شناسایی کودک مبتلا به اوتیسم در 2 دقیقه

اوتیسم

آزمایش ساده ی دو دقیقه ای در تشخیص اختلال اوتیسم در کودکان نوپا

با مراجعه بهنگام، تشخیص به موقع، و پیگیری درمان فرزند مبتلا به اوتیسم خود می توانید آینده را از آن خود و فرزندتان سازید که تنها شرط ضروری آن آگاهی و پذیرش است.

انجام یک آزمایش ساده و دودقیقه ای می تواند اختلال اوتیسم را در کودکان نوپا تشخیص دهد. درواقع پاسخ های والدین به این پرسشنامه می تواند این بیماری را به طور زودهنگام در کودکان مشخص سازد.
پژوهشگران پرسشنامه ای جدید و دودقیقه ای را برای والدین کودکان نوپا طراحی و ایجاد کرده اند که با کمک آن متخصصین اطفال یا سایر مراقبین اصلی کودکان می توانند بیماری اوتیسم را در این کودکان تشخیص دهند. این تشخیص زودهنگام می تواند نقش حیاتی برای آینده کودکان ایفا کند.
به دست آوردن اطلاعات و بررسی های معتبر و کارآمد، همانند داده های پرسشنامه PDQ-1، می تواند به پژوهشگران کمک کند تا بیماری اوتیسم را در کودکان نوپا بهتر تشخیص داده و تعداد بیشتری از کودکانی که به این بیماری دچار شده و تازه اول راه هستند را تشخیص دهند.
بر اساس اعلام محققان، پرسشنامه توسعه روان شناختی با علامت اختصاری (PDQ-1) درصد احتمال شناسایی درست اختلال طیفی اوتیسم (ASD) را تا هشتاد درصد افزایش می دهد.
والتر زاهورودنی (Walter Zahorodny)، دانشیار دانشگاه راتگرز (Rutgers) در رابطه با این پرسشنامه جدید گفت:« به دست آوردن اطلاعات و بررسی های معتبر و کارآمد، همانند داده های پرسشنامه PDQ-1، می تواند به پژوهشگران کمک کند تا بیماری اوتیسم را در کودکان نوپا بهتر تشخیص داده و تعداد بیشتری از کودکانی که به این بیماری دچار شده و تازه اول راه هستند را شناسایی کنند.»

تشخیص اوتیسم

تشخیص اوتیسم

در این پژوهش ها 1959 کودک بین 18 تا 36 ماهه موردبررسی قرارگرفته اند. غربالگری این کودکان از طریق شبکۀ فعالیت های متداول کودکان انجام گرفت و هیچ مشکلی درزمینهٔ های توسعه ایجاد نشد.
افرادی که در پرسشنامه PDQ-1 امتیاز کمتری دریافت کردند، بیشتر در معرض خطر اوتیسم قرار داشتند و ارزیابی های جامع توسعه ای را برای تعیین اینکه آیا در طیف این بیماری قرار دارند را دریافت کردند.
به اعتقاد محققان، این آزمایش جدید غربالگری قادر است بیماری اوتیسم را به درستی در کودکان مختلف از همه جوامع اجتماعی و اقتصادی تشخیص داده و معرفی کند.

بعضی از سؤالات پرسشنامه غربالگری PDQ-1 برای والدین عبارت اند از:

آیا کودک به نقاط یا حرکات علاقه مند می شود و یا به آنها توجه نشان می دهد؟
آیا کودک به نام خود عکس العمل نشان داده و پاسخ می دهد؟
آیا کودک به بازی کودکانه ” دالی موشه” علاقه نشان داده و آن را دنبال می کند؟
آیا کودک صحبت کردن را با ادای کلمات آغاز کرده است؟
آیا کودک با دیگران ارتباط برقرار می کند؟
ابزار جدید می تواند یک جایگزین عملی برای فهرست اصلاح شده اوتیسم در کودکان نوپا و پیگیری آن باشد که نیاز به مصاحبه تلفنی علاوه بر غربالگری دارد. محققان بر این باورند که نتایج به دست آمده از روش جدید غربالگری بیماری اوتیسم بسیار امیدوارکننده بوده و مستلزم کاربرد و مطالعه وسیع است، درحالی که تشخیص زودهنگام بیماری اوتیسم چالش برانگیز است و هیچ روش رفتاری یا مشاهده ای برای همه کودکان نمی تواند قابل اعتماد باشد.

شرح کامل این پژوهش و نتایج به دست آمده از آن در آخرین شماره مجله Developmental and Behavioral Pediatrics به چاپ رسیده و قابل دسترس است.

 اوتیسم

راههای درمان اوتیسم

با روش های درمان بیماری اوتیسم آشنا شوید

بعد از اینکه توسط ارزیابی های مختلف روانپزشک و روانشناس، اوتیسم فرد شناخته شد. بهتر است بلافاصله پروسه درمان آغاز گردد. به خصوص اگر فرد در سنین پیش از ورود به مدرسه باشد؛ چرا که در سن بحرانی تری قرار دارد و البته پذیرش درمان در سنین پایین بیشتر است.
 در درمان اختلال اوتیسم بهتر است واژه های «پروسه درمانی» و یا «مجموعه ٔ درمانی» را به کار ببریم. زیرا از آنجایی که این اختلال در روند رشد فرد مبتلا اختلال ایجاد کرده و چند حیطه از کارکردهای فرد را دچار اختلال می کند، باید از جوانب مختلف نیز درمان گردد. بعلاوه اینکه این افراد دچار مشکلات خواب، مشکلات گوارشی و مشکلات تکانشی هستند، پس باید «دارو درمانی» بعنوان پایه و شرط اول درمان قرار گیرد.
 در کنار دارو درمانی، درمان های مکمل اعمال می گردد. درمان های مکمل مثل:رفتار درمانی، گفتار درمانی، یکپارچگی حسی، کار درمانی ذهنی و جسمی(در صورت لزوم )، بازی درمانی و موسیقی درمانی. همهٔ این درمان ها در کنار هم برای فرد مبتلا به اوتیسم لازم است و بسته به شدت و ضعف افراد مبتلا در میزان اختلال، این درمان ها به نوبه خود ارائه می گردد.
نکته ٔ حائز اهمیت اینکه، درمان های مبتنی بر بهداشت روان فرد مبتلا و خانواده نیز باید در خلال درمان های دیگر، مورد توجه قرار گیرد. انجام مشاورات خانواده، زوجین، گروه درمانی، خانواده درمانی و… نیز از این نوع درمان ها هستند.

واقعیت فرزندخواندگی به کودک گفته شود یا خیر؟

فرزندخواندگی

اهمیت اطلاع از فرزندخواندگی از کودکی

اگر شما هم جزو زوج هایی هستید که بچه دار نمی شوید و می خواهید یکی از بچه های تحت سرپرستی بهزیستی را به فرزندی قبول کنید، بد نیست نکاتی را درباره فرزندخواندگی را بدانید. در این قسمت از بیا نی نی شما را با نکاتی درباره فرزندخواندگی آشنا خواهیم کرد.

نکاتی مهم درباره مقوله فرزندخواندگی

زن و شوهرهایی هستند که به دلایل متعددی بچه دار نمی شوند و نوزاد یا کودکی را به فرزندخواندگی می پذیرند .از آن جا که در فامیل و اقوام، خیلی ها از این فرزندخواندگی با خبرند ممکن است بالاخره روزی به گوش فرزندخوانده برسد که فرزند واقعی مادر و پدر خود نیست .
در نتیجه این سوال همواره ذهن مادر و پدر را مشغول می کند که آیا لازم است واقعیت فرزند خواندگی به کودک گفته شود یا خیر؟ در این جا می خواهیم به این سوال پاسخ بدهیم .بیشتر متخصصان معتقدند که بهتر است واقعیت به فرزند خوانده گفته شود. چون اگر این کودکان واقعیت را از شخص دیگری مانند بچه های فامیل یا دوست و آشنا و همسایه و … بشنوند، متاسفانه اعتماد خود را به مادر و پدر خود از دست می دهند .از طرفی چون مادر خوانده دوران بارداری را نگذرانده است بعید است که توانسته باشد از اطرافیان پنهان کند که کودک یا نوزاد فرزند واقعی او نیست .
در نتیجه ممکن است هر کدام از اطرافیان خواسته یا ناخواسته، شوخی یا جدی چیزی جلوی کودک بگوید که برای او ابهام آمیز یا شک برانگیز باشد .چنین اطلاعاتی در زمان اختلافات یا مشاجرات فامیلی، حتی بیش از حالت عادی ممکن است دهان به دهان منتقل شده و سرانجام به گوش فرزند خوانده برسد .
در نتیجه بیشتر اطلاعاتی که کودک از طریق دیگران دریافت می کند، اطلاعات مبهم و ناصحیح است و در این حالات بهتر است موضوع فرزند خواندگی کودک به اطلاع وی برسد .البته بعضی از صاحب نظران می گویند اگر وضعیت به گونه ای است که مطمئن هستید کودک هیچ وقت در جریان قرار نخواهد گرفت، لزومی ندارد موضوع فرزند خوانده بودن وی افشا شود .

چه کسی باید حقیقت را به کودک بازگو کند؟
مناسب ترین افراد، پدر خوانده و مادر خوانده هستند. آنها کودک را بزرگ و تربیت کرده اند و به عنوان پدر و مادر، کامل ترین و دقیق ترین اطلاعات و همچنین بیش ترین رابطه عاطفی را با کودک دارند .
بنابراین بهتر است پدر خوانده یامادر خوانده یا هر دوی آنها در زمان و مکان مناسب موضوع را به کودک بگویند. البته بهتر است قبل از اطلاع رسانی، با مشاور مشورت کنند .
در صورتی که احساس کردند قادر به این کار نیستند، می توانند از سایر افراد خانواده (مثل پدربزرگ و مادربزرگ) یا از یک مشاور بخواهند که موضوع را مطرح سازد، در این وضعیت، حتما باید موضوع در حضور مادر خوانده و پدرخوانده به کودک گفته شود .

فرزندخواندگی

با نکاتی درباره فرزند خواندگی آشنا شوید

مناسب ترین سن برای افشای فرزندخواندگی
به صورت کلی، بهتر است این موضوع هر چه زودتر بیان شود. به شرطی که سن و موقعیت کودک کاملا در نظر گرفته شود .بچه های پیش دبستانی از نظر سطح شناختی در حدی نیستند که بتوانند مسئله فرزند خواندگی را درک کنند .
سن نوجوانی نیز به علت بحرانی بودن این دوره و حساسیت زیاد نوجوان، بدترین زمان در جریان قرار گرفتن فرزند خواندگی است .بنابراین متخصصان معتقدند که مناسب ترین سن بین 8 تا 10 سالگی است اگر کودک وارد سن نوجوانی شده و هنوز در جریان موضوع قرار نگرفته است، بهتر است تا سن بزرگسالی اطلاع رسانی به تعویق بیفتد .
نوجوانانی که در جریان فرزند خواندگی خود قرار می گیرند، دچار بحران های شدید عاطفی می شوند و امکان دارد که این مسئله تأثیرات بسیار مخربی روی تحصیل و روابط بین فردی آنها بگذارد همچنین در سنین نوجوانی، خطراتی مانند افسردگی شدید، خودکشی و پرخاشگری وجود دارد .
اما در سنین قبل از نوجوانی، عکس العمل ها قابل کنترل است و کودک راحت تر می تواند خودش را با وضعیت جدید (به عنوان فرزند خوانده) تطبیق دهد و زمان کافی برای پذیرش موضوع و کنار آمدن با این هویت جدید را نیز خواهد داشت .در کل می توان گفت که واکنش های کودک در سنین قبل از بلوغ اثرات تخریبی کم تری نسبت به سن بلوغ دارد .این را هم بگوییم که اگر نوجوانی از طریق افراد دیگر در جریان موضوع قرار گرفت و مسئله را با والدین در میان گذاشت چاره ای جز افشای حقیقت نیست .

