
دکتر مدنی در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان بیا نی نی اظهار داشت: رشد تکامل در کودکان دو معنای متفاوتی دارد که رشد شامل اندازههای بدن نظیر قد و وزن است و تکامل حرکات طبیعی بوده که با پیشرفت زمان کودک آن را یاد میگیرد.
سایتی برای نی نی ها و مامانا

دکتر مدنی در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان بیا نی نی اظهار داشت: رشد تکامل در کودکان دو معنای متفاوتی دارد که رشد شامل اندازههای بدن نظیر قد و وزن است و تکامل حرکات طبیعی بوده که با پیشرفت زمان کودک آن را یاد میگیرد.

محققان دانشگاه کالیفرنیا آمریکا در این مطالعه دو هزار و 48 کودک 10 تا 13 ساله را که در ماساچوست به مدرسه می روند، مورد بررسی قرار دادند.
این مطالعه نشان داد، کودکانی که شب ها هنگام خواب تبلت یا گوشی هوشمند در اختیار داشتند، 21 دقیقه کمتر از دیگر هم کلاسی های خود می خوابند.
علاوه بر این کودکانی که در اتاق خوابشان تلویزیون داشتند، در مقایسه با کودکانی که در اتاق خود تلویزیون نداشتند، 18 دقیقه خواب کمتری دارند.
«جنیفر فالب» از موسسه سلامت عمومی دانشگاه کالیفرنیا که در این مطالعه شرکت داشت، گفت: نتایج این تحقیق هشداری است برای پدر و مادرها تا دسترسی فرزندانشان را به تلویزیون، تبلت، گوشی های هوشمند در هنگام خواب محدود کنند.
منبع : بیا نی نی

کودکان نوپا مثل غارنشین ها هستند. مثلا وقتی عصبانی میشوند چنگ می اندازند، گاز می گیرند، در اتاق نشیمن ادرار می کنند، انگشتشان را در بینی می کنند، غذا را به موهایشان می مالند و یا ناگهان ناپدید می شوند.
کودک نوپا با نیمکره راست مغزش زندگی می کند که بخش احساساتی، هیجانی و غیرکلامی مغز است. نیمکره چپ مسئول کنترل احساسات است. همه ما وقتی ناراحت و غمگین هستیم، نیمکره چپ مغزمان خاموش است. در این وضعیت بی منطق، کم صبر و بدزبان می شویم و شاید بتوان گفت مانند انسانهای اولیه رفتار می کنیم. همانطور که گفته شد، کودک نوپا از نظر رشد عقلی در مرحله ای قرار دارد که مثل انسان های غارنشین رفتار می کند و وقتی ناراحت می شود، رفتارهای عجیب و غریب انجام می دهد.
دنیا را از دید یک کودک ببینید
کودکان برخلاف بزرگسالان از انگشت در بینی کردن و یا حتی نگاه کردن داخل لباس زیر خودشان خجالت نمی کشند. در این سن هنوز اخلاقیات و بایدها و نبایدها در کودک شکل نگرفته است. به همین دلیل کاری که از نظر شما نباید انجام دهد، حس قدرتمند کنجکاوی و اکتشاف را در کودک ایجاد می کند.
کودکان نوپا دانشمندان کوچکی هستند که می خواهند همه چیز را امتحان کنند و با دنیای اطرافشان تعامل کنند. آنها می خواهند لمس کنند، احساس کنند، بو بکشند، مزه کنند، ببینند و اشیا را بررسی کنند تا با این روش دنیای اطراف را مشاهده و کشف کنند. کودک در این مرحله در میانه ی تنش قرار دارد به این معنی که از یک سو احساس هیجان انگیز و جالب استقلال – می توانم راه بروم، می توانم حرف بزنم، می توانم خودم را احساس کنم، می توانم خودم لباس بپوشم، دنیا مال من است- و از سوی دگیر فقط کمی از زمانی که قادر به انجام این کارها نبوده، گذشته است. این مسئله باعث می شود که کودک میان احساس استقلال و عدم وابستگی و احساس وابستگی به مادر سرگردان باشد.
وظیفه والدین تربیت کودک و کمک به رشد استقلال و آموزش مهارت های ارتباط اجتماعی است تا کودک یاد بگیرد در سنین بالاتر از کلماتی مانند “لطفا” و “ممنونم” استفاده کند، اسباب بازی هایش را به همسالانش بدهد، در صف منتظر بماند و قادر به کنترل هیجانات و احساساتش باشد. این آموزش ها باید به مرور انجام شوند تا الگوهای رفتاری مناسب در کودک شکل بگیرند.
وقتی فکر می کنید رفتار کودک مانند انسانهای غار نشین است، می توانید راهکارهای ساده زیر را برای کنترل رفتار کودک به کار ببرید :
با صدای آرام حرف بزنید : در موقعیت هایی که رفتار کودک منجر به وضعیت زرد می شود، باید شفاف و روشن و در عین حال تاثیرگذار باشید. برای مثال می توانید بگویید :” بله، تو داری لباس هایت را در می آوری. اما عزیزم ما در پارک لباس هایمان را از تنمان در نمی آوریم.” یا اگر کودک حرف بدی زد، برای تذکر از صدای خشک و جدی استفاده کنید و به او بگویید :” اگر یکبار دیگر این کلمه را تکرار کنی، مجبور می شویم به خانه برگردیم. “
راه حلی که برای شما کارآمد است را انتخاب کنید : در بسیاری از موارد به عنوان والدین متوجه خواهید شد که چه راهکارهایی برای فرزند شما مناسب هستند. ممکن است راهکار شما برای جلوگیری از تلاش کودک برای بازکردن پوشکش، استفاده از چسب باشد!
رفتارهای مناسب را تقویت کنید : وقتی کودک کار خوبی انجام می دهد، او را تشویق کنید. اغلب وقتی کودک در اتاقش ساکت است، والدین از این فرصت برای انجام کارهای عقب افتاده استفاده می کنند اما بهتر است از این فرصت برای وقت گذرانی با کودک و آموزش استفاده کنید.
مناطق خصوصی بدن را به کودک آموزش دهید
بسیاری از کودکان در این مرحله ممکن است رفتارهایی داشته باشند که شبیه رفتارهای جنسی بزرگسالان و یا به طور کلی نامتعارف باشد است. بنابراین لازم است نسبت به این رفتارهای خودسرانه آگاه باشید. کودکان در این سن عاشق توجه هستند و برایشان فرقی نمی کند که این توجه تحسین، تمسخر یا حتی خنده زیر زیرکی باشد. کاری که شما باید انجام دهید، توجه به رفتارهای مثبت کودک و تقویت این رفتارهاست. هر چه بیشتر رفتارهای مناسب را مورد تشویق قرار دهید، کودک آنها را بیشتر تکرار می کند.
یکی از داغ ترین بحث های میان والدین کودکان نوپا، صحبت بر سر “کشف جنسی” است و این که کودک برای کشف بدن و کسب آگاهی در مورد آن، خودشان را لمس می کنند. اولین چیزی که والدین باید بدانند این است که رفتارهای اینگونه، مرحله ای طبیعی از رشد است و تا وقتی که کودک د ر انجام آن اغراق نمی کند، جای نگرانی نیست. بسیار مهم است که مناطق شخصی و خصوصی بدن را به کودک آموزش دهید و برایش توضیح دهید که نباید به آنها دست بزند و به غیر از افراد و شرایطی که شما به او می گویید مانند حمام یا مطب پزشک، به کسی اجازه ندهد که آن را ببنید یا لمس کند.
کودکان در این سن، با کشف تفاوت های جنسیتی شگفت زده می شوند. اگر کودک خود را در حال کنجکاوی جنسی با یک کودک همسال دیگر دیدید، با آرامش برایش توضیح دهید که نباید قسمت های خصوصی بدن افراد دیگر را لمس کند، همانطور که دیگران هم نباید به قسمت های خصوصی بدن کودک دست بزنند. رفتاری که والدین باید در این شرایط انجام دهند این است که آرام باشند و برای آموزش کودک با تن صدای آرام و خونسرد، مانند زمانی که پوشیدن کفش را به کودک یاد می دهند، با او صحبت کنند.

