راهنمای شیردهی به نوزاد + اینفوگرافی

راهنمای شیردهی به نوزاد + اینفوگرافی

راهنمای شیردهی به نوزاد + اینفوگرافی

همه مادران درباره شیر دادن به نوزاد یا تغذیه او با شیر خشک تردید دارند، از سویی فواید بی‌شمار تغذیه با شیر مادر قرار دارد و از سوی دیگر راحتی تغذیه با شیر خشک. راهنمای زیر به شما کمک می‌کند درباره فواید شیر مادر بیشتر بدانید.

 




7 راز قصه‌گویی موثر برای کودکان- بخش اول

7 راز قصه‌گویی موثر برای کودکان- بخش اول

7 راز قصه‌گویی موثر برای کودکان- بخش اول

در نگاه اول، قصه گفتن خیلی کار ساده‌ای به نظر می‌رسد. مخصوصا اگر قرار باشد از روی یک کتاب بخوانیم که دیگر اصلا کاری ندارد! اما چه می‌شود که قصه‌گویی برخی خیلی به دل می‌نشیند و بچه‌ها و حتی بزرگ‌ترها با آن ارتباط خوب و عمیقی برقرار می‌کنند، اما برخی دیگر به زور هم نمی‌توانند بچه‌ها را بنشانند و برایشان قصه بخوانند؟
قصه خواندن یا قصه گفتن، علیرغم ظاهر ساده‌ای که دارد، نکات و اصولی دارد که برای موثر بودن، باید آن‌ها را رعایت کنید. این اصول البته آن‌قدر مطلق نیستند و در هر خانواده‌ای یا در هر شرایطی ممکن است با هم فرق داشته باشند. مهم این است که اصول را بشناسید و به آن‌ها آگاه باشید.

1. چه زمانی برای قصه‌گویی مناسب‌تر است؟
قبل از هر چیزی، ‌مهم است که چه زمانی برای کودک قصه بگویید. در واقع قصه زمانی موثر است که فرزند شما آرام باشد و به سخنان شما گوش بدهد. وقتی او در حال بازی یا شیطنت است یا حواسش متوجه چیز دیگری است، قصه گفتن بی‌فایده است. در حالی که برخی از والدین،‌ وقتی بچه سرش جای دیگری گرم است،‌ می‌خواهند او را کشان کشان نزد خود ببرند و برایش قصه بخوانند،‌ چون خودشان در آن زمان حوصله قصه‌گویی دارند، بعد هم شاکی می‌شوند که چرا فرزند من علاقه‌ای به قصه و کتاب و امثال آن ندارد!‌

اغلب، همان‌طور که خیلی هم مرسوم است و در فیلم‌ها و سریال‌ها و الگوهای معمول اجتماعی می‌بینیم، قبل از خواب زمان خوبی برای تعریف قصه است. این زمان می‌تواند قبل از خواب شبانه یا خواب بعدازظهر باشد، البته نه در حالتی که کودک شما کاملا خواب‌آلود است و تمرکز کافی برای شنیدن قصه ندارد. حتی در طول روز هم، اگر زمانی را با فرزند خود هستید،‌ تلویزیونی در کار نیست، مهمان ندارید و مثلا دور هم قرار است چای و شیرینی بخورید،‌ در صورتی که فرزندتان آرام باشد و احساس می‌کنید پذیرا است، می‌توانید برایش قصه بگویید و یک فضای خانوادگی صمیمی ایجاد کنید.

2. قصه چه‌قدر طول بکشد؟
این هنر شما است که زمان قصه را طوری تنظیم کنید که فرزندتان خسته نشود و قصه را رها نکند. زمان خیلی دقیقی برای این کار وجود ندارد. برخی بچه‌ها، حوصله و توجه بیشتری دارند، ‌برخی خیلی زود حوصله‌شان سر می‌رود. حتی یک کودک، یک شب خیلی سرحال‌تر است و مدت بیشتری دوام می‌آورد، اما شب دیگر ممکن است خسته باشد و زیاد حوصله نداشته باشد. بنابراین بهترین راه این است که فرزند خود را بشناسید و به علائم خستگی یا کسل شدن در او توجه کنید تا بتوانید به موقع یا قصه را تمام کنید یا آن را به سمتی ببرید که هیجان‌انگیزتر شود.
حتی می‌توانید فرزند خود را در روند قصه‌گویی شرکت دهید تا بیشتر درگیر ماجرای قصه شود. می‌توانید بیان کردن برخی جمله‌ها را به او بسپارید. یا او صدای زمینه را تولید کند یا حتی در تعیین مسیر قصه و اتفاقاتی که می‌افتد، فعالانه نقش داشته باشد. البته اگر تصمیم گرفتید چنین امکانی را به او بدهید،‌ باید حسابی در پردازش داستان ماهر باشید‌، بنابراین اگر در قصه‌گویی تازه‌کار حساب می‌شوید،‌ این خطر را نپذیرید. چون ممکن است مسیر قصه از دست شما خارج شود و در نهایت قصه‌ای بی سر و ته و بدون نتیجه‌گیری روی دستتان بماند!

3. گاهی لازم است مکث کنید
وقتی می‌خواهید مطلب خاصی را به نحوی تاثیرگذارتر بگویید،‌ می‌توانید قبل از آن لحظه‌ای مکث کنید. وقتی مکث می‌کنید، خودبه‌خود باعث می‌شوید توجه کودک به جمله بعدی معطوف شود. این دو جمله را برای خود بخوانید و ببینید چه تفاوتی با هم دارند:
پاندا کوچولو یاد گرفته بود که وقتی عصبانی می‌شود،  بگوید من عصبانی هستم.
پاندا کوچولو یاد گرفته بود که وقتی عصبانی می‌شود (یک لحظه مکث کنید) بگوید من عصبانی هستم.

شاید خودتان در جلسه‌های سخنرانی یا کلاس‌های مختلف دیده باشید که وقتی سخنران یا مدرس می‌خواهد توجه حضار یا شرکت‌کنندگان در کلاس را به خود جلب کند، یا آن‌ها را به سکوت و توجه بیشتر تشویق کند، لحظه‌ای مکث می‌کند. وقتی صدای سخنران یا مدرس لحظه‌ای قطع می‌شود، شنونده،‌ حتی اگر با دقت گوش نمی‌کرده، دقت می‌کند ببیند چه اتفاقی افتاد که صحبت قطع شد و به همین دلیل، توجه بیشتری به جمله بعدی خواهد داشت. در تعریف قصه برای کودک هم دقیقا همین اتفاق می‌افتد.
به علاوه با مکث، جمله بعدی را از قبلی جدا می‌کنید و همین کار باعث می‌شود جمله دوم معنای خاصی پیدا کند.

همچنین می‌توانید در لحظه‌ای که می‌خواهید جمله مهم و تاثیرگذار خود را مطرح کنید، از اسم فرزند خود استفاده کنید. بدین ترتیب توجه او جلب می‌شود:
پاندا کوچولو یاد گرفته بود که وقتی عصبانی می‌شود، نگار، بگوید من عصبانی هستم.

مکث کردن بین تعریف داستان، علاوه بر این که توجه فرزندتان را جلب می‌کند، تعریف قصه را از حالت یکنواختی در می‌آورد. هم فرزند شما به لحن یکنواخت عادت نمی‌‌کند و حوصله‌اش سر نمی‌رود، هم خودتان! چه‌‌طور؟ وقتی قرار باشد قبل از جمله‌های مهم و تاثیرگذار مکث کنید،‌ توجه خودتان هم به ماجرا بیشتر می‌شود، ‌بیشتر درگیر قصه‌گویی می‌شوید و این کار برایتان جالب‌تر می‌شود. در نتیجه دیرتر حوصله‌تان سر می‌رود.

4. کلمه‌ها یا جمله‌ها را با لحن مشخص کنید
می‌توانید علاوه بر استفاده از مکث، برای پررنگ کردن یک جمله،‌ عبارت یا حتی کلمه خاص، وقتی آن را می‌خوانید،‌ صدای خود را عوض کنید. بدین ترتیب، ‌همین تغییر صدا،‌ توجه کودک شما را به خود جلب می‌کند. حتی بعد ممکن است ببینید که در زندگی روزمره، کودکتان از همین جمله‌ها با همان لحن خاص استفاده می‌کند و در واقع از آن‌ها به عنوان یادآورهایی استفاده می‌کند که مطمئنا شما از این شکل کاربردشان راضی خواهید بود‍!

خودتان قضاوت کنید، ‌شما دائم حرفی را به او یادآوری کنید دوست‌داشتنی‌تر است،‌ یا این که خودش با لحن قصه‌هایی که برایش گفته‌اید، ‌همان جمله را به خودش یادآوری کند.
مثلا در طول قصه، دوست خرگوش کوچولو ممکن است با صدایی خاص به او بگوید: «فکر کن! فکر کن! جوابش رو پیدا می‌کنی!»
کودک اگر از این جمله خوشش بیاید و بتواند در زندگی خودش با آن ارتباط برقرار کند، روزهای بعد، وقتی در موقعیتی احساس درماندگی می‌کند یا انتظار دارد والدین جواب حاضر و آماده به او بدهند، با همان صدای دوست خرگوش، این جمله را به خودش یادآوری می‌کند. به جای این که والدین به او بگویند: «باز تو جواب را از ما می‌خواهی؟ خب خودت هم کمی فکر کن. یک کم از مغزت استفاده کن!» به نظرخودتان کدام روش برای هم کودک و هم والدین جذاب‌تر و موثرتر است؟

 

شروع غذای کمکی از چند ماهگی باشد؟ + اینفوگرافی

شروع غذای کمکی از چند ماهگی باشد؟ + اینفوگرافی

شروع غذای کمکی از چند ماهگی باشد؟ + اینفوگرافی

تغییر تغذیه نوزاد از شیر مادر به غذای جامد باید با تمهیداتی انجام شود. بعد از گذشت 6 ماه اول و تغذیه نوزاد با شیر مادر حالا وقت آن است که خوراکی‌های مغذی دیگری به رژیم غذایی‌اش اضافه شود. اما اگر ندانید چطور و چه زمانی این تغییر را شروع کنید، ممکن است با مشکلاتی مواجه شوید. راهنمای تصویری زیر می‌تواند به شما کمک کند.
 


با علاقه کودکان به‌ استفاده از لوازم آرایش چه کنیم؟

با علاقه کودکان به‌ استفاده از لوازم آرایش چه کنیم؟

   با علاقه کودکان به‌ استفاده از لوازم آرایش چه کنیم؟

  کافی‌ست فقط چند دقیقه از فرزندتان غافل شوید و او را در اتاق‌تان تنها بگذارید تا با صحنه‌ای آشنا برای اکثر مادران مواجه شوید! لوازم‌آرایش‌تان کاملا بهم‌ریخته و صورت فرزندتان رنگی است. در یک دستش رژ و در دست دیگر یک قلم‌مو گرفته و با هیجان سعی می‌کند خودش را آرایش کند. البته که میز و صندلی و در و دیوار اتاق هم در‌ امان نیستند.
 تقریبا همه کودکان، به ویژه دختربچه‌ها علاقه غیرقابل وصفی به لوازم‌آرایش دارند. بیایید بپذیریم رنگ‌بندی‌ متنوع و بسته‌بندی‌ها‌ی جذاب لوازم‌آرایش در‌این کنجکاوی بی‌تاثیر نیست. البته که نباید فراموش کنیم الگوبرداری از شخصیت‌های کارتونی، اطرافیان و مهم‌تر از همه خودتان، دلیل اصلی کشیده‌شدن بچه‌ها پای میز آرایش شماست.
برای شما راهکارهایی داریم تا  از اشتیاق کودک‌تان به آرایش بکاهید.
مراقب باشید! واکنش اولیه شما هنگام مواجه با فرزندتان بسیار مهم است. برخورد عصبی شما می‌تواند حس کنجکاوی او را شدیدتر کند. از طرفی اگر او را تشویق کنید یا از او که حالا یک کوچولوی رنگارنگ است عکس بگیرید، احساس می‌کند که شما این‌ کار او را دوست‌ دارید و حالا برای‌تان جالب‌تر شده‌است. بنابراین خونسرد باشید و از راهکار‌های زیر استفاده کنید:

کاملا منطقی صحبت کنید
 برای کودک‌تان توضیح بدهید که استفاده از لوازم‌آرایش برای سن آن‌ها اصلا مناسب نیست. چون معمولا افرادی از این وسایل استفاده می‌کنند که عیب‌ و‌ نقضی روی صورت‌شان دارند یا می‌خواهند جوان‌تر به‌نظر برسند. به او بگویید که کودکان آنقدر بی‌نقص و زیبا هستند که نیازی به استفاده از این مواد ندارند. آن‌ها باید بدانند پوست لطیف‌شان در اثر استفاده از لوازم‌آرایش آسیب می‌بیند.

جایگزین مناسب داشته باشید
چه اشکالی دارد که دخترکوچولوی شما بخواهد زیباتر باشد؟ برای او گل‌سر، تاج، سنجاق‌سر و تل‌های رنگارنگ تهیه کنید و روش‌های مختلف بستن مو را به‌او آموزش‌دهید و نشان‌دهید که این‌ وسایل جزئی‌ از لوازم‌آرایش مناسب سن اوست.

یادآوری یک خاطره
حتما شما هم یک روز تلخ را به‌خاطر دارید که پوست دلبندتان در اثر یک شیطنت زخم کوچکی برداشته بود. آن‌روز را به او یادآوری کنید تا بداند زخم یا خراش یا آسیب‌های پوستی آزاردهنده هستند. در ادامه به‌ او بگویید که استفاده بی‌جا از لوازم آرایش باعث آسیب به پوست حساس و لطفا او خواهد شد. 

شما الگوی کودکان‌تان هستید
این‌بار شما قایم شوید! بله. باید سعی کنید جلوی چشم کودکان کمتر آرایش کنید. آن‌ها شما را الگوی خود می‌دانند و هرچه از شما ببینند تکرار می‌کنند. برای آرایش کردن جایی بروید که در دید کودکان نباشید.

وسایل آرایش‌رنگارنگ و وسوسه‌انگیزتان را جلوی چشم نگذارید
کودکان رژ لب، لاک و رژگونه را بیشتر از بقیه وسایل شخصی شما دوست‌ دارند. سعی کنید جای مخصوص و دور‌از‌دسترس برای این رنگارنگ‌های کوچک در نظر بگیرید.

لوازم‌آرایش مخصوص کودکان
این‌بار که دارید برای خودتان خرید می‌کنید از فروشنده، لوازم‌آرایش مخصوص کودکان بخواهید. این محصولات جدید ضد‌حساسیت هستند و آسیب کمتری به پوست حساس بچه‌ها وارد می‌کنند. اگر روند تربیتی شما با این مسئله مغایرت ندارد می‌توانید با توجه به سن فرزندانتان برایش لاک یا رژ مخصوص بخرید. اما پیشنهاد ما این است که فرزندتان را به هرروشی که می‌توانید مطمئن کنید که او زیباترین فرشته است و هیچ نیازی به آرایش ندارد.

