بدغذایی در کودکان نگران‌کننده است؟

تغذیه کودکان یکی از دغدغه‌های بزرگ والدین است؛ آن‌ها اغلب انتظار دارند که کودکشان همه غذاها را با میل بخورد اما حقیقت این است که غذا خوردن کودکان غیرقابل‌پیش‌بینی است. کودکان، یک روز ممکن است کم‌غذا بخورند، روز دیگر خوب و کامل غذا بخورند و یک روز هم شاید لب به غذا نزنند! عادات غذایی غیرقابل‌پیش‌بینی کودکان تا حدی طبیعی است اما گاهی همان یک روز بدغذا خوردن یا غذا نخوردن کودک، والدین را نگران می‌کند و آنها اغلب می‌پرسند که آیا بدغذایی کودک تأثیری در رشد او دارد یا خیر؟ دکتر عاتکه موسوی، متخصص تغذیه در گفت‌وگو با خبرنگار بیا نی نی به این سؤال پاسخ می‌دهد.

بدغذایی در کودکان نگران‌کننده است؟

کودکان باید متناسب با نمودار رشد پیش بروند

دکتر موسوی می گوید:«تفاوت رشد در سنین دبستان با دوران بلوغ متفاوت است و هورمون‌های بدن در سنین مختلف دچار تغییر و تحول می‌شود؛ این تغییر و تحول به این شکل است که ما از بچه 3 تا 10 سال، نباید انتظار رشد قد و وزن زیادی داشته باشیم؛ البته کودکان در این سن باید متناسب با نمودار رشدشان پیش بروند.» این متخصص تغذیه ادامه می‌دهد: «متأسفانه ما در حال حاضر با مشکل اضافه‌وزن در کودکان مواجه هستیم لذا والدین یا پایش سلامت در مهد، مدرسه یا مرکز بهداشت باید نمودار رشد کودک را ارزیابی کنند تا متوجه شوند که کودک واقعاً دچار کم خوری است یا انتظار و برآورد والدین این‌گونه است.»

بدغذایی در کودکان نگران‌کننده است؟

غذا نخوردن را سنجش رشد قرار ندهید

گاهی والدین با این استدلال که کودکشان لاغر شده و چیزی نمی‌خورد همه تلاش خود را به کار می‌گیرند تا به‌زور به او غذا دهند؛ موسوی دراین‌باره متذکر می‌شود: «باید توجه داشت که کودکان در سنین 3 تا 10 سال نمودار رشد زیادی ندارند؛ به همین دلیل میزان انرژی که کودکان در این سن نیاز دارند، شاید خیلی بالا نباشد و گاهی توقع والدین زیاد است؛ به‌عنوان‌مثال، گاهی مادر توقع دارد که کودکش همه‌چیز را بااشتها بخورد.»

موسوی با تأکید بر اینکه والدین باید در رابطه با واحدهای مواد غذایی کودکان در سنین پایین آموزش ببینند، می‌گوید: «والدین باید بدانند که کودکشان به چه مقدار انرژی نیاز دارد، این مقدار انرژی را از چه مواد غذایی باید تأمین کند و در صورت حذف یک ماده غذایی چه چیزی باید جایگزین شود.»

بدغذایی در کودکان نگران‌کننده است؟

این متخصص تغذیه، خوردن هله هوله در خانه را یکی از عوامل کاهش اشتها در کودکان می‌داند و می‌گوید: «کودکان معمولاً به خوردن فست فود (سیب‌زمینی سرخ‌شده)، تنقلات و شیرینی‌جات تمایل دارند و این نوع خوراکی‌ها و میان وعده‌ها جلوی اشتهای کودکان را می‌گیرد لذا این نوع خوراکی‌ها باید در خانه محدود شود و از طرفی، سبک زندگی سالم و تغذیه سالم باید به کودکان آموزش داده شود.»

موسوی می‌گوید سبک زندگی سالم والدین در تغذیه کودکان تأثیرگذار است: «کودکان معمولاً در ذائقه از والدینشان تقلید می‌کنند لذا درصورتی‌که والدین عادت به خوردن غذاهای سالم داشته باشند و نسبت به انواع غذاها رغبت نشان دهند احتمال اینکه کودکشان دچار بدغذایی شود، کم خواهد بود.»

بدغذایی در کودکان نگران‌کننده است؟

والدین چه زمانی باید نگران غذا نخوردن کودکشان باشند؟

موسوی در پاسخ به این سؤال می‌گوید: «برای ارزیابی رشد کودکان دو نمودار وزن و به‌ویژه قد مهم است. معمولاً در کودکان زیر سنین دبستان، نمودار رشد قد، سالی 3-4 سانت است و جهش رشد قد، از سنین 11 سالگی بالا می‌رود.»

او با اشاره اهمیت شاخص قد در نمودار رشد افزود: «کمبودهای تغذیه‌ای که منجر به عدم رشد قد در سنین پایین شود، آسیب‌رسان است ولی نمودار وزن از اهمیت کمتری برخوردار است لذا زمانی که کودک در سنین زیر 2 سال ازنظر رشد دور سر و رشد قد و در سن زیر 7 سال ازنظر رشد قد مناسب باشد -حتی اگر کمبود وزن داشته باشد- جای نگرانی برای کم‌غذایی وجود ندارد.»

این متخصص تغذیه در ادامه تأکید می‌کند: «اگرچه غذا نخوردن کودک در صورت رشدِ قدِ مناسب، نگران‌کننده نیست اما والدین باید در انتخاب غذای سالم دقت نمایند چراکه کودک قطعاً به واحدهای غذایی ازجمله سبزیجات، میوه‌ها، گوشت‌ها و مواد پروتئینی نیاز دارد و چنانچه کودک از خوردن واحدهای غذایی خاص امتناع کرد، والدین باید جایگزین مناسبی را در نظر داشته باشند.»

بدغذایی در کودکان نگران‌کننده است؟

به‌زور غذا دادن به کودک اثر روانی منفی دارد

یکی از اشتباهاتی که والدین اغلب هنگام غذا دادن به کودک مرتکب می‌شوند این است که زمانی که کودک از خوردن غذا امتناع می‌کند، والدین از روی نگرانی سعی می کنند  به‌زور و اجبار به او غذا دهند اما به گفته دکتر موسوی، این روش اثرات روانی منفی بر روی کودک می‌گذارد: «به‌اجبار غذا دادن منجر به از دست دادن علاقه کودکان در هنگام غذا خوردن می‌شود و ممکن است وقتی آن‌ها بزرگ می‌شوند بیش‌ازحد یا کم‌غذا بخورند. همچنین تغذیه اجباری ممکن است منجر به از بین رفتن اشتهای طبیعی کودک شود.»

