بانویی که در 90 سالگی مسلمان شد

ماریا بانوی مسیحی‌ای است که سال گذشته اسلام را در آغوش گرفت
ماریا در سن نود سالگی بعد از قبول اسلام با مسائل مختلفی روبرو شد
برای آموزش قرآن و خواندن نماز سختی زیادی را تحمل کرد و آموزش دید
حالا اولین تجربه رمضان اوست
ببینید چقدر شیرین تجربه خود را بیان میکند
منبع: @AyahMedia

عکاس‌ باشی زنان اصفهان درگذشت

گوهر کرمی از نخستین زنان عکاس اصفهان بر اثر کهولت سن درگذشت.

عکاس‌باشی زنان اصفهان درگذشت

حامد قصری، نویسنده و پژوهشگر تاریخ عکاسی که در کتاب و فیلم مستندی به شرح زندگی او نیز پرداخته است، به بیا نی نی می‌گوید: حدود شش سال پیش که در مصاحبه‌ام از گوهر کرمی پرسیدم چند ساله‌اید؟ گفت: «گوهر کرمی فرزند حاجی جلیل هستم و اگر سری به شناسنامه‌ خودم بزنم سنم‌ را می‌دانم که حدود ۸۰ سال دارم».

آن‌طور که قصری روایت می‌کند، گوهر کرمی در دهه ۳۰ وقتی ۱۵ ساله بوده است، عکاسی را زیر نظر همسرش، محمدحسن اکبری، صاحب عکاسخانه ماه در سبزه‌میدان اصفهان فرامی‌گیرد. اکبری خودش عکاسی را در تهران آموخته و پس از بازگشت به اصفهان به‌وسیله چند تکه چوب و قوطی که لنز و شیشه بر آن سوار کرده است، دوربینی می‌سازد و کار عکاسی را در محله جوباره آغاز می‌کند.  

او با توضیح اینکه تا پیش از دهه ۶۰ تنها دو یا سه نفر عکاس زن در اصفهان وجود داشتند، ادامه می‌دهد: نخستین زن عکاس اصفهان اشرف‌السادات مقصودی بود و گوهر کرمی ۱۵ سال بعد یعنی در دهه ۳۰ و در شرایطی که هنوز سنت و عرف جامعه برای عکاسی مردان از زنان محدودیت قائل بود به این حرفه مشغول شد.

قصری می‌گوید: اگر وضعیت اجتماعی و فرهنگی اصفهان را در دهه‌های ۳۰ تا ۵۰ بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که برخی از زنان خانواده‌های روشنفکر یا تحصیل‌کرده به راحتی به عکاسخانه‌های رکس، هالیوود و دیگر عکاسی‌های چهارباغ مراجعه می‌کردند. اما ما در همان سال‌ها جمعیت بزرگی از زنان خانواده‌های سنتی را نیز داشته‌ایم که از چنین امکانی برخوردار نبودند. گوهر کرمی در همان برهه تلاش می‌کند، فضایی را فراهم آورد تا زنان در محیط خانه و در امنیت کامل بتوانند چهره و صورت خود را ثبت کنند، چراکه اغلب زنان خانواده‌های سنتی حتی اجازه ورود به عکاسخانه نداشتند و اغلب شناسنامه‌های‌شان نیز بدون عکس صادر می‌شده است.

به گفته کارگردان مستند هالیوود اصفهان، گوهر کرمی در مصاحبه‌اش گفته که ابتدا زنان همسایه را به نشستن جلوی دوربین دعوت کردم و بعد زنان محله آمدند و سپس تمام زنان آن منطقه جلوی دوربینم نشستند.

قصری می‌گوید: در آن دوره به قدری عکاسی یک زن عجیب بوده که زنان محله از او می‌پرسیدند: شما کجا دوره دیده‌اید و او می‌گفته: «پیش آقامون دوره دیدم». یکبار برای خرید کاغذ به عکاسی پرتو در نزدیکی عمارت چهل‌ستون مراجعه می‌کند و صاحب مغازه با تعجب از او می‌پرسد که شما برای چه کاغذ می‌خرید؟ کرمی پاسخ می‌دهد که به من کاغذ کداک بدهید، می‌خواهم عکسی که گرفتم را ظاهر کنم. مغازه‌دار می‌گوید: مگر عکاسی بلدید؟ و گوهر می‌گوید: بله خوبش را بلدم.  

