راهنمای روش بلند کردن نوزاد با اینفوگرافی

راهنمای روش بلند کردن نوزاد با اینفوگرافی

راهنمای روش بلند کردن نوزاد با اینفوگرافی

بعد از اینکه کوچولویتان به دنیا می‌آید، مدام باید او را بغل کنید چون به خصوص در یک سال اول زندگی و همچنین سال‌های بعد کودک نیاز به آغوش والدین دارد تا احساس امنیت کند. اما همین کار ممکن است سلامت مادر را به خطر بیندازد. اگر ندانید که چطور باید نوزاد را از زمین بلند کنید، این احتمال وجود دارد که به کمرتان آسیب زیادی وارد کنید که در طولانی مدت می‌تواند مشکلات زیادی برایتان ایجاد کند.
  


 

نویسنده درون کودکتان را بیدار کنید

نویسنده درون کودکتان را بیدار کنید

نویسنده درون کودکتان را بیدار کنید

امروز روز فردوسی است، بزرگ‌مردی که گفته می‌شود زبان فارسی یا در واقع پارسی را مدیون او هستیم. به همین بهانه، به سراغ توانایی بالقوه نوشتن درون کودکان رفتیم؛

اول، نوشتن مترادف با نویسندگی نیست.

دوم، نوشتن به ما کمک می‌کند افکارمان را سروسامان بدهیم و کلاف سردرگم ذهنمان را تبدیل به جمله‌های قابل فهم و مرتب کنیم و بعد با خواندن آنچه نوشته‌ایم، بتوانیم بهتر و در مسیر و متمرکز فکر کنیم.

سوم، نوشتن به ما کمک می‌کند استرسمان را تحت کنترل در آوریم و آرام شویم.

چهارم، نوشتن به خلاقیت و خلق ایده‌های تازه کمک می‌کند.

پنجم. نوشتن در روابط بین فردی می‌تواند بسیار موثر باشد.

تازه، با نوشتن استعداد نویسندگی هم شاید خودش را بروز دهد. کسانی که مهارت نوشتن بالایی دارند، فقط و فقط نویسنده کتاب نمی‌شوند، آن‌ها ممکن است به عنوان خبرنگار، کارشناس یا بعدها سردبیر مشغول به کار شوند، همچنین استعداد نوشتن در روابط عمومی و تبلیغات به کار می‌آید. مشاغل بسیاری به توانمندی و مهارت در نوشتن وابسته هستند، مانند مشاورین، وکلا، آموزگاران و …

هنوز اما نوشتن کاری است که اغلب بچه‌ها زیر بار آن نمی‌روند. چرا؟ چون بچه‌ها نوشتن را با تکلیف نوشتن برای مدرسه آغاز می‌کنند. نوشتن برای آن‌ها مترادف است با به زور تکلیف مدرسه را در خانه انجام دادن، دیکته نوشتن، انشا نوشتن و … پس در قدم اول، مفهوم نوشتن را برای کودکتان از تکلیف مدرسه جدا کنید.

1. یادداشت‌نگاری خانوادگی

تعدادی برگه یادداشت، ساده یا رنگی، چسبدار یا معمولی، بسته به علایق خودتان و فرزندتان، تهیه کنید. لازم نیست چیزی را توضیح بدهید یا تکلیف کنید. فقط خودتان شروع به عمل کنید. برای فرزندتان یادداشت محبت‌آمیزی بنویسید و روی بالش بگذارید تا قبل از خواب ببیند. برای همسرتان یادداشت بنویسید و روی یخچال بزنید تا صبح جلوی بچه‌ها ببیند. برای هر یک از اعضای خانواده روزی یکی دو یادداشت بنویسید و جاهایی بگذارید که کشف کنند و بخوانند. همسرتان را در این کار با خودتان همراه کنید. نشان بدهید که خودتان هم از دریافت این یادداشت‌ها حسابی هیجان‌زده و خوشحال می‌شوید تا فرزندتان ترغیب شود او هم برایتان یادداشت بنویسد. حواستان باشد این یک تکلیف نیست، پس اجباری در آن نیست و قانون هم ندارد. شاید فرزندتان دلش بخواهد در یادداشتش گلایه کند، یا یک راز را به شما بگوید. در هر حال از آن استقبال کنید.

2. نامه‌نگاری با دوستان و آشنایان

انگار رسم نوشتن نامه و کارت پستال با فراگیر شدن اینترنت و گوشی‌های هوشمند رو به منسوخ شدن است. جلوی آن را بگیرید. دست‌کم وقتی به سفر می‌روید و قرار است برای اطرافیان سوغاتی بیاورید، داشتن یک کارت پستال و نوشته روی آن را یک رسم خانوادگی بدانید. اگر فرزندتان می‌خواهد به دوستش هدیه بدهد حتما از او بخواهید به رسم ادب و محبت، کارت هدیه برایش بنویسد، او را راهنمایی کنید چه چیزهایی می‌تواند بنویسد، مثلا می‌تواند تشکر کند، یا بهترین خاطره‌ای که فراموش نمی‌کند را برایش بازگو کند یا حتی احساسی که دارد را بنویسد.

3. قصه بسازید

یکی از بازی‌های سرگرم‌کننده و آموزنده، قصه‌سازی است. می‌توانید از موقعیت‌های مختلف برای قصه‌سازی استفاده کنید. مثلا وقتی جمع هستید، بازی مشابه پانتومیم ا اجرا کنید، هر کس باید برای پانتومیم اجرا شده یک قصه ده جمله‌ای بگوید. یا وقتی از دور افرادی را می‌بینید که نمی‌شناسید، برای کارهایی که می‌کنند یک قصه بسازید. حتی بچه‌ها دوست دارند برای رفتار حیوانات قصه بسازند و به جای آن‌ها فکر کنند و حرف بزنند. با این کار، هم قدرت تخیل و تجسم فرزندتان را بهبود می‌بخشید، هم به طور ضمنی به او مشاهده و توانایی برداشت از رفتارها را می‌آموزید و هم، استعداد او در قصه‌پردازی و روایت داستان معلوم خواهد شد.

3. سفرنامه بسازید

حتی بزرگترها هم دوست دارند یادگاری از سفر داشته باشند، یادگاری می‌تواند یک گل، برگ، بلیط استفاده‌شده، پر پرنده، عکس، یا هر چیز دیگری باشد. بعد از هر سفر یک مقوای بزرگ تهیه کنید و به فرزندتان اجازه بدهید با یادگاری‌هایی که جمع کرده و خاطراتی که دارد، یک سفرنامه بسازد. به این ترتیب که یادگاری‌ها را بچسباند و لابه‌لای آنها آنچه از سفر یادش هست و برایش جالب بوده را به بیان خودش بنویسد. با این کار، یادگیری را در او تشویق می‌کنید، در سفرها برای ساخت سفرنامه‌اش هم که شده، به توضیحات بیشتر دقت خواهد کرد، کلی اطلاعات تاریخی جغراقیایی که درمدرسه بی‌علاقه حفظ می‌کند را با انگیزه به خاطر خواهد سپرد و کلا  نگرشش در مورد یادگیری تغییر می‌کند. مهم است اجازه دهید کاملا به سبک خودش سفرنامه بسازد. سفرنامه‌اش را دستکاری نکنید، توضیح اضافه نکنید، کارش را بی‌ارزش نکنید و دائم بالای سرش نباشید. اگر سوالی داشت حتما جواب بدهید یا کمکش کنید جوابش را با جستجو در اینترنت یا کتاب‌ها پیدا کند. در نهایت هم برای این که نشان دهید کارش باارزش بوده، مدتی سفرنامه را در خانه نصب کنید تا مهمان‌ها ببینند و در موردش با او حرف بزنند.

فواید بوسیدن نوزاد را جدی بگیرید!

فواید بوسیدن نوزاد را جدی بگیرید!

فواید بوسیدن نوزاد را جدی بگیرید!

هیچ کس به درستی نمی‌داند اولین بوسه یا اولین آغوش از چه کسی الگوبرداری شد. اینکه ما انسانها با این مکانیزم به صورت غریزی به دنیا آمده‌ایم که یکدیگر را از سر محبت ببوسیم یا در آغوش بگیریم، مساله ساده‌ای نیست. حالا علم ثابت کرده حتی بوسیدن مادر روی گونه‌های کوچک فرزند نوزادش باکتری‌‌های غیرمفید را از روی پوستش جذب می‌کند. روز جهانی بوسه بهانه‌ای است تا بدانید جدا از تاثیری که بوسیدن و نوازش بر روی جسم کودک دارد تاثیرات بسیار مثبت دیگری در روح و روان فرزندتان ایجاد می‌کند که دانستن آن شما را بار دیگر در مقابل عظمت خلقت پروردگار تسلیم می‌کند.

تاثیر نوازش بر هوش کودکان

تحقیقات نشان می‌دهد بوسیدن و بغل کردن بچه ها باعث افزایش هوش در آنها می‌شود. کودکی که تحت حمایت عاطفی والدین قرار می‌گیرد چه این محبت را از طریق کلامهای محبت‌آمیز دریافت کرده باشد و چه از طریق بوسه یا نوازش، از هرگونه استرس در امان می‌ماند. برای او که غرق احساساست والدین شده، جهان خانه امنی است که با دو فرشته نگهبان از او محافظت می‌شود. در چنین شرایطی کارایی مغز بالاتر رفته و قدرت درک فرزندان افزایش می‌یابد. بوسیدن کودکان توسط مادر و پدر آنها را با تجربه عشق مواجه می‌کند. تاثیر نواشش بر کودکان در درک و بینش او در آینده نیز تاثیر می‌گذارد. کودکانی که در معرض ابراز محبت والدین از طریق بوسه و یا نوازش هستند احساسات و نیاز‌های افراد دیگر را بهتر درک کرده و حس همدردی بیشتری با آنها دارند.

نوازش و بوسیدن نوزاد و فایده آن بر هوش

فواید بغل کردن کودک

بغل کردن کودک باعث افزایش ترشح هورمون اکسی‌توسین می‌شود‌ این هورمون باعث تقویت سیستم ایمنی فرزندتان شده و سطح پلاسمای هورمون تیروئید را کاهش می‌دهد. پیامد این تغییرات در بدن نوزادتان این است که اگر خدایی ناکرده جراحت و زخمی به فرزندتان وارد شد خیلی زود کودکتان بهبود پیدا کند. اما جدا از تاثیرات مثبتی که بغل کردن کودکان بر روی آنها دارد از لحاظ روحی و روانی کودکانی که از نوازش والدین خود بهره‌مند هستند حرکات تهاجمی کمتری نسبت به دیگر کودکان دارند. حتی مطالعات و شواهد تجربی نشان می‌دهد که این دسته از کودکان کمتر گریه می‌کنند و نسبتا کودکان آرام‌تری هستند.

بغلی شدن کودکان تصور اشتباهی است

متاسفانه در دنیای امروز هر شخصی تصور می‌کند با چند جستجوی کوچک اینترنتی برای خودش کارشناس شده است. مثلا به مادرانی که فرزندان خود را زیاد در آغوش می‌گیرند این هشدار را می‌دهند که ممکن است فرزندشان به اصلاح «بغلی» شود. در حالیکه این گفته غیرکارشناسی و فاقد پایه علمی را هیچ روانشناس نمی‌پذیرد. اگر از آن دسته مادرانی هستید که فرزند کوچکتان را زیاد در آغوش می‌گیرد از بغلی شدن و یا لوس شدن فرزندتان به هیچ وجه نترسید. مخصوصا از زمانی که فرزندتان به دنیا می‌آید، تا سن 2 سالگی بیشترین نیاز را به نوازش و بوسه والدین خصوصا مادر دارد.
برخلاف تصور اشتباه عامه مردم که چنین کودکانی را بغلی می‌نامند باید بدانید که این قضیه کاملا برعکس است. زیرا تحقیقات نشان می‌دهد کودکانی که بیشتر تحت حمایت عاطفی والدین خصوصا در معرض نوازش و بوسه قرار گرفته‌اند در آینده دچار وابستگی‌های شدید عاطفی و احساسی نخواهند شد.

نوازش بیشتر اعتماد به نفس بیشتر

لازم نیست که همه چیز را علم ثابت کند. همینکه به تجربه کودکی‌تان برگردید کافی است تا عمق حس یک کودک را هنگامی که از طریق والدینش مورد محبت و نوازش قرار می‌گیرد درک کنید. فرزندانی که توسط والدینشان به صورت مرتب در آغوش گرفته می‌شوند اعتماد به نفس بیشتری دارند. اما فرزندانی که به ندرت از این موهبت برخوردار هستند در آینده اعتماد به نفس کافی برای انجام کارهای مختلف ندارند. این خیلی مهم است که فرزند شما ارتباط لمسی از طریق در آغوش گرفتن و یا بوسیدن داشته باشد. اگر دنبال دلایل علمی ثابت شده هستید باید گفت که حتی علم امروز شواهدی را به دست آورده که نشان می‌دهد از طریق نوازش و بوسیدن هورمونی در بدن کودکان ترشح می‌شود که باعث نزدیکی فرزندان با والدین می‌گردد. اما تحیقات نشان داده است مادرانی که بعد از سن 2 سالگی از تماس و لمس کردن فرزندانشان به صورت در آغوش گرفتن دوری کرده‌اند، فرزندانشان در سنین بلوغ که بیشتر از هر سن دیگر به حمایت والدین نیاز دارند، از آنها دوری جسته‌اند.
بنابراین باز هم با یک باور اشتباه دیگر مواجه می‌شویم که با بزرگ‌تر شدن بچه‌ها آنها نیازی به نوازش و بوسیدن ندارند در حالیکه این باور عامه کاملا اشتباه است. چه جایگاهی امن‌تر از کانون خانواده می‌تواند فرزندان را از محبت و توجه خالصانه و بی‌ریا سیراب کند؟
مشکل اینجاست فرزندانی که برای مدتها از آغوش و نوازش والدین خود دور مانده‌ا‌‌‌‌ند حتی اگر بعد از مدت‌ها توسط والدینشان در آغوش گرفته‌ شوند واکنش سردی نشان داده و گاه تمایلی به اینکار از خود نشان نمی‌دهند.

تاثیر بغل کردن نوزاد بر آرامش و هوش او

نوازش کودکان هوش هیجانی آنها را بالا می‌برد

دنیای امروز فقط دنیای نابغه‌هایی که در ریاضی و هندسه نمرات بیست می‌گیرند نیست. دنیای امروز به نسلی نیاز دارد که هوش هیجانی لازم برای کنترل موقعیت‌های بحرانی و از همه مهمتر نحوه ارتباط درست و هدفمند را با دیگران داشته باشد. تحقیقات نشان داده است کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند نسبت به کسانی که تنها ضریب هوشی بالایی دارند، موفقیت‌های بیشتری را به دست آورده‌اند. فرزندانی که در کودکی از نوازش و بوسه والدین خود محروم نبوده‌اند در محیط‌های کوچکی مانند مدرسه نیز خوش درخشیده‌اند.
این دسته از کودکان به راحتی احساسات خود را ابراز می‌کنند و در صورت داشتن مشکل ارتباطی با دیگران می‌توانند به خوبی به یک راه حل خوب برسند. مدیریت حل مساله در این دسته از کودکان بسیار بیشتر از کودکانی است که از نوازش والدین خود محروم بوده‌اند. این مساله اهمیت هوش هیجانی را برای ما روشن‌تر می‌کند. بنابراین بدون توجه به اینکه فرزند شما در چه رده‌سنی قرار دارد هرگز با باورهای عامه، عزیزتان را از نوازش و بوسه مادرانه و پدرانه‌تان محروم نکنید. این خالص‌ترین و کمیاب‌ترین هدیه‌ای است که هر پدر و مادری می‌تواند به فرزندشان ببخشند. این همان گنج و دارایی است که تا خودتان نخواهید هرگز تمام نخواهد شد.

این معلم‌ها را انتخاب نکنید

https://www.ninisite.com/article/7020/این معلم‌ها را  انتخاب نکنید

https://www.ninisite.com/article/7020/این معلم‌ها را  انتخاب نکنید

معلمی شاید از بهترین شغل‌های دنیا است. همه آدم‌ها، سهم زیادی از آن چه هستند و بلدند را به معلم‌هایشان مدیونند. البته، همه خاطره‌های خوب و بد از دوران تحصیل دارند،‌ اما سهم معلم‌ها را در آن‌چه الان هستند، نمی‌توانند انکار کنند.
با این وجود، معلم‌ها مثل همه انسان‌ها، می‌توانند رفتار شایسته یا برعکس ناشایست داشته باشند. مثل همه شغل‌های دیگر، افرادی که وارد شغل معلمی می‌شوند، گذشته‌های متنوعی دارند و اصلا مانند هم نیستند. البته انگیزه‌های متفاوتی هم دارند و هرکدام،‌ داستان منحصربه فردی از زندگی خود دارد.
اغلب ما، پیش‌فرضمان این است که یک معلم، انسانی سالم، باوجدان، مهربان و درستکار است. در اغلب موارد همین‌طور هم هست. اما هیچ تضمینی برای آن وجود ندارد. شاید در جریان اخبار دستگیری عده زیادی از افراد در کشورهای مختلف دنیا که به نوعی در آزار و سواستفاده از کودکان سهیم بوده‌اند باشید. از اخبار وحشتناک این پرونده‌ها، وجود تعداد زیادی معلم در بین دستگیرشده‌ها است. بنابراین، نمی‌توان تنها به سابقه شغلی یا عنوان کسی اکتفا کرد.
اگر می‌خواهید فرزندتان را به صورت خصوصی و تنها به دست کسی بسپارید، ‌باید خیالتان از بابت همه چیز راحت باشد. بهتر است انگیزه‌های مختلف معلمین را هم بدانید تا دید بازتری داشته باشید. برخی انگیزه‌ها، خودشان گویای همه چیز هستند و اگر معلمی با چنین انگیزه‌‌هایی دیدید، زیاد به او اعتماد نکنید. هرچند بسیاری از این انگیزه‌ها در نگاه اول آشکار نمی‌شوند.

1-آن‌ها که فقط دنبال پول هستند…..

برخی از افرادی که می‌خواهند معلم خصوصی فرزند شما باشند، شما را کیسه پول بزرگی می‌بینند که باید از آن سهمی داشت. متاسفانه هستند معلمینی که حتی به دروغ، والدین را راضی می‌کنند که فرزندشان نیاز به تدریس خصوصی دارد،‌ برای این که بتوانند پولی به جیب بزنند. بله، شنیدنش، نوشتنش، ‌خواندنش، همه جوره‌اش آدم را آزار می‌دهد. هیچ‌کس انتظار ندارد معلمی چنین دیدی داشته باشد، ‌اما حتی در اقلیت هم که باشند، باید حواستان را جمع کنید و واقع‌بین باشید. گوش به زنگ باشید و هر چه به شما گفتند را دربست قبول نکنید. خودتان هشیاری به خرج بدهید و اگر لازم شد نظر دیگری را هم جویا شوید. در این مورد به فرزندتان اعتماد کنید. او بهتر از هر کسی می‌داند اوضاع خودش چه‌طور است و به قول امروزی‌ها، با خودشان چند- چند هستند.

2-  آن‌ها که چاره دیگری ندارند……

برخی هستند که از سر ناچاری سراغ تدریس خصوصی می‌روند، دانشجوهایی که مهارتی غیر از درس ندارند، افرادی که شغل خود را به هر دلیلی از دست داده‌اند و با درسی که خوانده‌اند می‌خواهند کار کنند و … این افراد شاید کفایت‌های لازم را نداشته باشند و به دلیل نیازی که دارند، ‌خیلی هم خسته و کلافه باشند. البته در عین حال ممکن است برای از دست ندادن کارشان، خیلی بیشتر هم تلاش کنند و مایه بگذارند. این زرنگی و تیزبینی شما است که طی چند جلسه کوتاه، بتوانید تشخیص بدهید که معلمی که به کار گرفته‌اید و می‌دانید به کارش نیاز دارد، با انزجار و ناراحتی و مجبوری این کار را انجام می‌دهد، یا توان و انرژی خود را به بهترین نحو صرف آن کرده است. اگر حالت اول بود، در رد کردن او درنگ نکنید چون به فرزندتان آسیب می‌زند. اگر حالت دوم بود، برای این انتخاب به خودتان جایزه بدهید!

3- آن‌ها که قصد سواستفاده از کودک یا خانواده‌اش را دارند….

بدترین حالت وقتی است که به دلیلی، فردی قصد سواستفاده از شما یا فرزندتان را دارد. این سواستفاده همیشه مالی نیست، می‌تواند آزار، دزدی اطلاعات، تلاش برای نزدیکی به فردی از خانواده، یا هر چیز دیگری باشد، به خصوص اگر جلسات در خانه شما برگزار شود.

اگر دیدید فردی بیش از حد برای معلمی چرب‌زبان به نظر می‌رسد، اگر بیش از اندازه با معیارهای شما جور درمی آید، اگر حرف‌های خودش را در راستای نظر شما تغییر می دهد و مثلا دائم می‌گوید که نظرش همان نظر شما است، اگر از خودش روش تدریسی ندارد و فقط منتظر می‌ماند شما حرف در دهانش بگذارید تا همان را با آب‌وتاب بیشتری تحویلتان بدهد، حتما به او و تدریسش شک کنید. مخصوصا اگر از اول اعلام کرده‌اید که مکان تدریس قرار است در منزل خودتان باشد،‌ در این مورد بسیار محتاط باشید. سابقه فردی که برای تدریس نزدتان می‌آید را بخواهید و در مورد صحت آن‌چه می‌گوید حتما تحقیق کنید. به هر حال قرار است عزیزترین فرد زندگی‌تان را به دستش بسپارید و او را وارد حریم امن و خصوصی خانواده کنید. پس ارزش وقت و انرژی که می‌گذارید را حتما دارد.

چرا برخی افراد دو رنگ چشم متفاوت دارند؟

چرا برخی افراد دو رنگ چشم متفاوت دارند؟

چرا برخی افراد دو رنگ چشم متفاوت دارند؟

تا به حال کسی را با دو رنگ چشم متفاوت دیده‌اید؟ شاید در اولین دیدار متوجه این موضوع نشوید و فقط با خودتان شک کنید که یک چیزی درست نیست تا اینکه نزدیکتر شده و دقتتان را بیشتر می‌کنید. ممکن است ندانید اما دو رنگ چشم متفاوت می‌تواند یک ویژگی فیزیکی بسیار زیبا و منحصر به فرد باشد. به همین دلیل است که روز 12 ژوئیه یا همان 21 تیر روز ملی دورنگی چشم نامگذاری شده است. درست است که فقط حدود 11 نفر از هر هزار آمریکایی این ویژگی را دارند اما همین ویژگی خاص که به آن هترکرومیا (Heterochromia) میگویند، گاهی شاخص زیبایی ویژه‌ای به حساب می‌آید. این اتفاق گاهی ربط به DNA دارد و برخی اوقات نه! بنابراین بهتر است درباره آن بیشتر بدانید.

رنگ چشم از کجا می‌آید؟

رنگ چشم را رنگدانه‌ای به نام ملانین تعیین می‌کند که معمولا هشت هفته بعد از تولد ایجاد می‌شود.

  • افرادی که مقداری زیادی ملانین دارند رنگ چشم قهوه ای پیدا می‌کنند.
  • افرادی که ملانین بسیار کمی دارند رنگ چشم آبی یا خاکستری دارند.
  • افرادی که مقدار متوسط از ملانین دارند رنگ چشم سبز دارند.

رنگ چشم نوزادان در بدو تولد به نظر آبی می‌آید زیرا چند هفته طول می‌کشد تا مقدار تعیین شده ژنتیکی ملانین، رنگ را مشخص کند. دانشمندان امروز بر این باورند که دو ژن کنترل رنگ چشم را برعهده دارند اما این ژن‌ها در تعامل با یکدیگر طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها را در افراد ایجاد می‌کنند. در این میان افرادی هستند که دچار رنگ چشم‌های متفاوت در دو چشم می‌شوند. وقتی که یک انسان مقدار متفاوتی ملانین در هر یک از عنبیه هایش باشد، رنگ دو چشم او متفاوت خواهد بود. جالب است بدانید که علاوه بر انسانها این اتفاق در سگ، گربه و اسب‌ها نیز مشاهده می‌شود.

رنگ چشم نوزاد

انواع مختلف دو رنگی چشم یا هتروکرومیا

هتروکرومی یک اصطلاح لاتین به معنی رنگ‌های مختلف است که کاملا این ویژگی را توصیف می‌کند. در واقع سه دسته مجزا هتروکرومیا وجود دارد:

  • هتروکرومیا کامل (هر چشم یک رنگ متفاوت دارد)
  • هتروکرومیای بخشی (بخشی از یک یا هر دو چشم رنگ متفاوت دارند)
  • هتروکرومیای مرکزی (یک رنگ متفاوت دور مردمک چشم را احاطه می‌کند)

دلیل دو رنگ بودن چشم چیست؟

دو رنگ بودن چشم دلایل مختلفی دارد. در بیشتر مواقع افراد با رنگ چشم‌های متفاوت به دنیا می‌آیند اما زمانی هم هتروکرومیا یا همان دو رنگی چشم به دلیل دیگری ایجاد می‌شود. آیا شما در اطرافیانتان کسی را می‌شناسید که رنگ چشم متفاوت داشته باشد؟ اگر اینطور است این ویژگی منحصر به فرد به احتمال زیاد به یکی از دلایل زیر اتفاق می‌افتد:

  • DNA خانوادگی: معمولا اگر این صفت از کودکی در فرد باشد می‌توان گفت از ژن خانواده به دست می‌آید. در حقیقت از آنجا که این ویژگی اتوزومال غالب است این احتمال وجود دارد که این ژن از یکی از والدین به کودک برسد.
  • تروما هنگام تولد: اگر در طول زمان زایمان و تولد ترومایی در صورت اتفاق بیفتد ممکن است در ناحیه‌ای که صورت تحت تاثیر قرار گرفته مانع از این شود که ملانین که مسئول رنگ چشم است، تولید شود.
  • جهش ژنتیکی: گاهی اوقات جهش در یکی از ژن‌های تنظیم کننده رنگ چشم ممکن است در طول رشد جنین رخ دهد.
  • بیماری: بیماری‌های خاصی مانند سندرم هورنر وجود دارد که ممکن است باعث ایجاد هتروکرومی یا دورنگی چشم در طول عمر فرد شود.
  • آسیب: دورنگی چشمی که بعدها در طول زندگی اتفاق می‌افتد معمولا به علت آسیبهای چشم یا انواع خاصی از داروها ایجاد می‌شود.
  • کیمرا (شیمر): در موارد بسیار نادر فرد می‌تواند کیمر باشد (زمانی که فرد DNA ای از دو زیگوت متفاوت دارد) در نتیجه رنگ‌ چشم متفاوت بروز می‌کند.
  • سندرم واردنبرگ: وضعیت ژنتیکی است که می‌تواند باعث کاهش شنوایی، تغییرات مو، پوست و رنگ چشم شود.
  • سندرم استورگ وبر: علامت مشخص آن وجود یک لکه بنفش روی صورت است که در اثر مشکلاتی که در عروق ایجاد می‌شود، بروز می‌کند. در این سندرم هتروکرومیا نیز ممکن است اتفاق بیفتد.
  • سندرم پری رامبرگ: یک بیماری نادر است که باعث می‌شود یک طرف صورت چروکیده شود.

از جمله دلایل غیر ژنتیکی بروز این اختلال دیابت، جراحی چشم، گلوکوم، سندرم پراکندگی رنگدانه چشم، تورم چشم‌ها و توموردراثر امواج پرتو‌های رادیو اکتیو است.

دو رنگ چشم متفاوت

همه اش تقصیر پدر مادرها نیست

به یاد داشته باشید که ویژگی دو رنگی چشم یا سایر خصوصیات فیزیکی به طور مطلق از پدر و مادر به ارث نمی‌رسد. تست DNA پدر و مادر منبعی بسیار عملی و قابل اعتماد برای تعیین یک رابطه بیولوژیکی است. بدن ما بسیار شگفت‌انگیز است و یک تغییر بسیار کوچک در DNA ممکن است عواقب فیزیکی مانند دوبرابر شدن مژه داشته باشد. با گذشت زمان جهش‌های ژنتیکی تنها یک جهش نیستند و می‌توانند منجر به اتفاقی طبیعی مانند رنگ چشم آبی شوند.

دو رنگی چشم نوزاد

اگر چه اغلب موارد دو رنگی چشم یا هتروکرومیا مادرزادی و خوش خیم است اما اگر فرزندتان رنگ چشم‌های متفاوت داشت با چشم پزشک مشورت کنید تا یک معاینه کامل از چشمهایش انجام دهد تا علت آن را مشخص کند. بعد از اینکه چشم پزشک تایید کرد چشم‌های کوچولویتان سالم است از این ویژگی ظاهری منحصر به فرد لذت ببرید! اما چند اختلالی که ممکن است دلیل این اتفاق باشد شامل موارد زیر است:

درمان دورنگی چشم

اگر دو رنگی چشم به دلیل یک مشکل پزشکی باشد، درمان آن مشکل می‌تواند درمان دورنگی چشم نیز باشد. هرچند در مورد آسیب‌های چشم رنگدانه اغلب دائمی است حتی بعد از اینکه آسیب چشم از بین برود.
اگر دورنگی چشم به دلیل توزیع غیرمستقیم ملانین ایجاد شده باشد، درمان خاصی ندارد چون تهدیدی برای سلامت چشم شما ایجاد نمی‌کند و بنابراین هیچ دلیلی برای درمان آن وجود ندارد.
با این حال اگر این وضعیت باعث احساس ناراحتی شود می‌توان از لنزهای تماسی تزئینی یا رنگی برای تطبیق با یکی از چشم‌ها استفاده کرد. اما باید دقت کنید که این لنزها اگر درست استفاده نشوند ممکن است برای سلامت چشم خطرناک باشند.
به طور کلی زندگی با دورنگ چشم غیرطبیعی نیست و رنگدانه‌های درون چشم هیچ مشکلی در بینایی ایجاد نمی‌کنند. پس سعی کنید این موضوع را بپذیرید و با این تفاوت زندگی کنید.
 

قصه بگویید، قصه مشکلات زیادی را حل می‌کند

https://www.ninisite.com/article/7021/قصه بگویید، قصه مشکلات زیادی را حل می‌کند

https://www.ninisite.com/article/7021/قصه بگویید، قصه مشکلات زیادی را حل می‌کند

فرزند شما هم مثل بسیاری دیگر از کودکان، کتاب‌ قصه‌های فراوانی دارد؟ رنگارنگ و در قطع و اندازه‌های مختلف؟ اما چند بار تا به حال برایش واقعا قصه گفته‌اید؟ از قصه‌های کودکی خودتان تعریف کرده‌اید؟ قصه را چه‌طور انتخاب کرده‌اید؟ چه‌قدر به محتوای قصه فکر کرده‌اید؟ چه‌قدر سعی کرده‌اید مشکلات فرزند خود را در دل یک قصه جای بدهید و آن را با ظرافت برایش تعریف کنید تا در قالب همین قصه،‌ به او راه‌حل‌هایی را معرفی کنید که می‌توانند کمک‌کننده باشند؟

اصلا چه‌طور برایش قصه می‌گویید؟ قصه گفتن در خانه شما هم مثل خیلی از خانه‌ها فراموش شده؟ یا گاهی که فرزندتان حسابی اصرار کند،‌ برای خلاص شدن از اصرارهایش قصه‌ای سر هم می‌کنید؟ احتمال این که پاسختان به این سوال‌ها، خوشایند خودتان هم نباشد، زیاد است. ناراحت نشوید، والدین زیادی مثل شما هستند. اما شاید فکرش را هم نکنیدکه خودتان را از چه قدرت جادویی و خارق‌العاده‌ای محروم کرده‌اید! بله، قدرت جادویی! تصور کنید بسیاری از حرف‌هایی که هر روز با اعتراض و گلایه و دعوا مجبورید به فرزندتان بگویید را بتوانید با حوصله و دل خوش و تازه خیلی موثرتر بیان کنید. خوب نیست؟  فقط کافی است بدانید چه قصه‌ای را انتخاب کنید یا این که چه‌طور یک قصه مناسب اوضاع موجود بسازید، چه شخصیت‌هایی را در آن جای بدهید و ماجرا را چه‌طور پیش ببرید. مرحله بعدی و البته تاثیرگذارترین و لذت‌بخش‌ترین بخش، این است که بدانید قصه‌ای که انتخاب کرده یا خودتان پرداخته‌اید را چه‌طور تعریف کنید.

در مورد من که نیست!

شاید باورتان نشود، اما تجربه، مطالعه و بررسی نشان داده قصه ابزاری عالی در دست والدین و معلمین برای آموزش است. چرا؟ آموختن مطالب، مفاهیم،‌ رفتارها و ایده‌ها از طریق قصه، به چند دلیل بسیار موثرتر از بسیاری دیگر از روش‌ها است. اول این که قصه به شخصیت‌هایی می‌پردازد که هر کدام ویژگی‌های خاص خودشان را دارند. به همین دلیل، هر قدر هم که شنونده با شخصیت‌ها همراه شود و با آن‌ها همانندپنداری داشته باشد، باز تصورش این است که هر چه گفته می‌شود، مربوط به شخصیت‌های داستان است،‌ نه او! بیایید خودمان تجسم کنیم که کسی دارد برایمان چیزی تعریف می‌کند. وقتی ذهنیت من این باشد که جمله‌ها، اتفاق‌ها،‌ نصیحت‌ها، پیامدها و …. به شخصیت داستان مربوط می‌شود و نه من، راحت‌تر و بازتر به آن نگاه مي‌کنم. بنابراین دیگر دفاع و یا حتی لجبازی ندارم و مي‌توانم آن را راحت‌تر بپذیرم. شما این‌طور فکر نمی‌‌کنید؟ در واقع، در قصه می‌توان از هر چیزی صحبت کرد، پیامد رفتارها را به تصویر کشید،‌ نصایح دیگران را بازگو کرد،‌ در مورد احساسات حرف زد و همه این‌ها غیرمستقیم هستند. همین آموزش غیرمستقیم از سخنرانی‌های مستقیم، تنبیه و بسیاری دیگر از روش‌ها در تربیت کودک موثرتر است.

دنیای بی‌حد و مرز!

به علاوه، در قصه، امکانات بیشتری در اختیار شما قرار می‌گیرد. در قصه می‌توانید فضایی را تجسم کنید که در دنیای واقعی نمی‌توانید آن را خلق کنید یا در آن‌جا حضور داشته باشید. پس دستتان بازتر است و محدودیت کم‌تری دارید.

دنیای موجودات سخنگو و احساساتی!

امتیاز دیگر قصه‌ها، امکان جان‌بخشی به موجوداتی است که واقعا رفتارهای شبیه به انسان ندارند. در قصه همه موجودات می‌توانند حرف بزنند،‌ حرکت کنند و احساس داشته باشند. در قصه شما، یک لیوان هم می‌تواند ناراحت شود، یک عروسک می‌تواند با عجله حرکت کند، یک خرگوش می‌تواند خسته حسادت کند و ……. در قالب همین جان‌بخشی، می‌توانید مفاهیم بسیاری را به کودک انتقال دهید. مطالعات روان‌شناختی فراوان نشان داده‌اند کودکان با حیوانات بیشتر از انسان‌‌ها هم‌ذات‌پنداری دارند. انگار که حیوان‌ها را بهتر درک مي‌کنند و با آن‌ها و دنیایشان راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کنند. در نتیجه از آن‌ها بیشتر هم تاثیر می‌گیرند. به همین دلیل هم شخصیت‌های بسیاری از کارتون‌های کودکان، حیوانات هستند.

