با فرزند خود هرگز اینگونه رفتار نکنید!

با فرزند خود هرگز اینگونه رفتار نکنید!
والدین مسئولیت پذیر، حاضرند هر کاری را انجام دهند تا یک زندگی شاد و موفقی را برای فرزندان خود فراهم کنند؛ اما آن‌ها گاهی رفتار‌هایی را به اشتباه انجام می‌دهند که برای فرزندشان ضرر‌هایی را به همراه دارد.

والدین مسئولیت پذیر، حاضرند هر کاری را انجام دهند تا یک زندگی شاد و موفقی را برای فرزندان خود فراهم کنند؛ اما آنها گاهی رفتارهایی را به اشتباه انجام می دهند که برای فرزندشان ضررهایی را به همراه دارد. کودکان از بدو تولد مدام در حال تجزیه و تحلیل رفتارهای والدین خود هستند، از این رو هر رفتار نادرستی ممکن است مسیر ذهن آنها را به بیراه منحرف کند و آینده آنها را تحت تاثیر قرار دهد.
از آنجایی که آینده هر فرد متاثر از دوران کودکی می باشد، بهتر است نسبت به رفتارها و گفتارهای خود با کودکان دقت بیشتری داشته باشیم. ما در ادامه درمورد برخی از رفتارهای اشتباه والدین و تاثیرات منفی آنها در زندگی آینده کودکان با شما صحبت می کنیم.

با فرزند خود هرگز اینگونه رفتار نکنید!

عدم ابراز احساسات به فرزندان
کودکان پس از شناخت محیط و افراد پیرامون خود، پدر مادر را مهم ترین فرد زندگی خود می دانند؛ با این وجود اگر کودکی عشق و علاقه کافی را از پدر مادرش دریافت نکند چه پیش می آید؟ مطمئنا عزت نفس او زیر سوال می رود؛ به گونه ای که دیگر خودش را هم دوست ندارد. این طرز فکر می تواند در آینده بر روی نگاهش به ظاهر خود هم تاثیر بگذارد. از این رو مدام از اندام و یا چهره خود عیب و ایراد می گیرد و تصمیم می گیرد تا جراحی های زیادی را برای تغییر خود انجام دهد.
برخی دیگر به جای اصلاح رفتار خودشان، مدام رفتار بچه ها را با ذره بین نگاه خود بررسی می کنند. آنها سعی دارند تا تمام کمبودهای عاطفی خود را روی فرزندانشان جبران کنند. به همین دلیل آنها را تحت کنترل خود در می آورند. آیا واقعا هر فرد دوست دارد مدام تحت کنترل باشد؟ پس بهتر است که احساسات واقعی خود را با کودکانمان به اشتراک بگذاریم.

کنترل همه چیز توسط والدین!
پدر مادرها گاهی فراموش می کنند که فرزندشان بزرگ شده است و می تواند خودش برای زندگی اش تصمیم بگیرد. اگر شما همیشه بخواهید فرزند خود را تحت کنترل داشته باشید، آنها از لحاظ احساسی بزرگ نمیشوند و در آینده نمی توانند به خوبی با اطرافیانشان ارتباط برقرار کنند. در حقیقت نمی توانند یک رابطه عاطفی سالم داشته باشند. زیرا به تنهایی قادر به تصمیم گیری نیستند و به تنها چیزی که فکر می کنند خودشان است. همین موضوع باعث میشود که آنها مدام با دیگران اختلاف نظر داشته باشند.

گرفتن قدرت تصمیم گیری از کودکان
زمانی که پدر مادرها برای فرزندانشان تصمیم می گیرند، در واقع قدرت اختیار و مستقل بودن را از آنها می گیرند. هر کودکی باید بتواند خودش برای زندگی اش تصمیم بگیرد. البته این بدان معنی نیست که پدر مادر هیچ دخالتی در آن نداشته باشد، بلکه باید از دور نظارت و حمایت های لازم را داشته باشید.
اگر کودکتان قدرت تصمیم گیری نداشته باشد، به تنهایی قادر به حل کردن مشکلاتش نیست. در این شرایط آنها حتی در بزرگسالی هم برای تصمیم گیری به تایید فرد دیگری نیاز دارند. به مرور زمان آنها نمی توانند جایگاه اصلی خود را در جهان پیدا کنند، چون هیچوقت نمی دانند دقیقا از زندگی چه می خواهند.

در مقابل آنها هرگز دعوا نکنید!
فرزندانی که همیشه شاهد دعوا و مشاجره والدین خود بوده اند، در بزرگسالی دو نوع رفتار را از خود بروز می دهند: یا اینکه از بحث کردن بیزارند و به شدت از آن دوری می کنند و یا اینکه مدام می خواهند به دیگران آزار برسانند. در چنین شرایطی دخترها سعی می کنند به مردها نشان دهند که از آنها قوی ترند و پسرها هم همان رفتار پدر خود را الگو قرار می دهند. در بعضی از موارد هم آنها متوجه رفتار اشتباه خود میشوند و برای فاصله گرفتن از آن به مواد مخدر و الکل روی می آورند.

عواقب درخواست غیر منطقی از فرزندان
از آنجایی که کودکان به پدر و مادر خود اعتماد دارند، تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا خواسته آنها را رد نکنند. اما اگر در این راه با شکست مواجه شوند، خودشان را سرزنش می کنند و به این باور می رسند که لیاقت عشق آنها را ندارند.
زندگی کردن با چنین والدینی دشوار است؛ زیرا فرزندان آنها باید مدام در پی برطرف کردن خواسته ها و انتظارات غیر واقعی آنها باشند. در واقع آنها مدام می خواهند در مسیر موفقیت پیشی بگیرند و اگر هم شکست بخورند افسرده و دلسرد میشوند. این نوع رفتار ابتدا به پدر مادر و سپس به فرزندان آسیب می رساند و مانع لذت بردن آنها از زندگی میشود.

توجه نکردن پدر به فرزندان به خصوص دختران!
فرقی ندارد که فرزند شما دختر باشد یا پسر، عدم توجه شما به عنوان یک مهم ترین و اصلی ترین عضو خانواده، در شخصیت او در سنین بالاتر تاثیر منفی می گذارد. شجاعت و رشد شخصی کودک تا حد زیادی به پدر خود وابسته است. در این شرایط اگر فرزند شما توجه لازم را از پدرش دریافت نکند، چه پیش می آید؟
پسرها معمولا مقلد رفتار پدران خود هستندو دخترها نیز در برقراری یک رابطه رمانیتک با مشکل مواجه میشوند. موضوع مهم در اینجا معنا پیدا می کند که دختران معمولا مردی را انتخاب می کنند که کاملا به پدرشان شبیه باشد؛ بنابراین طبیعی است که در این شرایط دچار سردرگمی شوند و یا نسبت به تمام مردهای بدبین میشوند.

سرکوب کردن احساسات کودکان
در بعضی از مواقع والدین، فرزندان را به دلیل برخی از رفتارهایی که از خود نشان می دهند سرزنش می کنند. در ابتدا باید بدانید که هر چه بیشتر یک فرد احساسات خود را کنترل کند، منزوی و گوشه گیر میشود. چنین افرادی در بزرگسالی نمی توانند به راحتی احساسات خود را با دیگران در میان بگذارند و یا در عصبانیت ناگهان به بدترین شکل ممکن از کوره در می روند. پس بهتر است که با رفتار خود شرایطی را فراهم کنیم تا کودکان به راحتی بتوانند احساسات خود را بروز دهند.

ویکی روان؛ بهترین سایت روانشاسی کودک و نوجوان
مشاوره کودک و نوجوان، نوعی از خدمات روانشناسی در مرکز مشاوره آنلاین کودک و نوجوان ویکی روان (www.wikiravan.com/childpsychology)  است که به طور تخصصی بر روی مشکلات کودکان و نوجوانان تمرکز دارد. مشاوران کودک به درمان اختلالات دوران کودکی کمک می کنند. در مسیر تربیت فرزند، آموزش های لازم را در اختیار والدین قرار می دهند و به طور کلی در جهت افزایش سلامت روان کودکان و نوجوانان قدم بر میدارند. مشاوره کودک آنلاین، به شما کمک می کند تا با فرزندتان رخورد اصولی تری داشته باشید و از اشتباهات و سهل انگاری های آسیب زا در هنگام تربیت آنها بپرهیزید؛ در این صورت می توانید نقش خود را به عنوان والدین به بهترین نحو ایفا کنید و سلامت روحی و روانی فرزندتان را تضمین کنید. اگر می خواهید اطلاعات بیشتری در زمینه مشاوره روانشناسی کودک بدست آورید؛ تا پایان این مطلب با ما همراه باشید.

تمسخر: چطور از همان آغاز مهارش کنیم

تمسخر: چطور از همان آغاز مهارش کنیم

تمسخر: چطور از همان آغاز مهارش کنیم

بخواهید یا نخواهید، مسخره کردن و دست‌انداختن یکدیگر، واقعیت زندگی‌ یا دست‌کم زندگی پیش از بلوغ است. دیر یا زود، همه‌ی بچه‌ها خواهند آموخت که کلمات قدرت فوق‌العاده‌ای دارند، و همانطور که شاید خودتان تا کنون پی برده باشید، احتمال زود رخ دادن این قضیه بسیار است.
در حال حاضر کودک مهد‌کودکی شما سرگرم کشف موقعیت‌های اجتماعی و روابط دوستانه است. متاسفانه، مهارت‌های اجتماعی وی هنوز به بالاترین سطح خود نرسیده‌اند. برای مثال، کودک شما ممکن است به کودک دیگری بگوید «تو دیگه بهترین دوست من نیستی» یا «چه کفشای زشتی پات کردی»، زیرا که هنوز مهارت‌های پیچیده‌ی برقراری ارتباط را که برای بانزاکت بودن نیاز دارد به خوبی یاد نگرفته است. حتی ممکن است یکی از دوستانش را سرزنش کند که «تو احمقی»، در حالی که تنها می‌خواسته بگوید از اینکه وی زنگ تفریح را با کس دیگری بوده ناراحت شده است. مهدکودکی‌ها ممکن است طعنه‌های کلی چون «کله‌گنده» یا «خُل» را بی‌اختیار به زبان آورند، ولی همچنین روی برخی از صفات خاص نیز تمرکز دارند، مثل عینک‌زدن؛ و گاهاً برای تعریف گروه‌های اجتماعی از استهزا استفاده می‌کنند («بچه‌ننه، تو نمی‌تونی با ما بازی کنی»).
همچنین کودک 5 ساله‌ی شما ممکن است به این دلیل دیگران را مسخره کند که –هرچند به اشتباه- به او یاد داده‌اند اینطور با دیگران برخورد کند. اگر خانواده، دوستان، برادران و خواهران یا برنامه‌های تلوزیونی مورد علاقه‌ی وی ریشخند، استهزا و بی‌احترامی را به عنوان رفتارهایی قابل‌قبول و عادی نشان دهند، تعجبی نخواهد داشت که وی از آنها تقلید کند. و اغلب مهدکودکی‌ها خود را در دو سوی آزار می بینند – مسخره کننده و مسخره شونده.