به روایت این پژوهشگر در بررسی تاریخ عکاسی زنان ایران، ابتدا خواهر ناصر الدین شاه، چند سال بعد یک عکاس خبری زن در تهران و در اصفهان امثال گوهر کرمی بسیار تاثیرگذار بودند. او تصریح می‌کند: فراموش نکنیم گوهر کرمی زنی است که در اصفهان سنت‌گرا و متعصب علاوه بر خانه‌داری، عکاسی هم می‌کند. حتی او خودش نیز در خانواده‌ای مذهبی و سنتی می‌زیسته است، اما برای اقتصاد خانواده و البته ثبت زنان، دست به کار می‌شود. هرچند او تحصیلات رسمی نداشته اما با هوش وافر عمل عکاسی آنالوگ را که بسیار هم سخت بوده است، می‌آموزد و این عمل فرهنگی قابل احترامی است.

گفتنی است که شرح کامل زندگی گوهر کرمی در کتاب تاریخ عکاسی اصفهان و فیلم مستندی با این عنوان، به کارگردانی حامد قصری ثبت شده است. شش هفت نفر از چهره‌های معرفی شده در آن کتاب درگذشتند، اما کتاب هنوز بخت انتشار نیافته است.

به چه علت به طور ناگهانی دچار ریزش مو می‌شویم؟

به چه علت به طور ناگهانی دچار ریزش مو می‌شویم؟

به چه علت به طور ناگهانی دچار ریزش مو می‌شویم؟

دلایل زیادی برای ریزش موی ناگهانی وجود دارد که می‌تواند از تغییرات آب و هوا گرفته تا استرس و حتی مسائل پزشکی زمینه‌ای متغیر باشد. باید علت اصلی را شناسایی کنید و به دنبال درمان مناسب باشید. بسیاری از ما کاهش ناگهانی ریزش مو را تجربه می‌کنیم که می‌تواند پوست سر را در معرض دید قرار دهد. همانطور که قبلاً ذکر شد عوامل متعددی منجر به این عارضه می‌شود که برخی از آن‌ها می‌توانند موقتی و برخی ممکن است منجر به ریزش دائمی مو شوند. اکنون به بررسی علل اصلی ریزش موی ناگهانی در مردان و زنان می‌پردازیم:

 

 ریزش موی ارثی:

یکی از شایع‌ترین علل افزایش ناگهانی ریزش مو، ریزش موی ارثی است که به آن آلوپسی آندروژنتیک نیز گفته می‌شود. این وضعیتی است که در آن دوره رشد فعال مو در فرد کاهش می‌یابد و خط رویش مو در شقیقه‌ها و تاج شروع به ریزش می‌کند. اگرچه این یک بیماری ژنتیکی است که در آن فرد ژن ریزش مو را از هر دو طرف خانواده به ارث می‌برد هورمون‌ها نیز ممکن است در شروع چرخه ریزش مو نقش داشته باشند.

بعد از بارداری:

بسیاری از زنان پس از زایمان دچار ریزش شدید مو می‌شوند و این می‌تواند بسیار نگران‌کننده باشد که متوجه شوید دسته‌هایی از مو‌ها شروع به ریختن می‌کنند این ریزش موی موقت زمانی ایجاد می‌شود که سطح استروژن به سطح طبیعی خود باز می‌گردد و فاز رشد مو به آرامی به مرحله استراحت می‌رسد. معمولاً این مشکل در عرض 6 ماه تا 1 سال پس از زایمان فروکش می‌کند.

 قرص‌های ضد بارداری:

قرص‌های ضد بارداری خوراکی ممکن است باعث ریزش مو شوند. اگر فولیکول‌های مو دارید که به هورمون‌های القا شده توسط این قرص‌ها حساس هستند ممکن است به طور ناگهانی ریزش موی خفیف تا شدید را تجربه کنید. همچنین قرص‌هایی که حاوی مقادیر بیشتری پروژسترون نسبت به استروژن هستند احتمالاً دوره رشد مو‌های شما را کاهش داده و آن را به فاز استراحت منتقل می‌کنند. به همین دلیل است که برخی از کارشناسان توصیه می‌کنند برای مقابله با این مشکل قرص‌هایی را انتخاب کنید که دارای استروژن بالایی هستند.

 کمبود‌های تغذیه‌ای:

کمبود‌های تغذیه‌ای مطمئناً با ریزش موی ناگهانی در مردان و زنان مرتبط است. مو‌های ما برای رشد سالم به ویتأمین‌ها و مواد معدنی ضروری نیاز دارند. سطوح پایین آهن، ویتأمین D، روی، سلنیوم، فولات و سایر مواد مغذی می‌تواند باعث نازک شدن مو، کاهش رشد مو، شکستگی و ریزش مو شود. در موارد شدید افراد ممکن است حتی طاسی و ریزش مو در ابرو‌ها نیز داشته باشند. شما می‌توانید در مراحل اولیه با شناسایی کمبود‌ها و مصرف مکمل‌ها و قرص‌های مناسب با این مشکل مقابله کنید.

