اصول نگهداری و مراقبت از کاکتوس در تابستان

قطعا همه شما می دانید که کاکتوس ها گیاهان مقاومی هستند و می توانند تقریباً در انواع آب و هوا زنده و سالم بمانند؛ اما نیاز به مراقبت دقیق دارند. مراقبت مناسب در تابستان برای شادابی و سلامت گیاهان کاکتوس حیاتی است. در این قسمت از بیا نی نی توضیح مفصلی در مورد نگهداری کاکتوس در تابستان خواهیم داد.

 آبیاری به موقع و به اندازه کافی
کاکتوس ها در برابر خشکی؛ گیاهان مقاومی هستند اما با این حال برخی از تصورات اشتباه در مورد آبیاری آنها وجود دارد؛ رایج ترین آن ها این است که نیازی به آبیاری ندارند و بدون آب هم می توانند زنده بمانند؛ در صورتی که چنین نیست بلکه آن ها به آب کمتری نیاز دارند؛ زیرا برگ های کاکتوس مقدار زیادی آب در خود ذخیره می کنند، به این معنی که حتی در ماه های تابستان هم به آبیاری کمتری نیاز خواهد بود. به طور معمول، کاکتوس ها باید در فضای باز هر دو هفته یک بار و در داخل خانه؛ هر هفته آبیاری شوند.

اما این روال برای کاکتوس هایی که در ظروف یا گلدان های سیاه یا رنگ تیره کاشته می شوند؛ متفاوت خواهد بود زیرا رنگ سیاه گرما را جذب کرده و باعث می شود که رطوبت از خاک تبخیر شود و این بدان معناست که در این صورت گیاه به آبیاری بیشتری نیاز خواهد داشت. بنابراین، اگر نمی‌ توانید گیاه را به ظرفی دیگر منتقل کنید، انگشت خود را به اندازه 3 سانت در خاک فرو کنید و اگر احساس کردید خشک است، زمان آبیاری خواهد بود.

سازگاری گیاه با نور خورشید
در واقع گیاهان کاکتوس در فضای باز و نور خورشید رشد بهتری خواهند داشت؛ اما برای سازگاری آن ها؛ باید ابتدا به یک منطقه سایه منتقل شوند؛ سپس به تدریج شروع به انتقال آنها به مکانی با نور خورشید کنید. در نظر داشته باشید که حتما کاکتوس های تازه کاشته شده یا جوان را برای مدت طولانی تری در سایه نگه دارید. گیاهان بزرگ تر با ریشه های قوی تر می توانند قرار گرفتن طولانی مدت در معرض نور خورشید را تحمل کنند.
آفتاب صبحگاهی برای شکوفایی کاکتوس ها ایده ‌آل است، به ‌ویژه زمانی که هوا گرم‌ تر می ‌شود.
همه کاکتوس های خود را برای تابستان بیرون ببرید؛ اما مراقب علائم آفتاب سوختگی هم باشید که شایع ترین علائمِ آن؛ شامل سفید شدن یا تغییر رنگ گیاه است.

دور کردن آفات و حشرات
نگهداری گیاهان در فضای باز باعث جذب آفات و حشرات هم خواهد شد که کاکتوس ها را منبع خوبی برای آب در زمان های خشک می دانند.
بدین منظور؛ برای جلوگیری از تخریب گیاهان خود، از مواد دفع کننده مناسب برای کنه ها یا حشرات موزی استفاده کنید.
علاوه بر این، می توانید اطراف گیاهان خود را توری بکشید تا از ورود حشرات و حتی جوندگان و پرندگان هم جلوگیری شود.

