خیانت در روابط؛ زنان بیشتر خیانت می کنند یا مردان؟

اگرچه هنجارهای اجتماعی و روایاتی که صنعت فیلم و سریال به تصویر می‌کشند همواره احتمال خیانت مردان را بیشتر از زنان نشان می‌دهند اما مطالعات نشان می‌دهد که شکاف جنسیتی خیانت، به‌ویژه در بین جوانان در حال کاهش است.

به عنوان مثال، یک مطالعه تحقیقاتی در دانشگاه ایندیانا نشان داد که در میان شرکت کنندگان با میانگین سنی ۳۱ سال تفاوت جنسی قابل توجهی در گزارش خیانت وجود ندارد.  (۲۳ درصد مردان در مقابل ۱۹ درصد زنان). مطالعه دیگری مربوط به سال ۲۰۱۸ نشان داده بود که زنان بین سنین ۱۸ تا ۲۹ سال اندکی بیشتر از مردان همین گروه سنی خیانت می‌کنند (۱۱ درصد در مقابل ۱۰ درصد).

همچنین داده های بیشتر نشان می‌دهد که درصد زنانی که خیانت می‌کنند از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰ تقریبا ۴۰ درصد افزایش یافته است، در حالی که این نرخ در مردان در همان رقم ۲۱ درصد ثابت مانده است.

خیانت در روابط؛ زنان بیشتر خیانت می کنند یا مردان؟

چرا زن ها خیانت می‌کنند؟

زنان در چند دهه گذشته تغییرات زیادی در جوامع ایجاد کرده‌ و تغییرات پایداری به وجود آورده‌اند. اعتماد به نفس زنان در این سال‌ها در مسائل اجتماعی و همچنین روابط جنسی افزایش یافته و بنابراین بیش از قبل به رابطه جنسی می‌پردازند و درست مانند مردان در روابط خود دچار خیانت می‌شوند. این‌طور است که زنان در رابطه با خیانت نه تنها به مردان رسیده‌اند، بلکه از آنها پیشی گرفته‌اند.

خیانت در روابط؛ زنان بیشتر خیانت می کنند یا مردان؟

با آنکه احتمال نشان دادن ضعف در مردان بیشتر از زنان است، اما وقتی از آنها پرسیده شد «آیا تا به حال در یک رابطه متعهدانه خیانت کرده‌اید؟» تقریبا یک پنجم مردان پاسخ دادند: «نه، اما وسوسه شده‌ام.» اما مردان بیشتر از زنان به افراد مختلف به‌طور همزمان خیانت می‌کنند. از سوی دیگر زنان بیشتر احتمال دارد که یک بار خیانت کنند.

با همه این‌ها خیانت همیشه بخش جدایی ناپذیر عشق خواهد بود. اما چرا؟ چرا خیانت می‌کنیم؟ پاسخ زنان و مردان به این سوال تفاوت های چشمگیری دارد.

خیانت در روابط؛ زنان بیشتر خیانت می کنند یا مردان؟

اصلی ترین دلیل خیانت زنان و مردان چیست؟

در نظرسنجی ها شایع ترین دلیل خیانت زنان این بود که «از رابطه‌ام ناراضی بودم» (۵۲ درصد)، پس از آن ابتدا این جمله که «در رابطه‌ام خیلی کم مورد توجه قرار می‌گرفتم» (۳۳ درصد) به عنوان دلیل خیانت ذکر شد و سپس خیلی ساده: «عاشق شدم!»

در مقابل سه دلیل اصلی مردان برای خیانت چنین بود: «جذب یک چیز جدید شدم» (۳۸ درصد)، در جایگاه دوم، «از نظر جنسی جذب شدم» و «یک فرصت به‌طور اتفاقی به وجود آمد» (هر دو ۳۲ درصد)

شاید به نظر کلیشه ای برسد اما ظاهرا درست است: زنان به دلایل احساسی تمایل به خیانت دارند اما مردان به این دلیل که اغلب به‌صورت بسیار کوتاه مدت تسلیم تکانه های فیزیکی می‌شوند.

واسطه ازدواج دختر و پسر شدی؟

دیگه تقریبا همه میدونیم که واسطه ی ازدواج دختر و پسر مجرد شدن، با وجود سختی ها و مشکلاتی که داره، چقدر باعث ثواب و برکت تو زندکی خودمون میشه.
شما هم _حتی اگر مجردین _ واسطه‌ی ازدواج یکی از مجردای اطرافتون بشین و برامون بنویسین یا اسکرین بفرستین که با چه واکنشی مواجه شدین!

اسپری مو در بارداری باعث هیپوسپادیاس می‌شود؟

اسپری مو در بارداری باعث هیپوسپادیاس می‌شود؟

اسپری مو در بارداری باعث هیپوسپادیاس می‌شود؟

بیا نی نی به نقل از سیمرغ: اگر باردار هستید، حتما این مقاله را بخوانید. مطمئنا شما می خواهید یک کودک سالم بدنیا بیاورید و به خاطر همین غذاهای سالم می‌خورید اما شاید ناخواسته کارهایی انجام دهید که به کودک تان آسیب وارد کند.

ممکن است مادر یا مادربزرگ شما در این دوره به شما نصیحت هایی گوشزد کنند. اما دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که اغلب کارهایی که قبلا انجام می داده اید و مضر به نظر نمی رسیدند ممکن است در این دوران خطرساز باشد و به کودک بدنیا نیامده شما آسیب وارد کرده و حتی باعث بروز ناهنجاری‌های مادرزادی شود.

هیپوسپادیاس چیست؟

زمانیکه آلت تناسلی جنین شکل می گیرد، مجاری ادراری از مثانه تا سر آلت پسر امتداد می یابند. در هیپوسپادیاس، مجاری ادراری آن گونه که باید توسعه نمی یابند و ممکن است در میانه تمام شوند و فرد بیمار از زیر آلت تناسلی مجبور به دفع ادرار باشد. در این گونه موارد، نقطه خارج شدن ادرار در کنار مقعد یا کیسه بیضه هم مشاهده شده است. یه همین خاطر پسر بچه‌ای که دچار هیئوسپادیاس باشد، باید از زیر آلت تناسلی اش دفع ادرار کند.

ممکن است این عارضه در سال اول تولد کودک شما بهبود یابد، اما در بسیاری موارد، منجر به مشکلاتی در مجاری ادراری شان می شود و پیامدهایی در زمینه باروری و مسائل جنسی شان خواهند داشت.
 

