چگونه انواع هایلایت را بشناسیم

حتما برای شما هم پیش آمده که برای تغییر مدل و رنگ موهایتان به آرایشگاه رفتید و آرایشگر محترم یکسری اسامی عجیب و غریب برای شما به عنوان کارهای تخصصی هایلایت ردیف کرده است. اطلاع از این نامها و چگونگی عملکردشان قطعا به ما کمک خواهد کرد. از اینرو در این چگونه شما را با انواع هایلایتها آشنا خواهیم کرد.

1 قبل از انجام هر گونه هایلایتی لازم است بدانید که

اگر می‌خواهید هایلایت‌های خیره‌کننده به شما ظاهری جسور بدهد از رنگ پلاتینی یا رنگ‌های رنگین‌کمانی (بنفش، آبی، صورتی و…) استفاده کنید. در صورت استفاده از این رنگ‌ها بهتر است که حدود 20 درصد تمام موهای خود را هایلایت کنید. اگر خواهان ظاهری آرام و ملیح‌ هستید از رنگ‌هایی استفاده کنید که با رنگ موی شما همخوانی داشته باشد. شکلاتی یا شرابی رنگ‌های خوبی هستند. اگر می‌خواهید هایلایت‌های طبیعی‌تری داشته باشید تن‌های قهوه‌ای مایل به طلایی مناسب به نظر می‌رسند. در این صورت می‌توانید تا حدود 50 درصد از موهای خو را هایلایت کنید.

2 هایلایت‌های تکه‌ای

این هایلایت‌ها جذبه‌ی خاصی به چهره شما می‌بخشد زیرا عرض بیشتری دارند. اگر به دنبال مد روز هستید این هایلایت مناسب شماست. اما از جهتی همانند هایلایت سوزنی بین موهای شما پخش نخواهد شد و حالت طبیعی رنگ مو را نخواهد داشت. درهایلایت تکه ای مو را با کلاه مش یا فویل با رنگ تا 3 درجه و یا با دکلره برای داشتن رنگ های خاص(قرمز،مسی،دودی،…) روشن می کنند.

3 لولایت

لولایت به معنی تیره کردن رشته‌هایی از مو می‌باشد. در واقع لولایت‌ها تیره‌تر از رنگ کل مو خواهد بود. پس مطمئناً برای موی مشکی ایده‌ی خوبی به نظر نمی‌آید. این کار عکس هایلایت بوده و در موهای بلوند تکه هایی را با رنگ (شماره 3یا4) تیره می کنند، در این روش مو باید 1سانت رشد ریشه داشته باشد واز سری رنگ های گرم مثل طلایی یا شکلاتی استفاده می شود.

4 سان‌لایت

همان طور که می بینید این اصطلاح به بلوند کردن(دکلره کردن) بیضی بالای سر(از رستنگاه تا تاج سر) که پهنای آن بسته به خاص شخص است گفته می شود. در سان‌لایت موهای نیمه‌ی بالای سر به صورت تکه‌ای هایلایت خواهد شد.

5 مون لایت

 تکه زیری مو بلوند شده و بیضی بالای سر تیره می شود. بر عکس حالت قبل موهای نیمه پایینی سر به صورت تکه‌ای درون فویل قرار می‌گیرد و رنگ می‌شوند.

6 هایلایت سوزنی

این هایلایت طرفداران بیشتری دارد زیرا رشته‌های نازک مو که به وسیله کلاه مخصوص هایلایت شده‌اند در لابه‌لای موها قرار می‌گیرند و کاملاً طبیعی به نظر خواهند رسید. اگر یکبار امتحان کنید پشیمان نخواهید شد!

7 هاف لایت

روشی پر طرفدار است که نوک موها را به شکل های مختلف(ردیفی،یکی در میان مثل مش)از 3 تا 10 سانت بلوند یا رنگهای فا نتزی در میاورند.

8 مووی لایت

یک کار بسیار فانتزی است که مستطیل بالای سر را جدا کرده و دکلره می کنیم سپس به 3 تا 7 قسمت افقی تقسیم کرده و توسط رنگ های فانتزی هر تکه را جداگانه رنگ کرده و می شوییم که به شکل رنگین کمانی روی موها قرار می گیرد.

چگونه از فرزندمان در برابر اخبار بد محافظت کنیم؟

مدت‌هاست که اخبار درگیری، جنگ، بیماری و گرانی سرخط رسانه‌هاست و احساساتی مانند غم، ترس، خشم و اضطراب را در افراد شدت داده است. در این میان، کودکان بیش از آنچه به نظر می‌رسد تحت فشار هستند. با به کارگیری این راهکارها به آرامش فرزندانتان کمک کنید.
وقتی درگیری یا جنگ به سرفصل خبرها تبدیل می‌شود، البته اغلب به این شکل است، احساساتی مانند ترس، غم، خشم و اضطراب در افراد ایجاد می‌شود. کودکان هم که همیشه به والدین خود نگاه می‌کنند تا احساس امنیت خود را حفظ کنند، متوجه این احساسات می‌شوند. اگر نگران سلامت روحی و احساس امنیت و آرامش در فرزند خود هستید، در اینجا نکاتی را در مورد حمایت از کودکان و حفظ آرامش آنها مطرح می‌کنیم:

۱- سعی کنید متوجه شوید که آنها چه می‌دانند و چه احساسی دارند
زمان و مکانی را انتخاب کنید که بتوانید راجع به این موضوعات صحبت کنید؛ به کودکتان احساس راحتی در صحبت کردن و آزادی بیان بدهید؛ مثلا در طول خوردن غذا. سعی کنید قبل از خواب در مورد چنین موضوعاتی صحبت نکنید.
یک نقطه شروع خوب این است که از فرزندتان بپرسید که چه می‌داند و چه احساسی دارد. احتمال دارد کودک شما اطلاعاتی داشته باشد اما علاقه‌ای به صحبت در مورد آن نداشته باشند؛ برخی دیگر ممکن است در سکوت نگران باشند. در مورد بچه‌های کوچکتر، نقاشی کشیدن، داستان خواندن و کارهایی از این قبیل برای باز کردن سر صحبت بهتر است.
بچه‌ها می‌توانند اخبار را از طرق مختلف دریافت کنند، بنابراین مهم است که آنچه را می‌بینند و می‌شنوند بررسی کنید. این فرصتی است برای اطمینان دادن به آنها و تصحیح هرگونه اطلاعات نادرستی که ممکن است به صورت آنلاین، در تلویزیون، در مدرسه یا در گپ و گفت‌های دوستانه شنیده باشند.
یک جریان مداوم از تصاویر و تیترهای ناراحت کننده می‌تواند باعث شود احساس کنیم که این بحران در اطراف ما رخ داده و خیلی نزدیک است. کودکان کوچکتر ممکن است بین تصاویر روی صفحه و واقعیت شخصی خود تمایز قائل نشوند و ممکن است باور داشته باشند که در معرض خطر فوری قرار دارند، حتی اگر کیلومترها از درگیری دور باشند. بچه‌های بزرگ‌تر ممکن است چیزهای نگران‌کننده‌ای را در رسانه‌های اجتماعی دیده باشند و از چگونگی تشدید رویدادها بترسند.
بچه‌ها نشانه‌های عاطفی خود را از بزرگسالان می‌گیرند، بنابراین سعی کنید هیچ ترسی را بیش از حد با کودک خود در میان نگذارید.
مهم این است که نگرانی‌های آنها را کوچک نشان ندهید و نادیده نگیرید. اگر سؤالی پرسیدند که ممکن است به نظر شما زیاده‌روی باشد، مانند «آیا همه ما قرار است بمیریم؟»، به آنها اطمینان دهید که این اتفاق نمی‌افتد، سپس سعی کنید آنچه را شنیده‌اند و دلیل نگرانی آنها در مورد آن اتفاق را بپرسید.
حتما احساسات آنها را تصدیق کنید و به آنها اطمینان دهید که هر آنچه احساس می‌کنند طبیعی است. با توجه کامل به حرف‌هایشان گوش کنید و به آنها یادآوری کنید که هر زمان که بخواهند می‌توانند با شما یا بزرگسال مورد اعتماد دیگری صحبت کنند.

