وضعیت قانونی و تبعات منفی «همباشی سیاه» چیست؟

 چند سالی است با ظهور پدیده‌ای به نام ازدواج سفید در کشور یک شوک فرهنگی به جامعه وارد شده است. این رابطه نامشروع که با نام ازدواج، ظاهر آن را آراسته‌اند و در واقع اصلا ازدواج نیست، آسیب‌های بسیار زیادی هم به دو طرف رابطه و هم به بنیان خانواده وارد می‌کند. تعهدی در این روابط وجود ندارد و همین امر باعث می‌شود بیشترین تبعات منفی برای افراد به وجود بیاید. گاهی آسیب‌های این روابط به هیچ وجه قابل جبران نیست مخصوصا در خانم‌ها؛ چون این روابط هیچ پشتوانه قانونی ندارند و در جایی ثبت نمی‌شوند. حال اگر خانم در جریان ازدواج سفید، باردار شود مشکلات او چند برابر خواهد شد. بیا نی نی گفت‌وگویی را در ارتباط با این موضوع با دکتر حمیدرضا محمدی وکیل پایه یک دادگستری انجام داده که در ادامه، آن را می‌خوانید.

ازدواج سفید چیست و در قانون ما چه جایگاهی دارد؟

در قانون مدنی ما عقود تعریف دارد و برای خیلی از عقود مثل عقد اجاره، بیع، نکاح و عقود مختلف دیگر قانون مشخص شده است. ماده 10 قانون مدنی می‌گوید هر عقدی که دو طرف ببندند و خلاف قانون نباشد مورد حمایت قانونگذار است که به آن‌ها عقودی می‌گویند که غیر معین و بی نام است. آن چه به نام ازدواج سفید رواج پیدا کرده است اصلا عقد نیست و به هیچ وجه مورد حمایت قانون‌گذار نیست. برای عقد، نیاز به اراده طرفین است. این موضوع نه در قانون تعریف شده و نه ذیل ماده 10 قانون مدنی می‌گنجد. از این جهت که اگر عقدی خلاف شرع و قانون نباشد را قانون مدنی حمایت می‌کند.

رفتار یک پسر و دختر در رابطه نامشروع از طرف قانونگذار ما حمایت نمی‌شود و عقد شناخته نمی‌شود. این نام ازدواج سفید را روی این موضوع گذاشته‌اند که مثلا چهره آن را درست کنند. این رابطه مطلقا ازدواج نیست و یک رابطه نامشروع است.

بسیاری از افراد به دنبال بیان کردن مزیت های این نوع از همنشینی زوج ها در کنار هم هستند،اما به نظر می رسد در بیان این موضوعات از تبعات قانونی و آسیب های این نوع از رابطه زن و مرد اطلاعی ندارند. ازدواج سفید چه آسیب‌هایی به دنبال دارد؟

اگر یک خانم و آقا عقد نکاح کنند هر دو از حقوقی برخوردار هستند. از جمله حقوق برای بانوان می‌توان نفقه، ارث و مهریه را نام برد و در مورد آقایان هم می‌توان به حق تمکین اشاره کرد. در ازدواج سفید چون عقد خانم و آقا را قانون‌گذار به رسمیت نمی‌شناسد هیچ کدام از این حقوق به آنها تعلق نمی‌گیرد. در واقع قانون‌گذار از این رابطه‌ها حمایت نمی‌کند و حق و حقوقی برای خانم یا آقا قائل نیست.

از طرفی این رفتار از جانب طرفین ممکن است در قانون ما به وسیله قانون‌گذار جرم‌انگاری شده باشد. مثلا ازدواج سفید می‌تواند شامل بحث رابطه نامشروع باشد. بعضی اوقات سن دختری که وارد این رابطه می‌شود از سن قانونی( 18سال) کمتر است. اگر پدر دختر شکایت و پیگیری کند ممکن است آن پسر به آدم‌ربایی متهم شود و ممکن است تا 15 سال حبس در انتظارش باشد.

آن چه در اذهان عمومی به عنوان ازدواج سفید نام برده می‌شود نه ازدواج است و نه سفید. بلکه یک رابطه نامشروع سیاه است که نه تنها حقوقی از طرف قانونگذار برای طرفین عقد قائل نیستند بلکه هر دو طرف ممکن است به مجازات‌هایی که در قانون برای آنها مشخص شده است، محکوم شوند.

وضعیت قانونی و تبعات منفی «همباشی سیاه» چیست؟

تفاوت بین نکاح موقت و ازدواج سفید چیست؟

در ازدواج موقت طرفین می‌توانند برای مدت مشخصی با یک مهریه معین که حقوق زن رعایت شود با هم عقدی را ببندند و اجرا کنند. اما در ازدواج سفید نه مدت و نه مهریه معلوم است.  قانون‌گذار ما برای حفظ حقوق خانم به آقا می‌گوید که حتما باید این موارد را مشخص کند. چون اگر مشخص نشود ممکن است حقوق خانم توسط آقا تضییع شود. در جهت دفاع از حقوق خانم‌ها این جا باید بین ازدواج سفید و نکاح موقت(صیغه) تفکیک قائل شد.

معاطات چیست و چرا درعقد نکاح وجود ندارد؟

موقع خرید کالا، عقدی با مغازه دار خوانده نمی‌شود. کالا در ازای دادن پول دریافت می‌شود. به این مورد معاطات می‌گویند. به جهت اهمیت مواردی که در عقد نکاح وجود دارد از جمله فرزندی که به وجود آمدنش محتمل است و همچنین به دلیل دفاع از حقوق خانم‌ها، قانون‌گذار گفته است که معاطات در عقد نکاح وجود ندارد. البته به صراحت در قانون نیامده است اما تقریبا همه علمای اسلامی قبول دارند که معاطات در عقد نکاح نیست.

بعضی افراد برای خلط بحث می‌گویند معاطات در عقد نکاح هم است. یعنی وقتی دو نفر همدیگر را می‌خواهند می‌توانند با هم باشند اما شرع و علما می‌گویند اول باید عدد مهریه و مدت زمان( در نکاح موقت) مشخص شود که در واقع برای حفظ حقوق خانم‌ها است.

ازدواج سفید پشتوانه قانونی ندارد. بنا براین فرزند حاصل از این ازدواج نیز از این حمایت ها بی بهره می‌ماند. وقتی از این ازدواج فرزندی به دنیا می‌آید به چه کسی سپرده می‌شود. زن حضانت این نوزاد را به عهده دارد یا مرد؟

اگر فرزندی حاصل یک رابطه نامشروع باشد در اجتماع از حقوق مشخصی برخوردار است ،ولی اگر این فرزند حاصل یک رابطه نامشروع در ازدواج سفید باشد ممکن است از آن حقوق هم در بحث ارث و هم برخورداری از حقوق اجتماعی برخوردار نباشد. نکته مهمی که بسیاری از خانم ها از آن اطلاع ندارند این که  قانون‌گذار در قانون و شرع  این فرزند را متعلق به پدر نمی‌داند وبه  همین دلیل زنان در ازدواج سفید دچار مشکلات عدیده‌ای می‌شود.