7 راز قصه‌گویی موثر برای کودکان – بخش دوم

7 راز قصه‌گویی موثر برای کودکان - بخش دوم

7 راز قصه‌گویی موثر برای کودکان - بخش دوم

قصه‌گویی برای بچه‌ها ترفندهایی دارد که با به کار بردن آنها، موثرتر قصه خواهید گفت و در نتیجه تاثیرگذاری بیشتری در رفتار بچه‌ها خواهید دید. در قسمت اول رازهای قصه‌گویی، برایتان گفتیم که لحن و نحوه ادای کلمات چه تاثیر جالبی بر ماندگاری مفهوم آن‌ها در ذهن کودک دارد. همچنین درباره زمان مناسب قصه‌گفتن دانستید و حالا ادامه روش‌های قصه‌گوی موثر را خواهید خواند. قسمت اول این مطلب را اینجا بخوانید.

5. خیلی مفصل قصه نگویید
در ادبیات، بخش مهمی از یک داستان را توصیف‌ها تشکیل می‌دهد. در ادبیات داستانی،‌ توصیف و استفاده از کلمات برای شرح همه چیز به طور خاص، یک امتیاز محسوب می‌شود.
بدین ترتیب وقتی آن را می‌خوانید، می‌توانید همه چیز را دقیق و کامل تصور و تجسم کنید و با آن ارتباط برقرار کنید. اما وقتی برای کودکان قصه می‌گویید،‌ این تاثیرگذاری معکوس می‌شود و توضیح و توصیف زیاد،‌ از تاثیرگذاری قصه شما کم می‌کند.
به طور خاص،‌ وقتی بر اساس رفتارها و زندگی فرزند خود قصه‌ای می‌سازید، هیچ‌وقت نمی‌توانید به طور کامل بدانید که در ذهن او در مورد موضوعی که انتخاب کرده‌‌اید، دقیقا چه می‌گذرد. بنابراین اگر همه چیز را خودتان مفصل توضیح بدهید و همه جزییات را با ذهنیت خودتان شرح بدهید، این خطر را به وجود می‌آورید که به نکاتی متفاوت از ذهنیت فرزند خود اشاره کنید.

اگر این اتفاق بیافتد،‌ به احتمال زیاد رابطه فرزندتان با قصه قطع می‌شود که در این صورت، قصه روی او تاثیری نخواهد داشت. بنابراین بهتر است جزییات را به فرزندتان بسپارید و بگذارید او با تخیل و ذهنیت خودش،‌ کل داستان را در ذهن‌اش تجسم کند. برای مثال به جای اینکه بگویید:
میمون کوچولو حسابی دلخور شد، با خودش فکر کرد این رفتار اصلا منصفانه نیست،‌  کمی غرغر کرد و بعد در حالی که بلند داد می‌زد، از در بیرون رفت و در را به هم کوبید. او خیلی خیلی از دست همه عصبانی بود.

می‌توانید بگویید:
میمون کوچولو ناراحت شد، اول شروع کرد به غرغر کردن،‌ بعد با داد از در بیرون رفت و در را پشت سرش محکم بست.

در جمله‌های دوم،‌ نحوه داد زدن،‌ فکری که از ذهن میمون کوچولو می‌گذرد و اینکه از دست چه کسانی عصبانی است را به ذهن کودک می‌سپاریم و در واقع فقط مواردی را بیان می‌کنیم که در رفتار کودک به وضوح قابل مشاهده‌اند و بعید است تعبیر دیگری برای آن‌ها وجود داشته باشد.

کودک شما خودش می‌داند که در این موارد از دست چه کسی ناراحت می‌شود،‌ احساسش دلخوری است یا نام دیگری دارد و اینکه با خودش چه فکری می‌کند. شاید دلیل ناراحتی او غیرمنصفانه بودن رفتار نباشد یا ذهنیت دیگری برای نشان دادن این رفتار داشته باشد. آن وقت این تفاوت باعث می‌شود شخصیت قصه را شبیه به خودش نداند و از قصه، تاثیری که مورد نظر شماست را نگیرد.

6. از صدای خودتان هم به خوبی استفاده کنید
علاوه بر محتوای داستان، شما یک ابزار خیلی قوی در اختیار دارید: صدایتان! این که چه جمله‌هایی را بلند بگویید و چه جمله‌هایی را زمزمه کنید،‌ چه بخش‌هایی از قصه را تندتند و با هیجان تعریف کنید و چه بخش‌هایی را شمرده‌شمرده پیش ببرید، چه جاهایی صدایتان را عوض کنید و چه جاهایی را با صدای معمولی خودتان بگویید،‌ همه و همه روی تاثیرگذاری داستان موثر است.
کم‌کم با توجه به واکنش‌های فرزند خود و این که می‌بینید چه بخش‌هایی از داستان بهتر در ذهن او باقی مانده یا بهتر توجه او را جلب می‌کند، به خوبی در استفاده از صدایتان برای تعریف بهتر قصه ماهر می‌شوید. اگر تا به حال این کار را نمی‌کردید، از همین الان شروع کنید. خواهید دید که فرزندتان هم راضی‌تر خواهد بود! شاید اول کمی تعجب کند، اما وقتی خیالش راحت شود که این روند ادامه‌دار است، خیلی خوب با داستان ارتباط برقرار می‌کند.

7. حرف‌هایتان را غیرمستقیم بیان کنید
یکی از امتیازهای مهمی که قصه در اختیار شما قرار می‌دهد، ‌امکان آموزش غیرمستقیم است. می‌توانید بسیاری از حرف‌های خود را در قالب قصه و از زبان شخصیت‌های آن بیان کنید. حتما این ضرب‌المثل را شنیده‌اید:‌ “به در بگو تا دیوار بشنوه!” در قصه هم دقیقا همین اتفاق می‌افتد.