۲. اطلاعات بچه‌ها را آرام و متناسب با سن نگه دارید
کودکان حق دارند بدانند در دنیا چه می‌گذرد، اما بزرگسالان نیز مسئولیت دارند که آنها را از ناراحتی در امان نگه دارند. شما بهتر از هر کسی فرزندانتان را می‌شناسید. از زبان مناسب آنها استفاده کنید، واکنش‌های آنها را تماشا کنید و به سطح اضطراب آنها حساس باشید.حتی اگر خودتان نسبت به حوادثی که در حال رخ دادن است احساس غم یا نگرانی داشته باشید، طبیعی است. اما به خاطر داشته باشید که بچه‌ها نشانه‌های عاطفی خود را از بزرگسالان می‌گیرند، بنابراین سعی کنید هیچ ترسی را بیش از حد با کودک خود در میان نگذارید. آرام صحبت کنید و مراقب زبان بدن خود، مانند حالات چهره، باشید.
به یاد داشته باشید که اشکالی ندارد اگر برای هر سؤالی پاسخ نداشته باشید. می‌توانید بگویید که باید پاسخ آن را جستجو کنید. در مورد فرزندان بزرگتر می‌توانید با هم سرچ کنید و در همین حال هم استفاده از سایت‌ها و اطلاعات معتبر را به آنها یاد دهید. توضیح دهید که برخی از اطلاعات آنلاین دقیق نیستند و یافتن منابع قابل اعتماد مهم است.

۳. حس همدردی را پرورش دهید
درگیری اغلب می‌تواند تعصب و تبعیض را به همراه داشته باشد، چه علیه یک قوم باشید چه یک کشور. وقتی با فرزندان خود صحبت می‌کنید، از برچسب‌هایی مانند «افراد بد» دوری کنید و در عوض از آن به عنوان فرصتی برای تقویت حس همدردی و ترحم استفاده کنید، مثلا در مورد خانواده‌هایی که مجبور به ترک خانه‌های خود هستند با مهربانی گفت‌وگو کنید.
حتی اگر درگیری در یک کشور دور اتفاق می افتد، می تواند معضلاتی به همراه بیاورد. بررسی کنید که فرزندانتان قلدری را تجربه نکرده و یا در آن مشارکت نداشته باشند. اگر در مدرسه به آنها توهین شده یا مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند، آنها را تشویق کنید تا به شما یا بزرگسالی که به آنها اعتماد دارند، بگویند.
به فرزندان خود یادآوری کنید که همه سزاوار امنیت در مدرسه و جامعه هستند. قلدری و تبعیض همیشه اشتباه است و هر کدام باید سهم خود را در گسترش مهربانی و حمایت از یکدیگر انجام دهیم.

۴. روی کمک کردن تمرکز کنید
برای کودکان مهم است که بدانند مردم با اعمال شجاعانه و مهربانی به یکدیگر کمک می‌کنند. داستان‌های مثبت را پیدا کنید، مانند گروه‌های داوطلب کمک و فعالیت‌های خیریه؛ احساس انجام کاری برای کمک، هر چقدر هم که کوچک باشد، اغلب می‌تواند آرامش زیادی به ارمغان بیاورد. ببینید آیا فرزندتان مایل است در انجام اقدامات داوطلبانه شرکت کند یا خیر. شاید آنها بتوانند نقاشی بکشند یا شعری برای صلح بنویسند، یا شاید شما بتوانید در جمع‌آوری کمک مالی مشارکت کنید.

۵. به گفت‌وگویتان دقت کنید
مطمئن شوید که گفت‌وگوی شما و فرزندتان در حالت ناراحتی پایان نگیرد و او را با پریشانی رها نمی‌کنید. سعی کنید سطح اضطراب آنها را با تماشای زبان بدن آنها ارزیابی کنید. دقت کنید که آیا آنها از لحن معمول خود استفاده می‌کنند و تنفس آرامی دارند؟ به آنها یادآوری کنید که برایتان مهمند و هر زمان که احساس نگرانی می‌کنند حاضرید گوش دهید و حمایت کنید.

۶. از توجه کردن به کودک غافل نشوید
همانطور که اخبار درگیری ادامه دارد، باید به بررسی وضعیت فرزندتان ادامه دهید تا ببینید وضعیت او چگونه است. چه احساسی دارد؟ آیا آنها سؤال یا چیز جدیدی دارند که مایلند در مورد آنها با شما صحبت کنند؟ اگر کودک شما نگران یا مضطرب به نظر می‌رسد، چه اتفاقی در حال رخ دادن است، مراقب هرگونه تغییر در نحوه رفتار یا احساس او باشید، مانند معده درد، سردرد، کابوس یا مشکلات خواب.
کودکان واکنش‌های متفاوتی به رویدادهای نامطلوب دارند و برخی از نشانه‌های ناراحتی ممکن است چندان آشکار نباشند. کودکان کوچکتر ممکن است بیشتر از حد معمول به شما بچسبند؛ نوجوانان ممکن است غم و اندوه یا عصبانیت شدید بروز دهند. بسیاری از این واکنش‌ها فقط برای مدت کوتاهی دوام می‌آورند و واکنش‌های طبیعی به رویدادهای استرس‌زا هستند. اگر این واکنش ها برای مدت طولانی ادامه داشته باشد، ممکن است کودک شما به حمایت متخصص نیاز داشته باشد.
► شما می‌توانید باهم تنفس شکمی انجام دهید و به کاهش استرس کمک کنید:
۵ نفس عمیق بکشید یه این شکل که برای ۵ ثانیه نفس را از طریق بینی به داخل بکشید و ۵ ثانیه از دهان خارج کنید. در طول این تنفس شکم شما بزرگ و کوچک می‌شود.

۷. سیل اخبار را محدود کنید
مراقب باشید که فرزندانتان چقدر در معرض اخبار قرار دارند، کودکان کوچکتر را از دیدن صحنه‌های ناراحت کننده و خشن دور کنید. با بچه‌های بزرگتر، در مورد اینکه چقدر زمان صرف اخبار می‌کنند و به چه منابع خبری اعتماد دارند صحبت کنید. تا حد امکان سعی کنید حواس‌پرتی‌های مثبتی مانند بازی کردن یا پیاده‌روی با هم ایجاد کنید. قبل از خواب برای بچه‌های کوچکتر قصه‌های آرام و شاد بخوانید.

۸. مراقب خودت باش
اگر شما در مدیریت استرس و اضطراب خود موفق باشید، می‌توانید بهتر به فرزندانتان کمک کنید. کودکان واکنش شما به اخبار را متوجه خواهند شد، بنابراین به آنها کمک می‌کند تا بدانند شما آرام هستید و اوضاع را تحت کنترل دارید.
اگر احساس اضطراب یا ناراحتی می‌کنید، برای خود وقت بگذارید و با سایر اعضای خانواده، دوستان و افراد مورد اعتماد تماس بگیرید. سعی کنید به جای اینکه دائما آنلاین باشید، زمان‌های مشخصی را در طول روز برای دنبال کردن اخبار مشخص کنید و تا جایی که می‌توانید، برای انجام کارهایی که به شما کمک می‌کند آرامش داشته باشید، وقت بگذارید.

چیزهایی که هرگز نباید با جاروبرقی تمیز کنید

شاید وسوسه انگیز باشد که به هم ریختگی ها را با یک حرکت سریع عقب و جلوی جاروبرقی تمیز کنید، اما ممکن است بعداً پشیمان شوید. برخی چیزها به جاروی شما آسیب می زنند. جاروبرقی شاید همه کاره ترین وسیله در میان وسایل نظافتی شما باشد، اما هر چیزی نمی‌تواند بدون واردکردن آسیب توسط جارو مکیده شود.

در این‌جا 5 مورد را نام می‌بریم که باید آن‌ها را با روشی دیگر تمیز کنید.

تکه های بزرگ شیشه

تکه های بزرگ شیشه ی شکسته برای جاروبرقی شما خطرناک هستند. آن‌ها ممکن است کیسه‌ی جارو را سوراخ کرده، در لوله‌ی جارو مانده یا داخل جارو را خراش دهند. بنابراین برای تمیز کردن آن‌ها به جای جاروبرقی از جارو دستی استفاده نمایید.