چگونگی بیان موضوع فرزند خواندگی
موضوع فرزندخواندگی را در چه زمانی با کودک هشت تا ده ساله خود مطرح کنیم؟ بهترین زمان بیان این موضوع، تابستان یعنی بعد از اتمام امتحانات خرداد ماه است .چرا که یکی از مهم ترین مسائل کودک در این سنین موضوع تحصیل است .به همین دلیل لازم است زمانی را انتخاب کنیم که تأثیری در روند تحصیلی کودک نداشته باشد .ابتدای تعطیلات تابستان، فرصت کافی برای تطبیق خود با موضوع را به کودک می دهد .برای بیان این موضوع، مکانی خلوت و حتی الامکان بیرون از منزل مناسب تر است. مکانی که کودک در آن جا بیشتر احساس آرامش می کند .پیش از بیان موضوع، کودک را آماده کنید. این کار می تواند شامل تقویت روابط و رفتارهای محبت آمیز، خرید هدیه، گفت و گو و تفریحات بیشتر در روزهای قبل باشد .نکته مهم دیگر این است که قبل از این که بخواهیم موضوع را به اطلاع کودک برسانیم، باید بدانیم که کودک چه قدر از موضوع مطلع است .
گاهی پیش می آید که کودکان در زمان ناراحتی یا عصبانیت به والدین خود می گویند:من فرزند شما نیستم و شما دروغ می گویید، این گونه اظهارات اغلب به علت ناراحتی کودک از والدین است، اما در مورد این کودکان نبایدبه سادگی از موضوع بگذریم و لازم است از کودک بپرسیم که چرا چنین احساسی دارد؟ و با پی گیری معلوم کنیم آیا شخص دیگری مثلا کودکی از اقوام یا حتی فرد بزرگسالی صحبتی در این مورد با وی داشته یا خیر؟
به هر حال داستان را می توان به شیوه های گوناگونی مطرح کرد، فقط باید قویا این نکته را در نظر داشته باشید، که کودک نسبت به والدین حقیقی خود تنفر پیدا نکند .یعنی باید دقت کنید که بیان شما طوری نباشد که کودک حس کند والدین اولیه و اصلی، از روی عدم علاقه و بی توجهی او را سر راه گذاشته اند، یا به بهزیستی سپرده اند .برای بیان موضوع بهتر است ابتدا در قالب یک داستان یا واقعیت بیرونی آن را مطرح کنیم .

به نمونه زیر توجه کنید
بیا برایت قصه ای تعریف کنم. مادر و پدر مهربانی بودند که چند فرزند داشتند و همه آنها را خیلی دوست داشتند .مادر بیمار شد اما با این وجود باز هم بچه دار شد و خدا به آنها یک نوزاد قشنگ و دوست داشتنی داد. یک زن و شوهر دیگر بودند که وضع مالی خوبی داشتند و مهربان بودند اما بچه دار نمی شدند، آنها آرزو داشتند که یک بچه داشته باشند بنابراین به آن خانواده پیشنهاد دادند که نوزاد را از آنها بگیرند و او را خوب تربیت کنند و قول دادند که از او مثل پدر و مادرش مراقبت کنند .
پدر و مادر آن نوزاد زیبا با وجود این که بچه شان را خیلی دوست داشتند به علت بیماری مادر به این کار راضی شدند. وقتی بچه بزرگ شد این زن و شوهر را به عنوان پدر و مادرخود می شناخت و چون پدر و مادر اصلی وی نمی خواستند که کودک شان اذیت شود و تربیت او دچار مشکل شود، و همچنین برای اینکه خودشان هم خیلی به فرزندشان وابسته نشوند دیگر هیچ تماسی نگرفتند و کودک آنها را نمی شناسد .
خانواده جدید، این نوزاد را بزرگ کردند، برایش لباس و نوشت افزار خریدند و او را به مدرسه فرستادند و خیلی او را دوست دارند ولی او نمی داند که آنها پدر و مادر واقعی اش نیستند .به نظر تو بهتر است به او بگویند که آنها پدر و مادرش نیستند یا خیر؟ اگر تو به جای آن کودک بودی چه کار می کردی؟
به هر حال این داستان را می توان به شیوه های گوناگونی مطرح کرد، فقط باید این نکته را در نظر گرفت که کودک نسبت به والدین حقیقی خود تنفر پیدا نکند .میتوان به جای بیماری مادر، فقیر بودن آن خانواده را در آن زمان مطرح کرد. فوت مادر در صورتی که اتفاق افتاده باشد هم می تواند مطرح شود .
گرفتن بچه از بهزیستی را بهتر است در صورت واقعیت داشتن، در مرحله افشای حقیقت مطرح کرد .به هر حال در قالب داستان یا یک نمونه فرضی، باید دلایل قانع کننده ای برای واگذاری کودک در نظر داشت . دلیل قطع ارتباط والدین حقیقی با کودک هم باید قانع کننده باشد .

فرزندخواندگی

آشنایی با نکاتی درباره فرزندخواندگی

بیان حقیقت و پاسخ دادن به ابهامات و سوالات کودک
با در نظر گرفتن موقعیت مکانی، زمانی و عاطفی، موضوع را به طور دقیق و با ذکر جزئیات و بدون کتمان حقیقت بیان کنیم . دلایل این که چرا پدر و مادر حقیقی کودک او را به این خانواده یا سازمان های مشابه بهزیستی سپرده اند باید قانع کننده باشد .
اگر این خانواده هیچ گونه اطلاعی ندارند (مثل مواردی که بچه را از بهزیستی گرفته اند) باید موضوعات قانع کننده ای را مطرح کنند که مثبت باشد، یعنی به گونه ای دلیل والدین اصلی را مطرح کنند که کودک متوجه شود که هر پدر و مادر دیگری هم بودند در این شرایط چنین کاری را می کردند .
همچنین برای قطع ارتباط والدین حقیقی وی هم باید دلایل مثبت و قانع کننده ای ارائه شود .در روزهای بعد باید منتظر عکس العمل ها و سئوالات گوناگون کودک باشید، واکنش هایی مانند گریه زیاد، قهر کردن، بی خوابی، عصبانیت، احساس تنفر از پدر و مادر خوانده ممکن است رخ دهد و وظیفه شما این است که با این وضعیت مدارا کنید .
کودک را در آغوش بگیرید، نوازش کنید و به او حق بدهید که ناراحت شده باشد. احساسات او را تأیید کنید، و خصوصا او را قضاوت یا محکوم نکنید و به پرسش هایش با حوصله جواب دهید .در صورت بروز هر مشکلی بهتر است با روان شناس بالینی یا مشاور خانواده یا روان پزشک مشورت کنید .
به طور خلاصه مولفه هایی که برای بیان موضوع فرزند خواندگی به کودک مان باید در نظر داشته باشیم عبارتند از
الف- زمان مناسب و سن مناسب
ب- مکان و موقعیت مناسب
ج- آماده کردن کودک
د – دانستن این که کودک مان از قبل چه چیزهایی درباره موضوع می داند .
ه- بیان کردن موضوع در قالب قصه و داستان باور پذیر و خوشایند
و- بازگو کردن حقیقت
ز- جوابگویی به واکنش های احتمالی کودک

به کودک اطمینان دهید که دوستش دارید و برای همیشه خانواده او خواهید بود
بعد از گفتن موضوع فرزندخواندگی ممکن است کودک خشمگین شود و برای مدتی صحبت نکند، ولی از نظر مشاوران این رفتار طبیعی است . والدین هم باید بپذیرند که این رفتار طبیعی است و به کودک اجازه بیان احساسات خود را بدهند؛ در این زمان بهتر است این اطمینان را در او به وجود بیاورند که دوستش دارند و برای همیشه خانواده او خواهند بود .

موردی که حتماً باید مورد توجه داشته باشید این است که نباید طوری رفتار کنید که کودک تصور کند فرد خاصی است. او باید بداند که اگر در خانواده ارزش ها و آداب مشخصی وجود دارد، مانند سایرین باید آن ها را رعایت کند؛ چراکه در غیر این صورت در آینده دردسرساز خواهد شد. همچنین والدین افراط و تفریط در مورد کودک به خرج ندهند؛ نه باید فشار در ندانستن موضوع داشته باشند و نه اصراری در دانستن موضوع .

گفتن این حقیقت را تا سن بلوغ به تعویق نیندازید

گفتن این حقیقت را تا سن بلوغ به تعویق نیندازند؛ چراکه این دوران زمان هویت یابی است و سختی این امر برای کودک دوچندان خواهد شد. اگر این مسئله در دوران نوجوانی مطرح شد و از نظر روحی برای کودک مشکلاتی به وجود آمد، حتماً برای رفع آن به مشاور مراجعه شود .

نقش مادر در تربیت صحیح دینی و معنوی فرزند

تربیت فرزند

نقش مهم مادر در تربیت کودک

در محیط خانه و اجتماع برجسته ترین نقش مادر نقش تربیتی است. اهمیت این نقش از آن جا روشن می شود که کودک نخستین بار در آغوش مادر قرار می گیرد و آداب و رسوم اجتماعی را از او می آموزد. کودک از دامن مادر یاد می گیرد که چگونه با دیگران رفتار نماید و چگونه با آنان برخورد داشته باشد. چگونگی رفتار مادر با کودک در شکل دهی ساختار شخصیتی او تأثیری چشم گیر دارد.

نقش ویژه مادر در تربیت کودک

اگر چه پدر و مادر هرکدام به نوبه خود تأثیر خاصی در تربیت صحیح فرزند دارند اما در این میان نقش مادر پررنگ تر است، چرا که بیش از پدر مرتبط با فرزند بوده و آنچه که باید بیش از پیش مد نظر قرار گیرد اخلاق و رفتار مادر است، چرا که کودک در رفتار او را شاهد و نمونه قرار داده و مفاهیم مذهبی و اخلاقی را از او می گیرد. در تربیت دینی و اسلامی پرهیزکاری رأس هر امر، افضل اعمال و مورد محبت خداست مهم این است که مادر در مسیر تقوای الهی باشد و تربیتش را بر اساس پرهیز از گناه و عبادت خداوند متعال قرار دهد، بنابراین اخلاق و تقوای مادر در تربیت دینی فرزند بسیار تأثیر گذارند.
البته توجه به مسائلی از قبیل دوران بارداری و شیردهی مادر و همچنین تغذیه حلال و مناسب مادر و فرزندش مهم بوده و باید مادران بدانند که آغاز تربیت فرزند بهتر است از همان دوران کودکی و طفولیت باشد. بنابراین میزان تأثیر مادر در تربیت صحیح دینی و معنوی فرزند و راهکار های تربیت معنوی از قبیل احترام گذاشتن به شخصیت آنان، نحوه آموزش عبادات (نماز، روزه و تلاوت قرآن کریم) تأکید بر همنشینی با نیکان و حضور کودکان در محافل دینی و مذهبی و نحوه تشویق و تنبیه وپند آنان مهم است. رسول اکرم (ص) می فرمایند:«فرزند صالح، گلی از گل های بهشت است».
مادر نخستین کسی است که بذر تربیت را در جان و روان کودک می پاشد و نهال آن را آبیاری می کند، طرز فکر و رفتار او در سازندگی کودکان مؤثر است و اوست که می تواند کودکان را بر اساس مبادی آداب اسلامی بپروراند و تربیت کند، آنچه در تقوا مورد نظر است، نگهداری نفس از گناه و پرهیز از امور شبه ناک است، بنابراین مادر در جنبه خودداری و نگهداری نفس باید به درجه ای برسد که مصونیت از گناه و انحراف برای او پدید آید و در همه حال قلب او به خداوند پیوند داشته و در کار و رفتارش حق تعالی را مراقب بداند.

