موهایتان را با دارچین هایلایت کنید!

چند ترفند دارچینی که کمک می کند بدون مواد شیمیایی، موهایتان را رنگ کنید
اگر دوست دارید موهایتان را چند درجه روشن‌تر کنید راه‌های دیگری به جز راه‌های مرسوم شیمیایی مانند رنگ، هایلایت و دکلره وجود دارد. استفاده از دارچین یکی از این راه‌هاست که به کسانی که دوست دارند موهای چند درجه روشن‌تر داشته باشند اجازه می‌دهد بدون استفاده از ترکیبات شیمیایی هم به رنگ موی دلخواه خود برسند. در این مطلب درباره روش استفاده از دارچین بیشتر خواهیم گفت.

   رنگ مو با دارچین
با ترکیب مقداری دارچین و آب یک خمیر تهیه و به آن نرم‌کننده موی سر، اضافه کنید. این ماسک را روی سرتان بگذارید و همه موهایتان را به آن آغشته کنید. کلاه مخصوص رنگ
 روی سرتان بگذارید و بعد از 6 ساعت موهایتان را بشویید. اکنون از موهای روشن‌تان لذت ببرید.
 جادوی دم‌کرده دارچین
استفاده از دم‌کرده دارچین یکی از بی‌دنگ‌و‌فنگ‌ترین روش‌های رنگ مو بدون مواد شیمیایی است. در یک قوری چند قاشق پودر دارچین را با آب دم کنید و بعد از سرد شدن اجازه دهید
 3 ساعت روی موهایتان بماند و سپس موهایتان را آبکشی کنید. متوجه خواهید شد موهایتان چند درجه روشن‌تر خواهد شد.
 دارچین و ماست، یک ترکیب برنده
چهار قاشق غذاخوری پودر دارچین را با 20 قاشق ماست ترکیب کنید و روی موهایتان قرار دهید. برای رنگ گرفتن موها، این ترکیب باید حداقل30 تا 45 دقیقه روی موهایتان بماند و بعد از گذشت این مدت، موها را بشویید.
 حنا و دارچین، علاج موهای تیره
اگر می خواهید موهای قهوه‌ای رنگ یا هایلایت‌های روشن داشته باشید استفاده از ترکیب حنا و دارچین توصیه می‌شود. یک قاشق غذاخوری پودر دارچین، یک فنجان آب و سه قاشق غذاخوری پودر حنا را ترکیب کنید و اجازه دهید این ترکیب 12 ساعت در دمای اتاق بماند تا آماده استفاده شود. بعد از گذشت این زمان، رنگ مو آماده است. این رنگ مو باید 3 تا 4 ساعت روی موهایتان بماند تا رنگ مدنظرتان به دست بیاید. بعد از سپری شدن این مدت زمان موها را کاملا آبکشی کنید تا متوجه تغییر رنگ آن شوید.
نویسنده : اکرم انتصاری | روزنامه نگار
منبع : بیا نی نی

هرچقدر بیشتر هوای پسرم را داریم، بی‌ ادب‌تر می‌شود

پسری نوجوان دارم که به‌تازگی 16 ساله شد. متاسفانه برخلاف من و پدرش که هوای او را داریم، اما احترام ما را نگه نمی‌دارد و انگار هر روز بی‌ادب‌تر می‌شود. نمی‌دانم چرا خودش را بی‌نیاز از مشورت می‌داند و فکر می‌کند عقل کُل است. چه کنم؟
پاسخ مشاور
والد گرامی، نوجوانی دورانی بسیار پر تنش و پر از تعارض برای بیشتر نوجوانان است.  در این سن نوجوان با پرخاشگری و تحکم، قصد اثبات استقلال و بزرگ شدن خود را دارد. در ادامه توصیه‌هایی را برای حل این مشکل با شما در میان خواهم گذاشت.
   وارد این چرخه معیوب نشوید
بزرگ‌ترین چالش نوجوان، اثبات و به دست آوردن استقلال هویتی و عملکردی است. این در حالی است که واقعا هنوز به شناخت کافی برای تصمیم‌گیری مستقل دست نیافته و در نتیجه طبیعی است که والدین هم بیش از گذشته نگران وضعیت او باشند و برای مهار و حفاظت فرزند خود از خطرات احتمالی، بیشتر کنترل‌گر و محدودکننده ‌شوند. اضافه شدن به محدودیت‌ها که مهم‌ترین عامل طغیان نوجوان و اطاعت نکردن از والدین است، باعث افزایش واکنش و پرخاشگری نوجوان می‌شود. در واقع برخی خانواده‌ها وارد یک چرخه معیوب از نافرمانی، افزایش محدودیت، نافرمانی بیشتر و … می‌شوند که فقط باعث تخریب رابطه فرزند و والدین می‌شود و هیچ تاثیری در مهار و دور کردن نوجوان از خطرات احتمالی نخواهد داشت.
   نظارت از دور را مدنظر قرار دهید
به‌یاد داشته باشید که شما به عنوان والدین تا همین‌جا از حداکثر فرصت‌های خود برای تربیت و هدایت فرزندتان استفاده کرده‌اید. از این به بعد باید نقش‌تان را به مشاور و مشورت‌دهنده تغییر بدهید. دیگر نقش تصمیم‌گیر و فرمان‌دهنده، کاری از پیش نخواهد برد. باید اجازه بدهید که فرزندتان خودش تصمیم بگیرد و عواقب و نتایج آن را هم تجربه کند. البته باید نظارت از دور و مشورت‌دهی را مدنظر داشته باشید و به تربیتی که در سال‌های کودکی برای فرزند خود انجام داده‌اید، اطمینان داشته باشید. اگر فرزند خود را درست و سالم پرورش داده باشید، بدون مشکل خاصی این دوران را سپری خواهد کرد اما اگر عقده‌ها و مشکلاتی در دوران کودکی و به ویژه در رابطه کودک با والدین وجود داشته است، می‌تواند ریسک پذیری نوجوان را به شکل خطرناکی افزایش دهد که در این شرایط بهترین کار مراجعه و مشورت با روان شناس است.
    استقلال او را به رسمیت بشناسید
در شرایط فعلی، بهترین کار، کاهش محدودیت‌هاست. در هر موضوعی اطلاعات و نظرات خود را به اطلاع فرزندتان برسانید و در آخر به او بگویید حال تصمیم نهایی با خود اوست و نتایج و عواقب تصمیم هم بر عهده خودش خواهد بود. اجازه تجربه کردن در مواردی که کلیت آینده‌اش را به خطر نمی اندازد به او بدهید تا خود را بشناسد. استقلال و بزرگ شدن او را به رسمیت بشناسید. به او مسئولیت واگذار کنید حتی اگر به اندازه خرید نان روزانه باشد؛ اما اگر او وظیفه مد نظر را انجام نداد، تحت هیچ شرایطی شما به جای او کار را انجام ندهید. اجازه دهید با عواقب سهل انگاری خود مواجه شود.
نویسنده : دکتر مهدی سودآوری | روان‌شناس