گرد و غبار خیلی ریز

اگر اخیراً خانه‌ی خود را بازسازی کرده‌اید، باقی‌مانده‌های سمباده زنی یا دیگر ذرات ریز را با جاروبرقی جارو نکنید– شما باید به جای آن از یک ماشین با استقامت تر (مانند جاروبرقی‌هایی که لوله و مخزن بزرگ دارند) استفاده نمایید. گرد و غبارهای خیلی ریز فیلتر یا کیسه جارو را فوراً مسدود کرده و در نتیجه ماشین شروع به برگرداندن خاک ها به درون هوا می‌کند.

غذای خیس (یا هر چیز مرطوب دیگر)

جاروبرقی معمولی شما برای برداشتن و نظافت چیزهای خیس طراحی نشده است، خواه حبوبات خیس، غذای مرطوب سگ یا حتی مقداری از غذای ریخته شده باشد. به جای آن از یک دستمال کاغذی استفاده کنید، یا برای کارهای بزرگ یک جاروبرقی دو کاره مخصوص سطوح خشک و خیس بخرید.

خاکستر شومینه

این خاکسترها گرما را در خود نگه می‌دارند و همچنین ذرات بسیار ریزی هستند. بنابراین آن‌ها را با یک جاروبرقی عادی تمیز نکنید. حداقل 4 روز به خاکسترها اجازه دهید که خنک شوند، سپس از جاروبرقی دو کاره خیس/خشک برای نظافت آن منطقه استفاده نمایید.

سکه، گیره ی کاغذ یا اشیای ریز دیگر

زمانی که این‌گونه موارد را روی کف زمین می‌بینید بسیار وسوسه‌انگیز است که خیلی راحت با جاروبرقی روی آن‌ها بکشید، اما ممکن است داخل برس چرخنده گیر کرده و یا تکه‌های پلاستیکی داخل وسیله را بشکنند. پس چه چیزهایی را می‌توانید با جاروبرقی تمیز کنید؟ مو خوب است که نقاط مورد علاقه‌ی سگتان روی تخت و مبل را به صورت هفتگی با جاروبرقی جارو کنید اما مراقب باشید موها داخل برس جارو در هم گیر نکنند. شن درحالی‌که تکه‌های بزرگ سنگ برای جاروی شما خوب نیستند، تکه‌های کوچک شن می‌توانند از میان اتصالات لوله‌ی جاروبرقی عبور کنند. غلات خشک خوراکی‌های میان وعده – مانند غلات، کورن‌فلکس، چیپس و یا خرده‌های نان و شیرینی- به سادگی با جاروبرقی تمیز می‌شوند.

بافت فرش کاموایی به صورت مرحله به مرحله

با آمدن فصل پاییز خرید کاموا و بافتن لباسای کاموایی برای زمستون رونق میگیره و خیلی از لباسا هم از دور خارج میشن که میشه از کامواشون برای ساخت این فرش استفاده کرد .

از فرش کاموایی برای تزئین اتاق کودک میتونین استفاده کنید یا حتی به عنوان آویز بر روی دیوار .این فرش جزء فرشهای فانتزی محسوب میشه که درست کردنش هم خیلی خیلی آسونه

وسایل مورد نیاز برای ساخت فرش کاموایی

کاموا در رنگ های دلخواه 10 کلاف ترمز فرش یا توری 90 سانتی متر * 90 سانتی متر قیچی خط کش مراحل ساخت فرش کاموایی در ابتدا بهتره یه توضیحی راجع به کامواها بهتون بدم که در انتخاب رنگشون دقت کنید که رنگ های متشابه رو بردارین تا کارتون زیباتر بشه و یا اینکه رنگ های کاملا متضاد و مخالف هم.

در این مطلب برای ساخت این فرش از رنگ های سفید ، آبی کمرنگ تا آبی پررنگ رو استفاده کرده که هارمونی خوبی رو در کنار هم ایجاد میکنند .برای قسمت زیرین فرش هم که کامواها باید روی اون وصل بشن هم میتونین از ترمز فرش که در پلاسکو فروشی ها موجوده استفاده کنید و هم از توری هایی با روزنه های بازتر که ابزار فروشی ها دارن .

در ابتدا ترمز فرش یا توری را به ابعاد 90 سانتی متر * 90 سانتی متر برش دهید.

برای آماده کردن توپک های کاموایی ،کاموا رو دور 4 انگشت دستتون چند دور بپیچین و سپس از دور انگشتاتون بیرونش بیارین و نخ اصلی رو از وسط کار چند دور بپیچید تا گلوله ی کاموایی سفت بشه و در آخر هم یه گره بزنید و برای هر توپک حدود 15 تا 20 سانتی متر انتهای نخ رو اضافه بذارید برای وصل کردن روی توری یا ترمز فرش. به کمک قیچی کامواهارو با حوصله برش بزنید تا توپک های کاموایی آماده بشن. وقتی که به تعداد کافی این توپک های کاموایی رو آماده کردین باید اونهارو روی ترمز فرش وصل کنید .

طبق تصویر چند روزنه رو انتخاب کنید و نخی رو که اضافه گذاشته بودین از یک روزنه وارد کرده و دوباره اونو به سمت قسمت رویی ترمز فرش خارج کنید .یه حلقه ایجاد میشه که از اون برای گره زدن توپک ها استفاده میکنیم .

بار دیگه نخ رو وارد یه روزنه کرده و اینبار اونو از حلقه ی اولیه رد کرده و گره میزنیم .گره ها رو محکم تر ببندید تا گلوله های کامواییتون شل نشه. توپک ها رو طبق سلیقه ی خودتون و با توجه به رنگ هاشون کنار هم و فشرده روی ترمز فرش محکم ببندید تا فرشتون آماده بشه.

از این فرش برای اتاق پذیرایی یا به عنوان تزئین روی میز عسلی میتونین استفاده کنید. قرار دادن اون به عنوان یه تابلوی زیبا روی دیوار هم خالی از لطف نیست.

«بازی» آینه تمام نمای ویژگی های کودک

بازی‌ها برای درمان کودک ، وسیله خوبی در دست درمانگران خواهد بود. درمانگر می‌تواند با بررسی انواع بازی‌ها و مشاهده کودک هنگام بازی به دنیای او وارد شود و او را بهتر بشناسد و به مشکلات رفتاری وی پی برد. بازی و رشد جسمی بازی به عنوان وسیله‌ای مطمئن برای رشد کودکان ، عضلات را نیرومند می‌کند، استخوان ها را محکم و استوار می‌نماید، و بالاخره باعث تقویت حواس پنجگانه بویژه حس بساوای و حس بینایی می‌شود.

بازی و رشد ذهنی

بازی امکان تجربه و تعامل‌های مستقیم با عوامل محیطی را برای کودک فراهم می‌کند. بازی نه تنها بر رفتارهای هوشمندانه و قابل مشاهده کودک اثر دارد، بلکه بر ساخت فیزیولوژیکی مغز او تاثیر غیر قابل انکار دارد. بازی و رشد عاطفی میان 3 تا 7 سالگی ، کودک عواطف خود را آشکارا ابراز کرده ، به تدریج عواطف خود را شناسایی می‌‌کند. مسلما بروز ناگهانی خشم و ترس در کودکان میان 3 تا 7 ساله امری است عادی و ترس در کودکان این گروه سنی به علت نیروی تخیل بسیار فعال آنان است. دیگر اینکه مرتبا با اوضاع و موقعیت‌های تازه‌ای روبرو می‌شوند که برای آنان ناآشنا است. باید توجه داشت که بطور کلی محیطی که کودک در آن زندگی می‌کند و نوع تجربه‌هایی که بدست می‌آورد و چیزهایی که یاد می‌گیرد، در کیفیت بروز عواطف کودک بسیار موثر است.

