی فضایی، قابل افزایش و بادوام است. کسانی که این مهارت‌های خود را در اوایل کودکی به دست می‌آورند، فرصت‌های بیشتری برای استفاده از آن برای کسب و سازمان‌دهی اطلاعات دیگری در طول زندگی خود خواهند داشت.
   چه مشاغلی به هوش فضایی بالا نیاز دارد؟
شغل‌های معمار، نقاش، مجسمه‌ساز، طراح، گرافیست، فیلم ساز، شعبده باز، جهت یاب، فیزیک‌دان نظری، استراتژیست جنگ، مهندس مکانیک، طراح فضای داخلی، عکاس، طراح مد، دریانورد و خلبان از جمله مشاغل مناسب برای افرادی است که هوش فضایی قدرتمندی دارند.
   چگونه می‌توان هوش فضایی را در کودکان بهبود بخشید؟
1- از زبان مکانی (فضایی) در تعاملات روزمره استفاده کنید. کودکانی که می‌توانند از اصطلاحات و عبارات فضایی و مکانی بیشتری استفاده کنند، در انجام وظایف مربوط به درک فضایی بهتر عمل می‌کنند. می‌توانید به آن‌ها کمک کنید تا بین روابط مکانی و اشیای اطراف خود ارتباط برقرار کنند، مثلاً بگویید: «آیا آبنبات در داخل لیوان است یا بیرون از آن؟»، «فکر می‌کنی که اسباب‌بازی در زیر مبل است یا در پشت آن؟»، «من لیلی را آن طرف خیابان می‌بینم» و… .
2- حرکاتی را آموزش دهید و بچه‌ها را ترغیب کنید که از آن‌ها برای توضیح روابط فضایی استفاده کنند.
3- به کودک بیاموزید که چگونه با استفاده از تخیل خود، تجسم سازی کند.
4- بازی‌های تطبیقی مثلا لگو بازی، مکعب روبیک و تصاویر پازلی چندین تکه و دیگر جورچین‌های خلاقانه و شطرنج را انجام دهید.
5- از کودک بخواهید به شکل بداهه داستان بگوید.
6- اوریگامی و تمرین تا زدن کاغذ را با کودک تمرین کنید.
 تقویت هوش فضایی در بزرگ سالی
احتمالا برای‌تان  این سوال پیش آمده که آیا می‌توانم در بزرگ سالی هوش‌فضایی‌ام را تقویت کنم؟ بله! بازی‌ها و فعالیت‌های مختلفی برای تقویت هوش دیداری فضایی در بزرگ سالی وجود دارد. برای شروع می‌توانید مسیریاب‌ها را کنار بگذارید و بازی‌های استراتژیک را شروع کنید. به طور کلی، هرکاری که باعث استفاده بیشتر از حافظه شود، در تقویت هوش فضایی تاثیرگذار خواهد بود.
نویسنده : زهرا متقی‌شکیب| ‌ کارشناس ارشد روان شناسی

3 دروغ بزرگی که به‌‌ خودمان می‌‌گوییم

گاهی برای آن ‌‌که مسئولیت رفتارها و انتخاب ‌‌های مان را به عهده نگیریم آن‌‌ قدر به ‌‌خودمان دروغ می‌‌گوییم که باورشان می‌‌کنیم و از موفقیت دور می‌‌شویم
 موفقیت بیشتر ما چنان به خودمان و انتخاب‌‌های ‌‌مان ایمان داریم که نمی‌‌توانیم بپذیریم اشتباهاتی داشته و داریم؛ برای همین ترجیح می‌‌دهیم چشم‌‌مان را روی حقیقت ببندیم و به‌‌ خودمان هم دروغ بگوییم و حتی آن‌‌ را باور کنیم تا واقعیت را نادیده بگیریم. سه دروغ بزرگی که بیشترین تکرار را دارد با هم مرور می‌‌کنیم:

1- من قربانی گذشته‌‌ام
هر چند نقش خانواده، محیط و خیلی چیزهای دیگر را نمی‌‌شود صفر دانست و نادیده گرفت اما در حقیقت ما با بهانه کردن گذشته تمرکزمان را روی امروز از دست می‌‌دهیم. با هر تلاش خوب و هدفمندی می‌‌شود بخش زیادی از ناکامی‌‌های تحمیلی گذشته را جبران کرد؛ به ‌‌شرط این‌‌ که گذشته را فقط در حد درسی برای آینده به‌‌ خاطر بسپاریم.
2- اگر فلان چیز را داشتم خوشحال بودم
اشتهای ما در داشتن خانه، ماشین ، گوشی خوب و… سیری ناپذیر است و هیچ‌‌ وقت خوشی و خوشبختی را نباید به‌‌ طور مطلق به این چیزها گره زد. خوشحالی بابت داشتن هر چیزی گذراست، اما خوشحال زندگی کردن یک انتخاب است و بیشتر از هر چیزی بستگی دارد به معنایی که ما به زندگی می‌‌دهیم
و رفتارهای ‌‌مان را به آن گره می‌‌زنیم. زندگی اگر معنا داشته باشد کاستی‌‌هایش هم قابل تحمل است.
3- فلان کار را بعداً انجام می‌‌دهم
هیچ زمانی بهتر از امروز نیست. اگر هر بار با بهانه‌‌های واهی کارها را عقب بیندازیم کلی کار عقب‌‌ مانده خواهیم داشت که نمی‌‌دانیم از کدامش و به چه شکلی شروع کنیم. کارهای عقب ‌‌مانده احساس بدی را در ما ایجاد می‌‌کنند و باعث می‌‌شوند منفعل باشیم چون نمی‌‌توانیم بین آن ‌‌همه کار اولویت ‌‌بندی کنیم و در نهایت هیچ‌‌ کدام را انجام نمی‌‌دهیم.   

نویسنده: سید سورنا ساداتی| روزنامه‌ نگار

شاه‌کلید موفقیت «فرشته حسینی»؛ 6 سال پیش گفته بود که روزی یک بازیگر معروف می‌شوم!

برنده دیپلم افتخار بهترین نقش مکمل زن در جشنواره فیلم‌فجر، 6 سال پیش گفته بود که روزی یک بازیگر معروف می‌شوم او چطور به‌هدفش دست یافت؟
 در جشنواره فیلم فجر امسال، دیپلم افتخار بهترین نقش مکمل زن به «فرشته حسینی» بازیگر افغانستانی فیلم «دسته دختران» اهدا شد. بعد از این اتفاق، ویدئوی کوتاهی از صحبت‌های او در شبکه‌های اجتماعی پربازدید شد که در سال 94 گفته بود: «من یک روزی، یک بازیگر معروف خواهم شد، این هدف من است. البته من دارم سخت تلاش می‌کنم برای هدفم و مطمئن هستم که به آن می‌رسم». به همین بهانه می‌خواهیم از داشتن دیدگاه درست برای دستیابی به اهداف‌مان یا به‌عبارت دیگر همان موفقیت بگوییم. چیزی که به نظر می‌رسد «فرشته حسینی» از آن بهره برده است. او با شناخت درست از خودش، توانمندی‌هایش، علایقش و البته هدف‌گذاری کوتاه و بلندمدت، حالا برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر مکمل زن در معتبرترین جشنواره فیلم کشورمان شده است.

