روایت دختر دهه‌ هشتادی که شب قدر محجبه شد

 «از افراد مذهبی خوشم نمی‌آمد. احساس می‌کردم اصلا اهل حرف زدن و خندیدن و خوشگذرانی نیستند. تصور می‌کردم آدم‌های افسرده و بد اخلاقی هستند که هیچ طور نمی‌توانم با آنها کنار بیایم.» این‌ها را رقیه 18 ساله می‌گوید. دختری که به گفته خودش تا دو سال پیش دلش می‌خواست طوری لباس بپوشد که همه نگاه ها را به سوی خودش جلب کند. حالا رو به روی‌ام نشسته و طوری چادر سر کرده که نکند یک تار مو از روسری‌اش بیرون بیاید. رقیه این عنایت ها را از شب‌قدر می‌داند.  می‌گوید پس از شب های قدر مسیر زندگی اش تغییر کرده و روایت محجبه شدن‌اش را اینطور برایمان بازگو می‌کند. 

از چادر متنفر بودم!

چادر را دوست نداشتم. اصلا از چادر متنفر بودم. مانتو کوتاه، شلوار تنگ و موهای رها روی شانه ام آن چیزی بود که به من اعتماد به نفس می‌داد. به نظرم من اینطوری زیبا بودم. برادر‌هایم اصرار داشتند که چادر بپوشم و حجابم را رعایت کنم, اما من مقابل این سختگیری ها کوتاه نمی‌آمدم. هر کاری می‌کردم که زیربار حرف هایشان نروم. چندباری هم چادرهایی که برایم خریده بودند را پاره کردم.گفتم من به هیچ وجه چادر نمی‌پوشم! وقتی دوست هایم را می‌دیدم که هرطور دلشان می‌خواهد لباس می‌پوشند و هر جا دوست دارند می‌روند. من هم می‌خواستم آزاد باشم. قبول داشتم کارهایشان درست نبود و جاهایی که می‌رفتند اصلا مناسب نبود, اما دلم می‌خواست مثل آنها باشم.

 

وقتی پایم به مسجد باز شد 

کلاس نهم که بودم برای اولین بار تصمیم گرفتم. روزه بگیرم. برادرم روزه بود و من هم دوست داشتم مثل او روزه بگیرم. بلد نبودم نماز بخوانم. برادرم می‌آمد. می‌نشست کنارم و می‌گفت چه بگوییم و چه کار کنم.  وقتی خانه بود نماز می‌خواندم. وقتی نبود هم هیچ! نیمه ماه رمضان رسیده بود. یکی از همکلاسی‌هایمان که مذهبی بود و شاید فقط او در کلاس ما روزه می‌گرفت. وقتی فهمید روزه‌ام.گفت:«چرا نمی‌آیی مسجد؟ امشب میلاد امام حسن مجتبی است. مسجد برنامه دارد. بیا.» قبول کردم و برای سرگرمی هم که شده بود. شب به همراه دوستم راهی مسجد شدم. دختر هایی که به مسجد آمده بودند یا یک سال از من کوچک تر بودند و یا بزرگ تر بودند. خیلی خوش برخورد بودند. از رفتارشان خوشم آمد و سریع با هم دوست شدیم. از همان شب به بعد به واسطه برخورد آن دخترهای مذهبی پای من به مسجد باز شد. 

خدایا من بنده خوبت نیستم من را آدم کن!

شب قدر بود و حوصله‌ام سر رفته بود. با یکی از دوست‌هایم تماس گرفتم و گفتم:«حوصله‌ام سر رفته می‌آیی برویم مسجد؟» فقط برای سرگرمی دلم می‌خواست بروم مسجد. دوستم گفت قرار است خانوادگی بروند پارک. از من خواست که با آنها بروم اما مادرم اجازه نداد. چند دقیقه بعد با ریحانه همانی که پای مرا به مسجد باز کرده بود. راهی مراسم شدیم. رفتار دخترهای مذهبیِ هم‌سن و سال خودم دوباره همانطور بود خوش‌برخورد و مهربان. از من دعوت‌کردند که در طول مراسم کنارشان باشم. خوشحال شدم و پذیرفتم. شب اول برای مراسم قرآن به سرگرفتن  شرکت نکردم. دوست هایم رفتند و من بیرون از مسجد با تلفن همراهم مشغول بودم. 

 

شب دوم حال و هوای خادم ها عجیب بود. همدیگر را بغل گرفته بودند و گریه می‌کردند. پرسیدم چه شده؟! چرا اینطور می‌کنید؟! گفتند قرار است شهید بیاورند. درکی از واژه شهید و شهادت نداشتم. گفتم خب که چی؟! دوستانم گفتند بمان و خودت ببین! تابوت را که آوردند همه‌ رفتند به استقبالش. حال و هوای شان را نمی‌توانم توصیف کنم, اما من نمی‌توانستم مثل آنها باشم واکنشی نداشتم فقط نگاه می‌کردم. برای من آن تابوت فقط یک تابوت بود. همین! مراسم قرآن به سرگرفتن که شروع شد من هم همراه دوستانم به داخل شبستان مسجد رفتم. رفتارهایشان را درک نمی‌کردم. گریه می‌کردند و با التماس از خدا طلب بخشش می‌کردند. با خودم گفتم چی شده! معلوم نیست چی کار کردند که اینطور طلب ببخشش می‌کنند. چیزی از مراسم نمی‌دانستم. فقط برایم عجیب بود چرا اینطور می‌کنند. ریحانه که متوجه کنجکاوی من شد آرام کنار گوشم گفت:«رقیه امشب خدا بنده هایش را می‌بخشد. امشب دعا به درگاه الهی مستجاب می‌شود. پس هرچی از خدا می‌خواهی را الان ازش بگیر!»

نمی‌دانستم از خدا چه بخواهم. بی‌اختیار گفتم:«خدایا من بنده خوبت نیستم من را آدم کن!» شاید همان شب بود که خدا مسیر هدایتم را نشانم داد. شب سوم یقین پیدا کرده بودم آرامش از دست رفته ام را اینجا می‌توانم پیدا کنم. چند وقت بود حال دلم خوب نبود هم خودم را اذیت می‌کردم و هم بقیه را. احساس می‌کردم حال و هوای خوب مسجد و هیئت می‌تواند حالم را خوب کند. دلم می‌خواست هر شب بیایم. پرسیدم مسجد هر شب مراسم دارد من بیایم؟! گفتند نه. برای مناسبت ها برنامه داریم. هر وقت مراسم بود به شما اطلاع می‌دهیم. خوشحال شدم. در هفته چند بار به مسجد سر می‌زدم و با دوست هایی که آنجا پیدا کرده بودم. حسابی خوش می‌گذشت .

 

رفتار بعضی از مذهبی ها برایم آزار دهنده بود   

پوشش من در مسجد همان پوششی بود که در بیرون داشتم. گاهی احترام می‌گذاشتم و روسری ام را کمی جلوتر می‌کشیدم و یا مانتو بلند تری می‌پوشیدم. این باعث شده بود بعضی از افراد چپ‌چپ نگاهم کنند و یا حرف‌هایی بزنند که اصلا خوشایند نبود. البته من توجهی هم نمی‌کردم. دلم می‌خواست مثل دوستانم خادم مسجد شوم. چند باری هم مطرح کرده بودم, اما دوست هایم می‌گفتند رقیه اصرار نکن! علتش را که پرسیدم گفتند فرمانده پایگاه گفته تو را خادم نکنیم. رفتار این خانم و بعضی دیگر از خانم های مسجد برایم اذیت کننده بود. چون چادر نداشتم رفتار خوبی با من نداشتند. برای پیاده روی اربعین همراه با مسجدی ها  رفته بودیم زیارت  شاه‌عبدالعظیم حسنی . من آن‌روز چادر سر کرده بودم, اما در راه برگشت. چون نمی‌توانستم. چادرم را کنترل کنم. از سرم برداشتم و داخل کیفم گذاشتم. خانمی که مسئول گروه ما بود. وقتی مرا بدون چادر در اتوبوس دید. جلوی همه گفت یک بار دیگر اگر چادر نپوشی وسط راه از اتوبوس پیاده ات می‌کنم!    

