درد دل‌های مامان/ امان از دندان‌دردِ بارداری!

درد دل‌های مامان/ امان از دندان‌دردِ بارداری!

نی‌نی سایت: دردی بدتر از درد دندان نیست مخصوصا در بارداری. چون اگر بارداری باشی شرایط سخت‌تر می‌شود و حق انتخاب نداری یا حداقل انتخابت به 2 یا 3 مورد می‌رسد که آن را هم با ترس و تردید باید انتخاب کنی.
قبل از اقدام به بارداری به همسرم گفتم که بیا اول چکاپ کامل بدهم که اگه بیماری‌ای دارم تا قبل از بارداری درمان شود و با خیال راحت 9 ماه بارداری را سپری کنم؛ ولی همسرم با این جمله:«اونایی که یکهو باردار می‌شن مگه قبلش آزمایش داده بودن که ما بدیم!» من را راضی کرد که  بی‌خیال این موضوع بشوم. بماند که بعد از بارداری فهمیدم تیروئید دارم و دیابت گرفتم و باید از قبل بارداری درمان می‌شدم. اما دندان درد موردی نبود که راحت از آن بگذرم و نیاز به درمان سطحی داشته باشد یا با رژیم و قرص درمانش کنم.
در ماه هفتم دندان درد شدیدی گرفتم، طوری که با باز و بسته شدن دهانم درد بدی را احساس می‌کردم. اطرافیان با این حرف که هر بارداری یک دندان را خراب می‌کند سعی می‌کردند که آرامم کنند ولی درد دندان خیلی بدتر از آنی است که بخواهی تحملش کنی. دکترم گفته بود که اگر دردی داشتی می‌توانی از قرص استامینوفن استفاده کنی ولی من دلم نمی‌آمد قرص بخورم که مبادا آسیبی به پسرم برسد. یک شب به زور همسرم رفتیم به یک دندانپزشکی شبانه و فکر کردم الان مرا راحت پذیرش می‌کنند و به خاطر بارداری‌ام حتما کلی نازم را می‌کشند و لی‌لی به لالایم می‌گذارند! اما سخت در اشتباه بودم چون با ورود من به داخل کلینیک و آگاهی دکتر از اینکه من باردارم مرا پذیرش نکردند و جوری رفتار کردند که خیلی ناراحت شدم. خیلی تند انگار که کار بدی کرده باشم با من برخورد کردند و گفتند که ما نمی‌توانیم کاری کنیم و باید بروی جای دیگر و از این حرف‌ها. نمی‌دانم چه طوری درد را تحمل می‌کردم مخصوصا این که لگدهای پسرم با درد من بیشتر می‌شد و هرازگاهی خنده‌ای هم رو لبم می‌نشست. آن شب با درد زیاد از حال رفتم و به خودم قول دادم که تا آخر بارداری درد را تحمل کنم که مبادا اتفاق بدی برای پسرم بیفتد چون از اتفاقات بدی که برای زنان بارداری که به دندان‌پزشکی رفته بودند، می‌افتاد خیلی شنیده بودم و ترس هم با دندان درد همراهم بود. 
اما چند روز بعد متوجه شدم این درد و این التهاب برای پسرم خطرناک‌تر است و باید حتما دندانم را درست می‌کردم ولی با اصول خودش. با مراجعه به چند بیمارستان متوجه شدم که راه‌های خیلی بهتری برای درمان هست فقط باید یک سری مسائل را رعایت می‌کردم مثل اینکه ترجیحا عکس از دندان نگیرم و اگر نیاز بود حتما با روپوش سربی این کار را انجام بدهم و فقط و فقط پیش متخصص این کار را انجام بدهم که مشکلی برای پسرم ایجاد نشود. البته باید حتما نامه پزشک زنان هم داشته باشم که اجازه درمان به دندانپزشک را بدهد. خلاصه با رعایت این موارد بالاخره درمان دندانم به سرانجام رسید و بعد از مدت‌ها درد و شب بیداری یک خواب راحت بدون درد را تجربه کردم.
امیدوارم بقیه مادران باردار دورانی با آرامش داشته باشند و قبل از بارداری اقدامات لازم را انجام بدهند تا مثل من گرفتار نشوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *