اگر کودک خاص دارید، بخوانید

اگر کودک خاص دارید، بخوانید

اگر کودک خاص دارید، بخوانید

هفته آخر ماه سپتامبر، هفته جهانی ناشنوایان نام گرفته است. این موضوع بهانه خوبی است تا درباره کودکانی که همانند ناشنوایان، مشکلات خاص دارند بیشتر بدانیم. وقتی حرف از یک کودک «خاص» به میان می‌آید، اغلب کودکی با محدودیت‌هایی مانند نابینایی، ناشنوایی، مشکلات حرکتی و… را در ذهن خود مجسم می‌کنیم. اما خاص بودن یک معنای مضاعف هم دارد؛ یک کودک «خاص» می‌تواند فردی باشد که علی‌رغم وجود برخی محدودیت‌های جسمانی، شاد است و با اشتیاق و اعتماد به نفس به دنبال استقلال و کشف توانمندی‌های خود می‌گردد. «خاص» بودن در معنای دوم، چیزی است که باید یاد گرفته بشود و بدون تردید نقش و جایگاه والدین در این یادگیری غیر قابل اغماض است. اما والدین این کودکان چه قدم‌هایی می‌توانند بردارند؟

اولین قدم را برای خودتان بردارید

قبل از هر چیز مهم است که خودتان معلولیت کودکتان را پذیرفته باشید. البته که رسیدن به این مرحله کار ساده‌ای نیست اما اگر به سرنوشت فرزندتان علاقمند هستید، برای پذیرفتن شرایط واقعی او تمام تلاش‌تان را به کار بگیرید:
خودتان را رستم دستان تصور نکنید. شرایط خاص فرزندتان احساساتی مانند احساس گناه، عصبانیت از دست خداوند، غم و … را در شما ایجاد می‌کند. سعی کنید به جای سکوت، احساساتتان را با همسر و یا دیگر اعضای آگاه و دلسوز خانواده در میان بگذارید.
در گروه‌های حمایتی شرکت کنید. بهترین گروه حمایتی برای شما والدینی هستند که شرایطی مشابه دارند و توانسته‌اند به مرحله پذیرش برسند.
به متخصص مراجعه کنید. اگر با این راهکارها حالتان بهتر نشد، با روانشناس صحبت کنید.


 

حالا نوبت فرزندتان است

کودک شما به تناسب معلولیتی که دارد، نیازهای خاصی هم دارد. منظور از نیازهای خاص، چیزهای عجیب و غریب نیست و فرزند شما همان نیازهایی را دارد که یک کودک غیر معلول دارد، تنها تفاوت در این است که دوز برخی از این نیازها در کودک شما بالاتر است. برای مثال هر کودکی برای به حرف آمدن نیاز به مصاحبت والدین دارد اما کودک ناشنوای شما علاوه بر مصاحبت نیاز به یک سری کمک‌های تخصصی‌تر هم دارد. و یا فرزند نابینای شما موقع راه افتادن بیشتر از بچه‌هایی که می‌توانند ببینند به کمک و مراقبت والدین نیاز دارد، اما آیا کودکی هست که در این مرحله نیاز به مراقبت پدر و مادر نداشته باشد؟
پس به طور کلی نیازهای فرزند شما به لحاظ کیفی با نیازهای بچه‌های دیگر تفاوت ندارد بلکه هر چه هست به تفاوت‌های کمی برمی‌گردد.
حالا که صحبت از نیازهای این کودکان به میان آمد، به چند مورد از مهمترین آنها و کارهایی که شما برای هر کدام می‌توانید بکنید اشاره می‌کنیم:

نیاز به احساس ارزشمندی

کودک شما متوجه است که با بچه‌های دیگر تفاوت‌هایی دارد، برای مثال نمی‌تواند مثل آنها بدود، شیرین‌زبانی کند و … . این قبیل مسائل باعث می‌شوند که او برداشت مثبتی از خود نداشته باشد و کم‌کم احساس عزت نفسش را از دست بدهد.
چه کار کنید؟
با توجه به سن و شرایط کودکتان، فرصت‌هایی برای کسب تجربه‌های مثبت فراهم کنید. برای مثال کارهای کوچکی را به او محول کنید مانند آب دادن به گلدان‌ها و به روی او بیاورید که شادابی گل‌ها مدیون مراقبت‌های او است.

نیاز به احساس استقلال

مهمترین مسئله‌ای که یک کودک مبتلا به ناتوانی‌های خاص را آزار می‌دهد، آن است که نتواند کارهایش را خودش به تنهایی انجام بدهد. این مسئله می‌تواند پیامدهای منفی زیادی برای فرزند شما به همراه بیاورد، برای مثال عزت نفس او را بگیرد و او را افسرده کند.
چه کار کنید؟
با او همدلی کنید اما ترحم نکنید. در همدلی شما در حین اینکه مراقب کودکتان هستید، شرایطی را فراهم می‌کنید که او استقلال را هم تجربه کند اما وقتی ترحم می‌کنید دست و پای او را برای مستقل شدن می‌بندید. خوشبختانه تکنولوژی هم پیشرفت‌های خوبی در این زمینه کرده است. در کنار آنها، انجام یک سری کارهای ساده می‌تواند طعم شیرین استقلال را به فرزندتان بچشاند، برای مثال منطبق کردن چیدمان خانه با شرایط کودک، خرج کردن وقت و انعطاف بیشتر از سوی شما و…

نیاز به ابراز هیجان

کودکان به طور کلی این ویژگی را دارند که در یک چشم به هم زدن از یک هیجان به هیجان متضاد آن تغییر جهت بدهند. این اتفاق در بچه‌هایی که ناتوانی‌های خاصی را تجربه می‌کنند، بیشتر رخ می دهد. اگر این هیجان‌ها به شیوه مناسب بروز داده نشود، می‌تواند مشکلات زیادی مانند احساس خصومت، پرخاشگری و حتی بیماری‌های جسمانی برای کودک ایجاد کند.
چه کار کنید؟
شرایطی فراهم کنید که کودکتان بتواند با خیال راحت هیجانات و احساساتش راجع به مسائل مختلف را با شما در میان بگذارد.

نیاز به تعامل اجتماعی

دقیقاً به دلیل اینکه کودک شما یک سری محدودیت‌های جسمانی خاص دارد، نیاز او به تعامل اجتماعی بیشتر است. چون محدودیت‌های جسمانی به سادگی می‌توانند هر کسی را به دام انزوا و احساس طرد شدن بکشانند. حضور در تعامل‌های اجتماعی فواید زیادی برای کودک شما دارد؛ مانند اینکه به رشد جسمانی، روانی، شناختی و اجتماعی او کمک زیادی می‌کند.
چه کار کنید؟
در جاهای شلوغ مانند پارک با او بازی کنید و لذت حضور در اجتماع را به او بچشانید. او را در محافل اجتماعی شرکت بدهید. به او دوست پیدا کردن را بیاموزید اما او را به این کار مجبور نکنید.
موقع حضور در اجتماع ممکن است با افرادی مواجه بشوید که برخوردهای مناسبی با فرزند شما نداشته باشند و موجب ناراحتی او بشوند، برای مثال به او خیره بشوند و یا درباره او پچ پچ کنند. قبل از آنکه این برخوردها کودکتان را به انزوا بکشاند چند نکته را به او یاد بدهید:
– دیگران هیولا نیستند، بلکه ناآگاهند.
– هیچ کس نیست که همه او را دوست داشته باشند.
– مقابله به مثل همیشه جواب نمی‌دهد.
– سکوت هم همیشه جواب نمی‌دهد.
بهترین راه خلع سلاح کردن چنین آدم‌هایی است. می‌پرسید چگونه؟ اولاً با تمرین حفظ آرامش خود و دوماً با فکر کردن به اینکه همه انسان‌ها مشکلاتی دارند اما مشکلات بعضی‌ها مثل او (کودک) آشکار است و مشکلات بعضی دیگر مخفی است، که اتفاقاً کسانی که مشکلات مخفی دارند کمتر از گروه اول به موفقیت می‌رسند.

می‌خواهم فرزندم به احساسات دیگران اهمیت بدهد

می‌خواهم فرزندم به احساسات دیگران اهمیت بدهد

می‌خواهم فرزندم به احساسات دیگران اهمیت بدهد

كسي كه از كودكی معنی احساسات را بفهمد ياد می‌گيرد نسبت به خودش و ديگران بی‌تفاوت نباشد. اين بچه نه تنها به خودش و هم‌نوعانش بی‌احترامی نمی كند بلكه در حد توانش از ايشان مراقبت هم خواهد كرد. بخشی اساسی از ياد دادن فهم احساسات به بچه‌ها، كار والدين است.

1. با او حرف بزنيد

برای آموزش همدردی، با فرزندتان راجع به احساسات بقيه حرف بزنيد. مثلا وقتی به رستوران می‌رويد و گارسون غذای اشتباهي برايتان مي‌آورد به جاي عصبانی شدن يا تندی كردن با او، با آرامش اما قاطعيت برخورد كنيد و زمانی كه از ميزتان دور شد به فرزندتان بگوييد «حتما الان به اين خاطر كه اشتباه كرده احساس بدی دارد می‌روید» يا  « فكر میكنی اگر تو اين اشتباه را انجام میدادی چه احساسی پيدا مي‌كردی؟» به فرزندتان اجازه بدهيد راجع به احساسات ديگران توجه نشان دهد و «آنچه را برای خود می‌پسندد، برای ديگران هم بپسندد.»

2. يادداشت بنويسيد

يكی از كارهايی كه میتواند از حالا فرزند شما را تبديل به يك شهروند محترم و دوست داشتنی كند، نوشتن يادداشت تشكر است. هر بار كه از اقوام يا دوستانش هديه میگيرد از او بخواهيد تشكر كردن را فراموش نكند. اين تشكر كردن بهتر است به صورت يك يادداشت اختصاصی باشد برای كسی كه هديه داده است، نه صرفا تشكر كلامی. اگر فرزندتان آنقدر كوچك است كه اين كار به نظرش سخت میرسد، میتوانيد خودتان متن را بنويسيد و از او بخواهيد زير متن را امضا كند. اگر دوست داريد يك كار ماندگارتر انجام دهيد میتوانيد يك كاغذ را شبيه كارت پستال، از وسط تا كنيد و از فرزندتان بخواهيد آن را نقاشی كند و شما متن تشكر را به آن اضافه كنيد.

3. رفتار و گفتارتان را يكي كنيد

خيلی از پدر و مادرها در سخنرانی كردن درباره‌ فضيلت‌های اخلاقی ماهر هستند اما پای عمل كردن كه وسط میآيد، بايد ازشان قطع اميد كرد! به عنوان والدينی كه مسئول هستند طوری حرف بزنيد كه بتوانيد به آن عمل كنيد. برای مثال به دخترتان میگوييد بايد مراقب حرف‌هايی كه میزند باشد چون كلمه‌ها میتوانند آسيب برسانند، اما خودتان موقع عصبانيت با همسرتان بد صحبت مي‌كنيد. در اين شرايط نبايد منتظر اثر كردن حرف‌هايتان بمانيد! در عوض كنترل امور را در دست بگيريد، جلوی دخترتان از همسرتان عذر‌خواهی كنيد و برای او توضيح بدهيد رفتارتان مناسب نبوده و بابت آن شرمنده هستيد.

4. دايره‌ي احساساتش را گسترده كنيد

احساسات مختلف را به شكل آدمك‌ روی كاغذ بكشيد، آن‌ها را به فرزندتان نشان دهيد و اسم احساس را بياوريد؛ «ناراحتی»، «خوشحالی» و «ترس» احساساتی هستند كه بچه‌ها در سنين پايين‌تر تجربه میكنند. با بزرگتر شدنشان دايره‌ واژگانشان را گسترده‌تر كنيد و از كلمه‌هايی مثل «خجالت»، «نگرانی» يا «هيجان‌زدگی» نيز استفاده كنيد.

5. از هم تشكر كنيد

موقع شام، زمان مناسبی برای آموزش تشكر كردن است، چون تمام اعضای خانواده دور هم جمع شده‌اند. نقش پدر خانواده در حضور بچه‌ها بسيار مهم است، برای مثال پدر بايد بتواند از زحمت‌هايی كه مادر برای درست كردن غذا كشيده است تشكر كند و از بچه‌ها هم بخواهد از مادرشان قدردانی كنند. به همین نسبت مادر می‌تواند از کارهایی که آن روز پدر انجام داده تشکر کند. بچه‌ها را هم وارد بازی کنید و اگر کار خوبی آن روز انجام داده‌اند(نه وظایفی مانند مرتب کردن میز خودشان)، از آن‌ها تشکر کنید.

6. واكنش نشان بدهيد

وقتی متوجه میشويد دختر يا پسرتان، كار خوبی برای دوستان هم سن و سالش انجام میدهد، اين را به روی او بياوريد، اما حد را نگه داريد. مثلا وقتی ديديد يك تكه از خوراكی اش را به هم‌بازی اش داده است، به او بگوييد «كار قشنگی انجام دادی عزيزم، فكر می‌كنی دوستت هم از اين كار خوشحال شد؟» با اينكه او را تشويق می‌كنيد اما يادتان باشد به هيچ‌وجه با تعريف كردن بيش از حد، او را متوهم نكنيد و توقعش را از ديگران بالا نبريد.

7. خودتان هم‌دردي كنيد

وقتی ديديد فرزندتان وسط خيابان و بعد از كلی راه رفتن، شروع به گريه كردن و پا كوبيدن كرده است، به جاي دعوا كردن با آرامش به او بگوييد:« عزيزم حق داری، من هم هر وقت زياد بيرون می‌مانم يا راه می‌روم، خسته و بهانه‌گير می‌شوم. كمي ديگر تحمل كن تا به خانه برسيم و هر دو با هم استراحت كنيم.» وقتی متوجه شود شما هم احساسات انسانی داريد حالش بهتر می‌شود و ابراز احساسات را ياد می‌گيرد.

8. با درد آشنايش كنيد

ممكن است فكر كنيد بهتر است همه‌ اتفاق‌های بد را از چشم فرزندتان دور نگه داريد اما واقعيت خلاف اين را نشان داده است. آشنا شدن با مشكلات بقيه با توجه به سن و سال بچه‌ها، می‌تواند نعمت شكرگزاری را به بچه‌ها آموزش دهد. آن‌ها هم ياد می‌گيرند كه واقعيت‌های تلخی در جهان وجود دارد كه اگر برای خودشان پيش نيامده است بايد بابتش سپاسگزار باشند و هم متوجه می‌شوند نسبت به كسانی كه مشكل دارند، مسئول هستند.
 

5 درسی که بچه ها از حیوانات یاد می گیرند

5 درسی که بچه ها از حیوانات یاد می گیرند

5 درسی که بچه ها از حیوانات یاد می گیرند

شکی نیست که بچه‌ها حیوانات را خیلی دوست دارند. معمولا کودکان از سنین پایین سعی می‌کنند تا صدای حیوانات را تقلید کنند یا ادای آنها را در بیاورند. حتی اسم بسیاری از حیوانات از جمله اولین کلماتی است که کودکان یاد می‌گیرند. 4 اکتبر روز جهانی حیوانات نام گرفته است. شاید این موضوع خوبی باشد تا بدانیم کودکان ما می‌توانند از حیوانات چه چیزهایی یاد بگیرند.
بر‌اساس مطالعات آکادمی روانپزشکی کودکان و نوجوانان آمریکا ارتباط با حیوانات به رشد کودکان کمک می‌کند. ایجاد حس مثبت در کودکان نسبت به حیوانات خانگی موجب بالا رفتن عزت نفس و اعتماد به نفس کودکان می‌شود. درواقع حیوانات خانگی می‌توانند در افزایش حس همدلی و ارتباطات غیر کلامی کودکان موثر باشند.

کودکان از حیوانات چه چیزهایی یاد می‌گیرند؟

1- حس امنیت و اعتماد

حیوانات موجودات امنی برای افکار و اسرار خصوصی هستند. معمولا کودکان با حیوانات همانند حیوانات عروسکیشان حرف می‌زنند. گرچه ممکن است این موضوع عجیب به نظر برسد ولی این به کودکان کمک می کند تا با خیال آسوده افکار و اسرارشان را به کسی که مورد اعتماد آنهاست، بیان کنند. در نتیجه در برقراری بهتر ارتباط به کودکان کمک می‌کند.