از فرهنگ پوشش دیروز تا سبک پوشش امروز

روزی روزگاری به وسعت پهنه جغرافیای ایران، از شمال تا جنوب و غرب تا شرق را اقوامی زندگی می‌کردند که هر کدام ملبس به پوششی خاص زیست بومشان بودند، اما امروز از آن تنوع فرم پوشش خبری نیست و تنها برخی از اقوام به پوشاک سنتی‌شان وفادار مانده‌اند و باقی پوشاک محلی یا به داخل ویترین موزه‌ها رفته‌اند یا برای برخی مراسم و جشن‌ها استفاده می‌شوند. چه بر سر پوشش ایرانیان آمده‌است؟ پوشاک به عنوان نیاز ابتدایی بشر بود که همگام با رشد اجتماعی از سطح یک نیاز به بخشی از فرهنگ جوامع تبدیل شد و با هنر عجین گشت. چنین شد که پوشاک بخشی از شناسنامه ملی مردمان شد. تاریخ گواه آن است که ایران و ایرانی عمری به قدمت اولین تمدن‌ها دارند و آنجا که داریوش هخامنشی برای مردمانش لباسی فاخر برگزید، زیبایی و پوشانندگی مشخصه جامه‌ای برای ایرانیان شد. در این میان، زن ایران باستان برای کمال خویش و ارج نهادن به مقام زن، چادری مستطیلی بر سر نهاد و این رسم ادامه پیدا کرد. اسلام در ایران مهر تأییدی بر فرهنگ پوشش ایرانیان زد. آمدن سلجوقیان، مغول‌ها، ایلخانان، تیموریان، صفویان و … از منزلت پوشش و فرهنگ پوشش زن ایرانی کم نکرد بلکه آن را کامل‌تر نمود. فرهنگ پوشش ایرانی در هر دوره با هنر آن زمان عجین و زیباتر شد به طوری‌ که در دوره صفویه لباس ایران به شکوفایی رسید و موجبات تقلید اروپاییان از آن را فراهم آورد. در همه ادوار تاریخ پوشاک، لباس منزلت و جایگاه اجتماعی افراد را مشخص می‌کرد. بنابراین پوشاک نقشی جامعه‌شناختی داشته است و دارد. در دوره قاجار و پس از سفر ناصرالدین‌شاه قاجار از اروپا، ورود اولین البسه غربی اتفاق افتاد. شاه برای زنان حرم لباس‌هایی متأثر از پوشش بالرین‌ها هدیه آورد اما ضربه اصلی به پوشاک ایرانی در دوره پهلوی و در مسیر ایدئولوژی سردمداران حکومت زده شد که با ظهور انقلاب دوباره فرهنگ پوشش ایرانی تغییر کرد. امروز سالیانی از انقلاب می‌گذرد اما چه بر سر پوشش مردمان ایران آمده است که شناسنامه خود را گم کرده‌اند؟ سبکی جدید از پوشاک در سال‌های اخیر در جامعه شکل گرفته که در نهایت بی‌هویتی است. نه رنگ و بویی از پوشش زن ایرانی دارد، نه شبیه آن چیزی است که یک زن با شخصیت اروپایی بر تن می‌کند. بانوان زیادی در جامعه ما لباسی بر تن می‌کنند که تمام شخصیت یک زن ایرانی را زیر سؤال می‌برد. روزگاری لباس منزلت فرد و مرتبه افراد را نمایان می‌ساخت اما امروز همه به دنبال تقلید از سبکی بی‌‌ریشه در پوشاک هستند و غافل از آنکه تیشه به ریشه هویت ایرانی می‌زنند. زنانی که مادران فرزندانی هستند که آینده‌ کشور در دستشان است اما افسوس گویی در یک ناآگاهی عمیق فرو رفته‌اند. جوانان و نوجوانان نیز به دنبال الگوبرداری و آرمان‌گرایی، از الگوهای نامناسب تقلید می‌کنند. بخشی از این غفلت سهم تولیدکنندگان است و بخشی دیگر در باورهای مردم نهفته است. تاریخ پوشاک در جنگ فرهنگ‌زدایی گم شده است و مسئله اصلی شاید چیز دیگری است. همان‌طور که ذکر شد، پوشاک بخشی از فرهنگ است و فرهنگ نیز همواره متأثر از مسائل دیگر اجتماع همچون اقتصاد و … . در واقع، فرهنگ روبنایی و بازتابی از مسائلی دیگر است. فرهنگ پوشش نیز بی‌شک بی‌تأثیر از شرایط حاکم بر جامعه نیست. نوعی واکنش به همه فشارهایی که از سمت اجتماع بر فرد تحمیل می‌شود.

نویسنده: زهره زمانی کارشناس ارشد هنر

مسن ترین زن جهان مدعی است که شیر و اسفناج باعث شده ۱۲۸ سال عمر کند

یوهانا مازیبوکو این هفته ۱۲۸ ساله شد. او که در استان شمال غربی آفریقای جنوبی زندگی می کند، روز چهارشنبه ۱۱ مه تولد ۱۲۸ سالگی خود را جشن گرفت. این زن ۱۲۸ ساله در مزرعه ذرت به دنیا آمده است و بزرگ‌ترین فرزند در میان ۱۲ خواهر و برادر خود بود که هنوز سه نفر از آن‌ها زنده هستند.
او معتقد است با وجود بی سواد بودن، در مزارع خیلی خوب زندگی می کردند و هیچ مشکلی نداشتند. اگرچه او نمی تواند دوران کودکی خود را به خوبی به یاد بیاورد، اما زمانی را به یاد می آورد که هجوم ملخ در مزارع وجود داشت. آنها ملخ ها را می گرفتند و می خوردند. با این حال، رژیم غذایی او زمانی که در حال رشد بود، بیشتر شیر تازه بوده است. او می گوید که در حال حاضر غذاهای امروزی می خورد و به آن عادت کرده است، اما دلش برای غذاهایی که با آن بزرگ شده، تنگ شده است.


یوهانا با یک مرد بزرگتر از خودش ازدواج کرد که همسر اولش را از دست داده بود و یک مرد مستقل بود. همسر او یک اسب و یک گاو داشت، او گاو را می دوشید و کره درست می کرد تا بفروشد. این زن ۱۲۸ ساله، هفت فرزند با همسرش داشت که دو نفر از فرزندانش امروز زنده هستند. او علاوه بر دو فرزندش، ۵۰ نوه، نتیجه و نبیره دارد. یوهانا پس از ازدواج با انجام کارهای خانه برای صاحبان مزارع امرار معاش می کرد.


