راهکارهای دلچسب‌تر کردن زندگی مشترک

زن و مرد آرامش‌گر و جود یکدیگرند و خداوند این آرامش را با دو موهبت مودت و رحمت، ضمانت کرده است.

مودت، عشقی دو طرفه و خالص است که در رفتار، تجلی می‌کند، رحمت، پشتوانه و پس‌اندازی است. برای رورز‌های سخت، اما هر دو نیاز به مراقبت دارند. راه کار‌های مراقبت از این سرمایه‌های زندگی مشترک را در روایات بخوانید.

ماجرای مخوف‌ترین زن قاتل؛ زنی که هفت شوهرش را کشت!

اسم قاتلان سریالی که می‌آید، همه یاد مردهایی می‌افتند که قربانی‌هایشان را تا سرحد مرگ می‌ترساندند و بعد به قتل می‌رساندند.

شاید به همین دلیل به قاتلانی مثل جفری دامر، لقب جنایتکاران مخوف سریالی را داده‌اند؛ اما در صفحات حوادث روزنامه‌ها و درفهرست قاتلان سریالی، نام تعدادی زن هم دیده می‌شود؛ زنانی که با خونسردی تمام در یک دوره محدود با به قتل رساندن زنجیره‌ای افرادی مشخص، باعث شده بودند ترس در دل مردم رخنه کند.

کنتس خون آشام

«الیزابت باتری» قدیمی‌ترین قاتل سریالی زن در تاریخ لقب گرفته است، نام او در دهه ۱۶۰۰ آن‌قدر در مجارستان، خوف و وحشت آفریده بود که به کنتس خون آشام مشهور شد. اصل و نصب الیزابت به خانواده سلطنتی باز می‌گشت. او در قلعه کاچتیس مجارستان زندگی می‌کرد.

همه چیز با ناپدید شدن خدمتکاران الیزابت لو رفت. شاید عجیب باشد، اما عطش الیزابت برای جوان ماندن او را وادار کرد تا دستانش را به خون دختران جوان زیادی آلوده کند. در بعضی از آمار‌ها تعداد قربانیان تا ۶۰۰نفر هم تخمین زده می‌شود. او برای کشتن قربانی‌هایش روش خاصی داشت؛ به این ترتیب که اول دختران جوان را به قلعه‌اش دعوت می‌کرد تا برای یک ماه هم‌صحبت و خدمتکارش باشند. چند شب که می‌گذشت، الیزابت آن‌ها را می‌کشت و از زنجیر آویزان می‌کرد تا تمام خون بدنشان به درون محفظه‌ای شبیه به وان حمام ریخته شود.

هنگامی که وان پر از خون می‌شد، کنتس خون آشام در آن می‌خوابید تا خون این دختران جوان مانع از پیر شدنش شود. خانواده بعضی از این دختر‌ها با ناپدید شدن فرزندشان ازقضات دادگاه خواستند تا محل زندگی الیزابت را وارسی کنند. هنگامی که مامورین وارد قلعه شدند، نمی‌توانستند آنچه را که با چشمان خود دیده بودند، باور کنند.

آن‌ها اتاق شکنجه را با وسیله‌هایی عجیب در حالی که یک زن جوان در آن آویزان بود، کشف کردند. به دلیل اینکه الیزابت از خانواده‌ای سلطنتی بود، دادگاه نمی‌توانست حکم او را مانند افراد معمولی صادر کند، اما در عوض قاضی او را محکوم کرد که تا آخر عمر در قلعه مخوفش زندانی شود. به‌این ترتیب در و پنجره‌های قلعه کاملا بسته شد و تنها روزنه‌ای کوچک برای رساندن آب و غذا به الیزابت در آن تعبیه شد. چند سال بعد، الیزابت در تنهایی جان داد و پس از آن دیگر دختران مجاری ناپدید نشدند. 

قاتل سریالی مرد‌ها

نام «آیلین وورنوس» با کشتن هفت مرد در کمتر از یک سال، بین مشهورترین قاتلان زن سریالی تاریخ به ثبت رسیده است. آیلین ادعا می‌کرد که هر کدام از قربانیانش به تنهایی قصد جانش را کرده بودند و او به این بهانه هفت مرد را به کام مرگ کشانده است.

البته داشتن نوعی روان‌پریشی در خانواده وورنوس‌ها موروثی بود چرا که پدر آیلین هم در دوران کودکی او، به اتهام کودک آزاری به زندان افتاد و در همان‌جا خودش را کشت. به این ترتیب خانواده آیلین خیلی زود از هم پاشید و او از ۱۴ سالگی آواره کوچه وخیابان‌شد. او پس از اینکه به فلوریدا رفت به جوانی به اسم «تیریا مور» علاقه‌مند شد، اما این وابستگی و علاقه شدید هم چندان دوام نیاورد و پس از یک‌سال باز هم زندگی او از هم پاشید. تا اینکه در ۳۰ نوامبر سال ۱۹۸۹، آیلین با کشتن «ریچارد مالوری» اولین قتل را در پرونده سیاهش به ثبت رساند.

هنوز دو ماهی نگذشته بود که در اول ژوئن سال ۱۹۹۰، باز هم گزارش قتلی با هویت «دیوید اسپرز» به ماموران پلیس رسید و دقیقا پنج روز بعد جسد «چارلز کارزکادون» کشف شد. در همان سال به ترتیب در چهارم جولای، چهارم آگوست و ۱۲ سپتامبر، مقتولانی با نام‌های «پیتر سیمز»، «تروی بورس» و «دیک هامفریز» به فهرست پرونده قتل‌های زنجیره‌ای اضافه شدند.

آخرین قربانی این زنجیره شوم «والتر جنو آنتونیو» بود که در نوزدهم نوامبر ۱۹۹۰ کشته شد. هنوز چند ماهی از پیدا شدن آخرین جسد نگذشته بود که آیلین به جرم آدمکشی دستگیر شد. دادستان توانست تا فوریه سال ۱۹۹۳، شش قتل دیگر را هم به او نسبت بدهد. آیلین تا سال ۲۰۰۱ در زندان بود و به دلیل اینکه هر روز از گوشه و کنار خبر‌ها و شایعه‌های ضد و نقیضی درباره‌اش به گوش می‌رسید، دیگر تاب نیاورد و از دادگاه خواست تا اجرای حکم اعدامش را به تعجیل بیندازند. دادگاه فلوریدا هم با این درخواست آیلین موافقت کرد و سرانجام در نه اکتبر سال ۲۰۰۲ با تزریق مواد کشنده به آیلین وورنوس، پرونده این قاتل سریالی بسته شد. 

قاتلان زنان جوان

قاتل دیگری که نامش در فهرست مخوف‌ترین قاتلان زن سریالی به ثبت رسیده «رزماری وست» نام دارد. رزماری اهل انگلستان بود، البته او به تنهایی دست به قتل نمی‌زد بلکه بعضی وقت‌ها شریک جرم هم داشت و به کمک همسرش، «فرد وست» از آوریل ۱۹۷۳ تا آگوست ۱۹۷۹، ۱۲ زن جوان را پس از شکنجه بسیار به کام مرگ فرستاد.

هنگامی که هوس کشتن یک نفر به سر رزماری می‌زد، به همراه همسرش در منطقه گلوسستر انگلستان آن‌قدر پرسه می‌زد تا زن جوانی را به دام بیندازد که البته یکی از این قربانیان برحسب اتفاق، «هیتر» – دختر «فرد» از همسر سابقش- بود. در پرونده او و همسرش اشاره شده است که هر دو نفر دچار سادیسم بودند.

با این حال آن‌ها ۲۰سال آزادانه زندگی کردند تا اینکه در سال ۱۹۹۴، تحقیقات پلیس با یافتن بقایای مدفون شده اجساد در محل وقوع جنایت‌ها یعنی خانه رزماری به نتیجه رسید و رزماری وست در سال ۱۹۹۵ متهم به قتل ده زن شد، اما به دلیل داشتن بیماری روانی به اعدام محکوم نشد و گفته می‌شود که قاضی حکم زندان او را تا سال ۲۰۱۹ صادر کرده است. رزماری در آن زمان ۶۶ ساله خواهد شد. 