چه کنیم اگر فرزندمان مورد تمسخر قرار گرفت ؟


کار زیادی از شما برای اجتناب از مسخره شدن فرزندتان از جانب دیگر کودکان بر نمی‌آید، امّا می‌توانید به وی بیاموزید که چگونه از پس این عبارات برخورنده بر بیایند:
در درد او شریک شوید. تصدیق کنید که مسخره شدن دردآور است. بگذارید کودک‌تان بداند که شما درکش می‌کنید –«وقتی اون پسره بهت گفت بچه‌ننه عصبانی شدی نه ؟»- و پیشنهاد کنید که به مسخره کننده بگوید که چقدر باعث جریحه‌دار شدن احساسات وی شده است. او را تشویق کنید با کودکانی بازی کند که با وی رفتار خوبی دارند و احساس خوبی در او به وجود می‌آورند.
هدایت‌اش کنید. به کودک 5 ساله‌ی خود بگویید گرچه نمی‌تواند آنچه را که دیگران می‌گویند کنترل کند، می‌تواند در مورد نحوه‌ی واکنش خود تصمیم‌ بگیرد. از وی بپرسید که آیا ایده‌ای درباره‌ی کنار آمدن با آن دارد، و توضیح دهید که گزینه‌های متعددی برایش وجود دارد. می‌توانید حتی یک نمایش راه بیاندازید – که در آن شما نقش فرزند خود و کودک نقش آزاردهنده‌اش را بازی می‌کند. برای مثال اگر او بگوید «تو نمی‌تونی اینجا با من غذا بخوری، چون خیلی احمقی!»، می‌توانید پاسخ دهید که «من احمق نیستم، تازه کلی دوست دیگه دارم که امروز غذا رو با اونا می‌خورم» یا می‌توانید به او بیاموزید که در پاسخ دادن گردن‌کلفتی نکند. اگر تمسخر موجب تحریک و عصبانیت کودک شما نشود، فرد مسخره کننده احساس قدرت یا لذت از اذیت کودک شما را نخواهد داشت. وقتی کودکتان را مسخره می‌کنند، او می‌تواند به کار خودش ادامه دهد و یا به سادگی راه خود را کشیده و برود. 
به او یاد بدهید که کمک بخواهد. از سر گذراندن تمسخر بلوغ زیادی می‌طلبد، پس از کودک خود انتظار نداشته باشید که بتواند با خونسردی با قضیه کنار بیاید. اگر وی از مسخره شدن در مدرسه به شدت ناراحت است – به خصوص اگر این وضعیت ادامه دار باشد- لازم است که (در کنار شما) با معلم خود دراین باره حرف بزند. به گفته ی شنک « معلم می تواند با تشویق مهارت های مثبت اجتماعی در کودک شما و کمک به ایجاد طیف گسترده ای از روابط دوستانه، از کودک تان حمایت نماید.» اگر فرزندتان به سبب این موضوع در وضعیت بغرنجی قرار گرفته است، به دنبال مشاوره حرفه ای بگردید.
برخلاف پند و توصیه ی خود عمل نکنید. چه بسا تمسخری که موجب ناراحتی کودتان شده است نه از جانب هم کلاسی هایش، بلکه از سوی شما باشد – و ممکن است شما اصلا متوجه آن نباشید. دست‌انداختن دلسوزانه روشی شگفت‌انگیز برای پرورش حس شوخ‌طبعی‌ست، ولی اجازه دهید کودک‌تان در این کار راهنما باشد. اگر به خوبی واکنش نشان نمی‌دهد، شاید موضوع مورد بحث از لحاظی تحریکش کرده است. پس در موضوعی که با آن درگیر است ، موضوعاتی چون ترس از تاریکی یا غلبه بر لکنت عصبی – که تنها موجب شرمندگی وی خواهد شد شوخی نکنید. و هیچ‌وقت لحن زننده به خود نگیرید: اسم‌گذاشتن و پوزخند مجاز نیستند. البته مهم‌ترین قاعده‌ این است که در ملاعام کودک خود را دست نیاندازید. خواندن وی با الفاظی چون «عروسک کوچولوی من» یا «تپل» در برابر هم کلاسی یا دوستانش مطمئناً موجب شرمندگی وی خواهد شد. با رعایت حدود شوخی، به کودک خود نشان خواهید داد که چطور بدون ناراحت کردن دیگران به شوخی و خنده بپردازد.


وقتی کودک مهد‌کودکی‌تان دیگران را دست می‌اندازد و مورد تمسخر قرار می‌دهد چه باید کرد ؟


از کوره در نروید. گرچه شنیدن طعنه‌هایی که از دهان کودک شما خارج می شود برایتان ناراحت کننده است، خونسردی خود را حفظ کنید و در مقابل میل به متوقف کردن او مقاومت کنید. به یاد داشته باشید که وی قطعاً به دنبال واکنشی می‌گردد. به عقیده‌ی شنک «شما ممکن است به اشتباه با از کوره در رفتن خود تمسخر را تقویت نمایید». با خونسردی کامل به او بفهمانید که استفاده از آن کلمات موجب ناراحتی دیگران می‌شود، و به یادش آورید که چه احساسی از مورد تمسخر قرار گرفتن یا طرد شدن از جمع دوستان خواهد داشت.
بر روان‌شناسی و تلقین تمرکز کنید. دلیل این طعنه زدن‌های کودک هرچه باشد، صحبت با کودک 5 ساله‌تان در مورد تبعات رفتارش به وی کمک خواهد کرد که بتواند خود را جای دیگران بگذارد. پس به یادش آورید که مثلا اگر کسی بگوید لحن او زننده بوده است، احساس بدی خواهد داشت. بگذارید بداند که اشاره به تفاوت‌های دیگران اشکالی ندارد، ولی به رو آوردن آنها درست نیست. تاکید کنید که شکل ظاهر یک نفر هیچ ربطی به این که در باطن چه‌طور آدمی‌ست ندارد. و دقت کنید که خودتان الفاظ منفی در مورد ظاهر دیگران به کار نبرید.
رقابت در تمسخر را کاهش دهید. اگر کودک مهدکودکی شما خواهر خود را دست ‌می‌اندازد، شاید به این معنا نباشد که از دست او ناراحت یا عصبانی‌ست، شاید تنها به این خاطر باشد که نیازمند توجه بیشتری از جانب شماست. برای کاهش طعنه‌های فرزند اول‌تان مطمئن شوید که به اندازه‌ی کافی وقت با او می‌گذرانید. اگر او خواهر کوچک‌ترش را اذیت می‌کند، سعی کنید با سپردن فرزند کوچک‌تر به او این وضعیت را اصلاح کنید. به یادش آورید که وی بزرگتر است و بازی‌های زیادی بلد است که می‌تواند به خواهر کوچک‌ترش بیاموزد. در مورد چیزهایی که  او خود وقتی کوچک‌تر بود دوست داشت، حرف بزنید؛ و تشویق‌اش کنید که آنها را به خواهر کوچک‌ترش بیاموزد. توانایی خنداندن خواهر کوچک‌تر به او حس اهمیت و مفید بودن خواهد داد، و نداشتن چنین حس‌هایی نخستین علل مسخره کردن است.

 

 

