پربازديد شدن ويدئوي احساساتيشدن «سروش رفيعي» بازيکن سپاهان بعد از مشخصشدن جنسيت فرزندش، بهانهاي شد تا از اشتباهبودن چنين مراسم نويني بگوييم
به تازگي ويدئويي از «سروش رفيعي» در شبکههاي اجتماعي پربازديد شده که واکنش کاربران را در پيداشته است. او در جشني که براي تعيين جنسيت فرزندش گرفته، وقتي متوجه ميشود که همسرش يک فرزند دختر را باردار است، گريهاش ميگيرد. حالا سوال اين است که اگر متوجه مي شد که فرزندش پسر است، آيا فرقي ميکرد؟ اصلا آيا اين مسئله يعني جنسيت فرزند و اهميت دادن به آن در حالي که افراد نقشي در آن ندارند، اتفاقي درستي است يا آسيبزا خواهد شد؟ به طور کلي، چند سالي است که شاهد پخش تصاوير و ويدئوهايي از جشنهاي بيپايه و اساسي هستيم که علامت سوالهاي زيادي را در ذهن مخاطبان ايجاد ميکنند. اين تصاوير و ويدئوها ظاهرا از مراسم شادي و جشن تهيه شدهاند ولي در بسياري از موارد، اولا دليل درستي براي گرفتن آن جشن وجود ندارد، ثانيا افراد حاضر در آن مراسم اينقدر غرق در ظواهر و مقايسهها ميشوند که احساس صميميت نمي کنند و هيچ لذتي از حضور در آن فضا نميبرند يا حتي ممکن است روابط برخي از زن و شوهرها بعد از اين مراسم به خاطر چشمو همچشمي و مقايسهها دچار آسيب شود. جشنهاي نوين اينستاگرامي که ريشه مشخصي ندارند و با انگيزههاي گوناگون در حال گسترش هستند، ميتوانند آسيبهاي زيادي را براي اشخاص و جامعه به دنبال داشته باشند. در ادامه چند نکته مهم در همين زمينه مطرح ميشود.
اينها ويژگيهاي يک والدين خوب نيست
ممکن است بعضي زنوشوهرها که خود را براي برگزاري چنين مراسمي آماده مي کنند و زحمت و هزينه زيادي را متقبل ميشوند تصورشان اين باشد که چه پدر و مادر شايسته و خوبي هستند که قبل از به دنيا آمدن فرزندشان براي حضور او در زندگيشان جشن گرفتهاند، در حالي که در هيچکدام از منابع علمي و پژوهشهاي معتبر روانشناسي، اين گونه اقدامات و هزينهها به عنوان معيارهاي ارزيابي والدين خوب و موفق ذکر نشده است. بنابراين نميتوانيم بگوييم پدر و مادرهايي که اين جشنها را براي تعيين جنسيت فرزندان خود(در واقع براي دل خودشان) برگزار ميکنند، خيلي پدر و مادرهاي خوبي هستند يا کساني که اين کار را نميکنند، والدين مناسب و موفقي نيستند.
جشنگرفتن براي اتفاقي که نقشي در آن نداريم
البته اگر کمي منصفانه و منتقدانه بخواهيم به اين موضوع نگاه کنيم، ميتوانيم اين اقدامات را به عنوان يک نقطه ضعف قلمداد کنيم چرا که مصداق واقعي «به نام کودک و به کام والدين» است. جنين دوماههاي که هنوز به دنيا نيامده و برايش جشن تعيين جنسيت گرفته ميشود، در واقع وسيلهاي است براي ابراز هيجانات والديني که هيچ نقشي در انتخاب جنسيت وي نداشتهاند. در اين مواقع، اخلاقيترين اقدام ميتواند شکرگزاري و فراگيري مهارتهاي لازم براي مراقبت بهتر از نوزاد و همچنين يادگيري سبکهاي صحيح فرزندپروري باشد که گويا در اين هياهوي بادکنک و کيک و جيغ و هورا و کادو و … گم خواهد شد.
فرزنداني که دستمايه فخرفروشي ميشوند
تا به حال دستاوردهايي از قبيل کارنامه تحصيلي، مدرک زبان، رتبه کنکور، رشته دانشگاهي و مواردي از اين قبيل موجب فخرفروشي برخي از والدين و البته مايه نگراني کارشناسان حوزههاي روان شناسي و جامعهشناسي بود ولي اکنون آسيبهاي نوپديد بيش از آن چه در گذشته وجود داشته، دليل نگراني است و براي کاهش اين آسيبها يک همت ملي مورد نياز است. کودکان معصومي که حتي در بسياري از موارد وجودشان به دليل خودخواهيهاي والدين يا در بعضي از موارد براي کمتر شدن مشکلات زوجين يا بنا به مصالح ديگري رقم خورده است، اين روزها مايه فخرفروشي و تحقق عقدههاي محقق نشده پدر و مادر و بسياري از اهداف خودخواهانه والدين ميشوند و در بزرگ سالي درک اين اتفاقات ،حس ابزار بودن را به افراد القا ميکند و هيچ کس از اين حس لذت نميبرد. يقينا هيچ کدام از کساني که به نظر خودشان اين لطف بزرگ را در حق فرزندان خود انجام ميدهند، به جنبههاي منفي و آسيبهاي تدريجي اين کار چه از حيث فردي و چه از بعد اجتماعي فکر نکردهاند بلکه اهداف و انگيزههاي احساسي، هيجاني و زودگذر در تصميم آنها نقش بيشتري داشته است.
آسيبهاي اجتماعي برگزاري چنين جشنهايي
بسياري از اين رفتارها که به تقليد از ديگر فرهنگها ايجاد شده، حتي در خود آن کشورها هم با اين آبوتاب وجود ندارد و حتي در خانوادههاي تجملگراي اروپايي و آمريکايي هم به ندرت شاهد انتشار تصاوير خصوصي خانوادهها و برگزاري چنين مراسم بدون ريشه و تجملاتي هستيم. البته اين جور چيزها در صفحات اينفلوئنسرها مثل نقلونبات به چشم ميخورد که هدف آنها هم مشخص به نظر ميرسد. از طرفي برگزاري جشنهاي پرهزينهاي به نام جشن طلاق، تاتي، گودباي پمبرز، دندان درآوردن، تعيين جنسيت و … در شرايطي که دغدغههاي توده مردم مسائل معيشتي، اشتغال، بيماريها و آسيبهاي اجتماعي است، نوعي دهنکجي به اين افراد بوده و ميتواند باعث ايجاد و تشديد موجي از سرخوردگي و فشار رواني در افراد شود. البته اين سخن نه تنها به منزله مخالفت با شادي و دورهمي نيست بلکه استفاده از روشهاي منطقيتر و کم آسيبتر مثل دورهميهاي کم حاشيه و صميميتر در مناسبتهاي ملي و فرهنگي و مذهبي که ريشه در تاريخ کهن و غني ايراني دارد، توصيه ميشود. در عين حال که انتخاب سبک زندگي و روش انجام هزينهها و مواردي از اين قبيل، حق خانوادههاست ولي نبايد فراموش کنيم که ما داراي ريشه و اصالتي خاص هستيم و ميطلبد که مباني و اصول اخلاقي و اجتماعي کشوري را که در آن زندگي ميکنيم در همه تصميمات و اقدامات خود مد نظر داشته باشيم.
نويسنده : دکتر حسين محرابي | روان شناس و استاد دانشگاه