 عدم تعادل هورمونی:

هورمون‌های شما می‌توانند سلامت مو‌های شما را مختل کنند. در زنان سطوح پایین استروژن ناشی از بارداری، یائسگی، زایمان و غیره ممکن است باعث نازک شدن یا ریزش موی ناگهانی شود. در مردان سطوح بالای DHT می‌تواند چرخه رشد مو را کوتاه کند و حتی به ساختار تار‌های شما آسیب برساند. دارو‌های تجویزی زیادی برای اصلاح عدم تعادل هورمونی وجود دارد.

 عفونت‌های پوست سر:

عفونت‌های پوست سر ممکن است باعث ریزش ناگهانی مو از محدوده طبیعی شود. اختلالات پوست سر مانند شوره سر، اگزما، پسوریازیس، آلوپسی آره آتا و غیره می‌تواند باعث خارش و سوزش و به دنبال آن ریزش مو شود. فولیکول‌های مو توسط عوامل بیماری‌زا مانند باکتری‌ها، قارچ‌ها و غیره که به پوست سر حمله می‌کنند ضعیف شده و آسیب می‌بینند.

مدل موی سفت:

بسیاری از دختران و خانم‌های جوان نوعی ریزش ناگهانی مو به نام آلوپسی کششی را به دلیل استفاده از مدل‌های موی سفت مانند قیطان، دم اسبی، اکستنشن، میخچه و غیره تجربه می‌کنند. با محکم کشیدن تار‌ها ریشه‌ها به شدت آسیب می‌بینند و تار‌ها می‌ریزند. در حالی که مشکل را می‌توان در مراحل اولیه معکوس کرد تنش یا کشیدن مکرر می‌تواند منجر به ایجاد لکه‌های طاس دائمی در پوست سر شود.

فشار:

بسیاری از مطالعات نشان می‌دهد که بین استرس و ریزش مو ارتباط قطعی وجود دارد. استرس جسمی یا روحی می‌تواند فولیکول‌های مو را به حالت خفته سوق دهد. در این مرحله دست زدن یا برس زدن مو‌هایتان می‌تواند باعث ریزش فولیکول‌ها به صورت دسته‌ای شود. با این حال ریزش موی ناشی از استرس را می‌توان با مصرف برخی دارو‌ها یا درمان‌ها به خوبی کنترل کرد.

 

آیا ریزش موی ناگهانی می‌تواند نشان دهنده یک مشکل جدی باشد؟

اگر ریزش موی ناگهانی در نواحی دیگر بدن خود مانند پوست، ابرو‌ها و مژه‌ها را تجربه می‌کنید احتمال یک مشکل پزشکی جدی وجود دارد و ممکن است از بیماری خود ایمنی گرفته تا عدم تعادل تیروئید یا سایر شرایط جدی متغیر باشد. به جای استفاده از دارو‌های خانگی یا تجویز خودسرانه باید با پزشک مشورت کنید تا مشکل را شناسایی کنید.

 

آیا مو‌های من بعد از ریزش ناگهانی دوباره رشد خواهند کرد؟

این بستگی به علت اصلی ریزش مو و میزان آسیب ایجاد شده دارد. اگر آسیب کمتر باشد مو‌های شما ممکن است پس از یک دوره معین به خودی خود رشد کنند. با این حال در بیشتر موارد ممکن است به یک درمان اصلاحی مانند دارو یا درمان نیاز باشد.

 

منبع:

