شکل دهی عادات غذایی سالم در کودکان خردسال

شکل دهی عادات غذایی سالم در کودکان خردسال

شکل دهی عادات غذایی سالم در کودکان خردسال

 کودک شما در حال دریافت همه پیغامهای تغذیه‌ی شما است. در اینجا راههایی برای تقویت عادات خوب مطرح می‌شوند:

• اگر کودک شما هنوز به میل خود شیر و آبمیوه را سر می‌کشد، او را از این عادت بیندازید. در این سن، مایعات را باید در حالت نشسته و تنها وقتی که به آنها داده شود بنوشند. آبمیوه را با نصف آب رقیق کنید، اگر این کار را کم کم انجام دهید کودکتان اصلا متوجه تفاوت نخواهد شد.
• 
چیپس و شیرینی را به جای مصرف روزانه به‌عنوان خوراکی‌های گاه به گاهِ استثنایی مصرف کنید. به جای آنها، همیشه لقمه‌های سالم را در دسترس داشته باشید، مثل قطعات پنیر کم چربی، میوه‌های خرد شده که به تنهایی یا خیسانده در ماست خورده شوند، کیک برنج، و یا کراکرهای سبوس دار.
• 
از کودک خود انتظار نداشته باشید بیشتر از 30 دقیقه سر میز بنشیند. او را مجبور به تمام کردن سیزبجات یا تمیز کردن بشقابش نکنید. به او کمک کنید زمان غذا خوردن را با احساس لذت سپری کند، نه اینکه درگیر مرافعه‌ی سختی بر سر غذا شود.
• 
وعده‌های و میان‌وعده‌های مغذی تهیه و به او پیشنهاد کنید، و به کودک خواجازه بدهید درباره چیزی که می‌خورد تصمیم بگیرد. اگر از یک میان‌وعده صرفنظر می‌کند یا یک وعده غذا را نمی‌خورد، به جای غذا رساندن به میل و هوس او تا برنامه غذاخوری بعدی صبر کنید. گرسنگی نخواهد کشید.

زندگی کنونی شما


می‌خواهید خودتان را عزیزِ یک پرستار بچه کنید؟ منصف باشید. برای ساعتهای خواب کودکتان قیمت پایین‌تری پیشنهاد نکنید؛ وقت پرستار همان اندازه ارزش دارد حال چه با کودک شما تله‌موش بازی کند و چه بعد از ساعت خواب به کارهای خانه برسد. درباره انتظارات خود روشن باشید، و به او بگویید که قدر کمکهایش را می‌دانید. دستمزدش را با ساعتهای کامل به نفع او رند کنید. برای کار در روزهای تعطیل پاداش در نظر بگیرید. میان‌وعده‌های خوب برایش بگذارید. بیشتر از ساعت مقرر بدون هماهنگ کردن با او بیرون از خانه نمانید.

 

چگونه با فرزندانمان دوست شویم؟

چگونه با فرزندانمان دوست شویم؟

چگونه با فرزندانمان دوست شویم؟

همه ما تداوم وجود خویش را در فرزندان‌مان جستجو می‌کنیم. آنان میوه شیرین درخت حیات و ثمره تمام رنج و تلاش ما در زندگی این جهان می باشند، آنها آیینه وجود خود ما هستند که افکار، رفتار و روش های تربیتی درست یا غلطی را که در مورد آنان به کار برده ایم، منعکس می سازند. هرگز فراموش نکنید که باید فرزندانمان را برای زمانی غیر از زمانی که خود در آن زندگی می کنیم، تربیت نماییم. جامعه ای که از خیلی جهات با اجتماع کنونی ما تفاوت دارد.زبان فرزندان خود را بیاموزیم، زیرا شخصیت ما ثمره گذشته است و آنان متعلق به آینده هستند.


اصول برقراری ارتباط سالم با فرزندان:


فرزندان خود را همان طوری که هستند بپذیرید و از مقایسه آنان با دیگران خودداری کنید.

 علاقه خود را به صورت جملات شیرین و شیوه های غیرکلامی‌ محبت آمیز به او ابراز کنید.

 با کودکان با زبان کودکی سخن بگویید و در قالب بازی ها با آنها ارتباط برقرار کنید.

 با احترام و تشویق در فرزندانتان ایجاد امنیت روانی و انگیزه مثبت کنید.

 فاصله روحی خود را با درد دل کردن و تعریف خاطرات کودکی با فرزندانتان کم کنید.

 الگوی شخصیتی فرزندان خود باشید و بدون کلام رشد معنوی را در آنان تقویت کنید.

 اشتباهات فرزندان خود با بزرگواری، بدون پرده دری و ایجاد جسارت در آنها رفع نمایید.

  به او دستورندهید و نام فرزند خود را با احترام  به ویژه در حضور دیگران صدا کنید.

 دادن هدیه‌های کوچک و مناسب، به بهانه‌های مختلف به آنان. به صورتی که آنها را پرتوقع نسازید و برای هر کار کوچکی از شما انتظار پاداش و جایزه نداشته باشند.

 فاصله سنی خود را با فرزندانتان در ذهن خود به حداقل برسانید تا بتوانید زمینه‌هایی برای صحبت دوستانه فراهم کنید و او به راحتی مانند یک دوست نزدیک مسائل درونی خود را با شما مطرح کند. بدین منظور از روش عدد طلایی استفاده نمایید.


عدد طلایی ارتباط با فرزندان:

عددی است که باید از سن خود کم کرده و به سن فرزند خویش اضافه نمایید تا بتوانید به راحتی با وی ارتباط صمیمانه برقرار کنید : سن فرزند- سن خویش /۲=عدد طلایی


اصول تربیتی فرزندان

فرزندان ما آنچه را که می بینند یاد می گیرند، نه آنچه را که می شنوند. بنابراین به جای نصیحت و باید و نباید های تحکم آمیز تربیتی باید خود الگوی تربیتی فرزندانمان باشیم. بهترین شیوه و موثر ترین راه تربیت فرزندان و اولین مرحله تربیت شروع از خود است.

 فرزندان خود را با سختی و محرومیت آشنا کنید، تا دارای روحی قوی و محکم شوند.

 در مقاطع دشوار در کنارش باشید و با او هم دردی کنید، اما او را به خود وابسته نسازید.

در موقع انتقاد شخصیت وی را زیر سوال نبرید، بلکه عمل ناپسند او را مطرح کنید.

 توقعات و انتظارات خود را به صورت دقیق و در حد توان او برایش توضیح هید.

 اهمیت وی را در خانواده به او تفهیم کنید تا در حفظ و رشد شخصیت خود بکوشد.

 نسبت به دوستان فرزند خود حساسیت و شناخت بالایی داشته باشید. زیرا گرایش او به پذیرش در گروه همسالان و مشابهت با آنان، از عوامل اصلی تربیت نوجوانان است.


 با توجه به شخصیت هر کودک تنبیه او شکل و مراحل خاص خودش را دارد. مانند (محبت، کنایه، نصیحت، گذشت، محرومیت و… که تنبیه بدنی آن هم به صورت ضعیف، آخرین مرحله می‌باشد)


 
پرهیز از روش فرزند سالاری در تربیت (تربیت گل خانه‌ای) که نتیجه‌ای جز پرورش فرزندانی پرتوقع، ضعیف، زودرنج و شکننده در برابر حوادث زندگی را نخواهد داشت.

ایجاد حس مسوولیت و اعتماد به نفس در فرزندان با تعیین وظایف آنان در خانواده.

شناخت محدودیت‌ها و کشف استعداد کودک و ایجاد زمینه رشد و بروز خلاقیت در او.

چگونه به کودکان انگیزه بدهیم؟

چگونه به کودکان انگیزه بدهیم؟

چگونه به کودکان انگیزه بدهیم؟

انگیزه همان چیزی است که اکثر ما احساس می‌کنیم به اندازه کافی دارای آن نیستیم، اما می‌دانیم که وجود آن مهم است چرا که به ما کمک می‌کند تا احساس رضایت خاطر کنیم، درباره خودمان احساس مسوولیت کنیم و بر زندگی خود مسلط باشیم. انگیزه یعنی تلاش برای رسیدن به هدف و شرط اساسی رشد شخصیت، رضایت‌ خاطر و موفقیت است

ما انسان‌ها برای پرورش رفتارهای جدید باید یاد بگیریم، اما برای عمل به آنچه یاد گرفته‌ایم نیازمند انگیزه هستیم. می‌توان گفت اهمیت انگیزه اگر بیشتر از یادگیری نباشد،‌ کمتر هم نیست. معمولا افراد بی‌انگیزه وقتی دچار مشکل می‌شوند هیچ‌کاری نمی‌کنند چرا که معتقدند نمی‌توانند کاری کنند یا شوقی به کار ندارند چون فکر می‌کنند نتیجه، ربطی به تلاش ندارد

برخی از آنان نیز از کارهای سخت گریزانند زیرا به توانایی خود شک دارند یا موفقیت را شانسی می‌‌دانند. در آموختن انگیزه، خودتوانا‌پنداری عامل مهم و موثری است. البته منظور از خود توانا پنداری، توانایی بالای یک فرد نیست بلکه پنداره‌ای است که فرد در مورد دست یافتن به موقعیت مورد نظر دارد. وقتی فرد بتواند بر موقعیت غلبه یابد و مهارت‌های لازم برای دستیابی به هدف را در خود بیابد، به این باور می‌رسد که توانمندی لازم برای انجام کارها را دارد


معمولا افرادی که خودتواناپنداری ضعیفی دارند، افرادی هستند تسلیم‌شونده که دچار بی‌حسی و بی‌عاطفی می‌شوند. این افراد گوشه‌گیرند و نمی‌توانند در موقعیت‌ها تاثیرگذاری خوبی داشته باشند، برای مثال آموزندگانی که دارای خود تواناپنداری پایین هستند و از موقعیت‌هایی که باید کار آموزشی را در آن به انجام رسانند اجتناب می‌ورزند یا وقتی از آنها پرسیده می‌شود که در کلاس چه چیزی شما را مضطرب و متنفر می‌کند و چگونه بر آن مسلط می‌شوید بیان می‌‌دارند که خواندن مطلب جلوی کلاس درس آنان را دچار احساس عصبانیت می‌کند و امیدوارند که از آنها درسی پرسیده نشود


برعکس افرادی که توانمندی‌هایشان را باور دارند به‌خوبی در انجام فعالیت‌ها مشارکت می‌‌کنند به‌خصوص وقتی که با مشکلی روبه‌رو می‌شـوند. برخلاف افـرادی کـه دارای خـودتواناپنــداری پایینی هستند و در برخورد با موقعیت‌های سخت و موانع، دچاراضطراب، تردد و گیجی می‌شوند افرادی با خود توانا‌پنداری بالا، این افکار و احساس‌های منفی را کنترل می‌کنند و می‌توانند بر وظیفه خود تمرکز داشته باشند

در واقع در تفسیر ارتباط میان خودتوانا‌پنداری و انگیزه، بندورا بیان می‌‌کند که وقتی خود تواناپنداری در فرد بالاست، وی برای انجام کارهای آموزشی متعهد است و برای پرورش توانایی‌ها و مهارت‌ها تلاش می‌کند، اما افرادی که دارای خودتواناپنداری پایینی هستند، دچار اضطراب می‌شوند و به خود شک می‌کنند و در روبه‌رو شدن با مشکلات، عقب‌نشینی می‌کنند


با تشویق و تحسین به کودکانمان انگیزه بدهیم 

کودکان تشویق و تحسین را دوست دارند و تقریبا در مورد همه آنان این موضوع مصداق دارد که تحسین و تشویق خیلی بیشتر از تنبیه و عیب‌جویی می‌تواند رفتاری را در کودک به وجود بیاورد که بزرگسالان خواهان آن هستند. کودکان به چیزی بیشتر از تحسین و تمجیدی که صرفا باعث لذت آنان می‌شود نیاز دارند. آنان نیاز دارند که کسی برای آنها اهمیت و احترام قائل شود

به این نیاز دارند که بدانند چه کاری را باید انجام دهند نه این که چه کاری را نباید انجام دهند. همچنین آنان دوست دارند بشنوند که موجب خوشحالی والدینشان شده‌اند. کودکانی که به آنها بی‌اعتنایی و بی‌توجهی می‌شود، نمی‌توانند حس کنند که عزیز شمرده می‌شوند چراکه مورد انتقاد قرار ‌گرفته و یاد می‌گیرند که چه کاری را نباید انجام دهند، ولی نمی‌دانند چه کار را باید انجام دهند


برخی والدین از تحسین و تشویق کودکان خود اکراه دارند چراکه مثلا بر این عقیده‌اند که تعریف و تمجید، کودکشان را پرمدعا و ازخودراضی خواهد کرد یا فقط زمانی باید از کودک تعریف شود که کاری دور از انتظار انجام داده باشد. در حالی که نمی‌دانند تعریف و تمجید به معنای نشان دادن توجه و قدردانی است و کودکان با تعریف و تحسین به جا شکوفا می‌شوند


والدین در تعریف و تمجید سازنده لازم است نکاتی را همیشه در نظر داشته باشند

ـ کردار و عملکرد کودک را مورد تحسین قرار دهید نه خودش را چراکه کودکان نیاز دارند به خاطر همان چیزی که هستند، صرف نظر از آنچه می‌توانند انجام دهند مورد تایید و پذیرش قرار گیرند

ـ کودک را با صراحت و صادقانه مورد تحسین قرار دهید. برای گرفتن بهترین نتیجه، تمجید و تحسین باید رک و صریح ابراز شود بدون اما و اگر

ـ تعریف و تمجید باید واقعی و صادقانه باشد، چراکه تمجید دروغین از کودکان نوعی اهانت ناخوشایند به او محسوب می‌شود و خودآگاهی کودک را زایل می‌کند

ـ روش‌های فیزیکی را فراموش نکنید. تماس بدنی و حالت چهره (در آغوش کشیدن، لبخند زدن و بوسیدن)‌ نیز می‌تواند بیانگر تحسین باشد.