معمولا وقتی خانم‌ها در این روابط باردار می‌شوند ادعا می‌کنند که با این آقا در نکاح موقت بودند و چون ظاهر هم بر رابطه مشروع داشتن است، این موضوع در محکمه بررسی می‌شود. در مورد آقایان هم غالبا یا کل رابطه را زیر سئوال می‌برند یا این که آن رابطه را نه به شکل خلاف قانون بلکه به شکل عقد موقت می‌پذیرند.

اگر آقا بپذیرد برای آن فرزند شناسنامه صادر می‌شود و مشکل او در محاکم از این جهت حل می‌شود و اگر نپذیرد قاضی به آزمایشگاه می‌فرستد و از طرق دیگر مثل شهادت شهود سعی می‌کند اثبات کند. اگر قاضی به این نتیجه برسد که این رابطه یک عقد نکاح بوده است همه حقوق فرزند سر جای خود است اما اگر بحث رابطه نامشروع باشد این فرزند دیگر از پدر ارث نمی‌برد و دچار مشکلات بعدی خواهد شد. هرچند هزینه نگهداری او با پدر است و پدر نمی‌تواند از زیر تکلیف قانونی خود برای تأمین هزینه های زندگی بچه‌ای که خودش به وجود آورده باشد تا زمانی که  فرزند به سن قانونی برسد فرار کند.

وضعیت قانونی و تبعات منفی «همباشی سیاه» چیست؟

قانون در مورد سقط جنین حاصل از این ازدواج چه موضعی دارد؟

به طور کلی قانون اجازه سقط جنین چه در ازدواج دائم، چه موقت و چه هرنوع رابطه‌ای از جمله همین ازدواج سفید را نمی‌دهد. انسانی به وجود آمده است و از یک سری حقوق قانونی برخوردار است و هیچ کس حق ندارد بچه به وجودآمده را سقط کند و این عمل تخلف است.

چه مشکلاتی برای فرزندانی که حاصل  ازدواج سفید هستند به وجود می‌آید؟

فرزندی که تولدش به واسطه رابطه‌ای خارج از نکاح یا همان زنا به وجود آمده است از برخی حقوق اجتماعی و البته نه از همه حقوق اجتماعی محروم است. کسی حق ندارد به  این فرزند توهین کند. او حق دارد ازدواج کند و همه حقوق آزاد و مشروع یک انسان را دارد ولی از برخی حقوق اجتماعی محروم است.اگر این موضوع به اثبات رسیده باشد این کودک در آینده از به دست آوردن برخی از مشاغل خاص محروم می ماند.

 مجازات قانونی ازدواج سفید چیست؟

از لحاظ قانونی و شرعی، رابطه‌ای که خارج از شرع و قانون باشد مورد پذیرش نیست چرا که از نظر قانونی، ازدواج سفید نامشروع و در صورت اثبات در حکم «زنا» خواهد بود و فرزند حاصل از این رابطه نامشروع تلقی می‌شود و مشکلات و مسائل خاص خود را دارد. رابطه نامشروع برای هر طرف مجازات دارد و در صورتی هم که زنا ثابت شود ۹۹ ضربه شلاق به عنوان مجازات قانونی در نظر گرفته می‌شود.

آیا فردی که به دو نفر با انتخاب ازدواج سفید خانه‌ای را اجازه می‌دهد مجرم است؟

در قانون اجاره دادن ملک به اشخاص جرم نیست اما در صورتی که کسی با نوعی برنامه‌ریزی و به صورت سازمان‌یافته محلی را برای برقراری رابطه جنسی غیرقانونی و غیرشرعی اجاره دهد آن شخص به عنوان دلال یا تسهیل‌کننده رابطه غیرشرعی قابل تعقیب است و مجازات خواهد شد.

این که دو نفر مراجعه کنند و چیزی نگویند یا حقیقت را پنهان کنند،‌ هیچ تکلیفی را متوجه صاحب خانه نمی‌کند. متأسفانه پدیده خانه مجردی آنقدر رواج پیدا کرده که بسیاری از خانه‌ها در تهران به یک فرد اجاره داده می‌شود و آن فرد روابطی را برقرار می‌کند و در این میان نه صاحبخانه میلی به سلب امتیاز کسب درآمد و نه آن فرد الزامی به گفتن حقیقت دارد و همین جاست که این روابط شکل پیچیده ای به خود می گیرد و در بیشتر موارد این بانوان هستند که از این نوع روابط متضرر می شود و در این صورت نیز هیچ قانونی از آن ها حمایت نمی کند.

ست زیبای مادر و دختری سرنا ویلیامز و دخترش با لباس‌هایی مملو از الماس

سرنا ویلیامز و دختر ۴ ساله اش، المپیا، با پوشیدن لباس ست و هماهنگی که مزین به الماس بود، در مسابقات تنیس US Open توجه همه طرفداران را به خودش جلب کرد.

لباس سرنا ویلیامز که توسط شریک قدیمی آنها، برند نایک، طراحی و تولید شده بود، یکدست مشکی و مملو از الماس بود. برای نشان دادن اهمیت این مناسبت، نایک یک لباس مسابقه برای دخترش المپیا نیز تولید کرد.

انتظار می‌رود این قهرمان مسابقات Grand Slam که ۲۳ بار قهرمانی این مسابقات را کسب کرده است پس از مسابقات آزاد آمریکا بازنشسته شود. اما هنوز لحظه وداع فرا نرسیده است و باید منتظر بماند زیرا او دانکا کووینیچ را در ست‌های مستقیم در Arthur Ashe  در روز اول تورنمنت شکست داد تا یک درگیری دور دوم را با حریف دیگر خود یعنی Anett Kontaveit ترتیب دهد.
ویلیامز به خاطر داشتن مد جسورانه‌اش در فلاشینگ میدوز مشهور است؛ از دامن مینی جین در مسابقات آزاد آمریکا در سال ۲۰۰۴ گرفته تا کت و شلوار مشکی نایک در رولند گاروس در سال ۲۰۱۸. تیپ شیک آنها در این مسابقات نیز استثنا نبود.