تربیت فرزند

نقش مهم مادر در تربیت کودک

مادر باید بهره گیری ها از زندگی را بپذیرد ولی هر نوع بهره گیری را جائز نداند، اگر همانگونه که علم می پذیرد تأثیر فضیلت ها، را در جنبه وراثتی بپذیریم باید قبول کنیم که نقش مادر در این زمینه مهم است، در تربیت دینی و اسلامی پرهیزکاری رأس هر امر، افضل اعمال و مورد محبت خداست، مهم این است که زن در مسیر آن باشد و فکر شخصیتش را بر آن اساس رنگ دهد، شاید برخی فکر کنند که کوشش مادر در امر پرهیزکاری در نسل و در تربیت بی اثر است، در حالی که علم بر خلاف آن را اثبات کرده و بررسی ها نشان داده است که خیانت، تبهکاری، نابکاری، دشمنی، تجاوز کاری و برعکس مراقبت در فکر و عمل، در سخن گفتن و در ایفای حقوق و به طور کلی پرهیز از گناه و خداترسی در همه امور کودک اثر می کند.
چه زیباست که عبادت در همه مراحل زندگی کودک از تشکیل جنین تا پایان دوران تربیتش در خانه باشد، در انعقاد نطفه و د ر مرحله جنینی، در ایام رضاع و در دیگر موارد یاد خدا برای کودک موجود باشد، بدین نظر مادر نمی تواند یک عبادت موقتی و تصنعی داشته باشد، بلکه همه گاه و در همه شئون و جوانب حیات باید عابد باشد و نیز عبادت تنها لحظات خلوت با خدا در حال نماز و روزه نیست که دیگر موارد زندگی هم باید مورد نظر باشد بدان گونه که لحظه ای از یاد خدا غافل نشود.
کودک مقلد خوبی است همه چیز را از مادر تقلید می کند، سر روی مهر می گذارد به مانند پدر اذان می گوید، اعمال نماز را انجام می دهد، پس باید از این زمینه کودک سود جست و در ایجاد روح دینی در او اقدام کرد؛ لایی لایی مادر اگر به همراه ترانه های مذهبی باشد، آیات و عبارات قرآنی باشد، حمد و ثنای خدا باشد چقدر در کودک مؤثر است، اثر فعالیت های عبادتی مادر همواره در ذهن کودک نقش بسته و آدمی را به یاد آن می اندازد.
امام حسن مجتبی (ع) با یاد و خاطرات دوران کودکی اش می فرماید:«شبی مادرم فاطمه زهرا(س) را دیدم که تا صبح عبادت می کرد، نماز می خواند، در ضمن مناجات خود با پروردگار زنان و مردان مؤمن را دعا می نمود. اما برای خودش هیچ دعا نکرد. از او پرسیدم مادر جان چرا به خودت دعا نمی کنی؟ جواب داد :اَلجار ثُمَّ الدار ، اول همسایه بعد خویشتن و داخل خانه . و به این ترتیب حضرت فاطمه (س) نوعدوستی و احترام به همسایگان را به فرزند ارجمندش عملاً یاد داد، خلاصه آنکه زمزمه دینی مادر می تواند موجبی برای مقید کردن کودک باشد همانگونه که دیگر زمزمه ها زمینه های دیگر را در کودک ایجاد می نماید.

تربیت فرزند

اهمیت نقش مادر در تربیت فرزند

نقش شیر مادر در تربیت کودک

در تربیت فرزندان، والدین نخستین نقش را دارا هستند این نقش و تأثیر در مقاطع گوناگون سنیّ یکسان و هم اندازه نمی باشد بلکه در مقاطع و مراحلی از تربیت نقش پدر برجسته تر و در مراحل دیگری نقش مادر تعیین کننده تر است و در یک دیدگاه کلی می توان گفت که تا پیش از سن نوجوانی بویژه در دوران جنینی و شیرخوارگی نقش مستقیم مادر در شیر مادر علاوه بر نقش مهمی که در تغذیه و بهداشت جسمانی نوزاد دارد عامل ایجاد و انتقال بعضی ویژگیها به فرزند نیز می باشد.

تربیت فرزند بیشتر از پدر خواهد بود و از دوره نوجوانی به بعد بخصوص در مورد پسران نقش پدران مهمتر است، البته این بدان معنا نیست که نقش پدر در دوران کودکی و نقش مادر در دوران نوجوانی و جوانی ناچیز و کم رنگ باشد بلکه مقصود بیان برجستگی نقش و تأثیر بیشتر هریک در یک مرحله خاص است. بنابراین یکی از مقاطع مهم مقطع شیرخوارگی است که در آن، مادر نقش مستقیم و اساسی را دارد.

در این مقطع شیردادن مهمترین عامل ارتباط نوزاد با مادراست، شیر مادر علاوه بر نقش مهمی که در تغذیه و بهداشت جسمانی نوزاد دارد عامل ایجاد و انتقال بعضی ویژگیها به فرزند نیز می باشد.

انتخاب اسباب بازی بر اساس جنسیت کودک؟!

اسباب بازی

راهنمای انتخاب اسباب بازی برای کودک

بازی کردن دختربچه ها با اسباب بازی های پسرانه و بازی کردن پسرها با اسباب بازی دخترانه ممکن است والدین را نگران کنند که نکند بچه شان مشکلی دارد! حتی بعضی والدین از اینکه بچه شان با یک اسباب بازی خاص خیلی بیشتر بازی می کند، نگران می شوند.در این مقاله درباره تفکیک جنسیتی اسباب بازی ها بیشتر بخوانید.

 آیا تفیکیک جنسیتی اسباب بازی ها کار درستی است

اسباب بازی تآثیر بسیار مهمی در زندگی و رشد فکری کودکان می گذارد. کودکان مهارت در بازی های گروهی و زندگی اجتماعی آینده خود را بدین وسیله توسعه می بخشند .
طبق تحقیقات انجام شده محققین، اسباب بازی ها بطور مشخص از لحاظ جنسی طبقه بندی می شوند. همانطور که پسرها و دخترها اسباب بازی های متفاوتی دارند و انتخاب این اسباب بازی از طرف کودکان از آن جهت است که جامعه اینگونه به آنان می آموزد .پس اگر جامعه به کودکان یاد می دهد چه اسباب بازی بیشتر با جنس او مطابقت دارد، بهتر است بدانیم چگونه این اسباب بازی برروی پیشرفت آنها تآثیر می گذارد .

به این ها می گویند اسباب بازی خنثی !
مشاهدات بالغ بر 30 سال تحقیق “رینگولد و کوک” از سال 1975 برروی اسباب بازی ها و وسایل دیگری که کودکان 1 تا 6 ساله دختر و پسر استفاده می کنند، به این نتیجه رسیده است که کودکان دختر و پسر دارای تعداد برابری از کتاب، اسباب موسیقی، اسباب بازی حیوانات، و به هم اندازه اساس هستند گرچه پسرها دارای مدل های متنوع تری از اسباب بازی هستند و تمایل به داشتن اسباب بازی بیشتری دارند. همچنین تفاوت هایی در انواع اسباب بازی های که کودکان دختر و پسر استفاده می کنند، هست .کودکان پسر دارای اسباب بازی ماشین (بطور مثال کامیون و انواع بزرگتری چون واگن) بودند. طبق آمار این تحقیق در اتاق کودکان پسر حدود 375 ماشین بود و در اتاق کودکان دختر تنها 17 .
هیچکدام از دخترها در اتاق شان اسباب بازهایی چون واگن، اتوبوس، کشتی، ماشین های کوچک، موتور، تریلی نداشتند. پسرها میزان بیشتری از اسباب بازی های تجسمی و فضائی برای مثال ترکیب اشکال، ساعت ها، آهن ربایی، فضایی هستند .

اسباب بازی

درباره اسباب بازی های خنثی بیشتر بدانید

همچنین پسرها میزان بیشتری از وسایل ورزشی (برای نمونه :توپ، اسکیت، کایت)، حیوانات عروسکی، ماشین، اسباب بازی های ارتشی و آموزشی و وسایل هنری (برخلاف اینکه به نظر می رسد این اسباب از نظر جنسی خنثی می باشند) دارند .
اتاق کودکان دختر بیشتر مملو از عروسک، اسب های عروسکی، اسباب خانگی (بطور نمونه :ظروف غذاخوری، ظرف شویی ..) دیده می شود. پسرها تقریبا” هیچوقت اسباب بازی های چون ظروف ندارند. گرچه عروسک بیشتر برای دخترها عمومیت دارد اما بستگی به نوع عروسک هم دارد. دختربچه ها 6 برابر بیشتر از پسربچه ها عروسک مونث و 9 برابر بیشتر عروسک بچه داشتند .اما به میزان برابر دارای عروسک مذکر بودند. گرچه عروسک های پسرها بیشتر نمونه هایی از قبیل سرباز، کابوی و یا شخصیت های فیلم و کارتون بوده است .
در این مطالعات به طور مستمر نشان داده شده است که دخترها بیشتر جواهرات، عروسک، اسباب خانگی عروسکی، وسایل موسیقی درخواست می کنند و بدست می آورند در حالی که پسرها بیشتر وسایل ورزشی، ماشین، اسباب بازی های ارتشی، تفنگ و اشکال ترکیبی (اسباب بازی های خلاق)، ساعت تقاضا می کنند. این مسئله جالب است که بعضی از مطالعات نشان داده است که حتی فروشندگان مشتریان خود را به طرف (خرید اساب بازی های به عرف درآمده برای دختربچه ها و پسربچه ها) این اسباب بازی ها هدایت می کنند ..
در طول سال ها شواهدی بر تغییراتی در تقاضای بچه ها برای اسباب بازی مشاهده شده است. تحقیق جدیدی از درخواست بچه ها نشان داده است که دخترها نیز مانند پسرها تقاضای ماشین، وسایل ورزشی و عروسک مذکر کرده اند و پسربچه ها نیز لباس و وسایل موسیقی گرچه هنوز دختربچه ها بیشتر تقاضای عروسک و وسایل خانگی و پسربچه ها مدل های فیلم، عروسک های ارتشی و تفنگ … می کنند .
مطالعه دیگری که جودیت ای. اوون بلیک مور و رنه ای سنترز با در نظر گرفتن 126 اسباب بازی که مناسب برای کودکان دختر و پسر بوده، انجام شده است .در این مطالعات اسباب بازی ها از نظر خصوصیات به پنج نوع تقسیم بندی شده است:خیلی پسرانه، پسرانه معتدل، خنثی، دخترانه معتدل و بسیار دخترانه .
طبق این مطالعات چون کودکان اوقات زیادی از روزشان را با اسباب بازی هایشان می گذرانند، طبعا” اسباب بازی اهمیت زیادی در رشد فکری و شناخت جنسی آنان دارد .اهمیت این امر آنقدر زیاد است که با گرایش کودکان به طرف اسباب بازی های مرسوم به پسرانه و دخترانه معمولا ” قضاوت می کنند که کودک از نظر جنسی رشد کرده است .
نتایج این مطالعات نشان داده است که اسباب بازی هایی که در درجه بالایی از نظر آموزش مهارت های فکری و فیزیکی رده بندی شده اند، یا جزو اسباب بازی های پسران بودند یا خنثی. تقریبا” در بین اسباب بازی های هر دو جنس می توان از اسباب بازی هایی که بازی های اجتماعی را تشویق می کنند به تساوی یافت .اسباب بازی های متحرک یا تحرک آفرینی مانند ماشین و توپ که پیش بینی می شود باعث رشد تجسم فضایی شود، بیشتر در بین اسباب بازی هایی که “پسرانه” نامیده می شود، هستند .
اسباب بازی دخترها به آنان تجربه زندگی اجتماعی و پرورش کودکان و مادری را آموزش می دهد این در حالی است که در دورانی که زندگی می کنیم که هر دو جنس به طور برابر وظایف خانه داری و بچه داری را باید بکنند، پسرها نیز به این تجربه احتیاج دارند پس اگر پسرها نیز از این اسباب بازی ها استفاده کنند، بسیار مفید خواهد بود .

