
محمد تقی انوشه متخصص تغذیه گفت: از آنجایی که ورزش حرفهای مستلزم حرکت و انرژی زیاد است، کودکان که در حال رشد هستند، با انجام این ورزشها ممکن است بخش مهمی از انرژی مورد نیاز برای رشد خود را از دست بدهند.
سایتی برای نی نی ها و مامانا

محمد تقی انوشه متخصص تغذیه گفت: از آنجایی که ورزش حرفهای مستلزم حرکت و انرژی زیاد است، کودکان که در حال رشد هستند، با انجام این ورزشها ممکن است بخش مهمی از انرژی مورد نیاز برای رشد خود را از دست بدهند.

اغلب والدین تمایل دارند محبتشان را نسبت به پسرها محدود کنند اما در عوض، دخترشان را با عشق و محبت در آغوش میگیرند. این والدین معتقدند ابراز محبت و مهربانی به پسران باعث میشود از ویژگیهای رفتاری مردانه دور شوند. آغوش مادر پناهگاهی امن برای پسران است و اعتماد به نفس یک پسر با گرمای وجودی مادر شکل میگیرد.پسران به فضای بیشتر و منبع ثابت محبت در طول سالهای نوجوانی نیاز دارند؛ در آغوش گرفتن پسر نوجوان به او ثابت میکند یک پشتیبان همیشگی وجود دارد که از او سخت مراقبت میکند.برای داشتن ارتباط سالم میان مادر و پسر به نکات زیر توجه کنید:
آموزش مهربانی و احترام به او
به طور کلی ابراز محبت و بهکار بردن کلمات آمیخته با مهربانی، از پسر بچهها یک مرد واقعی میسازد. به او یاد دهید ادب، مهربانی و احترام به حقوق دیگران هنوز هم در جهان پرمشغله به طور فزایندهای وجود دارد.از همان کودکی به آنها نشان دهید چگونه استفاده از کلمات محبتآمیز مانند سحر و جادو عمل کرده و ذهنیت اطرافیان را نسبت به او خوشبین میکند. این مدلهای رفتاری مناسب مادر با فرزندان به او این امکان را میدهد که به هوش و شخصیت و مهارتهای دیگران و نه فقط به ظاهر آنان احترام بگذارد.
نشان دادن احساسات
بسیاری از والدین انتظار دارند همیشه نوعی ثبات در رفتار پسرها ببینند اما حقیقت این است که پسران نیز مانند دختران حق دارند احساساتی مانند عشق، غم، اندوه و ترسشان را نشان دهند. هیچ چیزی به اسم احساسهای زنانه و مردانه وجود ندارد. همچنین اغلب جوامع بر این باورند که پسرها نباید با عروسک بازی کنند، آنها معتقدند پسرها باید در فعالیتهایی خشن همراه با جست و خیز زیاد شرکت کنند. اصلاح این باورهای غلط این امکان را به پسران میدهد که انواع فعالیتها را کشف و از آنها لذت ببرند و بسیاری از مهارتها را در بازیها یاد بگیرند.
نظم و انضباط عاقلانه
قوانین محکم برای پسران مفید نیست. آنها نمیتوانند همیشه بین خطوط مشخص شده حرکت کنند.زمانی که نظم و انضباط را به پسرها یاد میدهید کلمات را با دقت برای مجازاتشان انتخاب کنید. به خاطر داشته باشید پرخاشگری در آنها نتیجه معکوسی به دنبال دارد و فریادهای بیش از حد طولانی و بلند عواطف پسران را تحت تأثیر قرار میدهد. حتی زمانی که او عصبانی میشود سعی کنید با حفظ خونسردی درباره آنچه اشتباه انجام داده است، صحبت کنید.
یاد دادن مهارتهای زندگی
هر مادری لباسهای نوزادش را تعویض میکند و در هر وعده غذایی به کودک خردسالش غذا میدهد، اما برخی از مادران این الگوها را برای همه فرزندانشان حتی در سالهای نوجوانی دنبال میکنند اما این رفتارها هیچ منفعتی برای مادر و پسر ندارد. همانطور که دخترها در برخی فعالیتها مانند پخت و پز، نظافت و انواع کارهای خانه به مادرشان کمک میکنند، لازم است پسرها نیز مهارتهای زندگی را در دوران کودکی بیاموزند و از این رو استقلال بیشتری را پس از پایان دبیرستان تجربه کنند.
درگیر شدن در فعالیتهای درسی
برخی از پسران با اختلال بیش فعالی عملکرد نامناسبی در مدرسه از خود نشان میدهند. لازم است مادر اینگونه کودکان با مربی آموزشی او در ارتباط باشد و برای انجام مشق شب به او کمک کند. رسیدگی به این نوع به هم ریختگیهای درسی باعث میشود آنها تحصیلاتشان را با رغبت بیشتری تا پایان دوره تحصیلی دنبال کنند.
او را به مرد خانه تبدیل نکنید
بسیاری از مادران انتظار دارند پسران همه امور خانه را انجام دهند. اگر یک مادر تنها هستید یا همسرتان تمام وقت کار میکند هرگز نقش او را با مرد خانواده اشتباه نگیرید. سهم عادلانه او را از کارهای روزمره مشخص کنید و برخی مسئولیتهای مالی را برعهدهاش بگذارید سعی کنید تمرکز اصلی کودک بر مسائل تحصیلی و توسعه روابط اجتماعی باشد حتی اگر او بالغ است باز هم نقش مرد خانواده را به او ندهید اگر همه بار سنگین خانواده را بر دوش او بگذارید حتماً خشمگین شده و دنبال راه فرار خواهد گشت.
برنامهریزی زمان برای بازی
مطالعات اخیر نشان میدهند بازی و زنگ تفریح با افزایش تمرکز و عملکرد بهتر آنان در مدرسه مرتبط است.پسران در همه سنین روزانه نیاز به فعالیت بدنی و لذت بردن از برخی رقابتهای سالم دارند.تحقیقات نشان میدهد حتی 15 دقیقه بازی به افزایش تمرکز پسران کمک میکند از طرفی بازی یک فرصت بزرگ برای برقراری ارتباط اجتماعی آنهاست.
تشویق به ورزش
برخی از والدین معتقدند ورزش کردن زمان زیادی از پسران میگیرد و نمرههای درسی شان را کاهش میدهد اما اگر آنها رئیس جمهوری هم شوند باز به ورزش نیاز دارند. اگر کودک را مجبور به انجام کاری کنید که دوست ندارد باعث میشوید از مدرسه رنج ببرد و نتیجه معکوسی کسب کند.

بازیها برای درمان کودک ، وسیله خوبی در دست درمانگران خواهد بود. درمانگر میتواند با بررسی انواع بازیها و مشاهده کودک هنگام بازی به دنیای او وارد شود و او را بهتر بشناسد و به مشکلات رفتاری وی پی برد.
بازی و رشد جسمی
بازی به عنوان وسیلهای مطمئن برای رشد کودکان ، عضلات را نیرومند میکند، استخوان ها را محکم و استوار مینماید، و بالاخره باعث تقویت حواس پنجگانه بویژه حس بساوای و حس بینایی میشود.
بازی و رشد ذهنی
بازی امکان تجربه و تعاملهای مستقیم با عوامل محیطی را برای کودک فراهم میکند. بازی نه تنها بر رفتارهای هوشمندانه و قابل مشاهده کودک اثر دارد، بلکه بر ساخت فیزیولوژیکی مغز او تاثیر غیر قابل انکار دارد.
بازی و رشد عاطفی
میان 3 تا 7 سالگی ، کودک عواطف خود را آشکارا ابراز کرده ، به تدریج عواطف خود را شناسایی میکند. مسلما بروز ناگهانی خشم و ترس در کودکان میان 3 تا 7 ساله امری است عادی و ترس در کودکان این گروه سنی به علت نیروی تخیل بسیار فعال آنان است. دیگر اینکه مرتبا با اوضاع و موقعیتهای تازهای روبرو میشوند که برای آنان ناآشنا است. باید توجه داشت که بطور کلی محیطی که کودک در آن زندگی میکند و نوع تجربههایی که بدست میآورد و چیزهایی که یاد میگیرد، در کیفیت بروز عواطف کودک بسیار موثر است.