لباس سرنا ویلیامز
لباس او ماه‌ها پیش بر اساس دیدگاه‌های ویلیامز طراحی شده بود. سرنا با این لباس کاملا مشکی که از لباس‌های مسابقات اسکیت بازی الهام گرفته شده و دامن شش لایه را در خود جای داده بود، به زمین بازی رفت. طراحی ۶ لایه دامن به شش عنوان قبلی سرنا در فلاشینگ اشاره داشت که در سال ۱۹۹۹ آغاز شد.

این لباس زیبا به گونه‌ای طراحی شده است که به ویلیامز راحتی و آزادی حرکت بدهد. در عین حال، تزیینات جسورانه او را پرقدرت در کانون توجه قرار می‌داد.
نیم تنه مشکی با کریستال هایی به شکل ستاره پوشانده شده بود تا به آسمان شب مسابقات اشاره کند. سپس با یک لایه تور بالای آن پوشانده شد.

کفش سرنا ویلیامز
ویلیامز کفش‌های سفارشی PE NikeCourt Flare 2 پوشیده بود که آن هم با کریستال‌های نمادین Nike و حروف اول اسم و فامیل او در قسمت داخلی تکمیل می شد.
همچنین بر روی زبانه کفش، دوبره‌های طلای جامد و روی هدبند ۴۰۰ الماس وجود داشت که با همکاری جواهرات سرنا ویلیامز ساخته شده بود.

این لباس با یک ژاکت زیپی و ساکی مطابق با همان رنگ سیاه عمیق و مزین به کریستال اهدا شده بود.

ویلیامز، که در مدرسه مد تحصیل کرده است، همیشه به بازی کردن با تیپ‌های شیک و پرطرفدار علاقه داشته است. این تنیس بزرگ فرصتی عالی برای اوست تا آخرین لباس خود را در عمل نشان دهد.
در مورد دخترش المپیا نیز به نظر می رسد که پوشیدن لباس مشابه تنها به خاطر ادای احترام به مادرش نبوده است.

المپیا با بریدهایی که از میان مهره‌های سفید کشیده شده بود، دیده شد. این مدل موی المپیا شبیه به موی سرنا هنگام کسب اولین عنوان US Open در سال ۱۹۹۹ بود.

ازدواج عجیب اما عاشقانه یک زن با مردی که فک و چانه ندارد

یک زن ۳۹ ساله با “مردی بدون فک و چانه” ازدواج کرد. او از حس انزجار وحشتناک مردم با دیدن آنها، احتمال خیانت کردن به شوهرش و دروغین و ساختگی بودن احساسات خود حرف می زند.

نیمی از صورت این مرد به دلیل یک بیماری بسیار نادر مادرزادی بدون فک مانده است. او می گوید ترول های اینترنتی اغلب همسرش را به تصنعی بودن احساساتش متهم می کنند و می گویند او می خواهد توجه دیگران را جلب کند.

جوزف، ۴۱ ساله، و وانیا، ۳۹ ساله، ویلیامز، از شیکاگو در سال ۲۰۲۰ با هم ازدواج کردند. با این که این ازدواج عجیب است اما این دو دیوانه وار عاشق هم هستند؛ با این که رابطه آنها هیچ وقت آرام نبوده است. زیرا اغلب با واکنش منفی غریبه هایی روبرو می شوند که حرف های زیادی در مورد وضعیت جوزف برای گفتن دارند.

جوزف با یک بیماری بسیار نادر به نام سندروم گوش و صورت به دنیا آمده که باعث شده بدون فک یا چانه بماند.

او در تمام طول زندگی خود با نفرت مردم مواجه بود و قرار ملاقات با جنس مخالف را دشوار می دید زیرا با «عزت نفس پایین و احساس بی ارزشی» دست و پنجه نرم می کرد.

ازدواج عجیب زوج عاشق
با این حال، جوزف در سال ۲۰۱۹ با وانیا عشق را پیدا کرد و به خودباوری رسید.

این دو علیرغم عشق مشهودی که به یکدیگر دارند، اغلب از غریبه‌هایی متنفر می‌شوند که ادعا می‌کنند وانیا برای جلب توجه و همدردی، احساسات خود را نسبت به جوزف مصنوعی جلوه می دهد.

وانیا قبل از ملاقات با جوزف هرگز با یک فرد معلول رو به رو نشده بود. او وقتی برای اولین بار با جوزف ملاقات کرد، نمی دانست که رابطه آنها چطور پیش خواهد رفت.

خانواده این زوج از ابتدا آنها را حمایت می‌کردند اما مادر وانیا نگرانی‌هایی داشت. او فکر می‌کرد دخترش باید به طور ۲۴ ساعته از جوزف مراقبت کند.

جوزف که علت این سندرم را خوب نمی داند، از طریق زبان اشاره، نوشتن یادداشت و با استفاده از تلفن خود ارتباط برقرار می کند.

او غذای له شده و همزده می خورد و آن را از طریق لوله ای به معده اش می برد.

جوزف گفت:

«من در گردنم لوله ای دارم که به آن تراشی (trachea) می گویند. این لوله به من کمک می کند نفس بکشم. زمانی که دو ساله بودم زبان اشاره را به من یاد دادند تا به من در برقراری ارتباط کمک کنند. با این حال، از آن زمان تاکنون راه‌های دیگری نیز برای ارتباط پیدا کرده‌ام، مانند یادداشت‌برداری و تایپ کردن در تلفنم.

وقتی فقط چند روزه بودم، من را از ایلینوی، محل تولدم، به شیکاگو بردند تا چندین عمل جراحی انجام دهم. زمانی که می‌خواستند برایم فک بسازند، پیوند استخوان و پوست داشتم، اما وقتی بزرگ شدم بدنم آن را رد کرد و ناموفق بود. سپس من را به فرزندخواندگی گرفتند و با خانواده جدیدم آشنا شدم.»
رابطه خجالت آوری که تبدیل به عشق شد
هنگامی که مردم رابطه آنها را زیر سوال می بردند، این زن ۳۹ ساله اغلب دروغ می گفت. او به دیگران می گفت که آنها “فقط دوست” هستند زیرا او از این رابطه “خجالت می کشید” .

وانیا گفت:

«با گذشت زمان با جو آشنا شدم، دیگر چهره او را ندیدم، فقط روح و شخصیت او را دیدم.»
این دو که از طریق تلفن و زبان اشاره با هم ارتباط برقرار می کنند می گویند رابطه آنها یک سال پس از اولین ملاقاتشان، حول محور عشق می چرخد ​​نه چیز دیگری.