این متخصص تغذیه ادامه می‌دهد: «اگر بچه‌ای تمایل به خوردن غذا نداشته باشد، اصرار برای خوردن غذا جوابگو نیست مگر اینکه با زبان کودکانه برای او توضیح داده شود که “اگر غذا بخوری قدت بلند می‌شود، می‌توانی ورزشکار شوی، می‌توانی مثل فلان شخصیت موردعلاقه‌ات شوی و…” این عبارت‌ها می‌تواند در تمایل کودک به غذا خوردن اثرگذار باشد.»

بدغذایی در کودکان نگران‌کننده است؟

 خودسرانه از مکمل‌های اشتهاآور استفاده نکنید

موسوی در خصوص استفاده از مکمل‌های اشتهاآور می‌گوید: «گاهی استفاده از مکمل‌ها ضروری است؛ به‌عنوان‌مثال، زمانی که کودک برای مدت طولانی دچار اختلال رشد قد یا وزن می‌شود، والدین باید از مکمل‌های اشتهاآور استفاده کنند.»  او ادامه می‌دهد: «چنانچه رشد کودک دچار مشکل نشده باشد، به جای استفاده از مکمل‌های غذایی بهتر است از راهکارهایی همچون صحبت کردن با کودک، تزیین غذا، تغییر الگوهای غذایی به سمتی که کودک تمایل به خوردن آن غذاها داشته باشد، مشارکت کودک در تهیه غذا و تشویق استفاده شود.»

بدغذایی در کودکان نگران‌کننده است؟

این متخصص تغذیه تأکید می‌کند: «اگرچه دسترسی به مکمل‌های غذایی اشتهاآور در داروخانه‌ها آزاد است اما اینکه هر بچه‌ای به کدام مکمل غذایی نیاز دارد قطعاً نیازمند ارزیابی متخصص است.» موسوی می‌گوید:« در ابتدا متخصص باید تشخیص دهد که آیا کودک دچار کمبود وزن است یا خیر، چون گاهی کمبود وزن و اختلال خوردن در کودکان به دلیل اختلال خواب، یبوست، مشکلات انگلی و رفتارهای غلط خانواده اتفاق می‌افتد لذا لازم است این مسائل توسط متخصص تغذیه مورد ارزیابی قرار گیرد و سپس مکمل غذایی در صورت نیاز تجویز شود.»

7 نابودگر شادی زوج ها

رعایت 7+7 توصیه توسط زن‌و‌شوهرها رویای داشتن همسری خوش‌اخلاق و مهربان را به واقعیت تبدیل می‌کند
 زندگی با همسری خوش‌اخلاق نه‌تنها شیرینی‌های بودن زن‌و‌شوهر در کنار هم را چندین برابر می‌کند که تحمل سختی‌ها را هم ساده‌تر خواهد کرد. زوج‌هایی که رابطه‌ای خوب و سالم با یکدیگر دارند و عشق در زندگی‌شان موج می‌زند، برای آن زحمت زیادی کشیده‌اند. زن و مرد اگر از نظر شرایط اعتقادی، اقتصادی و فرهنگی به هم نزدیک باشند و بر اساس صداقت و اعتماد به یکدیگر، زندگی خود را آغاز کنند و در طول زندگی به آن توجه کافی داشته باشند و آن را رعایت کنند، علاقه و الفت زیادی بین آن‌ها ایجاد خواهد شد. البته، کار همین‌جا تمام نمی‌شود و پس از آن هر دو نفر برای استمرار روابط خوب بین خود باید دقت و توجه کافی را لحاظ کنند. در ادامه نکات بیشتری در همین باره برای داشتن همسری مهربان و خوش‌اخلاق مطرح خواهد شد.
 7 توصیه به خانم‌ها برای داشتن شوهری خوش‌اخلاق
به‌طور خلاصه می‌توان گفت خانم‌ها برای داشتن شوهری که خوش‌اخلاق باشد، باید هفت نکته را رعایت کنند: 1-احترام و اهمیت دادن به شوهر، 2-مهیا کردن محیط پر از امنیت و آرامش در خانه، 3-همراهی با او در امور مختلف بعد از تصمیم‌گیری، 4-پرهیز از بحث و مجادله‌های بی نتیجه، 5-توجه به ظاهر آراسته و مسائل زناشویی، 6-داشتن صداقت و امانت و 7- فداکاری و داشتن گذشت در حد معقول.
 7 توصیه به شوهرها برای داشتن خانمی خوش‌اخلاق
یک مرد به عنوان شوهر هم اگر یک سری رفتارهای مناسب را از خودش بروز دهد، شانس بیشتری خواهد داشت تا زندگی با همسری خوش‌اخلاق را در زیر یک سقف تجربه کند: 1-ابراز محبت و علاقه به همسر، 2-درک کردن همسر و شرایطش در خانه، 3-گوش شنوا بودن برای شنیدن ناراحتی همسر، 4-کمک در کارهای منزل، 5-هدیه دادن بدون مناسبت هرچند قیمت زیادی نداشته باشد، 6-مطلع کردن همسر از امور اقتصادی و شغلی خود، 7-متعهد بودن به همسر.
  موانع خوش‌اخلاق شدن همسر
همان‌طور که گفته شد، اگر زن و شوهرها به یک سری رفتارها پایبند باشند، طبیعتا با همسری مهربان و خوش‌اخلاق در زندگی‌مشترک روبه‌رو خواهند شد و برعکس آن، یک سری رفتارهای رایج وجود دارد که آرزوی داشتن همسری مهربان را دست‌نیافتنی خواهد کرد.
ندانستن زبان عشق| هرکدام از زوج ها باید تلاش کند تا زبان عشق همسر خود را بشناسد و با آن زبان با او ارتباط برقرارکند. زبان‌های عشق شامل وقت گذاشتن برای یکدیگر، کلام تاییدآمیز، خدمت به یکدیگر و تماس فیزیکی است. ناآشنایی با این موضوع، احتمال خوشبختی در زندگی‌مشترک را پایین خواهد آورد.
سرزنش کردن و بدبینی| هنگام اختلاف نظر یا سوءتفاهم به جای سرزنش کردن یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایی مسئله و یافتن راه‌حل بپردازید. پرهیز از گرفتن تصمیم‌‌های عجولانه و نادرست در چنین مواقعی و پر و بال ندادن به افکار منفی درباره همسر، توصیه‌ای مهم برای داشتن حسی بهتر درباره اوست.
درد دل نکردن| هر روز یا حداقل هر هفته، زمان مشخصی را برای گفت‌و‌گو درباره مسائل و مشکلات و به اصطلاح دردل کردن با همسرتان اختصاص دهید. هر یک از زوج ها باید دیگری را نزدیک‌ترین و محرم‌ترین فرد به خودش بداند و او را نیمه گم شده، حامی و پشتیبان خود تلقی کند.
 تشکر نکردن از رفتارهای مطلوب| اگر زن یا شوهری از رفتارهای خوب و درست همسرش تشکر نکند، این کار به تکرار رفتارهای مثبت نمی‌انجامد.
داشتن انتظارات بیش از حد| انتظارات نامعقول از طرف مقابل، محبت میان افراد را کم می‌کند. زوج ها سعی کنند در حد توان همسر انتظارات مادی و غیرمادی خود را تنظیم کنند نه بر اساس خواسته‌ها و رویاهای خود تا زندگی مشترک‌شان با آرامش بیشتری روبه رو شود.
به یاد نیاوردن روزهای خوش| تمرکز بیش از حد روی جنبه‌های منفی یکدیگر، قطعا مانع خوش‌اخلاق بودن در زندگی‌مشترک خواهد شد. بنابراین اوقات خوش خود را مدام در ذهن مرور کنید. با همسر خود به گونه‌ای رفتار کنید که در روزهای ابتدای عقد رفتار می‌کردید. با همدلی، همفکری، همکاری و مشورت با یکدیگر درباره مسائل مختلف می‌توان زندگی‌مشترک موفق‌تری را تجربه کرد. برای داشتن یک زندگی‌مشترک با نشاط و موفق باید وقت گذاشت و برای خوش‌گذرانی‌های دو نفره برنامه‌ریزی کرد. در زندگی مشترک باید احساس مسئولیت داشت و لحظه به لحظه به عوامل ایجاد رابطه سالم توجه کرد.
رعایت نکردن حد و مرزها | به طور طبیعی هر زندگی دچار چالش‌های خاص خود می‌شود. مهم این است که در همه حال مراقب باشید که با توهین‌ها و حرف‌های نامربوط حرمت‌ها شکسته نشود. همچنین هریک از زوج ها احترام و برخورد مناسب با خانواده همسر را در نظر داشته باشد و به هیچ عنوان موقع درگیری و اختلاف پای خانواده‌ او را   وسط  نکشد.
نویسنده : فریبا البرز| ‌ کارشناس‌ارشد مشاوره‌خانواده