رزماری

رزماری به کمک همسرش ۱۲ زن جوان را به کام مرگ می‌فرستاد

مادری که قاتل بود

شاید فکر کنید که قاتلان سریالی قربانیان خودشان را از بین افراد غریبه انتخاب می‌کنند، اما «وانتا هویت» زنی بود که خلاف این موضوع را ثابت کرد. او مادر شش کودک بود که پنج تای آن‌ها را طی چند روز مختلف خفه کرد. او پس از اینکه فرزندانش را یکی یکی در زمان‌های مختلف خفه می‌کرد، با بیمارستان تماس می‌گرفت و مدعی می‌شد که کودکش دیگر نفس نمی‌کشد.

پزشکان هم علت چنین خفگی‌ای را «سندروم مرگ ناگهانی کودک» تشخیص می‌دادند. بااین حال یک بار نزدیک بود مچ وانتا باز شود وادعای دروغ او به همه ثابت شود، چون یکی از کودکان وانتا کاملا خفه نشده بود و هیات پزشکی تشخیص دادند که می‌توان با اتصال دستگاه اکسیژن به کودک از او در خانه هم پرستاری کرد، اما چند روز بعد، کودک بخت برگشته در خانه جان باخت و وانتا ادعا کرد که به دلیل درست عمل نکردن دستگاه او دچار خفگی شده است. با اینکه پلیس برای انجام تحقیقات وارد عمل شد، باز هم به نتیجه‌ای نرسید.

اما وانتا در سال ۱۹۹۴ در یک اقدام عجیب به قتل فرزندان خود اعتراف کرد و به این ترتیب دستگیر شد. با این حال یک‌سال بعد رسما حرف خود را پس گرفت و مدعی شد که اعترافاتش تحت‌تاثیر توهم بوده است، اما دادگاه او را به حبس ابد محکوم کرد.

یک مورد مشابه دیگر

«دیانا لومبررا» هم مادر دیگری است که نامش در فهرست قاتلان سریالی قرار گرفته است. او هم شش کودک خود را با سنگدلی تمام طی چند سال متوالی به قتل رساند؛ بدین ترتیب که پس از خفه کردن کودکانش، در حالی‌که آن‌ها را در آغوش می‌گرفت، سراسیمه وارد بیمارستان می‌شد و از پرستاران کمک می‌خواست. کادر پزشکی هم به سرعت وارد عمل می‌شدند، درحالی که کار از کار گذشته و کودک پیش از این‌ها جان باخته بود. پس از چند بار گزارش چنین اتفاقی از سوی بیمارستان، بالاخره پلیس به دیانا مشکوک شد و طی یک سری تحقیقات تخصصی در بخش جنایی، او به عنوان قاتل فرزندانش شناخته شد و به سه بار مرگ محکوم شد.

زنی که شوهرانش را می‌کشت

«مارجی ولما بارفیلد» ۵۳ ساله یکی دیگر از قاتلان سریالی است که در طول چند سال متوالی، مادرش و هفت نفر از همسرانش را در شهر لومبرتون واقع در شمال کالیفرنیا به قتل رساند. او چهار نفر از همسرانش را هنگامی که در خواب بودند به قتل رساند؛ به این ترتیب که با به آتش کشیدن تختخواب وانمود می‌کرد که آن‌ها در حال سیگار کشیدن به خواب رفته‌اند و تخت آتش گرفته است.

این قاتل مخوف، در غذای باقی مقتولانش هم آرسنیک و مواد کشنده دیگر اضافه می‌کرد. بعد از دستگیری، مارجی به قتل‌هایش اعتراف کرد و در سال ۱۹۸۴ با تزریق مواد کشنده اعدام شد. از سال ۱۹۷۶ به بعد، مارجی ولما اولین زنی بود که در آمریکا محکوم به مرگ می‌شد.

قاتلی با سم آرسنیک

بین قاتلان سریالی روش‌های مختلفی برای کشتن افراد وجود دارد. «بلانش تیلر مور» یکی از آنهاست که با استفاده از سم آرسنیک قربانی‌هایش را کشته است. در پرونده این قاتل خونسرد، نام افراد آشنایی به چشم می‌خورد، چون او قربانی‌هایش را از بین دوستان و اعضای خانواده‌اش انتخاب می‌کرد.

بلانش تیلر

بلانش تیلر مور برای کشتن افراد از سم استفاده می‌کرد

به همین دلیل، قتل دو همسر، یک دوست و پدر و مادر شوهرش در پرونده‌اش به ثبت رسیده است. از آنجایی که مسمومیت توسط سم بسیار شبیه به داشتن دل درد شدید است، او تصمیم گرفت قربانی‌هایش را با مسموم کردن توسط این سم به قتل برساند. بلانش هم سرنوشتی مانند دیگر قاتلان سریالی داشت؛ کمی بعد از پیدا شدن جسد ششمین قربانی‌اش دستگیر شد و در سال ۱۹۹۱ به مرگ با تزریق آمپول هوا محکوم شد.

پرستار قاتل

«جینن جونز» زن ۲۷ساله‌ای بود که عاشق پرستاری از کودکان بیمار بود، اما این پرستار در سال ۱۹۸۴ به اتهام قتل ۱۱ کودک در سان‌فرانسیسکو به حبس ابد محکوم شد. البته از آنجا که این پرستار در مراکز بهداشتی مختلفی کار می‌کرد، ماموران پلیس در ابتدا فکر کردند که ممکن است جینن مسؤول به قتل رسیدن هر ۴۶ مورد گزارش شده از این کلینیک‌ها باشد، اما در نهایت فقط قتل ۱۱ نفر از آن‌ها توسط جینن ثابت شد.

جینن جونس

۱۱ کودک بی‌گناه قربانی جینن جونس پرستار شدند

او به کودکان بیمار داروی قوی‌ای را تزریق می‌کرد که مستقیما بر قلبشان اثر می‌گذاشت، بعد با تلاش بسیار وانمود می‌کرد که سعی داشته کودک را احیا کند تا در چشم دیگران قهرمان هم نشان داده شود. این قاتل بی‌رحم حتی زمانی که تحقیقات پلیس برای یافتن قاتل آغاز شده بود، همچنان به ترفند خود ادامه می‌داد تا اینکه بالاخره دستش برای سرپرست بخش رو شد و راز پرستار قهرمان برای همگان برملا شد. 

بانوی خاموش قاتل

«جوآن بارازا» – گرداننده یکی از سیرک‌های معروف مکزیک- که به بانوی خاموش شهرت داشت، پس از چندی لقب دیگری را با نام «پیرزن قاتل» به خود اختصاص داد. او در دهه ۱۹۹۰ به خانه‌های سالمندان مکزیک می‌رفت و وانمود می‌کرد که کارگر اجتماعی است و برای کمک به سالخوردگان نزد آن‌ها رفته. به محض اینکه جوآن وارد این خانه‌ها می‌شد و برای کمک‌رسانی به یک پیرمرد یا پیرزن فرستاده می‌شد، آن‌چنان سر و صورت مقتول بیچاره را فشار می‌داد که خون از چشم و گوش‌هایشان سرازیر می‌شد.

در یکی از قتل‌هایش، جوآن پس از اینکه آناماریای ۸۲ ساله را به قتل رساند، مثل همه قاتل‌های دیگر از صحنه جرم فرار کرد. پس از گزارش قتل، نیرو‌های پلیس به محل وقوع جرم سرازیر شدند و به این نتیجه رسیدند که اثر انگشت به دست آمده با اثر انگشت قتل‌های پیشین مطابقت می‌کند. به خاطر همین دایره تحقیقاتشان را وسیع‌تر کردند، با این حال هنوز مطمئن نبودند که قاتل زن است یا مرد؛ گرچه بیشتر افراد گروه تجسس معتقد بودند که شیوه کشته شدن مقتولان بیشتر شبیه کار یک قاتل سریالی مرد است. با این حال بالاخره پلیس او را دستگیر کرد، اما هیچ‌گاه انگیزه او از قتل‌هایش روشن نشد.