وانیا افزود:

«وقتی با هم بیرون می‌رویم، مردم به ما خیره می‌شوند. گاهی اوقات با تلفن همراه خود از ما فیلم یا عکس می گیرند اما هرگز چیزی نمی‌گویند و فقط به ما خیره می‌شوند.»
جوزف می گوید:

«بزرگ شدن برایم سخت بود و به دنیا آمدن به این شکل مشکلات زیادی برای من ایجاد کرده است. اما سعی کرده ام اجازه ندهم که روی من تاثیر بگذارد. من نمی توانم درست غذا بخورم، صحبت کنم یا حتی نفس بکشم. من لوله‌ای در شکم دارم که می‌توانم غذای همزده و مخلوط شده را درون آن قرار دهم. این بدان معناست که من هرگز طعم غذا را نچشیده‌ام.»
و اگرچه خانواده او فکر میکنند جوزف نیاز به مراقبت دائمی دارد اما با چشم خود دیدند که جوزف بسیار “مستقل” است. وانیا افزود:

«اودر هیچ کاری به کمک من نیاز ندارد.»
با وجود پیام های تنفرآمیز متعدد و خیره شدن های مداوم غریبه ها، این زوج می گویند رابطه آنها حول محور عشق می چرخد و نه چیز دیگر.

روایت ماه عسل و اربعینی به یادماندنی

برخی تصورشان از ماه عسل، سفرهای آنچنانی یا عجیب و غریب است اما به اعتقاد من رشته زندگی مشترک با توکل به اهل بیت(ع) محکم می شود. کافی است بخواهی، خودشان بساط سفرت را جور می کنند. اینکه از همان ابتدا پایه‌های زندگی را درست بچینی و نزد کسانی بروی که دلت را قرص می کنند مثل در مسیر رسیدن به اباعبدالله الحسین(ع)،پیاده روی اربعین. شرح آغاز این زندگی مشترک را بخوانید.

هنوز که هنوز است و به هشت سال پیش فکر می‌کنم، حرف‌هایی یادم  می آید که در گوشم زنگ می‌زند: «وا، حالا چرا کربلا برای ماه عسل؟»، «اونم پیاده روی اربعین؟» ، «دیگه این مگه ماه عسل می‌شه؟» یا «حالا ماه  عسلتونو می‌رفتید جای دیگه، بعدا خدا قسمت می‌کرد، کربلا هم می‌رفتید». از این دست حرف‌ها کم نشنیدم. هر چند اگر واقعیت را هم بگویم، خودم هم تصمیم قطعی نداشتم، قرص و محکمی همسرم، پای مرا به این سفر کشاند. 

 زندگی مشترکمان را شروع کرده بودیم، ماه بعدش در محل کارمان حرف افتاد که قرار است برای رفتن بعضی از بچه‌ها به کربلا و پیاده روی اربعین قرعه کشی کنند. تعداد متقاضی ها زیاد شده بود و مجبور به قرعه کشی شدند، همه جمع شده بودیم، همه کسانی که متقاضی سفر کربلا بودند.  همسرم  اسم من و خودش را در تنگ قرعه کشی انداخته بود.

*ماجرای قرعه کشی طلبیده شدنمان

قرار بود از این قرعه کشی اسم سه نفر بیرون بیاید و آنها اجازه داشته باشند که به پیاده روی اربعین بروند. نفر اول اسم همسرم در آمد، خوشحال و خندان نگاهم کرد و گفت: «ببین آقا طلبیده» من هم لبخند کجی به او تحویل دادم و گفتم:«تنها که نمی تونی بروی، بین این همه آدم امکان ندارد اسم من هم در بیاید! دوباره خندید و گفت: «اسمت در میاد». نوبت نفر دوم بود. با کمال ناباوری اسم من از تنگ قرعه کشی بیرون آمد. همه همکاران از تعجب دهانشان باز مانده بود. یک تعداد هم اشک در چشمانشان جمع شده بود و می گفتند این یک معجزه است، برخی اعتراض می‌کردند که ما هم می‌خواهیم برویم. مدیران وقتی دیدند که این بلبشو بین بچه ها افتاده، دوباره شور کردند و قرار بر این شد که تعداد دوستاران عازم کربلا بیشتر شوند . بچه ها ما را بغل می‌کردند و می‌گفتند که باعث و بانی این خیر شما هستید و همه خوشحال خود را برای این سفر آماده می‌کردند.

اما هنوز برای من این سفر قطعی نشده بود، آخر تازه یک ماه بود ازدواج کرده بودیم، هنوز به ماه عسل هم نرفته بودیم. همسرم می‌گفت: «چه ماه عسلی از این بهتر و چه سعادتی که اسم هر دویمان از قرعه کشی در آمده و حتما آقا ما را طلبیده است.» خوان بعدی اما گذرنامه‌هایی بود که تمدیدش تمام شده بود و در آن زمان کوتاه بعید می دانستم، جور شود. سپردم به همسرم و دیگر فکرش را هم نکردم. زیاد از دور و اطراف شنیده بودم که می گفتند: «آخر چه کسی برای ماه عسل پیاده روی اربعین را انتخاب می کند، آن هم بدون هتل و هواپیما و شرایط مناسب!» به این چیزها اهمیتی ندادم اما سه روزبیشتر تا زمان سفر نمانده بود و ما هنوز گذرنامه نداشتیم. 

در همین فکرها بودم و داشتم ظرف‌های نهار را می‌شستم که همسرم از راه رسید صدای شادی‌اش مرا از افکارم بیرون آورد، همسرم با دو گذرنامه در دست و خندان می‌گفت : «دیدی گذر نامه ها را گرفتم ، دیگه چه می‌گی؟ می بینی که بساط ماه عسلمون جور شده، وسایلت رو جمع کن» با دهان باز نگاهش می کردم و مانده بودم که در این زمان کوتاه باید چه کنم. تازه داشت باورم می شد که انگار طلبیدن یعنی چی؟ از آن چند روز باقیمانده تا رفتن هاله ای از خاطرات یادم است، کوله های سنگینی که بستیم و در میانه راه نیمی از آنها را از بساطمان بیرون ریختیم، خداحافظی با فامیل و دوستان و خانواده، شلوغی مرز زمینی و در نهایت خاک کربلایی که ما را به خود فراخواند. چشم باز کردم در حال راه رفتن بودیم، شب بود. تاریک بود و عمودها را می شمردم.