مراقبت های بهداشتی در دوران بارداری

مراقبت های بهداشتی در دوران بارداری

مراقبت های بهداشتی در دوران بارداری

 بایدها: دائماً ورزش کنید. در طول روز، وعده های غذایی کوچک و مداوم مصرف کنید. از یک برنامه غذایی متعادل و سالم پیروی کنید و مصرف تنقلات را به حداقل برسانید. از مکمل های ویتامین استفاده کنید. روزی ده لیوان آب معدنی بنوشید. به سمت چپ بدن تان بخوابید. دائماً بدن تان را کش و قوس بدهید. از عینک های آفتابی استفاده کنید. پاهایتان را روی سطوح بلندتر از سطح بدنتان به سمت بالا قرار دهید. اسیدهای چرب ضروری را به برنامه غذایی اضافه کنید. ماهیچه ها و عضلات بدنتان را تقویت کنید.

نبایدها: هرگز رژیم لاغری نگیرید. از رنگ کردن در و دیوار اتاق منزلتان جداً خودداری کنید و از مواد شوینده دور بمانید. تا جای ممکن از رنگ کردن موهایتان خودداری کنید. از مواد برنزه کننده استفاده نکنید. از جابه جا کردن وسایل سنگین و انجام کارهای طاقت فرسا خودداری کنید. از ایستادن برای مدت زمان طولانی خودداری کنید. پاهایتان را در هنگام نشستن روی هم نیندازید. از پوشیدن لباسهای نامناسب و به خصوص شلوارهای تنگ خودداری کنید. از مواد شیمیایی دور بمانید. از انجام ورزش های سنگین خودداری کنید. از نشستن طولانی مدت در وان آب گرم خودداری کنید.


چقدر اضافه وزن مجاز است؟
 
اضافه وزن طبیعی در دوران بارداری، بین 10 تا 12 کیلوگرم است.
از زمان شروع بارداری تا هفته 12، اضافه وزن یک تا دو کیلوگرم طبیعی است.
از هفته 12 تا 28 بارداری، باید هفته ای 300 تا 400 گرم وزن اضافه کنید.
از هفته 28 تا 40 بارداری ماهی یک تا سه کیلوگرم، اضافه وزن طبیعی است.

اگر چه نباید در زمان بارداری، نسبت به افزایش وزن خود وسواس نشان دهید. با این حال بهتر است مانع از افزایش زیاد وزن تان شوید، در این صورت ظرف چند ماه پس از زایمان، خیلی راحت به وزن و اندازه سابق خود باز خواهید گشت.


مصرف قرص های خواب آور، ممنوع!
 
هرگز از یاد نبرید که مصرف قرص های خواب آور به هیچ وجه برای خانم های باردار توصیه نمی شود.

اگر اصلاً نمی توانید در هنگام شب بخوابید، به شرط آنکه در طول روز احساس خستگی نکنید، خطرناک نیست و نباید با رفع این مشکل به سراغ قرص های خواب آور بروید. در عوض، روی تخت در وضعیتی راحت و آرامش بخش دراز بکشید و مطالعه کنید، موسیقی گوش کنید، خیاطی کرده یا بافتنی ببافید. پس از مدتی، مطمئناً خواب به سراغ تان خواهد آمد. بسیاری از خانم های باردار پس از ورزش کردن یا گوش دادن به موسیقی، راحت تر به خواب فرو می روند. اگر در طول روز احساس خستگی می کنید، می توانید چرت کوتاهی بزنید. اگر مشکل ادامه پیدا کرد، باید با پزشک معالج تان در این مورد مشورت نمایید.