6 نکته از باید و نبایدهای مهمانی رفتن

مهمانی دادن و مهمانی رفتن بعضی‌وقت‌ها مکافاتی می‌شود آن‌سرش ناپیدا. گاهی یک معاشرت ساده و خوشایند را بیخودی سخت و پیچیده می‌کنیم. البته که قصدی هم نداریم و حتی خودمان هم نمی‌دانیم کجای کار ایراد دارد که مهمانی بهمان خوش نمی‌گذرد. در ادامه چندتا از باید و نبایدهای مهمانی را با هم مرور می‌کنیم.
    بحث سیاسی، اعتقادی، اقتصادی و کلا هر بحث تنش‌زایی، ممنوع! در مهمانی قرار است آدم‌ها، با هر نگرش و عقیده‌ای، یک‌ساعت دور هم خوش بگذرانند. اظهارنظرهای چالش‌آمیز را به دورهمی‌هایی موکول کنید که با قصد قبلی به همین منظور ترتیب می‌دهید تا همه مهمانان حق انتخاب داشته‌باشند که در آن‌ها شرکت کنند یا خیر.
 نه دیر برسید و نه زود. میزبان برای روزش و نحوه پذیرایی‌اش برنامه دارد و وقت‌نشناسی، بی‌احترامی به او  و دیگر مهمانان است. اگر به دلیل موجهی نمی‌توانید به‌موقع برسید، به میزبان خبر بدهید.
 درباره شرایط زندگی میزبان اظهارنظر نکنید، حتی اگر خیلی با هم صمیمی هستید؛ «چقدر راهتون دوره، نمی‌خواین خونه بعدی رو نزدیک‌تر بگیرین؟»، «جاتون هم تنگه‌ها، سخت‌تون نیست؟»، «کاناپه رو اون‌طرف می‌ذاشتین، بهتر نبود؟».
برای استفاده از بخش‌های مختلف خانه از میزبان اجازه بگیرید؛ اگر می‌خواهید توی اتاق لباس عوض کنید یا مثلا از توی آشپزخانه چیزی لازم دارید.
  اگر از آن تیپ‌های مهمانی‌دوست نیستید یا در دورهمی‌های به‌خصوصی بهتان خوش نمی‌گذرد، موضوع را محترمانه با میزبان درمیان بگذارید تا شما را از حضور در جمع معاف کند؛ این رفتار به‌مراتب بهتر است از آن‌که توی جمعی نادلخواه حضور داشته‌باشید و یک گوشه کز کنید یا سرتان را فرو ببرید توی گوشی.
حد شوخی را نگه دارید. وقتی با همه فارغ‌ از سن‌وسال و جنسیت و روحیه  و خلق‌وخوی‌شان، شوخی می‌کنید و کار را در دست انداختن و مزه ریختن به جاهای باریک می‌کشانید، طبیعی است که چند نفری ناراحت شوند و جو مهمانی سنگین و کام همه تلخ شود.
  اگر به هر دلیلی نمی‌توانید بروید به موقع خبر بدهید تا صاحبخانه حساب و کتاب تعداد مهمان‌ها دستش بیاید و تدارک اضافه نبیند.
  اگر مهمانی در تالار و… برگزار می‌شود بابت این‌که اضافه غذا را ببرید خجالت نکشید، اسراف آن هم در این شرایط کار خوبی نیست. 
نویسنده : الهه توانا| ‌ روزنامه‌نگار

به روایت تک‌فرزندها؛ این حسرت‌ها کوچک‌اند، اما ماندگارند

نمی‌دانم تا حالا پیش آمده که در کارتان گره بیفتد و دنبال یکی باشید که از او کمک بگیرید. وقتی در بالا و پایین روزگار کم می‌آورید. وقتی حساب و کتاب تان به هم می‌ریزد و دخل‌تان با خرج‌تان نمی‌سازد. کسی بوده که پشت‌تان به او گرم باشد؟! اگر بوده که خوش بحالتان!
یکی از دخترهای فامیل همیشه من را «خواهر» صدا می‌کرد. تک‌فرزند بود و هر بار که کنار خواهرهایم می‌نشستم یک جور خاصی نگاهم می‌کرد. انگار دلش می‌خواست بداند خواهر داشتن چه مزه‌ای دارد؟! شاید برای همین بود که وقتی خیلی کوچک بودیم از من پرسید:«تو خواهرمن می‌شوی؟!» از آن روز به بعد همیشه بچه‌های تک‌فرزند مرا به یاد خواهرخوانده ام  می‌اندازند. فکر می‌کنم تک‌فرزندها بهتر از هرکسی می‌توانند از آسیب‌های تنهایی بگویند.

دغدغه‌ام را در فضای مجازی به اشتراک می‌گذارم تا  آنها که شرایط مشابه‌ای مثل خواهرخوانده «تک فرزند» من دارند  حرف‌ها و  ناگفته‌هایشان  را  از حسرت‌ها و شاید امتیازهایشان از تک فرزندی را به اشتراک بگذارند.در این گزارش گزیده‌ای از این روایت‌ها را می‌خوانید. 

این حسرت‌ها خیلی کوچک‌اند اما…

«قول می‌دهید نخندید؟»مکالمه‌مان اینطور آغاز می‌شود. می‌پرسم برای چه باید بخندم؟ می‌نویسد:« آخه این حسرت‌ها خیلی کوچک‌اند اما برای من همیشگی بودند.»  وقتی مطمئن می‌شود قرار نیست کسی به حسرت‌هایش بخندد می‌گوید:« بچه که بودم بیشتر اوقات بهانه می‌گرفتم و گریه می‌کردم. در اتاقم تنها می‌نشستم و به این فکر می‌کردم چرا نباید مثل سارا همکلاسی‌دوران دبستانم، یک خواهر داشته باشم که با او حرف بزنم؟! باهم تکالیف مدرسه را بنویسیم و بعد برویم توی کوچه بازی کنیم؟! دلم می‌خواست مثل سارا درِگوش خواهرم یواشکی رازهایم را بگویم یا اگر اتفاقی افتاد باخواهرم حلش کنم و  مجبور نباشم حتما به مامان بگویم! مامان نمی‌دانست من خیلی حرف ها را نمی‌توانم به او بزنم یا اینکه نمی‌تواند هم‌بازی خوبی برای خیلی از بازی های من باشد. اینکه سارا تعریف می‌کرد شب‌ها یواشکی با خواهرش توی اتاق‌ خوراکی می‌خورند و ریز‌ ریز می‌خندند که مادر و پدرش نفهمند یا گاهی که مادرشان خواب است باهم آب بازی می‌کنند. برای من خیلی قشنگ و دست‌نیافتنی بود. هر چه بزرگ‌‌تر شدم این حسرت ها هم بزرگ‌تر شد.»