بعضی اوقات ممکن است فکر کنید کودک خردسال شما توانایی ذاتی برای فراتر رفتن از مرزهای صبر و تحمل شما را دارد. شما تنها نیستید. همه کودکان خردسال به دنبال کسب استقلال هستند اما در عین حال به توجه و عشق والدین یا مراقب نیاز دارند. سنین بین 3 تا 5 سالگی خسته کننده ترین و فعالترین سالهای فرزندپروری هستند.
در این مقاله هشت اشتباه رایج والدین کودکان خردسال را بررسی و برای حل یا جلوگیری از وقوع این مشکلات به چند راهکار اشاره می کنیم :
بی ثباتی در قوانین و سردگمی ناشی از آن :
ثبات رمز موفقیت در برخورد با کودکان خردسال است. وقتی در اجرای قوانین ثبات نداشته باشید، کودک گیج شده و ممکن است رفتار نامناسب را بیشتر انجام دهد و یا اوقات تلخی کند. اگر به کودک اجازه بدهید گاهی رفتار خاصی را انجام دهد و در بعضی مواقع او را از انجام همان کار منع کنید، مطمئنا او را سردرگم خواهید کرد. کودک می خواهد بداند که چرا شما دفعه قبلی که از مهدکودک به خانه می آمدید به او اجازه دادید 10 دقیقه در پارک بازی کند اما این بار از او می خواهید سوار ماشین شود تا زودتر به خانه بروید یا مثلا چرا شب قبل 10 دقیقه کنار او دراز کشیدید تا خوابش ببرد اما امشب نمی توانید این کار را انجام دهید.
راه حل : در رفتار با کودک ثبات داشته باشید. این ثبات باید در قوانین مربوط به نظم و ترتیب، عادات خواب یا قوانین مربوط به تغذیه رعایت شود. اگر قواعد در بیشتر از 90% موارد ثابت باشند و کودک خوب رفتار می کند، می توان گفت که اوضاع خوب است و سعی کنید بیشتر از این توقع نداشته باشید.
تمرکز بر رفتارهای منفی :
تاکید بر رفتارهای منفی مانند داد و فریاد کردن یا جیغ کشیدن و نادیده گرفتن رفتارهای خوب کودک آسان است. متاسفانه والدین به رفتارهایی که دوست ندارند کودک انجام دهد بیشتر توجه می کنند.
راه حل : وقتی کودک کار مثبتی انجام می دهد، به او توجه کنید و به رفتار خوب و مناسب پاداش دهید. پاداش رفتار و عملکرد مثبت کودک می تواند تعریف و تحسین و یا در آغوش گرفتن و بوسیدن کودک باشد. این نوع مشوق ها تاثیر طولانی مدت خواهند داشت.
عدم توجه علائم هشدار دهنده :
وقتی کودک از کوره در می رود و بدخلقی می کند، والدین اغلب سعی می کنند با دلیل و منطق با او حرف بزنند و با گفتن جملاتی از قبیل “آرام باش” و تکرار آن، او را آرام کنند. اما بهتر است بدانید که این روش مانند حرف زدن با ماهی قرمز بی فایده است. امکان کنترل بدخلقی کودک در صورتی وجود دارد که یا حواس او را پرت کنید و یا به طور کلی با پیش بینی امکان بدخلقی کودک، از وقوع آن جلوگیری کنید. در صورتی که بداخلاقی کودک به اوج خود برسد، شما امکان کنترل و آرام کردن آن را از دست می دهید چون کودک صدای شما را نمی شنود.
راه حل : علل و نشانه های هشدار معمول بدخلقی کودک را شناسایی کنید و از آنها جلوگیری کنید. شایع ترین علل بدخلقی کودک گرسنگی، خستگی و کسالت هستند. مثلا در صورتی که کودک در طول روز نخوابیده است، او را همراه خود به سوپرمارکت نبرید یا اینکه یک میان وعده سالم در کیفتان بگذارید و در سوپر مارکت به او بدهید.
تشویق گریه و غرزدن کودک :
ناله ها و غرغرهای کودک شما را کلافه می کند؟ برای مثال آیا درست قبل از شام و درست زمانی که مشغول آماده کردن غذا هستید، فرزندتان شروع به گریه می کند و در حالی که گریه می کند از شما می خواهد او را پارک ببرید یا سراغ دوستش را می گیرد تا با او بازی کند. والدین اغلب تسلیم گریه و ناله های کودک می شوند غافل از اینکه تن دادن به خواسته کودک رفتاری که موجب جلب توجه شما شده است را تقویت می کند. او در این سن به راحتی متوجه می شود که کدام رفتارهایش بیشتر توجه شما جلب می کند و او را به خواسته اش می رساند.
راه حل : این رفتارها را نادیده بگیرید. در مورد رفتارهایی که پرخاشگرانه نیستند مانند بدخلقی یا گریه و ناله کردن بهتر است با سکوت و بدون اینکه چیزی بگویید آنها را نادیده بگیرید. اگر مقاومت کنید و در بی توجهی به رفتارهای نادرست ثبات داشته باشید، کودک متوجه بی نتیجه بودن تلاشش می شود و از آن دست می کشد.
برنامه ریزی بیش از حد برای کودک :
والدین اغلب لیست بلند بالایی از فعالیت های گوناگون مانند رقص یا کلاس موسیقی برای کودک در نظر می گیرند و از اینکه چرا کودک با وجود انجام این همه فعالیت فیزیکی که طبیعتا باید او را خسته کرده باشد، بلافاصله بعد از رفتن به رختخواب خوابش می برد، تعجب می کنند. پاسخ این سوال این است که آنها هنوز سرشار از انرژی هستند و برای آرام شدن به زمان نیاز دارند. همه کودکان و خصوصا خردسالان برای کسب آرامش به فرصت و شرایط آرامش بخش نیاز دارند.
راه حل : بیش از حد برای کودک برنامه ریزی نکنید و او را وادار نکنید از یک فعالیت به فعالیت دیگر بپردازد. به کودک فرصت دهید تا وقتی از مهدکودک بر می گردد، خودش را با انجام بازی هایی که دوست دارد سرگرم کند.
نادیده گرفتن اهمیت بازی :
بیشتر والدین احساس می کنند برای آموزش نظم و ترتیب و حد و حدود باید کودک را در کلاس های رسمی ثبت نام کنند اما این قضیه اهمیت زیادی ندارد. چیزی که در این سن به غنی شدن کودک کمک می کند بازی آزاد است که شامل بازی نمایشی، پر سر و صدا است. بازی آزاد بهترین ابزار برای پرورش مغز کودک است. در بازی، کودکان به طور طبیعی و به اندازه ای که لازم است خود را به چالش می کشند. از آنجا که این چالش ها توسط کودک طراحی می شوند، میزان سختی و آسانی آنها مناسب هستند.
راه حل : فضا و زمان کافی برای بازی کردن در اختیار کودک قرار دهید. به یاد داشته باشید که تعریف بازی از دیدگاه خردسالان ” وقتی باید انتخاب کنی که چه کاری را انجام بدهی، چه کار می کنی” است. انتخاب آزادانه که نمود اختیاری بودن بازی است، از اهمیت زیادی برخوردار است. کودک دوست دارد همه چیز را جمع کند یا کارهای خانه را انجام بدهد، این فعالیت ها برای کودک به منزله بازی است و انجام آن برای کودک جالب و سرگرم کننده است.
غرق شدن در کارهای روزانه :
شاید کودک شما به خوبی به شکل مستقل بازی کند اما این به معنی آن نیست که به توجه شما نیازی ندارد. پس بهتر است در طول بازی کودک کنار او بنشینید و کمی با او بازی کنید. بعضی از والدین به طور کلی با کودک بازی نمی کنند و حواس برخی دیگر موقع بازی با کودک به راحتی با زنگ تلفن، موبایل، ایمیل یا سایر عوامل پرت می شود. خوب است بدانید کودک به خوبی متوجه می شود که آیا واقعا به بازی توجه می کنید یا نه.
راه حل : زمان در نظر بگیرید، هیجان و اشتیاق به خرج دهید و در مدتی که مشغول بازی هستید، تمام توجهتان را به بازی و کودک بدهید. نیم ساعت بازی متمرکز با کودک در شرایطی که توجه کاملتان را به کودک می دهید و نگران آماده کردن شام یا انجام کار خاصی نیستید بهتر از این است که یک روز کامل با کودک بازی کنید اما نیمی از توجه خود را به او بدهید.
واکنش اغراق آمیز به دروغ گویی :
شنیدن دروغ از زبان کودک، والدین را به شدت عصبانی می کند اما بهتر است رفتار دروغ گویی کودک را به عنوان رفتاری تجربی و نه یک مسئله اخلاقی در نظر بگیرید. وقتی کودکان شروع به دروغ گفتن می کنند، یک پیشرفت شناختی بزرگ اتفاق افتاده است. دروغ گفتن برای کودک هیجان انگیز و کمی ترسناک است و بار هیجانی دارد اما والدین با شنیدن دروغ کودک، از کوره در می روند و بلافاصله آینده بدی را برای او متصور می شوند.
راه حل : واکنش اغراق آمیز نشان ندهید. شنیدن یک یا دو دروغ از کودک طبیعی است و بخشی از رشد اوست. سعی نکنید کودک را وادار به گفتن حقیقت کنید. مثال اگر پینوکیوی کوچولوی شما به خوردن شکلات روی میز اعتراف نمی کند، می توانید به او بگویید ” تو از اینکه من بفهمم، احساس بدی پیدا می کنی!”
فرزندپروری موثر به صرف زمان، صبر و عشق نیاز دارد. علاوه بر این لازم است به یاد داشته باشید که نمی توانید در یک روز تغییرات ایجاد کنید. پس صبور باشید و در صورت عدم موفقیت، بارها و بارها و بارها تلاش کنید.

