افزایش اعتماد بنفس در کودکان

افزایش اعتماد بنفس در کودکان

افزایش اعتماد بنفس در کودکان

 کودکانی که نسبت به خودشان احساس خوبی دارند، به هنگام رویارویی با تضادها و اختلافات، بسیار راحت‌تر اوضاع را درک کرده و کنترل همه‌چیز را در دست می‌گیرند و در برابر فشارهای منفی، مقاومت نشان می‌دهند. کودکانی که اعتماد به نفس دارند، ظاهراً همیشه آماده لبخند زدن هستند و از زندگی لذت بیشتری می‌برند. آنها واقع‌بین هستند و دید مثبتی به زندگی دارند. در عوض، کودکانی که اعتماد به نفس پایینی دارند، فوراً با تعارض‌ها و اختلافات دچار نگرانی و ناامیدی می‌شوند؛ نسبت به خودشان دیدگاه منفی داشته و اغلب در یافتن راه‌حلی برای مشکلات، عملکرد ضعیفی دارند. آنها در مورد خود افکار منفی دارند؛ مثلاً می‌گویند: «من خوب نیستم»، «من هیچ کاری را نمی‌توانم به خوبی انجام دهم.» معمولاً بی‌اراده، اثرپذیر و افسرده هستند و در مقابله با یک اتفاق جدید اولین پاسخ‌شان «من نمی‌توانم» است. اما شما به عنوان پدر و مادر می‌توانید مهم‌ترین نقش را در رشد اعتماد به نفس سالم کودک خود داشته باشید؛ در حالی که گاهی از این مساله غافل هستید. 

اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس مجموعه‌ای از باورها و احساساتی است که هر فرد نسبت به خودش دارد؛ یعنی «فهم خود». مقوله اعتماد به نفس از نخستین سال‌های زندگی هر فرد شروع می‌شود. وقتی که یک کودک نوپا تازه شروع به راه رفتن می‌کند، بارها و بارها به زمین می‌خورد؛ ولی هرگز دست از تلاش برنمی‌دارد تا نهایتاً موفق به راه رفتن می‌شود و به همین ترتیب اولین دیدگاهش راجع به توانایی‌هایش شکل می‌گیرد. اعتماد به نفس را می‌توان ترکیبی از احساس توانایی و احساس دوست داشته شدن نیز تعریف کرد. کودکی که از دست یافتن به چیزی احساس شادی می‌کند، اگر احساس دوست داشته شدن نداشته باشد، اعتماد به نفس پایینی خواهد داشت و بالعکس کودکی که احساس دوست داشته‌ شدن دارد ولی در مورد توانایی‌هایش دچار شک و تردید است نیز اعتماد به نفس پایینی دارد. اعتماد به نفس وقتی پیش می‌آید که این دو مورد در تعادل باشند.

 
یک الگوی مثبت باشید

اگر شما با خودتان به‌تندی برخورد کنید، بدبین باشید، توانایی‌های خود را باور نداشته باشید و … کودک شما نیز در آینده آیینه خودتان خواهد شد. ابتدا اعتماد به نفس خود را پرورش دهید تا کودک‌تان یک الگوی خوب در این زمینه داشته باشد.

 
خودانگیز و خونگرم باشید

دوست داشتن و عشق شما اعتماد به نفس کودک‌تان را رشد می‌دهد. در آغوش کشیدن او و گفتن عباراتی مثل «من به تو افتخار می‌کنم»، تعریف و تمجیدهای درست و بجا بدون زیاده‌روی کردن، بر روح و جان کودک اثر گذاشته و موجب رشد باورها و اعتماد به نفس او خواهد شد.

 
به کودک خود کمک کنید تا تجربیات سازنده و مفید داشته باشد

فعالیت‌هایی که کودکان را به کار گروهی تشویق کرده و حس همکاری را در آنها پرورش می‌دهد، به رشد اعتماد به نفس آنها نیز کمک می‌کند. اگر فکر می‌کنید که اعتماد به نفس کودک‌تان بسیار کم است و در آینده برایش مشکل‌ساز می‌شود، بهتر است از یک متخصص کمک بگیرید. مشاوران خانواده روی این مساله کار و سعی می‌کنند با ریشه‌یابی تمام مواردی که احساس و باور منفی کودک را ایجاد کرده‌اند، نگرش او را نسبت به خود و دنیای پیرامونش تغییر داده و مثبت کنند.

 
ایجاد حس امنیت در محیط گرم خانوادگی

کودکانی که احساس امنیت نمی‌کنند، رفتارهای تندخویانه و بدی از خود نشان می‌دهند و اغلب اعتماد به نفس پایینی دارند. کودکی که همیشه شاهد نزاع و بی‌حرمتی‌های والدینش است، غمگین و افسرده و در مدرسه دچار مشکلات رفتاری می‌شود.

 
نشانه‌های اعتماد به نفس سالم و ناسالم

اعتماد به نفس در کودکان در حال رشد مرتباً در حال نوسان است؛ زیرا تحت تاثیر تجربیات و باورهای جدید آنها تغییر می‌کند. کودکانی که اعتماد به نفس‌شان کم است، تمایل به شرکت در کارهای گروهی و انجام کارهای جدید ندارند و در مورد خودشان همیشه منفی حرف می‌زنند: «من احمقم»، «من هیچ‌وقت چیزی یاد نمی‌گیرم» و «هیچ‌کس به من توجهی ندارد» آنها در ناکامی‌ها تحمل کمتری از خود نشان می‌دهند، سریع منصرف می‌شوند و همه چیز را به شخص دیگری واگذار می‌کنند. در مقابل، کودکانی که اعتماد به نفس سالم دارند، از تعامل با دیگران لذت می‌برند، در اجتماع راحت‌ترند، از فعالیت‌های گروهی لذت می‌برند، وقتی که تضادها اوج می‌گیرند، به راحتی راه‌حلی می‌یابند و بدون تحقیر و کوچک کردن خودشان و دیگران، ناخشنودی و شکایت و اعتراض خود را نشان می‌دهند. مثلاً به جای آنکه بگویند: «من احمقم و چیزی را نمی‌فهمم» می‌گویند: «من این قسمت را متوجه نشدم» آنها نقاط قوت و ضعف خود را می‌شناسند و خود را با تمام نقاط قوت و ضعف‌شان قبول دارند. این کودکان غالباً خوشبین هم هستند. اما پدر و مادرها در این زمینه چه نقشی دارند و چگونه می‌توانند اعتماد به نفس کودک‌شان را رشد دهند؟  کودکان به حرف‌ها و گفته‌های شما توجه بسیاری دارند

کودکان نسبت به الفاظ و کلماتی که پدر و مادرشان به کار می‌برند، بسیار حساسند. به خاطر داشته باشید که کودک‌تان را نه فقط در هنگام موفقیت، بلکه تلاش خوب او را نیز تشویق و تقدیر کنید؛ اما در این کار صادق باشید و هرگز با اغراق و مبالغه باورهای غلط به آنها ندهید.

 
باورهای نادرست کودک خود را شناسایی کنید

بسیار مهم است که باورهای بی‌معنی و غیرمنطقی کودک‌تان را در مورد خودش شناسایی کنید. حتی اگر این باورهای غیرعقلانی راجع به کامل بودن، جذابیت و توانایی‌های او نیز باشد. به کودک خود کمک کنید تا در این زمینه به استانداردهای درستی برسد و در ارزیابی خود واقع‌بین باشد. درک و احساس نادرست از خود می‌تواند کم‌کم در باورهای کودک ریشه بدواند و مثل حقیقت برایش جلوه کند. مثلاً کودکی که در مدرسه شاگرد بسیار خوبی است ولی در ریاضیات ضعیف است، می‌گوید: «من ریاضیات را نمی‌فهمم و شاگرد بدی هستم» این دیدگاه و طرز فکر نه تنها اشتباه است، بلکه باور غلطی است که در آینده زمینه شکست‌ها و ناکامی‌ها را برای کودک فراهم می‌آورد. بنابراین باید کودکان را تشویق کنیم تا واقع‌بین باشند.

 

آماده سازی کودکان برای رفتن به مدرسه و جدایی از والدین

آماده سازی کودکان برای رفتن به مدرسه و جدایی از والدین

آماده سازی کودکان برای رفتن به مدرسه و جدایی از والدین

 اعتماد به نفس کودک را تقویت کنید

برقراری ارتباط اجتماعی با سایر کودکان مهارتی است که باید گام به گام آموخته شود و بعضی از کودکان راحت تر از سایر کودکان نحوه برقراری ارتباط اجتماعی را پیدا می کنند. اگر والدین بتواندد قبل از ورود کودک به دبستان یا پیش دبستان کودک را با نظریه اشتراک گذاری و رعایت حقوق دیگران آشنا کندد، او تمام تجربیات لازم را کسب کرده و احساس دلهره را در او از بین می رود. روز اول از کودک توقع زیادی نداشته باشید. بچه ها معمولاً تا سن 3 سالگی ترجیح می دهند به جای بازی با یکدیگر، در کنار هم بازی کنند. در این زمان والدین باید کاملا در کنار آنها بوده و از نزاع و مشاجره آنها بر سر اسباب بازی جلوگیری کنند. پیشنهاد می شود با مادرانی که کودکی هم سن کودک شما دارد ارتباط برقرار کرده و  یک گروه تشکیل دهید. این شیوه ی خوبی است تا نحوه برقراری روابط اجتماعی را به فرزند خود معرفی کنید.