stylesatlife.com

مادر استاد دانشگاه عشق است

مادر من فقط یک چشم داشت و من همیشه بابت این موضوع خجالت می کشیدم. او به خاطر تأمین هزینه هاى زندگی برای معلمان مدرسه غذا می پخت. دوست نداشتم بچه های مدرسه بدانند که او مادر من است. یک روز که دم در مدرسه منتظر من بود، بچه ها مرا با او دیدند، خیلی خجالت کشیدم. با خشم به او نگاه کردم. روز بعد یکی از همکلاسی ها مرا مسخره کرد و گفت: مامانت فقط یک چشم داره؟! دلم می خواست زمین دهن باز کند و مرا فرو ببرد. همیشه دوست داشتم زودتر به استقلال برسم و از او جدا شوم. سخت درس خواندم تا موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور بروم. همان جا ازدواج کردم و اندکی بعد پدر شدم، خانه ای خریدم و از زندگی و آسایشی که داشتم راضی بودم تا این که روزی مادرم برای دیدار من و نوه هایش به سنگاپور آمد چرا که سال های زیادی مرا ندیده بود. وقتی فرزندانم او را دیدند به او خندیدند. خیلی از آمدنش خوشحال نشدم. به او گفتم: چرا بی خبر آمدی؟! من خودم به زودی به دیدار تو می آمدم. او به آرامی جواب داد: معذرت می خواهم؛ مثل این که آدرس را اشتباهی آمدم و بعد فورا رفت. یک روز که برای انجام کاری به ایران رفتم، به خانه قدیمی مادرم سری زدم؛ همسایه ها گفتند که او مدتی پیش از دنیا رفته است. نامه ای را زیر بالش او یافتم که خطاب به من نوشته بود: پسر عزیزم! من همیشه به فکر تو بودم؛ مرا ببخش که به سنگاپور آمدم و باعث رنجش تو و خانواده ات شدم؛ در انتظار یک لحظه دیدارت عمرم را سپری کردم. وقتی خیلی کوچک بودی، در حادثه ای یک چشمت را از دست دادی؛ نمی توانستم فرزندم را ناقص ببینم، تصمیم گرفتم چشم خودم را به تو بدهم تا بتوانی با دو چشم دنیا را کامل ببینی! آری! وقتی که دیگر نبود، به بودنش محتاج شدم. وقتی که دیگر رفت، به انتظار آمدنش نشستم. وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد، من او را دوست داشتم. وقتی که او تمام کرد، من تازه شروع کردم. وقتی که او تمام شد، من آغاز کردم. مادر استاد دانشگاه عشق است. عشق را در وجود بی توقع او می توان به خوبی تجربه کرد. عشق حیات خود را مرهون مادر است. گویا نطفه عشق در قلب مادر منعقد شد و همان جا پرورش یافت. وقتی نوزاد عشق متولد شد، هر کسی مدعی عشق شد و از او دم زد. ولی باید دانست که عشق، وطنی جز قلب مادر ندارد. عشق مادر پیرایه ای ندارد. دل مادر خشم را نمی شناسد و با کینه بیگانه است. مادر با گذشت و عفو، هم پیمانی قدیمی است. وقتی زنی تاج زرین مادری بر سر می نهد، خودخواهی و کبر از او فرسنگ ها فاصله می گیرد. وقتی زنی بر تخت سلطنت مادری می نشیند، همیشه بی قرار فرزندانش خواهد بود. مادری تنها مقامی است که هیچ مردی بدان دست نمی یابد. بهشت مفتخر است که گام های مادران را بر دیده خود بنشاند. ﻣﻌﻠﻤﯽ از ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺵ پرسید: آیا مى توانى مشتى خاک ﺍز ﺑﻬﺸﺖ برایم بیاورى؟ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ پاسخ داد: آری! و اندکی بعد با ﺧﺎکی خوشبو و نرم بازگشت. ﻣﻌﻠﻢ پرسید: این خاک معطر از کجاست؟! دانش آموز ﮔﻔﺖ: از خاک زیر پای ﻣﺎﺩﺭﻡ برداشتم.

سید مهدی واعظ موسوی

چرا تنبلم و قبل هر کاری بهانه می‌‌آورم؟

تا حالا فکر کردید تنبلی از کجا می‌‌آید؟ چرا تنبل می‌‌شویم و قبل هر کاری بهانه می‌‌آوریم؟
چون انرژی ندارم، خسته‌‌ام
انرژی نداشتن بهانه جالبی است، چون در واقع انرژی برای بهانه داریم اما برای انجام کار نه. شاید چون یک کار خاص را دوست نداریم. شاید چون به وضعیت فعلی عادت کرده‌‌ایم. شاید هم می‌‌ترسیم نتیجه کار خراب شود و مورد تمسخر قرار بگیریم. پس حتی خودمان را هم فریب می‌‌دهیم که انرژی نداریم. در این‌‌ گونه موارد از یک کار ساده شروع کنید و هی به‌‌ خودتان بگویید فقط یک کار دیگر… کم کم خواهید دید کلی کار جدید انجام داده‌‌اید.
چون برام هیچی فرق نداره
 این هم یک بهانه بزرگ دیگر است. گاهی وقت‌‌ها حوصله نداریم، واقعاً تنبلیم، یا دقیقاً نمی‌‌دانیم چه‌‌ کنیم و از کجا شروع کنیم. برای همین به‌‌ خودمان و دیگران وانمود می‌‌کنیم که هیچ چیزی برای‌‌مان مهم نیست و دلیلی برای تلاش نمی‌‌بینیم.
چون سرم شلوغه
 در این یکی بهانه، ردپای تنبلی خیلی کمتر دیده می‌‌شود اما موضوع اصلی این است که هدف کوتاه مدت، میان ‌‌مدت و بلند مدت نداریم، برای همین اولویت هم نداریم، سعی می‌‌کنیم همه کارها را با هم جلو ببریم و به ‌‌همین دلیل از مواردی که ضروری هستند ،غافل می‌‌شویم.
 برای من دیر شده
 یکی از تراز اول‌‌ترین بهانه‌‌ها همین جمله است که باعث می‌‌شود قید خیلی کارها مثل کلاس آموزشی، ورزش، هنر و… را بزنیم، تنبلی کنیم و وضع موجود را تا آخر حفظ کنیم. در حالی ‌‌که واقعاً در بیشتر اوقات هیچ وقت دیر نیست. شاید 70 سالگی برای شروع ورزش تکواندو دیر باشد، اما یاد گرفتن شطرنج، خوشنویسی و خیلی چیزهای دیگر چندان ربطی به سن و سال ندارد.