دنیای خیالبافی‌ها!

از طرف دیگر، با توجه به این که کودکان از تخیل خود برای تکمیل، پردازش و درک آن‌چه در زندگی روزمره دریافت می‌کنند، استفاده می‌کنند، قصه سهم زیادی در هدایت این خیال‌پردازی‌ها دارد. با گفتن یک قصه خوب، می‌توانید به تصویری که فرزندتان از دنیا دارد شکل بدهید و به او کمک کنید درک بهتری از افراد، احساس‌ها، رفتار، پیامدهایی که هر رفتار به دنبال دارد، معنای کلمات، رفتار مناسب هر موقعیت و ….. داشته باشد، بی این که او را تحت فشار قرار داده باشید یا خط و نشانی کشیده باشید. خیلی جذاب‌تر است، نه؟

شاید در ابتدا قصه‌گویی به نظر دشوار برسد،‌ اما بعد از مدتی،‌ اگر نکات لازم را در نظر بگیرید،‌ خودتان می‌بینید که قصه چه تاثیر شگفت‌انگیزی دارد. پس تنها کاری که باید انجام بدهید این است که شروع کنید به قصه گفتن. می‌بینید که کودکتان لذت خواهد برد و آموزش برایتان ساده‌تر خواهد شد. امتحان کنید!

 

13 بازی برای تقویت مهارت‌های نوزاد

13 بازی برای تقویت مهارت‌های نوزاد

13 بازی برای تقویت مهارت‌های نوزاد

بازی با بچه‌ ها خیلی مهم است. یک بازی مناسب، فقط یک سرگرمی صرف نیست بلکه می‌تواند یک فعالیت جذابِ آموزشی و تجربی باشد؛ برای همین اول باید یاد بگیریم چطور با یک نوزاد تازه متولدشده یا چندماهه و به‌طور کلی در هر سنی، ارتباط درست و مناسبی برقرار کنیم. به همین خاطر ما این راهنمای مفید را تنظیم کردیم تا بتوانید سرگرمی‌ها و فعالیت‌های مفیدی را از بدو تولد تا یک‌سالگی با فرزندتان تجربه کنید.
قبل از اینکه ادامه متن را بخوانید این نکته را در نظر بگیرید: اگر فکر می‌کنید بعضی از این فعالیت‌ها برای فرزندتان مناسب نیست و کودکتان در حال حاضر ازلحاظ جسمی آمادگی لازم را ندارد، یکی دو ماه دیگر برای رسیدن به شرایط بهتر صبر کنید. علاوه بر این امکان دارد فرزندتان بعضی از فعالیت‌هایی را که اینجا معرفی می‌کنیم، دوست نداشته باشد که البته این امری طبیعی است. چیزهای مختلف را امتحان کنید تا نهایتاً هم شما و هم کودکتان از فعالیتی که انجام می‌دهید احساس رضایت داشته باشید.

قبل از یک‌ماهگی: تاب‌بازی

مطمئن باشید منظورمان آن نوع تاب‌بازی که بچه‌ها در پارک‌ها بازی می‌کنند، نیست. تا زمانی که نوزاد کنترل مناسبی روی سرش پیدا کند، بهتر است یک ملحفه یا روتختی را تا کنید، آن را روی زمین پهن کنید و کودک را وسط آن قرار دهید. دو نفر در دو طرف روتختی بایستید و بااحتیاط انتهای آن را بگیرید و بلند کنید. مطمئن باشید که نوزاد در امن‌وامان وسط آن در حال استراحت است. اطمینان حاصل کنید که بخشی از ملافه یا روتختی روی صورت نوزاد نباشد و بینی و دهانش را نگرفته باشد. در این بازی با بچه ها خیلی آرام نوزاد را تاب دهید و با دقت ببینید که واکنش نوزاد چطور است. اگر فرزندتان لذت می‌برد می‌توانید به همراه تاب خوردن، لالایی هم برایش بخوانید تا با آرامش بیشتری از تاب خوردنش لذت ببرد.

تاب دادن نوزاد

نکته مهم:
این فعالیت برای استخوان‌ها و عضلات نوزاد خوب است و آن‌ها را قوی می‌کند. یکی دیگر از مزایای این فعالیت این است که نوزادانی که زیاد گریه می‌کنند با این روش آرام شده و به خواب می‌روند. فقط نوزاد خیلی به‌آرامی و بااحتیاط تکان دهید. دقت کنید که فاصله ملحفه با زمین زیاد نباشد.

یک‌ماهگی: آغوشی

نوزادان عاشق این هستند که بغلشان کنیم؛ اما مطمئناً شرایط زندگی‌تان طوری نیست که کل روز او را در آغوش بگیرید. به همین دلیل آغوشی می‌تواند هم برای شما و هم برای فرزندتان گزینه خیلی خوبی باشد؛ چون درعین‌حال که او احساس بودن در آغوش شما را دارد، شما نیز با آزاد بودن دست‌هایتان می‌توانید به کارهایتان برسید.
نکته مهم:
ازآنجایی‌که نوزادان کنترل کمی روی حرکات سرشان دارند، بهتر است به‌جای استفاده از آغوشی‌هایی که رو به بیرون است، از آغوشی‌هایی استفاده کنید که روی نوزاد به سمت شما باشد، در این حالت سر نوزاد در وضعیت بهتری قرار خواهد گرفت. نکته دیگر اینکه مطمئن باشید که نوزاد از فضای لازم برای نفس کشیدن برخوردار است.

دوماهگی: نقاشی

رنگ‌های متضاد نوزادان را به خودشان جذب می‌کنند. چند شکل ساده با ماژیک سیاه بر روی کاغذ سفید بکشید و آن را بالای تخت نوزاد بیاویزید و یا آن‌ها را بر روی دیواری که در زاویه دید نوزاد قرار دارد، بچسبانید.
نکته مهم:
زمان تولد، دید نوزاد محدود است؛ به همین دلیل دقیق شدن روی چیزهایی که فاصله زیادی از صورتش دارند برایش سخت است. قرار دادن چیزهایی جذاب در زاویه دیدش او را تشویق می‌کند تا بر روی این چیزها متمرکز شود و همین تمرکز، باعث تقویت بینایی‌اش خواهد شد. یکی از جذاب‌ترین چیزها برای کودک، صورت شماست پس زمان‌های زیادی در طول روز می‌توانید به ‌صورت او نزدیک شوید تا او تمرکز و دقت بیشتری پیدا کند.

سه‌ماهگی: توپ بازی

نوزادان در این سن نیاز دارند برای تقویت عضلات کمر، گردن و شکم زمانی را در وضعیت دمر قرار بگیرند؛ اما خیلی از آن‌ها دوست ندارند که صورتشان به سمت زمین قرار بگیرد. به‌جای آن سعی کنید بدن کودک را در همان حالت بر روی یک توپ فوتبال قرار دهید. خیلی بااحتیاط کودک را روی توپ پیلاتس قرار دهید و آرام به سمت عقب و جلو حرکت دهید. می‌توانید یک اسباب‌بازی یا آینه جلوی او بگذارید تا تشویق شود به آن سمت حرکت کند.
نکته مهم: مطمئن شوید که زمین زیر توپ نرم باشد.

بازی دادن نوزاد با توپ

چهارماهگی: حرف زدن

در چهارماهگی کودکان صداهای متفاوت و جدیدی را ابداع می‌کنند و دوست دارند آن‌ها را تکرار کنند. پس ایده خوبی است که در این سن این صداها را مرکز توجه قرار دهیم. یکی از صداهایی را که کودکتان تکرار می‌کند، انتخاب کنید و آن را در طول روز هنگام حرف زدن با او به کار ببرید. مثلاً اگر کودک حرف «ب» را تکرار می‌کند، عکس پدرش را به او نشان دهید و کلمه «بابا» را تکرار کنید. این کار باعث می‌شود گوش کودک با واژه‌های جدید آشنا شود و آن‌ها را تکرار کند.
نکته مهم:
تقلید صدای کودک و تکرار واژه‌هایی که می‌گوید او را تشویق می‌کند تا آن‌ها را تکرار کند. زمانی که کودک صدای شما را می‌شنود، ترغیب می‌شود تا آواهای جدید را با آواهایی که از قبل تکرار می‌کرده، ترکیب کند.