2- درس های مهم زندگی

حیوانات درسهایی از زندگی نظیر بیماری، فقدان، تنبلی، مرگ و تولد را به کودکان می‌آموزند. این قبیل موضوعات معمولا برای اغلب والدین به دلیل سخت بودن توضیحشان برای بچه‌ها چندان راحت نیست. در واقع حیوانات توضیح این مطالب را برای بچه ها راحت‌تر می کنند.

3- مسئولیت پذیری

حیوانات حس مسئولیت پذیری را در کودکانی که از آنها مراقب می‌کنند، بالا می‌برند. این باعث می‌شود تا کودکان حس مراقب و مسئولیت در برابر کسی یا چیزی را یاد بگیرند و البته در آنها باعث ایجاد حس مثبت نسبت به حیوانات می‌شود.

4- طبیعت دوستی

حیوانات باعث ایجاد رابطه با طبیعت هستند. همه انسان‌ها به طور ذاتی به طبیعت علاقه دارند و خود را وابسته به آن می‌دانند. حیوانات این حس را در کودکان تقویت می‌کنند و باعث می‌شوند تا یاد بگیرند که در حین استفاده درست از طبیعت بدون از بین بردن آن به طبیعت احترام گذاشته و دوستش داشته باشند.

5- احترام به موجودات زنده

حیوانات حس احترام نسبت به سایر موجودات زنده را به کودکان می‌آموزند. هنگامی که کودک هستید بسیار راحت است که فکر کنید هر چیزی به زودی تکراری می‌شود و به راحتی می توان آن را دور انداخت. داشتن حیوان خانگی یا حتی نگاه کردن به تعامل حیوانات با یکدیگر و انسان ها باعث می‌شود تا کودکان یاد بگیرند که با هر موجود زنده‌ای باید با احترام برخورد شود حتی اگر حیوانی به کوچکی یک مورچه باشد.

مطالعات دانشگاه تافت نشان می‌دهد که افراد بالغی که از حیوانی مراقب کرده‌اند- در مقایسه با افرادی که این کار را نکرده‌اند- در جامعه بیشتر فعال بوده به دوستان و خانواده‌شان بیشتر کمک می‌کنند. همچنین ارتباط زیاد با حیونات در بزرگسالی تاثیر گذاشته و افراد بیشتر تمایل به برقراری ارتباط با دیگران دارند. به علاوه حس دلسوزی و اعتماد به نفس در آنها بیشتر است. پس دفعه بعد اگر کودک شما در خیابان یا پارک به حیوانی مثل گربه یا سگ نزدیک شد به جای کنار کشیدن او، درباره حیوان به او توضیح دهید و اجازه دهید تا ارتباط نزدیکتری با آن برقرار کند.
 

با نقاشی کودکمان روی دیوار چگونه برخورد کنیم؟

با نقاشی کودکمان روی دیوار چگونه برخورد کنیم؟

با نقاشی کودکمان روی دیوار چگونه برخورد کنیم؟

تقریبا همه پدر و مادرها با خطوط بلند و کوتاه و کج و کوله‌ای که کودکان روی در و دیوارهای خانه نقاشی می‌کنند آشنا هستند. اگر شما هم چنین تجربه‌ای را چشیده باشید، می‌دانید که دیدن چنین صحنه‌ای چه پتانسیلی برای از کوره به در بردن شما دارد. اما شاید اگر معنی این خط‌خطی‌ها را از دید کودکتان بدانید بتوانید ضمن حفظ خونسردی‌تان، این رفتار خلاقانه او را به مسیر درست سوق بدهید.

پیکاسوی کوچولوی ما

اگر در حین یکی از این خط‌خطی‌های دیواری، به چهره کودکتان دقت کرده باشید حتماً متوجه آرامش و رضایتی که بابت این کار در چهره او موج می‌زند شده‌اید، درست برعکس احساسی که شما دارید! دلیل این آرامش و رضایت آن است که او از معنای این نقاشی‌ها آگاه است اما شما نه. از دید بچه‌ها این نقاشی‌های دیواری چند معنی مهم دارند:
یک کشف مهم. بچه‌ها با آزمون و خطا محیط اطرافشان را بررسی می‌کنند تا ببینند می‌توانند روی چه بخش‌هایی از آن اثر بگذارند. برای کودکی که مداد را به در و دیوار می‌کشد تماشای اثری که از خودش به جا می‌گذارد، یک کشف مهم است. چون هم توانسته روی دیوار اثر بگذارد و هم روی شما!
من می‌توانم. برای کودک تأثیرگذاری بر محیط مساوی با احساس توانمندی است. با این اوصاف چیزی که احتمالاً برای شما یک خرابکاری است، برای او یک شاهکار است چون علامت توانمندی اوست.
من هستم. بچه‌ها با حواسشان فکر می‌کنند، یعنی با چیزهایی که می‌توانند لمس کنند، ببییند، بچشند و.. . نقاشی دیواری هم برای کودک شما یک جور تمرین فکر کردن به شیوه حسی است و برای او این معنی را دارد که «من فکر می‌کنم، پس هستم».

با یک هنرمند، هنری برخورد کنیم

در چنین موقعیت‌هایی پدر و مادرها به شیوه‌های مختلفی واکنش نشان می‌دهند. بعضی‌ها سر کودک فریاد می‌کشند و با عصبانیت مداد را از او می‌گیرند، بعضی‌ها هم با گفتن چیزهایی مثل «پیشی اینا رو کشیده؟ پس چرا بهش نگفتی نباید دیوار رو کثیف کنه و…» بچه را در موقعیتی قرار می‌دهند که او نمی‌فهمد بالاخره دارد به خاطر این کارش تشویق می‌شود یا تنبیه.
اما برخورد بهتر با چنین موقعیت‌هایی چیست؟
1- مراقب دکمه اعصابتان باشید. درست است که خط‌خطی کودکتان دیوار را کثیف یا زخمی کرده است، اما با توجه به معناهایی که این نقاشی‌ها از دید او دارد آیا انصافا دلیلی برای عصبانیت و یا فریاد کشیدن شما وجود دارد؟
2- با او شانه به شانه بشوید. به جای اینکه مداد را از او بگیرید، با آرامش کنارش بنشینید و از او بپرسید که «این‌ها را تو کشیدی؟». اگر برخورد آرام و همدلانه‌ای داشته باشید، کمتر احتمال دارد که او آن‌ها را به گردن پیشی و عروسک و یا دوستان خیالی‌اش بیندازد. از او درباره معنی خط‌خطی‌هایش بپرسید مثلاً «این چیه؟» و از توانمندی او تعریف کنید.

3- یک بوم دیواری به او بدهید. به کودکتان بگویید که یک جای بهتر برای کشیدن این جور نقاشی‌ها سراغ دارید که اگر او فقط در آنجا نقاشی بکشد و نه روی باقی درها و دیوارها، به او جایزه خواهید داد. یک بوم را که ترجیحاً بزرگ هم باشد، به دیوار نصب کنید. بهتر است که این تابلو در جایی که در معرض دید است باشد نه کنج اتاق. و هر دفعه که او فقط روی آن نقاشی می‌کشد، ضمن تحسین هنرمندی او به خاطر اینکه روی بوم نقاشی کشیده به او یک جایزه کوچک مثل یک شکلات یا یک مداد رنگی بدهید.
4- با او هم قلم شوید. گه‌گاه کنار او بنشینید و دقایقی همراه او به نقاشی کردن بپردازید. مهم است که از نزدیک به ایده‌های خلاقانه او توجه نشان بدهید و به این ترتیب احساس «من هستم» او را به جا و به موقع تقویت کنید تا این بار او مجبور نشود به خاطر جلب توجه شما دوباره سر وقت در و دیوار برود!

با دوستان خیالی کودکتان بیشتر آشنا شوید!

با دوستان خیالی کودکتان بیشتر آشنا شوید!

با دوستان خیالی کودکتان بیشتر آشنا شوید!

