سهم والدین در دوست‌یابی بچه‌ها

سهم والدین در دوست‌یابی بچه‌ها

سهم والدین در دوست‌یابی بچه‌ها

قدم اول برای کمک به بچه‌ها برای دوست‌یابی، شناسایی موانع احتمالی دوست‌یابی است. وقتی بدانید چرا فرزندتان در دوست‌یابی موفق نبوده، می‌توانید راهکارهای متناسب با فرزندتان را راحت‌تر پیدا کنید و به کار ببرید.

1. مشاهده‌گر خوبی باشید:
پیش‌ازاین که بخواهید کاری کنید، مدتی،‌ مثلا یک هفته، ‌برای مشاهده رفتارهای او زمان بگذارید و توانمندی‌ها و ناتوانایی‌های او در برقراری یک رابطه را بسنجید. حتما یادداشت بردارید تا وقتی خواستید تغییری که می‌خواهید را به وجود بیاورید، ‌بتوانید اولویت‌بندی کرده و هدف‌های خود از آموزش را تعریف کنید
.

به‌علاوه،‌ وقتی بدانید هنگام شروع در چه موقعیتی بودید و لیست خوبی از توانمندی‌ها و ناتوانایی‌ها داشته باشید، ‌بعد از مدتی،‌ می‌توانید دوباره به آن رجوع کنید و ببینید روشی که در پیش‌گرفته‌اید مناسب بوده و تغییری ایجادشده،‌ یا این‌که باید روش دیگری را انتخاب کنید. بنابراین،
• یک برگه سفید یا ترجیحا یک دفتر بردارید.
• به مدت یک یا دو هفته (بسته به میزان موقعیت‌هایی که برای مشاهده دارید)، هرروز، تاریخ بزنید و دقیقا بنویسید که در چه زمانی،‌ در چه مکانی و با چه افرادی،‌ چه رفتارهایی درزمینه دوست‌یابی و برقراری تعامل از فرزند خود دیده‌اید.
• سعی کنید آنچه می‌بینید را بنویسید، ‌نه حدسیات و قضاوت‌های خودتان را. ‌برای مثال:
روز سه‌شنبه، 10 مرداد 96، بعدازظهر، در پارک نزدیک خانه، برای استفاده از تاب، پسرم دختربچه‌ای که می‌خواست وار شود را هل داد. و
روز چهارشنبه، 11 مرداد 96، شب، مهمانی خانه عموی همسرم، دخترم عروسکش را به دختربچه 6 ساله‌ای امانت داد تا با آن بازی کند و

2. اولویت بندی کنید:
از لیستی که تهیه کردید، پیدا کنید که فرزندتان در کدام مهارت مسئله دارد. (البته به این شرط که مشکل زمینه‌ای مانند اختلال اضطرابی، ‌وسواس و مانند آن وجود نداشت باشد و موضوع به مهارت‌ها مربوط باشد). سعی کنید موضوع را اولویت‌بندی کنید و ببینید در درجه اول برای آموزش، چه چیزی را باید در نظر بگیرید. برای مثال

در 3 مورد از 4 مورد، متوجه این‌که رفتارش دیگری را ناراحت می‌کند نبوده است و با آزرده کردن دیگران،‌ باعث شده است که  رابطه‌ای به وجود نیاید: بنابراین، نیاز به آموزش احساس‌ها و همدلی دارد.

3. خودتان را هم بررسی کنید:
قبل از هر مداخله‌ای، ببینید خودتان تا چه حد الگوی خوبی برای برقراری ارتباط و تعامل با دیگران هستید. خودتان هم شاید همان ضعف‌ها را در رفتار خود نشان می‌دهید و فرزندتان دقیقا دارد از الگوی شما پیروی می‌کند. اگر این‌طور است، سعی کنید تغییرات لازم را در رفتار خود به وجود بیاورید یا دست‌کم آن‌قدر از ضعف‌های خود اطلاع داشته باشید که بتوانید در مورد آن‌ها حرف بزنید.

4. علمی پیش بروید:
زمان‌هایی را برای صحبت کردن در مورد مهارتی که در اولویت قرار داده‌اید بگذارید. برای آموزش بهتر، ‌از کتاب‌های مناسب در این زمینه استفاده کنید. اگر لازم است،‌ می‌توانید خودتان یا فرزندتان در کلاس‌های مربوطه شرکت کنید. حتی درصورتی‌که موضوع خیلی دشوار به نظر می‌رسد،‌ می‌توانید از کمک یک مشاور یا روان‌شناس کودک بهره ببرید.

5. حواستان به اعتمادبه‌نفس فرزندتان باشد:
 قرار است به او نشان بدهید که مشکل او را درک می‌کنید و دارید تلاش می‌کنید که به او کمک کنید، نه این‌که مثلا اگر به این نتیجه رسیده‌اید که او در تشخیص احساس‌های دیگران مشکل دارد، یک برچسب تازه برای تحقیر او پیداکرده باشید و هر وقت می‌خواهید به او چیزی را گوشزد کنید،  به‌نوعی به رخش بکشید که ضعف تازه‌ای را در او پیداکرده‌اید
.

6. مرحله‌به‌مرحله نقش یک مربی یا راهنما را داشته باشید:
اول، مهارت‌ها را یکی‌یکی توضیح بدهید،‌ مثال بزنید و در خانه تمرین کنید. وقتی کمی راه افتاد،‌ از او بخواهید آن‌ها را در زندگی بیرون از خانه هم امتحان کند. وقتی مثلا در پارک می‌بینید بچه‌ای او را هل می‌دهد،‌ و می‌دانید ممکن است کنترل خشم برایش سخت باشد، با یک جمله کوتاه او را راهنمایی کنید که چه رفتاری بهتر است انجام دهد. این دستورهای کوتاه و البته نه محکم و پرخاشگرانه،‌ در ذهنش باقی خواهد ماند و بعد از مدتی،‌ خودش در موقعیت‌های مختلف، این جمله‌ها را به خود یادآوری می‌کند. از تحقیر یا مداخله‌های بی‌مورد اجتناب کنید
.

7. قضاوت‌های دیگران در مورد رفتار فرزندتان را به‌پای خودتان ننویسید:
اگر فرزندتان در برقراری ارتباط، مسئله‌‌ای دارد،‌ خب،‌ به او کمک می‌کنید تا این مسئله را برطرف کند. وقتی دیگران، به دیده سرزنش شمارا می‌نگرند،‌ اهمیت ندهید، شما مسئول همه‌چیز نیستید. وقتی احساس کنید با رفتار فرزندتان،‌ جلوی دیگران سرافکنده شده‌اید، خشمگین می‌شوید و احتمالا، رفتار نامناسبی نشان خواهید داد
.

8. پیشرفت‌های فرزندتان را با خودش در میان بگذارید:
با این کار، هم کمک می‌کنید اعتمادبه‌نفسش بالا برود،‌ هم به او نشان می‌دهید که چه قدر به او و پیشرفتش اهمیت می‌دهید و از این طریق،‌ باعث می‌شوید رابطه بهتری با شما داشته باشد و به شما اعتماد داشته باشد. احساس حمایتی که شما به او می‌دهید، پشتوانه اعتمادبه‌نفس او خواهد بود.

9. برای فرزندتان موقعیت‌هایی برای برقراری ارتباط درست کنید:
می‌توانید با خانواده‌های دوستان او در مدرسه، که آن‌ها را مناسب می‌بینید، ارتباط برقرار کنید. از آن‌ها دعوت کنید به منزل شما بیایند. با آن‌ها به پیک‌نیک بروید. هم دوستان فرزندتان را بهتر می‌شناسید، هم‌ روی روابطش نظارت بهتری دارید و هم به او موقعیت‌هایی بهتر برای دوست‌یابی و نگه‌داشتن روابط دوستانه‌اش می‌دهید
.

