شوهرم دنبال برقراری رابطه با دختران آشنایان نزدیک است!

خانمی هستم متولد سال 68. شوهرم دنبال برقراری رابطه و دوستی با دختران، حتی در بین آشنایان نزدیک است و من خیلی ناراحتم چون دو دختر 6 و 4 ساله دارم. 7 سال است که ازدواج کرده ام. وضعیت مالی خوبی نداریم.

پاسخ مشاور

اگر احساس می‏کنید که رنگ و بوی خیانت از این گونه روابط بر می آید، بهتر است فکر اساسی در این زمینه بکنید. بهتر است قبل از هر چیز با یک روان شناس یا مشاور باتجربه در زمینه مسائل زناشویی همفکری کنید و جزئیات مسئله و رابطه با همسرتان را برای وی توضیح دهید تا شما را راهنمایی کند.

اکیداً توصیه می کنم از برخورد تند و برملاکردن این مسئله نزد خانواده ها و آبروریزی خودداری کنید. البته شما حق دارید ناراحتی خودتان را ابراز کنید؛ اتفاقاً این اقدام، آغازی برای حل مسئله شماست؛ ولی زمان، نحوه گفتن مثل پرهیز از جنجال، تحقیر و سرزنش همسرتان بسیار مهم تر از اعتراض و تخلیه تنش است.

پذیرفتن جوانب مختلف مسئله، برخورد آگاهانه و مشفقانه شما و مهم تر از همه درک و پذیرش نقش خودتان به عنوان شریک عاطفی وی حائز اهمیت بسیار است. این مسئله خاص مردان نیست و ممکن است برای زنان نیز به همان میزان رخ دهد؛ ولی طبق تحقیقات، عامل تعیین کننده رضایت از رابطه جنسی، عشق و شور و هیجان در زندگی زناشویی، در 70 درصد زنان و نیز 70 درصد مردان، کیفیت روابط صمیمانه در زوج هاست؛ بنابراین اگر به زندگی خود، همسر و بچه هایتان هنوز علاقه دارید، فکر طلاق و جدایی را فعلا کنار بگذارید و اجازه دهید طلاق آخرین گزینه شما باشد.

پیش از آن راه های دیگر را امتحان کنید و درباره مشکلات ارتباطی بین خود و همسرتان از مشاوران و روان شناسان توانمند کمک و راهنمایی بگیرید

از خودم راضی نیستم!

عذاب وجدان حسی است همراه با اضطراب و نگرانی که ذهن ما را نسبت به کاری که می توانستیم انجام دهیم ولی در انجام آن کوتاهی کرده ایم یا به نحو احسن آن را عملی نکرده ایم، درگیر می کند. در این حالت احساس نارضایتی و خودخوری تمام وجود ما را در برمی گیرد. اگر تا به حال دچار این احساس شده اید، حتما ادامه این مطلب را بخوانید.

عذاب وجدان در چه شرایطی پیش می آید؟

معمولا شما در ضمیر ناخودآگاه خود درباره موضوعی که در انجام آن کوتاهی کرده اید با خود می گویید که ای کاش تلاش خود را می کردید یا حداقل بیشتر سعی می کردید. همه این حالات به دلیل احساس ضعف و ناتوانی ایجاد می شود. بعضی افراد دائم اشتباهاتی را که اصلا ربطی هم به آن ها ندارد به گردن خود می اندازند و عذاب وجدان تمام وجودشان را فرا می گیرد. احساس عذاب وجدان چقدر منطقی است؟ وقتی احساس گناه نسبت به اقداماتتان می کنید با خودتان کاملا منطقی صحبت کنید و به یاد داشته باشید که این احساس نارضایتی در بیشتر مواقع غیر منطقی است. با این حال اگر دیدید واقعا اشتباه کرده اید، دلیل کار اشتباه تان را پیدا کنید و مسئولیتش را به عهده بگیرید تا احساس عذاب تان را متوقف کنید.

احساس عذاب غیرمنطقی، زندگی شما را فلج می کند. اصلی ترین آسیب روانی عذاب وجدان چیست؟ شاید برای همه اتفاق افتاده باشد که در محیط کاری احساس کنند هیچ کار مفیدی انجام نمی دهند یا در عملکرد خود دچار لغزش شده اند.