 

 

 

چگونه تخیل کودک خود را پرورش دهیم؟

چگونه تخیل کودک خود را پرورش دهیم؟

چگونه تخیل کودک خود را پرورش دهیم؟

 مغز در حال رشد کودک شما

مغز کودک شما در زمان تولد، حدودا صد میلیارد سلول داشت. این مطلب به خودی خود شگفت انگیز و جالب توجه است، اما آنچه در مغز او در این دوران اتفاق می افتد، شگفت انگیزتر است. هر کدام از آن سلولها در حال ارسال و دریافت سیگنالهای الکتریکی است و همچنین این سلولها با یکدیگر پیوندهایی ایجاد می کنند که با تکرار و تمرین، نهایتا منجر به تشکیل شبکه هایی از سلولهای عصبی خواهد شد. این شبکه ها (که معمولا مدارهای عصبی نامیده می شوند)، امکان فکر کردن و یادگیری را برای کودک فراهم می سازند. هنگامی که سه سال از تولد او بگذرد، هزار هزار میلیارد پیوند عصبی در مغز او تشکیل شده است.

اکنون، مغز کودک شما در حال ایجاد مسیرهای عصبی است که در تمام طول عمر او مورد استفاده قرار خواهند گرفت. هر کدام از این پیوندها و مسیرها که مرتب مورد استفاده قرار گیرد به یک پیوند یا مسیر دائمی تبدیل می شود، در حالی که اگر برخی از این پیوندها مرتب مورد استفاده قرار نگیرند، ممکن است از بین بروند. به همین دلیل، متخصصین بر اهمیت سه سال اول زندگی، بسیار تاکید می کنند: هرکاری که شما به همراه کودک خود انجام دهید، از بازی کردن تا خوردن و راه رفتن و کتاب یا شعر و آواز خواندن، به مغز او کمک می کند تا فعالیت بیشتری انجام دهد.

هرگاه کودک خود را در برابر تصاویر، صداها و حسهای جدید قرار دهید، در واقع مغز او را در برابر دنیایی بزرگتر و هیجان انگیزتر قرار داده اید. هنگامی که تخیل خود را به همراه او به کار بگیرید؛ مثلا بگویید: «نگاه کن! من یک ببر هستم توی یک جنگل بزرگ!» یا «فرض کن می خواهیم به خانه مادربزرگ برویم»، در واقع مغز او را وادار می کنید تا پیوندها و مسیرهایی تشکیل دهد که به ایجاد خلاقیت و تخیل در او منجر خواهد شد.

تخیل کودک چگونه کار می کند؟

از آنجا که مهارتهای کلامی کودک شما هنوز چندان پیشرفت نکرده اند، به سختی می توان فهمید که او دقیقا به چه چیزی فکر می کند. اما شما می توانید نشانه های تخیل او را در تقلید کردن های او از آنچه که در اطرافش می بیند، تشخیص دهید؛ این رفتار عموما بین هجده تا بیست ماهگی شکل می گیرد. کودک شما ممکن است دقیقا کارهایی را که شما انجام می دهید تقلید کند؛ برنامه روزانه ای را که برای او ریخته اید، بر روی عروسکهایش پیاده کند، به آنها غذا بدهد یا آنها را بخواباند.

خیال پردازی های کودکانه چه کمکی به او می کند؟

تخیل قوی در کودک می تواند بسیار بیشتر از آنچه شما فکر می کنید، در مسیر زندگی به او کمک کند.

وسعت دامنه لغات: معمولا دامنه لغات کودکانی که به بازیهای تخیلی علاقه نشان داده یا به داستانها و کتابهایی که دیگران برایشان می خوانند گوش می دهند، بسیار وسعیتر و بهتر است. البته شما ممکن است نتایج چشمگیر این مطلب را سال آینده ببینید، هنگامی که تعداد لغات مورد استفاده کودک شما جهشی ناگهانی پیدا خواهد کرد؛ اما سنگ بنای این پیشرفت چشمگیر را باید در این دوره بریزید.

به دست آوردن کنترل: “نقش بازی کردن” و “وانمود کردن” این امکان را برای کودک فراهم می کنند تا آن کسی باشد که دوست دارد. احساسات منفی اش را کشف و بررسی کند، چیزهایی را که تا کنون یاد گرفته تمرین کند و اوضاع را به آن صورتی که دوست دارد در بیاورد. داستانهایی که مثلا در آن سه بره باهوش، جلوی گرگ بد را می گیرند، یا بازیهای تخیلی که در آنها عروسکش را به زور به حمام می برد، این حس را به او منتقل می کنند که او حتی در شرایط نا آشنا یا ترسناک نیز می تواند کنترل اوضاع را به دست گیرد.

حل کردن مسائل: رویاپردازی پیرامون موقعیتهای تخیلی، نحوه تفکر خلاقانه را به کودک شما آموزش می دهند و می تواند یک ابزار بسیار مفید در فرآیند حل مساله توسط کودک باشد. مطالعات نشان می دهد افرادی که در زمان خردسالی از تخیل قوی برخوردار هستند، معمولا این قابلیت را در بزرگسالی نیز حفظ می کنند و در نتیجه، نتایج بهتری در فرآیندهای حل مسائل به دست می آورند. آزمایشهای بعدی در طول زندگی افرادی که در کودکی تخیل قوی تری داشتند مشخص کردند که این افراد هنگام برخورد با چالشها یا مشکلات غیرمترقبه (مثلا جا گذاشتن کتابی که برای مدرسه لازم دارند)، می توانند از منابع و گزینه های بیشتری برای پیدا کردن راه حل مناسب، استفاده کنند.

شما برای کمک به پیشرفت تخیل کودک خود چه می توانید بکنید؟

برای او کتاب بخوانید: کتاب خواندن برای کودک، یکی از بهترین راههایی است که می تواند مغز او را به خوبی تغذیه کند. کتابهایی را انتخاب کنید که عکسهای رنگی و بزرگ به تعداد زیاد داشته باشند و از این فرصت (تا زمانی که هنوز کودک شما خواندن را یاد نگرفته و اصرار نمی کند که دقیقا متن کتاب را برای او بخوانید)، استفاده کنید؛ چون می توانید هر داستانی که دوست دارید برای او سر هم کنید! عکس چیزهای مختلف، از سوسک گرفته تا فرفره را به او نشان بدهید؛ صدای حیوانات یا وسائل مختلفی را که در داستان به آنها اشاره شده، برای او در بیاورید؛ صداهای خاصی را برای شخصیتهایی که در داستان هستند، ابداع کنید؛ و درباره اینکه چه اتفاقاتی برای آدمها یا حیوانات کتاب داستان افتاده یا ممکن است بیفتد، صحبت کنید.

برای همدیگر داستانهای جدید بسازید و بگویید: می توانید از خودتان یک داستان بسازید و برای کودک بگویید؛ این کار به اندازه خواندن یک کتاب داستان می تواند برای او مفید باشد. همچنین اگر بتوانید از خود او به عنوان شخصیت اصلی داستان استفاده کنید، به کودک کمک خواهد کرد تا درک و احساسش را پیرامون خودش به عنوان یک موجود مستقل، پرورش دهد. البته او هم به زودی قادر خواهد بود که از خودش داستان بسازد و برای شما بگوید.

از موسیقی بهره بگیرید: هرچند سن کودک شما اجازه نمی دهد که بتوانید از کلاسهای منظم موسیقی برای او استفاده کنید، اما می توانید دنیای او را پُر از موسیقی کنید. با همدیگر به موسیقیهای مختلف گوش بدهید و او را تشویق کنید که با آواز خواندن، رقصیدن و یا نواختن موزیک به کمک پیانوی اسباب بازی یا وسایل خانگی دیگر، شما را همراهی کند.

کودک را تشویق کنید تا نمایش بازی کند: کودکان از تبدیل وقایع روزمره و یا تخیلاتشان به نمایشهای جالب و بازی کردن در این نمایشها، چیزهای زیادی می آموزند. هنگامی که کودک شما یک نمایشنامه ساده را طراحی می کند، افراد و شخصیتها را درون آن می چیند و نهایتا در این نمایش کوچک بازی می کند، مهارتهای کلامی و اجتماعی او افزایش می یابند. او با بازی کردن دوباره یا چندباره نمایشهایی که موضوع غم، شادی، ترس یا امنیت را در خود دارند، بر روی احساسات و عواطف خود تمرین می کند. هنگامی که او خود را به عنوان یک پدر، دکتر و یا معلم تصور می کند، احساس قدرت کرده و همچنین مسوول بودن را تمرین می کند.

لوازم نمایش را برای او فراهم کنید: تقریبا هر چیزی می تواند در یک نمایشنامه تخیلی مورد استفاده قرار گیرد و البته برای کودکان، هر چقدر این وسایل ساده تر باشند، بهتر هستند. یک جعبه مقوایی می تواند ماشین، کشتی یا قطاری باشد که کودک با آن به این سو و آن سو برود و یک حوله حمام هم می تواند نقش لباس سوپرمن را بازی کند. از آنجا که بخش عمده ای از این نمایشهای تخیلی در ذهن و مغز کودک اتفاق می افتد، او به لباسهای پر زرق و برق و مفصل (مثلا لباسهای شخصیتهای کارتونی) چندان نیاز ندارد.

اگر یک جعبه یا چمدان برای کودک خود آماده کنید تا ابزار و وسایل نمایشهای تخیلی اش را درون آن بگذارد، این بازی برای او هیجان انگیزتر خواهد شد. اگر هر از چند گاهی، وقتی کودک شما متوجه نیست، چیزهای جدیدی داخل جعبه بگذارید می توانید او را شگفت زده کنید: «بذار ببینیم امروز چی توی جعبه است؟».

مدت زمان تماشای تلویزیون را محدود کنید: و اما در مورد تماشای تلویزیون، بهتر است میانه روی را پیش بگیرید. متخصصین توصیه می کنند که کودکان زیر دوسال نباید تلویزیون ببینند، اما برخی از والدین نهایتا مجبور می شوند به کودکان اجازه دهند که مدت کوتاهی را به تماشای تلویزیون بگذرانند. هنگامی که کودک، برنامه های تلویزیون را تماشا می کند، سعی کنید که بیش از ده تا پانزده دقیقه به طور مداوم پای تلویزیون ننشیند. شاید دچار این وسوسه شده باشید که از تلویزیون به عنوان پرستار مجانی برای کودک خود استفاده کنید، چون هنگامی که او تلویزیون می بیند، دردسر درست نمی کند، معمولا به کارهای خطرناک نیز نمی پردازد و شما می توانید به کارهای خودتان برسید؛ اما از این کار به شدت خودداری کنید. در عوض، هر وقت او می خواهد تلویزیون ببیند، با او به تماشای تلویزیون بنشینید؛ برای او سوالاتی را مطرح کنید؛ در مورد آنچه در نمایش یا فیلم گفته می شود با هم صحبت کنید؛ و سعی کنید پاسخ و واکنش او را به این موارد، بفهمید.

چگونه می توانید با خیالپردازی های کودکتان زندگی کنید؟

محدودیتهایی برای او تعیین کنید: تعریف و اجرای برخی قوانین (به عنوان مثال اینکه اجازه ندارد با شمشیر اسباب بازی اش، کسی را بزند)، جهت دستیابی به شادی و خوشحالی پایدار برای خود و کودکتان، ضروری است. اما هر وقت که می توانید اجازه دهید کودکتان با تخیلاتش زندگی کند. ممکن است کودک شما از میز ناهارخوری به عنوان کلبه اسکیموها استفاده کند! در نتیجه شما می توانید شام یا ناهار را روی زمین و در اطاق نشیمن صرف کنید.

دوست تخیلی کودک خود را قبول کنید: متخصصان بر این باورند که داشتن یک دوست تخیلی، نشانه خلاق و اجتماعی بودن کودکی است که راهی را برای غلبه بر ترسها و نگرانیهایش پیدا کرده است. برخی مطالعات نشان می دهند که تقریبا نیمی از کودکان در دوره ای از زندگی شان، یک دوست تخیلی داشته اند.

با این حال، اگر کودک شما یک اشتباه انجام داد و پس از آن دوست تخیلی اش را مقصر دانست و سرزنش کرد، شما باید با وارد شدن به این صحنه، سعی کنید حقیقت را به او نشان بدهید. البته نباید او را به دروغگویی متهم کنید، بلکه آن رفتار یا عمل را مورد توجه قرار دهید. کودک خود و دوست تخیلی اش را وادار کنید تا آن اشتباه را جبران کنند (مثلا آشغالها را از روی زمین جمع کنند، یا عذر خواهی کنند، یا هر چیز دیگر) و برای او روشن کنید که آن عمل یا رفتار، به هیچ وجه قابل قبول نیست.

از کارهای عجیب و غریب یا خنده دار او لذت ببرید: وقتی کودک شما برای سومین روز متوالی اصرار می کند که لباس آدم فضاییها را در مهدکودک بپوشد، ممکن است فکر کنید با یک مشکل جدی مواجه شده اید. افراد بزرگسال به قدری با اجتماع ارتباط داشته اند که قادر هستند مرز مشخصی بین محیطهای عمومی و محیطهای خصوصی قائل شوند (مثلا شما می دانید که پیژامه و دمپایی راحتی برای استفاده در داخل منزل مناسب است، اما برای رستوران مناسب نیست)، اما کودکان به این صورت فکر نمی کنند. هرگاه در اینگونه مواقع می خواهید کودک را مجبور به انجام کاری بکنید (مثلا بگویید: “لباسهای سیندرلا را همین حالا در بیاور”)، به یاد بیاورید که کودک شما هنوز قادر به درک این محدودیتها نیست و البته لازم هم نیست که چندان نگران طرز لباس پوشیدن کودک خود باشید.

چگونه کنجکاوی طبیعی کودک خود را تحریک کنید؟

چگونه کنجکاوی طبیعی کودک خود را تحریک کنید؟

چگونه کنجکاوی طبیعی کودک خود را تحریک کنید؟

 کودکان به طور طبیعی کنجکاو هستند، زیرا هرچه در این دنیا می بینند برای آنها جالب و تازه است: خواه یک مورچه باشد که خرده نانی را که چند برابر خودش است به سمت لانه می کشد، یا حلزونی باشد که در گوشه یک پیاده روی باران زده به راه خود ادامه می دهد. البته این حس کنجکاوی طبیعی کودک شما، در صورتی که با یکی از کارهای فوری شما (مثلا رساندن کودک به مهدکودک در اول صبح برای اینکه به موقع در محل کارتان حاضر شوید) همزمان شود، ممکن است حواس شما را از کارهای اصلی تان غافل کند؛ علاوه بر این شاید توجه به این نکته که در دنیای کودک، راه رفتن یک حلزون از کارهای شما مهمتر است، برایتان چندان خوشایند نباشد! در اینجا چند راه برای بهره بردن از کنجکاوی کودک و تبدیل کردن آن به یک تفریح شاد و هیجان انگیز، ارائه شده است:

سفرهای اکتشافی ترتیب دهید

وقتی می خواهید برای خرید یا انجام کاری از منزل بیرون بروید، به همراه بردن کودک ممکن است برایتان مصیبت باشد، اما از همین فرصت هم می توانید استفاده کنید و یک سفر اکتشافی هیجان انگیز و مفرح ایجاد کنید. نانوایی، میوه فروشی، قصابی، فروشگاه کفش و هر جای دیگر می تواند برای کودک دنیای تازه ای باشد که در آن افراد و موضوعات جالب را تجربه کند. می توانید از قبل او را برای رفتن به چنین جایی آماده کنید و بایدها و نبایدها را مشخص کنید؛ زمانی که در صف ایستاده اید یا منتظر تمیز کردن گوشت یا مرغ هستید، می توانید در مورد آنچه در محیط اتفاق می افتد با کودک خود حرف بزنید.

باران می آید؟ لازم نیست بداخلاقی کنید! بارانی و چکمه های پلاستیکی کودکتان را به او بپوشانید و برای خرید از خواروبار فروشی با هم بروید؛ در بین راه در چاله های آب لگد بزنید، شاخه های درختان را تکان دهید تا قطرات باران که روی آنها مانده اند بر سر و رویتان بپاشند و به کودکتان نشان دهید که چگونه می تواند قطره های باران را با زبانش بگیرد و به دهان ببرد! با هم به ابرها نگاه کنید؛ او ممکن است برای شما بگوید که چه شکلهای جالبی در ابرها می بیند و شما را شگفت زده کند. بعد به خانه بیایید، کاکائو درست کنید و با خامه هایی که به شکل ابر درآورده اید، روی آن را بپوشانید. برای شام هم می توانید پوره سیب زمینی ابری به او بدهید!

می توانید با تبدیل گردشهای بیرون شهر در پایان هفته به مسافرتهای هیجان انگیز و پرماجرا، حس ماجراجویی کودک خود را ارتقاء دهید. لباسهای مخصوص گردش بپوشید (می توانید کلاه ایمنی بچه گانه یا چراغ قوه به کودک خود بدهید) و خوراکیهای سبک مخصوص سفر را همراه ببرید (با به نخ کشیدن دانه های آجیل می توانید یک دستبند خوراکی درست کنید). اجازه دهید که کودکتان نیز یک عروسک را به عنوان همراه با خودش بیاورد. می توانید از سفر کوتاه خود، سوغاتی و یادگاری بیاورید (می توانید از این جعبه سوغاتیها برای سرگرم کردن کودک در یک روز بارانی استفاده کنید تا مجبور نشوید با او به خیابان بروید و خیس خیس برگردید!).

پدر و مادران شاغل معمولا از اینکه نمی توانند گردشها و فعالیتهای شاد و خلاقانه با کودک خود داشته باشند، بیشتر احساس گناه می کنند؛ ممکن است بگوئید من فقط دخترم را بعد از ظهرها می بینم، و ما دیشب تنها توانستیم برای شام و حمام در کنار هم باشیم. اما با قدری تخیل، همه پدر و مادرها (حتی آنهایی که خسته از سر کار بر می گردند) می توانند میز شام را به کلبه خوراکیها یا وان حمام را به یک اقیانوس پرهیجان تبدیل کنند! و در واقع، آنچه کودک شما بدان نیاز دارد، فقط همین است.

برای بوئیدن گلها، کمی تامل کنید

همانگونه که احتمالا خود شما هم متوجه شده اید، بچه ها زیاد وقت تلف می کنند. این بدان خاطر است که آنها در همین لحظه زندگی می کنند (به قبل و بعد کاری ندارند) و تنها به چیزهایی که جلوی رویشان قرار دارد، توجه می کنند. طبیعی است که شما نتوانید همواره پا به پای کودک راه بروید و در هر کاری که او دوست دارد، همراهی اش کنید؛ اما بهتر است هر وقت می توانید، کمی بیشتر برایش وقت بگذارید. او یک کفشدوزک دیده است؟ کفشدوزک را روی دست او (یا اگر او می ترسد، روی دست خودتان) قرار دهید. خالهای سیاه رنگ او را بشمارید. درباره اینکه کفشدوزک چه می خورد، کجا زندگی می کند و شبها کجا می رود، با هم حرف بزنید. اگر باغبانی می کنید و به یک کرم یا حشره برخورد کردید، آن را به کودک خود نشان دهید. اجازه دهید با آرامی با آن بازی کند، یا اینکه آن را در یک شیشه بگذارید تا کودک شما بتواند برای چند دقیقه آن را ببیند. سپس با کمک کودک، کرم یا حشره را در باغچه رها کنید. اگر با کودک خود در حال قدم زدن در خیابانهای شهر هستید و به یک تابلوی تبلیغاتی یا دیوار نوشته برخورد کردید، چند لحظه صبر کرده و به آن نگاه کنید. می توانید یک بازی ساده را شروع کنید: از او بپرسید که آیا می تواند مردی را که کلاه خنده دار دارد پیدا کند؟ ماشین قرمز را چطور؟ سگ بزرگ را چطور؟

ممکن است گاهی اوقات چیزهایی برای کودک جذاب باشند که برای شما جذاب نیستند. شما ممکن است در یک باغ وحش، شتر یا فیل را به او نشان بدهید، اما توجه او به کبوترها و موشهایی که به قوطی های کنسرو در زباله ها حمله می کنند، جلب شود. اشکالی ندارد. اجازه دهید تا به کبوترها و موشها نگاه کند. این حیوانات کوچکتر از فیل و شتر هستند (با قد و اندازه خود کودک متناسبند!) و بالاخره بخشی از طبیعت محسوب می شوند که می توانند همانند شتر یا فیل، علاقه او را به طبیعت تحریک کنند.

به تغییرات موجودات و محیط اطراف، توجه کنید

کودکان به تغییراتی که در دنیای اطراف ایجاد می شوند، علاقه نشان می دهند؛ که این شاید بدان خاطر است که خود آنها نیز به سرعت در حال تغییر هستند. از چیزهایی که در دسترس هستند شروع کنید: وقتی اولین ستاره شب در آسمان ظاهر شد، یک آرزو بکنید؛ یا ماه را در طول شبهای یک هفته، هر شب نگاه کنید و در مورد تغییر شکل آن با همدیگر صحبت کنید.

اما شما می توانید خودتان نیز چیزهایی را در خانه تولید کنید که دائم تغییر کنند. یک دانه لوبیا یا نخود فرنگی را که به سرعت رشد می کند در یک گلدان کوچک بکارید و تعداد روزهایی را که طول می کشد تا آن سبز شود، بشمارید. یا اینکه نور یک چراغ قوه قوی را داخل گلدان شیشه ای بیندازید تا او بتواند رشد ساقه و حرکت ریشه ها به سمت آب را ببیند. ساقه کرفس را در فنجانی که پر از آب است قرار دهید، رنگ قرمز خوراکی را به آب اضافه کنید و مدت زمانی را که طول می کشد تا رنگ قرمز به همراه آب وارد ساقه کرفس شود، اندازه گیری کنید. نشاسته ذرت را به آب اضافه کنید تا یک خمیر صدادار ایجاد شود، یا سرکه را به مایه کیک اضافه کنید و ایجاد حبابهای زیبا را در آن مشاهده کنید. با این حال بهتر است که خمیر کیک را به کیک تبدیل کنید؛ زیرا نتیجه آن برای کودک دوست داشتنی تر و خوشمزه تر است! وقتی هنوز شام آماده نیست بعضی از والدین، از حقه قدیمی ژلاتین استفاده می کنند: یک بسته پودر ژله یا دو ورقه ژلاتینی ساده را در آب حل می کنند، و آنگاه به کودک می دهند تا آن را آنقدر تکان دهد که ژله خودش را بگیرد. سپس کودک می تواند با دست یا قاشق به آن ضربه بزند و لرزش آن را نگاه کند! احتمالا در این مدت شام آماده می شود.