هیپوسپادیاس و اسپری مو در بارداری

این اسپری‌ها حاوی موادی هستند که عملکرد نرمال سیستم ترشحات هورمونی را مختل می کنند و مستقیما کارایی آلت تناسلی را تحت تاثیر قرار می دهند.

دانشمندان روی 471 نفر از مادرانی که پسرانشان دچار عارضه اختلالت آلت تناسلی شده بودند و 490 نفر از مادرانی که پسران شان سالم بودند تحقیقی انجام دادند.

آنها به این نتیجه رسیدند که درصد بالایی از مادرانی که در سه ماهه اول بارداری شان از اسپری های مو استفاده می کردند پسران شان دچار این عارضه شده بودند. به هر حال، این ریسک در مادرانی که از این محصولات آرایشی استفاده نمی کردند بسیار پایین بوده است.

درست است که این شرایط زندگی آدم ها را تهدید نمی کند،اما پزشکان عقیده دارند که هر گونه عمل جراحی روی پسران کوچک ضربه ای به خود بیمار و والدین اش وارد خواهد کرد. پس بهتر است قبل از ابتلا به این عارضه به فکر پیشگیری از آن باشیم.

اگر شما در سه ماهه اول بارداری تان از این اسپری های مو استفاده کرده اید و حالا ماه های آخر را می گذرانید،نگران نباشید. ابتدا در مورد این بیماری و موارد ابتلا به آن تحقیق کنید، شاید کودک شما مبتلا به این عارضه نشده باشد و شما یک کودک سالم بدنیا بیاورید.
 

درمان هیپوسپادیاس 

این گونه عمل ها بین یک تا چهار ساعت به طول می انجامد، البته بستگی به میزان بیماری شخص دارد.در مواردی که بیماری خفیف باشد تنها کاری که در طول عمل جراحی باید انجام شود این است که پزشکان یک مجرای جدید در نوک آلت تناسلی ایجاد کنند و سوراخ قبلی را ببندند.

در بیشتر موارد،‌ پزشکان درآلت تناسلی بیمار یک لوله می گذارند تا ادرار را از کیسه مثانه خارج و به سمت سوراخ ایجاد شده دفع ادرار ببرد. بعد از عمل جراحی ، آلت تناسلی را با نوار پانسمان کرده و یک IV‌ در بازوی کودک قرار می دهند. کودک تحت نظر قرار می گیرد و پس از مدتی IV‌ را از بازوی کودک بیرون می آورند. کودک باید قبل از مرخص شدن از بیمارستان حداقل یک بار ادرار کند.

اگر کودک شما در حین ادرار کردن درد داشت و گریه می کرد نگران نشوید. این درد تنها دو روز طول میکشد و بعد از آن کودک شما بدون هیچ گونه درد و زحمتی ادرار خواهد کرد.

محققان می گویند خانم هایی که به طور مرتب با مواد شیمیایی اسپری های آرایشی مو در تماس هستند مانند آرایشگرها،کارگان کارخانه‌ها، متخصصان زیبایی یا محققانی که در این زمینه کار می‌کنند در معرض خطرند.

اما محققان به تازگی کشف کرده اند که فولیک اسید می تواند خطر ابتلا به این بیماری را تا 36 درصد کاهش دهد.اگر شما هم قبلا از این اسپری های آرایشی استفاده می کردید،باید پس از مشاوره با پزشک تان فولیک اسید مصرف کنید و از استفاده مجدد از اسپری های مو خودداری کنید.

با پیشرفت هایی که هر روز در علم پزشکی حاصل می شود،دیگر نباید نگران این مسائل باشیم،اما شما که نمیخواهید ریسک کنید و فرزندتان تاوان این ریسک را بدهد؟

چرا داشتن دوست برای کودک مهم است؟

آموزک/ همه ما خواهان خوش‌بختی فرزندان‌مان هستیم، ولی تا چه اندازه در این کار می‌توانیم مؤثر باشیم؟
پیش از هر چیز باید گفت: انسان به شکل یک کاغذ نانوشته به‌دنیا نمی‌آید، این که فرد تا چه‌قدر خوش‌بخت است، تا چهل درصد توسط ژن‌های او آشکار می‌شود. به این ترتیب، برخی از کودکان استعداد بیش‌تری در این زمینه دارند. با این حال، ما نیز از فرزندان‌مان در برابر همه ناملایمات می‌توانیم محافظت کنیم.
عشق و پذیرش
مهم‌ترین چیز در احساس خوش‌بختی این است که بچه احساس کند دیگران دوستش دارند. عشق و پذیرش موجب احساس امنیت می‌شود.
امنیت مهم‌ترین پایه برای خوش‌بختی کودک است، چه اکنون و چه در آینده.
بچه در چهارچوب این امنیت، جرأت می‌کند رفتارهای مختلف را آزمایش کند و این به نوبه خود برای رشد بچه ضروری است. بچه با احساس امنیت می‌آموزد که اگر هم اشتباهی کند، پدر و مادر، او را همچنان دوست خواهند داشت.
روابط پس از مدرسه
اما بچه تنها با حضور در یک خانوادهٔ گرم، خوش‌بخت نمی‌شود, بلکه تماس با دیگران، برای نمونه خویشاوندان، دوستان و همکلاسی‌ها و در آینده همکاران، در این زمینه نقش مهمی دارند. رابطه متقابل و مثبت، به انسان اعتمادبه‌نفس بیش‌تری می‌دهد.
بنابراین ما باید این شانس و امکان را به فرزندمان بدهیم که با دیگران بتوانند رابطه برقرار کنند. همکلاسی‌هایشان را به خانه بیاورند و با بچه‌های خویشاوندان نیز در ارتباط باشند.
رفتار دوستان
با این حال، خوب است که بچه‌ها تشویق به رفتار دوستانه با دیگران شوند. البته تشویق، نه اجبار. پژوهش‌ها نشان داده است که بچه‌هایی که تشویق به دادن اسباب‌بازی به بچه‌های دیگر می‌شوند، خوش‌بخت‌تر از بچه‌هایی هستند که باید به زور اسباب‌بازی خود را در دسترس دیگران بگذارند. علت چیست؟
دلیلش این است که تشویق رابطه را محکم‌تر می‌کند، ولی اجبار خیر.
همچنان که در موارد دیگر صدق می‌کند در این‌باره نیز پدر و مادر الگوی بچه‌های‌شان هستند. پس در عمل به فرزندتان نشان دهید نسبت به دیگران کنجکاوی سالم دارید، به نزدیکان خود وفادارید و دربارهٔ اشتباه‌های کوچک، بسیار سخت‌گیر نیستید.
خوش‌حالی گذرا
یک اسباب‌بازی جالب, لباس زیبا یا چیزهایی از این دست، تا چه اندازه در خوش‌بختی بچه‌ها نقش دارند؟
با وسیله می‌شود کودکان و همچنین بزرگ‌سالان را موقتاً شاد کرد، ولی خوش‌بخت شدن چیز دیگری است. شادی یک احساس است و احساس‌ها کم‌وبیش پایدار نیستند. خوش‌بختی پایدارتر است و از راه خوب بودن با دیگران به‌دست می‌آید.
چند راهکار برای تشویق کودکان به رفتارهای اجتماعی
بگذارید کودک شما تا می‌تواند با بچه‌های دیگر بازی کند؛
نشان دهید که رفتار صادقانه، بامحبت و ملایم بچه، برای شما ارزشمند است؛
با کودک‌تان دربارهٔ رفتارتان با دیگران و چگونگی حل اختلاف با آن‌ها، گفت‌وگو کنید؛
برای کودک توضیح دهید که رفتار ما چه تأثیری روی دیگران می‌تواند داشته باشد. «اگر به آرین تلفنی نگویی که بر خلاف قرارتان نمی‌خواهی پیش او بروی، او غمگین خواهد شد.»
علاقه‌مندی به مسائل اجتماعی را در بچه تشویق کنید. با بچه‌های کمی بزرگ‌تر، درباره مسائل سیاسی گفت‌وگو کنید. به این ترتیب آن‌ها یاد می‌گیرند با شیوهٔ تفکر دیگران آشنا شوند. 

راز خوشحالی دائمی زوج‌های جوان کشف شد!

دلیل خوشحالی دائمی زوج‌های جوان چیست؟
بسیاری از زوجین بر این تصور هستند که مدیریت رابطه عاشقانه کار سختی است.

دلیل خوشحالی دائمی زوج‌های جوان چیست؟ به نقل از مجله دلتا: بسیاری از زوجین بر این تصور هستند که مدیریت رابطه عاشقانه کار سختی است.برای اینکه بتوانید یک رابطه عاشقانه بسازید نیاز به کمی خلاقیت و فکر دارید. این را بدانید که مدیریت رابطه چندان سخت نیست؛ بلکه این انسان‌ها هستند که آن را سخت می‌کنند. 

راز خوشحالی زوج ‌های جوان

اگر شما هم می‌خواهید روابط شاد و خوشحالی داشته باشید تا انتهای مطلب همراه ما باشید.

دلیل خوشحالی دائمی زوج‌های جوان چیست؟

گوش دادن به یکدیگر، راز خوشحالی زوج ‌های جوان

زوجین باید زمان زیادی را به صحبت‌کردن و گفتگو با یکدیگر اختصاص دهند. اگر زمان کافی را به صحبت‌کردن با همسر خود اختصاص ندهید چرا ازدواج کرده‌اید؟ این روزها کمبود صحبت بین زوجین بسیار زیاد است. اگر می‌خواهید رابطه گرمی را داشته باشید بهتر است زمان زیادی را به هم اختصاص دهید.

دلیل خوشحالی دائمی زوج‌های جوان چیست؟

در طول روز ارتباطتان را حفظ کنید

سعی کنید در طول روز از یکدیگر خبر بگیرید و در ارتباط باشید. فکر نکنید که این کار لزومی ندارد. عدم ارتباط در طول روز مانع شکل‌گیری ارتباط صحیح روزانه می‌شود. نیازی به این نیست که چندین ساعت مداوم صحبت کنید. تنها با ارسال پیام‌های متنی کوتاه می‌توانید ارتباط و علاقه خود را زیباتر کنید.

دلیل خوشحالی دائمی زوج‌های جوان چیست؟

انجام فعالیت‌های مشترک، راز خوشحالی زوج ‌های جوان

با گذشت زمان زوج‌های زمان‌های کمتری در کنار هم هستند و میزان کارهای مشترک آن‌ها کاهش می‌یابد. برای این که زوج‌هایی خوشحال باشید باید کارهایی را به صورت مشترک و روزانه با هم انجام دهید. البته این به این منظور نیست که هفت روز هفته را در کنار هم سپری کنید. بلکه زمان‌هایی را برای بودن در کنار هم در نظر بگیرید. 

دلیل خوشحالی دائمی زوج‌های جوان چیست؟

سپاسگزار بودن

زوج‌های خوشحال به طور مرتب برای کارهایی که برایشان انجام می‌دهید از یکدیگر تشکر کرده و قدردان زحمات هم هستند. همه افراد دوست دارند که درک شوند و کارهای آن‌ها دیده شود؛ بنابراین برای تمام کارهایی که به‌صورت روزانه انجام می‌دهید از یکدیگر سپاسگزاری کرده و قدردانی کنید.

دلیل خوشحالی دائمی زوج‌های جوان چیست؟

گفتن جملات شیرین درباره یکدیگر، راز خوشحالی زوج ‌های جوان

افراد دوست دارند که از آن‌ها تعریف شود و دلشان می‌خواهد از صمیم قلب احساس خوبی نسبت به خودشان داشته باشند. با گفتن جملاتی مانند چقدر زیبا هستی یا با این لباس فوق‌العاده به نظر می‌رسی می‌توانید او را خوشحال کنید.

دلیل خوشحالی دائمی زوج‌های جوان چیست؟

نیازهای همسرتان را در اولویت قرار دهید

امروزه اکثر افراد به دنبال منافع شخصی خود هستند و دلشان می‌خواهد از هر چیزی نفع شخصی برده و بهتر از دیگران باشند. این رویکرد در زندگی مشترک بسیار مخرب است. سعی کنید به نیازهای یکدیگر توجه کنید و در صورت امکان نیاز همسرتان را در اولویت قرار دهید.

روایت زنی که مرگ را دست انداخت

حتماً دیده و شنیده‌اید که وقتی پیکر شهیدی تفحص می‌شود، یا از منطقهٔ جنگی شهیدی را می‌آورند که دچار نقص عضو است، آن را شبیه پیکر کامل درست می‌کنند. بنیان‌گذار این کار خانم «نصرت بسیطی» معروف به «خواهر بسیطی» بوده است. او از همان روزهای ابتدای جنگ، پیکر شهدا را با پنبه و تکه‌های پارچه کامل می‌کرد که وقتی خانواده‌ها با پیکر شهیدشان مواجه می‌شوند وحشت نکنند.