دوستی‌های خیالی کودکان، موقعیتی آشنا برای اغلب والدین است. این دوستان خیالی برای هر کودکی منحصربه‌فردند، بعضی‌هایشان کنجکاوترند و بعضی‌های دیگر آرام‌تر، بعضی‌هایشان پرحرف‌ترند و بعضی‌های دیگر بیشتر اهل عمل. در این موقعیت برخی از والدین که با این همبازی‌های نامرئی آشنایی کمتری دارند و یا نمی‌دانند باید نسبت به آن‌ها چه برخوردی داشته باشند دچار نوعی سردرگمی می‌شوند.

یک اتفاق طبیعی

تقریباً از سه-چهار سالگی است که سروکله دوستان خیالی به دنیای کودکان باز می‌شود اما معمولاً با افزایش سن کودک از تعداد آن‌ها کم می‌شود تا جایی که به تدریج با دوستان واقعی جایگزین می‌شوند. اگر شما کودکی در این سنین دارید می‌توانید دراین‌باره با والدینی که کودکی همسن فرزند شما دارند صحبت کنید تا با گوش‌های خودتان بشنوید که اکثر کودکان چنین تجربه‌ای را پشت سر می‌گذارند!

به واسطه دوستان خیالی، کودکتان را کشف کنید

وجود دوستان خیالی نه تنها تهدیدی برای کودک شما به شمار نمی‌روند بلکه به سه دلیل زیر می‌توانند به شما کمک کنند تا با ویژگی‌های ذهنی و فضای روانی و عاطفی فرزندتان بیشتر آشنا شوید:
دوستان خیالی زاییده ذهن کودک شما هستند. وقتی که یک نقاش، نقاشی می‌کشد و یا یک مجسمه‌ساز مجسمه‌ای می‌سازد، ذهنیات خود درباره زندگی، روابط و عواطف را به نمایش می‌گذارد. دوستان خیالی هم اثر هنری ذهن کودک شما هستند که احساس او نسبت به وقایع و روابط دور و اطراف را به شما نشان می‌دهند.
دوستان خیالی نماد خلاقیت کودک شما هستند. کودکان خلاق‌تر، دوستان خیالی بیشتری دارند بنابراین همبازی‌های خیالی به شما کمک می‌کنند تا سطح خلاقیت کودکتان را محک بزنید.
دوستان خیالی می‌توانند نشان‌دهنده اضطراب کودک شما باشند. گاهی کودکان در جریان تغییراتی که در زندگی‌شان رخ می‌دهند، به دوستان خیالی روی می‌آورند تا بتوانند اضطراب یا افسردگی ناشی از تغییرات به وجود آمده را مهار کنند. با وجود اینکه این دلیل، نسبت به دلیل قبلی اهمیت کمتری دارد اما به هر حال در برخی از موارد می‌تواند درباره وجود اضطراب در فرزندتان به شما آگاهی بدهد.

با دوستان خیالی این‌طور برخورد کنید

شیوه برخورد شما با دوستان خیالی کودکتان می‌تواند روی چگونگی عبور او از این مرحله طبیعی تأثیر بگذارد. بنابراین مهم است که با شیوه‌های صحیح برخورد با این موقعیت آشنا باشید. در ادامه به چند شیوه مهم می‌پردازیم:
– تمسخر و انتقاد ممنوع! بعضی از والدین تصور می‌کنند که برای مثال اگر به کودکشان بگویند «بچه‌های ترسو حرف‌هایشان را از قول آدم‌های خیالی مطرح می‌کنند» و یا «کُشتی ما را با این دوستان خیالیت!»، فرزندشان دست از معاشرت تخیلی با این دوستانش برمی‌دارد در حالی که تمسخر و انتقاد آن‌ها فقط باعث می‌شود کودک دوستی‌های خیالیش را از آن‌ها پنهان کند، نه اینکه آن‌ها را کنار بگذارد.
– از طریق کودکتان، با دوستان خیالی او ارتباط برقرار کنید. در صورت تمایل کودک با او درباره دوست خیالیش صحبت کنید. به صحبت‌های او گوش کنید و بدون اینکه به تخیلات او دامن بزنید، سعی کنید درباره دوستان خیالی او اطلاعات کسب کنید. فایده انجام این کار را در شیوه سوم خواهید دید!

– کودکتان را با مفهوم مسئولیت‌پذیری آشنا کنید. بچه‌ها اشتباهاتشان را به گردن دوستان خیالی‌شان می‌اندازند برای مثال اگر گلدانی را بشکنند می‌گویند که تقصیر دوست خیالی‌شان بوده است. اگر شما با دوستان خیالی او آشنایی داشته باشید، می‌توانید از طریق کودکتان پیام مناسبی برای دوست خیالی او بفرستید مبنی بر اینکه انسان‌های شجاع مسئولیت اشتباهاتشان را قبول می‌کنند و وقتی خطایی می‌کنند ضمن عذرخواهی درصدد جبران برمی‌آیند و از این طریق به تدریج او را با واژه مسئولیت‌پذیری آشنا کنید.
– موقعیت تعاملات واقعی را برای او بیشتر کنید. به جای اینکه وقتتان را صرف مبارزه با دوستان خیالی کودک کنید، موقعیت‌های بیشتری را برای معاشرت با بچه‌های همسن برای او فراهم کنید.

وقتی که جای نگرانی است

کمتر پیش می‌آید که همبازی‌های خیالی نشانه‌ای از وجود یک اختلال در کودکان باشند، اما اگر کودکی در مدت زمانی شش ماهه طوری غرق در دنیای دوستان خیالی بشود که از تعامل با دوستان واقعی باز بماند و اگر در بین صحبت‌هایی که راجع به دوست خیالیش می‌کند به مسائلی مانند اینکه از سوی او مجبور به انجام فلان کار شده اشاره داشته باشد لازم است توسط متخصص مورد معاینه و بررسی قرار بگیرد.

سؤال می‌پرسم پس هستم

سؤال می‌پرسم پس هستم

سؤال می‌پرسم پس هستم

کنجکاوی حسی است ذاتی که از همان ماه‌های اولیه تولد در انسان بروز می‌کند و در پی آن کودک می‌تواند محیط و آدم‌های اطراف خود را بیشتر بشناسد. در حقیقت انسان به طور ذاتی در پی کشف هر پدیده‌ مبهم و نهانی است. از آنجا که در هر مرحله از رشد، ابهامات فرد متفاوت است، شکل پاسخ دادن به آن‌ها هم فرق می‌کند. به دلیل اینکه این حس در بسیاری از انسانها به ویژه از زمان کودکی وجود دارد، نهم اکتبر در بسیاری از تقویم های دنیا به نام روز کنجکاوی شناخته می‌شود.
انسان، از همان ابتدای ورود به دنیا، ناخواسته شروع می‌کند به شناختن محیط و اطرافیان؛ چون برای رفع نیازهای اولیه‌اش اطلاعات زیادی می‌خواهد. حس کنجکاوی موهبتی است که انسان را در تمام مراحل رشد یاری می‌کند تا برای بقای خود اطلاعات کافی به دست آورد. البته در مراحل بالاتر رشد، نقش کنجکاوی، خیلی فراتر از حفظ بقاست و انسان برای رسیدن به تعالی؛ آن هم برای کسب لذت بیشتر، از حس کنجکاوی بهره می‌برد.

کنجکاوی در کودکان

کودک به عنوان یک موجود تازه‌وارد به این دنیا، پر از کنجکاوی است. همین ویژگی باعث می‌شود، نسبت به ساده‌ترین پدیده‌های اطراف توجه نشان ‌دهد؛ از خمیازه کشیدن یا عطسه کردن که یک رفتار طبیعی انسان به حساب می‌آید تا مورچه‌ای که روی زمین در حال حمل بار است. رفتار کنجکاوانه در تمام کودکان وجود دارد اما بسته به شرایط ژنتیکی و محیطی، این رفتار در کودکان مختلف، با هم متفاوت است. در این زمینه علاوه بر هوش و استعداد ذاتی کودک، مدل تربیتی و طرز برخورد والدین با این حس هم بسیار تأثیرگذار است. بنابراین می‌توان با رسیدن به درک و دیدگاه صحیح نسبت به حس کنجکاوی، آن را به شکل صحیحی در کودک پرورش داد.