شما می‌توانید در دل قصه،‌ درست وقتی کودک شما مجذوب ماجرای قصه و شخصیت‌ها است،‌ از زبان یکی از شخصیت‌ها، یک جمله کوتاه اما مهم را بیان کنید. مثلا:
خرگوش به طرف بچه‌موش برگشت و گفت: اگر دوستت رو بزنی، او ناراحت می‌شه و می‌ره.
خرس به روباه گفت: تو باید از این غذا به دوستت هم بدی.
شاپرک به زنبور گفت: ما می‌تونیم هر دو با هم بازی کنیم و اسباب‌بازی‌هامون رو با هم تقسیم کنیم.

در واقع وقتی از این جمله‌ها استفاده می‌کنید،‌ فرزندتان آن را می‌شنود و به طور ناهشیارانه از آن تاثیر می‌گیرد،‌ بدون اینکه متوجه شود شما در واقع این جمله را به او می‌گویید.
البته مهم است که این جمله‌ها را آن‌قدر به قول بچه‌های امروزی تابلو نگویید که فرزندتان سریع متوجه شود اصلا این قصه را برای نصیحت کردن او ساخته‌اید و باز ارتباطش با داستان قطع شود. بچه‌ها اگر احساس کنند که قصه واقعا یک قصه نیست و جمله‌هایی است که شما از خودتان در آورده‌اید تا به او آموزش بدهید، یا به بیان دیگر قصه شب هم ادامه نصیحت‌ها و غرها و سخنرانی‌های روز است، ارتباطشان را با آن قطع می‌کنند و در همان لاک دفاعی می‌روند که در مورد بقیه حرف‌ها دارند.

اگر نکته‌ای هست که می‌خواهید به فرزندتان گوشزد کنید،‌ بگذارید کمی زمان از آن گذشته باشد، یا آن را آن‌قدر در قصه محو کنید که خیلی به چشم نیاید، یا اینکه قصه را آن‌قدر جذاب بسازید که فرزندتان برای یک جمله ارتباطش را قطع نکند. در عین حال،‌ فراموش نکنید که امتیاز قصه، آموزش غیرمستقیم است. اگر این حس را از بین ببرید و شروع کنید به سخنرانی به اسم قصه، دیگر انتظار تاثیر هم نباید از آن داشته باشید.

بچه‌ها را چه کلاس‌هایی می‌توان فرستاد؟

بچه‌ها را چه کلاس‌هایی می‌توان فرستاد؟

بچه‌ها را چه کلاس‌هایی می‌توان فرستاد؟

معیارهای عمومی انتخاب کلاس در مورد انواع کلاس‌ها صدق می‌کنند. سوال عملیاتی‌تر این است که بچه‌ها به چه کلاسی بروند بالاخره؟ کلاس‌هایی که برای بچه‌ها وجود دارند خیلی زیاد و درعین‌حال محدود به چندطبقه‌اند. به آن‌ها به تفکیک طبقه‌ای که در آن قرار می‌گیرند می‌پردازیم. بدیهی است انتخاب هرکدام از این طبقه‌ها برای فرزندتان، به استعدادها، علاقه‌ها و توانمندی‌های خودش بستگی دارد. پس، قبل از هر چیزی، باید فرزندتان را خیلی خوب بشناسید و نقاط قوت و ضعفش را واقع‌بینانه دیده باشید.

دنیای کتاب‌خوانی
یکی از راه‌های آموزش به کودکان، آموزش از طریق کتاب‌خوانی است. همچنین کودکانی که در سنین پایین با کتاب آشنا می‌شوند، به‌احتمال بیشتر در آینده هم به کتاب خواندن روی می‌آورند و از مطالعه گریزان نمی‌شوند. کلاس‌هایی وجود دارند که با عناوینی مانند کتاب‌خوانی، قصه‌گویی، قصه‌خوانی در گروه و مانند آن، در گروه‌های همسالان به خواندن یک داستان می‌پردازند. بچه‌های می‌توانند در مورد داستان باهم حرف بزنند. نظرات و تجربیات خود را مطرح کنند. یاد گرفته‌هایشان را باهم به اشتراک بگذراند و به‌طور ضمنی، با کتاب انس بگیرند. همچنین این کلاس‌ها، مهارت‌های کلامی کودک را هم از طریق گوش کردن به داستان و هم از طریق صحبت کردن در جمع افزایش می‌دهند. خبر خوب برای والدینی که خیلی نگران درس‌ومشق بچه‌ها هستند این‌که، این کلاس‌ها، مهارت‌های تحصیلی فرزندان را نیز بالا می‌برند و احتمال موفقیت تحصیلی این کودکان بیشتر است.