بی توجهی: چرا اتفاق می‌افتد و با آن چه باید کرد؟

بی توجهی: چرا اتفاق می‌افتد و با آن چه باید کرد؟

بی توجهی: چرا اتفاق می‌افتد و با آن چه باید کرد؟

منظورتان را واضح بیان کنید و سعی کنید درخواست‌هایتان واقع بینانه باشد. اطمینان حاصل کنید که درخواستتان مشخص و قابل انجام دادن است. اگر بگویید «پارکینگ رو تمیز کن»، کودکتان ممکن است خرت و پرت ها را کمی مرتب کند. اما اگر بگویید « پارکینگ رو جارو بزن و روزنامه ها رو مرتب یک جا بچین »، در آن صورت فرزندتان می‌داند که دقیقاً چه کار باید بکند. همچنین سعی کنید چیزی را که می‌خواهید، از نظر زمانی هم واضح و مشخص باشد. بهتر است به او بگویید که ساعت 9 در رختخواب باشد تا اینکه به او هشدار دهید که تا دیروقت بیدار نماند.
از آنجایی که برخی کارها هنوز برای کودکان در این سن و سال ترسناک به نظر می رسند، بهتر این است که کودکتان را بار اول در انجام کارهای بزرگ راهنمایی کنید. اگر او قبلاً هرگز باغچه را آب نداده است، به او نشان دهید چگونه دقیقا این کار را انجام دهد. این کار نه تنها باعث نزدیکی بیشتر شما به فرزندتان می شود، بلکه دفعه بعد که از او می خواهید باغچه را آب دهد، دیگر نگران این که چطور انجامش دهد نخواهد بود.
درخواست های خود را به صورت ساده و قابل فهم بیان کنید. فرزندتان ممکن است شما را نادیده بگیرد، به این دلیل که نمی فهمد از او چه چیزی می خواهید. سعی کنید دستوراتتان تا حد ممکن ساده باشد و بیشتر از سه یا چهار مرحله نباشد.
تا به آخر کارهای کودکتان را دنبال کنید. اگر از کودک مهد کودکی تان می خواهید که برای رفتن به مهد لباس هایش را بپوشد، هر گامی را که او برای رسیدن به هدف مورد نظر بر می‌دارد با تشویق خود مورد حمایت قرار دهید. هنگامی که از او می خواهید که با توپش در خانه بازی نکند و او همچنان به کار خود ادامه داده و از دیوار به عنوان تخته بسکتبال استفاده می‌کند، توپ را از دستش درآورید تا اینکه حاضر به همکاری شود.
به کودک مهد کودکی خود انگیزه بدهید. واقعیت این است که همه ما وقتی که فرزندمان چندین بار لجمان را در می‌آورد  وسوسه می شویم که بگوییم، «چون که من می‌گم!». اما راه های بهتری وجود دارد که فرزندتان را به همکاری با خواست‌های خود تشویق کنید. یادتان باشد قرار نیست که او خواست شما را انجام دهد به این دلیل که از انجام ندادن آن می ترسد. شما از فرزندتان می‌خواهید که کار صحیح را انجام دهد، چون که او خودش می خواهد. کودکان مدرسه ای عاشق این هستند که کسی را خشنود کنند، بنابراین تمجید و تشویق می‌تواند در پیروی فرزندتان از خواست های شما بسیار موثر باشد. («علی جان، خیلی ممنون از این که خودت صبحانه را درست کردی» یا «خدای من، تو واقعاً دیگه بزرگ شدی، مگه نه؟»)
همچنین می توانید به فرزندتان برای انجام آنچه که از او می خواهید، انگیزه بدهید: «وقتی قطعات پازل رو در جعبه اش گذاشتی، می ریم پارک بازی می کنیم» (نکته: نگویید «اگه قطعات پازل رو در جعبه بگذاری»). همچنین کودکان در این سن و سال ممکن است از نوشتن قرارداد خوششان بیاید. به طور مثال قراردادی که می‌گوید: سارا هر بار که دوش می‌گیرد حوله اش را آویزان می‌کند و لباس هایش را در سبد می‌گذارد. وقتی او این کار را به مدت یک هفته به طور مرتب انجام داد، مامان او را همراه یک دوست به استخر می‌برد. قرارداد را امضا کنید و اجازه دهید که کودک نیز آن را رنگ آمیزی کند. سپس آن را در جایی قرار دهید که در معرض دید او نیز باشد. فرزندتان نه تنها احساس می‌کند که او در این ماجرا دخیل است، بلکه از آن میزان مسئولیتی که قرارداد به او محول کرده است نیز راضی و خوشنود است. 
از کلمات دیگری به جای «نه» استفاده کنید. اگر وقتی به فرزندتان نه می گویید توجهی نمی کند، شاید به این خاطر باشد که آن را به کرات شنیده است. راه های دیگری را برای نه گفتن امتحان کنید. به جای این که فریاد بزنید، «نه! با توپ تو آشپزخونه بازی نکن»، به طور مثال بگویید، «لطفاً برو تو حیاط توپ بازی کن». و به جای این که به کودک بگویید، «نه، نمی تونی الان آب نبات بخوری»، بگویید، «می تونی از یخچال میوه برداری بخوری» یا «می تونی بعد از ناهار میوه بخوری». هنگامی که به کودک حق انتخاب می‌دهید، در حقیقت به او این فرصت را می‌دهید که به شیوه‌ای قابل قبول به ابراز وجود بپردازد.
همچنین در صورت امکان به جای «نه» ، «بله» بگویید و از هر فرصتی برای تشویق کودک به جای منصرف کردنش استفاده کنید. به طور مثال، اگر کودک از ایده نقاشی کردن اتاقش به وجد آمده است، با جمله «حتماً می تونی امتحان کنی!» یا «بابا کمکت می کنه» به او پاسخ دهید که به نظر می رسد به مراتب مثبت تر از عبارت «این طور فکر نمی کنم» باشد.
طبیعتاً بسیاری اوقات لازم است با قاطعیت کودک را از خوردن شیرینی قبل از شام یا بازی کردن با کامپیوتر تا نیمه شب منع کنید. نکته این است که فقط هنگامی که مجبور هستید، این کار را بکنید. اگر محیطی را ایجاد بکنید که هم امن و هم مهیج باشد، فرزندتان می‌تواند استقلال فردی اش را تجربه کند در حالی که بسیار کم از انجام کاری منع می شود. 
سعی کنید قابل فهم باشید. تصور کنید که در حال خواندن یک رمان هستید یا با دوستی صحبت می‌کنید که یکدفعه کسی از شما می خواهد از کاری که انجام می دهید دست بکشید، چون که همین الان باید کار دیگری را انجام دهید. واقعیت این است که همیشه فرصت نداریم فرزندانمان را برای سوار شدن به اتومبیل یا آماده شدن برای مدرسه تشویق کنیم. اما هروقت امکان داشت، قبل از این که ناگهان به فرزندتان بگویید کاری را انجام دهد، او را مطلع کنید؛ این می تواند بسیار مفید باشد. همچنین می توانید بگویید: «عزیزم تا 10 دقیقه دیگه میریم، پس کارت رو تموم کن.» اگر فرزندتان مثل اکثر کودکان باشد در صورتی که به او بگویید  بساط اسباب بازی را جمع کند یا مهمانی را ترک کند، بر آشفته نمی شود. اما لا‌اقل به او گفته شده که وقت رفتن است.
اگر فرزندتان به جای اینکه به حرفتان گوش دهد غالباً به شما بی توجهی می کند، راجع به این مشکل با پزشک کودک صحبت کنید. پزشک ممکن است که تست شنوایی یا آزمونهای رشد را توصیه کند.
برای در میان گذاشتن افکار و نگرانی های خود درمورد رفتار فرزندتان با سایر والدین هم مشورت کنید. 

نافرمانی کودک پیش دبستانی

نافرمانی کودک پیش دبستانی

نافرمانی کودک پیش دبستانی

چرا کودکان پیش‌دبستانی از والدین خود فرمان نمی‌برند ؟

کودک دبستانی شما به لطف خدا از مرحله‌ی جیغ و داد و دعوا گذشته است. ولی هنوز هم نمی‌توان گفت فرمان‌بردار است. در واقع، وقتی برای شام صدایش می‌کنید از آمدن خودداری می‌کند، درخواست شما را برای برداشتن جوراب‌هایش نادیده می‌گیرد، و هرگاه از او می‌خواهید زباله‌ها را بیرون ببرد با یک “برای چی ؟” جدی و مطمئن پاسخ‌تان را می‌دهد.
شاید از خود بپرسید «پس چه اتفاقی داره می‌افته ؟»، «من در تربیت بچه‌م قاصر بودم، یا اون فقط می‌خواد حال منو بگیره ؟»
باور بکنید به احتمال زیاد هیچ اشتباهی در کارتان نیست. گرچه ناامیدکننده، ولی عادی ست که کودک دبستانی خط قرمز‌ها و انتظارات والدین را امتحان کند. به گفته ی سوزان آیرز دنهام، استاد روان‌شناسی در دانشگاه جورج میسون درفیرفاکسِ ویرجینیا، در دوران حاضر «نافرمانی یافتن راهی برای قبولاندن حقوق خود به دیگران است».
وقتی کودک دبستانی شما به بلوغ نزدیک‌تر می‌شود و چیزهای بیشتری از دنیای اطراف خویش می‌آموزد، عقاید خود را در مورد روابط و قواعد شکل می‌دهد (یا عقاید دیگران را می‌پذیرد). پس اگر تلاش می‌کند که با مقاوت در برابر شما و راهنمایی‌های «احمقانه‌تان» حرف خود را به کرسی بنشاند، تعجب نکنید. گرچه، برخلاف کودکان کم‌سن‌تر، اگر از فرزند بالغ‌ پرخاش‌گر خود بخواهید کاری را که دوست ندارد انجام دهد، احتمالا عصبانی نخواهد شد. ولی ممکن است وانمود کند که نشنیده است، یا بسیار آهسته و یواش به درخواست شما پاسخ دهد. («منظورت این بود . . . که اون جورابا رو امروز بردارم ؟»)