پنج‌ماهگی: هواپیما بازی

بچه‌ها عاشق این بازی هستند. در ضمن این بازی با بچه ها ورزش خوبی نیز برای عضلات پای خودتان است. روی زمین درحالی‌که زانوها را به سمت جلو خم کرده‌اید و کف پا روی زمین و جلوی شما قرار دارد بنشینید. کودک را به‌صورت دمر روی ساق پا قرار دهید. در این حالت وقتی به پشت روی زمین دراز می‌کشید کودکتان مثل هواپیما به سمت بالا می‌آید. وقتی پایتان را بالا و پایین می‌برید، کودک نیز بالا پایین می‌رود.
نکته مهم:
وضعیت دمر باعث تقویت عضلات مرکزی کودک می‌شود.

شش‌ماهگی: زبان اشاره

کودکان، کلمات را خیلی قبل از آنکه بتوانند ادا کنند، می‌فهمند. تقریباً در همین زمان، فرزند شما می‌آموزد چطور با استفاده از حرکاتش، به شما چیزی بگوید. این حرکات نشان می‌دهد او مشتاق است به هر طریق ممکن، ارتباط برقرار کند. بچه‌ها در این سن می‌توانند زبان اشاره را یاد بگیرند. درواقع این سن، زمان ایده آلی برای یادگیری این زبان است. ازجمله نشانه‌های زبان اشاره در کودکان می‌توان به تکان دادن دست در هنگام خداحافظی یا سلام اشاره کرد. همچنین او ممکن است وقتی بخواهد بغل شود، بازوانش را باز کند و یا به شی‌ء موردعلاقه‌اش اشاره کند. شما نیز می‌توانید با زبان اشاره با او ارتباط برقرار کنید و چیزهای جدیدی به او یاد دهید.

استفاده نوزاد از زبان اشاره برای رساندن مفهوم

هفت‌ماهگی: علت و معلول

آیا متوجه شده‌اید که در این سن بچه‌ها دوست دارند چیزها را از بالای صندلی به پایین پرت کنند؟ یکی از دلایلی که آن‌ها دوست دارند این بازی را انجام دهند (اگرچه برای شما این کار اصلاً شکل بازی ندارد و امکان دارد عصبانی‌تان کند) این است که می‌خواهند ببینند زمانی که چیزها به اطراف پرت می‌شوند، چه اتفاقی برایشان می‌افتد. از شش‌ماهگی تا یک‌سالگی بچه‌ها شروع به درک این می‌کنند که کنش‌هایشان چه واکنشی را به همراه خواهد داشت. در این سن کودکان مدت‌ها مشغول بازی با چیزهای خیلی ساده می‌شوند تا راز آن‌ها را کشف کنند.

هشت‌ماهگی: موسیقی

بچه‌ها عاشق تجربه کردن صداهای مختلف هستند. یک روز را که اعصابتان آرام است، انتخاب کنید و تعدادی دیگ و تابه و بشقاب را از آشپزخانه بیاورید و کنار کودکتان بگذارید. سپس به دستش یک قاشق چوبی یا یک ملاقه پلاستیکی دهید و بگذارید هنرنمایی کند. وقتی کودک روی اشیای مختلف می‌کوبد صداهای تولیدشده، برایش خیلی جذاب است و از شنیدنش لذت می‌برد. در حین این بازی با نوزاد می‌توانید برای فرزندتان موزیک بگذارید؛ بچه‌ها دوست دارند هم‌زمان با نوازندگی‌شان موزیک بشنوند و خودشان را همراه با آن تکان دهند.
نکته مهم:
می‌توانید لوبیا و برنج خام را در ظرف‌های درب دار پلاستیکی متفاوت بریزید و در آن‌ها را به‌طور کامل ببندید و اجازه دهید فرزندتان تا با تکان دادن آن‌ها از صدایی که تولید می‌کند، لذت ببرد. فقط مطمئن شوید که در ظرف‌ها را محکم کرده باشید.

بازی کردن نوزاد با لوازم آشپزخانه

نه‌ماهگی: عروسک بازی

بچه‌ها در این سن دوست دارند با عروسک بازی کنند. خود عروسک‌ها زیاد مهم نیستند؛ بلکه تصویرسازی و تخیلی که بچه‌ها هنگام بازی با این عروسک‌ها به کار می‌برند، مهم است. در این سن آن‌ها دوست دارند به عروسک‌هایشان غذا دهند و از آن‌ها مراقبت کنند. همچنین بچه‌ها در 9 ماهگی دوست دارند وانمود کنند در حال صحبت کردن با تلفن هستند.
نکته مهم:
شاید این نوع بازی کردن بچه‌ها برایتان عجیب باشد؛ اما همین تصویرسازی و تخیل برای رشد فکری کودک ضروری است. وقتی آن‌ها مشغول این بازی‌های تخیلی هستند در حقیقت مشغول تقویت مهارت حل مشکل، ارتباطات اجتماعی، اعتمادبه‌نفس و مهارت‌های کلامی هستند.

ده‌ماهگی: شمردن

در این سن می‌توانید شمردن را به‌عنوان یک بازی با بچه ها تمرین کنید. شروع به شمردن چیزها کنید؛ هر چیزی در هرکجا را بشمارید. می‌توانید تعداد ماشین‌ها، توپ، بچه‌ها، سیب و پله‌ها را بشمارید. چیزی که می‌شمارید اصلاً مهم نیست، مهم این است که فرزند شما، «شمارش یک‌به‌یک» را که یک مفهوم بسیار مهم ریاضی است، یاد بگیرد.
نکته مهم:
شمارش یک‌به‌یک یک به معنای تطبیق یک عدد با یک شی است. شاید برای ما این موضوعی پیش‌پاافتاده باشد؛ اما بچه‌ها این مفاهیم را درک نمی‌کنند و ممکن است برای آن‌ها کمی دشوار و زمان‌بر باشد.

شمارش اعداد بازی با کودک 10 ماهه

یازده‌ماهگی: لباس بازی

این میل بچه‌ها به بازی کردن با لباس‌ها و سرک کشیدن در کمد شاید برایتان عجیب به نظر برسد؛ اما بچه‌ها عاشق هر چیزی هستند که در ارتباط با لباس باشد. اگر در خانه سبد بزرگ لباس دارید، اجازه دهید کودک با نظارت خودتان داخل سبد برود و لباس‌ها را بررسی کند. اگر به دنبال سرگرمی بیشتری هستید می‌توانید او را داخل سبد بزرگ لباس‌ها بگذارید و دور اتاق روی زمین بکشید.
نکته مهم:
لمس کردن لباس‌ها و بررسی آن‌ها کمک می‌کند تا محرک‌های لمسی کودکتان تحریک و تقویت شود.

دوازده‌ماهگی: جورچین

در این سن جورچین‌های آسانِ چوبی می‌تواند گزینه خوبی برای بازی با بچه ها باشد. این جورچین‌ها مهارت هماهنگی بین دست و چشم کودکان را بالا می‌برند و همچنین مهارت درک ابعاد و فضا را در آن‌ها تقویت می‌کند. بهتر است با جورچین‌های خیلی ساده و قطعات خیلی کم شروع کنید. جورچین‌های چوبی برای بچه‌ها مناسب‌تر هستند.

حیوان خانگی‌ برای کودکان، آری یا نه؟

حیوان خانگی‌ برای کودکان، آری یا نه؟

حیوان خانگی‌ برای کودکان، آری یا نه؟

امروزه در بیشتر نقاط جهان، حیوانات خانگی و دست‌آموز، دوستانی نزدیک برای کودکان و بخش مهمی از زندگی آن‌ها محسوب می‌شوند. کودکی که نگهداری و مراقبت از حیوانات را فراگرفته و با مهربانی و صبر با آن‌ها رفتار می‌کند، با انسان‌های دیگر هم برخورد سالم‌تری خواهد داشت. به همین ترتیب، رفتار نامناسب با حیوانات می‌تواند صدمات زیادی هم برای آینده کودک و اجتماعی که در آن زندگی می‌کند و هم برای حیوانات در پی داشته باشد. امروزه در خانواده‌های بسیاری، با اطلاع از فواید نگهداری از حیوان خانگی برای کودکان، برای اینکه داشتن یک حیوان خانگی به تجربه‌ای مثبت برای همه بدل شود، پدر و مادرها با فرزندانشان صحبت کرده و برنامه‌ریزی‌هایی را انجام می‌دهند.

مزیت‌های داشتن یک حیوان خانگی

کودکانی که با حیوانات خانگی زندگی می‌کنند، نسبت به دیگر کودکان، زندگی غنی‌تری خواهند داشت. تجربه احساسی مثبت نسبت به حیوانات، اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس را در کودکان برمی‌انگیزد. روابط مثبت با حیوانات می‌تواند کودک را در درک دیگران و همین‌طور توسعه روابط سالم با دیگر انسان‌ها یاری دهد. از طرف دیگر، رابطه داشتن و زندگی با حیوانات خانگی می‌تواند به کودکان در توسعه مهارت‌های غیرکلامی، شفقت و ابراز همدردی با دیگران در زندگی کمک بسزایی کند. در ادامه به چند مورد دیگر از مزیت‌های داشتن حیوان خانگی اشاره می‌کنیم:

  • کودکان می‌توانند صحبت‌های محرمانه و افکار خود را با حیوانات در میان بگذارند. حیوانات، فضایی امن برای این امر در اختیار کودکان می‌گذارند.
  • زندگی با حیوانات و مشاهده تولد، بیماری، اتفاقات ناگوار، مرگ و عزاداری آن‌ها می‌تواند درس‌هایی عمیق از تجربه زندگی برای کودکان داشته باشند.
  • زندگی با حیوانات، مسئولیت‌پذیری و احترام به موجودات زنده را به کودکان آموزش می‌دهد.
  • زندگی با حیوانات، می‌تواند کودکان را هر چه بیشتر به طبیعت نزدیک کند.