کنجکاوی فقط سوال پرسیدن نیست

سوال پرسیدن فقط یک شکل از بروز حس کنجکاوی است. کودکان کوچک‌تر که هنوز توانایی صحبت کردن ندارند، به جای پرسشگری، با رفتار خود حس کنجکاوی‌شان را بروز می‌دهند. کودکی شش یا هفت ماهه را تصور کنید که چهار دست و پا به سمت لیوان چای شما که داغ داغ هم هست، حرکت می‌کند. همین‌که برای محافظت از او، لیوان را در دست خود می‌گیرید، یا آن را جا به جا می‌کنید،‌ اشتیاق کودک برای به دست آوردن لیوان بیشتر می‌شود؛ این عکس‌العمل نشان می‌دهد که کودک می‌خواهد این شیء جدید را تجربه کند و اطلاعات خود را نسبت به آن افزایش دهد. از طرفی، حس کنجکاوی کودک با ایجاد مانع بر سر راه دانستن و تجربه کردن، بیشتر می‌شود. این مسأله حکم شمشیر دو لبه را دارد؛ چرا که تحریک حس کنجکاوی در برخی از موارد مفید و حتا لازم است، اما در مواردی می‌تواند به ضرر کودک تمام شود.

چطور کنجکاوی را در کودکان مدیریت کنیم؟

معمولا کودکان در هر مورد کنجکاو هستند و گاه کنجکاوی در برخی از موارد ممکن است برای والدین ناخوشایند باشد. در پاسخ به کنجکاوی‌های کودک یک راهکار کلی وجود دارد؛ اینکه بهتر است در تمام موارد، سؤال کودک را با سؤال پاسخ دهید تا ذهن او درگیر پاسخ دادن شود. در مورد سوالاتی که به طور واضح برای مرحله‌ رشد ذهنی کودک مناسب است، محرکی برای کنجکاوی کودک خود باشید و با طرح سؤالاتی جدید او را به فکر کردن وادار کنید؛ مثل زمانی که کودک 3 ساله در مورد زندگی مورچه‌ها سوال می‌کند. اما در مواقعی، کودک سوالات انتزاعی سطح بالا می‌پرسد که ذهن او برای شنیدن پاسخ آن‌ها آماده نیست، مثل «خدا کیست؟» یا سؤالاتی چون «من چطور به وجود آمده‌ام؟». در این مواقع بهتر است تصورات کودک را تأیید کنید و یا اینکه پاسخ‌های ساده‌ اما قطعی به او بدهید تا ذهنش مجاب شود و قبل رسیدن زمان مناسب درگیر این مسائل نباشد.

سرزنش کردن ممنوع!

حس کنجکاوی در هر زمینه‌ای که باشد، نشان‌دهنده‌ی توانایی‌های شناختی کودک شما و در نتیجه سلامت روان اوست. از طرفی کنجکاوی عاملی است برای رشد بیشتر؛ چه در زمینه‌ درس و تحصیل، چه در زمینه‌ روابط اجتماعی. بنابراین هیچ گاه در برخورد با پرسشگری‌های مداوم کودک او را سرزنش نکنید. بهتر است با مطالعه بیشتر، مهارت و خلاقیت خود را در پاسخ دادن به فرزندتان بالاتر ببرید. از طرفی لازم نیست شما جواب تمام سؤالات فرزندتان را بدانید در مواردی که نمی‌دانید، صادقانه به او بگویید و او را در فهمیدن پاسخ سؤال با خود همراه کنید.
نکته‌ آخر اینکه هر سؤالی که فرزند شما می‌پرسد صرفا به دلیل کنجکاوی نیست؛ گاه کودک با سؤالات بی‌وقفه و بی‌ربط قصد جلب توجه و محبت والدین خود را دارد.

7 گام انتخاب معلم خصوصی مناسب

7 گام انتخاب معلم خصوصی مناسب

7 گام انتخاب معلم خصوصی مناسب

1- از منابع مختلف کمک بگیرید

اول از همه سعی کنید در بین منابع زیادی به دنبال معلم خصوصی بگردید. هر چه منابع بیشتری داشته باشید، ‌شانس این که در بین افراد معرفی‌شده، یک فرد مناسب پیدا کنید، ‌بالاتر است. ‌در این مرحله باید وقت بیشتری بگذارید. استخدام یک معلم خصوصی نامناسب، ‌می‌تواند بعدا وقت بیشتری بگیرد،‌ تازه آن وقت مجبورید تمام این مراحل را دوباره طی کنید،‌ آن هم در شرایطی که فرزندتان یک تجربه بد از داشتن معلم خصوصی در ذهن خود دارد و کنار آمدن با معلم خصوصی جدید می‌تواند سخت‌تر و وقت‌گیرتر هم باشد. البته، همیشه احتمال این که فردی که انتخاب کرده‌اید،‌ مناسب شما نباشد،‌ وجود دارد.

2-بدانید چه انتظاری دارید

قبل از این که بخواهید دست به انتخاب بزنید،‌ روی یک کاغذ سفید،‌ لیستی از انتظاراتی که از معلم خصوصی خود دارید را بنویسید. این برگه به شما کمک می‌کند گزینه‌های نامناسب را خیلی سریع حذف کنید.

3- مکالمه تلفنی اولیه داشته باشید

در اولین مکالمه تلفنی،‌ سعی کنید چند سوال کلی و مهم را بپرسید و تنها اگر به نظرتان مناسب رسید، ‌سراغ باقی سوال‌ها و شرایط بروید. مثلا می‌توانید در اولین تماس به این موارد اشاره کنید:
اجازه بدهید به طور خلاصه در مورد موقعیت فعلی خودش توضیح بدهد.
در مورد سوابق کاری و تحصیلات مرتبط از او سوال بپرسید.
از او اسامی و شماره تلفن کارفرمایان قبلی‌اش را بگیرید.
به احساستان توجه کنید. خیلی مهم است که اصلا نسبت به او احساس خوبی داشته باشید.

4- سراغ سوال‌های مهم‌تر بروید:

اگر احساس خوبی داشتید یا دست‌کم،‌ دیدید که ممکن است گزینه خوبی باشد، می‌توانید سوال‌های بیشتری از او بپرسید، به عنوان مثال:
آیا شرایط فعلی او برای کار کردن ثابت است؟ یا مثلا 2 ماه دیگر شرایط عوض می‌شود؟
تا چه زمانی می‌خواهد به این کار ادامه بدهد؟
به چه دلیلی به این که معلم خصوصی بشود علاقه پیدا کرده است؟ اگر اصلا علاقه‌ای به این کار دارد!
نظر او را در مورد نحوه آموزش انضباط به کودکان بپرسید. به او فرصت بدهید کامل توضیح بدهد که در موقعیت‌های احتمالی، با فرزندتان چه رفتاری خواهد داشت. مثلا اگر فرزندتان کاری که از او خواسته را انجام ندهد،‌ لجبازی کند، قهر کند، ‌…. یا هر رفتاری که در فرزند خود سراغ دارید، ‌او چه واکنشی خواهد داشت. (البته این پاسخ اصلا سندی بر این نیست که دقیقا همین کار را انجام خواهد داد، ‌اما نشان می‌دهد که چه نگرشی دارد)
نظرش را در مورد نوع رفتار با کودک بپرسید.
نظرش را در مورد آموزش‌ بپرسید و ببینید چه رویکردی دارد.
در مورد وضعیت جسمانی‌اش سوال کنید. آیا مشکل یا بیماری جسمانی ندارد که روی کارش تاثیر بگذارد؟
ببینید آیا سیگار می‌کشد، ‌یا از هر ماده دیگری یا داروی خاصی استفاده نمی‌کند؟
آیا سابقه کیفری داشته؟ چه سابقه‌ای؟
کجا زندگی می‌کند و اگرقرار است در منزل شما تدریس کند، چه‌طور قرار است که خودش را به خانه شما برساند؟
بعضی از فعالیت‌های متنوعی که در حین تدریس با کودکان انجام می‌دهد را از او بپرسید. به یک اسم کلی،‌ مثلا بازی،‌ بسنده نکنید. از او بخواهید جزیی توضیح بدهد.
نظرش را در مورد کتاب‌های کمک آموزشی، تکالیف سنگین، تکالیف اینترنتی و …. بپرسید. یادتان باشد در این مرحله دارید در مورد او اطلاعات جمع می‌کنید و نگرش او را جویا می‌شوید،‌ پس به او نگویید شما چه انتظاری دارید. فقط ببینید نظر او چیست و چه‌قدر با نظر شما هماهنگ است.
ساعت‌های کار در روز و هفته را با او چک کنید.
در مورد دستمزدی که انتظار دارد از او سوال بپرسید. با چه دستمزدی راضی است کار کند؟