اگر بتوانید یک جوجه را در حال بیرون آمدن از تخم، یا یک پروانه را در حال پاره کردن پیله اش، به کودکتان نشان بدهید، فوق العاده خواهد بود. اما اگر امکان این کار را ندارید، نگران نباشید. آب شدن یک قالب یخ در یک پیاده روی گرم هم می تواند همانقدر هیجان انگیز باشد.

طعم فصلها را به کودک بچشانید

به کودک خود کمک کنید تا با کمک آنچه می بیند، می شنود، لمس می کند و بو می کند، تغییر فصلها را درک کند. هنگام برگشتن به همراه کودک از مهدکودک به خانه، برگهایی را که روی پیاده رو ریخته اند کنار بزنید و صبح که دوباره به مهدکودک می روید، برگهایی را که تازه روی زمین ریخته اند بشمارید. حبابهای آب صابون را به هوا بفرستید و با کمک آنها، جهت حرکت هوا را تشخیص دهید. یک جعبه در حیاط یا بالکن خانه بگذارید و با کمک یک تکه چوب یا یک خط کش، مقدار برف یا باران را اندازه گیری کنید. به او کمک کنید تا صدای اولین پرنده های مهاجر بهاری را بشنود و به اولین کرمهای شب تاب تابستانی نگاه کند.

البته تنها دلیل مهم بودن فصلها، تغییراتی نیست که با خود به همراه می آورند؛ بلکه کارهای مختلفی که ما در آنها انجام می دهیم، نیز قابل توجه هستند. شروع بهار با عید نوروز، مهمانی و شکلات و شیرینی همراه است. تابستان با طولانی شدن روزها، هنگام رفتن به پارک و سفر است و زمان دریا و ماسه بازی. پائیز با ریزش برگ و باران شناخته می شود و زمستان با برف بازی و جشن یلدا. البته ممکن است کودک شما هنوز آنقدر بزرگ نشده باشد که همه کارهایی را که پارسال انجام دادید، به یاد بیاورد؛ اما بچه ها از اینگونه مراسم خوششان می آید و بسیاری از متخصصین بر این باورند که حافظه بسیار زود شروع به فعالیت می کند. خواندن کتاب و آواز خواندن دسته جمعی، به کودک کمک می کند تا چیزهای بیشتری در مورد این مراسم یاد بگیرد و او هم به نوبه خودش، این مراسم (کریسمس برای مسیحیان، پسح برای یهودیان، یا رمضان برای مسلمانان) را جشن بگیرد. البته غذاهای هر فصل هم می توانند موجب جرقه زدن کنجکاوی او پیرامون بوها، مزه ها و بافتهای جدید این غذاها شوند.

اجازه دهید دنیای کوچک خودش را داشته باشد

بچه ها از چیزهای کوچک خوششان می آید: دکمه ها، مهره ها، سنگریزه ها. کسی علت این را نمی داند (شاید این بدان خاطر باشد که کودک در دنیای خودش نمی تواند چیزهای بزرگتر را ببیند و درک کند). البته، اشیا بسیار کوچک هم خطرناک هستند. اشیا کوچکتر از 3 در 6 سانتی متر (اشیائی که از اندازه دهان کودک کوچکتر باشند)، خطر خفه کردن کودک را به همراه دارند. اما زمانی که خطری وجود نداشته باشد، شمردن و قرار دادن مهره های چوبی یا دکمه های پلاستیکی بزرگ در جعبه های مختلف (و یا شمردن و قرار دادن سنگریزه ها یا صدفها در سطلهای مختلف) می تواند برای مدتی طولانی، کودک شما را سرگرم کند.

همچنین شاید مشاهده کرده باشید که کودک شما از فضاهای کوچک و دنج (که احساس خلوت، تنهایی و مالکیت را به او منتقل می کنند) خوشش می آید. می توانید چند پتو را از بالای تخت خواب او آویزان کنید تا محل خواب او به یک غار کوچک تبدیل شود، یا چند صفحه بزرگ را دور میز آشپزخانه قرار دهید تا آن را به یک چادر مسافرتی تبدیل کنید. یا اینکه اگر حیاط دارید، می توانید شاخه های پایینی چند درخت یا بوته را ببُرید تا یک مخفیگاه کوچک در وسط آنها درست کرده باشید؛ سپس اجازه دهید که کودکتان، مخفیگاه کوچکش را با چند بشقاب کوچولو یا اسباب بازیهای دیگر تزیین کند. کودکان از اشیا کوچک که بتوانند آنها را به راحتی نگه داشته و جابجا کنند خوششان می آید و این کار می تواند نهایتا به انجام کارهای آشپزخانه یا ساخت و ساز منتهی شود.

آنچه را برای کودکتان جذاب است، دنبال کنید

ممکن است برای صدمین بار از خودتان بپرسید: “چرا تراکتور؟” (یا چرا بازیکنان فوتبال، چرا لوازم پزشکی، چرا اسبها؟). شما پدر و مادر یک کوچولو هستید و البته توجه این کوچولو ممکن است به چیزهای مختلفی جلب شود. هیچ کسی به درستی نمی داند که چرا برخی چیزها توجه کودک را جلب می کنند؛ اما نکته مهم این است که این مسئله طبیعی است و همچنین فرصت مناسبی را برای یادگیری در اختیار کودک قرار می دهد. آیا کودک شما دائما در مورد آتش نشانها سوال می پرسد؟ او را به یکی از ایستگاههای آتش نشانی در نزدیکی محل سکونتتان ببرید؛ یا او را به فروشگاه تجهیزات آتش نشانی ببرید تا این وسایل را از نزدیک ببیند؛ یک کلاه آتش نشانی و یک شلنگ باغبانی برای او تهیه کنید تا بتواند در تابستان و در حیاط خانه از آن استفاده کند.

اگر کودک شما هر روز صبح به محض اینکه از خواب بیدار می شود، به سراغ کمد لباسهایش رفته و دامن چین دار محلی اش را می پوشد، می توانید او را برای تماشای تمرین یکی از گروههای رقص محلی ببرید.

کتابهای عکس دار بزرگ در انواع مختلفی وجود دارند که می توانند اطلاعات کافی در مورد زندگی یک آتش نشان یا پرستار در اختیار کودک قرار دهند. اگر کتابهای مخصوص کودکان در زمینه ای که مورد توجه کودک شما قرار گرفته است وجود ندارد، نگران نباشید. یک کتاب که عکسهای بزرگ و رنگی داشته باشد نیز کافی است. به عنوان مثال، اگر کودک شما به زندگی نهنگ ها علاقه پیدا کرده است، به دنبال یکی از کتابهای علمی که عکسهای جذابی از این حیوان داشته باشد، یا یکی از کتابهای عکس دار مربوط به دریانوردی، بگردید. یا می توانید برای صدمین بار، یکی از برنامه های مربوط به زندگی ماهیان دریایی را که برای کودکان تهیه شده است، ببینید!

سوالهای او را به یک پروژه تحقیقاتی علمی تبدیل کنید!

کودکان ممکن است سوالات متعددی از قبیل اینکه «چرا آسمان آبی است؟» یا «چرا وقتی آب می جوشد، بخار از دهانه کتری بیرون می آید؟» و یا صدها سوال دیگر بپرسند که والدین آنها هم جواب این سوالات را ندانند. اگر کودک شما با سوالاتش شما را از پا درآورده است، نگران نباشید؛ به او بگویید که دونفری با هم می توانید جواب سوال را پیدا کنید. سوالات او را بر روی یک برگه کاغذ بنویسید و به گونه ای این کار را بکنید که او هم بتواند نوشتن شما را ببیند. سپس به همراه او، لیست سوالهایتان را به کتابخانه یا کتابفروشی ببرید.

کودکان درباره موارد بسیار زیادی سوال می پرسند؛ در نتیجه امروزه صدها کتاب به طور اختصاصی طراحی و آماده شده اند که به والدین کمک می کنند تا به اینگونه سوالات کودکانشان پاسخ دهند

 

چگونه کودکمان را از شیر بگیریم؟

چگونه کودکمان را از شیر بگیریم؟

چگونه کودکمان را از شیر بگیریم؟

 همانطور که می‌دانید شیر مادر تا یک سالگی غذای اصلی کودک به شمار می‌رود و کودکان تا 6 ماهگی بهتر است فقط از شیر مادر تغذیه کنند. اما در سال دوم زندگی که غذای سفره هم به کودک می‌دهید، شیر مادر بیشتر جنبه کمکی دارد و در ضمن نیازهای عاطفی فرزند شما را برآورده می‌کند. امروزه بسیاری از مادران با آگاهی از فواید شیر مادر سعی می‌کنند تا 2 سالگی به کودک شیر بدهند. بدیهی است کودکی که 2 سال شیر مادر را خورده و به آن وابستگی روحی و جسمی دارد به راحتی با از شیر گرفتن کنار نمی‌آید و ممکن است از نظر روحی آسیب ببیند و بهانه‌گیر و بداخلاق هم بشود. متاسفانه خیلی از مادران هنوز نمی‌دانند چطور می‌توان دادن شیر مادر را قطع کرد بدون اینکه به کودک لطمه‌ای وارد شود.

اگر کودک شما تا چند ماه دیگر 2 ساله می‌شود و تصمیم دارید دیگر به او شیر مادر ندهید، اگر به تازگی باردار شده‌اید و مجبورید فرزند شیرخوارتان را از شیر مادر محروم کنید، یا اگر به سبب بیماری و یا هر علتی ناچار هستید که شیر مادر را از فرزند شیر خوارتان بگیرید، بهتر است توصیه‌های پزشکی را در این باره بخوانید تا شما وفرزندتان در این مرحله دچار مشکل نشوید.

یکی از راه‌های از شیر گرفتن کودک، زمانی که محدودیتی برای شیر خوردن کودک وجود ندارد این است که به کودک اجازه دهید خودش درباره زمان قطع شیر مادر تصمیم بگیرد به این ترتیب که نه به او شیر تعارف کنید و نه مانع شیر خوردنش شوید. بدین ترتیب کودک شما تنها زمانهایی که نیاز جسمی و عاطفی زیادی به شیر مادر دارد از آن استفاده خواهد کرد. این روش اگر چه خیلی کند است اما اگر مادر با کودک ارتباط زیادی داشته باشد و کودک را تشویق کند و همچنین او را با غذاهای دیگر سیر کند، کودک خود به خود از راه‌های دیگر نیاز جسمی و عاطفی خود را برطرف می‌کند و کم‌کم بدون هیچ دردسری شیر مادر را رها می‌کند. با این حال ممکن است مجبور شوید کودک را با روشهای دیگری از شیر بگیرید بنابر این به توصیه‌های زیر توجه کنید:

زمان مناسبی برای این کار انتخاب کنید

اگر کودک بیمار است یا پرستار جدیدی به منزل آورده‌اید، اگر تازه اسباب‌کشی کرده‌اید و یا مشکلی در محل کارتان دارید که شما را کم طاقت کرده است بهتر است این کار را به زمان دیگری واگذار کنید. همانطور که می‌دانید کودکان در زمان‌هایی که بیمار می‌شوند و یا تغییراتی در شرایطشان ایجاد می‌شود وابستگی بیشتری به شیر مادر پیدا می‌کنند و به همین علت از شیر گرفتن آنها سخت‌تر می‌شود. زمانی که مادر فرصت بیشتری برای بیرون بردن و سرگرم کردن فرزندش دارد، بهترین زمان از شیرگیری کودک است، زیرا محدودیتهای محیط بیرون، مانعی برای شیر خوردن کودک محسوب می‌شود و سرگرم بودن او، اشتیاق به شیر خوردن را کم می‌کند. یادتان باشد از شیر گرفتن کودک نارس باید دیرتر از کودک عادی و سالم انجام شود.

حواس کودک را پرت کنید

برنامه روزانه تان را طوری بچینید که سر کودک حسابی گرم شود و یادش برود از شما شیر طلب کند. بخصوص در ساعتهایی که فرزندتان شیر شما را می‌خورد فعالیتهای جذاب و بازیهای سرگرم کننده و یا رفتن به پارک و گردش می‌تواند او را از یاد آوری آنچه از دست داده باز دارد. دادن غذاهای جذاب و رنگارنگ و مورد علاقه کودک هم در ساعاتی که عادت به شیر خوردن داشته می‌تواند نیاز جسمی او را کمتر کند و باعث شود که او کمتر بهانه بگیرد.