ساعتی دور از والدین

چنانچه شما قبلا  کودک را با شخص دیگری مثل دوستان، اقوام  یا پدربزرگ و مادربزرگ تنها گذاشته باشید، دور ماندن او از والدین در مدرسه و پیش دبستان برایش راحت تر خواهد بود. سعی کنید تا برای مدت زمان کوتاهی از کودک دور بمانید. به طور مثال زمانی که به خرید می روید، سپس به تدریج  تا آنجائیکه احساس می کنید کودک تمام صبح یا بعد از ظهر بدون شما خوشحال است این مدت زمان را افزایش دهید. بیشتر کودکان دوست ندارند در روزهای اول با سرپرستان پیش دبستان یا دبستان تنها بمانند و این به آن علت است که با مربیان خود آشنائی ندارند اما به محض اینکه به منزل برمی گردند و درباره مربیان با شما صحبت می کنند، احساس غریبی و نا مانوس بودن با مربیان از بین می رود. 


از پیش دبستان دیدن کنید

زمانی که پیش دبستان مورد نظر را انتخاب می کنید، دفعه اول بدون آنکه فرزند خود را به همراه داشته باشید از مدرسه دیدن کنید. دفعه بعد، کودک را همراه با خود به مدرسه برده و عکس العمل او را نسبت به محیط  و سرپرستان و نحوه برقراری ارتباط با آنها تحت نظر بگیرید. 

تا آنجائیکه احساس می کنید فرزند شما به آشنا شدن با محیط نیاز دارد بازدید از مدرسه را ادامه داده و او را به دفعات متعدد به آنجا ببرید. بعضی از پیش دبستانیها به شما این اجازه را می دهند تا برای مدت کوتاهی کودک شما بدون حضور شما در مدرسه بماند و در این مدت عکس العمل او را ارزیابی می کنند. زمانی که از مدرسه به منزل برگشتید، با او درباره مدرسه، فعالیتهایی که در آنجا انجام داده است و  کودکان دیگری که در آنجا بودند به شکل مثبت صحبت کنید. درباره تمام نکاتی که احساس می کنید کودک درباره آنها نگرانی دارد با او وارد مذاکره شوید.


بیاموزید خودشان غذا بخورند

اگر در مدرسه قرار است ساعتی را به غذا خوردن کودکان اختصاص دهند، تحقیق کنید که به چه شکل غذا برای او سرو می شود و برای خوردن غذا آیا از قاشق، چنگال یا چاقو استفاده میشود. در منزل با کودک خود با استفاده از یک چنگال و قاشق کوچک و چاقو تمرین کنید. اما انتظار نداشته باشید تا به خوبی از عهده آن بربیاید. مطمئنا مربیان در این کار او را راهنمایی می کنند. پیشنهاد می شود درباره غذاهایی که کودک شما نسبت به آنها حساسیت داشته و یا علاقه ای به خوردن آنها ندارد با مربیان پیش دبستان صحبت کنید. 

نکاتی که در اولین روز باید به آنها توجه شود

والدین در اولین روز  مهدکودک و پیش دبستان دچار استراس و احساس نگرانی می شوند. به هر حال تلاش کنید تا خود را خوشحال نشان دهید. کودکان به راحتی متوجه احساس دلهره شما می شوند و این احساس به آنها نیز منتقل می شود.

–  زمانی که کودک را به مدرسه می برید زمان برگشتن خود را برای او مشخص کنید. سعی نکید زمانی که می خواهید کودک را ترک کنید او را با جملاتی مانند اینکه ” مامان فقط میره با ماشین یک دور و بزنه ” گول بزنید.

به فرزند خود تاکید کنید که بعد از ساعت نهار یا بعد از ساعت خوراکی خوردن و یا هر زمانیکه مدرسه تمام می شود برمی گردید.

شماره های قابل دسترس خود را در اختیار مربیان قرار دهید تا در مواقع ضروری یا بروز یک مشکل با شما به راحتی تماس بگیرند.

چنانچه کودک شما گریه می کند و اجازه نمی دهد شما او را ترک کنید، از مربیان کمک بخواهید. در بیشتر موارد، در روزهای اول مربیان از شما می خواهند تا برای مدت زمان کوتاهی در مهد یا مدرسه در کنار فرزند خود بمانید. 

زمانی که از فرزند خود خداحافظی می کنید، سعی کنید تا نگرانی خود را بروز ندهید. اگر احساس نگرانی می کنید و یا اینکه مشکلی دارید با مربیان تماس بگیرید. اما بهتر است بگوییم بیشتر کودکان از هیجان این تجربه جدید لذت می برند. 

بعضی از کودکان حتی پس از گذشت چند هفته از ماندن در مهدکودک یا دبستان احساس نگرانی می کنند. نگران نباشید و به خاطر این موضوع خود را سرزنش نکنید. به خاطر داشته باشید که کودکان منحصر به فرد هستند و  فرزند شما در نهایت به این مسئله عادت می کند. همچنین می توانید از راهنمایی هایی که در این زمینه شده است استفاده کنید. 

از مربی و سرپرست کودک بپرسید پس از آنکه فرزند خود را در مهد کودک یا مدرسه رها کردید چه اتفاقی افتاد، آیا او همچنان بیوقفه به گریه کردن خود در طول جلسه ادامه داده است یا اینکه فعالیتی در طول جلسه صورت گرفته است که باعث ناراحتی کودک شده است.

کودک را یکباره در مهدکودک یا دبستان ترک نکنید سعی کنید به تدریج زمان جلسات را افزایش دهید  در هفته اول اجازه دهید او فقط به مدت 30 دقیقه  در مهد یا پیش دبستان بماند. در هفته های بعدی این زمان را افزایش دهید تا جائیکه مطمئن شوید او قادر خواهد بود تمام مدت یک جلسه بدون شما در دبستان یا مهد بماند. 

سعی کنید در جلسه اول کنار فرزند خود باشید و زمانی که احساس می کنید او شیفته انجام فعالیت شده است کمی از او  دور شوید اما اتاق را به طور کامل ترک نکنید. 

از سایر کودکان گروه بخواهید تا فرزند شما را به بازی کردن با آنها تشویق کنند. در هنگام خداحافظی خیلی در مدرسه باقی نمانید تردید شما برای رفتن از مدرسه ممکن است شرایط را برای کودک سخت تر کند. 

از فرزند خود درباره فعالیتی که در مهد یا پیش دبستان انجام داده است صحبت کنید. چه زمان صبحانه خورده اند. بعد از صبحانه چه کاری انجام داده اند. بنابراین شما می توانید سطح انتظار خود از آنها را بعد از رفتن به مدرسه برای آنها مشخص کنید.

شب قبل از روز شروع مدرسه  از فرزند خود بخواهید چنانچه سوالی در این زمینه دارد از شما بپرسد 

سعی کنید با مربی یا معلم فرزند خود پیوسته در تماس باشید. این کار می تواند در موفقیت و رشد پرورش او موثر باشد. 

با خرید لوازم تحریر و لوازم مورد نیاز مهدکودک و دبستان اوقات خوشی را برای او فراهم کنید. اجازه دهید لوازم تحریر را به سلیقه خودش انتخاب کند.

اهمیت نقش والدین در شکل‌گیری شخصیت فرزندان

اهمیت نقش والدین در شکل‌گیری شخصیت فرزندان

اهمیت نقش والدین در شکل‌گیری شخصیت فرزندان

انسان از بدو تولد و حتی قبل از آن مراحل مختلفی را پشت سر می‌گذارد و در هر مرحله با مشکلات و مصائب و مسلماً لذت‌هائی روبه‌رو می‌گردد.

مؤثرترین دوره در شکل‌گیری شخصیت انسان، سال‌های اولیه عمر اوست و بزرگ‌ترین معلمان او در این دوره والدین می‌باشند. پس بر ماست که خود را برای آماده ساختن کودکانمان تجهیز کنیم. تجهیز ساختن خود، جزء به یاری مطالعه و تجربه ممکن نخواهد شد و بهترین انگیزه برای این آمادگی، دانستن اهمیت نقش والدین در شکل‌گیری شخصیت کودکان است.