او شنوایی اش ضعیف شده، اما هنوز هم می تواند ببیند. این زن ۱۲۸ ساله می تواند با کمک عصا در خانه حرکت کند. او می گوید که بدنش سفت شده است و مثل بچه ها راه می رود. وقتی مردم در خیابان‌ها راه می‌روند، او فقط از پنجره‌ نگاهشان می‌کند و آرزو می‌کند که می‌توانست مثل آنها باشد. یوهانا می‌گوید مطمئن نیست چرا به این سن رسیده است، ولی وقتی بمیرد، باید برای او یک گاو قربانی کنند و باید او را خوب دفن کنند تا هرگز مزاحمشان نشود.

آیا زنان واقعا بیشتر جذب مردان پولدار می‌شوند؟ علم پاسخ می دهد

نتایج یک مطالعه تایید کرده است که زنان واقعا به مردان پولدار تمایل بیشتری دارند. آدم‌هایی نظیر ایلان ماسک، سرمایه‌دار تسلا با درآمد بالا و شغل خوب، در پروفایل‌های دوست یابی آنلاین تا ۳.۵ برابر پاسخ مثبت بیشتری از زنان می‌گیرند.
زنان تحصیل‌کرده با وضعیت مالی خوب نیز توجه بیشتری را به خود جلب می‌کنند، اما تاثیر این موارد در جذب شدن آنها توسط مردان کمتر است.

محققان با بررسی ۱.۸ میلیون پروفایل از ۲۴ کشور مختلف به این نتیجه رسیدند که موضوع تمایل زنان به مردان پولدار در سرتاسر دنیا صحت دارد. دکتر اندرو توماس، روانشناس از دانشگاه سوانسی کشور ولز می‌گوید: «بسیاری از مردم دوست دارند باور کنند که این موضوع تنها یک کلیشه است. اما با بررسی مطالعاتی که قدمت آنها به دهه ۱۹۸۰ بازمی‌گردد و بررسی تمامی فرهنگ‌ها درمی‌یابیم که این موضوع که زنان جذب مردان ثروتمند می‌شوند یک واقعیت است.»
مطالعه او مردان را بر اساس درآمد، تحصیلات و مشاغل و پاسخ‌هایی که در پلتفرم‌ های دوستیابی دریافت کرده بودند رتبه‌بندی کرد. نتایج نشان داد بالاترین سطح از توانایی اکتساب منابع، اعم از تحصیلات و ثروت، پاسخ‌هایی را که مردان دریافت کردند، ۲۵۵ درصد افزایش داد. این رقم برای زنان ۱۰۳ درصد بود.
دکتر توماس معتقد است اینترنت هر دو جنس زن و مرد را به سمتی سوق می‌دهد که ثروتمندتر به نظر برسند یا برای جذب یک معشوق مناسب‌تر باشند.

پیش از این نیز مطالعات نشان داده بود زنان اگر دریابند کیف پول مردی حجیم‌تر است، او را جذاب‌تر می‌یابند، در حالی که برای مردان جذابیت ظاهری زنان بااهمیت‌تر است.
همواره این تصور وجود داشته است که زن‌ها به دلیل احساس نیاز به منابع بیشتر برای سرمایه‌گذاری روی خود و فرزندانشان باید نسبت به مقدار پولی که مرد به دست می‌آورد حساسیت بیشتری داشته باشند، در حالی که مردان به خاطر احساس نیاز به یک همسر بارور، به ظاهر زیبا و جوان‌تر زنان اهمیت می‌دهند. از آنجایی که باروری در زنان در اواسط دهه بیست سالگی به اوج خود می‌رسد، مردان عموما جفت‌هایی در این محدوده سنی را ترجیح می‌دهند و علاوه بر این، ویژگی‌های ظاهری زنانه نیز در انتخاب آنها موثر است.

۱۰ اشتباه رایج که هنگام خرید کفش مرتکب می شویم

اولین کفش ها هزاران سال قبل برای محافظت از پاها ساخته شدند. گرچه این روزها هنگام راه رفتن در کوچه و خیابان لازم نیست نگران پا گذاشتن روی مارها باشیم، اما ارزشش را دارد که با دقت به بعضی ویژگی های کفش ها، جلوی اذیت شدن پاهای خود و همینطور هدر رفتن پول هایمان را بگیریم.
در ادامه از اشتباهات رایجی خواهیم گفت که هنگام خرید کفش مرتکب می شویم.

۱- صبح ها کفش می خرید
شاید اینطور به نظر آید که زمان خرید ارتباطی با انتخاب کفش مناسب ندارد اما این امر مهم تر از چیزی است که به نظر می رسد. پاها طی روز عرق  می کنند، به همین دلیل اگر صبح کفش امتحان کنید، احتمالش هست کفشی که بخرید که برایتان تنگ باشد.