مادربزرگ قاتل

«نانی داس» یکی دیگر از قاتلان سریالی آمریکاست که به خاطر خنده‌های عجیبش در جریان جلسه‌های دادگاه به «مادربزرگ خوش‌خنده» شهرت یافت. او طی سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۴، دو نفر از خواهرانش، مادر و مادرشوهر، نوه، خواهرزاده و چهار همسر خود را به قتل رساند. اما سرانجام در سال ۱۹۵۵ راز قتل‌های این مادربزرگ خوش‌خنده فاش شد و در ایالت اوکلاهاما به حبس ابد محکوم شد. 

این قاتلان سریالی حتی بعد از دستگیری هم به انگیزه‌هایشان اعتراف نکردند.

تصاویر عجیب و خنده‌دار از لباس‌های عروس مردانه

مجموعه تصاویری که هوش مصنوعی بصورت گرافیکی برای عروسی طراحی کرده، مرزهای لباس‌های سنتی مردانه را تغییر می‌دهد!  

هوش مصنوعی، لباس‌های عروسی مردانه طراحی کرده که کت‌ و شلوارهای پیچیده را با هم ترکیب کرده است. لباس‌های مردانه در طول سال ها تا حد زیادی بدون تغییر باقی مانده است. هدف این مجموعه آزمایشی هوش مصنوعی الهام بخشیدن و شاید تغییر لباس های سنتی مردانه است! 

البته آقای داماد با این لباس ها بیشتر از آنکه خوش تیپ بشود، کاملا عجیب و کمی خنده دار به نظر می رسد. طراح این تصاویر گرافیکی(به کمک هوش مصنوعی) همچنین اضافه کرده که مد هیچ قاعده ای ندارد و یک بیان شخصی است. البته این نگرانی هم بوجود می‌آید که هوش مصنوعی مشاغل بسیاری از افراد را تصاحب کند. با این‌حال، هوش مصنوعی بسیار مفید است.

تصاویر عجیب و خنده‌دار از لباس‌های عروس مردانه

تصاویر عجیب و خنده‌دار از لباس‌های عروس مردانه

تصاویر عجیب و خنده‌دار از لباس‌های عروس مردانه

تصاویر عجیب و خنده‌دار از لباس‌های عروس مردانه

تصاویر عجیب و خنده‌دار از لباس‌های عروس مردانه

مجموعه تصاویری که هوش مصنوعی بصورت گرافیکی برای عروسی طراحی کرده، مرزهای لباس‌های سنتی مردانه را تغییر می‌دهد!  

هوش مصنوعی، لباس‌های عروسی مردانه طراحی کرده که کت‌ و شلوارهای پیچیده را با هم ترکیب کرده است. لباس‌های مردانه در طول سال ها تا حد زیادی بدون تغییر باقی مانده است. هدف این مجموعه آزمایشی هوش مصنوعی الهام بخشیدن و شاید تغییر لباس های سنتی مردانه است! 

البته آقای داماد با این لباس ها بیشتر از آنکه خوش تیپ بشود، کاملا عجیب و کمی خنده دار به نظر می رسد. طراح این تصاویر گرافیکی(به کمک هوش مصنوعی) همچنین اضافه کرده که مد هیچ قاعده ای ندارد و یک بیان شخصی است. البته این نگرانی هم بوجود می‌آید که هوش مصنوعی مشاغل بسیاری از افراد را تصاحب کند. با این‌حال، هوش مصنوعی بسیار مفید است.

تصاویر عجیب و خنده‌دار از لباس‌های عروس مردانه

تصاویر عجیب و خنده‌دار از لباس‌های عروس مردانه

تصاویر عجیب و خنده‌دار از لباس‌های عروس مردانه

تصاویر عجیب و خنده‌دار از لباس‌های عروس مردانه

چرا ابروی ما این شکلی است؟

چهره‌ی انسان می‌تواند بیانگر دنیایی از احساسات باشد؛ اما این‌کار بدون وجود ابروها ممکن نیست. ابروها بخش بزرگی از چیزی هستند که ما را به انسان تبدیل می‌کنند؛ بااین‌حال هنوز نمی‌دانیم که این دو کرم کوچک متشکل از موهای درهم‌تنیده از کجا آمده‌اند و چرا روی صورت ما قرار دارند؟

چرا ابروی ما این شکلی است؟

به‌گزارش ساینس آلرت، اکنون محققان در اروپا موفق به شناسایی ژن‌های عامل ایجاد طیف وسیعی از ابروها شدند؛ از ابروهای ضخیم و پرپشت گرفته تا نازک و کم‌پشت و همان‌طور که انتظار می‌رود، بسیاری از این ژن‌ها در سطح جهانی مشترک هستند.

ابروهای ما، علاوه بر محافظت از چشم‌ها درمقابل ورود عرق و نور، کمک می‌کنند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم. آن‌ها بسته به اندازه و شکلی که دارند، می‌توانند به‌طور جدی برای دیگران جذاب باشند؛ به‌همین دلیل دانشمندان سال‌ها در این فکر بودند که آیا ضخامت ابروهای انسان تحت‌تاثیر انتخاب طبیعی بوده یا انتخاب جنسی. اما داده‌های بسیار کمی درمورد عوامل ژنتیکی دخیل در شکل ابروهای ما وجود دارند.

مانفرد کایسر، زیست‌شناس مولکولی از مرکز پزشکی دانشگاه اراسموس روتردام در هلند می‌گوید: «با وجود تلاش‌های فراوان در نقشه‌برداری از ژن‌های اساسی صفات پیچیده‌ی انسان، هنوز هم درمورد ژن‌هایی که ما را بیمار می‌کنند خیلی بیشتر از ژن‌های می‌دانیم که پشت ظاهر سالم‌مان هستند. مطالعه‌ی ما با افزایش تعداد ژن‌های شناخته‌شده از ۴ به ۷ و ارائه‌ی اهداف جدید برای مطالعات عملکردی آینده، دانش ژنتیکی ابروی انسان را به‌طور قابل‌توجهی بهبود می‌بخشد.»

پیش‌ازاین مطالعاتی به بررسی ژنتیک پشت ضخامت ابرو در مردم آمریکای لاتین و چین پرداخته بودند؛ اما تحقیق جدید، اولین پژوهشی است که اروپایی‌ها را نیز دربر می‌گیرد. این تحقیق با بررسی نمونه‌ای ۹۹۴۸ نفره انجام شد که به ۴ تبار مختلف تعلق داشتند؛ مردمی از اروپا، انگلستان، ایالات متحده آمریکا و استرالیا.

محققان در این پژوهش سه ژن ناشناخته را شناسایی کردند که با ضخامت ابرو مرتبط بودند و در نژاد اروپایی وجود داشتند: SOX۱۱، MRPS۲۲ و SLC۳۹A۱۲. آن‌ها موفق به شناسایی دو ژن دیگر نیز شدند که در تحقیقات قبلی ابرو روی افراد غیراروپایی، کشف شده بودند: SOX۲ و FOXD۱. درهمین‌حال، دو ژن شناسایی‌شده‌ی دیگر در غیراروپایی‌ها به نام‌های EDAR و FOXL۲ هیچ اثر آشکاری در اروپایی‌ها نداشتند.

کایسر در بخشی اظهارات خود می‌گوید: «یافته‌های ما با نشان‌دادن اینکه تنوع ابرو توسط عوامل ژنتیکی مشترک و متمایز میان جمعیت‌های قاره‌ای تعیین می‌شود، بر نیاز به مطالعه‌ی جمعیت‌های دارای تبار مختلف برای آشکارکردن اساس ژنتیک صفات انسانی (نه صرفا ظاهر فیزیکی) تاکید می‌کند.»

ضخامت ابروها به‌عنوان یک ویژگی به‌شدت ارثی شناخته شده است؛ اما مطالعات پیشین درمورد تکامل ضخامت ابرو نشان می‌دهند که ژن‌های SOX۲، FOXD۱ و EDAR تحت فشار انتخاب چشمگیری نیستند. این امر می‌تواند بدان معنا باشد که ضخامت ابروی انسان ازطریق انتخاب جفت یا بقاء شکل نمی‌گیرد، بلکه خصوصیتی خنثی است که ظاهرا هیچ ارتباطی با تناسب اندام فردی یا جذابیت ندارد.

کشف اخیر، یافته‌ای شگفت‌انگیز برای چنین ساختار ذاتی مفیدی به‌شمار می‌رود؛ اگرچه این احتمال وجود دارد که دانشمندان درحال بررسی ژن‌های مناسب نباشند.