 

روش‌های کاهش درد واکسن نوزادان را یاد بگیرید

روش‌های کاهش درد واکسن نوزادان را یاد بگیرید

روش‌های کاهش درد واکسن نوزادان را یاد بگیرید

آیا فکر کردن به زمان واکسن زدن نوزاد شما را یاد شب‌های بی‌خوابی می‌اندازد؟ آیا شما یک مادر جدید هستید که هر بار بعد از دیدن فرزندتان که بعد از واکسن زدن درد دارد، اشک می‌ریزید؟ اگر هر کدام از این شرایط را دارید، خواندن این مطلب به شما فکر بسیار خوبی برایتان است!
گزیده شدن با یک سوزن اصلا خوشایند نیست و شنیدن کلمه واکسن برای شما کافی است تا خاطرات ترسناک کودکی خود را به یاد بیاورید. هرچند که واکسن برای سلامت کودک حیاتی است اما اگر در مورد ناراحت کودک بعد از واکسیناسیون نگران هستید و دنبال روش‌های کاهش درد واکسن ساده و مدیریت درد بعد از واکسن زدن می‌گردید، این مطلب به شما کمک می‌کند.

عوارض جانبی واکسن:

بعضی بچه‌ها بعد از واکسن از این اثرات جانبی رنج می‌برند:

  • کج‌خلقی
  • دمای بالای بدن
  • قرمزی و تورم در محل واکسن
  • سوزش محل واکسن

اگر این عوارض جانبی شما را نگران می‌کند، با پزشک اطفال کودکتان تماس بگیرید. ممکن است پزشک داروهایی برای پایین آوردن تب یا کنترل علایم تجویز کند.

واکسن نوزاد

نکته‌هایی برای کنترل درد واکسیناسیون نوزاد

1. زمانی برای آرامش در نظر بگیرید
کودکان ممکن است بعداز واکسن زدن تحریک‌پذیر و بی‌خواب شوند و ممکن است برای چند ساعت از غذا خوردن خودداری کنند. در چنین وضعیتی شما باید آرامش را در خانه برقرار کنید. اتاق را تاریک کنید و دمای اتاق را پایین بیاورید و مطمئن شوید کودک لباس شل و قابل تنفسی پوشیده و به او برای یک خواب طولانی و راحت فرصت بدهید.

2.نوزاد را در آغوش بگیرید
کنار نوزاد خود بمانید. اگر موقعی که قرار است واکسن بزند او را در آغوش بگیرید، به او کمک می‌کنید آرام بماند. دست‌های او را بگیرید و کمک کنید که موقع دریافت سوزن، آرامش خود را حفظ کند.

3. به نوزاد غذا بدهید
در واقع نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می‌کنند، در طول واکسیناسیون کمتر گریه می‌کنند. متخصصان معتقدند گریه کمتر به خاطر آن است که کودکان در «لحظه» زندگی می‌کنند و آن‌ها می‌توانند به سرعت از «درد» به «غذا» تغییر جهت بدهند. غذا دادن به کودک بعد از واکسیناسیون، به او کمک می‌کند تا دردش سبک‌تر شود.

5.بازی پرت کردن حواس را امتحان کنید
یکی دیگر از بهترین راه‌ها برای کمک به کودک برای آرام ماندن بعد از واکسیناسیون، پرت کردن حواس اوست. برای او یک هدیه یا اسباب‌بازی تازه بیاورید تا حواسش را برای مدتی از واکسن منحرف و به خود جلب کند. شما همچنین می‌توانید تلویزیون را روشن کنید تا حواسش را از درد پرت کنید. بازی دالی یا هر بازی دیگری که کودکتان دوست دارد هم می‌تواند کمک کننده باشد.

  
حواس نوزاد را با اسباب بازی پرت کنید

5. از کمپرس سرد استفاده کنید
یک راه موثر دیگر برای کاهش درد بعد از واکسیناسیون، به کار بردن یک حوله‌ تمیز و خنک و گذاشتن آن روی مکان واکسن است. این کار کمک می‌کند تا سوزش و درد اطراف ناحیه‌ تزریق کاهش پیدا کند. اگر شرایط در 24 ساعت بعد بهتر نشد، ممکن است لازم باشد کودک خود را به متخصص نشان دهید.

6. شکر برای کاهش درد واکسیناسیون
شکر می‌تواند به بچه‌ها کمک کند تا داروها را بهتر دریافت کنند و می‌تواند شدت خارش مربوط به واکسیناسیون را کاهش دهد. این حقه‌های شیرین مخصوصا برای نوزادان زیر شش ماهه بسیار مفید است. شما می‌توانید مقدار کمی آب‌قند قبل از واکسن زدن به بچه بدهید یا می‌توانید پستانکش را در مقدار آب قند بزنید و در دهانش بگذارید. در بعضی موارد ممکن است کودکان بعد از واکسن زدن مدتی گریه کنند. اما معمولا بعد از یک بغل گرفتن و آرام کردن، آرام می‌شوند.

کاهش اضطراب مادر در زمان واکسیناسیون نوزاد

یادتان باشد، نگرانی والدین هنگام واکسن زدن نقش مهمی در افزایش اضطراب نوزادان در آن هنگام بازی می‌کند. بنابر این دفعه‌ بعد که فرزندتان را برای واکسن زدن می‌برید، آرام بمانید و به اهمیت واکسن در سلامت کودک فکر کنید تا زمان گذرایی که بچه درد را تجربه می‌کند. امیدواریم که با خواندن این مطلب، بتوانید درد کودک خود را هنگام واکسیناسیون تسکین دهید.
 

3 قانون آموزش همدلی به بچه‌ها

3 قانون آموزش همدلی به بچه‌ها

3 قانون آموزش همدلی به بچه‌ها

همدلی را با همدردی اشتباه نگیرید. قرار نیست که کودکتان یاد بگیرد که با گریه هر کس به گریه بیافتد و با خنده دیگران بیخودی بخندد. همدلی به این معنا است که فرد بتواند دنیا را از چشم فردی که با او در ارتباط است ببیند و به‌طرف مقابل خود نشان بدهد که احساسات او را درک می‌کند. درواقع آموزش همدلی خود سه بخش دارد:

1. شناختن احساس‌های خود:
کسی که نتواند احساس‌های خودش را بشناسد، ‌نمی‌تواند احساسات دیگران را هم تشخیص دهد یا وقتی آن احساس را درک نکند،‌ نمی‌تواند عکس‌العمل مناسبی هم از خود نشان دهد
.

فکر نکنید که شناخت احساسات خیلی ساده و بدیهی است. یک امتحان ساده: برگه‌ای کاغذ بردارید و نام احساس‌هایی که می‌شناسید را روی آن بنویسید. چند مورد را می‌توانید فوری یادداشت کنید؟ احتمالا، چند مورد محدود به ذهنتان می‌رسد. اما ما در زبان فارسی لغات بسیاری برای ابراز احساسات خود داریم که ‌ممکن است کودک با آن‌ها آشنا نباشد. در نتیجه، ‌وقتی رنجیده است ممکن است فکر کند عصبانی است یا وقتی دلشوره دارد نتواند آن را درست بیان کند. برای آموزش احساس‌های مختلف:

  •  از پوسترها و کتاب‌های مخصوص این کار استفاده کنید. با استفاده از شکلک‌های موجود در این پوسترها و کتاب‌ها،‌ انواع احساس‌ها را برای فرزند خود توضیح بدهید و او را تشویق کنید در توصیف حال خود از آن‌ها به‌درستی استفاده کند. 
  •  در مورد احساس‌ها با کودک خود صحبت کنید. وقتی می‌پرسید در مدرسه چه خبر بود،‌ به چند اتفاق ساده بسنده نکنید. احساس او را جویا شوید: «خب وقتی معلم اول‌ازهمه اسم تو رو خوند تو چه حسی داشتی؟ می‌دونم یه جوری بود، ‌اما بهم بگو اسم احساسی که داشتی چی بود؟ بذار کمکت کنم، یه نگاه به لیست دیروزمون بنداز و بگو کدوم احساس بیشتر به حالی که داشتی می‌خوره».