زبان‌های خارجی
یکی از کلاس‌هایی که این روزها بسیار موردتوجه قرار رفته، کلاس‌های زبان‌های خارجی و مهدکودک‌ها و مدرسه‌های دوزبانه است. واقعیت این است که اگر می‌خواهید کودکتان زبانی را مانند یک فرد بومی تلفظ کند، قبل از 5 سالگی بهترین زمان است. بعدازاین سن، حساسیت گوش نسبت به برخی تلفظ‌ها کم‌تر می‌شود و نیز مخرج‌های زبانی، انعطاف‌پذیری قبل را ندارند و نمی‌‌توانند همه صداها را تلفظ کنند. البته بهتر است به او فرصت بدهید به زبان مادری خود مسلط شود. سپس آموزش زبان دوم را شروع کنید.
کودکان گیرایی زیادی در زبان‌دارند که قابل‌مقایسه با بزرگ‌ترها نیست. اگر روش به‌کاررفته برای آموزش صحیح باشد و ویژگی‌های کودک در آن در نظر گرفته شود، ‌آن‌ها تا سه زبان را هم می‌توانند بیاموزند. به‌طورمعمول، وقتی کودک پا به مدرسه می‌گذارد، روش آموختنش تغییر می‌کند. در این زمان،‌ آموختن زبان دشوارتر می‌شود! البته هنوز خیلی ساده‌تر از یادگیری زبان در جوانی و بزرگ‌سالی است.
یکی از شاخص‌هایی که به‌خوبی، توانمندی بالای کودکان در آموختن زبان در سنین پایین را نشان می‌دهد، کودکانی هستند که تنها با تماشای فیلم‌ها و تلویزیون به زبانی دیگر، آن زبان را فراگرفته‌اند. یا کودکانی که در خانواده‌های دو یا حتی سه زبانه زندگی می‌کنند. شاید برایتان جالب باشد بدانید یادگیری زبان‌های بیشتر در دوران کودکی، به رشد هوش کودک کمک می‌کند. یادگرفتن هر زبان، به معنای دری به روی یک دنیا و فرهنگ تازه است.

انواع هنرها
هنر مفهومی گسترده و متنوع دارد. می‌تواند به مهارت‌های بصری، مهارت‌های ظریف انگشتان،‌ گوش و ذهن موسیقایی، مهارت‌های بازیگری و یا درک ادبیات و …. برگردد. اگر به ویژگی‌های فرزند خود با دقت توجه کنید، می‌توانید توانمندی‌ها و نقاط ضعف او را بشناسید و با در نظر گرفتن علاقه‌اش،‌ پیشنهادهای بهتری برای یادگیری در اختیار او قرار دهید. می‌توانید از متخصصین هم در این زمینه کمک بگیرید.
آهنر خودجوش و بدون خط و مرز، امکان خوبی برای ابراز احساسات و حل کردن مشکلات عاطفی کودک است. مثلا برای آموختن نقاشی،‌ بهتر است فقط به او ابزار شناسانده شود. همچنین دستش را در انتخاب ابزار دیگر یا استفاده از خلاقیت‌هایش باز بگذارید. فراموش نکنید، ‌بدون قانون و چارچوب! او می‌تواند از این ابزار برای ابراز خودش استفاده کند. اصلا هنر مگر قرار است چیزی جز این باشد؟

یادتان باشد هنر خیلی گسترده است. هنرهای دستی و صنایع‌دستی را هم به لیست کلاس‌های هنری‌تان اضافه کنید. بالاخره باید بچه‌هایی هم باشند که هنرهای دستی اصیل را ادامه بدهند تا این هنرها از بین نروند.

کلاس‌های روان‌شناختی
شاید این دسته از کلاس‌ها به‌اندازه کلاس‌های زبان‌های خارجی و یا نقاشی و مانند آن، آشنا نباشند. اما شاید خیلی بیشتر از آن‌ها در زندگی فرزند شما موثر باشند. کلاس‌هایی که برقراری ارتباط با دیگران، دوست‌یابی، مدیریت خشم، ابراز احساسات، شناسایی احساسات در دیگران، کنار آمدن با احساسات منفی و … را کودکان،‌ به سبک کودکی می‌آموزند، می‌توانند سهم بسزایی در شکل‌گیری مهارت‌های زندگی در کودک داشته باشند و به او برای داشتن یک زندگی بهتر، شادتر و دارای روابط بهتر کمک کنند. مهم است که این آموزش‌ها توسط متخصص کودک به او داده شود تا نتیجه معکوس نداشته باشد و آسیبی به کودک نرسد.

فعالیت‌های بدنی و کلاس‌های ورزشی
فعالیت بدنی مناسب، هم می‌تواند به افزایش سلامت کودک کمک کند و هم به او اجازه می‌دهد از انرژی فراوان خود بهره بهتری ببرد. به‌علاوه،‌ فعالیت‌های بدنی مانند انواع ورزش‌ها، برون‌ریزی خوبی برای تنش‌های کودک هم می‌توانند باشند. مهم این است که کودک در محیطی دوستانه و امن باشد.
جنبه لذت‌بخش بودن و شکل بازی داشتن فعالیت‌ها مهم‌تر از قوانین، ‌چارچوب‌ها و الگوها و مسابقات است. باید مراقب آسیب‌های فیزیکی و روانی به کودک باشیم. ضربات به‌خصوص به سر، مي‌توانند بسیار آسیب‌زننده باشند. بنابراین،‌ برای شرکت دادن فرزند خود در کلاس‌های ورزشی، قبل از هر چیزی به امنیت فضای کلاس و اهمیت دادن مربیان به این موضوع دقت کنید. نحوه برخورد با کودکان و نیز نظارت مربیان بر ارتباط بین کودکان نیز مهم است. بچه‌های سال‌های آخر دبستان،‌ کم‌کم مفهوم رقابت را بهتر می‌فهمند و وارد رقابت‌های ورزشی شدن می‌تواند به افزایش اعتمادبه‌نفسشان کمک کند
.