 «حسینی» و شاه‌کلید افزایش اعتمادبه‌نفس
یکی از دغدغه‌های همیشگی انسان در سرتاسر زندگی، تلاش برای رسیدن به خواسته‌های مختلف است. این چالش از طرفی می‌تواند انسان را سرشار از اعتماد به نفس و راضی از زندگی کند و از طرف دیگر ناامیدی و سرخوردگی را به همراه آورد. این دو روی سکه را شانس و اقبال نیست که تعیین می‌کند بلکه نوع نگاه و رفتار ما در این زمینه است که اهمیت زیادی دارد. «فرشته حسینی» در این ویدئو گفته که من مطمئنم روزی بازیگر معروفی می‌شوم و باور داشتن به همین جمله، شاه‌کلید افزایش اعتمادبه‌نفس او در مسیر سخت برای موفقیت شده است.
 جهت‌دادن اهداف به زندگی
سال 94، فرشته حسینی برای خودش هدف‌گذاری کرده است. اهدافِ مختلف در زندگی از ارزش یکسانی برخوردار نیستند؛ گاهی هدف روزانه‌ ما رسیدگی به یک گلدان، برای کمک به رشد و پرباری بیشتر آن است و گاهی انتخاب یک راه و رشته به منظور ایجاد هویت شغلی و کسب درآمد. منظور از ارزش در این جا مهم بودن یا نبودن اهداف مختلف نیست بلکه منظور جایگاه هدف است به لحاظ تأثیری که بر شخصیت و زندگی فرد خواهد گذاشت. خواسته‌های ما در طول روز، ماه و سال، واژه‌ هدف را تفسیر می‌‌کنند و به رفتار ما جهت می‌دهند.
 تصورات اشتباه درباره سخت تلاش‌کردن
ما می‌توانیم در جایگاه خیال‌پردازانه به خواسته‌های مختلف فکر کنیم؛ خود را در رسیدن به این خواسته‌ها تصور کنیم و برای آن جشن بگیریم. اما خارج از دنیای خیال و دقیقاً در جایی که زندگی می‌کنیم، نیاز به بازنگری منطقی داریم. لازم است تمام تصورات و خواسته‌ها را با نگاه انتقادی و بر اساسِ ظرفیت و توانمندی‌های موجود بررسی کنیم. ما نیاز داریم به قول کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» از توهم بدن شناگر آگاه باشیم و بدانیم که فرم زیبای بدن شناگران حرفه‌ای به دلیل تمرینات سختی نیست که انجام می‌دهند بلکه آن ها به دلیل تناسب اندامی که داشتند، وارد این حرفه شده‌‌اند! منظور از این خطای فکری، بیان این نکته است که فقط با سخت تلاش کردن، قرار نیست به هر هدفی برسیم! در انتخاب هدف، توجه به ظرفیت‌ها و جایگاهی که داریم، اهمیت بالایی دارد. «فرشته حسینی» هم هرچند گفته که من برای هدفم سخت تلاش می‌کنم پس بازیگر معروفی می‌شوم اما او این جمله را بعد از این‌که سال‌ها تئاتر کار کرده، خاک صحنه خورده و ظرفیت خودش را شناخته، مطرح کرده است.
 غافل‌نشدن از هدف‌گذاری‌های بلندمدت
اهداف کلی و بلند مدت، جایگاه خود را دارند اما در برنامه‌ریزی‌ها، باید به هدف‌های روشن، زمان‌بندی‌شده و در دسترس تبدیل شوند. این که مثلاً در شغل خود بهترین فردِ موجود شویم، می‌تواند یک هدف و آرمان قابل توجه باشد اما در هنگام برنامه‌ریزی باید به قدم‌های کوچکی که ما را در این مسیر قرار می‌دهند، توجه کنیم و آن‌ها را در برنامه‌های روزانه و سالانه خود قرار دهیم. با این حال، نباید از داشتن هدف‌های بلندمدت غافل شد. چیزی که خانم «حسینی» حواسش به آن هم بوده است و در کنار تلاش برای هنرنمایی در سریال‌ها و فیلم‌های مختلف، هدف معروف شدن را هم در برنامه قرار داده و حالا می‌توان ادعا کرد که به خواسته‌اش رسیده است.