2. تشخیص احساسات دیگران:
وقتی افراد بتوانند احساس‌های خود را به‌خوبی شناسایی کنند، ‌می‌توانند راحت‌تر احساس‌های دیگران را حدس بزنند یا تشخیص بدهند. برای تشخیص احساسات دیگران، ما معمولا دو منبع خوب داریم: ‌یکی رفتار و حالات ظاهری،‌ (مانند حالت چهره، لحن صدا و طرز قرار گرفتن بدن یا حرکت دادن دست‌ها هنگام صحبت کردن) است که فرد از خود نشان می‌دهد و دیگری، موقعیت و اتفاقی است که افتاده است. مثلا همه افراد، وقتی عزیزی را از دست می‌دهند، خیلی غمگین می‌شوند،‌ وقتی حقشان ضایع می‌شود،‌ عصبانی و آزرده می‌شوند،‌ وقتی مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند،‌ می‌رنجند و شاید خشمگین هم می‌‌شوند و … وقتی می‌خواهید به فرزندتان بیاموزید که چه طور احساسات دیگران را تشخیص بدهد،‌ به هر دو منبع اشاره‌کنید. بگذارید در این مورد چشم بینا و حساسی داشته باشد
.

  • در شرایط مختلف، به رفتارهای متفاوتی که از روی آن‌ها می‌توان احساس دیگران را حدس زد اشاره‌کنید: ببین اون خانومه چه طور تند‌تند این‌طرف و اون طرف می‌ره. دستش رو می‌زنه روی دستش. به همه جا نگاه می‌کنه. من فکر می‌کنم داره دنبال چیزی می‌گرده و خیلی هم نگرانه. تو چی فکر می‌کنی؟-
  •  در مورد موقعیت‌های مختلفی که احساس‌های متفاوت را برمی‌انگیزند با کودک خود صحبت کنید. اتفاقاتی که برای اعضای خانواده یا دوستان و آشنایان می‌افتد،‌ می‌تواند منبع خوبی برای صحبت باشد: دیدی دیروز خاله چه قدر باذوق حرف می‌زد؟ به نظر تو هم خیلی خوشحال بود نه؟ همه‌اش در حال خندیدن بود، خب بعد از مدت‌ها دخترش داره برمی‌گرده و می‌تونن دوباره باهم زندگی کنند.
  • وقتی فیلم یا کارتون می‌بینید، در مورد احساس شخصیت‌های آن باهم صحبت کنید. در مورد این‌که چرا چنین احساسی به وجود آمده و این‌که از کجا می‌فهمید که او این احساس را دارد. نکته مهم: ‌در مواردی این کار را انجام بدهید که فرزندتان هم حوصله دارد و باعلاقه بحث را دنبال می‌کند. در غیر این صورت،‌ تماشای فیلم او را خراب نکنید و با این کار او را از این بحث دل‌زده نکنید.

3. نشان دادن این‌که طرف مقابل را درک می‌کند:‌
اگر کودک شما بتواند احساس‌های مختلف را بشناسد و آن‌ها را در دیگران تشخیص بدهد، از عهده بخش مهمی از همدلی برآمده است. اما برای نشان دادن همدلی، ‌باید بتواند به دیگری نشان بدهد که او را درک کرده و احساسش را می‌فهمد
.

  • نشان دادن درک احساسات، فرمول مشخصی ندارد. بسته به موقعیت، به روش‌های مختلفی می‌توان این درک را ابراز کرد. گاهی گرفتن دست یک نفر، ‌برای این‌که به او نشان بدهیم می‌فهمیم چه قدر ناراحت است کافی است. کلام هم در این زمینه معجزه می‌کند. عبارت‌هایی مثل: “می‌فهمم، منم توی چنین موقعیتی باشم حسابی عصبانی می‌شم” یا “آفرین، یوهو!”
  • آموزش این مرحله از همه مهم‌تر و البته دشوارتر است. باید آن‌قدر تمرین شده باشد که در موقعیت‌های مختلف،‌ کودک خودش از خلاقیت خود استفاده کند و جمله یا رفتار مناسب را انتخاب کند. قانون ندارد.

 
  • از هر موقعیتی برای تمرین استفاده کنید و به او راهنمایی‌های لازم را بدهید تا کم‌کم به‌مرورزمان در این زمینه مستقل شود.
  • بهترین راه برای چنین آموزشی، ‌این است که خودتان برایش الگو باشید. به‌خصوص در مورد خودش، ‌وقتی بااحساسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، نشان بدهید که احساسش را می‌فهمید.
  • به یاد داشته باشید که نشان دادن این‌که احساس او را درک می‌کنید،‌ بدین معنا نیست که کاری که کرده را تایید می‌کنید. اگر از روی خشم، چیزی را شکسته،‌ این‌که بگویید: «می‌فهمم چه قدر عصبانی بودی»، به این معنی نیست که شکستن را هم تایید کرده‌اید. رفتار را از احساس جدا کنید. او واقعا عصبانی بوده، چه شما این عصبانیت را به‌جا بدانید چه نه. صحبت در مورد این‌که می‌توانسته به‌جای پرخاشگری چه رفتارهای دیگری را انجام دهد،‌ بحث بعدی است.

باید و نبایدهای شیر دهی در طب سنتی

باید و نبایدهای شیر دهی در طب سنتی

باید و نبایدهای شیر دهی در طب سنتی

شیر دادن به نوزاد برای مادر نعمت بزرگی است که تا بعد از شیر گرفتن ممکن است متوجه آن نشود. علاوه بر اینکه شیردهی موجب رشد و آرامش بیشتر نوزاد می‌شود، برای مادر هم آرامش ایجاد می‌کند. البته به شرط اینکه شرایط تغذیه‌ای مناسبی برای خود مادر فراهم باشد. در دوران شیردهی لازم است مادر به نکاتی در تغذیه خود توجه کند تا میزان کافی و مناسب از مواد مغذی به کودک برسد و بدن خودش هم دچار کمبود نشود. به همین علت در این مقاله تصمیم گرفتیم چند نکته تلفیقی از باید و نبایدهای شیردهی در طب سنتی و جدید را در این باره مطرح کنیم:

رژیم غذایی مناسب در زمان شیردهی

بهتر است به جای ماهی‌های بزرگ از ماهی‌های کوچکتر استفاده کنید زیرا احتمال وجود مقادیر بالای متیل جیوه در ماهی‌های کوچک کمتر است. این ماده اثر منفی بر تکامل سیستم عصبی نوزاد دارد اما توصیه می‌شود که زنان شیرده از ماهی های کوچک تا 340 گرم در هفته به شکل پخته استفاده کنند بخصوص اگر مزاج آنها گرم و در فصل گرم مشغول شیردهی باشند. بهتر است در دوران شیردهی از مصرف پنیرهای محلی به دلیل احتمال آلودگی با لیستریا پرهیز شود. لیستریا نوعی بیماری مشترک بین حیوان و انسان است که می‌تواند سبب مرگ شود.

خوردن ماهی در رژیم غدایی مادران شیرده

نگهداری از شیر مادر برای چند ساعت

اگر قصد دارید شیر را برای فرزندتان مدتی نگه داری کنید، حتما قبل از دوشیدن شیر دستان خود را با آب و صابون بشویید. شیر دوشیده شده را در ظرفی تمیز و محکم با در بسته نگه دارید. برای اینکه از ریبوفلاوین موجود در شیر نگهداری بهتری شود لازم است ظرف کدر باشد. اگر چه تا یکی دو ساعت در اتاق خنک می‌توان شیر را در دمای اتاق نگهداشت اما برای کم کردن احتمال آلودگی و از بین نرفتن چربی‌های ضروری شیر بهتر است در دمای اتاق نگهداری نشود. شیر را تا 48 ساعت در یخچال می‌توان نگه داشت اما برای مدت‌های بیشتر باید حتما فریز شود. در فریزر می‌توانید شیر را 5- 6 ماه نگهداری کنید.

مصرف شیرین بیان در شیردهی ممنوع است

مصرف هر نوع داروی گیاهی در دوران شیردهی باید زیر نظر پزشک باشد. مصرف بعضی گیاهان دارویی در شیردهی ممنوع است. به عنوان مثال ریشه شیرین بیان، کرچک، بابونه گاوی، شبدر قرمز، بومادران، سیر، صبر زرد، افسنتین، فلوس، حنظل، سنا، نخل اره‌ای، جین سینگ آسیایی، کاوا، شنگا، توسکای قشلاقی، علف خرس، پنج انگشت، شابیزک، مینای چمنی، کوکا، جگرواش، روغن ریحان، خشخاش، بابا آدم جنگلی، سیاه توسه، ریوند چینی از گیاهانی هستند که نباید در شیردهی مصرف شوند.