اسباب بازی

 اسباب بازی های خنثی برای هر دوجنس بهتر هستند

اسباب بازی های دخترانه ای که ظاهر زیبا دارند و زیبایی و مد را تشویق می کنند مانند باربی و عروسک ها که همراه با لباس هستند به دختران آموزش می دهند که چگونه می توانند زیبا باشند و چگونه لباس بپوشند. این جنبه مشکل آفرین اسباب بازی های دخترانه است و قابل بحث و نظرسنجی می باشد .
از طرفی اسباب بازی های پسرانه ای که منعکس کننده خشونت و جنگ می باشند مانند تفنگ، مشکل سازترین جنبه اسباب بازی های پسرانه می باشند و باید در این رابطه فکر اساسی شود .اسباب بازی های پسرانه متوسط و خنثی جزو اسباب بازی های درجه بالای آموزشی، علمی و مهارتی درجه بندی شدند. گاه اسباب بازی های متعدل دخترانه هم در رده بالای آموزشی قرار گرفته اند ولی هیچگاه اسباب بازی های (کاملن) پسرانه و دخترانه در رده اسباب بازی های رده بالای آموزشی، علمی قرار نگرفته اند .
اسباب بازی های خنثی معمولن جزو اسباب بازی های هنری و موسیقی قرار دارند. اسباب بازی کاملن پسرانه جزو آنهایی هستند که در رده پائین جنبه هنری و یا موسیقی قرار داشته اند .این تحقیق تجربی نشان داده است که اسباب بازی ها تآثیر زیادی روی رفتار کودکان می گذارند برای مثال تفنگ و مدل های جنگی رفتار پرخاشگرانه را بیشتر می کنند. بازی های ویدیویی نشان داده اند که مهارت های خاصی از قبیل تجسم فضایی را تقویت می کنند .
در نهایت نتیجه گیری این مطالعات این بوده است که هنوز به اندازه کافی تحقیقات انجام نگرفته تا به صورت قطعی بتوان نظری داد ولی روشن است که اسباب بازی های خنثی و یا معتدل بیشتر جنبه علمی، آموزشی و هنری داشته اند تا اسباب بازی های کاملا” جنسی .
همچنین هر دو جنس بهتر است که مهارت های اجتماعی و تجسمی خود را تقویت کنند. هر دو جنس از بازی با اسباب بازی هایی که آموزشی، علمی، هنری و تجسمی باشند، بهره خواهند برد و بهتر است که والدین اسباب بازی هایی خنثی و یا معتدل برای فرزندان خود تهیه کنند .

بازی با اسباب بازی های جنس مخالف ممنوع نیست
اینکه کودکی گاهی تمایل داشته باشد با اسباب بازی هایی که بیشتر مناسب جنس مخالف به نظر می رسد بازی کند هم نگران کننده نیست. مثلا اگر پسربچه ای که دوستانش پسر هستند، با اسباب بازی های پسرانه هم بازی می کند، می گوید من مَردَم، لباس های پسرانه می پوشد و در رفتارش مشکلی مشاهده نمی شود، از عروسکی خوشش بیاید و بخواهد آن را داشته باشد، اصلا نگران کننده نیست. اگر هم دخترکوچولویتان گاهی دلش می خواهد با ماشین یا تفنگ بازی کند ولی با عروسک هایش هم بازی می کند، نباید نگران شد. مشکل جایی است که این رفتارها افراطی باشد. یعنی اگر پسربچه، دخترانه حرف بزند، رفتارهای دخترانه داشته باشد، بخواهد لباس دخترانه بپوشد و فقط با دخترها بازی کند و اسباب بازی های دختران را ترجیح دهد یا اگر دختری بگوید من پسرم و فقط با پسرها بازی کند، بزند، هل دهد و رفتارهای خشن نشان دهد و حتی جنسیت خود را نپذیرد و تمایلی به بازی با اسباب بازی های دخترانه نداشته باشد، مشورت پدر و مادر با روان پزشک ضروری است چون امکان دارد مشکلی وجود داشته باشد که اگر زودتر برای حل آن اقدام شود، بی شک موثرتر خواهد بود.

تاثیر کاردرمانی در کاهش عوارض و بهبود بیش فعال

کودک بیش فعال

3 تمرین کاردرمانی برای کودکان بیش فعال

«اطلاع رسانی، الهام بخشی و اثرگذاری» شعار امسال روز جهانی کاردرمانی است، علمی که در آن با استفاده از فعالیت های هدفمند در افراد مبتلا به بیماری های جسمی سعی در به حداقل رساندن مشکلات و کسب سلامتی آن ها دارد. از جمله بیماری هایی که می­توان کاردرمانی را برای درمان آن در اختیار گرفت، اختلال بیش فعالی کم توجهی است؛ بیماریی که سه فاکتور اساسی آن بیش فعالی، کم توجهی و تکانش گری است.
در صورتی که برخی از این فاکتور ها قبل از 7 سالگی ظاهر شوند، حداقل در دو زمینه خانه و مدرسه وجود داشته باشند و عملکرد و کارایی کودک در زمینه های خانوادگی، اجتماعی، تحصیلی و.. مختل شده باشد، می توان کودک را بیش فعال نامید. اما کاردرمانی چه کمکی می تواند در کاهش عوارض و بهبود این اختلال کند؟

شناسایی کودک بیش فعال

کودک مبتلا به بیش فعالی از توجه به جزئیات ناتوان است و در تمرکز هنگام فعالیت و بازی مشکل دارد. همچنین هنگام صحبت مستقیم با او، به نظر می رسد که گوش نمی دهد و اغلب قادر به پیگیری دستورات یا اتمام کار ها نیست و اغلب وسایل خود را گم می کند (وسایل مدرسه و اسباب بازی) و فراموشکار است. کاردرمانی برای کودکی با این مشکلات شامل مواردی از جمله انواع بازی های هدفمند و سیستم های مبتنی بر پاداش و محرومیت است.

کودکان بیش فعال

کاردرمانی برای لجبازی کودک بیش فعال

انواع بازی ها برای کودکان بیش فعال

بازی نقطه چین (نقاشی های نقطه چین با اعداد):به کودک بگویید کف دست غیر غالبش را روی کاغذ بگذارد، انگشتانش را باز کند و دور انگشتان و کف دست را با مداد خط بکشد (با دست غالب)، سپس اعداد 1 تا 15 را به صورت پراکنده و نامرتب در شکل ایجاد شده بنویسید. از کودک بخواهد اعداد را به ترتیب از 1 تا 15 پیدا کرده و دور آن خط بکشد. این بازی به منظور بهبود توجه انتخابی کودک کمک کننده است.
بازی ماز:در بازی ماز، کودک باید تصاویری را که به صورت راه های پرپیچ و خم کشیده شده اند، از یک نقطه شروع و به نقطه پایان برساند. از تصاویر جذاب و معنادار استفاده کنید. (مثلا جوجه را به لانه اش برساند) کودک برای راحت تر شدن کارش، ابتدا به کمک چشم تصاویر را نگاه کرده و مسیر را دنبال می کند. در این بازی، علاوه بر افزایش توجه و تمرکز، کودک یاد می گیرد اگر کاری را شروع کرد باید تلاش کند تا آن را به پایان برساند. در این بازی سیناپس ها و راه های مغزی کودک تقویت شده و قدرت تفکر و تحمل کودک برای رسیدن به نتیجه و راه حل بالا می رود.
پیدا کردن تفاوت های دو شکل به ظاهر مشابه:در این بازی دو نقاشی که به ظاهر کاملا شبیه هم هستند، ولی عمدا چند اختلاف باهم دارند، در کنار هم قرار داده می شوند. از کودک بخواهید اختلافات را در تصاویر علامت بزند. با پیدا کردن هر اختلاف او را به ادامه کار تشویق کنید.

کاردرمانی برای لجبازی کودک بیش فعال

کودکان معمولا به دو علت لجبازی می کنند:
1. کودکان کاری یا چیزی را دوست دارند که والدین دوست ندارند.
2. والدین کاری یا چیزی را دوست دارند که کودکان دوست ندارند.
برای خاموش کردن رفتار های نامطلوب و تقویت رفتار های مطلوب در کودک بیش فعالی که مدام لجبازی می کند، می توان از سه روش «نادیده گرفتن، محرومیت دادن و پاداش دادن» استفاده کرد.

1. نادیده گرفتن بدرفتاری های جزئی:

روش نادیده گرفتن، در مورد رفتار هایی انجام می گیرد که آسیب و ضرر زیادی به خود کودک یا دیگران وارد نمی شود. رفتار هایی مثل نق نق کردن، گریه کردن، پا به زمین کوبیدن، جیغ زدن و…
در مواجهه با چین رفتار هایی به والدین توصیه می شود ابتدا خونسردی خود را حفظ کنند و اجازه ندهند کودک با لجبازی و سماجت های خود دکمه اعصاب آن ها را فشار دهد و از این طریق به خواسته های خود برسد. والدین باید با بی توجهی، به صورت غیرمستقیم به کودک بیاموزند که:«این لجبازی ها روش درستی برای ابراز نارضایتی و جلب توجه نیست و تو باید روش بهتری برای رسیدن به خواسته هات بیاموزی.»
نکات این روش:
محل را ترک کنید.
– خود را مشغول کار دیگری کنید.
– اصلا به او نگاه نکنید و با او صحبت نکنید.
– فقط یک جمله را تکرار کنید؛ مثلا «هروقت گریه ات تمام شد، بغلت می کنم» یا «اگه گریه نکنی، باهات بازی می کنم»
– از دلسوزی بی جا پرهیز کنید؛ مطمئن باشید هیچ کودکی از گریه کردن نمی میرد!
– ناامید نشوید.
– پدر و مادر باید هماهنگ باشند و به یکدیگر کمک کنند.