بازی و رشد اجتماعی

بازی برای کودک معادل مطالعه بزرگسالان ، وسیله‌ای برای بیان احساسات کودکان و کشف روابط و ارضای آنان ، انواع بازی و اسباب بازی ، واژه‌ها و کلمات و جمله‌های کودکان است. کودکان معمولا میان دو تا سه سالگی بازی با دیگران را آغاز می‌کنند. اما اگر استعداد ذاتی و علاقه اجتماعی آنان رشد نیافته باشد، با دیگران سازگار نخواهند شد و علاقه‌ای به حفظ روابط اجتماعی و شرکت در بازی کودکان نخواهند داشت. کودک از طریق بازی و همانند سازی و تقلید از رفتارهای بزرگسالان نه تنها رفتارهای اجتماعی را تمرین می‌کند، بلکه باز فرصتی است برای اصلاح و گسترش شیوه‌های رفتاری کودکان ، بخصوص رفتار اجتماعی آنان است. از این طریق کودک شهامت داخل شدن در اجتماع را کسب می‌کند و فرا می‌گیرد که چگونه می‌توان در اجتماع زیست و مسئولیت پذیرفت. همچنین روشهای مختلف مبارزه با مشکلات و پیدا کردن راه حل همان مشکلات را می‌آموزد.

بازی و رشد شخصیت

بازی در شخصیت سازی و رشد کودک تاثیر فراوان دارد. بازی وسیله کسب تجربه‌های پرارزشی است که کودکان در خلال آن از جهت احساسی ، اجتماعی و روانی رشد می‌کنند. الگوهای رفتاری آنان در بازی شکل می‌گیرد. این الگوها در سراسر عمر کودک سرمشقی مفید برای او خواهد شد. کودک به مدد بازی الگوهای بیشمار و درهم پیچیده و ظریف زندگی آدمی را در می‌یابد. آن را تجربه و تمرین می‌کند و رابطه میان این الگوها را می‌سنجد، تا آنها را فراگیرد. از آن جهت که ناگزیر است در سنین بزرگسالی با آنها روبرو شود و در جامعه آدمیان زیست کند.

طبقه بندی بازی از دیدگاه پیاژه ژان

پیاژه روان شناس سویسی ، بازیهای کودکان را به سه گروه طبقه بندی کرده است. این طبقه بندی از سایر طبقه بندی‌هایی که دیگران کرده‌اند، کاملتر و اساسی تر است.

بازی‌هایی که جنبه تمرینی دارند و از هر ساختاری بی‌بهره‌اند. بازی‌های سمبلیک از یک سال و نیمگی آغاز می‌گردد و چند ماهی به اوج خود می‌رسد. سپس رو به کاستی می‌نهد تا بالاخره نزدیک به 9 سالگی به آخرین مرحله کاهش می‌یابد.

بازی‌های با قاعده که از سه و نیم سالگی آغاز می‌شود و چند ماه پس از ده سالگی به اوج می‌رسد. این بازی‌ها همچنان تا دوره نوجوانی و پس از آن در اوج باقی می‌مانند.

بازی‌ها برای درمان کودک ، وسیله خوبی در دست درمانگران خواهد بود. درمانگر می‌تواند با بررسی انواع بازی‌ها و مشاهده کودک هنگام بازی به دنیای او وارد شود و او را بهتر بشناسد و به مشکلات رفتاری وی پی برد.

بازی درمانی با روش مستقیم : در این نوع بازی درمانگر باید رفتاری صبورانه و در محدوده واقعیت‌ها داشته باشد و به هدف بازی و نحوه استفاده کودک از آن توجه نماید. بدین منظور درمانگر ممکن است بر حسب مورد و تشخیص خود ، شریک در بازی باشد و یا جزئی از نمایش سمبولیک و یا اصلا یکی از شخصیت‌های بازی کودک باشد.

بازی درمانی با روش غیر مستقیم : در این روش درمانگر در تعیین نوع بازی و کیفیت آن دخالتی نداشته و همه چیز بر عهده کودک گذاشته می‌شود. با این شیوه احساسات کودک پدیدار می‌شود و کودک شخصا با آن روبرو می‌گردد. با این شیوه او می‌آموزد که احساسات و عواطف و رفتار خود را مهار کند و آنچه را که موجب رنج وی می‌گردد، به کنار افکند و در واقع به سبک سازی یا تضعیف عاطفی برسد.

چند نباید بزرگ در خانه های کوچک

خیلی وقت است که دیگر خبری از خانه‌های بزرگ نیست؛ خانه‌هایی با حیاط بزرگ و دلباز و تراسی که حتما به اندازه یکی از اتاق‌ها بود. این روزها دیگر خانه‌ها کوچک شده‌اند؛ آن قدر کوچک که هر وجب‌شان برای صاحبخانه اهمیت دارد. مساله بزرگ در خانه‌های امروزی فقط داستان متراژ و سانتی‌مترهای طلایی نیست؛ ماجرا بیشتر انتخاب نادرست اسباب و لوازم و خطاهای کوچک در طراحی داخلی است که خانه 60 متری را به اندازه یک سوئیت 30 متری تنگ و تاریک می‌کند. برای داشتن یک خانه دلباز مهم نیست خانه‌تان چند متر باشد؛ مهم این است که شما چقدر جلوی اشتباه را گرفته باشید.

دیوار و سقف را دو رنگ نکنید

در خانه ما ایرانی‌ها هر وقت صحبت از رنگ در میان باشد، یک سطل رنگ استخوانی به دست نقاش می‌دهیم و می‌گوییم در و دیوار و سقف را یک‌دست کند. تا اینجای کار درست اما وقتی صحبت از رنگ دیواری متفاوت به میان می‌آید، چه؟ آیا هیچ‌کدام از ما جرات آن را داریم که سقف را هم به رنگ دیوارها کنیم؛ یعنی اگر دیوارها آبی باشند جرات آبی کردن سقف را هم داریم؟ شاید درصد کمی این جسارت را به خودشان داده باشند. مساله این است که در اتاق‌های کوچک یک‌دست رنگ زدن سقف و دیوارها یکی از مهم‌ترین راه‌‌های بزرگ‌نمایی است که کمتر کسی شجاعتش را پیدا می‌کند. یک دست کردن سقف و دیوار جلوی به هم ریختگی و شلوغی را می‌گیرد و اتاق را منسجم‌تر و بهتر نشان می‌دهد. فضای پشت در را فراموش نکنید همه ما از بی‌نظمی بیزار هستیم اما باید یادمان باشد که هر شلوغی به معنای بی‌نظمی نیست.

این روزها استفاده از وسایلی خاص که امکان به کار بردن فضاهای غیر قابل استفاده را می‌دهد بیشتر از قبل شده است؛ مانند رخت‌آویزهای پشت در یا وسایلی که مواد شوینده و. . . را در حمام و دستشویی جاسازی می‌کند. درست است که هیچ‌کسی دوست ندارد از این وسایل در خانه‌اش استفاده کند اما اگر کل فضای خانه روی هم رفته 50 مترمربع باشد، چطور؟ این‌جور وقت‌ها بهترین کار به جای تلنبار کردن لوازم در کابینت‌ها یا انباری چیدن آنها در قفسه‌های خاص پشت درهاست. درواقع پشت درها می‌تواند با فضای خالی مناسب‌شان راه خوبی برای نظم بخشیدن به خانه باشد. یادتان باشد نظم بخشیدن نه بی‌نظم کردن! بیش از حد کوتاه نکنید برای ما در نصب پرده یک قانون وجود دارد؛ اینکه حتما پرده‌ها باید از بالای پنجره‌ها شروع شوند و به اندازه ارتفاع پنجره‌ها پایین بیایند. این قانون در اتاق‌های کوچک هیچ‌وقت صادق نیست. در اتاق‌هایی که فضای کوچکی دارند بهترین کار آویزان کردن پرده‌ها از سقف تا روی زمین است؛ بی‌خیال اینکه اندازه پنجره‌ها چقدر است و قدی هستند یا کوتاه. م

هم این است که پرده‌ها از جایی در نزدیکی سقف شروع شوند و تا روی زمین بیایند و حتی دو، سه سانتی‌متری روی آن ریخته شوند. بهترین رنگ هم برای‌شان رنگ‌های ساده و خنثی است و یک‌دست بدون هیچ نقش و نگار اضافی. شلوغ نکنید راهروها در خانه‌های امروزی استفاده چندانی ندارند. بیشتر اوقات صاحبخانه با انداختن یک قالی بلند و قرار دادن یک کنسول آینه همه سعی خودش را برای زیبایی این محیط بدون استفاده خانه می‌کند اما مساله این است که نباید از پتانسیل‌ این قسمت خانه غافل شد.