آئین تعزیه خوانی ؛ عکس تزئینی است

اولین باری که شیرینی گریه بر اهل بیت(ع) را تجربه کردم

یکی از دوستانم زنگ زد و گفت:« رقیه برای محرم قرار است تعزیه برگزار کنیم. تو هم می‌آیی»؟! خجالت می‌کشیدم تصور می‌کردم باید یک کاغذ بگیرم دستم و سرود بخوانم. گفتم نه من دوست ندارم بیایم. اصرار دوستانم و شوق و ذوق شان برای رفتن را که دیدم. قبول کردم یک جلسه بروم. خیلی برایم جالب بود. نمایش قشنگی بود. از همه بیشتر استادی که به ما آموزش می‌داد مرا جذب آنجا کرد. خیلی مهربان بود و سعی می‌کرد با مهربانی بعضی از چیزها را یادم بدهد. مثلا می‌گفت: قشنگ خانم نبینم وسط تعزیه لاک بزنی؟! اینکه با شوخی و مهربانی می‌گفت به دلم می‌نشست و به حرف هایش گوش می‌دادم. برای‌مان روایت می‌خواند و به زبان داستانی از ائمه می‌گفت. در طی این جلسه‌ها علاقه و شناختم نسبت به اهل بیت(ع) بیشتر شد و ارادت خاصی نسبت به حضرت عباس(ع) پیدا کردم. 

در این مدتی که به مسجد رفت و آمد داشتم تا به حال پیش نیامده بود. مثل دوستانم گریه کنم یا اصلا احساساتی شوم نسبت به روضه‌هایی که خوانده می‌شد. حتی این رفتار بقیه را هم درک نمی‌کردم و برایم عجیب بود. چند شب قبل از تاسوعا در هیئت‌مان روضه حضرت عباس(ع) برگزار شد. من به واسطه شناختی که در کلاس های تعزیه از ایشان پیدا کرده بودم ارادت خاصی به حضرت داشتم و تا روضه خوانده شد برای اولین بار دلم لرزیدو بغضم ترکید. بلند بلند گریه می‌کردم و حال خودم را نمی‌فهمیدم. یکی از دوستانم بغلم گرفت و گفت:« رقیه اولین بار است گریه کردی من را دعا کن. حتما حضرت عباس(ع)امشب نگاه ویژه ای به تو داشته!» این‌ها را می‌گفت و من گریه‌ام بیشتر می‌شد. شیرینی اشک ریختن برای اهل بیت(ع) آمده بود زیر زبانم و دلم نمی‌خواست از دستش بدهم. روضه تمام شده بود و من هنوز اشک می‌ریختم!

 

گفتند اگر بروی مسجد رفاقت مان تمام است!

با چند نفر از دوستانم خیلی صمیمی بودم. تقریبا 10 سال بود که هم‌دیگر را می‌شناختیم. رفاقت مان را تا پای جان بسته بودیم. بیشتر روزها کنار هم بودیم. باهم گردش می رفتیم و تمام وقت در مدرسه با هم بودیم. دوستانم از لحاظ ظاهری مثل خودم بودند. مانتوهای کوتاه و جلو باز، شلوار تنگ و کوتاه و…. من روی رفاقت شان خیلی حساب کرده بودم, اما وقتی متوجه شدند پایم به مسجد باز شده. پیام دادند و گفتند رقیه بس کن این رفتارت را؟! تعجب کردم فکر کردم کار اشتباهی انجام دادم. گفتم مگر چه کاری کردم؟! گفتند برای چی ‌می‌روی هیئت! جواب دادم مسجد رفتن من چه ربطی به شما دارد؟! وقتی حالم خوب می‌شود چرا نروم!؟ جوابی را شنیدم که اصلا انتظارش را از دوستان چندین و چند ساله ام  نداشتم. گفتند پس اگر می‌خواهی ادامه بدهی رفاقت‌مان تمام است. برایم مهم نبود. کم کم ازشان فاصله گرفتم. منی که تا چند وقت پیش همراه شان مذهبی ها را مسخره می‌کردم و برایم ایام شهادت اهل بیت (ع)مهم نبود. حالا نمی‌توانستم آرام بنشینم؛ تا رفتار خلافی ازشان سر می‌زد واکنش نشان می‌دادم. ظاهرم هیچ تغییری نکرده بود, اما رفتارم عوض شده بود. به دوستانم می‌گفتم:« چرا می‌خواهید بازیچه دست دیگران بشوید؟ چرا یک بار هم که شده با ذهنیت خوب به دین و اسلام نگاه نمی‌کنید؟ تا کی می‌خواهید حرف های دیگران را بلغور کنید؟ من نمی‌خواهم دیگر بی‌ارزش باشم!»

اینجا واقعا بهشت است

دوست هایم محدود شده بودند به همان هایی که در مسجد باهم آشنا شده بدیم. رفت و آمدم به مسجد بیشتر شده بود. یک روز در مسجد عکس یکی از شهدا را دیدم. یکی از بچه ها گفت: دلت می‌خواهد درباره این شهید بیشتر بدانی؟!

مشتاق بودم. قرار شد برایم کتاب زندگی شهید را بیاورد. چند کتاب برایم آورد. وقتی خواندم واقعا جالب بود. فکر نمی‌کردم مذهبی ها اینطور زندگی کنند. فکرمی‌کردم آدم‌های افسرده و خشکی باشند که فهمی از خوشگذرانی و عشق و علاقه ندارند. بچه های مسجد علاقه من را که به کتاب ها دیدند. یک روز تلفن زدند و گفتند: رقیه قرار است برویم بهشت زهرا می‌آیی؟! حوصله ام سر رفته بود. قبول کردم. به توصیه دوستانم چادر سر کردم . به محض ورودم به قطعه شهدا حس خوبی داشتم آن‌قدر که بی ‌اختیار گفتم. اینجا واقعا بهشت است! اتفاقا آن روز یکی از مادران  شهدا هم بود. کنار مزار پسرش ایستاده بود و می‌گفت پسرم فدای اسلام. فدای سر رهبر! آنجا تازه فهمیدم مدافع حرم چیست. آنجا تازه فهمیدم همه حرف‌هایی که درباره شان شنیده بودم.اشتباه است. 

 

برای چی باید با مُرده دوست شوم!

بهشت زهرا که رفته بودیم. بچه های مسجد درباره توسل به شهید گفتند. کتاب شهید محمدخانی را خوانده بودم. قصه دلبری‌اش نگاه مرا به مذهبی ها تغییر داده بود. پرسیدند رقیه به یک شهید خاص متوسل شو؟! خندیدم. گفتم چرا باید با یک مرده متوسل شوم! چه فایده ای دارد؟! دوست‌هایم گفتند فایده اش را خودت می‌بینی. شهید محمدخانی را انتخاب کردم. آن روز یک تسبیح از خادم مزار شهید هدیه گرفتم و از آن به بعد کارم شده بود ذکر گفتن و درد ودل کردن با شهید «محمدحسین محمدخانی». برای کوچک ترین کارهایم هم به او توسل می‌کردم. من که تا پیش از آن درکی از شهادت و شهید نداشتم. حالا همه  حرف‌هایم را به او می‌گفتم. کسی که من مرده خطابش کرده بودم  زنده بود. این را از عنایت‌هایی فهمیدم که در زندگی ام داشت. تا نامش را می‌بردم و کمک می‌خواستم مشکلم حل می‌شد. 

ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده!

بین  وابستگی های قبل و مسجد و مسیری که نشانم داده بودند. دو دل بودم. نمی‌دانستم باید چه کار کنم. دوباره متوسل شدم به شهید؛ گفتم: آقا محمدحسین شما راه را نشانم بده.