کودکان بیش فعال

شناسایی کودک بیش فعال

2. محروم سازی یا منزوی کردن:

گاهی بدرفتاری های کودک آنقدر شدید می شود که نادیده گرفتن، تاثیری ندارد. محروم سازی یعنی «کودک به علت بدرفتاری های جدی و خطرناک، به مدت کوتاهی در اتاق تنها گذاشته شود» برای کودک، محروم بودن از منبع توجه دیگران، حتی به مدت کوتاه، بسیار دردناک و ناخوشایند است. این روش برای رفتار هایی مثل درگیری های فیزیکی، کتک کاری، شکستن یا پرتاب وسایل، گفتن کلمات و حرف های رکیک و زشت و … به کار گرفته می شود.
نکات این روش:
– روش منزوی کردن برای کودکان بالای 3 سال استفاده می شود.
– اتاقی که کودک را در آن تنها می گذارید، باید امن بوده و نباید بیش از حد تاریک، تنگ و وحشتناک باشد.
– دلایل محرومیت را برای کودک توضیح دهید.
– مدت زمان این محرومیت باید متناسب با سن کودک باشد. به ازای هرسال سن کودک، یک دقیقه محرومیت. مثلا کودک دو ساله، دو دقیقه و کودک پنج ساله، پنج دقیقه.
– بعد از اتمام محرومیت و بیرون آمدن کودک، دیگر راجع به موضوع صحبت نکنید و قهر، غضب و سرزنش را ادامه ندهید.

3. تشویق و پاداش:

رفتار های رضایت بخش و مورد پسند کودک را نادیده نگیرید و به منظور تثبیت و تکرار آن حتما آن رفتار را مورد تشویق قرار دهید. تحسین و تشویق می تواند کلامی (آفرین، باریکلا و …) و غیرکلامی (اسباب بازی، بستنی و …) باشد.
نکات این روش:

– رفتار های مطلوب را به طور واضح بیان کنید.
– از مشوق های فیزیکی به طور مرتب استفاده کنید:درآغوش کشیدن، بوسید، دست زدن و …
– در شروع و حین انجام رفتار مثبت، تشویق را فراموش نکنید.
– از تشویق های متنوع استفاده کنید.
– به کودکان «باج» یا «رشوه» ندهید. یعنی قبل از انجام کار مثبت، پاداش ندهید.
– از لذت بخش بودن پاداش برای کودک مطمئن شوید.

کودکان بیش فعال

سن تشخیص بیش فعالی در کودکان

محققان با بررسی اطلاعات به این نتیجه رسیدند که در اغلب موارد اولین فردی که نسبت به رفتار کودک نگران شد یکی از اعضای خانواده او بوده است، اما در یک سوم موارد این مسئله ابتدا توسط فردی در مدرسه یا مرکز نگهداری از کودک بیان شده است.

نکته جالب دیگری که توسط محققان نشان داده شد این است که اغلب کودکانی که اختلال کم توجهی-بیش فعالی آن ها توسط یک روان پزشک تشخیص داده شد زیر 6 سال و آنانی که اختلال آن ها توسط یک روان شناس تشخیص داده شد بیش از 6 سال داشتند.
بر اساس گفته های محققان، روش های تشخیصی برای کودکان کمتر از 6 سال محدود هستند. از این رو، در مورد تشخیص هایی که در سنین پایین انجام می شود این نگرانی وجود دارد که شاید این تشخیص ها بدون ارزیابی تمامی اطلاعات موجود انجام شده باشند.

ایده های جالب برای تزیین مدادهای ساده کودک

تزیین مداد

نحوه تزیین مدادهای ساده برای مدرسه کودکان

مداد، یکی از اصلی ترین و مهم ترین لوازمی است که باید در کیف تمام بچه مدرسه ای ها پیدا شود.در این مطلب علاوه براینکه به چند نکته در مورد انواع مداد اشاره کرده ایم تا کمی انتخاب را برای شما ساده تر کنیم آموزش تزیین مداد ساده را نیز برای شماآماده کردیم تا با این روش مدادهای ساده و یکنواخت فرزندتان را رنگارنگ و جذاب کنید.

آموزش تزیین مدادهای ساده برای مدرسه

برای این کار کافی است مدادهای ساده ای برای کودکتان تهیه کنید. قسمت بالایی مدادها را چسب نواری بچسبانید تا رنگ نگیرد. سپس از رنگ روغن در چند رنگ استفاده کرده و با قلم مو سطح بیرونی مدادها را رنگ آمیزی کنید. صبر کنید تا سطح مدادها کاملا خشک شود. حتی می توانید با ماژیک های نوک باریک روی سطح مداد جملاتی که فرزندتان دوست دارد و یا حتی اسم آن را بنویسید.

تزئین مداد

تزیین مداد

وسایلی که برای رنگ کردن مدادهای ساده نیاز دارید

تزئین مداد

تزئین مدادهای ساده مدرسه

مدادها را روی سطح شیب دار مانند شکل قرار بدهید و با قلم مو رنگ های متفاوت به آن بزنید

تزئین مداد

تزئین مدادهای ساده برای مدرسه

عکس آماده شده مدادهای ساده رنگ شده کودکان برای بازگشت به مدرسه

چند نکته برای خرید یک مداد

1. بهتر است برای بچه های کلاس اول یا دوم، مدادهای معمولی بخرید و از خریدن مداد نوکی برای آنها خودداری کنید. دلیل اینکه می گویند بچه ها باید نوشتن را با مدادهای معمولی شروع کنند، این است که بیشتر آنها در ابتدای راه یاد گرفتن نوشتن حروف و کلمات، فشار زیادی به دست خود و نوک مداد می آورند. به همین دلیل هم امکان شکستن مکرر نوک مداد نوکی در اثر این فشار و پرتاپ شدن احتمالی آن در چشم بچه ها یا همکلاسی هایشان وجود خواهد داشت.

2. برای بچه هایی که اندامی ظریف و انگشتان کوچکی دارند، مدادهای خیلی بزرگ نگیرید. اگر مداد به اندازه کافی سبک و متناسب با اندازه انگشتان بچه ها نباشد، ممکن است فشار زیادی به مفصل های انگشت آنها وارد کند و حتی باعث تغییر شکل انگشتان شود.

3. هرگز دوسر مداد را برای بچه ها نتراشید چون احتمال فرورفتن نوک تیز مداد در چشم بچه ها وجود خواهد داشت.

4. مدادهای معمولی برای نوشتن تکالیف، بهتر از مدادهای طراحی با نوک های بسیار ضخیم و تیره رنگ هستند. برخی والدین گمان می کنند هرچه نوک مداد بچه ها تیره تر و ضخیم تر باشد، به دلیل اینکه خیلی هم روان می نویسد، راحت تر خواهند بود. در حالی که اگر مدادهای مخصوص طراحی را به جای مدادهای معمولی مخصوص نوشتن برای بچه ها انتخاب کنید، فقط باعث پخش شدن بیش از اندازه رنگ مداد در کتاب و دفتر و کثیف و نامرتب شدن تکالیف آنها می شوید.

5. هرچه مهارت بچه ها در نوشتن بیشتر شود، می توانند از مدادهایی با نوک های نازک تر و مدادنوکی های مختلف استفاده کنند.

6. هرچه قطر نوک مداد نوکی بیشتر باشد، روانی آن هم بیشتر خواهد بود و فشار کمتری به عضلات دست و انگشت ها هنگام نوشتن تکالیف وارد خواهد شد.

7. بهتر است بچه های بزرگ تر برای انجام تکالیف خود از مدادنوکی هایی با نوک 5/0 تا 7/0 استفاده کنند.

8. شکل مداد باید به گونه ای باشد که به پوست و مفاصل انگشت ها فشار اضافی وارد نکند. مدادهای گرد و سه گوش، از راحت ترین مدادهایی هستند که دست گرفتن آنها برای چند ساعت هم مشکلی ایجاد نمی کند.

9. در انتخاب مداد به این نکته که آیا پاک کردن آن با پاک کن های معمولی کار ساده ای است یا نه هم توجه کنید.

10. تجربه در خرید مداد، نقش مهمی دارد. اگر مدادی خریدید که فرزند شما با آن احساس راحتی می کرد، سعی کنید در دفعات بعد از خرید مدادهای جدید خودداری کنید و دوباره همان مارک و مدل قبلی را بخرید.

11. مدادهایHB، بسیار نرم و روان تر از سایر مدادها مانند مدادهای H یا B هستند. به همین دلیل توصیه می شود هنگام خرید مداد، انتهای آن را نگاه کنید تا ببینید عبارت HB روی آن درج شده است، یا نه؟

12. مدادهای HB برای نوشتن تکالیف مناسب هستند. مدادهایB، برای طراحی مناسب تراند. مدادهای H هم بیشتر به درد نوشتن نکات ریز و کمرنگ تر در حاشیه کتاب می خورند.

تصورات اشتباه خانواده ها درباره قد کودکان

قد کودکان

 خانواده ها درباره قد کودکان چه تصورات غلطی دارند

همیشه پدر و مادرها می خواهند فرزندانشان قد بلندتری داشته باشند چرا که فکر می کنند قد بلند نشانه سلامت است ودر ورزش و همین طور زمینه های مختلف زندگی به موفقیت بیشتر منجر خواهد شد.این والدین همیشه نگران قد کوتاهی فرزندانشان هستنداما این نگرانی نباید منجر به تصورات اشتباه در این زمینه شود.