ماجرای خواهر بسیطی را باید از روز حملهٔ بعثی‌ها بعد از سقوط قصر شیرین پی گرفت. مردم، شهر را تخلیه کرده بودند. اما «نصرت» همراه بیست نفر دیگر در شهر ماند تا از آب و خاکش دفاع کند. آنها توانستند لشکر دوازده عراق را که حدود ده هزار نفر نیرو داشت شکست دهند. خواهر بسیطی، قلب تپنده و هستهٔ اصلی این نبرد بود که دوشادوش مردان اسلحه به دست گرفت و جنگید.

قهرمان، نیاز جامعه‌های مختلف است. خصوصاً جوامعی که بافت جمعیتی جوان‌تری دارند، این نیاز را بیشتر و پررنگ‌تر حس می‌کنند. اگر قهرمان‌های اصیل و ارزشمند معرفی نشوند، جوانان و نوجوانان ناگزیر به سمت قهرمان‌های پوشالی و ضدارزش می‌روند که جوامع دیگر به فرهنگ ما تزریق و به فرزندان‌مان معرفی می‌کنند.

با کامران جاهدی، سازندهٔ مستند «تفنگ برادرم» به گفت‌وگو نشستیم. او برگی از تاریخ جنگ و قهرمانان کشور را در فیلمش روایت کرده که از آن حذف شده بود. کسی که سبک خودش را در فیلمسازی دارد و «مصطفی رزاق‌کریمی» (کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس نام‌آشنای ایرانی) درباره‌اش می‌گوید: «قُدتر از آن است که ادای کسی را دربیاورد!».

او ۲۰ سال است که در سینما به عنوان تدوینگر فعالیت می‌کند. معمولاً موضوعاتی را تدوین می‌کند که دغدغهٔ شخصی‌اش باشد. متولد استان کرمانشاه است. جایی که هنوز خط و خش جنگ بر چهره‌اش جا مانده. مسیر فیلمسازی جاهدی، خودآگاه و ناخودآگاه از سینمای جنگ می‌گذرد.گفت‌وگوی ما را با او بخوانید.

 

مردم حلبچه میهمان‌مان بودند

وقتی حلبچه بمباران شد، مردم حلبچه بزرگ‌ترین اردوگاه‌شان را در شهرستان «سنقر کلیایی» زدند؛ جایی که زادگاه کامران جاهدی بود. در ۵-۶ ماهی که ساخت اردوگاه طول کشید، این مردم در خانه‌های اهالی شهر بودند. چند خانواده در خانهٔ پدر جاهدی زندگی می‌کردند. میزبانان نمی‌دانستند مهمانان‌شان شیمیایی شده‌اند. با بچه‌هایشان بازی می‌کردند.

دلیل اینکه بیشتر موهای جاهدی سفید شده، با اینکه ۴۰ سال هم ندارد، همین عوارض است. در ۱۶سالگی موهای او رو به سفید شدن رفت. الان در حلبچه هم‌نسلان او هم اکثراً موهایشان جوگندمی است. البته ناگفته نماند؛ مقدار زیادی از موهای او در فرآیند تولید مستند «تفنگ برادرم» سفید شد… مستندی که برای تولید و پخش آن مثل یک رزمندهٔ خط مقدم، جنگید.

جاهدی هنرمندی متعهد و کاربلد است، اما بهانهٔ اینکه سراغ او رفتیم، یافتن شخصیت کم‌نظیری مثل «نصرت بسیطی» و پرداختن به اوست.

خواهر بسیطی، قهرمان‌ترین زن دفاع مقدس

خواهر بسیطی دو سابقه پیش جاهدی دارد. جاهدی پسرعمویی داشته از فرماندهان جنگ، به نام «شهید خسرو جاهدی». ایشان جانباز بود و ۱۰ سال پیش شهید شد. او هم‌رزم خواهر بسیطی و حسین (برادرش) بود: «بچه که بودیم خیلی برایمان از این دو نفر تعریف می‌کرد. اما این‌ها یادم رفت تا جنگ داعش. آن موقع دخترهای کوبانی خیلی سر زبان‌ها افتادند. برایم سؤال شد که آیا ما در دفاع مقدس چنین زنانی داشته‌ایم که اسلحه به دست بگیرند یا زنان فقط پشت جبهه کمک می‌کردند؟».

جاهدی شروع به پژوهش می‌کند و مسیرهای متعددی را می‌رود. او می‌گوید: «دلیرترین، شاخص‌ترین و قهرمان‌ترین زن تاریخ دفاع مقدس، خواهر بسیطی است. ولی ایشان را به دلیل پایانی که با شایعات برایش رقم زدند (روایتش در فیلم می‌آید) از تاریخ حذف کرده بودند.».

تهمت و تخریب به جرم شجاعت و دلاوری

وجود خواهربسیطی، به عنوان زنی دلاور و شجاع، بزدلی عده‌ای دیگر را بیشتر به چشم می‌آورد. مثلاً وقتی بمباران می‌شد، آن‌ها می‌ترسیدند، جیغ می‌کشیدند و پنهان می‌شدند. اما خواهر بسیطی می‌گشت ببیند بمب کجا افتاده تا برود به داد مردم برسد. این رفتار خواهر بسیطی آنها را بسیار آزار می‌داد و برایشان قابل هضم نبود که یک زن این‌طور دلاوری کند. بعد از دوران جنگ هم به شیوه‌ای دیگر. »

 

شیرزنی از دل شاهنامه

در سال‌های آغازین جنگ شهید چمران به خانم نواب صفوی می‌گوید: «شیرزنی در گیلانغرب هست که گویی از شاهنامه آمده! آدم این زمانه نیست.». خانم نواب صفوی به پیشنهاد شهید چمران از تهران به گیلانغرب می‌رود تا از خواهر بسیطی گزارش بگیرد. عکس‌هایی که از ایشان وجود دارد خانم نواب صفوی گرفته. خانم نواب صفوی تعریف می‌کند موشک که می‌آمد، همه می‌خوابیدند. او ایستاده نگاه می‌کرد. ایشان می‌گفت «خواهر بسیطی مرگ را دست می‌انداخت.». خیلی از ما به زبان می‌گوییم عمر دست خداست. ولی عدهٔ کمی به این جمله باور واقعی دارند. کسانی مثل خواهر بسیطی…

قهرمان بود. صلابت داشت. مجلهٔ زن روز عکسش را روی جلد کار کرده و تیتر زده بود: «زنی به استقامت کوه».