برای مقابله با نافرمانی چکار می‌توان کرد ؟

درکشان کنید. وقتی از کودک خود می‌خواهید برای ناهار بیاید و او فریاد می‌زند که «الان نه!» و اگر دوباره خواستید که به هر حال بیاید و عصبانی شد، خود را جای او بگذارید. اگر در حال اسکیت بازی کردن با دوستان‌اش است، بگویید که می‌دانید ترکِ بازی کار سختی‌ست ولی غذا آماده شده است.
این کار برای این است که به او نشان دهید، علی‌رغم اینکه جزئی از مشکل بوده‌اید، ولی در واقع طرف او هستید. سعی کنید عصبانی نشوید (حتی اگر همسایه‌ها سرگرم تماشای این نمایش بین شما و کودک دبستانی‌تان باشند). مهربان و درعین حال درخصوص ضرورت آمدنش مصر باشید.
حد و حدودی مشخص کنید. کودکان دبستانی نیازمند – و حتی خواهان- محدودیت هستند، پس این محدودیت‌ها را وضع کنید  و مطمئن شوید که فرزندتان از آنها اطلاع دارد. حد و حدود را گوشزد کنید، «اجازه نداری بدون اجازه از تلفن استفاده کنی»، یا «یه بار که بهت گفتم باید بیای».
اگر فرزندتان (مثل هر بچه دیگری) در اطاعت از این حدود مشکل دارد، روی راه‌حل‌ها کار کنید. در مورد وضعیت پیش‌آمده صحبت کنید و سعی کنید که به عمق مسئله‌ی نافرمانی فرزندتان راه یابید.
شاید به این دلیل از انجام دادن تکالیف خانه خودداری می‌کند که در ریاضیات مشکل دارد. در این شرایط، یک بازی رایانه‌ای ریاضی یا چند جلسه‌ی تقویتی با برادر یا خواهر بزرگتر موثر خواهد بود. یا به این خاطر از پذیرش درخواست شما مبنی بر رفتن برای ناهار یا چیز دیگر سر باز می‌زند که به اندازه کافی وقت بیرون رفتن ندارد. اگر بداند که شما نیز به همراه او در پی یافتن راهی برای حل مشکل هستید، میزان نافرمانی خود را کاهش خواهد داد.
اخلاق و رفتار خوب را تقویت کنید. با این که تنبیه زبانی به هنگام نافرمانی فزرندتان وسوسه‌کننده است، توصیه می‌کنیم که زبان خود را نگه دارید. به گفته‌ی جین نلسون، نویسنده‌ی سری کتاب‌های «انضباط مثبت»، “وقتی رفتار بدی از کودک سر می‌زند، بلافاصله خود احساس بدی خواهد داشت. این فکر از کجا آمده است که برای بهبود رفتار کودکان، باید ابتدا کاری کنیم که احساس بدتری نسبت به خود داشته باشند ؟» در واقع این کار تنها به رفتاری منفی‌تر خواهد انجامید.
در عوض، سعی کنید وقتی فرزندتان کار خوبی انجام می‌دهد، او را تشویق کنید. به یاد داشته باشید، تادیب کودک دبستانی‌تان به معنای کنترل وی نیست – به جای آن به او بیاموزید که خود را کنترل کند.
تنبیه ممکن است او را به خوب رفتار کردن وادارد، ولی تنها از روی ترس است. بهتر است که او کار خوب را با میل خودش انجام دهد چون این‌کار روز را برای او خوشایند‌تر می کند و احساس خوبی در او ایجاد می‌کند.
معذلک به کودک خود بفهمانید که وقتی قانونی را زیرپا می‌گذارد، پیامدهایی خواهد داشت. به جای تنبیه، منطقی و روراست باشید: «اگه تو خونه با توپ فوتبال بازی کنی، مجبورم بذارمش تو گاراژ و دیگه بهت ندمش».
از بهانه‌ها استفاده‌ی مثبت کنید. وقتی کودک دبستانی شما به خاطر اینکه چیزی یا کاری مطابق میل‌اش نبوده، در آستانه‌ی عصبانی شدن قرار می‌گیرد، به او کمک کنید تا خونسردی خود را بازیابد. به جای دستور تنبیهی («برو تو اتاقت»)، وی را تشویق کنید که در گوشه‌ی مورد علاقه‌اش در اتاق‌خواب خود یا کاناپه‌ای راحت در نشیمن تنها بنشیند تا آرام گیرد.
شاید کودک شما حتی بخواهد «جایی برای تمدد اعصاب” برای خود پیدا کند – با یک بالش بزرگ، رواندازی نرم، و چند کتاب محبوب خودش. اگر از درخواست شما سر باز زد، پیشنهاد دهید که با هم کتابی بخوانید یا به پیاده‌روی بروید.
اگر باز مخالفت کرد، خودتان تنها بروید – فقط برای آرام شدن. این کار شما نه تنها مثالی خوب برای او خواهد بود، بلکه برای خودتان نیز فرصت استراحتی ارزشمند پدید خواهد آورد. آنگاه که هر دوی شما احساس آرامش کردید، زمان صحبت کردن در مورد رفتار مناسب فرا رسیده است.
به کودک دبستانی خود قدرت و اختیار بدهید. سعی کنید برای فرزند خود فرصتی برای بروز دادن استقلال شکوفاشده‌اش فراهم آورید. بگذارید خود لباس‌هایش را انتخاب کند (البته تا جایی که تمیز و فاقد لک یا سوراخ باشند).  به عقیده‌ی نلسون «این نوع مشارکت به این معنا نیست که کودک دبستانی شما همه‌کاره است. بلکه تنها نشان می‌دهد که به وی و نیازهایش اهمیت می‌دهید.»
راه دیگری برای اینکه به کودک‌تان کمک کنید بیشتر احساس اختیار کند این است به جای اینکه بگویید چه‌کار نمی‌تواند بکند، بگویید چه کاری می‌تواند بکند. به جای اینکه بگویید «نه، تو خونه با اون توپ بازی نکن»، بگویید «برو تو حیات تمرین کن.» کودک شما اکنون دیگر برای درک توضیح مسائل به اندازه‌ی کافی بزرگ شده است، پس به او توضیح دهید که چرا تمرین بیس‌بال در خانه کار اشتباهی‌ست.
موضوع دعوای خود را انتخاب کنید.  اگر می‌خواهد برای ناهار کیک بخورد و صبحانه کره‌ و ژله دوست دارد، اشکال این کار چیست ؟ برخی اوقات راحت‌تر است که از منظر دیگر به مسائل بنگرید – مثلاً به وقتهایی که موهایش را شانه نمی‌زند، یا لباس‌های تمیزش را به جای کمد لباس، زیر تختش می‌گذارد.
مصالحه. از شرایطی که ممکن است موجب تحریک نافرمانی کودک‌تان شود اجتناب نمایید. اگر چند وقتی‌ست که یکی از دوستان او عصبانی‌اش می‌کند، برای مدتی یک هم‌بازی دیگر را به خانه دعوت کنید. اگر از اینکه دیگران به کلکسیون ‌اش دست بزند متنفر است، پیش از آمدن مهمان‌ها آنها را در کمد بگذارید.
به هر جهت، اگر به ناگاه خود را در موقعیت بغرنجی یافتید، می‌توانید حد وسط را بگیرید. این روش 100 درصد کارایی ندارد، ولی ارزش امتحان را دارد.
به سن و توانایی‌های او احترام بگذارید. وقتی از کودک دبستانی خود می‌خواهید که تخت‌خوابش را مرتب کند، یا میز را تمیز کند، نخست مطمئن شوید که می‌داند چطور این‌ کار را انجام دهد. وقتی را صرف آموزش کارهای جدید به او کنید، و تا زمانی که به طور کامل در آن کار مهارت پیدا نکرده است با هم انجامش دهید. برخی اوقات آنچه به نظر نافرمانی می‌آید، تنها ناتوانی در انجام مسئولیتی دشوار ا‌ست که بر عهده‌ی کودک گذاشته‌اید.
در نهایت، به دنیای منحصر به فردی که کودک شما در آن زندگی می‌کند احترام بگذارید. به جای اینکه انتظار داشته باشید پس از بردن بازی بیاید و در در آماده کردن غذا به شما کمک کند چند دقیقه‌ای به او فرصت دهید تا از حالت خوشحالی پیروزی بیرون بیاید. («پسرم، پنج دقیقه دیگه می‌خوایم غذا بخوریم، پس لطفاً بازی رو تموم کن و میز رو بچین.»)
او احتمالاً دوست ندارد بازی را رها کرده و با چنگال و قاشق ور برود– در واقع، احتمال دارد که در تمام مدت این کار غرولند کند. ولی تا زمانی که صبور و پایدار باشید، کودک شما در نهایت خواهد آموخت که نافرمانی راه درستی برای دستیابی به آنچه می‌خواهد نیست.

چرا کودکان مهد کودکی پرخاشگر می‌شوند ؟

چرا کودکان مهد کودکی پرخاشگر می‌شوند ؟

چرا کودکان مهد کودکی پرخاشگر می‌شوند ؟

مهد کودک: کودکان خوشحال که دورهم می‌چرخند؛ دانش‌آموزان شاد و باهوش که کتاب‌ها و مدادرنگی‌هایشان را با هم شریک می‌شوند… بچه‌های رقیب که همدیگر را برای نفر اول بودن در صف هل می‌دهند.


علی‌رغم اینکه پرخاشگری برای شما (و دیگر والدینی که با آن روبرو می‌شوند) ناخوشایند است، در فرایند رشد کودک 5 ساله کاملاً عادی‌ست. در حقیقت، تقریباً هر کودکی در این سن اسباب‌بازی دوست خود را می‌دزدد، لگد می‌زند، مشت می‌زند، یا گاه به گاه داد می‌زند. برخی اوقات دلیل این امر یک ترس ساده است. برای مثال اگر کودک شما احساس می‌کند که از جانب کس دیگری به حاشیه رانده می‌شود ممکن است از کوره در برود. دیگر محرک‌ها بیشتر به شرایط پیش‌آمده بستگی دارند تا به غریزه. در نهایت، کودک مهدکودکی شما در حال تنظیم خود با یک برنامه‌ی جدید استرس زا و یادگیری مهارت‌های جدید است. وی ممکن است به راحتی از هرچه که سعی می‌کند انجام دهد عصبانی شود، و عصبانیت خود را سر هم‌کلاسی‌اش خالی کند. و برخی اوقات کودک شما فقط خسته و گرسنه است. او دقیقاً نمی‌داند چه‌کار باید کند، لذا با فریاد، دعوا یا خشم به این وضعیت واکنش نشان می‌دهد.


خبر خوب این است که، کودک شما به زودی بر قسمت عمده‌ی رفتار پرخاشگرانه‌ی خود غلبه خواهد کرد. در 5 سالگی، مهارت‌های زبانی وی تا حد زیادی توسعه یافته است و می‌آموزد که می‌تواند به جای مشت و لگد از کلمات برای حل مسائل خود استفاده کند. همچنین به واسطه‌ی آزمون و خطا (و کمک شما) می‌آموزد که از حرف زدن و بحث در مورد یک مسئله نتیجه‌ی بهتری می‌گیرد تا از نزاع و درگیری فیزیکی. در این حین، همچنان لازم است که کودک خود را به سمت رویکردی عاری از پرخاش به زندگی راهنمایی کنید  و چشم به راه مسائل عمیق‌تری باشید که رخ می‌دهند.