نویسنده : سید سورنا ساداتی| ‌ روزنامه‌ نگار

چطور در گفت‌ و گو با نوجوان ‌مان به بن ‌بست نخوریم؟

5 نکته ساده که به شما کمک می‌کند تا یک مکالمه اصولی و بدون سردرگمی و درماندگی با فرزند نوجوان‌تان داشته ‌باشید
والدین اغلب گلایه دارند که صحبت کردن با نوجوانان کار دشواری است؛ «نه چیزی در جواب حرف‌هام می‌گه و نه اصلا به ‌نظر می‌رسه که بهم گوش می‌کنه». یک سناریوی معمولی را در نظر بگیریم. شما می‌خواهید با پسر نوجوان‌تان درباره رفتار غیرمسئولانه‌اش (بیش ‌از حد بازی کردن، انجام ندادن تکالیف و بی‌توجهی به وظایف روزمره) حرف بزنید. لابد می‌گویید: «باید با هم صحبت کنیم» و فرزندتان آهی می‌کشد و جواب می‌دهد: «باز شروع شد»! بحث را احتمالا با چنین جمله‌ای آغاز می‌کنید: «تو باید مسئولیت ‌پذیرتر باشی». چشم‌های فرزندتان شروع به چرخیدن دور اتاق می‌کند و بی‌حوصله نگاهی به ساعت می‌اندازد. کنترل‌تان را از دست می‌دهید. شاید بگویید «اصلا برات مهمه چی دارم بهت می‌گم؟» و جواب بشنوید: «نه، واقعا». از این ‌جا به ‌بعد گفت‌وگو تبدیل می‌شود به مبادله داد و فریاد و در اتاق محکم به‌ هم کوبیده می‌شود. هر دوی شما احساس عصبانیت، سردرگمی و درماندگی می‌کنید. چه می‌شود کرد؟ آیا همه گفت‌وگوهای شما و فرزند نوجوان‌تان قرار است به چنین نقطه‌ای ختم شود؟