همیشه فهمیدن این مسئله که پرستار کودک کارش را درست انجام میدهد یا نه، کار آسانی نیست. به همین دلیل شاید بد نباشد برای اطمینان کمی بیشتر به نشانه ها توجه کنید. بعضی از والدین برای رفع نگرانی هایشان از وسایل مخصوص نظارت بر کار پرستاران استفاده می کنند اما معمولا بدون نیاز به استفاده از این وسایل می توان متوجه کارآیی یا عدم کارآیی پرستار شد.
در صورت وجود هر یک از موارد زیر به احتمال زیاد عملکرد پرستار کودک نامناسب است :
کودک از پرستارش می ترسد و با دیدن او مضطرب و نگران می شود : بیشتر اوقات کودک برای آشنایی و سازگاری با مراقب جدید نیاز به زمان دارد. در ابتدا ممکن است کودک گریه کند، بداخلاقی کند یا رفتارهای پرخاشگرانه نشان دهد. این رفتارهای کودک طبیعی است اما اگر با گذشت زمان هنوز هم به نظر می رسد کودک ترسان و غمگین است، بهتر است بررسی های لازم را انجام دهید.
پرستار هیچوقت نمی تواند جای پدر یا مادر را بگیرد اما کودک نیاز دارد با پرستارش احساس راحتی کند. شاید کودک شما و پرستارش ارتباط نزدیک برقرار نکرده باشند یا پرستار نتوانسته است راحتی و آرامش و گرمایی که کودک نیاز دارد را به او بدهد. مانند بسیاری از روابط انسانی، داشتن زمینه ارتباطی مشترک بسیار اهمیت دارد.
رفتار پرستار کودک در قبال برنامه روزانه مرموز به نظر می رسد : این مسئله که کودک و پرستارش زمانشان را چگونه سپری می کنند نباید از شما پوشیده باشد. وقتی به خانه برمی گردید باید نسبت به شنیدن جزئیات روزی که کودک گذرانده است مشتاق باشید. اگر پرستار کودک علاقه ای به بیان آن ندارد می تواند نشان دهنده این باشد که پرستار کودک در برقراری ارتباط ضعیف است و یا اینکه چیزی را از شما پنهان می کند.
کودک دچار حوادثی می شود که به راحتی قابل پیشگیری هستند : پرستار کودک باید چهارچشمی مراقب کودک باشد و بداند که کودک در هر لحظه مشغول چه فعالیتی است تا از بروز هرگونه جراحتی جلوگیری کند. در صورت وجود جراحات در بدن کودک، به احتمال زیاد پرستار بدون اینکه حواسش به کودک باشد او را هنگام بازی رها می کند.
متوجه شده اید که پرستار کودک به درخواستهای شما عمل نمی کند : هر دو شما به همراه یکدیگر برای مراقبت از کودک همکاری می کنید، بنابراین پرستار کودک نباید به گونه ای عمل کند که به نظر برسد بهتر از شما به پرورش کودک آشناست.
از روشهای فرزندپروری شما انتقاد می کند : پرستار کودک باید با شما همراه باشد و شما باید نسبت به پیشنهادات سازنده او اشتیاق نشان دهید، خصوصا اگر پرستار زمان زیادی را با کودک صرف می کند. اما اگر احساس می کنید در مورد مسائل اساسی مانند تغذیه، خواب و امنیت کودک هم عقیده نیستید، این رابطه ممکن است مدت زیادی دوام نداشته باشد.
پرستار کودک اغلب دیرتر از زمان مقرر حاضر می شود : یک پرستار غیر قابل اعتماد که نتوانید رویش حساب کنید، همیشه شما در وضعیت معلق و بلاتکلیفی قرار می دهد. کسی را پیدا کنید که می دانید به شغلش پایبند است و به نیازهای شما اهمیت می دهد. دیر کردن و غیبت های غیرموجه می توانند نشان دهنده این واقعیت باشند که پرستار در مسائل دیگر هم غیرقابل اعتماد است.
کودک اغلب به شکل نامعمولی ژولیده و کثیف به نظر می رسد : کثیف شدن کودکان بعد از بازی طبیعی است اما اگر دست های کودک بعد از ناهار تا پایان روز کثیف می مانند و یا وقتی به خانه می رسید باید لباس کودک را عوض کنید، حتما مشکلی وجود دارد. اگر پرستار کودک نمی تواند مراقبت های اولیه و اساسی را انجام دهد ممکن است نشانه این باشد که قادر به برطرف کردن نیازهای کودک نیست.
رفتارهای او موجه به نظر نمی رسند : هیچوقت کسی را که دزدی می کند، دروغ می گوید یا سعی می کند شما را فریب دهد را تحمل نکنید. شما باید قادر باشید به پرستار کودک در خصوص کار و رابطه اعتماد کنید.
کودک همیشه گرسنه و خسته است : اگر کودک طوری غذا می خورد که انگار تمام روز حتی یک لقمه هم غذا نخورده است یا به حدی خسته است که نمی تواند چشمهایش را باز نگه دارد، علامت خطر است. احتمالا پرستار برنامه خواب و تغذیه را به درستی اجرا نمی کند.
در مورد پرستار کودک احساس خوبی ندارید : اگر شک دارید، به حسی که دارید اعتماد کنید. غریزه شما معمولا به واقعیت نزدیک است. بنابراین اگر پرستار کودک به نظرتان نامناسب می رسد، به فکر پیدا کردن یک پرستار دیگر باشید.