کودک مانند آئینه‌ای است که آنچه را به آن تابانده شود نشان خواهد داد. پس همان‌گونه که والدین افسرده ممکن است کودک افسرده تربیت کنند، والدین سلامت هم کودک سلامت تربیت خواهند کرد، ولی از آنجائی‌که اکثریت آدمیان کاستی‌هائی دارند، باید راه‌هائی را بیاموزیم که این کاستی‌ها را به فرزندانمان منتقل نکنیم. از جمله توصیه‌هائی که می‌توان در این زمینه ارائه داد عبارتند از:

مواظب باشیم مشکل خویش را به کودکان نسبت ندهیم.

در خانواده‌هائی که زوجین مشکل زناشوئی دارند، دیده می‌شود بچه را به‌عنوان فرد دارای مشکل معرفی می‌کنند. چرا که:

1) اولاً گفتن این‌که بچه مشکل دارد راحت‌تر است تا این‌که بگوئیم من مشکل دارم.

2) ثانیاً چون والدین خود را قوی‌تر از فرزندشان می‌بینند، در صورتی‌که وی دچار مشکل باشد می‌توانند به او کمک کنند و خود را در مسند قدرت ببینند، ولی اگر بپذیرند که خود دارای مسئله‌اند از دریافت کمک محروم خواهند شد.

3) ثالثاً کودک در برابر گفته‌های والدین هیچ دفاعی از خود نمی‌کند!

رعایت کردن حق همسر و احترام گذاشتن به او در حضور فرزندان

چرا که هر یک از والدین تعیین کننده نگرش کودک نسبت به والد دیگر هستند.

مشخص کردن مرزهای بین اعضاء خانواده و وظایف آنان.

در گذشته این نقش‌ها و وظایف تعریف شده بود. مثلاً پدر به‌عنوان نان‌آور خانواده، ولی امروزه به‌دلیل تغییر ساختار جوامع وظایف اعضاء خانواده باید دوباره تعریف شوند تا به‌ویژه از سردرگمی و تشویش کودکان در خانواده جلوگیری شود.

تعیین انتظارات والدین از فرزندان و معیارهای اخلاقیشان برای قضاوت.

مهم است که کودکان بدانند رفتارهای قابل قبول و غیرقابل قبول از دید والدین کدامند و نکته دیگر این‌که باید موضع هر دو والد در قابل این رفتارها یکسان باشد یعنی هر دو یک رفتار را بد یا خوب بدانند.

اگر فرزندمان کار ناشایستی انجام داد به او برچسب پسر / دختر بد نزنیم بلکه بگوئیم این کار بد است زیرا، با تصور ”بچه بد بودن“ کودک هم حمایت را از دست می‌دهد و هم عزت نفسش را.

از بچه‌ها به‌عنوان سپر بلا استفاده نکنیم و خود را پشت آنان مخفی نکنیم تا به این وسیله به اهداف خود برسیم. گاه دیده می‌شود که یکی از والدین خواسته خود را به‌عنوان خواسته کودک مطرح می‌کند یا حرف خود را از طرف کودک می‌زند.

به‌جای فرزندمان تصمیم نگیریم.

به او نگوئیم این‌کار را انجام نده بلکه بگوئیم آن کار را انجام بده. به‌عنوان مثال نگوئیم غذا را با دست نخور، بگوئیم غذا را با قاشق بخور.

اعمال و حرکات او را مستقیماً کنترل نکنیم بلکه از دور مراقب او باشیم تا وی به توانائی‌های خود شک نکند.

حریم خصوصی او را محترم بشماریم. حتماً زمان وارد شدن به اتاق او اجازه بگیریم تا هم او یاد بگیرد که به حریم خصوصی دیگران باید احترام گذاشت و هم بداند که جای امنی دارد که هیچ‌کس بدون کسب اجازه از او نمی‌تواند به آن وارد شود.

موارد بالا نکات بسیار کوتاه ولی مهمی هستند که رعایت آنها در تربیت کودکان هر چه سلامت‌تر به ما کمک می‌کنند.

برای جلوگیری از بدزبانی کودکان خود چه کنیم؟

برای جلوگیری از بدزبانی کودکان خود چه کنیم؟

برای جلوگیری از بدزبانی کودکان خود چه کنیم؟

بدزبانی،‌ تنها از راه آموختن و مواجه شدن با کلمات نامناسب به وجود می آید، بنابراین باید موقعیت هایی را که طی آن ممکن است کودک این کلمات نامطلوب را بشنود، محدود کنید. یعنی مواظب برنامه های تلویزیونی که کودک می بیند، دوستانی که با آنها رفت و آمد دارید و طرز صحبت خود باشید تا بتوانید این کلمات را از مجموعه لغاتی که کودک به کار می برد حذف کنید. توصیه های زیر به شما کمک می کند در تربیت کودک خود تأثیرگذار وموفق تر باشید.

 

 

بدزبانی کودک را نادیده بگیرید:

اگربه طور اتفاقی،‌ کودکتان واژه ناشایستی را به کار برد، سعی کنید به بد زبانی او، بی توجهی نشان دهید. وانمود کنید که آن را هرگز نشنیده اید، بنابراین هرگونه تأثیر آن را بر خودتان از بین برده و بازی او را به یک بازی یک نفره تبدیل کنید، چیزی که اصلاً برای کودکان جالب نیست.

 

ازخوش زبانی کودک تعریف و تمجید کنید:

بگذارید کودک بداند چه نوع گفتاری را می پسندید. هر بار که بدزبانی نمی کند به این امر اشاره کنید. برای مثال بگویید «خوشم می آید وقتی سؤالی از تو می پرسم آرام جواب می دهی.» در عمل به او نشان دهید که کدام گفتار وی، بدزبانی شمرده می شود.

 

 خودتان هم بدزبانی نکنید:

از آن جا که می دانید بدزبانی شیوه ای است که کودک برای اعمال کنترل بر شما به کار می گیرد، پس خودتان بدزبانی نکنید. او ممکن است به دنبال راه هایی باشد تا عمداً شما را عصبانی کند و با بدزبانی، توجه شما را به خود جلب کند. پس از شرکت در این بازی خودداری کنید.

 

بدزبانی را به کودک آموزش ندهید :

پاسخ دادن به کودک در حالت عصبانیت، تنها به او می آموزد چگونه بدزبانی کند. هر چند دشوار است ولی وقتی با عصبانیت سر شما فریاد می کشد، شما متقابلاً این کار را انجام ندهید، بلکه سعی کنید با احترام گذاشتن به کودک، احترام گذاشتن به دیگران را به او آموزش دهید. نسبت به کودک خود مؤدب باشید، گویی که او میهمان است.

 

با کودک همان گونه حرف بزنید که مایلید با شما حرف بزند:

به کودک بیاموزید چگونه از بیانی که شما دوست دارید، استفاده کند. در بین صحبت ها از این کلمات استفاده کنید. «ممنونم، لطفاً، متأسفم و…» هم چنین به او بیاموزید تنها آن چه گفته می شود، بدزبانی محسوب نمی شود، بلکه گاهی لحن سخن گفتن هم ناخوشایند به نظر می رسد.

 

برای کودک توضیح دهید که بدزبانی یعنی چه :

لازم است فکر کنید آیا کودک بدزبانی می کند یا فقط شیوه بیانش این گونه است ؟ در این میان می توان مواردی از این دست را ذکر کرد : طعنه زدن، به کار بردن اسم کوچک برخی افراد، با فریاد پاسخ گفتن و سرپیچی گستاخانه، بدزبانی تلقی می شود ولی حالات امتناع ساده مانند «نمی خواهم که» غرغر کردن و پرسش هایی مانند «آیا باید» تنها اظهار عقیده محسوب می شوند نه بدزبانی.

 

بر گفتار دوستان، رسانه ها و خودتان نظارت کنید:

توجه کنید که خودتان و اطرافیانتان چگونه صحبت می کنید. دقت کنید که کودکان، تا حد امکان کمتر سخن ناخوشایند، نیش دار و یا دو پهلو بشنوند و یاد بگیرند.

 

به دلیل بدزبانی، کودک را تنبیه نکنید:

تنبیه را برای موارد مهم و رفتارهای زیان باری بگذارید که برای خود کودک و دیگران آزار دهنده و خطرناک است. بدزبانی هم، در بدترین حالت، آزاردهنده است ولی هیچ تجربه ای در دست نیست که نشان دهد با تنبیه کردن به دلیل بی احترامی، کودک، مؤدب و محترم می شود. مجازات، تنها ترس را می آموزد و نه احترام را.

 

لقب دادن را آموزش ندهید :

گاه والدین، به راحتی همان القاب تمسخر آمیزی را که کودک به زبان می آورد به سرش فریاد می کشند، برای مثال : «کودن! نمی دانی که نباید به کسی لقب بد داد». این کار به کودک اجازه می دهد تا همان کلماتی را که شما استفاده می کنید، به کار ببرد. خشم خود را کنترل کرده و به او توضیح دهید که چه طور و چرا این قدر عصبانی شده اید.

 

به دلیل لقب دادن، کودک را تنبیه نکنید:

اگر کودک را به دلیل لقب دادن مجازات کنید، هرگاه از او دور باشید از این واژه ها استفاده می کند. اعمال مجازات شدید برای درمان بدزبانی به کودک می آموزد که چگونه کاری را پنهان انجام دهد.