بازی و رشد اجتماعی
بازی برای کودک معادل مطالعه بزرگسالان ، وسیلهای برای بیان احساسات کودکان و کشف روابط و ارضای آنان ، انواع بازی و اسباب بازی ، واژهها و کلمات و جملههای کودکان است. کودکان معمولا میان دو تا سه سالگی بازی با دیگران را آغاز میکنند. اما اگر استعداد ذاتی و علاقه اجتماعی آنان رشد نیافته باشد، با دیگران سازگار نخواهند شد و علاقهای به حفظ روابط اجتماعی و شرکت در بازی کودکان نخواهند داشت. کودک از طریق بازی و همانند سازی و تقلید از رفتارهای بزرگسالان نه تنها رفتارهای اجتماعی را تمرین میکند، بلکه باز فرصتی است برای اصلاح و گسترش شیوههای رفتاری کودکان ، بخصوص رفتار اجتماعی آنان است. از این طریق کودک شهامت داخل شدن در اجتماع را کسب میکند و فرا میگیرد که چگونه میتوان در اجتماع زیست و مسئولیت پذیرفت. همچنین روشهای مختلف مبارزه با مشکلات و پیدا کردن راه حل همان مشکلات را میآموزد.
بازی و رشد شخصیت
بازی در شخصیت سازی و رشد کودک تاثیر فراوان دارد. بازی وسیله کسب تجربههای پرارزشی است که کودکان در خلال آن از جهت احساسی ، اجتماعی و روانی رشد میکنند. الگوهای رفتاری آنان در بازی شکل میگیرد. این الگوها در سراسر عمر کودک سرمشقی مفید برای او خواهد شد. کودک به مدد بازی الگوهای بیشمار و درهم پیچیده و ظریف زندگی آدمی را در مییابد. آن را تجربه و تمرین میکند و رابطه میان این الگوها را میسنجد، تا آنها را فراگیرد. از آن جهت که ناگزیر است در سنین بزرگسالی با آنها روبرو شود و در جامعه آدمیان زیست کند.
طبقه بندی بازی از دیدگاه پیاژه
ژان پیاژه روان شناس سویسی ، بازیهای کودکان را به سه گروه طبقه بندی کرده است. این طبقه بندی از سایر طبقه بندیهایی که دیگران کردهاند، کاملتر و اساسی تر است.
بازیهایی که جنبه تمرینی دارند و از هر ساختاری بیبهرهاند.
بازیهای سمبلیک از یک سال و نیمگی آغاز میگردد و چند ماهی به اوج خود میرسد. سپس رو به کاستی مینهد تا بالاخره نزدیک به 9 سالگی به آخرین مرحله کاهش مییابد.
بازیهای با قاعده که از سه و نیم سالگی آغاز میشود و چند ماه پس از ده سالگی به اوج میرسد. این بازیها همچنان تا دوره نوجوانی و پس از آن در اوج باقی میمانند.
بازی درمانی
بازیها برای درمان کودک ، وسیله خوبی در دست درمانگران خواهد بود. درمانگر میتواند با بررسی انواع بازیها و مشاهده کودک هنگام بازی به دنیای او وارد شود و او را بهتر بشناسد و به مشکلات رفتاری وی پی برد.
انواع بازی درمانی
بازی درمانی با روش مستقیم :
در این نوع بازی درمانگر باید رفتاری صبورانه و در محدوده واقعیتها داشته باشد و به هدف بازی و نحوه استفاده کودک از آن توجه نماید. بدین منظور درمانگر ممکن است بر حسب مورد و تشخیص خود ، شریک در بازی باشد و یا جزئی از نمایش سمبولیک و یا اصلا یکی از شخصیتهای بازی کودک باشد.
بازی درمانی با روش غیر مستقیم :
در این روش درمانگر در تعیین نوع بازی و کیفیت آن دخالتی نداشته و همه چیز بر عهده کودک گذاشته میشود. با این شیوه احساسات کودک پدیدار میشود و کودک شخصا با آن روبرو میگردد. با این شیوه او میآموزد که احساسات و عواطف و رفتار خود را مهار کند و آنچه را که موجب رنج وی میگردد، به کنار افکند و در واقع به سبک سازی یا تضعیف عاطفی برسد.
سجاد حق شناس کارشناس ارشد گفتار درمانی / آسیب شناس زبان و گفتار

احمد میهنی روانشناس در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان بیا نی نی گفت: دروغگویی از نظر معنوی به معنای کتمان واقعیت است، در واقع فرد دروغگو از طریق شنونده را گمراه می سازد و خود را بیشتر نجات میدهد و بدینوسیله توجه دیگران را به خود جلب میکند.

همیشه در زندگی، اولین ها ( اتفاقات، خاطرات، تجارب، تماسها و … ) چه خوب و چه بد، تاثیری عمیق و ماندگار در ذهن افراد برجای می گذارند. مثلا اگر کودک یا نوجوان در بیرون از منزل به وسیله منابع مختلفی به طور نامناسبی با مسائل جنسی آشنا شود، کار و تلاش والدین در زمینه آموزش جنسی دو برابر خواهد شد. زیرا در وهله اول باید افکار نامناسب و آموخته های نادرست فرد در زمینه امور جنسی تغییر یابد و سپس آموزش مناسب و صحیح آغاز شود.
تحقیقات نشان می دهد ،کودکانی که به دلیل احساس نزدیکی به پدر و مادر خود ، ترجیج میدهند در مورد مسائل جنسی و کنجکاوی هایشان از آنها جویا شوند ، در سنین بلوغ به نسبت کودکانی که از محیط بیرون الهام می گیرند کم تر در معرض آسیب های اجتماعی هستند . بنابراین ابتدا دیدگاه خود را در این مورد بررسی کنید ، اگر فکر می کنید اطلاعات مناسب و کافی ندارید ، به کتب و منابع معتبر مراجعه کنید و یا با دوستی معتمد ، مشاور روان درمانی و یا اخلاقی مشورت کنید. ممارست بروی درک بهتر این موضوع باعث ارائه بهتر آن به کودکتان می شود.
حتی اگر در این مورد تسلط کافی ندارید، نگران نباشید ، می توانید به او بگویید :” می دونی ، برای من خیلی راحت نیست که در مورد این مطالب با تو صحبت کنم چون والدین من هیچ وقت در این مورد با من حرفی نزده اند ، ولی ما می توانیم هر دو در مورد هر موضوعی ، حتی مسائل جنسی صحبت کنیم و اگر سوال بی پاسخی ماند ، می توانم در این مورد برایت تحقیق کنم “
ورود تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی به زندگی های نوین در سال های اخیر، موجی از آگاهی ها و اطلاعات درست و نادرست جنسی و زناشویی را در اختیار افراد مختلف قرار داده است. از سوی دیگر پیچیدگی ها و گسترش روابط انسانی در دنیای معاصر، خود راه دیگری شده است تا چرخش اطلاعات میان افراد به سادگی و به سرعت، رو به افزایش رود و درواقع هرگونه اطلاعاتی که از طریق ابزارهای مدرن ارتباطاتی همچون اینترنت و ماهواره به شخص داده می شود، به سرعت از طریق افراد به یکدیگر هم منتقل گردد. در این میان آسیب پذیرترین گروه هدف به عنوان مخاطبان این وسایل مدرن ارتباطاتی، کودکان و نوجوانان هستند که کمترین آگاهی و پیش زمینه ذهنی قبلی را در مورد مسائل جنسی داشته و خود به خود نیز دارای کنجکاوی های جنسی هستند.
آنچه میان روانشناسان در این گونه مسائل اساساً بر آن تاکید می شود، آموزش جنسی کودک بر اساس سن وی و مرحله به مرحله است. آموزش جنسی فرزندان به صورت ناگهانی شروع نمیشود، بلکه والدین بایستی از دوران کودکی، این آموزش را آغاز کنند و بدانند که چگونه به تناسب سن فرزند خود به سؤالات جنسی وی پاسخ دهند و این آگاهی بخشی و آموزش فرزند در هر سنی متفاوت است. اگر والدین با برنامه ریزی درست و بلندمدت اطلاعاتی در خصوص بلوغ و مسائل جنسی در اختیار فرزندان خود قرار دهند و آرام و آرام و به تناسب سنشان این اطلاعات را در اختیار وی قرار دهند، از بروز بسیاری از مشکلات رفتاری و اختلالات جنسی در فرزندانشان جلوگیری خواهند کرد.
به عنوان مثال ممکن است والدین، کودک ۲ یا ۳ ساله ای داشته باشند که مراقبت های خاص خود را لازم دارد. کودک در این سن متوجه بدن خود و تفاوت های جنسیتی می شود و این توجه باعث می شود که کودک راجع به بدن خود کنجکاوی هایی داشته باشد. والدین بایستی مراقب کنجکاوی های بیش از حد او باشند. گاهی کودک سؤالاتی درباره نحوه متولد شدن خود می پرسد که پاسخ والدین نباید بیشتر از نیاز کودک و آنچه که می داند باشد و برای پاسخ دهی به سؤال او، ابتدا باید دانست که این سؤال چرا و چگونه در ذهن کودک شکل گرفته است و کودک چه اطلاعاتی در این زمینه دارد، سپس براساس دانسته های کودک به او جواب میدهیم.