تصورات اشتباه خانواده ها درباره کوتاه قدی کودکان

خیلی از پدر و مادرها دوست دارند فرزندشان قد بلند باشد و نگران هستند که این اتفاق نیفتد. اما این نگرانی نباید منجر به تصورات اشتباه در این زمینه شود. مثلا اگر رشد قد مثل اوایل زندگی کودک نباشد نباید نگران شوند. یک فوق تخصص غدد درون ریز و متابولیسم کودکان می گوید:«والدین نباید انتظار داشته باشند که سرعت رشد کودک همچون سرعت رشد اولیه باشد زیرا این سرعت در مراحل بعدی رشد کمتر خواهد شد ‎ . ‎

قد کودکان

رشد قد کودکان در فصول مختلف چگونه است

ضمن اینکه رشد قدی کودکان در ماه ها و فصل های مختلف متفاوت است. به نحوی که معمولا رشد قد در بهار و تابستان بیش از پاییز و زمستان است.از یک سو رشد نرمال کودک نشانه ای خوب از سلامتی است و کوتاه قدی می تواند نشانه ای از ابتلا به برخی از بیماری ها باشد.قد کودک حتما باید به شکل دقیق وصحیح اندازه گیری شود برای همین توصیه می کنیم که پزشک قد کودکانی را که کمتر از 2 تا 3 سال داشته و هنوز توانایی ایستادن در وضعیت کاملا راست و مستقیم را ندارند به صورت خوابیده اندازه گیری کرده و قد کودکان را بعد از سه سالگی حتما به صورت ایستاده اندازه گیری کند ‎ . ‎ ‏ کودکان نرمال معمولا در سال اول تولد حدود 25 سانتیمترقد می کشند.»‏

قد کودکان

آیا شما هم درباره رشد قد کودکتان نگرانید

توصیه های کاربردی
1- با مشاهده تفاوت رشد قدی بین فرزندان با سایر کودکان مخصوصا هم کلاسی های آنها سریعا و بدون عاقبت اندیشی اقدامات تهاجمی و هزینه های گزاف را بر بودجه خانواده تحمیل نفرمایید و جگرگوشه خود را به رنج و عذاب عوارض غیرقابل پیش بینی سوق ندهید .
2- در آغاز با تنوع دادن در خورد و خوراک و نظم و انضباطی در خواب شبانه و عدم حذف صبحانه و عادت دادن فرزندتان به صرف میان وعده های نیم روز و عصرانه از دانه ها، مغزها، میوه و سبزیجات از بروز گرسنگی های سلولی و کاهش ترشح هورمون رشد جلوگیری نمایید .
3- با انجام آزمایشات ادواری در پارامترهای مایعات بدن از کاستی های فرزندتان به موقع آگاهی پیدا کرده و با رفع آنها روند رشد طبیعی او را تضمین نمایید .
4- از عادت دادن کودک به مصرف شیرینی، شکلات، بستنی، چیپس و پفک و سرگرم شدن آنها به تماشای کارتن و بازی کردن با وسایل الکترونیکی جدا خودداری نمایید .
5- از دادن غذاهای حاوی پروتئین و کربوهیدرات های مرکب قبل از فعالیت های بدنی و پس از آن به افزایش ترشح هورمون رشد منجر می گردد، استفاده نمایید چون هورمون رشد 2 ساعت بعد از خواب عمیق ترشح می شود، شام پرچرب و سنگین به کودک داده نشود .

کودکان تان را از مدرسه و درس خسته نکنید

مدرسه رفتن کودکان

مدرسه را محلی برای پرورش ذهن کودکان تبدیل کنید نه محل شکنجه گاه

«از همه همکارانم، از همه خانواده ها و از تمام صاحب نظران درخواست می کنم برای حذف موانع و ایجاد نشاط در مدارس تلاش کنند. آزمون های مکرر و بی ثمر، جزوه های فراوان کمک آموزشی و کلاس های متعدد فوق برنامه درسی، کودکان مان را خسته و افسرده کرده است.» وزیر آموزش و پرورش با توئیت کردن این مطلب، بار دیگر توجه مردم را به معایب کلاس های فوق برنامه و خرید جزوه ها و کتاب های کمک آموزشی جلب کرد. به همین بهانه می خواهیم به یک سوال مهم پاسخ بدهیم:«مهم ترین انتظاری که از مدرسه می رود، چیست؟»

هدف از مدرسه رفتن کودکان چیست؟

آیا هدف اول از مدرسه رفتن کودکان، پیدا کردن احساس تعلق و علاقه کودکان به این مکان است به گونه ای که اگر یک روز مجبور شدند مدرسه نروند، دلشان برای مدرسه تنگ بشود یا این که هدف اول، تبدیل کردن کودکان به دانشمندان کوچک همه چیز دان است تا آن جا که میزان مطالب آموزشی از حد توان آن ها فراتر می رود و مدرسه را به محلی تبدیل می کند که جز اضطراب، نگرانی و توقعات فراتر از توان چیزی را برای آن ها تداعی نمی سازد؟ طوری که مسئولان آموزشی مدارس هر روز با تجارب رخ داده در مدرسه، بر این باور دانش آموزان صحه گذارند که من نمی توانم یا من از پسش بر نمی آیم. در چنین موقعیتی جز تلاش برای فرار و خلاصی چه راهی باقی است؟ البته ممکن است این موضوع به ذهن برسد که چطور شاگردان ممتاز می توانند و اگر میزان مطالب آموزشی فراتر از توان است، چطور آن ها توانش را دارند؟ پاسخ جز این نیست که تفاوت های فردی از جمله 46 کروموزوم متفاوت تا تجربه محیط خانوادگی و اجتماعی متفاوت این جا هم دست به کار است و در مؤلفه های مختلفی ازجمله هوش نقش ایفا می کند.

مدرسه رفتن کودکان

هدف از مدرسه رفتن کودکان

سوال بعدی این است که آیا بیشتر جمعیت هر کلاس را دانش آموزان ممتاز تشکیل می دهند یا دانش آموزانی با عملکرد متوسط؟ آیا منطقی نیست که برنامه درسی برای سطح متوسطی از توان کودکان وضع شود و توان اکثریت افراد را در نظر بگیرد نه عده ای اندک را؟

واقعا مدرسه خانه دوم کودکان است؟

با تفاسیر مطرح شده، واقعا چه چیزی در مدرسه مهم تر است؟ آیا مهم است که کودکان ما در همان سال های ابتدایی مدرسه تبدیل به دانشمندانی با مغزهای بزرگ شوند یا این که به مدرسه علاقه مند شوند، آن را خانه دوم خود بدانند و بعد دیگر اهداف در اولویت قرار گیرند.
ممکن است خیلی ها پاسخ دهند مدرسه محل آموختن علم و دانش است. فردی هم این حقیقت روشن را تکذیب نمی کند اما مسئله این است که از کدام مسیر می توان به این هدف دست یافت؟ وقتی تنها هدف خود را آموزش دانش به کودکان قرار می دهیم، آن هم با تأکید بر آموخته هایی که در حد مجموعه ای از دانستنی های فراموش شدنی باقی می مانند و کمتر پیش می آید در زندگی روزمره کودک دردی را دوا کنند، وقتی نیم نگاهی به آموزش مهارت های زندگی در سرفصل های آموزشی کودکان نمی اندازیم، نتیجه چه خواهد شد؟ آیا بدون ایجاد پیوندی از محبت و علاقه که به دنبال خود میل و رغبت خواهد داشت، می توان مباحث آموزشی را به زور در سر کودکی فرو کرد که کمی پیشتر از این، دنیایش در بازی خلاصه می شده است؟ آیا بدون توجه به ایجاد احساس تعلق و محبت کودکان به مدرسه می توانیم آن ها را به پیروی کردن واداریم؟ با در پیش گرفتن چنین مسیری چقدر می توانیم به هدف والای دانشمند شدن بچه ها نایل شویم؟

چرا علاقه مند ی کودکان به مدرسه در اولویت نیست؟

حال اگر اولویت را ایجاد احساس علاقه و تعلق کودک به مدرسه قرار دهیم شاهد این اتفاق نخواهیم بود که کودکان شوق و رغبت بیشتری به مدرسه و به دنبال آن کسب علم نشان دهند؟ شما به عنوان یک فرد بزرگ سال، آیا فردی را که به او احساس علاقه و احترام پیدا می کنید، الگوی خود قرار می دهید و از او پیروی می کنید یا کسی را که از او می ترسید و احساس اجبار در پیروی کردن دارید، دنبال خواهید کرد؟ به طور قطع حتی اگر تن به مورد دوم دهیم، به عنوان یک انسان با نیاز مشترک بشری به نام نیاز به خودمختاری، این تبعیت تنها تا زمانی که چشمی برای نظارت وجود دارد تداوم خواهد یافت. وقتی حس خودمختاری یک انسان به چالش کشیده شود، وقتی احساس کند که مجبور به اطاعت از فرد یا سازمانی است که پیوندی از جنس محبت بین آن ها نباشد، میل و رغبتش رو به کاستی خواهد رفت.

مدرسه رفتن کودکان

علت مدرسه رفتن کودکان

با این تفاسیر، مدرسه و کارکنان آن با میزان مطالبی که بدون توجه به توانایی کودکان در یادگیری، باید آن ها را به اتمام رسانده و آموزش دهند کدام نوع الگو را برای کودکان می سازند؟ اصلا آیا زمان و فعالیت مناسبی برای ایجاد رشته دوستی بین کودک و مدرسه می ماند؟

وقتش نرسیده تجدید نظر کنیم؟

آن چه هم اکنون اتفاق می افتد این است که با خوردن زنگ پایان مدرسه، کودک خسته از آوار مطالب رگباری آموزشی از مدرسه با یک دوجین تکلیف خانگی به منزل می رود و این بار نه تنها کودک بلکه والدین نیز باید شریک تکالیف شوند. چه تضمینی برای مهیا بودن شرایط همکاری تمام والدین با کودکان شان وجود دارد؟ در پیش گرفتن چنین روندی نتیجه اش چه خواهد شد؟ وقت آن رسیده که اول رشته محبت را محکم کنیم و بعد انتظارات معقولی از کودکان داشته باشیم. انتظاراتی که با فراهم کردن شرایط و روش های آموزشی فعالانه و مفرح، کودکان را در مسیر یادگیری تشویق کند و دلگرم سازد نه خسته و ناامید.

بچه هادر چه کارهایی متفاوت تراز بزرگسالان عمل می کنند؟

بچه ها

در چه کارهایی بچه ها متفاوت تر از بزرگسالانند

اگر شما نیز کودکی در خانه دارید ، حتما با دنیای عجیب فرزند تان آشنا هستید، او می خواهد جهان را با استدلال خودش پیش ببرد. در این مطلب با تفاوت جالب دنیای بچه ها با بزرگسالان آشنا شوید زیرا اگر با دنیای کودک آشنا نباشید این خطاهای شناختی می تواند بسیار گیج کننده باشد زیرا کودک شما در حال پیشرفت و کسب مهارت های زندگی و زبانی است.

تفاوت های جالب دنیای بچه ها و بزرگسالان

بچه ها متفاوت از بزرگسالان فکر می کنند. آن ها هنوز کاملا دنیا را درک نمی کنند بنابراین همه چیز را متفاوت می بینند. اما این حالت زیاد طول نمی کشد. بچه ها حدود 11 سالگی بیشتر توانایی های ذهنی بزرگسالان را دارند، آن ها فقط تجربه و دانش به عمل درآوردن این مهارت های جدید را ندارند. اما بچه ها در چه چیزهایی متفاوت هستند؟ آیا آن ها همه چیزهایی که بعدا به عنوان بزرگسال نیاز دارند را باید یاد بگیرند یا با برخی از آن ها به دنیا می آیند؟ بچه ها در انجام برخی چیز ها بدتر از بزرگسالان هستند، اما در برخی چیز ها هم بهتر هستند .

واقعیت یا تخیل؟
اغلب بچه ها اعتقاد دارند چیزهایی اتفاق افتاده که در حقیقت اتفاق نیفتاده است، در واقع آن ها تصور کرده اند که چنین چیزی اتفاق افتاده است. چون برای آن ها گفتن تفاوت بین رویا و واقعیت سخت است. در واقع اگر از یک کودک بخواهید یک رویداد تخیلی را توصیف کند و سپس در آینده از او درباره آن سوال کنید، احتمالا به شما می گویند که واقعا اتفاق افتاده است. همچنین اگر مثلا از او پرسید پیتزایی که دیروز خوردی چطور بود؟ در صورتی که واقع پیتزایی نخورده، احتمالا با جزئیات برای شما توضیح می دهد که چطور بود .
هرچند کودکان رویایی که خودشان ساخته اند را باور می کند، اگر فرد دیگری چیزی به آن ها بگوید که باورکردنی نباشد، احتمال کمی دارد که قانع شوند . دانشمندان کودکان را درباره اعتقادشان به اطلاعات ساختگی که به آن ها گفته شده بررسی کرده و دریافته اند که بچه ها به همان اندازه درباره چیزی که به آن ها گفته شده شک می کنند که آن را باور دارند. همچنین آن ها اشاره می کنند که دلیل اینکه بچه ها تفاوت بین رویا و واقعیت را نمی توانند بویند این است که آن ها نمی فهمند چه چیزی می دانند و چه قدر می دانند، مهارتی که بیشتر مردم وقتی بزرگتر می شوند یاد می گیرند .