 

از به کار بردن القاب طنز آمیز و خودمانی پرهیز کنید : 

از صدا کردن کودک خود با القایی که گاه به دلیل احساس صمیمی بودن از آن ها استفاده می کنید ولی نمی خواهید او برای صدا کردن دیگران از آن ها استفاده کند، اجتناب کنید. به عنوان مثال گفتن کلمه وروجک یا شیطون، می تواند به دلیل تقلید کودک از شما استفاده شود.

 اجازه ندهید به کودک، القاب بد بدهند:

راه های مطلوبی را به کودک پیشنهاد کنید تا زمانی که دیگران به او لقب می دهند، از طریق آن ها واکنش نشان دهد. برای مثال بگویید «وقتی دوستت با اسم بدی شما را صدا زد، به او بگو تا موقعی که اسم بدی شما را صدا زد، به او بگو تا موقعی که اسم خودم را صدا نکنی با تو بازی نمی کنم و جواب تو را نمی دهم

اسامی بد و خوب را برای کودک مشخص کنید:

به طور دقیق برای کودک توضیح دهید که از چه نام هایی نباید استفاده کند. تنها در این صورت می توانید از او انتظار داشته باشید که لقب های «مجاز» و «غیر مجاز» را بشناسد.


 

 

 

 

بی توجهی چرا اتفاق می‌افتد و با آن چه باید کرد؟

بی توجهی چرا اتفاق می‌افتد و با آن چه باید کرد؟

بی توجهی چرا اتفاق می‌افتد و با آن چه باید کرد؟

به دو دلیل ممکن است که فرزندتان به شما بی توجهی کند: رونی لیدرمن معاون ریاست مرکز خانواده در دانشگاه فورت لودردال می گوید «کودکان مدرسه‌ای ممکن است چنان غرقِ بازی شوند که نتوانند به درخواست شما عمل کنند». از طرف دیگر، کودکان در این سن وسال به مراتب آسان‌تر است که شما را نادیده بگیرند تا در برابرتان مقاومت کرده یا تسلیم‌تان شوند. تنها نکته راهگشا آن است که کودک مدرسه‌ای خود را به مشارکت دعوت کنید و در عین حال به او این امکان را بدهید که استقلال را تجربه کند.

وقتی کودک مدرسه ای تان به شما بی توجهی می‌کند، چه باید کرد؟

منظورتان را واضح بیان کنید و سعی کنید درخواست‌هایتان واقع بینانه باشد. اطمینان حاصل کنید که درخواستتان مشخص و قابل انجام دادن است. اگر بگویید «پارکینگ رو تمیز کن»، کودکتان ممکن است خرت و پرت ها را کمی مرتب کند. اما اگر بگویید « پارکینگ رو جارو بزن و روزنامه ها رو مرتب یک جا بچین »، در آن صورت فرزندتان می‌داند که دقیقاً چه کار باید بکند. همچنین سعی کنید چیزی را که می‌خواهید، از نظر زمانی هم واضح و مشخص باشد. بهتر است به او بگویید که ساعت 9 در رختخواب باشد تا اینکه به او هشدار دهید که تا دیروقت بیدار نماند.
از آنجایی که برخی کارها هنوز برای کودکان در این سن و سال ترسناک به نظر می رسند، بهتر این است که کودکتان را بار اول در انجام کارهای بزرگ راهنمایی کنید. اگر او قبلاً هرگز باغچه را آب نداده است، به او نشان دهید چگونه دقیقا این کار را انجام دهد. این کار نه تنها باعث نزدیکی بیشتر شما به فرزندتان می شود، بلکه دفعه بعد که از او می خواهید باغچه را آب دهد، دیگر نگران این که چطور انجامش دهد نخواهد بود.

درخواست های خود را به صورت ساده و قابل فهم بیان کنید. فرزندتان ممکن است شما را نادیده بگیرد، به این دلیل که نمی فهمد از او چه چیزی می خواهید. سعی کنید دستوراتتان تا حد ممکن ساده باشد و بیشتر از سه یا چهار مرحله نباشد.

تا به آخر کارهای کودکتان را دنبال کنید. اگر از کودک مهد کودکی تان می خواهید که برای رفتن به مهد لباس هایش را بپوشد، هر گامی را که او برای رسیدن به هدف مورد نظر بر می‌دارد با تشویق خود مورد حمایت قرار دهید. هنگامی که از او می خواهید که با توپش در خانه بازی نکند و او همچنان به کار خود ادامه داده و از دیوار به عنوان تخته بسکتبال استفاده می‌کند، توپ را از دستش درآورید تا اینکه حاضر به همکاری شود.

به کودک مهد کودکی خود انگیزه بدهید. واقعیت این است که همه ما وقتی که فرزندمان چندین بار لجمان را در می‌آورد  وسوسه می شویم که بگوییم، «چون که من می‌گم!». اما راه های بهتری وجود دارد که فرزندتان را به همکاری با خواست‌های خود تشویق کنید. یادتان باشد قرار نیست که او خواست شما را انجام دهد به این دلیل که از انجام ندادن آن می ترسد. شما از فرزندتان می‌خواهید که کار صحیح را انجام دهد، چون که او خودش می خواهد. کودکان مدرسه ای عاشق این هستند که کسی را خشنود کنند، بنابراین تمجید و تشویق می‌تواند در پیروی فرزندتان از خواست های شما بسیار موثر باشد. («علی جان، خیلی ممنون از این که خودت صبحانه را درست کردی» یا «خدای من، تو واقعاً دیگه بزرگ شدی، مگه نه؟)

همچنین می توانید به فرزندتان برای انجام آنچه که از او می خواهید، انگیزه بدهید: «وقتی قطعات پازل رو در جعبه اش گذاشتی، می ریم پارک بازی می کنیم» (نکته: نگویید «اگه قطعات پازل رو در جعبه بگذاری»). همچنین کودکان در این سن و سال ممکن است از نوشتن قرارداد خوششان بیاید. به طور مثال قراردادی که می‌گوید: سارا هر بار که دوش می‌گیرد حوله اش را آویزان می‌کند و لباس هایش را در سبد می‌گذارد. وقتی او این کار را به مدت یک هفته به طور مرتب انجام داد، مامان او را همراه یک دوست به استخر می‌برد. قرارداد را امضا کنید و اجازه دهید که کودک نیز آن را رنگ آمیزی کند. سپس آن را در جایی قرار دهید که در معرض دید او نیز باشد. فرزندتان نه تنها احساس می‌کند که او در این ماجرا دخیل است، بلکه از آن میزان مسئولیتی که قرارداد به او محول کرده است نیز راضی و خوشنود است

از کلمات دیگری به جای «نه» استفاده کنید. اگر وقتی به فرزندتان نه می گویید توجهی نمی کند، شاید به این خاطر باشد که آن را به کرات شنیده است. راه های دیگری را برای نه گفتن امتحان کنید. به جای این که فریاد بزنید، «نه! با توپ تو آشپزخونه بازی نکن»، به طور مثال بگویید، «لطفاً برو تو حیاط توپ بازی کن». و به جای این که به کودک بگویید، «نه، نمی تونی الان آب نبات بخوری»، بگویید، «می تونی از یخچال میوه برداری بخوری» یا «می تونی بعد از ناهار میوه بخوری». هنگامی که به کودک حق انتخاب می‌دهید، در حقیقت به او این فرصت را می‌دهید که به شیوه‌ای قابل قبول به ابراز وجود بپردازد.

همچنین در صورت امکان به جای «نه» ، «بله» بگویید و از هر فرصتی برای تشویق کودک به جای منصرف کردنش استفاده کنید. به طور مثال، اگر کودک از ایده نقاشی کردن اتاقش به وجد آمده است، با جمله «حتماً می تونی امتحان کنی!» یا «بابا کمکت می کنه» به او پاسخ دهید که به نظر می رسد به مراتب مثبت تر از عبارت «این طور فکر نمی کنم» باشد.
طبیعتاً بسیاری اوقات لازم است با قاطعیت کودک را از خوردن شیرینی قبل از شام یا بازی کردن با کامپیوتر تا نیمه شب منع کنید. نکته این است که فقط هنگامی که مجبور هستید، این کار را بکنید. اگر محیطی را ایجاد بکنید که هم امن و هم مهیج باشد، فرزندتان می‌تواند استقلال فردی اش را تجربه کند در حالی که بسیار کم از انجام کاری منع می شود
سعی کنید قابل فهم باشید. تصور کنید که در حال خواندن یک رمان هستید یا با دوستی صحبت می‌کنید که یکدفعه کسی از شما می خواهد از کاری که انجام می دهید دست بکشید، چون که همین الان باید کار دیگری را انجام دهید. واقعیت این است که همیشه فرصت نداریم فرزندانمان را برای سوار شدن به اتومبیل یا آماده شدن برای مدرسه تشویق کنیم. اما هروقت امکان داشت، قبل از این که ناگهان به فرزندتان بگویید کاری را انجام دهد، او را مطلع کنید؛ این می تواند بسیار مفید باشد. همچنین می توانید بگویید: «عزیزم تا 10 دقیقه دیگه میریم، پس کارت رو تموم کن.» اگر فرزندتان مثل اکثر کودکان باشد در صورتی که به او بگویید  بساط اسباب بازی را جمع کند یا مهمانی را ترک کند، بر آشفته نمی شود. اما لا‌اقل به او گفته شده که وقت رفتن است.
اگر فرزندتان به جای اینکه به حرفتان گوش دهد غالباً به شما بی توجهی می کند، راجع به این مشکل با پزشک کودک صحبت کنید. پزشک ممکن است که تست شنوایی یا آزمونهای رشد را توصیه کند.