توجه داشته باشید که اگر شما خود را در نگاه دیگران بی ارزش می دانید، اگر از همین حالا جلوی پیشرفت این حس را نگیرید مطمئنا افسردگی و ناامیدی تمام ابعاد زندگی تان را فرا می گیرد و این اصلی ترین آسیب روانی کنترل نکردن عذاب وجدان است؛ بنابراین قبل از ایجاد احساس گناه و عذاب وجدان، عامل آن را پیدا کنید و مانع از شروع آن شوید. بیشترین عامل ایجاد این حالت انجام ندادن وظایف است، قبل از قبول و تعهد برای انجام کاری، باید کاملا به نوع و حدود مسئولیت خود واقف باشید تا مطمئن شوید اگر از عهده انجام صحیح آن بر می آیید، این مسئولیت را قبول کنید.

با احساس عذاب وجدان چه کنیم؟ به احساس عذاب وجدان فکر نکنید: اقدام اولیه کنار گذاشتن این حس است. اگر خودتان را از فکر کردن به آن رها کنید، می توانید بر احساس عذابی که دارید چیره شوید و نقاط منفی خود را پیدا کنید. نگاه تان را تغییر دهید: از قضاوت مداوم خودتان و دیگران دست بردارید. شما باید بدانید که شکست و پیروزی به نوع درک انسان بستگی دارد و می توان به شکست ها به عنوان فرصتی برای کسب تجربه نگاه کرد.

توانایی های تان را شناسایی کنید: استعداد خاص شما چیست؟ به موفقیت های قبلی تان فکر کنید مهم نیست چقدر به عقب برگردید حتما موفقیتی ریز یا درشت پیدا خواهید کرد که حالتان را بهتر کند و روحیه تان را تغییر دهد. مدیر زندگی تان باشید: شما باید احساس کنید که مدیر زندگی خودتان هستید. پیام های مثبت و موثر را برای خودتان و برای هر فردی که شما را می شنود، مدام تکرار کنید. به عنوان نمونه: «من ارزشش را دارم» و آن را آنقدر تکرار کنید تا قسمتی از وجود شما شود. با یک فرد مورد اعتماد درددل کنید: درد دل هایتان را با یک دوست صمیمی یا اعضای خانواده تان در میان بگذارید؛ فردی که می تواند کمک تان کند و مشکل تان را تجزیه و تحلیل کند.

این جمله را 5 بار تکرار کنید: در هنگام عذاب وجدان فرقی نمی کند، درباره چه موضوعی است و در کجای مسیر قرار دارید، این جملات را ۵ بار تکرار کنید: «من نهایت تلاش خود را کردم، از همه مهارت ها و توانایی هایم استفاده کردم، دیگر بیشتر از این در توانم نیست». با تکرار این جمله می بینید که چطور به مرور زمان از عذاب وجدان شما کاسته می شود و متعاقبا اعتماد و اطمینان به نفس خود را افزایش داده اید.

باید توجه داشت که منظور از «احساس گناه» در روان شناسی، احساس ناخوشایندی و نارضایتی عمیق ناشی از پشیمانی نسبت به موضوعی است که در درون فرد شکل می گیرد و آثار مخرب و آسیب زایی در پی دارد و اساسا با «احساس گناهی» که در مقوله های مذهبی از آن یاد می شود و احساس ناب «توبه» را در آدمی زنده می کند، متفاوت است.

شاید هم بتوان گفت «توبه» احساس والاتری است از همان درک مسئولیت در برابر خود، خلق و خداوند و پذیرش اشتباه و گناه خود و تصمیم گرفتن برای جبران و پرهیز از آن. در بسیاری از اختلالات روان شناختی احساس گناه فرد مانع از رفع مسائلش می شود، به همین دلیل اهمیت این موضوع در درمان های روان شناختی و جلسات مشاوره ای بسیار زیاد است و همان طور که در این مطلب ذکر شده است، در بسیاری مواقع این احساس غیر منطقی است و باید زودتر آن را رفع کرد.

در این سن، ورزش برای بچه‌ها ممنوع!

بچه‌ها که از آب و گل در می‌آیند، خانواده‌ها شروع می‌کنند به برنامه‌ریزی. پدر کلاس موسیقی پیشنهاد می‌کند و مادر اصرار دارد که بچه قبل از هر چیزی باید به کلاس زبان خارجه برود. کلاس‌های نقاشی، مجسمه‌سازی و … هم که باید جزء برنامه باشد. بعضی از این خانواده‌ها هم که به ورزش علاقه‌مندند، کلاس‌های ورزشی را برای آنها در نظر می‌گیرند؛ از شنا و ژیمناستیک گرفته تا فوتبال، والیبال و… تصور هم این است که اگر این کلاس‌ها را زودتر برای بچه‌ها شروع کنند، آنها موفق‌تر می‌شوند.