خلق و خوی کودکان خردسال می تواند به همان سرعتی که آب و هوا تغییر می کند، دچار نوسان شود. هزاران دلیل وجود دارد که به خاطر آنها کودک شما را از خودش دور می کند یا ناگهان به خاطر اینکه او را در آغوش کشیده اید، اعتراض می کند. در حالی که بهترین توصیه در این شرایط معمولا این است که صبر کنید تا طوفان فروکش کند اما بد نیست کمی هم در مورد دلایل متداولی که باعث رفتارهای سرد کودک می شود و شیوه پاسخگویی به آنها بدانید.
کودک روز بدی را گذرانده است
درست مانند بزرگسالان، کودکان هم روزهایی را تجربه می کنند که ترجیح می دهند در دنیای خودشان باشند. با وجود اینکه مسائل کودکان ممکن است از آنچه که بزرگسالان با آن مواجه می شوند پیچیدگی کمتری داشته باشند اما احساس ناامیدی و عدم کفایت می تواند موجب انزواطلبی کودک خردسال شود.
در این شرایط بهتر است به تمایل کودک به فاصله گرفتن احترام بگذارید اما در عین حال به او نشان دهید که در کنارش حضور دارید و هر وقت که بخواهد می تواند از شما کمک بخواهد. به احتمال زیاد او باید به تنهایی زخم هایش را التیام بخشد و بعد از آن به سراغ شما خواهد آمد.
کودک در حال نقاهت و بهبود پس از یک اوقات تلخی است
اگر کودک بلافاصله بعد از اینکه او را به خاطر انجام کار نادرستی مورد مواخذه قرار داده اید، شما را از خود می راند تعجب نکنید. این حس میان کودکان مشترک است. احساسات کودک آسیب دیده است و او می خواهد شما متوجه این مسئله بشوید و یا شاید به دلیل داد و بیداد یا غلت خوردن روی زمین احساس خستگی می کند.
در این شرایط پیش از هر چیز باید بپذیرید که کودک حق دارد کلافه و ناامید شود. به احساسات خودتان بعد از یک جروبحث طولانی با دوستتان فکر کنید. مطمئنا در این وضعیت به اندکی زمان نیاز دارید تا احساس بهتری پیدا کنید. کودک خردسال هم با شما تفاوتی ندارد.
قبل از اینکه فضای لازم را برای کودک ایجاد کنید، به او نشان دهید که احساساتش را درک می کنید. “دوست نداری با مامان حرف بزنی چون از دست او عصبانی هستی که به تو اجازه نداده بستنی بخوری، درست است؟” به او بفهمانید هر وقت نیاز به همدردی و آغوش داشته باشد، شما در کنارش حضور دارید. به او اطمینان بدهید که در هر شرایطی او را دوست دارید و به او عشق می ورزید.
او از دست شما ناراحت است و نمی داند چطور دلخوری اش را به شما نشان دهد
در این وضعیت اگر فکر می کنید ممکن است دلیل غیر قابل بیانی برای عدم پذیرش شما وجود دارد، با کودک حرف بزنید و با مهربانی از او سوال کنید : “آیا احساس می کنی من به اندازه کافی وقتم را با تو نمی گذرانم؟” و پاسخ های او را بدون قضاوت کردن بپذیرید.
ممکن است شنیدن این که کودک از شما ناراحت و خشمگین است شما را غمگین و آزرده کند اما به یاد داشته باشید احساسات کودک دائمی نیستند و حرف زدن درباره آنها به کودک کمک می کند تا آنها را بهتر درک کند.
ممکن است کودک در حال گذار به مرحله عدم وابستگی باشد
با وجود آنکه در یک سالگی به نظر می رسد کودک با چسب به شما چسبیده است، در حدود 3 تا 4 سالگی ممکن است حتی به شما اجازه ندهد به اسباب بازی هایش نزدیک شوید. این رفتار کودک می تواند به این علت باشد که کمتر به شما نیاز دارد و یا سعی می کند شما را امتحان کند تا ببیند اگر تلاش کند شما را از خودش براند آیا در عشق به او ثبات دارید یا نه و یا به سادگی در حال انجام کاری است که به شدت روی آن تمرکز کرده است و نمی تواند به چیز دیگری توجه کند ( و شما با نزدیک شدن به او و درخواست بوسه در این روند اختلال ایجاد می کنید).
در این شرایط سعی کنید رفتارهای کودک را جدی نگیرید. او هنوز هم به شما عشق می ورزد اما شاید در این لحظه به آغوش و بوسه های شما نیاز نداشته باشد. اگر وقتی کودک در حال انجام فعالیت خاصی است و احتمال دارد با نزدیک شدن به او باعث آزارش شوید، بهتر است آغوش ها و بوسه هایتان را برای وقت خواب یا وقتی مشغولیت خاصی ندارد نگه دارید.
کودک فقط پدر یا مادر را از خودش می راند
عبور از مرحله بی وفایی یا عدم پذیرش و راندن هر یک از والدین برای کودک کاملا طبیعی است، خصوصا اگر یکی از شما بیرون از خانه شاغل باشد. اگر فکر می کنید تغییر رفتارهای کودک معنی دار است به رفتار خودتان نگاه کنید. آیا امکان دارد رفتار یکی از شما دونفر به عنوان والدین باعث تقویت علاقه انتخابی کودک شده باشد؟
شاید بدون اینکه متوجه شده باشید هر بار که همسرتان به خانه برمی گردد با بی میلی با او برخورد کرده اید و یا در ابراز علاقه به کودک افراط می کنید.
ممکن است کودک از نظر شخصیتی احساساتی و لمسی نباشد
حتی اگر شما بسیار با احساس و عاطفی هستید، کودک شخصیت مستقلی دارد و نباید انتظار داشته باشید که این ویژگی ها را از شما به ارث برده باشد. اگر کودک خردسال از شما فاصله می گیرد، بهتر است او را همانطور که هست بپذیرید و به جای اینکه نشان دهید که از رفتار کودک آزرده شده اید، به او فرصت دهید تا با شیوه خودش به شما ابراز علاقه کند. احتمال دارد با وجود شخصیت عدم وابسته و متکی به خود، هر چند وقت یکبار و در زمانهایی که غمگین یا ترسان است به آغوش و بوسه های شما نیاز داشته باشد. سعی کنید واکنش های کودک را بخوانید و اگر فکر می کنید با این مسئله با روی باز برخورد می کند، احساساتتان را به او نشان دهید.
حال جسمانی کودک خوب نیست
کودک بغلی شما ناگهان بدخلق و بی تاب شده است و وقتی تلاش می کنید او را در آغوش بگیرید، شما را از خودش می راند. اگر این حالت کودک عجیب به نظر می رسد، بهتر است با پزشک کودک مشورت کنید چون ممکن است علت این رفتارهای کودک مشکلات فیزیکی مانند یک آلرژی نوظهور یا بیماری های دیگر باشد.
کودک در حال تجربه یک خشم یا ناراحتی واقعی است و به شکل نامناسب واکنش نشان می دهد
بعضی از کودکان می توانند بعضی وقت ها از خطوط فراتر بروند و با خشونت فیزیکی ( هل دادن، ضربه زدن یا گاز گرفتن ) شما را از خود برانند.
حتی اگر رفتارهای کودک واقعا دردناک نیستند اما بسیار اهمیت دارد که به شکل قاطع در مقابل هر گونه پرخاشگری فیزیکی کودک بایستید. برای خردسالان این به معنی در نظر گرفتن عواقب ساده و روشن برای رفتارهای نامناسب است. “نه! مامان این کار را دوست ندارد. اگر این کار را انجام بدهی مجبور می شوم …” و حتما به آنچه که می گویید عمل کنید.
همچنین بد نیست بعد از مدتی و با آرام شدن کودک در مورد آنچه که اتفاق افتاده است با او حرف بزنید. اگر فکر می کنید ممکن است به شکلی در ماجرا مقصر هستید، با بیان اشتباهتان مانند یک الگوی مناسب برای کودک عمل کنید و مسولیت اشتباهتان را به عهده بگیرید و به کودک بگویید که اشتباهتان را دوباره تکرار نخواهید کرد و بعد توقعاتتان از کودک را به او گوشزد کنید و با او در مورد احساساتش حرف بزنید.
در حالی که رفتارهای پرخاشگرانه برای والدین بسیار ناراحت کننده هستند اما دقت کنید هنگام صحبت با کودک روی تجربیات هیجانی خودتان از اتفاقی که روی داده است تمرکز نکنید. به عنوان یک بزرگسال این وظیفه شماست که با احساساتتان مواجه شوید و آنها را حل و فصل کنید و این به هیچ وجه ربطی به کودک ندارد.