خطرات بالقوه بارداری پس از 35 سالگی
 

در مورد خطراتی که بارداری های بالای 35 سال به بار می آورند، تا حدی اغارق شده است. بیشتر بارداری ها برای زنان در هر گروه سنی، بی خطر هستند. اگر خانمی از هر نظر سالم باشد، در هر سنی که باردار شود، دچار مشکلی نخواهد شد. بنابراین سلامتی، بیشتر از سن در باردار شدن مهم است. با این حال گفته می شود که زنان در سنین بالاتر در هنگام بارداری، ممکن است به دیابت، پرفشاری خون و اختلالات مرتبط با جفت دچار شوند. احتمال سقط جنین نیز با بالا رفتن سن مادر تا حدی افزایش پیدا می کند. مشکل دیگر، بالا رفتن احتمال به دنیا آمدن بچه با نقایصی مادرزادی مثل سندرم داون است.
بنابراین اگر 40 ساله یا بیشتر هستید و قصد باردار شدن دارید، بهتر است آزمایش ژنتیک انجام دهید. زمان بین سنین 20 تا 24 سال بیشتر از دیگر سنین قدرت بارورو شدن دارند و در سنین مابین 35 تا 39 سال این میزان تا یک چهارم کاهش پیدا می کند. بررسی ها حاکی از آن هستند که 94 درصد از زنان 35 ساله و 77 درصد از زنان 38 ساله، سه سال بعد از تلاش برای بارداری، باردار می شوند. گفتنی است که تکنیک IVF نیز روی زنان 35 سال به بالا، دیرتر جواب می دهد. بنابراین اگر قصد چنین کاری را دارید، باید قبل از 35 سالگی نسبت به آن اقدام نمایید.

منبع:راه زندگی

 

پسر 4 ساله‌ام بسیار کنجکاو است اما آموزش‌پذیر نیست

مادری هستم 37 ساله. فقط یک فرزند دارم که پسر است. او به تازگی، 4 ساله شده است. چندتا مشکل دارد، خدمت‌تان می‌گویم تا راهنمایی ام  کنید چون خسته شده‌ام. اولا بسیار بازیگوش است و کنجکاوی زیادی دارد، دوم این که غذا را باید به زور به او بدهم و سوم این که به کتاب‌های آموزشی که برایش می‌خرم، توجهی نمی‌کند. چه کنم؟
پاسخ مشاور:
والد گرامی، یک سری مشکلات را درباره فرزندتان فهرست و برای ما ارسال کردید. قبل از هر موضوعی  باید بگویم که پسر شما در مرحله کودکی اول است که از مراحل سرنوشت‌ساز رشد است و ضرورت دارد والدین با مطالعه بیشتر درباره روان‌شناسی رشد کودک در این دوره با اقتضائات آن آشنایی کامل پیدا کنند و سلیقه‌ای با کودک برخورد نکنند. با این حال، لازم است نکاتی را با شما درمیان بگذارم.
کنجکاوی پسرتان را بی‌تربیتی قلمداد نکنید
گفتید که فرزندتان خیلی کنجکاو است. باید بدانید کودکی اول(۲ تا ۶ سالگی) عمدتا سن بازی و کنجکاوی است بنابراین والدین باید زمینه ارضای این دو نیاز مهم را برای کودکان در این سن و سال فراهم کنند و اجازه دهند کودک آزادانه بازی‌های جسمی و فکری انجام دهد. حتما والدین هم در طول روز همبازی خوبی برای کودک باشند چون بازی در این مرحله به منزله نوعی زندگی‌کردن و کسب تجربه و مهارت آموزی است و نباید مانع بازی‌کردن کودک شد. همچنین کنجکاوی کودک، کاملا طبیعی است و ارتباط برقرار کردن با محیط به شکوفایی و خلاقیت وی منجر می‌شود. برخی والدین  بایدها و نبایدهای افراطی دارند یا کنجکاوی را که ویژگی بارز دوران کودکی اول است، بی‌تربیتی تلقی و کودک را محدود یا سرکوب می‌کنند. این رویه اشتباه جلوی رشد کودک را می‌گیرد و در بزرگ سالی هم فردی محتاط و غیرخلاق خواهد شد. پس نقش تربیتی والدین آگاه، فراهم کردن زمینه بازی و کنجکاوی کودک است.عمده مشکلات تربیتی به شیوه و نگاه تربیتی ما بستگی دارد و هر نوع تغییر مطلوب در کودک باید با تغییر رفتار والدین صورت گیرد. اگر کودک لجباز یا پرخاشگر و … داریم، ما باروش تربیتی ناقص خود کودکی لجباز و پرخاشگر می‌پرورانیم پس والدین هستند که زمینه مشکلات رفتاری کودکان را فراهم می کنند  و آن‌گاه می‌خواهند بدون تغییر روش تربیتی خود، کودک تغییر کند که شدنی نیست.
کتاب کمک آموزشی از 6 سالگی
کودکی اول، سن آموزش دادن‌های رسمی نیست و در بیشتر جوامع، آموزش رسمی از شش سالگی آغاز و کودک وارد دبستان می‌شود. شش سالگی آغاز سن تادیب کودک هم هست. زودهنگام از کودک انتظار خواندن و نوشتن  داشتن توصیه نمی‌شود و آن‌چه در مهد و پیش‌دبستانی کودک یاد می‌گیرد، اجباری و رسمی نیست و هیچ تکلیفی هم از کودک درخواست نمی‌شود و نباید زودهنگام از کودک انتظاراتی داشته باشیم که هنوز توانایی آن را ندارد.
کودک‌تان را گلخانه‌ای بار نیاورید
گفته‌اید باید غذا را به زور به پسرم بدهم. والدین در همه مراحل رشد به خصوص کودکی باید سبک مقتدرانه داشته باشند و از افراط و تفریط در امر تربیت جدا پرهیز کنند. برخی والدین به خدمه کودک تبدیل می‌شوند و تمام اموری را که باید کودک بنا به اقتضای سن خود انجام دهد، والدین انجام می‌دهند. این‌گونه کودکان که نقشی در انجام امور شخصی ندارند، به کودکان گلخانه‌ای و پناهگاهی تبدیل می‌شوند که ممکن است در بزرگ سالی حداقل عزت‌نفس و کارایی را داشته باشند. فراموش نکنیم بهترین کمک به کودک، کمک نکردن است  و  واسپاری کارها متناسب با توانایی وی باعث تقویت عزت‌نفس کودک می‌شود. چرا کودک 4 ساله باید با تلاش و جنگ و گریز ناهار بخورد؟ آیا همین دلسوزی‌های افراطی باعث نمی شود که یک مادر جوان بگوید دیگر خسته شده‌ام؟