ژن‌های جدید ابرو که به‌تازگی کشف شده‌اند، هنوز باید برای نشانه‌های انتخاب طبیعی یا جنسی مورد بررسی قرار گیرند؛ اما این احتمال وجود دارد که بتوانند در وهله‌ی اول توضیحی برای این پرسش ارائه دهند که چرا ما صاحب چنین زائده‌های پرپشتی در پیشانی خود شدیم.

این مطالعه در ژورنال درماتولوژی تحقیقی منتشر شده است.

چرا ابروی ما این شکلی است؟

چهره‌ی انسان می‌تواند بیانگر دنیایی از احساسات باشد؛ اما این‌کار بدون وجود ابروها ممکن نیست. ابروها بخش بزرگی از چیزی هستند که ما را به انسان تبدیل می‌کنند؛ بااین‌حال هنوز نمی‌دانیم که این دو کرم کوچک متشکل از موهای درهم‌تنیده از کجا آمده‌اند و چرا روی صورت ما قرار دارند؟

چرا ابروی ما این شکلی است؟

به‌گزارش ساینس آلرت، اکنون محققان در اروپا موفق به شناسایی ژن‌های عامل ایجاد طیف وسیعی از ابروها شدند؛ از ابروهای ضخیم و پرپشت گرفته تا نازک و کم‌پشت و همان‌طور که انتظار می‌رود، بسیاری از این ژن‌ها در سطح جهانی مشترک هستند.

ابروهای ما، علاوه بر محافظت از چشم‌ها درمقابل ورود عرق و نور، کمک می‌کنند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم. آن‌ها بسته به اندازه و شکلی که دارند، می‌توانند به‌طور جدی برای دیگران جذاب باشند؛ به‌همین دلیل دانشمندان سال‌ها در این فکر بودند که آیا ضخامت ابروهای انسان تحت‌تاثیر انتخاب طبیعی بوده یا انتخاب جنسی. اما داده‌های بسیار کمی درمورد عوامل ژنتیکی دخیل در شکل ابروهای ما وجود دارند.

مانفرد کایسر، زیست‌شناس مولکولی از مرکز پزشکی دانشگاه اراسموس روتردام در هلند می‌گوید: «با وجود تلاش‌های فراوان در نقشه‌برداری از ژن‌های اساسی صفات پیچیده‌ی انسان، هنوز هم درمورد ژن‌هایی که ما را بیمار می‌کنند خیلی بیشتر از ژن‌های می‌دانیم که پشت ظاهر سالم‌مان هستند. مطالعه‌ی ما با افزایش تعداد ژن‌های شناخته‌شده از ۴ به ۷ و ارائه‌ی اهداف جدید برای مطالعات عملکردی آینده، دانش ژنتیکی ابروی انسان را به‌طور قابل‌توجهی بهبود می‌بخشد.»

پیش‌ازاین مطالعاتی به بررسی ژنتیک پشت ضخامت ابرو در مردم آمریکای لاتین و چین پرداخته بودند؛ اما تحقیق جدید، اولین پژوهشی است که اروپایی‌ها را نیز دربر می‌گیرد. این تحقیق با بررسی نمونه‌ای ۹۹۴۸ نفره انجام شد که به ۴ تبار مختلف تعلق داشتند؛ مردمی از اروپا، انگلستان، ایالات متحده آمریکا و استرالیا.

محققان در این پژوهش سه ژن ناشناخته را شناسایی کردند که با ضخامت ابرو مرتبط بودند و در نژاد اروپایی وجود داشتند: SOX۱۱، MRPS۲۲ و SLC۳۹A۱۲. آن‌ها موفق به شناسایی دو ژن دیگر نیز شدند که در تحقیقات قبلی ابرو روی افراد غیراروپایی، کشف شده بودند: SOX۲ و FOXD۱. درهمین‌حال، دو ژن شناسایی‌شده‌ی دیگر در غیراروپایی‌ها به نام‌های EDAR و FOXL۲ هیچ اثر آشکاری در اروپایی‌ها نداشتند.

کایسر در بخشی اظهارات خود می‌گوید: «یافته‌های ما با نشان‌دادن اینکه تنوع ابرو توسط عوامل ژنتیکی مشترک و متمایز میان جمعیت‌های قاره‌ای تعیین می‌شود، بر نیاز به مطالعه‌ی جمعیت‌های دارای تبار مختلف برای آشکارکردن اساس ژنتیک صفات انسانی (نه صرفا ظاهر فیزیکی) تاکید می‌کند.»

ضخامت ابروها به‌عنوان یک ویژگی به‌شدت ارثی شناخته شده است؛ اما مطالعات پیشین درمورد تکامل ضخامت ابرو نشان می‌دهند که ژن‌های SOX۲، FOXD۱ و EDAR تحت فشار انتخاب چشمگیری نیستند. این امر می‌تواند بدان معنا باشد که ضخامت ابروی انسان ازطریق انتخاب جفت یا بقاء شکل نمی‌گیرد، بلکه خصوصیتی خنثی است که ظاهرا هیچ ارتباطی با تناسب اندام فردی یا جذابیت ندارد.

کشف اخیر، یافته‌ای شگفت‌انگیز برای چنین ساختار ذاتی مفیدی به‌شمار می‌رود؛ اگرچه این احتمال وجود دارد که دانشمندان درحال بررسی ژن‌های مناسب نباشند.

ژن‌های جدید ابرو که به‌تازگی کشف شده‌اند، هنوز باید برای نشانه‌های انتخاب طبیعی یا جنسی مورد بررسی قرار گیرند؛ اما این احتمال وجود دارد که بتوانند در وهله‌ی اول توضیحی برای این پرسش ارائه دهند که چرا ما صاحب چنین زائده‌های پرپشتی در پیشانی خود شدیم.

این مطالعه در ژورنال درماتولوژی تحقیقی منتشر شده است.

برای دختر شدن جنین چی بخوریم و چی نخوریم؟

برای دختردار شدن باید از برنامه‌های خاص و روش‌های قوی کمک بگیرید که ما آن‌ها را به شما معرفی می‌کنیم؛ چند راه برای داشتن فرزند دختر وجود دارد که بعضی از این روش‌ها اثر بخش هستند.

یکی از عوامل مهمی که در دختر شدن جنین تاثیر می گذارد تغذیه است برای دختر دار شدن نباید از غذاهای قلیایی و نمک استفاده کرد.

این که شما مادری هستید که تمایل به دختردار شدن دارید،باید بدانید که ترفند های آسان برای انتخاب جنسیت دختر خارج از آزمایشگاه وجود ندارد، اما برخی از تحقیقات تاثیر تغییرات در شیوه زندگی، مانند انتخاب مواد غذایی مناسب برای تولد یک دختر بچه را به اثبات رسانده اند و بر اساس یک مطالعه دانشگاهی در هلند ثابت شد که رژیم غذایی مادر نقش مهمی در کنترل جنسیت جنین دارد.

محققان ادعا می‌کنند که برای دختردار شدن باید بدن مادر غنی از کلسیم و منیزیم باشد:

مواد غذایی غنی از هر دوی این مواد مغذی، عبارتند از ماست، توفو، اسفناج، کلم بروکلی، لوبیا، بادام، بادام زمینی و بلغور جو دوسر.

محققان همچنین در مورد مصرف بیش از حد نمک و پتاسیم هشدار داده اند:

توصیه آنها این است که از غذاهایی مانند گوشت فرآوری شده، نان، شیرینی، بیکین، زیتون، و سیب زمینی اجتناب کنید.در غیر اینصورت احتمال دختر شدن جنین تا حد زیادی کاهش پیدا میکند.

برای دختر دار شدن نباید از غذاهای قلیایی استفاده کنید:

در بخش های قبلی بارداری بیا نی نی اشاره کردیم که اگر هدف از باردار شدن شما داشتنی فرزند دختر است، باید از مصرف مواد غذایی با سطوح قلیایی بالا اجتناب کنید. زیرا آن ها اسپرمی تولید می کنند که به پسر دار شدن کمک میکند.