حتما” نباید برای راهنمایی او به سن خاصی برسد بلکه از همان زمانی که کودکتان شروع به راه رفتن می کند و شما سعی می کنید چیزهای ابتدایی را به او بفهمانید ، بطور مثال ؛ ” این بینی است ” ، “این انگشت است ” و … در همان وقت به او یاد بدهید که نام دستگاههای تناسلی چیست و کجاست و با سیر تدریجی گذشت زمان با اضافه کردن موضوعاتی هر چند کوچک و بسته در این مورد در ذهن او کار کنید.
والدین باید بدانند که برای آغاز آموزش جنسی، سن مشخص و ثابتی وجود ندارد و صبر کردن تا زمانی که کودک به مدرسه رود و در آنجا اطلاعاتی در زمینه امور جنسی کسب کند به هیچ وجه جایز نیست. کودکان از طریق پرسش ها و کنجکاویهای خود، موعد مقرر را اعلام می دارند و والدین باید آموزش را شروع کنند. بهترین زمان برای پاسخگویی به پرسشهای کودکان درباره امور جنسی، اولین باری است که کودک پرسشی را مطرح می کند. کودکان تا سن شروع مدرسه، در زمینه های گوناگون از جمله امور جنسی، اطلاعاتی از محیط، اطرافیان و دوستان خود به دست می آورند. بهتر است که این اطلاعات و آگاهیهای اولیه درباره امور جنسی از طریق والدین در اختیار کودک قرار داده شود.
اگر کودکی در سنین سه تا پنج سالگی بپرسد « بچه از کجا می آید؟ »، بهتر است به او گفته شود « از شکم مادر ». اگر والدین انتظار کودکی را دارند باید فرزند خود را به موقع از این موضوع آگاه سازند و حتی به او اجازه دهند تا حرکت نوزاد را در شکم مادر لمس کند. کودک ممکن است از مادر بپرسد « بچه چگونه از شکم مادر بیرون می آید؟، مادر در جواب خواهد گفت « زمانی که بچه در داخل رحم به اندازه کافی بزرگ می شود و قادر است در خارج از شکم مادر زندگی کند آنوقت مادر به بیمارستان می رود تا به کمک پزشک بچه از شکم مادر بیرون آورده شود ». چنانچه کودک سئوال کند « رحم مادر چه اندازه است؟ »، مادر می تواند بگوید « بادکنک را که دیده ای، اگر در آن بدمیم بزرگ می شود و اگر بادش را خالی کنیم کوچک می شود. رحم مادر نیز همچون بادکنک زمانی که بچه در درون آن قرار دارد بزرگ می شود و پس از خروج بچه مجددا کوچک می گردد».
اگر کودک یا نوجوان پرسشی درباره امور جنسی مطرح می کند، باید تا جایی که امکان دارد به پرسش او در حد خواسته شده پاسخ گفته شود. پاسخ باید بدون احساس شرم، ناراحتی، گناه، ساده در حد سن و درک کودک یا نوجوان و در عین حال خلاصه و صادقانه ارائه گردد. زیرا آنها دوست دارند واقعیت را بشنوند. پاسخها همچنین باید در حد پرسشهای کودک و نوجوان باشد و فراتر از پرسشها پاسخی داده نشود. زیرا موجب خستگی و سردرگمی کودک و نوجوان خواهد گردید. والدین از همان ابتدا باید سعی کنند هنگام بحث درباره اعضای مختلف بدن از لغات صحیح و علمی آنها استفاده کنند و از کاربرد لغات بی معنی و کنایات جدا اجتناب ورزند.
سئوال دیگری که معمولا کودک پیش دبستانی از والدین می پرسد این است که « بچه چگونه به وجود می آید؟ »، والدین در پاسخگویی به این سئوال باید قدرت درک کودک را در نظر گیرند و جوابی ارائه دهند که به خوبی برای کودک قابل فهم باشد. در غیر اینصورت، جواب به جای آنکه آموزنده باشد گمراه کننده خواهد بود. مثلا بچه های خردسال بهتر است از طریق بازی و داستانها متوجه شوند که مثلا یک پرنده چگونه به وجود می آید. برای کودکان در سنین بالاتر می توان ازدواج پرمحبت و زندگی مشترک پدر و مادر و سپس تشکیل جنین را به طوری که قابل درک باشد توضیح داد. اگر جوابهایی ارائه شده با واقعیت و میزان درک و فهم کودک هماهنگ باشد، حس کنجکاوی او را ارضاء خواهد کرد.
کارشناس روانشناسی و نوروتراپیست

علائم و نشانه های اختلال نقص توجه – بیش فعالی می تواند والدین را با چالش های بسیاری مواجه کند. این کودکان اغلب وسایلشان را گم می کنند، در انجام و پیگیری تکالیف مشکل دارند، و هنگامی که نیاز است تا برنامه ای را مدیریت کنند یا گزینه ای را انتخاب کنند دچار پریشانی می شوند. تکانشگری از دیگر چالش های مربوط به این اختلال است که منجر به مخالفت و درگیری کودکان با والدین می گردد. چرا که آنها نسبت به محرکها بیش از حد حساس هستند و نسبت به شکست و ناکامی واکنش نامناسبی نشان می دهند. در نتیجه والدین ممکن است زمان دشواری را پشت سر بگذارند تا بتوانند یک ساختار بدون فشار و استرس را در خانه ایجاد کنند.
کودکان مبتلا به ADHD می دانند که چه باید بکنند اما نمی توانند آنچه را که می دانند انجام دهند. والدین معمولا نمی دانند چه زمانی باید راسخ و محکم رفتار کنند و چه مواقعی باید صبور باشند . والدین نمیدانند تغییر در سبک زندگی و درمانهای خاص تا چه حد موثرند و اصلا کدامها سودمندتر می باشند. همچنین تا حدزیادی نگران وابستگی و اعتماد بنفس پایین کودکانشان نیز هستند.
خوشبختانه اگر چه چالش های زیادی در ارتباط با ADHD وجود دارد اما استراتژی های موثری برای کنار امدن با این چالش ها وجود دارد. کاپالکا و پالادینو 16 نکته و استراتژی موثر را مطرح می کنند که به شرح زیر می باشد:
1- آرامش خود را حفظ کنید.
روانشناسان بر اهمیت آرام ماندن بسیار تاکید می کنند. اگر یکی از والدین کنترل خود را از دست بدهد ، عصبانیت کودک بیشترو بیشتر شده و منجر به ایجاد یک رابطه نادرست و زیان بخش می گردد.بنابراین به رفتارهای خودتان باید خیلی توجه داشته باشید بخصوص اگر علائمی از رفتارهای ADHD در خودتان نیز وجود دارد. با جرو بحث کردن با این کودکان راه به جایی نمی برید. خود جر و بحث – مثلا درباره زمان انجام تکالیف- باعث شود از موضوع خارج شوید و حتی زمان انجام آن کار طولانی تر هم شود. سعی کنید موضوع را رها کنید و خیلی درگیر نشوید.
2- برای رفتارهای خودتان محدودیت هایی را در نظر بگیرید.
اگر خیلی مستعد نگران شدن هستید، وبیشتر کارهای کودک را خودتان انجام میدهید به خودتان یادآور شوید که هرچقدر شما کارهای او را بیشتر انجام دهید او کارهای کمتری برای انجام دادن دارد و نمی گذارد که او مستقل شدن را یاد بگیرد. اگر نمی توانید چشم از او بردارید بهتر است بصورت غیرمستقیم باشد. مثلا هنگام انجام تکالیف لازم نیست کنار او بنشینید و مستقیم به او نگاه کنید بهتر است در آن زمان وانمود کنید که مشغول انجام کارهای خودتان هستید مثلا قبض هایتان را پرداخت کنید، روزنامه بخوانید و …..
3- ساختارهایی را تنظیم و برنامه ریزی کنید که بدون ایجاد فشار باشند.
این ساختارها و سازمان دهی ها برای کودکان می تواند شامل نمودارهای ستاره ای باشد، برای سنین نوجوانانی می توان از تقویم یا نرم افزارهای ثبت برنامه استفاده کرد و از این طریق می توانیم یک برنامه روزانه محسوس و قواعد روشن و واضح را سازمان دهی کنیم. این ساختاربندی ها و برنامه ریزی ها کمک می کند تا نابسامامی ها و آشفتگی ها کاهش یابد. بهتر است از فشارهای تحمیلی اجتناب کنیم. به این معنا که از تهدیدکردن و گذاشتن مهلت یا موعدهای غیرمنطقی بپرهیزیم و از تنبیه هایی که در آن خشونت و ترس وجود دارد استفاده نکنیم.