*میهمانی در منزل یک بانوی عراقی

شب اول را خوب به خاطر می آورم، نیمه های شب رسیده بودیم در مسیر کربلا ، موکب ها همه شلوغ و هیچکدام جا برایمان نبود. ما را به خانه عراقی ها فرستادند، تا آن زمان برخوردی با هیچ خارجی نداشتم، آن هم اینکه در منزلش سکونت کنم. با چند نفر از دوستانم به خانه یک خانم عراقی رفتیم که با مهربانی از ما پذیرایی کرد.  همه نوع امکاناتی از شام گرفته تا لباس در اختیارمان گذاشت. و خانه خانم ها از آقایان جدا شد. این  نخستین بار بود که بعد از شروع زندگی مشترک از همسرم جدا می شدم. شاید برای برخی خنده دار باشد که این چه مدل ماه عسلی است؟! اما واقعیت عشق ما به پایان رساندن این عمودها باعث شد، تا عمود زندگی مشترکمان را درست بنا کنیم.

آن شب ابتدا ترسی عجیب مرا فرا گرفت که همسرم کجاست؟  چه می کند؟  من در این خانه چه می کنم؟ اما بعد به خاطر وجود دوستانم و سپس خانم مهربان عراقی این ترس را فراموش کردم . صبح که شد صبحانه مفصلی برایمان تدارک دیدند. خانم عراقی اشک می ریخت و موقع خداحافظی طلب دعا از ما می کرد. مردهای کاروان به دنبالمان آمدند و من هم در کنار همسرم با کوله پشتی های سنگینی که حال قدری سبک ترشان کرده و برخی وسایل را در مسیر جا گذاشته بودیم، به راه افتادیم. در طول مسیر عمودها را می ‌شمردیم، این کار هر روزمان شده بود، عده ای از دوستان خسته می شدند و با ماشین یا موتور به راه می افتادند و جلو می رفتند. ما اما کماکان پیاده می رفتیم. 

در میانه های راه بودیم که برخی دوستان گفتند به نجف برویم و زیارت امام علی(ع)، شاید دیگر پس از اربعین فرصت نشود. مدیران کاروانمان اجازه نمی دادند. همه اعتراض می کردند که می خواهند، نجف بروند. ماشین گیر نمی آمد که آن همه راه ما را به نجف ببرد. هیچوقت فکر نمی کردم با یک کامیون مسقف سفر کنم، آن روز با یک کامیون مسیری طولانی را به نجف رفتیم. وقتی به حرم امام علی(ع) رسیدیم ، همه بسیار خسته بودیم اما شوق زیارت ما را رها نمی کرد. باورم نمی شد کجا هستم. من و  حرم علی بن ابی طالب(ع) ، امام اول شیعیان. درب ورودی به صحن حرم را از بخش زنان بسته بودند. همه اعتراض می کردند که درب را باز کنید ، من اما مات و مبهوت نگاه می کردم که چطور خدا مرا به اینجا رسانده است. نمازمان را خواندیم و گوشه ای استراحت کردیم اما خیلی زود مجبور به ترک نجف شدیم. آنجا دعا می کردم که امام علی(ع) کمک کند همه دختران دم بخت ازدواج کنند و همه تازه عروس ها خوشبخت شوند.

آن شب با همه خستگی به مسیر کربلا بازگشتیم و در موکبی که برایمان تدارک دیده بودند و خوشبختانه هم خیلی تمیز بود، استراحت کردیم. شنیده بودم که موکب ها خیلی کثیف هستند و از حمام ها اصلا نمی‌شود، استفاده کرد. اما واقعا اینطور نبود و از این لحاظ راحت بودیم. روزهای بعدی به پیاده روی گذشت تا زمانی که نزدیک به بین الحرمین شدیم. آن لحظه را هیچگاه فراموش نمی کنم که با همسرم به بین الحرمین رفتیم، آنگار به تکه ای از بهشت وارد شده بودیم، ابهت آن فضا از یک طرف حرم امام حسین(ع) و از سوی دیگر حضرت ابالفضل العباس(ع) چنان وجودم را گرفته بود که  عرق سردی بر پیشانی ام نشسته بود، مغزم قفل شده بود و نمی‌توانستم چیزی بگویم. مدام همسرم می‌گفت که سلام بده ، چرا هیچ‌کار نمی‌کنی؟ من اما در دلم می‌گفتم آقا من کجا و اینجا کجا؟ چطور مرا به اینجا رساندی؟

بالاخره با فشار جمعیت به خودم آمدم، یک عده ای برای عزاداری هیئت وار به بین الحرمین آمده بودند و می دویدند، خودم را کنار کشیدم و مدام به همسرم می‌گفتم که دستم را محکم بگیر، مبادا گم شوم. موبایل ها آنتن نمی‌دهد. خودمان را به حرم حضرت عباس(ع) رساندیم تا اجازه بگیریم برای رفتن به حرم امام حسین(ع). برای ورود میله هایی فلزی کشیده بودند و خانم ها و آقایان جدا و با نظم خاصی به داخل می رفتیم و زیارت می کردیم. وقتی سرم را روی ضریح فلزی حضرت عباس گذاشتم، اشک امانم نمی داد و به یاد کسانی بودم که التماس دعا داشتند. برخی دعاهایم را  گذاشتم دعاهایم را برای ضریح امام حسین(ع). نماز خواندیم و دوباره راه افتادیم در بین الحرمین.

دیگر شب اربعین شده بود. من و یکی از دوستانم به داخل حرم رفتیم . از همسرم جدا شدم و قرار شد که تا زمان ممکن در حرم بمانیم. نمی‌دانستم امکان اینکه در حرم بمانیم هست یا خیر، اما قرار شد که شرایط را بسنجیم. ما به داخل رفتیم و بعد از زیارت و نماز در جایی مشغول به استراحت شدیم. آنقدر جمعیت زیاد بود، نشسته همه خوابیده بودند. چشمانم را بستم و فکر می کردم که چه ماه عسلی شیرین تر از بودن در جوار سید و سالار شهدا و فقط از او خوشبختی جوانان و خودمان را می خواستم. اینکه طناب زندگی‌های مشترکمان اگر به مو هم برسد، پاره نشود. لبخند‌می‌زنم و چشمانم را باز می‌کنم، دور و اطرافم همه در حال استراحتند. شنیدیم که درب‌های حرم را بسته اند و اجازه نمی‌دهند که کسی وارد شود. خوشحال بودم که آن شب را در حرم امام حسین و در جوارش هستم. 

بعدها که برای اطرافیانم تعریف می‌کردم، گفتم که آن شب به نظرم شیرین ترین شب زندگی ام بود، حتی از شب ازدواجمان هم شیرین تر. پس از آن هر مصیبت و مشکلی که در زندگی برایم پیش آمد، یاد آن شب افتادم. حتی مشکلاتی که تصورش هم برای کسی سخت بود ، چه رسد که آنها را تحمل کند، با توکل به امام حسینی که آن شب اربعین با او در حرمش عهد بستم، مسیرها برایم هموار شد. این توصیه را به همه عروس و دامادهای جوان می کنم که ماه عسلشان در اربعین و پیاده روی می تواند شیرین چون عسل باشد. این تجربه به یادماندنی را از خودشان دریغ نکنند.