میوه های متعددی وجود دارند که محتوای بالای قلیایی دارند، مانند موز و کشمش. شما می توانید تحقیقات بیشتری انجام دهید و میوه های بیشتر با محتوای قلیایی بالا پیدا کنید.

همچنین سبزیجات مانند سیب زمینی، مارچوبه، رازیانه و لوبیا نیز قلیایی هستند.وقتی می خواهید باردار شوید، یک ایده مناسب کاهش میزان قلیایی بدن است.

 برای دختر شدن جنین چی بخوریم و چی نخوریم؟ برای دختر شدن جنین چی بخوریم و چی نخوریم؟

رژیم غذایی مخصوص و مناسب برای دختر شدن جنین

مصرف سبزیجات سبز و میوه ها:

اگر می خواهید یک دختر داشته باشید، باید از میوه های خاص و سبزیجات سبز استفاده کنید.مصرف انواع میوه هایی که دارای ویتامین c بالا هستند، احتمال شانس دختر دار شدن را افزایش می دهند.

پرتقال، انار، توت فرنگی و انگور منابع عالی ویتامین C هستند.این میوه ها باعث افزایش سطح اسیدی در رحم می شود که بسیار مهم می باشد.

بنابراین کلید بارداری برای دختر دار شدن حفظ سطح بالای اسید در رحم و داشتن یک سیستم ایمنی سالم نیز است.که تولد نوزاد دختر بسیار مهم می باشد.

سبزیجاتی مانند:کاهو، اسفناج و کلم بروکلی باعث حفاظت بیشتر از سیستم ایمنی بدن می شود.

نمک اضافه نکنید:

برای افزایش شانس دختر دار شدن، سعی کنید که نمک را از رژیم غذایی خود حذف کنید.سعی کنید از مصرف گوشت، زیتون شور ،غذاهای فرآوری شده و پنیرهای شور اجتناب کنید.این کار نه تنها به احتمال دختر دار شدن کمک می کند، بلکه برای سلامت کلی بدن موثر و مفید می باشد.

مصرف مکمل‌های مصنوعی:

اگر چه گزینه سالمی نیست، اما مصرف آنها تا حد زیادی به دختر دار شدن کمک خواهد کرد.با این حال به یاد داشته باشید که در مصرف آنها زیاده روی نکنید.اما به هر حال، مکمل ها و شیرین کننده های مصنوعی محیط اسیدی واژینال را بیشتر می کند.

 برای دختر شدن جنین چی بخوریم و چی نخوریم؟ برای دختر شدن جنین چی بخوریم و چی نخوریم؟

بهترین مواد غذایی برای دختر شدن جنین

افزایش کلسیم و منیزیم:

این واقعا برای هر کسی که سعی دارد حامله باشد، صرف نظر از جنس مورد نظر، برای سلامت کودک مفید و ضروری خواهد بود.اگر کلسیم را از طریق فرآورده های لبنی انتخاب کنید، باید مطمئن شوید که به صورت آلی و بدون چربی (بهتر است به ویژه برای تخمک گذاری) هستند.

همچنان سعی کنید اسفناج را نیز به رژیم غذایی خود اضافه کنید، زیرا این مواد غذایی شانس دختر دار شدن را دو برابر میکند.اسفناج هم منیزیم و هم کلسیم دارد.اسفناج را می توان در، سوپ ها، سالاد ها و سس ها استفاده کرد.

اجتناب از چای نعناع:

یک راه حل آسان تر این است که از مصرف چای نعناع اجتناب کنید، حتی اگر این گیاه مقدار بسیار زیادی ویتامین C، A و B12 و همچنین اسید فولیک را تأمین می کند، همه آنها از داروهای ضد فشار قوی و تقویت کننده باروری هستند، اما مصرف منظم چای نعناع ، شانس فرزند پسر را افزایش می دهند.

نعناع، یک محیط داخلی پر از مواد مغذی را فراهم می کند،که باعث بیشتر شدن حرکات اسپرم مردانه نسبت به تخمک می شود و باروری و پسر دار شدن کمک می کند.ما پیشنهاد نمی کنیم که چنین گیاه مغذی را در کل رد کنید، اما بهتر است که به طور مثال چای تمشک را اضافه کنید.

مصرف زغال اخته:

زغال اخته غنی از آنتی اکسیدان ها است که از آسیب رادیکال های مضر آزاد محافظت می کنند. سیستم ایمنی بدن را افزایش می دهند و سلامت بارداری در زنان را افزایش می دهند.همچنین این میوه غنی از ویتامین B، ویتامین C،A و E و منگنز و پتاسیم و روی و آهن و مس است.

تمام این مواد مغذی برای ایجاد یک محیط سالم در داخل بدن زن ضروری است و احتمال دختر دار شدن را افزایش می دهد.عنصری که در این میوه وجود دارد و باعث دختر دار شدن می شود فاسید کلروژنیک است.

 برای دختر شدن جنین چی بخوریم و چی نخوریم؟ برای دختر شدن جنین چی بخوریم و چی نخوریم؟

دختر شدن جنین با موثرترین موادغذایی

قهوه بنوشید:

بسیاری از دانشمندان بر این باورند که مصرف قهوه در دوران بارداری یا قبل از بارداری سالم نیست، اما حقیقت این است که PH در مقادیر مناسب مصرف می شود، می تواند به دختر دار شدن کمک کند.

قهوه باعث می شود که PH داخلی اسیدی باشد و این ساده ترین راه برای انتخاب جنسیت کودک شما به طور طبیعی برای دختر دار شدن است. اما همانگونه که در بخش بارداری بیا نی نی گفته شد، مطمئن شوید که دو فنجان قهوه در روز نباید بیش از دو برابر شود، زیرا مطالعات نشان داده است که زنانی که روزانه قهوه زیادی مصرف می کنند، معمولا سه بار بیشتر از سایر زنان باید برای تولد نوزاد تلاش کنند.

سبزیجات برگ سبز مصرف کنید:

توجه داشته باشید که برخی از محققان ادعا می کنند مادرانی که مشتاقانه در تصور یک دختر هستند، باید از بسیاری از میوه ها و سبزیجات اجتناب کنند، گرچه در رژیم غذایی این به طور کلی برای هر کسی توصیه نمی شود.

اسید فولیک مواد مغذی مهم در سه ماهه اول بارداری است و سبزیجات برگ سبز یکی از مهمترین منابع فولات می باشند.

 برای دختر شدن جنین چی بخوریم و چی نخوریم؟ برای دختر شدن جنین چی بخوریم و چی نخوریم؟

نبایدها در تغذیه دختر شدن جنین

روزانه آجیل، مصرف کنید:

بادام، گردو، دانه های کتان، دانه های کدو تنبل، دانه های آفتاب گردان و کنجد غنی از منیزیم و کلسیم بوده و مصرف آن ها به زنده ماندن اسپرم های حاوی کروموزوم دختر در واژن زنان کمک زیادی می کند.آجیل ها حاوی کالری بسیار زیادی می باشند ، بنابراین خانم های باردار در مصرف آجیل باید اعتدال را رعایت کنند تا دچار مشکلاتی مانند اضافه وزن و افزایش چربی نشوند.

ماجرای عجیب زیبای خفته در دنیای واقعی

زیبای خفته سوئد؛ ماجرای عجیب دختری که بعد از یک دندان درد به خوابی ۳۲ ساله فرو رفت.

تصور کنید یک شب به خواب بروید، اما وقتی از خواب بیدار شدید نه صبح روز بعد، بلکه سال ها بعد باشد. بیشتر شبیه به قصه های پریان می ماند. اما این اتفاق واقعاً برای یک دختر نوجوان سوئدی رخ داد که متوجه شد بخشی از عمر خود را در خواب سپری کرده است. ماجرای شگفت انگیز این دختر تا به امروز یک معما باقی مانده است.

کارولینا اولسون در سال ۱۸۶۲ متولد شد و در جزیره ی اوکنوی سوئد به همراه ۴ خواهر و برادرش زندگی آرامی داست. با این حال، زندگی او و خانواده اش بعد از یک زمین خوردگی چرخشی غیرمنتظره کرد. کارولینا یک روز سرد زمستانی در فوریه ی سال ۱۸۷۲ در راه مدرسه لیز خورد و سرش با زمین برخورد کرد.