۲- فرم پایتان را نمی دانید
برای انتخاب یک کفش راحت، باید فرم پاهایتان را بدانید. یک راه ساده برای دانستن این موضوع آن است که پای خود را خیس کنید و سپس آن را روی یک ورق مقوا بگذارید.
اگر ردپایتان را به طور کامل دیدید، احتمالاً یعنی پایتان صاف است، به همین دلیل باید کفشی بخرید که وقتی با آن راه می روید، کف پایتان تو نرود. از سویی دیگر، اگر قوس کف پایتان خیلی زیاد باشد، در مرکز ردپا یک فضای خالی خواهید دید. این بدان معنی است که بهتر است از کفش هایی استفاده کنید که لایه ی محافظ بیشتری دارند. اگر مرکز ردپا نیمه خالی بود، یعنی فرم پایتان طبیعی است.

۳- تصور می کنید کفی ها فقط برای درمان مشکلات پا هستند
یک باور رایج اما نادرست دیگر این است که کفی ها تنها برای کسانی هستند که پاهایشان مشکلی دارد. اما اگر مجبور هستید تمام روز را سرپا باشید، کفی های طبی می توانند راه خوبی برای تسکین باشند. با این حال، کفی های پاشنه لایه ی محافظ بیشتری فراهم می کنند و با توجه به اینکه با بالا رفتن سن پوست نازک و نازک تر می شود، این کفی ها راحتی زیادی ایجاد می کنند.

۴- یک جفت کفش هست که همیشه آن را می پوشید
همه ی ما یک جفت کفش داریم که آن را از بقیه ی کفش هایمان بیشتر دوست داریم، اما هر قدر هم که راحت باشد، نباید همیشه و همه جا همان یک جفش کفش را بپوشیم. این توصیه ای برای خوش پوش تر شدن نیست و در واقع هیچ ارتباطی با تیپ و ظاهر ندارد. بهتر است یک روز درمیان کفش خود را تغییر دهید تا عرق کفش کامل خشک شود.
به علاوه، وقتی کفشی را هر روز می پوشید، بعضی قسمت های آن، به خصوص داخل و زیره ی کفش، فرسوده می شود، امری که می تواند تأثیری منفی روی راه رفتن ما بگذارد و در نتیجه، باعث پا درد شود.

۵- سایز پایتان را می دانید اما ابعادش را نه
دانستن ابعاد دقیق پا در هنگام خرید می تواند بسیار کمک کننده باشد. برندها سایزبندی متفاوتی برای کفش ها دارند، به همین دلیل بهتر است سایز درج شده روی کفش را مدنظر قرار ندهید و به جایش، به ابعاد پای خودتان توجه داشته باشید. به علاوه، فراموش نکنید که سایز پا می تواند در دوران بزرگسالی، بر اثر عواملی مانند بارداری یا افزایش وزن تغییر کند. با توجه به این مسأله، بهتر است قبل از رفتن به خرید، ابعاد پایتان را دوباره اندازه بگیرید.

۶- هنگام خرید کفش به جنس زیره توجه نمی کنید
یکی دیگر از چیزهایی که باید به آن توجه داشت، زیره کفش است، چون نقش مهمی در راحتی کفش دارد. برای انتخاب یک کفش مناسب باید این موضوع را مدنظر قرار دهیم که می خواهیم چقدر از آن استفاده کنیم. مثلاً کفش های ورزشی باید انعطاف پذیر و ضربه گیر باشند و اگر کفشی انتخاب کنیم که زیره اش لاستیکی باشد، در زمستان انعطاف نخواهد داشت.
با توجه به این موضوع، به شما می گوییم که چطور جنس های مختلف را از هم تشخیص دهید:
زیره چرمی نرم و براق است. به علاوه، اگر با انگشت اشاره تان به آن ضربه بزنید، صدای بلندی می دهد.
زیره لاستیکی رنگ ماتی دارد و اگر با انگشت به آن ضربه بزنید تقریباً هیچ صدایی نمی دهد.
زیره پلی اورتان به راحتی خم می شود و وقتی به آن ضربه بزنید، دست لیز نمی خورد.

۷- فقط یک لنگه از کفش ها را امتحان می کنید
بدن ما قرینه نیست. خیلی پیش می آید که یک پا کمی بزرگ تر از دیگری باشد، به همین دلیل باید هر دو لنگه ی کفش را امتحان کنید تا مطمئن شوید هر دو پای بزرگ تر و کوچک تر در کفش راحت هستند.

۸- فقط به بلندی پاشنه توجه می کنید
درست است که کفش های پاشنه بلند کفش های راحتی محسوب نمی شوند اما معنی اش این هم نیست که پوشیدن کفش پاشنه بلند حتماً با درد همراه است. زیره هایی که ضخامت زیادی دارند یا کمی لژدارند، لایه ی محافظ بیشتری در برابر فشار وارده به کف پا ایجاد می کنند.