4- برای کودکتان شرایطی را فراهم کنید تا بتواند انتخاب و تصمیم گیری منطقی داشته باشد.
باید به کودکان خود – کنترلی ر ا یاد دهیم به همین منظور والدین باید موقعیت های زیادی را برای کودکان ایجاد کنند و آنها را با انتخاب اینکه چه واکنشی باید داشته باشند مواجه سازند. برای این منظور می توان از تکنیک انتخاب ساختاریافته استفاده کرد به این صورت که به کودک خود دو انتخاب می دهید و او را بسوی انتخاب درست هدایت می کنید. مثلا ممکن است از او بپرسیم که اول دوست داری ریاضی بخونی یا علوم؟ اتاقت نیاز به تمیز کردن داره اول لباسهاتو مرتب می کنی یا کتابهاتو تو قفسه می ذاری؟ و………
5- درصورت عدم پیروی از قوانین برای او پیامدهای منطقی در نظر بگیرید.
بهتر است ابتدا از خود کودکان بپرسیم که در صورت عدم پیروی از یک قانون چه تنبیهی برایشان درنظر بگیریم. این ممکن است برای کودک این الزام و تعهد را ایجاد کند تا به آنچه خودش گفته جامه عمل بپوشاند.علاوه بر این برای رفتارهای مثبت یک پاداش و پیامد مثبت و برای رفتارهای ناخوشایندش پیامد منفی درنظر بگیرید. این باعث می شود تا کودک درک کند که هر رفتارمثبتی یک پیامد مثبت و هر رفتار منفی یک پیامد منفی به دنبال خواهد داشت.
6- منتظر قانون شکنی باشید.
زمانی که کودکتان قانون شکنی می کند مانند یک افسر پلیس به او یک برگ جریمه بدهید و گله و شکایت نکنید یا فریاد نزنید که نمی توانم باور کنم که دوباره این کار را انجام داده ای. مانند یک افسر پلیس ، محترمانه و راسخ و محکم برگه را به او بدهید و حقیقت امر را به او توضیح دهید.
7- در زمان و موقعیت مناسب از کودکتان طرفداری و حمایت کنید.
انطباق و سازش قطعی برای کودکان ADHD ممکن است ضروری باشد و این مستلزم این است که توانایی های کودکتان را بشناسید و گسترش دهید. برای مثال اگر انتظار دارید کودکتان بتواند کتابی را روان بخواند و یاد بگیرد مستلزم این است که به او زمان دهید، توجه کنید واو را باور داشته باشید.
8- از ایجاد شورش با یک کودک خودسر و سرسخت اجتناب کنید.
یکی از اشتباهاتی که والدین می کنند این است که انتظار دارند یک کودک سرسخت را وادار کنند تا همه خواسته های والدین را بدون چون و چرا بپذیرد به این دلیل که انها والدینش هستند. باید این را بپذیریم که برخی از کودکان بسیار شکایت و اعتراض و حتی حاضرجوابی می کنند و والدین باید این را بدانند و درک کنند که کودکان نیاز دارند تا ناکامی خود را به شیوه ای ابراز کنند بخصوص زمانی که مجبور می شوند تا از استاندارها و قوانین منطقی ما پیروی کنند.
9- باید بدانید که کودکتان ، رفتارهای ناخوشایند و نادرست را به عمد انجام نمی دهد.
والدین بسیاری از کودکان ADHD ، درباره علت بدرفتاری های کودکانشان فرضیه های نادرست و اشتباهی را دارند. در واقع کودکان بسیار هدف گرا هستند و هرکاری را انجام می دهند به این امید که به نتیجه و هدفی که بدنبال ان هستند دست یابند و به همین دلیل است که برای انجام هرکاری مقاومت یا از انجام ان اجتناب می کنند.( مانند انجام تکالیف یا به رختخواب رفتن).
10- پایدار و مقاوم باشید.
کودکان مبتلا به ADHD نیاز دارند بصورت مداوم با عواقب و پیامد یک رفتارمواجه شوند تا بتوانند از آن تجربه درس بگیرند. اگر یک تکنیک را یک یا دو بار به کار بردید و نتیجه ای نگرفتید به این معنا نیست که ان روش کاملا غیرموثر است. بلکه تنها لازم است تا تکرار و تمرین بیشتری داشته باشید.
11- در هر زمان فقط یک موضوع را مد نظر قرار دهید تا از عهده آن برایید.
بنابراین بسیار مهم است که مسائل را اولویت بندی کنید و از مهمترین آنها شروع کنید و در جریان کار اجازه بدهید تا موارد کم اهمیت تر به طور موقت جریان داشته باشد تا بعد که نوبت به انها می رسد.
12- درباره توجه و ADHD آموزش ببینید .
دانستن این که علائم ADHD چه تاثیری بر روی کودکتان دارد بسیار حائز اهمیت است. شما ممکن است تصور کنید که کودکتان به عمد لجبازی می کند و یا رفتار خاصی را انجام می دهد اما ممکن است ان رفتار نشانه ای از ADHD باشد. والدین می توانند این اطلاعات را از روانشناسان، متخصصان و دیگر منابع از قبیل کتابها کسب کنند.
13- به کودکتان کمک کنید تا خود را با تغییرات سازگار کند.
کودکان مبتلا به ADHD در انتقال و تغییر عملکردهای ذهنی از قبیل تغییر یا انتقال پردازش های شناختی مشکلاتی دارند بخصوص اگر در یک فعالیت بیش از حد تمرکزکنند. بنابراین استفاده از تکنیک هایی می تواند در حل این مشکل سودمند باشد . مثلا در هر زمان از آنها بخواهیم که فقط یک کار را انجام دهند و بعد از آنکه به اتمام رساندند کار بعدی را به انها بگوییم. یعنی همزمان دو یا سه دستور به آنها ندهیم.
14- روی توانایی ها و نقاط قوت کودکتان تمرکز کنید.
به جای اینکه کودک رابه کارهایی که نمی تواند انجام دهد وادار و ترغیب کنید بهتر است بر آنچه او توانایی دارد متمرکز شوید. به یاد داشته باشید که هر کودکی باتدبیر، خلاق و منحصربفرد است. بهتر است در هرکاری تعادل را برقرار کنید.
15- برخی از ضعف های خودتان را کم کنید.
پرورش یک کودک مبتلا به ADHD که دربرگیرنده نشانه های تکانشگری، لجبازی، خودکنترلی ضعیف است یکی از بزرگترین وظایف چالش برانگیز است . بنابراین لازم است که سخت تلاش کنید، ناامید نشوید، خودتان را مقصر رفتارهای کودکتان ندانید.
16- برای اینکه پدر و مادر شده اید و با کودکتان هستید جشن بگیرید.
والدینی که کودکان مبتلا به ADHD دارند معمولا احساس ناامیدی می کنند، و گاهی حل مشکلات را غیرمحتمل و نشدنی می پندارند.اما اجازه ندهید که این اختلال مانع از این شود که از پدر و مادر شدنتان لذت نبرید. وقتی که لطافت طبع و بذله گویی والدین به انتها می رسد کمک کمتری هم می توانند به کودکشان کنند. در این زمان بهتر است لحظه تولد کودکتان را به یاد آورید و او را در آغوش بگیرید. پیشنهاد می گردد این خودگویی ها را با خود داشته باشید:
– من از اینکه صاحب فرزند هستم شاکر و سپاسگزارم.اگرچه مسولیت بزرگی است اما پاداش بزرگتری است.
– من به کودکم یاد می دهم و کودکم به من.
– بخاطر داشتن چنین کودکانی شاکرهستم، آنها دوست داشتنی و با استعداد هستند.
گردآوری : مرکز تخصصی توانمند سازی پارند
کودک من به چه میزان کلسیم روزانه نیازمند است، و چرا این مقدار اهمیت دارد؟
کودک شما در در سنین دو و سه سالگی به 500 میلی گرم کلسیم در روز نیاز دارد. وقتی به چهار سالگی رسید، نیاز او به 800 میلی گرم در روز افزایش مییابد. کلسیم برای ساختن استخوانها و دندانهای مستحکم ، ارتقای عملکرد اعصاب و عضلهها، کمک به انعقاد خون، و فعال ساختنِ آنزیمهایی که غذا را به انرژی تبدیل میکنند ضروری است. برخی متخصصان بر این باور اند که خیلی از کودکان دچار کمبود کلسیم میشوند، بعضا به این خاطر که آبمیوه و دیگر نوشیدنی های غیر لبنی آن چنان شایع و محبوب شدهاند که کودکان کمتر شیر میخورند.