وقتی جراحت کارولینا التیام یافت همه تصور می کردند او دیگر خوب شده است. با این حال، از همان روز همه چیز تغییر کرد. وقتی کارولینا که آن زمان ۱۴ سال داشت، گفت که دندانش درد می کند، خانواده اش آن را جدی نگرفتند و او را به رختخواب فرستادند. اما هیچکس تصورش را نمی کرد کارولینا ۳۲ سال بعد از این خواب بیدار شود.

ماجرای عجیب زیبای خفته در دنیای واقعی

پزشکی به جزیره ی اکنو آمده بود، چندین روز به معاینه ی کارولینا پرداخت اما همه چیز گیج کننده بود. برخلاف کمایی که بعد از یک سانحه رخ می دهد، کارولینا ظاهر مرده اما در حقیقت زنده بود. چیزی که عجیب موها و ناخن های کارولینا اصلاً رشد نمی کرد و وزن او هم پایین نمی آمد.

در سال ۱۸۸۲، بعد از ۶ سال، کارولینا به شهر برای شوک درمانی به شهری دیگر برده شد اما این روش هم کارساز نبود. پزشکان دوباره او را به خانه فرستادند و به خانواده ی او گفتند که تنها امیدشان به معجزه باشد. در تمام آن مدت کارولینا در خواب به سر می برد و هیچ غذای جامدی نمی خورد و تنها شیر و شکر به او داده می شد.

تشخیص پزشکان بیمارستان این بود که کارولینا به نوعی فلج مرتبط با زوال عقل دچار شده است. نکته ی عجیب درباره ی کارولینا این بود که علیرغم وضعیت جسمانی اش، ذهن او فعال بود، چرا که می توانست به محیط پیرامون خود واکنش نشان دهد. والدین کارولینا سال ها بعد متوجه این موضوع شدند، زمانی که یکی از برادران کارولینا از دنیا رفت. کارولینا گرچه کماکان در خواب به سر می برد، اما اشک از چشمانش جاری شده بود.

روز بیداری

ماجرای عجیب زیبای خفته در دنیای واقعی

بالاخره در سال ۱۹۰۸ یک خدمتکار کارولینا را در حالی پیدا کرد که خود را روی زمین می کشید. او لاغر و رنگ پریده بود، به نور حساس بود و صحبت کردن برایش سخت بود. خبر به هوش آمدن کارولینا سر و صدای زیادی به پا کرد. خبرنگاران، پزشکان و مردم کنجکاو خود را به جزیره ی اوکنو رساندند تا از کارولینا درباره ی تجربه ی ویژه اش سؤال کنند، اما او بعد از به هوش آمدن گفت که از ۳۲ سال گذشته هیچ چیز به خاطر ندارد.

از نظر خودش، هنوز یک دختر ۱۴ ساله بود که بعد از یک خواب شبانه بیدار شده بود، اما در حقیقت، حالا دیگر زنی ۴۶ ساله بود. با این حال، ظاهر بسیار جوان تری داشت و چیزی بین ۲۵ تا ۳۰ سال به نظر می رسید. او در استکهلم تحت آزمایشات روانپزشکی قرار گرفت و آن زمان بود که معلوم شد کارولینا همه ی توانایی هایی که تا پیش از به خواب رفتنش داشت را حفظ کرده بود.

ماجرای عجیب زیبای خفته در دنیای واقعی

امروزه نیز مواردی از افرادی که مدت زیادی از زمان خود را در خواب سپری می کنند وجود دارد. یک نمونه بت گودیر، زن انگلیسی مبتلا به سندرم کلاین – لوین (Kleine-Levin Syndrome) است که تنها چند ساعت میان بازه های خوابش را بیدار است که هر کدام چندین ماه به طول می انجامند. نظریه ای هست که می گوید کارولینا هم در دورانی که در خواب به سر می برد، لحظات بیداری ای داشته، با این حال، نمی توان با قطعیت این را گفت. آنچه می دانیم این است که کارولینا پس از به هوش آمدن، ۴۰ سال دیگر نیز بدون مشکل زندگی کرد و خوشبختانه ماجرای او پایان خوشی داشت.

روایت بیا نی نی از تبلیغ بردگی در بزرگترین رویداد مد

مراسم مت گالا مهم‌ترین رویداد در بخش مد و فشن در دنیا محسوب می‌شود. این مراسم اولین بار در سال ۱۹۴۸، توسط النور لمبرت (Eleanor Lambert)، خبرنگار مد و از مدیران موسسه طراحی لباس با هدف جمع‌آوری و کمک به حفظ لباس‌های تاریخی این موسسه برگزار شد.

مراسم مت گالا هر سال در اولین دوشنبه ماه مه برگزار می‌شود. امسال نیز این مراسم در مکان معمول آن، موزه هنر متروپولیتن نیویورک برگزار شد؛ اما چیزی که نظر خبرنگاران مستقل و فعالان شبکه‌های اجتماعی را به خود جلب کرد، هماهنگی کامل این مراسم (مثل بسیاری دیگر از مراسم به اصطلاح هنری-فرهنگی سال ۲۰۲۳) هماهنگ و همسو با دستور کار ترویج و تبلیغ «تغییر جنسیت»، «هویت سیال جنسی» و «تراجنسیتی» بود.

در مت گالا، باید شخصیت و عزتت را تحقیر کنید

مت‌گالا، تقریباً از همان آغاز خود، یکی از ویترین‌هایی بوده است که «الیت» (نخبگان) حاکم بر دنیای سرگرمی، فانتزی‌ها و تفکرات شوم و لوسیفری خود را به رخ می‌کشند.

مراسم MET Gala ۲۰۲۳ افراد مشهوری مانند Doja Cat، Bad Bunny و Lil Nas X را گرد هم آورد و تقریباً همه آن‌ها لباس‌های مضحک یا شرم‌آور به تن دارند؛ زیرا آن‌ها بردگان صنعت هستند و با آن‌ها چنین رفتار‌هایی می‌شود.

این رویداد که توسط یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های رسانه‌ای جهان (CondeNast) برگزار می‌شود، یک واقعیت مهم را نیز تأیید می‌کند: برای اینکه یک ستاره باشید، باید تسلیم نخبگان باشید و برنامه‌های آن را پیش ببرید. به همین دلیل، افراد مشهور با لباس‌هایی که تحقیرآمیز است و یا جایگاه آن‌ها را به عنوان برده‌های صنعت تأیید می‌کند، در این جشن حاضر می‌شوند.

اصولاً فقط به تعداد مردانی که با لباس (پوشیده) در این مراسم راه می‌روند نگاه کنید. این اساساً یک آیین تسلیم و بردگی است.

لباس

مد

مت گالا؛ مراسم خیمه شب بازی با بردگان صنعت مد

تجلیل از «کارل لاگرفلد» بود. درحالی‌که این طراح آلمانی قطعاً یک نماد در دنیای مد است، طبیعت صریح او باعث شد تا او به یک چهره جنجالی تبدیل شود. اصولاً انتخاب این فرد به عنوان چهرهٔ رویداد امسال، در عین حال که تناقض‌آمیز است، افشاگر ماهیت گردانندگان این نمایش نیز هست.

کارل لاگرفلد

کارل لاگرفلد، طراح مد معروف آلمانی با ثروت هنگفت که در سال ۲۰۱۹ مرد

 

او به دلیل مخالفت با سیاست مرکل در پذیرش میلیون‌ها پناهنده مسلمان «اسلام‌هراس» محسوب می‌شود. به او برچسب «همجنس‌گرا هراسی» نیز می‌زدند، زیرا معتقد بود که بزرگ کردن یک بچه توسط چند مرد، کار عجیبی است. او جنبش #MeToo را رد کرد و گفت: «اگر نمی‌خواهی شلوارت را بکشند، مدل نشو». او همچنین مدل‌ها را «موجودات احمق، سمی و کثیف» می‌داند.