زنی که مردها از او حساب می‌بردند

سردار اکرم حیدری (دوست حسین و فرماندهٔ سابق سپاه قصرشیرین) نقل می‌کند «کل جبهه از حسین حساب می‌بردند، ولی وقتی خواهر بسیطی با عصبانیت حسین را صدا می‌زد، حسین به خود می‌لرزید.». بسیار با جذبه و قوی بود.

برای پیکر شهدا احترام بسیاری قائل بود. در تنهایی خودش و نبود خانواده‌های شهدا، بالای سر پیکرشان نوحه‌خوانی و مویه می‌کرد و اشک می‌ریخت. جنازهٔ شهدا ۶ ماه در بازی‌دراز مانده بود. مردها جرأت نمی‌کردند بروند بیاورند. چون تک‌تیراندازهای عراقی می‌زدند. از اینکه پیکر شهدا در معرض آسیب بود غصه می‌خورد. خودش رفت جنازه‌ها را آورد. فقط کار خودش بود. می‌گفت «مرگ و زندگی دست خداست. اگر اینجا تیر بخورم، لابد عمرم باید همین جا تمام می‌شده.». جنازهٔ مرد ۱۰۰کیلویی را بر دوشش می‌گذاشت و از کوه پایین می‌آورد. دوستش می‌گوید او برای شهدا خواهری می‌کرد.

جاهدی معتقد است «او یک آدم خدایی بود. فیلم من حق مطلب را ادا نکرده. دربارهٔ او باید لااقل یک سریال ۳۶ قسمتی با بهترین امکانات ساخته شود.».

ژزنی با مرام مولا علی علیه‌السلام

خواهر بسیطی به عرفان رسیده بود. مرگ را تحقیر می‌کرد. کتاب نهج‌البلاغه تنها چیزی بود که همیشه همراهش بود. به محض اینکه بی‌کار می‌شد نهج‌البلاغه می‌خواند. مرام و منش او هم بسیار علی‌وار بود. کارگردان مستند «تفنگ برادرم» به نقل از رئیس بنیاد شهید می‌گوید «ندیدیم هیچ ماهی حقوقش برای خودش بماند. تمامش را برای بچه‌های شهدا لباس، اسباب‌بازی و خوراکی می‌خرید. تا آخر عمر تنها درآمدش حقوق برادرش (حسین) بود.».

بسیاری از سوره‌های قرآن را از بر داشت. همان زمان شاه، برای خانم‌های محله کلاس قرآن می‌گذاشت. زن‌های بی‌سواد گیلانغرب را قرآن‌خوان کرده بود.

در آسمان‌ها سیر می‌کرد. طبع شعر داشت. وقتی نماز را بر پیکر حسین خواند، بدون اینکه گریه کند،‌ فی‌البداهه شعری سوزناک و زینب‌وار گفت: «همچون گل آفتابگردان رو به آفتابم کنید، اما خانهٔ تنها برادرم را نشانم دهید.» (ترجمهٔ فارسی شعر کردی). بر پیکر شهدای دیگر مویه می‌کرد. ولی برای برادرش در تنهایی گریست.

خواهر بسیطی وقف وطن بود

حجابش همیشه کامل بود. شرایط جنگی شوخی‌بردار نیست. فقط هنگام عملیات چادر از سر برمی‌داشت. در شرایط غیرجنگی بدون چادر دیده نمی‌شد.

خواهر بسیطی خودش را وقف وطن کرد و از آرزوهای زمینی‌اش دست شست. پذیرش قطع‌نامهٔ ۵۹۸ و پایان جنگ برای او و بسیاری دیگر از رزمندگان بسیار سخت و دردناک بود. یکی از دوستان خواهر بسیطی در مستند «تفنگ برادرم» می‌گوید «نصرت همان روز مرد.». چون هنوز تقاص خون حسین و شهدای دیگر را نگرفته بود. جنگ، آنها را به خدا نزدیک کرده بود.

جاهدی می‌گوید: «در مستندم تا جایی که سند بوده، روایت کرده‌ام. وگرنه از رشادت‌های خواهر بسیطی روایت‌هایی هست که آدم را یاد فیلم‌های هالیودی می‌اندازد.».

او به راستی سرباز وطن بود

او قطعاً جانباز اعصاب و روان بوده و شهید محسوب می‌شود. کسی که هشت سال تکه‌های بدن شهدا را جمع کند و وصله و پینه کند، روح و روانش سالم نمی‌ماند. از طرفی دیگر  قلب او را شکستند. شهادت حسین و فوت مادرش، برایش زخم بود.

 او قبل از جنگ در اداره‌ای، شغل اداری داشت. جنگ که شد ۸ سال اسلحه به دست گرفت. به عنوان یک زن قهرمان و باصلابت از زادگاهش پاسداری کرد و همه جور فداکاری از خودش نشان داد. 

اولین کسی که سر مزار خواهر بسیطی رفت، همان دوستش بود که در مستند گریه و مویه می‌کرد. هیچ کدام از دوستان و نزدیکانش خبر نداشتند او کجا دفن شده…

بازخوردهای پخش مستند «تفنگ برادرم»

خیلی از جوانان بعد از دیدن مستند خواهر بسیطی به جاهدی پیام دادند که: «کیف کردیم! عجب قهرمانی!». دختران دبیرستانی پیغام داده بودند که چقدر لذت برده‌اند و از این قهرمان خوششان آمده. چندین پزشک که اعتقادات سیاسی متفاوتی هم داشتند با واسطه‌ای پیغام دادند که «عجب یَلی! این شیرزن را از کجا پیدا کردی؟».

رئیس وقتِ مرکز سیمای استان‌ها وقتی فیلم را دید گفت «آقای جاهدی، ما توقع داشتیم برای ایشان یک زیارتگاه بسازید! و حداقل دو سه اتوبوس زائر به آنجا ببرید!». البته کار مستندساز این نیست. او فیلم داستانی نساخته است. مستند ساخته و سعی کرده عین واقعیت را برای مخاطب دراماتیزه کند.

جاهدی می‌گوید: «مدتی بعد از این تماس، یکی از مسئولان محلی «کوزران» (جایی که خواهر بسیطی دفن شده) با من تماس گرفت و گفت «از وقتی فیلم شما در شبکهٔ مستند پخش شده تا امروز بیش از ۷۰۰-۸۰۰ زائر برای زیارت مزار خواهر بسیطی آمده‌اند. قبرش تبدیل به زیارتگاه شده. آن‌قدر جمعیت زیاد شده می‌خواهیم برای رفاه زائران سایه‌بان بزنیم. بقالی روستا می‌گوید زائرانی که می‌آیند تمام اجناس مغازه‌ام را خریده‌اند و باید اجناس بیشتری بیاورم».