«باید صحبت کنیم»، ممنوع!
«باید صحبت کنیم»، به‌ نظر طبیعی‌ترین راه برای شروع مکالمه است اما وقتی این جمله ساده را به فرزند نوجوان‌مان می‌گوییم، زنگ هشدار در مغزش به‌ صدا درمی‌آید و کرکره‌ها پایین کشیده‌ می‌شود؛ به این ترتیب احتمال شکل‌گیری یک گفت‌وگوی معنادار تقریبا غیرممکن می‌شود. راه‌حل جایگزین؟ قبل از گفتن چیزی، دور و بر فرزندتان باشید؛ البته به روشی غیرتهدیدآمیز. من معمولا کتابی از قفسه دخترم برمی‌دارم و روی صندلی‌اش می‌نشینم. در این شرایط همیشه اوست که گفت‌وگو را شروع می‌کند. شما هم یک دریچه گفت‌وگوی شخصی برای خودتان پیدا کنید.
نگویید، بپرسید
ما دایماً به نوجوانان می‌گوییم که آن‌ها چطور باید حرف بزنند و رفتارشان چطور باید باشد. نکته مهم آن است که در گفت‌ و گوی نتیجه‌ بخش با نوجوان، باید «پرسیدن» را جایگزین «گفتن» کرد. یعنی مثلا به ‌جای این‌ که بگویید: «تو باید درس بخونی» یا «می‌بینم که اصلا درس نمی‌خونی»، بپرسید: «آماده شدن برای امتحاناتت چطور پیش می‌ره؟» وقتی به فرزند نوجوان‌تان می‌گویید چه کاری انجام دهد، معمولا شانه خالی می‌کند اما وقتی با لحنی آرام و غیرکنجکاو از او درباره کارهایش سوال می‌ کنید، این پیام را منتقل می‌کنید که به او و توانایی‌هایش در انتخاب کردن احترام می‌گذارید.
 از صمیم قلب پاسخ دهید
عمل کردن به این توصیه نباید برای‌تان آسان باشد. مثلا فرض کنید فرزندتان می‌گوید برای امتحانش آماده نیست و نگران است نمره خیلی پایینی بگیرد. اولین واکنش شما ممکن است عصبانی شدن باشد. شاید سرزنشش کنید: «بهت گفته ‌بودم باید بیشتر درس بخونی». اما فرزند شما در این موقعیت به همدردی نیاز دارد. چیزی مثل: «موقعیت آسونی نیست، مگه نه؟». وقتی با فرزندتان از صمیم قلب همراهی می‌کنید، احساس شرم‌زدگی و مورد قضاوت واقع شدن را به او منتقل نمی‌کنید و کمک می‌کنید که ارتباط نزدیک‌ تری بین شما شکل بگیرد.
«تو- من- ما» را بیاموزید
وقتی به اختلاف می‌خورید، رویکرد «تو- من- ما» را دنبال کنید. یادتان باشد در همه خانواده‌ها درگیری وجود دارد و با این رویکرد می‌توانید هنر ظریف همکاری را به فرزندتان بیاموزید: «من به تو گوش می‌دهم و دیدگاهت را درک می‌کنم، حتی اگر با آن موافق نباشم»؛ «من دیدگاه خودم را به‌ عنوان والد با تو در میان می‌گذارم، حتی اگر تو با آن موافق نباشی»؛ و «ما نظرات‌مان را با هم بررسی می‌کنیم». این روش چطور به کمک‌مان می‌آید؟ مثلا فرض کنید نگران استفاده بیش ‌از حد فرزندتان از تلفن ‌همراه هستید. به‌ جای سخنرانی و متهم کردن فرزندتان می‌توانید از او بخواهید درباره این موضوع نظرش را بگوید. به او گوش کنید، بدون آن‌ که مدام وسط حرفش بپرید و تصحیحش کنید. بعد دیدگاه خودتان را توضیح بدهید، در کمال آرامش و بدون آن‌ که دستخوش احساسات شوید: چرا رفتارش شما را نگران کرده ‌است؟ این رفتار چه تأثیری بر او گذاشته ‌است؟ در نهایت برای پیدا کردن راه‌حل با هم مذاکره کنید؟ چی؟ چقدر و چه زمانی؟
 در مواقع لزوم عذرخواهی کنید
با همه این توضیحات، گاهی ممکن است در ارتباط با فرزند نوجوان‌تان دچار اشتباه بشوید. مثلا مسخره‌اش کنید، به او کنایه بزنید و چیزهایی شبیه به آن‌ها. در چنین مواقعی بهترین کار این است که فورا عذرخواهی کنید: «متاسفم که به‌ هم ریختم. برای جبران رفتارم چی کار کنم؟» نوجوانان می‌توانند بخشنده باشند، زمانی که شما طرف مقابل هستید و آداب عذرخواهی کردن را به ‌جا می‌آورید.
نویسنده : شلجا سن| روان‌ شناس کودک‌ و ‌نوجوان و خانواده‌ درمانگر ترجمه: الهه توانا

بودن و نبودنم برای شوهرم مهم نیست!

23 ساله‌ام. شوهرم روابط ‌عمومی بالایی ندارد و خیلی اهل گردش نیست. احساس می‌کنم دوستم ندارد. بودن و نبودنم برای شوهرم مهم نیست یا حداقل جوری رفتار نمی‌کند که بفهمم برایش مهم هستم. به طلاق فکر می‌کنم. چه کنم؟

پاسخ مشاور
مخاطب گرامی، اطلاعاتی درباره وضعیت اقتصادی، نحوه ازدواج و آشنایی‌تان، سن شوهرتان و … به ما نداده‌اید. با این حال و در قدم اول باید سردی رابطه خود و همسرتان را علت‌یابی کنید. با توجه به توضیحات مطرح شده، لازم است به دنبال یافتن موانع عمیق شدن رابطه‌تان باشید و بررسی کنید چرا نتوانسته‌اید به اندازه کافی به همسرتان نزدیک و وابسته زندگی مشترک‌تان شوید. دانستن این‌ که چه اتفاقاتی باعث به وجود آمدن شرایط فعلی شده است، مهم به نظر می‌رسد و بهتر است برای این ‌گونه سوالات پاسخ مناسبی پیدا کنید.
 از تفاوت ‌های شخصیتی‌ تان فرار نکنید
در پیامک‌تان به برخی از ویژگی ‌های شخصیتی همسرتان از جمله نداشتن روابط ‌عمومی و انزوا اشاره ولی فراموش کرده‌اید دو جنس مخالف با هم فرق دارند. بنابراین قبل از این ‌که بخواهید شوهرتان را محکوم به ایراد و نقص کنید، به او حق بدهید که مانند شما فکر نکند چرا که او یک انسان با ویژگی‌های منحصر به خودش و با یک سابقه تربیتی و پرورشی متفاوت از خانواده شماست. اگر در خصوص رفتاری خاص با شوهرتان اختلاف سلیقه دارید، بهتر است به جای این‌ که سعی در تغییر صد درصدی وی داشته باشید، با گفت‌و‌گو به یک حد تعادل برسید.
 طلاق راهکار این مشکل نیست
گفته‌اید به نظرم بودن و نبودنم برای شوهرم مهم نیست یا حداقل این ‌طور به می‌رسد که … . همان‌ طور که خودتان هم بیان کرده‌اید، فکر می‌کنید این ‌گونه است ولی مطمئن نیستید. سعی کنید از گمان در تصمیمات سرنوشت ‌ساز زندگی استفاده نکنید و دغدغه‌های خودتان را با شوهرتان مطرح کنید تا خودش به آن‌ها پاسخ دهد. در پایان به شما توصیه می‌کنم ویژگی‌های مثبت همسرتان را بزرگ ‌نمایی و به او کمک کنید تا ضعف‌های خودش را برطرف کند. طلاق راهکار مناسبی نیست و به نوعی پاک کردن صورت مسئله است.
نویسنده : دکتر حسین محرابی| روان‌ شناس

درباره حال و روز مادری که جنینش را از دست داده، چه می‌دانید؟

همیشه همه‌چیز آن‌طور که ما دلمان می‌خواهد پیش نمی‌رود؛ مثل این‌که گاهی بارداری یک مادر در میانه راه متوقف می‌شود و جنین‌اش را به‌دلایل مختلف از دست می‌دهد؛ اتفاقی که هضم و کنار آمدن با آن، کار ساده‌ای برایش نخواهد بود و بازگشت او به‌حال خوب زندگی، به انرژی و زمانی مضاعف نیاز دارد.
اما در چنین مواقعی همسر و اطرافیان مادر چطور می‌توانند او را در این برهه از زندگی همراهی کنند تا با اندوه پیش‌آمده، کنار بیاید و شوق دوباره پیدا کند؟ موضوعی که در این گزارش برخی از راهکارهایش را مرور کرده‌ایم.

حق بدهید
اتفاق تلخی افتاده است؛ زن و شوهر خودشان را برای مادر و پدر شدن آماده کرده بودند. مادر با جنین داخل شکمش خو گرفته بود و حرف می‌زد.
برای به دنیا آمدنش برنامه‌های زیادی داشت. خودش را در خیالاتش با فرزندش در حال پیاده‌روی تصور می‌کرد و هزاران هزاران تصور و باور دیگر که همه‌شان به ناگهان از دست می‌رود و با درد جسمی همراه می‌شود. ترکیب دو فشار روحی و جسمی که بر مادر تحمیل می‌شود، موضوع کم و کوچکی نیست که بشود به‌سادگی از آن گذشت. پس بیش از همه به مادر و بعد هم به پدر حق بدهید که حال خوشی نداشته باشند و حتی تلاشی هم برای خوب شدن حال‌شان نکنند. اجازه بدهید نوعی از سوگواری که مختص به چنین اتفاقاتی است را به‌جا بیاورند تا به‌جایی برسند که واقعیت را بپذیرند.

زمان بدهید
بدون شک، زمان دوای درد هر اتفاق تلخ و ناخوشایندی می‌تواند باشد؛ در برخی مواقع زودتر به وظیفه خودش که تسکین فرد آسیب‌دیده است عمل می‌کند و گاهی هم دیرتر. اما در هر صورت، از دست دادن جنین در هر دوره‌ای از بارداری، خواه در ماه‌های اول و خواه در سه ماهه سوم بارداری، آنقدر فشار سنگینی دارد که نیاز به گذشت زمان قابل‌توجهی برای گذر از آن وجود داشته باشد. البته که بدون تردید در چنین مواردی هر چه سن جنین بیشتر باشد، وابستگی عاطفی مادر با جنین بیشتر بوده و سوگ شدیدتری را تجربه می‌کند.