علوم مختلف
البته معمولا علوم از درس‌ها حساب می‌شوند،‌اما علومی مانند نجوم، در مدرسه آموزش داده نمی‌شوند، حال‌آنکه رصد کردن و تماشای آسمان و فراگیری علوم مربوط به آن خیلی هیجان‌انگیز است. البته شاخه‌های زیادی از علوم در حال حاضر برای بچه‌ها قابل یادگیری نیست، اما بسته به علاقه و کنجکاوی فرزندتان، قدری جستجو کنید شاید کلاس خوبی برایش پیدا کنید و استعدادهایش را شکوفا کنید.

شیر مادر را چقدر می‌توان نگه داشت؟+اینفوگرافی

شیر مادر را چقدر می‌توان نگه داشت؟+اینفوگرافی

شیر مادر را چقدر می‌توان نگه داشت؟+اینفوگرافی

اگر شاغلید و روزانه 6 تا 8 ساعت از نوزادتان دور هستید یا اگر مسافرت و موقعیت خاصی برایتان پیش آمده که چند وقتی از نوزادتان دور خواهید ماند، احتمالا نگران سلامت و تغذیه او هستید. به خصوص اگر دلبندتان از شیر مادر تغذیه می‌کند، این نگرانی در مورد خشک یا کم شدن شیر هم وجود دارد. اما می‌توانید شیر مادر را بدوشید و تا مدتی طولانی نگهداری کنید. در ادامه با این روش‌ها و مدت زمان نگهداری شیر در هر روش آشنا خواهید شد.



 

چرا نمی‌تونه یه دوست برای خودش پیدا کنه؟

چرا نمی‌تونه یه دوست برای خودش پیدا کنه؟

چرا نمی‌تونه یه دوست برای خودش پیدا کنه؟

برخی از کودکان، می‌توانند به سادگی برای خود دوست پیدا کنند. برخی از همان ابتدا که راه رفتن و حرف زدن را یاد می‌گیرند،‌ خود را مشتاق به برقراری ارتباط نشان می‌دهند. اما در مقابل، برخی دیگر، از سایر کودکان فاصله می‌گیرند، به مادر می‌چسبند و یا خیلی منزوی و ساکت هستند.
درست است که این تفاوت‌ها تا حدی می‌توانند ذاتی باشند و کودک با آن‌ها متولد شده باشد، اما برقراری ارتباط با دیگران، مهارتی است آموختنی که در طول زندگی،‌ با تجربیات و آموخته‌ها به دست می‌آید.
این‌که کودکی نتواند برای خودش دوست پیدا کند یا وارد بازی همسالانش شود، لزوما یک دلیل مشخص ندارد و در مورد کودکان مختلف،‌ می‌تواند دلایل متفاوتی داشته باشد.

اگر نتواند خوب حرف بزند
کودکانی که بیشتر با والدین خود حرف می‌زنند،‌ معمولا مهارت‌های بیشتری در حرف زدن دارند. برخی از والدین وقت زیادی برای حرف زدن با کودک نداشته‌اند. کودک هم در خانه،‌ تنها و بدون همبازی، نمی‌توانسته بسیاری از مهارت‌های کلامی را به‌خوبی بیاموزد و تمرین کند. چنین کودکی،‌ خودش خوب می‌داند که نمی‌تواند از عهده حرف زدن به‌خوبی بربیاید. یا اگر هم در وجودش چنین توانایی را احساس کند، چون تجربه نکرده، تمرین نکرده و فرصتی برای بازخورد مثبت گرفتن نداشته،‌ جرات نمی‌کند در یک موقعیت تازه، آن‌هم جلوی همسالانی که ممکن است او را طرد کنند یا بدتر از آن، ‌او را مسخره کنند،‌ چنین ریسکی کند.