منابع خوب کلسیم چه چیزهایی هستند؟
در اینجا بهترین منابع کلسیم آورده شده است:
توجه: میلیگرم ها بسته به مارک، اندازهی میوه یا سبزیجات کمی متغیر است.
• یک دوم فنجان ماست: 190 میلی گرم
• یک دوم فنجان آب پرتقال حاوی کلسیم: 175 میلی گرم
• 1 قاشق چایخوری ملاس گرفتهشده از ساقهیتیره: 172 میلی گرم (ملاسهای معمولی حدود 41 میلی گرم در هر قاشق)
• یک چهارم فنجان پنیر خامه گرفته: 168 میلی گرم
• سه چهارم اونس پنیر سوئیسی: 154 میلی گرم
• سه چهارم اونس پنیر چدار: 153 میلی گرم
• یک دوم فنجان شیر: 150 میلی گرم (یک دوم فنجان شیر شکلات: حدود 140 میلی گرم)
• یک دوم فنجان شیر سویای غنی شده: 150 میلی گرم
• سه چهارم اونس پنیر موزارلا: 113 میلی گرم
• یک چهارم فنجان سبزیجات خانواده کلم: حدود 88 میلی گرم
• یک چهارم فنجان لوبیای سفید: 80 میلی گرم
• یک چهارم فنجان پنیر روستایی با 2% چربی: 78 میلی گرم (1% چربی: حدود 67 میلی گرم)
• یک چهارم فنجان پودینگ (خانگی مخلوط یا لایه دار): 75 میلی گرم. (انواع آماده: حدود 50 میلی گرم)
• یک چهارم فنجان اسفناج پخته شده: 73 میلی گرم
• یک دوم فنجان پیتزای پنیر: 59 میلی گرم
• یک دوم فنجان آب سیب غنی شده با کلسیم: 50 میلی گرم
• یک چهارم فنجان ماکارونی پخته و پنیر (یک بسته مخلوط): 50 میلی گرم
• یک چهرم فنجان ماست منجمد: 52 میلی گرم
• یک دوم هات شکلات مخلوط با آب: 48 میلی گرم
• یک چهارم فنجان بستنی: 46 میلی گرم
• یک سوم فنجان غلات صبحانه O شکلِ با غلات مخلوط: 32 میلی گرم
• یک دوم پرتقال: 25 میلی گرم
• یک چهارم سیب زمینی شیرین (خمیر شده): 17 میلی گرم
• یک چهارم فنجان بروکلی: 15 میلی گرم
• یک دوم بستهی صبحانه:10 تا 25 میلی گرم، بسته به مارک
چند نکته برای بیشینه کردن جذب کلسیم:
• موقع تهیه غلات صبحانه، کاکائوی داغ و سوپ، به جای آب از شیر استفاده کنید
• از شیر تغلیظ شده به جای شیر معمولی در تهیه خوراک استفاده کنید – دوبرابرِ شیرِ معمولی کلسیم دارد.
• به سالاد میوهی خود ماست اضافه کنید؛ به خمیر پنکک، سس، و لعاب دهندههای غذا شیر بدون چربی اضافه کنید؛ و به سبزیجات، سس ها و خمیرِ سیب زمینی هم پنیر بیفزایید.
• از غلات صبحانه، نان، و آبمیوههایی که با کلسیم غنی شده اند استفاده کنید.
کودک پیش دبستانی من به چه میزان آهن نیاز دارد، و چرا این مقدار اهمیت دارد؟
کودک شما در سنین 2 و 3 سالگی به 7 میلی گرم آهن در روز نیاز دارد. کودک 4 ساله به 10 میلی گرم در روز احتیاج دارد. آهن برای ساختن هموگلوبین که همان ذرات قرمز رنگِ حامل اکسیژن در خون هستند، و میوگلوبین، ذراتی که اکسیژن را در ماهیچهها ذخیره میکنند، لازم است. کمبود آهن ممکن است منجر به آنمی شود که ایجاد خستگی، ضعف و کج خلقی میکند. همچنین آهن بر رشد مغز تاثیر دارد.
آیا تفاوتی بین منابع حیوانی تامین آهن و منابع گیاهی آن وجود دارد؟
بله. آهنِ هِمی (heme) – یعنی همان نوعی که از طریق منابع حیوانی نظیر گوشت قرمز، ماهی، صدفهای دریایی، و ماکیان به دست میآورید، به راحتی جذبِ بدن میگردد. اما بدن برای جذب آهن غیر همی (non-heme) – همان نوعی که در منابع غیرهمی نظیر سبزیجات با برگهای سبز تیره، کاهوجات، نانها و غلات غنی شده، و میوههای خشک یافت میشود – به کمک احتیاج دارد. (زرده تخم مرغ هم حاوی آهن است، که بیشتر غیر همی است).
میتوانید مقدار جذبِ آهن غیرهمی در بدن را با استفاده از غذاهای حاوی آهن همی، یا غذاهای سرشار از ویتامین ث مثل آب پرتقال، پرتقال، توت فرنگی، فلفل قرمز، پاپایه، بروکلی، گریپ فروت، طالبی، میوه انبه، و سیب زمینی افزایش دهید.
منابع خوب آهن چه چیزهایی هستند؟
در اینجا برخی از بهترین منابع آهن آورده شده است:
توجه: میلی گرمها بسته به مارک، و اندازه ی برش گوشت تفاوت می کند.
• یک چهارم فنجان سبزیجات دریایی: 9 تا 21 میلی گرم
• یک سوم فنجان غلات صبحانه غلات آماده و غنی شده: 5/4 میلی گرم
• یک سوم فنجان آرد جوی دو سر غنی شده: 4 میلی گرم
• یک چهارم فنجان سویا: 2/2 میلی گرم
• یک چهارم فنجان حبوبات دریایی: 2/1 میلی گرم
• 30 گرم استیک: 1 میلی گرم
• 30 گرم میگو: 9 میلی گرم
• 2/1 همبرگر اندازه متوسط (5/1 اونس): 9 میلی گرم
• یک چهارم فنجان نخود : 8 میلی گرم
• یک قاشق غذاخوری جوانهی گندم: 5 میلی گرم آهن
• نصف یک تخم مرغ بزرگ: 3 میلی گرم
• 30 گرم سینهی مرغ: 2 میلی گرم
کودک پیش دبستانی من به چه میزان روی نیاز دارد و چرا این مقدار اهمیت دارد؟
کودک شما در سنین 2 و 3 سالگی به 3 میلی گرم روی در روز نیاز دارد. وقتی به 4 سالگی برسد، به 5 میلی گرم در روز نیاز خواهد داشت. عنصر روی در بیش از 70 آنزیمی که به هضم و متابولیسم بدن کمک می کنند ضروری است. و کودکانی که روی کافی مصرف نکنند در معرض خطر نقص رشد قرار میگیرند. البته به خاطر داشته باشید که موارد کمبود روی نادر است.
منابع خوب تامین روی چه چیزهایی هستند؟
در اینجا چند منبع خوب روی آورده میشود:
توجه: میلی گرمها بسته به مارک و اندازه برش گوشت متغیر هستند.
• یک دوم همبرگر متوسط: 2 میلی گرم
• یک اونس برش استیک: 7/1 میلی گرم
• یک قاشق غذاخوری جوانهی گندم: 1 میلی گرم
• یک سوم فنجان سبوس گندم: 8 میلی گرم تا 4/1 میلی گرم بسته به مارک
• یک چهارم فنجان پنیر چربی گرفته: 8 میلی گرم
• یک چهارم فنجان نخود: 6 میلی گرم
• یک چهارم فنجان دانه عدس: 6 میلی گرم
• یک چهارم فنجان ذرت: 2 میلی گرم
• یک عدد زرده تخم مرغ یا یک دوم یک تخم مرغ کامل: 3 میلی گرم
کودک پیش دبستانی من به چه میزان ویتامین دی نیاز دارد، و چرا این مقدار مهم است؟
با کمال تعجب، مقدار نیاز بدن به ویتامین دی – یعنی روزانه 200 IUs معادلِ 5 میکروگرم – از زمان تولد تا پنجاه سالگی ثابت است. ویتامین دی به جذب مواد معدنی مثل کلسیم کمک میکند و دندانها و استخوانها را محکم میکند. به ویتامین دی، «ویتامین آفتاب» هم میگویند چون وقتی بدن در معرض نور خورشید باشد میتواند آن را تولید کند. اما تولید ویتامین دی در اثر عواملی چون مه و دود، ابر، پوست تیره، و ضدآفتابهایی با SPF 8 و بالاتر متوقف میشود، و بهترین کار این است که خاطر جمع شوید کودکتان از طریق منابع غذایی روزانه 200 واحد (IUs) ویتامین دی مصرف کند.