اگر کودک شما معمولا سرش را بین پای شما پنهان می کند و از رویارویی با اتفاقات جدید پرهیز می کند، احتمالا تا حالا نتیجه گرفته اید که او به شکل طبیعی و ذاتی خجالتی است. علاوه بر این ممکن است کودک کمی مضطرب یا ناآرام به نظر برسد و زمانی که با افراد یا موقعیت های ناشناخته مواجه می شود شروع به گریه کند. احتمال دارد خوابش سبک باشد و نسبت به همسالانش از حساسیت بیشتری در برابر بیماری ها و رویش دندان ها برخوردار باشد. شاید برایتان جالب باشد که این ویژگی کودک از کجا سرچشمه می گیرد و تا چه وقت ادامه خواهد داشت.
امروزه بیشتر متخصصین باور دارند که اساس و پایه ی خلق و خوی کودک ذاتی است. بعضی از کودکان برون گرا و جسور هستند در حالی که برخی دیگر خجالتی و کم رو متولد می شوند. این یک مفهوم بسیار جدید است چون برای مدت زمان طولانی تصور می شود که محیط کودک مسئول اصلی شکل دهی به شخصیت کودک است. اما امروزه دانشمندان موفق به یافتن ژن هایی شده اند که با رفتارهای خجالتی بودن، ترسو بودن و حتی هیجان طلبی در ارتباط هستند. بنابراین خلق و خوبی فرزند شما که تا اندازه زیادی محصول شیمی اعصاب است، او را برای واکنش های محتاطانه در موقعیت های جدید و در برخورد با افراد گوناگون آماده می کند.
قبل از نتیجه گیری در مورد اینکه آیا کودک شما خجالتی است یا خیر، به این نکته توجه کنید که امکان دارد کودک در مرحله اضطراب جدایی قرار داشته باشد و این مسئله باعث واکنش هایی شبیه خجالت یا کم رویی می شود. برای درک تفاوت این دو وضعیت به این نکات توجه کنید :
اگر کودک به طور ناگهانی در برخورد با غریبه ها محتاط عمل می کند و اجازه نمی دهد شما از مقابل چشمانش دور شوید، به احتمال بسیار زیاد نشانه اضطراب جدایی کودک است و به طور کلی زمانی نمایان می شود که کودکان توانایی حرکت کردن و عدم وابستگی را تجربه می کنند. تقریبا همه کودک حداقل یک اپیزود از این وضعیت را بین 7 تا 18 ماهگی تجربه می کنند و در بسیاری از آنها این حالت تا 3 سالگی یا حتی بیشتر ادامه خواهد داشت. اضطراب جدایی ممکن است با عواملی از قبیل نقل مکان والدین، تغییر مراقب یا ترس از تنها ماندن در تاریکی تشدید شود.
اگر احساس می کنید کم رویی کودک نوپای شما بیشتر از آنچه گفته شد به نظر می رسد، نگران نباشید. این واقعیت که او از نظر شخصیتی درون گرا است نباید باعث درجا زدن او شود و به همین دلیل ممکن است به شکل ویژه ای نیاز به عشق و محبت و پذیرش بی قید و شرط شما داشته باشد.
به کودک برچسب خجالتی بودن نزنید
بهترین کار این است که در حضور کودک در مورد کمرویی او با دیگران حرف نزنید. کودک ممکن است جمله “او خجالتی است” را یک انتقاد بداند یا از جمله “او فقط کمی خجالت می کشد” را به عنوان بهانه ای برای جدا کردن خودش از دیگران استفاده کند. در عوض تلاش کنید تا از جملاتی مانند ” کمی طول می کشد تا با افرادی که نمی شناسد احساس راحتی کند “. تلاش نکنید همیشه به کودک به عنوان خجالتی فکر کنید. اگر از کودک انتظارخجالتی بودن داشته باشید، توقع و انتظار شما می تواند بر رفتار کودک تاثیر بگذارد.
کودک را درک کنید
به کودک اجازه دانستن این نکته را بدهید که شما احساسات او را درک می کنید. اگر شما وارد اتاقی بشوید که پر از کودکان نوپایی است که مشغوا برگزاری جشن تولد هستند، برای مثال ممکن است بگویید ” وقتی این همه بچه باهم سر و صدا می کنند، کلافه می شوم! ” پیامی که با این جمله به کودک می دهید این است که واکنش های او طبیعی است و دیگران هم ممکن است احساسات مشابه او را تجربه کنند.
کودک را تشویق کنید
هر زمانی که کودک موفق به یافتن یک دوست جدید شد و یا در یک فعالیت گروهی شرکت کرد، به او پاداش بدهید یا اگر او را دیدید که بعد از یک ربع پنهان شدن در دامن شما، یک لبخند پر از شرم و کم رویی به پدربزرگ می زند، با گفتن ” چه قدر قشنگ لبخند زدی، مطمئنم که با لبخندت پدربزرگ را شاد کردی!” به جای انتقاد کردن از اینکه چه قدر طول کشید تا سلام کند، او را تشویق کنید. برای عمه ها، عموها، خاله ها و دایی های کودک توضیح دهید به جای تحت فشار قرار دادن کودک، کمی صبور باشند.
کودک را تحقیر و سرزنش نکنید
هیچ چیز بیشتر و سریع تر از کلمات نامهربانانه به اعتماد به نفس کودک آسیب نمی رساند، حتی اگر فکر می کنید این کلمات در حد یک شوخی هستند. به یاد داشته باشید با تقویت احساس منفی در کودک به خاطر خجالتی بودن، هیچ چیز مثبتی به دست نخواهید آورد. خجالتی بودن بخشی از شخصیت کودک است و این ویژگی قابلیت خاموش و روشن کردن ندارد.
از موقعیت های اجتماعی اجتناب نکنید
ممکن است تصور کنید برای راحت تر کردن شرایط کودک بهتر است او را از موقعیت های اجتماعی دور نگه دارد اما این تصمیم به هیچ وجه صحیح نیست. با اینکه ممکن است کمی طول بکشد تا کودک در زمین بازی یا در یک جشن تولد با دیگران ارتباط برقرار کند اما هر جه بیشتر در چنین گردهمایی هایی حضور پیدا کند، راحت تر خواهد بود. اگر قرار است در یک مهمانی یا جشن بزرگ شرکت کنید، سعی کنید زودتر از دیگران به آنجا برسید تا کودک زمان اضافی برای سازگار شدن با محیط پیدا کند.
برای اجتماعی کردن کودک به دنبال راه حل هایی باشید که کمتر استرس زا هستند
فعالیت هایی را انتخاب کنید که شامل گروه های کوچک تر و آرام تر محیط های آرام و آشنا هستند. اگر کتاب فروشی یکی از مکان های مورد علاقه کودک است، بهتر است همراه او در جلسات آنجا شرکت کنید و یا دوستش را برای گشت و گذار در کتاب فروشی دعوت کنید.
راهی وجود ندارد که متوجه شوید آیا کودک خجالتی شما همینطور باقی خواهد ماند یا نه اما تعداد بیشماری از افراد که در کودکی کم رو بودند در بزرگسالی به این ویژگی غلبه کردند. در واقع بسیاری از محققین باور دارند با رشد کودک، تاثیر تجربه بر ژنتیک غالب خواهد بود. در نهایت اینکه تنها بخش بسیار کمی از شخصیت بزرگسالی که در حدود 10 درصد است، ذاتی و مادرزادی است. بنابراین سعی کنید به جای نگرانی برای کودک، او را بپذیرید و مورد حمایت قرار دهید تا به کودک کمک کنید با جهان اطرافش مواجه شود. به او کمک کنید با خودش راحت باشد و خودش را همانطور که هست بپذیرد و به یاد داشته باشید اعتماد به نفسی که به کودک می دهید به موفقیت های آینده او بسیار کمک خواهد کرد.