چند بار دیگر پیش آمد که با دوست های قدیمی ام رفتیم بیرون. خانم های چادری را که می‌دیدند. پشت سرشان حرف می‌زدند و قضاوت می‌کردند. می‌گفتند این‌‌ها همه نمایش است. باطن‌شان طور دیگری است. من سریع واکنش نشان می‌دادم و می‌گفتم چرا قضاوت می‌کنید من هم مثل شما فکر می‌کردم ,اما کاش بدون منطق حرف نزنید, اما هیچ طوری راضی نمی‌شدند که حداقل برای خودشان هم که شده تحقیق کنند و ببینند واقعا حرف هایی که به ذهن‌شان تحمیل شده درست است یا نه! همین رفتار های کورکورانه دوستانم باعث شده بود من در مسیری که هستم ثابت قدم بشوم. دلم می‌خواست تغییر کنم و نمی‌خواستم مابقی عمرم را مثل دوستانم باشم که تمام افتخارشان تعداد دوست پسرهایشان بود.

 

گفتم اگر حاج قاسم نبود. شما را به قیمت یک پاکت سیگار می‌فروختند

حاج قاسم که شهید شد. واقعا ناراحت شدم. حال خوشی نداشتم. در گروه مدرسه حرف می‌زدیم که یکی از دوست های قدیمی‌ام به سردار اهانت کرد. دیگر نمی‌توانستم تحمل کنم. در متن کتاب‌های مدافعان حرم  خوانده بودم که چه اتفاقاتی  برای دختران جنگ زده می‌افتد. از ناسپاسی دوستانم عصبانی شدم. گفتم اگر حاجی نبود. شما را به قیمت یک پاکت سیگار می‌فروختند. همان جا رابطه‌ام با همه دوست‌های قدیمی‌ام تمام شد. حالا من رقیه دیگری شده بودم.

گفتم نه مادر دیگر چادرم را در‌نمی‌آورم!

ایام شهادت  بود. برای تمرین تعزیه حضرت زهرا(س) به مسجد می‌رفتم. آن روزها به احترام حضرت زهرا(س) چادر می‌پوشیدم, اما فقط در مسجد. اگر جای دیگری می‌خواستم بروم. با همان ظاهر قبلی ام می‌رفتم. تازه از تمرین برگشته بودم. مادرم خواست که باهم برویم خرید. قبول کردم. انتظار داشت مثل همیشه چادرم را دربیاورم. خوشحال بود از اینکه چادرم را در نیاورده‌ام پرسید رقیه با چادرت برویم خرید؟ مکث کردم. مثل همیشه از واکنش دیگران می‌ترسیدم, اما به خودم نهیب زدم رقیه تو می‌خواهی خدا و حضرت زهرا(س) از تو راضی باشند یا آدم های پوچی که تکلیف شان با خودشان مشخص نیست؟! تصمیم ام را گرفته بودم.گفتم نه مادر دیگر چادرم را در‌نمی‌آورم!

آیین زنانه در دربار ناصری به مناسبت ماه رمضان

«افطار» واژه‌ای عربی است که ریشه آن کلمه «فطر» به معنی گشودن و شکستن روزه است. رسم افطاری دادن بنا بر سنت دینی مسلمانان، از دیرباز در ایران و حتی در دربار شاهان مختلف مسلمان رواج داشته است. برای نمونه، در دوره آل‌بویه، ضیافت‌هایی در شب‌های ماه رمضان در بغداد برپا بود که بیش از هزار نفر در آن شرکت می‌کردند. این قبیل افطاری دادن در زمان شاهان صفویه نیز متداول بوده است. یکی دیگر از ادوار تاریخی ایران که رسم افطاری دادن در آن ثبت شده است دوره قاجار است. از میان شاهان این دوره، ناصرالدین‌شاه طولانی‌ترین دوره حکمرانی را داشته است. وی به سلطان صاحب‌قران مشهور بوده و اولین پادشاهی است که خاطرات خویش را به رشته تحریر درآورده است. علاوه بر این، سند کتابی به نام «یاداشت‌هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه» نوشته دوستعلی‌خان معیرالممالک، نوه ناصرالدین‌شاه، در دست است که بخشی از آداب ماه رمضان دربار ناصری را توضیح می‌دهد. ناصرالدین‌شاه از سلاطینی است که روزه می‌گرفته و مناسک ماه رمضان را نیز انجام می‌داده است. به فرمان ناصرالدین‌شاه، در ماه رمضان، شب‌ها عبور مرور در شهر آزاد بوده و نیازی به گفتن اسم شب نبوده است. برخی کارهای دولتی نیز به جای روز، در شب و بعد از افطار انجام می‌شده است. در دربار او سفره افطاری گسترده می‌شد و وزرا، امرا، اشراف و اعیان در محضر شاه افطار می‌کردند. در این دوره، برای اطلاع دادن زمان افطار، توپ شلیک می‌شد، رسمی که از زمان ناصرالدین‌شاه رایج شد. آن‌طور که در اسناد آمده است، افطاری عهد ناصری عبارت بود از نان و پنیر و سبزی، حلوا، مربا، فرنی، شیربرنج، ماست کیسه‌ای، شیر و شکر، یخ‌دربهشت، خیار، افشره آب‌لیمو، دوغ و انواع ترشی آش و کوکو و کوفته. علاوه بر این، تا هنگام سحر وعده‌هایی را تدارک می‌دیدند. به همین علت، بعد از جمع شدن سفره افطار، نان قندی و نان روغنی به همراه پنیر و مربای بالنگ، ماست کیسه‌ای، مسقطی و انواع فالوده همچون فالوده نشاسته، فالوده سیب، فالوده خیار و سکنجبین، خوشاب آلبالو، ریواس و گوجه، پشمک برای شاه و درباریان می‌آوردند و تناول می‌کردند. نوع غذا را مطبخ شاهی تعیین می‌کرده و با توجه به فصل، تغییراتی در آن داده می‌شده است. برای سحری نیز غذاهایی چون کته‌چلو و پلودوقاب، خورش مرغ و گوشت، کباب لوله، آب‌گوشت و کوکو، آش، کوبیده و کباب شامی تدارک می‌دیدند. از دیگر رسوم این زمان آن بود که چون وقت اذان مغرب می‌شد، در اندرون شاهی پرده‌ای می‌کشیدند و در سویی منبری قرار می‌دادند و شیخ سیف‌الدین، برادر شیخ‌الرئیس که از شاهزادگان ملبس به لباس آخوندی بود، به نماز می‌ایستاد. آن سوی دیگر پرده، زنان درباری پشت سر امام حاضر نماز می‌خواندند. چون نماز تمام می‌شد، شیخ به منبر می‌رفت و زنان سؤالات مذهبی خویش را از وی می‌پرسیدند. در شب‌های ماه مبارک نیز زنان سال‌خورده شاه محفلی برای خواندن قرآن و طرح مسائل شرعی برپا می‌ساختند و شیخ اسدا…، قاری نابینا، قرائت بانوان را اصلاح می‌کرد. در سه شب قدر نیز زنان اندرونی قرآن سر می‌گرفتند، دعای جوشن کبیر می‌خواندند و در پایان هر بند به گلاب و حبه‌قند می‌دمیدند. شاه گاهی به مراسم زنان اندرون قدم می‌گذاشت و آنان را نظاره می‌کرد. آنچه ذکر شد بخشی از رمضان عهد ناصری بود که نمادی از ارزش و منزلت ماه رمضان و حضور زنان در گذشته است.
نفیسه زمانی کارشناس ارشد پژوهش هنر

ایده نوظهور انجام کارهای خانه به صورت شراکتی پنجاه پنجاه

تقسیم‌کردن کارهای خانه به صورت نصف‌نصف بین زن و شوهر از فرمول‌هایی است که به تازگی با استقبال برخی زوج‌ها مواجه شده است
موضوع تقسیم کارهای خانه بین همسران، تا پیش از این بیشتر زمانی بالا می‌گرفت که هر دو همسر بیرون از خانه کار می‌کردند، اما حالا و بعد از بیش از دو سال از شیوع کرونا و تغییرات گسترده در سبک‌زندگی، وضعیت تغییرات زیادی داشته است و تعداد خانم‌هایی که انتظار مشارکت را از همسران خود دارند، افزایش یافته است. البته عجیب هم نیست که برگزاری مدارس آنلاین(تا چند وقت قبل) و کارهای خانه، مسئولیت‌های مادران را به شدت افزایش داده است. آیا اصرار به برعهده گرفتن نیمی از کارها توسط آقا و انجام نیم دیگر توسط خانم، فرمول درستی برای انجام کارهای خانه است؟