دیده شده دختر یا پسر بچه‌ای که هنوز نمی‌تواند بعضی از کلمات را ادا کند، در کلاس‌های ورزشی دیده می‌شود؛ بچه هایی که مجبورند حرکاتی انجام دهند که از عهده‌اش برنمی‌آیند. به نظر می‌رسد خانواده‌ها در آموزش دیدن بچه‌ها عجله دارند و شاید دلیل این اتفاق مشاوره‌های اشتباهی باشد که به آنها داده می‌شود. البته تبلیغات درآمدزایی باشگاه‌ها و سالن‌های ورزشی هم در این موضوع بی‌تاثیر نیست. آنها برای درآمدزایی بیشتر خانواده‌ها را ترغیب می‌کنند که از سنین پایین فرزندان‌شان را در کلاس‌های آموزشی ثبت‌نام کنند اما بررسی‌های کارشناسان ورزشی و حوزه روانشناسی کودک نشان می‌دهد که شروع ورزش باید در سن مناسب انجام شود.

ورزش آمادگی جسمانی و اعتماد به نفس آنها را بالا می‌برد اما باخت در سنین پایین می‌تواند تاثیرات منفی روی روحیه بگذارد. بچه‌ها در هر سنی نمی‌توانند حرکات خاصی انجام بدهند. حرکت ساده بستن بند کفش‌ها در سنین پایین اتفاق نمی‌افتد چه برسد به حرکاتی مثل ورزش‌های ژیمناستیک یا ورزش‌های دیگر. ناتوانی در انجام این حرکات به طور حتم تاثیرات مخربی بر روحیه بچه‌ها می‌گذارد که تنفر از ورزش ابتدایی‌ترین این تاثیرهاست.

در این سن، ورزش برای بچه‌ها ممنوع!

در این سن، ورزش ممنوع
کارشناسان معتقدند تا قبل از هشت سالگی ورزش برای بچه‌ها ممنوع است. آنها می‌گویند در این سن بازی کردن و طراحی انواع بازی‌ها بهترین کمک برای رشد جسمانی و درگیر کردن بچه‌ها با فعالیت‌های بدنی است. در کشورهای پیشرفته بازی‌هایی طراحی شده که به رشد استخوانی بچه‌ها کمک می‌کند. پریدن از روی مانع‌ها، آویزان شدن از وسایل بازی، رد شدن از تونل‌های روباز، دویدن‌های مارپیچی و… از انواع این بازی‌هاست. متخصصانی که این بازی‌ها را طراحی کرده‌اند، به این موضوع توجه داشته‌اند که همه اعضای بدن بچه‌ها از استخوان‌ها گرفته تا عضله‌ها درگیر فعالیت شوند. آنها می‌گویند در این سنین بهتر است بازی در حدی باشد که انرژی بچه‌ها تخلیه شود. این گروه مخالف کلاس‌های آمورزشی هستند و نظرشان این است که یادگیری یکی، دو مهارت بچه‌ها را خسته و کسل می‌کند و همه بدن آنها را درگیر نمی‌کند.

شنا استثناست
بعضی کارشناسان می‌گویند بچه‌ها در سن شش سالگی می‌توانند ورزش‌هایی مثل شنا و ژیمناستیک را شروع کنند اما ورزش‌های دیگر حتما باید از هشت‌سالگی آغاز شود. البته شنا برای سنین پایین هم مانعی ندارد به این شرط که مربی یا خانواده، بچه را مجبور نکنند که تکنیک خاصی را یاد بگیرد. بازی در آب و حرکات‌هایی که خود بچه‌ها انجام می‌دهند خیلی بیشتر از آموزش کرال پشت و شنای قورباغه و پروانه می‌تواند به آنها کمک کند. بعضی از بچه‌ها با آموزش‌های اشتباه مربیان از آب و شنا می‌ترسند و برای همیشه از این دو فراری می‌شوند.

اگر اجازه داده شود که کودک کم‌کم و بدون اصرار بزرگ‌ترها وارد آب شود و فقط بازی کند، راحت‌تر می‌تواند با آن رابطه برقرار کند. این جمله بزرگترها که «تو حتما باید شنا یاد بگیری» حالت تدافعی در بچه‌ها ایجاد می‌کند. پرت کردن بچه‌ها در آب هم بدترین راه آموزش آنها و غلبه بر ترس‌شان است؛ کاری که بعضی از خانواده‌ها انجام می‌دهند.

12 سالگی؛ در این سن ورزش‌تان را انتخاب کنید
تحقیقاتی که کارشناسان انجام داده‌اند نشان می‌دهد در 10 تا 12 سالگی بچه‌ها راه‌شان را انتخاب می‌کنند. آنها که روحیه گروهی بیشتری دارند، رشته‌هایی مثل فوتبال، والیبال و بسکتبال را انتخاب می‌کنند و بعضی‌ها هم دوست دارند ورزش‌های انفرادی را انجام بدهند. البته این انتخاب بستگی به این دارد که بچه در چه شرایطی فعالیت کرده در دوران برگزاری جام جهانی فوتبال گرایش‌ها به این رشته بیشتر است.