برای در میان گذاشتن افکار و نگرانی های خود درمورد رفتار فرزندتان با سایر والدین هم مشورت کنید.

 

پرخاشگری دلیل آن چیست و درباره آن چه می‌توان کرد ؟

پرخاشگری دلیل آن چیست و درباره آن چه می‌توان کرد ؟

پرخاشگری دلیل آن چیست و درباره آن چه می‌توان کرد ؟

 چرا کودکان مهد کودکی پرخاشگر می‌شوند ؟

مهد کودک: کودکان خوشحال که دورهم می‌چرخند؛ دانش‌آموزان شاد و باهوش که کتاب‌ها و مدادرنگی‌هایشان را با هم شریک می‌شوند… بچه‌های رقیب که همدیگر را برای نفر اول بودن در صف هل می‌دهند.
علی‌رغم اینکه پرخاشگری برای شما (و دیگر والدینی که با آن روبرو می‌شوند) ناخوشایند است، در فرایند رشد کودک 5 ساله کاملاً عادی‌ست. در حقیقت، تقریباً هر کودکی در این سن اسباب‌بازی دوست خود را می‌دزدد، لگد می‌زند، مشت می‌زند، یا گاه به گاه داد می‌زند. برخی اوقات دلیل این امر یک ترس ساده است. برای مثال اگر کودک شما احساس می‌کند که از جانب کس دیگری به حاشیه رانده می‌شود ممکن است از کوره در برود. دیگر محرک‌ها بیشتر به شرایط پیش‌آمده بستگی دارند تا به غریزه. در نهایت، کودک مهدکودکی شما در حال تنظیم خود با یک برنامه‌ی جدید استرس زا و یادگیری مهارت‌های جدید است. وی ممکن است به راحتی از هرچه که سعی می‌کند انجام دهد عصبانی شود، و عصبانیت خود را سر هم‌کلاسی‌اش خالی کند. و برخی اوقات کودک شما فقط خسته و گرسنه است. او دقیقاً نمی‌داند چه‌کار باید کند، لذا با فریاد، دعوا یا خشم به این وضعیت واکنش نشان می‌دهد.
خبر خوب این است که، کودک شما به زودی بر قسمت عمده‌ی رفتار پرخاشگرانه‌ی خود غلبه خواهد کرد. در 5 سالگی، مهارت‌های زبانی وی تا حد زیادی توسعه یافته است و می‌آموزد که می‌تواند به جای مشت و لگد از کلمات برای حل مسائل خود استفاده کند. همچنین به واسطه‌ی آزمون و خطا (و کمک شما) می‌آموزد که از حرف زدن و بحث در مورد یک مسئله نتیجه‌ی بهتری می‌گیرد تا از نزاع و درگیری فیزیکی. در این حین، همچنان لازم است که کودک خود را به سمت رویکردی عاری از پرخاش به زندگی راهنمایی کنید  و چشم به راه مسائل عمیق‌تری باشید که رخ می‌دهند.

برای مقابله با پرخاش‌گری چه می‌توان کرد ؟

به سرعت پاسخ دهیدسعی کنید وقتی کودک‌تان پرخاشگری می‌کند سریعاً پاسخ دهید، تا همان لحظه بداند که کار نادرستی انجام داده است. وی را به مدت کوتاهی از وضعیت پرخاش‌گری خارج کنید – برای یک کودک مهدکودکی 5 دقیقه کافی‌ست تا در رفتارش بازنگری کند. همچنین می‌توانید در واکنش به پرخاشگری او مجوز کاری را از او بگیرید: مثلاً 15 دقیقه کمتر تماشای تلویزیون یا پول‌توجیبی کمتر. بهتر است که این کار را هر دفعه انجام دهید، تا کودک شما به طور کامل بداند که این کاهش‌ها به رفتار او بستگی دارد.
مثال بیاوریدمهم نیست که چقدر از دست او عصبانی باشید، سعی کنید از داد زدن، برخورد فیزیکی، و بَد نامیدن وی خودداری کنید. این کار به جای اینکه رفتار وی را تغییر دهد، به وی می‌آموزد که پرخاشگری کلامی و فیزیکی راهی برای برخورد در زمان عصبانیت است. در مقابل، با کنترل خشم خود و برخورد خونسردانه در مواقعی که پایش را از خط بیرون می‌گذارد، به وی مثالی خوب از نحوه‌ی برخورد ارائه دهید.

به برنامه وفادار باشیدتا جای ممکن، به طریقی یکسان به پرخاشگری‌های او پاسخ دهید. پاسخ کسل‌کننده و قابل پیش‌بینی شما (خیلی خب، باز هم دوستت‌رو زدی، دوباره جریمه می‌شی) الگویی پدید خواهد آورد که کودک شما آنرا تشخیص داده و انتظارش را خواهد داشت. در نهایت، پیش از اینکه مرتکب عملی اشتباه شود پیامدهای آن را پیش‌بینی خواهد کرد– اولین قدم در کنترل رفتارش. حتی اگر در ملاعام کاری کند که شما را آزار دهد، به برنامه ی جریمه‌ی خود وفادار بمانید. اغلب بزرگترها وضعیت شما را درک می‌کنند، در نهایت، همه‌ چنین وضعیتی را تجربه کرده‌ایم. اگر مردم به شما خیره شدند، سخنی کنایه‌آمیز بگویید چون «چه سن دوست‌داشتنی‌ای!!» و بعد آنطور که خود تشخیص می‌دهید وضعیت را اداره کنید.

حال زمان خوبی‌ست برای اینکه به وی بیاموزید از شرایط و افرادی که موجب بروز پرخاش‌گری می‌شوند اجتناب کند، تا زمانی که راهی بهتر از مشت و لگدپرانی برای اداره‌ی مسئله بیابد. می‌توانید به وی کمک کنید که با خواندن کتاب‌هایی در این زمینه (با هم) خشم خود را کنترل کند.

حس مسئولیت را تقویت نماییداگر پرخاشگری کودک شما به دارایی‌های کس دیگری صدمه وارد سازد یا خرابی به بار آورد، باید خودش آن را درست کند. او می‌تواند یک اسباب‌بازی شکسته را با چسب بچسباند، یا اشیایی را که در زمان عصبانیت پرت کرده است جمع کند. حتی ممکن است لازم باشد که از پول‌توجیبی خود برای جایگزینی یا تعمیر شیئ مورد نظر استفاده کند. این کار را به عنوان یک تنبیه بروز ندهید، بلکه آنرا نتیجه ای طبیعی از عملی پرخاشگرانه بدانید ، کاری که هرکسی که چیزی را شکسته باشد باید انجام دهد.

همچنین مطمئن شوید که کودک‌تان وقتی پایش را از حدود فراتر می‌گذارد حتما عذرخواهی کند ، حتی اگر مجبور باشید خودتان وی را نزد فرد آسیب‌دیده ببرید و تا زمانی که عذرخواهی کند صبر کنید. عذرخواهی وی ممکن است در وهله‌ی اول ریاکارانه به نظر آید ولی درس مورد نظر را در نهایت خواهد آموخت.

به رفتار خوب جایزه دهیدبه جای اینکه تنها وقتی که وی کار بدی می‌کند به وی توجه نشان دهید، سعی کنید وقتی کار خوبی می‌کند هم او را تشویق کنید. مثلاً: وقتی از او می‌خواهند نوبت بازی را به دیگری بدهد، به جای اینکه موس را از جایش بکند جای خود را به کودک دیگری که منتظر است می دهد، بگویید که چقدر به او افتخار می‌کنید. به او نشان دهید که کنترل نفس و حل دعوا  رضایت‌بخش‌تر از برخورد فیزیکی با دیگر کودکان است و نتایج بهتری در پی دارد. تقویمی روی در یخچال یا در اتاق خوابش بگذارید، و به وقتهایی که می‌تواند عصبانیت و خشم خود را کنترل کند، به وی با چسب‌های رنگی جایزه دهید. وقتی تعداد خاصی از این چسب‌ها را دریافت کرد، یک جایزه‌ی کوچک به وی دهید – مثل رفتن به شهر بازی، یا یک اسباب بازی جدید.
وقت تماشای تلوزیون را کاهش دهیدکارتون‌ها و دیگر برنامه‌های به ظاهر معصومانه‌ی کودکان گاه سرشارند از داد و فریاد، تهدیدها، هل دادن‌ها، یا برخورد‌های فیزیکی. پس سعی کنید به برنامه‌هایی که تماشا می‌کند نظارت داشته باشید ، مخصوصاً اگر پرخاشگر شده باشد. اگر در یک برنامه اتفاقی می‌افتد که شما نمی‌پسندید، در موردش با او حرف بزنید: «دیدی چطور پسره اون یکی رو هل داد تا چیزی رو که می‌خواست بگیره ؟ این اصلا کار خوبی نیست، هست ؟» ( آکادمی پزشکان اطفال آمریکا پیشنهاد می‌کند که بچه‌ها در این سن حداکثر یک یا دو ساعت برنامه‌ی خوب تلوزیونی را بینند).