به گریه نوزاد توجه کنید

گریه ناشی از گرسنگی معمولا ناگهانی است و با بغل کردن نوزاد و شیر دادن به او آرام می‌شود. اما بهتر است تا کودک شروع به گریه می‌کند، به او شیر ندهید به خصوص اگر زمان کمی از شیردهی قبلی گذشته است. بد نیست بدانید به اعتقاد حکمای طب سنتی، گریه کودک قبل از شیر خوردن برای او مفید است و به آماده شدن او برای شیر خوردن کمک می‌کند. وقتی نوزاد سیر شد، دست از شیر خوردن می‌کشد. اگر هنوز گرسنه بود می‌توانید بعد از آروغ زدن از سینه دیگر شیر بخورد.

توجه به گریه نوزاد در هنگام شیردهی

هنگام شیر دادن به نوزاد آرام باشید

در زمان شیر دادن داشتن آرامش ذهنی و جسمی یادتان نرود. بهتر است فکر و ذهنتان را بر فرزندتان متمرکز کنید. قدر این لحظات را بدانید و از اینکه خداوند چنین نعمتی را به شما ارزانی کرده شکرگزار باشید. همین تمرکز به شما کمک می‌کند که بتوانید شیر بیشتر و بهتری برای فرزندتان داشته باشید.

نکات مهم شیردهی

  • از خوردن شکلات، نوشابه، چای و قهوه و نوشابه‌های کافئین دار بیشتر از دو فنجان در روز خودداری کنید.
  • از کشیدن سیگار و مصرف الکل خودداری کنید.
  • در دوران شیردهی سعی کنید از قرار گرفتن در معرض حشره‌کش‌ها و مواد شیمیایی دیگر خودداری کنید.
  • بهتر است در رژیم غذایی خود از میوه‌هایی مانند سیب، به، انار و مویز بیشتر بگنجانید این میوه‌ها هم برای تقویت خود شما و هم فرزندتان بسیار مناسبند.
  • از مصرف غذاهای دیر هضم و سنگین و بسیار غلیظ مانند ماکارونی، کله پاچه، گوشت گاو و فست‌فود خودداری کنید. این غذاها به راحتی هضم نخواهند شد ونه تنها در بدن شما انباشته و موجب چاقی شما می‌شوند، بلکه مواد مغذی مناسب و کافی هم به فرزند شما نخواهد رسید.
  • از مصرف گوشت‌های خام یا نیم پخت، تخم مرغ خام و ماهی خام به دلیل احتمال آلودگی پرهیز کنید.

خطرات استرس مالی بر سلامت نوزاد

خطرات استرس مالی بر سلامت نوزاد

خطرات استرس مالی بر سلامت نوزاد

بارداری قرار است شادترین دوران زندگی یک مادر باشد. بدن شما در این دوران باید از زندگی فرزندی که در حال رشد است، مراقبت کند. درحالی‌که خیلی از مادران در این دوران اتاق کودکشان را آماده می‌کنند، لباس‌های کوچک و جذاب برای کودکشان می‌خرند و دنیای اطرافشان را آماده ورود عشق زندگی‌شان می‌کنند؛ سایر مادران باردار تمام این ۹ ماه پر از نگرانی و اضطراب هستند و با توجه به شرایط حساس کنونی روز به روز به تعداد این مادران اضافه می‌شود. همه این‌ها در حالی است که مشخص شده استرس مادر تاثیرات ماندگاری بر نوزاد خواهد گذاشت؛ برای نمونه در مطالعات مشخص شده، احتمال زایمان فرزندی با وزن پایین در زنانی که طی دوران بارداری راجع به مسائل مالی احساس اضطراب و استرس دارند، بیشتر است.

نتیجه مطالعات چه بود؟

محققان موسسه «تحقیقات پزشکی رفتاری دانشگاه اوهایو» میزان اضطراب و استرس در میان ۱۳۸ زن باردار را مورد ارزیابی قراردادند. در این تحقیق عواملی که نقش بالایی در افسردگی بارداری ایفا می‌کردند شامل نگرانی در خصوص زایمان، نگرانی از تغییر شکل روابط و همچنین نگرانی در خصوص سلامت کودک بود؛ اما محققان دریافتند که در این میان استرس‌ مالی بیشترین تأثیر را روی سلامت جنین خواهد گذاشت.
 

استرس دوران بارداری

آمدن یک عضو جدید موجب تشدید نگرانی‌های مالی در خانواده می‌شود. مداخلات روان‌شناختی با هدف کمک به خانواده‌ها در جهت حل اضطراب‌های مرتبط با بارداری مانند کمک به زنان و همسرانشان برای ایجاد تغییراتی در کارشان، مراقبت از کودک و هزینه‌های درمانی می‌تواند عامل مهمی برای کاهش اثرات نامطلوب تنش مالی باشد.
برای ارزیابی رفاهِ مالیِ فرد باردار محققان سه سؤال زیر را از آن‌ها پرسیدند:

  • شرایط زندگی‌ات با حقوق حال حاضر چطور است؟
  • احتمال اینکه خانواده شما در دو ماه آینده با مشکلات مالی مانند مسکن و خوراک و مراقبت‌های پزشکی نامناسب روبه‌رو شود، چقدر است؟
  • چقدر باید استاندارد زندگی خودتان را پایین بیاورید تا بتوانید از عهده این شرایط جدید برآیید؟

بعدازاینکه نوزاد به دنیا آمد، محققان وزن او را در هنگام تولد را با پاسخ‌های نظرسنجی مادر مورد بررسی قرار می‌دهند. در این تحقیق یازده کودک با مشکل وزن پایین هنگام تولد مواجه شدند که محققان پس از تحقیق و مراجعه به فرم‌های ارزیابی دریافتند، مادرانی که با بیشترین میزان مشکلات مالی درگیر بودند نوزادانی با وزن کم به دنیا آوردند. وزن پایین هنگام زایمان به معنی وزن حدود ۲.۵ کیلوگرم و یا کمتر از آن اشاره دارد.
تولد با وزن پایین می‌تواند مشکلات فراوانی با خودش به همراه داشته باشد. احتمال اینکه نوزادان با وزن پایین نسبت به سایر نوزادان به مراقبت‌های بسیار پرهزینه در هفته‌ها و یا ماه‌های اول پس از زایمان نیاز داشته باشند، بیشتر است. این مشکل همچنین می‌تواند مسائل پزشکی بلندمدتی را برای نوزاد به همراه داشته باشد؛ مسائلی مانند مشکلات تنفسی و گوارشی، بیماری‌های قلبی و همچنین چاقی مفرط.

مادران چطور باید از عهده این شرایط برآیند؟

اگر شما هم مادری هستید که تحت شرایط نامساعد مالی قرارگرفته، چه باید بکنید؟
چه قبول داشته باشید یا نه این موضوع ثابت‌شده است که استرس و عوامل استرس‌زا به‌طور مستقیم بر سلامت ما تأثیرگذار هستند. استرس نه‌تنها به‌طور فیزیکی بر بدن شما تأثیر می‌گذارد؛ بلکه احساسات و رفتار شما را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. استرس، بی‌سروصدا کار خودش را انجام می‌دهد و اگر شما مسافری نیز در رحم خودتان داشته باشید؛ اثرات منفی خودش را علاوه بر شما بر روی او نیز خواهد گذاشت.
استرس فقط یک مشکل کوچک در سلامت روان نیست؛ بلکه بر روی تغذیه، خواب و زندگی شما نیز تأثیرگذار است. استرس منجر به اضطراب، افسردگی، بی‌خوابی، کاهش و یا افزایش وزن، فشارخون بالا و حتی مشکلاتی بیشتر از این می‌شود. اگر استرس بزرگی تمام ۹ ماه بارداری شما را تحت تأثیر قرار دهد، مسلماً تأثیرات ویرانگری روی نوزاد نیز خواهد گذاشت.