   ایرادات تقسیم کارها به شکل پنجاه پنجاه
اگر از دور به این ایده نگاه کنیم، شاید از جهاتی منصفانه به نظر برسد اما واقعیت این است که وقتی وارد جزئیات این ایده می‌شویم، ایرادات به چشم می‌آید. زنان و مردان با مهارت‌های مشابهی وارد ازدواج نمی‌شوند و همین می‌تواند بر موضوع تقسیم کارها هم اثر بگذارد. شاید در بحث نظافت خانه از آن جا که یادگیری نکات مربوط نیاز به زمان زیادی ندارد، همسران بعد از چند هفته بتوانند وضعیت مشابهی پیدا کنند اما در مسئله‌ای مانند آشپزی که تبحر در آن نیاز به تمرین طولانی‌تری دارد، داستان متفاوت بوده و ممکن است حتی بعد از چند ماه همسران وضعیت مشابهی نداشته باشند. این نداشتن وضعیت مشابه می‌تواند فشار را روی فردی که مهارت کمتری دارد، افزایش و رابطه همسران را هم تحت تاثیر قرار دهد. همچنین زمان محدود حضور بسیاری از آقایان در خانه از دیگر موانع مهم ایده تقسیم مساوی کارهاست. اما راه‌حل چیست؟

   نگاهی دوباره به فهرست کارها
اگر به ویژگی‌های مسئولیت‌های مربوط به خانه و فرزندان از زاویه دیگری نگاه کنیم، شاید بتوانیم ایده‌های بهتری برای موضوع تقسیم کارها پیدا کنیم.
گروه اول| برخی کارها در خانه شامل انجام خدماتی تکراری برای اعضای خانواده است. می‌توان تمام کارهای مربوط به نظافت خانه شامل گردگیری، شستن ظرف‌ها و لباس‌ها و… را در این دسته قرار داد.
گروه دوم| این گروه فعالیت‌هایی هستند که نیازمند خلاقیت‌اند. کارهای درآمدزا، آشپزی، رسیدگی به کارهای آموزشی فرزندان و… در این دسته قرار می‌گیرند.

  این نکات را جدی بگیرید
هرچند نمی‌توان نسخه‌ای واحد برای همه همسران پیچید اما می‌توان دست کم یک پیشنهاد داد. اگر می‌خواهید تقسیم کار منصفانه‌تری در خانه داشته باشید، هر کدام از همسران باید از هر دو دسته وظایف خانه، دست کم بخشی را بر عهده بگیرند. در غیر این صورت نارضایتی و احساس فرسودگی در کمین همسرانی خواهد بود که ناچار از تحمل بار سنگین‌تر هستند.
نویسنده : نرگس عزیزی| کارشناس‌ارشد مشاوره

بازنمایی شخصیت زن در سریال‌های تلویزیونی ماه رمضان، از ایده‌آل تا واقعیت

بازنمایی صحیح و بجا از شخصیت زن در رسانه ملی از بزنگاه‌ها و نقاط آسیب‌پذیر بوده است. نتیجه آن نیز غالبا این بوده که رسانه ملی نقشی ناموفق در این میان داشته است. شاید دلیل این موضوع را بتوان در نگاه‌های افراطی و تفریطی به شخصیت زن دانست که بر این اساس، رسانه را همواره بر سر دوراهی قرار داده است. نتیجه عبور از هریک از مسیرهای این دوراهی هم موجب آن شده که یا نگاهی چنان اغراق‌آمیز و کاریکاتوری به شخصیت زن وجود داشته که نتوانسته آن را به یک قالب طبیعی و باورپذیر تبدیل کند یا این نگاه چنان مینیمال و تفریطی بوده که آن را از حداقل قالب انسانیت نیز خارج کرده است.
شاید یکی از بارزترین نمونه‌های اغراق آمیز بازنمایی شخصیت زن و حضور او به عنوان نقش اول یک مجموعه تلویزیونی را بتوان به سریال «کیمیا» نسبت داد، سریالی که به دلیل همین اغراق‌های بی‌مورد، حتی نتوانست با اقبال عمومی بانوان نیز روبه‌رو شود و اغراق‌های بیش‌ازاندازه در آن به موضوعی مبدل شد که صدای افرادی مثل ناخدا هوشنگ صمدی، تکاور بازنشسته نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، را نیز درآورد.
از سوی دیگر، به همان اندازه که این نگاه‌های اغراق‌آمیز می‌تواند باعث طرد و دفع مخاطب باشد، نگاه‌های حداقلی و مینیمال نیز می‌تواند به این موضوع دامن بزند. از آن جمله می‌توان به سریال «او یک فرشته بود» اشاره کرد که شاید به دلیل فقر محتوایی موجود در باکس پخش سریال‌های ماه مبارک رمضان، امسال بار دیگر پای خود را به این عرصه باز کرد. زن در قالب یک فرشته می‌تواند در مسیر سیاهی قرار گیرد.
شاید این نکته مطرح شود که همان‌گونه که تعریفی نادرست برای نقش‌آفرینی زن می‌تواند آسیب‌زا و مشکل‌آفرین باشد، این موضوع درباره نقش‌آفرینی مرد نیز می‌تواند صادق باشد. اما این مسئله قابل توجه است که اولا نسبت بین سریال‌های تلویزیونی که یک زن نقش محوری در آن دارد، در مقایسه با سریال‌هایی با نقش‌آفرینی نقش اول مردان، بسیار ناچیز است. از سوی دیگر، کمتر مجموعه تلویزیونی را می‌توان یافت که قهرمان و نقش اول آن مربوط به یک زن باشد و آن زن بتواند در قالب زندگی عادی و روزمره خود به نقش‌آفرینی بپردازد. گویا یک زن نمی‌تواند در مسیر یک زندگی عادی مورد توجه یک نویسنده قرار بگیرد و آن زمان هم که زن در نقش اول این سریال قرار گرفته، یا دچار کمبودی در زندگی روزمره بوده یا سبک زندگی خاص، او را از زندگی عامیانه خارج کرده است.
اما شاید یکی از دلایل نگاه غیرمنطقی به زنان این باشد که اکثریت قریب به اتفاق نویسندگان سریال‌های تلویزیونی را آقایان تشکیل می‌دهند. از همین رو نگاه‌های مردانه در این زمینه غلبه داشته است. لذا نتوانسته‌اند تعریف و حتی شرایط منطقی و کاملی از زندگی یک زن کامل در جامعه ایرانی را ارائه کنند و معمولا تلاش کرده‌اند از زندگی طبیعی فاصله بگیرند.
از سوی دیگر، سفارش‌دهنگان مجموعه سریال‌هایی که در تلویزیون حضور دارند یا شورای فیلم‌نامه این‌گونه سریال‌ها را نیز آقایان تشکیل می‌دهند، آن هم از جنس آقایانی که با نگاهی یک‌سویه و تک‌بعدی به شخصیت زن و فارغ از در نظر گرفتن توانمندی‌ها و حتی آزادی‌های مشروع یک زن، با عینکی رادیکال به حضور زنان نگاه می‌کنند.
نمایش حضور یک زن ایرانی در اجتماع با حفظ حرمت و شخصیت و البته با بهره‌گیری از قالب‌های مختلف و ژانرهای گوناگون، کار چندان دشواری نیست به شرط آنکه تصمیم‌گیران و افرادی که در رأس مجموعه بزرگی مانند صداوسیما نشسته‌اند، نخست بخواهند این اتفاق بیفتد. پس از آن نیز با برداشتن تعصب‌های بیجا و در عوض تأکید بر بهره‌گیری از خصوصیات واقعی از شخصیت زن، آن را به منصه ظهور برسانند. اتفاقا بهره‌گیری از آیات قرآن و روایات و نگاه درست به سخن معصوم در ارتباط با زن، کمک می‌کند فهمی درست از شخصیت زن شکل بگیرد و به جای تعصب‌های بیجا، واقعیت مبتنی بر حفظ حرمت و شخصیت او به بازنمایی هرچه‌بهتر شخصیت زنانه از دریچه رسانه کمک کند.
رضا میرزاده کارشناس رسانه