۹- عمر مفید کفش های کتانی مدل کفش تنیس را در نظر نمی گیرید
کفش های کتانی مدل کفش تنیس عمر محدودی دارند. بعضی کفش های جدید هستند که به گونه ای طراحی شده اند که خود قبل از ۵۰۰ کیلومتر از هم پاره می شوند. با این حال لازم نیست کفش حتماً پاره شود، ساییدگی ها و پارگی های کفش هم باعث آسیب می شود. با توجه به اینکه هر فرد بزرگسال عادی طی روز بین ۲/۴ تا ۳/۲ کیلومتر راه می رود، اگر هر روز از کفش تنیس تان استفاده کنید، در عرض کمتر از نصف سال فرسوده می شود.

۱۰- دمپایی لاانگشتی را طولانی مدت به پا می کنید
دمپایی ها و صندل های لاانگشتی یکی از انتخاب های همیشگی برای فصل تابستان هستند، اما توصیه می شود زیاد آن ها را در پاهایتان نگه ندارید. این مدل کفش نحوه ی راه رفتن مان را تغییر می دهد چون ما را مجبور می کند از انگشت شست پایمان استفاده کنیم تا کفش در پایمان بماند. این امر در دراز مدت می تواند مشکلاتی به بار آورد.

استاد فاطمی نیا و جایگاه زن در اسلام حقیقی

یک کاربر فضای مجازی در توییتر نوشت: ‏اون از گریه های جانسوز آقای جوادی آملی در فراق همسرش

این هم از آقای فاطمی نیا که وقتی پسرش میگه چرا بدون عبا میری مجلس میگه:
«اگر آبروی من در گروی این عباست واین عبا هم به بهای از خواب پریدن مادرته،نه آن عبا را میخوام و نه آن آبرو رو» 

آره عزیزجان،جایگاه زن در اسلام حقیقی اینه.

چند فریم با جسد حیوان خانگی، چند هزار دنبال‌کننده

کسانی که حیوان خانگی دارند رفتارشان هنگام از دست دادن حیوان به گونه‌ای است که انگار قرار است محبوب‌ترین فرد زندگیشان را از دست بدهند.

برای خیلی‌ها همه چیز از پیشنهاد یک دوره اتانازی شروع می‌شود. سگ یا گربه شما دیگر با نشاط نیست. در خانه از این طرف به آن طرف نمی‌رود. چیزی را به هم نمی‌ریزد. اشتها ندارد. تمایلی به گردش روزانه نشان نمی‌دهد و از همه مهم‌تر این که دوره بیماری‌اش کش آمده و درد می‌کشد. کاری از دامپزشک ساخته نیست و این پیشنهاد اعضای یک خانواده و یا صاحب اصلی یک حیوان را به هم می‌ریزد. زندگی روزمره مختل می‌شود.

رفتار بیشتر این آدم‌ها طوری است که انگار قرار است محبوب‌ترین فرد زندگی شان را از دست بدهند. دامپزشک اصرار دارد که این اتفاق در کلینیک بیفتد. اما خیلی‌ها حاضرند پول بیشتری بپردازند تا دامپزشک برای تزریق‌های محرک مرگ آرام حیوان به خانه شان برود. برای بعضی‌ها این دوره کوتاه یک روزه با تزریق‌های زمان دار به سختی مرگ یک عزیز می‌گذرد. اما خیلی‌های دیگر هستند که در همین لحظات هم دست از شوآف بر نمی‌دارند. مرتب عکس می‌گیرند و در صفحه مجازی شان عکس‌های ناگواری از جسد حیوان منتشر می‌کنند و کپشن می‌زنند: «بچه‌ام مرد!» سیل تسلیت است که تا روز‌های بعد دریافت می‌کنند و صد البته تعداد دنبال کننده‌های شان دو برابر می‌شوند.

لطفا با جنبه باشید!

استارتر، یک تاپیک در یکی از تالار‌های گفتگوی مشهور است. عنوان تاپیک این است: «لطفا با جنبه‌ها بیان.» در ادامه ماجرای از دست دادن سگ ۳ ساله اش را مطرح کرده است. می‌گوید شب‌ها خواب ندارد. نتوانسته در ۳ امتحان آخر دانشگاه شرکت کند. همسرش را مقصر می‌داند. آرزو می‌کند او هم مثل سگش زجر کش شود. همسرش را مقصر مرگ زودهنگام حیوان خانگی شان می‌داند. می‌خواهد قلاده سگش را قاب کند و به دیوار بزند تا گوشه‌ای از خانه محل یادبود او باشد. اما شوهرش دوباره مانع این کار شده است.

نیاز به دلداری دارد. اما کسی درکش نمی‌کند. جالب اینجاست که در این پیام‌ها با جنبه‌های زیادی این تاپیک و استارتش را تحویل گرفته‌اند. خیلی‌ها دلداری اش داده‌اند و بعضی‌ها با پیشنهاد یوگا و مدیتیشن و انرژی درمانی سعی داشته‌اند از تجارب موفقیت‌آمیز خودشان در گذر از مراحل سوگ حیوان خانگی شان بگویند. اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود. تجربه برخی از خانواده‌هایی که این موضوع را از سر گذارنده‌اند به قدری تلخ بوده که برای همیشه دور نگهداری از حیوان خانگی را قلم گرفته‌اند.