سوال این است که چرا باید از شخصی با چنین دیدگاه‌های «جنجالی» و به ظاهر خلاف صنعت مد که در ظاهر در نقطه مقابل مشی و فلسفهٔ مراسمی، چون مت‌گالا است، تجلیل شود؟ شاید یکی از پاسخ‌ها به این سوال مهم این باشد که نخبگان ذی‌نفوذ که در پشت صحنه مراسم مت گالا حضور دارند؛ نظرات او را قبول دارند. [۲]کارل لاگرفلد چیز‌هایی گفت که نخبگان، پشت در‌های بسته به آن اعتقاد دارند. درحالی‌که دیگران برای گفتن چنین چیز‌هایی سانسور یا “لغو” می‌شوند، لاگرفلد به سادگی “بزرگ‌تر از آن بود که شکست بخورد”. لاگرفلد علیرغم گفتن چیز‌هایی که خلاف روایت رسانه‌های جمعی بود تا زمان مرگش در سال ۲۰۱۹ مورد احترام نخبگان و دست اندرکاران صنعت مد بود.

چه موضوعاتی در MET Gala برای مشاهده جذاب است؟

در مت گالا؛ به نوعی رفتار می‌شود که افراد کاملاً بالغ، مضحک به نظر برسند. ولی موضوع اصلی بر سر نوع پوشش و رفتار بردگان صنعت مد است.

Lil Nas X، خواننده مشهور رپ، سالهاست که برده صنعت است. موزیک‌ویدئو‌های او در سال‌های اخیر، رسماً و عملاً به تبلیغ و نمایش نماد‌های شیطانی اختصاص داشته است. همه چیز در مورد او نشان می‌دهد که او یک بردهٔ مرد است؛ (به تعبیر دیگر، او تبدیل به گربه نر شده است.)

“لباس” Lil Nas X در Met Gala ۲۰۲۳ فریاد می‌زند: “من تحت آزار جنسی گردانندگان منحرف صنعت مد هستم”.

مانند لیل ناس ایکس، «کت دوجا»، دیگر رپر حاضر در این مراسم، سال‌هاست که آلبوم موسیقی موفقی نداشته است. پس چرا او همیشه جایی در زیر نورافکن‌های مراسم مت‌گالا و امثال آن دارد؟ زیرا او نقش خود را به عنوان گربه -بردهٔ بتا بازی می‌کند؛ و برای قدردانی از اربابان و رساندن پیام به عموم مخاطبان، او به عنوان یک بچه گربهٔ واقعی با چهره‌ای مصنوعی در مراسم گالا شرکت می‌کند.

تبلیغ بردگی جنسی در بزرگ‌ترین رویداد مد

حضور کَت دوجا با چهره گربه در مت گالا

«جرد لتو» – ستارهٔ هالیوود، یکی از اعضای ثابت MET Gala است. زیر لباس گربه، لتو کاملاً آرایش کرده و مانند یک جادوگر لباس پوشیده بود.

جَرِد لتو تنها سلبریتی مردی نبود که دستور کار پررنگ این روزها، یعنی ترویج «تراجنسیت»، آرایش و پوشش جنس مخالف داشت.

لتو

لتو

زیر لباس گربه، لتو کاملاً آرایش کرده و مانند یک جادوگر لباس پوشیده بود

پوشش زنانه برای مردان در جهت ترویج تراجنسیتی

یکی از نکات قابل توجه در مراسم مت گالا، پوشش‌های زنانه همچون دنبال دار بودن لباس و کفش زنانه برای مردان است که در جهت هدف مت گالا برای ترویج تراجنسیتی است؛ از سوی دیگر، البسه مردانه برای زنان نیز، یکی دیگر از نشانه‌های ترویج جنسیت سیال در مت گالای امسال بوده است.

به عنوان مثال “ریحانا و ASAP راکی” از اعضای ثابت MET Gala هستند. ASAP در مراسم امسال، دامن پوشیده است؛ البته این دامن، شبیه دامن سنتی است که مردان اسکاتلندی در مناسبت‌های خاص سنتی می‌پوشند، اما این که ASAP دنبالهٔ آن را چنان بلند گرفته که مثل لباس شب زنانه به دنبالش کشیده شود.

هویت سیال جنسی

مرد

اسم «Bad Bunny» سال‌هاست که در دستور کار تراجنسیتی و هویت سیال جنسی است.

جرمی پوپ

جرمی پوپ (بازیگر) نیز لباسی پوشیده بود که پشت سر او کشیده می‌شود.

خواننده نیجریه‌ای

Burna Boy یک خواننده نیجریه‌ای است

هاروی گیلن

هاروی گیلن، بازیگر، نیز لباسی بلند و دامن مانند به رنگ صورتی پوشید تا بیا نی نی بزند که “او هم در برنامه هست. “

طراح مد رائول لوپز

طراح مد رائول لوپز، هم یک لباس و کفش پاشنه بلند پوشیده بود

مدل مرد آلتون میسون

مدل مرد آلتون میسون این لباس عروسی را پوشید

خواننده تراجنسیتی

کیم پتراس اولین خواننده تراجنسیتی است که بیشتر به خاطر حضور در اجرای آهنگ Unholy یا «شریر» سام اسمیت در مراسم گرمی شناخته شده است. این آهنگ به طور آشکار شیطانی است.

جردن راث

جردن راث تهیه کننده‌ای است که بر پنج تئاتر برادوی نظارت دارد. بااین‌حال، در گالا MET، او فقط یک آقای ترسناک در لباس زنانه بود

تلاش برای مردانه پوش شدن زنان در مت گالا

از دیگر دستور کار‌های مشخص در این رژه سالانه، مردانه پوش شدن زنان ورزشکار و بازیگر است، به عبارت دیگر، برای هدف تراجنسیتی و جنسیت سیال، می‌بایست مرد و زن شبیه به یکدیگر شوند.

بریتنی گرینر

بریتنی گرینر، بازیکن بسکتبالی است که بیشتر به خاطر زندانی شدن در روسیه به دلیل نگهداری مواد مخدر شهرت دارد. پس از آزادی، او تبدیل به یک قهرمان شد و به سرعت از پلتفرم شبکه اجتماعی خود برای ترویج حضور مردان بیولوژیک تراجنسیتی در ورزش زنان استفاده کرد. گزارش‌ها و شایعات بسیاری وجود دارد که خود او نیز در واقع یک مرد تغییرجنسیت داده است.

کریستن استوارت،

کریستن استوارت، بازیگر هم در راستای دستور کار تبلیغ «تراجنسیتی» در ظاهر یک پسر نوجوان تخس با مدل موی پسرانه ظاهر شد

دواین وید

دواین وید، بازیکن سابق NBA و همسرش گابریله یونیون نیز در مت گالا حضور داشتند، با ظاهری شبیه اوباش در فیلم‌های کم‌هزینهٔ تین‌ایجری.

رویداد‌هایی مثل «مت گالا»، در بطن و بنیان خود، رویداد‌های بیهوده و مضحکی هستند که کاملاً از واقعیت جدا شده‌اند. ازاین‌رو، ممکن است پرداختن به آن اتلاف وقت به نظر برسد. بااین‌حال، وقتی کسی مقدار ثروت و قدرتی که پشت این رویداد‌های عمیقاً شیطانی و ضد انسانی را درک کند، متوجه می‌شود که این رویدادها، بازتابی از نیرو‌هایی است که به معنای واقعی کلمه به دنبال کنترل جهان هستند.

درحالی‌که مهمانان شرکت کننده در این مراسم، به خودی خود ثروتمند و تأثیرگذار هستند، خودشان توسط افرادی کنترل می‌شوند که حتی از آن‌ها ثروتمندتر و تأثیرگذارتر هستند. این افراد مشهور، برای خدمت به منافع رأس هرم ثروت و قدرت هرکاری می‌کنند و وقتی که فایده‌ای نداشته باشند، از کانون توجه خارج می‌شوند و یک “گربه-عروسک” (برده) جدید جای آن‌ها را می‌گیرد. اگر بخواهند افشاگری کنند و راز‌های کثیف پشت این زرق‌وبرق‌های پرخرج را فاش نمایند، بی‌رحمانه تنبیه و حتی حذف می‌شوند.

گواهی خوشبختی مدرن با برگه‌های طلاق

نرخ ازدواج و زاد و ولد در چین به پایین‌ترین حد خود رسیده، اما نرخ طلاق در آن کشور در دهه‌های اخیر به شدت افزایش یافته است. نرخ طلاق در چین در سال ۲۰۱۲ میلادی برای نخستین بار از نرخ ازدواج در آن کشور فراتر رفت و در سال ۲۰۱۹ میلادی به ۴.۷۱ میلیون زوج رسید و تا سال ۲۰۲۲ به ۲.۱ میلیون نفر کاهش یافت.