با ترس بجنگید
در چنین شرایطی تجارب قبلی سقط جنین می‌تواند نگرانی‌های بیشتری را برای زوجین به همراه داشته باشد؛ در واقع تصور این‌که نکند دوباره این اتفاق بیفتد، زوجین را وارد مرحله‌ای از زندگی می‌کند که مدام به ای‌کاش‌های قبلی فکر می‌کنند که ای‌کاش این‌طور نشده بود. اما چه بهتر که اطرافیان آنها بتوانند آنها را به سمت رفع علت که وجود نقص‌های ژنتیکی، مشکلات فیزیولوژیکی و… است هدایت کنند. در واقع آگاهی مادر و پدر برای اقدام دوباره به فرزندآوری می‌تواند ترس را در وجودشان کمرنگ و امید دوباره را در وجودشان روشن کند.

تو مادر خوبی هستی
یکی از تفکراتی که حال مادری که تازه جنینش را از دست داده، بدتر می‌کند زیر سوال رفتن قابلیت‌های مادری و القای حس بی‌کفایتی به او است:« من نتوانستم مادر خوبی باشم؛ من مراقبش نبودم. من تقصیرکارم و…» که هرکدام از این فکر و خیال‌ها او را به چاله عمیق‌تری می‌برد و خودش را مقصر اصلی ماجرا می‌داند؛ در صورتی که واقعا این‌طور نیست. پس بهتر است در هر نقش و جایگاهی که هستیم، به او یادآوری کنیم که فارغ از مراقبت‌هایی که لازم است مادر از جنین داشته باشد، ماندن یا نماندن جنین به عوامل بسیار زیادی بستگی دارد که مادر هیچ نقشی در آن ندارد.

از حمایت تا پذیرش
گاهی ممکن است این سوگواری آنقدر ادامه پیدا کند که به افسردگی برسد. در این میان، این وظیفه همسر و اطرافیان بسیار نزدیک است که از مادر آسیب‌دیده به‌قدر کافی حمایت کنند، با او همدردی و همدلی کنند ، به حرف‌ها و غصه‌هایش گوش کنند، به عذاب‌وجدان‌هایی که در وجودش ریشه کرده است توجه کنند. این اتفاق تا زمانی باید ادامه داشته باشد که فرد بتواند حامیان اطرافش را ببیند و معنای تازه زندگی را پیدا کند. آن‌وقت است که می‌توانیم بگوییم او به مرور وارد مرحله پذیرش شده است‌.

جسمش را تقویت کنیم
در چنین مواقعی همه آدم‌ها حواس‌شان به روح مادر آسیب‌دیده است؛ اتفاقی که البته بسیار درست است و در چنین تجربه‌هایی، روح بیشتر از جسم آسیب دیده است اما فراموش نکنیم که یک جسم ضعیف درد کشیده هم می‌تواند ضعف روحی با خودش به همراه داشته باشد. پس بهتر است که همانقدر که حواس‌مان به حال روحی مادر است، از تقویت جسمش غافل نشویم و شاهد روز به روز ضعیف‌تر شدن و بی‌جان شدنش نباشیم. گاهی یک‌وعده غذای گرم برای چنین مادری می‌تواند افکار ذهنی‌اش را هم سامان بدهد.

دلداری‌ های واقعی
حواس‌تان باشد که برای آرام کردن مادر از هر‌جمله و هر دلیلی استفاده نکنید؛ جملاتی مانند این‌که:« خوب شد الان اتفاق افتاد، اگر بعد از تولد از دستش می‌دادی چه؟» یا این‌که «حتما دلیلی داشته» نه‌تنها مرهم دردهای او نیست که قلبش را بیشتر آزرده‌خاطر می‌کند؛ آنقدر که گاهی به این فکر می‌کند که اصلا چرا این اتفاق باید برای او و فرزند او می‌افتاد؟ تجربه نشان داده است که در چنین مواقعی شاید بیشتر از این‌که لازم باشد حرفی بزنیم، لازم است که شنونده باشیم. آن‌وقت شاید بتوانیم در جملات پایانی‌مان به او بفهمانیم که چقدر از اتفاق پیش‌آمده غمگین هستیم.

پدر را فراموش نکنید
درست است که پدرها روحیه قوی‌تری دارند و به اندازه مادر، آسیب روحی و جسمی در این ماجرا ندیده‌اند اما به‌هرحال آنها هم از این اتفاق تاثیر گرفته‌اند و طبیعتا حال خوبی ندارند. ضمن این‌که حالا او باید مرهمی برای همسرش هم باشد و فشاری مضاعف را بر دوش می‌کشد. پس بهتر است از حمایت پدر خانواده هم غافل نشویم و همدلی و همدردی با او را فراموش نکنیم.
نرگس‌ خانعلی زاده – خبرنگار