 

وقتی زبان باز کردند به من بگویند عمو!

تازه ازدواج کرده این را از صفحه مجازی‌اش متوجه می‌شوم. می‌پرسد من خودم خواهر و برادر دارم. می‌توانم از مشکلات همسرم بگویم؟!جواب می‌دهم چرا که نه! می‌نویسد :«روزی که عروسی کردیم. همسرم یک ناراحتی عمیق در ذهن و قلبش بود. این را قبل از اینکه بگوید هم احساس می‌کردم. همیشه وقتی می‌آمد خانه‌ما از این که بچه‌های خواهرم را می‌دید ذوق می‌کرد و می‌گفت:«خوش بحالت حانیه! من هیچ‌وقت عمو یا دایی نمی‌شوم.» می‌گفتم:«فرقی ندارد سینا جان عموی این فسقلی‌ها باش.» می‌خندید و می‌گفت:«فرق که دارد؛ اما باشد. به شرطی که یادشان بدهی وقتی زبان باز کردند به من بگویند عمو!»  روز عروسی‌مان بیش‌تر از همیشه جای خالی برادر و خواهر های نداشته‌اش را حس می‌کرد. می‌گفت اگر بودند حسابی کمکش می‌کردند و هوایش را داشتند.»

زندگی تک‌فرزندی سخت است!

پیام یکی از مخاطبان را که می‌بینم اینطور نوشته:«از وقتی یادم می‌آید کلاس های مختلف ثبت‌نام می‌شدم. هر روز یک برنامه جدید. مادرم اسم این را گذاشته بود تربیت درست! تا حدی‌اش را موافق بودم اما از یک جایی به بعد کلافه شدم. اصلا نمی‌دانستم چرا باید پایه چهار ابتدایی با اینکه درسم خوب بود. کلاس تقویتی شرکت می‌کردم و آزمون می‌دادم! بعدش هم با تنی که از خستگی توان راه رفتن هم نداشت باید راهی کلاس‌های آزاد و غیر درسی می‌شدم. مادربزرگم می‌گفت اگر خواهر و برادر داشتم حساسیت مادر نسبت به من خیلی کمتر می‌شد و لااقل می‌توانستم بهتر زندگی کنم. راست می‌گفت. انگار مادر و پدرم برای تربیت من وسواس گرفته بودند. دلشان می‌خواست هر چه هنر در دنیا هست را یاد بگیرم! وقتی همسرم به خواستگاری آمد شرط گذاشتم که حتما چند فرزند داشته باشیم! شاید در نگاه بقیه، تک‌فرزندها خیلی‌خوشبخت و همه‌چیز تمام باشند اما زندگی تک‌فرزندی سخت است دلم نمی‌خواهد فرزندم هم تجربه‌اش کند.» 

 

فکر کنید هم‌بازی یک دختر بچه بشود مادربزرگش!

18سالش است و می‌گوید دارد روزهای آخر تک‌فرزندی‌اش را می‌گذراند. چند روز دیگر برادرش به دنیا می‌آید و او هم بلاخره طعم برادر داشتن را احساس می‌کند. برای لحظه به لحظه کودکی برادرش برنامه دارد. دلش می‌خواهد به تلافی کودکی‌های خودش همیشه کنار او باشد. می‌گوید :«فکر کنید هم‌بازی یک دختر بچه بشود مادربزرگش! البته در اینکه مادربزرگ‌ها بوی بهشت می‌دهند و مزه آبنبات‌ های هل‌دار هیچ شکی نیست. مادر و پدر من هر دو شاغل بودند و من از دو سالگی به بعد صبح تا عصر را خانه مادر‌بزرگ می‌ماندم. تا یکی دو ساعت اول همه چیز خوب بود. مادربزرگم برایم شعر می‌خواند. قربان قد‌و بالایم می‌رفت برایم از گذشته می‌گفت. موهای عروسک‌هایم را شانه می‌زد و باهم خاله‌بازی می‌کردیم اما یکم که می‌گذشت خسته می‌شد. آن وقت من می‌ماندم و کلی انرژی تخلیه نشده. خسته می‌شدم از بس به تلویزیون نگاه می‌کردم. به مادرم هم که زنگ می‌زدم می‌گفت: «تمرین های کلاس زبانت را انجام بده! انیمشن های جدیدی که برایت خریدم را ببین؛ تا ما برگردیم.» وقتی برمی‌گشت هم آنقدر کار نکرده و خستگی به تن مانده داشت که وقتی برای من نمی‌ماند. درکش می‌کردم. اما دلم می‌خواست بفهمد بچه‌های مهدکودک، دوست‌های مدرسه و رفیق صمیمی‌های دبیرستان برای من جای خواهر و برادر را نمی‌گیرد. حالا به اصرارهای من برادرم چند روز دیگر به دنیا می‌آید. به خودم قول دادم نگذارم هیچ‌وقت احساس تنهایی کند.»