نویسنده : عبدالحسین ترابیان| ‌ کارشناس‌ارشد روان‌شناسی

این حق را فقط خانم ها دارند

خبرگزاری صدا سیما/ حقی مخصوص خانم‌ها وجود دارد به نام حق حبس که در این مطلب به آن می‌پردازیم. به موجب ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی همین که ازدواجی به طور صحیح واقع شد، روابط زوجیت بین طرفین ایجاد می‌شود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل یکدیگر برقرار می‌شود همان‌طور که می‌دانید ازدواج دارای آثار مالی و غیر مالی است. مهریه و نفقه از آثار مالی ازدواج است و حسن معاشرت (خوش‌خلقی و رفتار مناسب با همسر) معاضدت (همکاری)  از آثار غیرمالی آن است.
از آن‌جایی که زن بلافاصله پس از ازدواج مالک مهریه می‌شود، بعد از عقد ازدواج حق مطالبه آن را خواهد داشت و تا زمانی که شوهر مهریه را پرداخت نکرده است.
او هم می‌تواند از انجام وظایف زناشویی خودداری کند. هدف قانون‌گذار از قائل شدن حقی مخصوص خانم‌ها (حق حبس) در ازدواج حمایت از حق زن برای دریافت مهریه است که مبنای فقهی و شرعی دارد.
 شرایط اعمال حق حبس از سوی زوجه
مهریه باید تعیین شده باشد
چنان‌چه قبل از درخواست تمکین زوج، مهریه زوجه تعیین نشود، وی حق استناد به حقی مخصوص خانم‌ها (حق حبس) را نخواهد داشت. لازم به ذکر است که ازدواج دائم حتی بدون تعیین مهریه قانونی و شرعی است و زوجیت واقع می‌شود. درحالی‌که در ازدواج موقت تعیین مهریه شرط صحت عقد محسوب می‌شود، وگرنه عقد باطل است؛ یعنی مهریه در ازدواج موقت جز ارکان اساسی آن به شمار می‌رود.
 مهریه باید حال باشد
مهریه حال مهریه‌ای است که برای پرداخت آن مهلتی تعیین نشده باشد و زن این حق را داشته باشد که پس از عقد هر زمان که اراده کند، آن را مطالبه کند؛ بنابراین اگر حین عقد مهریه به نوعی تعیین شود که برای پرداخت آن از سوی مرد مهلتی تعیین شده باشد، به آن مهریه «مهریه موجّل» گفته می‌شود. علاوه‌بر این بر طبق رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور در صورتی که پرداخت مهریه منوط به استطاعت یا توانایی مالی مرد باشد، زن از حق حبس خود محروم خواهد شد.
به این نوع مهریه در اصطلاح مهریه عند‌الاستطاعه نیز گفته می‌شود؛ بنابراین زن تنها در شرایطی می‌تواند با استناد به حقی مخصوص خانم‌ها (حق حبس) از تمکین سرباز زند که مهریه او عند‌المطالبه باشد.
لازم به ذکر است که اگر مهریه مدت‌دار باشد، زمانی زوجه حق مطالبه آن را دارد که مدت سپری شود و از آنجا که زوج در زمان عقد نکاح مجاز است که ایفای وظایف زناشویی را از زوجه طلب کند، زوجه نمی‌تواند از حق حبس خود استفاده کند؛ بنابراین این حالت یعنی مدت‌دار بودن مهریه حکایت از اسقاط ضمنی حق حبس از جانب زوجه دارد و هرموقع که زوج مطالبه کرد، باید از وی تمکین نماید، وگرنه ناشزه محسوب می‌شود.
اما در فرضی که زوج از زوجه طلب ایفای وظایف زناشویی را ننماید و زمان پرداخت مهریه فرا برسد، زوجه می‌تواند از حقی مخصوص خانم‌ها تا استیفای مهریه‌اش استفاده کند، درصورتی‌که مهریه وعده‌دار نباشد.
 زوجه قبل از گرفتن مهریه به ایفای وظایف زناشویی اقدام نکرده باشد
به موجب ماده ۱۰۸۶ قانون مدنی چنان‌چه زوجه قبل از گرفتن مهریه به اختیار و اراده خود از زوج تمکین خاص نماید، حق حبس وی ساقط می‌شود و دیگر مجاز به امتناع از تمکین و سایر وظایف زناشویی نیست.
توجه به این نکته ضروری است که سقوط حق حبس دلیل بر سقوط حق مطالبه مهریه نیست. آن‌چه مسلم است، این است که وجود قید به اختیار در این ماده این مفهوم را می‌رساند که اگر زوجه بر اثر اجبار یا اکراه و یا بیهوشی تمکین نماید، حق حبس وی ساقط نشده و کماکان باقی است.
لازم به ذکر است که اگر شوهر اعلام کند که از پرداخت مهریه ناتوان است، دادگاه به او مهلت می‌دهد تا بتواند مهریه را به همسرش پرداخت کند یا حکم می‌دهد که این مبلغ در اقساط مشخصی پرداخت شود.
به موجب رای وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور که در حکم قانون و لازم‌الاجراست، اقساطی شدن مهریه باعث از بین رفتن حقی مخصوص خانم‌ها (حق حبس) نمی‌شود و زن می‌تواند تا پرداخت آخرین قسط مهریه از برقراری رابطه جنسی با همسرش خودداری کند.
نتایج اعمال حق حبس از سوی زوجه
به موجب ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی در صورت استفاده زوجه از حقی مخصوص خانم‌ها (حق حبس) وی استحقاق دریافت نفقه را از دست نمی‌دهد و بدیهی است چنان‌چه زوج از این کار امتناع کند، زوجه می‌تواند از ضمانت اجرا‌های حقوقی و کیفری آن از طریق دادگاه استفاده کند.
زوجه را نمی‌توان ملزم به تمکین خاص از زوج نمود.
درصورتی‌که مهریه قسط‌بندی شده باشد، زن تا پایان دریافت تمامی اقساط مهریه می‌تواند از حقی مخصوص خانم‌ها استفاده کند.