راهکار طلایی حرف شنوی کودکان؛ از پنسیلوانیا تا یزد روش همین است

همشهری آنلاین/ آموزش حرف شنوی و تعیین حد و مرزها یکی از حیاتی‌ترین جنبه‌های فرزندپروری است که البته کار دشواری است اما با استمرار و هماهنگی والدین می‌توانید نتیجه خوبی به دست آورید.

حرف شنوی فرزندان، به خصوص در سنین کودکی یکی از ضرورت‌های تربیتی است. به عنوان والد، ما از فرزندانمان انتظار داریم که از قوانین پیروی کنند و در کنار احترام، سایر ویژگی‌های مهم شخصیتی را نیز آموزش ببینند تا مرزهای سالمی بین فرزندان و بزرگترها ترسیم شود اما مشکل اینجاست که تربیت کودکی مطیع، آسان نیست.

اگرچه راه‌های مختلفی هم وجود دارد که به فرزندانمان اجازه دهیم انتظارات و قوانین ما را به چالش بکشند، با این حال، آموزش اطاعت به کودکان مطمئنا گاهی اوقات خسته کننده می‌شود. علاوه بر این، بسیار مهم است که حرف شنوی فرزندان ما فقط به این دلیل نباشد که از تنبیه شدن می‌ترسند یا می‌خواهند اطرافیان را تحت تاثیر قرار دهند. در این شرایط راه‌های موثر برای حرف شنوی فرزندان چیست؟

از لحن ملایم استفاده کنید
کوین پورت، از مرکز مشاوره کودکان پنسیلوانیا در این رابطه نوشت: «اغلب والدین، در مواجهه با بدرفتاری یا سرپیچی از انتظاراتشان با فریاد یا ناله اعتراض می‌کنند. با این حال، این رویکرد برای تربیت کودکی محترم کاربرد ندارد. کاری که می‌توانید برای جلب احترام فرزندتان انجام دهید این است که از لحنی نرم استفاده کنید. آرامش خود را حفظ کنید و پیام‌ها و صحبت‌هایی واضح و شفاف با فرزندتان داشته باشید.»

برای مثال، اگر می‌خواهید بچه‌ها وقتی از آنها می‌خواهید اسباب‌بازی‌هایشان را کنار بگذارند گوش کنند، او را همراهی کنید و در حالی که اسباب‌بازی‌ها را یکی یکی داخل جعبه یا کمد می‌گذارید، دست فرزندتان را بگیرید و او را هدایت کنید. همچنین، از فرزندتان انتظار نداشته باشید که از اولین بار، یک کار را کاملا درست انجام دهد. پیروی از قوانین و انتظارات شما چیزی نیست که یک شبه به دست آید. ممکن است نیاز به پیگیری باشد و این اشکالی ندارد.

از تکرار خودداری کنید
پیگیری و تکرار دستورات، دو چیز متفاوت هستند. شما می‌توانید پیگیری کنید تا مطمئن شوید که فرزندتان دستورات شما را در زمان‌های دیگر هم دنبال می‌کند اما هنگامی که برای اولین بار به کودک خود دستور می‌دهید که اسباب‌بازی‌های خود را کنار بگذارد، مهم است که پیام شما واضح و قابل درک باشد.

ابوالفضل آزادنیا، مشاور کودک و نوجوان در یزد، در توضیح این نکته گفت: «از تکرار دستورات خود برای بار دوم یا سوم خودداری کنید. در غیر این صورت، این ممکن است به فرزند شما این تصور را بدهد که می‌تواند کار را به تعویق بیندازد. به او بگویید شما نیم ساعت زمان داری تا بازی کنی. در این مرحله لازم است هیجان و استرس احتمالی او را مدیریت کنید و در نزدیکی پایان وقت به او یادآوری کنید که وقت او چه زمانی تمام خواهد شد.»

به آنها بگویید که چه کاری انجام دهند، نه چه کاری انجام ندهند
ما تمایل داریم از کلمات «نه» یا «نباید» استفاده کنیم تا فرزندانمان را از دردسر یا خطر دور نگه داریم. مثلا می‌گوییم، «نه، به آن دست نزن»، یا، «نه، شما نمی‌توانی تا دیروقت بیدار بمانی». اگرچه کودکان ممکن است درک کنند که کارهایی وجود دارد که مجاز به انجام آنها نیستند، اما نه گفتن کافی نیست؛ به او بگویید چه کاری می‌تواند انجام دهد. کوین پورت توضیح می‌دهد: «فعالیت‌ها یا رفتارهای جایگزین را پیشنهاد دهید. اگر نمی‌خواهید فرزندتان تا دیروقت بیدار بماند و تلویزیون تماشا کند، می‌توانید به جای نهی کردن، فعالیت‌های مجاز قبل از خواب را پیشنهاد دهید. مثلا او را دعوت کنید تا با هم یک داستان بخوانید یا بعد از منظم کردن جورچین بخوابد.»

با قوانین خود سازگار باشید
اگر با قوانین و انتظارات خود سازگار نباشید، آموزش اطاعت به کودک موثر نخواهد بود. اگر به چیزی «نه» می‌گویید، خود الگوی آن رفتار باشید. آزادنیا توضیح داد که ۷۰ درصد از رفتارآموزی کودکان بر اساس مشاهده است. پدر و مادر الگوی فرزند خود هستند و اگر به صورت مداوم به فرمان خود پایبند باشید اثر مقبتی روی رفتار کودک خواهید داشت؛ در صورت مشاهده رفتاری نادرست از فرزندتان یا تکرار آن، کافی است او را با عواقب آن کار همراه کنید. البته در صورتی که از قبل، عواقب آن رفتار ناپسند را شفاف و روشن به او اطلاع داده‌ باشید.

فرزندتان را تشویق کنید
از الفاظ تاییدی و تشکری استفاده کنید تا کودک متوجه رفتارهای درست و خوب خود بشود. از دیگر سو، از او بخواهید با استفاده از جملاتی مانند «بله، مامان» یا «باشه بابا، این کار را انجام می‌دهم» کارهایی را که از او خواسته‌اید، تایید کند. این کار به مرور کیفیت گفت‌وگوهای شما و درکی را که از یکدیگر دارید افزایش خواهد داد. بسیار پیش می‌آید که کودک متوجه درخواست شما نشده است. علاوه بر این، کوین پورت می‌گوید اطاعت از دستورات و انتظارات والدین نباید دشوار باشد. گاهی کودک با این چالش روبرو می‌شود که از پس مقاومت کردن در برابر وسوسه ها برنمی‌آید و این باعث می‌شود از خواسته های شما سرپیچی کند. 