 

کاش بچه هایم معنی خاله داشتن را حس می‌کردند

 «من بلد نیستم قشنگ بنویسم اما شما خودتان اصلاحش کنید». قبل از اینکه برایش بنویسم موردی ندارد. شما بنویس و خیالت راحت باشد که اگر مشکل نگارشی داشت اصلاح می‌شود برایم متن بلندبالایی ارسال می‌کند. «اوایل فکر می‌کردم اینکه من تک‌فرزندم خیلی کلاس دارد و دلیل بزرگی به حساب می‌آید برای فخر فروشی به بچه های فامیل! البته این که کلاس دارد را از حرف‌های مادرم شنیده بودم. خودم که نمی‌فهمیدم این چیزها یعنی چی! هر وقت مادربزرگم نصیحتش می‌کرد که باز بچه‌دار شود. می‌گفت:« به جای اینکه چندتا بچه داشته باشم یکی را درست تربیت می‌کنم! چیه بچه زیاد؟ اصلا هم کلاس ندارد و مایه ‌آبروریزی است!»  آن‌زمان هر خانواده حداقل 3 بچه داشت و من در تمام فامیل تک‌فرزند بودم. یادم می‌آید این حرف مادرم را یک بار به بچه‌های هم‌بازی‌ام گفتم. وقتی داشتیم گل یا پوچ بازی می‌کردیم. یکی از دختر‌های فامیل که هم‌سن و سال خودم بود و دو برادر داشت پرسید:« لیلا تو چرا مثل من داداش نداری؟»  مثل مادر پشت چشم نازک کردم و گفتم:« چون شما مایه آبروریزی هستید.» 7 سالم بود و اصلا نمی‌فهمیدم معنی این کلمه چیست. حالا خودم مادر شده‌ام و برعکس آن موقع ها اصلا به تک‌فرزند بودنم نمی‌نازم! وقتی بچه‌هایم بهانه می‌گیرند و دلشان می‌خواهد مهمانی بروند و با بچه‌های هم‌سن خودشان برویم گردش آرزو می‌کنم کاش خواهر یا برادری بود که معنی خاله یا دایی داشتن را حس می‌کردند!»

غرق رفاه بود اما!

 مادر چند فرزند است و خاطره جالبی از تک‌فرزندها دارد:« تک‌فرزند بود. پدر و مادر اعتقاد داشتند همین یکی را در این اوضاع اقتصادی بزرگ کنیم هنر کرده‌ایم. اتاق مستقل داشت، تلویزیون جدا، کلی اسباب بازی که بچه های من شاید بعضی‌هایش را اصلا ندیده بودند. همیشه لباس های شیک و مرتب به تن داشت و تبلت مخصوص خودش همراهش بود. از دید ما بزرگترها شاید هیچ‌چیز کم نداشت و غرق رفاه بود اما… نمی‌دانم چرا اگر ولش می‌کردی دلش می‌خواست هر روز با بچه‌های من تماس تصویری بگیرد و حرف بزند. گاهی که به منزل ما می‌آمدند. سر از پا نمی‌شناخت. گویا دنیا را به او داده بودی. بچه‌ها که از بازی خسته می‌شدند. ناراحت می‌شد. بعد بچه‌ها در گوش هم می‌گفتند:«همین امروز مهمان ما است فردا دوباره تنها می‌شود.» با تمام خستگی‌شان بلند می‌شدند و دوباره بازی از سر گرفته می‌شد. آخرشب هم با گریه به خانه برمی‌گشت.»

 

هر وقت کم ‌آوردم به خودم تکیه کردم

قبل از سلام برایم می‌نویسد« همین امروز مشکلی برایم پیش‌آمد و کسی را نداشتم که کمکم کند!» از حرف هایش می‌فهمم که یک آقای حدودا 30 ساله است. به قول خودش این حرف‌ها را تا بحال به کسی نزده و اگر اتفاقی که امروز برایش افتاد پیش نمی‌آمد. هیچ‌وقت دیگر هم نمی‌گفت. می‌گوید:« نمی‌دانم تا حالا پیش آمده که در کارتان گره بیفتد و دنبال یکی باشید که از او کمک بگیرید. وقتی در بالا و پایین روزگار کم می‌آورید. وقتی حساب و کتاب تان به هم می‌ریزد و دخل‌تان با خرج‌تان نمی‌سازد. کسی بوده که پشت‌تان به او گرم باشد؟! اگر بوده که خوش بحالتان! مادر و پدرم که فوت شدند. دیگر کسی را نداشتم. خودم بودم و خودم! هر وقت کم ‌آوردم به خودم تکیه کردم و این مرا زود پیر کرد. پیری موهایم از سنم سبقت گرفته‌ و زودتر رو به سفیدی رفته‌اند. دلم می‌خواست مثل همه سریال‌ها وقتی حال و روزم خوش نیست. مستقیم بروم خانه خواهرم. برایم چای بریزد و حرف بزند. آن‌قدر که حالم را خوب کند. بعد غذای مورد علاقه‌ام را درست کند و ناز برادرش را بخرد. یا وقتی کم‌آوردم زنگ بزنم به برادرم و بگویم به کمکش نیاز دارم اما…این‌ها حسرت‌های دل من است. حسرتی که شاید دیگران به آن بخندند.»

رستگاری در ارشد

پاسخ‌هایی به رایج‌ترین سوالات دقیقه نودی داوطلبان آزمون کارشناسی‌ارشد برای موفقیت در این رقابت که از فردا آغاز می‌شود
تلاش برای دستیابی به موفقیت‌های تحصیلی اگر همراه با رعایت یک سری اصول نباشد، معمولا به نتیجه قابل‌قبولی نخواهد رسید. این روزها و شب‌ها، داوطلبان آزمون کارشناسی‌ارشد که رقابت‌شان از روز چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت آغاز می شود و تا جمعه ادامه خواهد داشت، سوالات زیادی در ذهن‌شان شکل می‌گیرد که اگر پاسخ درستی به آن‌ها ندهند یا نتوانند به درستی مدیریت‌شان کنند، بر نتیجه آزمون‌شان تاثیرات منفی خواهد گذاشت و ثمره تلاش‌شان را تحت‌تاثیر قرار خواهد داد. مطالعه این مطلب به همه ۶۴۷ هزار داوطلبی که در این دوره شرکت می‌کنند، توصیه می‌شود.