چطور فرزندان‌مان را آلوده‌ فضای رقابتی نکنیم و به آنها مشارکت با هم را بیاموزیم؟

رقابت‌ و مشارکت‌ دو دنیای متفاوت دارند که نتیجه و نوع تعاملات در آنها متفاوت است؛ شما فرزند خود را وارد کدام دنیا کرده‌اید؟
همه ما از کودکی یاد گرفته‌ایم که در رقابت با دیگران است که می‌توانیم موفقیت به‌دست بیاوریم در غیر این ‌صورت انسانی تک‌رو تلقی می‌شویم که نمی‌توانیم در دنیای پررقابت امروز گلیم خودمان را از آب بیرون بکشیم و موفق باشیم. درحالی‌که هر انسانی می‌تواند با تکیه بر توانمندی‌هایی که خداوند متعال در وجود او به ودیعه گذاشته زندگی منحصر به فردی را برای خودش تدارک ببیند که با دیگران متفاوت و البته در تعامل با آنها است.
عابده بهمن‌پور، پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت، با بیان اینکه رقابت‌کردن و مشارکت‌کردن دو دنیای متفاوت دارند که نوع تعاملات نیز در آنها متفاوت است، به همشهری می‌گوید: نوع نگاه انسان‌ها به یادگیری، متفاوت است و این دنیای متفاوت است که برای انسان‌ها تعیین می‌کند برای ترغیب بچه‌ها به انجام کاری از حربه رقابت‌کردن استفاده کرده یا از آنها حمایت کنیم که مشارکت شکل بگیرد.
به‌ گفته این پژوهشگر، بچه‌ها به‌طور طبیعی و ذاتی به سمت مشارکت سوق پیدا می‌کنند، به این شرط که فضا را طوری پیش نبریم که برتری‌طلبی اتفاق بیفتد و آنها یاد نگیرند که منتظر تأیید مربی یا معلم خود در کلاس باشند؛ چرا که در یک فضای سالم است که به انسان‌ها به‌عنوان افرادی نگاه می‌شود که با حرمت و کرامت آفریده شده‌اند و باید برای تک‌تک آنها با همه تفاوت‌ها و اختلاف‌هایی که با یکدیگر دارند، احترام قائل شویم.
به‌ دنبال رسالت خود باشیم
بهمن‌پور با بیان اینکه هر انسانی همانطور که اثر انگشت متفاوتی از دیگران دارد، ویژگی‌های فردی مختص به‌خود را نیز دارد، می‌گوید: همه انسان‌ها در آفرینش خود رسالت خاص خود را دارند و قرار است اثر خود را در این هستی به‌جای بگذارند، با این حساب، به رقابت‌کردن نیازی نیست. در واقع در یک فضای سالم است که انسان‌ها به یکدیگر احترام می‌گذارند و هر فردی با اراده و اختیاری که خداوند متعال در وجودش نهاده، می‌تواند مسیر زندگی خود را انتخاب کند.
اما در زندگی معمولی، انسان‌ها از ترس عقب‌ماندن از دیگران به سمت رقابت‌کردن می‌روند. این در حالی است که اگر بدانند بقیه انسان‌ها در مسیر زندگی خود پیش می‌روند آنها هم مسیر خودشان را می‌یابند، بی‌آنکه نیازی به رقابت داشته باشند. اما متأسفانه ما در سیستم آموزشی شاهد فضایی سرشار از رقابت هستیم که ترغیب بچه‌ها به انجام‌دادن کارها براساس رقابت و نه براساس توانمندی آنهاست. به همین دلیل است که انسان‌ها نمی‌توانند در دنیای رقابتی مسیر یگانه و منحصر به فرد خود را داشته باشند و از این مسیر لذت ببرند.
دنباله‌رو نباشیم
به عقیده بهمن‌پور، زمانی فرهنگ مشارکت در جامعه رشد پیدا می‌کند که پدر و مادر و مربی توقع نداشته باشند فرزندشان برای دستیابی به رشد و یادگیری مناسب، مانند دیگران و دنباله‌روی بقیه باشد. اگر اعتقاد قلبی ما این باشد که هر فردی در زندگی مسیر یگانه خود را دارد که این مسیر حتی از مسیر زندگی پدر و مادرش نیز متفاوت است، دیگر به عنصر مقایسه نیازی نمی‌ماند؛ چرا که در این صورت به این مسئله آگاه می‌شویم که فرزندن‌مان همانگونه که هست توانمند است و به سمت کاری که دوست دارد سوق پیدا خواهد کرد.
بهمن‌پور با توجه به تجربیاتی که در حوزه تسهیل‌گری کودک دارد، ادامه داد: برای رسیدن به این نقطه مطلوب کافی است انسان‌ها به اصل خود رجوع کنند. همه ما در مدرسه مدل‌های رقابتی را تجربه کرده و یاد گرفته‌ایم که اگر مثل بقیه نباشیم، فرد کم‌هوشی تلقی می‌شویم و استعداد نداریم و برچسب‌هایی از این دست به ما زده می‌شود. اما اگر به اصل خودمان رجوع کنیم متوجه می‌شویم این نوع رقابت با ذات آدمی تطابق ندارد و باعث پیشرفت و ترقی او نمی‌شود.
از کودکی بیاموزیم
به عقیده بهمن‌پور، آموختن مشارکت یا رقابت به بچه‌ها به جای رقابت از همان زمان نوپایی کودک آغاز می‌شود. یکی از ساده‌ترین مثال‌هایی که وجود دارد، غذادادن به کودکان است، اکثر والدین هنگام غذا دادن به فرزند خود می‌گویند: «اگه غذات رو نخوری می‌دم نی‌نی بخوره» و ناخودآگاه با این حرف، او را به‌سوی ستیزه و رقابت با «نی‌نی‌ای» که حتی در بعضی موارد حتی وجود خارجی ندارد، سوق می‌دهیم.
اما اگر کودکان ببینند اطرافیانش به‌جای رقابت، درباره مشارکت با یکدیگر حرف می‌زنند و در فضای امنی هستند که نیازی نیست شبیه دیگران باشند و با بقیه مقایسه نمی‌شوند این رقابت شکل نمی‌گیرد، بلکه به‌سوی تعامل پاک با یکدیگر می‌روند و برای اینکه به اهدافشان برسند از دیگران کمک می‌گیرند و به دیگران کمک می‌کنند تا به اهدافشان برسند.
از حقیقت نترسید
متأسفانه شاهد این هستیم که بسیاری از افراد با تشویق و خواسته والدین و در دنیای رقابتی وارد رشته تحصیلی و شغلی شده‌اند که علاقه‌ای به آن ندارند و بعد از سال‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که این کاری نبوده که با اصل وجودی‌شان منطبق باشد و بعد از رهاکردن آن کار به‌دنبال علاقه خود رفته‌اند. بسیاری از انسان‌ها بعد از سال‌ها زندگی می‌بینند که عمرشان را بدون اینکه لذت و شگفتی را تجربه کنند، بیهوده از دست داده‌اند و از ترس اینکه اگر بلد نباشند در دنیای پررقابت امروز مانند دیگران باشند، زندگی حقیقی را تجربه نکرده‌اند.