5- قرار ملاقات حضوری بگذارید

اگر در مجموع احساس خوبی داشتید و ویژگی‌های او را به معلم خصوصی که در ذهن دارید نزدیک می‌بینید،‌ از او بخواهید که برای یک ملاقات حضوری به منزل شما بیاید. این که چه لباسی پوشیده است،‌ چه‌قدر مطمئن و آرام یا دستپاچه است،‌ چه لحنی در گفتار دارد، تماس چشمی که برقرار می‌کند…. همه و همه، می‌تواند به شما نشان بدهد که این فرد چه‌قدر برای تدریس به فرزند شما و وارد شدن به حریم زندگی شما مناسب است.
در این ملاقات، یک بار دیگر سوال‌های قبلی را مرور کنید و مطمئن شوید که دوباره همان جواب‌ها را می‌دهد. بد نیست که یادداشت‌هایی جزیی با خود داشته باشید.

6- واکنش کودک را ببینید

اگر از همه این مراحل به خوبی گذشتید، اجازه بدهید کودکتان با معلم خصوصی احتمالی آینده خود ملاقات کند. به واکنش کودک نسبت به او دقت کنید. ببینید معلم خصوصی مورد نظر شما، چه‌‌طور به او نزدیک می‌شود. مهم است که آ‌ن‌ها بتوانند دست‌کم تا حدی با هم راه بیایند! بهتر است شما مداخله نکنید.

7- به جمع‌آوری اطلاعات مطمئن بپردازید

اگر او را مناسب می‌بینید، وقتش رسیده که مطمئن شوید. سوابق او را چک کنید. اعتبار ضامن‌هایش را چک کنید و با کارفرمایان قبلی صحبت کنید. ببینید نظر آن‌ها چیست و آیا راضی بوده‌اند یا نه. البته، باز هم کلی‌گویی بی‌فایده خواهد بود. ممکن است آن‌ها از سبک لباس پوشیدن او ناراضی بوده باشند،‌در حالی که شما می‌خواهید او به کودکتان زبان انگلیسی درس بدهد! بنابراین،‌ دقیقا بدانید که دارید در مورد چه چیزی صحبت می‌کنید. ببینید چه‌قدر وی برایشان قابل اعتماد بوده است؟ آیا روی حرف و قولش می‌توان حساب کرد؟ رفتارش با کودکان چه‌طور است؟ آیا بچه‌ها او را دوست داشته‌اند؟ ‌چرا به کارش در آن‌جا ادامه نداده است؟ و در نهایت،‌ آیا آن‌ها حاضرند یک بار دیگر او را استخدام کنند؟
 

چگونه فرزندم را به استفاده از عینک تشویق کنم؟

چگونه فرزندم را به استفاده از عینک تشویق کنم؟

چگونه فرزندم را به استفاده از عینک تشویق کنم؟

12 اکتبر روز جهانی بینایی، بهانه‌ای است تا نسبت به نابینایی و بیماری‌های چشم آگاه شده و برای درمان آن اقدام کنیم. در واقع یکی از مشکلات رایج بینایی در بین کودکان به ویژه در سنین مدرسه نزدیک‌بینی است که با تشخیص پزشک قابل درمان است و معمولا این کودکان باید از عینک استفاده کنند اما آیا فرزندتان به همین آسانی از عینک استقبال می‌کند یا از آن دسته کودکانی است که نیاز به عینک دارد ولی به دلایل مختلفی از زدن عینک سرباز می‌زند؟

فرزند شما از اينكه مورد تمسخر قرار گيرد، می‌ترسد

در یک آزمایش اخیر چشم پزشکی متوجه می‌شوید که فرزند شما دچار نزدیک‌بینی است و تنها با استفاده از عینک طبی این مشکل برطرف می‌شود. اما فرزندتان از عینک زدن خود داری می کند. چرا؟ یکی از دلایل معمول آن مسخره شدن توسط گروه همسالان است. اما بايد بدانيد استفاده نكردن از عينك و ضعف در بينايی مسائل مهم تری در يادگيری او ايجاد خواهد کرد.

اعتماد به نفس او را افزايش دهيد

به او بگوييد با عينك بسيار زيباتر است. با اينكه ممكن است شانه بالا بياندازد و بگويد تنها شما هستيد كه اين حرف را می‌زنيد اما او همچنان دوست دارد از زبان شما جملات مثبت بشنود.
می‌توانيد برايش مثال هايی از بازيگران، آهنگسازان و افراد موفق و مشهوری كه از عينك استفاده می‌كنند بزنيد و همچنين به او بگوييد او تنها كسی نيست كه عينك خواهد داشت. همچنین به او بگویید كه بقيه همكلاسی‌هايش ممكن است چنين مشكلی را به زودی بفهمند و آنها نیز از عینک استفاده کنند.

بر فواید عینک تاکید کنید

به او تاکید کنید که با استفاده از عینک کارایی او در مدرسه بالاتر می‌رود. برای او درباره نزدیک بینی توضیح دهید و اینکه عینک چطور می‌تواند به شفاف‌تر دیدن او در کلاس کمک کند. در این سن او به اندازه ای بزرگ است که بفهمد عینک برای او زندگی را آسان‌تر و بهتر می‌کند. به او نگهداری تمیز و مناسب از عینک را یاد دهید و برایش یک جا عینکی زیبا و جذاب بخرید.

معلم را در جریان بگذارید

اگر فرزندتان با وجود تمامی توضیحات، تشویق و حمایت شما همچنان بابت عینک زدن شکایت دارد با معلم او صحبت کنید. ممکن است او نسبت به مسخره کردن فرزند شما در کلاس بی‌خبر باشد. پس او را آگاه کنید. صحبت و تذکر معلم به برخی از بچه‌ها تاثیر مثبت و فوری داشته و به تمسخر فرزندتان پایان خواهد داد.

به او اجازه انتخاب دهيد

خوشبختانه، صدها مدل فریم عینک مختلف براي بچه‌ها وجود دارد. همانطور كه بودجه خود را در نظر می‌گيريد به او اجازه دهيد تا عينكش را خودش انتخاب كند، مدلی كه با آن راحت‌تر است و به او بيشتر می‌آيد. هر چقدر فرزندتان در پروسه انتخاب عینک درگیرتر باشد علاقه او به استفاده از آن بیشتر می‌شود‌. سعی کنید تا از عینک به عنوان یک مد و زیبایی استفاده کند نه چیزی که زیبایی ظاهر او را کم می‌کند.

تنها زمانی که بزرگ می‌شود‌ می‌تواند از لنز استفاده کند

با گذر زمان فرزند شما هر روز از عینک استفاده خواهد کرد. نظرات منفی که از گروه همسالانش می گیرد به تدریج کمتر شده و او با آسودگی بیشتری از عینک استفاده می‌کند.
زمانی که فرزندتان کمی بزرگ‌تر و پخته‌تر شود، می توانید برایش لنز در نظر بگیرید. بعضی بچه‌ها ممکن است لنز را به عینک ترجیح دهند در نتیجه به مراقبت، توجه و دقت بیشتری نیاز دارند. بهتر است از یک متخصص چشم مشورت بگیرید تا میزان استفاده از لنز را کنترل کند. زیرا لنز با هر شیوه زندگی سازگاری ندارد و ممکن است برای بعضی افراد استفاده از عینک پیشنهاد بهتری باشد.