منابع خوبِ تامین ویتامین دی چه چیزهایی هستند؟
در اینجا فهرستی از بهترین منابع تامین ویتامین دی آورده میشود:
توجه: مقدار IUs بسته به مارک تغییر میکند.
• 30 گرم ماهی تن، کنسرو شده با روغن، خشک شده: 200 IUs
• 30 گرم ماهس آزاد: 103 IUs
• یک دوم فنجان شیر غنی شده (کامل، کم چرب، یا چربی گرفته): 49 IUs
• یک عدد زرده تخم مرغ بزرگ: 25 IUs
• یک سوم فنجان غلات صبحانه آماده و غنی شده: 13 IUs
• یک دوم قاشق چایخوری مارگارین غنی شده: 10 IUs
کودک پیش دبستانی من به چه میزان ویتامین آ نیاز دارد، و چرا این میزان مهم است؟
کودک شما در سنین 2 و 3 سالگی، روزانه به 300 میکروگرم RAE (معادل کنشِ رتینول) ویتامین آ نیاز دارد. وقتی به سن چهار سالگی برسد، به 400 میکروگرم نیاز دارد. مقدار روزانهی RAE از ویتامین آ نقش مهمی در دید و رشد استخوانها دارد، و به محافظت از بدن در مقابلِ عفونتها کمک میکند. همچنین ویتامین آ باعث ارتقای سلامت و رشدِ سلولها و بافتهای بدن، مخصوصا در مو، ناخن، و پوست میگردد.
و اما شایعات: بله. هویج و دیگر غذاهای حاوی ویتامین آ برای داشتن دید خوب ضروری هستند. و با اینکه جذب ویتامین آی زیاد از طریق مصرفِ منابع حیوانی تامین کنندهی آن مثل جگر سیاه ممکن است، اما تقریبا غیرممکن است که با مصرف بسیار زیادِ مواد غذایی کاروتنوئیدی مثل پرتقال و میوه و سبزیجات زرد رنگ اوردوز شوید.
منابع خوب تامین ویتامین آ چه چیزهایی هستند؟
در اینجا فهرستی از بهترین منابع تامین ویتامین آ آورده میشود:
توجه: میکروگرمها بسته به اندازهی میوه و سبزیجات متغیر هستند.
• یک چهارم فنجان سیب زمینی شیرین خمیرشده: 646 میکروگرم RAE
• یک چهارم فنجان هویج پخته: 336 میکروگرم RAE
• یک دوم فنجان شیر غنی شده: 5/72 میکروگرم RAE
• یک عدد تخم مرغ بزرگ: 5/72 میکروگرم RAE
• یک چهارم فنجان بروکلی پخته: 26 میکروگرم RAE
• یک چهارم فنجان فلفل قرمز دلمه ای: 36 میکروگرم RAE
• یک چهارم فنجان میوه انبه خرد شده: 16 میکروگرم RAE
• یک چهارم فنجان فلفل سبز دلمه ای: 5/6 میکروگرم RAE
کودک پیش دبستانی من به چه میزان ویتامین ث نیازمند است، و چرا این میزان اهمیت دارد؟
کودک شما در سنین 2 و 3 سالگی به 15 میلی گرم ویتامین ث در روز نیاز دارد. وقتی به 4 سالگی رسید، به 25 میلی گرم در روز نیاز خواهد داشت. ویتامین ث به شکل گیری و مرمت سلولها ، استخوانها و بافتهای قرمز خونی کمک میکند.سلامت لثه کودک و قدرت رگهای خونی را موجب میشود، و کوفتگی حاصل از افتادن و خراشیدگی را به حداقل میرساند. ویتامین ث به درمان بریدگیها و جراحتها کمک میکند، سیستم ایمنی بدن را تقویت میکند و مانع ورود عفونتها میشود. همچنین به جذب آهن از طریقِ مواد غذایی با منبع گیاهی کمک میکند. این ویتامین در بسیاری از مواد غذایی وجود دارند و موارد کمبود آن نادر است.
چگونه میتوانم به جذب بیشتر ویتامین ث در کودکم کمک کنم؟
در اینجا فهرستی از بهترین منابع ویتامین ث آورده شده است:
توجه: میلی گرمها تا حدودی بسته به اندازهی میوه و سبزیجات متغیر هستند.
• یک چهارم فنجان فلفل قرمز دلمهای: 5/47 میلی گرم
• یک دوم فنجان پرتقال متوسط: 30 میلی گرم
• یک چهارم فنجان بروکلی: 30 میلی گرم
• یک چهارم فنجان آب پرتقال: 25 میلی گرم
• سه عدد توت فرنگی درسته: 21 میلی گرم
• یک چهارم فنجان طالبی: 17 میلی گرم
• یک دوم گوجه فرنگی: 11 میلی گرم
• یک چهارم فنجان میوه انبهی متوسط: 6/7 میلی گرم
• یک دوم موز: 5 میلی گرم
• یک چهارم سیب زمینی پخته (مثل روسِت): 5 میلی گرم پوست گرفته؛ 5/6 میلی گرم با پوست
• یک چهارم فنجان اسفناج: 5/4 میلی گرم

آیا باید به کودک خود مکمل ویتامین بدهم؟
متخصصان بر سر این که آیا دادن مکمل مولتی ویتامین / مینرال روزانه به همه بچهها فکر خوبی هست یا خیر اختلاف نظر دارند. مثلا آکادمی بیماریهای اطفال امریکا (AAP) توصیه میکند که فقط در صورت تجویز پزشک به کودک خود مکمل بدهید. APP معتقد است از آنجا که بیشتر مواد غذایی از این نظر غنی هستند، بیشتر کودکان به مکمل احتیاجی نخواهند داشت. از طرف دیگر، APP اعلام میکند که مکمل مولتی ویتامین / مینرال چنانچه از مقدار مجاز ِ توصیه شدهی روزانه (RDA) برای مصرف ویتامین و املاح بالاتر نرود هیچ ضرری نخواهد داشت. متخصصان دیگر میگویند که مکمل روزانه راه خوبی برای پر کردن کمبودهای احتمالی در تغذیه کودک شما است.
بیشتر متخصصان بر این باورند که:
• تا زمانی که در خوراندن مکمل به کودکتان زیاده روی نکرده باشید (یعنی از مقدار RDA در مصرف هیچ ویتامین یا مینرالی تجاوز کنید) مصرف روزانه هیچ ضرری ندارد.
• بعضی از کودکان – مثلا گیاهخواران یا کسانی که به غذای خاصی حساسیت دارند – شاید برای رسیدن به RDA مورد نیاز خود به مصرف روزانه مکمل مولتی ویتامین / مینرال نیازمند باشند.
• مکملها جایگزین غذای خوب نیستند، و استفاده از آنها نباید توجیهی برای ادامه رژیم ضعیف غذایی شود. اگر کودکتان خوب غذا نمیخورد، به او مکمل بدهید، اما باید اقداماتی را هم در جهت بهبود عادات غذایی وی انجام دهید.
حرف آخر این که اگر دریافتهاید که کودک پیش دبستانی شما رژیم غذایی متعادلی در جهت تامین همه نیازهای هرم غذایی ندارد، استفاده از مکمل مولتی ویتامین / مینرال روزانه بی ضرر است. فقط سعی کنید بیشتر از یک بار در روز به کودک خود مکمل ندهید یا توجه به تغذیه درست را بطور همزمان نادیده نگیرید.
آیا اگر کودک من بدغذایی خاصی دارد، باید به او ویتامین بدهم؟
اگر متوجه شده اید که کودک شما دچار کمبود غذایی خاصی است – چون هیچ چیز سبزی را در دهان نمیگذارد یا چون فقط به غذا ناخنک میزند درحالی که روزهاست چیزی جز نان و پنیر نخورده است – شاید بهتر باشد برای آرامش خاطر خودتان هم که شده به او مکمل غذایی بدهید. دبی دموری لوس، کارشناس رژیم غذایی سرویس تحقیقات کشاورزی در دپارتمان کشاورزی ایالات متحده امریکا، مدرس ِ بیماریهای اطفال در کالجِ پزشکی بیلور میگوید این تضمینی است که کودک مواد مورد نیاز خود را به دست میآورد. تا زمانی که به کودک خود در روز فقط یک مولتی ویتامین دهید، هرگز در ویتامین بخصوصی «اوردوز» نمیکند، حتی اگر در رژیم غذایی روزانه خود از همان ویتامین به مقدار مورد نیازش دریافت کرده باشد.