کودکانی که از نظر ذهنی قوی هستند برای رویارویی با چالش های آینده آماده شده اند. آنها قادرند به شکل مولد با مشکلات مقابله کنند، از اشتباهاتشان به شکل موثر درس می گیرند و به شایستگی با سختیها رو در رو میشوند. یاری رساندن به کودکان برای ایجاد توانایی ذهنی کودکان را برای مواجهه با چالشهای کوچک و بزرگ زندگی آماده میکند. کودکانی که از نظر ذهنی قوی هستند تحت تاثیر فشار هیجانات عمل نمی کنند. آنها همچنین اهل لجبازی نیستند.
راهکارهای مختلف فرزندپروری، تکنیک های نظم و انظباط و ابزارهای آموزشی مختلفی وجود دارند که می توانند به کودک کمک کنند تا قوی تر رشد کند. سه رویکرد یا راه حل را برای تقویت ذهنی کودک در نظر بگیرید:
در این مقاله راهکارهایی مهم برای کمک به شکل دهی توانایی ذهنی کودک را مورد مطالعه قرار میدهیم.
به کودک اجازه بدهید تا با اشتباه کردن فرصت یادگیری درسهای مهم زندگی را به دست بیاورد. به او یاد بدهید که این اشتباهات بخشی از روند یادگیری هستند و به همین علت نباید به خاطر انجام کار اشتباهی احساس شرمندگی یا خجالت زدگی کند. تا جایی که خطری کودک را تهدید نمی کند به او امکان تجربه عواقب طبیعی اشتباهاتش را بدهید و در مورد چگونگی جلوگیری از تکرار همان اشتباه در آینده با کودک حرف بزنید.
برای کودکان دشوار است که از نظر ذهنی احساس قدرت کنند در حالی که خودشان را با افکار منفی بمباران میکنند یا پیش بینی میکنند که کارها همانطور که میخواهند پیش نخواهد رفت. به کودک یاد بدهید افکار منفی را در ذهنش خاموش و ساکت کند و کمی بیشتر واقع بین باشد. نگاه واقع بینانه به موانع دشوار زندگی هنوز هم به شکل خوشبینانه ای به کودکان کمک میکند تا بهترین عملکرد خودشان را داشته باشند.