در این چند روز باقی مانده تا ارشد مبحث جدیدی بخوانیم یا نه؟
در این چند روز باقی مانده تا آزمون، سعی کنید هر روز مطابق زمان بندی آزمون که برای رشته شما اعلام شده، درس بخوانید. مثلا اگر آزمون شما صبح و به مدت 4 ساعت است، هر روز صبح از ساعت 8 تا 12 ظهر به‌طور یک روند و با استراحت‌‌های کوتاه، درس بخوانید یا آزمون بدهید تا جسم و ذهن‌‌تان به این شرایط عادت کند. این کار باعث می‌شود تا در جلسه کنکور، راحت‌‌تر و مسلط‌‌تر چهار ساعت زمان آزمون را سپری کنید. همچنین به درس‌‌ها و مبحث‌‌هایی که فرمول و نکته‌‌های بیشتری دارند در این چند روز به‌طور سطحی نگاهی بیندازید و از یادگیری مباحث جدید خودداری کنید چراکه ذهن‌تان را مشوش خواهد کرد.
استرس‌مان را چطور مدیریت کنیم؟
شرکت در چنین آزمونی، بدون داشتن استرس نمی‌شود اما باید آن را مدیریت کرد. در قدم اول از تماس و ارتباط با کسانی که موجب اضطراب شما می‌شوند، خودداری و از آن‌ها دوری کنید. توصیه مهم دیگر این‌که هر شب به مدت چند دقیقه تمام کارهایی را که باید در جلسه‌ کنکور انجام خواهید داد با خودتان مرور کنید یعنی همان شیوه مدیریت زمان و …. ؛ این‌‌کار باعث می‌شود عادت‌‌های لازم در جلسه‌ کنکور، ملکه‌‌ ذهن‌‌تان بشود و استرس‌تان کاهش یابد. این چند شب، حتما خواب شبانه‌ خودتان را تنظیم کنید یعنی حداکثر ساعت یازده شب بخوابید و صبح ساعت 6 از خواب بیدار شوید تا روز کنکور، مشکلی از این بابت نداشته باشید. همچنین بعد از گرفتن کارت ورود به جلسه، حتما فردای همان‌‌روز از مکان و موقعیت جلسه‌ کنکور که در کارت نوشته شده دیدن کنید.
با افکار وسواسی مانند این که مطمئنم سرجلسه مسائلی را که بلدم فراموش می‌کنم، چه کنیم؟
یکی از حالاتی که برای تعدادی از داوطلبان در روزهای آخر و قبل از برگزاری آزمون رخ می‌دهد، «احساس فراموشی» مطالبی است که به‌خوبی فراگرفته‌اند. توجه کنید که این احساس کاذب و وقوع آن طبیعی است و معمولاً در همان دقایق اول شروع آزمون با گرم شدن ذهن از بین می‌رود بنابراین به‌هیچ عنوان نگران آن نباشید و دچار استرس نشوید. استرسی اگر وجود داشته باشد فقط تا پخش دفترچه است و بعد از آن چنان درگیر سوالات می‌شوید که این مسائل یادتان می‌رود.
بعد از تست زدن، چه کنیم؟
در این فرصت بسیار کم باقی مانده، هر یک روز حداقل یک تست مجموعه‌ای را درست در زمان تعیین شده برای دفترچه کنکور پاسخ دهید. پس از پایان آزمون به شناسایی اشکالات و ضعف‌های خود در مباحث مختلف بپردازید و در ساعات باقی مانده با برنامه‌ای که تنظیم می‌کنید به مطالعه و جبران ضعف‌ها و مطالبی که فراموش کرده‌اید، بپردازید.
صبح آزمون چه نکاتی را باید مورد توجه قرار دهیم؟
اگر عادت به صبحانه خوردن ندارید، حتماً آن را اصلاح کنید یعنی روز آزمون، یک صبحانه مقوی و کم حجم بخورید تا انرژی لازم را برای برنامه‌‌ نیم‌‌روزی داشته باشید. همچنین زمان حرکت خود  را طوری تنظیم کنید که ترافیک و مشکلات احتمالی در راه را هم در نظر گرفته باشید. دیر رسیدن سرجلسه کنکور اضطراب شما را افزایش می‌دهد. این احتمالات را هم در نظر بگیرید که محیط امتحان شما ممکن است گرم، سرد، پرسروصدا، با میز نامناسب یا …  باشد و این را بدانید که این‌ها مشکلات کوچکی هستند و نمی‌توانند تأثیری در نتیجه‌ تلاش یک داوطلب موفق بگذارند.
 رایج‌ترین اشتباه داوطلبان ارشد در سر جلسه آزمون چیست؟
معمولا داوطلبان کارشناسی‌ارشد بر خلاف داوطلبان کنکور کارشناسی، ترتیب درس‌های دفترچه را رعایت نمی‌کنند که این به خودی خود شاید عیبی نداشته باشد اما اگر ترتیب درس‌های دفترچه کنکور را رعایت نکردید، یا اگر سوالی را بدون پاسخ گذاشتید، در پاسخنامه هم شماره سوال‌ها را کنترل کنید. چون علامت زدن اشتباه سوال‌ها در برگه پاسخنامه یکی از اشتباهات رایج کنکوری‌های ارشد است که باعث می‌شود با همین اشکال کوچک تا انتهای پاسخنامه، جواب‌ها را اشتباه علامت بزنید و نتیجه هم که مشخص است! پس بهتر است هر از گاهی شماره سوال پاسخنامه را با شماره سوال دفترچه آزمون کنترل کنید.
توصیه طلایی شما به عنوان یک مشاور به داوطلبان ارشد در دقیقه 90 چیست؟
از تعداد داوطلبان نترسید. در مسیر تلاش برای کسب علم، هیچ گاه ناامید نشوید و انگیزه‌های خود را حفظ کنید. دانشجویانی بوده‌اند که با
 بهانه های مختلف مانند «مشکل است»، «من که قبول نمی‌شوم»، «من نمی‌توانم»، «حوصله مطالعه و درس خواندن ندارم» و … در لحظه آخر متوقف شده‌اند. تعدادی از افراد همیشه سیاهی لشکر هستند و تعداد زیاد شرکت کننده‌ها نباید در انگیزه شما برای تلاش و موفقیت اثر منفی بگذارد.
نویسنده : فرزانه عطاران| مشاور تحصیلی

بیشتر آدم های بی ادب، متولد چه ماهی هستن؟

همین ابتدای امر برای جلوگیری از هر نوع سوء تفاهم بگوییم که همه افرادی که متولدین این ماهها هستند، افراد بی ملاحظه و بی ادبی نیستند بلکه تعداد کمی از آنها به دلیل ملاحظه نکردن اطرافیان خود گاهی صحبتی می کنند که بی ادبی تلقی می شود پس حتما قرار نیست اگر متولد هر کدام از این ماهها باشید، فرد بی ادبی تلقی شوید. از طرف دیگر همیشه در مطالب مشابه و سری مشخصات جالب متولدین ماهها گفته ایم که این نکات بیشتر جنبه سرگرمی دارند.

بهمن
بهمن ماهی ها افراد خیلی خلاق و نوآوری هستند. به حقوق بشر خیلی زیاد توجه می کنند؛ اما همیشه منطقی رفتار نمی کنند. گاهی خیلی تند و تیز صحبت می کنند و شاید رفتارشان بی ادبانه به نظر برسد و اطرافیان را ناراحت کند.