چرا باید با خودت رفیق باشی؟

حالتی را درنظر بگیرید که دوست صمیمی‌تان در انجام کاری ناموفق بوده. واکنش شما چیست؟ حتماً می‌گویید: «دفعه بعدی هم هست؛ تو تلاشت رو کردی. شکست نخوردی، فقط یک تجربه به‌دست آوردی برای دفعه‌های بعدی و…».
حالا تصور کنید خودتان در انجام کاری ناموفق بودید. به‌خودتان چه‌چیزهایی می‌گویید؟ احتمالاً بگویید: «خراب کردی. از عهده هیچ‌کاری برنمی آیی. آخرین فرصتت بود و…».
انتقاد بی‌رحمانه‌ای که از خودمان می‌کنیم باعث می‌شود باور کنیم ناتوان هستیم اما اگر با خودمان رفیق باشیم، عزت نفس‌مان را حفظ می‌کنیم و از خودخوری بیهوده که باعث ناراحتی و هدررفت انرژی ذهنی و جسمی‌مان می‌شود؛ پیشگیری می‌کنیم تا با تمام توان روی مسائل‌مان متمرکز شویم.حالا فهمیدید چرا مهم است با خودتان رفیق باشید؟

موفقیت با تقویت هوش‌فضایی

آشنایی با یکی از انواع 9 گانه هوش و اصول تقویت آن که باعث افزایش چشمگیر خلاقیت، تمرکز، عملکرد مغز و… می‌شود
 در سال ۱۹۸۳، «هاوارد گاردنر» 9 گونه از هوش را این‌طور تعریف کرد: «هوش منطقی-ریاضی، هوش زبانی-کلامی، هوش جسمی-جنبشی، هوش موسیقایی، هوش طبیعت‌گرا، هوش میان‌فردی، هوش درون‌فردی، هوش فضایی-دیداری و هوش هستی‌گرا». یکی از انواع 9 گانه هوش که کمتر به آن توجه شده و می‌تواند سرعت دستیابی افراد به موفقیت را به طرز خیره‌کننده‌ای افزایش دهد، هوش فضایی است. در این مطلب، با این نوع از هوش، اهمیت و اصول تقویت آن و… بیشتر آشنا خواهید شد.
  هوش فضایی یعنی چه؟
هوش فضایی به معنای قابلیت درک اشکال و تصاویر سه‌بعدی است. به طور معمول این قابلیت، متعلق به نیمکره (لوب) راست مغز است و شامل عمل دیدن می‌شود. شناخت تصویر، درک رابطه شکل و زمینه و همچنین سازمان دهی و مدل‌سازی ساختار یک ایده به صورت تصویری از قابلیت‌های هوش فضایی به شمار می‌آید. به هوش فضایی، اغلب «تفکر دیداری» هم گفته می‌شود.
   مزایای تقویت هوش فضایی
افزایش هوش فضایی به رشد بسیاری از عملکردهای مغز از جمله بهبود تمرکز و حافظه، توانایی شناختی، تفکر هدفمندتر و خلاق‌تر شدن کمک می‌کند. افرادی که می‌توانند راه‌حل‌ها و الگوهای حل مسئله را به خوبی درک و تجسم کنند، همیشه موفق‌تر از افرادی هستند که ناچارند تمام راه‌های ممکن را برای حل مسئله در عمل آزمایش کنند تا در نهایت بتوانند آن را مدیریت کنند.
   دخترها هوش‌فضایی بهتری دارند یا پسرها؟
اگرچه بسیاری از مطالعات نشان می‌دهد که مردان در انجام کارهای فضایی، عملکرد بهتری نسبت به زنان دارند اما به این معنا نیست که پسران همیشه از هوش‌فضایی بهتری از دختران برخوردار هستند. همچنین توجه به یک سری اصول، تاثیر قابل‌توجهی روی تقویت هوش‌فضایی دارد.

   افزایش هوش‌فضایی از دوران کودکی
دانشمندان علوم مغز و اعصاب دریافته‌اند که مناطق خاصی در مغز که مسئول تفکر درباره موقعیت مکانی و روابط فضایی است، در سنین بسیار پایین یعنی در کودکی رشد می‌کند. در حقیقت، توانایی‌های فضایی در کودکان سنین پیش از دبستان می‌تواند عملکرد آینده‌شان را در یادگیری ریاضی در دبیرستان و دوره متوسطه پیش‌بینی کند. والدین می‌توانند به عنوان معلمان اول فرزندان، اصول تفکر فضایی را به کودکان خردسال و حتی کودکان نو پا آموزش دهند. نباید تصور کنیم که خیلی زود است که کودک نوپای ما با روابط فضایی آشنا شود. نشان داده شده است که نوزادان در 4 ماهگی توانایی‌های مربوط به چرخش ذهنی را دارند. توانایی فضایی، قابل افزایش و بادوام است. کسانی که این مهارت‌های خود را در اوایل کودکی به دست می‌آورند، فرصت‌های بیشتری برای استفاده از آن برای کسب و سازمان‌دهی اطلاعات دیگری در طول زندگی خود خواهند داشت.
   چه مشاغلی به هوش فضایی بالا نیاز دارد؟
شغل‌های معمار، نقاش، مجسمه‌ساز، طراح، گرافیست، فیلم ساز، شعبده باز، جهت یاب، فیزیک‌دان نظری، استراتژیست جنگ، مهندس مکانیک، طراح فضای داخلی، عکاس، طراح مد، دریانورد و خلبان از جمله مشاغل مناسب برای افرادی است که هوش فضایی قدرتمندی دارند.
   چگونه می‌توان هوش فضایی را در کودکان بهبود بخشید؟
1- از زبان مکانی (فضایی) در تعاملات روزمره استفاده کنید. کودکانی که می‌توانند از اصطلاحات و عبارات فضایی و مکانی بیشتری استفاده کنند، در انجام وظایف مربوط به درک فضایی بهتر عمل می‌کنند. می‌توانید به آن‌ها کمک کنید تا بین روابط مکانی و اشیای اطراف خود ارتباط برقرار کنند، مثلاً بگویید: «آیا آبنبات در داخل لیوان است یا بیرون از آن؟»، «فکر می‌کنی که اسباب‌بازی در زیر مبل است یا در پشت آن؟»، «من لیلی را آن طرف خیابان می‌بینم» و… .
2- حرکاتی را آموزش دهید و بچه‌ها را ترغیب کنید که از آن‌ها برای توضیح روابط فضایی استفاده کنند.
3- به کودک بیاموزید که چگونه با استفاده از تخیل خود، تجسم سازی کند.
4- بازی‌های تطبیقی مثلا لگو بازی، مکعب روبیک و تصاویر پازلی چندین تکه و دیگر جورچین‌های خلاقانه و شطرنج را انجام دهید.
5- از کودک بخواهید به شکل بداهه داستان بگوید.
6- اوریگامی و تمرین تا زدن کاغذ را با کودک تمرین کنید.
 تقویت هوش فضایی در بزرگ سالی
احتمالا برای‌تان  این سوال پیش آمده که آیا می‌توانم در بزرگ سالی هوش‌فضایی‌ام را تقویت کنم؟ بله! بازی‌ها و فعالیت‌های مختلفی برای تقویت هوش دیداری فضایی در بزرگ سالی وجود دارد. برای شروع می‌توانید مسیریاب‌ها را کنار بگذارید و بازی‌های استراتژیک را شروع کنید. به طور کلی، هرکاری که باعث استفاده بیشتر از حافظه شود، در تقویت هوش فضایی تاثیرگذار خواهد بود.
نویسنده : زهرا متقی‌شکیب| ‌ کارشناس ارشد روان شناسی

ترفند پاک کردن لکه آبمیوه از روی فرش و قالی

وقتی که کثیفی و آلودگی زیاد می شود، همه ما سردرگم می شویم اما نمی دانیم برای رفع آن دقیقاً باید چه کار کنیم. لکه های عجیب و غریبی روی فرش و قالی می افتد که بزرگترین و چالش برانگیز ترین نوع کثیفی محسوب می شود. ریختن آب میوه روی فرش هم یکی از همین اتفاقات چالش برانگیز است که احتمالاً ما را سردرگم می کند اما چگونه باید این لکه ها را از روی فرش پاک کرد؟ در این قسمت با ما همراه باشید تا راه حل انجام این کار را به شما توضیح دهیم. 
 