اگر کودک از چیزهایی که ترسناک هستند دوری بکند، هیچ وقت فرصت به دست آوردن اعتماد به نفس در خصوص توانایی رویارویی با استرس را نخواهد داشت. حتی اگر کودک از تاریکی میترسد یا از مواجهه با چیزهای جدید وحشت دارد، به او کمک کنید با ترسهایش مواجه شود. وقتی کودک با موفقیت با ترسهایش رو به رو شود، عزت نفس کافی را برای خروج از منطقه امن خود پیدا میکند و میتوانند قویتر رشد کنند.
ممکن است کمک به کودک زمانی که در حال تلاش است، وسوسه برانگیز باشد، نجات او از همه فشارها فقط باعث میشود کودک احساس ناتوانی کند. حتی اگر کودک از انجام تکالیف ریاضی خسته و ناامید شده است یا تلاش می کند به شکل کاملا مستقل بحثی را با دوستش به نتیجه برساند، به کودک فرصت دهید تا ناراحتی را تجربه کند و اجازه بدهید مشکلش را بدون مداخله شما حل کند. کسب موفقیت در یادگیری به ساخت توانایی ذهنی آنها کمک می کند و در نتیجه می توانند با احساسات و هیجاناتشان به شکل موثر رو در رو شوند.
کودکان برای کسب توانایی تصمیم گیری سالم به یک راهنمای اخلاقی قوی نیاز دارند تا با کمک آن تصمیمات صحیح و سلامتی بگیرند. تلاش کنید تا ارزش ها را به تدریج به کودک القا کنید. فرصت هایی ترتیب دهید تا کودک بتواند از اهمیت ارزش هایی که به او آموزش می دهید، آگاه شود. برای مثال به جای اینکه به کودک یاد بدهید که باید به هر قیمتی برنده باشد، بر اهمیت صداقت و مهربانی تاکید کنید. کودکانی که ارزش هایشان را می شناسند حتی در صورت مخالفت دیگران با اعمال آنها، بیشتر موفق به تصمیم گیری های درست و سلامت می شوند.
قدرشناسی یک داروی شگفت انگیز برای عادات بدی مانند دلسوزی برای خود است که می تواند کودک را از کسب توان و قدرت ذهنی باز دارد. به کودک کمک کنید حتی در بدترین روزهایی که تجربه می کند هم قادر به دیدن چیزهای خوب اطرافش هم باشد. با کسب این توانایی کودک متوجه می شود چیزهای زیادی وجود دارند که می تواند به خاطر آنها شاکر باشد. قدرشناسی می تواند خلق و خوی کودک را بهبود ببخشد و مهارت حل مسئله فعال را تقویت کند.
شکل دهی و ساخت قدرت و توانایی ذهنی نیازمند پذیرش مسئولیت های شخصی است. اگر کودک مرتکب خطایی می شود یا رفتار نادرستی انجام می دهد به او فرصت بدهید تا در مورد اشتباهاتش توضیح بدهد و اگر کودک تلاش می کند دیگران را برای احساسات، رفتارها و افکارش مقصر بداند و سرزنش کند، او را تصحیح کنید.

ساخت قدرت و توانایی ذهنی نیازمند این است که کودک کاملا نسبت به هیجاناتش آگاه باشد. البته این به معنی سرکوب احساسات آنها نیست بلکه باید به کودکان یاد بدهید تا با شیوه های صحیح با این احساسات مواجه شوند. به کودک یاد بدهید که چطور می تواند با هیجانات ناخوشایندی مانند خشم، ناراحتی و ترس مواجه شود. وقتی کودکان نسبت به احساساتشان آگاه می شوند و متوجه می شوند که چطور باید با آنها رو در رو شوند، بهتر می توانند برای رویارویی با چالش های آتی آماده شوند.
به جای حرف زدن در مورد قدرت و توانایی ذهنی، سعی کنید به شکل عملی به کودک نشان دهید که از نظر ذهنی قوی هستید چون بهترین راه تشویق کودک برای رشد قدرت ذهنی اوست. با او در مورد اهداف شخصی خودتان حرف بزنید و به کودک نشان دهید که شما هم در جهت قوی تر شدن در حال حرکت و رشد هستید. پیشرفت شخصی و قدرت ذهنی را در زندگی خودتان به عنوان یک اولویت قرار دهید تا کودک با مشاهده شما از یک الگوی مناسب پیروی کند.

یکی از چیزهایی که شاید همه ما دوست داشته باشیم این است که بتوانیم خیاطی کنیم و هر چیزی که دوست داریم را با دست های خودمان درست کنیم. عید نوروز شاید برای همه مادرانی که به تازگی صاحب نوزاد شده اند، بهانه خوبی باشد تا دست به کار شوند و هدیه های نوزاد را با سلیقه و هنر خودشان، منحصر به فرد و خاص درست کنند. به همین منظور سعی می کنیم پیش از فرا رسیدن عید نوروز، روش ساخت چند هدیه ساده و دوست داشتنی را به شکل تصویری در اختیارتان قرار دهیم تا اگر تمایل داشتید آنها را درست کنید و یا از آنها ایده بگیرید.
مکعب های پارچه ای برای نوزاد و نوپا
برای ساختن این مکعب ها می توانید از لباس ها، حوله ها و ملحفه های قدیمی نوزاد استفاده کنید و یا اگر دوست دارید می توانید پارچه های مورد علاقه تان را خریداری کنید.

در انتخاب رنگ دقت کنید و سعی کنید از پارچه هایی استفاده کنید که با هم هماهنگی دارند.
اگر به طرح خاصی که روی پارچه لباس یا حوله است علاقه دارید، در برش آن دقت کنید.

برای ساخت هر مکعب شما به شش مربع 12*12 ، خرده پارچه های مختلف برای تکه دوزی و پشم شیشه نیاز دارید.
برای شروع پارچه هایتان را انتخاب کنید

برای هر مکعب، شش مربع برش دهید و آنها را به ترتیبی که دوست دارید کنار هم قرار بگیرند، مرتب کنید.

بعد آنها را طبق همان الگو روی زمین پهن کنید تا قبل از دوختن یکبار دیگر ترتیب قرار گرفتن آنها را ببینید.
اگر دوست دارید که روی آنها چیزی تکه دوزی کنید، تکه ها را روی پارچه قرار دهید تا قبل از دوختن از اینکه ترتیب قرار گرفتنشان را دوست دارید، مطمئن شوید.

تکه پارچه ها را می توانید به شکل ها و با الگوهای مختلفی روی پارچه بدوزید اما قرار دادن آنها در قسمت بالایی از اشتباهات بعدی جلوگیری می کند.

بعد از این مرحله نوبت کوک زدن مربع ها به همان ترتیبی است که از قبل تصمیم گرفته اید.

اول مربع هایی که پشت سر هم قرار می گیرند و بعد مربع های کناری را به هم کوک بزنید و بعد با چرخ خیاطی بدوزید.


حالا نوبت به هم دوختن کناره های هر مربع است.

برای دوختن لبه های کار به یکدیگر می توانید آنها را روی یکدیگر قرار دهید و با کناره های سمت راست باهم بدوزید.
بعد دو لبه دیگر را بدوزید.
و به همین ترتیب ادامه بدهید.

وقتی به آخرین لبه رسیدید، باید یک محفظه باقی بگذارید تا بتوانید مکعب را به رو کنید و با پشم شیشه یا پارچه پر کنید.


بعد از اینکه مکعب را به رو کردید با یک مداد یا وسیله ای دیگر، به گوشه های مکعب ضربه بزنید و آنها را بیرون بیاورید.

بعد از اینکه آن را پر کردید، درز مکعب را ببندید .

یک هدیه زیبا و ارزان برای کودک دلبند شما!