اصلا هیچ جای کتاب قانون طراحی داخلی نیامده که از فضای راهروها نباید استفاده کرد. پس تا جایی که می‌توانید از راهروها استفاده کنید اما با نظم و ترتیب آن هم با به کار بردن طاقچه‌های دکوری یا کمدهای دیواری چون هیچ چیزی نمی‌تواند بدتر از یک ورودی به هم ریخته باشد. دنبال ماجراجویی بیش از حد نباشید در یک اتاق کوچک نباید دنبال ایده‌های زیاد بود. درست است که برای دکوراسیون خانه هر کسی ممکن است ایده‌های زیادی در سرش داشته باشد اما این وسط نباید از مساله محدود بودن فضا غافل شد.

اشتباه بزرگ بیشتر ما در خانه‌های کوچک امروزی‌مان در پیاده کردن همه ایده‌های طراحی است. اگر اتاق‌تان کوچک است، نباید از تنوع رنگ و نقش‌های زیاد در زمینه پارچه مبل، پرده و حتی کوسن‌ها استفاده کنید. بهترین کار این است که اول رنگ دلخواه‌تان را در مورد کاناپه اتاق انتخاب کنید و بعد باقی لوازم را در دو رنگ همخوان و بدون نقشه و طرح بچینید.

از آویزان کردن میزها نترسید

در اتاق‌های کوچک مهم‌ترین فضای مورد استفاده که همیشه به بدترین شکل ممکن استفاده می‌شود، دیوارها هستند. معمولا استفاده از دیوارها همیشه یک‌جور است؛ فرقی هم به بزرگی یا کوچکی اتاق ندارد. همه ما از دیوار فقط برای آویزان کردن تابلوها استفاده می‌کنیم یا در نهایت دو، سه عدد طاقچه روی آن نصب می‌کنیم اما آیا تا به حال به قابلیت دیوارها برای آویزان کردن میزهای تاشو فکر کرده‌اید؟ دیوارها می‌توانند بهترین مکان برای میزها و کتابخانه‌های تاشوی جادار باشند.

زیر پله فضای بیهوده نیست در آپارتمان‌های امروزی بزرگ‌ترین مشکل ساکنان مساله جا دادن کفش‌هاست. این وسط هم جاکفشی‌هایی که در بیرون واحدها قرار داده می‌شوند مساله است و هم آنهایی که به داخل برده می‌شوند و در گوشه‌ای از ورودی خانه جاخوش می‌کنند. این مشکل به‌راحتی قابل حل است اگر فقط اهالی خانه کمی ایده به خرج دهند و به فکر سر و سامان دادن زیرپله‌ها باشند. با دکور زدن در پله‌های داخل یا خارج خانه می‌شود فضایی مناسب برای کفش‌ها پیدا کرد؛ ضمن اینکه اگر این طبقه‌ها در داخل خانه جا بگیرند می‌توانند جای خوبی برای قرار دادن همه جور وسیله‌ای باشند.

به چراغ مطالعه و قاب نه بگویید در خانه‌های کوچک میز تحریر یا میز کار از مهم‌ترین دغدغه‌هاست. داشتن فضایی مناسب برای کار در هر خانه‌ای به دست نمی‌آید. می‌دانید چرا؟ برای اینکه همه ما دوست داریم یک میز تحریر بزرگ در خانه داشته باشیم با کلی قاب عکس و لوازم اضافی و البته چراغ مطالعه. این وسط راهکارهای ساده زیاد است که مهم‌ترین‌شان بی‌خیال قاب عکس‌ها و چراغ مطالعه شدن است. اگر اینها را فراموش کنید آن وقت هر تکه چوب ساده‌ای در کنار دیوار می‌تواند برای‌تان حکم میز را داشته باشد.

در این حالت روشنایی می‌تواند لامپ‌های رشته‌ای آویزان از سقف باشد و یک عکس بزرگ روی دیوار هم جایگزینی برای همه قاب عکس‌ها. یک دست مبل کامل نخرید معلوم نیست چرا خیلی از ما فکر می‌کنیم باید همیشه مبل‌ها را به صورت یک‌دست و کامل تهیه کنیم؛ غافل از اینکه هر مبلی برای نمای بهتر نیاز به فضا و مکان مناسبی دارد. در خانه‌های بیشتر ما یک‌دست مبل کامل شش نفره حتما پیدا می‌شود در حالی که شاید مساحت خانه بیشتر از 80 متر نباشد. این اشتباهی است که این روزها خیلی‌ها ناخواسته به آن دست می‌زنند در حالی که یک مبل راحتی به تنهایی می‌تواند خانه را بسیار زیباتر کند.

نگران مهمان‌ها نباشید؛ آنها جای خودشان را پیدا می‌کنند. طاقچه‌ها را از یاد نبرید خانه‌های قدیمی یک نشانه بارز داشتند؛ طاقچه‌های بالای بخاری یا طاق‌های کوتاهی که گوشه و کنار خانه ساخته می‌شدند. این طاقچه‌ها نه تنها فضای اندرونی را بزرگ‌تر نشان می‌دادند که کلی هم به طراحی داخلی کمک می‌کردند.

پس در خانه کوچک‌تان از نصب کردن طاقچه روی دیوار یا قرار دادن میزهای گرد کوچک در کنج‌ها فرار نکنید؛بدون اینکه روی آنها را از قاب عکس پر کنید یا آباژور بگذارید. روی میز را خالی کنید و فقط یک دیوار کوب روی دیوار بزنید. آن‌وقت به معجزه زیبایی در خانه کوچک‌تان پی می‌برید.

پروانه‌وار مراقبت خواهیم کرد

گذری بر تاریخ فیلم‌های سینمایی و تمرکز بر پوشش بازیگران زن و مرد در کشورهای غربی و اروپایی این موضوع را مشخص می‌کند که حیا و عفت به عنوان یک موضوع بلامنازع در سراسر جهان مطرح بوده است تا اینکه در سال ۱۸۹۷ یعنی حدود ۱۲۵ سال پیش دانشوران صهیونیست بعد از تسلط بر جوامع مسیحی پروتکل‌هایی را با هدف تفرقه‌افکنی و استیلا بر مردمان جهان نقشه راهی را ترسیم کردند. در اولین پروتکل این‌گونه می‌آید که هدف وسیله را توجیه می‌کند و برای رسیدن به هدف، از هر وسیله‌ای استفاده کنیم خوب است. در جای دیگر از پروتکل بیان می‌شود عفت و ناموس را به وسیله قهرمانان، آموزگاران و در کل آموزش و پرورش از مغزها بیرون آورید که این چیزها در اجتماع مفهومی ندارد.
از طرفی اندیشمند فرانسوی فرانتس فانون می‌گوید: هر چادری که دور انداخته شود افق جدیدی را که برای استعمار ممنوع است و برای او می‌گشاید و پس از دیدن هر چهره بی‌حجابی، امید‌های حمله‌ور شدن استعمار ده‌برابر می‌شود.
پس نتیجه می‌شود اینکه موضوع حجاب و عفاف علاوه بر موضوعات اجتماعی و الهی یک موضوع امنیتی و سیاسی است. برای حفظ موضوعات اجتماعی، امنیتی، سیاسی و … محیط خانه، مدرسه و جامعه باید کنترل شود.
شاید به‌جرئت بتوان گفت مهمترین عامل حجاب و عفت رفتار پدر با دختر و مادر با پسر خانواده است. به عبارتی، سبک زندگی و تربیتی درون خانه باید اصلاح شود. در خانواده‌ای که پدر در آن جایگاه واقعی و اصلی خود را حفظ کند و در عین اقتدار ارتباطی عاطفی با دختر خود داشته باشد، درک متقابلی از حیا و حجاب رشد می‌کند. وقتی درون خانواده شأن مادر حفظ می‌شود و مادر به پسرش عشق می‌ورزد، درک متقابلی از عفت و ناموس در درون ایشان نهادینه می‌شود و البته رسیدن به هردو موضوع وابسته به ارتباط محترمانه و منطقی بین پدر و مادر خواهد بود. این مدل سبک تربیتی است که در دل آن فرزندانی در این مرز و بوم تربیت می‌شوند که دختران و مادران تمام سرزمین را ناموس خود می‌دانند و در این راه خونشان را نثار می‌کنند.
در همه وصایای شهدا تأسی به حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) و حفظ حجاب و عفاف مطرح می‌شود. این روزها در رسانه‌ها و فضای مجازی می‌بینیم که در جنگ اوکراین دختران این سرزمین با فروش عکس‌های برهنه خود به جبهه مقاومتشان کمک می‌کنند و به این شیوه تحقیرآمیز افتخار می‌کنند و ما الگو‌هایی در این سرزمین داریم که برای پایین آوردن جنازه یک دختر برهنه خرمشهری سه کماندوی ارتشی به شهادت می‌رسند تا جنازه دختر برهنه را از بالای دکل به پایین آورند.
ادبیات، برنامه‌های تربیتی و آموزشی را از تنذیر و تهدید به سمت روشنگری و تربیت صحیح خانواده سوق دهیم تا دختران و پسرانی به جامعه تحویل داده شوند که به تعبیر فرمایش رهبر معظم انقلاب، حجاب و وقار و متانتشان باعث سنگین شدن کفه آبرو و احترام آن‌ها باشد.
بی‌حجابی از انحراف بینش صحیح شکل می‌گیرد. حرکت در مسیر دوگانگی و ایجاد دو جبهه مختلف بین افراد کم‌حجاب و چادری به بینشی رسیده‌ایم که این روزها دختران چادری را از دیگران جدا و واژه‌های «ما» و «آن‌ها» را بر زبان‌ها جاری می‌کند.