بقای شیء
اگر می دانستید که چیزی دقیقا جلوی چشمتان پنهان است و سپس باز هم جلوی شما یک نفر آن را حرکت می داد و به جای دیگری می برد و پنهان می کرد، احتمالا به راحتی آن را پیدا می کردید. این بدیهی است، وقتی می بینید چه اتفاقی می افتد چطور ندانید که آن شیء کجاست. اما اگر اسباب بازی یک کودک را بار ها جلوی چشمش زیر پتو پنهان کنید، و سپس آن را در مقابل کودک جابجا کنید و زیر پتوی دیگری کنار پتوی اول قرار دهید، کودک باوجود اینکه دیده اسباب بازی را زیر پتوی دوم گذاشتید باز هم زیر پتوی اول به دنبال آن می گردد .
معمولا این اتفاق تنها تا 10 یا 12 ماهگی کودک مشاهده می شود و بعد از آن احتمالا دیگر این مشکل را ندارند. فیزیولوژیست رشد مشهور «ژان پیاژه» که اولین بار متوجه این تاثیر شد، معتقد است که کودکان تا 10 – 12 ماهگی مفهوم بقای شیء را درک نمی کنند که به معنای وجود شیء حتی در صورت ندیدن آن است .

زبان
به نظر می رسد بچه ها به سرعت می توانند زبان یاد بگیرند درحالی که بزرگتر ها باید تلاش و آموزش زیادی ببینند تا بتوانند به زبان دیگری غیر از زبان مادریشان حتی یک مکالمه ساده داشته باشند. هم چنین فرزندان خانواده های دو زبانه می توانند بدون آموزش رسمی، دو زبان را همزمان یاد بگیرند. وقتی واقعا در این باره فکر کنید، عجیب به نظر می رسد، چون سال ها طول می کشد تا بزرگسالان به یک زبان جدید مسلط شوند. زبان شناس مشهور «نوام چامسکی» اظهار می کند که شما این را با کمک LAD یعنی دستگاه فراگیری زبان یاد می گیرید. دستگاه فراگیری زبان یک ابزار نظری در مغز است که به بچه های کوچک اجازه می دهد با سرعت زبان را یاد بگیرند. او نشان داد که تقریبا همه زبان ها کیفیت های مشابهی دارند که باید ابزارهای مشترکی برای ارتباط با همه آن ها وجود داشته باشد .

بچه ها

با دنیای متفاوت بچه ها و بزرگسالان آشنا شوید

اما بعد ها برای دستگاه فراگیری زبان چه اتفاقی می افتد؟ یک فرضیه این است که بعد از دوران بحرانی، یک دوره کوتاه در اوایل زندگی که برای کسب زبان لازم است، دستگاه فراگیری زبان بسیار ضعیف می شود. بحث های زیادی درباره مدت این دوره وجود دارد، اما برخی 18 سالگی و برخی 9 سالگی را پایان این دوره می دانند .

ثبات ادراک
اگر کسی آب را از یک لیوان شیشه ای پهن داخل یک لیوان دراز و باریک بریزد، می دانید که مقدار آب هر دو لیوان برابر است، چون هیچ آبی اضافه نشده است. اما بچه ها تا 7 سالگی این توانایی را ندارند و معمولا فکر می کنند لیوان بلند و باریک آب بیشتری دارد. چون بچه های کوچک «برگشت پذیری» ندارند. آن ها نمی توانند درک کنند که جابجایی در ظروف مقدار مایع را تغییر نمی دهد و نمی توانند ارتفاع و عرض را در کنار هم قرار دهند و فقط به ارتفاع یا فقط به عرض توجه می کنند یا هر دو را نادیده می گیرند .

چهره ها

شاید در باغ وحش ها متوجه شده باشید که به سختی می توان حیوانات یک گونه را از هم تمییز داد، چون به نظر ما آن ها شبیه هم هستند. چون مغز ما عادت ندارد مثلا تفاوت دو میمون را بگوید. اما نوزادان خیلی کوچک هم زمان زیادی نداشته اند که مغزشان بتوانند چهره های انسان ها را از هم تشخیص دهد بنابراین فقط می توانند گونه های مختلف را درک کنند. نوزادان در شش ماهگی می توانستند بگویند چهره میمونی که به ان ها نشان داده شده جدید است یا آن را قبلا دیده اند، اما این توانایی در 9 ماهگی ناپدید می شود و در این سن نوزادان به اندازه بزرگسالان بد عمل می کنند .

تفکر انتزاعی
کودکان کمتر از 11 سال عمدتا براساس واقعیت فکر می کنند و نمی توانند به مشکلاتی فکر کنند که نیاز به انجام چیزهایی دارد که نمی توانند ببینند. آن ها در استدلال انتزاعی خوب نیستند. وقتی روانشناس «رادولف شافر» از کودکان 9 ساله پرسید چشم سوم را کجا می گذارد، همه آن ها گفتند در پیشانی، یک نقطه بسیار بیهوده، چون در حال حاضر دو چشم در این جهت داریم. اما 11 ساله هال چشم سوم را در جاهایی مثل دست قرار دادند تا بتوانند همه جا را ببینند. بچه های کوچکتر نمی توانند این چنین فکر کنند .

بچه ها

آشنایی با دنیای متفاوت بچه ها و بزرگسالان 

آنچه میدانند را می کشند نه آنچه می بینند
بیشتر بچه های کوچک بسیار بدتر از بزرگسالان نقاشی می کنند که البته تقصیر آن ها نیست. آن ها نمی توانند دست هایشان به با دقت کافی کنترل کنند تا خطوط صاف بکشند. اما فقط این نیست، روانشناسان رشد فنجانی مقابل بچه های 5 تا 9 ساله قرار دادند که بچه ها می دانستند یک دسته دارد. فنجان طوری قرار داده شده بود که نمی توانستند دسته فنجان را ببینند، بعد از بچه ها خواسته شد دقیقا آنچه را می بینند بکشند. به طرز عجیبی کودکان 5 تا 7 سال دسته ای که نمی دیدند هم کشیده بودند، اما بچه های بزرگتر دسته را نکشیده بودند. این تفاوت بین بچه ها و بزرگسالان است. اگر از یک بزرگسال بخواهند دقیقا آنچه را می بیند بکشد، بدیهی است که دسته را نمی کشند، اما بچه ها آن را می کشند، چون می دانند وجود دارد .

اخلاق
شما اخلاق کاملا پیشرفته دارید، چون اهمیت انجام دادن چیز ها با نیت خوب، پیروی از قانون و … را می دانید. حتی شاید درک کنید که گاهی قوانین باید شکسته شوند. اما استدلال اخلاقی کودکان پیچیده نیست. در واقع عقاید اخلاقی بچه های کوچک بر پایه اجتناب از تنبیه است. استدلال آن ها سپس تکامل می یابد و می دانند اگر درست رفتار کنند پاداش می گیرند و در نهایت استدلال اخلاقی آن ها شبیه بزرگسالان می شود. در یک تحقیق از بچه ها پرسیده شد کدام بدتر است؟ شکستن تعداد زیادی لیوان شیشه ای به طور اتفاقی یا شکستن عمدی یک لیوان؟ بدیهی است که وقتی با هدف انجام شده باشد بدتر است، اما بچه های کوچکتر که اصول اخلاقیشان هنوز توسعه نیافته شکستن تعداد زیادی لیوان را بدتر می دانند .

تئوری ذهن
تئوری ذهن درک این است که دیگران متفاوت از ما فکر می کنند و همه آنچه را ما می دانیم نمی دانند. بچه های کوچکتر این را نمی فهمند و فکر می کنند هرچیزی که آن ها می دانند را همه می دانند. این توسط افراد مختلفی آزمایش شده است. در یکی از این آزمایش ها یک نفر اتاقی را ترک می کند که یک کودک در آن قرار دارد و شخص دیگری مقابل چشم کودک یک اسباب بازی را مخفی می کند. سپس از کودک پرسیده می شود فکر می کند کسی که اتاق را ترک کرده کجا دنبال اسباب بازی می گردد. بچه های کوچکتر احتمالا جای شیء پنهان را نشان می دهند .

بچه ها

تئوری ذهن یکی از تفاوت های دنیای بچه ها و بزرگسالان

تعمیم
اگر پای نوزاد را با یک نخ به آویز تخت ببندید، خیلی زود یاد می گیرد که با تکان دادن پایش، می تواند آویز را حرکت دهد. کودک یادش می ماند که اگر دفعه بعد هم روی تخت قرار داده شود می تواند این کار را انجام دهد. اما جالب اینجاست که اگر کوچکترین تغییری در تختی که کودک در آن قرار گرفته ایجاد شود، فراموش می کند که می تواند آویز را حرکت دهد، حتی تغییری به سادگی تغییر رنگ پتو. چون نوزاد توانایی تعمیم دادن تعاملات خود با جهان را ندارد بنابراین فقط در همان شرایط می تواند به یاد آورد چطور آویز را حرکت دهد .

یک کلام هستند

قانون دنیای کودک :همه چیز اونجور که من میگم باید باشه .

قانون دنیای واقعی :همیشه چیزهایی را که می خواهی به دست نمی آوری .

با کودک 4 ساله تان بحث می کنید که این سرگرم کننده نیست که با یک بازنده بازی کنید. شما به او اجازه می دهید که برنده شود تا مشخص کنید که چطور با شکست کنار بیاید اما او هنوز وقتی او را در بازی مار و پله گیر می اندازید، تلاش می کند شما را بازنده نشان دهد .

چه در سرش می گذرد؟ بچه های پیش دبستانی با بازی های گوناگونی مواجه می شوند تا بدانند نمی توانند همیشه اول باشند اما این واقعیت آنها را ناراحت می کند. آنها از بازی با بچه های بزرگ تر هیجان زده می شوند اما این تجربه را ندارند که به عنوان یک کودک ناامیدی و سرخوردگی شان را کنترل کنند .

چطور با آن رو به رو شوید؟ سعی کنید ذهن او را با بازی های دیگر مشغول کنید؛ بازی هایی که راه حل سریع دارد و کودک نوپا را زود به نتیجه می رساند. می توانید او را از نق زدن جدا کنید و با درگیر کردنش در حل مسئله قدرتش را به او نشان دهید. مثلا بگویید «خب این بار برنده نشدی. بذار ببینم چطور می تونی حس بهتری داشته باشی. دلت می خواد با لگوهایی که داری یک ماشین درست کنی؟» بعدا که احساسش بهتر شد یک مشکل را مطرح کنید و از او بخواهید برای پیدا کردن راه حل به شما کمک کند. استراتژی ها را مشخص کنید. شاید باید قوانینی را مشخص کنید که مثلا هر کس باخت، رقیبش را قلقلک بدهد، این طوری همه از بازی لذت می برند .