 
نویسنده : آسیه بشردوست| کارشناس روان‌شناسی

الف‌های سرنوشت‌ ساز

الف‌های سرنوشت‌ ساز

خراسان/ اراده، انعطاف‌پذیری، ادب، اصالت، اعتمادسازی و … از ویژگی‌های مهمی هستند که همه‌شان با الف آغاز می شود و قوی‌شدن در آن‌ها لازمه موفقیت است
  
داشتن برخی ویژگی‌ها در زندگی می‌تواند مسیر موفقیت را برای ما آسان‌تر کند و در عین حال از ما فرد بهتری در خانواده، محیط کار و در ارتباط با نزدیکان بسازد. این ویژگی‌ها گاهی آن قدر در زندگی ما اثر دارند که اگر آن‌ها را سرنوشت‌ساز توصیف کنیم، اغراق نکرده‌ایم. در این مطلب به سراغ تعدادی از این ویژگی‌ها رفته‌ایم که همه‌ آن‌ها یک وجه‌ مشترک دارند؛ همه‌ آن‌ها با الف آغاز شده‌اند که اولین حرف الفباست. این آغاز یکسان به شما کمک خواهد کرد تا بهتر این موارد را به خاطر بسپارید و بتوانید بهتر برای تقویت این ویژگی‌ها در خود، قدم بردارید.
   اشتیاق‌به‌یادگیری
اشتیاق به یادگیری برای تمام عمر، یکی از آن ویژگی‌هایی است که در هر زمینه‌ای که فعال باشید، به کارتان خواهد آمد. 
اشتیاق و علاقه داشتن به یادگیری به شما انگیزه می‌دهد برای بهتر شدن خودتان در زمینه‌های کاری یا یادگیری مهارتی هنری، تلاش کنید و خود را به نسخه‌ بهتری از انسانی که تا پیش از این بودید، تبدیل کنید. یکی از موانع مهم بر سر راه اما بلندپروازی و کمال‌گرایی است. قدم به قدم پیش رفتن در مسیر یادگیری می‌تواند مانع سرخوردگی شود و انگیزه ما برای یادگیری را زنده نگه دارد.
   آگاهی درباره ارزش‌ها
این ویژگی از مواردی است که طی سال‌های اخیر، روان‌شناسان بیشتری بر آن تاکید کرده‌اند. شاید به نظر شما بیاید که خب من که درباره ارزش‌های اخلاقی خودم آگاهی لازم را دارم و به عنوان مثال می‌دانم دروغ گفتن برای من خط قرمز محسوب می‌شود. بله، درست است غالب ما آگاهی نسبی از برخی ارزش‌ها در زندگی‌مان داریم اما آیا آگاهی جامعی در این باره دارید؟ به عنوان مثال در محیط کار ارزش‌های اصلی شما کدام اند؟ یا در محیط خانوادگی و فرزندپروری چه ارزش‌هایی را دنبال می‌کنید؟ آگاهی پیدا کردن از ارزش‌ها هم می‌تواند زندگی ما را معنادارتر کند و هم کمک می‌کند تا بتوانیم انرژی خود را متناسب با ارزش‌ها صرف کنیم و احساس بهتری درباره خود داشته باشیم.
   اصالت
لازمه اصالت داشتن، آگاه بودن از ارزش‌های اخلاقی است. پس اگر آگاهی لازم درباره ارزش‌های شخصی خود پیدا کرده باشید، نیمی از راه برای این بخش را رفته‌اید. وقتی شما بتوانید متناسب با ارزش‌های شخصی‌تان زندگی کنید، اصالت را وارد زندگی کرده‌اید. البته برای اصالت داشتن، ضروری است شجاعت لازم برای اعلام نظرات خود را داشته باشیم. نظارتی که گاهی ممکن است چندان هم از آن استقبال نشود. تمرین در خلوت برای بیان نظرات یکی از ساده‌ترین تمرین‌ها در این زمینه است. این ویژگی اما خود، پیش‌درآمد یکی دیگر از ویژگی‌های این فهرست یعنی اعتمادسازی هم محسوب می‌شود، پس آن را جدی بگیرید.