این در حالی است که به فرمایش شهید سلیمانی، همه دختران این سرزمین دختران ما هستند. جامعه تا کفر را نشناسد به حق دست نخواهد یافت. شیوه قیام حضرت ابراهیم آموزشی صحیح در این حوزه است. ابتدا آنچه منکر بود معرفی کرد: ستاره، ماه و خورشید نمی‌توانند خدا باشند. سپس بت‌ها را شکست و گفت خدایان شما نمی‌توانند از خودشان دفاع کنند. الان ما در این مرحله هستیم. باید بت مانند سلبریتی‌ها پوشیدن و شبیه بتمن‌ها و تتلو‌ها ظاهر شدن را بشکنیم. شکستن این بت‌ها جز با شناخت صحیح شاکله پوشالی آن‌ها امکان‌پذیر نیست.
تربیت صحیح در خانه و الگوپذیری مناسب در مدرسه و جامعه، زنان مردآفرینی را تحویل اجتماع می‌دهد که زیبایی خود را در تعهد و تخصص و زیبایی اندیشه می دانند.
ملیحه غیور – مدیر مشارکت‌های بانوان حفظ ارزش‌های دفاع مقدس استان خراسان

8 عاملی که رابطه شما و خانواده همسرتان را شکرآب می کند

ازدواج دختر و پسر تنها پیوند ۲ نفر نیست بلکه پیوند ۲ خانواده است؛ یعنی پدر و مادر ما چنان در ما درونی شده اند و پدر و مادر همسرمان چنان در او درونی شده اند که انگار ۲ خانواده با هم ازدواج می کنند، نه یک نفر با یک نفر. خانواده مهم ترین عامل شکل گیری شخصیت هستند که گاهی می تواند پایه به وجود آمدن مشکلات ارتباطی با خانواده همسر باشد. در ادامه به رایج ترین عواملی که باعث اختلاف با خانواده همسر می شود، اشاره می کنیم. امیدواریم با آگاهی از آن ها از رابطه دلنشینی با خانواده همسرتان برخوردار شوید.

برداشت های اشتباه به دلیل باورهای غیرمنطقی

برخی افراد هنوز بر اساس شنیده ها و دیده ها یا قالب های فکری و باورهای قدیمی شان، نگاه متعصبانه و سوگیرانه ای نسبت به اقوام همسرشان دارند و رابطه خود با آنان را بسان کارد و پنیری می بینند که هرگز صحیح نیست کنار هم قرار گیرند. رابطه نه چندان شیرین مادرشوهر و عروس ، داماد و پدرزن یا باجناق ها و جاری ها داستانی قدیمی است که موجب حساسیت برخی افراد شده و موجب تیرگی روابط آنان می شود. این ذهنیت های از پیش تعیین شده را از بین ببرید و افراد را براساس شخصیت و عملکردشان قضاوت کنید.

مدیریت نادرست در معرفی خانواده به همسر

سامان دادن رابطه های 2 خانواده با عضوهای جدید که همان عروس و داماد هستند، بی هیچ تردیدی به عهده پسر و دختر جوان خانواده هاست، اما گاهی پسران و دختران از سر ناآگاهی و بی تجربگی و گاه به تقلید از سبک زندگی دیگران یا تحت تاثیر گفته ها و شنیده هایشان، سعی می کنند از همان روز اول گربه را دم حجله بکشند تنها با این گمان اشتباه که شاید امنیت زندگی مشترکشان را تضمین کنند. به همین دلیل با همسرشان بحث می کنند و برای تکمیل شناخت وی از اعضای خانواده شان شروع به ذکر وقایع و حقایقی می کنند که شاید بیان آن ها و دانستن آن ها چندان لازم و ضروری نیست و به این ترتیب با ذهنیتی از پیش تعیین شده فرد جدید را با خانواده شان آشنا می کنند. همچنین ممکن است، عضو جدید به گونه ای به خانواده معرفی شود که چندان مناسب و مساعد نیست.

وابستگی های شدید به خانواده

وابستگی های افراطی فکری، عاطفی و مالی به خانواده، معمولا مشکلات عجیب و غریبی را در برخورد با خانواده همسر به وجود می آورد. وابستگی یک یا هر 2 طرف به خانواده هایشان مشکل ساز است و باعث می شود 2 طرف به بیراه بروند و به جای سر و سامان دادن به خانواده خود، برای برقراری رابطه با خانواده هایشان با یکدیگر رقابت کنند.

نپذیرفتن فرهنگ متفاوت همسر

هر خانواده ای با روش خاص خود، قوانین منحصر به فرد، شیوه های تربیتی و شیوه های مقابله ای ویژه در برخورد با مشکلات عمل می کند. طبیعی است وقتی اعضای 2 خانواده ای که قوانین شان با هم متفاوت است، بخواهند با هم وصلت کنند مشکلاتی ایجاد شود؛ برای مثال بی تردید تلاقی خانواده ای که در آن حمایت و پشتیبانی در نهایت است و خانواده ای دیگر که استقلال و فردگرایی در آن بسیار مورد تاکید است، باعث مشکلاتی می شود که دامن هر 3 خانواده را می گیرد. در قدم اول برای جلوگیری از ایجاد اختلاف با خانواده همسر، زوج های جوان باید این تفاوت فرهنگ ها را بپذیرند.

پرتوقعی از خانواده همسر

اگر توقع دارید مادر همسرتان به هنگام رفتن شما به محل کار از فرزندانتان نگهداری کند، اگر توقع دارید پدر همسرتان همیشه به فکر وضعیت مالی زندگی شما باشد یا اگر خواهان آن هستید که خانواده همسرتان همیشه مطیع و فرمان بر خواسته های شما باشند و… باید بگوییم این راه که می روید به ترکستان است! پرتوقعی و انتظارات رنگارنگ بی پایان عروس و داماد از خانواده های همسر یا خانواده ها از عروس و داماد، مانعی بزرگ بر سر راه روابط سالم و مثبت است. پرتوقعی چیزی نیست جز سوءاستفاده از محبت و لطف دیگران. با توقعات نابجا، دیگران را مجبور می کنیم یا به توقعات نابجای، ما پاسخ دهند یا قطع رابطه و محبت و صمیمیت کنند، در این صورت، هیچ گاه حالت سومی را برای خود و دیگران باقی نمی گذاریم.