بهداشت روان دوران بارداری

بهداشت روان دوران بارداری

بهداشت روان دوران بارداری

 بارداری یک حادثه فیزیولوژیک و برای زن و خانواده اش دوره ای منحصر به فرد و استثنایی و به عنوان یک دوران مهیج و لذت بخش در زندگی زنان در نظر گرفته شده است و ناخودآگاه زندگی روانی و اجتماعی او را به نحو عمیقی تحت تأثیر قرار می دهد و گاه او را ناتوان و حساس تر از آنچه هست می نماید. در این زمان تغییرات شگرفی در خلق و خو و جسم مادر رخ می دهد. این تغییرات استرس های روانی جدیدی را در زندگی فرد ایجاد می کند که به استرسهای قبلی خانه یا محل کار او اضافه می شود و چنانچه تحت کنترل قرار گیرند شاید همیشه مضر نبوده و می توانند مادر باردار را در راه پذیرش تغییرات آماده تر کنند. تغییراتی خلقی و رفتارهای مرضی مبین نگرانی در پذیرش حاملگی است. فرسودگی جسمی و تنش هایی که بر جسم مادر باردار وارد می شود مشخص بوده و به راحتی قابل تشخیص، درمان و پیشگیری است ولی تنشهایی که بر روح و روان جنین در رحم مادر وارد می شود به راحتی قابل تشخیص نیست. عدم اطلاع یا اطلاعات ناقص و غلط در خصوص بارداری و تغییرات آن می تواند بهداشت روان زن باردار را به مخاطره اندازد. آشفتگی های روانی باعث عدم توجه کافی مادر به بهداشت دوران بارداری و مراقبت های اولیه، تغییر عادت های غذایی، پناه بردن به سیگار، داورهای مخدر و مضر، افزایش خطر زایمان زودرس، تولد نوزاد کم وزن و حتی سقط جنین می گردد و می تواند علائمی از قبیل خستگی، خواب آلودگی یا بی خوابی، اضطراب، افزایش ضربان قلب و تعداد نبض، فشار خون بالا، پرخوری یا بی اشتهایی، سردرد، سرگیجه، لرزش، کمردرد، استفراغ های مکرر، ناراحتی معده، یبوست، تکرار ادرار، تغییر در فعالیت جنسی و یا گاهی بیماری های قلبی، گوارشی، تنفسی، پوستی، کاهش مقاومت در برابر بیماری های عفونی و … ایجاد کند. استرس در بدن زن باردار سطح بعضی از هورمونها را در خون بالا می برد که این هورمونها، خون رسانی به جنین را از طریق جفت مختل می کند و به جنین اکسیژن و مواد غذایی کافی نمی رسد و همچنین می تواند اثرات مضرش را به صورت غیرمستقیم اعمال کند و گاهی خطر جدی برای مادر و جنین در دوران حاملگی ایجاد می کند. تغییر غلظت هورمونها مسئول ایجاد نوسانات خلقی و روحی است که در بارداری رخ می دهد.

بسیاری از مادران باردار نگران سلامت جنین هستند. بسیاری نگران این مسأله هستند که آیا از عهده زایمان بر می آیند یا خیر، جنسیت نوزاد، توانایی یا عدم توانایی در تربیت فرزند، مسائل مالی و نگرانیهای تأمین آن قبل و بعد از زایمان از نگرانیهای موجود است که چنانچه حاملگی از نوع حاملگی های پرخطر باشد (حاملگی زیر 18سال، حاملگی بالای 35 سال، حاملگی با داشتن کودک زیر 3 سال، بارداری با وجود داشتن تعداد بیش از 3فرزند، حاملگی ناخواسته، حاملگی با سابقه بیماری خاص زمینه ای، ژنتیکی یا ارثی و …) اثرات این نگرانی ها بر روی بدن چندین برابر خواهد شد، لذا بهداشت روان دوران بارداری از مسائلی است که امروزه بسیار مورد توجه است و نیاز به کمک و حمایت اطرافیان دارد.