از کمک گرفتن نترسیدبرخی کودکان در مقایسه با دیگران مشکل پرخاشگری بیشتری دارند. اگر رفتار کودک مهد کودکی شما مداوم و شدید است، در کارهای مدرسه و دیگر فعالیت‌های گروهی مزاحمت ایجاد می‌کند، یا به حمله‌های فیزیکی به کودکان یا بزرگسالان دیگر می‌پردازد، با دکتر او مشورت کنید. به کمک هم می‌توانید به ریشه‌ی مشکل پی ببرید و تصمیم بگیرید که آیا مراجعه به یک روان‌شناس یا روان‌پزشک لازم است یا نه. برخی اوقات یک مشکل یادگیری تشخیص داده نشده یا اختلال رفتاری پشت این عصبانیت و خشم قرار دارد؛ برخی اوقات هم مشکل به خانواده یا مسائل عاطفی بازمی‌گردد. منبع مشکل هرچه باشد، مشاور می‌تواند به کودک شما در مدیرت احساساتی که به پرخاشگری می‌انجامد کمک کند، و به او یاد دهد که چگونه آن احساسات را در آینده کنترل نماید.

حل مشکل پرخاشگری در کودک کاری پیچیده است و به صبر و حوصله‌ی زیاد نیاز دارد. ولی با کمک گرفتن می‌توانید به نحو بهتری به هدایت عاطفی موردنیاز کودک بپردازید تا رفتار ناشایست خود را پشت سر بگذارد.

 

تاثیر مهد کودک بر شخصیت کودک

تاثیر مهد کودک بر شخصیت کودک

تاثیر مهد کودک بر شخصیت کودک

  با وجود اینکه مهد کودک، اولین قدم ورود به جامعه است، تا پیش از سه سالگی خیلی مناسب نیست و توصیه هم نمی شود که بچه را پیش از سه سالگی به مهد بفرستید.

 
چون بچه های زیر سه سال نیازمند توجه متمرکزتر در خانواده هستند. اگر به مهد کودک بروند مربی آنها باید توجه خودش را بین همه تقسیم کند. پس تا سه سالگی بهتر است نزد مادر یا مادربزرگ پرستاری شوند مادران شاغل که نگران هستند مبادا این محدوده زمانی که از بچه ها دور هستند موجب شود فاصله ای بین آنها بیفتد یا دلبستگی و عاطفه آنها کمتر شود باید دقت کنند، آنچه تعیین کننده این میزان دلبستگی است به هیچ وجه ربطی به مهدکودک رفتن یا نرفتن و اینکه فرزند شما به دلیل شغل تان نزد اقوام یا مادربزرگ است ندارد. این موضوع مربوط به آرامشی است که بچه ها در کنار مادرشان به دست می آورند….
 

بعضی از بچه ها تا مادرشان از راه می رسد و با اینکه هنوز به آنها شیر نداده است، آرام می شوند و در آغوش مادر آرامش عجیبی می گیرند. بعضی دیگر هم بی قرار شده و ترجیح می دهند به آغوش پرستار، مادربزرگ یا مربی مهد بروند. این عادات به طور دقیق متاثر از حالت های درونی شماست.

اگر عصبی و پرتنش هستید، خستگی کار را به خانه آوردید، با همسرتان درگیری دارید و یا بدون آنکه متوجه باشید دچار افسردگی پس از زایمان و تحریک پذیر شده اید، بدانید بچه های شیرخوار و نوپا ترازویشان برای درک این مطلب قوی است. آنها نه ماه تمام صدای قلب شما را در استرس و در آرامش شنیده و نیاز آنها به شما برای کسب آرامش است. بچه ها بسیار ناتوان اند و چون می ترسند آسیب ببینند دنبال مامن آرام می گردند. پس مادرها نباید از این موضوع مهم غافل شوند و گمان کنند به دلیل مهد رفتن یا سپردن کودک شان به دیگری، چنین اتفاقی افتاده است.

 

نکته بعدی اینکه برای کمک به بچه ها در سنینی که شروع به کسب مهارت های اجتماعی می کنند و از مادر و پدر و دیگران همانندسازی کرده تا بخش سوم شخصیت، یعنی قسمت والد را بسازند بهتر است از سه، چهار سالگی به مهد کودک بروند و یا با گروه همسالان در مراوده باشند. این با هم بودن آنهاست که موجب می شود ارزش های اجتماعی را یاد بگیرند و در واقع شخصیت آنها ساخته می شود. بهتر است در این خصوص دوستان و خانواده هایی را برگزینید که آنها هم به تربیت و سلامت بچه هایشان اهمیت می دهند.

 

تمسخر را چگونه از همان آغاز مهارش کنیم

تمسخر را چگونه از همان آغاز مهارش کنیم

تمسخر را چگونه از همان آغاز مهارش کنیم

چرا مهدکودکی‌ها دیگران را مسخره می‌کنند؟


در حال حاضر کودک مهد‌کودکی شما سرگرم کشف موقعیت‌های اجتماعی و روابط دوستانه است. متاسفانه، مهارت‌های اجتماعی وی هنوز به بالاترین سطح خود نرسیده‌اند. برای مثال، کودک شما ممکن است به کودک دیگری بگوید «تو دیگه بهترین دوست من نیستی» یا «چه کفشای زشتی پات کردی»، زیرا که هنوز مهارت‌های پیچیده‌ی برقراری ارتباط را که برای بانزاکت بودن نیاز دارد به خوبی یاد نگرفته است. حتی ممکن است یکی از دوستانش را سرزنش کند که «تو احمقی»، در حالی که تنها می‌خواسته بگوید از اینکه وی زنگ تفریح را با کس دیگری بوده ناراحت شده است. مهدکودکی‌ها ممکن است طعنه‌های کلی چون «کله‌گنده» یا «خُل» را بی‌اختیار به زبان آورند، ولی همچنین روی برخی از صفات خاص نیز تمرکز دارند، مثل عینک‌زدن؛ و گاهاً برای تعریف گروه‌های اجتماعی از استهزا استفاده می‌کنند («بچه‌ننه، تو نمی‌تونی با ما بازی کنی»).
همچنین کودک 5 ساله‌ی شما ممکن است به این دلیل دیگران را مسخره کند که –هرچند به اشتباه- به او یاد داده‌اند اینطور با دیگران برخورد کند. اگر خانواده، دوستان، برادران و خواهران یا برنامه‌های تلوزیونی مورد علاقه‌ی وی ریشخند، استهزا و بی‌احترامی را به عنوان رفتارهایی قابل‌قبول و عادی نشان دهند، تعجبی نخواهد داشت که وی از آنها تقلید کند. و اغلب مهدکودکی‌ها خود را در دو سوی آزار می بینند – مسخره کننده و مسخره شونده.