مرداد
مرداد ماهی ها همیشه ایده های ناب در سر دارند؛ اما گاهی اوقات آنقدر عصبانی می شوند که هیچ کس جلودار آن ها نیست و خیلی راحت حرف شان را می زنند و ممکن است یک رفتار بی ادبانه از خود نشان دهند.

آبان
آبان ماهی ها افراد ماجراجویی هستند؛ بنابراین ممکن است در بعضی از شرایط در لیست افراد بی ادب قرار بگیرند. بی ادبی آن ها زمانی است که از موضوعی عصبانی باشند که خیلی راحت آن را به زبان می آورند. اگر هم دیگران بخواهند آن ها را متهم به اشتباه کردن کنند، احتمالاً با بی ادبی آن ها مواجه می شوند.

شهریور
شهریور ماهی ها افراد منتقد، جزئی نگر و سخت کوشی هستند. خیلی دوست دارند که فرد تاثیرگذار باشند اما گاهی رفتار طعنه ‌آمیزی از خود نشان می دهند و با نیش و کنایه صحبت می‌ کنند که گاهی این رفتار از نظر دیگران بی ادبانه به نظر می رسد و اطرافیان را آزرده خاطر خواهد کرد.

دی
بی ادبی دی ماهی ها کمی شبیه به بی ادبی شهریور ماهی ها است. دی ماهی ها افراد با دقتی هستند و خیلی با احساس رفتار می‌ کنند؛ اما گاهی اوقات به دلیل بعضی شرایط ممکن است رفتار بی ادبانه ای از خود نشان دهند که باعث رنجش اطرافیان شود.

فروردین
فروردین ماهی ها هم خیلی رک صحبت می ‌‌کنند. افراد با انگیزه ای هستند و می‌دانند که کار یا حرف شان را از کجا شروع کنند؛ اما گاهی اوقات در بعضی از شرایط مخصوصاً با بزرگتر های خود درست صحبت نمی کنند و رفتارشان از نظر بقیه بی ادبانه به نظر می رسد.

پیشنهاد دکوراتورها برای تابلو زدن به دیوار

نکاتی را به شما در مورد انتخاب و نصب تابلو خواهیم گفت تا جذاب ترین گزینه را انتخاب کرده و از نقش تابلو در دکوراسیون خود بهره‌مند شوید.
 
عکس عروسی یا فرزند به دیوار اصلی پذیرایی
بهتر است عکس عروسی، فرزند یا درگذشتگان خود را به دیوار اصلی پذیرایی تان نزنید. اگر دوست دارید که این تابلوها حتما در پذیرایی شما نصب شوند، یک دیوار را که جزو دیوارهای اصلی پذیرایی نیست را با عکس های خاطره انگیز تبدیل به دیوار گالری کنید.

استفاده از چندین سبک تابلو
در خانه هیچ وقت از چندین سبک تابلو (مثلا سبک کلاسیک و مدرن با هم) استفاده نکنید. بهتر است تابلویی را نصب کنید که با تمامی وسایل خانه تان هماهنگ بوده و متناسب با سبک خانه تان باشد.

تابلو یک دست تیره
تابلوهای یک دست تیره ممکن است در ابتدا زیبا و با وقار به نظر برسند اما به مرور زمان باعث کسالت و بی انگیزگی در فرد می شوند پس این نوع تابلوها را نخرید.

تابلو غروب خورشید
تا جای ممکن بهتر است از تابلوهایی که غروب خورشید را به تصویر می کشند در خانه استفاده نکنید زیرا غروب نماد پایان می باشد.

تابلوهای انتزاعی با خطوط تیز
تابلوهایی با خطوط منحنی بیشتر تهیه کنید زیرا خطوط صاف و زاویه دار تند در بعضی نقاشی های انتزاعی بد اقبالی و منفی گرایی به همراه دارد.

تابلوهای جنگی
هرگز از تابلوهایی که جنگ و نبرد را به تصویر می کشد، استفاده نکنید. خشونت، ستیزه‌گری و پرخاش به قلب شما و اهالی خانه استرس و فشار وارد خواهد کرد و انرژی مثبت و امیدوارانه شما را تخلیه می‌کند.

تابلوهای شهری و شلوغ
تصاویر شلوغ ذهن شما را آشفته و شلخته می‌کند پس سعی کنید تابلوهای شهری و شلوغ را روی دیوار روبرویی آویزان نکنید و یا روی میز کارتان قرار ندهید.

تابلو نقاشی های نامناسب
تابلوها و نقاشی‌های مغموم و دلمرده را از روی دیوار بردارید و در عوض مناظری از طبیعت، تصاویری شاد و رنگ‌های زنده را جایگزین کنید. اگر هرروز منظره‌ای غمگین، تابلویی اندوهناک و چشم‌اندازی ناشاد را تماشا کنید، ناخودآگاه احساسات منفی به سمت شما هجوم خواهند آورد و شما را گرفتار خواهند کرد.


قواعد مهم نصب تابلو
به محل نصب تابلو توجه کنید.
در سبک کلاسیک بهتر است قاب تابلو همرنگ چوب مبلمان باشد.
بالای تلویزیون تابلوهای سنگین و بزرگ مثل تابلو فرش و… نصب نکنید.
چیدمان افقی برای تابلوهای مربعی شکل ازلحاظ بصری چندان زیبا نیست و چیدمان عمودی در اولویت است.
تابلوهای چندتکه باید در محلی نصب گردد که فضای خلوت‌تری داشته و ساعت، سایر تابلوها و… در اطراف آن‌ها موجود نباشد.
تابلو نباید به سقف بچسبد.
ابعاد تابلو و دیوار باید متناسب باشند.
کنار تابلو دکوری های دیگری را قرار ندهید زیرا فضا شلوغ شده و اینگونه هیچ یک از دکوری ها به چشم نخواهند آمد.
روی دیوارهای کوچک، دیوار پوستر، روی ستون تابلو نصب نکنید.
یکی از بهترین مکان‌ها برای نصب تابلو، بالای یک مبل یا کاناپه است.

ادعای عجیب مادر سنگدل در قتل فرزندانش

زنی که سه فرزندش را در لس آنجلس آمریکا به قتل رسانده بود بازداشت شد. او در تحقیقات اولیه مدعی شده که با همدستی پسر 16 ساله دیگر بچه ها را کشته است.