تنوع غذایی را از یاد نبرید:

پیش از آن که کودک را از شیر بگیرید، او را به غذا خوردن و نوشیدن مایعات با لیوان عادت دهید. این موضوع باعث می‌شود که برای ترک خوردن شیر مادر مجبور به تحمل سختی‌های غذا خوردن با قاشق و چنگال نشود. برای او سرویس غذاخوری جداگانه‌ای، با طرح‌های کودکانه و رنگ‌های شاد و تند بخرید.

برای اینکه کودک سیر شود و در ضمن کمتر بهانه بگیرد انواع مختلفی از غذاها را به او تعارف کنید. از غذاهای جامد رنگی با طعم‌های مختلف گرفته تا انواع نوشیدنی‌ها و میوه‌ها که بتواند توجه او را به خوردن جلب کند. البته یادتان باشد برنج و سیب زمینی و نان و انواع گوشت حتما در ترکیب غذاها باشد تا نیاز جسمی کودک به کربوهیدرات و پروتئین را برطرف کند. بهتر است کودک نوشیدنی و شیر خود را با لیوان یا فنجان بنوشد اما اگر کودک شما دوست دارد شیر را با نی بمکد می‌توانید برای او یک نی زیبا و عروسکی تهیه کنید تا نیاز کودک به مکیدن را هم تامین کرده باشید. دادن شیشه و پستانک توصیه نمی‌شود چون خود این‌ها هم وابستگی تازه‌ای برای کودک شما ایجاد می‌کند که بعدها ترک آن می‌تواند دردسر جدیدی ایجاد کند، مگر این که کودک شما کوچک باشد و در کمتر از یک سالگی مجبور شده باشید او را از شیر بگیرید که در این صورت لازم است با شیشه شیر خشک به او بدهید. در این حالت سعی کنید شیر خشکی انتخاب کنید که طعم آن به شیر مادر نزدیک باشد تا کودک بهتر آن را بپذیرد.

کودک را مجبور به غذا خوردن نکنید

اگر کودک شما از خوردن آنچه برایش تهیه کرده‌اید امتناع می‌کند و بهانه می‌گیرد، او را به زور مجبور به خوردن غذا و شیر گاو نکنید. حتی اگر احساس می‌کنید گرسنه است و بد اخلاقی او به علت گرسنگی است، اجازه بدهید کمی گرسنه‌تر بشود و خودش میل به این غذا پیدا کند. در برابر بهانه‌ها صبور باشید و اگر او غذا را رد کرد آن را از جلویش بردارید و ساعتی بعد دوباره به او تعارف کنید. یادتان باشد اگر در وعده‌های اصلی غذایی کودک از خوردن امتناع کرد، شکم او را با تنقلات و میان وعده پر نکنید و اجازه دهید که گرسنه شود و همان غذای اصلی را بخورد. در ضمن به کودک بالای یک ساله از غذای سفره بدهید. در ابتدا می‌توانید غذا را با پشت قاشق له کنید و کم کم او را با خوردن غذای خانواده آشنا کنید. اگراین کار را نکنید علاوه بر کمبود بعضی از ریز مغذی‌ها کودک 2 ساله هنگام از شیر گرفتن دچار مشکل خواهد شد چون نمی‌تواند غذاهای متنوع بخورد. البته بهتر است به غذای خانواده نمک کمتری بزنید تا کودک شما به غذاهای کم نمک عادت کند.

لباسهای شیردهی نپوشید

اگر شما لباسهای معمول شیر دهی بپوشید کودک‌تان مرتب به یاد گذشته می‌افتد و دلش می‌خواهد تجربه شیرین گذشته را تکرار کند، حتی زمانی که وقت شیر خوردنش نبوده است. با پوشیدن لباسهای تنگ که به راحتی باز نشود امکان شیر خوردن را برای کودک کمتر کنید. اگر در تخت خواب به او شیر می‌دادید و یا مکان خاصی برای شیر دهی داشتید کمتر به آن مکان بروید و به او امکان نشستن سر سفره و یا روی صندلی کنار دیگران را بدهید تا احساس بزرگی کند و بداند که باید دیگر مثل بزرگترها و در کنار خانواده غذا بخورد.

زمان بیشتری با کودک بگذرانید

شیر دادن بهترین بهانه برای گذراندن ساعاتی از روز با کودک بوده است. برای کودک همین کافی است که نخواهد این لحظات با مادر بودن را از دست بدهد. حتی شما دلتان تنگ خواهد شد برای اینکه کودکتان را مانند گذشته در آغوش بگیرید و به خود بچسبانید. بنابر این سعی کنید این لحظات سخت را با گذراندن ساعات بیشتری با کودکتان برای او و خودتان آسانتر کنید. برایش کتاب بخوانید و با او بازی کنید و به گردش وپارک بروید تا از شیر گرفتن کودک برایش چنین تصوری به وجود نیاورد که دیگر از عشق و محبت مادرانه محروم شده است.

اگر به علت بیماری، بارداری و یا مسافرت مادر، کودک به طور ناگهانی از شیر گرفته شود، اضطراب شدیدی در او ایجاد خواهد شد. در مواقعی که مادر شیرده، مجدداً باردار می‌شود، این بارداری به معنای قطع ناگهانی شیر برای کودک اول است. در این شرایط مادر فرصتی برای مراقبت از کودک ندارد. محروم شدن از گرمای محبت مادری موجب می‌شود تا کودک با انجام فعالیتها و رفتارهایی نظیر بد اخلاقی و گریه اعتراض خود را اعلام کند که البته چنین رفتاری برای کودکی نگران طبیعی است.

صبور باشید

در هنگام از شیر گرفتن کودکتان باید برنامه‌های ویژه‌ای تدارک ببینید زیرا بچه‌ها معمولاً پرخاشگر و بهانه‌گیر می‌شوند و مرتب نق می‌زنند. آرامش خود را حفظ و سعی کنید رفتاری آگاهانه در برابر آن‌ها داشته باشید. اگر قرار باشد با اولین گریه و فریاد دوباره به او شیر بدهید، هیچ وقت موفق نخواهید شد.

وعده‌های قبل از خواب و نزدیک صبح را آخر از همه حذف کنید

از شیر گرفتن ناگهانی ممکن است به کودک شما آسیب برساند، بنابر این بهتر است از روش تدریجی و کم کردن وعده‌های شیر دهی استفاده کنید تا کودک هم به این ترتیب کم‌کم با این قضیه کنار بیاید و عادت کند. صبح‌ها وقتی کودک از خواب بیدار شد به او شیر دهید و نوبت بعدی را تا جایی که امکان دارد به تأخیر بیندازید. بعضی متخصصان توصیه می‌کنند که هر هفته یکی از وعده‌های شیر روزانه را حذف کنید و بهتر است که ابتدا وعده‌های بعد از غذا را حذف کنید که کودک سیر باشد. وعده‌های قبل از خواب و شبانه آخرین وعده‌هایی هستند که باید حذف شوند. بعضی از کودکان عادت دارند که باشیر خوردن به خواب می‌روند. برای این کودکان حذف وعده قبل از خواب ممکن است به قیمت بر هم زدن خواب آنها تمام شود. بنابر این بهتر است قبل از حذف وعده قبل از خواب، روشهایی برای آرام کردن و خواباندن کودک قبل از خواب را یاد بگیرید. مثلا خواندن کتاب و بغل کردن یک عروسک نرم و خرس پشمالو یا گوش دادن به آهنگی ملایم و لالایی می‌توانند روشهای خوبی باشند. با این حال ممکن است بعضی از کودکان با این چیزها هم به خواب نروند و لازم شود از تکانهای ملایم روی پا و گهواره برای خواباندن آنها استفاده کنید.

از همسرتان کمک بگیرید

از همسرتان بخواهید وقت بیشتری را با فرزندتان بگذراند. در دورانی که قصد دارید او را از شیر بگیرید، از پدر خانواده بخواهید به او غذا بدهد یا وقت‌هایی که شیر می‌خواهد، او را در آغوش بگیرد و بیرون از خانه ببرد. پدر می‌تواند شب‌ها فرزندتان را بخواباند و در کنار او باشد تا کودک شما طبق عادت نخواهد با مکیدن سینه مادر خود به خواب برود.

خود را بیمار و سینه‌تان را زخمی نشان ندهید

با این کار کودک ناراحت می‌شود و ممکن است از وضعیت پیش‌آمده بترسد و وحشت کند. در این حالت نه‌تنها مشکلی حل نمی‌شود بلکه موضوع جدیدی به مشکلات خود اضافه کرده‌اید. بچه‌ها در دورانی که از شیر مادر تغذیه می‌کنند، وابستگی‌های عاطفی شدیدی پیدا می‌کنند و این رفتار شما به آن‌ها صدمه می‌زند. او در تمام مدت شیر خوردن به بوی بدن مادر و صدای ضربان قلب او عادت کرده است؛‌ این عوامل به او آرامش می‌دهند. با او بازی کنید، او را در آغوش بگیرید تا آرام شود. در روش‌های سنتی، مادران موادی تلخ و تند مانند فلفل و صبر زرد را به نوک سینه خود می‌زدند تا کودک از خوردن شیر امتناع کند. بعضی از بچه‌ها چنان به شیر مادر وابسته‌اند که حاضرند تندی و تلخی را به جان بخرند اما دست از شیر خوردن برندارند. برای انجام این کار حتماً با متخصص اطفال مشورت کنید. داروهای گیاهی خواص و عوارضی دارند که ممکن است برای کودک شما مضر باشد. به جای این کارها مرتب تکرار کنید که او در حال بزرگ شدن است و باید بعضی از عادت‌هایش را ترک کند. در این حالت کمتر ضربه روحی می‌خورد و روابط مادر و فرزند هم دچار مشکل نمی‌شود.

در ضمن اگر کودک شما هنگام ترک شیر مادر انگشت خود را می‌مکد و یا پتو و بالش خود را همه جا همراه می‌برد این جایگزین‌های آرامش‌بخش را از او نگیرید و مانع کار او نشوید چون این عادتهای آرامش بخش می‌تواند به از شیر گرفتن کودک بدون آسیب روحی به او کمک کند. می‌توانید به جای انگشت به او پستانک بدهید چون ترک پستانک در آینده از ترک عادت انگشت مکیدن آسانتر خواهد بود.

چگونه کودکی با هوش هیجانی (EQ) مناسب بپرورانیم؟

چگونه کودکی با هوش هیجانی (EQ) مناسب بپرورانیم؟

چگونه کودکی با هوش هیجانی (EQ) مناسب بپرورانیم؟

کودکان موجب می شوند که واژه “دمدمی مزاج” معنای جدیدی پیدا کند. یک لحظه کودک شما پادشاه جهان است و با شادی و خوشحالی به این سو و آن سو می دود؛ کمی بعد مثل یک گاو نر خشمگین شده است، از روی ناامیدی مطلق گریه می کند و اسباب بازیهایش را به این سو و آن سوی اتاق پرتاب می کند. مانند بسیاری دیگر از والدین ممکن است برای شما هم پیدا کردن راهی برای پاسخ دادن به احساسات و رفتارهای کودک در این لحظات سخت و دشوار، مشکل باشد.

متخصصان بر این باورند که این لحظات در اوایل دوران کودکی (زمانی که او محدودیتهای خود را در فرآیند رشد عاطفی اش تجربه می کند) بهترین فرصتهایی هستند که شما می توانید از آنها استفاده کرده و به کودک خود آموزش دهید که چگونه احساسات قدرتمند خود را مدیریت کرده و خود را آرام کند. محیط امن خانواده بهترین جایی است که می توان در آن این درسهای مهم زندگی را یاد داد و یاد گرفت.

هنگامی که شما به کودک خود کمک می کنید تا احساسات تند و تیز خود مانند عصبانیت ناامیدی یا آشفتگی ذهنی را درک کرده و آنها را مدیریت کند در واقع به او کمک می کنید تا بهره هوش عاطفی یا هوش هیجانی در او افزایش پیدا کند.

کودکی که بهره هوش عاطفی او بالاتر باشد قادر است ارتباط بهتری با احساسات خود برقرار کند؛ در هنگام اوج هیجانهای عاطفی خود را آرامتر کند؛ دیگران را بهتر درک کرده و با آنها بهتر ارتباط برقرار کند؛ و ایجاد روابط دوستانه محکمتر برای او آسان تر است.