واکنش های مادر نسبت به بارداری و پس از آن
 

در سه ماهه اول: کودک آینده هنوز برای مادر یک واقعیت به حساب نمی آید. جنین هنوز به مفهومی جزئی از بدن خود مادر است تا یک شخصیت مستقل. احساسات متناقض مادر نسبت به بارداری ممکن است به از دست دادن تمایل نسبت به شوهر، خانواده و جهان پیرامون وی منجر شود.
در سه ماهه دوم: حرکات جنینی، افزایش اندازه آن و سایر تغییراتی که رخ می دهد مادر را از اینکه کودکش یک مقوله جداگانه ای است، آگاه می سازد. او همچنین شروع به رویابافی در مورد کودک می کند. در این زمان زن ممکن است احساس وابستگی بیشتر به تنها بودن را عنوان کند.
در سه ماهه سوم: مادر یک تنش رو به فزونی و افزایش ناراحتی فیزیکی را احساس می کند. او معمولاً علاقمند است که زایمان شروع شود و در عین حال دچار ترس از مرگ در حین زایمان نیز می شود که این ترسها می تواند به بی خوابی و افسردگی زن بیانجامد.
در طی زایمان: مادر با واقعیت بچه دار شدن که با ترس از آسیب و مرگ همراه است مواجه می شود. ممکن است انقباضات رحمی مادر در زمان ورود به بیمارستان در اثر واکنش ترس متوقف شود. با پیشرفت زایمان مادر ممکن است نداند که چه زمانی کمک بخواهد و این مسئله نیز موجب استرس مادر شود. او همچنین ممکن است نگران کثیف کردن خود بوده و حس کند که شدیداً نگران ادامه زایمان است. مادر خود را به مدت متغیری نسبت به کودک غریبه احساس می کند. او مدت 9 ماه کودک خود را در ذهن خود پرورانده و ممکن است نتواند تصورات رویایی خود را با کودک واقعی انطباق دهد.
پس از زایمان: مادر ممکن است احساسات و ایده های از پیش تعیین شده متعددی درباره کودک خود داشته باشد. اگر روابط و مناسبات مادر با مادر خودش خوب بوده باشد در نقش جدید، با کشمکش های درونی کمی مواجه خواهد شد ولی اگر مادر احساس خشم یا نفرت نسبت به مادر خود داشته باشد فشارهای روانی زیادی را ممکن است تحمل کند. بسیاری از رفتارهای ظاهراً غریزی او نسبت به کودکش از روی اعمال مادرش تقلید و الگوسازی شده است. اگر او اشکالی در نحوه پرورش خود توسط مادرش بیابد، در پرورش فرزند خود دچار شک و تردیدهای فراوانی خواهد شد که این تردیدها خود نگرانی هایی را بدنبال خواهد داشت. همچنین ممکن است دوره کوتاهی از افسردگی را تجربه کند که علت آن ممکن است کاهش استروژن سرم باشد و در اثر عدم انطباق انتظارات قبل از زایمان مادر با واقعیات پس از آن تشدید یابد.


عوامل ایجاد کننده واکنش ها:
 

1- دوران طفولیت مادر: چنانچه مادر در این دوران از خاطرات خوبی برخوردار بوده و در مراحل نخستین رشد با مادر خویش ارتباط های گرم و ارضاءکننده ای داشته باشد بی شک مراحل همانندسازی خود را با مادر طی نموده و آماده پذیرش نقش مادری می باشد. چنین مادری بارداری را عاری از مشکلات روانی تحمل می کند.

2- روابط با همسر: احساس عدم امنیت، ترس از جدایی و طلاق و نگرانی از آینده کودک از عوامل مؤثر در حالت روانی زن باردار است که بارداری را غیر قابل تحمل خواهد کرد.

3- مشکلات و نگرانی های اقتصادی: فقر اقتصادی و ترس از تأمین مالی کودک پس از تولد سبب پریشانی فکر و اضطراب زن باردار شده و ممکن است موجب تشدید ترسهای نهفته وی گردد.


برخی منابع فشارهای روانی
 

رفتار همسر، ناسازگاری با نقش بارداری خود، حاملگی پرخطر، حاملگی بالا (بدلیل یکنواختی و تکراری بودن وضعیت مادر)، عوامل محیطی (تغییر و تحولات روز افزون، شهرنشینی، شاغل بودن و …)، عوامل و رویدادهای غیر قابل پیش بینی، طولانی بودن بارداری (تصور 9 ماه بارداری برای برخی مادران قابل تحمل نیست)، عوامل فشارزای شخصی مثل مشکلات خانوادگی، ترس از آینده، مشکلات و درگیری های روزمره زندگی، و… ، استرس مربوط به کار، تغییرات فیزیکی در بارداری مثل کمردرد، میگرن، تهوع و استفراغ، افزایش نیاز به ادرار کردن، خستگی و… ، تغییرات هورمونی که منجر به جریانات خلقی و هیجانی می شود، نگرانی در مورد سلامت خود و کودک، نگرانی در مورد زایمان و تولد، نگرانی در مورد والد شدن، افزایش نگرانی ها با تغییر شکل خانوادگی، نگرانی هایی در مورد وضعیت اقتصادی، استرس ناشی از وجود کودک جدید در خانه. برای والدین با تعداد فرزند زیاد نگرانی در مورد همه موارد بالا افزایش خواهد یافت، علل ناشناخته و … .
راه کارهای ارتقاء سطح بهداشت روان در دوران بارداری پذیرفتن بارداری به عنوان یک مرحله حساس در زندگی مشترک و داشتن اطلاعات لازم در خصوص تغییرات بارداری توسط زن و همسرش، مشاوره قبل از باروری و مراقبت کامل در طول بارداری، ایجاد محیطی امن و توأم با آرامش و آسایش روانی و جسمانی، همدلی و هم دردی همسر با ناراحتی های بارداری و در صورت لزوم تماس با پزشک و طرز برخورد و رفتار پزشک با او، در دسترس قرار دادن تلفن بیمارستان، اورژانس و پزشک، همکاری و مشارکت همسر در انجام کارهایی که به عهده زن بوده، شناسایی علائم استرس و خطرات همراه با آن که مادر و کودک در معرض آن هستند، شناسایی منابع و عوامل استرس زا، تأکید جهت یاد گرفتن آرامش یا آرام بودن و همچنین مادر بتواند موقعیت هایی را که استرس زا هستند کنترل کند، اجرای «برنامه والد شدن قبل از تولد» که در آن مادر قبول کند که مادر شده و پدر قبول کند که پدر شده است و هر کدام در مورد نقش خود به عنوان پدر و مادر مطالعه و سعی در سازگاری با این نقش نمایند، استراحت و تغذیه کافی، تعیین اهداف واقع بینانه، کمال گرا نبودن، آرام سازی عضلانی، مثبت گرا بودن، اعتقاد به باورهای مذهبی و دینی و دعا کردن، تمریناتی مثل یوگا، قدم زدن، کلاسهای تمرین قبل از تولد، ترک عادت های غلط مثل نوشیدن، دود کردن و مصرف برخی داروها، صحبت کردن با شوهر، دوستان و وابستگان، رها کردن هیجانات با جلب حمایت اجتماعی به خصوص حمایت اطرافیان، مطالعه و اجرای راهکارهای بی ضرر دیگر جهت افزایش سطح بهداشت روان مادران.

منبع: Stress management G. Wells 2007.
منبع: نشریه پیام پزشک، شماره 46.