داشتن حیوانات خانگی و دست‌آموز، می‌تواند فواید دیگری نیز برای کودکان داشته باشد. فوایدی مانند:

  • فعالیت فیزیکی
  • تجربه ارتباط تسلی‌بخش
  • عشق، وفاداری و عطوفت
  • درک تجربه از دست دادن (در صورت مرگ حیوان)

انتخاب یک حیوان مناسب

باوجودآنکه تقریباً داشتن هر نوع حیوانی می‌تواند برای کودکان لذت‌بخش باشد، اما مهم است بدانید که چه نوع حیوانی می‌تواند برای خانه، خانواده و سبک زندگی شما مناسب باشد. همین‌طور باید بدانید که آیا کودکتان قادر به نگهداری از آن هست یا نه. والدین باید در مورد حیواناتی که روحیه خشن‌تری دارند، دقت به خرج بدهند. حیوانات غیرمعمول و خاص معمولاً شرایط نگهداری سخت‌تری داشته و به همین دلیل، می‌بایست در انتخاب آن‌ها دقت بیشتری به خرج داد.

نگهداری از حیوان خانگی

نگهداری از حیوانات خانگی، معمولاً مهارت‌های اجتماعی را در کودکان توسعه می‌دهد. با این‌حال، بهتر است چند دستورالعمل را در این زمینه مدنظر داشته باشید:

  • از آنجاکه کودکان تا سال‌های ۳ یا ۴ زندگی خود، قادر به کنترل احساسات خشم‌آلود خود نیستند، والدین می‌بایست در تمام اوقات، بر نحوه برخورد کودک با حیوان نظارت داشته باشند.
  • کودکان زیر ۱۰ سال قادر به نگهداری از حیوانات بزرگی مانند گربه یا سگ نیستند و باید از بزرگ‌ترها کمک دریافت کنند.
  • والدین می‌بایست بر نحوه نگهداری حیوانات توسط فرزندانشان نظارت داشته باشند، حتی اگر تصور می‌کنند که آن‌ها به‌اندازه کافی برای این کار بزرگ‌شده‌اند.
  • اگر کودکان در وظایف خود درزمینه نگهداری از حیوانات، سهل‌انگاری کردند، والدین می‌بایست تذکر بدهند و نشان بدهند که راحتی و جان یک موجود زنده ارزشمند است و حتی اگر لازم شد، خودشان قدم پیش گذاشته و مسئولیت‌های آن‌ها را به عهده بگیرند. در عین‌حال بی‌مسئولیتی در قبال حیوان خانگی از طرف کودک باید با پیامدهایی همراه باشد. وگرنه به رشد مسئولیت‌پذیری در کودک کمک نخواهد کرد.
  • والدین باید با لحنی مهربان و آرام و نه سرزنش‌گر به کودکان یادآور شوند که حیوانات هم مانند انسان‌ها به غذا، آب و ورزش نیاز دارند.
  • اگر کودک پس از مدتی علاقه‌ای به نگهداری از حیوان از خود نشان ندهد، باید به فکر یافتن صاحبی جدید برای آن حیوان باشید.
  • فراموش نکنید که والدین، همیشه بهترین الگوی فرزندان خود هستند. فرزندان نیز پذیرفتن مسئولیت در مورد حیوانات را مانند هر مسئله دیگری با مشاهده رفتار والدین خود، فرامی‌گیرند.

باوجودآنکه بیشتر کودکان با حیوانات رفتار ملایم و مناسبی دارند، اما ممکن است کودکانی نیز ممکن است برخورد خشن و حتی آزاردهنده‌ای با آن‌ها نشان دهند. اگر این مسئله پس از مدتی برطرف نشد، می‌توانید تقریباً مطمئن باشید که این کودکان از مشکلات روانی یا احساسی جدی رنج می‌برند. اگر در کودک خود، رفتارهایی مانند آزار یا کشتن حیوانات را مشاهده کردید، حتماً با یک روان‌شناس باتجربه در این مورد مشورت کنید تا در آینده دچار آسیب‌های بیشتر و جدی نشوید.

کاردستی‌های خلاقانه با اثر پای نوزاد

کاردستی‌های خلاقانه با اثر پای نوزاد

کاردستی‌های خلاقانه با اثر پای نوزاد

برای اینکه از دست و پای ظریف و دوست‌داشتنی نوزاد قالب گیری کنید به یک خمیر نرم و مناسب نیاز دارید که چسبندگی نداشته و درعین‌حال برای قالب گیری مناسب باشد. در مورد قالب گیری از کف پا یا دست نوزاد سادگی کار در این است که اگر در روند کار به هر دلیلی خمیر خراب شود، قبل از سفت شدن می‌توانید آن را دوباره به حالت اولیه برگردانده، خمیر را پهن کرده و قالب گیری را از نو اجرا کنید. بعد از قالب گیری امکان رنگ‌آمیزی خمیر هم به‌سادگی ممکن است. این قالب ها و تزئینات ایجادشده با اثر دست و پای کودک هدایای مناسبی برای دوستان و اقوام نزدیک هستند و می‌توانند سالیان سال جاودانه بمانند. پس در تهیه این خمیر تعلل نکنید و تهیه این کاردستی جالب را به تعویق نیندازید.

طرز تهیه خمیر برای قالب اثر دست و پای نوزاد

مواد لازم:

  • نصف پیمانه آرد
  • نصف پیمانه نمک
  • یک‌چهارم پیمانه آب گرم
  • رنگ خوراکی (در صورت دلخواه)
  • روبان یا نخ محکم برای آویزان کردن خمیر بعد از اتمام کار

 

قالب گیری پای نوزاد

طرز تهیه:

  • همه مواد بالا را داخل کاسه‌ای ریخته و باهم مخلوط‌کنید. در ابتدا مواد خشک را باهم ترکیب کنید.
  • در این مرحله می‌توانید رنگ خوراکی را اضافه کنید تا خمیر به رنگ دلخواه شما دربیاید. در غیر این صورت می‌توانید بعد از سفت شدن خمیر، آن را با رنگ دلخواه غیرخوراکی رنگ کنید.
  • خمیر را کمی ورز دهید تا نرم شود. اگر احساس کردید که خمیر چسبناک است، کمی آرد اضافه کنید. اگر خشک بود، مقداری آب بیفزایید.
  • خمیر را به قطر 2 سانتی‌متر بازکنید. گوشه‌های خمیر را به شکل دلخواه خود درآورید. پای نوزاد را روی خمیر قرار داده و بالای خمیر یک حفره کوچک ایجاد کنید تا بعد از پخت بتوانید نخی از داخل آن عبور دهید. در صورت تمایل می‌توانید با یک شی فلزی نوک‌تیز نوشته‌هایی مانند سال تولد و نام کودک را روی خمیر ایجاد کرده یا تصاویر موردنظرتان را در کنار اثر دست یا پای نوزاد یا کودک نقاشی کنید.
  • خمیر را به مدت 3 تا 4 ساعت داخل فر با درجه حرارت 100 درجه سانتی‌گراد قرار دهید تا حسابی سفت شود. پس از سرد شدن خمیر می‌توانید آن را با رنگ دلخواهتان رنگ آمیزی کنید.

 

رد پای نوزد

نکته 1: در کنار اثر کف پا، می‌توانید اثر دست کودک را به‌طور جداگانه یا در کنار آن داشته باشید و داخل یا اطراف آن‌ها را رنگ آمیزی کنید.
نکته 2: توصیه می‌کنیم این ایده را برای فرزندان بزرگ‌ترتان هم اجرا کنید و در هر مرحله از رشد کودک اثر دست و پای کودک را به‌عنوان یک کاردستی زیبا داشته باشید. حتی می‌توانید اثر دست یا پای هر دو فرزندتان را کنار هم قرار داده، قاب کنید تا بین دو کودک صمیمیت بیشتری ایجاد شود.

برای تهیه اثر دست و پای نوزاد خلاقیت به خرج دهید

یکی از ساده‌ترین روش‌های ایجاد این قالب های دوست داشتنی را برایتان توضیح دادیم. درصورتی‌که می‌خواهید با این قالب اشکال متنوعی از دست و پای کودک داشته باشید کمی خلاقیت به خرج دهید. تصاویر زیر به شما کمک می‌کند که برای این تهیه این کاردستی زیبا، ایده بگیرید و فقط به ایجاد یک مستطیل یا دایره ساده بسنده نکنید.