چه نوع ویتامینی را باید به کودک خود بدهم؟
در کل هر نوع مولتی ویتامین ِ کودکان (جویدنی یا مایع) به کار میآید، مگر زمانی که کودک نیازهای ویژهای داشته باشد. مثلا، اگر کودک شما گیاهخوار است، باید اطمینان حاصل کنید که مکمل حتما حاوی ویتامین ب12 باشد که رژیم غذاییاش فاقد آن است. و اگر پزشک شما تشخیص داده است که کودکتان آنمی دارد، ممکن است مکملی را توصیه کند که مقدار معینی آهن دارد.
دقت داشته باشید که مکملها اغلب صد درصد همه ویتامینها و مینرالها را ندارند، بنابراین همچنان لازم است دقت کنید که کودکتان ویتامینها و املاح مورد نیاز خود را از طریق منابع غذایی به دست بیاورد. مثلا اگر کودک پیش دبستانی شما شیر یا لبنیات کافی مصرف نمیکند، و فقط حدود 15 تا 20 درصد از RDA کلسیم را از طریق مکملها به دست میآورد، باید به دنبال منابع غذایی دیگری باشید، مثل آب پرتقال غنی شده با کلسیم.
توجه مهم: کودکان اغلب ویتامینها را آب نبات فرض میکنند (خوش رنگ و ترکیب هستند تا به مذاق کودکان خوش بیایند) و شاید اگر فرصتش را پیدا کنند تعداد زیادی را یکجا مصرف کنند. اما مخصوصا مصرف بیش از اندازهی آهن میتواند مهلک باشد. بنابراین با ویتامینها مانند دارو برخورد کنید. مطمئن شوید که کپسولها مقاوم به دسترس کودک باشند، اما به آنها تکیه نکنید – همیشه بطریهای ویتامین را دور از دسترس کودک خود نگه دارید.
دموری لوس کارشناس رسمی رژیم غذایی، و مادر دو کودک، این را از صخت ترین طریق ممکن آموخت: «بچه کوچکترم دستش را در بطری ویتامین کرد، درِ ایمنی را گشود، و قبل از این که به او برسم ده ویتامین خورده بود. خوشبختانه ویتامینها آهن نداشتند». حالا ویتامینها را در کابینتی که فقل شده نگهداری میکند. (برای اطمینان، اگر شک کردید که کودکتان خودش ویتامین خورده، با مرکز سوم تماس بگیرید، حتی اگر ویتامینها حاوی آهن نباشند).
آیا اگر در یک هفته کودک پیش دبستانیم برنامه غذایی بدی داشت، باید به او بیشتر از یک ویتامین بدهم؟
نه. هرگز هیچ دلیلی برای دادن بیش از دوز ِ توصیه شدهی روزانه (معمولا یک قرص در روز) وجود ندارد. دموری لوس میگوید «برخی افراد فکر میکنند که یه کم خوب است اما بیشترش بهتر است». این نگاه به ویتامینها میتواند خطرناک باشد. نه تنها به کودک شما صدمه میزند، مثل مصرف زیاد آهن، بلکه مصرف بیش از اندازهی بعضی ویتامینها موجب ممانعت از جذب سایر ویتامینها میشود و عدم تعادل غذایی به وجود میآورد.

به گزارش خبرنگار کلنیک بیا نی نی، کاکائو فعالیت تنظیمی بر ترشح میانجی گرهای التهابی از ماکروفاژها و دیگر لوکوسیت ها در خارج بدن نشان داده و مصرف طولانی مدت آن در موش ها موجب بهبود عملکرد ایمنی روده ای و سیستماتیک شده است، بنابراین گفته می شود که کاکائو بر سلول های ایمنیاثر تنظیمی دارد اما مصرف زیاد آن موجب ایجاد اختلال و آسیب در بدن می شود.

برای اینکه عقلانیت و منطق در کودک، شکل بگیرد؛ لازم است سوال بپرسد.
وقتی کودک، سوال نپرسد؛ دنیای پیرامونش را هم نمیتواند خوب بشناسد؛ منطق و عقلانیتش هم درست شکل نمیگیرد و فکرش، خلاق و نقاد نمیشود.
اگر ما به عنوان بزرگتر کودک، به اصول واکنشدهی به کنجکاوی او، درست عمل کنیم؛ کنجکاوی کودک نتیجهی منفی ندارد. برای مثال، وقتی کودک در مورد مسایلی که احتمال خطرآفرینی دارند؛ سوال میکند؛ باید قوانین مربوط به استفاده از آن وسایل و نحوهی استفاده از آن را در شرایط مناسب، برای وی توضیح دهیم.
مثل وقتی که کودک در مورد کبریت و نحوهی استفاده از آن میپرسد یا سعی در استفاده از آن دارد؛ در این مورد، باید ابتدا دربارهی موارد استفاده از آن، به او توضیح بدهیم؛ سپس او را به فضای باز و بیرون از محیط خانه ببریم؛ مقداری خاک و خاشاک جمع کنیم و به کودک بگوییم «میتوانی در اینجا کبریت را روشن کنی» تا او نحوهی استفاده و عمل آن را ببیند. باید توجه داشته باشیم که کنجکاوی، فقط پرسیدن نیست؛ هرگونه دستکاری در محیط و هرگونه رفتاری که برای کشف و تجربهای جدید، توسط کودک انجام میشود؛ کنجکاوی است. اگر ما شرایط مناسب را برای کنجکاوی کودک خود، فراهم نکنیم؛ اوخودش، دست به کار میشود که ممکن است خطرآفرین باشد. وظیفهی پدر و مادر و اطرافیان کودک، پاسخگویی با دقت و حوصله به سوالات کودک است.
از طریق کنجکاوی کردن، دو تفکر در کودکان، فعال و تقویت میشود. یکی، تفکر خلاق است؛ یعنی اینکه فرد بتواند از امکانات موجود، تحلیل و نتیجهی درستی ارایه بدهد؛ دیگری، تفکر نقاد است. کودک باید بداند که سوال کردن، نشانهی ضعف نیست.
پرورش این دو نوع تفکر در کودکان، موجب میشود که در آینده، وقتی آنها در موقعیتهای نامناسب، مثل پیشنهادهای ناسالم، قرار میگیرند؛ بلافاصله، در ذهنشان سوال کنند و جنبههای مختلف آن پیشنهاد را بررسی و تحلیل کنند؛ سپس تصمیم درست را بگیرند. همچنین، تقویت تفکر خلاق و نقاد، موجب رشد مسئولیتپذیری رفتاری در کودک میشود و میتواند از آسیبهای اجتماعی آینده، پیشگیری کند.
علت سوال کردن مکرر کودکان در مورد یک موضوع که موجب کلافگی اطرافیان میشود؛ چیست و چگونه میتوان، آنرا برطرف کرد؟
وقتی پاسخ ما به سوال کودک، جامع و مانع نباشد؛ منجر به سوالات مکرر و مشابه کودک میشود؛ برای مثال، اگر در جواب این سوال، که «گربه» چه شکلی است؟ بگوییم «یک حیوان پشمالوی چهار دست و پا»، کودک، هر حیوان چهار دست و پای پشمالو را «گربه» تصور میکند و میپرسد: این گربه است؟ اما اگر تعریفمان جامع و مانع باشد؛ یعنی ویژگیهای گربه را شامل شود و مانع از تداخل با موارد مشابه باشد؛ از سوالات تکراری و اضافهی کودک، جلوگیری میشود. علاوه بر این، اگر برای پاسخ سوالات انتزاعی کودک، مثل «خدا کیست؟» پاسخ درستی ندهیم؛ یا پاسخ ما، متناسب با سن کودک نباشد؛ بر اثر پاسخ ناقص ما، درک مسئله برای کودک مشکل میشود.
هرگاه مفهوم و موضوعی در ذهن کودک، ناقص باشد؛ منجر به سوالات مکرر او میشود. گاهی هم پیش میآید که ما پاسخ مناسب و جامع و مانع به کودک دادهایم؛ اما باز هم کودک، به طور مکرر، سوال میکند؛ این رفتار کودک، نشاندهندهی توجهطلبی اوست که آن هم، راه حل خودش را دارد. ما باید در مواقع لازم، توجه مناسب و کافی به کودک داشته باشیم. پاسخ، باید صحیح و متناسب با سن کودک باشد؛ مطلب را به طور عینی و با کمک تصویر، به او نشان دهیم و در آخر، از خود او بخواهیم که هرچه متوجه شده است را توضیح دهد؛ خیلی وقتها اگر خود کودک، مطلب را توضیح دهد؛ سوالاتش کم یا قطع میشود.