دو سال است که هیچ هدیه‌ای دخترمان را خوشحال نمی‌کند

دو سال می‌شود که مسیر همیشگی مدرسه دختر ۹ ساله اش را تغییر داده است. مجبور است از راه پر ترافیک دیگری تردد کند تا دخترش به گریه نیفتد و بهانه نگیرد. فرانک می‌گوید دخترش دو سال پیش در کلینیکی که نزدیک به مدرسه اش بوده سگ کوچک شان را از دست داده است: «ملیسا تک فرزند بود. به دلیل مشغله‌های پدرش و شاغل بودن من خیلی از اوقاتش به تنهایی می‌گذشت. تعدادی از دوستان مان این پیشنهاد را کردند که برای پر کردن تنهایی دخترمان یک سگ به خانه بیاوریم.» ادامه روایت فرانک از وابستگی شدید دخترش به این سگ حکایت دارد: «ملیسا به قدری به سگ‌مان وابسته شده بود که ما دیگر کمتر به مسافرت هوایی می‌رفتیم تا سگ‌مان بی دردسر در مسافرت‌ها هم همراه ما باشد، چون دخترم راضی نمی‌شد که برای چند روز از او جدا بماند.

با سگ‌مان غذا می‌خورد و بازی می‌کرد و می‌خوابید و به گردش می‌رفت. تا این که این سگ دچار نوعی مسمومیت از غذای خشک شد که برندی فرانسوی داشت و البته با تاریخ گذشته وارد کشور شده بود. رفلاکس شدید دو ماه ادامه داشت. دخترم شاهد حال بد این سگ کوچک بود و خودش هم مدام غصه می‌خورد و دیگر با کسی حرف نمی‌زد تا این که این بیماری با مرگ در کلینیک نزدیک مدرسه دخترم به پایان رسید و تازه مشکلات ما شروع شد.» دختر فرانک حالا دیگر از هیچ هدیه و سرگرمی لذت نمی‌برد: «شاید باور کردنش سخت باشد، اما روز‌های اول به قدری بی میل به غذا بود که مجبور به تزریق سرم شدیم. هفته‌ها با کسی حرف نمی‌زد. از خانه بیرون نمی‌رفت. مادرم را خیلی دوست دارد، اما وقتی او هم به خانه‌مان می‌آمد می‌رفت و خودش را به خواب می‌زد تا کسی را نبیند. ۲ سال است که هیچ هدیه‌ای خوشحالش نمی‌کند و دیگر آن ملیسای بازیگوش و شاداب همیشگی نیست.» فرانک به گریه افتاده است: «بعضی از دوستان مان دوباره این پیشنهاد را داشتند که باز هم برایش یک حیوان خانگی دیگر بیاوریم، اما یادآوری حال بد آن حیوان در خانه مان و غصه‌هایی که ملیسا برایش می‌خورد تجربه‌ای است که هرگز نمی‌خواهم تکرار شود.»

صفحه مجازی همسرم را دنبال نمی‌کنم

نگهداری از حیوان خانگی یا همسایگی با آن‌ها گاهی اوقات به زندگی بعضی از ما تحمیل می‌شود. فرهاد می‌گوید به دلیل نگرانی‌هایی که از این موضوع داشته و ترس از قضاوت شدن صفحه همسر خودش را در فضای مجازی دنبال نمی‌کند تا دیگران متوجه وضعیت روحی عجیب همسرش نشوند. روایتش را با جمله شاید درمانده‌تر از من در نگهداری از حیوان خانگی وجود نداشته باشد شروع می‌کند: «بین کادو‌های ازدواج مان سر و کله یک سگ مینیاتوری کوچک از نژاد شیدزو پیدا شد. بعد‌ها کاشف به عمل آمد هدیه دهنده که از اقوام همسرم بودند قصد مهاجرت داشته‌اند و حالا با هماهنگی قبلی یا اتفاقی این سگ به ما سپرده و در واقع هدیه داده شد. روز‌های اول ازدواج بود و ترجیح دادم درباره این موضوع سختگیری شدیدی بروز ندهم. همسرم هم مدام می‌گفت چند روز نگهش می‌داریم و بعد می‌سپاریمش به دوستی که در اطراف شهریار باغ داشت و از ده‌ها سگ و گربه نگهداری می‌کرد.»

فرهاد می‌گوید حالا این چند روز تبدیل به چند سال شده است: «وابستگی همسرم به این سگ روز به روز بیشتر شد. من در اداره‌ای مسئولیت داشتم و با همکارانم رابطه‌ای دوستانه داشتیم، اما به همین دلیل دعوت از آن‌ها هیچ وقت برای ما امکان پذیر نشد، چون کسی نبود که همسرم به او اعتماد داشته باشد و این سگ رابرای چند ساعت به او بسپارد. در واقع با توجه به مخالفت‌های هر روزه من تصوری بیمار گونه پیدا کرده بود. فکر می‌کرد که می‌خواهیم این سگ را از او جدا کنیم و بگوییم بلایی به سر آن آمده و دیگر به او برنگردانیم.»