  
همان‌طور که همه پدر مادرها می‌دانند، بارداری پر از اتفاق‌هایی است که ما می‌توانیم به‌واسطه آن‌ها نگران و مضطرب شویم. پس به همین دلیل خیلی مهم است که راهی پیدا کنید تا استرس‌های ناخواسته را کاهش دهید و عواملی را که باعث اضطراب و استرس می‌شود، از بین ببرید.
ورزش منظم شامل یوگا، مدیتیشن و تمرین آگاه بودن به ذهن (mindfulness) به همراه یک رژیم سالم، نوشیدن مایعات به‌اندازه و خواب مفید به مدت حداقل هفت ساعت در شب می‌تواند در این زمینه بسیار سودمند باشد. خیلی از مادران نیز ممکن است از خدمات مشاوره هم برای کاهش استرسشان استفاده کنند.
اگر باردار هستید و در خصوص یکی از مشکلات زندگی‌تان بیش‌ازحد اضطراب و استرس دارید حتماً این مسئله را با پزشک متخصص زنان و زایمان مطرح کنید و از او کمک بگیرید. یافتن روش‌هایی که منجر به کاهش اضطراب و نگرانی در شما بشود هم برای شما و هم برای کودک در حال رشدتان بسیار سودمند است.
ازآنجایی‌که استرس تأثیر منفی زیادی برای نوزاد به همراه دارد، گفتگو و مشاوره باید به‌عنوان بخشی از مراقبت‌های دوران بارداری و همچنین دوران پس از زایمان در نظر گرفته شود.

چه موقعیت‌هایی برای دوست‌یابی کودکان فراهم کنیم؟

چه موقعیت‌هایی برای دوست‌یابی کودکان فراهم کنیم؟

چه موقعیت‌هایی برای دوست‌یابی کودکان فراهم کنیم؟

اگر موانع دوست‌یابی را می‌شناسید، آموزش‌های دوست‌یابی لازم را هم برای فرزندتان فراهم کرده‌اید و می‌دانید فرزندتان از عهده درک احساسات و همدلی هم برمی‌آید، وقتش رسیده که به مهارت‌های شروع یک رابطه دوستانه بپردازید که با یافتن موقعیت مناسب شروع می‌شود.
موارد زیادی وجود دارد که کودک، مشکلی در کلام و بیان ندارد، احساسات دیگران را هم درک می‌کند و همدلی هم بلد است، اما بازهم نمی‌تواند برای خودش به‌خصوص در محیط‌های تازه دوستی پیدا کند.

مسیر اشتباهی که ممکن است والدین در چنین شرایطی بروند،‌ این است که به کودک فشار بیاورند، او را سرزنش کنند، ‌به او غر بزنند یا برچسب‌هایی به کودک بزنند که درمجموع، نه‌تنها رفتار او را بهبود نخواهد بخشید و دوستان تازه‌ای هم برای او به همراه نخواهد داشت، ‌بلکه باعث می‌شود فرزندشان از برقراری ارتباط، تصویری ناخوشایند داشته باشد و خود را در این زمینه کاملا ناتوان و درمانده احساس کنند، آن‌هم درمانده‌ای تنها، که حتی والدینش هم او را درک نمی‌کنند و به او کمک نمی‌کنند.
این‌که والدین خیال کنند شروع یک رابطه خیلی ساده است و اصول آن‌هم بدیهی است،‌ کار را سخت‌تر می‌کند و درواقع مانعی می‌شود برای کمک به فرزندشان. خود شما، اگر قرار باشد اصول شروع یک ارتباط و دوست‌یابی را نام ببرید، چه می‌گویید: سعی کنید یک لیست برای خودتان تهیه کنید. ببینید چه قدر این اصول را می‌شناسید،‌ چه قدر اصلا به نظرتان تفکیک‌شده و قابل‌آموزش هستند و چه قدر جز آن دسته از والدین هستید که آن را ساده و بدیهی می‌بینید. با خودتان روراست باشید تا بتوانید به بهترین نتیجه برسید.

پیدا کردن موقعیت مناسب
یکی از مؤلفه‌های مهم در برقراری ارتباط و دوست‌یابی،‌ تشخیص موقعیت‌های مناسب است. کودکان معمولا تمایل دارند با افرادی دوست شوند که علاقه‌های مشترکی با آن‌ها دارد. با کسی که حرفی برای گفتن با آن‌ها داشته باشد و از وسایلی مشابه با آن‌ها استفاده کند. در همین راستا، چشم کودک ما هم باید به دنبال شباهت‌ها باشد. اگر او بتواند این شباهت‌ها را ببیند، می‌تواند گزینه‌های مناسب‌تری را برای دوست‌یابی انتخاب کند و به سراغ  افرادی برود که با احتمال بالاتری، به درخواست دوستی او پاسخ مثبت می‌دهند. افرادی که وقتی باهم هم‌کلام شدند، ‌حرف‌های بیشتری برای گفتن با آن‌ها داشته باشد. در این راستا،

  • وقتی مثلا بچه‌های کلاس در مورد بازی رایانه‌ای موردعلاقه او صحبت می‌کنند، زمان خوبی برای نشان دادن علاقه او و درواقع اعلام یک وجه مشترک با برخی از همکلاسی‌هایش است.
  • وقتی در پارک سراغ اسباب‌بازی موردعلاقه‌اش می‌رود،‌ کودکی که با هیجان در مورد آن اسباب‌بازی صحبت می‌کند، ‌احتمالا صحبت او در مورد آن اسباب‌بازی را نادیده نمی‌گیرد و با او وارد صحبت می‌شود.
  • وقتی در کلاس موضوعی مطرح می‌شود که موردعلاقه او است، مثلا نجوم، و افراد دیگری هم در کلاس هستند که به این موضع علاقه دارند، می‌تواند با آن‌ها وارد گفتگو شود، ‌می‌توانند باهم در اینترنت دنبال موضوع موردعلاقه خود بگردند یا باهم از کتابخانه یا رصدخانه استفاده کنند. یا باهم کار تهیه یک نشریه دیواری در مورد آن موضوع را بر عهده بگیرند.
  • شرکت در کلاس‌ها،‌ برنامه‌های فوق‌برنامه، ورزش، فعالیت‌های هنری و… موقعیتی خوب برای جمع شدن بچه‌هایی باعلاقه‌های مشترک است.  
فراموش نکنید که در تلاش برای یافتن موقعیت‌های مناسب، موقعیت‌های نامناسب هم بهتراست گوشزد شوند، مانند غریبه‌ای در خیابان که پیشنهاد دوستی می‌دهد، یا فردی در مدرسه که بدون هیچ شباهتی و گرایشی، ‌برای سواستفاده‌های احتمالی، به او نزدیک می‌شود. گاهی احساس تنهایی و ناتوانی در پیدا کردن دوست،‌ باعث می‌شود افراد موقعیت‌های نامناسب را پس نزنند و دچار دردسر شوند.

سختی‌ های بچه داری را با تجربه‌های دیگران آسان کنید

سختی‌ های بچه داری را با تجربه‌های دیگران آسان کنید

سختی‌ های بچه داری را با تجربه‌های دیگران آسان کنید

طبق آمار های رسمی مادران کودکان نوزاد تا سه سال خسته ترین انسان های روی زمین هستند ! 

تولد یک کودک بی‌‌‌شک معجزه‌‌‌ای است که در زندگی هر زوجی رخ می‌‌‌دهد اما در عین حال برای آن‌‌‌ها شغلی تمام‌‌‌وقت ایجاد کرده و همان‌‌‌قدر که موجب شادی والدین‌‌‌ است خسته‌‌‌کننده نیز هست. در این دوران پر‌‌‌هیاهوی پس از تولد کودک، نوعی حس شعف و افتخار با مشکلاتی مثل کم‌‌‌خوابی، نیاز به برنامه‌‌‌ریزی مداوم، اختلافات بین زوجین و فشارهای بیشتر از جانب محل کار با هم آمیخته می‌‌‌شوند.
“هریت لرنر” دکترای روانشناسی و نویسنده کتاب”بچه‌‌‌ها چگونه زندگی شما را تغییر می‌‌‌دهند” معتقد است که ورود یک عضو جدید به خانواده نیازمند وفق‌‌‌پذیری بالایی از جانب والدین است. وی می‌‌‌گوید: “چون تولد اولین فرزند قرار است خصوصا اتفاق شادی باشد بنابرین بسیاری از پدر و مادرها مقدار استرسی که قرار است به محض آمدن این عضو جدید خانواده به آن‌ها وارد شود را دست‌کم می‌‌‌گیرند.”