روش اول
وقتی که می خواهید لکه آب میوه را از روی فرش پاک کنید، باید در سریع ترین زمان ممکن عمل کنید. اول باید لکه آب میوه را با یک دستمال خشک کنید و تا جایی که می توانید مایعات را از روی فرش بردارید. همچنین می توانید از یک پارچه تمیز استفاده کنید و آب ولرم را مستقیماً به لکه اسپری کنید. مراقب باشید که از آب داغ استفاده نکنید.
دوباره باید یک بار دیگر با دستمال لکه را خشک کنید و هرگز نباید از حرکات دایره ای شکل برای خشک کردن استفاده کنید.
بهترین راه برای خشک کردن لکه، این است که  با دستمال یا پارچه ای به دفعات روی آن ضربه بزنید. اگر لکه هنوز هم مشخص است، یک چهارم قاشق چای خوری شامپوی فرش را با یک لیتر آب گرم در یک سطل ترکیب کنید. این محلول را مستقیماً به لکه بزنید. چند بار این لکه را خشک کنید.
می توانید فرش را با آب گرم بشویید و یک دستمال خشک و تمیز روی آن قرار دهید و یک جسم سنگین هم روی دستمال بگذارید تا در این محل بماند و هر گونه کثیفی را پاک کرده و به خودش جذب کند. بگذارید تا برای چند ساعت در همین حالت بماند و بعد وسیله را از روی پارچه بردارید. حال خواهید دید که لکه از بین رفته است .

روش دوم 
برای پاک کردن لکه آبمیوه از روی فرش، می توانید از این روش هم استفاده کنید. یک دستمال یا پارچه تمیز را بردارید و آن را روی لکه قرار دهید تا قطرات مایع را به خود جذب کند.
سپس از یک ماده پاک کننده ظرفشویی خنثی استفاده کرده و آن را با یک فنجان آب گرم ترکیب کنید و به لکه بزنید. حال 2 الی 3 فنجان آب را با نصف فنجان سرکه سفید خانگی ترکیب کنید و آن را داخل بطری اسپری بریزید و مستقیماً به لکه بزنید. سپس دوباره از ماده شوینده ظرفشویی استفاده کنید.
محل مورد نظر را با آب و پارچه مرطوب تمیز کنید و فراموش نکنید که پارچه باید خشک باشد سپس جسم سنگینی را روی پارچه گذاشته و چند ساعت صبر کنید.
اگر بعد از چند ساعت باز هم لکه آبمیوه باقی مانده بود، محل مورد نظر را با محلول 3 درصد هیدروژن پراکسید مرطوب کنید و یک ساعت صبر کنید. این کار را تا زمانی تکرار کنید که لکه به طور کامل پاک شود. سپس دستمال های بیشتری روی این قسمت بگذارید و آن را با جسم سنگین تری فشار دهید که زودتر پاک شود. 

نکته مهم
هر چقدر سریع تر عمل کنید، لکه راحت تر از روی فرش پاک می شود.
مهم تر از همه اینکه پارچه ای که برای هر مرحله استفاده می کنید، بهتر است پارچه سفید و بدون رنگ باشد تا رنگ خود پارچه به فرش پس ندهد.

موقوفات زنان از صفویه تا قاجار در شهر مشهد

در طول تاریخ، وقف به عنوان سنتی حسنه و کمک به همنوعان مطرح بوده است. سابقه موقوفات در مشهد بیانگر آن است که حرم مطهر به عنوان تشکیلات موقوفاتی همواره مورد توجه شیعیان و ارادتمندان به امام رضا(ع) بوده است. در مجموعه موقوفات آستان قدس رضوی زنان واقف به عنوان بخشی از جامعه همواره با وقف بخشی از املاک و دارایی‌های خود در این امر خیر مشارکت داشته‌اند.
گوهرشادبانو یکی از زنان مؤثر و مهم تاریخ ایران در عصر تیموری به شمار می‌رود که منشأ خدمات و خیرات بوده است. هرچند تاریخ تولدش به‌درستی معلوم نیست، اغلب پژوهشگران حدود سال 780 هجری قمری را ذکر کرده‌اند. مؤلف «مآثرالملوک» او را از اشراف زنان خراسان و صنیع‌الدوله از وی به عنوان زنی باوقار، خردمند و ثروتمند یاد کرده‌اند. پدرش امیرغیاث‌الدین ترخان، از امرای عهد تیموری، و مادرش بانو خان‌زاده‌بیگم است.
زندگی و حیات گوهرشاد خاتون را می‌توان در دو بعد مورد بررسی و واکاوی قرار داد: نخست، به عنوان زنی خیر و واقف که دوران حیاتش منشأ امور خیر بوده است. دیگر در حوزه سیاسی و مشارکت در امور کشور. این بانوی نیکوکار در طول حیاتش با حمایت‌هایی که انجام داده موجب ایجاد بناهای ارزشمندی شده است. از جمله، مسجد جامع گوهرشاد مشهد یکی از شاهکارهای هنری و از مساجد مهم و مشهور ایران است که هنر و معماری اسلامی در دوره تیموریان را می‌رساند. بنای این مسجد توسط قوام‌الدین شیرازی، از معماران برجسته عصر تیموری، در سال 818 هجری قمری در مجاورت حرم مطهر رضوی شروع شده و در سال 812 هجری قمری به پایان رسیده است. گوهرشادآغا در سال 829 قمری پس از اتمام بنای مسجد گوهرشاد، رقباتی در ولایت توس و جام وقف این مسجد کرد از جمله 61 دکان، مزرعه سعدآباد، مزرعه سرده، مزرعه قوزغان و … . نوع مصرف این موقوفات را نیز در جهت رتق و فتق امور مربوط به مسجد و زوار مرقد مقدسه رضوی نهاده است.
مدرسه پریزاد از دیگر بناهای دوره تیموری است که بانی آن پریزاد، همسر میرزا میرک حسینی (متولی مزار خواجه ربیع و ندیمه گوهرشاد آغا) است. موقوفات بسیار آن نیز برای مستمری ماهانه طلاب بوده است.
هم‌چنین در دوره صفویه، زنان موقوفاتی را به حرم مطهر اختصاص داده‌اند. با نگاهی به فهرست موقوفات آستان قدس رضوی در دوره صفویه، با پنج نفر از بانوان خیر آشنا می‌شویم که بخشی از املاک و مزارع خود را برای مصارف حرم مطهر وقف کرده‌اند که از محل مصرف این موقوفات، برای روشنایی حرم مطهر، مطبخ، تلاوت قرآن و مصالح آستان قدس رضوی هزینه می‌شود. در این دوره، برخی زنان همچون آهوخانم، قمرنساخانم و فاطمه‌خانم موقوفاتی را از خود به یادگار گذاشته‌اند که مصارف این وقفیات در زمینه روشنایی، مطبخ حرم مطهر و … هزینه می‌شود. بنابر اسناد باقی‌مانده، عمل به نیت واقفان در طول تاریخ در تشکیلات آستان قدس وجود داشته و سهم بانوان در دوره افشاریه با یک وقف برای مصارف زائران و مطبخ حرم مطهر ادامه داشته است.
در دوره قاجار، مشارکت بانوان برای وقف در آستان قدس رضوی درخور توجه است به طوری که حدود 20 مورد وقف توسط 23 نفر از زنان خیر املاک و مستغلاتی وقف آستان قدس رضوی شده است. نوع مصارف تعیین‌شده از سوی واقفان در این دوره بیشتر متمرکز بر روشنایی حرم، دارالشفا، تعزیه‌داری، فقرا و … می‌باشد.
با بررسی سهم زنان در وقف، چنین استنباط می‌شود که معمولا در هر دوره‌ای، مشارکت در وقف توسط طبقات مختلف جامعه وجود داشته است. فراز و فرود موقوفات و توجه به نیاز جامعه از مشخصه‌های این موقوفات است که بنا به مقتضیات زمانی و مکانی، واقفان به انجام عمل وقف اقدام کرده‌اند. درآمدها و هزینه‌های این موقوفات در دفاتر مالی آستان قدس ثبت شده و بنابر نوع وقف و نوع مصارفی که واقف برای آن تعیین کرده است هزینه می‌شوند.
واقفانی چون مریم‌خانم و سکینه‌خانم در سال 1287 هجری قمری اموال و دارایی خود را وقف بر تعزیه‌داری سیدالشهدا در کشیک ثانی حرم مطهر امام رضا(ع) قرار داده‌اند یا عزت‌ملک‌خانم ملقب به اشرف‌السلطنه در سال 1328 هجری قمری موقوفه‌ای در زمینه خیرات و مبرات و تعزیه‌داری حضرت رسول(ص) از خود برجای گذاشته است. هم‌چنین در اسناد باقی‌مانده در دوره قاجاریه در صفر 1317 هزینه‌های برگزاری مراسم روضه‌خوانی در محل کشیک‌خانه از محل مصارف موقوفه انیس‌الدوله انجام شــده است.