وقتی پاسخ سوال کودک را نمیدانیم؛ چه کار کنیم؟
یک راه حل برای مواقعی که پاسخ سوال کودک را نمیدانیم؛ یا نمیدانیم چه طور به او توضیح دهیم؛ این است که اول، از خودش بپرسیم؛ یعنی وقتی کودک پرسید؛ من چه گونه به وجود آمدهام؟ یا کارکرد فلان وسیله، به چه صورت است؟ از او بپرسیم؛ تو چه فکر میکنی؟ اگر پاسخ او، متناسب با سنش، خوب بود؛ بگوییم؛ آفرین، همین درست است.
پاسخ ما و کلمات و جملاتی که استفاده میکنیم؛ باید متناسب با رشد شناختی و رشد کودک باشد تا بتواند کمک کننده باشد. دادن توضیح اضافی و حاشیهپردازی، کمکی در فهم مطلب، به کودک نمیکند؛ بنابراین ما باید ابتدا، سطح رشد شناختی کودکمان را بدانیم؛ سپس میتوانیم سوال را به خودش برگردانیم و بپرسیم؛ تو چگونه فکر میکنی؟ به این دلیل که کودک، حتما در ذهنش، راجع به موضوع مورد سوال، پیش زمینه و ذهنیتی دارد؛ اگر هیچ تفکری در مورد آن موضوع، نداشته باشد؛ اصلا سوال برایش پیش نمیآید.
وقتی پاسخ سوالی را نمیدانیم؛ باید بگوییم؛ فعلا جواب را نمیدانم ولی به دنبال یافتن پاسخش میروم. میتوانیم با مشارکت کودک، به دنبال پاسخ در کتاب، مجله یا اینترنت بگردیم؛ یا کتاب، بروشور و منبع و متن مورد نظر را به کودک بدهیم و از او بخواهیم آن را مطالعه کند و بعد با هم راجع به آن صحبت کنیم. این راه، نحوهی پاسخیابی و تحقیق برای یافتن پاسخ سوالها را به کودک یاد میدهد. علاوه بر این، موجب پرورش خلاقیت و تفکر نقاد کودک و بالا رفتن مهارت و دانش وی میشود؛ ضمن اینکه کودک با روند پیدایش سوال، تحقیق، تحلیل و ارزیابی کردن پاسخهای موجود برای سوال مورد نظرش، آَشنا میشود.
گاهی اوقات، با وجود اینکه پاسخ سوال را میدانیم؛ نباید پاسخ آماده به کودک بدهیم. دادن پاسخهای آماده به کودک، جلوی خلاقیت او را میگیرد. برای رشد خلاقیت، کودک باید در شرایط مشکل و شَک قرار بگیرد؛ بنابراین بهتر است بعضی وقتها، به او بگوییم: من هم نمیدانم، توچه فکر میکنی؟ به نظر تو چه گونه است؟ این مطلب یا کتاب را بخوان؛ بعد با هم دربارهی آن بحث میکنیم.
آیا در پاسخ دادن به سوالات کودک، محدودیتی هم باید در نظر بگیریم؟
بله، کودکان نباید راجع به هر موضوعی مثل رابطهی والدین و چگونگی تولیدمثل، همه چیز را بدانند؛ یا نباید انگشت خود را داخل پریز برق کنند تا پاسخ کنجکاوی خود را بگیرند؛ نباید کبریت را خودشان روشن کنند. ما باید قوانین و محدودیتها را به آنها آموزش دهیم و به آنها بگوییم که فقط در شرایط زمانی و مکانی خاصی، میتوانند برخی چیزها را خودشان تجربه کنند. پاسخ برخی سوالات مثل چگونگی تولید مثل را باید به زمانی که بزرگتر شد؛ موکول کنیم. یعنی آن بخشی از پاسخ را که متناسب با سن کودک باشد؛ به او توضیح دهیم و بگوییم: وقتی بزرگتر شدی؛ مثلا به فلان سن رسیدی؛ یاد خواهی گرفت یا برایت توضیح خواهم داد. نحوهی سوال پرسیدن و محدودیتهایی که در پرسیدن برخی سوالات وجود دارد را باید به کودک آموزش دهیم. به او یاد بدهیم که چه جاهایی نباید سوال بپرسد و چه چیزهایی را نباید بپرسد.
چگونه میتوانیم کنجکاوی کودکان را پرورش دهیم و در مسیر درست، هدایت کنیم؟
برای تقویت کنجکاوی کودک و هدایت صحیح آن، چند کار باید انجام دهیم؛ ابتدا باید به کودک برای برقراری درست ارتباط، آموزش دهیم. به او بفهمانیم که پاسخ به سوالات در برخی شرایط، امکانپذیر نیست؛ تا اگر در شرایطی قادر به پاسخگویی به سوالاتش نبودیم؛ مطلب را درک کرده و بپذیرد؛ نه اینکه موجب سرخوردگی و گوشهگیری او بشود.
در پاسخ به برخی سوالات، لازم است؛ قوانین مربوط به آن را به کودک آموزش دهیم. قوانین باید به صورت جزیی به کودک آموزش داده شوند؛ از کلیگویی بپرهیزیم؛ برای مثال در مورد کبریت، نباید به طور کلی، بگوییم، تو نباید به کبریت دست بزنی بلکه باید موارد استفاده از آن و چگونگی استفاده را برای کودک توضیح دهیم؛ سپس بگوییم که از یک سن خاص، میتواند به کبریت دست بزند و در حال حاضر، فقط میتواند در بیرون از منزل و با حضور بزرگترها و برای موارد خاصی، از کبریت استفاده کند و شرایط انجام این کار را هم برای او فراهم کنیم. در صورتی که کودک، قوانین را به درستی رعایت کرد؛ برای او پاداش و در غیر این صورت، تنبیه مناسبی را مثل محرومیت موقت از برخی چیزها، در نظر بگیریم.
هیچگاه نباید کودک را از سوال پرسیدن، منع کنیم. وظیفهی والدین، این است که به سوالات کودکشان، پاسخ دهند؛ مگر در مواردی که بدانند دلیل سوال پرسیدن کودک، چیز دیگری، مثل جلب توجه است. این مشکل را هم باید از راههای خاص خودش، برطرف کنند. همچنین برای رشد کنجکاوی، باید به کودک یاد دهیم که خودش هم در یافتن پاسخ سوالهایش، مشارکت داشته باشد.
قبل از 9 تا 10 سالگی، نباید در پاسخها، از مفاهیم انتزاعی و فلسفی عمیق استفاده کنیم. پاسخ ما باید متناسب با سن کودک باشد؛ هرچه قدر که پاسخ، انتزاعیتر باشد؛ کودک را بیشتر دچار ابهام و گیجی و سوالاتش را بیشتر میکند. باید از مفاهیم عینی، روشن و ملموس، برای پاسخ به کودک استفاده کنیم؛ چرا که تفکر کودکان، عینی است؛ نه انتزاعی.
راه بعدی برای رشد کنجکاوی کودک و هدایت درست آن، این است که وقتی پاسخ سوالی را به کودک گفتیم؛ بعد از گذشت مدتی، دربارهی آن دوباره با کودک صحبت کنیم؛ در واقع، پیگیری کنیم که آیا مطلب، در ذهنش باقی مانده است و در صورت لازم، دوباره آنرا تکرار کنیم. گاهی ممکن است کودک، منظور ما را درست درک نکرده باشد؛ با این بررسی مجدد، ما متوجه اشکال و اشتباه پیش آمده میشویم و آنرا تصحیح میکنیم تا کودک، مطلبی را به اشتباه یاد نگیرد.
والدین باید آمادگی و حوصلهی سوالات بیشمار کودکان را داشته باشند. اگر حوصلهی پاسخ دادن به سوالات کودکشان را نداشته باشند و پاسخ مناسب را به او ندهند؛ بخش زیادی از کنجکاوی و در نتیجه، خلاقیت کودک را متوقف میکنند. کودک هم چون به پرسشگری و یافتن پاسخ برای سوالاتش نیاز دارد؛ برای یافتن پاسخ سوالاتش به دنبال منابع دیگری مثل گروه همسالان خود، میرود. گروه همسالان هم معمولا پاسخ صحیح و مناسبی به کودک نمیدهند و این مسئله میتواند آسیب جدی به کودکان بزند. بنابراین باید والدین، خودشان این وظیفه را به درستی انجام دهند.
مرکز تخصصی ارتقاء سلامت سایدا