متخصصان بر اهمیت بهره هوش هیجانی و نقش آن در کمک به کودکان برای افزایش سطح اعتماد به نفس و مسوولیت پذیری و نهایتا تبدیل شدن به بزرگسالانی که بتوانند با مهارت با دیگر افراد جامعه ارتباط برقرار کنند تاکید می کنند.

شما چگونه می توانید به کودک خود کمک کنید تا بهره هوش عاطفی اش افزایش پیدا کند؟ تکنیک هایی وجود دارند که “هدایت عاطفی” نامیده می شوند و در واقع یک دستورالعمل گام به گام است که شما می توانید با استفاده از آن به کودک خود آموزش دهید که احساساتش را تجزیه و تحلیل کرده و در هنگام برخورد با مشکلات روحی و عاطفی آنها را مدیریت کند. یک تکنیک در اینجا شرح داده شده است.

با توجه و ابراز احساسات به حرفهای او گوش بدهید

هنگامی که کودک از احساسات خودش برای شما می گوید با دقت به حرفهای او گوش بدهید سپس همه آنچه را با شما در میان گذاشته است مجددا برایش بازگو کنید. مثلا اگر فکر می کنید که بواسطه اینکه شما زمان زیادی را به مراقبت از نوزاد جدید خود اختصاص می دهید کودک شما احساس می کند ترک و رها شده است همین مطلب را با او در میان گذاشته و بپرسید که آیا واقعا چنین احساسی دارد؟ در صورتی که پاسخ او مثبت بود می توانید بگویید: «درسته. مامان باید وقت زیادی برای کوچولو می گذاشت».

آنگاه مثالهایی از زندگی خودتان را برای او بگویید تا به او نشان دهید که حرفهای او را می فهمید. به او بگویید که زمانی که برادر یا خواهرتان با پدرتان به شهر بازی می رفتند و شما نمی توانستید بروید چه احساسی داشتید؛ بگویید که مادر یا پدرتان چگونه به شما کمک می کردند تا احساس بهتری پیدا کنید. این کار موجب می شود کودک شما بفهمد که همه افراد اینگونه احساسات را تجربه می کنند و نهایتا هم از این مرحله عبور می کنند.

به کودک خود کمک کنید تا احساسات خود را نامگذاری کند

دامنه لغات کودک شما ضعیف بوده و درک او نیز از علت و معلولها بسیار ابتدایی و اولیه است؛ در نتیجه او برای تشریح احساسات خودش با مشکل مواجه می شود. شما می توانید به او کمک کنید تا نامهایی را برای احساسات مختلف خودش انتخاب کند و در نتیجه یک لغتنامه برای احساساتش ایجاد کند. اگر او به خاطر اینکه نمی تواند به پارک برود احساس ناامیدی یا ناکامی می کند شما می توانید بگویید: «احساس می کنی ناراحت هستی؟».

همچنین می توانید به او کمک کنید تا بفهمد که داشتن احساسات متضاد یا متعارض پیرامون یک چیز طبیعی است. مثلا او می تواند در هفته اولی که به مهدکودک می رود هم هیجان زده باشد و هم کمی بترسد.

اگر به نظر می رسد که کودک شما بدون دلیل مشخصی ناراحت یا آشفته است سعی کنید به اتفاقات اخیر فکر کنید و علت احتمالی مشکل او را پیدا کنید. آیا اخیرا خانه خود را عوض کرده اید؟ آیا شما و همسرتان در حضور کودک دعوا کرده اید؟ اگر مطمئن نیستید که عامل ناراحتی او چیست هنگام بازی کردن حرکات او را نگاه کرده و به حرفهایی که می زند گوش دهید. اگر او در هنگام بازی با عروسکهایش عروسک مادر را مرتب در حال داد و بیداد کردن بازی می دهد مطمئنا می توانید بفهمید که علت ناراحتی او چیست!

احساسات کودک خود را با ارزش شمرده و آنها را تائید کنید

هنگامی که کودک شما نمی تواند پازل را کامل کند و در نتیجه عصبانی می شود و کج خلقی می کند به جای اینکه به او بگویید: «دلیلی وجود ندارد که اینقدر ناراحت باشی» بهتر است تصدیق کنید که واکنش او کاملا طبیعی است. بگویید: «وقتی آدم نمی تونه پازل را کامل کنه واقعا حوصله اش سر می ره. مگه نه؟». اگر به او بگویید که واکنشهایش بیمورد یا بیش از حد هستند او احساس می کند که گویی باید جلوی بروز احساسات خودش را بگیرد.

کج خلقی ها و بد اخلاقی های او را به یک ابزار آموزشی مفید تبدیل کنید

اگر کودک شما پس از اینکه می فهمد باید توسط دندانپزشک معاینه شود، ناراحت و آشفته می شود با آماده شدن برای ویزیت دکتر به او کمک کنید تا کنترل خودش را به دست بیاورد. درباره اینکه چرا از معاینه توسط دندانپزشک می ترسد، اینکه انتظار دارد یا پیش بینی می کند که در زمان معاینه چه اتفاقاتی بیفتد و اینکه چرا او باید توسط دندانپزشک معاینه شود با او صحبت کنید. درباره زمانی که می خواسته اید با گروه سرود روی صحنه بروید و سرود بخوانید و ترسیده بودید یا زمانی که می خواستید یک کار جدید را شروع کنید و از آن می ترسیدید و یکی از دوستانتان به شما کمک کرد تا احساس بهتری پیدا کرده و ترس خود را کنار بگذارید با او صحبت کنید. صحبتهای عاطفی و صحبت کردن پیرامون احساسات برای کودکان (همانند بزرگسالان) بسیار مفید است.

از مشکلات عاطفی برای آموزش نحوه حل مشکلات استفاده کنید

هنگامی که کودک با شما یا یک بچه دیگر مشکل پیدا می کند محدودیتهای او را به وضوح برایش توضیح دهید سپس او را به سمت پیدا کردن راه حل مناسب راهنمایی کنید. مثلا شما می توانید بگویید: «می دانم از اینکه خواهرت ساختمانی را که با آجرهای اسباب بازی ساخته بود خراب کرد عصبانی هستی. اما نباید او را بزنی. پس وقتی عصبانی می شوی چه کار دیگری می توانی بکنی؟».

اگر کودک شما ایده ای در مورد راه حل مناسب ندارد چند گزینه در اختیار او قرار دهید. متخصصین در زمینه مدیریت عصبانیت، توصیه می کنند که در چنین شرایطی به کودک خود بگویید اول شکم، آرواره و مُچ دستهایش را چک کند و ببیند که آیا آنها سالم هستند، سپس یک نفس عمیق بکشد تا عصبانیت را از بدن خود بیرون کند و همچنین احساس بهتری از به دست آوردن مجدد کنترل خودش پیدا کند. آنگاه به کودک خود کمک کنید تا با صدای بلند و محکم درباره عصبانیتش حرف بزند؛ او می تواند با یک جمله شبیه به این حرفش را آغاز کند: «وقتی داد می زنی من عصبانی می شوم». کودکان باید بدانند که عصبانی شدن طبیعی است اما فقط تا جایی که به دیگران به این خاطر آزار و آسیب نرسانند.

با حفظ آرامش خودتان یک الگوی مناسب برای کودک باشید

همچنین شما می خواهید بدانید که در برابر ابراز احساسات کودک خودتان چگونه واکنش نشان می دهید. بسیار مهم است که در زمان عصبانیت جملات و حرفهای نامناسب، تند و زننده به کار نبرید. بهتر است به جای گفتن اینکه «تو من رو دیوونه می کنی» بگویید: «وقتی این کار را می کنی من عصبانی می شوم»؛ در این صورت کودک شما می فهمد که مشکل به رفتار او بر می گردد نه به خود او. از انتقاد بیش از حد خودداری کنید زیرا موجب می شود که کودک اعتماد به نفس خود را از دست بدهد.

بیشتر و پیشتر از هر چیز دیگر سعی کنید احساسات خودتان را نیز در نظر بگیرید. برخی از والدین احساسات منفی خودشان را در نظر نمی گیرند تا شاید بتوانند ناراحتی یا مشکلات کودکشان را کاهش دهند. اما پنهان کردن احساسات واقعی خودتان تنها موجب گیج شدن کودک می شود. مثلا در صورتی که به کودک بگویید که ناراحت هستید اما رفتار نامناسبی از خودتان بروز ندهید به کودک نشان داده اید که می توان شدیدترین احساسات را نیز به خوبی سرکوب کرد.

 

چگونه ‌کودکی باهوش تربیت کنیم؟

چگونه ‌کودکی باهوش تربیت کنیم؟

چگونه ‌کودکی باهوش تربیت کنیم؟

هر پدر و مادری به هوش فرزند خود افتخار می‌کنند. کافیست فرزندشان گوشه‌ای از توانایی ذهنی خود را به نمایش بگذارد که از نظر والدینش، بالاتر از سن وی و قوه ادراک همسالانش باشد تا والدین به قول معروف ذوق کنند و این هوش غیرعادی به نقل محافل مختلف تبدیل شود

مطلوبیت هوشی نزد افراد در جوامع امروزی با موفقیت‌های آینده پیوند دارد و این اعتقاد عمومی وجود دارد که باهوش‌ترها موفق‌ترند. آنان می‌توانند مدارج علمی و تحصیلی را براحتی و با سرعت بیشتر طی کنند، تحصیلات دانشگاهی داشته باشند، تخصص‌های مختلف پیدا کنند، زندگی اقتصادی بهتری داشته باشند و به واسطه هوش برتر و جایگاهی برتر داشته باشند. اگر نوابغ را استثناء کنیم هوش عموم افراد بیش از آن که ارثی و ژنتیکی باشد اکتسابی است. محققان 3 تا 11 سالگی را سن شکل‌گیری هوش برتر در افراد می‌دانند و معتقدند در صورتی که شرایط مختلفی برای افزایش ضریب هوشی یک کودک در محدوده این سن مهیا باشد وی فرد باهوشی خواهد بود. این شرایط برای والدین فرصتی پدید می‌آورد تا آنچه برای فرزندشان دوست ‌دارند و آرزو می‌کنند خود محقق سازند. توصیه متخصصان برای پرورش ذهنی کودک و افزایش بهره هوشی وی چنین است


ورزش و تحرک 

بزرگ‌ترها از این که فراغتی بیابند و دقایقی یا حتی ساعاتی یک جا بنشینند و وقت بگذرانند، لذت می‌برند. کودکان از این کار متنفرند و سوخت و ساز فعال بدن آنها اجازه چنین کاری نمی‌دهد. بالطبع کودکانی که به قدر کافی تحرک نداشته باشند یا از فعالیت بدنی بویژه برای بازی منع شوند بدن، روحیه و ذهن سالمی نخواهند داشت. بهتر است همزمان با سن تحصیل کودکان به فعالیت‌های ورزشی سبک، هدفمند و دائمی تشویق شوند. انرژی مصرف نشده در بدن کودکان به جای آن‌که مانند بزرگ‌ترها به افزایش قدرت ذهنی یا تمرکز فکری منجر شود، نقشی مخرب خواهد داشت. هنگامی هم که شرایط برای فعالیت ذهنی مهیا نباشد، از هوش و ذکاوت خبری نیست. عقل سالم در بدن سالم است


فراغت 

درس و تحصیل از سوی برخی والدین باعث شکوفایی فکر و روان فرزندان می‌شود. تعادل در درس خواندن موضوعی است که باید از سوی والدین به کودک آموخته شود. اصرار بر گرفتن نمره‌های درسی عالی و کامل می‌تواند فشار روانی شدیدی بر کودکی وارد کند که عملا وی را به ماشین درس خواندن و نمره آوردن تبدیل می‌کند. فراغت باید روزانه و ملموس باشد و با فعالیت‌هایی پر شود که کودک به انجام آنها علاقه‌مند باشد. بازی‌های فکری به‌تنهایی نیاز کودک به بازی را برطرف نمی‌کند و لازم است تنها بخشی از فراغت کودک را به خود اختصاص دهد


گروه دوستان 

برخلاف تصور عمومی که خلاقیت، هوش و نبوغ را محصول انزواطلبی یا قرین‌ آن می‌پندارد، باهوش‌ها روابط اجتماعی سالم‌تر و عمیق‌تری با سایرین بویژه گروه همسالان خود دارند. رابطه با دیگران و بازی‌های جمعی قدرت تصمیم‌گیری، درک مفاهیم و حل مشکلات را در کودک بالا می‌برد