   انعطاف‌پذیری
انعطاف‌پذیری یکی از آن ویژگی‌هایی است که در وضعیت این روزهای ما بسیار مورد نیاز است. این که تصمیم‌هایی متناسب با شرایط جدیدی که پیش می‌آید، بگیریم، کار آسانی نیست. بررسی‌ها نشان می‌دهد بخشی از این دشواری، نه به واسطه شرایط بیرونی که به واسطه افکار و باورهایی است که ما داریم. این که تصور می‌کنیم «تلاش فایده نداره» یا «من بدشانس‌تر از این حرف‌هام». برای داشتن انعطاف‌پذیری لازم است افکاری را که مانع این مسیر هستند، شناسایی کنیم. این کار البته آسان نیست اما خبر خوب این که تا به امروز افراد زیادی این مسیر را رفته‌اند و تجربه‌ آن‌ها نشان می‌دهد که این کار شدنی است.
   اراده
در ذهن هر کدام از ما فهرستی از آرزوهای عملی نشده وجود دارد. گاهی حتی ما این آرزوهای عملی نشده را به زبان هم نیاورده‌ایم، چه برسد به این که برای آن ها تلاش کرده باشیم. برای رسیدن به خواسته‌هایمان در زندگی یکی از موضوعاتی که زیاد می‌شنویم، موضوع اراده است. اما چطور می‌شود اراده قوی‌تری داشته باشیم؟ یکی از ساده‌ترین کارها، نوشتن تجارب موفق قبلی‌مان است. بیشتر ما تا امروز توانسته‌ایم به تعدادی از خواسته‌هایمان در زندگی برسیم. تهیه‌ فهرستی مکتوب از آن‌ها می‌تواند به ما کمک کند تا دید بهتری درباره توانمندی‌های خود پیدا کنیم و از زدن برچسب‌هایی چون«بی‌اراده» یا «بی‌عرضه» به خودمان فاصله بگیریم. توجه داشته باشید زدن چنین برچسب‌های منفی‌ بسیار شایع است پس انجام این تمرین را جدی بگیرید.
   ادب و احترام
کدام یک از ماست که درباره اهمیت ادب و احترام گذاشتن به دیگران نتواند سخنرانی کند؟ اما در مقام عمل گاهی اوقات می‌بینیم به بهانه‌های مختلف این مورد مهم را فراموش می‌کنیم. یکی از روش‌هایی که می‌تواند از رفتارهای نامناسب پیشگیری کند، شناسایی موقعیت‌هایی است که در آن‌ها رفتار نامناسبی داشته‌ایم. پیدا کردن وجه مشترک بین این موقعیت‌ها به ما کمک می‌کند تا بتوانیم آسان‌تر راهی برای بهتر کردن برخوردهایمان پیدا کنیم.  
   اعتمادسازی
اعتمادسازی در اطرافیان، یکی از برگ‌های برنده‌ای است که می‌تواند هم تضمین‌کننده روابط خانوادگی و دوستانه قوی باشد و هم در محیط کاری به شدت اهمیت دارد. هر چند صحبت در این باره آسان است اما در عمل برای بسیاری از ما کار چندان آسانی نیست. یکی از نکاتی که می‌تواند به ما کمک کند تا با پایبندی به تعهدات و قول‌هایمان، اعتمادسازی کنیم، شناخت درست توانمندی‌هایمان است. اگر قرار باشد خارج از توان خود قولی بدهیم، شکستن قول و قرار دور از انتظار نخواهد بود. البته در کنار شناخت توانمندی‌های شخصی، مهم است که توان نه گفتن به وقت ضرورت را هم تمرین کرده باشیم. 