به گزارش لس آنجلس تایمز، حدود ساعت 7 و 40 دقیقه صبح یکشنبه بود که فردی با پلیس آمریکا تماس گرفت و اطلاع دادکه در خانه همسایه شان در منطقه مسکونی در وست هیلز حومه لس آنجلس متوجه درگیری شده و احتمال می دهد اتفاقی برای اعضای این خانواده رخ داده باشد.

ماموران بعد از این گزارش بود که وارد عمل شدند و به خانه مورد نظر رفتند و در بازرسی از آنجا جسد دختری 12 ساله و دو پسر 8 ساله که فرزندان خانواده بودند را پیدا کردند.

شواهد اولیه نشان می دادکه آنها در حمله با سلاح مرگبار از پای در آمده اند. مادر آنها آنها به نام آنجلا فلورس به عنوان تنها مظنون در خانه در حالی بازداشت شد که در حال خواندن کتاب مقدس بود.

او خیلی خونسرد بود و برای تحقیقات به اداره پلیس منتقل شد.

او در پی تحقیقات پلیس ادعا کرد سه فرزندش را باهمدستی پسری 16 ساله غریبه کشته است.

با اعتراف های او، پسر نوجوان هم شناسایی و تحقیقات از آن دو ادمه دارد.

لیزث لوملی، افسراداره پلیس لس آنجلس در این باره اعلام کرد : فلورس مادر سه قربانی پرونده به جای وثیقه 6 میلیون دلاری در بازداشت است. نوجوان 16 ساله بدون قرار وثیقه در سالن نوجوانان سیلمار نگهداری می شود.

این در حالی است که ژاکوب کورونا، همسر سابق فلورس، نیز گفت: سه شنبه شب، تقریباً یک هفته قبل از کشته شدن بچه ها، با همسر سابقش حرف زده که حرف های عجیب و غریب می زده است.

معلوم شد که آنها در سال 2001 ازدواج کردند و در سال 2007 طلاق گرفتند. حاصل زندگی شان یک فرزند مشترک دارند، اما آن کودک در بین کشته شدگان نیست و با فلورس زندگی نمی کرده است.

وقتی با او حرف زده شوکه شده چرا که او قبلاً واقعاً مذهبی نبود و مدام درباره مرگ با وی حرف زده است. به نظر می رسید قربانیان از شوهران سابق او بوده باشند.

آلن همیلتون، معاون رئیس لس آنجلس، نقش ادعایی این نوجوان 16 ساله را در این قتل «بسیار نادر» خواند و اما گفت که در این باره مقامات در حال تحقیق هستند.

دکتر فیلیپ جی. رسنیک، روانشناس پزشکی قانونی در دانشگاه کیس وسترن رزرو که حدود 80 مادر را که فرزندان خود را کشته اند مورد بررسی قرار داده است، گفت : اگرچه مواردی وجود دارد که یک مادر و یک پدر با هم مرتکب جنایت می شوند – عمل عمدی قتل والدین. فرزند او – درگیری کودک پدیده دیگری است.

چهره‌های والدین تأثیر فوق‌العاده‌ای بر فرزندانشان دارند که در صورت بدتر شدن وضعیت روانی والدین می‌تواند خطرناک شود. احتمال دارد مادر به روان پریشی مبتلا شود که پزشکی قانونی در این باره اظهار نظر می کند.

این در حالی است که گفته شده فرد ی که به عنوان متهم دوم همراه مادر بازداشت شده فرزند خود اوست بنابراین تحقیقات از آن دو برای افشای دیگر ابعاد پرونده ادامه دارد .

چگونه موهای نازک و کم‌پشت خود را سالم نگه داریم؟  

بزرگ‌ترین تفاوت میان موهای نازک و موهای کم‌پشت به بافت و تراکم آنها برمی‌گردد. درواقع ممکن است که کسی موهای نازکی داشته باشد و تارهای موی او واقعا زیاد باشند، اما همچنان موهایش بدون حجم به نظر برسند، زیرا بافت موهایش ذاتا نازک و ظریف هستند. اما چگونه موهای نازک و کم‌پشت خود را سالم نگه داریم؟
 روندهای مراقبت از مو می‌توانند برای هر فردی متفاوت باشند و این روندها درنهایت به نوع موها بستگی دارند. افراد دارای موهای نازک می‌دانند که در انجام کارهایی مانند شستن موها با شامپو و همچنین حالت‌بخشی به موها باید با دقت و احتیاط زیادی رفتار کنند، زیرا هر گونه وارد آمدن فشار بیش‌ازحد به موها می‌تواند به سست شدن ریشه موهای نازک و شکستگی انتهای این نوع از تارهای مو منتهی شود.

علاوه بر اینها، موهای حساس و آسیب‌پذیر به دو گروه تقسیم می‌شوند که معمولا بیشتر ما به تفاوت آنها توجه نمی‌کنیم: موهای نازک و موهای کم‌پشت. در ادامه مطلب با نکات بیشتری درباره موهای ظریف و موهای نازک آشنا خواهیم شد.

تفاوت میان موهای نازک و موهای کم‌پشت
بزرگ‌ترین تفاوت میان موهای نازک و موهای کم‌پشت به بافت و تراکم آنها برمی‌گردد. درواقع ممکن است که کسی دارای موهای نازک باشد و تارهای موی او واقعا زیاد باشند، اما همچنان موهایش بدون حجم به نظر برسند زیرا بافت موهایش ذاتا نازک و ظریف هستند.

تراکم نیز همیشه عامل متمایزکننده مهمی به‌شمار می‌رود. داشتن موی نازک یعنی داشتن تارهای مو با قطر کمتر، درحالی که داشتن موهای کم‌پشت به‌سادگی یعنی داشتن تارهای مویی که کمتر رشد می‌کنند، صرف‌نظر از ضخامت یا نازکی آنها.   به عبارت ساده‌تر، اگر موی نازک داشته باشید یعنی ضخامت تارهای موی شما کم است، درحالی که کم‌پشت بودن موها به مساله تراکم آنها مرتبط می‌شود.

اگر فکر می‌کنید که موهای شما کم‌پشت است، بهتر است با متخصصان پوست‌ومو برای انتخاب درمان‌های مناسب مشورت کنید، مخصوصا اگر متوجه ریزش مو یا تغییرات غیرعادی در سطح موها شده‌اید.