اگر عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس نداشته باشد
یکی از لازمه‌های اساسی برای برقراری ارتباط با دیگران، داشتن تصویری توانمند از خود در برقراری ارتباط است. کودکی که باور دارد می‌تواند خوب حرف بزند،‌‌ یا در سنین بالاتر،‌ حرفی برای گفتن دارد، می‌تواند از عهده مکالمات بربیاید و می‌داند که می‌تواند طوری رفتار کند که دیگران به او نخندند یا او را کنار نگذارند، ‌به راحتی برای برقراری یک رابطه تازه پیش‌قدم می‌شود.
در عوض،‌ کودکی را تصور  کنید که باور دارد زشت است، دوست‌داشتنی نیست، بلد نیست حرف بزند،‌ دست‌وپا چلفتی است، در حرف زدن زیاد اشتباه می‌کند و …. چه طور باید جرات وارد شدن به یک رابطه جدید را داشته باشد؟ سوال مهم اینجا است: این باور چطور به وجود آمده است؟
کودکان وقتی متولد می‌شوند، در مورد خودشان تصوری ندارند. این دیگران و به‌خصوص اطرافیان نزدیک او در خانه هستند که مانند آینه‌ای، ‌به وی تصویری ارائه می‌کنند که بعد از مدتی، ‌به تصویر ذهنی کودکان از خودشان تبدیل می‌شود. وقتی اولین رفتار محتاطانه یک کودک در برخورد با یک فرد غریبه، ‌به‌پای بی‌زبانی،‌ خجالتی بودن، کم‌رویی، نابلدی و مانند آن گذاشته می‌شود، به‌احتمال‌زیاد،‌ خودش هم همین باور را در مورد خودش پیدا می‌کند و خب،‌ احتمالا کودک  با خودش فکر می‌کند:‌ وقتی من یک آدم ترسو و خجالتی هستم و بقیه هم همین را باور دارند و دائم می‌گویند، لابد هستم!‌ دلیلی ندارد تلاش کنم آن را عوض کنم.
لیست برچسب‌هایی که می‌توانند روی توانمندی برقراری ارتباط کودک تاثیر منفی داشته باشند بلند است: «خجالت می‌کشه. هنوز درست نمی‌تونه حرف بزنه. اصولا از آدمیزاد فراریه انگار. کم‌رو است. نمی‌تونه حرفش رو بزنه و »

اگر احساس “دوست‌داشتنی‌ بودن” نکند
یکی از موضوعاتی که شاید به چشم نیاید، ‌اما در برقراری ارتباط تاثیرگذار است،‌ ظاهر است. کودکی که باور دارد ظاهر خوبی دارد و ظاهرش برای دیگران پذیرفتنی است،‌ راحت‌تر وارد ارتباط با دیگران می‌شود. نکته مهم باور است، ‌نه این‌که واقعا زشتی و زیبایی در کار باشد. زشتی و زیبایی کاملا نسبی و سلیقه‌ای است و هیچ‌کس مطلق زشت یا زیبا نیست. مهم این است که کودک وقتی می‌خواهد در ذهنش خودش را توصیف کند، تصورش این باشد که ظاهری خوب و مقبول دارد. این باور کاملا به رفتارهای اطرافیان نزدیک و به‌خصوص خانواده وابسته است. برخی باورهای فرهنگی مانند این‌که نباید از ظاهر تعریف کرد یا این‌که ظاهر هیچ اهمیتی ندارد، ممکن است باعث شود والدین به‌اشتباه، اهمیت دورانی که در آن،‌ تصویر ذهنی کودک از ظاهر و بدن خودش شکل می‌گیرد را نادیده بگیرند. کودک به داشتن تصویری خوب از خود برای همه عمر نیاز خواهد داشت.

اگر اضطراب داشته باشد
یکی از موانع برقراری ارتباط، اضطراب و استرس است. البته، باور به این‌که ظاهر خوبی ندارم یا این‌که نمی‌توانم به‌خوبی حرف بزنم هم شاید باعث احساس استرس شوند، اما اضطراب و استرسی که مانع برقراری رابطه می‌شود، ‌می‌تواند دلایل متفاوتی داشته باشد. 
اضطراب و استرس کودک می‌تواند به تجربه‌ای تلخ در زندگی‌اش، ‌مانند از دست دادن یک عزیز یا یک تصادف رانندگی یا حادثه‌ای طبیعی مانند زلزله مربوط باشد. همچنین شرایط بد ارتباطی در خانواده، آشفتگی خانواده یا طلاق والدین، می‌توانند منجر به اضطراب و استرس شدید، در کنار کاهش اطمینان و اعتمادبه‌نفس شوند. گاهی، اضطراب و استرس ریشه ژنتیکی دارد که در شرایط زندگی کودک فعال‌شده و گاه حتی در حد یک اختلال مانند وسواس،‌ دامن کودک را می‌گیرد.
در چنین مواردی، غر زدن به کودک و سرزنش کردن او کمکی نمی‌کند. اگر اضطراب زیاد از حد باشد، ‌دلداری و اطمینان خاطر دادن هم کافی نیست و به مداخله درمانی و مشورت با یک متخصص کودک نیاز خواهد بود.

اگر مهارت‌های برقراری ارتباط را یاد نگرفته باشد
برقراری ارتباط،‌ یکی از مهارت‌های اساسی در زندگی است. در حدی که سازمان جهانی بهداشت یا دبلیو.اچ.او، ‌این مهارت را یکی از ده مهارت زندگی در بسته مهارت‌های زندگی اساسی ارائه‌شده برای ارتقای سلامتی جای‌داده است. عنوان مهارت،‌ بدین معنا است که اکتسابی است و یادگرفتنی. بنابراین،‌ همه می‌توانند آن را بیاموزند و از آن در زندگی خود استفاده کنند،‌ مهم نیست که چه ژنتیکی داشته باشند.
در اغلب موارد، ‌مشکل کودکان درواقع تنها و تنها به فقدان مهارت‌های اجتماعی برمی‌گردد. وقتی فرصت کافی برای بازی با همسالان و یادگیری این مهارت نداشته باشند و والدین هم نتوانند در این مورد آموزش‌های لازم را انجام دهند یا اهمیت آن را دست‌کم بگیرند، کودک نمی‌تواند دوستی برای خودش پیدا کند.