انتقادهای پی در پی و بی موقع

انتقادهای نابجا و نابخردانه یا بدکلامی از جمله رفتارهای نامطلوبی است که مانند سم مهلکی عمل می کند و باعث کدورت، ناراحتی و دل چرکینی می شود. انتقادی که امیدی به پذیرش و برخورد مناسب و درست با آن نیست مطرح شدنش چه سودی دارد؟! حرف های خیرخواهانه بی موقع یا از سر دلخوری و کینه همیشه آسیب زاست مگر آن که به قصد تلنگر زدن به دیگری استفاده شود که آن هم زمان و مکان خاصی برای بیان دارد.

توهین به خانواده همسر

معمولا هر فردی همسرش را فردی مستقل از خانواده اش می بیند، اما این در حالی است که او به دلیل سال ها زندگی با خانواده اش نمی تواند منکر رابطه عمیق عاطفی و حساسیت خود نسبت به آن ها شود به همین دلیل با مشاهده کوچک ترین انتقادی راجع به خانواده اش برافروخته می شود و واکنش نشان می دهد چراکه اعتراض همسر، گله و شکایت و انتقاد از عامل شکل گیری شخصیت فرد معنا می شود که تحمل این واقعیت را برای او سخت و دشوار می کند.

تحمل کردن کینه های پنهان

کینه های پنهان یکی از مهم ترین عوامل در تیرگی روابط است. اگر کینه ها را ریشه یابی کنیم قطعا متوجه عقده ها، حسادت ها و حقارت هایی از درونمان می شویم که به گونه ای کاملا ناهوشیار، رفتار و کلاممان را هدایت می کنند. اگر ما از درون از چیزی رنج نبریم یا آن که از کودکی احساسات یا ادراکات منفی و دردناکی نسبت به خود نداشته باشیم، هرگز از حرف و عمل دیگران هر چند تحقیرآمیز و ناراحت کننده، آنقدر رنجیده خاطر نمی شویم که دچار کینه توزی شویم. اعتماد به نفس پایین و خودپنداره منفی عامل اصلی کینه ورزی است.
نویسنده: رضا آذریان ، کارشناس ارشد مشاوره

ماجرای کمپین از دامنم عکس نگیر!

بیا نی نی/ خانم جینا مارتین در انگلستان تلاش کرده تا کمپینی راه بیاندازد که upskirting یعنی عکس انداختن از دامن خانم‌ها جرم محسوب شود.. او وقتی خود قربانی این عکس گرفتن‌ها شده بود، گوشی فرد عکس گیرنده را به پلیس میرساند، وقتی پلیس عکس‌ها میبیند به او میگوید عکس‌های ناجوری از تو گرفته اما کاری از دست ما برنمی‌آید چون این کار جرم نیست.. برخی معتقدند عدم رعایت پوشش در جامعه باعث سیری چشم و توقف چشم چرانی در مردان میشود و در نتیجه امنیت زنان بدست می‌آید.. برخی دیگر اما معتقدند این عدم رعایت پوشش شاید سیری نگاه به صورت و موی زنان را باعث شود اما حرص و طمع ایجاد میکند نسبت به مرحله بعدی حریم زنان و این باعث میشود چشم چرانی تبدیل به بیماریِ پیچیده روانی شود و به طبع امنیت زنان هم به مخاطره بیافتد.. همراهان عزیز، بیا نی نی را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید: بیا نی نی در سروش http://sapp.ir/akharinkhabar بیا نی نی در ایتا https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5 بیا نی نی در بله https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT بیا نی نی در گپ https://gap.im/akharinkhabar

اعتیاد به شرط‌بندی، با زندگی چه می‌کند؟

 قبل‌ترها، همه‌چیز محدود به مکانی برای جمع شدن شرط‌بندان بود؛ شرط بر سر برد و باخت مسابقه، شرط‌های سیاسی و شرط‌بندی بر سر بازی! اما حالا دیگر همه‌چیز فرق کرده است. پای قمار و شرط‌بندی به سایت‌ها و صفحات مجازی رسیده و شرایط برای درگیر شدن در چنین ماجرایی، از آنچه بود، آسانتر شده است. یک گوشی تلفن دست شان می‌گیرند و خیال می‌کنند قرار است در عرض چند دقیقه میلیاردر شوند. اما به دور از اینکه چه کسانی پولدارتر می‌شوند و چه کسانی ندارتر، این‌بار می‌خواهیم از ابعاد اجتماعی و خانوادگی چنین جریانی بگوییم؛ شرط‌بندی‌های که به معنای واقعی، خانمان برانداز شده‌اند. 

به قیمت برنده بودن

راستش را بخواهید همه چیز قابل حدس و پیش‌بینی است؛ اینکه وقتی سرحال و خوشحال به خانه می‌آیند، به هر خواهشی بله می‌گویند و با روی خوش با همه افراد خانواده رفتار می‌کنند، یعنی بازی، مسابقه و یا شرط را برده‌اند و حالا حسابی سر کیف هستند. یک کیف موقت و توخالی .اما خدا نکند در دور بعدی بازی‌ها، آنچه که می‌خواستند نشود؛ آن‌وقت است که کیف‌شان حسابی ناکوک می‌شود. این رایج‌ترین حال و احوال کسانی است که خوب و بد حالشان، به برد و باخت شرط‌بندی‌شان بستگی دارد؛ موضوعی که قریب به اتفاقات افرادی که با آن‌ها معاشرت دارند، آن را تایید می‌کنند.

می‌گوید شرط کوچک و بزرگ ندارد؛ هر کسی که شرطی را ببازد، از کمترین تا بیشترین، ساعت‌ها بعد از برد و باختش، حال متفاوتی از همیشه دارد. یا خیلی خوشحال است و با همه به خوبی رفتار می‌کند یا اینکه باخته و همش در فکر و خیال است که دفعه بعدی چطور پیش برود که بازنده نباشد. این را همسر یکی از کسانی که معتاد به بازی‌های گروهی مثل مافیا است می‌گوید:« می‌دانید؟ خیلی بحث پول این میان نیست. برای همسر من، هرچه هست، تفریح و سرگرمی است اما همین سرگرمی هم می‌تواند خواب و خوراک را از آدم بگیرد. اینکه همه فکر و ذکر و زندگی‌اش، بردن در این بازی شود.» می‌گوید همه وقت‌های خالی‌اش را قرار بازی می‌گذارد؛ زمان حضورش در خانه هم، مدام از توانایی‌هایش در شکست حریف و بردن بازی تعریف می‌کند:« خلاصه اینکه همه زندگی‌مان شده است راه و روش بردن و دور زدن مسیرهای منهتی به شکست!»  مدام فیلم بازی‌های خارجی را دانلود می‌کند تا از راه و روش آن‌ها در بازی استفاده کند؛ انگار دیگر کار از یک بازی ساده گذشته است. آن‌ها آموزش می‌بینند که بتوانند برنده شوند:« قدیم‌ترها می‌گفتند برد و باخت مهم نیست؛ اصل بازی مهمه. ولی انگار حالا فقط برای بردن بازی می‌کنند.» همین شوق و یا اعتیاد به برنده شدن و همیشه برنده بودن هم همه‌چیز را خراب می‌کند؛ حتی روابط خانوادگی‌اش را. 

فوتبال ببین، پولدار شو

عرشیا شانزده ساله است و عاشق فوتبال؛ تیم ایرانی و خارجی هم برایش فرقی ندارد:« پسر ما بیشتر از اینکه خودش به زمین بازی برود و فوتبال بازی کند؛ می‌نشیند مسابقات فوتبال را می‌بیند و سر برد و باخت تیم‌ها، با دوستانش شرط‌بندی می‌کند. البته حالا چند وقتی هست که کار از شرط‌بندی‌های حضوری و دوستانه گذشته و پایش به سایت‌های پیش‌بینی و شرط‌بندی باز شده است.» این را پدر عرشیا می‌گوید که مدت‌ها است با درخواست‌های مکرر عرشیا برای قرض گرفتن پول روبرو می‌شود؛ پول‌هایی که گاهی از دست می‌روند و گاهی هم برمی‌گردند، یا خودش یا چند برابرش:« کم پیش نیامده که برنده شرط‌بندی شده باشد اما اینکه شب و روزش تحلیل مسابقات شده و فقط به بردن شرط فکر می‌کند، نظم و هدف  زندگی‌اش را بر هم زده و دیگر خیلی به درس و مشقش توجهی ندارد.» اینطور که معلوم است، انگار که زیان‌های مالی، در مرحله دوم و سوم به بعد قرار می‌گیرد. در واقع آن‌چیزی که شرط‌بندی را بیشتر از هرچیزی بد جلوه می‌دهد، اعتیاد و وابستگی به آن است؛ خدانکند که چندباری هم شانس با فرد یار باشد و برنده شود. دیگر چه کسی می‌تواند مانع حضور افسارگسیخته‌اش در چنین جریان پرریسک و اعتیادآوری شود؟   

اعتیاد به شرط‌بندی، با زندگی چه می‌کند؟

وقتی که هدر می‌رود؛ پولی که ماندنی نیست!