چطور حسادت بین فرزندان را رفع کنیم؟

حسادت بین فرزندان

چگونه می توان حسادت بین فرزندان را مدیریت کرد

حسادت از جمله هیجانات درونی است که در نتیجه زندگی اجتماعی به وجود می آید و اگر به خوبی هدایت نشود ممکن است تاثیرات منفی در زندگی داشته باشد چرا که شخص حسود هم به خود لطمه می زند هم به دیگران.

ریشه حسادت بزرگسالان را باید در دوران کودکی آنها جست وجو کرد. در واقع محیط و خانواده تشدیدکننده حس حسادت هستند و اطرافیان با رفتارهای نادرست خود این حس را در کودک تقویت می کنند. حس حسادت در کودکان بین سنین 2 تا 5 سالگی شدید است و این میزان در دختران دو برابر پسرهاست . کودکانی که با یکدیگر یکسال و نیم تا سه سال و نیم تفاوت سنی دارند نسبت به هم بیشتر حسادت می کنند و طبق تحقیقاتی که در سال 1987 در آمریکا انجام شد نشان داد کودکانی که مدتی تنها فرزند اول خانواده بودند یا به عبارتی تک فرزند بودند بیشتر از دیگر فرزندان حسادت می کنند و کودکان باهوش تر نیز بیش از سایر کودکان حسادت می ورزند.

راه حلی برای رفع حسادت بین فرزندان

 در شرایطی که دو یا چند کودک با هم زیر یک سقف زندگی می کنند، انگیزه های رقابتی اغلب تشدید می شود. خواهرها و برادرها به خصوص اگر از نظر سنی به هم نزدیک باشند و جنسیت واحدی داشته باشند برای رقابت و نزاع بهترین رقیب را پیدا می کنند. در شرایطی که یک کودک تنها باید در زمین بازی یا مدرسه کسی را برای رقابت پیدا کند، خواهرها و برادرها در همان منزل خود رقبای حاضر و آماده دارند و رقابت میانشان در انواع و اقسام مختلف، صورت خارجی پیدا می کند. آنان بر سر اسباب بازی، خوردن کیک، انتخاب کانال تلویزیون و بر سر اینکه چه کسی در ردیف جلوی اتومبیل بنشیند و… با هم رقابت می کنند.

 پرسش:راه حلی برای کم کردن حسادت بین دو بچه مخصوصا اگر دختر و پسر باشند را ارائه بفرمایید.
پاسخ:بهتر است در ابتدا عوامل ایجاد حسادت را در فرد بدانیم.
1 . روش ناپسندیده ی مقایسه فرزندان با یکدیگر
2 . ورود فرزند دوم
3 . تحقیر کردن فرزند در مقابل همسالان و دیگران
4 . تمایز قائل شدن میان فرزندان و یکی را برتر از دیگران دانستن
5 . فرق گذاشتن در تشویق و تنبیه بچه ها
6 . حساس تر بودن بچه ها در سال های اولیه ( 3 تا 4 سالگی )

حسادت بین فرزندان

کنترل حسادت کودک

باید توجه کرد که عملکرد والدین در ایجاد حس حسادت یا از بین بردن آن در کودکان بسیار مهم است . والدینی که به طور صحیح و منظم با فرزندان خود رفتار می کنند مثلاً در هنگام ورود فرزند دوم ، همواره فرزند اول را برای کمک به بزرگ کردن فرزند دوم فرا خوانده و طوری رفتار کنند که فرزند اول ، فرزند دوم را عاملی برای فراموشی خود نداند، حسادت پیش نخواهد آمد. اما در صورتی که غیر از این باشد کودک از هر فرصتی برای اذیت و انکار او استفاده می کند. با دست در چشم یا گوش او کردن ، بالش بر روی او گذاشتن و یا بر روی او افتادن سعی می کند بی اعتنایی را که از جانب پدر و مادر می بیند بدینصورت تلافی کند .
کودک تمایل دارد همه ی محبت های خانواده به خصوص مادر ، همواره متوجه او باشد او تنها کسی باشد که خانواده به او فکر می کند و تحمل هیچ رقیبی را هم ندارد . فرزند جدید یا هر کس دیگری که ورودش توجه خانواده را به خود جلب کند ، او را به فکر می اندازد تا هرگونه رقابتی اعم از پنهان و آشکار را برای منحصر کردن عشق والدین به خود انجام دهد . البته حسادت های پنهان و آشکار کودکان به برخورد والدین با حسادت آنان ارتباط دارد . بعضی از بچه ها در ابراز حسادت مورد خشم والدین قرار گرفته و حسادت خود را سرکوب یا پنهان می کنند . بعضی از والدین نیز با سیاست های خاص خود را ملزم نمی کنند که دلیلی برای حسادت بچه ها بیابند و همواره مدعی اند که بین فرزندان خود فرقی نگذاشته و همه چیز را حتی دوست داشتن خود را به طور یکسان بین آنها تقسیم کرده اند . با تمام این اوصاف هیچکدام از این دلایل ، حسادت را از بین نمی برد .
ورود فرزند دوم یا نوزاد جدید ، برای دیگر فرزندان ایجاد حسادت می کند چون والدین بیشتر به او می پردازند و او مرکز توجه پدر و مادر قرار می گیرد . گاهی در شرایط طبیعی محیط زندگی ، مساله سن و جنس بین فرزندان حسادت به وجود می آورد زیرا مثلاً پسران بزرگتر آزادی و مزایای بیشتری خواهند داشت و دختران در این زمینه حسادت می نمایند و بر عکس پسران به خواهران خود حسادت می ورزند زیرا فکر می کنند والدین بیشتر به آنها توجه دارند و حتی دو خواهر و یا دو برادر هم ممکن است در زمینه های مختلف حسادت کنند . هر یک از این موارد مذکور به طور طبیعی وجود دارند ولی زمانی خطرناک می شوند که والدین با رفتار اشتباه خود بخواهند به خاطر برآوردن خواسته های فرزندان ، مساله ی اختلاف سن و جنس را مطرح کنند تا فرزندان دیگر را متقاعد سازند . مثلاً در این موارد گرفته شود که برادرت پسر است پس به کوچه رفتن و بازی کردن او اشکالی ندارد و یا چون او بزرگتر است می تواند تا دیروقت بیدار بماند . همین استدلال های اشتباه باعث می شود تا حسادت بچه ها بروز بیشتری یابد .
مورد دیگری که موجب تقویت حس حسادت بچه ها می شود این است که کودکی به خاطر جنسیت ، توانایی های ذهنی ، قیافه و استعدادهای ذاتی بیشتر مورد توجه و تائید قرار گیرد . کلاً هرگاه یک ویژگی و توانایی فردی مورد توجه قرار گیرد ، حسادت شدیدی در دیگران به وجود خواهد آورد . ولی این دلیلی موجه برای داشتن برخوردی یکسان با کودکان بزرگتر و کوچکتر نیست . زیرا یکسان برخورد کردن نیز صحیح نیست فقط والدین باید شرایطی را به وجود بیاورند که توانایی های هر کودک در آن شرایط زمینه ی ظهور و بروز یابد . مثلاً به کودکان بزرگتر می توان اجازه ی انجام بعضی از کارها را که متعلق به بزرگتر هاست داد تا بدینوسیله بتوانند ثابت کنند که بزرگتر شده و توانایی انجام بعضی از کارها را دارند . در این صورت جایگاه خود را در خانواده شناسایی می کنند و به فرزند کوچکتر حسادت نخواهند کرد

حسادت بین فرزندان

چگونگی برخورد با کودکان حسود

پس والدین باید احساسات کودکان خود را درک کرده و با آنها کمک کنند تا به صورت درست بر احساس اشتباه خود غلبه یابند نه اینکه با رفتار اشتباه باعث حسادت بیشتر شوند و آن ها باید از شدت حسادت بین فرزندان خود بکاهند و در این راه نباید هیچ یک از فرزندان قربانی فرزند دیگر شود و یا موجب شوند که فرزندی در حق فرزند دیگرشان فداکاری نماید
مثل آنکه به کودک بزرگتر گفته شود که وسیله ای را که متعلق به اوست به برادر یا خواهر دیگرش بدهد چون او آن را می خواهد چون خطر حسادت زمانی بیشتر می شود که کودک حس کند نه تنها باید از حق خود بگذرد بلکه توجه و محبت خانواده را نیز از دست داده است .
والدین برای تربیت فرزندان باید از یک روش استفاده کنند و فرقی بین آنها گذاشته نشود . معمولاً کودکان خردسال در ارائه ی حسادت خود سیاستی ندارند و نقطه نظرات خود را با طرق مختلف مطرح می کنند مثل اینکه نوزاد را در آغوش گرفته و در یک فرصت مناسب او را پرتاب کرده و یا با ضربات آسیب به او وارد می کنند .
در چنین شرایطی پدر و مادر علاوه بر اینکه نباید اجازه دهند که کودک بزرگتر به این اعمال آسیب رسانی چه از لحاظ جسمی و چه کلامی ادامه دهد بلکه هرگز نباید برای حفظ فرزند کوچکتر با تهدیدهای خود ، امنیت فرزند بزرگتر را به خطر اندازند زیرا این حرکات به هر دوی آنان آسیب می رساند و والدین باید از هر دوی آنها مواظبت نمایند .
در این مواقع باید به کودک بزرگتر تفهیم شود که زمانی هم او کوچک بوده و چون قدرت نگهداری از خود را نداشته بزرگترها به او کمک می کردند و برای درک بهتر این موضوع بهتر است او در کارهای نگهداری فرزند بعدی سهیم شود تا حسادتش کمتر شود . در زمان خشم کودک بزرگتر ، میتوانیم انگیزه ی اعمالش را به او گوشزد کینم .
با جملاتی از قبیل « حالا فهمیدم تو چقدر عصبانی هستی ! این را زودتر به من بگو « یا » هر وقت احساس تنهایی می کنی به آغوش من بیا و « یا » سریع کنار من بنشین من متوجه شده ام و مدت زیادی را با تو خواهم بود تا آن تنهایی تو را رها کند » باعث کاهش حسادت و خشم او شوریم . یکی دیگر از عواملی که موجب کاهش حسادت فرزندان شما می شود این است که جداگانه مورد ابراز علاقه و محبت شما قرار بگیرند .
هیچ اشکالی ندارد که فرزندان شما متوجه شوند که آنان را به طور یکسان دوست ندارید بلکه بهتر است در عملکرد شما دریابند که رابطه ی شما با هر یک از آنان جداگانه است . بدینگونه زمانی جداگانه برای هر یک در نظر بگیرید و در تمام آن مدت از فرزندان دیگر حبت نکنید .
بگذارید فرزند شما حس کند که کاملاً وقتتان را برای او گذاشته اید . زمانی با یکی از کودکان خود می گذرانید سعی کنید فقط با او باشید در آن لحظه به کودک خود اجازه بدهید احساس کند که او تنها فرزند خانواده است اینگونه رفتارها سبب می شود آتش حسادت کودک خاموش و جایگاه واقعی خود را در خانواده درک کند .وقتی با یکی به گردش می روید فکرتان را معطوف آن دیگری نکنید، دائماً راجع به او صحبت نکنید، برایش هدیه نخرید و آن لحظات را به طول کامل در اختیار کودکی که با شما هست، باشید