عذاب‌وجدان جمعی به شهر وارد شده. مردم گیلانغرب بعد از پخش مستند، اتوبوس اتوبوس می‌روند سر خاک خواهر بسیطی و از او حلالیت می‌طلبند؛ که «به عنوان یک همشهری که از تو غافل شدم؛ من را حلال کن!».

این تأثیر سینمای شریف مستند است. مستندی به نام «تفنگ برادرم»، قهرمانی مثل خواهر بسیطی را که سال‌ها به دست فراموشی سپرده شده بود، در حد یک قدیس بالا می‌برد.

و البته تأثیر یک پخش تلویزیونی، نه‌تنها در جغرافیای استان، که در کل کشور. جاهدی می‌گوید: «از بسیاری از شهرها پیام تشکر دریافت کردم. بدون اینکه حرف مستقیمی به مخاطب بزنم، پیام‌هایی را به او منتقل کردم که با جهان‌بینی خودش آنها را درک کرده و از آنها اثر پذیرفته.».

هدف سینما، اثرگذاری است

پایان فیلم تلخ است و البته غافلگیرکننده. در حالی که مشتاقانه منتظری تا خواهر بسیطی جایی از قصه، جلوی دوربین قرار بگیرد و از خودش و آنچه بر او گذشته بگوید، ناگهان چشمت روی مزار محقر و ساده‌اش قفل می‌شود. شاید اگر جاهدی فیلمساز جسوری نبود، پایان فیلم را نمی‌ساخت. اما او از واقعیت، هرچند تلخ، نترسید. او می‌گوید: «در سینمای مستند ما به بیننده سیلی می‌زنیم. بیدارش می‌کنیم. قرار نیست رؤیا برایش بگوییم. دوست دارم به بیننده قهرمان نشان بدهم تا احساس غرور کند. ولی او را به رؤیا نمی‌بریم و دروغ نمی‌گویم.».

راست می‌گوید. طرف اگر خیلی آدم بی‌خیالی باشد، وقتی این فیلم را می‌بیند دست‌کم تا دو روز به آن فکر می‌کند. اگر آدم عمیقی باشد، هرگز از یادش نمی‌رود و مدام آن را با خودش مرور می‌کند. این اثر عمیقی بر روح و روان مخاطب می‌گذارد. یعنی فیلمساز به هدفی که داشته رسیده است: اثرگذاری. جاهدی می‌گوید: «هیچ چیز به اندازهٔ تأثیرگذاری بر مخاطب برایم جذاب نیست.».

کاش بگذارند کارمان را بکنیم!

کارگردان «تفنگ برادرم» اکنون نگران ادامهٔ راه خود به عنوان فیلمساز است. به بیان او: «فیلم «تفنگ برادرم» یک موجود زنده است که دارد راه خودش را می‌رود. کار من به عنوان خالق تمام شده. «تفنگ برادرم» برگی از تاریخ است و به آن افتخار می‌کنم. الان نگران فیلم بعدی‌ام هستم.

نگرانی بعدی‌ام بحث مجوزها و هزینه‌های فیلمسازی است. اینکه بعضی مسئولین بی‌ربط فرهنگی اجازه می‌دهند کارمان را انجام بدهیم یا نه.».

قهرمان برای جامعهٔ امروز ما حیاتی است

نسل جوان قهرمان را دوست دارد. قهرمان ایرانی را که از خون خودشان است بیشتر دوست دارند. جاهدی در مستندش یک قهرمان به مخاطب معرفی می‌کند. خودش هم قهرمان دوست دارد و دوست دارد به مخاطبش حس غرور بدهد تا لذت ببرد. قهرمان، سال‌هاست که دغدغهٔ اوست و با روحش عجین شده. طوری که حتی اگر فیلم چند ثانیه‌ای هم بسازد، قهرمان خواهد داشت. این در وجود جاهدی است. چون با شاهنامه بزرگ شده. در جنگ قد کشیده. ارزش قهرمان و شهید را می‌داند. می‌فهمد آب و خاک یعنی چه. می‌فهمد خانه یعنی چه. می‌داند اینکه بمباران شود و مجبور شوی از خانه‌ات فرار کنی یعنی چه. اما الان چنین مفاهیم ارزشمندی بعضاً به کسانی سپرده می‌شود که متأسفانه درکش نکرده‌اند.

جاهدی می‌گوید: «قهرمان خصوصاً برای نسل امروز مسألهٔ واجب و لازمی است. چون درست به آن نمی‌پردازیم و قهرمان‌های واقعی را معرفی و تبیین نمی‌کنیم، با همین ابزار به ما حمله می‌کنند. روحیهٔ جوان و نوجوان امروز، یک ابرقهرمان واقعی مثل خواهر بسیطی را می‌طلبد. وقتی چنین قهرمانی را به او معرفی نمی‌کنیم، می‌رود سراغ قهرمان‌های پوشالی هالیوودی.».

رسانه می‌تواند دلاوری را هم مُد کند

فکرش را بکنید معرفی قهرمان‌هایی مثل خواهر بسیطی در قاب رسانه چه نقشی می‌تواند در هویت‌یابی زنان امروز داشته باشد. این کارگردان سینمای مستند معتقد است: «احترام، احترام می‌آورد. عزت، عزت می‌آورد. وقتی مردم شاهد احترام و عزت قائل شدن برای زنی باشند که قهرمانی و دلاوری کرده، باعث می‌شود افراد بیشتری راه او را بروند.». جاهدی در مستندش بحثی از حجاب نمی‌کند. ولی قهرمانش یک بانوی محجبه است. این به هر حال تأثیر خودش را دارد.

دههٔ هفتاد سریالی پخش می‌شد که دختر نقش اول آن چادری بود. بسیاری از دختران به تقلید از او چادری شدند. جاهدی می‌گوید: «این اثر رسانه است. همان‌طور که می‌تواند مثل امروز، تیپ‌های ناهنجار را مد کند، زمانی هم چادر را مد می‌کرد. مهم است که ما عزت قائل شویم و در قالب خوشایندی الگوی مناسب را معرفی کنیم.».