بچه داری واقعا سخت است!

جای تعجب نیست که 80 درصد تازه‌‌‌مادرها به یک نوع از اختلالات خلقی دچار می‌‌‌شوند که شدت آن از کم تا بسیار زیاد -که همان افسردگی پس از زایمان است- متغیر است. هر چند‌‌‌وقت یک بار هم مواردی بسیار شدید گزارش می‌‌‌شوند که در آن‌‌‌ها پدر یا مادر تا آنجا پیش می‌‌‌روند که حتی دست به کشتن کودک خود می‌‌‌زنند.

خستگی مادر
 

اما خوشبختانه بیشتر والدین برای رهایی از این فشار، راه‌‌‌حل‌‌‌های مبتکرانه‌‌‌ای پیدا می‌‌‌کنند و یا از افراد خانواده و دوستانشان برای رد شدن از این مرحله کمک می‌‌‌گیرند. به گفته دکتر “لمر” داشتن استراتژی‌‌‌های تطبیق پذیری در اینجا بسیار مهم است چرا که کمک می‌‌‌کنند تا شما در برابر فشار وارد شده احساس استیصال نکنید. تعدادی از پدر و مادرها روش‌‌‌های منحصر به فرد خودشان را برای پیدا کردن “زمانی برای خودشان” بیان کرده اند. کارهایی مثل رفتن به کلاس موسیقی یا دوچرخه‌‌‌سواری به آنها کمک کرده‌‌‌است تا در یک‌‌‌سال اول بعد از تولد اولین کودکشان بیشتر شاد باشند و فشار کمتری را تحمل کنند.
تجربه های واقعی این پدر و مادرها را بخوانید، شاید به کار گرفتن ان ها به شما کمک کند بهتر از عهده سختی های بچه داری بربیایید و سال اول بچه دار شدن را بهتر و راحت تر بگذرانید:

یواشکی از دست نوزادتان و بقیه فرار کنید!

لیزا لانگ، 36 ساله از نیویورک، مدیر یک مجموعه زیبایی و مراقبت از پوست، مادر “گاس” 4 و نیم ساله و “آلیس” 2 ساله
من متوجه شدم که وقتی خانه باشم بچه‌‌‌هایم می‌خواهند فقط با من باشند. بنابراین کاری که بیشتر وقت ها برای به دست آوردن زمان ارزشمند برای خودم انجام می‌‌‌دادم این بود که وقتی بزرگتر دیگری در خانه بود وانمود می‌‌‌کردم که دارم خانه را ترک می‌کنم. با همه خداحافظی می‌‌‌کردم و یواشکی به اتاق خودم می‌رفتم و در را می‌‌‌بستم تا فقط و فقط برای خودم وقت بگذرانم. آن زمان بود که می‌‌‌توانستم بدون هیچ مزاحمتی با دوستانم تلفنی صحبت کنم، با خیال راحت حمام کنم و یا حتی در آرامش، کمی کتاب بخوانم. در طول سال اول پس از دنیا آمدن فرزندانم این کار را می‌‌‌کردم و راستش را بخواهید هنوز هم گاهی وقت‌‌‌ها می‌‌‌کنم.

برای تحمل سختی های بچه دار شدن، معاشرت با نزدیکان را بیشتر کنید

“کنی میلر” 38 ساله، مدیر برنامه‌‌‌های تلویزیونی از نیویورک، پدر “زوی” 5 و نیم ساله
وقتی دخترم “زویی” به دنیا آمد ناگهان احساس کردم کنترل اوضاع از دستم خارج شد طوری که انگار سوار یک ترن هوایی شده بودم که قرار بود تا آخر عمر مرا به این طرف و آن طرف ببرد و هر‌‌‌بار سورپرایز جدیدی برایم داشته باشد. در سلسله‌‌‌مراتب اهمیت‌‌‌های همسرم به رده‌‌‌های خیلی پایین سقوط کرده‌‌‌بودم و در عین حال مجبور بودم بیشتر از همیشه زحمت بکشم. برای رهایی از آن شرایط، اولین کاری که کردم این بود که خیلی صادقانه و دوستانه با همسرم از انتظاراتم به‌‌‌عنوان یک پدر جدید صحبت کردم و از او خواستم وجود من و نیاز‌‌‌های عاطفی من را نادیده نگیرد. همچنین در محله‌‌‌مان پارکی را پیدا کردم که تعطیلات آخر هفته را با “زویی” به آنجا می‌‌‌رفتیم و در آن‌‌‌جا با پدرهای دیگری که در پارک بودند مشکلاتمان را در میان می‌‌‌گذاشتیم. ضمنا به خاطر دارم که در آن دوران به پدر و مادرم هم نزدیک‌‌‌تر شدم. هفته‌‌‌ای یک بار پیش آن‌‌‌ها می‌‌‌رفتم و مادرم کمی از تجربه فرزند‌‌‌داری‌‌‌اش را با من در‌‌‌میان می‌‌‌گذاشت و پدرم به من آشپزی یاد می‌‌‌داد. کمک آنها برای من بسیار ارزشمند بود. به نوعی انگار حس و حال والدینم را در زمان تولد خودم درک می‌‌‌کردم و از اینکه حالا من هم همان حال وهوا را داشتم احساس غرور می‌‌‌کردم.

کلوپ مادران دیوانه راه بیاندازید و با بقیه مادرها دورهمی بگذارید

“استیسی واکسدیستل” 34 ساله، مادر خانه‌‌‌دار از نیویورک، مادر “دیلان” و “رایان” 2 ساله
استرس خیلی زیادی را تحمل می‌‌‌کردم و بیشتر وقت‌‌‌ها آرزو می‌‌‌کردم بتوانم یک‌‌‌بار دیگر با دوستانم وقت بگذرانم که البته حس جدیدی بود چون تا پیش از آن، زیاد اهل جمع‌‌‌های زنانه نبودم و حتی دوستان دختر زیادی هم نداشتم. ولی از آنجا که خودم مادر شده‌‌‌ بودم آرام آرام نسبت به زن‌‌‌ها حس بهتری پیدا کردم و آنها را بیشتر از قبل تحسین می‌‌‌کردم. دلم می‌‌‌خواست بیشتر با آنها وقت بگذرانم و در مورد چیزهایی حرف بزنم که همسرم هیچ علاقه‌‌‌ای به شنیدن‌‌‌شان نداشت. به همین خاطر، من و دوستانم کلوپی را به نام “گروه مادران دیوانه” به راه انداختیم و هر سه‌‌‌شنبه ساعت 4 بعدازظهر به همراه کودکانمان در یک رستوران همان اطراف محله دور هم جمع می‌‌‌شدیم و غذایی می‌‌‌خوردیم و گپ می‌‌‌زدیم. البته حرف‌‌‌هایمان در‌‌‌مورد این نبود که چقدر دلمان برای زندگی قبل از زایمان تنگ شده چون با دیدن کودکان دوست‌‌‌داشتنی‌‌‌مان همه‌‌‌چیز را فراموش می‌‌‌کردیم و دیگر دلمان برای هیچ‌‌‌ چیز تنگ نمی‌‌‌شد، البته به‌‌‌جز کمی خواب راحت!

یک ساعت ثابت را به خودتان – بدون اثری از بچه داری- اختصاص دهید

“کریستین راکفورد” 32 ساله، فعال در زمینه تحقیقات علمی از هیوستون، مادر “جاستین” 2 ساله
انجام همزمان وظایف مادری، رفتن سر یک کار تمام‌‌‌وقت و کار بر‌‌‌روی پایان‌‌‌نامه کارشناسی ارشدم ذهن من را بیش از حد توان درگیر کرده‌‌‌بود. همیشه یک برنامه پر‌‌‌مشغله داشتم اما دیگر طاقت خستگی فکری که به آن دچار شده‌‌‌ بودم را نداشتم بنابراین تصمیم گرفتم که هر‌‌‌شب ساعت 9 را در برنامه خود به عنوان “زمان خودم” نام‌‌‌گذاری کنم. مهم نبود در چه وضعیتی باشیم و یا چه بحرانی پیش آمده باشد، ساعت که 9 می‌شد همسرم می‌‌‌دانست که همه‌‌‌چیز دیگر به عهده خودش است. من به حمام می‌‌‌رفتم و در وان آب گرم دراز می‌‌‌کشیدم و از خواندن کتاب لذت می‌‌‌بردم و به هیچ‌چیز هم فکر نمی‌‌‌کردم. این به من فرصت می‌‌‌داد تا حتی برای نیم‌‌‌ساعت هم که شده از زیر فشار دیوانه‌‌‌کننده مسئولیت بیرون بیایم و مادر و همسری خوشحال‌‌‌تر باشم.