گواهی خوشبختی مدرن با برگه‌های طلاق

به نقل از آسیا تایمز، کاهش اخیر تا حدی به دلیل تاخیر در رسیدگی به درخواست‌های طلاق در طول قرنطینه کووید – ۱۹ بوده است. در امپراتوری باستانی چین حق طلاق در اختیار مرد بود و زنان از حقوق محدودی برای طلاق گرفتن برخوردار بودند. دولت ملی‌گرای چین در آغاز قرن بیستم طلاق توافقی از طریق رضایت متقابل همسران و یا از طریق شکایت زن را آزاد و قانونی اعلام کرد. با این وجود، طلاق کماکان و به شدت یک انگ اجتماعی قلمداد می‌شد و ارائه درخواست طلاق چالشی برزگ برای زنان چینی بود.

حزب کمونیست چین در سال ۱۹۵۰ میلادی قانون ازدواج را معرفی کرد که در آن شیوه‌های ازدواج فئودالی ملغی اعلام شد و نظام ازدواج تازه‌ای مبتنی بر تک همسری، ازدواج و درخواست آزادانه طلاق ارائه شد. قانون ازدواج به یک “قانون طلاق” تبدیل شد، زیرا بسیاری از زنان از آن برای رهایی از ازدواج‌های اجباری و از پیش ترتیب داده شده استفاده کردند.

طلاق در سال ۱۹۸۰ و در سال ۲۰۰۱ میلادی به دلیل خشونت خانگی و روابط خارج از ازدواج مجاز اعلام شد. دولت چین در سال ۲۰۰۳ میلادی با حذف الزامات مرتبط با رویه‌های انجام کار‌های مرتبط با طلاق ثبت آن را ساده‌تر ساخت.

این اصلاحات روند طلاق در چین را تسهیل نمود و آن کشور را به یکی از مناطقی در جهان تبدیل کرد که آسان‌ترین و ارزان‌ترین روند‌ها برای ثبت طلاق را دارد. دولت چین در سال ۲۰۲۱ میلادی بازه زمانی ۳۰ روزه‌ای را برای مهار افزایش نرخ طلاق معرفی نمود و طلاق تازه‌ای را ثبت نکرد. با این وجود، این اقدام بسیار دیر رخ داده و احتمالا در دراز مدت تاثیر اندکی خواهد داشت.

چین در مراحل اولیه دوره اصلاحات اقتصادی خود برنامه ریزی خانواده را تشویق کرد و اکثر خانواده‌ها در فاصله سال‌های ۱۹۷۹ تا ۲۰۱۵ میلادی تنها می‌توانستند یک فرزند داشته باشند. نسل تک فرزند برخلاف والدینشان که تحت تاثیر ایدئولوژی مائوئیستی تربیت شده بودند به شدت تحت تاثیر مفاهیم غربی از عشق، آزادی در عشق و حقوق شخصی قرار گرفتند.

ازدواج برای آنان عشق و انتخابی شخصی قلمداد می‌شد. این ذهنیت منجر به رواج پدیده “ازدواج برهنه” شد که در آن زوجین بدون خودرو، خانه، حلقه، جشن عروسی یا ماه عسل ازدواج می‌کنند. به دنبال آن ازدواج‌های سریع معروف به “فست فود” بین زوج‌های جوان رواج یافت و پیش از آن “طلاق‌های ناگهانی” نیز رخ دادند.

نسل‌های پس از دهه ۱۹۸۰ میلادی در معرض تغییرات بی سابقه زندگی، مراقبت و سرمایه گذاری خانواده‌ها و دولت قرار داشتند. افزایش سطح تحصیلات و بهبود وضعیت اقتصادی به طور خاص برای زنان الگوی مرسوم ازدواج‌های مردسالارانه را تغییر داده است. تعداد فزاینده‌ای از زنان “نان آور” خانواده‌های خود شده اند. این امر با نرم شدن مفهوم مردانگی که توسط “موج کُره ای” در دهه‌های اخیر در میان مردان جوان چینی رایج شده تقویت می‌شود و به ترس از “بحران مردانگی” و ادامه روند “زنان قوی‌تر و مردان ضعیف تر” دامن می‌زند.

فمینیسم مدرن در چین از حقوق و منافع زنان دفاع می‌کند و از مبارزه با تبعیض جنسی و شوونیسم مردانه گرفته تا حمایت از حقوق برابر نام خانوادگی زنان با همسرانشان را مطالبه می‌کند. زنان چینی به طور فزاینده‌ای آستانه تحمل شان نسبت به ازدواج‌های نامطلوب کاهش یافته و برای حفظ حقوق شان به طلاق روی می‌آورند.

مردان زمانی طلاق می‌گیرند که انتظارات شان از نقش‌های جنسیتی در ازدواج با همسرانشان مطابقت نداشته باشد. با این وجود، آنانی (به خصوص زنان) که سرمایه اقتصادی و فرهنگی محدودی دارند ممکن است در دسترسی و استفاده از حق طلاق شان در محرومیت قرار گیرند. زنان دارای فرزند نیز اغلب پس از طلاق در ازدواج مجدد با مشکلات مالی و چالش‌هایی مواجه می‌شوند.

نسل‌های پس از دهه ۱۹۸۰ میلادی با افزایش هزینه‌های زندگی، افزایش قیمت مسکن و سبک زندگی درگیر و پرمشغله مواجه شده اند. بسیاری از آنان از نظر مالی و عاطفی به والدین خود متکی هستند. والدین سرمایه گذاری هنگفتی روی یک فرزند خود از جمله هزینه‌های تحصیل، هزینه‌های عروسی و زندگی پس از ازدواج انجام داده اند. این امر به نقش آنان در مدیریت زندگی خصوصی فرزندانشان، از ترتیب دادن قرار ملاقات بین دو نفر گرفته تا نظارت بر زندگی زناشویی زوجین مشروعیت بخشیده است. چنین دخالت‌هایی به راحتی منجر به درگیری‌های زناشویی میان زوجین و منتهی به طلاق می‌شوند.

افزایش هزینه‌های زندگی همراه با بیکاری و قرنطینه در طول دوره کووید – ۱۹ منجر به اضطراب اقتصادی و روانی در خانواده‌ها شده و سبب افزایش موارد بروز خشونت خانگی و درگیری‌هایی شده که پیامد‌های مهمی برای بروز طلاق دارند.

از زمانی که دولت چین قرنطینه را لغو کرد امواج طلاق در بسیاری از استان‌های آن کشور گزارش شده و صف‌های طولانی زوج‌ها در مقابل دفاتر امور مدنی محلی برای ثبت طلاق ایجاد شده اند.

رشد سریع اقتصاد چین جعبه پاندورا را برای طلاق باز کرده است. رفاه اقتصادی، آزادی شخصی، افزایش تحرک و جستجوی فزاینده ثروت و هم چنین مادی گرایی از عوامل تاثیرگذار و مهم در مورد مسئله طلاق بوده اند.

نیاز‌های عاطفی با افزایش زندگی مشترک، رابطه جنسی قبل از ازدواج، فحشا و خیانت زناشویی همراه بوده و منجر به قطع روابط و طلاق شده است. امروزه طلاق توسط نسل‌های پس از دهه ۱۹۸۰ میلادی چین جشن گرفته می‌شود. از اوایل دهه ۲۰۱۰ میلادی “مراسم طلاق” به عنوان “رویکردی زیبا” برای پایان دادن به عشق قلمداد شده اند. زنان بیش تری در چین مراسم جشن طلاق خود را در رسانه‌های اجتماعی به نمایش می‌گذارند و گواهی طلاق شان را به عنوان “گواهی خوشبختی” مورد تعریف و تمجید قرار می‌دهند. برخی از آنان مبالغ قابل توجهی را برای عکاسی از مراسم طلاق شان صرف می‌کنند علیرغم آن که طلاق زنگ خطر و هشداری برای دولت چین و عذابی برای بسیاری از خانواده هاست برای دیگران به عنوان راهی برای رستگاری و خوشبختی قلمداد می‌شود.