نویسنده : نرگس عزیزی | کارشناس‌ارشد مشاوره

مبل های راحتی پفی؛ ترند جدید دکوراسیون داخلی در سال ۲۰۲۱

مبل های راحتی پفی؛ ترند جدید دکوراسیون داخلی در سال ۲۰۲۱

بیا نی نی/ مبل های راحتی پفی این روزها همه جا هستند – گرچه قدمت زیادی ندارند و مدت زیادی از ورودahk به دنیای دکوراسیون داخلی نمی گذرد اما خیلی زود به یک ترند اینستاگرامی هم بدل شدند.
هر چه می گذرد به سمت مبلمان بزرگ و نرم می رویم، در حالی که قبلاً اینگونه نبود و تمایل بیشتر به استفاده از مبلمان سبک مدرن نیمه قرن بیستم بود که در طراحی آن ها خطوط صاف و هندسی به کار می رود و پایه های چوبی شان مشخص است. اما نرمی و انحنای مبلمان راحتی پفی دقیقاً در نقطه ی مقابل این سبک قرار دارد.

کارشناسان دکوراسیون داخلی می گویند محبوبیت اسباب و اثاثیه با فرم گرد به میزان چشمگیری افزایش یافته است. این موضوع تنها محدود به اثاثیه ی بزرگ تر خانه مثل مبل و صندلی نیست و این نکته را حتی در میزهای عسلی و وسایل تزئینی مثل مجسمه ها هم می توان دید.
همانطور که لباس های تنگ و شق و رق، رفته رفته حضور کمرنگ تری در دنیای مد پیدا می کنند، به نظر می رسد شاهد این اتفاق در مورد مبلمان سفت و ظریف هم هستیم.

شیوع کرونا در سال گذشته و قرنطینه ی ناشی از آن سبب شد همه ی ما زمان زیادی را در خانه سپری کنیم و بعضی هایمان هم به کلی دور کار شدیم. به همین دلیل به مبلمان راحت تر و جذاب تری نیاز داشتیم که در حالی که روی آن ها با لباس خانه لم داده ایم به کارهایمان هم برسیم. فشارهای ناشی از بحران کرونا هم بی تأثیر نبود و ما به مبلمان گرد و راحتی نیاز پیدا کردیم که مانند یک آغوش نرم و بزرگ، دست کم بخشی از این تنش ها را از میان ببرد.
اما حالا که با گسترش واکسیناسیون عمومی کرونا، دنیا خود را برای از سر گرفتن زندگی عادی آماده می کند هم این مبلمان بزرگ و راحت ماندگار خواهند بود؟ کارشناسان دکوراسیون داخلی معتقدند این ترند به طور قطع ادامه پیدا خواهد کرد و البته دستخوش تغییراتی هم خواهد شد. بنابراین لازم نیست چیدمان خانه ی خود را به کلی عوض کنید. کارشناسان می گویند برای هر دو سبک جا هست و زیبایی و جذابیت دکوراسیون داخلی هم این است که می توانیم همه ی سبک ها را با هم ترکیب کنیم.

چگونه با داشتن یک مشکل به موفقیت بزرگ دست پیدا کنیم؟

چگونه با داشتن یک مشکل به موفقیت بزرگ دست پیدا کنیم؟

بیا نی نی/ اگرچه رسیدن به موفقیت برای هر کسی متفاوت است، اما گاهی اوقات، مشکلات هم مانع رسیدن به آن می‌‎شوند.
  ابتدا باید به این سؤالات پاسخ دهید که شما از چه چیزی ساخته شده‌اید و چگونه قرار است به موفقیت بزرگ دست پیدا کنید؟
چه چیزی در هسته اصلی ستون‌های شخصیت شما نهفته است؟

ارکان شخصیت خود را کشف کنید

از آنجا که رفتار‌های شما نشان دهنده ویژگی های واقعی شما هستند، تنها با مشاهده چگونگی رفتارتان در هنگام بروز اشتباه، می‌توانید به آن چه که در درونتان وجود دارد پی ببرید و فاکتور‌های شخصیت خود را شکل دهید.