از سختی های بچه داری به ماساژ پناه ببرید

“نیکی فرانسیس” 36 ساله، مادر خانه دار از نیویورک، مادر “جیمی” 1 ساله
احساسات مادرانه بر من غلبه کرده‌‌‌ بود و آن قدر مشغول کودکم بودم که خودم را به کلی فراموش کرده‌‌‌ بودم و کلی هم به وزنم اضافه شده‌‌‌ بود. در این زمان بود که در یک مجله، چند هنرپیشه معروف را دیدم که همان تازگی‌‌‌ها فرزندشان را به دنیا آورده بودند ولی برخلاف من، خیلی روی فرم و سر‌‌‌حال بودند. با خودم گفتم آنها حتما برای خودشان هم وقت می‌‌‌گذرانند که اینطور سالم و سرزنده به نظر می‌‌‌رسند. انگیزه خوبی پیدا کرده بودم و حس می‌‌‌کردم باید راهی پیدا کنم که از زیر فشار روحی و جسمی که از آن رنج می‌‌‌بردم رها شوم. بنابراین هفته‌‌‌ای یک بار به جلسه‌‌‌های ماساژ می‌‌‌رفتم. در این دوره ماساژ‌‌‌درمانی، تمرکز، بیشتر روی بالابردن سطح انرژی‌‌‌های مثبت بدن بود و بعد از هر جلسه احساس خیلی خوبی پیدا می‌‌‌کردم و به آرامش خاصی می‌‌‌رسیدم انگار دوباره زنده شده باشم.

همین که بچه ها خوشحال باشند کافی است

“ماهلون استوارت” 34 ساله، پدر خانه‌‌‌دار و دانشجوی فیزیوتراپی از نیویورک، پدر “ورونیکا” 4‌‌‌ونیم ساله و “بئاتریس” 4 ماهه
– به عنوان یک پدر خانه‌‌‌دار گاهی حس کم‌‌‌اهمیت بودن به من دست می‌‌‌دهد. روش من برای رهایی از این حس و برای تطبیق پیدا کردن با شرایط فعلی این است که همه کارهایم را برنامه‌‌‌ریزی می‌‌‌کنم و فقط روی رابطه‌‌‌ام با فرزندانم تمرکز می‌‌‌کنم. مرتب به خودم یادآوری می‌‌‌کنم که وقتی بچه‌‌‌ها خوشحال هستند معنی‌‌‌اش این است که دارم کارم را خوب انجام می‌‌‌دهم بنابراین بیش از حد، خود را مضطرب نمی‌‌‌کنم. همینطور به‌‌‌تازگی یوگا را شروع کرده‌‌‌ام که روش بسیار خوبی است برای رهایی از فشار روحی و زمانی را در اختیار من می‌‌‌گذاردکه برای خودم باشم و تمرکز کنم و به تعادل روحی برسم.

آموزش دوست یابی: چه‌طور باید شروع کرد؟

آموزش دوست یابی: چه‌طور باید شروع کرد؟

آموزش دوست یابی: چه‌طور باید شروع کرد؟

همه موانع که برطرف شوند و همه مهارت‌‌ها هم که آموخته شوند و در همدلی و احساسات هم که مشکلی نباشد و موقعیتش هم که فراهم شود، باز شروع یک رابطه دوستی از همه سخت‌تر است. معمولا سخت‌ترین بخش همین‌جا است. به خصوص کودکانی که اعتماد‌به‌نفس کافی ندارند، می‌ترسند حرفی بزنند که اوضاع را بدتر کند یا باعث شود مورد تمسخر همسالان خود قرار بگیرند. کودکی که عادت به نه شنیدن ندارد، هر جواب منفی را ممکن است به حساب رد شدن کامل یا دوست داشته نشدن بگذارد و به همین دلیل هم ترجیح بدهد فاصله بگیرد. در این میان،‌ یادگیری چند نکته مهم، می‌تواند تا حد زیادی کار دوست‌یابی را تسهیل کند. کودک با دانستن این نکات،‌ اعتماد به نفس بالاتری هم برای شروع رابطه خواهد داشت، ‌به خصوص اگر آن‌ها را تمرین کرده باشد و بازخوردهای خوبی هم دریافت کرده باشد.

حالت چهره
حالت چهره هم در دوست‌یابی اهمیت دارد. کودکان خوش‌رو که با لبخند و خنده حرف می‌زنند،‌ بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند و به افراد،‌ حس دوستانه بیشتری می‌دهند. اگر به اطرافیان خود دقت کنید،‌ احتمالا می‌بینید که افرادی که خوش‌رو و خوش‌خنده هستند،‌ معمولا دوستان بیشتری دارند و راحت‌تر هم دوست پیدا می‌کنند. طبیعی است که کودکی که استرس دارد،‌ از چیزی نگران است یا می‌ترسد، ‌افسرده است یا اعتماد به نفس کمی دارد، نمی‌تواند الکی بخندد، پس قبل از تشویق او به لبخند و خنده،‌ به او کمک کنید این مشکلات را برطرف کند.
نشان دادن احساسات با استفاده از حالت چهره هم، ‌به طرف مقابل نشان می‌دهد که او دارد به حرفش گوش می‌دهد و واکنش نشان می‌دهد،‌ مثل بالا انداختن ابروها هنگام شگفت‌زده شدن، باز کردن دهان هنگام تعجب و . …

    تماس چشمی: 
    تماس چشمی مناسب در برقراری رابطه خیلی مهم است. بزرگ‌ترها به تماس چشمی عادت دارند، ‌معنای نگاه‌های مختلف را می‌فهمند وآن‌قدر آن را در طول زندگی خود در موقعیت‌های مختلف تمرین کرده‌اند و شاهد پیامدهایش بوده‌اند که دیگر برایشان موضوعی عادی و پیش‌پا‌افتاده است. اما برای کودک این‌طور نیست. کودکان نیاز به آموزش در مورد تماس چشمی مناسب دارند.

    • برایشان توضیح بدهید که تماس چشمی مناسب چه ویژگی‌های دارد: ‌نه آن‌قدر به اطراف نگاه کنند که به‌طرف مقابل احساس بی‌توجهی بدهد و نه آن‌قدر به او خیره شوند که او احساس عدم امنیت داشته باشد.
    • برایش توضیح بدهید که معمولا بیش‌ازاندازه به اطراف نگاه کردن،‌ یعنی من حوصله‌ام سر رفته، این موضوع برایم جالب نیست،‌ نمی‌خواهم گوش بدهم یا وقت ندارم به حرف‌های تو گوش بدهم.
    • همچنین بیش‌ازحد خیره شدن به چشمان کسی، ‌معمولا یا به معنای خشم داشتن نسبت به او است، ‌یا این‌که در روابط بسیار صمیمی و عاشقانه اتفاق می‌افتد و به همین دلیل هم در هر دو معنا، ‌به فردی که می‌خواهی با او دوست شوی،‌ احساس عدم امنیت می‌دهد.
    • به او فرصت تمرین بدهید. بهترین جا برای تمرین، در خانه و با اعضای خانواده است،‌ چراکه از همه موقعیت‌های دیگر، احساس امنیت بیشتری دارد و اعضای خانواده با بازخوردهای مناسب، ‌بدون ایجاد احساس نگرانی از این‌که رابطه خود را با او به هم می‌زنند، به او در برقراری تماس چشمی مناسب کمک می‌کنند.