البته اگر ریزش موی کسی از نوع تلوژن افلوویوم باشد، باید حداقل ۳ ماه صبر کند تا موها خودشان را ترمیم کنند. این نوع از ریزش مو به‌ دلایلی مانند استرس، زایمان، جراحی یا بیماری‌های اساسی (مثل ابتلا به کووید-۱۹) به‌وجود می‌آید. اگر دچار ریزش مو شده‌اید و نمی‌دانید که این مشکل دقیقا چه علتی دارد، بهتر است برای بررسی دقیق‌تر مشکل به متخصصان پوست‌ومو مراجعه کنید.

شیوه نگهداری موهای نازک و کم‌پشت
افراد دارای موهای نازک و کم‌پشت باید در نگهداری از موهای خودشان بیشتر از دیگران دقت و احتیاط داشته باشند و از ترفندهای مناسب برای افزایش حجم موها کمک بگیرند. استفاده روزانه از شامپوهای باکیفیت که برای محافظت از همین نوع از موها طراحی شده‌اند، به شما کمک بزرگی خواهد کرد زیرا این شامپوها هم موها را درخشان‌تر و حجیم‌تر می‌کنند و هم رطوبت پوست سر را در سطح مطلوب نگه می‌دارند.

افراد دارای موی کم‌پشت می‌دانند که چقدر راحت ممکن است پوست سرشان در معرض دید دیگران قرار بگیرد. بنابراین اضافه کردن حجم به موها با کمک همین شامپوها می‌تواند در حالت‌بخشی بهتر به موهای آنان موثر باشد.

موس‌های حالت‌دهنده هم گزینه‌های خوبی برای موهای نازک هستند، زیرا حجم این موها را با کیفیت خوبی ارتقا می‌دهند. البته احتمال شکنندگی موهای نازک بیشتر از دیگر انواع موهاست و درنتیجه افراد دارای موهای نازک باید استفاده از محصولات نرم‌کننده و همچنین روغن‌های مخصوص مو را هم به برنامه مراقبت از موها اضافه کنند.

کودکان خجالتی چه آسیبی می‌بینند؟

یک روانشناس گفت: کم‌رویی یا خجالتی بودن رفتاری است که در صورت بی‌توجهی به آن آسیب جدی به آینده کودک وارد می‌کند.
رضا منصوری روانشناس اظهار کرد: کم‌رویی در کودکان یکی‌ از رفتارهایی است که در صورت عدم توجه و بررسی دقیق آن ممکن است، آسیب‌های جدی به آینده کودک وارد کند. وی ادامه داد: کم‌رویی احساس خجالت ناشی از افراد ناآشنا به ویژه در موقعیت‌های جدید است و توانایی کودک را در انجام یا گفتن آنچه می‌خواهد محدود می‌کند، همچنین مانع از ایجاد ارتباط با همکلاسی‌ها یا همسن و سالانش می‌شود.

منصوری افزود: کم‌رویی اغلب با اعتماد به نفس پایین ارتباط دارد، همچنین ممکن است یکی‌از علائم اختلال اضطراب اجتماعی و یا اختلالات دیگر روانشناختی باشد و هرچه در سنین پایین‌تر درمان شود، کمتر در شکل‌گیری شخصیت کودک مشکل ایجاد می‌کند.

این روانشناس با اشاره به این‌که احساس ناخوشایند کم‌رویی در سنین مختلف، ناشی از علل متفاوتی است، عنوان کرد: در کودکان زیر هفت سال احساس ناراحتی ناشی از حس شرم نادرست انجام دادن کارهایشان است، در کودکان هفت تا ۱۲ سال احساس خجالت از باورهایی که از ظاهر خود دارند مثلاً کوتاه بودن قد و یا چاق بودن و در اواخر دبستان بیشتر احساس خجالت در برخورد با دیگران ناشی از پیش‌بینی موقعیت‌های طردکننده و یا تنها ماندن در جمع است.

وی تصریح کرد: کم‌رویی با نوع خجالتی بودن هم می‌تواند متفاوت باشد، بسیاری از کودکان ممکن است احساس خفیف خجالت در مواجهه با غربیه‌ها یا مکان‌های جدید داشته باشند، که به راحتی برطرف می‌شود؛ اما کودکان کم‌رو، احساس خجالت همراه با اضطراب در مواجه با افراد غریبه دارند و گاهی این ترس به حدی زیاد است که می‌تواند باعث منزوی شدن کودک شود.

منصوری بیان کرد: حدود ۱۵ درصد از نوزادان با گرایش به کم‌رویی متولد می‌شوند و تحقیقات نشان داده است اگرچه عامل ژنتیک تاثیرگذار است، اما تمایل به کم‌رویی بسیار تحت تأثیر سبک ارتباط با مادر یا مراقب اصلی است.

این روانشناس ادامه داد: اولین نشانه‌های تلاش  کودک برای شناخت خود به عنوان موجودی جدا از مادر، در چهار ماهگی است، در صورتی که مادر مضطرب باشد او مانع این فاصله بسیار اندک حتی به اندازه یک رو بر گرداندن کودکش می‌شود.

وی افزود: این واکنش مادر باعث احساس عدم خوداتکایی اولیه کودک به خودش می‌شود؛ به همین منوال با بزرگ‌تر شدن می‌خواهد این جدایی را بیشتر تجربه کند و با توجه به اضطراب یا عدم تمایل مادر به جدا شدن، کودک رفتارهای چسبنده به مادر نشان داده و به مرور اعتماد به نفس خود را در مواجهه با تجربه‌های جدید از دست خواهد داد.

منصوری عنوان کرد: والدین کمال‌گرایی که تحمل دیدن رفتار اشتباه کودک خود را ندارند و مرتباً در حال اصلاح و تذکر دادن به او هستند؛ در کودک خود احساس شرم و بی‌اعتمادی به خودش را ایجاد می‌کنند.

این روانشناس با اشاره به این‌که برای درمان کودکان کم‌روی زیر هفت سال، بازی درمانی بهترین روش درمانی است، بیان کرد: این روش می‌تواند به کودکان کمک کند تا بیشتر بتوانند در موقعیت‌های ناآشنا به خود تکیه کرده و با دیگران ارتباط بگیرند.

وی ادامه داد: برای کودکان دبستانی بازی درمانی گروهی اهمیت زیادی در کاهش رفتارهای کم‌رویی دارد، آموزش مهارت‌های اجتماعی، راه‌هایی برای درک بهتر خجالتی بودن، نحوه برخورد با  احساس خجالت و خنثی کردن تفکر غیرمنطقی کودکان، از شاخص‌های مهم بازی درمانی گروهی است. ‌