اثر دست و پای نوزاد

چه کودکانی بیشتر مستعد استرس امتحان هستند؟

چه کودکانی بیشتر مستعد استرس امتحان هستند؟

چه کودکانی بیشتر مستعد استرس امتحان هستند؟

کم‌تر کسی در دوران تحصیل خود استرس امتحان را تجربه نکرده است. در حقیقت همین استرس باعث می‌شود که دانش‌آموزان برای امتحان درس بخوانند، اما همین استرس اگر از حد مناسب فراتر برود، می‌تواند عملکرد فرد را مختل کند و باعث شود که دانش‌آموز نتواند از عهده امتحانش به خوبی بربیاید.

عوامل متعددی می‌توانند روی میزان استرس کودکان در زمان امتحانات موثر باشند، اما برخی از کودکان بیشتر از سایرین مستعد تجربه استرس زیاد و مخرب در زمان امتحان‌ها هستند.

کمال‌گرایی

یکی از گروه‌های مستعد اضطراب امتحان،‌ کمال‌گراها هستند. کمال‌گرا کسی است که انتظار دارد همیشه همه کارها را به بهترین نحو انجام دهد. والدین کمال‌گرا می‌توانند با انتظارات خود،‌ کمال‌گرایی را به فرزند خود منتقل کنند. کمال‌گرایی باعث می‌شود نمره زیر 20 قبول نباشد. کمال‌گرایی باعث می‌شود فرد خطاهای خود را نپذیرد، یا خود را سرزنش کند و یا نسبت به معلم خود خشمگین شود. در مجموع، کمال‌گرایی کودک باعث می‌شود بیشتر از توانش از خود انتظار داشته باشد، به خودش اجازه خطا کردن را ندهد و استرس داشته باشد که مبادا از نمره کامل،‌ نمره کم‌تری بگیرد. گاهی استرس نمره کامل نگرفتن به حدی است که کودک کلا از خیر امتحان می‌گذرد، مثال بسیار آشنای آن، کودکانی هستند که در همه دروس نمره بالایی دارند، اما حاضر به شرکت در کوچکترین مسابقه ورزشی نیستند، مبادا اول نشوند.

احساس مورد غفلت قرار گرفتن در خانه

کودکان به توجه نیاز دارند. مهم‌ترین منبع گرفتن توجه برای کودک،‌ والدینش هستند. اما اگر والدین به اندازه کافی به فرزند خود توجه نکنند چه اتفاقی می‌افتد؟ در مواردی، کودک تصمیم می‌گیرد منبع توجه دیگری پیدا کند. در این موارد،‌ مدرسه، آموزگار و مسئولین مدرسه می‌توانند منابع جایگزین خوبی محسوب شوند. در این صورت،‌ کودک همه توان خود را به کار می‌گیرد تا با گرفتن نمره‌های بالا، همیشه داوطلب بودن،‌ همیشه آماده بودن برای پاسخگویی و همیشه پذیرفتن مسئولیت‌هایی مانند آماده کردن روزنامه دیواری مدرسه،‌ توجه همه را به سمت خود جلب نماید. در شرایطی که توجه مسئولین مدرسه و  به خصوص آموزگار، جایگزین توجه خانواده می‌شود،‌ نمره و نظر آموزگار و مسئولین در جایگاه بسیار مهمی قرار می‌گیرد. بنابراین از دست دادن بهترین نمره‌ها برای کودک می‌تواند به معنای از دست دادن منبع مهم توجه باشد.

عزت‌نفس پایین

زیر اعتماد به نفس،‌ مفهوم مهمی به نام عزت‌نفس نهفته است که اگر چه کم‌تر از آن صحبت می‌شود، اما در واقع بسیار تعیین‌کننده است. اما عزت‌نفس چیست؟

هر کس در ذهن خود در مورد ویژگی‌های خودش تصویری دارد، تصویری که اگر قرار باشد خود را توصیف کند،‌ بدان استناد می‌کند. ویژگی‌هایی که فرد در این تصویر دارد،‌ هر کدام می‌توانند مثبت یا منفی قلمداد شوند. این که برای مثال پرخاشگری یک پسربچه در ذهن خودش مثبت باشد یا منفی، به نظر اطرافیانش و به خصوص والدینش در این مورد بستگی دارد،‌ پسری که مدام با پرخاشگری تحسین به دست آورده در مقایسه با پسری که برای پرخاشگری‌اش توبیخ یا تحقیر شده، ذهنیت متفاوتی در مورد مثبت یا منفی بودن پرخاشگری خواهد داشت.  

وقتی تصور کودک از خود این باشد که خنگ، دست‌و پاچلفتی،‌ بی‌عرضه یا …. است، از خودش انتظار ندارد که به خوبی از عهده امتحان‌ها بربیاید. به خوبی از عهده امتحان برنیامدن همان و شنیدن دوباره سرزنش‌های والدین در مورد خنگی و بی‌عرضگی همان. شما جای چنین کودکی باشید، با شنیدن نام امتحان دچار استرس نمی‌شوید؟


اسنادهای شناختی

فرض کنید در یک امتحان مهم،‌ مثلا امتحان استخدامی کاری که به آن علاقه دارید رد شدید. چه فکر می‌کنید؟ می‌توانید افکار احتمالی خود را روی کاغذ بیاورید؟

فکر می‌کنید: چه‌قدر امتحانش سخت بود. اصلا منصفانه نبود. سوال‌ها را از منابعی که اعلام کرده بودند طرح نکرده بودند و …. (اسناد بیرونی)

یا فکر می‌کنید: چه‌قدر من خنگ شدم. هیچی یادم نمی‌مونه. نتونستم از پس امتحان بربیام و …… (اسناد درونی)

فکر می‌کنید: چه بدشانسی، امتحان پارسال آسون بود، ‌امسال ولی شانس نیاوردم (اسناد ناپایدار)

یا فکر می‌کنید: همیشه همین‌طوره، من خیلی بدشانسم. نشد من توی امتحانی شرکت کنم و از پسش بربیام، ‌از وقتی یادمه همین‌طور بوده و ….. (اسناد پایدار)

فکر می‌کنید: خب، اینم از این،‌ ببینیم امتحان هفته آینده شرکت فلان چی می‌شه. این یکی را باید خوب بگذرونم،‌ خوبه برم خونه بیشتر بخونم (اسناد تعمیم نیافته)

یا فکر می‌کنید: دیگه چه فایده داره،‌ این که این‌طوری شد،‌ دیگه اصلا نمی‌خوام امتحان بدم،‌ چه فایده داره هی امتحان بدم و خراب بشه،‌ بیخود به تجربه‌های شکستم اضافه نکنم، به هر حال که از پسش برنمیام (اسناد تعمیم‌یافته)

کودکان هم اسنادهای خود را دارند و اتفاقات بیرونی را به سبک خاص خود تعبیر می‌کنند. وقتی اتفاق‌های بد، همه با اسناد درونی تعبیر شوند، فرد احساس تقصیر،‌ گناه و عدم اعتماد به نفس خواهد کرد. چنین فردی بیشتر مستعد احساس استرس خواهد بود،‌ به خصوص در زمانی مانند امتحان که قرار است مورد ارزیابی قرار بگیرد،‌ اما پیشاپیش در ارزیابی ذهنی که خودش از خود دارد، مردود است.

همچنین وقتی در موارد منفی،‌ اسنادها پایدار و تعمیم‌یافته باشند، همین اتفاق می‌افتد. فرد با موقعیتی روبرو است که انتظار ندارد از عهده آن بربیاید، در نتیجه دچار استرس می‌شود.

توانایی کم‌تر در مقابل آن‌چه از او انتظار می‌رود

ما هر وقت در موقعیتی قرار می‌گیریم که توانایی‌هایمان خیلی کم‌تر از انتظاراتی است که از ما می‌رود،‌ دچار استرس می‌شویم. ترازویی را تصور کنید که یک کفه آن خیلی سنگین‌تر است. این ترازو، نمی‌تواند در حالت تعادل قرار بگیرد.

توانایی کودک باید به درستی و واقع‌بینانه ارزیابی شود،‌ مهم نیست که والدین دوست دارند فرزندشان تیزهوش،‌ نابغه یا هر عنوان دیگری داشته باشد،‌ مهم این است که توانایی واقعی کودک در چه حدی است و چه‌قدر می‌توان از او انتظار داشت. کودک سطح انتظار را درک می‌کند و وقتی خودش می‌داند توانایی‌های لازم را ندارد،‌ دچار استرس می‌شود.

در شرایطی، حتی ممکن است توانایی وجود داشته باشد،‌ اما برداشت و باور کودک از توانایی‌هایش، کم‌تر از حد واقعی باشد. این ارزیابی کم‌تر، به عزت‌نفس، ارزیابی‌های سایرین، سرزنش‌ها و تشویق‌ها و ….. وابسته است. در چنین شرایطی هم فشار نمی‌تواند کمک‌‌کننده باشد، بهترین راه، ارزیابی واقع‌بینانه،‌ شناخت کافی و تشویق موثر است.