در این سن اگر دیگر تیم‌های ملی کشوری که بچه‌ها آنجا زندگی می‌کنند، نتیجه خوبی گرفته باشند، بچه‌ها آن رشته را انتخاب می‌کنند، نمونه‌اش در خود ایران اتفاق افتاد؛ سال گذشته بعد از بازی‌های تیم ملی والیبال در لیگ جهانی، تعداد بچه‌هایی که در کلاس‌های والیبال ثبت‌نام کرده بودند، رشد قابل‌توجهی داشت.

به روحیه کودک توجه کنید
فدراسیون‌های ورزشی برای بچه‌هایی که در سنین پایین هستند، مسابقه می‌گذارند. مسابقات گروه سنی نونهالان در رشته‌هایی مثل کشتی، تکواندو، کاراته و… برگزار می‌شود. کارشناسان روانشناسی خیلی با این موضوع موافق نیستند. آنها معتقدند برگزاری مسابقاتی که تعیین بازنده و برنده در آن اتفاق مهمی است و برنده مدال می‌گیرد و در فضایی عمومی تشویق می‌شود، می‌تواند آسیب‌های غیرقابل جبرانی داشته باشد. شکست در سن‌های پایین، کودک را از ادامه یک فعالیت ورزشی منصرف می‌کند. بچه‌ها از 14 سالگی به بعد باخت و برد را درک می‌کنند و فهم این موضوع برای‌شان حل می‌شود. توصیه کارشناسان این است که مسابقات جدی از این سن به بعد برگزار شود.

در این سن، ورزش برای بچه‌ها ممنوع!

هشت سالگی؛ بهترین سن برای شروع
باتوجه به فعالیت‌هایی که بچه‌ها درسن پایین داشته‌اند، می‌توان تشخیص داد آنها به چه ورزش‌هایی علاقه و در چه رشته‌هایی استعداد دارند. علاقه به دویدن، شنا کردن، بازی با توپ و.. می‌تواند بهترین کمک برای والدین و مربیان در انتخاب رشته ورزشی بچه‌ها باشد. در هشت سالگی می‌شود آموزش در یک رشته خاص را برای بچه‌ها شروع کرد. برگزاری مسابقه در این سن هم مشکلات چندانی برای بچه‌ها ایجاد نمی‌کند، البته به این شرط که بچه‌هایی که در یک سطح هستند با هم رقابت کنند و شکست در روحیه آنها تاثیرات مخربی نگذارد. در این سن باید لذت بردن بچه‌ها از ورزشی که انجام می‌دهند در اولویت باشد.

مواظب آسیب‌ها باشید
موضوع دیگری که باید مورد توجه خانواده‌ها قرار بگیرد، آسیب‌دیدگی‌های جسمی و روانی حین برگزاری مسابقات است. بعضی از پدر و مادرها اصرار دارند بچه‌های‌شان حرکات‌های ورزشی را به درستی انجام بدهند و انتظاراتی بالاتر از توان‌شان از آنها دارند که هم این انتظارات و هم استرس‌هایی ناشی از برگزاری مسابقات در سنین پایین می‌تواند روان بچه‌ها را به هم بریزد. اولین راهی هم که به نظر آنها می‌رسد این است که دیگر ورزش نکنند. آسیب دیدن در سن پایین می‌تواند برای همیشه یک بچه را از ورزش زده کند. تحمل درد در سنین پایین کم است و این دردها بچه‌ها را از ورزش دور می‌کنند. توصیه‌ها این است که حرکات براساس توان بچه‌ها و علاقه‌شان انتخاب شود و از اصرار به انجام یک ورزش جلوگیری شود.

ورزش سنگین از 15 سالگی
کارشناسان ورزشی می‌گویند ورزش‌های پایه باید در سنین پایین آموزش داده شوند. شنا، دوومیدانی و ژیمناستیک در این گروه قرار دارند. این سه ورزش پایه اصلی ورزش‌های دیگر است. بچه‌ها می‌توانند درهمین سه رشته تا حد ستاره شدن پیش بروند یا مهارت‌هایی که در این رشته‌ها یاد گرفته‌اند، زمینه خوبی برای فعالیت در رشته‌های دیگر باشد. ورزش‌هایی مثل دوچرخه سواری، والیبال، بسکتبال، فوتبال ، بدمینتون و … که برخورد فیزیکی کمتری دارند، برای گروه سنی 11 تا 14 ساله توصیه می‌شوند.