برای مقابله با پرخاش‌گری چه می‌توان کرد ؟


به سرعت پاسخ دهید. سعی کنید وقتی کودک‌تان پرخاشگری می‌کند سریعاً پاسخ دهید، تا همان لحظه بداند که کار نادرستی انجام داده است. وی را به مدت کوتاهی از وضعیت پرخاش‌گری خارج کنید – برای یک کودک مهدکودکی 5 دقیقه کافی‌ست تا در رفتارش بازنگری کند. همچنین می‌توانید در واکنش به پرخاشگری او مجوز کاری را از او بگیرید: مثلاً 15 دقیقه کمتر تماشای تلویزیون یا پول‌توجیبی کمتر. بهتر است که این کار را هر دفعه انجام دهید، تا کودک شما به طور کامل بداند که این کاهش‌ها به رفتار او بستگی دارد.
مثال بیاورید. مهم نیست که چقدر از دست او عصبانی باشید، سعی کنید از داد زدن، برخورد فیزیکی، و بَد نامیدن وی خودداری کنید. این کار به جای اینکه رفتار وی را تغییر دهد، به وی می‌آموزد که پرخاشگری کلامی و فیزیکی راهی برای برخورد در زمان عصبانیت است. در مقابل، با کنترل خشم خود و برخورد خونسردانه در مواقعی که پایش را از خط بیرون می‌گذارد، به وی مثالی خوب از نحوه‌ی برخورد ارائه دهید.


به برنامه وفادار باشید. تا جای ممکن، به طریقی یکسان به پرخاشگری‌های او پاسخ دهید. پاسخ کسل‌کننده و قابل پیش‌بینی شما (خیلی خب، باز هم دوستت‌رو زدی، دوباره جریمه می‌شی) الگویی پدید خواهد آورد که کودک شما آنرا تشخیص داده و انتظارش را خواهد داشت. در نهایت، پیش از اینکه مرتکب عملی اشتباه شود پیامدهای آن را پیش‌بینی خواهد کرد-

اولین قدم در کنترل رفتارش. حتی اگر در ملاعام کاری کند که شما را آزار دهد، به برنامه ی جریمه‌ی خود وفادار بمانید. اغلب بزرگترها وضعیت شما را درک می‌کنند، در نهایت، همه‌ چنین وضعیتی را تجربه کرده‌ایم. اگر مردم به شما خیره شدند، سخنی کنایه‌آمیز بگویید چون «چه سن دوست‌داشتنی‌ای!!» و بعد آنطور که خود تشخیص می‌دهید وضعیت را اداره کنید.


حال زمان خوبی‌ست برای اینکه به وی بیاموزید از شرایط و افرادی که موجب بروز پرخاش‌گری می‌شوند اجتناب کند، تا زمانی که راهی بهتر از مشت و لگدپرانی برای اداره‌ی مسئله بیابد. می‌توانید به وی کمک کنید که با خواندن کتاب‌هایی در این زمینه (با هم) خشم خود را کنترل کند.


حس مسئولیت را تقویت نمایید. اگر پرخاشگری کودک شما به دارایی‌های کس دیگری صدمه وارد سازد یا خرابی به بار آورد، باید خودش آن را درست کند. او می‌تواند یک اسباب‌بازی شکسته را با چسب بچسباند، یا اشیایی را که در زمان عصبانیت پرت کرده است جمع کند. حتی ممکن است لازم باشد که از پول‌توجیبی خود برای جایگزینی یا تعمیر شیئ مورد نظر استفاده کند. این کار را به عنوان یک تنبیه بروز ندهید، بلکه آنرا نتیجه ای طبیعی از عملی پرخاشگرانه بدانید ، کاری که هرکسی که چیزی را شکسته باشد باید انجام دهد.


همچنین مطمئن شوید که کودک‌تان وقتی پایش را از حدود فراتر می‌گذارد حتما عذرخواهی کند ، حتی اگر مجبور باشید خودتان وی را نزد فرد آسیب‌دیده ببرید و تا زمانی که عذرخواهی کند صبر کنید. عذرخواهی وی ممکن است در وهله‌ی اول ریاکارانه به نظر آید ولی درس مورد نظر را در نهایت خواهد آموخت.


به رفتار خوب جایزه دهید. به جای اینکه تنها وقتی که وی کار بدی می‌کند به وی توجه نشان دهید، سعی کنید وقتی کار خوبی می‌کند هم او را تشویق کنید. مثلاً: وقتی از او می‌خواهند نوبت بازی را به دیگری بدهد، به جای اینکه موس را از جایش بکند جای خود را به کودک دیگری که منتظر است می دهد، بگویید که چقدر به او افتخار می‌کنید. به او نشان دهید که کنترل نفس و حل دعوا  رضایت‌بخش‌تر از برخورد فیزیکی با دیگر کودکان است و نتایج بهتری در پی دارد. تقویمی روی در یخچال یا در اتاق خوابش بگذارید، و به وقتهایی که می‌تواند عصبانیت و خشم خود را کنترل کند، به وی با چسب‌های رنگی جایزه دهید. وقتی تعداد خاصی از این چسب‌ها را دریافت کرد، یک جایزه‌ی کوچک به وی دهید – مثل رفتن به شهر بازی، یا یک اسباب بازی جدید.
وقت تماشای تلوزیون را کاهش دهید. کارتون‌ها و دیگر برنامه‌های به ظاهر معصومانه‌ی کودکان گاه سرشارند از داد و فریاد، تهدیدها، هل دادن‌ها، یا برخورد‌های فیزیکی. پس سعی کنید به برنامه‌هایی که تماشا می‌کند نظارت داشته باشید ، مخصوصاً اگر پرخاشگر شده باشد. اگر در یک برنامه اتفاقی می‌افتد که شما نمی‌پسندید، در موردش با او حرف بزنید: «دیدی چطور پسره اون یکی رو هل داد تا چیزی رو که می‌خواست بگیره ؟ این اصلا کار خوبی نیست، هست ؟» ( آکادمی پزشکان اطفال آمریکا پیشنهاد می‌کند که بچه‌ها در این سن حداکثر یک یا دو ساعت برنامه‌ی خوب تلوزیونی را بینند).


از کمک گرفتن نترسید. برخی کودکان در مقایسه با دیگران مشکل پرخاشگری بیشتری دارند. اگر رفتار کودک مهد کودکی شما مداوم و شدید است، در کارهای مدرسه و دیگر فعالیت‌های گروهی مزاحمت ایجاد می‌کند، یا به حمله‌های فیزیکی به کودکان یا بزرگسالان دیگر می‌پردازد، با دکتر او مشورت کنید. به کمک هم می‌توانید به ریشه‌ی مشکل پی ببرید و تصمیم بگیرید که آیا مراجعه به یک روان‌شناس یا روان‌پزشک لازم است یا نه. برخی اوقات یک مشکل یادگیری تشخیص داده نشده یا اختلال رفتاری پشت این عصبانیت و خشم قرار دارد؛ برخی اوقات هم مشکل به خانواده یا مسائل عاطفی بازمی‌گردد. منبع مشکل هرچه باشد، مشاور می‌تواند به کودک شما در مدیرت احساساتی که به پرخاشگری می‌انجامد کمک کند، و به او یاد دهد که چگونه آن احساسات را در آینده کنترل نماید.


حل مشکل پرخاشگری در کودک کاری پیچیده است و به صبر و حوصله‌ی زیاد نیاز دارد. ولی با کمک گرفتن می‌توانید به نحو بهتری به هدایت عاطفی موردنیاز کودک بپردازید تا رفتار ناشایست خود را پشت سر بگذارد.

رشد مغزی

رشد مغزی

رشد مغزی

همه ی ما با این قضیه مواجه بوده ایم که حتی در خانواده هایی که به دختران خود راندن تراکتور و به پسرها عروسک بازی یاد میدهند ؛هم دخترها معمولا یک اسب عروسکی صورتی را به ماشین آتش نشانی ترجیح داده? و هم پسرها سوپرمن را به پری قصه گو ترجیح خواهند داد.

دلیل این امر چیست ؟ برخی از این رفتارها اکتسابیند. شکی دراین نیست؛ اما به گفته ی شری برنباوم? استاد روانشناسی و بیماری های اطفال در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا تفاوت میان دخترها و پسرها فراتر از صرف آموزش است.
دانشمندان گمان میکنند که مغز دخترها و پسرها حتی پیش از تولد هم رشدی متفاوت دارد و به دو گونهی متمایز شکل میگیرد.


آیا چیزی به نام مغز پسر و مغز دختر به صورت متمایز وجود دارد ؟


بله. میدانیم که تفاوتهای فیزیکی میان مغز پسر و مغز دختر وجود دارد، هم در زمان تولد و هم در حین رشد کودک. اما دستکم تا بهحال نحوهی اثرگذاری این تفاوتها روی رفتار، شخصیت و غیره ناشناخته باقی مانده است. برای مثال دانشمندان حدس میزنند که احتمالا بخشی در مغز وجود دارد که بسیاری از پسرها را به سمت چیزهای متحرک میکشاند و دخترها را به سمت بچهبزرگ کردن، ولی این بخش هنوز شناخته نشده است.


مغز پسرها در رحم مادر چگونه رشد میکند ؟


پسرها در رحم به ماشینهای تولید تستوسترون(هورمون جنسی مردانه) میمانند. در واقع به گفتهی مارگارت مککارتی استاد روانشناسی دانشگاه مریلند که بر روی رشد اولیهی مغز مطالعه میکند، کودکان مذکر هنگام بهدنیا آمدن به اندازهی مردی 25 ساله تستوسترون دارند. پس از تولد هم تا وقتی که پسر به بلوغ برسد تستوسترون ترشح میشود.
تستوسترون در کنار وظایف متعددی که دارد? مسئول شکل دادن به مغز در حال رشد یک نوزاد بالغ نیز هست. مطالعه بر روی حیوانات نشان داده است که این هورمون در برخی از بخشهای مغز از حجم ارتباطات میان سلولهای مغزی (سیناپسها) کاسته و در جای دیگر بر آنها میافزاید. 
بر مبنای یافتههای یکی از این مطالعات? موشهای مذکر و مؤنثی که پیش از تولد در معرض تستوسترون اضافی قرار گرفتهبودند، بلافاصله پس از بهدنیا آمدن نتایج بهتری در آزمون هزارتو کسب کردند. علی رغم اینکه دانشمندان تعمیم این نتایج را به انسان هنوز زود میدانند میتوان از آنها به عنوان نمونهای از بهبود درک سه بعدی به کمک تستوسترون استفاده کرد.
مطالعات انجام شده بر روی حیوانات نشان داده است که در موجودات مذکر برخی از ناحیههای مغز، ارتباطات خاصِ انواع مذکر برقرار میکنند، ولی برخی ناحیههای دیگر مؤنث باقی میمانند. به گفتهی مککارتی «چیزی به عنوان مغز کاملا مذکر وجود ندارد، مغز ترکیبی از بخشهای مذکر و مؤنث است».