قهرمان باید دغدغه باشد، نه شعار

بعضی از مسئولان فرهنگی ما مقولهٔ قهرمان را فراموش کرده‌اند. شعارش را می‌دهند ولی در دستور کارشان نیست.  این فیلم دو جایزه گرفت.

جاهدی با اشاره به این مسائل می‌گوید: «امروز مسأله اثر نیست. مسأله این است که چه کسی در چه تیمی است. قهرمان موضوع بسیار حیاتی و پراهمیتی است. ولی متأسفانه بعضی از مسئولین فرهنگی ما کاربلد نیستند. یا افرادی که کاربلد نیستند مسئول فرهنگی شده‌اند. در حوزهٔ قهرمانی یک جریان باید کار کند، نه یک نفر.».

اگر کسی بخواهد فیلمساز شود شرایط برایش سخت مهیا می‌شود (مجوز، حمایت مالی و…). کامران جاهدی در ساخت مستند «تفنگ برادرم» سختی بسیاری کشیده و بدهی سنگینی برای ساخت آن بالا آورده است. ولی تلاش کرده که به بهترین شکل آن را بسازد.

دغدغه‌ام امنیت است

کسی از جاهدی نخواسته و حمایتش هم نکرده که مستند خواهر بسیطی را بسازد. او بر اساس اعتقاد شخصی‌اش کار می‌کند. نوع تربیت و زیستش او را این‌طور ساخته که به مردم قهرمان بدهد و داشته‌های وطن را برایشان دراماتیزه کند.

دغدغهٔ او امنیت است. چون طعم ناامنی را چشیده است. او تا امروز کاری را که از دستش برمی‌آمده برای نشان دادن اهمیت امنیت انجام داده است. مدت‌هاست که دربارهٔ آسیب‌های اجتماعی پژوهش می‌کند. ۷-۶ سال است که دربارهٔ حوادث منطقه فیلم می‌سازد. ۲۰ سال است که دربارهٔ وطن کار می‌کند. اما عده‌ای از آنهایی که باید کارها را برای مردم پخش می‌کردند و از فیلمسازان متعهد حمایت می‌کردند، کارشان را درست انجام نداده‌اند. شاید چون درکی از فیلم ندارند. فیلمساز کف جامعه است و مردم را می‌فهمد.

مردم باید واقعیت‌های جنگ را بدانند

اگر اصرار، پیگیری و پایمردی جاهدی نبود و اگر فردی مثل «محسن یزدی» مدیر شبکهٔ مستند نبود، مستند «تفنگ برادرم» آرشیو می‌شد. چون عده‌ای برداشت‌شان این بود که فیلم در تخریب فرهنگ ایثار و شهادت است. در حالی که آقای سرهنگی (مشاور رهبر معظم انقلاب) گفتند «حضرت آقا به ما تأکید کرده‌اند که الان وقتش است مردم واقعیت‌های جنگ را بدانند.». این نگاه رهبر معظم انقلاب است. اما بعضی مدیران کارنابلد، خیلی راحت می‌گویند «فیلم آرشیو شود!». جاهدی برای پخش این مستند جنگیده است. او می‌گوید: «مستندهایی را با ماه‌ها کار پژوهشی و زحمت بسیار ساختم که بدون هیچ بحثی در جشنوارهٔ حقیقت پذیرفته شدند. ولی تلویزیون آنها را آرشیو می‌کند و به پخش نمی‌رسد. این‌ها را مردم باید ببینند.».

حرف داشتم که وارد کار سینما شدم

درد دل‌های جاهدی در حوزهٔ سینما را شنیدم. حرف حساب جواب ندارد. اما کاش مسئولان مربوط، چاره‌ای برایش بیندیشند: «به نظرم به عنوان یک فیلمساز سهم خودم را در حوزهٔ اجتماعی و جنگ انجام داده‌ام. ولی آنتن دست من نیست. ضمن اینکه در فرآیند تولید، حمایتی که لازم است از ما نمی‌شود. مدام سنگ‌اندازی می‌کنند. کاری کرده‌اند که حتی معیشت‌مان دچار مشکل شده است. نمی‌گویم به ما دلار بدهید. شرایط فیلمسازی را برایمان آسان‌تر کنید که کمتر برای دستمزد عوامل قرض کنیم. الان دو سال است که از تخصصم یک ریال درآمد نداشته‌ام!

این بی‌مهری ناراحتم می‌کند. نمی‌گذارند حرف‌مان را بزنیم. از هر چیزی می‌خواهیم فیلم بسازیم، می‌گویند الان وقتش نیست. من هم می‌توانم بروم تاجر و بازاری شوم. وقتی به سینما آمده‌ام، یعنی حرف دارم. اگر نتوانم حرفم را بزنم، ماندنم فایده‌ای ندارد.».

سخن آخر…

کامران جاهدی فیلمی ساخته که یک قهرمان فراموش‌شده را معرفی کرده و قبرش تبدیل به زیارتگاه شده است. فیلم «تفنگ برادرم» باعث ایجاد اشتغال و بهبود معیشت مردم یک روستا شده. چه فیلمی چنین تأثیری داشته؟ دیگر چه چیزی از یک فیلم می‌خواهیم؟

جاهدی به عنوان آخرین سخن می‌گوید: «امیدوارم جنبهٔ مثبت قضایایی که امروز در کشور پیش آمده این باشد که بفهمیم چه کسی از مردم است و برای آنها کار می‌کند.

نسل جوان معطل ما نمی‌ماند که وقتی به میان‌سالی رسید از خواب بیدار شویم و به او قهرمان بدهیم. از کرهٔ جنوبی قهرمان انتخاب می‌کند و رفته رفته ظاهر و سبک زندگی آنها را تقلید می‌کند.».