نمایش کار‌های روزمره این سگ مینیاتوری از سرگرمی‌های هر روزه همسر فرهاد در فضای مجازی است: «صفحه همسرم خصوصی نیست و همه می‌توانند در همه حال این سگ را همراه همسرم بینند. به دلیل فضایی که در محل کارم حاکم است نمی‌توانم صفحه همسرم را در فضای مجازی دنبال کنم. صفحه من هم خصوصی نیست و همیشه نگران این هستم که دیگران بفهمند که در زندگی خصوصی مان چه می‌گذرد. اطرافیان ما بسیار مذهبی هستند و به همین دلیل رفت و آمد به خانه ما کم شد و اگر بخواهم صادقانه صحبت کنم باید بگویم همسرم که در ابتدا محبوب خانواده و فامیل مان بود از چشم خیلی‌ها افتاد. سینما و رستوران رفتن ما همیشه با دردسر همراه است. به راحتی نمی‌توانیم به مسافرت برویم. دردسر‌های نگهداری از این سگ حتی از یک نوزاد هم برای ما بیشتر است.»

نگرانی برای طول عمر حیوان خانگی

برخلاف آنچه همسرش درباره او فکر می‌کند فرهاد به شدت نگران سلامت این سگ است: «من عاشق همسرم هستم. بار‌ها برای حل این مشکل و مطرح کردن شدت وابستگی همسرم به این سگ به مشاوران مختلفی مراجعه کرده‌ام. الان بیشتر از هر چیز نگران طول عمر این حیوان هستم. این سگ‌ها عمر طولانی ندارند و ممکن است با بیماری‌های مختلفی از بین بروند. همسرم روحیه حساسی دارد و حتما رفتار بیمار گونه تری پیدا می‌کند. وجود این سگ باعث شده رابطه اش با دیگران به حداقل برسد و نوعی کینه از دیگران در او ایجاد شده است. اگر آن را از دست بدهد نمی‌دانم چه بر سر او و زندگی مان خواهد آمد.»

چند فریم با جسد حیوان خانگی، چند هزار دنبال‌کننده

عکس یادگاری با جسد حیوان خانگی

برای تعدادی دیگر از کسانی که در خانه از سگ‌ها و گربه‌ها نگهداری می‌کنند حتی مرگ این حیوانات هم ادامه‌ای برای شوآف‌های آن‌ها در فضای مجازی است. کافی است همین عنوان را گوگل کنید یا در فضای مجازی هشتگ‌های مربوط به این اتفاق را مرور کنید، صفحه‌های عکس یادگاری با جسد حیوانات خانگی است که پشت بند هم به شما پیشنهاد می‌شود. ریخت و روز این عکس‌ها یکی از دیگر حال بد کن‌تر است و هدف از انتشار آن‌ها در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. دکتر سیما فردوسی روانشناس بالینی می‌گوید عقده خود اظهاری و توجه طلب کردن از دیگران باعث می‌شود افراد بیش از اندازه در فضای مجازی زندگی خصوصی شان را بروز بدهند و در این میان حیوانات خانگی ابزاری برای این نوع افراد هستند: «وجود این نوع حیوانات خانگی باعث جلب توجه می‌شود و کمکی برای بیشتر دیده شدن این دسته از افراد در جامعه است. داشتن عقده توجه و تلاش بیمارگونه برای جذب دنبال کننده‌های بیشتر ریشه‌ها و دلایل بی شماری می‌تواند داشته باشد. عوامل این موضوع از فردی به فرد دیگر متفاوت است، اما آنچه این نوع رفتار را در یک فرد به ظاهر بالغ شکل می‌دهد وجود نوعی اضطراب و اعتماد به نفس سرکوب شده است. اساسا هر نوع فعالیت برای تمنای توجه دیگران در نخستین گام این نشانی را به ما می‌دهد که فرد محتاج دیده شدن است و این مسئله با فراگیر شدن استفاده از صفحات مجازی از گذشته بیشتر در دسترس افراد قرار گرفته است. فرد با دنبال کننده‌های بیشتر احساس مهم بودن می‌کند و بروز ابعاد زندگی خصوصی روند سریع‌تر و حتی عجیب‌تری به خود می‌گیرد و ممکن است در این صفحات مجازی تصاویری ببینیم که عرف جامعه نیست و هیچ عقل سلیمی آن را تایید نمی‌کند.»

با شیوع کرونا حیوانات عزیز کرده ولگرد شدند!

در هفته‌های نخست شروع اپیدمی کووید ۱۹ بسیاری از کسانی که در خانه‌های شان از سگ ها، گربه‌ها و خرگوش‌ها نگهداری می‌کردند این حیوانات عزیز کرده شان را در خیابان‌ها رها کردند چرا که یکی از فرضیه‌ها این بود که این ویروس خطرناک از طریق حیوانات به انسان منتقل شده است. کمتر از یک ماه این فرضیه رد شد و پس از آن از در و دیوار شهر کاغذ‌های اعلامیه مژدگانی به یابنده سگ و گربه گم شده! می‌ریخت.