آیا لکنت زبان عامل ژنتیکی هم دارد؟

آیا لکنت زبان عامل ژنتیکی هم دارد؟

آیا لکنت زبان عامل ژنتیکی هم دارد؟

مردم معمولا درباره بسیاری از مسائل جوک می‌سازند. درباره قومیت‌ها، کشورها، بچه‌ها و بزرگ‌ها. بعضی از این لطیفه‌ها خنده دار و جالبند اما برخی که مربوط به ناتوانی‌های افراد می‌شوند- به ویژه افراد مبتلا به آن- قطعا خنده دار نیستند. دقیقا به همین دلیل بعضی از روزها در دنیا با نام آگاهی از ناتوانی خاصی شناخته می شود. در این میان روز 22 اکتبر( 30 مهر) روز جهانی آگاهی از لکنت زبان نام گرفته است.
لکنت یا گرفتگی زبان یکی از مشکلات شایع به ویژه در بین کودکان است. این اختلال گفتاری به این معناست که فرد سیلاب‌ها و کلمات خاصی را با مکث و تکرار بیان می‌کند یا بیان آنها برایش طولانی می‌شود. در برخی موارد نیز در کلمات فرد توقف‌های غیر طبیعی (بدون صدا) وجود دارد. در واقع لکنت یا گرفتگی زبان وقفه‌ای در روند گفتار است که فرد را برای ادای کلمه با فشار و مشکل روبرو می‌کند.
بسیاری از کودکان هنگامی که به سن بین 2 تا 6 سالگی می‌رسند و در حال یادگیری زبان هستند، دچار لکنت زبان می‌شوند. بین 5 تا 10 درصد از کودکان ممکن است دچار لکنت مقطعی شوند که به مرور بهبود پیدا می‌کند. در بسیاری از موارد لکنت زبان تا سن 6 سالگی به خودی خود برطرف می‌شود ولی در برخی دیگر ممکن است ادامه‌دار باشد. این اختلال در بین پسران شایع‌تراز دختران است. در ایران نیز حدود 7 درصد از کودکان لکنت دارند.

لکنت زبان در کودکان

چه عواملی به وجود آورنده لکنت هستند؟

ازنظر متخصصان دلایل متنوعی برای ایجاد لکنت زبان وجود دارد:

  • عوامل ژنتیکی؛ تحقیقات نشان داده است بیشتر افرادی که در اطرافیان نزدیک خود فردی را دچار لکنت داشته‌اند بیشتر احتمال دارد دچار این اختلال شوند. این در حالی است که عوامل محیطی نیز بر این اختلال اثرگذارند.
  • تفاوت در پردازش فرایند مغزی زبان: افرادی که لکنت دارند پردازش زبان در سایر قسمت های مغزشان اتفاق می‌افتد و مشکلی در ارسال اطلاعات مغز با ماهیچه ها و قسمت هایی از بدن که به گفتار مربوطند وجود دارد. در واقع گذرگاه های عصبی با سرعت و دقت یکسانی در تعامل با یکدیگر قرار نمی‌گیرند.
  •  سرعت بالای تکلم
  • افزایش دامنه کلمات
  • قرارگیری در شرایط استرس‌زا، هیجانات و ترس
  •  لکنت زبان در بزرگسالی که در نتیجه سکته یا آسیب‌های مغزی است.

نشانه های اولیه لکنت:

معمولا تشخیص لکنت زبان توسط متخصص گفتار درمانی صورت می‌گیرد. گفتار درمان با استفاده از روش‌‌های درمانی که می‌شناسد کودک را با توجه به سنی که او به این اختلال دچار شده و همچنین ارزیابی توانایی گفتاری او مورد بررسی قرار می‌دهد و روش درمان مناسب را شناسایی می‌کند.
تشخیص به موقع این اختلال در کودکان قطعا می‌تواند به جلوگیری از پیشرفت و ادامه آن در سنین بزرگسالی جلوگیری کند. متخصصان سلامت معتقدند اگر کودکی سابقه این اختلال را در افراد نزدیک به خود دارد، رفتارهای پرخاشگرانه همراه با لکنت داشته و یا لکنت او بیش از 3 تا 6 ماه طول کشیده است، باید تحت درمان قرار بگیرد.

لکنت زبان چه علائمی دارد؟

راهکارهایی برای والدین در جهت کمک به فرزندانشان وجود دارد:

والدینی که فرزندشان دچار اختلال لکنت است باید بدانند که این مشکل عادی است و کودک نباید از مسئولیت و نقش هایش در جامعه و خانواده منع شود. باید با این کودک همانند سایرین آرام و طبیعی برخورد کرد و انتظارات یکسانی همانند همسالانش از او داشت. همچنین والدین باید:

  • محیط خانه را آرام نگه دارند و فضایی صمیمی ایجاد کنند تا کودک بیشتر حرف بزند. در خانواده دورهم بنیشینید و به کودک به ویژه زمانی که موضوعی برای صحبت دارد اجازه حرف زدن بدهند. این کار اعتماد به نفس او را بالا می برد.
  • با دقت به حرف های او گوش دهند و به جای توجه به کلماتی که او ممکن است به سختی ادا کند به مفهوم پیغام او توجه داشته باشند.
  • به آرامی و با لحنی ملایم با او صحبت کنند. به طور مثال برای او با کلمات شمرده کتاب بخوانند. این کار به کاهش فشار و استرسی که کودک بابت زمان ممکن است داشته باشد کمک می کند.
  • در حین گوش دادن به حرفای او به چشم‌هایش نگاه کنند و بگذارند تا کلمات را کامل ادا کند. جملات او را کامل نکنند. این حس را به او بدهند که با وجود داشتن لکنت زبان نیز می‌توان با دیگران ارتباط برقرار کرد.
  • اگر در مورد گرفتگی زبانش با شما صحبت کرد به او صادقانه پاسخ دهند. اگر تمایلی به صحبت در مورد این مشکل ندارد  واکنش خاصی نداشته باشند.
  •  تشویق او برای صحبت از نگرانی، ترس‌ها و علاقه‌مندی‌هایش می‌تواند به او کمک کند و اعتماد به نفس او را بالا ببرد.
  • اگر کودک در حال درمان توسط گفتار درمان است صبور باشند زیرا این اختلال برای درمان به زمان نیاز دارد.
  • اگر کودک تمایلی به صحبت ندارد او را مجبور به حرف زدن نکنند.

مراقب مسمومیت بچه‌ها با نسخه‌های گیاهی باشید

مراقب مسمومیت بچه‌ها با نسخه‌های گیاهی باشید

مراقب مسمومیت بچه‌ها با نسخه‌های گیاهی باشید

مسمومیت یکی از دلایل اصلی مرگ و میر در سرتاسر جهان است و جالب اینجاست که بیش از 90 درصد مسمویت‌ها، در خانه رخ می‌دهند. کودکان زیر 5 سال، بیشتر از دیگران قربانی مسمومیت می‌شوند و از هر 10 کودک گرفتار مسمومیت، یک نفر به دلیل بلع یا استنشاق مواد شوینده، روانه بیمارستان می‌شود. محصولات آرایشی و بهداشتی، گیاهان و غذاهای ناسالم، از جمله عوامل دیگری هستند که زمینه را برای بالا رفتن آمار کودکان مسموم فراهم می‌کنند.

علائم مسمومیت کودک چیست؟

تب، استفراغ، مدفوع مایعی که مکرر از بدن فرد دفع می‌شود، وجود خون در مدفوع، ضعف و بی‌حالی، لرزیدن، چنگ زدن شکم و بی‌اشتهایی، از جمله نشانه‌های شایعی هستند که خبر از دچار شدن فرد به مسمومیت می‌دهند. دشواری تنفس، گلودرد شدید، گیجی و تشنج، از جمله نشانه‌های تهدید کننده‌ای هستند که به محض بروزشان باید به بیمارستان مراجعه کنید. گذشته از این، طولانی شدن دوره علائم دیگر، مانند اسهال یا استفراغ هم، دلیل قاطعی بر نیاز فرزندتان به مراقبت و درمان تخصصی است.