مغز دخترها در رحم مادر چگونه رشد میکند ؟


به گفتهی برنباوم دخترها نیز پیش از تولد کمی تستوسترون تولید میکنند? ولی نه به اندازه مقداری که پسرها دارند. درحالی که دخترها هورمونهای زنانهای چون استروژن تولید میکنند? به نظر میآید که این هورمونها اثر بسیار کمی روی مغز درحال رشد آنها داشته باشد.
به عبارت دیگر? مغز دخترها مثل مغز پسریست که تستوسترون به آن شکل نداده باشد.


مقایسه ی مغز دخترها با پسرها در حین رشد


مغز دخترها و پسرها پس از تولد مسیر متفاوتی را میپیماید. مطالعات MRI نشان داده است که برخی ناحیه ها در مغز زنها سریعتر رشد میکنند در حالی که رشد سایر بخشها در پسرها سریعتر است. لذا مغز دخترها و پسرهای همسن و سال میتواند در مراحل متفاوتی از رشد باشد. مغز مذکر از مغز مؤنث بزرگتر میشود اما دلیل این قضیه روشن نیست. بعضی تحقیقات نشان داده اند که در دخترها ناحیهای از مغز که به کنترل زبان و احساسات کمک میکند – موسوم به دُم- بزرگتر است. ( این ناحیه از مغز به خصوص وقتی به عکسی از معشوق نگاه میکنیم تحریک میشود)
همچنین تحقیقات نشان داده است بخشی از جسم پینهای که دو لب مغز را به هم مربوط میسازد در دخترها نسبت به پسرها بزرگتر است؛ به عقیده برخی دانشمندان این به معنی آن است که دخترها در حل مسالهها از هر دو لب مغز استفاده میکنند.
در مطالعات انجام شده بر روی موشها مشخص شده است که انواع مذکر لوزههای بزرگتری دارند? بخشی از مغز که احساسات عمیقی همچون ترس را کنترل میکند.
این تفاوتهای به ظاهر کوچک در ساختار مغز لزوما به این معنا نیستند که پسرها در بعضی چیزها از دخترها بهتر باشند یا بالعکس. همانطور که برنباوم توضیح میدهد مغزهای جوان شدیداً شکلپذیر هستند? و ناحیههای کلیدیشان بسته به نوع استفاده رشد میکنند یا کوچک میشوند.
آیا به خاطر ساختار مغز آنهاست که زنان بیشتر از مردان گریه میکنند ؟ یا آیا مغزشان تحت تاثیر احساساتشان شکل گرفته است ؟ یا کمی از هردو ؟ هنوز هیچکس نمیداند.
افراد همیشه در قالبها جای نمیگیرند که این خود به رازآمیزی مغز میافزاید. دخترهای پسرنمای بسیاری هستند که علاقهی کمی به عروسکها نشان میدهند و البته پسرهایی که از سنین پایین به فعالیتهای دخترانه میپردازند. این کودکان کاملا عادی و نرمال هستند.


آیا نحوه ی فکرکردن دخترها با پسرها تفاوت دارد ؟


دانشمندان بههمراه موسسات سلامت ملی نتایج بدست آمده از MRI مغز 500 دختر و پسر جوان را گردآوردند تا بلکه به پاسخی برای سوالات کلیدی در مورد رشد مغزهای جوان دست یابند. آنها تا بدین جای کار به یافتههای جالبی دست یافتهاند :
در اغلب این آزمایشات? دخترها و پسرها تواناییهای بسیار مشابهی از خود نشان دادهاند و شایستگیهای یکسانی در ریاضیات دارند که بر این احتمال که هرگونه فاصلهای در مهارتهای ریاضی در سالهای بعد محصول فرهنگ باشد و نه بیولوژی میافزاید.
دخترها تا حدی در حفظیات و ازبرخواندن لیست کلمات قویترند و در کارهایی که نیاز به چالاکی و فکرکردن سریع دارند کمی بهتر هستند.
پسرها در کارهای سهبعدی و فضایی مثل چیدن بلوکها و ایجاد اشکال مهارت بیشتری دارند.


مغز تنها آغاز است


در نهایت? مغز انعطاف پذیر است. کودکان در حین خواندن? گوش کردن? تماشا و یادگیری ارتباطات میان مغز را ایجاد میکنند? وسواسهای فکری را در خود میپرورانند و مهارتهای جدید کسب میکنند.
دختری که این ماه منحصرا با عروسک بازی کرده است میتواند ماه بعد به سراغ ساختمانسازیها برود. حتی اگر هیچگاه مجذوب ماشینهای اسباببازی نشود میتواند از راندن دوچرخهی خود لذت برده و نحوهی تعمیر یک زنجیر را یاد بگیرد (و حتی بعدتر کاربراتوری را تنظیم کند). یک پسر ممکن است هیچگاه برای عروسکها در خیال خود چای نریزد ولی میتواند نحوهی مراقبت از یک حیوان خانگی را بیاموزد ( و بعدها کودک خود را بزرگ کند).
به گفتهی برنباوم «بیولوژی سرنوشت ما نیست».

 

تاخیر در رشد

تاخیر در رشد

تاخیر در رشد

ممکن است کودک پیش دبستانی من مشکل رشد داشته باشد ؟


وقتی رشد کودک خود را مشاهده و پیشرفت وی را در مراحل زندگی مجسم میکنید، طبیعی است نگران باشید که آیا رشد وی در مسیر درستش قرار دارد یا نه («تا الان باید ضمیرها رو یاد میگرفت، نه ؟» یا «خواهرش تو این سن خودش لباسشو میپوشید? این چرا نمیتونه؟»). ولی احتمالا رشد او با توجه به برنامهی زمانی خاص خودش خوب پیش میرود.
در اغلب موارد بچهها مراحل مختلف رشد را به موقع و در زمان مورد انتظار پشتسر میگذارند، مراحلی که با کارهایی از قبیل توالت رفتن و راندن سهچرخه مشخص میشوند? و اگرنه خیلی زود به برنامه میرسند. از سوی دیگر? ردگیری هرچه زودتر مشکلات احتمالی بهتر از این است که دیر متوجه شویم کودک پیشدبستانیمان با تاخیر واقعی در رشد مواجه است.


«تاخیر در رشد» به چه معناست ؟


پزشکان این عبارت را زمانی به کار میبرند که کودکی نتواند در محدودهی زمانی نرمال به مرحلهی خاصی از رشد دست یابد. این تاخیر میتواند در یک یا چند زمینه باشد : مهارتهای حرکتی ضعیف یا درشت (مثل پریدن و چیدن بلوکها)؛ مهارتهای ارتباطی و زبانی (دو نوع «پذیرشی» مثل درک مطلب? و «بیانی» مثل حرفزدن)؛ مهارتهای کمک به خود (مثل توالت رفتن و لباس پوشیدن)؛ و مهارتهای اجتماعی (مثل برقراری ارتباط چشمی و بازی کردن با دیگران).
به گفتهی کلیر لرنر? متخصص رشد کودک در موسسهی ملی غیرانتفاعی صفرتاسه که مشوق رشد سالم کودکان است :
«باید به خاطر داشته باشیم علیرغم پیشرفت نوعیِ رشد در سیری معمولی و صعودی، کودکان با سرعتهای متفاوت و به طرق مختلف رشد میکنند»
پس مثلا یک کودک 25 ماهه ممکن است مهارتهای حرکتی بسیار پیشرفتهای داشته باشد چون عاشق گشت و گذار و ارتباط برقرار کردن از طریق حرکت بوده و علاقهی چندانی به مداد نداشته؛ درحالی که کودکی دیگر در همان سن خوب نقاشی کند ولی در مهارتهای حرکتی توانایی کمتری داشته باشد. لرنر توضیح میدهد که «آنچه اهمیت دارد رشد رو به جلوی کودک در همهی زمینههاست.»
احتمال این که کودک پیشدبستانی من تاخیر در رشد داشته باشد چقدر است ؟
بر طبق گفتهی آکادمی پزشکان اطفال آمریکا (AAP)? پزشکان دریافتهاند که حدود 9 درصد از بیماران زیر 36ماهِ آنها احتمالا با یک مشکل رشدی مواجه هستند مثل مشکل در یادگیری? برقراری ارتباط? بازی کردن? یا انجام فعالیتهای فیزیکی یا مهارتهای عملی.
حدود 18 درصد از کودکان (از سن تولد تا 18 سالگی) ناتوانیهایی همچون اختلالات زبانی و حرفزدن? عقبافتادگی ذهنی? ناتوانیدر یادگیری? و مشکلات احساسی و رفتاری را تجربه میکنند. برخی از این ناتوانیها با رفتن کودک به مدرسه برطرف خواهند شد در حالی که سایر نقایص تا کلاس دوم یا بعد از آن قابل تشخیص نیستند. کمتر از 3 درصد از این کودکان ناتوانیهای گسترده و شدید دارند? ناتوانیهایی چون عقبافتادگیذهنی? اوتیسم? اختلالات مغزی یا مشکلات شدید دیداری یا شنیداری.