    جمله‌های مفید: 
    معمولا چند جمله مفید در آغاز روابط وجود دارد که نه خیلی فوری وارد رابطه شدن را درخواست کند، به طوری که طرف مقابل احساس ناامنی کند و خود را عقب بکشد و نه این که حس دوستانه‌ای در آن نباشد و به طرف مقابل این احساس را ندهد که با هم قرار است دوست باشند یا این، یک نوع درخواست دوستی است. این جمله‌ها بسته به کودک،‌ توانمندی‌ها و علائقش و نیز راحت بودنش،‌ متفاوت است. برای رسیدن به جمله‌های مناسب:

    • اجازه بدهید الگو بگیرد. می‌تواند از کتاب‌های مفید در این زمینه استفاده کند یا با دقت به رفتار همسالانش که توانایی بالایی در دوست‌یابی دارند نگاه کند. یادگیری مشاهده‌ای از بهترین راهکارها برای آموختن رفتار اجتماعی مطلوب است. در نهایت او باید به جمله‌های خاص خودش برسد، ‌جمله‌هایی که وقتی بیان می‌شوند، ‌مصنوعی نباشند و او در بیان آن‌ها احساس راحتی داشته باشد.
    • به او فرصت تمرین بدهید. برایش توضیح بدهید که هر چیزی،‌ مثل راه رفتن،‌ با تمرین و زمین خوردن همراه است،‌ تا بالاخره به نتیجه مطلوب برسد. از او حمایت کنید و اعتماد به نفسش را تقویت کنید.
    • با او در خانه تمرین کنید. نقش بازی کنید و اجازه بدهید آن‌چه یاد گرفته را با شما در میان بگذارد و تمرین کند. به او نشان بدهد که می‌فهمید چه‌قدر این موضوع برایش اهمیت دارد و سرسری و سهل‌انگارانه رفتار نکنید، چرا که ممکن است ناخواسته باعث شوید احساس حقارت کند.

    مشکلات پوستی نوزادان و راه درمان آن‌ها+اینفوگرافی

    مشکلات پوستی نوزادان و راه درمان آن‌ها+اینفوگرافی

    مشکلات پوستی نوزادان و راه درمان آن‌ها+اینفوگرافی

    همین که بخشی از پوست کوچولویتان قرمز می‌شود و دانه‌های قرمز روی پوست نازک و لطیفش ظاهر می‌شود، نگرانی شما شروع می‌شود که نکند حساسیت پوستی است، نکند راش پوستی است، نکند به پوشک حساسیت دارد و کلی سوال دیگر که ذهنتان را حسابی درگیر می‌کند. اگر می‌خواهید بیشتر مشکلات پوستی نوزادتان را بدانید و راحت آن را درمان کنید به اینفوگرافی زیر توجه کنید.
    ممکن است هر پنج مشکل زیر را در نوزادتان تا یک سال اول تولد مشاهده کنید. برای همین بهتر است بدانید علائم چیست و چطور می‌توان آنها را درمان کرد.




    این ده رفتار یعنی به کودکتان زیادی سخت می‌گیرید

    این ده رفتار یعنی به کودکتان زیادی سخت می‌گیرید

    این ده رفتار یعنی به کودکتان زیادی سخت می‌گیرید

    بچهها نیاز به مراقبت و راهنمایی والدینشان دارند ولی گاهی این توجهات و راهنماییها آن‌قدر زیاد میشوند که دست و پای آن‌ها را برای تجربه کردن و لذت بردن از کودکی میبندند. ده مورد از این توجهات افراطی شامل موارد زیر هستند:

    1. مدام دارید «بکن»-«نکن» می‌کنید
    گاهی بچهها طوری رفتار میکنند که هر پدر و مادری ممکن است به آن‌ها تذکر بدهد. اگر
    گه‌گاه این اتفاق بیافتد اشکالی ندارد ولی اگر تذکر دادن به شکل غالب رابطه شما و کودکتان تبدیل‌شده باشد، میتواند نشانه آن باشد که شما دارید زیاده از حد به او سخت میگیرید. این در حالی است که شما میتوانید به‌جای سختگیری و تذکر مداوم، با ایجاد یک انضباط مناسب و مشخص کردن حد و حدود برای کودک، یک رابطه آرام و مثبت را تجربه کنید.

    2. مدام دارید از او انتقاد میکنید
    احتمالا گه‌گاه پیش‌آمده که شما هم مثل اغلب پدر و مادرها با جملاتی مانند «چرا این کار رو کردی؟»، «دیگه لباس تمیز نداری»، «چند بار باید بهت بگم؟» و… با کودکتان صحبت کنید، اما آیا میدانید که اگر تعداد دفعات این انتقادها زیاد باشد، بیش از آنکه نشان‌دهنده سربه‌هوا بودن کودکتان باشد علامت سختگیری زیاده از حد خود شما است؟ پس بهتر است برای آرامش خودتان و کودکتان دوز این رفتار را کمی پایین بیاورید. برای این کار لازم است در گام اول تعداد دفعاتی که در طی روز با کودکتان چون‌وچرا میکنید را یادداشت کنید. سپس با خودتان فکر کنید که چه راههای دیگری برای برخورد با این رفتارهای کودک وجود دارد، برای مثال آیا میتوانید بعضی از کارهای او را نادیده بگیرید؟

    3. حرفهای مثبت زیادی به او نمیزنید
    بچهها تفاوت بین کلماتی که بار مثبت و کلماتی که بار منفی دارند را میفهمند، هرچند که ممکن است توضیح دادن این فهم برایشان سخت باشد. اگر شما جزء والدینی هستید که مدام با کلماتی که بار منفی دارند با او صحبت می-کنید، احتمالا فراموش کردهاید که کودکتان فقط یک بچه چهار-پنج ساله  است نه یک آدم شصت‌ساله‌ دنیادیده! و این یعنی شما دارید زیادی به او سخت میگیرید.

    4. به‌ندرت به رفتارهای خوب او توجه نشان میدهید
    بهتر است به‌جای این رفتار که نشاندهنده سختگیری بیش‌ازحد شما است، به رفتارهای خوب هرچند کوچک او توجه نشان بدهید.

    5. به او جایزه نمیدهید
    همه بچهها نیاز دارند که گاهی تشویق بشوند. اگر شما جزء والدینی هستید که به‌ندرت کودکشان را تشویق
    می‌کنند، ممکن است جزء سختگیرها باشید.

    6. موفقیتهای او را چندان به رویش نمیآورید
    بچهها دوست دارند بشنوند که والدینشان درباره موفقیتهای آن‌ها با دیگران صحبت میکنند. اگر شما کمتر از این کارها میکنید، احتمال دارد که جزء سختگیرها باشید.

    7. او را زیاد در آغوش نمیگیرید
    تماسهای جسمانی نقش زیادی در کاهش خلقیات منفی بچهها دارد. به‌علاوه همه کودکان نیاز به آغوش گرم پدر و مادر دارند. اگر دستکم یک‌بار در روز کودکتان را بغل
    نمی‌کنید، به‌احتمال سختگیر بودن خودتان فکر کنید.

    8. مدام چُغُلیاش را به پدرش میکنید
    اگر این‌طور هستید، بد نیست بنشینید و به میزان سختگیری خودتان نمرهای بدهید.

    9. بچههای مردم را توی سر او میزنید
    اگر فکر میکنید بچههای دیگر از کودک شما خوشرفتارتر هستند و این موضوع را به کودکتان هم میگویید، به‌احتمال سختگیر بودن خودتان فکر کنید.

    10. احساس میکنید که کودک شما همه وقتتان را میگیرد
    اگر شما هم جزء پدر و مادرهایی هستید که تمام مدت حواسشان به کودک است، برای مثال اینکه کدام لباسش را میپوشد، نکند در حین بازی خودش را خاکی کند، چرا فلان خوراکی -که ضرر مهمی هم برایش ندارد- را میخورد، چه نقاشیای میکشد و…، جزء والدینِ زیادی سختگیر هستید. به‌جای این‌همه سختگیری نفسگیر بهتر است روزتان را طوری برنامهریزی کنید که بتوانید چنددقیقه‌ای هم به کارهای موردعلاقه خودتان برسید. این کمک میکند تا هم شما فرصتی برای تجدید انرژی داشته باشید و هم طفل معصومتان برای لحظاتی بدون سختگیریهای شما به کودکیاش بپردازد!

    در این رابطه می توانید درباره رفتارهای والدین که مانع موفقیت کودک میشوند، بخوانید.