 

آن‌هایی که در صفحه‌های مجازی شان بدون سگ و گربه شان آب از گلوی شان پایین نمی‌رفت حالا دچار عذاب وجدان شده بودند و کوچه به کوچه به دنبال حیوان زبان بسته‌ای بودند که توان محافظت از خودش در شهر را نداشت و نمی‌توانست و تربیت نشده بود که غذایی برای خوردن پیدا کند. نتیجه مشخص بود. بسیاری از این حیوانات در سرمای اسفند ماه و از گرسنگی تلف شدند و صاحبان شان برای ادامه شوآف‌ها به سراغ حیوان خانگی دیگری رفتند.

تبعات آمادگی نداشتن برای مرگ حیوان خانگی

دکتر علیرضا تبریزی روانشناس کودک و نوجوان می‌گوید دلایل بسیاری از خانواده‌ها برای نگهداری از حیوانات خانگی دلیل مناسبی نیست: «تعدادی از زوج‌ها هستند که می‌خواهند حیوان خانگی را جایگزین فرزند آوری کنند. در مواردی دیگر خانواده فرزند دوم نمی‌خواهند و برای این که فرزند اول تنها نباشد برای او حیوان خانگی می‌گیرند. دسته دیگری از والدین نیز اصرار فرزندان شان را پایه و اساس نگهداری از حیوانات در منزل عنوان می‌کنند. از نظر روانشناسی این سه مورد دلایل چندان مناسبی برای نگهداری از یک حیوان خانگی نیستند.» دکتر تبریزی به تبعات نگهداری از حیوانات خانگی برای کودکان نیز اشاره می‌کند: «در برخی از موارد نگهداری از حیوان خانگی ممکن است برای کودک مفید باشد. به عنوان مثال اگر مسئولیت غذا دادن به حیوان به او واگذار شود یاد می‌گیرد که وقت شناس باشد و مسئولیتش را قبول کند. اما نباید فراموش کنیم که حیوان خانگی یک موجود زنده است و هر موجود زنده در نهایت فانی است و بعد از چند سال می‌میرد. اگر کودک برای سوگ آمادگی نداشته باشد و مفهوم مرگ را نداند یا وابستگی بیش از اندازه‌ای به حیوان خانگی اش داشته باشد ممکن است به شدت از این مسئله آسیب ببیند.» اضطراب سوگ یکی از بیماری‌هایی است که کودکان بعد از مرگ دیگران یا حیوان خانگی به آن دچار می‌شوند: «در این شرایط گاهی همه چیز را بی معنا می‌دانند. گاهی به شدت دچار اضطراب می‌شوند و مدام به این فکر می‌کنند حالا که حیوان خانگی شان را از دست داده‌اند ممکن است همین فردا پدر یا مادر خود را از دست بدهند و همین ریشه‌ای برای اضطراب می‌شود و اگر درمان صورت نگیرد این نوع از بیماری‌ها می‌توانند زمینه ساز مسائل دیگر شوند.»

داستان نخ نما شده پشیمانی و وابستگی

شاید باورش ساده نباشد، اما تا به حال چند مورد خودکشی به دلیل از دست دادن حیوان خانگی گزارش شده است. «سروش غفاری» از کسانی است که به دلیل وابستگی به نگهداری حیوان خانگی‌شان ادامه می‌دهد: «هزینه‌های نگهداری از حیوان خانگی روز به روز بیشتر می‌شود. ما به شدت پشیمان و از طرفی به گربه‌های مان وابسته شده ایم.» سروش می‌داند که گاهی همین وابستگی باعث ایجاد اختلال‌هایی در روند زندگی روزمره می‌شود: «همسر یکی از دوستان مان سگش را گم کرده بود. دوست ما تعریف می‌کرد که وقتی ناامید شدند همسرش می‌خواسته اقدام به خودکشی کند، چون دیدن جای خالی حیوان در آن خانه عذابش می‌داد. من نگران این نوع رفتار بیمارگونه از طرف خودم و همسرم نیستم، اما ما قصد بچه دار شدن داریم و نمی‌دانم با آمدن بچه و مسئولیت‌ها و هزینه‌هایش همچنان می‌توانیم به این رویه ادامه بدهیم یا نه. راستش به شدت از این که در آپارتمان‌مان با این گربه‌ها زندگی کردیم پشیمان هستیم، اما وابستگی نمی‌گذارد که آن‌ها را به کسی واگذار کنیم.» ماجرایی که سروش از آن می‌گوید این روز‌ها در بین بسیاری از کسانی که در آپارتمان‌های شان از حیوانات نگهداری می‌کنند قوت گرفته است. بهتر است پیش از آوردن حیوانات به خانه به این بعد از ماجرا توجه ویژه‌ای داشته باشیم تا دچار این نوع از تبعات نشویم.