غلامرضا آذری خاکستر کارشناس و پژوهشگر تاریخ

گرانترین ارایشگر جهان کیست؟

کسی که در صدر فهرست گران‌ترین آرایشگران جهان جا می‌گیرد و دستمزد او با فاصله بسیار، از دیگر آرایشگران لوکس جهان بیشتر است، آرایشگر بریتانیایی، استوارت فیلیپس، است که برای مو کوتاه کردن ۱۶۳۰۰ دلار دستمزد گرفت و از مشتریان مشهور او می‌توان «بنیسیو دل‌تورو» را نام برد.
مشتری این آرایشگر مشهور و کسی که این مدل مو روی او پیاده شد، زنی ایتالیایی به ‌نام بورلی لاتئو بود که از نتیجه کار هم ابراز خوشحالی زیادی کرد و گفت که این مدل مو به مبلغی که برای آن هزینه کرده بود، واقعا می‌ارزید، چون دقیقا همان چیزی بود که می‌خواست: «یک مدل موی بی‌نظیر.»
489000000 تومن برای کوتاهی مو می گیره

منبع: مجله هنری ژوان

این موارد به شما می‌گوید از طلاق پشیمان می‌شوید

طلاق ساده‌ترین راه ممکن برای زوج‌هایی است که در ازدواج‌های ناخوشایند زندگی می‌کنند؛ اما این تصمیم ساده و عجولانه، ممکن است به جای آرامش بیشتر آسیب های جدی را به زندگی تان تحمیل کند. جدایی هم مانند هر مقوله دیگر نیاز به آمادگی دارد. اگر این مراحل در شما تکمیل نشده است بهتر است درباره آن تردیدی جدی داشته باشید..

عدم تفاهم ،درگیری های مکرر و طولانی مدت،فقدان گفتگوی مسالمت آمیز و فرار از توهین و تحقیر و کشمکش های هر روزه نهایتا بسیاری از زوج ها را به این نقطه می رساند که باید از هم جدا شوند.طلاق امری نکوهیده شده است اما شرع و دین و اخلاق آن را مطلقا سیاه نمی بیند ،اما برای این مرحله از زندگی نیاز به بررسی ها و آمادگی های بسیاری وجود دارد تا زوجین پس از رسیدن به آن حس پشیمانی و عذاب وجوان نداشته باشند.ممکن است طلاق زندگی این زوج ها را با آسیب های جدی تری همراه کند.اگر هنوز برای ماندن و ساختن زندگی تان تردید دارید و به طلاق به عنوان گزینه نهایی فکر می کنید بهتر است به  توصیه های دکتر یاسر مدنی مشاور و عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران عمیقا فکر کنید و بعد تصمیم بگیرید.

این موارد به شما می‌گوید از طلاق پشیمان می‌شوید

*** بسیاری از زوجین به آمادگی برای طلاق فکر نمی‌کنند

بیشتر کتاب‌ها و مقالات در مورد طلاق بر اساس این فرض نوشته‌شده‌اند که وقتی زن و شوهر می‌گویند می‌خواهند طلاق بگیرند یعنی آماده طلاق هستند اما مشاوران و درمانگران این فرضیه را غلط می‌دانند و می‌گویند معمولاً هنگامی‌که زوجین فرآیند طلاق را آغاز می‌کنند، یکی از آن‌ها و اغلب، هر دو واقعاً برای طلاق آماده نیستند. تصمیم به طلاق مانند تصمیم به انتخاب همسر یکی از حیاتی‌ترین تصمیماتی است که یک نفر می‌تواند بگیرد چراکه اشتباه در انتخاب این تصمیم می‌تواند برای سال‌ها یا مادام‌العمر عواقب داشته باشد؛ بنابراین تصمیم به این امر مهم نیازمند توجه بیشتر از سوی زوجین است.

یاسر مدنی دراین‌باره می‌گوید: «بسیاری از زوجین به آمادگی برای طلاق و عواقب آن فکر نمی‌کنند و با این فرض اقدام به طلاق می‌کنند که هر چه زودتر بتوانند از یک موقعیت استرس‌زا و تنش زا خارج شوند. بنابراین، افرادی که در ازدواج‌های پرتنش هستند تمایل دارند تا هرچه سریع‌تر طلاق را به پایان برسانند تا به زندگی خود ادامه دهند اما متأسفانه در بیشتر موارد برعکس این اتفاق می‌افتد.»

این موارد به شما می‌گوید از طلاق پشیمان می‌شوید

***طلاق راحت تر شده، آسیب های آن جدی تر

طلاق به‌سادگی انتخاب یک وعده غذایی برای شام نیست. تصمیم به طلاق مانند تصمیم به ازدواج مهم و سرنوشت‌ساز است چراکه هر دو یک تغییر شدیدی را در زندگی شما ایجاد می‌کند. در این میان اگر پای بچه وسط باشد، تصمیم به طلاق تأثیرات بیشتری را بر شما و همسرتان خواهد داشت. بنابراین، قبل از طلاق مهم است به این فکر کنید که چگونه این روند و نتیجه آن می‌تواند بر تک‌تک اعضای خانواده شما تأثیر بگذارد. این در حالی است که متأسفانه این روزها قبح طلاق ریخته شده و زوج‌های جوان با کوچک‌ترین مشکلی به فکر طلاق می‌افتند یا همدیگر را تهدید به طلاق می‌کنند. مدنی با اشاره به معضلات طلاق خاطرنشان کرد: «طلاق همچنان یک اتفاق منفی در جامعه تلقی می‌شود. اگرچه قبح طلاق نسبت به قبل ریخته شده و طلاق گرفتن و طلاق دادن آسان‌تر شده اما دردسرها و معضلات طلاق همچنان باقی است. امروزه بسیاری از زوج‌ها زمانی که موقعیت‌های استرس‌زا مانند مشکلات مالی، خیانت و… را تجربه می‌کنند، شروع به فکر کردن به طلاق می‌کنند، درحالی‌که فکر کردن به طلاق انسان را یک گام نزدیک‌تر به طلاق می‌کند. درگذشته افراد پستی‌وبلندی‌های زندگی را تحمل می‌کردند تا اینکه یک ریش‌سفید و واسطه‌ای با پادرمیانی اختلاف و طلاق عاطفی بین زوجین را حل‌وفصل می‌کرد اما امروزه آستانه تحمل زوجین پایین آمده و با به وجود آمدن مشکلات خیلی سریع اقدام به خاتمه دادن به عهد ازدواج می‌کنند درحالی‌که پیوند زناشویی به‌صورت سنتی به معنای پایبندی و تحمل تلاطم‌ها و بالا و پایین رفتن‌های زندگی مشترک بوده است.»