آگاهی‌ها و اطلاعات 

اطلاعات، پایه دانش است و بالطبع افراد باهوش و خلاق، آگاهی‌های عمومی و اختصاصی بیشتری نسبت به سایرین دارند. این اطلاعات می‌تواند از طریق رسانه‌ها، بازی‌ها، مطبوعات، کتاب‌ها، صحبت‌های والدین و… به کودک منتقل شود. در این‌باره پیش از هر اقدامی لازم است علاقه کودکی به حوزه خاصی از آگاهی‌ها شناسایی شود. ممکن است کودکان به داستان‌های واقعی یا تخیلی، علوم ریاضی، نجوم، ادبیات، اطلاعات عمومی و… علاقه نشان دهند و خواهان دریافت آگاهی‌های مقدماتی در حوزه این رشته‌ها باشند


هنر 

موسیقی، نقاشی، خطاطی، هنرهای نمایشی، تجسمی و… رشته‌هایی هستند که نقش پرداختن به آنها در افزایش توان ذهنی کودکان اثبات شده است.در این باره باید موسیقی را هنری ویژه دانست. ریاضیات پایه و مایه اصلی موسیقی است و این هنر در حقیقت بیش از آن‌که با عواطف و احساسات سر و کار داشته باشد نزد هنرجو با تمرین و ورزیدگی ذهنی همراه است. بی‌دلیل نیست که موسیقی را ورزش ذهن نامیده‌اند


قدرت تصمیم‌گیری 

تحمیل اراده والدین به فرزند در همه زمینه‌ها و کارها نه‌تنها تصمیم‌گیری بلکه قدرت تصمیم‌گیری را از کودک می‌گیرد. هنگامی که کودکان احساس کنند برای انتخاب و تصمیم‌گیری مختارند ذهنشان فعال می‌شود و تلاش می‌کنند انتخابی درست داشته باشند. هرچند این انتخاب ممکن است اغلب برای به دست آوردن منفعتی آنی باشد که والدین آن را نمی‌پسندند. این‌که لباس کودک زرد باشد یا قرمز موضوعی نیست که والدین در آن دخالت کنند و باید به خود کودک سپرده شود. تصمیم‌گیری و سنجیدن انتخاب‌های متفاوت، موتور ذهن کودک را روشن می‌کند و تمایل وی به دانایی و زیرکی را افزایش می‌دهد


گفت‌وگو 

کلام آغاز اندیشه است. در میان هر بحث و گفت‌وگویی فکرهای جدید، ایده‌های تازه و روش‌های نوین کشف می‌شود. صحبت کردن با کودک درباره کارهایی که انجام داده، رفتاری که در مقابل دوستان و مربیان از خود نشان داده،‌ حرف‌هایی که به زبان آورده و آنچه به آن می‌اندیشد و باور دارد او را به قضاوت وامی‌دارد. علاوه بر آن به وی کمک می‌کند تا ذهنش را فعال سازد، نظر واقعی‌اش را بگوید، موضع بگیرد و تعاریف تازه ارائه دهد. صحبت والدین با فرزند درباره مسائل ساده و روزمره به وی آرامش عاطفی می‌بخشد و از شکل‌گیری عقده‌ها و هیجانات مخرب جلوگیری می‌کند.

چگونه کودکی شاد و خوشحال بزرگ کنیم؟

چگونه کودکی شاد و خوشحال بزرگ کنیم؟

چگونه کودکی شاد و خوشحال بزرگ کنیم؟

هر پدر و مادری که بهترین آرزوها را برای فرزندان خود دارند، همه تلاش خود را می کنند تا اطمینان حاصل نمایند که کودکانشان سالم هستند و در شرایط روحی و جسمی مناسبی بسر می برند. بسیاری از مادران ممکن است کارهای مهیج زیادی را برنامه ریزی کنند که می تواند تمام روز کودکان را پُر کند و به آنها ثابت کند که مادرشان بدون قید و شرط به آنها علاقه دارد. با این حال مانند بسیاری دیگر از والدین دغدغه اصلی این است: آیا کودکان من واقعا شاد و خوشحال هستند؟

ممکن است دانستن اینکه چه چیزی کودکان را شاد و خوشحال می کند شما را شگفت زده کند. متخصصان رشد کودک که در این زمینه تحقیق می کنند می گویند: “شادی” چیزی نیست که شما بتوانید مثل یک هدیه زیبا با کاغذ کادوی جذاب به کودک خود “بدهید”. یک روانشناس و نویسنده کتاب «شادی بزرگسالان و ریشه های آن در دوران کودکی» می گوید: در واقع کودکان والدینی که در به دست آوردن دل آنها بیش از حد افراط کرده باشند (مثلا کوهی از اسباب بازی برای آنها خریده باشند یا اینکه جلوی بروز هرگونه ناراحتی عاطفی را در آنها گرفته باشند) به احتمال زیاد در دوران نوجوانی خسته، عیبجو و غمگین (بدون شادی و خوشحالی) خواهند بود. وی با تاکید بر اینکه «باید به کودکان کمک کرد تا برخی ابزارهای روحی و درونی را در خود ایجاد کنند که بتوانند در تمام طول عمر به آنها اعتماد کرده و از آنها استفاده کنند» می گوید: بهترین عواملی که می توانند نشانه شاد بودن فرد باشند درونی هستند نه بیرونی.

البته نکته مهم این است که لازم نیست شما یک متخصص در زمینه روانشناسی کودکان باشید تا بتوانید هوش و قوه درونی آنها را به قدری تقویت کنید که بتوانند فراز و نشیبهای زندگی را تحمل کنند. با کمی حوصله و انعطاف پذیری، هر پدر و مادری می تواند زمینه های یک عمر شادی را برای کودک خود فراهم کند.

یاد بگیرید که نشانه ها را به خوبی درک کنید

به احتمال زیاد کودک شما می تواند غم یا شادی خود را به خوبی به شما نشان بدهد. وقتی شما به خانه برمی گردید یک لبخند بزرگ بر روی صورت او می نشیند؛ و هنگامی که نتواند عروسک محبوبش را پیدا کند با بغض گریه می کند. اما شاید شما هنوز هم نتوانید تشخیص دهید که آیا او در مجموع شاد و راضی هست یا خیر؟ نشانه های این مورد معمولا واضح هستند: یک کودک شاد و خوشحال می خندد، بازی می کند، از خود کنجکاوی نشان می دهد، به ارتباط با سایر بچه ها علاقه نشان می دهد و به تحریک و تهییج دائمی نیاز ندارد. برعکس نشانه های خوشحال نبودن کودک نیز واضح هستند؛ این کودک خجالتی و ساکت است، کم غذا می خورد، دوست ندارد به جمع کودکان دیگر بپیوندد، بازی نمی کند، سوال نمی پرسد، نمی خندد یا لبخند نمی زند و بسیار کم صحبت می کند.

البته اگر کودک شما ذاتا خجالتی یا درون گرا باشد بدین معنا نیست که شاد و خوشحال نیست. خجالتی بودن به هیچ وجه مساوی با غمگین بودن نیست؛ اما شما باید بیشتر سعی کنید تا بتوانید نشانه های هر کدام از این حالتها را به خوبی بفهمید. شما باید مراقب تغییرات عمده رفتاری در کودک خود (مانند منزوی شدن یا ترسیدن دائمی و بیش از حد) باشید؛ زیرا این نشانه ها ممکن است بیانگر آن باشند که کودک مشکلاتی دارد که شما باید به آنها توجه کنید.

را که کودکان برای ابراز احساساتشان نشانه های فطری را مورد استفاده قرار می دهند. شما هم می توانید این نشانه ها را در کودک خود تشخیص دهید. دو نشانه از این مجموعه یعنی “علاقه” و “لذت بردن” مثبت هستند؛ اما نشانه های منفی از جمله “اضطراب” “خشم” و “ترس” در مورد کودکان غمگین صدق می کنند.

اکثر والدین می فهمند کودکی که دائما دچار ترس بی دلیل یا بیش از حد است و به سادگی آشفته یا مضطرب می شود نمی تواند یک کودک شاد و خوشحال باشد؛ اما بسیاری از والدین متوجه نیستند که یک کودک عصبانی در واقع غم و ناراحتی خود را ابراز می کند. صرف نظر از سن، عصبانیت را می توان نتیجه اضطراب بیش از حد دانست. هنگامی که کودک شما برادرش را می زند یا اسباب بازیهایش را به این طرف و آن طرف پرتاب می کند در واقع بیش از حد توانش مضطرب است.

احتمالا کودک شما می تواند هنگامی که دچار مشکلات حادی است با شیوه های مخصوص به خودش این مطلب را به شما انتقال بدهد. برخی کودکان ممکن است از سکوت استفاده کنند و برخی دیگر ممکن است بداخلاقی کنند یا به شما بچسبند و شما را رها نکنند. هرچه بیشتر با اخلاق و مزاج کودک خود آشنا بشوید شناسایی نشانه های مشکلات احتمالی کودک در دنیای خودش برای شما آسانتر خواهد شد. برای دریافت اطلاعات بیشتر پیرامون اخلاق و مزاج کودک خود به مقاله “آیا کودکان شاد به دنیا می آیند؟” مراجعه کنید.

موقعیت شوخی و تفریح را فراهم کنید

هرچند تفریح و بازی دائمی یا خوردن بستنی به جای شام آرزوی همه کودکان است اما عاملی که می تواند موجب به وجود آمدن بیشترین شادی برای کودک شود، در دسترس تر و بدیهی تر است؛ آن عامل خود شما هستید! توجه به این نکته مهمترین مرحله برای شاد کردن کودک است. با آنها ارتباط برقرار کنید؛ با آنها بازی کنید. اگر شما با آنها تفریح کنید آنها هم واقعا تفریح می کنند. اگر شما بتوانید فضایی فراهم کنید که فرزند شما در دوران کودکی در ارتباط و دلبسته به والدین باشد، بهترین گام را برای تضمین شادی کودک خود برداشته اید.

بازی می تواند موجب شادی شود اما همچنین کودک شما از طریق بازی مهارتهای ضروری برای شادی در دورانهای بعدی زندگی اش را فرا می گیرد. بازیهای ساخت نیافته، که به کودک امکان تعیین یا انتخاب جزئیات بازی را می دهند، او را قادر می سازند تا آنچه را دوست دارد کشف کند. مثلا او می تواند با بلوکهای اسباب بازی یک بُرج بسازد؛ با عروسکهایش بیمارستان بازی کند و این بازیها نهایتا می تواند او را به سمت حرفه و شغلی راهنمایی کند که برای او مانند یک بازی مادام العمر و سراسر تفریح و شادی باشد. در واقع کلاسهای موسیقی، ورزشهای منظم و دیگر فعالیتهای ساخت یافته و پرمحتوا را نمی توان “بازی” دانست. کودکان هنگامی “بازی” می کنند که بتوانند ابتکار داشته باشند، بسازند و رویاپردازی کنند.

به کودک کمک کنید تا استعداد خود را پرورش دهد

نسخه ای که برای ایجاد شادی مادام العمر تجویز می شود یک نکته حیرت آور دارد: افراد شاد کسانی هستند که یک مهارت را به خوبی فرا گرفته اند. به عنوان مثال هنگامی که کودک در حال تمرین پرتاب توپ به سمت شما است از خطاهایش یاد می گیرد، نظم و تداوم و سماجت را فرا می گیرد و نهایتا از موفقیتی که ناشی از تلاش خودش است لذت می برد.

همچنین اطرافیان نیز موفقیت او را تشویق و تائید می کنند؛ که این نیز دستاورد دیگری برای کودک است. مهمتر از همه اینکه کودک فرا می گیرد که تا حدی بر زندگی خودش کنترل دارد: اگر او تلاش کند تا کاری را انجام دهد، می فهمد که نهایتا با اصرار و تداوم می تواند موفق شود و این موفقیت رضایتمندی را برای او به ارمغان می آورد. تحقیقات نشان می دهند که این احساس کنترل بر زندگی از طریق دستیابی به یک مهارت عامل مهمی در شادی و خوشحالی در دوران بزرگسالی است.