ممکن است دچار چه نوع مشکلاتی بشوم ؟


اغلب والدین نسبت به سنی که کودکشان مهارتهای حرکتی همچون راه رفتن و از پلهبالارفتن را بدست میآورد، و به اینکه این موفقیت در رشد «زود» یا «دیر» حاصل شده، حساسیت زیادی نشان میدهند. ولی ممکن است شما روی مهارتهای حرکتی ظریف کودکتان حساس باشید? مثلا به توان یا عدم توانایی آنها در رسم یک دایره یا شستن دندانهایشان.
در عرصهی زبان ممکن است متوجه شوید که کودکتان با زبان پذیرشی (درک معنای کلمات و جملهها) و یا زبان بیانی (بیان افکار در قالب کلمات و جملهها) مشکل دارد.
آشنایی با محدودهی زمانی معمول برای رشد مهارتهای فیزیکی و شناختی بسیار مفید است? و شما میتوانید به عنوان یک راهنمای مسیر روی آن حساب کنید. بدین طریق خواهید دانست که اغلب کودکان پیشدبستان مثلا تا 30 ماهگی قادر به شستن و خشککردن دستهای خود هستند و در 36 ماهگی میتوانند از 3 تا 4 کلمه در جمله استفاده کنند. خواهید دید که تا 33 ماهگی اغلب آنها میتوانند رنگها را نام ببرند و تا 26 سالگی خواهند توانست 6 بلوک را روی هم سوار کنند.
به یاد داشته باشید که اگر کودک شما نابهنگام بهدنیا آمده باشد? ممکن است برای رسیدن به مراحل متعدد رشد به زمان بیشتری نسبت به دیگر کودکان نیاز داشته باشد.اغلب پزشکان رشد بچهای را که زودتر از موعد به دنیا آمده است با توجه به تاریخی که باید در آن بهدنیا میآمد (تاریخ مقرر تولدش نه تاریخ حقیقی تولد) میسنجند و مهارتهای وی را تا دومین و سومین سال زندگیش بالا ارزیابی میکنند.


اگر کودک من تاخیر در رشد داشته باشد? دلیل آن چه میتواند باشد ؟


برخی اوقات تاخیر در رشد علت پزشکی دارد مثل پیچیدگیهای زایمان زودرس یا وضعیتی ژنتیکی مثل سندرم داون. یا این تاخیر میتواند محصول یک بیماری شدید یا تصادفی جدی باشد.
تاخیر زبانی و کلامی ممکن است ناشی از اختلال شنیداری یا مشکلی در  حنجره? گلو یا حفرههای دهان یا بینی باشد. مشکلات مربوط به « برقراری ارتباط» ممکن است در اثر مشکل سیستم مرکزی اعصاب ایجاد شده باشند.
با این وجود به گفتهی هنری شاپیرو پزشک متخصص رشد اطفال در بیمارستان کودکان سنت پترزبرگ در فلوریدا? اغلب اوقات هیچ دلیل پزشکی برای توضیحِ تاخیر در رشد نمیتوان ارائه داد.


چه موقع باید به دکتر مراجعه کنم ؟


از حس خود کمک بگیرید. شما بهتر از همه کودک خود را میشناسید پس میتوانید مشکلات- یا مشکلات بالقوه او را خیلی زود پیدا کنید. به توصیهی لرنر اگر پرسش یا نگرانی داشته باشید به دنبال پاسخ آن بگردید? حتی اگر تنها برای اطمینان بیشتر باشد.
یادداشت برداری از ملاحظاتتان پیش از قرار ملاقات با پزشک مفید است. آیا چیز بهخصوصی در راه رفتن یا حرفزدن کودکتان میبینید که شما را ناراحت میکند ؟ آیا به نظر میرسد مرحلهای از رشد را که باید زودترها از آن میگذشت جا انداخته است ؟ آیا نشانهای خاص از تاخیری فیزیکی یا تاخیر در زبانآموزی و ارتباطات مشاهده میکنید ؟


آیا دکتر کودک من به تاخیرهای رشد توجه خواهد کرد ؟


بله? همینطور است.AAP پیشنهاد میکند که نوزادان و کودکان به صورت غیر رسمی در حین ویزیتهای معمول از نظر تاخیر در رشد مورد معاینه قرار گیرند? و در سنین 9 ? 18 و 30 ماهگی نیز با استفاده از معاینات دورهای رسما مورد معاینهی رشد قرار گیرند. (اگر نمیخواهید معاینات 30 ماهگی را انجام دهید? میتوان معاینه 24 ماهگی را جایگزین آن نمود؛ زیرا که برخی برنامههای کنترل سلامت معاینات 30 ماهگی را دربر نمیگیرند.)
دکتر موظف است از شما در مورد هر گونه نگرانی احتمالیتان سوال کند و با استفاده از آزمونهای ارزیابی رشد استاندارد? به دنبال مهارتهای خاص حرکتی? زبانی? ارتباطی و شناختی خواهد گشت. اگر به چیز نگرانکنندهای بر بخورد شما را به یک دکتر اطفال که در زمینهی رشد متخصص باشد ارجاع خواهد داد. سپس از کوچولوی شما ارزیابی رشد به عمل خواهد آورد? که ارزیابی عمیقتری از مهارتهای او است. یا اگر به نظر آید که کودک شما در رشد زبانی یا ارتباطی با تاخیر روبروست? وی را به یک گفتاردرمان ارجاع خواهد داد تا او کودکتان را از لحاظ رشد زبان به طور خاص مورد ارزیابی قرار دهد.
البته ردگیری مشکلات دیداری و شنیداری که میتوانند بر رشد کودک در سایر زمینهها اثر بگذارند بسیار مشکل است? مگر اینکه در این کار متخصص باشید. پس معاینات مربوط به گوش و چشم نیز باید در برنامهی سلامت کودکتان گنجانده شود.
اگر نگران رشد کودک پیشدبستان خود هستید? و بین دو ویزیت برنامهریزی شده قرار دارید? تا وقت مقرر بعدی صبر نکنید. با دکتر کودکان تماس گرفته و نگرانی خود را با وی در میان بگذارید. او میتواند ترس شما را به سرعت فرونشاند? ویا شاید بخواهد در همان زمان وقت ملاقاتی برای معاینهی کودک تنظیم کند.


چه کنم اگر دکتر بگوید کودکم مشکلی ندارد و من هنوز نگران هستم ؟


اگر پزشک کودک شما را معاینه کرده و هنوز نگرانید در مراجعه به کس دیگر و پرسیدن نظر او تردید نکنید. به دنبال دکتر اطفالی بگردید که در مسائل مربوط به رشد متخصص باشد یا اگر در مورد تاخیر رشد زبانی کودکتان نگرانید با یک گفتار درمان مشورت کنید. 
هر تصمیمی که بگیرید? بهتر است دکتر کودکتان در جریان ویزیت دکترهای دیگر و یافتههای ایشان باشد.

چه رابطه ای میان خواب و رشد کودک وجود دارد

چه رابطه ای میان خواب و رشد کودک وجود دارد

چه رابطه ای میان خواب و رشد کودک وجود دارد

خواب کافی به دلایل مختلف برای کودک بسیار مهم است، از ذخیره انرژی گرفته تا تشکیل ارتباطات مغزی (اگر فرصتی را که به پدر و مادر برای استراحت میدهد در نظر نیاوریم). ولی یافتههای علمی حاکی از این است که خواب سوخت لازم برای رشد فیزیکی را نیز تامین میکند.


علم رشد


رشد فرایندی پیچیده است که به هورمونهای متعددی نیاز دارد؛ هورمونهایی که اتفاقات متعدد بیولوژیک را در خون? اعضای بدن? عضلات و استخوانها موجب میشوند.
هورمونی پروتئینی موسوم به هورمون رشد که از هیپوفیز ترشح میشود کلید این فعل و انفعالات است. عوامل متعددی بر تولید این هورمون مؤثر هستند از جمله عادت غذایی? استرس و ورزش و مهمترین عامل تولید آن در نوزادان خواب است.
هورمون رشد در طی روز آزاد میشود. ولی در مورد کودکان? بیشترین زمان آزاد شدن این هورمون کمی پس از آغاز خوابی عمیق است.


کودکان به چقدر خواب نیاز دارند ؟


کودکان 2 و 3 ساله به 12 تا 14 ساعت خواب در هر 24 ساعت نیاز دارند (ترکیبی از 12 ساعت خواب شبانه و 5/1 تا 3 ساعت چرت روزانه)? کودکان 4 ساله حدودا 11 تا 13 ساعت خواب نیاز دارند ( که حدود 11 ساعت آن خواب شبانه است). ( نیاز به خواب تا حدی شخصیست? و برخی کودکان نسبت به سایرین به کمی خواب کمتر یا بیشتر نیاز دارند)
بدون خواب کافی? مشکلات رشد به خصوص رشد اندک یا ناقص پدید میآیند. تولید هورمون رشد در کودکانی که مشکلات جدی جسمی هنگام خواب نیز دارند، مثل مشکل تنفس نامنظم در خواب ،کمتر میشود.
تغییرات دیگری نیز در هورمونهای بدنکودکانی که خواب کافی ندارند بروز میکند.
هورمونهایی که گرسنگی و اشتها را تنظیم میکنند تحت تاثیر خواب قرار گرفته و به پرخوری یا ترجیح دادن کربوهیدراتهای پرکالری منجر میشود. کمبود خواب میتواند بر هضم این غذاها نیز تاثیر بگذارد? و به ایجاد انسولین ناکافی بیانجامد? که با دیابت نوع دوم مرتبط است.
کمبود خواب در شب همچنین میتواند مهارتهای حرکتی و تمرکز را در طول روز تحت تاثیر قرار دهد که در نهایت باعث تصادفهای بیشتر و مشکلات رفتاری و عملکرد ضعیف در مدرسه میشود.


تضمین خواب خوب شبانه


اغلب کودکان به خوابی بیش از آنچه والدینشان لازم میدانند نیاز دارند.
نشانههای اینکه کودک شما خواب کافی نداشته است وسواس و بیحالی در روز، به خواب رفتن در اتومبیل و سخت بیدار شدن اوست. اگر کودک شما در زمان خواب بیشفعال است یا پیش از زمان خواب خسته به نظر میرسد نشانهی دیگریست از اینکه برنامهی خواب او نظم کافی را ندارد.
برای کمک به کودکتان :
• برنامهی ثابت و مستحکم خواب روزانه بریزید و به آن پایبند باشید
• یک خط مشی ثابت برای زمان خواب داشته باشید تا کودکتان بتواند ساعت خواب بدنش را تنظیم کند. اینکار را میتوان با حمام یا خوردن یک اسنک? خواندن قصه? حرفزدن آرام با او یا آواز خواندن انجام داد.
• مطمئن شوید که اتاق کودکتان برای خواب مساعد است. اتاق وی باید تاریک و ساکت باشد.
• از بازیهای سخت فیزیکی مثل کشتی گرفتن پیش از خواب بپرهیزید. این بازی ها به جای اینکه خواب آور باشند تحریک کنندهاند.
• در تعطیلات یا آخرهفتهها به برنامهی زمانبندی و خط مشی خواب پایبند باشید. هر از چند گاهی تنوع داشتن به مشکلات بلندمدت نمیانجامد ولی برنامهی زمانی نامرتب خواب میتواند به عادت بدخوابی منجر شود.