چه کنیم اگر فرزندمان مورد تمسخر قرار گرفت ؟


کار زیادی از شما برای اجتناب از مسخره شدن فرزندتان از جانب دیگر کودکان بر نمی‌آید، امّا می‌توانید به وی بیاموزید که چگونه از پس این عبارات برخورنده بر بیایند:
در درد او شریک شوید. تصدیق کنید که مسخره شدن دردآور است. بگذارید کودک‌تان بداند که شما درکش می‌کنید –«وقتی اون پسره بهت گفت بچه‌ننه عصبانی شدی نه ؟»- و پیشنهاد کنید که به مسخره کننده بگوید که چقدر باعث جریحه‌دار شدن احساسات وی شده است. او را تشویق کنید با کودکانی بازی کند که با وی رفتار خوبی دارند و احساس خوبی در او به وجود می‌آورند.
هدایت‌اش کنید. به کودک 5 ساله‌ی خود بگویید گرچه نمی‌تواند آنچه را که دیگران می‌گویند کنترل کند، می‌تواند در مورد نحوه‌ی واکنش خود تصمیم‌ بگیرد. از وی بپرسید که آیا ایده‌ای درباره‌ی کنار آمدن با آن دارد، و توضیح دهید که گزینه‌های متعددی برایش وجود دارد. می‌توانید حتی یک نمایش راه بیاندازید – که در آن شما نقش فرزند خود و کودک نقش آزاردهنده‌اش را بازی می‌کند. برای مثال اگر او بگوید «تو نمی‌تونی اینجا با من غذا بخوری، چون خیلی احمقی!»، می‌توانید پاسخ دهید که «من احمق نیستم، تازه کلی دوست دیگه دارم که امروز غذا رو با اونا می‌خورم» یا می‌توانید به او بیاموزید که در پاسخ دادن گردن‌کلفتی نکند. اگر تمسخر موجب تحریک و عصبانیت کودک شما نشود، فرد مسخره کننده احساس قدرت یا لذت از اذیت کودک شما را نخواهد داشت. وقتی کودکتان را مسخره می‌کنند، او می‌تواند به کار خودش ادامه دهد و یا به سادگی راه خود را کشیده و برود. 
به او یاد بدهید که کمک بخواهد. از سر گذراندن تمسخر بلوغ زیادی می‌طلبد، پس از کودک خود انتظار نداشته باشید که بتواند با خونسردی با قضیه کنار بیاید. اگر وی از مسخره شدن در مدرسه به شدت ناراحت است – به خصوص اگر این وضعیت ادامه دار باشد- لازم است که (در کنار شما) با معلم خود دراین باره حرف بزند. به گفته ی شنک « معلم می تواند با تشویق مهارت های مثبت اجتماعی در کودک شما و کمک به ایجاد طیف گسترده ای از روابط دوستانه، از کودک تان حمایت نماید.» اگر فرزندتان به سبب این موضوع در وضعیت بغرنجی قرار گرفته است، به دنبال مشاوره حرفه ای بگردید.
برخلاف پند و توصیه ی خود عمل نکنید. چه بسا تمسخری که موجب ناراحتی کودتان شده است نه از جانب هم کلاسی هایش، بلکه از سوی شما باشد – و ممکن است شما اصلا متوجه آن نباشید. دست‌انداختن دلسوزانه روشی شگفت‌انگیز برای پرورش حس شوخ‌طبعی‌ست، ولی اجازه دهید کودک‌تان در این کار راهنما باشد. اگر به خوبی واکنش نشان نمی‌دهد، شاید موضوع مورد بحث از لحاظی تحریکش کرده است. پس در موضوعی که با آن درگیر است ، موضوعاتی چون ترس از تاریکی یا غلبه بر لکنت عصبی – که تنها موجب شرمندگی وی خواهد شد شوخی نکنید. و هیچ‌وقت لحن زننده به خود نگیرید: اسم‌گذاشتن و پوزخند مجاز نیستند. البته مهم‌ترین قاعده‌ این است که در ملاعام کودک خود را دست نیاندازید. خواندن وی با الفاظی چون «عروسک کوچولوی من» یا «تپل» در برابر هم کلاسی یا دوستانش مطمئناً موجب شرمندگی وی خواهد شد. با رعایت حدود شوخی، به کودک خود نشان خواهید داد که چطور بدون ناراحت کردن دیگران به شوخی و خنده بپردازد.


وقتی کودک مهد‌کودکی‌تان دیگران را دست می‌اندازد و مورد تمسخر قرار می‌دهد چه باید کرد ؟


از کوره در نروید. گرچه شنیدن طعنه‌هایی که از دهان کودک شما خارج می شود برایتان ناراحت کننده است، خونسردی خود را حفظ کنید و در مقابل میل به متوقف کردن او مقاومت کنید. به یاد داشته باشید که وی قطعاً به دنبال واکنشی می‌گردد. به عقیده‌ی شنک «شما ممکن است به اشتباه با از کوره در رفتن خود تمسخر را تقویت نمایید». با خونسردی کامل به او بفهمانید که استفاده از آن کلمات موجب ناراحتی دیگران می‌شود، و به یادش آورید که چه احساسی از مورد تمسخر قرار گرفتن یا طرد شدن از جمع دوستان خواهد داشت.
بر روان‌شناسی و تلقین تمرکز کنید. دلیل این طعنه زدن‌های کودک هرچه باشد، صحبت با کودک 5 ساله‌تان در مورد تبعات رفتارش به وی کمک خواهد کرد که بتواند خود را جای دیگران بگذارد. پس به یادش آورید که مثلا اگر کسی بگوید لحن او زننده بوده است، احساس بدی خواهد داشت. بگذارید بداند که اشاره به تفاوت‌های دیگران اشکالی ندارد، ولی به رو آوردن آنها درست نیست. تاکید کنید که شکل ظاهر یک نفر هیچ ربطی به این که در باطن چه‌طور آدمی‌ست ندارد. و دقت کنید که خودتان الفاظ منفی در مورد ظاهر دیگران به کار نبرید.
رقابت در تمسخر را کاهش دهید. اگر کودک مهدکودکی شما خواهر خود را دست ‌می‌اندازد، شاید به این معنا نباشد که از دست او ناراحت یا عصبانی‌ست، شاید تنها به این خاطر باشد که نیازمند توجه بیشتری از جانب شماست. برای کاهش طعنه‌های فرزند اول‌تان مطمئن شوید که به اندازه‌ی کافی وقت با او می‌گذرانید. اگر او خواهر کوچک‌ترش را اذیت می‌کند، سعی کنید با سپردن فرزند کوچک‌تر به او این وضعیت را اصلاح کنید. به یادش آورید که وی بزرگتر است و بازی‌های زیادی بلد است که می‌تواند به خواهر کوچک‌ترش بیاموزد. در مورد چیزهایی که  او خود وقتی کوچک‌تر بود دوست داشت، حرف بزنید؛ و تشویق‌اش کنید که آنها را به خواهر کوچک‌ترش بیاموزد. توانایی خنداندن خواهر کوچک‌تر به او حس اهمیت و مفید بودن خواهد داد، و نداشتن چنین حس‌هایی نخستین علل مسخره کردن است.

چرا فرزندم از شب می ترسد؟

چرا فرزندم از شب می ترسد؟

چرا فرزندم از شب می ترسد؟

کودکی که در زمان نوپایی یا در سنین پیش دبستانی در خواب نمی ترسید، حال که بزرگتر شده است ممکن است عجیب به نظر برسد اگر از چیزهای زیادی بترسد (مثالا ترس از تاریکی، ترس از هیولایی که زیر رختخواب قایم شده است و ترس از به تنهایی خوابیدن) اما اگر از دیدگاه تکاملی l به آن نگاه کنیم، چیزی غیر طبیعی نیست. کودکان مدرسه ای تفاوت بین واقعیت و دنیای خیالی را تشخیص می‌دهند اما در عین حال تخیلات زنده‌ای دارند که گهگاه با آنها همراه می‌شوند. دسترسی بیشتر به برنامه های تلویزیونی، ویدیوها، کتاب و اخبار هم پیام های ترسناک بیشتری را به بچه ها منتقل می‌کند. دنیای او حالا نسبت به زمانی که کوچک‌تر بود بسیار بزرگ‌تر شده است.این مسئله روزها جذاب و سرگرم کننده است اما شب ها می‌تواند ترسناک باشد.
 
پاتریشیا شیت، استاد آموزش مشاوره در دانشگاه آلاباما در بیرمنگام می‌گوید «ترس‌های شبانه، ترس از تاریکی، جدا شدن از والدین، ترس از صداها و آدم بدها که کتک می زنند، مرحله ای طبیعی از رشد است که به مراتب بیشتر از آنچه والدین انتظار دارند، یعنی حداقل تا 8 یا 9 سالگی طول می‌کشد». کودکان مدرسه ای کاملاً این واقعیت را درک می‌کنند که چیزهایی در دنیا وجود دارد که می تواند به آنها آسیب برساند و والدینشان همیشه نمی‌توانند از آنها محافظت کنند. در همین سن است که ترس از این که مبادا چیز وحشتناکی برای مامان یا بابا اتفاق بیفتد، ظاهر می‌شود. کودکی که بین 5 و 8 سالگی است، ممکن است مثل یک فرد بزرگسال نتواند مرور ذهنی آن روز و پیش بینی فردا را کنار بگذارد. به طور مثال، کودکتان ممکن است به شما بگوید که از صدای ترسناکی ترسیده است اما در حقیقت ممکن است جنگ در خاور میانه که از زبان همکلاسی‌هایش شنیده است او را ترسانده باشد. کار شما تا 10 سال آینده این است که به فرزندتان کمک کنید تفاوت بین خطر واقعی (سوار ماشین یک غریبه شدن یا سیگار کشیدن) و چیزی که تهدیدی شخصی محسوب نمی‌شود (جنگی که در یک گوشه دنیا)را تشخیص دهد.