کارشناسان اخطار می دهند که کودکان (همانند بزرگسالان) باید به دنبال علایق خودشان بروند وگرنه از موفقیتهای خود لذت نخواهند برد و این موفقیتها موجب بروز شادی و خوشحالی در آنها نخواهد شد. مادر دو کودک می گوید که اولین علاقه پسر سه ساله اش ساخت و ساز است! او می گوید: «پسرم دوست دارد هم خودش یک چیزی بسازد و هم در ساختن چیزهای ساده به پدرش کمک کند. این کار موجب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند. ما سعی می کنیم به او کمک کنیم تا بر روی استعداد ذاتی خودش متمرکز شود که در این صورت می توانیم بگوییم واقعا خوشحال و شاد است».

کودکان شاد در بدنهای سالم زندگی می کنند

خواب کافی، ورزش و رژیم غذایی مناسب در سلامتی هر کس (خصوصا کودکان) اهمیت دارند. کودکان به طور طبیعی زیاد ورزش می کنند: در صورتی که زمان کافی در اختیار کودک خود قرار دهید تا در حیاط خانه یا پارک بدود، اخلاقش هم بهتر می شود. همچنین بهتر است به ساختار روحی و شخصیتی کودک خود نیز توجه کنید: هرچند برخی از کودکان آسان گیرند، اما برخی دیگر تنها زمانی شاد هستند و پیشرفت می کنند که برنامه منظمی داشته و بدانند در طول روز چه کارهایی باید انجام دهند.

همچنین ممکن است بخواهید بین مصرف یک غذای خاص و اخلاق کودکتان ارتباط برقرار کنید. برخی از والدین متوجه می شوند که هرچند مصرف شکر موجب می شود که انرژی کودک تا حد زیادی افزایش پیدا کند اما ممکن است موجب نوسانات اخلاقی یا رفتارهای پرخاشگرانه نیز شود. پس حساسیتهای غذایی نیز ممکن است در رفتار و اخلاق کودک شما نقش بازی کنند.

اجازه دهید با مشکلاتشان بجنگند

اما شما خواهید گفت: «من وظیفه دارم که کودکم را شاد کنم. آیا نباید سعی کنم که همه شرایط را به بهترین نحو برای او فراهم کنم؟». در واقع این حرف یک اشتباه بزرگ از سوی والدینی است که به کودک خود علاقه داشته و نیت خیر دارند.

والدین دائما سعی می کنند تا شرایط بهتری را برای کودک خود فراهم کرده و آنها را دائما شاد نگه دارند. اما این کار واقع بینانه نیست. سعی نکنید به محض بروز مشکل دخالت کرده و آن را برطرف کنید. کودکان باید یاد بگیرند که برخی مشکلات یا ناراحتی ها را تحمل کنند. بگذارید با مشکلاتش بجنگد و خودش چیزهای مختلف را کشف کند زیرا این کار موجب می شود کودکان نحوه برخورد با مشکلات را یاد بگیرند.

اگر کودکان بتوانند محدوده مشخصی از تجارب، حتی برخی تجارب سخت یا ناامیدکننده، را به صورت فردی و شخصی کسب کنند به آنها کمک می کند تا منبعی از تواناییهای درونی را به دست آورند که نهایتا آنها را به سمت شادی و خوشحالی هدایت خواهد کرد. دست و پنجه نرم کردن با مشکلات (مثلا چهار دست و پا راه رفتن برای یک کودک هفته ماهه یا عمل تفریق برای یک بچه هفت ساله) و حل موفقیت آمیز آنها موجب می شود که کودکان در برخورد و حل مشکلات خود ورزیده تر شوند.

البته این بدان معنا نیست که کودکان نباید هرگز از دیگران کمک بخواهند، اما نقش شما این است که به آنها کمک کنید تا راه حل را پیدا کنند نه اینکه مستقیما راه حل را در اختیار آنها قرار دهید. یادگیری نحوه برخورد با مشکلات و فشارهای اجتناب ناپذیر زندگی یک نکته بسیار مهم برای شادی و خوشحالی کودک در آینده است.

به دست آوردن احساس استقلال و اعتماد به نفس توسط کودک منجر به افزایش احترام به خود و شادی در او خواهد شد. یکی از راههایی که می توانید با آن به کودک خود کمک کنید تا استقلال و اعتماد به نفس به دست بیاورد این است که او را وادار کنید چند بار در روز و هر بار به مدت 10 تا 15 دقیقه به تنهایی بازی کند.

اجازه دهید بعضی وقتها ناراحت یا عصبانی باشند

هنگامی که در یک جشن تولد کودک شما یک گوشه می ایستد و کز می کند ممکن است واکنش طبیعی شما این باشد که او را به پیوستن به جمع شاد مهمانها ترغیب یا وادار کنید. اما مهم است که به او اجازه دهید تا بعضی وقتها ناراحت باشد. وقتی کودک با عدم پذیرش توسط دیگران مواجه می شود، به یک جشن تولد دعوت نمی شود یا چون چیزی را که می خواسته به دست نیاورده است و ناراحت می شود، برخی از والدین فورا نگران می شوند و سعی می کنند با اقدامی عجولانه مشکل کودکشان را بسرعت برطرف کنند.

اما کودکان باید بدانند که اگر بعضی وقتها ناراحت باشند احساسشان کاملا طبیعی است؛ در واقع ناراحتی هم بخشی از زندگی است. اگر ما به عنوان والدین تلاش کنیم تا همه ناراحتیها را از بین ببریم در واقع این پیام را به کودک می دهیم که: “نباید ناراحت باشی. ناراحت بودن یک اشتباه است”. در صورتی که ما در زندگی واقعی می بینیم که احظاتی وجود دارد که از صمیم قلب غمگین می شویم یا شاید خشمگین باشیم. ما باید به آنها اجازه دهیم که احساسات مختلفشان را تجربه کنند؛ و غم و خشم نیز بخشی از این احساسات هستند.

شما می توانید به کودک خود کمک کنید تا برای هر یک از احساساتش یک اسم مناسب انتخاب کند تا بتواند در مورد احساسات مختلف صحبت کند. حتی اگر کودک شما هنوز حرف نمی زند شما می تواند چند عکس از صورتهای افراد مختلف به او نشان داده و از او بپرسید که کدام عکس احساسی مشابه با او را نمایش می دهد. کودکان کلمات عاطفی مانند “خوشحال” یا “عصبانی” را به سرعت یاد می گیرند. هنگامی که آنها بتوانند بین این کلمات و احساسات خودشان ارتباط برقرار کنند توانایی بسیاری زیادی برای درک و مدیریت احساسات خود پیدا خواهند کرد.

اگر کودک عصبانی باشد اما علت عصبانیتش را نداند، برایش بسیار ترسناک خواهد بود. بنابراین اگر وقتی بداخلاقی می کند یا دیگران را می زند به او بگوییم «می دانم که خسته یا عصبانی هستی» در نتیجه کودک یاد می گیرد که احساساتش را بشناسد و آنها را نامگذاری کند. آنگاه می توانیم به او یاد بدهیم که به جای زدن دیگران از کلمات استفاده کرده و حرف بزند.

واکنش شما نسبت به احساسات منفی کودک نباید شدید و بیش از حد باشد. اگر کودکان بواسطه بروز برخی موارد در محیط اطرافشان حساسیت بیش از حد، وابستگی شدید به والدین یا عصبانیت از خود بروز بدهند کاملا طبیعی است؛ اما این را نمی توان و نباید غم و غصه نامید.

برای کودک خود یک الگوی مناسب باشید

تحقیقات نشان می دهند که خلقیات و مزاج شما می تواند به کودکتان نیز منتقل شود؛ اما این انتقال صرفا از طریق ژنها صورت نمی گیرد بلکه توسط رفتارها و روش تربیت کودک توسط شما صورت می پذیرد.

خواه بد و خواه خوب، کودکان معمولا خلقیات و روحیات والدین خود را اکتساب می کنند. حتی نوزادان نیز مدل روحی والدین خود را تقلید می کنند که در واقع مسیرهای عصبی خاصی را در آنها فعال می کند. به عبارت دیگر وقتی شما می خندید کودک شما نیز می خندد و می توانید تصور کنید که چند عصب خاص در مغز او برای خندیدن ساخته می شوند. اما بهتر است صادق باشید: کودک شما می تواند احساسات شما را از روی رفتارهایتان درک کند. اگر شما از چیزهای کوچک لذت ببرید و بگویید که مدیون چه کس یا چه چیز هستید می توانید یک مدل مثبت و مناسب برای کودک خود باشید.

شما می توانید به کودک خود کمک کنید تا نیمه پر لیوان را ببیند نه نیمه خالی آن را. مثلا اگر باران آنقدر شدید است که نمی توانید به پارک یا شهربازی بروید، می توانید به فرصت مناسبی که برای پختن کیک یا کلوچه پیش آمده است اشاره کنید. می توانید به کودکانتان بگوئید: «خوشحال باشید برای آنچه که دارید به جای آنکه ناراحت باشید برای آنچه که ندارید». یک صحبت ساده قبل یا بعد از دعا هنگام شام می تواند فرصت مناسبی برای تک تک اعضای خانواده (حتی کودک شما) باشد تا بگویید که بهترین اتفاقی که در این روز برای شما افتاده است چه بوده است.

هر وقت بیش از حد مضطرب باشید کودکان شما به سرعت واکنش نشان می دهند. آنها ممکن است ساکت شوند و یک گوشه کز کنند. ممکن است با صحبت کردن با شما به همان روشهایی که شما به آنها آاموخته اید بخواهند شما را خوشحال کنند. بنابراین دقت کنید که چه رفتاری را برای کودکان تان به نمایش می گذارید.

اما لازم نیست که احساسات منفی تان را مخفی کنید. شما می توانید به کودکتان نشان دهید که از اینکه گلدان زیبا و محبوبتان را شکسته اید ناراحتید. اگر اضافه کنید که می توانید یک گلدان بزرگتر بخرید، هم به او یاد داده اید که ناراحتی بخشی از زندگی است و هم روش پیدا کردن راه حلهای مناسب را آموزش داده اید.

با این حال اگر دائما حس می کنید که مضطرب یا افسرده هستید بهتر است به دنبال کمک بروید. والدینی که مدت زیادی افسرده باشند در اغلب موارد نمی توانند نظم و انضباط را به خوبی رعایت کنند یا نمی توانند به اندازه کافی کودکان خود را تشویق کرده و با آنها بازی و تفریح کنند. همه این موارد می توانند به بروز مشکلات عاطفی در کودکان منجر شوند.

به آنها یاد بدهید که کارهای خوب انجام دهند

با بزرگتر شدن کودک او می تواند یاد بگیرد که کمک به دیگران چقدر می تواند برای خودش ارضاکننده باشد. تحقیقات نشان می دهند افرادی که در زندگی کارهای خوب انجام می دهند کمتر احساس افسردگی می کنند. انجام کارهای خیر و کمک به دیگران می تواند بخشی از زندگی خانوادگی باشد. حتی کودکان نیز می توانند از این نکته درس گرفته و بهره ببرند.

شرکت دادن کودکان در جشن های نیکوکاری یا جمع آوری لوازم و اغذیه برای آسیب دیدگان بلایا می تواند بعنوان یک سنت خانوادگی درآید. حتی کمک کردن در کارهای منزل مانند گذاشتن لباسهای کثیفش در سبد لباسها می تواند این احساس را به کودک منتقل کند که او هم دارد به دیگران کمک می کند.

سمبوسه پنیر برای بچه ها

سمبوسه پنیر برای بچه ها

سمبوسه پنیر برای بچه ها

 مواد لازم
*
پنیر سفت: ۱ لیوان
*
مغز گردوی خرد شده: نصف لیوان
*
نعناع خرد شده: به مقدار لازم
*
نان لواش: به مقدار لازم
 
طرز تهیه:
ابتدا در ظرفی پنیر را با نعنای خرد شده و مغزگردو مخلوط می‌کنیم. سپس نان‌ها را مستطیل شکل از طول می‌بریم.
سپس نان را به صورت سمبوسه در می‌آوریم و کمی از مواد را داخل سمبوسه می‌ریزیم. کمی آرد خمیر می‌کنیم و سمبوسه را می‌بندیم و در روغن سرخ می‌کنیم.
سمبوسه‌ها را در صافی می‌ریزیم تا روغن آن برود. سپس سمبوسه‌ها را در عسل می‌زنیم تا تمام سطح سمبوسه به آن آغشته شود و در ظرف می‌چینیم. از این سمبوسه می‌توانیم برای صبحانه نیز استفاده کنیم.