 

فعالیتهایی که به رشد جسمانی کمک میکنند

فعالیتهایی که به رشد جسمانی کمک میکنند

فعالیتهایی که به رشد جسمانی کمک میکنند

بچه های پیش دبستانی سرشار از انرژی و شور هستند. این وضعیت از نظر رشد جسمانی خوب است، زیرا دربرگیرنده ی حرکات متناوب مجموعه عضلات کوچک و بزرگی بوده که عملکرد بهینه ی این بخشهای بدن را موجب می شوند.
در ابتدا مهارت های حرکتی بزرگ رشد پیدا میکنند. به همین خاطر است که بچه های 2، 3 و 4 ساله علاقه ی بیشتری به دویدن، پریدن،رسیدن به هدف و جنب و جوش دارند تا یکجا نشستن و استفاده از عضلات دستشان مثلا برای نقاشی یا بازی با اسباب بازی های کوچک. بنابراین بهتر است که برای هرکدام از این نوع فعالیتها زمانی صرف شود.
در اینجا به برخی روشهایی که میتوانند به رشد جسمانی پیش دبستانی ها کمک کنند اشاره می کنیم :
• پیاده روی خانوادگی. پیاده روی، متناوب دویدن، نرمش و قدم زدن. در حین این کارها میتوانید «هُپ هُپ» بازی کنید یا از برگها و پر پرندگان سرراهتان مجموعه ای جمع کنید. در خانه میتوانید به کمک ساز و دهل و پرچم، رژه ای راه بیاندازید. 
• شن بازی. از اسباب بازیهای مخصوص شن بازی استفاده کنید تا مهارتهای دستی بچه ها تقویت شود.
• آب بازی در حیات خلوت. یک استخر پلاستیکی، آبپاش، یا شلنگ آب میتواند شوق آب بازی، دنبال بازی و کشتی را در کودکان بیانگیزد. (همواره در هنگام بازی با آب مراقب کودکان خود باشید)
• در اتاق نشیمن یا حیاط خلوت خانه ی خود میدانی از موانع درست کنید، با کوسنها، کارتن های مقوایی، اسباب بازیها و دیگر وسایل که کودکانتان بتوانند به اطراف دویده و از روی آنها بپرند. 
• بازی «مثل چی» را انجام دهید. بچه ها علاقه ی زیادی به حیوانات دارند: «میتونی مثل مرغ راه بری ؟ مثل اسب بتازی ؟ سگ چیکار میکنه ؟» یا کودک  خود را تشویق کنید که مثل هواپیما دور حیاط پرواز کند یا با قایقی فرضی پاروزنان در اتاق بچرخد.
• در روزهای مقرر برای بازی، هر بار بازی جدیدی را معرفی کنید. مثلا گرگم به هوا بازی کنید.
• توپ بازی کنید. بازیهایی که شوت زدن، پرتاب و گرفتن توپ دارند تمرین خوبی هستند. سعی کنید خودتان زیاده از حد در گیرو بند قواعد مدارس پیش دبستانی گرفتار نشوید.
• همراه با موسیقی برقصید. کودک خود را در معرض موسیقی های مختلف قرار دهید. ساز زدن روندِ رشد جسمانی را نیز تسهیل میکند. یا ریتم های آشنا را با حرکات جسمی بیامیزید، شعرهایی مثل «یه توپ دارم قلقلیه». آوازهای آشنای بسیاری هستند که به تقویت مهارت های حرکتی کمک می کنند.
• طنابی روی زمین قرار دهید. و وانمود کنید که طناب بندبازی یا تکه پارهای از یک کشتی غرق شده ی دزدان دریایی است تا کودکان سعی کنند تعادل خود را روی آن حفظ کنند.
• شستشوی اتومبیل، موتور، یا سگ. هرکاری که با آب و کف سرو کار داشته باشد، پرانرژی و جالب است. حباب درست کنید و به کودک خود بگویید آنها را بگیرد.
• بازیهای دوران کودکی خود را به آنها یاد بدهید. همه ی آنها برای بچه ها تازگی دارد. مثل «گل یا پوچ» یا «هفت سنگ»
• یک نمایش عروسکی راه بیاندازید. عروسک های انگشتی یا جورابی درست کنید، یا به کمک عروسکهای اسباب بازی، پشت یک مبل نمایشی ترتیب دهید.
• به طرق مختلف مهارت های حرکتی را پرورش دهید و از میزِ کار جدا شوید. به کودک خود کمک کنید تا با گچ یک روستا بکشد یا به کمک تکه ای چوب دنبال نوشته ها و رد خط ها در بیرون یا داخل خانه بگردید. 

جهش رشد

جهش رشد

جهش رشد

 یادتان میاید که فرزندتان نوزادی بود و حاضر بودید قسم بخورید که وقتی در خواب بود تن و پاهایش یک شبه درازتر شده؟ 

جهش رشد، یا افزایش سریع قد و وزن، در اولین سال زندگی و حدود سن بلوغ بیشتر مشهود است، در هردو دوره رشد قابل توجهی در کوتاهترین زمان ممکن اتفاق میافتد. اما جهش رشد بعدها هم اتفاق میافتد اما کمتر محسوس است.

نحوه ی رشد:


 از سن دو تا چهار سالگی حدود 5 تا 5/7 سانتی متر در سال به قد و تا 2 کیلو گرم به وزن کودک اضافه میشود. (از سن یک تا سه سالگی بیشتر این رشد در ناحیه پاها و تنه دیده میشود).

پزشکِ نوزاد شما مراحل رشد را در معاینات خود دنبال میکند و این ارقام را روی نموداری (که نمودار رشد نام دارد) ترسیم میکند تا از سلامت و تناسب اندام او مطمئن شود.

درصدهای رشد فرزند شما وزن و قد او را در مقایسه با کودکان همجنس و هم سن دیگر نشان میدهد. مثلا کودکی با قد هفتادوپنج از صد، از سه چهارم کودکان همسالِ خود بلندتر است.

پزشک دقت میکند که درصدهای قد و وزن متناسب باشند و با نرخ رشد کاملی ادامه پیدا کنند. بعد از دو سالگی پزشکان میزان BMI (نمایهی توده بدنی) را اندازه میگیرند تا امکان چاقی را بررسی کنند. درصد چربی بدن از یک تا پنج سالگی از حدود 25 درصد به 15 درصد کاهش پیدا میکند و بنابراین کودکان لاغرتر و عضلانیتر به نظر میرسند.

رشد هیچ وقت یکنواخت و با شیب مسطح افزایش پیدا نمیکند. بلکه جهش های رشد هم اتفاق میافتند. نشانه های جهش رشد:
• فرزندتان گرسنه تر از همیشه است و هر وعده بیشتر میخورد.
• فرزندتان چرت های طولانی تری میزند یا شبها بیشتر میخوابد.
• فرزندتان حتی وقتی مریض نیست بدخوتر و بیقرارتر است.

شاید بهتر باشد در جهش رشد افزایش وزن چندانی اتفاق نیفتد تا در درازمدت باعث توجیه تغییرات رفتاری نشود. بعنوان مثال لازم نیست چون بچه شما در مرحله جهش رشد است، غذای بیشتری به او بخورانید. به هیچ رژیم خاصی هم نیاز نیست. بیشتر جهشهای رشد تنها چند روز ادامه پیدا میکنند.

معمولا والدین بعد از آن که جهش رشد اتفاق میافتد پی به آن میبرند. شلوار هفته پیش را به تنِ فرزندتان میکنید و میبینید که به زانوهایش هم نمیرسد. یا پاهایش از کفش بیرون میزند. غیرمعمول نیست اگر کودک پیشدبستانی در یک فصل دوسایز بزرگتر شود.

واکنش به جهش رشد:


 در واکنش به جهش رشد لازم نیست کار زیادی انجام دهید جز این که کمد لباس را دایم خالی و پر کنید. اگر اشتهای فرزندتان زیادتر از معمول شده یک بشقاب بیشتر به او بدهید یا وعدههای بین غذا را بیشتر کنید.

پیشدبستانیها ممکن است بسته به نیاز بدنشان «بی غذا سر کنند» یا همه غذا را ببلعند. اگر کودکان احساس نیاز به خواب میکند بگذارید چندروزی بیشتر بخوابد.

درباره «دردِ رشد»، درد و احساس کوفتگی در پاها بخصوص اطراف ماهیچه ساق پا، زانو، و روی رانها بحث بسیار شده و احتمالا به غلط این نام را بر آن گذاشتهاند. هیچ سند پزشکی این درد را به رشد ماهیچه یا استخوانها مرتبط نمیداند.

البته امکانش هست که ماهیچه‌های در حال رشد بعد از فعالیت زیاد دچار سفتی و گرفتگی شوند. 10 تا 20 درصدِ کودکان از ابتدای 3 تا 4 سالگی (و بعد در سالهای میانی) از این احساس شکایت میکنند. این درد اغلب کودک را در نیمه شب بیدار میکند.

این دردها معمولا بعد از روزهای بازی شدید بیرون از خانه احساس میشود. می توان با کمپرس گرم، ماساژ، حرکات کششی نرم یا استامینوفن تخفیفش داد.

اگر درد شدید بود یا بیشتر از 24 ساعت ادامه پیدا کرد، آن را به پزشک فرزندتان گزارش کنید تا امکان علتهای موثر دیگر مثل ورم مفاصل نوجوانان، مشکلات رماتیسمی، عفونت، ترک استخوان یا مشکلات ارتوپدی دیگر را بررسی کند.