۶ روش برای افزایش تمرکز و نشاط در طول روز

وقت آن رسیده که فصل پرچالش لذت و اعتیاد را در زندگی روزمره خود ببندیم. برای این کار، یک راه ساده وجود دارد و آن کنترل و متعادل کردن دوپامین است. در این گزارش ۶ راه طبیعی برای به تعادل رساندن این هورمون مهم پیشنهاد کرده‌ایم تا با تعادل دوپامین در مغز و خون، روزهایی پرانرژی و باتمرکز داشته باشیم. خبر خوب اینکه حافظه کوتاه مدت ما هم بهبود خواهد یافت.
دوپامین یک ماده مهم است! در مغز نقش انتقال دهنده عصبی را ایفا می‌کند و در خون به شکل هورمونی درمی‌آید؛ دوپامین احساسات شما درباره انگیزه و پاداش را کنترل می‌کند و زیاد یا کم شدن آن باعث عدم تعادل فوری در سلامت و خلق و خوی شما می‌شود. در درازمدت، عدم تعادل دوپامین می‌تواند خطر ابتلا به بیماری‌ها را افزایش دهد.

با افزایش سن هم توانایی مغز برای جذب دوپامین کاهش می‌یابد اما خوشبختانه راه‌هایی برای کنترل تعادل سطح این ساکن اصلی مغز وجود دارد که بیشتر مربوط به سبک زندگی و عادات درست است.

دوپامین احساس عاطفی، ذهنی و فیزیکی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و باعث افزایش احساس رضایت و انگیزه می‌شود؛ در عین حال توانایی شما را برای تمرکز بهبود می‌بخشد. تولید دوپامین زمانی شروع می‌شود که شما احساس لذت کنید، مشغول ورزش شوید یا زیر نور خورشید و در حال گوش دادن به موسیقی قدم بزنید. الکل و مواد مخدر اما با تاثیر نادرستی که بر این هورمون می‌گذارند، منجر به اعتیاد می‌شوند.

آیا کمبود دوپامین دارید؟
به گزارش سایتک دیلی، اگر سطح دوپامین به طور مزمن ( یعنی در اغلب اوقات) پایین باشد، ممکن است طیف وسیعی از علائم روحی و جسمی را تجربه کنید. اگر تعدادی از این علائم را دارید، ممکن است نشان دهنده دوپامین پایین باشد:

عدم تمرکز و انگیزه
مه مغزی (کمبود وضوح ذهنی)
اضطراب
افسردگی
بی‌خوابی
چالش‌های حافظه کوتاه مدت
کاهش میل جنسی
سندرم پای بیقرار 
یبوست
گرفتگی مکرر عضلات

جالب اینکه برخی افراد ممکن است دوپامین بیش از حد داشته باشند که باعث مشکلات سلامت روان مانند اضطراب، بی‌قراری، بی‌خوابی، پرخاشگری و شیدایی می‌شود.

راه‌های طبیعی متعادل کردن سطح دوپامین
حقیقت این است که هیچ «قرص جادویی» وجود ندارد که بتواند سطح دوپامین شما را افزایش دهد اما به پیشنهاد مرکز مغز آمریکا، چیزی که جواب است خواب کافی، ورزش کردن و دریافت مواد مغذی مورد نیاز است.

 برای بزرگنمایی بیشتر روی تصویر کلیک کنید
۱- به اندازه کافی بخوابید
وقتی هفت تا نه ساعت خواب شیرینی را که هر شب نیاز دارید دریافت نکنید، روز بعد گیرنده‌های دوپامین زیادی نخواهید داشت. یک ساعت قبل از خواب چشمان خود را از نور آبی دور کنید (مثلا نور صفحات موبایل و تبلیت) و زمانی را برای استراحت خود اختصاص دهید.

۲- فعالیت‌های آرامش بخش انجام دهید
تنفس عمیق، حرکات کششی یا مدیتیشن به آرامش و حتی بهتر خوابیدن شما کمک قابل توجهی می‌کند. گوش دادن به موسیقی و نواهای مورد علاقه‌ شما هم یک روش خوب برای کمک به تولید دوپامین است.

۳- حسابی ورزش کنید
انجام تمرینات ورزشی سبب تحریک تولید دوپامین می‌شود و احساس انگیزه بیشتری ایجاد می‌کند؛ تمرینات قدرتی نه تنها ماهیچه‌های شما را تقویت می‌کند، بلکه سیستم عصبی مرکزی را نیز تقویت می‌کند و مقاومت شما را در برابر استرس بهبود می‌بخشد. با متعادل نگه داشتن سطح هورمون استرس، ورزش به متعادل نگه داشتن سطح دوپامین شما نیز کمک می‌کند.

تغذیه‌ای سالم داشته باشید
۴- کمبود پروتئین می‌تواند باعث کاهش سطح دوپامین شود، از دیگر سو، در کنار حرکات چالشی و قدرتی ورزشی، مصرف پروتئین به تقویت عضلات شما کمک خواهد کرد.

۵- افزودن غذاهای غنی از پروبیوتیک (باکتری‌های طبیعی و مفید برای بدن) به رژیم غذایی شما برای حمایت از بیوم روده سالم نیز به تعادل تولید دوپامین کمک می‌کند.

۶- از چربی‌های اشباع فرار کنید!  ویتامین D و چربی‌های امگا ۳ بیشتری را در رژیم غذایی خود بگنجانید. 

کاربردهای جالب تفاله قهوه که باعث میشود آن را دور نریزید

می‌توانید از تفاله قهوه برای درخشندگی موها استفاده کنید. برای چگونگی استفاده از خواص آن تفاله قهوه بر روی موها، ابتدا موهایتان را کاملا خیس کنید و سپس تفاله قهوه را روی موها خوب ماساژ دهید، به گونه ای که پوست سر نیز به‌خوبی با این تفاله‌ها آغشته گردد. بعد از اینکه موها و پوست سر را کامل با تفاله‌ها ماساژ دادید، با آب یا گمی سرکه سیب موهایتان را کاملا آب بکشید، توجه کنید که هیچ تفاله قهوه‌ای روی موها نمانده باشد.
با این روش می‌توانید بدون استفاده از مواد شیمیایی مضر، موهایتان را تمیز کنید. این کار را یکبار در ماه یا در صورت لزوم تکرار کنید.
نکته: چنانچه موهای بلوند دارید یا به‌تازگی موهایتان را رنگ کرده‌اید، پیش از استفاده از تفاله قهوه بر روی کل موها، قسمتی از موها را با آن آزمایش کنید تا اطمینان پیدا کنید که رنگ موهایتان را تغییر نمی‌دهد. 