دفع انرژی منفی با این گیاهان آپارتمانی

دلتا/ تعدادی از گیاهان وجود دارند که می‌توانند ارتعاش و تاثیر مثبت در خانه ایجاد کنند و انرژی مثبتی را در فضای منزل جریان دهند.
بعضی از گیاهان آپارتمانی می‌توانند انرژی منفی خانه را از بین ببرند و حس کاملا خوب و تازه‌ای را در فضای منزل ایجاد کنند. در این مطلب به معرفی گیاهان آپارتمانی دارای انرژی مثبت در منزل می‌پردازیم.
گیاهان آپارتمانی دارای انرژی مثبت در منزل
حضور گیاهان آپارتمانی در منزل حس شادابی و سرزندگی به همراه دارد و خانه را سرشار از انرژی مثبت می‌کند.
گیاه پول
وجود این گیاه در خانه مواد شیمیایی موجود در وسایل منزل را به خود جذب می‌کند. همچنین این گیاه باعث می‌شود سطح استرس و اضطراب در خانه کاهش یافته و انرژی منفی آن دفع شود.
سوسن صلح از گیاهان آپارتمانی دارای انرژی مثبت در منزل
این گیاه آپارتمانی کیفیت هوای داخل خانه را بهبود می‌بخشد. همچنین این گیاه احتمال ابتلا به آسم و سردرد را نیز کاهش داده و برای سلامتی مفید است. علاوه بر این‌ها این گیاه بسیار زیبا است و رایحه بی‌نظیری دارد و جذابیت زیادی به خانه شما می‌دهد. 
گیاه ارکیده
این گیاه ظاهر بسیار زیبایی دارد و انرژی مثبت زیادی را در خانه شما ایجاد می‌کند. گیاه ارکیده به نگهداری و رطوبت کمی نیاز دارد. عطر و بوی دلپذیر این گیاه خانه شما را عطرآگین کرده و روحیه ساکنین خانه را به‌شدت بالا می‌برد.
مریم گلی از گیاهان آپارتمانی دارای انرژی مثبت در منزل
یکی از گیاهان آپارتمانی که انرژی مثبت دارد مریم گلی است. مریم گلی خواص پاکسازی فوق العاده‌ای دارد و احساسات منفی مانند عصبانیت و ترس را از بین می‌برد. این گیاه آپارتمانی جریانی از انرژی مثبت را در خانه شما به‌راه می‌اندازد همچنین خواص درمانی بی‌شماری نیز دارد.
اکالیپتوس از گیاهان آپارتمانی دارای انرژی مثبت در منزل
این گیاه آپارتمانی جزو گیاهان تصفیه کننده هوا محسوب می‌شود. کالیپتوس رایحه‌ای دارد که برای شما خوشایند است و حشرات موذی را از خود دور می‌کند.همچنین این گیاه انرژی‌های منفی خانه را از بین برده و کیفیت خوابتان را بهتر می‌کند.
کاکتوس
کاکتوس‌ها گیاهان بسیار زیبایی هستند که نیازی به مراقبت زیاد نداشته و نگهداری آن‌ها بسیار آسان است. این گیاهان احساسات منفی شما را جذب کرده و باعث می‌شود تاریکی‌ها و رنج‌های شما کم شود. کاکتوس‌ها انرژی منفی الکترومغناطیسی دستگاه‌های برقی شما را جذب می‌کنند

مردان از زنان چه می‌خواهند؟

دلتا/ اگر زنان شناخت کافی نسبت به مردان نداشته باشند باعث می‌شود که احساس کنند که مردان نسبت به آن‌ها بی‌توجهی می‌کنند. در این مطلب از مجله اینترنتی دلتا به بیان خواسته های مردان از زنان می‌پردازیم.
خواسته های مردان از زنان
نیازها و خواسته‌های مردان و زنان با هم تفاوت دارد. این موضع اگر به درستی مدیریت نشود باعث ایجاد اختلاف بین زنان و مردان می‌شود.
داشتن بلوغ عاطفی
یکی از خصوصیاتی که آقایان به شدت از آن متنفر هستند نداشتن بلوغ عاطفی است. زنانی که در مواقع سخت نمی‌توانند تصمیمات درستی بگیرند برای ازدواج مناسب نیستند. اگر مردان با زن نابالغ ازدواج کنند، رنج زیادی می‌برند. پس ازدواج با دختری که پخته نیست و تجربه سختی ندارد، اشتباه است.
خواسته های مردان از زنان، ظاهر زیبا
زیبایی ظاهری از نظر هر شخصی متفاوت است. مردان به خصوصیات فیزیکی و ظاهری زنان توجه زیادی دارند. بهتر است زنان همواره به ظاهر خود رسیدگی کنند. مردان زنان شلخته را دوست ندارند.
دلسوز و مهربان
با توجه به فشارهای اقتصادی موجود در زندگی مردان زنانی دلسوز می‌خواهند. خواسته مردان این است که زنان نسبت به زندگی و فرزندان دلسوز و مهربان باشند. آن‌ها می‌خواهند در شرایط سخت با دلسوزی در کنار آن‌ها باشید. با افزایش محبت بین زوجین زندگی رنگ بهتری به خود می‌گیرد.
خواسته های مردان از زنان، مادر خوب بودن
مردان از همسر خود انتظار دارند که مادر خوبی باشند. حتی در صورتی که شاغل بودن نیز وظیفه مادری خود را به خوبی انجام دهید. مردان می‌خواهند همسرشان از تمامی جهت‌ها به فرزندان توجه کنند. مدیریت خانه بر عهده زنان است و این مدیریت به بهترین شکل انجام می‌شود.
اجتماعی بودن
از نظر مردان، زنانی که در گفت‌وگوهای خانوادگی و معاشرت ماهر هستند، جذاب‌تر هستند. مردان از زنان منزوی و گوشه‌گیر بیزار هستند. مردان دوست دارند همسرشان فردی سرزنده و اجتماعی بوده و به‌راحتی با دیگران ارتباط برقرار کنند. برای اینکه روابط عاطفی خوبی داشته باشید به مطلب نشانه‌های عشق واقعی در رابطه که قطعا نمی‌دانید سر بزنید.
خواسته های مردان از زنان، دلگرم کننده و مثبت اندیش بودن
در زندگی ما اتفاقات زیادی رخ می‌دهد. این اتفاقات ممکن است بسیار ناراحت کننده باشند. بنابراین داشتن فردی که باعث دگرمی شما شود کمک می‌کند تا موانع را به‌راحتی پشت سر بگذارید. مردان زنانی را که همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینند و مدام غر می‌زنند را دوست ندارند. مردان از زنان توقع رفتاری دلگرم‌کننده دارند.
همسر شاغل
مردان زنانی را می‌خواهند که بتوانند روی او حساب کنند. البته هدف آن‌ها به‌دست آوردن پول زنان نیست. بلکه با توجه به شرایط کنونی جامعه نیاز است که زن و مرد برای داشتن زندگی مرفه و شاد در با یکدیگر مشارکت کنند.
خواسته های مردان از زنان، سلامتی و اعتماد به نفس
مردان به دنبال زنی هستند که سلامتی روحی و جسمی خوبی داشته باشد. در واقع زنانی را دوست دارند که نگران سلامتی خود هستند و افرادی پویا و پرتحرک بوده و برای سلامتی خود تلاش می‌کنند.