کودکان نیاز به توجه ویژه دارند تا رشد جسمی و روانی مناسبی داشته باشند و سلامتشان با رعایت نکاتی که والدین باید به آن آگاه باشند، تضمین شود. در این میان بسیاری از والدین سراغ متخصصان میروند اما اشتباههای مهمی که درباره کودک انجام میدهند را فراموش میکند و درگیر حواشی و مسائل بی اهمیت میشوند. با هم برخی از موارد مهم در مورد کودکان را مرور میکنیم.
مواد غذایی سالم را روی میز بگذارید و نگران این نباشید که کودک چه میزان از آن را می خورد یا نمی خورد. بعضی از والدین کودکان دارای اضافه وزن سعی می کنند رژیم های سخت غذایی را به کودک تحمیل کنند و در نهایت نتیجه ممکن است حتی مشکلات شدیدتر اضافه وزن باشد. همچنین والدینی که کودکان کم وزن دارند ممکن است کودک را برای بیشتر خوردن تحت فشار بگذارند که این شیوه هم می تواند منجر به کمتر غذا خوردن کودک و تشدید مشکل شود. آنچه که مهم است، وجود تنوع در وعده های غذایی کودک است تا بتواند چیزی را که دوست دارد انتخاب کند و بخورد.

در حالی که ممکن است شما برای از پوشک گرفتن کودک آماده باشید اما احتمال دارد کودک هنوز آمادگی لازم را کسب نکرده باشد. نگران نباشید! در واقع آموزش توالت رفتن به کودک را می توانید تا چهار سالگی به تعویق بیندازید. کودک باید برای شروع یادگیری آمادگی داشته باشد و این آمادگی اتفاق نمی افتد مگر اینکه زمان آن فرا رسیده باشد.
خردسالی زمانی است که کودک شما سعی می کند عدم وابستگی و استقلال را در وجودش پرورش دهد. بنابراین وضع قوانین سخت گیرانه تنها منجر به کشمکش و مبارزه برای قدرت خواهد شد. اراده خودتان را به کودک تحمیل نکنید بلکه به او فرصت انتخاب بدهید. درست مانند خودتان که هر روز با انتخاب های زیادی روبه رو هستید، فرصت های مشابهی را هم برای کودک فراهم کنید. و به او اجازه بدهید که برای خودش تصمیم بگیرد. مثلا برای شام به او امکان انتخاب بین دو غذا را بدهید. با این روش کودک احساس می کند که می تواند همان چیزی را بخورد که خودش انتخاب می کند. البته لازم است همیشه از اینکه کودک مواد غذایی سالم را هم مصرف می کند، اطمینان حاصل کنید.

وقتی کودک رفتار نامناسبی انجام می دهد، والدین به سرعت واکنش نشان می دهند اما اغلب فراموش می کنند زمانی که کودک رفتار مناسبی انجام می دهد، او را مورد تشویق قرار دهند. متاسفانه چون والدین بیشتر بر این تمرکز دارند که از وقوع و شکل گیری رفتارهای نامناسب جلوگیری کنند، رفتارهای خوب و مناسب کودک را نادیده می گیرند و یا از آن غافل می شوند. به یاد داشته باشید اگر زمانی که کودک رفتار خوبی دارد او را مورد تشویق قرار دهید، بیشتر به تکرار آن رفتار تمایل نشان خواهد داد. بنابراین دفعه بعدی که کودک اسباب بازی هایش را بعد از بازی جمع آوری کرد، به شکل کلامی و غیرکلامی (بوسیدن و درآغوش گرفتن) او را مورد تشویق قرار دهید.
حتی اگر کودک برای شستن دندان هایش با مسواک مقاومت نشان می دهد، مسواک زدن دندان ها ارزش این جنگ و کشمکش را دارد! دندان های کودک در این سنین جای دندان های بزرگسالی هستند و به همین علت مراقبت از آنها از اهمیت زیادی برخوردار است. همچنین به شکل و ظاهر دندان ها توجه داشته باشید تا در صورت وجود هر گونه نشانه هشدار مانند لکه های قهوه ای رنگ، متوجه آن بشوید. حتی زمانی که دندان های شروع به لق شدن می کنند هم نباید از آنها غافل شوید. معمولا پسرها در حدود 5 تا 6 سالگی و دخترها کمی زودتر دندان های شیری را از دست می دهند و دندان های جلویی قبل از دندان های عقب می افتند. اگر فکر می کنید فرزند شما دندان هایش را زودتر از دست داده است یا دندان های عقبی زودتر از دندان های جلویی افتاده اند، بهتر است با دندانپزشک کودک تماس بگیرید.
خواب بخش مهمی از سلامتی و رشد کودک است، به همین علت لازم است برنامه منظم خواب نیمروزی و شبانه را رعایت کنید. برنامه خواب شبانه می تواند شامل خواندن داستان یا حمام کردن باشد که می تواند منجر به آرامش دهی شود. خواب نیمروزی کودک از نظر زمان و تکرار آن در روزهای مختلف می تواند متغیر باشد و مسئله مهم این است که کودک بعد از فعالیت روزانه برای رفع خستگی حتی برای مدت کوتاهی دراز بکشد چون اغلب کودکان خردسال در این وضعیت به خواب می روند.
گفت و گوهای کوتاه بهترین راه برای پرورش مهارت های کلامی کودک است. وقتی در اتومبیل هستید، به چیزهای مختلفی که می بینید اشاره کنید و اسم آنها را بگویید. حتی می توانید در مورد تفاوت های اشیا مانند اندازه، رنگ، شکل و کارکرد آنها هم برای کودک حرف بزنید. مطمئنا با دیدن اینکه کودک چه میزان از چیزی را گفته اید به خاطر سپرده است، متعجب خواهید شد. علاوه بر این آواز خواندن همراه کودک و خواندن داستان هم به رشد مهارت ها و الگوهای زبانی کمک شایانی خواهد کرد.

ممکن است سخت به نظر برسد، خصوصا زمانی که کودک در مکان های شلوغ مانند سوپرمارکت شروع به بدخلقی می کند و همه به شما چشم دوخته اند، اما بهترین راه این است که تظاهر کنید هیچ اتفاقی نیفتاده است و تا زمانی که از امنیت کودک اطمینان دارید، به او نگاه نکنید. کودکان به دنبال جلب توجه هستند و وقتی نتوانند با این شیوه توجه شما را جلب کنند، آرام خواهند شد. اگر فکر می کنید این شیوه کارآمد نیست، می توانید چند کتاب و اسباب بازی همراهتان داشته باشید تا وقتی کودک بدخلقی می کند، حواس او را پرت کنید.
همیشه به یاد داشته باشید که هیچ پدر و مادری کامل و بی عیب و نقص نیستند و همه ما اشتباه می کنیم. همیشه در اطرافمان کسانی هستند که به شیوه دیگری رفتار می کنند اما تفاوت در نوع انجام کارها به معنی غلط یا درست بودن یک شیوه نیست. به غریزه فرزندپروری خودتان اعتماد کنید و از همه مهمتر اینکه عشق به فرزندتان را به او نشان بدهید. زمان هایی که احساس می کنید کاسه صبرتان لبریز شده است و حتی یک دقیقه هم نمی توانید فریادها و یا غرولند و ناله های کودک را تحمل کنید، به خودتان کمی فرصت بدهید و با خودتان خلوت کنید. بهتر است با در نظر گرفتن امنیت کودک، برای مدت کوتاهی از او فاصله بگیرید تا آرام شوید.