در خانه درمان نکنید

باور کنید همه مسمومیت‌ها، با مراقبت خانگی درمان نمی‌شوند و در برخی موارد، چاره‌ای جز رفتن به بیمارستان و تزریق داروهای مناسب به فرزندتان باقی نمی‌ماند. اگر اسهال و استفراغ بيشتر از 6 ساعت ادامه داشت و نتوانستيد آنها را كنترل کنید، حتما به بیمارستان مراجعه كنيد. به‌خاطر داشته باشید که کودکان زیر 5 سال، سیستم ایمنی ضعیف‌تری دارند و توان بدنشان برای مبارزه با میکروب‌ها پایین‌تر از آن است که بدون کمک‌های تخصصی، قادر به بیرون آمدن از این بحران باشند.

کابینت‌های بالایی را انتخاب کنید

یکی از کابینت‌های بالایی، که درهایش را با قفل کودک محکم بسته‌اید، گزینه خوبی برای نگه‌داشتن این محصولات به شمار می‌رود. یادتان نرود که یک لحظه غفلت و قرار دادن شوینده‌ها در دسترس فرزندتان، می‌تواند زمینه را برای وقوع فاجعه فراهم کند. گذشته از این، هرگز مواد شوینده و بهداشتی را در ظروف دیگر نگهداری نکنید. ریختن این مواد در بطری آب‌معدنی یا نگه داشتنشان در ظرف خالی شده ماست، از اشتباهات جبران‌ناپذیری است که برخی از مادرها مرتکب آن می‌شوند. پس به‌خاطر اطمینان داشتن به حافظه خود، این اشتباهات را مرتکب نشوید.

استفاده بیش از حد دارو، یک عامل مسمومیت

برخی داروهای بدون نسخه را اگر بیش از اندازه به کودک دهید ممکن است دچار مسمومیت شود. از جمله این داروها استامینوفن است که در صورت مصرف زیاد به کبد آسیب می‌رساند. داروهای سرفه و حساسیت مانند آنتی هیستامین ها که برای کاهش مخاط استفاده می‌شود نیز در صورتی که زیاد مصرف شود می‌تواند آسیب زا باشد. از جمله نشانه های مسمومیت در اثر مصرف بیش از حد دارو قرمزی پوست، خشکی دهان، دل درد، استفراغ، زنگ زدن گوشها و اختلال در شنید است. در این صورت باید هرچه زودتر کودک را به بیمارستان منتقل کنید.

داروها را دور نگهدارید

بلعیدن داروها، یکی دیگر از دلایل شایع مسمومیت کودکان است. پس حتما داروها را در جعبه‌ای مطمئن و در بسته، دور از دسترس کودکتان قرار دهید و هرگز قرص‌هایتان را در کیف خود یا جیب لباس‌هایتان رها نکنید و هرگز در تاریکی داروی فرزندتان را آماده نکنید. انتخاب داروی اشتباه یا خوراندن دوز نامناسب دارو به کودکان، از جمله دلایلی است که آمار کودکان مسموم را بالا برده است.

دارو را همراه داشته باشید

درصورتی که فرزندتان دارو یا ماده شیمیایی و بهداشتی را بلعیده، حتما ماده سمی مشکوک را نزد پزشک ببرید. یادتان نرود که شوینده‌های به‌ظاهر بی‌ضرر مثل دهان‌شویه‌ها هم برای کودکان خطرساز هستند. پس هرگز آنها را در دسترس فرزندتان قرار ندهید.

از سلامت غذا مطمئن شوید

هرگز غذای کودکان رادر ساعات متوالی بیرون از یخچال نگه ‌ندارید و اگر به سالم نبودن یک غذا مشکوک هستید، بی‌درنگ آن را دور بریزید. با وجود رعایت همه این نکات، درصورتی‌که کودکتان دچار مسمومیت غذایی شده است، تا آنجا که می‌توانید به او مایعات بخورانید. کم‌آبی در زمان مسمومیت، می‌تواند عوارض دچار شدن به این مشکل را چند برابر کند.علاوه بر این، به کودکی که دچار اسهال ناشی از مسمومیت شده است، هیچ داروی متوقف کننده اسهالی را ندهید. اجازه دهید که عوامل بیماری‌زا، از طریق دفع از بدن او بیرون بروند.

کمکهای اولیه را بدانید

اگر احساس می‌کنید فرزندتان یک مایع شیمیایی را خورده است، در صورت امکان تا رسیدن به بیمارستان، به او یک فنجان آب بدهید. درصورتی‌که فرزندتان مایع سمی را استنشاق کرده، تا رسیدن به مراکز درمانی، شیشه‌های اتومبیل را پایین بیاورید و او را در معرض هوای آزاد قرار دهید. اگر مایع شیمیایی با چشم فرزندتان تماس پیدا کرده، تا رسیدن به مراکز درمانی، به مدت 10 دقیقه، چشم او را با آب شستشو دهید و درصورتی‌که مایع شیمیایی با بدن فرزندتان تماس پیدا کرده، لباس‌های آلوده را از تن او خارج کنید و برای 10 دقیقه بدنش را با آب فراوان بشویید. مراقب باشید آبی که برای شست و شو استفاده می‌کنید، بیش از اندازه گرم نباشد. چراکه پوست فرزندتان در این شرایط، حساس‌تر از هر زمان دیگری است.

دکتر مهشید چایچی:

گیاهان دارویی هم خطرناکند

بسیاری از مادران به خیال اینکه استفاده از داروی گیاهی و گیاهان دارویی خطری ندارد، برای درمان مشکلات کودکان به شکل بی‌رویه از این نوع داروها مصرف می‌کنند. اما لازم است بدانید آمارها نشان داده حتی گیاهان دارویی خیلی ساده هم اگر زیاده از میزان مجاز مصرف شوند می‌توانند «سمی» و خطر آفرین باشند. برای اینکه بهتر متوجه شوید لازم است به تعریف کلمه سم مراجعه کنید. هر ماده‌ای که به بدن انسان آسیب برساند، سم نام دارد. بعضی مواد گیاهی ممکن است در مقادیر کم هم سمی باشند و برخی دیگر فقط اگر بیش از اندازه مصرف شوند، چنین اثری می‌گذارند. بنابر این اغلب مقدار ماده مورد مصرف است که سمی بودن یا نبودن آن را مشخص می‌کند. مواد فعال بعضی از گیاهان دارویی سموم خطرناکی برای انسان به شمار می‌روند، چون سیستم‌های مهم بدن مانند اعصاب، گردش خون، کبد و کلیه را درگیر عوارضی می‌کنند.

البته این عوارض همیشه هم فوری ظاهر نمی‌شود و ممکن است در طول زمان اثرات آن مشخص شود. دقت داسته باشید که همین گیاهان سمی اگر به مقدار توصیه شده در کتاب‌های طبی مصرف شوند، داروهای بسیار مفیدی هستند. شاید باورتان نشود اگر بشنوید که گیاه سیب زمینی، البته برگ تازه و گل آن سمی است. اگر چه غده سیب زمینی کاملا بی‌خطر بوده و ماده غذایی مهمی به حساب می‌آید. بعضی دانه‌ها مانند بادام تلخ و کرچک هم اگر حدود 12 عدد از آنها خورده شوند ممکن است موجب مرگ شوند. دقت داشته باشید که شربت‌ها و جوشانده‌های گیاهی هم ممکن است برای کودکان مسمومیت ایجاد کنند. بنابر این توجه به 3 نکته طلایی را از یاد نبرید:

1. حتما تا پزشک متخصص کودکان یا طب سنتی، داروی گیاهی یا گیاه دارویی را برای کودکتان توصیه نکرده، سر خود چیزی به او ندهید.
2. در مورد داروهای گیاهی ترکیبی حتما برگه راهنمای آن را مطالعه کنید. اگر چه همه موارد خطر در این برگه ها ذکر نمی‌شود، اما در بعضی داروها ممنوعیت مصرف داروی گیاهی برای کودکان و محدوده سنی آن مشخص شده است.
3. گیاهان دارویی و داروهای گیاهی را مانند داروهای شیمیایی از دسترس کودکان دور نگهدارید چون ممکن است بدون اطلاع شما و از روی کنجکاوی آنها را خورده و دچار مسمومیت شوند. اگر با چنین شرایطی روبه‌رو شدید بهتر است به مراکز درمانی و فوریت‌های مسمومان مراجعه کنید. یادتان باشد دارو یا گیاه مصرف شده را با خودتان همراه ببرید.