این موارد به شما می‌گوید از طلاق پشیمان می‌شوید

این مشاور خانواده ادامه می دهد: «فکر کردن به طلاق احتمال صحبت کردن درباره طلاق را افزایش می‌دهد و صحبت درباره طلاق بین همسران باعث حرمت‌شکنی و دل‌شکستگی شده و به بافت پیوند زناشویی خدشه وارد خواهد کرد. به همین دلیل وقتی افراد دچار مشکلات عمیق می‌شوند، بهتر است قبل از آنکه فکر طلاق در ذهن یکی از طرفین خطور کند، بلافاصله به مشاور ذی‌صلاح و متخصص رجوع کنند تا این فکر تبدیل به صحبت و اقدام قانونی در راستای طلاق نشود.»

*** آسیب روانی طلاق

طلاق یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های زندگی است که می‌تواند بسیار آسیب‌زا باشد. محرک‌های زیادی برای آسیب‌های طلاق وجود دارد ازجمله فاصله گرفتن خانواده، دوستان یا فرزندان شما بعد از طلاق، پی بردن به خیانت‌های همسر، شوک ناگهانی طلاق توسط همسر، آزار جسمی یا روحی و… .

مدنی با اشاره به آسیب‌های روحی و روانی طلاق می‌گوید: «طلاق می‌تواند باعث کاهش اعتمادبه‌نفس شود. همچنین تأثیر بسیار مخربی برای کودکان دارد، به‌غیراز موارد بسیار نادر که آسیب ماندن در رابطه ممکن است برای بچه‌ها یا یکی از طرفین بیشتر باشد.»

مدنی اشاره می‌کند: «طبق روایات اسلامی، طلاق یکی از منفورترین حلال‌های خداوند است و تا حد امکان باید از آن اجتناب کرد. افرادی که طلاق را تجربه می‌کنند معمولاً دچار دگرگونی‌های مختلف روحی و روانی ازجمله تنظیم مجدد با شرایط جدید می‌شوند. طلاق تقریباً مثل حالت سوگ و از دست دادن است زیرا یک پیوند اتحادافرین، منحل و ناقص می‌شود و این نقص عضویت در یک پیمان دوطرفه ناگهان یک‌طرفه می‌شود و این ازنظر روانی می‌تواند برای طرفین شوک‌آور باشد. همچنین در چنین وضعیتی، شرایط جدید اقتصادی، سکونت، شغل، هویت خانوادگی، دوستان مشترک و… می‌تواند دستخوش تغییر شود و خیلی وقت‌ها این تغییرات حتی به حالت اول برنمی‌گردد.»

این موارد به شما می‌گوید از طلاق پشیمان می‌شوید

*** بسیاری از زوجین بعد از طلاق پشیمان می‌شوند

مدنی یکی دیگر از آسیب‌های روان‌شناختی طلاق را احساس پشیمانی بعد از طلاق عنوان می کند و می گوید : «برخی از تحقیقات نشان داده که اکثر مواقع زن و شوهر بعد از طلاق در ماه‌ها و سال‌های منتهی به طلاق احساس پشیمانی شدید، خود سرزنشگری، احساس گناه و عذاب وجدان می‌کنند و حضور بچه‌ها می‌تواند احتمال پشیمانی را افزایش دهد. در بسیاری از موارد، زوجین به خیال اینکه بیرون از این رابطه اتفاق بهتری می‌افتد، اقدام به طلاق می‌کنند ولی بعد از مدتی پشیمان می‌شوند. مراجعان زیادی به من مراجعه کرده و گفته‌اند که می‌خواهند بقیه زوجین را نصیحت کنند که ‌ترمیم و ماندن در رابطه زناشویی خیلی کم‌هزینه‌تر و لذت‌بخش‌تر از طلاق خواهد بود چون زندگی را از نو شروع کردن بسیار سخت خواهد بود.»

این تردید ها و عذاب وجدان ها بیماری های روحی متعددی را به زوجین تحمیل می کند: «خیلی از افراد بعد از طلاق مدام با خود می‌گویند ای‌کاش می‌شد تا من هم زندگی‌ام را نگه‌دارم و برگردم. درصدی از این افراد با مشاوره به زندگی خود برمی‌گردند و بیشتر از قبل قدر داشته‌های خود را می‌دانند اما در بعضی موارد احساس پشیمانی و خود سرزنشگری بعد از طلاق تبدیل به یک بحران روحی می‌شود و در چنین شرایطی لازم است فرد برای کاهش احساس پشیمانی حتماً به روانشناس مراجعه کند.»

*** قبل از طلاق به پشیمانی بعد از آن فکر کنید

مدنی در پاسخ به این سؤال می گوید : «طبیعتاً قبل از طلاق ملاک‌های متعددی باید موردبررسی قرار گیرد؛ ازجمله روابط خانوادگی، تعاملات اجتماعی، باورها و اعتقادات دینی و معنوی، انتظارات و توقعات طرفین، نگرش نسبت به وظایف زن و مرد در رابطه زناشویی و ازدواج، موضوعات مربوط به فرزند پروری و تقسیم وظایف زن و شوهر در منزل و بیرون از منزل؛ بهتر است این موارد توسط مشاورین ازدواج موردبررسی قرار بگیرد.»

علاوه بر بررسی این امور، لازم است افراد قبل از طلاق به چند سؤال پاسخ دهند:

آیا هنوز نسبت به شریک زندگی خود احساسی دارید؟

بسیاری از افراد که می‌گویند می‌خواهند طلاق بگیرند، همچنان ته دلشان نسبت به همسرشان احساس دارند اما به دلیل جنگ‌ودعوای مداوم در رابطه، تصور می‌کنند صمیمیتی وجود ندارد و باید به این زندگی پایان دهند. بنابراین، قبل از طلاق بدون در نظر گرفتن مشکلات پیش رو، به احساس خود نسبت به همسرتان توجه کنید؛ اگر هنوز ذره‌ای به همسرتان علاقه‌مندید حتماً قبل از طلاق روی رابطه خود کارکنید، در غیر این صورت بعد از طلاق احساس پشیمانی خواهید کرد و ممکن است پس از طلاق وضعیت خود را بدتر ازآنچه اکنون هستید، ببینید.

آیا واقعاً آماده طلاق هستید یا فقط تهدید می‌کنید؟

زوجین اغلب در مشاجرات زناشویی به دلیل عصبانیت، تصمیم جدی برای تغییر واقعی و به دست آوردن قدرت و کنترل بر طرف مقابل، همدیگر را تهدید به طلاق می‌کنند. در چنین مواردی چنانچه این تهدیدها تبدیل به واقعیت شود، می‌تواند احساس پشیمانی شدیدی را به همراه داشته باشد؛ بنابراین قبل از طلاق به این فکر کنید که آیا تنها تهدیدکننده هستید یا واقعاً آماده طلاقید و هیچ کاری برای بهبود رابطه از دستتان برنمی‌آید.

 آیا می‌توانید عواقب ناخوشایند طلاق را تحمل‌کنید؟

طلاق منجر به احساس اندوه، ناامیدی، تنهایی، شکست و طرد شدن می‌شود. برای آمادگی در برابر فراز و نشیب‌های طلاق، داشتن یک سیستم حمایتی از طرف خانواده و دوستان ضروری است که در صورت نیاز به شما کمک عاطفی و عملی کنند. اگر شما کسی هستید که طلاق را انتخاب کرده‌اید، باید ببینید که آیا می‌تواند عواقب ناخوشایند طلاق را تحمل‌کنید یا خیر. برای اینکه بدانید آیا برای طلاق آماده هستید یا خیر، به موارد زیر توجه کنید:

اگر ترس از مشکلات مالی و تغییر در سبک زندگی‌تان را دارید، آمادگی طلاق را ندارید.

اگر نمی‌توانید ناراحتی و عصبانیت فرزندانتان را بپذیرید، پس برای طلاق آماده نیستید.

اگر حاضر نیستید ازنظر عاطفی و احساسی همسرتان را رها کنید، آمادگی طلاق را ندارید.