کود برای باغچه و گیاهان
خیلی از خاک‌ها فاقد مواد مغذی لازم برای رشد گیاهان هستند. همین طور گیاهان درحال‌رشد مواد مغذی خاک را جذب می‌کنند و این منبع روزی به پایان می‌رسد. پس، برای اطمینان از رسیدن مواد مغذی کافی به گیاهان، باید خاک باغچه و گلدان غنی‌ای داشته باشیم.
تفاله قهوه دارای مواد معدنی ضروری برای رشد گیاه مانند نیتروژن، کلسیم، پتاسیم، آهن، فسفر، منیزیم و کروم است. همین طور تفاله قهوه می‌تواند به جذب فلزات سنگین کمک کند. این فلزات سبب آلودگی خاک می‌شوند.
به جز این، قهوه به جذب کرم‌های خاکی‌ای کمک می‌کند که برای باغچه موثر هستند. برای استفاده از پودر و تفاله قهوه به‌عنوان کود باغچه، تنها کافی است قدری از آن را روی خاک اطراف گیاه بپاشید.

دورکردن حشره‌ها و آفت‌ها
کافئین و دی‌ترپن (ماده شیمیایی ضدمیکرب و ضدالتهاب) موجود در قهوه می‌تواند برای حشرات مانند سمی خیلی قوی عمل کند. می‌توانید از پودر و تفاله قهوه برای دور‌کردن حشرات استفاده کنید.
با استفاده از تفاله قهوه می‌توان پشه‌، مگس میوه، سوسک و دیگر آفت‌ها را هم از محیط دور کرد. برای این کار تنها کافی است قدری تفاله قهوه را در یک کاسه بریزید و در محیط موردنظر بگذارید یا به‌ آسانی آن را در اطراف محیط بیرونی موردنظرتان بپاشید. پخش‌کردن تفاله قهوه اطراف گیاهان به دورشدن آفت‌ها هم کمک می‌کند. تفاله قهوه با به وجود آوردن سدی در مسیر حلزون‌ها، آنها را از حرکت در آن محیط باز می‌دارد.

تفاله قهوه می تواند یک لایه بردار خوب پوستی باشد
می توانید از پسماند قهوه برای زیبایی پوست صورت تان استفاده کنید. پسماند قهوه می تواند به عنوان یک اسکراب خانگی بی نظیر عمل کند. در حقیقت این ماده موثر را می توانید به عنوان لایه بردار پوست دست و صورت تان مورد استفاده قرار دهید.
چنانچه بعضی از ماسک ها و اسکراب های تولید شده به وسیله برند های معروف را مشاهده کنید، متوجه می شوید که دانه های قهوه و کافئینی که در این دانه هاست، ترکیب اصلی بعضی از این محصولات مراقبت پوستی را تشکیل می دهد. وجود این ترکیب فوق العاده در این محصولات باعث شادابی و شفافیت پوست شما می شود.
بنابراین می توانید از تفاله قهوه تولید شده به عنوان لایه بردار پوست دست و صورت تان استفاده کنید. برای این کار هم می توانید تفاله قهوه خود را با قدری روغن زیتون ترکیب نموده و مثل یک ماسک روی پوست صورت و دست های تان قرار دهید. آنگاه آن را از روی صورت پاک کنید. با تکرار دوباره این کار در مدت زمان کوتاهی متوجه اثر بی نظیر این ترکیب روی پوست خود خواهید شد.

از عطر پسماند قهوه برای رفع بوی بد استفاده کنید
همان گونه که می دانید، قهوه عطر فوق العاده قوی و خاصی دارد. بیشتر افراد قهوه را به خاطر عطر فوق العاده ای که دارد دوست دارند. حتی از عطر قهوه در تولید خیلی از اسانس ها و عطر ها هم استفاده می شود. بنابراین شاید بتوان از این خصوصیت قهوه برای رفع بوی بد استفاده کرد.
در خیلی از موارد، از پسماند قهوه برای از بین بردن بوی بد یخچال استفاده می شود. اگر یخچال شما هم به دلیل نگهداری غذا های مختلف و خصوصا ماندن غذا ها و میوه های مانده بوی بدی گرفته است، به راحتی می توانید از پسماند قهوه برای از بین بردن این بوی بد استفاده کنید.
کاربرد آن خیلی ساده و آسان است. فقط کاری که باید انجام دهید این است که قدری از این تفاله های قهوه را در ظرفی بریزید و آنگاه آن را برای مدت یک شبانه روز در یخچال بگذارید. پس از آن خواهید دید که همین پسماند قهوه به ظاهر بی فایده، چطور کار بوزدایی یخچال را انجام می دهد.
به جز یخچال، هر جای دیگری که بوی بدی دارد می توان از تفاله قهوه برای برطرف کردن بوی بد آن استفاده کرد. سینک های ظرفشویی، راه آب های ظرفشویی و روشویی ها و جاکفشی هایی که بوی بدی دارند را می توان با کمک تفاله قهوه بوزدایی کرد.

ترمیم وسایل چوبی با استفاده از تفاله قهوه
شاید برای شما نیز قدری تعجب آور باشد ولی یکی از فواید و مزایای تفاله قهوه خش‌گیری است. از تفاله قهوه برای ترمیم خط و خش‌های به وجود آمده روی وسایل چوبی استفاده می‌شود. برای اینکار کافی است که پارچه را با محلول غلیظ تفاله قهوه مرطوب کرده و روی خط و خش‌ها بکشید. اغلب این کار بر روی چوب‌های تیره تر، نتیجه بهتری می‌دهد.

تفاله قهوه به عنوان لوله بازکن
یکی دیگر از خواص تفاله قهوه خاصیت رفع گرفتگی لوله‌ها است. تفاله قهوه به علت اینکه دارای خاصیت اسیدی است مانع گرفتگی لوله‌ها می‌شود. تفاله قهوه‌ سبب ازبین رفتن هرگونه مسدودی لوله می‌شود.

دفع کک
از آنجایی که کک ها از تفاله قهوه بیزارند می توان برای حیوانات خانگی دارای کک از این ماده استفاده کرد.
البته پیش از بکارگیری این شیوه، در مورد مناسب بودن آن با یک دامپزشک مشورت کنید. ولی دقت کنید که کافئین برای گربه ها و سگ ها سمی است و باید مراقبت استفاده آن به وسیله حیوانات خانگی خود باشید. نشانه های مسمویت با کافئین در طول 30 دقیقه مشخص شده که گاها کشنده هم هست.