وقت و پول؛ این دو، اصلی‌ترین دارایی‌هایی هستند که افراد برای شرکت درشرط بندی وسط می‌گذارند و اصلا تضمینی هم برای بازگشتشان وجود ندارد. غفور شیخی، جامعه شناس، شرط‌بندی را یکی از رایج‌ترین اعتیادهای این روزها می‌داند و معتقد است که می‌تواند به اندازه اعتیاد به مواد مخدر، نگران‌کننده باشد:« بسیاری از خانواده‌ها، تنها نگرانی‌شان از عضو جوان و نوجوان خانواده‌شان نسبت به اعتیاد، مصرف و اعتیاد آن‌ها به مواد مخدر است، در حالی که اعتیاد به مسائل جنسی و اعتیاد به شرط‌بندی، جدیدترین نوع خطرات برای اعضای جوان خانواده‌های ایرانی است.» جوان‌هایی که اگر ببازند، خلق‌شان تنگ می‌شود و به قول شاعر، میل سخنی با هیچ‌کس ندارند:« روزهای اول کمتر خطر می‌کنند؛ مثل مواد مخدر که کم و تفریحی می‌کشند. اما از یک‌جایی به بعد، دل و جرئت بیشتری پیدا می‌کنند. آن‌وقت است که بیشترین دارایی‌هایشان را وسط میدان می‌گذارند. اگر ببازند، امید و انگیزه‌شان به زندگی و آینده کم می‌شود و غصه پول از دست رفته‌شان را می‌خورند و اگر هم ببرند که اعتماد به نفس کاذب می‌گیرند و نسبت به افراد خانواده و جامعه، رفتار درستی نخواهند داشت.» شیخی می‌گوید ممکن است دیگر پدر و مادرشان را قبول نداشته باشند و نسبت به خواهر و برادرهایشان هم احساس بالا به پایینی داشته باشند. آن‌ها نه‌تنها پولدار نمی‌شوند که حتی دارایی‌های درونی و شخصیتی‌شان را هم از دست می‌دهند. 

 هر چه پیشتر می رود احتیاطش کمتر می شود

قرار است پولشان دو برابر و سه برابر و چند برابر شود؛ اولش هم می‌شود. همین هم معتادشان می‌کند به ادامه دادن! اما در ادامه ماجرا، ورق برمی‌گردد؛ این تجربه مشترکی از همسران این افراد که روزهای سختی را گذرانده‌اند است:« روزهای اول همه‌چی خوب بود؛ با احتیاط پیش می‌رفت و حد و حدود خودش را نگه می‌داشت اما کم‌کم به ریسک‌های بزرگ روی آورد.» این را قریب به اتفاق همسرانی می‌گویند که روزهای خوشی و ناخوشی شوهرشان در برد و باخت شرط‌بندی‌هایشان را دیده‌اند:« همین ریسک کردن‌هایش هم باعث می‌شد یک روزهایی خیلی داشته باشیم و یک روزهایی حتی توانایی خرید یک کیلو میوه را هم نداشته باشیم.»  اما انگار کنار گذاشتن شغل و غرق چنین درآمدی شدن، از بدیهی‌ترین تبعات گیر افتادن در چاله شرط‌بندی است:« دیگر سرکار نمی‌رفت؛ می‌گفت حقوق یک ماهم را اینجا یک روزه بدست می‌آورم.» راست هم می‌گویند؛ اولش هزار تومان‌شان می‌شود صد هزار تومان اما گاهی پنجاه میلیون‌شان صفر می‌شود:« خب وقتی پنجاه میلیون از دارایی خانواده‌مان را از دست می‌دهیم، همه‌چیز به هم می ریزد.اعتماد ها کم می شود و جایش را به غرولند های دائمی می دهد .در این شرایط دیگر صمیمیتی باقی نمی ماند و زوج ها کم کم از هم فاصله می گیرند.بدترین اتفاقی که ممکن است در یک زندگی مشترک بیفتد.»

این اعتیاد را جدی بگیرید

مشاوران و زوج درمان ها راهکارهای مختلفی برای ترک اعتیاد های رفتاری دارند .بسیاری از آن ها برای ترک رفتارهایی که زندگی مشترک را تهدید می کنند درمان مرحله ای را پیشنهاد می کنند .اما در مورد شرط بندی انگار همه چیز متفاوت است .«زهرا اعرابی »کارشناس و مشاور خانواده در این باره می گوید این اعتیاد درمان مرحله ای ندارد :« مسئله جدی در باره شرط بندی این است که گاهی میزان ریسک پذیری در آن به حدی می رسد که تمام ارکان خانواده را تهدید می کند.وقتی کسی اعتیاد به مواد مخدر دارد ممکن است آرام آرام و به اندازه ای که مواد مصرفی روزانه اش تامین شود اقدام به فروش لوازم خانه ،قرض گرفتن و خرج پس انداز کند اما بارها دیده ایم در یک شرط بندی با میزان ریسک بسیار بالایی یک خانواده به خاطر سهل انگاری کسی که معتاد شرط بندی شده ناگهان تا بن دندان مقروض شده و تمام دارایی خود را از دست داده است .یعنی مرحله ای در کار نبوده و این اتفاق ممکن است هر لحظه امکانات بدیهی و ابتدایی برای یک زندگی مشترک را از بین ببرد.بنابراین لازم و ضروری است که این اعتیاد جدی گرفته شود و به سرعت مورد درمان قرار بگیرد.»

شما فقط پول نمی بازید

تصور بسیاری از ما این است که هنگام شرط بندی کسی که بازنده می شود تنها دارایی مادی اش را از دست می دهد اما این کارشناس امور خانواده نظر دیگری دارد:«فرد بازنده مدام از اطرافیانش سرکوفت می شوند.تشنه بردن است برای همین در قمار بعدی سرمایه بیشتری را وسط می گذارد.با هر بار بازنده شدن میزان اضطراب او تشدید می شود .کم کم اعتماد بین زوج ها از بین می رود .استرس و نگرانی بین اعضای این خانواده ها حالتی مسری پیدا می کند.حتا در صورت بردن هم باز نگرانی از باخت بعدی وجود دارد.پس بنابراین در شرط بندی فرد بازنده تنها مادیات را نمی بازد بلکه چیزهای ارزشمندی مثل اعتماد دیگران و آرامش و مورد احترام بودن در بین اعضای خانواده و اطرافیانش را نیز از دست می دهد.»اعرابی می گوید این افراد باید مورد مشاوره قرار بگیرند:«شیرینی برد ها تلخی باخت ها را به طور موقت از بین می برد اما همان طور که اشاره شد شرط بندی یک تهدید تمام عیار است و این افراد باید آن را کنار بگذارند.برای این کار افراد خانواده صلاحیت مشورت دادن را ندارند و حتما این افراد به دلیل اضطراب بالایی که دارند حتما باید در جلسات مشاوره حضور داشته باشند تا برای شان روشن شود در چه نوع گرفتاری دست و پا می زنند و ممکن است چه عاقبتی در انتظار آن ها باشد.شرط بندی باید به شکل یک تهدید به آن ها معرفی شود و تنها روانشناسان مجرب هستند که می توانند این بازبینی را به صورت عقلانی و منطقی برای این افراد ایجاد کنند.»