 
نگاهتان به شکست‌ها را مشخص کنید

زندگی, توالی مداوم مشکلات کوچک و بزرگ است که هرگز پایان نمی‌یابند و به همین دلیل است که اگرچه گاهی یک موقعیت را به سرعت رد می‌کنید, در مقابل, با یک موقعیت دیگر روبه‌رو می‌شوید.

زندگی یک روند “دو قدم به جلو و یک قدم عقب” است؛ به طوری که وقتی به یک موفقیت بزرگ برسید، به سادگی, یک نوع مشکل را با مشکلی دیگر عوض می‌کنید و در این میان، مهم نیست که چقدر باهوش و زیرک و محتاط باشید، زیرا زندگی در  هر روز، هفته و ماه, با خود چالش‌ها، مشکلات و ناملایمات گاهی دلخراش را به همراه دارد.

 

اگر مجبور نبودید در مسیر صعود مبارزه کنید، احتمالاً نمی‌توانستید به شخصی که امروز هستید، تبدیل شوید.

شاید هدف اصلی شما در زندگی و تعریف شما از موفقیت بزرگ این است که به یک شخصیت نجیب و یک انسان عالی تبدیل شده و همه چیز‌هایی شوید که قادر به تبدیل شدن به آن‌ها هستید و تنها از طریق مقابله با چالش‌هایی که به نظر می‌رسد در حال حاضر توانایی تحمل آن‌ها را ندارید، می‌توانید به این مهم دست پیدا کنید و با اطمینان بیشتری به سمت ستاره‌ها رشد کنید.

ارکان شخصیت خود را توسعه دهید و ذهنتان را آزاد کنید

ذهن خود را آزاد کنید، چراکه این نقطه شروع ایجاد موفقیت بزرگ در تجارت و زندگی شخصی شما است و خود را به حالتی برسانید که در آن آرام و خونسرد باشید و احساسات خود را کاملاً کنترل کنید و ارکان شخصیت خود را توسعه دهید.

تا حد ممکن, دید عینی و واقع بینانه به مسائل داشته باشید و به خوبی قدم بردارید و از بالا به مسائل خود نگاه کنید.

وقتی که توانستید ذهن خود را پاک کرده و ناملایمات خود را تجزیه و تحلیل کنید،  فرصت‌هایی را می‌بینید که می‌توانید بهترین استفاده را از آن‌ها داشته باشید.

چگونه با وجود مشکل به موفقیت بزرگ برسیم؟

یکی از قوانین رسیدن به موفقیت های بزرگ و مقابله با ناملایمات در زندگی این است که آزادی شما فقط به اندازه گزینه‌های خوب رشد یافته تان باشد.

شما فقط به اندازه گزینه‌هایی که دارید آزاد هستید و فقط زمانی می‌توانید کار دیگری انجام دهید که بتوانید در برخورد با وضعیت فعلی خود انعطاف‌پذیر باشید و اگر گزینه یا گزینه‌های دیگری به وجود نیامده باشد، در صورتی که تهدید به از دست دادن ناگهانی یا تغییر جهت در  قسمت خاصی از زندگی خود شوید دچار اضطراب و حتی وحشت می شوید. 

 

کلید‌های موفقیت

برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ در زندگی، باید ذهن خود را پاک کرده و ارکان شخصیت خود را کشف کنید. مقابله مؤثر با مشکلات و توانایی شما در پرسیدن سوال, ضروری‌ترین زمینه‌های موفقیت هستند، زیرا تا زمانی که سؤال می‌کنید، طیف وسیعی از گزینه‌ها و امکاناتی که پیش روی شما هستند را گسترش می‌دهید.

تا زمانی که سؤال می‌کنید، ذهن خود را آرام و خونسرد و عینی و واقع گرایانه نگه می‌دارید و اجازه نمی‌دهید که از نظر احساسی گرفتار شوید و در نتیجه, بخش های زیادی از مغز و قدرت‌های خلاقیت خود را خاموش می‌کنید.

به یاد داشته باشید که هر چقدر شرایط سخت‌تر می‌شود، افراد قوی‌تر از گذشته می‌شوند.