چه کمکی می‌توانم به فرزندم بکنم تا بر ترس های شبانه اش غلبه کند؟

ممکن است نتوانید به او کمک کنید تا همین الان ترس هایش را کنار بگذارد (به خاطر این که ترس‌هایش بیشتر مربوط به مرحله ای از رشد کودک است که باید طی شود) اما کارهای زیادی می‌توانید بکنید که به او کمک می‌کند با ترس‌هایش کنار بیاید و راحت تر به خواب برود. در ساعت های قبل از خواب روحیه اش را با داستان‌یا فیلم شاد کنید(حتی هری پاتر ممکن است برای کودکی که دارد دوره¬¬ی ترسناکی را پشت سر می‌گذراند، مناسب نباشد). موقع خواب یک سری کارهای آرامش بخش را انجام دهید مثلا حمام، داستانی لطیف یا چند قطعه شعر (یا 15 دقیقه به تنهایی مطالعه کردن) و آواز یا خواندن دعای شبانه با یکدیگر در کنار تخت کودکتان. یک ورد شبانه همیشگی که نقش طلسم را بازی کند و آدم های بد و افکار بد را براند، به خواب عمیق کمک می کند. یک چراغ خواب در شب هم ممکن است موجب شود که فرزندتان بیشتر احساس امنیت بکند. همچنین در اتاق خواب را نیم باز گذاشتن، روشن کردن نوار داستان یا موسیقی ملایم و تشویق کودک به این که با اسباب بازی یا پتویی که دوست دارد بخوابد (به او یاد آوری کنید که هنوز آن قدر بزرگ نشده است که این کارها مناسب او نباشد)، ممکن است مفید باشد. اگر فرزندتان خواهر برادر یا حتی حیوان خانگی دارد، موافقت با خوابیدن آنها در کنار هم می تواند باعث شود ترس‌های شبانه به همان سرعتی که ظاهر شدند ناپدید شوند.
بعضی از کودکان مدرسه ای به تجسم( visualization) و دیگر تکنیک های تمدد اعصاب به خوبی جواب می‌دهند و این زمان مناسبی است که این مهارت را به او آموزش دهید. بگویید که چشمانش را ببندد و از طریق بینی‌اش نفس عمیقی بکشد و آن را از دهانش بیرون بدهد. از او بخواهید که در خیالش به زیباترین و آرام ترین جایی که تا به حال دیده است، سفر کند. اگر یک ساحل آفتابی را در نظر دارد، تشویقش کنید تا در ذهنش شن ها را که از لای انگشتان پایش رد می شوند و آفتاب داغ را که به صورتش می‌خورد، احساس کند. به او بگویید که هر وقت بخواهد می‌تواند در خیالاتش به این محل برود، چه شب که از چیزی نگران است یا در مدرسه که به خاطر امتحان اضطراب پیدا کرده است. قبل از خاموش کردن چراغ ها، شاید در حالی که در رختخواب کودکتان را بغل می کنید، سعی کنید او را به صحبت کردن در مورد چیز هایی که در سرش می گذرد تشویق کنید. سوال هایی که جواب مشخصی ندارند مثل «امروز چطور بود عزیزم» شما را به جایی نمی برد. به جای آن چیزی شبیه به «بهترین و بدترین یا عجیب ترین قسمت امروز چی بود؟» را بپرسید. وقتی می گوید نکران است نگویید که لازم نیست نگران باشد. در عوض به آنچه که باید بگوید، گوش بدهید. حتی می توانید کمکش کنید تا نگرانی هایش را یادداشت کند. این کار بی فایده به نظر می‌رسد اما بیرون کشیدن این افکار از سرش و ریختن آنها بر روی کاغذ می تواند فشار آنها را کم کند.

از کجا بدانم که ترس های شبانه کودکم غیر طبیعی است یا خیر؟

اگر هر کاری که از دستتان بر آمده انجام داده اید و با این وجود هنوز هم شدیداً نگران است، ممکن است که ترس هایش از از حد طبیعی گذشته و ترس مزمن( phobia )یا اضطراب در کار باشد که در این صورت لازم است از روانشناس یا مشاور کمک بگیرید. نشانه های مهم ترس مزمن عبارتند از گریه کردن مکرر که بیشتر از چند دقیقه طول  بکشد و خارج شدن ترس از حالت طبیعی (از عبارت «از تاریکی می‌ترسم» به «همه چراغ ها را روشن کنید تا دزدها نتوانند ما را بکشند»). ترس های شبانه‌ی شدید یا مزمن ممکن است از یک اتفاق بد در منزل یا مدرسه ناشی شده باشند. کودکان مدرسه ای از استرس ناشی از طلاق یا مرگ یکی از اعضای خانواده، از دست دادن شغل یکی از والدین، نقل مکان به منزل جدیدو تغییر پرستار یا معلم، آگاه و در برابرشان آسیب پذیر هستند. نیازی به گفتن نیست که ترس های شبانه ممکن است در نتیجه‌ی سوء استفاده جسمی یا عاطفی هم به وجود بیایند (که در آن صورت، واقعاً ممکن است که هیولایی در اتاق کودک بوده باشد).
اگر کودکتان دست به هر کاری می زند تا از مواجه با یک ترس دوری کند، اگر در رختخوابش نمی ماند و نمی تواند بخوابد و دلیل واقعی این است که ترسیده است (و نه صرفاً به این خاطر که می خواهد بیدار بماند)، ممکن است یک مشکل عاطفی اساسی داشته باشد که نیاز به رسیدگی داشته باشد. پزشک خانواده میتواند مشاور مناسبی را پیشنهاد کند. از این کمک نهایت استفاده را ببرید حتی اگر ذهنیت مثبتی نسبت به آن ندارید. افکار تازه و کمی توجه ممکن است تمام آن چیزی باشد که شما و فرزندتان نیاز دارید.

چطور عشق خود به فرزندمان را نشان دهیم؟

چطور عشق خود به فرزندمان را نشان دهیم؟

چطور عشق خود به فرزندمان را نشان دهیم؟

بسیار تلاش کنید تا در خانه و جامعه، نمونه و الگوی خوبی باشید. از کلماتی مانند «متأسفم»، «لطفاً» و «متشکرم» استفاده کنید.

هنگامی که فرزندتان خشمگین است، بحث می‌کند یا بی‌حوصله است، او را در آغوش بگیرید، نوازش کنید، یا کارهای محبت‌آمیزی را که دوست دارد، انجام دهید.

شکل‌های خشونت‌آمیز تنبیه را به کار نبرید. پدر و مادر باید سال‌ها پیش از نوجوانی، قانون تشویق و تنبیه را همزمان آغاز کنند.

هنگامی که بچه‌ها به نوجوانی می‌رسند، اجازه دادن به آنها برای شکستن قوانین مهم، تنها خشونت را بیشتر می‌کند.

برنامه‌ریزی کنید تا بخشی از روز را با کودکان یا نوجوانانتان سپری کنید و کارها یا بازی‌هایی را انجام دهید که دوست دارند.

برای برخی شب‌ها، بازی خانوادگی درنظر بگیرید، به‌گونه‌ای که افراد خانواده بتوانند با هم باشند. برای هر شب، نام یک نفر را بنویسید که می‌تواند بازی را انتخاب کند.

یکی از بهترین راه‌های آشنایی فرزندتان با گزینش و انتخاب درست، تشویق او به آشپزی با شما است. به او اجازه دهید در همه مراحل، از تهیه لیست خرید تا پختن و سرو غذا، همکاری کند.

همانطور که فرزندتان بزرگ می‌شود، برای گسترش و بهبود مهارت‌ها و توانایی‌های گوناگون در محدوده زندگی‌اش، وقت بیشتری را صرف می‌کند. باید تا جایی که ممکن است با تشویق و فراهم‌کردن تجهیزات، ابزارها و آموزش‌های مورد نیازش، به او کمک کنید.

سلامتی و تندرستی فرزندتان به مراقبت و توجه شما در سال‌های نخست وابسته است. با معاینه منظم فرزندتان توسط پزشک، حفظ او از تصادفات و اتفاق‌ها، فراهم کردن رژیم غنی غذایی و تشویق او به ورزش در زمان کودکی، کمک می‌کنید بدنش را حفظ و نیرومند کند.

برای القای ارزش‌ها و باورهای خود به فرزندتان باید آنها را در زندگی با شما می‌بیند. به این توجه می‌کند که سر کار چگونه توبیخ می‌شوید، چگونه به باورهای‌ خود پایبند هستید و اینکه آیا به پندها و نصیحت‌هایتان عمل می‌کنید یا نه.

به‌عنوان پدر و مادر، یکی از مهم‌ترین هدیه‌های شما به فرزندتان این است که به بهبود اعتماد به نفس او کمک کنید. فرزندتان به پشتیبانی و تشویق همیشگی شما نیاز دارد تا بتواند نیرومند شود. دوست داشتن او، سپری کردن با او، گوش دادن به حرف‌هایش و ستایش از هنر و برتری‌هایش، همگی بخشی از هدیه‌های شما هستند.

فراموش نکنید که در هر سنی به فرزندتان بگویید: «دوستت دارم».